اثبات خلافت امیرالمؤمنین در کلام رسول گرامی اسلام آیت الله حسینی قزوینی
قسمت هفتاد و یکم برنامه حبل المتین با کارشناسی آیت الله سیدمحمد حسینی قزوینی
برنامه «حبل المتین» - 06/03/1400 (قسمت هفتاد و یکم)
عنوان برنامه: اثبات خلافت امیرالمؤمنین در کلام رسول گرامی اسلام
کلیدواژه: خلیفتي؛ ملازاده؛ یحیی بن معین؛ مؤمن من بعدي؛ ألبانی؛ خلفتك؛ أحمد محمود صبحی؛ خلیفتي في أمتي؛ خلیفتي علیکم؛ استخلفت؛ شبکه کلمه؛ سجودی!
استاد: حضرت آیت الله حسینی قزوینی
مجری: حجت الاسلام و المسلمین مرعشی
مجری:
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین
عرض سلام و ادب و احترام دارم خدمت همه شما بینندگان عزیز و ارجمند «شبکه جهانی حضرت ولی عصر».
امروز، سالروز شهادت حضرت حمزه سیدالشهدا بوده است و همچنین سالروز وفات و رحلت شهادت گونه حضرت عبدالعظیم حسنی. ان شاءالله که ما بتوانیم پیرو راستین بزرگان دینمان باشیم و الگوهای خوبی برای خودمان انتخاب کرده باشیم.
این مناسبت را خدمت همه شما شیعیان و شیفتگان اهل بیت عصمت و طهارت و پیروان آنها تسلیت عرض میکنم.
به رسم شب های جمعه محضر شما هستیم و تقدیم میکنیم به نگاه مهربان شما بینندگان عزیز و ارجمند برنامه «حبل المتین» را.
برنامهای که این افتخار را داریم در محضر حضرت استاد حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی باشیم. ان شاءالله که امشب هم بتوانیم نهایت استفاده و بهرهمندی را از محضرشان داشته باشیم.
ابتدا سلام و عرض ادبی داشته باشیم خدمتشان و مثل همی شود بهره مند شویم از آن حسن مطلب های زیبای فاطمی ایشان سلام عرض میکنم محضرتان و در خدمتتان هستم.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
سلام علیکم و رحمة الله و برکاته؛ بنده هم با سلام و صلوات و درود بی پایان به محضر مولای مان حضرت بقیة الله الاعظم (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) خالصانه ترین سلامم را خدمت بینندگان عزیز و گرامی که در هر کجای این گیتی پهناور بیننده برنامه هستند و یا تکرار برنامه را میبینند تقدیم میکنم و موفقیت بیش از پیش برای همه عزیزان از خدای منان خواهانم.
ما به رسم برنامههای همیشگی خودمان برای اینکه خودمان و شبکه و دستاندرکاران و بینندگان عزیز و دوستداران اهل بیت (علیهم السلام) را بیمه حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) کرده باشیم، توسلی به ساحت مقدس آن بیبی دو عالم کنیم.
عبارتی را «علامه مجلسی» در کتاب «بحارالانوار» جلد 53 صفحه 14 از قول «سلمان فارسی» نقل میکند.
« وَ إِشْعَالَ النَّارِ عَلَى بَابِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ»
در خانه امیرالمؤمنین را آتش زدند.
« وَ فَاطِمَةَ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ ع لِإِحْرَاقِهِمْ بِهَا»
حضرت فاطمه زهرا و امام حسن و امام حسین درون خانه آتش گرفته بودند.
« وَ ضَرْبَ يَدِ الصِّدِّيقَةِ الْكُبْرَى فَاطِمَةَ بِالسَّوْطِ »
با تازیانه بر بازوی حضرت فاطمه زهرا زدند.
«وَ رَفْسَ بَطْنِهَا وَ إِسْقَاطَهَا مُحَسِّنا »
و بین در و دیوار فشار دادند و حضرت محسن سقط شد.
بحار الأنوار، نويسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، محقق / مصحح: جمعى از محققان، ج 53، ص 14، باب 28 ما يكون عند ظهوره ع برواية المفضل بن عمر
همه گریند به مظلومی زهرا اما
این علی بود که مظلوم تر از زهرا بود
دوست دارم کز غمت یا فاطمه تنها بگریم
از یتیمان تو پنهان در دل شبها بگریم
دوست دارم سر فرود آرم من بی کس به چاهی
برکشم فریاد غربت های های آنجا بگریم
دوست دارم زینب من گریه هایم را نبیند
گه به نخلستان و گاهی در دل صحرا بگریم
دوست دارم جانم از تن با نفسهایم برآید
بس که یا زهرا بگویم، بس که بی پروا بگریم
«نَفْسِي عَلَى زَفَرَاتِهَا مَحْبُوسَةٌ»
جان من با ناله هایم در سینه ام حبس شده است.
«يَا لَيْتَهَا خَرَجَتْ مَعَ الزَّفَرَات»
ای کاش جانم با ناله هایم از سینه ام خارج می شد.
«لَا خَيْرَ بَعْدَكِ فِي الْحَيَاةِ وَ إِنَّمَا»
پس از او خیری در زندگی در دنیا نیست.
«أَخْشَى مَخَافَةَ أَنْ تَطُولَ حَيَاتِي»
گریه می کنم از ترس اینکه زندگی ام در دنیا طولانی شود.
مناقب آل أبي طالب عليهم السلام، نويسنده: ابن شهر آشوب مازندرانى، محمد بن على، ج 1، ص 240، فصل في وفاته ع
صلی الله علیک یا مولاتي یا فاطمة أغیثیني
مجری:
أحسنتم، طیب الله أنفاسکم. چقدر زیبا! الحمدلله این توفیق را داریم باز هم امشب هم ابتدای جلسه مان را نورانی کردیم با ذکر حضرت زهرای اطهر (سلام الله علیها).
شما بینندگان عزیز قطعاً برنامههای پیشین را ملاحظه فرمودید. امشب میخواهیم همان اول یک گریزی بزنیم به آن صحبتی که در جلسه پیشین انجام شد.
در جلسه گذشته صحبتی انجام شد مبنی بر اینکه ما از لحاظ دلایل عقلی و نقلی فراوان این را مییابیم که حضرت رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) نمی تواند امتش را بعد از خودش همینجور بدون هیچ جانشینی رها کرده باشد.
این با تمامی ادله برای همه ما به اثبات رسید و این هم واضح شد که به هیچ وجه رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) نیامدند ویژگیهایی را برای انتخاب مردم مشخص کنند.
پس جریان انتخابی بودن هم کاملاً کنار رفت و آن چیزی که باقی ماند، این بود که قطعاً پیامبر گرامی اسلام فردی را نصب کردند.
صحبت به اینجا رسید که حالا بخواهیم ببینیم این نصب چه کسی هست و منصوب پیامبر چه کسی هست.
شیعه طبیعتاً اعتقادش بر این است که امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (سلام الله علیه) چنین مقامی را دارا شدند، اما آن چیزی که بسیار زیاد در شبکههای وهابی ملاحظه میکنیم این هست که آنها می گویند نه چنین چیزی ما نداریم.
وقتی ما به وهابی ها می گفتیم که این سند را چکار می کنید که رسول گرامی اسلام فرمودند و لفظ «ولی» در آن ذکر شده است، می گویند: «ولی» ذو جهات هست و جهات زیادی داریم!!
می رویم سراغ لفظ بعد «امام» را می آوریم، باز می گویند که «امام» معانی مختلفی دارد. تک تک آنها را که می آوریم آنها بالاخره یک جوری توجیه می کنند، اما با لفظ «خلیفه» این مطلب را انکار می کنند.
حضرت استاد فرمودند که در شبکههای وهابی بسیار مانور می دهند بر سر این مطلب که لفظ «خلیفه» را اصلا نداریم. اصلاً ما نداریم که پیامبر تصریح کرده باشند بر این مطلب که حضرت امیرالمؤمنین خلیفه بعد از من است.
حالا به خاطر اینکه کاملاً این تقریب به ذهن انجام شود و تصورات شما بینندگان عزیز از این مطلب هم کاملاً جا بیفتد، ابتدا یک کلیپی را ببینیم از همین مانور شبکههای وهابی.
ببینیم آنها به چه سمت و سویی دارند می روند، ان شاءالله بعد از آن برمیگردیم و پاسخ حضرت استاد را خواهیم شنید.
" ـ پیامبر باید میگفت اگر این معنی همین باشد باید اینجوری میگفتند: دشمن بدار کسی را که اطاعتش را نمی کند.
ـ رسول گرامی اسلام صراحتا تعابیری به کار می برد که هیچ دو پهلو نبود، کامل و واضح و شفاف و صریح بود که حضرت علی خلیفة من بعدی این تعابیر را به کار میبرد. همین سوال از آقای احمدی مطرح می شود: چرا رسول خدا که غیر ذی وجه صحبت می کرد، نفرمود: «من کنت خلیفته، فهذا علی خلیفتي».
ـ چرا با عبارت صریح نگوید که علی جانشین من و خلیفه من هست؟! چرا عبارتی می گوید که همه معانی را در بر دارد جز جانشینی؟!
ـ مگر پیامبر نمیتوانست طبق این «بلغ» بگوید: ایها الناس علی را خداوند به عنوان امام اعلام کرده و امروز به شما اعلام میکنم که این علی «خلیفتی» و «خلیفة الله من بعدی» است؟!
ـ رسول الله (صلی الله و علیه و سلم) هم آمد ابلاغ کند. چطور ابلاغ کرد؟! باید میگفت: «یا ایها الناس من کنت نبیه» ای کسی که من پیامبر و نبی او هستم، «و علی خلیفتي و امامکم من بعدی». بعد اینطوری می گفت.
اگر این حرف را میزد، شیعه هم روایت میکرد و سنی هم روایت میکرد. نه شیعهای وجود داشت، نه سنی وجود داشت.
ـ به وضوح و روشنایی برای امتش بیان نکند؟! عجیب است.
ـ یعنی حتی آسانترین الفاظ مثل «خلیفتی»، «ولی»، «ولی امرکم» یعنی الفاظی که هر کسی راحت میتواند آن را بفهمد!"
بسیار خوب چقدر زیاد از این کلیپهایی هست که بارها و بارها همه آن افرادی که بالاخره این شبکههای وهابی را پیگیری می کنند، ملاحظه می کنند.
حضرت استاد اگر بخواهیم سوالشان و استفهامشان را حقیقی بگذاریم، دارند می گویند که اگه رسول الله میفرمود: خلیفه بعد از من علی بن ابیطالب هست، دیگر ما هم صحبتی نداشتیم!!
ان شاءالله اگر استفهامشان حقیقی بوده است، بالاخره نشان می دهد که آنها یک سؤالی دارند و می گویند: اگر پیامبر به عنوان خلیفه حضرت امیرالمؤمنین را مشخص کرده باشند، ما میپذیریم.
به قول خودشان دیگر نه شیعهای، نه سنی نه این افتراقها اصلاً به وجود نمی آید و ما هم تابع محض روایت رسول الله خواهیم بود.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمدلله و الصلاة علی رسول الله و علی آله آل الله لاسیما علی مولانا بقیة الله و اللعن الدائم علی اعدائهم اعداء الله إلی یوم لقاء الله أفوض أمری إلی الله إن الله بصیر بالعباد حسبنا الله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر یا أبا صالح المهدی ادرکنی
با توجه به اینکه دعب ما این نیست که کلیپ از این شبکه ها پخش کنیم، ولی من جلسه گذشته عرض کردم مناظرهای که یک جوان 19 ساله دزفولی با یکی از این شبکهها داشت، عرصه را برایشان تنگ کرد.
متأسفانه آنها روش و آداب مناظره را رعایت نمی کنند و میبینند اگر رعایت کنند رسوا می شوند.
