اثبات خلافت امیرالمؤمنین در کلام رسول گرامی اسلام آیت الله حسینی قزوینی
قسمت هفتاد و دوم برنامه حبل المتین با کارشناسی آیت الله سیدمحمد حسینی قزوینی
برنامه «حبل المتین» - 09/03/1400 (قسمت هفتاد و دوم)
عنوان برنامه: اثبات خلافت امیرالمؤمنین در کلام رسول گرامی اسلام
کلیدواژه: خلیفتي؛ احمد محمود صبحی؛ من لا یحضره الفقیه؛ وصیي؛ دکتر احمد طیب؛ مناظره؛ خلیفتین؛ کمال الدین؛ أراکم فاعلین؛ ولیتموها؛ تؤمروا؛ أطاعوه؛ عبدالرزاق صنعانی؛ حدیث قرطاس!
استاد: حضرت آیت الله حسینی قزوینی
مجری: حجت الاسلام و المسلمین مرعشی
مجری:
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین
عرض سلام و ادب و احترام دارم خدمت همه شما بینندگان عزیز و ارجمند «شبکه جهانی حضرت ولی عصر».
بحمدالله باز هم یکشنبه شبی دیگر شد و این توفیق را پیدا کردیم تا در خدمتتان باشیم و تقدیم بکنیم به نگاه مهربان همه شما بینندگان عزیز و ارجمند برنامه «حبل المتین» را.
برنامهای که این افتخار را داریم در محضر حضرت استاد حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی باشیم. ان شاءالله امشب هم بتوانیم نهایت استفاده و بهرهمندی را از محضرشان ببریم.
ابتدا اجازه میخواهم یک سلام و عرض ادبی داشته باشیم خدمت حضرت استاد و بعد از آن به روال برنامه که این توفیق را داریم در ابتدای برنامه گره میزنیم دلهایمان را به گره گشای عالم حضرت زهرای مرضیه (سلام الله علیها).
یک عرض ادبی بکنیم و ان شاءالله گوش جان بسپاریم به این نکات نابی که از حضرت استاد خواهیم شنید. عرض سلام دارم خدمتتان، ان شاءالله که بتوانیم استفاده بکنیم امشب از محضرتان.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
سلام علیکم و رحمة الله و برکاته؛ با سلام و درود بر مولایمان حضرت بقیة الله الاعظم (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) آن عصاره عالم وجود آن نازنین وجودی که:
«وَ بِیمْنِهِ رُزِقَ الْوَرَی وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الْأَرْضُ وَ السَّمَاء»
زاد المعاد- مفتاح الجنان، نویسنده: مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، محقق / مصحح: اعلمی، علاءالدین، ص 423، باب دعاء العدیلة الکبیر
خالصانهترین سلامم را تقدیم میکنم خدمت بینندگان عزیز و گرامی که در هر کجای این کره خاکی ما را مهمان کانون گرم و باصفای خانواده خودشون قرار دادهاند و آرزوی موفقیت بیش از پیش برای همگان آرزو میکنیم.
ما همانطور که عزیزان مستحضرند آغاز برنامه را با یادی از صدیقه طاهره (سلام الله علیها) انجام میدهیم تا خودمان و شبکه و بینندگان عزیز و علاقمندان به اهل بیت عصمت و طهارت را بیمه فاطمه زهرا (سلام الله علیها) کرده باشیم.
«مرحوم شیخ صدوق» در کتاب «امالی» عبارتی را دارد که ما ذکر مصیبتمان را همین عبارت قرار دهیم.
متاسفانه میبینیم بعضی از شیعیان در بعضی از مصائب حضرت زهرا (سلام الله علیها) تشکیک میکنند. حالا بعضی کارهایی از ما سر میزند که قرآن کریم در تفسیر آن میفرماید:
(ثُمَّ کانَ عاقِبَةَ الَّذِینَ أَساؤُا السُّوای أَنْ کذَّبُوا بِآیاتِ اللَّهِ وَ کانُوا بِها یسْتَهْزِؤُن)
سپس سرانجام کسانی که اعمال بد مرتکب شدند به جایی رسید که آیات خدا را تکذیب کردند و آن را به سخریه گرفتند.
سوره روم (30): آیه 10
«شیخ صدوق (رضوان الله تعالی علیه)» در مجلس بیست و چهارم صفحه 113 از قول «ابن عباس» نقل میکند که رسول اکرم روزی نشسته بود که امام حسن وارد شد.
حضرت گریه کرد و او را بر روی ران راستش نشاند. امام حسین آمد بازهم رسول اکرم گریه کرد او را روی زانوی چپش نشاند.
«ثُمَّ أَقْبَلَتْ فَاطِمَةُ ع فَلَمَّا رَآهَا بَکی»
وقتی که رسول اکرم چشمش به فاطمه افتاد گریه کرد.
صحابه از رسول گرامی اسلام پرسیدند: یا رسول الله! چرا گریه کردید؟! حضرت نسبت به حضرت فاطمه زهرا فرمود:
«وَ أَنِّی لَمَّا رَأَیتُهَا ذَکرْتُ مَا یصْنَعُ بِهَا بَعْدِی»
وقتی دخترم فاطمه را دیدم، به ذهنم آمد مصائبی که بعد از من متحمل میشود.
«کأَنِّی بِهَا وَ قَدْ دَخَلَ الذُّلُّ بیتها وَ انْتُهِکتْ حرمتها وَ غُصِبَتْ حَقَّهَا وَ مُنِعَتْ إِرْثَهَا وَ کسِرَ جَنْبُهَا [وَ کسِرَتْ جَنْبَتُهَا] وَ أَسْقَطَتْ جنینها»
من میبینم که ذلت داخل خانه او وارد شده و حرمت او را شکستهاند و حقش را غصب کردند و ارثش را گرفتهاند و پهلویش را شکستهاند و جنینش را شهید کردهاند.
«وَ هِی تُنَادِی یا مُحَمَّدَاهْ فَلَا تُجَابُ»
فاطمه ندای یا محمداه سر میدهد، اما کسی پاسخ او را نمیدهد.
«وَ تَسْتَغِیثُ فَلَا تُغَاثُ»
فاطمه استغاثه میطلبد، اما کسی پاسخ نمیدهد.
«فَلَا تَزَالُ بَعْدِی مَحْزُونَةً مَکرُوبَةً بَاکیةً»
سپس در حالی که محزون و پریشان و گریه کنان است، نزد من میآید.
«فَتَکونُ أَوَّلَ مَنْ یلْحَقُنِی مِنْ أَهْلِ بَیتِی فَتَقْدَمُ عَلَی مَحْزُونَةً مَکرُوبَةً مَغْمُومَةً مَغْصُوبَةً مَقْتُولَة»
الأمالی، نویسنده: ابن بابویه، محمد بن علی، ص 113، ح 2
ألا لعنة الله علی القوم الظالمین و سیعلم الذین ظلموا أی منقلب ینقلبون یا مولاتی یا فاطمة أغیثینی
مجری:
احسنتم، طیب الله أنفاسکم، خیلی استفاده کردیم. شروع برنامه با روضهای که از زبان نبی مکرم اسلام در وصف مادر و در وصف دختر بیان شده است. بالاخره حضرت زهرا أم أبیها بودند.
الحمدالله این توفیق را داشتیم با همین کلمات دلمان را گره زدیم به نام نامی حضرت صدیقه کبری (سلام الله علیها).
حضرت استاد بینندگان عزیز مطلع هستند. جلسه پیش بحث به اینجا رسیده بود که گفتیم شبکههای وهابی مرتباً و مکرراً یک کاری را انجام میدهند و آن این است که مانورمی دهند روی این مطلب که اگر واقعاً نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) میخواستند جانشین برای خودشان انتخاب کنند میگفتند جانشین من و خلیفه من علی بن ابی طالب هست. چرا این را نگفتند؟!
حالا خاطر اینکه بینندگان هم مستحضر باشند چندین مورد از کلیپهای صحبتشان را به صورت کوتاه در جلسه پیش در قالب یک کلیپ نشان دادیم و قطعاً شما بینندگانی که جلسه پیش همراه ما بودید این کلیپ را دیدید.
حالا اگر یک مختصری نسبت به این مطلب اشاره بفرمایید ممنون میشویم تا ان شاءالله بپردازیم به ادامه مباحث.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمدلله و الصلاة علی رسول الله و علی آله آل الله لاسیما علی مولانا بقیة الله و اللعن الدائم علی اعدائهم اعداء الله إلی یوم لقاء الله أفوض أمری إلی الله إن الله بصیر بالعباد حسبنا الله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر یا أبا صالح المهدی ادرکنی
همانطور که حضرتعالی اشاره فرمودید کلیپی پخش شد از هفت هشت تا از شبکههای وهابی و چند تا از کارشناسان مختلف که ادعا کردند اگر رسول اکرم فرموده بود علی بن ابی طالب خلیفه من هست، دیگر اختلاف میان شیعه سنی نبود و مسئله تمام بود.
ما مواردی را آوردیم و اشاره کردیم که رسول اکرم در همین اولین روزی که رسالت خود را علنی فرمودند و رسالت خود را برای مردم اعلام کردند، همانجا فرمودند:
«إن هذا أخی ووصی وخلیفتی فیکم فاسمعو له وأطیعوا»
براستی که او برادر و وصی و جانشین من در میان شماست. از او شنوایی داشته و یاریاش کنید.
تاریخ الطبری، اسم المؤلف: لأبی جعفر محمد بن جریر الطبری، دار النشر: دار الکتب العلمیة – بیروت، ج 1، ص 542 - 543، باب ذکر الخبر عما کان من أمر نبی الله عند ابتداء الله تعالی ذکره إیاه بإکرامه بإرسال جبریل علیه السلام إلیه بوحیه
بعد از او در موارد مختلف آوردیم که رسول اکرم فرمودند:
«وأنت خلیفتی»
خلیفه من تو هستی.
المستدرک علی الصحیحین، اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاکم النیسابوری، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1411 هـ - 1990 م، الطبعة: الأولی، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ج 3، ص 143، ح 4652
«حاکم نیشابوری» هم میگوید: سند روایت صحیح است. «ذهبی» هم میگوید: این روایت صحیح است.
همچنین از «احمد بن حنبل»، «هیثمی» و «ألبانی» نقل کردیم که همه آمدند روایت را تصحیح کردند.
از میان علمای دانشگاه الازهر آقای «دکتر احمد محمود صبحی» روایتی نقل کردیم که ایشان بعد از نقل این روایت در کتاب «نظریة الامامة» گفت اینکه پیغمبر فرمود «أنت خلیفتی» شکی نیست که این عبارت نص آشکار و روشنی است در امامت علی بن أبی طالب (سلام الله علیه) و تمام اختلافات را از بین میبرد.
بله اختلافات را از بین میبرد، ولی به شرط آنکه گوش شنوایی باشد و چشم بینایی باشد و قلب با بصیرتی باشد.
اگر بنا باشد همان روشهای دوران جاهلیت بر ما حکومت کند و تعصبها روی عقل ما پرده بکشد، روشنتر از این هم رسول اکرم بخواهد بفرماید کسی حاضر نیست زیر بار سخنان نبی مکرم اسلام برود.
کارشناسان شبکههای وهابی گفتند: از کتابهای شیعه برای ما بیاورید. ما گفتیم: از میان کتابهای شیعه در کتاب «من لا یحضر الفقیه» روایتی آمده است که یکی از کتب اربعه هست.
«شیخ صدوق» در اول کتاب میفرمایند: روایاتی که من در این کتاب آوردهام، حجة بینی و بین ربی. ایشان در جلد چهارم صفحه 179 دو روایت آورده است که پیغمبر اکرم فرمود:
«إِنَّ عَلِیاً وَصِیی وَ خَلِیفَتِی»
من لا یحضره الفقیه، نویسنده: ابن بابویه، محمد بن علی، محقق / مصحح: غفاری، علی اکبر، ج 4، ص 179، ح 5404
و:
«یا عَلِی أَنْتَ وَصِیی أَوْصَیتُ إِلَیک بِأَمْرِ رَبِّی»
یا علی! تو وصی من هستی. تو را وصی خودم قرار دادم به امر الهی.
«وَ أَنْتَ خَلِیفَتِی اسْتَخْلَفْتُک بِأَمْرِ رَبِّی»
تو جانشین من هستی. تو را خلیفه قرار دادم به دستور پروردگارم.
من لا یحضره الفقیه، نویسنده: ابن بابویه، محمد بن علی، محقق / مصحح: غفاری، علی اکبر، ج 4، ص 179، ح 5405
از این واضحتر؟! از این روشنتر؟! حالا من نمیدانم ما دنبال چه مسائلی هستیم. امثال این مطالب را ما در جلسه گذشته مفصل مطرح کردیم.
بعضی از کارشناسان شبکههای وهابی می گویند: اگر علمای ما گفتند روایت را تصحیح کردهاند و قبول نکردند، پس تکلیف آنها چه میشود؟!
ما تابع قرآن و سنت پیغمبریم یا تابع عمل علما هستیم؟! کتابی در دانشگاه امام محمد بن سعود ریاض چاپ شده بود تحت عنوان «مخالفة الصحابی الحدیث النبوی» که ما این کتاب را نشان دادیم.
ایشان دهها بلکه صدها مورد روایت آورده که صحابه نقل کردهاند. امثال آقای «ابوهریره» و «ابن عباس» و عایشه دیگران روایاتی نقل کردند و خودشان روایتی با که نقل کردند مخالفت کردند.
علما و فقهای چهار مذهب مالکی و شافعی و حنفی و حنبلی با هم اختلاف کردند و غوغایی درست شده است.
اختلافشان بر سر این است که این روایتی که صحابی نقل کرده و مخالفت کرده است برای ما حجت است و حدیث پیغمبر حجت است یا عمل صحابی برای ما حجت است؟!
ما از تعدادی از بزرگان نظیر «امام شافعی»، «امام مالک» و «احمد بن حنبل» و غیره نقل کردیم. آنها معتقدند آنچه که برای ما حجت است و فردای قیامت باید جواب خدا را بدهیم سنت پیغمبر است نه عمل صحابه و به ما نمیگویند چرا به عمل صحابه اقتدا نکردید!
ما بارها گفتیم یکی از اختلافات اساسی که بین دو نگاه شیعه و سنی هست، عمدتاً بحث صحابه و اهل بیت است. اگر این قضیه در یک جمع علمی دوستانه صحبت شود، بسیاری از مسائل روشن میشود.
بعضی از بزرگواران می گویند این بحثهای علمی باید در جلسات علمی خصوصی مطرح شود، ولی دیگر آن زمانش گذشت. الان وهابیها تمام این بحثها را به ماهوارهها کشاندند.
«دکتر احمد طیب» یک ماه رمضان تمام در ماهواره پربیننده مصر آمد این مباحث اختلافی را شروع به مطرح کردن کرد و شیعه را زیر سؤال برد. البته خیلی مؤدب این کار را کرد نه اینکه مثل وهابیها فحاشی کند.
خیلی مؤدبانه آمد گفت: این عقیده ما هست، این عقیده شیعه هست. اشکالاتی وارد کرد، ما هم همون سال به غالب شبهات ایشان جواب دادیم. اینطور بحثها، بحثهای خیلی خوبی است.
مجری:
اما خارج شده از حیطهای که بخواهیم بگوییم فقط در کتابها محصور باشد.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
یا در جلسات خصوصی حوزههای علمیه. از این گذشته است. آن زمانی که ماهواره نبود و در تلویزیونها مطرح نمیشد بله، اما الان دیگر چون آنها مطرح میکنند و افکار جوانها را دارند مشوش میکنند ما هم ناگزیریم اینها را مطرح کنیم و پاسخ بدهیم.
مقام معظم رهبری بارها فرمودند: برنامهها و میزگردهایی در حوزههای علمیه و دانشگاهها تشکیل بشود و بحثهای علمی و مناظرات راه بیفتد.
متاسفانه این بحثها تا به حال نه در دانشگاهها نه در حوزهها انجام نشده است، الا خیلی اندک. بعضاً هم اگر بوده خیلی خاصیت آنچنانی نداشته است.
بنابراین نظر ما بر این است که در همین ماهوارهها از همین جا دعوت کنیم از علمای بزرگوار اهل سنت چه در داخل چه در خارج کشور که حاضریم آنتن «شبکه جهانی حضرت ولی عصر» را در اختیار آقایان قرار بدهیم تا بیایند فرمایشاتشان را مطرح بکنند.
ما هیچ محذوری هم نداریم، فقط شرطمان این هست که خیلی مؤدبانه باشد و به مقدسات شیعه توهین نشود. ما هم ملتزم هستیم به مقدسات اهل سنت اهانت نکنیم.
تنها بحثهای علمی مطرح شود تا هم جوانهای شیعه روشن شوند هم جوانهای اهل سنت روشن شوند و این بالاترین آرزوی ما هست. ما در خدمت حضرتعالی هستیم.
مجری:
سلامت باشید، احسنتم. همانطور که حضرت استاد توضیح دادند و حتماً اگر شما جلسه پیش به دلایلی نتوانستید برنامه را مشاهده بکنید توصیه میکنم حتماً به صورت مفصل این برنامه را ملاحظه بفرمایید.
مباحث جلسه گذشته پر از احتجاجاتی بود که معلوم نیست به قول حضرت استاد دیگر اینها چه پاسخی خواهند داشت.
کارشناسان وهابی به صراحت گفتند که اگر برای ما روایتی بیاورید که پیامبر اکرم بفرمایند خلیفه بعد از من علی بن ابی طالب هست، ما هم میپذیریم.
حضرت استاد این همه روایت آوردند. این روایات هم نه امروز بلکه از همان قرون ابتدایی در صدر اسلام وجود داشتند. «طبری» که متوفای 310 هجری هست از همان زمان هم اینها را ذکر کردند که همه هم با هم دیدیم.
چقدر زیباست که وقتی انسان اینها را میبیند پی میبرد به اینکه پیامبر اکرم هم با این مسائل درگیر بودند. به عنوان مثال قرآن کریم میفرماید:
(إِنَّک لا تُسْمِعُ الْمَوْتی وَ لا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعاءَ إِذا وَلَّوْا مُدْبِرِین)
تو نمیتوانی سخنت را به گوش مردگان برسانی و نمیتوانی کران را هنگامی که روی برمیگردانند و پشت میکنند صدا کنی!
سوره نمل (27): آیه 80
الآن هم دقیقاً ما داریم همین رفتاری را که آن زمان پیامبر از قریشیان میدیدند، هم اکنون هم از تابعین آنها متاسفانه ملاحظه میکنیم.
حضرت استاد این کلامی که فرمودید و مستنداً هم ما دیدیم آیا نسبت به خود شخص امیرالمؤمنین هست که پیامبر فرمودند: تو منحصراً خلیفه من هستی، یا اینکه چنین صراحت لهجه و چنین تعبیر واضحی نسبت به سایر ائمه هم میتوانیم پیدا کنیم؟!
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
در رابطه با اینکه رسول اکرم نسبت به اهل بیت چنین فرموده باشند سر جای خودش بحث کردیم که مراد از اهل بیت کیست.
در کتاب «صحیح مسلم» و دیگران آمده است که در زمان پیغمبر اکرم اهل بیت منحصر بود به امیرالمؤمنین، حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها)، امام حسن و امام حسین (سلام الله علیهم اجمعین).
ما روایات متعددی هم آوردیم، اما اگر فرصتی شود شاید هم اشارهای در این خصوص داشته باشیم.
ما روایات متعدد داریم نه یک روایت نه دو روایت. ما روایات متعدد با سندهای صحیح داریم که رسول اکرم فرمود: من در میان شما دو تا خلیفه میگذارم. رسول اکرم واژه «خلیفه» را به کار بردند، نه «امام» نه «ولی» نه «مولا» که بیایند توجیه کنند.
در کتاب «فضائل صحابه» اثر «احمد بن حنبل» نقل شده است که پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
«إنی قد ترکت فیکم خلیفتین کتاب الله وعترتی أهل بیتی وإنهما یردان علی الحوض»
من دو خلیفه و جانشین بعد از خودم گذاشتم و رفتم: قرآن و اهلبیتم. این دو از همدیگر جدا نمیشوند تا نزد حوض کوثر بر من وارد شوند.
فضائل الصحابة، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبد الله الشیبانی، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بیروت - 1403 - 1983، الطبعة: الأولی، تحقیق: د. وصی الله محمد عباس، ج 2، ص 786، ح 1403
پیغمبر اکرم به چه زبانی بگویند؟! محقق هم میگوید: این روایت حسن و معتبر است. بازهم «احمد زین» در «مسند احمد بن حنبل» جلد پنجم صفحه 181 همین روایت را با یک تعبیر دیگر میآورد که پیغمبر اکرم فرمود:
«انی تَارِک فِیکمْ خَلِیفَتَینِ کتَابُ اللَّهِ حَبْلٌ مَمْدُودٌ ما بین السَّمَاءِ وَالأَرْضِ أو ما بین السَّمَاءِ إلی الأَرْضِ وعترتی أَهْلُ بیتی وَإِنَّهُمَا لَنْ یتَفَرَّقَا حتی یرِدَا عَلَی الْحَوْضَ»
من دو خلیفه در میان شما میگذارم. کتاب خدا که ریسمان ممدود بین آسمان و زمین هست و عترت من و اهلبیت من. این دو از همدیگر جدا نمیشوند تا نزد حوض کوثر بر من وارد شوند.