در تمام دنیا رسم بر این هست و در گذشته هم به این شکل بوده است که وقتی دو نفر می خواهد مناظره کند، یک نفر در وسط ناظر مناظره است و وقت را تقسیم میکند و می گوید 10 دقیقه شما صحبت کن و 10 دقیقه طرف مقابل صحبت کند.
خود ما هم در «شبکه سلام» وقتی با آقای «ملازاده» برنامه داشتیم، 10 دقیقه ما صحبت میکردیم 10 دقیقه ایشان صحبت می کرد. وقتی هم با آقای «مرادزهی» مناظره داشتیم به همین شکل.
در مقابل آنها میبینند در آن 10 دقیقه خودشان حرفی برای زدن ندارند و کم می آورند و رسوا می شوند و خود اهل سنت و وهابیها آنها را مذمت می کنند و می گویند: شما حرفتان را بزنید و بروید، ما خودمان مانور می دهیم.
مجری:
میبریم و میدوزیم.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
این دلیل فضاحت آنهاست، دلیل بدبختی آنهاست. این بهترین دلیل است که معلوم کند این افراد در برابر شیعه حرف برای زدن ندارند.
اگر شما راست می گویید، بیایید سوالات ما را جواب بدهید. مثلاً ما خودمان وقتی با «ملازاده» صحبت میکردیم، من یک سوال میکردم ایشان جواب میداد و یکیشان سوال میکرد ما جواب میدادیم.
این روش خیلی عالی زیبا بود. همچنین در «شبکه المستقله» و دیگر شبکه ها هم با این روش مناظره می شد.
بنابراین این افراد که دیدند به این شکل نمیتوانند مناظره کنند، یک وقتی را معین می کنند به بچه شیعهها می دهند بعد خودشان مانور می دهند و یک طرفه به قاضی می روند و میبرند و میدوزند.
لذا بینندگان عزیز دیدند که حتی اینها حرف زدن بلد نیستند. او می گوید: «من کنت خلیفته فعلی خلیفة»! من نمیدانم این دیگر چه ادبیاتیست. هرکس من خلیفه او هستم، علی هم خلیفه اوست!!
یعنی حتی حرف زدن را آنها بلد نیستند و واقعا خیلی خنده دار است. آنها می گویند: اگر پیغمبر اکرم در کتب شیعه و در کتب سنی می گفت: «علی خلیفتي من بعدی»، دیگر مسئله تمام بود و این همه اختلاف نبود.
واقعاً حرف قشنگی است. من میخواهم امشب قدری در این خصوص صحبت کنم، شاید هم نتوانیم به همه این بحث برسیم. این حدیث:
« وأنت خليفتي في كل مؤمن من بعدي »
السنة ، اسم المؤلف: عمرو بن أبي عاصم الضحاك الشيباني ، دار النشر : المكتب الإسلامي - بيروت - 1400 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : محمد ناصر الدين الألباني، ج 2، ص 565، ح 1188
را هم از منابع شیعه می آوریم، هم از منابع اهل سنت. همچنین از جوان های عزیز تقاضا دارم خوب دقت کنند.
بنده از مجاهدین سختکوش عرصه مجازی و عزیزانمان در «ندای شیعه» تقاضا دارم این بحث را خوب دقت کنند و نکاتی که ما خدمتشان عرض میکنیم را بگیرند.
اگر هم عزیزان توانستند چیزی هم اضافه کنند که خیلی بهتر است، ولی دیگر ضروریهایی که لازم است در این رابطه گفته شود من به حول قوه الهی با عنایت حضرت ولی عصر امشب میخواهم بیان کنم.
واقعاً اگر پیغمبر اکرم فرموده بود: «علی خلیفتي» دیگر اختلاف شیعه و سنی نبود؟! اگر ما ثابت کردیم که پیغمبر اکرم فرموده است: «علی خلیفتي من بعدي» آیا شما حاضرید دست از این نزاعتان بردارید یا خیر؟!
ما ابتدا می رویم سراغ « طبری» متوفای 310 هجری. ایشان در کتاب «تاریخ» جلد اول صفحه 542 می نویسد رسول اکرم بعد از اینکه آیه:
(وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِين)
خويشاوندان نزديكت را انذار كن.
سوره شعراء (26): آیه 214
نازل شد، تعدادی از قریش را جمع کرد و در آنجا مطالبی فرمود که داستانش خیلی مفصل هست و در پایان امیرالمؤمنین مطلبی می گوید. ناقل روایت هم خود علی بن أبی طالب هست و این خیلی جالب است.
یکی از شبهاتی که وهابیت دارند، این است که می گویند: چرا علی بن أبی طالب نگفت من خلیفه هستم، من امام هستم؟! اگر علی بن أبی طالب خلیفه بود، خودش هم یک روایتی نقل میکرد که من خلیفه پیغمبر هستم.
این در حقیقت یک جواب دو زبانه هست. هم کلمه «خلیفتی» از زبان امیرالمؤمنین هست که می فرماید:
«فأخذ برقبتي ثم قال إن هذا أخي ووصي وخليفتي فيكم فاسمعو له وأطيعوا»
رسول خدا دست بر گردن من انداخت و فرمود: براستی که او برادر و وصی و جانشین من در میان شماست. از او شنوایی داشته و یاری اش کنید.
دیگر چه میخواهید؟! بعد از سه سال که نبی مکرم اسلام به صورت مخفیانه تبلیغ میکرد، روز اول که رسالتش را علنی کرد بعد از آیه شریفه:
(وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِين)
اولین روز و اولین ساعت اعلان رسالت عبارت:
« إن هذا أخي ووصي وخليفتي فيكم فاسمعو له وأطيعوا »
را آورده است. این یک دستور و امر است. شما هم اینقدر سواد دارید که بدانید دلیل بر وجوب است.
« فاسمعو له وأطيعوا »
از او حرف شنوی داشته باشید و اطاعت کنید.
«قال فقام القوم يضحكون ويقولون لأبي طالب قد أمرك أن تسمع لابنك وتطيع »
آن گروه برخاستند و در حالی که می خندیدند، به ابوطالب گفتند: تو را مأمور کرد تا از پسرت شنوایی داشته و از او اطاعت کنی!
تاريخ الطبري ، اسم المؤلف: لأبي جعفر محمد بن جرير الطبري ، دار النشر : دار الكتب العلمية – بيروت، ج 1، ص 542 - 543، باب ذكر الخبر عما كان من أمر نبي الله عند ابتداء الله تعالى ذكره إياه بإكرامه بإرسال جبريل عليه السلام إليه بوحيه
از نظر سند هم به خاطر اینکه آقایان نگویند که از نظر بحث سندی مشکل دارد، آقای عثمان الخمیس یک بحثهایی دارد و حرفهایی زده که بی اساس است.
ما روایت را از نظر سندی هم بررسی میکنیم. راوی اول «محمد بن حمید» هست که در کتاب «تهذیب الکمال» از قول «یحیی بن معین» می نویسد:
«سمعت يحيى ابن مَعِين يقول : ابن حميد ثقة»
تهذيب الكمال ، اسم المؤلف: يوسف بن الزكي عبدالرحمن أبو الحجاج المزي ، دار النشر : مؤسسة الرسالة - بيروت - 1400 - 1980 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : د. بشار عواد معروف، ج 25، ص 100، ح 5167
راوی بعد «سلمة بن فضل» هست که در کتاب «تهذیب التهذیب» اثر «ابن حجر عسقلانی» جلد چهارم صفحه 135 آمده است که «ابن معین» گفته است:
«عن بن معين ثقة كتبنا عنه »
و:
« وقال بن سعد كان ثقة صدوقا»
تهذيب التهذيب ، اسم المؤلف: أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل العسقلاني الشافعي ، دار النشر : دار الفكر - بيروت - 1404 - 1984 ، الطبعة : الأولى، ج 4، ص 135، ح 265
راوی بعد «محمد بن اسحاق» است که «ذهبی» در کتاب «سیر أعلام النبلاء» جلد 7 می نویسد:
«العلامة الحافظ الأخباري »
سپس می نویسد:
«قال علي بن المديني مدار حديث رسول الله ستة فذكرهم ثم قال فصار علم الستة عند اثني عشر أحدهم محمد بن إسحاق »
سير أعلام النبلاء ، اسم المؤلف: محمد بن أحمد بن عثمان بن قايماز الذهبي أبو عبد الله ، دار النشر : مؤسسة الرسالة - بيروت - 1413 ، الطبعة : التاسعة ، تحقيق : شعيب الأرناؤوط , محمد نعيم العرقسوسي، ج 7، ص 33 – 36، باب 15 ابن إسحاق 4
به گفته «علی بن مدینی» محور رسول خدا بر عهده شش نفر هست که یکی از آنها «محمد بن اسحاق» هست.
راوی بعد «عبدالغفار بن قاسم» هست که کتاب «لسان المیزان» ایشان را توثیق کرده و می گوید: آدم صالحی هست.
«وكان ذا اعتناء بالعلم وبالرجال »
سپس می نویسد:
«وقال شعبة لم ار احفظ منه »
لسان الميزان ، اسم المؤلف: أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل العسقلاني الشافعي ، دار النشر : مؤسسة الأعلمي للمطبوعات - بيروت - 1406 - 1986 ، الطبعة : الثالثة ، تحقيق : دائرة المعرف النظامية - الهند -، ج 4، ص 42، ح 123 عبد الغفار بن القاسم
راوی بعد «منهال بن عمر» است که در کتاب «تهذیب الکمال» اثر «مزی» جلد 28 وقتی ایشان را می آورد، می نویسد:
«وَقَال إسحاق بن منصور ، عن يحيى بن مَعِين : ثقة »
تهذيب الكمال ، اسم المؤلف: يوسف بن الزكي عبدالرحمن أبو الحجاج المزي ، دار النشر : مؤسسة الرسالة - بيروت - 1400 - 1980 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : د. بشار عواد معروف، ج 28، ص 570، ح 6210 - خ 4 : المنهال (2) بن عَمْرو الأسدي
راوی بعد «عبدالله بن حارث» هست که در کتاب «تهذیب التهذیب» جلد پنجم صفحه 157 به صراحت می گوید:
« قال بن معين وأبو زعرة والنسائي ثقة وقال بن المديني ثقة »
سپس می نویسد:
« وقال بن عبد البر في الاستيعاب اجمعوا على أنه ثقة »
تهذيب التهذيب ، اسم المؤلف: أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل العسقلاني الشافعي ، دار النشر : دار الفكر - بيروت - 1404 - 1984 ، الطبعة : الأولى، ج 5، ص 157، ح 310 ع الستة عبد الله بن الحارث
بنابراین سند روایت هیچ مشکلی ندارد و حداقل حسن هست.
« والحسن كالصحيح في الاحتجاج»
أضواء على السنة المحمدية، نويسنده : محمود أبو رية، وفات : 1385، رده : مصادر حديث سنى – عام، خطى : خير، چاپ : الخامسة، ص 282، باب الحسن
با همین سند «ابن اثیر» متوفی 630 هجری در کتاب «الکامل فی التاریخ» جلد اول صفحه 586 همین مطلب را نقل می کند که پیغمبر اکرم فرمود:
« فأخذ برقبتي ثم قال إن هذا أخي ووصيتي وخليفتي فيكم فاسمعوا له وأطيعوا »
كامل في التاريخ ، اسم المؤلف: أبو الحسن علي بن أبي الكرم محمد بن محمد بن عبد الكريم الشيباني ، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت - 1415هـ ، الطبعة : ط2 ، تحقيق : عبد الله القاضي، ج 1، ص 586، باب ذكر أمر الله تعالى نبيه بإظهار دعوته
پس در اولین روزی که رسول اکرم رسالتش را اعلام فرموده است،خلافت علی بن أبی طالب را اعلام کرده است. آیا الآن حاضرید این اختلاف را بردارید؟!