مسند الإمام أحمد بن حنبل، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشیبانی، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر، ج 5، ص 181، ح 21618
محقق هم میگوید: سند روایت حسن است. نستجیر بالله این روایت دروغ است و «احمد بن حنبل» دروغ آورده است یا نستجیر بالله خدای نکرده پیغمبر اکرم خلاف فرمودند.
اگر روایت درست هست پیغمبر اکرم فرمود: کتاب خدا و عترت و اهل بیت من هرگز تا قیام قیامت از هم جدا نمیشوند!!
آقایان کارشناسان شبکههای وهابی ما از شما سؤال میکنیم اهل بیت که از قرآن جدا نمیشوند الان چه کسانی هستند؟! یا باید بگویید پیغمبر اکرم خلاف فرموده یا شما اشتباه رفتید!!
این روایت غیر از مذهب امامیه با هیچ مذهب دیگر اعم از زیدیه، اسماعیلیه و دیگر مذاهب تطبیق نمیکند.
آقای «طبرانی» همین تعبیر را در کتاب «معجم الکبیر» جلد پنجم از «زید بن ثابت» نقل میکند که پیغمبر اکرم فرمود:
«إنی قد تَرَکتُ فِیکمْ خَلِیفَتَینِ کتَابَ اللَّهِ وَأَهْلَ بَیتِی وَإِنَّهُمَا لم یفْتَرِقَا حتی یرِدَا عَلَی الْحَوْضَ»
من در میان شما دو خلیفه گذاشتم، یکی کتاب خدا و دیگری اهلبیت من است. این دو از همدیگر جدا نخواهند شد تا کنار حوض کوثر با من ملاقات کنند.
المعجم الکبیر، اسم المؤلف: سلیمان بن أحمد بن أیوب أبو القاسم الطبرانی، دار النشر: مکتبة الزهراء - الموصل - 1404 - 1983، الطبعة: الثانیة، تحقیق: حمدی بن عبدالمجید السلفی، ج 5، ص 153، ح 4921
محقق این کتاب در «مجمع الزوائد» گفته «احمد» آورده اسنادش خوب هست. «طبرانی» هم آورده و رجالش ثقات است. شیخ ما آقای «البانی» هم در «سلسلة الاحادیث صحیحه» گفته است: روایت معتبر است.
آقای «هیثمی» متوفی 807 هجری در کتاب «مجمع الزوائد» جلد اول صفحه 170 همین روایت را نقل میکند و مینویسد:
«إنی ترکت فیکم خلیفتین کتاب الله وأهل بیتی وإنهما لن یتفرقا حتی یردا علی الحوض»
ایشان در مورد سند روایت مینویسد:
«رواه الطبرانی فی الکبیر ورجاله ثقات»
مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، اسم المؤلف: علی بن أبی بکر الهیثمی، دار النشر: دار الریان للتراث/دار الکتاب العربی - القاهرة, بیروت – 1407، ج 1، ص 170، باب فی العمل بالکتاب والسنة
مجری:
ما اتفاقاً بارها و بارها در جلسات پیش مفصلاً هم با اسناد همین روایات ثقلین کار کردیم و هم با خود متن این روایات کار کردیم. الحمدالله الان هم باز مشغول همین روایات شدیم.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
بله، واقعاً ما نمیدانیم آقایان برای این دسته روایات چه پاسخی دارند. آنها این سه راه را دارند؛ یا باید بگویند علمای ما اشتباه کردند چنین روایتی را نقل کردند، یا بگویند این روایات دروغ و جعلی است که محققین همه صراحت دارند که اینها دروغ نیست.
همچنین اینکه نستجیر بالله بگویند پیغمبر اکرم اشتباه کرده چنین پیش بینی فرموده و چنین عبارتی را بیان کرده است که این را هم آقایان نمیتوانند بگویند. یا اینکه بگویند ما اشتباه کردیم، اما حاضر نیستیم زیر بار حرف حق برویم.
آقای کارشناس وهابی بفرمایید!! پیغمبر اکرم به چه زبانی بگویند؟! پیغمبر اکرم فرمودند: «ترکت فیکم خلیفتین»، نه «امامین»، نه دوتا «مولا»، نه دوتا «ولی»، نه دوتا «وصی» که شما توجیه کنید و مخاطبین خودتان را اقراء به جهل بکنید.
همچنین آقای «البانی» در کتاب «السنه» اثر «ابن ابی عاصم» متوفی 287 همین تعبیر را میآورد و مینویسد:
«إِنِّی قَدْ تَرَکتُ فِیکمُ الْخَلِیفَتَینِ بَعْدِی: کتَابَ اللَّهِ وَعِتْرَتِی، إِنَّهُمَا لَنْ یتَفَرَّقَا حَتَّی یرِدَا عَلَی الْحَوْضَ»
الکتاب: السنة، المؤلف: أبو بکر بن أبی عاصم وهو أحمد بن عمرو بن الضحاک بن مخلد الشیبانی (المتوفی: 287 هـ)، المحقق: محمد ناصر الدین الألبانی، الناشر: المکتب الإسلامی – بیروت، الطبعة: الأولی، 1400، ج 2، ص 642، ح 1548
این روایت با کلمه «لن» نفی ابد آمده است، یعنی هرگز از هم جدا نمیشوند «حَتَّی یرِدَا عَلَی الْحَوْضَ». نه در دنیا، نه در عالم برزخ، نه در عالم مثال از همدیگر جدا نمیشوند و به قول آقایان تا قیام قیامت اینها خلیفه من هستند.
حتی تو عالم برزخ هم اگر کسی دنبال خلیفه پیغمبر میگردد قرآن و اهل بیت است. بعد از مرگ هم اگر واقعاً به کسی فرصتی بدهند که برود دنبال خلیفه پیغمبر اکرم بگردد، قرآن و اهلبیت است.
حالا شاید بعضی از افراد در دنیا مستضعف بودند و خیلی زیاد مطلب به گوششان نرسیده است. حالا کرم خدا که حد و حسابی ندارد و مدت معینی هم ندارد.
«لَیسَ لِصِفَتِهِ حَدٌّ مَحْدُودٌ وَ لَا نَعْتٌ مَوْجُودٌ وَ لَا وَقْتٌ مَعْدُودٌ وَ لَا أَجَلٌ مَمْدُود»
نهج البلاغة، نویسنده: شریف الرضی، محمد بن حسین، محقق / مصحح: صالح، صبحی، ص 39، ح 1
شاید خدا کرم کرد برای یک عده فرصت گذاشت که در برزخ دنبال تحقیق باشند. رسول اکرم میفرماید: تا حوض کوثر، یعنی تا قیام قیامت و جایی که بعد از او دیگر بهشتیان به طرف بهشت و جهنمیان به طرف جهنم میروند و تکلیف مشخص میشود.
حتی در عرصات قیامت هم این دو با هم هستند. خیلی تعبیر قشنگی است. عرض کردم قلب سالمی میخواهد و عقل باز. در کتاب «صحیح جامع الصغیر» هم آقای «البانی» باز همین روایت را آورده و مینویسد:
«إِنِّی تارِک فِیکمْ خَلِیفَتَینِ: کتابَ الله حَبْلٌ مَمْدُودٌ مَا بَینَ السَّماءِ والأرْضِ وعِتْرَتِی أهلَ بیتی وإنهما لن یتَفَرَّقا حَتَّی یرِدَا عَلَی الحَوْضَ»
کتاب: صحیح وضعیف الجامع الصغیر وزیادته، المؤلف: عبد الرحمن بن أبی بکر، جلال الدین السیوطی (المتوفی: 911 هـ)، مع الکتاب: أحکام محمد ناصر الدین الألبانی، هذا الکتاب الإلکترونی، یمثل جمیع أحادیث الجامع الصغیر وزیادته للسیوطی، مع حکم الشیخ ناصر من صحیح أو ضعیف الجامع الصغیر، وهو متن مرتبط بشرحه، من فیض القدیر للمناوی، ج 1، ص 4222، ح 4222
ایشان در مورد سند روایت هم مینویسد: روایت صحیح است. دنبال چه میگردید؟! این روایت هم با «لن» نفی ابد آمده است. نه تنها حضرت امیرالمؤمنین، بلکه اهل بیت را مورد خطاب قرار داده است. بازهم «ابن ابی شیبه» در کتاب «مسند» جلد اول مینویسد:
«إنی ترکت فیکم الخلیفتین کاملتین: کتاب الله، وعترتی، وإنهما لن یتفرقا حتی یرِدا علی الحوض»
من در میان شما دو خلیفه و جانشین کامل قرار دادم که کتاب خدا و عترت من هست. این دو هرگز از همدیگر جدا نمیشوند تا کنار حوض کوثر.
مسند ابن أبی شیبة، اسم المؤلف: أبی بکر عبد الله بن محمد بن أبی شیبة، دار النشر: دار الوطن - الریاض - 1997 م، الطبعة: الأولی، تحقیق: عادل بن یوسف العزازی و أحمد بن فرید المزیدی، ج 1، ص 108، ح 135
اینجا دیگر هیچ نقصی ندارد که بیاید بگوید قرآن اینجا اشکال دارد، آنجا فلان است. اگر اینطور بود، مثلاً بهتر بود. حال این آقا در مورد سند روایت مینویسد:
«إسناده ضعیف و هو صحیح»
سند روایت ضعیف است، اما روایت صحیح است.
این کتاب با تحقیق «ابو عبدالرحمن عادل بن یوسف» و «احمد فرید المزیدی» و نشر «دار الوطن ریاض» هست. ایشان میگوید: روایت صحیح است. ما هم دنبال روایت صحیح میگردیم.
مجری:
اتفاقاً این تعبیر به نظرم خیلی تقویت بیشتری است، چرا که مثل مثلاً متواتر است. وقتی که میبینند اسنادش ضعیف هست، اما به هر صورت باید بپذیرند.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
ایشان نتوانسته درک کند و میگوید: سند مشکل دارد، ولی رمتن روایت صحیح و از پیغمبر اکرم است.
ما هم دنبال روایت صحیح میگردیم. ما معتقدیم سند طریق هست و طریقیت دارد، موضوعیت ندارد. اگر از کانالهای دیگری برای ما یقین آمد که این روایت از معصوم صادر شده است ولو سندش از شمر بن ذی الجوشن یا یزید یا عمر بن سعد آمده باشد.