«ابن عساکر» در کتاب «تاریخ مدینة دمشق» جلد 42 صفحه 47 هم همین عبارت را نقل می کند و پیرامون آیه شریفه:
(وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِين)
می نویسد:
« أيكم يقضي ديني ويكون خليفتي ووصيي من بعدي »
در ادامه می نویسد:
« أنت يا علي أنت يا علي »
سپس می نویسد:
« فأخذ برقبتي ثم قال هذا أخي ووصيتي وخليفتي فيكم فاسمعوا له وأطيعوا»
تاريخ مدينة دمشق وذكر فضلها وتسمية من حلها من الأماثل ، اسم المؤلف: أبي القاسم علي بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله الشافعي ، دار النشر : دار الفكر - بيروت - 1995 ، تحقيق : محب الدين أبي سعيد عمر بن غرامة العمري، ج 42، ص 49، باب اخر الجزء التاسع والأربعين بعد الثلاثمائة من الأصل
سند ایشان هم کاملا صحیح است و هیچ مشکل سندی ندارد. راوی روایت «ابو البرکات» است که «ذهبی» درباره او می نویسد:
«الشيخ العلامة المقرىء النحوي عالم الكوفة وشيخ الزيدية»
سپس می نویسد:
«قال السمعاني شيخ كبير له معرفة بالفقه والحديث واللغة والتفسير والنحو »
سير أعلام النبلاء ، اسم المؤلف: محمد بن أحمد بن عثمان بن قايماز الذهبي أبو عبد الله ، دار النشر : مؤسسة الرسالة - بيروت - 1413 ، الطبعة : التاسعة ، تحقيق : شعيب الأرناؤوط , محمد نعيم العرقسوسي، ج 20، ص 145 – 146، باب 86 الزيدي
یعنی تک تک راویانی که در این روایت هست، همگی مورد تأیید آقایان اهل سنت هستند. اگر در رابطه با بعضی از روات اختلاف هم هست، آقایان قاعده رجالی دارند که اگر یک راوی را یک عده توثیق کردند و یک عده تضعیف کردند روایت او حسن میشود.
« والحسن كالصحيح في الاحتجاج»
آقای «حاکم نیشابوری» در کتاب «مستدرک علی الصحیحین» جلد سوم صفحه 143 مطرح میکند:
« أما ترضى أن تكون مني بمنزلة هارون من موسى إلا أنه ليس بعدي نبي لا ينبغي أن أذهب إلا وأنت خليفتي »
سپس فرمودند:
«أنت ولی کل مؤمن بعدی ومؤمنة»
المستدرک علی الصحیحین، اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاکم النیسابوری، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1411 هـ - 1990 م، الطبعة: الأولی، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ج 3، ص 143، ح 4652
ایشان که ادعا می کند چرا رسول اکرم به علی بن أبی طالب نفرموده است تو ولی امر مؤمنین هستی، به این روایت دقت کند! «حاکم نیشابوری» هم می گوید: این حدیث صحیح است. در تلخیص روایت آمده است که آقای «ذهبی» هم می گوید: صحیح است.
آقایان می گویند اگر «حاکم نیشابوری» و «ذهبی» یک روایت را تصحیح کردند، به منزله ورود روایت در «صحیح بخاری» و «صحیح مسلم» است.
در کتاب «السنه» اثر «ابن ابی العاصم» با تحقیق «محمد ناصرالدین ألبانی» جلد دوم صفحه 565 آمده است:
« وأنت خليفتي في كل مؤمن من بعدي »
السنة ، اسم المؤلف: عمرو بن أبي عاصم الضحاك الشيباني ، دار النشر : المكتب الإسلامي - بيروت - 1400 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : محمد ناصر الدين الألباني، ج 2، ص 565، ح 1188
از این واضحتر؟! از این روشنتر؟! ایشان هم می گوید: سند روایت حسن هست. جالب هست که آقای «ألبانی» در کتاب «سلسلة الاحادیث صحیحه» جلد پنجم صفحه 263 این روایت را می آورد:
« وهو ولي كل مؤمن بعدي»
و:
« أنت ولي كل مؤمن بعدي »
ایشان در مورد سند روایت می نویسد:
«وأخرجه أحمد (1 / 330 – 331) ومن طريقه الحاكم (3 / 132 - 133) وقال: " صحيح الإسناد "، ووافقه الذهبي ، وهو كما قالا»
الكتاب: سلسلة الأحاديث الصحيحة وشيء من فقهها وفوائدها، المؤلف: أبو عبد الرحمن محمد ناصر الدين، بن الحاج نوح بن نجاتي بن آدم، الأشقودري الألباني (المتوفى: 1420هـ)، الناشر: مكتبة المعارف للنشر والتوزيع، الرياض، الطبعة: الأولى، (لمكتبة المعارف)، ج 5، ص 263، ح 2223
آقای «هیثمی» در کتاب «مجمع الزوائد» جلد نهم صفحه 110 بازهم روایتی از خود امیرالمؤمنین نقل می کند که نگویید چرا علی بن أبی طالب نگفته من خلیفه هستم!! ایشان می نویسد:
«وعن علي أن النبي خلفتك أن تكون خليفتي »
بعد فرمود:
« ألا ترضى أن تكون مني بمنزلة هارون من موسى إلا أنه لا نبي بعدي»
آیا راضی نمی شوی که بگویم موقعیت تو نسبت به من موقعیت حضرت هارون نسبت به حضرت موسی هست مگر اینکه بعد از او پیامبری نیامد.
ایشان در مورد سند روایت می نویسد:
« رواه الطبرني في الأوسط ورجاله رجال الصحيح »
طبرانی این روایت را نقل کرده است و رجال آن هم رجال صحیحین است.
مجمع الزوائد ومنبع الفوائد ، اسم المؤلف: علي بن أبي بكر الهيثمي ، دار النشر : دار الريان للتراث/دار الكتاب العربي - القاهرة , بيروت – 1407، ج 9، ص 110، باب منزلته رضي الله عنه
«احمد بن حنبل» در کتاب «فضائل الصحابه» جلد دوم صفحه 684 می نویسد:
«لا ينبغي ان اذهب الا وأنت خليفتي »
ایشان سپس می نویسد:
«وقال له رسول الله أنت ولي كل مؤمن بعدي ومؤمنة»
فضائل الصحابة ، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبد الله الشيباني ، دار النشر : مؤسسة الرسالة - بيروت - 1403 - 1983 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : د. وصي الله محمد عباس، ج 2، ص 684، ح 1168
جالب این هست که آقای «احمد محمود صبحی» استاد فلسفه در دانشکده ادبیات دانشگاه اسکندریه مصر که شیعه هم نیست، همان حرفی را می زند که وهابی ها میگفتند. جواب شما را این آقا داده است. ایشان می نویسد:
«"إلا أنه لا نبي بعدي إنه لا ينبغي أن أذهب إلا وأنت خليفتي " ولا شك إن هذه العبارة تجعل من الحديث نصا جليا في إمامة علي يحسم كل اختلاف»
روایت « إلا أنه لا نبي بعدي إنه لا ينبغي أن أذهب إلا وأنت خليفتي » نص آشکار در امامت علی بن أبی طالب است و تمام اختلافات میان شیعه و اهل سنت را نابود می کند.
« ويضع حدا للتفسيرات المتباينة التي استخلصتها الفرق من دلالة الحديث»
تفسیرهای متباینی که آمده است تمام اختلافات را برطرف می کند.
منبع یافت نشد
به گفته ایشان این روایت تمام اختلافات را برطرف می کند و دیگر جایی برای اختلاف نمیگذارد. دنبال چه میگردید؟! این روایات را دیدید یا ندیدید؟!
اگر این روایات را ندیدید دلیل بر جهل شماست و یک آدم جاهل نباید بیاید به نمایندگی از مذهب بگوید که چرا پیغمبر اکرم نگفته علی بن أبی طالب خلیفه من هست!!
شاید این مسائل را میدانید. این روایات را دیدید، اما انکار میکنید که این دیگر خیلی شدیدتر و بزرگتر هست. دنبال چه می گردید؟! ما این همه مصادر داریم که من بخشی را آوردم.
شاید بتوان سی مصدر از مصادر اهل سنت با سندهای معتبر آورد که رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده است:
« وأنت خليفتي في كل مؤمن من بعدي »
مجری:
خیلی زیبا بود واقعاً. به قول خودشان تک تک شبهاتی که اینجا بود با این صحبت کاملاً برطرف می شود.
یعنی هر آنچه که واقعاً یک فرد محقق، اصلاً محقق هم نباشد یک فردی که دنبال پیدا کردن راه راست هست بخواهد در همین عبارت ها قطعا به چشم میخورد.
اگر عبارت پردازی می خواهید که یک سری افراد بی سواد بخواهند این را بگویند مثل همین عبارت: «من کنت خلیفتُهُ فعلی خلیفتُه» اینطور یک عبارت ساختگی بخواهیم درست بکنیم که از بیخ و بن اشکال دارد، اصلاً یک فرد عرب به شما میخندد.
معصومین معصوم بودند از خطا و اشتباه و در همین کلامشان هیچ وقت اشتباه حتی به زبان نمیآوردند. شما این را پیدا نمیکنید، چون که آن چیزی که شما می خواهید سراسر غلط و اشتباه هست.
در مقابل اگر دنبال پیدا کردن راه راست و راه حق هستید، خوب این همه حضرت استاد مصادر و مستندات فراوان نشان دادند که همگی از مصادر اهل سنت بودند.
حاج آقا بعضی وقتها این افراد یک عذر بدتر از گناه می آورند و وقتی که میبینند اوضاع به اینجا رسیده است، می گویند نه شما هرچه می آورید، دارید از مصادر ما می آورید. اصلاً شما هرچه گرفتید از ما گرفتید و خود این دلیل بر ضعفتان است.
این واقعاً عذر بدتر از گناه هست، اما حالا اگر بخواهیم بر سر این هم بحث کوتاهی داشته باشیم آیا در کتب شیعه هم ما خودمان لفظ «خلیفتی» را پیدا میکنیم که آمده باشد؟!
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
سوال قشنگی است. البته یکی از این آقایان گفت اگر در کتب شیعه و سنی لفظ «خلیفتی» آمده بود، دیگر اختلافی نبود.
غرض اینها درد دل آدم را بیشتر می کند و واقعاً جگر آدم را آتش می زند. یعنی آدم وقتی این مسائل را میبیند مظلومیت امیرالمؤمنین را با تمام وجود لمس می کند. اینها در روز روشن می گویند آفتاب نیست.
من در ذهنم هست شاید در کتب شیعه بیش از 40 روایت داریم که واژه «خلیفتي» آمده است. من فقط چند مورد را می آورم.
کتاب «من لا یحضره الفقیه» اثر «مرحوم شیخ صدوق» یکی از کتب اربعه شیعه است. ایشان در ابتدای کتاب می نویسد: من روایاتی در این کتابم آوردم که بین من و خدای من حجت است.
ایشان در کتاب «من لا یحضره الفقیه» جلد چهارم صفحه 179 حدیث 5407 روایتی از قول صحابه نظیر «سعید بن جبیر» و «ابن عباس» مطرح شده است.
این افراد ادعا می کنند که شما چرا از صحابه روایت نقل نمیکنید. راویان این روایت عمدتاً از اهل سنت هستند. در این روایت آمده است که پیغمبر اکرم فرمود:
« إِنَّ عَلِيّاً وَصِيِّي وَ خَلِيفَتِي»
علی وصی من و خلیفه من هست.
من لا يحضره الفقيه، نويسنده: ابن بابويه، محمد بن على، محقق / مصحح: غفارى، على اكبر، ج 4، ص 179، ح 5404
بازهم در روایت بعد از قول «ابن عباس» آمده است که پیغمبر اکرم فرمود:
« يَا عَلِيُّ أَنْتَ وَصِيِّي أَوْصَيْتُ إِلَيْكَ بِأَمْرِ رَبِّي »
یا علی! تو وصی من هستی. تو را وصی خودم قرار دادم به امر الهی.
«وَ أَنْتَ خَلِيفَتِي اسْتَخْلَفْتُكَ بِأَمْرِ رَبِّي»
تو جانشین من هستی. تو را خلیفه قرار دادم به دستور پروردگارم.
من لا يحضره الفقيه، نويسنده: ابن بابويه، محمد بن على، محقق / مصحح: غفارى، على اكبر، ج 4، ص 179، ح 5405
در کتاب «بصائر الدرجات» یکی که از کتاب های معتبر شیعه است هم روایتی آمده است. این کتاب اثر «مرحوم صفار» متوفای 290 هجری است که ظاهرا امام هادی و امام حسن عسکری (سلام الله علیهم اجمعین) و زمان غیبت صغری را هم درک کرده است.
ایشان در این کتاب صفحه 166 حدیث 19 می نویسد که پیغمبر اکرم به علی بن أبی طالب فرمود:
« أَنْتَ أَخِي وَ صَاحِبِي وَ صَفِيِّي وَ وَصِيِّي وَ خَالِصِي مِنْ أَهْلِ بَيْتِي وَ خَلِيفَتِي فِي أُمَّتِي »
تو برادر من و رفیق من و انتخاب شده من و وصی من و عصاره من از اهلبیت من و خلیفه من در امت من هستی.
بصائر الدرجات في فضائل آل محمّد صلّى الله عليهم، نويسنده: صفار، محمد بن حسن، محقق / مصحح: كوچه باغى، محسن بن عباسعلى، ج 1، ص 166، ح 19
از نظر سند هم عرض کردیم که «مرحوم شیخ صدوق» به صراحت می گوید: من روایاتی آوردم که بین من و خدا حجت است.
حال نسبت به حدیث آقای «صفار» راوی اول «محمد بن حسین ابی الخطاب» هست. آقای «نجاشی» در کتاب «رجال» خود در رابطه با ایشان می نویسد:
« جليل من أصحابنا، عظيم القدر، كثير الرواية، ثقة، عين، حسن التصانيف، مسكون إلى روايته»
رجال النجاشي، نويسنده: نجاشي، احمد بن على، ص 334، ح 897 محمد بن الحسين بن أبي الخطاب أبو جعفر الزيات الهمداني
«شیخ طوسی» در کتاب «رجال» خود میفرماید:
«كوفي، ثقة»
رجال الطوسي، نويسنده: طوسى، محمد بن الحسن، محقق / مصحح: قيومى اصفهانى، جواد، ص 379، ح 5615- 31 محمد بن الحسين بن أبي الخطاب
راوی دوم «صفوان بن یحیی» هست که «مرحوم نجاشی» در کتاب «رجال» خود می نویسد:
«كوفي، ثقة ثقة، عين»
رجال النجاشي، نويسنده: نجاشي، احمد بن على، ص 197، ح 524 صفوان بن يحيى أبو محمد البجلي بياع السابري
راوی بعد «ابو الصباح کنانی» هست که بازهم «مرحوم نجاشی» در صفحه 19 حدیث 24 می نویسد:
« كان أبو عبد الله عليه السلام يسميه الميزان ، لثقته»
امام صادق (علیه السلام) می فرمودند: ابوالصباح کنانی به خاطر ثقه بودن میزان و معیار است.
فهرست اسماء مصنفي الشيعة ( رجال النجاشي )، نويسنده : النجاشي، ص 19، ح 24
یعنی شما دیگر صحابه را با «ابو الصباح کنانی» بسنجید. اگر کسی در رتبه ایشان و مثل ایشان بود، بدانید که آن ثقه است. پس این روایت هم از نظر سند هیچ مشکلی ندارد.
«مرحوم شیخ صدوق (رضوان الله تعالی علیه)» در کتاب «عیون أخبار الرضا» جلد اول صفحه 297 مفصل روایتی را نقل می کند که رسول اکرم فرمود:
«وَ اخْتَارَنِي لِلنُّبُوَّةِ وَ اخْتَارَكَ لِلْإِمَامَة»
خداوند مرا برای نبوت انتخاب کرد و تو را برای امامت انتخاب کرد.
«فَمَنْ أَنْكَرَ إِمَامَتَكَ فَقَدْ أَنْكَرَ نُبُوَّتِي»
هرکسی امامت تو را انکار کند، یقینا نبوت مرا انکار کرده است.
« يَا عَلِيُّ أَنْتَ وَصِيِّي وَ أَبُو وُلْدِي وَ زَوْجُ ابْنَتِي وَ خَلِيفَتِي عَلَى أُمَّتِي فِي حَيَاتِي وَ بَعْدَ مَوْتِي »
یا علی! تو وصی من و پدر فرزند من و همسر دختر من و خلیفه من بر امت من در زمان حیات من و بعد از ممات من هستی.
«أَمْرُكَ أَمْرِي وَ نَهْيُكَ نَهْيِي »
امر تو امر من و نهی تو نهی من است.
«أُقْسِمُ بِالَّذِي بَعَثَنِي بِالنُّبُوَّةِ وَ جَعَلَنِي خَيْرَ الْبَرِيَّةِ إِنَّكَ لَحُجَّةُ اللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ وَ أَمِينُهُ عَلَى سِرِّهِ وَ خَلِيفَتُهُ عَلَى عِبَادِه»
به خدایی که مرا به نبوت برگزیده و بهترین خلایق قرار داده است سوگند که تو حجت خدا بر خلق هستی و امین الهی بر اسرار او هستی و خلیفه خدا بر بندگان او هستی.
عيون أخبار الرضا عليه السلام، نويسنده: ابن بابويه، محمد بن على، محقق / مصحح: لاجوردى، مهدى، ج 1، ص 297، ح 53
«مرحوم مجلسی اول» هم در کتاب «روضة المتقین» این روایت را در جلد 3 می آورد و می گوید:
«و روي أيضا في الموثق كالصحيح»
روضة المتقين في شرح من لا يحضره الفقيه، نويسنده: مجلسى، محمدتقى بن مقصودعلى، محقق / مصحح: موسوى كرمانى، حسين و اشتهاردى على پناه، ج 3، ص 277، باب فضل شهر رمضان و ثواب صيامه
این هم بررسی سندی روایت. باز «مرحوم شیخ صدوق» در کتاب «کمال الدین» صفحه 249 مفصل این روایت را مطرح میکند و می نویسد که پیغمبر اکرم به «عبدالله بن مسعود» فرمود:
«فَقَالَ ع يَا ابْنَ مَسْعُودٍ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ إِمَامُكُمْ بَعْدِي وَ خَلِيفَتِي عَلَيْكُمْ »
پیغمبر اکرم فرمود: ای عبدالله بن مسعود! علی بن أبی طالب خلیفه شما بعد از من و خلیفه من بر شماست.
«فَإِذَا مَضَى فَابْنِيَ الْحَسَنُ إِمَامُكُمْ بَعْدَهُ وَ خَلِيفَتِي عَلَيْكُمْ فَإِذَا مَضَى فَابْنِيَ الْحُسَيْنُ إِمَامُكُمْ بَعْدَهُ وَ خَلِيفَتِي عَلَيْكُمْ »
بعد از اینکه علی بن أبی طالب از دنیا رفت، فرزندم امام حسن امام شما و خلیفه من است. بعد از اینکه امام حسن از دنیا رفت، امام حسین امام شما و خلیفه من بر شماست.
« ثُمَّ تِسْعَةٌ مِنْ وُلْدِ الْحُسَيْنِ وَاحِدٌ بَعْدَ وَاحِدٍ أَئِمَّتُكُمْ وَ خُلَفَائِي عَلَيْكُمْ »
سپس نُه تن از فرزندان فرزندم حسین یکی پس از دیگری ائمه شما و خلفای من بر شما هستند.
كمال الدين و تمام النعمة، نويسنده: ابن بابويه، محمد بن على، محقق / مصحح: غفارى، على اكبر، ج 1، ص 261، ح 8
رسول اکرم از این بهتر و از این واضح تر بیان کند؟! حالا من نمیدانم این آقایان دنبال چه هستند!!
باز در کتاب «کمال الدین» صفحه 279 آمده است که امیرالمؤمنین در زمان خلافت عثمان در مسجد پیغمبر در جمع 200 نفر از صحابه و تابعین مفصل فضائل خودش را نقل می کند. یکی از فضائل حضرت این است که می فرمایند:
« فَقَالَ لَا وَ لَكِنْ أَوْصِيَائِي مِنْهُمْ أَوَّلُهُمْ أَخِي وَ وَزِيرِي وَ وَارِثِي وَ خَلِيفَتِي فِي أُمَّتِي وَ وَلِيُّ كُلِّ مُؤْمِنٍ مِنْ بَعْدِي هُوَ أَوَّلُهُمْ »
حضرت فرمود: خیر، اوصیایی از آنها که اولین نفر برادر من و وزیر من و وارث من و خلیفه من در امتم و ولی همه مؤمنین بعد از من است.
«ثُمَّ ابْنِيَ الْحَسَنُ ثُمَّ ابْنِيَ الْحُسَيْنُ ثُمَّ تِسْعَةٌ مِنْ وُلْدِ الْحُسَيْنِ وَاحِدٌ بَعْدَ وَاحِد»
سپس فرزندم حسن و سپس فرزندم حسین و سپس نُه تن از فرزندان حسین یکی پس از دیگری هستند.
كمال الدين و تمام النعمة، نويسنده: ابن بابويه، محمد بن على، محقق / مصحح: غفارى، على اكبر، ج 1، ص 279، ح 25
در کتاب «تفسیر قمی» که آیت الله عظمی خوئی می گوید: تمام راویانش ثقه هستند، حالا ما کاری با این نداریم. بعد می گوید: در معراج خدای عالم به رسول اکرم فرمود:
«فَهَلِ اسْتَخْلَفْتَ فِي أُمَّتِكَ مِنْ بَعْدِكَ مَنْ يَقُومُ فِيهِمْ بِحِكْمَتِي وَ عِلْمِي- وَ يُفَسِّرُ لَهُمْ كِتَابِي »
آیا کسی را خلیفه امت خودت بعد از خودت قرار دادی که در علم و حکمت جایگزین تو باشد و کتاب مرا تفسیر کند؟!
« - وَ يُبَيِّنُ لَهُم مَا يَخْتَلِفُونَ فِيهِ مِنْ بَعْدِكَ حُجَّةً لِي- وَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ »
سپس می نویسد:
«فَيَقُولُ مُحَمَّدٌ نَعَمْ يَا رَبِّ قَدْ خَلَّفْتُ فِيهِمْ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ أَخِي وَ وَزِيرِي وَ خَيْرَ أُمَّتِي- وَ نَصَبْتُهُ لَهُمْ عَلَماً فِي حَيَاتِي وَ دَعَوْتُهُمْ إِلَى طَاعَتِهِ- وَ جَعَلْتُهُ خَلِيفَتِي فِي أُمَّتِي- وَ إِمَاماً يَقْتَدِي بِهِ الْأَئِمَّةُ مِنْ بَعْدِي إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ»
تفسير القمي، نويسنده: قمى، على بن ابراهيم، محقق / مصحح: موسوى جزائرى، طيّب، ج 1، ص 192 – 193، باب 5 سورة المائدة مدنية و هي مائة و عشرون آية 120
آقایان به دنبال چه می گردید؟! سند روایت هم صد درصد صحیح است. حالا ما گذشته از فرمایشات مرحوم آیت الله العظمی خوئی راوی اول روایت «علی بن ابراهیم» است که ثقه است. راوی دوم «ابراهیم هاشم» است آیت الله العظمی خوئی می گوید:
« لا ينبغي الشك في وثاقة إبراهيم بن هاشم»
معجم رجال الحديث، نويسنده : السيد الخوئي، ج 1، ص 291، ح 332
راوی سوم «حسن بن محبوب» است که در مورد ایشان می نویسد:
«كوفي ، ثقة»
سپس می نویسد:
«وكان جليل القدر ، يعد في الأركان الأربعة في عصره»
او جلیل القدر است و جزو یکی از ارکان اربعه عصر خود بوده است.