وقتی ما یقین کردیم روایت از معصوم صادر شده است، این روایت برای ما حجت است. اگر سند موضوعیت داشت بحث دیگری است، ولی سند طریقیت دارد. این آقا همین تعبیر را برای این روایت بیان میکند.
در روایت ما در اینجا زیاد داریم، اما برای اینکه به سؤالات دیگر حضرتعالی برسیم به همین مقدار اکتفا میکنم.
هفته گذشته هم ما برای بعضی از بینندگان فرصت نداشتیم، مخصوصاً غنچههای مهدوی پشت خط منتظر ماندند و ما نتونستیم صدای نازنین اینها را بشنویم. من دیگر به همین مقدار خلاصه اکتفا میکنم.
مجری:
تشکر میکنیم، خیلی زیبا و کامل و عالی الحمدلله شنیدیم. مخصوصاً این هم برایمان کامل جا می افتد این افرادی که سنگ قرآن را به سینه میزنند و می گویند این ما هستیم که داریم به قرآن عمل میکنیم نه شیعیان، پس میبینیم اینها در حقیقت قرآن کامل را پیدا نکردند.
آن قرآنی که نبی مکرم اسلام داشت راجع به آن صحبت میفرمودند، آن قرآنی است که همواره همراه با اهل بیت بوده است. این هم ماحصل همان روایاتی بود که الحمدلله همه با هم دیدیم و شنیدیم.
حالا سؤالات زیاد هست. ان شاءالله اگر فرصت شد از حضرت استاد میپرسیم، بعد از اینکه یک فاصله کوتاه گرفتیم و برگشتیم.
أشهد أنّ علیا ولی الله
عرض سلام مجدد خدمت همه شما بینندگان عزیز و ارجمند «شبکه جهانی حضرت ولی عصر».
الحمدلله تا اینجای برنامه بسیار استفاده کردیم و بهره مند شدیم از صحبتهای حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی و به نظرم دیگر کامل برای همه روشن بود، روشنتر هم شد.
از طرف دیگر حجت تمام شده بود و الان هم دیگر راه گریزی نخواهد بود برای آن کسی که دنبال پیدا کردن حق هست.
سوالی که بیشتر جنبه جدلی دارد. از جانب مخالفین بیان میشود، این هست که خیلی وقتا می گویند اگر واقعاً چنین چیزی هست شما از کتابهای خودتان هم سند بیاورید ما میپذیریم.
حالا حضرتعالی که هر چه آوردید همه الحمدلله از کتب خودشان بود و این وضع را برای ۀتعل خیلی بدتر میکند، اما حالا به خاطر اینکه بالاخره دل شیعیان هم شاد شود روایاتی در این زمینه بیاورید..
خیلی وقتها شیعیان هم اینجا سؤال میپرسند و می گویند که ما میخواهیم از نور کتابهای خودمان هم بهرهمند شویم و خیلی استفاده بکنیم از این روایات.
آیا در کتب شیعه هم با همین تصریحات خلافت اهل بیت (علیهم السلام) ذکر شده است یا خیر؟!
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
من قبلاً هم عرض کردم در کتب شیعه ما بیش از 300 روایت با بررسی سندی ثبت کردیم. ان شاءالله اگر خداوند به ما توفیق بدهد و بتوانیم دانشنامه امامت و و ولایت را چاپ بکنیم که شاید بالای 40 جلد باشد، این روایات را در آنجا جمع آوری کردیم.
ان شاءالله دوستان برای چاپ این کتاب دعایی کنند، زیرا الآن دوستان ما حدود دوازده سال است دارند زحمت میکشند. من احساس میکنم تاکنون چنین کاری نشده است که فقط بحث آیه شریفه:
(إِنَّما وَلِیکمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکعُون)
سرپرست و رهبر شما تنها خدا است، و پیامبر او، و آنها که ایمان آوردهاند و نماز را بر پا میدارند و در حال رکوع زکات میپردازند.
سوره مائده (5): آیه 55
حدود 1200 صفحه شده است. حالا اگر ما بتوانیم مقداری تلخیص کنیم و در هفتصد یا هشتصد صفحه جمع کنیم خوب است.
کل شبهات و اشکالاتی که مثلاً آیه ولایت، آیه ابلاغ و حدیث خلافت کردهاند همه را چه در کتابهایشان و چه در شبکهها چه در فضای مجازی به حول قوه الهی با عنایت مولایمان حضرت بقیه الله الاعظم (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) جمع کردیم و جواب دادیم.
ما در جلسه گذشته دو تا روایت آوردیم در ضمن از کتاب «کمال الدین» اثر «شیخ صدوق» صفحه 261 آوردیم که رسول اکرم به «عبدالله مسعود» میفرماید:
«یا ابْنَ مَسْعُودٍ عَلِی بْنُ أَبِی طَالِبٍ إِمَامُکمْ بَعْدِی وَ خَلِیفَتِی عَلَیکمْ »
ای عبدالله بن مسعود! علی بن أبی طالب خلیفه شما بعد از من و خلیفه من بر شماست.
«فَإِذَا مَضَی فَابْنِی الْحَسَنُ إِمَامُکمْ بَعْدَهُ وَ خَلِیفَتِی عَلَیکمْ فَإِذَا مَضَی فَابْنِی الْحُسَینُ إِمَامُکمْ بَعْدَهُ وَ خَلِیفَتِی عَلَیکمْ»
بعد از اینکه علی بن أبی طالب از دنیا رفت، فرزندم امام حسن امام شما و خلیفه من است. بعد از اینکه امام حسن از دنیا رفت، امام حسین امام شما و خلیفه من بر شماست.
«ثُمَّ تِسْعَةٌ مِنْ وُلْدِ الْحُسَینِ وَاحِدٌ بَعْدَ وَاحِدٍ أَئِمَّتُکمْ وَ خُلَفَائِی عَلَیکمْ»
سپس نُه تن از فرزندان فرزندم حسین یکی پس از دیگری ائمه شما و خلفای من بر شما هستند.
«تَاسِعُهُمْ قَائِمُ أُمَّتِی یمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا کمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً»
نهمین فرزندان امام حسین قائم امت من است که جهان را پر از عدل و داد میکند بعد از آنکه از ظلم و جور پر شده است.
کمال الدین و تمام النعمة، نویسنده: ابن بابویه، محمد بن علی، محقق / مصحح: غفاری، علی اکبر، ج 1، ص 261، ح 8
بازهم در کتاب «کمال الدین» جلد 1 صفحه 279 همین تعبیر مفصل مطرح شده است و مینویسد:
«فَقَالَ لَا وَ لَکنْ أَوْصِیائِی مِنْهُمْ أَوَّلُهُمْ أَخِی وَ وَزِیرِی وَ وَارِثِی وَ خَلِیفَتِی فِی أُمَّتِی وَ وَلِی کلِّ مُؤْمِنٍ مِنْ بَعْدِی هُوَ أَوَّلُهُمْ»
حضرت فرمود: خیر، اوصیایی از آنها که اولین نفر برادر من و وزیر من و وارث من و خلیفه من در امتم و ولی همه مؤمنین بعد از من است.
«ثُمَّ ابْنِی الْحَسَنُ ثُمَّ ابْنِی الْحُسَینُ ثُمَّ تِسْعَةٌ مِنْ وُلْدِ الْحُسَینِ وَاحِدٌ بَعْدَ وَاحِد»
سپس فرزندم حسن و سپس فرزندم حسین و سپس نُه تن از فرزندان حسین یکی پس از دیگری هستند.
کمال الدین و تمام النعمة، نویسنده: ابن بابویه، محمد بن علی، محقق / مصحح: غفاری، علی اکبر، ج 1، ص 279، ح 25
پیغمبر اکرم عبارتهای مختلف آورده است برای اینکه حجت تمام شود. برادر، وزیر، وارث، خلیفه، ولی کل مؤمن علی بن ابی طالب است و بعد از او امام حسن و امام حسین و نُه نفر از فرزندان امام حسین (سلام الله علیهم اجمعین) هستند.
در کتاب «عیون اخبار الرضا» روایتی آمده است که «مرحوم شیخ صدوق» این روایت را تصحیح میکند. روایت خیلی مهمی است. «مأمون» از امام رضا میخواهد خلاصه اسلام، مغز اسلام و روح اسلام را برای او به صورت مختصر و موجز بنویسد.
امام رضا بحث وحدانیت خدا و رسالت نبی مکرم را مینویسد و میفرماید: راهنمای بعد از پیغمبر، حجت بر مؤمنین، قائم به امر مسلمین و ناطق از قرآن برادر او و خلیفه او و وصی او و ولی او کسی که به منزله هارون نزد موسی است امیرالمؤمنین هست.
امیرالمؤمنین امام المتقین و قائد الغر المحجلین است. بعد از او امام حسن بعد از او امام حسین بعد از او امام سجاد بعد از او امام باقر بعد از امام صادق و امام کاظم و امام رضا و امام جواد و امام هادی و امام حسن عسکری و حضرت ولی عصر هستند.
«أَشْهَدُ لَهُمْ بِالْوَصِیةِ وَ الْإِمَامَة»
من شهادت میدهم بر اینها به وصیت و امامت.
«کلَّ مَنْ خَالَفَهُمْ ضَالٌّ مُضِلٌّ بَاطِلٌ تَارِک لِلْحَقِّ وَ الْهُدَی»
عیون أخبار الرضا علیه السلام، نویسنده: ابن بابویه، محمد بن علی، محقق / مصحح: لاجوردی، مهدی، ج 2، ص 121 – 122، ح 1
«مرحوم شیخ صدوق» هم در کتاب «عیون اخبار الرضا» وقتی به این روایت میرسد، مینویسد: حدیث «عبدالواحد» که این روایت را نقل کرده در نزد من صحیحترین روایات است.
این نمونهای هست از مصادر شیعه در اینکه خلیفه پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) امیرالمؤمنین و یازده فرزند امیرالمؤمنین تا حضرت ولی عصر (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) است.
اگر دنبال منابع شیعه میگردند، اینها منابع شیعه است. اگر دنبال بهانه میگردند دیگر بهانه دیگر خیلی زیاد است. اولین بهانه جو ابلیس بود که آمد و گفت: من بر آدم سجده نمیکنم، برای اینکه من افضل هستم.
(خَلَقْتَنِی مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِین)
مرا از آتش آفریدهای و او را از خاک!
سوره اعراف (7): آیه 12
اگر منطق ابلیسی باشد که زیر بار نمیخواهد برود و اگر منطق:
(فَتَبارَک اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِین)
بزرگ است خدایی که بهترین خلق کنندگان است!
سوره مؤمنون (23): آیه 14
و:
(وَ لکنَّ اللَّهَ یهْدِی مَنْ یشاء)
ولی خداوند، هر که را بخواهد (و شایسته بداند)، هدایت میکند.