معجم رجال الحدیث، نویسنده: السید الخوئی، ج 6، ص 96، ح 3079
ایشان از ارکان اربعه عصر خودش بوده است. «ابن داوود» هم ایشان را ثقه و جلیل می خواند. راوی بعد « محمد بن علی بن نعمان» معروف به «مؤمن الطاق» از اصحابیست که ائمه اطهار به وجود او میبالیدند. او ثقه و متکلم و حاضر جواب بود.
راوی بعد «ضریس کناسی» است که «کشی» او را فاضل و ثقه می خواند. دنبال چه میگردید؟!
یعنی من به قدری در این زمینه روایت از کتب شیعه دارم که عرض کردم بیش از 40 مصدر و سندهای مختلف با بررسی سندی دارم که پیغمبر اکرم فرمود: علی خلیفه من هست. علی بن أبی طالب فرمود: پیغمبر اکرم مرا خلیفه قرار داده است.
آقا امام صادق فرموده است: خلیفه پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) علی بن أبی طالب است. امام باقر فرموده است، امام رضا فرموده است، امام حسن عسکری فرموده است.
حتی از خود حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) در توقیعاتش خلافت علی بن أبی طالب مطرح شده است. اگر ما را می خواهید ما در یک دریا بلکه اقیانوسی از روایتها هستیم. در این اقیانوس روایتها من جمله حدیث:
« وأنت خليفتي في كل مؤمن من بعدي »
است. درست شد یا درست نشد؟! امیدواریم که ان شاءالله دوستان ما این کلیپ را برای این شبکهها بفرستند تا ببینیم چه جوابی می دهند. آنها که جرئت نمی کنند بیایند با ما بحث کنند.
اگر این آقایان راست می گویند، تلفن ما زیرنویس می شود. آقایان روی خط تشریف بیاورند، ما هم احترامشان داریم و وقت هم به آنها می دهیم تا 10 دقیقه یا یک ربع بیست دقیقه بحثهایی که ما کردیم را نقد کنند.
ما که خاک زیر پای پیغمبر اکرم که هیچ، خاک زیر پای اصحاب کوچیکش هم نمیشویم. رسول اکرم میفرماید:
(وَ إِنَّا أَوْ إِیاکمْ لَعَلی هُدی أَوْ فِی ضَلالٍ مُبِین)
و ما یا شما بر (طریق) هدایت یا در ضلالت آشکاری هستیم.
سوره سبأ (34): آیه 24
بیاید با هم بحث کنیم. یا شما گمراهید ما شما را هدایت کنیم، یا نستجیر بالله ما گمراهیم شما ما را هدایت کنید. آقایان شبکههای وهابی اصلا ما مشرک هستیم!! قرآن کریم می فرماید:
(وَ إِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ اسْتَجارَكَ فَأَجِرْهُ حَتَّى يَسْمَعَ كَلامَ اللَّهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَعْلَمُون)
و اگر يكى از مشركان از تو پناهندگى بخواهد به او پناه ده تا كلام خدا را بشنود (و در آن بينديشد) سپس او را به محل امنش برسان چرا كه آنها گروهى ناآگاهند.
سوره توبه (9): آیه 6
اگر راست می گویید ما را از این شرک نجات بدهید. چرا فرار میکنید؟! ما حتی 50 میلیون تومان هم بانی داشتیم.
بانی ما می گفت هرکسی فلان کارشناس را آماده کند و برای مناظره بیاورد ما 50 میلیون تومان به او جایزه میدهیم. الان با این وضع اقتصادی 50 میلیون تومان کم نیست.
همچنین آن آقا خودش بیاید. گرچه آن آقا به قدری پولهای هنگفت از عربستان میگیرند که شاید 50 میلیون تومان برایشان عددی نباشد، ولی حداقل پول آدامس و بستنی بچههایش می شود.
چرا نمی آیند؟! بهانههایشان چیست؟! مگر نمیخواهند حق روشن شود؟! مگر نمی گویند اگر پیغمبر اینطور فرموده بود دیگر اختلاف شیعه و سنی برطرف میشد؟!
یعنی شما میخواهید نستجیر بالله پیغمبر اکرم از قبر زنده شود بیاید در این شبکههای شما و به شما اعلام کند که آقایان وهابیها! آقایان کارشناسان! من گفتم: «علی خلیفتی من بعدی»!! اگر به دنبال این هستید، اینکه امکان پذیر نیست.
امثال این ادعا را مشرکین هم از پیغمبر اکرم کردند و گفتند: اگر تو حق هستی از آسمان یک کاغذی برای ما بیاور که در آن کاغذ نوشته باشد که تو پیغمبر هستی!!
علی أیحال این نمونهای از کتب اهل سنت و شیعه هست در رابطه با حدیث خلیفتی. دیگر ما نمیدانیم چکار کنیم!!
مجری:
قطعاً با این صحبت های حضرت استاد حجت بر هر آنکس که پیگیر هست تمام شده است!
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
یعنی بنده با این بحثهایی که امشب داشتم، به نظرم هم برای جوان های شیعه و هم برای جوانهای اهل سنت و هم برای شبکه های وهابی و علما حجت تمام شده است.
فردای قیامت در محضر رسول الله اگر واقعاً آنها زیر بار حق نروند، یکی از شاکیانشان من هستم!
در آنجا دیگر عربستان سعودی از من حمایت می کند، اسرائیل از من دفاع می کند، آمریکا پشت سر من است جواب نمی دهد! در آنجا آمریکا و اسرائیل و عربستان نیست.
(وَ الْوَزْنُ يَوْمَئِذٍ الْحَق)
و وزن كردن (اعمال و سنجش ارزش آنها) در آن روز حق است.
سوره أعراف (7): آیه 8
آنجا دیگر ملاک حق است.
«عَلِيٌّ مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَ عَلِيٍّ»
كفاية الأثر في النصّ على الأئمة الإثني عشر، نويسنده: خزاز رازى، على بن محمد، محقق / مصحح: حسينى كوهكمرى، عبد اللطيف، ص 20، باب ما جاء عن عبد الله بن العباس عن رسول الله ص في النصوص على الأئمة الاثني عشر ع
و:
«وَ نِعْمَ الْحَكَمُ اللَّه»
نهج البلاغة، نويسنده: شريف الرضي، محمد بن حسين، محقق / مصحح: صالح، صبحي، ص 417، خ 45
آنجا دیگر حکومت و داوری دست خدای عالم هست. خدایا تو شاهد باش. یا امام زمان درود خدا بر تو، تو شاهد هستی و گواه باش ما آنچه که لازم بود از اینکه حجت را برای آنها تمام بکنیم بیان کردیم.
اگر باز اشکال دیگری سوال دیگری در این رابطه دارند، مطرح کنند ما در جلسه دیگر سوالات این آقایان را خیلی محترمانه وو مستدل با بررسی سندی خدمت آقایان تقدیم کنیم.
مجری:
طیب الله، احسنتم، ماشاءالله. خیلی زیبا و مستدل و مستند و جامع و کامل برای همه شما بیان شد. حتما پیگیر باشید اگر عزیزانی هستند که در فضای مجازی فعال هستند پیگیر پیج «شبکه جهانی حضرت ولی عصر» در اینستاگرام و سایر پیام رسانها باشید.
ان شاءالله عزیزان عوامل پخش تلاش می کنند هر چه زودتر مختصری از مباحث امشب را که قابل ارائه باشد به صورت مختصر منتشر کنند.
شما هم قطعاً وظیفه ای بر گردنتان هست.. حضرت استاد زیبا و شیوا بیان فرمودند و وظیفهای که بر گردن ما هست انتشار این هست.
ان شاءالله بتوانیم منتشر بکنیم این مباحث را تا برسد به گوش تک تک جهانیان تا از این ظلم عظیمی که در حق بشریت انجام شد ان شاءالله یک مقدار هر چقدر خودمان میتوانیم یک گامی برداشته باشیم یک مقدار از این ظلم جلوگیری بکنیم.
همانطور که ملاحظه میفرمایید تلفن ها زیرنویس شده است برای تمامی شما عزیزان. عزیزان شیعه عزیزان اهل سنت که الان این برنامه را دیدند و تا اینجای برنامه همراه ما بودند انتقادی داشتند با ما در ارتباط باشند.
اگر واقعاً مطلب برایشان باز هم جالب و جذاب بود تماس بگیرند. ان شاءالله صدایتان را خواهیم شنید. یک میان برنامه میبینیم، برمیگردیم در خدمتتان خواهیم بود.
عرض سلام مجدد خدمت همه شما بینندگان عزیز و ارجمند «شبکه جهانی حضرت ولی عصر».
تا اینجای برنامه الحمدالله بسیار بهرهمند شدیم از سخنان و فرمایشات حضرت استاد. سخنانی که مصدر و مستندش مال الان نیست.
برخلاف عزیزانی که شبکه را پیگیری می کنند، بارها دیدند که بالاخره انتقاداتی مطرح می شد و سوالاتی مطرح میشد از همین «شبکه کلمه».
ما از آنها پرسیدیم مصدر این روایتی که دارید میگویید کجاست. بالاخره شبیه کارشناس آنها یا کارنشناس آنها آمد گفت که این من یک مقالهای نوشتم، سندش اونجاست.
ما رفتیم به آنجا هم مراجعه کردیم به خودش هم نشان دادیم گفت که بالاخره آن مقاله من است. هرچند اشتباه بوده است، اما سندش همانجاست. حالا شما مدام بگردید پیدا بکنید.
این مطلبی که الان خدمت شما بینندگان عرض شد حضرت استاد همان اولین چیزی که بیان فرمودند مثلاً «طبری» را ذکر کردند که متوفای 310 هجری بوده است. حالا قطعا در طول زمان این مدارک، این مسانید و این همه روایات رسیده به دست وهابیها.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
آخرین شان هم آقای «ألبانی» متوفای 1420 هجری است، یعنی تقریباً 24 سال قبل!
مجری:
پس در طول زمان تک تک آنها همگی این را ذکر کردند!
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
از 310 تا 1420.
مجری:
در طول تمام این زمان ها این همه ذکر کردند، بالاخره قطعاً خودشان باید یک جوابی داشته باشند.
حالا عزیزان شیعه هم که با آنها تماس میگیرند و بالاخره کار بسیار نیکویی هم انجام می دهند، تماس میگیرند و به آنها متذکر می شوند که این همه شما از صدر تا ذیل تان تمام آنها این روایات را نقل کرده اند. پس شما جوابتان چیست؟!
یک نمونه از این پاسخگوییها را ببینیم که چه گفته اند، برمی گردیم و در خدمتتان خواهیم بود.
"آقای سجودی:
شما همان روش قدیمی «شاه سلطان حسین» را به کار بردید و از کتب اهل سنت ثابت کردید که حضرت علی خلیفه برحق است و خود سنی ها می گویند به قول شما آقای «ألبانی» وهابی می گوید، اما خودتان هم میدانید که «ألبانی» با اینکه این حدیث تصحیح کرده این عقیده را ندارد. لذا پس ما نتیجه میگیریم که به گفته شما هم تصحیح کرده و هم این عقیده را ندارد.
ـ آقای «سجودی» دقت بفرمایید آقای «ألبانی» روایت را تصحیح میکند. شما فرمودید «ألبانی» روایت را تصحیح می کند، ولی ملتزم به آن نیست و عقیده از آن نمیگیرد. آقای «سجودی» این چه حرفیست؟! «ألبانی» موظف است از روایت پیامبر عقیده بگیرد. اگر این روایت پیامبر را تصحیح می کند و عقیده میگیرد، حکم کسی که سخن پیامبر را قبول نمیکند چیست؟! چرا روایت پیامبر را تصحیح میکند و می گوید این روایت صحیح است ولی آن را قبول نمیکند؟! این ناشی از چه چیزی هست در آقای «ألبانی»؟!
سخن پیامبر را من تصحیح میکنم و قبول دارم این سخن از پیامبر صادر شده است، ولی آن را قبول ندارم و از آن عقیده نمی گیرم. حکم چنین شخصی نزد شما چی هست؟! این سوال اول من است.
آقای سجودی:
آقا شما کاش یک سوال بپرسید. الان سوال «ألبانی» را اینجا چکار کنیم؟! سوال «ألبانی» را گفتید که «ألبانی» در ضمن اینکه گفته قبول ندارد، پس حکمش چیست؟! حکمش کفر است. من به شما گفتم که قبول کردم."
مجری:
عجب! دیگر به این صراحت انتظار نداشتیم یه مرتبه بگوید که اگر اینجوری است، حکمش کفر است دیگر. اینها هم که به راحتی تکفیر می کنند و دست به تکفیرشان خوب است. نمیدانم حاج آقا شما صحبتی ندارید؟!
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
من نمیدانم! عرض کردم:
«إن کنت تدری فتلک مصیبة و إن کنت لا تدری فالمصیبة اعظم»
اگر واقعا آنها از همین مبانی خبر ندارند و مدعی هستند که ما اهل سنتیم این مصیبت است و اگر خبر دارند و این چنین انکار می کنند این یک مصیبت دیگری است.
من آن جلسه یک کتابی را نشان دادم برای عزیزان که در محمد بن سعود ریاض چاپ شده است تحت عنوان «مخالفت الصحابی للحدیث نبوی شریف». یعنی صحابه با روایتی که نقل کردهاند مخالفت کردند.
این آقا می گوید اگر «ألبانی» نقل کرده و مخالفت کرده است، پس کافر است. پس نستجیر بالله این آقا کفر صحابی را دارد با این کارش ثابت می کند.
من یکی دو نمونه میخواهم بیاورم ذیل همین مطالبی که ایشان آورده است، ولی ما با ذکر سند کامل و تصویر کتاب می آوریم.
در کتاب «صحیح بخاری» آمده است که «ابوهریره» می گوید پیغمبر اکرم فرمود: اگر سگ از یک ظرفی آب خورد 7 بار باید او را آب کشید. در حالی که در کتاب «سنن دارقطنی» جلد اول صفحه 110 آمده است که ایشان خودش سه مرتبه آب میکشید.
او می گوید پیغمبر اکرم گفت هفت مرتبه آب بکشید، اما خودش با روایتی که نقل کرده مخالفت کرده است.
در کتاب «سنن ترمذی» آمده است که عایشه از پیغمبر اکرم نقل می کند که حضرت فرمود:
« أَيُّمَا امْرَأَةٍ نَكَحَتْ بِغَيْرِ إِذْنِ وَلِيِّهَا فَنِكَاحُهَا بَاطِلٌ فَنِكَاحُهَا بَاطِلٌ فَنِكَاحُهَا بَاطِلٌ »
هرزنی بدون اجازه ولی و پدر خود عقد کند عقدش باطل است، باطل است، باطل است.
الجامع الصحيح سنن الترمذي ، اسم المؤلف: محمد بن عيسى أبو عيسى الترمذي السلمي ، دار النشر : دار إحياء التراث العربي - بيروت - - ، تحقيق : أحمد محمد شاكر وآخرون، ج 3، ص 408، ح 1102
ایشان این روایت را از پیغمبر اکرم نقل کرده است. این در حالی است که کتاب «موطأ مالک» جلد دوم صفحه 796 می گوید عایشه همسر پیغمبر اکرم «حفصه بنت عبدالرحمن» را به عقد «منظر» درآورد و از پدرش که در شام بود اجازه نگرفتند.
از این واضحتر؟! جالبتر از این در کتاب «صحیح مسلم» جلد اول صفحه 478 از قول عایشه نقل شده است:
«أَنَّ الصَّلَاةَ أَوَّلَ ما فُرِضَتْ رَكْعَتَيْنِ »
در مسافرت باید نماز را دو رکعتی خواند.
« فَأُقِرَّتْ صَلَاةُ السَّفَرِ وَأُتِمَّتْ صَلَاةُ الْحَضَرِ »
صحيح مسلم ، اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري ، دار النشر : دار إحياء التراث العربي - بيروت ، تحقيق : محمد فؤاد عبد الباقي، ج 1، ص 478، ح 685
بازهم در کتاب «صحیح بخاری» آمده است:
« فَأُقِرَّتْ صَلَاةُ السَّفَرِ وَأُتِمَّتْ صَلَاةُ الْحَضَرِ»
سپس می نویسد:
« قال الزُّهْرِيُّ فقلت لِعُرْوَةَ ما بَالُ عَائِشَةَ تُتِمُّ»
زهری نقل می کند که به عروه گفتند عایشه خودش از پیغمبر اکرم نقل کرده است. چرا مخالفت کرده است؟!
« قال تَأَوَّلَتْ ما تَأَوَّلَ عُثْمَانُ »
عایشه هم همانند عثمان اجتهاد کرده است.
الجامع الصحيح المختصر ، اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي ، دار النشر : دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987 ، الطبعة : الثالثة ، تحقيق : د. مصطفى ديب البغا، ج 1، ص 369، ح 1040
همچنین نسبت به «عبدالله بن عمر» در کتاب «صحیح بخاری» حدیث 736 آمده است که پیغمبر اکرم وقتی که به نماز برمیخاست، دستان مبارکش را تا برابر گوش مبارکش بالا میبرد.
همچنین وقتی برای رکوع میرفت تکبیر میگفت، وقتی بلند میشد «سمع الله لمن حمده» می گفت. «ابن ابی شیبه» در کتاب «مصنف» حدیث 2452 می گوید:
« ما رَأَيْت بن عُمَرَ يَرْفَعُ يَدَيْهِ إِلاَّ في أَوَّلِ ما يَفْتَتِحُ »
عبدالله بن عمر فقط در تکبیرة الإحرام دستانش را بالا می برد.
الكتاب المصنف في الأحاديث والآثار ، اسم المؤلف: أبو بكر عبد الله بن محمد بن أبي شيبة الكوفي ، دار النشر : مكتبة الرشد - الرياض - 1409 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : كمال يوسف الحوت، ج 1، ص 214، ح 2452
پیغمبر اکرم در همه تکبیرها دستانش را بلند میکرد، ولی این آقا روایت از پیغمبر اکرم نقل کرده اما خودش با آن مخالفت کرده است.
جناب آقای سجودی بزرگوار! ما با همه احترام می گوییم کتاب «مخالفة الصحابی» اثر «پروفسور عبدالکریم النملة» استاد بخش اصول الفقه دانشکده شریعت ریاض دانشگاه محمد بن صعود عربستان سعودی را ملاحظه کنید.
این آقایان اصحاب ابوحنیفه چه می گویند؟! حالا ما نمیدانم این آقایان معتقد هستند که حنفی مذهب هستند یا حنبلی هستند؟! آنها اعلام کرده اند که حنفیها می گویند:
«ان الأخذ بما رواه عن النبی اولا ممن عمل به»
اگر یک روایتی را یک صحابی از پیغمبر نقل کرد و مخالفت کرد، ما روایتش را میگیریم نه عمل او را.
در این زمینه «ابوالحسن کرخی» و «ابو یعلی حنبلی» مطلبی گفته است. آنها می گویند:
«یأخذ بالحدیث دون عمل الصحابة»
شما می گویید فلانی چون روایت را نقل کرده و عمل نکرده است، پس کافر است. آقایان مالکیها تابع «امام مالک» می گویند: اگر یک صحابی روایتی نقل کرد و مخالفت کرد، روایت برای ما حجت است نه عمل صحابه! آقایان شافعیها تابع «امام شافعی» همین را می معتقدند.
«ان الإعتبار بروایة الصحابی لا بعمل الصحابی»
از این واضحتر؟! والا من نمیدانم با این آقایان چکار کنیم!! مالکیها تابع «امام مالک» می گویند: ملاک برای ما روایت صحابی است، عمل صحابی برای ما ملاک نیست.
آقایان حنابله می گویند که «امام احمد بن حنبل» در کتاب «أصح الروایتین» همین مطلب را قبول کرده است. «ابن قیم» در کتاب «اعلام الموقعین» می گوید آقای «احمد بن جنبل» می گوید:
« وَاَلَّذِي نَدِينُ الله ( ( ( لله ) ) ) بِهِ وَلَا يَسَعُنَا غَيْرُهُ وهو الْقَصْدُ في هذا الْبَابِ أَنَّ الحديث إذَا صَحَّ عن رسول اللَّهِ صلى اللَّهُ عليه وسلم ولم يَصِحَّ عنه حَدِيثٌ آخَرَ يَنْسَخُهُ أَنَّ الْفَرْضَ عَلَيْنَا وَعَلَى الْأُمَّةِ الْأَخْذُ بِحَدِيثِهِ »
آنچه دین من هست و غیر از آن را دین نمی دانم، این است که اگر یک روایتی از پیغمبر اکرم با سند صحیح رسید بر ما و بر همه امت اسلامی واجب است که حدیث پیغمبر اکرم را بگیریم.
« وَتَرْكُ كل ما خَالَفَهُ وَلَا نَتْرُكُهُ لِخِلَافِ أَحَدٍ من الناس كَائِنًا من كان »
و هرکسی این روایت پیغمبر اکرم را ترک کرده است ما آنها را کنار می گذاریم.
إعلام الموقعين عن رب العالمين ، اسم المؤلف: أبو عبد الله شمس الدين محمد بن أبي بكر بن أيوب بن سعد الزرعي الدمشقي ، دار النشر : دار الجيل - بيروت - 1973 ، تحقيق : طه عبد الرؤوف سعد، ج 3، ص 40، فَصْلٌ حُكْمُ جَمْعِ الطَّلْقَاتِ الثَّلَاثِ بِلَفْظٍ وَاحِدٍ
مجری:
کاملاً هم چنین مطلبی عقلی است. نمیدانم به این راحتی می آیند چنین حرفی را می زنند.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
آنها ادله دارند، اما الآن فرصت نیست من ادله آنها را مطرح کنم. در همین صفحه 92 ادله کسانی که این نظر را دارند مطرح شده است. ملاک برای ما گفتار صحابه از پیغمبر اکرم هست. ملاک سخن پیغمبر اکرم برای ماست، نه عمل صحابه!
بنده از چهار مذهب نقل کردم و آمد. بر مبنای این آقا پس همه اینها کافرند. آقا جان من! برادر من! یک مقداری مطالعه کنید.
آن وقت می آید در آخر می گوید: ببینید مذهب اهل سنت چنین است. آقایان شیعهها بیایید سنی شوید!! حالا ما نمیدانیم به عقل آنها بخندیم یا به تفکر آنها گریه کنیم!!
ولی این را بدانید حضرت زینب (سلام الله علیها) یک جمله ای دارد. این شعر یک شعر آذری است که من خیلی این شعر را دوست دارم. یعنی وقتی این شعر را میخوانم کیف می کنم. حضرت زینب خطاب به یزید گفت:
قورولا محکمه الله ارادا داور اولا
یزید بترس از روزی که داور خداست.
سنیلن و حرمله منلنده علی اصغر اولا
همراه تو حرمله و همراه من علی اصغر می آید
یرین اتدان گویون اوستن قاچاجاخ سان هایانا
از زیر آسمان و روی زمین به کجا می خواهی فرار کنی؟!
خیلی شعر زیبایی است و من وقتی این شعر را می خوانم لذت میبرم. شاعر این شعر از عزیزان آذر زبان است و شعرش طولانی است. حالا ان شاءالله در فرصتی مناسب یک روزی این شعر را برای عزیزان بخوانم، اما شاه بیت شعر این ابیات است.