سوره بقره (2): آیه 272
باشد، دیگر این مصادر هست. چیکار کنیم!
مجری:
بله واقعاً همین است. انسان فقط میتواند تعجب کند. البته این تعجب هم ناشی از این است که ما بالاخره یک حسن ظنی داریم به آنها والا اگر واقعاً خدا نکرده خبث باطن در آنها هست چاره دیگری نیست.
متاسفانه الان با مشاهده این همه روایات و این همه اسناد نمیخواهند حق را بپذیرند که دیگر انسان تأسف هم نمیتواند برای آنها بخورد.
حضرت استاد حالا با توجه به اینکه رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) از یک طرف این همه روایات داشتند و همینها را هم بارها و بارها از همان روز اول که خودشان مبعوث شدند و بنا بود برای مردم این دعوت را علنی کنند بیان کردند.
حالا ما با روحیه و سابقهای که از این خلفا سراغ داشتیم که این همه رسول الله را زجر میدادند، آیا نسبت به همین مطلب مهمی که اکمال دین به آن بود رسول اکرم پیش بینی کردند که اینها باز ممکن است آن غرض ورزیشان را نسبت به بحث خلافت امیرالمؤمنین انجام بدهند؟!
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
ما قبلاً هم گفتیم. من فقط یکی دو نمونه بیان میکنم. شاید بیش از 20 روایت در منابع شیعه و سنی آمده که رسول اکرم فرمود: بعد از من علی را خلیفه کنید گرچه میدانم نمیکنید!!
قرار نبود پیغمبر اکرم مردم را به زور بگیرند و به سمت سمت بهشت ببرند. همانطور که قرآن کریم میفرماید:
(إِنَّا هَدَیناهُ السَّبِیلَ إِمَّا شاکراً وَ إِمَّا کفُوراً)
ما راه را به او نشان دادیم، خواه شاکر باشد (و پذیرا گردد) یا کفران کند.
سوره إنسان (76): آیه 3
ولی از طرف دیگر میفرماید:
(وَ الَّذِینَ جاهَدُوا فِینا لَنَهْدِینَّهُمْ سُبُلَنا)
و آنها که در راه ما (با خلوص نیت) جهاد کنند قطعاً هدایتشان خواهیم کرد.
سوره عنکبوت (29): آیه 69
شما ببینید آقای «ابو نعیم اصفهانی» متوفای 430 که معاصر «شیخ مفید»، «شیخ طوسی» و «سید مرتضی» است و فاصله زیادی با «شیخ صدوق» ندارد، در کتاب «حلیة الأولیاء» جلد اول صفحه 64 مینویسد:
«قال رسول الله إن تستخلفوا علیا وما أراکم فاعلین تجدوه هادیا مهدیا یحملکم علی المحجة البیضاء»
پیغمبر اکرم فرمود: اگر زیر بار خلافت علی بن أبی طالب بروید گرچه می دانم این کار را نمیکنید، هم هدایت شده است و هم هدایت کننده است و شما را هم به آن راه روشن و نورانی که به خدا برساند وادار میکند.
حلیة الأولیاء وطبقات الأصفیاء، اسم المؤلف: أبو نعیم أحمد بن عبد الله الأصبهانی، دار النشر: دار الکتاب العربی - بیروت - 1405، الطبعة: الرابعة، ج 1، ص 64، باب 4 علی بن أبی طالب
آنجا که قرآن کریم میفرماید:
(یا أَیهَا الْإِنْسانُ إِنَّک کادِحٌ إِلی رَبِّک کدْحاً فَمُلاقِیه)
ای انسان! تو با تلاش و رنج به سوی پروردگارت میروی و او را ملاقات خواهی کرد.
سوره انشقاق (84): آیه 6
از این واضحتر؟! آقای «بزار» در کتاب «بحر الزخار» جلد هفتم صفحه 299 مینویسد که رسول اکرم فرمود:
«قال إن تستخلفوه ولن تفعلوا یسلک بکم الطریق»
حضرت فرمودند: اگر علی خلیفه باشد گرچه یقیناً زیر بار نمیروند تنها کسی که آنها را به راه راست هدایت میکند علی است.
«وتجدوه هادیا مهدیا»
علی بن أبی طالب هم هدایت شده است و هم هدایت کننده است.
البحر الزخار، اسم المؤلف: أبو بکر أحمد بن عمرو بن عبد الخالق البزار، دار النشر: مؤسسة علوم القرآن, مکتبة العلوم والحکم - بیروت, المدینة - 1409، الطبعة: الأولی، تحقیق: د. محفوظ الرحمن زین الله، ج 7، ص 299، ح 2895
«صالحی شامی» در کتاب «سبل الهدی و الرشاد» جلد 11 مفصل حدود دوازده روایت آورده است که پیغمبر اکرم فرمود:
«إن استخلفتموه یسلک بکم الطریق المستقیم، وتجدوه هادیا مهدیا»
اگر علی را خلیفه قرار دهید، شما را به طریق مستقیم هدایت میکند.
«وإن تؤمروا علیا - ولا أراکم فاعلین تجدوه هادیا مهدیا یأخذکم الطریق المستقیم»
اگر علی را امیرالمؤمنین قرار دهید، گرچه می دانم این کار را نمیکنید شما را به اجبار به طریق مستقیم هدایت میکند.
«لو استخلفت علینا علیا، قال: إنکم لا تفعلوا، وإن تفعلوا تجدوه هادیا مهدیا»
همچنین مینویسد:
«وإن ولیتموها علیا فهادیا مهدیا یقیمکم علی طریق مستقیم»
سبل الهدی والرشاد فی سیرة خیر العباد، اسم المؤلف: محمد بن یوسف الصالحی الشامی، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1414 هـ، الطبعة: الأولی، تحقیق: عادل أحمد عبد الموجود وعلی محمد معوض، ج 11، ص 250، الباب السادس فی بعض فضائل أبی بکر وعمر وعلی - رضی الله تعالی عنهم -
ایشان آمده تمام این روایات را جمع کرده است. امثال این قضایا الی ماشاءالله در منابع اهل سنت نقل شده است.
آقای «عبدالله» پسر «احمد بن حنبل» متوفای 290 هجری کتابی به نام «السنه» دارند. ایشان در جلد دوم صفحه 541 مینویسد:
«وَإِنْ تُؤَمِّرُوا عَلِیا وَلَا أَرَاکمْ فَاعِلِینَ تَجِدُوهُ هَادِیا مَهْدِیا یأْخُذُ بِکمْ إِلَی الطَّرِیقِ الْمُسْتَقِیمِ»
اگر زیر بار خلافت علی بن أبی طالب بروید گرچه می دانم این کار را نمیکنید، هم هدایت شده است و هم هدایت کننده است و تمام ملت را به صراط مستقیم هدایت میکند.
الکتاب: السنة، المؤلف: أبو عبد الرحمن عبد الله بن أحمد بن محمد بن حنبل الشیبانی البغدادی (المتوفی: 290 هـ(، المحقق: د. محمد بن سعید بن سالم القحطانی، الناشر: دار ابن القیم – الدمام، الطبعة: الأولی، 1406 هـ - 1986 م، ج 2، ص 541، ح 1257
«مقدسی» در کتاب «الأحادیث المختارة» همین روایت را میآورد و مینویسد: سند روایت صحیح است.
«هیثمی» در کتاب «مجمع الزوائد» جلد پنجم صفحه 176 این روایت را میآورد و مینویسد:
«وان تؤمروا علیا ولا اراکم فاعلین تجدوه هادیا مهدیا یأخذ بکم الطریق المستقیم»
ایشان در مورد سند روایت مینویسد:
«رواه أحمد والبزار والطبرانی فی الأوسط ورجال البزار ثقات»
مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، اسم المؤلف: علی بن أبی بکر الهیثمی، دار النشر: دار الریان للتراث/دار الکتاب العربی - القاهرة, بیروت – 1407، ج 5، ص 176، باب الخلفاء الأربعة
«ابن اثیر» و «ابن حجر» هم این روایت را نقل کردهاند. آقای «ابن کثیر دمشقی سلفی» در کتاب «البدایة و النهایة» جلد هفتم صفحه 361 مینویسد:
«وان تؤمروا علیا ولا اراکم فاعلین تجدوه هادیا مهدیا یأخذ بکم الطریق المستقیم»
البدایة والنهایة، اسم المؤلف: إسماعیل بن عمر بن کثیر القرشی أبو الفداء، دار النشر: مکتبة المعارف – بیروت، ج 7، ص 361، باب حدیث آخر
اشکال سندی و اشکال دلالی هم که نگرفتیم. چکار کنیم؟! همچنین در کتاب «مصنف» اثر «عبدالرزاق صنعانی» هم روایتی آمده است. «یحیی بن معین» میگوید:
«لو ارتد عبد الرزاق عن الإسلام ما ترکنا حدیثه»
اگر عبدالرزاق مرتد شود هم ما روایات او را از دست نمیدهیم.
سیر أعلام النبلاء، اسم المؤلف: محمد بن أحمد بن عثمان بن قایماز الذهبی أبو عبد الله، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بیروت - 1413، الطبعة: التاسعة، تحقیق: شعیب الأرناؤوط, محمد نعیم العرقسوسی، ج 9، ص 573، باب 220 عبد الرزاق بن همام ع
«عبدالرزاق صنعانی» در جلد یازدهم مینویسد که رسول اکرم میفرماید:
«أما والذی نفسی بیده لئن أطاعوه لیدخلن الجنة أجمعین أکتعین»
قسم به خدایی که جان من در دست اوست اگر از علی بن أبی طالب اطاعت کنند، او تمام ملت را وارد بهشت میکند.
المصنف، اسم المؤلف: أبو بکر عبد الرزاق بن همام الصنعانی، دار النشر: المکتب الإسلامی - بیروت - 1403، الطبعة: الثانیة، تحقیق: حبیب الرحمن اأعظمی، ج 11، ص 318، ح 20646
پیغمبر اکرم به چه زبانی بفرمایند؟! ما که معطل ماندهایم!! در قضیه حدیث قرطاس هم همین تفکر وجود دارد. بعضی از علمای اهل سنت می گویند: ای کاش دو روایت را علمای ما نیاورده بودند: حدیث قرطاس و حدیث حوض.
ملاحظه کنید در کتاب «صحیح بخاری» و «صحیح مسلم» آمده است که پیغمبر اکرم میفرماید:
«ائْتُونِی بِکتَابٍ أَکتُبْ لَکمْ کتَابًا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدَهُ أَبَدًا»
قلم و کاغذی بیاورید تا مطلبی بنویسم که بعد از من هرگز گمراه نشوید.