مجری:
احسنتم، خیلی استفاده کردیم. واقعاً همین جملهای که حضرت استاد فرمودند حقیقت است. ما نمیدونیم چطور باید با این شبکههای وهابی صحبت بکنیم، وقتی که آنها اینجور استدلال ها را می آورند.
یک بنده خدایی می گفت: یکی از این جوانان اهل سنت نشسته بود پای منبر یکی از این علمایشان و آمد به او گفت: مگر می شود که این همه تمامی پیامبران هر کسی جانشین برای خودش مشخص کرده است.
رسول الله که خودش پیامبر خاتم هست و بعد از ایشان پیامبری نیست، ایشان جانشین برای خودش مشخص نکرده است؟!
این عالم اهل سنت که می خواست جواب بدهد، گفت: فکر کردی هنر کردی این سوال را پرسیدی؟! ما خودمان هزار تا از این سوالات به مذهب خودمان داریم!! برو و دیگر از این سوالات مطرح نکن.
این شد جواب ایشان. حالا جواب آقای سجودی هم چیزی در همین مایه ها بلکه بدتر از این است.
تماس های بینندگان برنامه:
تا اینجای برنامه الحمدلله همراه ما بودید و در بحث هم ان شاءالله مشارکت خواهید کرد. ابتدا برویم سراغ تماس هایی که غنچه های مهدوی با برنامه گرفتند
تماس اول جناب سید محمد احمدیان 14 ساله از فرخشهر هستند. سید محمد در خدمتتان هستیم و صدایتان را میشنویم، بفرمایید:
بیننده (سید محمد احمدیان از فرخشهر – شیعه):
سلام خدمت شما مجری توانمند و استاد قزوینی.
مجری:
علیکم السلام و رحمة الله. خوبید آقا سید محمد؟!
بیننده:
ممنون، شما خوبید؟!
مجری:
الحمدلله. سید محمد احمدیان. درست می گویم؟!
بیننده:
بله.
مجری:
بسیار خوب، بفرمایید.
بیننده:
سوال اولی که می خواهم پاسخ بدهم این است که تحقیق و پرسش در مورد مذهب یکی از مهمترین وظیفه هر انسان است.
اول اینکه انسان باید بهترین کلام را در بین حرفها و سخنانی که میشنود و راههایی که میبیند انتخاب کند. مثلاً خداوند در قرآن کریم فرموده است:
(فَبَشِّرْ عِبادِ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَه)
بنا بر اين بندگان مرا بشارت ده، كسانى كه سخنان را مىشنوند و از نيكوترين آنها پيروى مىكنند.
سوره زمر (39): آیات 17 و 18
ما در بین گروههای باطل باید گروههای درست و حق را انتخاب کنیم بر اساس احادیثی که در کتابهای شیعه و سنی آمده است.
مثلا در کتاب «سنن ترمذی» جلد 4 صفحه 35 آمده است که پیامبر فرموده است: امت من به 73 فرقه، دسته یا گروه تقسیم می شود که تنها یک گروه از آنان اهل بهشت است.
شیعه با دلایل بسیار می تواند اثبات کند که گروه بر حق و اهل بهشت است. مانند احادیث بشارت پیامبر که میفرمایند: قسم به خدا که علی و شیعیان او در روز قیامت رستگار هستند.
مثل حدیث کشتی نجات که پیامبر در مورد کشتی حضرت نوح فرمودند: اهل بیت من مانند کشتی نوح هستند. هر کس که سوار آن شود نجات پیدا میکند. «حاکم نیشابوری» هم این حدیث را تایید کرده یعنی گفته صحیح است.
ما از قرآن کریم هم میتوانیم دلایل بیاوریم مانند آیه 55 سوره مائده که خداوند در آن آیه می گوید: فقط سرپرست شما خدا و پیامبر و کسانی هستند که به دین خدا ایمان آوردند.
در «تفسیر ابن ابی حاتم» و «روح المعانی» هم آمده که منظور از (وَ الَّذِينَ آمَنُوا) در آیه 55 سوره مائده حضرت علی (علیه السلام) هست. آیه دیگر هم آیه 67 سوره مائده هست که می فرماید:
(یا أَیهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیک مِنْ رَبِّک وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ یعْصِمُک مِنَ النَّاس)
ای پیامبر آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است کاملاً (به مردم) برسان و اگر نکنی، رسالت او را انجام ندادهای.
سوره مائده (5): آیه 67
منظور آن ولایت حضرت علی (علیه السلام) است. اگر اجازه بدهید بقیه پاسخ ها را جلسه بعد بیان کنم.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
دست شما درد نکند آقای سید محمد عزیز از فرخ شهر. فرخشهر مربوط به اصفهان باید باشد؟!
مجری:
فکر کنم چهارمحال بختیاری هستید. درست است؟! سید محمد مثل اینکه جواب را دادند و تلفن را قطع کردند.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
الحمدلله خیلی زیبا و عالی پاسخ دادند.
مجری:
تشکر میکنم استاد محمد عزیز که از استان چهارمحال و بختیاری و شهر فرخ شهر با برنامه خودتان در ارتباط بودید.
ظاهرا عزیزان دیگر هم پشت خط بودند. حالا ان شاءالله فرصت بدهیم برای یک وقت دیگر چون که یکی از عزیزان اهل سنت.
این با تصریح خود حضرت استاد است که تاکید میفرمودند ما تماسهای عزیزانی که بالاخره صحبتی در مخالفت دارند را وصل بکنیم و اولویت را به آنها بدهیم. برویم سراغ کردستان، آقا حسام عزیز پشت خط هستند. آقا حسام در خدمتت هستیم، بفرمایید:
بیننده (آقا حسام از کردستان – اهل سنت):
سلام حاج آقا خسته نباشید.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
سلام علیکم و رحمة الله.
بیننده:
ببخشید که مزاحم شدم.
مجری:
سلامت باشید، بفرمایید:
بیننده:
بنده زیاد عرضی ندارم خدمتتان. در حرف هایتان خدای نکرده به بحث شیعه و سنی توهین نباشد.
مجری:
آقای حسام بفرمایید.
بیننده:
هیچ حرفی ندارم. در حرف هایتان که الآن بیان می کردید به اهل سنت توهین نباشد.
مجری:
بارها و بارها حضرت استاد اشاره فرمودند که خودمان که توهین نمیکنیم هیچ، بلکه بازدارندگی که حضرت استاد ایجاد کردند در شبکه و تاکیدی که می کنند که به هیچ وجه کسی اجازه توهین به مقدسات را ندارد.
قطعاً شما هم اگر یک بار فقط برنامه را دیده باشید، قطعاً بر مطلب گفته شده صحه میگذارید.
بیننده:
حداقل بفرمایید که از روی چه مدرکی حضرت علی جایگزین حضرت محمد شده است. در این خصوص توضیح بفرمایید.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
تشکر میکنم از آقا حسام عزیز در کردستان. اولا ما بارها گفتیم اهانت به مقدسات اهل سنت را گناه کبیره میدانیم. نه تنها جایز نمیدانیم، بلکه از گناهان کبیره میدانیم.
بنده هم تحدی میکنم در این نزدیک 20 ساله که در رسانهها هستم، اگر کسی از بنده توهینی دیده بگوید. حالا ما معصوم نیستیم، ولی تمام تلاشمان این است که کوشش کردیم توهینی نکرده باشیم.
اگر کسی توهینی از من به مقدسات اهل سنت یک جایی دیده باشد بیان کند. ما هم تشکر میکنیم و هم به ایشان جایزه میدهیم و هم عذرخواهی میکنیم از تمام اهل سنت.
این مبنای ما هست جناب آقا حسام عزیز. بازهم دارم عرض میکنم ما معصوم نیستیم. ما فقط چهارده نفر را معصوم میدانیم. غیر از 14 معصوم یعنی رسول اکرم و امیرالمؤمنین و حضرت فاطمه زهرا و یازده فرزندش کسی دیگر را معصوم نمیدانیم.
اگر شما برنامههای ما را دیدید من از کتابهای معتبر اهل سنت نقل کردم. کتاب «السنة» اثر «ابن ابی عاصم» از علمای بزرگ اهل سنت، «مسند امام احمد بن حنبل» متوفای 241 یا کتاب «مستدرک علی الصحیحین» اثر «حاکم نیشابوری» متوفای 405 هجری، «تاریخ طبری» متوفای 310 هجری.
ما از آنها نقل کردیم. اخیراً از کتاب «صحیح بخاری» متوفای 256 هجری، «صحیح مسلم» متوفای 261 هجری نقل کردیم.
آقا حسام عزیز ما هر حرفی نقل میکنیم جلد کتاب، محل چاپ کتاب، سال چاپ کتاب و صفحه مورد نظرمان را هم به همه نشان می دهیم.
چنین نیست که ما اینجا بنشینیم به قول آقای مرعشی مثل آقایان شبکههای وهابی بگوییم که در مقاله ام نوشته ام، اما وقتی مقاله را می بینیم متوجه می شویم چیزی در آنجا نیست.
سؤال می کنند که مدرک این حرفی که میزنید چیست. کارشناسان وهابی می گویند: مگر من مثل فلانی حافظه آنچنانی دارم که همه مدارک را با جلد و شماره صفحه بیان کنم و عصبانی هم می شود.
تازه سر مجری فریاد هم می زند و می گوید: مگر من مثل فلانی حافظه دارم که بیایم همه مدارک را با جلد و صفحه بیان کنم!!
اگر کسی میخواهد چنین برنامه ای را داشته باشد، باید یک مقدار به خودش فشار بیاورد. اگر هم در ذهنش نیست، کامپیوتر جلوی رویتان هست. به کامپیوتر سر بزنید و به بینندگان تان نشان بدهید. الان دیگر در این زمینه عذری نیست.
شما الان در کامپیوترتان، در اینترنت هزاران جلد کتاب هست. همچنین الآن میلیونها مجلد کتاب در فضای مجازی و سایبری پخش است و خیلی راحت می شود این کتابها را آورد، سرچ کرد و آن حدیث مورد نظر را پیدا کرد.
ان شاءالله آقا حسام عزیز شما هم پیگیری برنامه را حتماً انجام بدهید، همانطور که تا الان هم انجام دادید و تماس هم گرفتید، قطعاً به همین نتایج خواهید رسید.
چقدر خوب که از همین مصادر سوالاتی که در ذهنتان ممکن است به وجود آمده باشد خودتان به عنوان یک محقق وقتی که این مصادر یا این کتاب را خودتان انتخاب کردید و رسیدید به این صفحه همین را دارید میخوانید با این دید نگاه بکنید و خودتان قضاوت کنید.
جالب بود جناب آقای مرعشی یک بزرگواری از سنندج یک شب زمانی که در «شبکه سلام» برنامه داشتیم تلفن ما را گیر آورده بود، زنگ زد و با خود من صحبت داشت. ایشان گفت: فلانی من خودم تحصیلکرده هستم و مدرک کارشناسی ارشد دارم.
من یک کارگاهی دارم، سی تا چهل کارگر دارم و خلاصه از نظر مالی هم آدم مستقلی هستم. خانم من هم آنجا با من مشغول هست.
ایشان میگفت: ما برنامههای شما را میدیدیم و شما دائما می گفتید کتاب «صحیح بخاری» جلد فلان صفحه فلان یا «مسند أحمد بن حنبل».
ما همینطوری میخندیدیم و می گفتیم اینها چقدر دلشان خوش است و چقدر آدرسهای غلطی که دارند به خورد مردم می دهند.
یک روز خانمم به من گفت: این آقا که اینطور دارد می گوید ما این مطالب را بررسی کنیم و چند تا آدرس غلط پیدا کنیم، به این آقا زنگ بزنیم و بگوییم این آدرسهایی که دادید درست نیست. من گفتم: خیلی کار خوبی است.