الجامع الصحیح المختصر، اسم المؤلف: محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی، دار النشر: دار ابن کثیر, الیمامة - بیروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقیق: د. مصطفی دیب البغا، ج 3، ص 1111، ح 2888
این حدیث با کلمه «لَنْ» نفی ابد آمده است، یعنی هرگز گمراه نشوید. حالا چه برخوردی داشتند یا چه برخوردی نداشتند با آن کار ندارم. در کتاب «صحیح مسلم» آمده است:
«قال رسول اللَّهِ ائْتُونِی بِالْکتِفِ وَالدَّوَاةِ أو اللَّوْحِ وَالدَّوَاةِ أَکتُبْ لَکمْ کتَابًا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدَهُ أَبَدًا»
رسول الله فرمودند: قلم و کاغذی بیاورید تا مطلبی برای شما بنویسم که هرگز گمراه نشوید.
صحیح مسلم، اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسین القشیری النیسابوری، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، ج 3، ص 1259، ح 1637
همچنین در کتاب «معجم الکبیر» اثر «طبرانی» جلد یازدهم صفحه 36 آمده است که رسول اکرم فرمود:
«ائْتُونِی بِکتِفٍ أَکتُبُ لَکمْ کتَابًا لا تَخْتَلِفُوا بَعْدِی أَبَدًا»
قلم و کاغذی بیاورید تا کتابی بیاورم که هرگز بعد از من گمراه نشوید.
المعجم الکبیر، اسم المؤلف: سلیمان بن أحمد بن أیوب أبو القاسم الطبرانی، دار النشر: مکتبة الزهراء - الموصل - 1404 - 1983، الطبعة: الثانیة، تحقیق: حمدی بن عبدالمجید السلفی، ج 11، ص 36، ح 10961
آقایان وهابی می گویند که اگر پیغمبر اکرم میفرمود علی بن أبی طالب خلیفه من هست، دیگر ما اختلافی نداشتیم. پیغمبر اکرم در آخرین لحظه حیات خود میفرماید: قلمی بیاورید تا چیزی بنویسم که شما بعد از من اختلاف نکنید.
در کتاب «مسند احمد بن حنبل» جلد اول صفحه 293 آمده است که رسول اکرم میفرماید:
«ائتونی بِکتِفٍ أَکتُبْ لَکمْ فیه کتَاباً لاَ یخْتَلِفُ مِنْکمْ رَجُلاَنِ بعدی»
قلم و کاغذی بیاورید تا برایتان وصیتی بنویسم که بعد از من دو نفر هم باهم اختلاف نکنند.
مسند الإمام أحمد بن حنبل، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشیبانی، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر، ج 1، ص 293، ح 2676
پیغمبر اکرم به چه زبانی بگویند؟! اینها کتابهای شیعه نیست که بگویید شیعهها آنها را نوشتهاند، مگر اینکه بگویید شیعهها در کتابهای ما دخل و تصرف کردند.
آن آقا میگفت: شیعهها بعضاً در کتابهای ما نفوذ کردند!! آخه یک کتاب نیست، دو کتاب نیست که شیعهها بیایند چنین کاری کنند!!
پیغمبر اکرم میخواهد چه بنویسد؟! اصلاً ما کاری با اینها نداریم. آقای «ابن حجر عسلانی» در کتاب «فتح الباری» جلد اول صفحه 209 مینویسد:
«أراد أن ینص علی أسامی الخلفاء بعده حتی لا یقع بینهم الاختلاف»
پیغمبر اکرم میخواست در آخرین لحظات عمرش اسامی خلفای بعد از خودش را بنویسد تا اختلاف به وجود نیاید.
فتح الباری شرح صحیح البخاری، اسم المؤلف: أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل العسقلانی الشافعی، دار النشر: دار المعرفة - بیروت، تحقیق: محب الدین الخطیب، ج 1، ص 209، ح 114
چرا نگذاشتند پیغمبر اکرم بنویسد؟! چرا پیغمبر اکرم ننوشت؟!
مجری:
میدانستند که چه اتفاقی قرار است بیفتد.
اگر «شیخ مفید» و «شیخ صدوق» بگوید به شیعیان اشکال میکنند، اما آقای «سفیان بن عیینة»، «ابن حجر»، «عینی»، «قسطلانی» این روایات را آورده است. «احمد امین مصری» در کتاب «یوم الاسلام» مینویسد:
«أراد رسول الله فی مرضه الذی مات فیه أن یعین من یلی الأمر من بعده»
آیا پیغمبر اکرم از اینها واضحتر و از اینها روشنتر بیان کنند؟! نمیدانم بعضی وقتها آدم معطل میماند که چطور توجیه و تأویل کند و چطور حمل بر صحت کند!!
مجری:
حاج آقا دقیقاً انسان وقتی که قرآن میخواند بعضی چیزها برایش عجیب به نظر میرسد.
انسان همین تاریخ و همین جریاناتی که حضرتعالی مطرح میفرمایید را میخواند تعجب میکند که اینها تماماً میدانستند که امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب خواهد بود، اما این را کتمان میکردند. حالا نسبت به اهل کتاب در سوره بقره آیه 146 میخوانیم:
(الَّذِینَ آتَیناهُمُ الْکتابَ یعْرِفُونَهُ کما یعْرِفُونَ أَبْناءَهُمْ وَ إِنَّ فَرِیقاً مِنْهُمْ لَیکتُمُونَ الْحَقَّ وَ هُمْ یعْلَمُون)
کسانی که کتب آسمانی به آنان دادهایم او (پیامبر) را همچون فرزندان خود میشناسند (اگر چه) جمعی از آنان حق را آگاهانه کتمان میکنند.
سوره بقره (2): آیه 146
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
پیغمبر را میشناختند همانطور که فرزندانشان را میشناختند. آیا زیر بار رفتند؟! آنها از اطراف و اکناف به مدینه آمده بودند به امید اینکه پیغمبر آخرالزمان ظهور کند و به او ایمان بیاورند.
در مقابل ولی رسول اکرم آمد دیدند حضرت برای یهودیها، خاخامها، علمای بزرگ و روسای قبیله مسند یا ریاست و مسئولیتی در نظر نگرفته است. قرآن کریم میفرماید:
(لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَةً لِلَّذِینَ آمَنُوا الْیهُودَ وَ الَّذِینَ أَشْرَکوا)
بطور مسلم یهود و مشرکان را دشمنترین مردم نسبت به مؤمنان خواهی یافت.
سوره مائده (5): آیه 82
آن همه درگیری و جنگهایی چون خیبر، خندق، احزاب و غیره که قریش را آوردند یک لشکر عظیمی به راه انداختند تا با پیغمبر اسلام بجنگند.
(یعْرِفُونَهُ کما یعْرِفُونَ أَبْناءَهُمْ)
از این بهتر قرآن بیان کند؟! من نمیدانم!
مجری:
آن وقت اینها می گویند اگر واقعاً چنین چیزی بوده و اینها به آن ایمان داشتند و امیرالمؤمنین را میشناختند، پس چرا خودشان عمل نکردند؟! به همان دلیلی که یهود عمل نکرد، قرآن کریم میفرماید که آنها هم عمل نکردند.
بسیار خوب، خیلی زیبا، خیلی قابل استفاده و قابل تأمل بود برای کسانی که نیاز دارند بالاخره دنبال حق بگردند و آن را پیدا بکنند.
یک میان برنامه ببینیم سپسان شاءالله فرصت را بدهیم به شما بینندگان عزیز و کسانی که با این تلفنهایی که زیرنویس شده تماس گرفتید. ان شاءالله صدایتان را داخل استودیو خواهیم شنید.
عرض سلام مجدد خدمت همه شما بینندگان عزیز و ارجمند «شبکه جهانی حضرت ولی عصر». الحمدلله همراه برنامه بودید و همانطور که مستحضر هم هستید این تایم آخر برنامه را ما توفیق داریمان شاءالله صدای شما بینندگان را خواهیم شنید.
شمایی که با برنامه تماس گرفتید ان شاءالله اگر سوالی دارید مطرح بفرمایید کهان شاءالله وصل شود و سوالتان را مطرح بکنیم.
قبل از آن طبق قولی که به همه شما دادیم مخصوصاً به غنچههای مهدوی، نوجوانان یا نونهالان زیر 14 سال که بالاخره از همان ابتدای زندگیشان میخواهند زندگی علوی و زهرایی داشته باشند این امکان را دارند که بخواهند در این مسابقه شرکت بکنند.
تماسهای بینندگان برنامه:
الحمدلله عزیزان زیادی هم تماس گرفتند. ابتدا به فرخ شهر برویم. آقا سید محمد احمدیان مثل اینکه دوباره تماس گرفتند. صحبتهایشان را بشنویم و ان شاءالله به بحث خودمان ادامه میدهیم. آقا سید محمد بفرمایید، در خدمتتان هستیم.
بیننده (سید محمد احمدیان از فرخشهر – شیعه):
سلام حال شما خوبه؟!
مجری:
سلام علیکم، سلامت باشید.
بیننده:
بسم الله الرحمن الرحیم. در جلسه قبل به بخشی از سؤالات پاسخ دادیم. ان شاءالله در این جلسه هم به بخش دیگری از سؤالات پاسخ میدهیم.
آیه دیگر هم که در مورد همین مذهب قرآن گفته است، مثلاً آیه اکمال دین است که آیه سوم سوره مائده است که خداوند فرموده است:
(الْیوْمَ أَکمَلْتُ لَکمْ دِینَکمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیکمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکمُ الْإِسْلامَ دِینا)
امروز دین شما را کامل کردم و نعمت خود را بر شما تکمیل نمودم و اسلام را به عنوان آئین (جاودان) شما پذیرفتم.
سوره مائده (5): آیه 3
«خطیب بغدادی» از علمای اهل سنت به سند صحیح از یکی از اصحاب پیامبر به نام «ابوهریره» روایت کرده است که وقتی در روز غدیر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) حضرت علی را به عنوان جانشین اعلام کرد، خداوند همین آیه را نازل کرد.
همینطور از سنت پیامبر هم در این باره حرف زیاد است. مثلاً حدیث ولایت که در مورد حضرت علی (علیه السلام) است که میفرماید:
«أنت ولی کل مؤمن بعدی ومؤمنة»
فضائل الصحابة، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبد الله الشیبانی، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بیروت - 1403 - 1983، الطبعة: الأولی، تحقیق: د. وصی الله محمد عباس، ج 2، ص 684، ح 1168
علمای زیادی مثل «حاکم نیشابوری»، «ذهبی»، «ابن حجر» آن را تصحیح کردهاند. حدیث خلیفتی که «ابن ابی عاصم» در کتاب «السنة» صفحه 565 نقل کرده که میگوید:
«وأنت خلیفتی فی کل مؤمن من بعدی»
السنة، اسم المؤلف: عمرو بن أبی عاصم الضحاک الشیبانی، دار النشر: المکتب الإسلامی - بیروت - 1400، الطبعة: الأولی، تحقیق: محمد ناصر الدین الألبانی، ج 2، ص 565، ح 1188
اگر اجازه بدهید بقیه را بگذاریم برای جلسه بعد.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
دست شما درد نکند، ممنون و متشکرم. موفق و مؤید باشید آقای سید محمد احمدیان.
مجری:
احسنتم سید محمد عزیز، طیب الله. شما دیگر جزو پیشکسوتان این عرصه به حساب میآیید. البته دیگر 14 ساله هستید و شما سر مرز بودید.
ان شاءالله خیلی جدیتر همانطور که الان هم الحمدالله خیلی مسلط بیان کردید بین رفقای خودتان و بین جمع خانوادگی خودتان همین برنامه را خواهید داشت و تبلیغ را انجام میدهید.
ان شاءالله در بین رفقای خودتان از این فرصت استفاده بکنید و همین مطالبی را که الان آموختید الحمدلله همینها را هم منتشر بکنید در هر جمعی که حضور دارید.
بسیار تشکر میکنیم از سید محمد عزیز که از فرخشهر چهارمحال و بختیاری با برنامه «حبل المتین» در ارتباط بودند.
آقای مسلم عباسی 13 ساله از شهرکرد پشت خط هستند. آقا مسلم در خدمتتان هستیم بفرمایید:
بیننده (آقای مسلم عباسی از شهرکرد – شیعه):
بسم الله الرحمن الرحیم. تحقیق درباره مذهب مهمترین وظیفه هر آدمی است. اولاً اینکه انسان باید بهترین کلام را در بین حرفها و راهها انتخاب کند.
مثلاً خدا در قرآن کریم فرموده است: بندگان من را مژده بده، کسانی که وقتی سخنانی میشنوند از بهترین آن پیروی میکنند.
ما باید در بین گروههای باطل، گروه برحق را انتخاب کنیم که بر اساس احادیث زیادی در کتابها آمده است.
مثلاً در کتاب «سنن ترمذی» جلد 4 در صفحه 135 آمده است که پیامبر فرمود: امت من به 73 فرقه تقسیم میشود. تنها یک گروه از آن اهل بهشت است.
شیعه با دلایل بسیاری میتواند اثبات کند که گروه برحق و اهل بهشت است. مانند حدیث بشارت که پیامبر اکرم فرمود: قسم به خدا که علی و شیعیان او در روز قیامت رستگار هستند.
مثلاً حدیث کشتی نجات که پیامبر اکرم فرمود: اهل بیت من مانند کشتی نوح هستند. هرکسی سوار آن شد نجات پیدا میکند و هرکسی سوار نشود غرق میشود. «حاکم نیشابوری» هم میگوید: این حدیث صحیح است.
ما از قرآن هم دلیل داریم. دلیل اول آیه 55 سوره مائده است که خداوند متعال فرموده است:
(إِنَّما وَلِیکمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکعُون)
سرپرست و رهبر شما تنها خدا است، و پیامبر او، و آنها که ایمان آوردهاند و نماز را بر پا میدارند و در حال رکوع زکات میپردازند.
سوره مائده (5): آیه 55
در کتابهای «تفسیر طبری» و «ابن ابی حاتم» و «روح المعانی» آمده است که منظور از (وَ الَّذِینَ آمَنُوا) حضرت علی است. آیه 67 سوره مائده هم میفرماید:
(یا أَیهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیک مِنْ رَبِّک وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ یعْصِمُک مِنَ النَّاس)
ای پیامبر آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است کاملاً (به مردم) برسان و اگر نکنی، رسالت او را انجام ندادهای.
سوره مائده (5): آیه 67
منظور ولایت امام علی است. اگر امکان دارد بقیه را در یک روز دیگر جواب بدهم.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
آقای عباسی عزیز دست شما درد نکند، ممنون و متشکرم، خدا ان شاءالله جزای خیرتان بدهد. ان شاءالله خداوند شما و دیگر غنچههای مهدوی را از یاران حضرت مهدی (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) قرار بدهد.
مجری:
ان شاءالله که همینطور هم خواهد بود. بنده هم به نوبه خودم از شما تشکر میکنم آقا مسلم عزیز و همچنین از والدین گرامی شما جناب آقای عباسی عزیز.
این دوتا تماس که از غنچههای مهدوی بود الحمدلله گرفتیم و صحبتهایشان را هم شنیدیم. الحمدلله بسیار مسلط بودند.
حالا اسامی دارد جمع میشود. ان شاءالله شما هم که حالا میشنوید و بالاخره ممکن است خودتان در خانه کسی را داشته باشید که بخواهد در این مسابقه شرکت بکند.
بالاخره این مطلب را به ایشان منتقل بکنیم که طبیعتاً هم فواید دنیوی را ما الان نقداً داریم و هم فواید اخروی را که دیگر اصلاً قابل قیاس و قابل بیان هم نخواهد بود.
خودتان هم میتوانید مبلغ همین امر باشید. بالاخره اگر کسی را میشناسین در خانواده یا همسایه کسی هست که به آنها منتقل بکنیم که چنین جریانی هست. ان شاءالله همه بتوانند از این نور اهل بیت بهره مند شوند ان شاءالله.
جناب آقای محمد معین محمدی از مشهد مقدس پشت خط هستند آقای محمدی در خدمتتان هستیم، بفرمایید:
بیننده (محمد معین محمدی از مشهد – شیعه):
سلام عرض میکنم خدمت حضرت آیت الله حسینی قزوینی و مجری محترم آقای مرعشی.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
سلام علیکم و رحمة الله.
مجری:
علیکم السلام و رحمة الله. در خدمتتان هستیم، بفرماید:
بیننده:
من از حضرت استاد یک سؤال داشتم. البته منابعش را آورده بودم، اما خود استاد همین امروز منبعش را آوردند.
رسول اکرم در همان لحظه فوتشان که نزدیک بود، فرمودند: کاغذ و قلمی برای من بیاورید تا چیزی بنویسم که با وجود آن هرگز گمراه نشوید. استاد آن را هم خود حضرت استاد همین چند دقیقه پیش آوردند.
. میخواستم بپرسم که حضرت استاد چون به تصریح خود قرآن پیامبر امی بودند و نمیتوانستند بخوانند و بنویسند، در همان حدیثهایی که کلاً نقل شده است صیغه 13 آمده است یعنی خود حضرت میگفتند من بنویسم.
میخواستم ببینم این حدیث که پیامبر میفرمودند بنویسم چطور با آن آیه قرآن جمع میشود؟!
مجری:
آقای محمدی پس سؤال اولتان این شد که حدیث قرطاس در تمامی منابع اینطور آمده است که پیامبر گرامی اسلام تصریح کردند که بیاورید خودم بنویسم، در صورتی که در قرآن آمده که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) أمی بودند.
بنابراین خود این قضیه هم دلالت میکند بر اینکه این حدیث مشکلی دارد. درست است؟!
بیننده:
دلالت بر مشکل نمیکند، میخواهم حضرت استاد بگویند که قضیه چطور شده است. سند حدیث صحیح است، یعنی متواتر هم هست.
مجری:
سؤال دومتان را هم بفرمایید.
بیننده:
نکتهای میخواهم بگویم این است که حاج آقا کارشناس «شبکه کلمه» آقای «عقیل هاشمی» مرتب می گویند که ما میخواهیم مناظره کنیم، اما از شبکههای دیگر نمیآیند.
در مقابل شما می گویید که میآیید. میخواهم ببینم که چرا رابطه برقرار نمیشود که مناظره انجام بگیرد؟!
همین شب جمعه همین هفته بود که باز دوباره گفتند که ما میخواهیم مناظره کنیم با این شبکهها، اما آنها نمیآیند.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
ما نه تنها گفتیم حاضریم، بلکه گفتیم هرکسی جناب آقای «خدمتی» که مسئول «شبکه کلمه» هست را برای مناظره حضار کند 50 میلیون تومان جایزه میدهیم. اگر خودش بیاید 50 میلیون به خودش جایزه میدهیم. دیگر با چه زبانی بگوییم؟!
ما رسماً همینجا اعلام کردیم و به شبکهشان هم همین جا دوستان ما ایمیل زدند. ما دیگر چیکار کنیم؟! ما به صورت رسمی ایمیل زدیم. ما هم گفتیم روی دو تا مسئلهای که عمده اختلافات ما با شماست بحث کنیم و موضوع هم معین کردیم.
یکی امامت امیرالمؤمنین در قرآن و دیگری هم مسئله مشروعیت توسل به ائمه اطهار (علیهم السلام) و نبی مکرم اسلام است که شما به این دلیل ما را مشرک میدانید.
ما این دو تا موضوع را پیشنهاد کردیم، حالا یک موضوع سومی آقایان پیشنهاد دارند. ما که هیچ حرفی نداریم. ما قبلاً هم با جناب آقای «حیدری» قرار مناظره داشتیم که بعد از سه چهار ماه بازی درآوردن که مناظره میکنیم مناظره نمیکنیم نیامدند.
ایشان در نهایت گفت: من از آقای قزوینی میترسم، از عکس آقای قزوینی هم میترسم!! حالا نمیدانم ما لولو خرخره هستیم و چرا میترسند ما نمیدانیم!!
ما کلیپ گفته ایشان را هم پخش کردیم. اگر حضرتعالی در گوگل عبارت "مناظره + قزوینی + حیدری" را سرچ کنید، عبارتش آنجا هست. ما به چه زبانی بگوییم؟!!
ما خاک زیر پای کوچکترین صحابه رسول گرامی اسلام هم نیستیم. رسول اکرم نیامدند برای مناظره رشوه و شیرینی بدهند، اما ما التماس میکنیم و رشوه و شیرینی و هدیه هم به اینها میدهیم که برای مناظره بیایند. چیکار کنیم؟!
جناب آقای محمدی عزیز حضرتعالی زنگ بزنید بگویید ما حاضریم برای مناظره بیاییم. آقای محمدی جان مناظره یک شرط و شروطی دارد. اینکه بگوید برای مناظره بیایید و پنج دقیقه حرف بزنید من هم 50 دقیقه حرف بزنم مناظره نیست.
ما قبلاً با جناب آقای «مرادزهی، جناب آقای «ملازاده» و دیگران مناظره داشتیم. وقت گذاشته میشود و یک نفر ناظر میشود. طرف مقابل 10 دقیقه صحبت میکند و ما هم 10 دقیقه صحبت میکنیم. قضاوت هم به عهده مخاطبینمان میگذاریم.