ما غروب ها که کارگاه را تعطیل میکردیم، میرفتیم کتابخانه عمومی. چند تا از این آدرسها را یادداشت کرده بودیم و کتابها را پیدا میکردیم و می دیدیدم آدرس درست است و روایت اینجا هست.
آدرس دوم را جستجو کردیم و دیدیم صحیح است. آدرس سوم را جستجو کردیم و دیدیم صحیح است. ایشان میگفت: من با خانم اصلا معطل مانده بودیم که چیکار بکنیم.
ما حدود یکی دو ماه کارمان این بود مدارکی که شما نقل میکردید را یادداشت میکردیم و میرفتیم غروب ها در کتابخانه آنها را بررسی میکردیم.
ما خودمان به این نتیجه رسیدیم آنچه شما می گویید درست است و ما اشتباه کردیم. ما مذهب اهل بیت را انتخاب میکنیم که مذهب صحیح است. من گمان می کنم کلیپش را هم داشته باشیم.
مجری:
چقدر با برکت بوده همین تحقیقی که آنها با نیت دیگری شروع کرده بودند.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
بنده ویس ایشان را هم دارم و شاید هم ایشان الآن بیننده برنامه ما باشد. اگر بیننده برنامه ما هست بزرگواری کنند در جلسه بعد بیایند این قضیه را علنا مطرح کنند و بگویند آن کسی که فلانی گفت من بودم و این قضایا به این شکل بوده است.
ما که هرچه نقل میکنیم و دوستانمان نقل می کنند مقید هستیم که تصویری کتاب را هم نشان بدهیم.
ما یک زمانی کتاب «صحیح بخاری» را اینجا میآوردیم و نشان میدادیم. شبکههای وهابی گفتند که آقای قزوینی جلد کتاب را نشان می دهد و سپس چیزی که خودش نوشته داخل کتاب گذاشته را می خواند.
ما مجبور شدیم حتی بعضی وقت ها شده ما تصویر یک کتاب را نداشتیم. دوستان ما رفتند کتابخانه آیت الله العظمی مرعشی یا کتابخانه مدرسه حجتیه با موبایل جلد کتاب، صفحه اول کتاب و صفحه مورد نظر را عکس گرفتند و آوردند که در برنامه نشان دادیم.
مجری:
زحمات زیادی که بارها و بارها هم شنیدیم و دیدیم همین تلاشها را تا بتوان حق را به مخاطبینی که برایشان نهایت احترام را قائل هستیم منتقل بکنیم.
بنده فقط یک یادآوری بکنم این عزیزانی که الان پیرو همین فرمایش حضرت استاد بارها و بارها با هم دیدیم که این شبکههای وهابی صحبتهایشان که اکثراً صحبت نیست، سخنرانی می کنند زیاد چیز خاصی به آن صورت نشان نمی دهند.
در مقابل وقتی هم که میخواهند مطلبی را مستندا نشان بدهند یه فایل ورد می آورند یا نهایتا در این نرمافزارهایی که احادیث و روایات را ذکر کردن می آورند و این می شود بالاترین فرضی که برای آنها برای استناد یک مطلب وجود دارد.
در مقابل اگر محققانه میخواهید بررسی بکنید الحمدلله این شبکه در خدمت شماهست.
بیننده بعد آقای بهادری از کرج روی خط هستند. آقای بهادری در خدمتتان هستیم، بفرمایید:
بیننده (آقای بهادری از کرج – شیعه):
سلام علیکم و رحمة الله.
مجری:
علیکم السلام و رحمة الله، در خدمتتان هستیم.
بیننده:
سلام علیکم خدمت حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی و جناب آقای مرعشی. حضرت آقا درباره بررسی آیه:
(الْیوْمَ أَکمَلْتُ لَکمْ دِینَکمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیکمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکمُ الْإِسْلامَ دِینا)
امروز دین شما را کامل کردم و نعمت خود را بر شما تکمیل نمودم و اسلام را به عنوان آئین (جاودان) شما پذیرفتم.
سوره مائده (5): آیه 3
جریان چه بوده که خداوند به پیامبرش میفرماید: بگو آنچه را که اگر نگویی انگار 23 سال رسالت را انجام نداده ای! آقایان وهابی نوشتند: ای رسول من! بگو آنچه نگفتی و اگر نگویی انگار رسالت را نگفتی!
باید گفت که آقایان بروید از یک بچه بپرسید: ای بچه آب بخور، اگر نخوری انگار که آب نخوردی!!
من سوالم این است که آیا شی به نفس خودش قیاس میشود؟! آقای فلانی! فلانی را قصاص بکن که اگر نکنی انگار قصاص نکردی.
بابا انگار ندارد. پس شیء با چیز دیگر قیاس میشود. آقا آب بخور و حق آب را بده، اگر آب نخوری انگار نان نخوردی. این درست است.
پس باید بگوییم استدلال آقایان وهابی در این خصوص باطل است. آن روز پیام، پیام ولایت و جانشینی بوده است. خداوند متعال به رسول خود میفرماید: ای رسول من! بگو آنچه را که اگر نگویی 23 سال رسالت خودت را انجام ندادهای.
دو پایگاه تصمیم گیری بود. یکی در منزل رسول خدا پایگاه داشتند که خانم عایشه با رهبری خلیفه دوم آن را هدایت می کردند در زمانی که پیامبر زنده بود. آنها می گفتند: آل ابراهیم ما هستیم در شاخه قریش و ما هم قریشی هستیم.
پیامبران فرمودند: امامت در قریش است. چون پیامبر مطلق فرموده بود، برای همین آقایان ابوبکر، عمر و عثمان و دیگران که قریشی بودند با همین فکر رفتن به جنگ انصار. در جریان انتخابات سقیفه انصار گفتند:
«منا أمير ، و منكم أمير »
از ما یک رهبر، از شما هم یک رهبر.
سلة الكئيب بوفاة الحبيب صلى الله عليه وسلم ، اسم المؤلف: ابن ناصر الدين الدمشقي ، دار النشر : دار البحوث للدراسات الإسلامية - الإمارات ، تحقيق : صالح يوسف معتوق - هاشم صالح مناع، ج 1، ص 139، باب مبايعة الصديق رضي الله عنه
پیامبر هم فرموده است:
« الائمة في قريش »
بيان خطأ من أخطأ على الشافعي ، اسم المؤلف: أحمد بن الحسين البيهقي أبو بكر ، دار النشر : مؤسسة الرسالة - بيروت - 1402 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : د. الشريف نايف الدعيس، ج 1، ص 94، باب مقدمة المؤلف
پس ما قریشیان هستیم، شما انصار قریشی نیستید. انصار کنار رفتند. امام علی (علیه السلام) به استناد حرف جناب خلیفه دوم گفت: بله، شما درست گفتید. شما شجره را اثبات کردید، ولی ثمره اش را ضایع کردید. این متن «نهج البلاغه» است.
پیامبر اسلام در جریان سفر حجة الوداع فرمودند که شاخههای قریش دیگر ابتر میشود، طوری صحابه فریاد زدند و جیغ کشیدند که صدای پیامبر قطع شد.
این جزو متواترات اهل سنت است. الامامة فی بنی هاشم شاخهای از قریش میتواند امام بشود. آل ابراهیم در یک شاخه هستند.
در کتاب «الدر المنثور» جلد 3 صفحه 108 آقا فرمودند: از ما شروع میشود، بر ما ختم میشود. دولت بنی هاشم باید تشکیل بشود. حالا آقایان پایگاه خود را روشن کنید که نسبت به بنی هاشم موضع تان چه می شود.
پیام پیامبر اسلام در روز غدیر یک رمز دیگر هم بود و آن این است که حافظ دین باید باشد. دین باید حافظ داشته باشد که آن هم دوازده نفر هستند الی یوم القیامة.
این دوازده نفر بودند که در خطبه غدیر مطرح شده فرمودند: تمام این دوازده نفر تا روز قیامت از دین خدا محافظت خواهند کرد.
پیامبر خطبه را خواند و رسیدند به این جمله: أیها الناس من پیامبر خوبی بودم؟! همه گفتند: بله. حضرت فرمودند: آیا از من دروغی چیزی شنیدید؟! همه گفتند: خیر. رسول اکرم فرمود: آیا من درست گفتم؟! همه تایید کردند و گفتند: بله.
رسول گرامی اسلام فرمود: پس یک چیز دیگر میخواهم بگویم. امامت در بنی هاشم هستند که آنها هم دوازده نفرند.
«جابر بن سمره» می گوید: تا پیامبر فرمودند محافظ دین دوازده نفر هستند و تمامی آنها از بنی هاشم هستند، طوری مخالفین فریاد کشیدند بر سر اهل بیت و بقیه مردم نشستند که کشیدن کنار.
حضرت امیرالمؤمنین علی (سلام الله علیه) هم در همین «نهج البلاغه» فرمودند: امامت در بنی هاشم است.
این باقیمانده خطبه پیامبر اسلام بود که در غدیر توسط صحابه محترم قطع شد. پس آیه شریفه:
(الْیوْمَ أَکمَلْتُ لَکمْ دِینَکمْ)
پیامش این بود که بقای دین، صحت دین، اتمام دین، اکمال دین شرایطش جور شد. آقایان وهابی شرایطش جور شد یعنی چه؟! گفتند جور شد دیگر! پس باید بگوییم یک چیزی معادل نبوت بوده دیگر!
آقا فرمودند: امروز طوری دین کامل شد که کافران و ظالمان از دین مأیوس شدند. یعنی یک امیدهایی بوده از طرف ظالمین که امروز آن امیدها تبدیل به یأس شد. اهل بیت محترم هم نوشتند که رسول خدا دست علی بن أبی طالب را گرفت و فرمود:
«مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلاهُ»
الكتاب: نزهة الحفاظ، المؤلف: محمد بن عمر بن أحمد بن عمر بن محمد الأصبهاني المديني، أبو موسى (المتوفى: 581هـ)، المحقق: عبد الرضى محمد عبد المحسن، الناشر: مؤسسة الكتب الثقافية – بيروت، الطبعة: الأولى، 1406، ص 101، باب كتاب النِّسَاء
سؤالی که در اینجا مطرح می شود این است که مولا بودن پیامبر از چه نوعی بوده است؟! مولاه بودن پیامبر به چه معناست؟! یعنی پیشوایی، رهبری نبوت، یعنی مولویت علی مثل مولویت من است.
آقایان چنان ذهن مردم را متوجه جریان یمن کردند که گفتند: جریانی بوده در یمن که مردم از علی شکایت به پیغمبر اکرم بردند. حضرت فرمود: هرکه من مولای او هستم، علی هم مولای اوست.
یک نفر با وجدانترین آقایان بیاید مچ این آقایان وهابی را بگیرد که چه اتفاقی افتاد که بعد قرآن می فرماید: امروز کفار ناامید شدند. آنهایی که امید داشتند که روزی اسلام را نابود کنند، امروز فهمیدند که دیگر نمیتوانند اسلام را نابود کنند.
چه اتفاقی افتاده بود؟! معلوم بود در آن بیست و سه سال اتفاقی نیفتاده است. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
جزاکم الله خیرا، أحسنت، أحسنت.
مجری:
خیلی زیبا و مثل همیشه سوال متقنی از وهابیت پرسیدند و نمیدانم باز هم باید بگوییم مثل همیشه آنها پاسخی نخواهند داشت برای این مطالب.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
ما از غنچه های مهدوی که نتوانستیم صدایشان را بشنویم خیلی عذرخواهی میکنیم. ان شاءالله جلسه بعد در خدمت این عزیزانمان هستیم.
مجری:
بله. ان شاءالله استفاده کنیم از صحبتهای این عزیزان و منتظرشان هم خواهیم ماند. تشکر میکنم از همه شما بینندگان عزیز و ارجمند که تا انتهای برنامه همراه برنامه خودتان برنامه «حبل المتین» بودید. ان شاءالله که بتوانیم سیره و رفتار خودمان را علوی و نبوی کنیم.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