ما نمیگوییم که اصلاً ما بردیم یا آنها بردند. بحث برد و باخت نیست، بحث علمی هست.
در رابطه با سؤال اولتان ببینید کلمه «امی» به معنای بیسواد نیست. کلمه «امی» به معنای کسی است که مکتب نرفته است.
نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت
به غمزه مسئله آموز صد معلم شد
شما ببینید رسول اکرم این همه نامه به بزرگان نوشته است. چطوری نوشته است؟! الان من از کتاب «صحیح بخاری» روایت میآورم. در کتاب «صحیح بخاری» آمده است:
«أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ بَعَثَ بِکتَابِهِ رَجُلًا»
پیغمبر اکرم نامهای نوشت و کسی را هم فرستاد.
الجامع الصحیح المختصر، اسم المؤلف: محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی، دار النشر: دار ابن کثیر, الیمامة - بیروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقیق: د. مصطفی دیب البغا، ج 1، ص 36، ح 64
باز در «صحیح بخاری» حدیث 65 آمده است:
«کتَبَ النبی کتَابًا أو أَرَادَ أَنْ یکتُبَ»
پیغمبر اکرم نامه نوشت.
الجامع الصحیح المختصر، اسم المؤلف: محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی، دار النشر: دار ابن کثیر, الیمامة - بیروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقیق: د. مصطفی دیب البغا، ج 1، ص 36، ح 65
باز در کتاب «صحیح بخاری» آمده است:
«وما کتَبَ النبی إلی کسْرَی وَقَیصَرَ وَالدَّعْوَةِ قبل الْقِتَالِ»
الجامع الصحیح المختصر، اسم المؤلف: محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی، دار النشر: دار ابن کثیر, الیمامة - بیروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقیق: د. مصطفی دیب البغا، ج 3، ص 1074، باب 100
رسول اکرم به پادشاه روم و پادشاه ایران چطور نامه نوشته است؟! تمامی این روایات در کتب صحاح اهل سنت است. در کتاب «صحیح مسلم» هم آمده هست:
«وَکتَبَ بن عبد اللَّهِ»
صحیح مسلم، اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسین القشیری النیسابوری، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، ج 3، ص 1410، ح 1783
این نامه در معاهده بین رسول اکرم و کفار قریش بوده سات. اینها چیست؟! همچنین «امام قرطبی» در کتاب تفسیر «جامع الاحکام القرآن» جلد سیزدهم صفحه 352 مینویسد:
«ما مات النبی حتی کتب»
قبل از اینکه پیغمبر اکرم از دنیا بروند، نامه مینوشتند.
اینها یک مورد نیست، دو مورد نیست برادر بزرگوارم. همچنین مثلاً:
«فأخذ رسول الله الکتاب فکتب»
و:
«وأنه کتب بیده»
الجامع لأحکام القرآن، اسم المؤلف: أبو عبد الله محمد بن أحمد الأنصاری القرطبی، دار النشر: دار الشعب – القاهرة، ج 13، ص 352، باب العنکبوت: (48) وما کنت تتلو... ..
مرحوم آقای «احمدی میانجی» کتابی دارد به نام «مکاتیب الرسول» که چهار یا پنج جلد است که شاید بیش از 200 یا 300 مورد از نامههای پیغمبر اکرم در آنجا جمع کرده است.
هر طوری پیغمبر اکرم آن نامهها را نوشته است، این وصیتنامه را هم میخواست همانطور بنویسد. حالا یا خودشان با دست مبارکشان مینوشتند؛
«ائْتُونِی بِکتِفٍ أَکتُبُ لَکمْ کتَابًا لا تَخْتَلِفُوا بَعْدِی أَبَدًا»
المعجم الکبیر، اسم المؤلف: سلیمان بن أحمد بن أیوب أبو القاسم الطبرانی، دار النشر: مکتبة الزهراء - الموصل - 1404 - 1983، الطبعة: الثانیة، تحقیق: حمدی بن عبدالمجید السلفی، ج 11، ص 36، ح 10961
یا نه کسی مینوشت و حضرت مهر میزد. این نامههایی که سلاطین و رؤسای جمهور به اینطرف و آنطرف مینویسند را خودشان مینویسند یا نه مسئول دفترش مینویسد و رئیس جمهور در پایان مهر میزند؟!!
در تأیید فرمایش حضرتعالی همانطور که ما در برخی از روایات هم مثل روایتی از حضرت آقا امام جواد (علیه السلام) داریم که مکه را که جایی بود که طبیعتاً تمام افراد بادیه نشین اطرافش را گرفته بودند، ام القری مینامیدند.
به خاطر همین هم کسی که اهل مکه بوده است طبق تعبیر حضرت آقا امام جواد (علیه السلام) أمی نامیده میشده است کسی که اهل ام القری بوده است و این هم هیچ تضاد و تنافی با آن آیه قرآنی که حضرتعالی آوردید ندارد.
همانطور که حضرت استاد هم به زیبایی و با نشان دادن مدارک و مسانید این را بیان فرمودند.
جناب آقای محمدی عزیز تشکر میکنیم از تماس شما. ان شاءالله نایب الزیاره ما هم باشید در مشهد مقدس.
آقای بهادری عزیز از کرج پشت خط ارتباطی هستند. آقای بهادری در خدمتتان هستیم، بفرمایید:
بیننده (آقای بهادری از کرج – شیعه):
سلام علیکم و رحمة الله خدمت حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی و جناب آقای مرعشی سید بزرگوار.
مجری:
علیکم السلام و رحمة الله.
بیننده:
حضرت آقا یک کتابی از نویسندگان محترم اهل سنت و شیعه هست که صد صفت نقل کردند از خلق و خوی رسول مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) که من چند نمونه آن را میخوانم.
رسول خدا در سلام کردن از همه پیش دستی میکردند. رسول خدا اگر با کسی دست میداد هیچ وقت دستش را نمیکشید تا آن طرف خودش خسته شود و دستش را بکشد. اگر کسی میگفت «السلام علیکم» با تمام وجود برمیگشتند و جواب میدادند.
در بین صحبت کردن دیگران با تمام هواس گوش میکرد. اگر کسی با پیامبر روبرو میشد، در حال نشسته هیچ وقت به احترام او به دیوار تکیه نمیداد. در طول عمرش با هیچکس مناقشه و جدل نکرد.
افراد شرور را گوش میکرد که با زیر شرابات اخلاق آنها را به اسلام برگرداند. ببینید این کلام قرآن است که میفرماید:
(لَقَدْ کانَ لَکمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ)
برای شما در زندگی رسول خدا سرمشق نیکویی بود.
سوره احزاب (33): آیه 21
به قول امیر مؤمنان اخلاقش قرآن بوده است، اسوه حسنه بوده است. حالا من سوالی که از آقایون وهابی دارم این است که در مقابل آن خلیفه دوم که خود را جانشین رسول خدا میدانست و کل غرب و شرق عالم او را قسیم میدانستند چگونه بود.
در هر حادثه میگفت: یا رسول الله اجازه بده گردن فلانی را بزنم!! سؤال من از آقایان وهابی این است که کسانی بعد از پیامبر بر تخت خلافت نشستند مثل جناب خلیفه دوم که یک صفت بیشتر نداشت و آن هم خشونت بود.
آقا امیرالمؤمنین صدیق اکبر و فاروق اعظم در خطبه شقشقیه میفرماید: جناب اولی یعنی ابوبکر رفت قدرت را داد به یک حوزه خشن.
سؤال ما این است که چه ارتباطی این قصه با تاریخ پیامبر است که نماد رحمت است باتاریخ خلیفه دوم که نماد غلظت است؟! خداوند میفرماید: ای رسول من! اگر خشن باشی مردم از تو فرار میکنند. پس نباید فراری بدهیم مردم را به کمک خلق عظیم.
سؤال از وجدانها این است که با حرکت تاریخ پیامبر حرکت قدرت پیامبر از آن رحمت للعالمین به یک حوزه خشن این طبیعی است یا غیر طبیعی؟! کاری به خلافت نداریم.
یک انسان مانند پیامبر یک صد صفت دارد که همگی رحمت است. در مقابل یک آدم مثل جناب خلیفه دوم میآید که فاقد اینهاست. آیا این حرکت را طبیعی میدانیم؟!
سؤال من از علمای وهابی این است که آقایان پیامبر عظیم اسلام برای امپراتور ایران و مصر و روم نامه فرستاد یا شمشیر فرستاد؟!
کی رسول مکرم اسلام حمله کرد و دستور داد که بروید کشورگشایی کنید و اسلام را ببرید و هرکسی نگفت با شمشیر سرش را از تن جدا کنید؟!
تمام جنگهای پیامبر جنگهای دفاعی بوده است. اولش آب شیرین است بعد تبدیل میشود به آب شور.
آیا از علم پیامبر اینها وقتی خودشان را خلیفه پیغمبر میدانند مثل جناب ابی بکر و عمر و عثمان، آیا تفسیر از پیامبر اکرم گرفتند؟! آیا علم پیامبر هم به اینها منتقل شد؟! چرا نداریم؟! به ما بگویید!!
به قول آقا امیرالمؤمنین میفرماید: من وقتی از خانه بیرون میآمدم و به طرف مسجد میرفتم در زمان خلیفه دوم حس میکردم به جرگه یهودیان ر فتم!
«أنس بن مالک» خادم رسول الله طبق نقل اهل سنت میگوید: وقتی پیامبر اسلام از میان ما رفت، مردم از مسجد بیرون میآمدند همه یهودی بودند. آقا امیرالمؤمنین هم همین را گفت.
خانم عایشه میگوید: من داشتم میرفتم به سمت مکه بافت یهودی روی هودج من آویزان کرده بودند!!
ببینید چه بلایی سر اسلام آوردند که از آن رحمة للعالمینی تبدیل شد به یک حوزه خشن! این را وجدانا آقایان وهابی به ما مسلماناو و به ما شیعیان جواب بدهید. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
دست شما درد نکند، خدا جیزای خیرتان بدهد ان شاءالله. اینها مسائلی هست که دردهای بیدرمان هست. آقایان اهل سنت می گویند: شلاقی که دست خلیفه دوم بود، وحشتناکتر و ترسناکتر از شمشیر «حجاج بن یوسف ثقفی» بود.
یعنی در رابطه با برخوردهای تند خلیفه دوم به قدری ما روایات در صحاح، مسانید و سنن داریم الی ماشاءالله.
حالا ما که نتوانستیم اینها را توجیه کنیم. در بحثهایی هم که ما داشتیم با این آقایان گفتیم: شما چه دلیلی برای اینها دارید؟! تنها دلیلشان این است که ایشان اجتهاد میکردند. اجتهاد باید یا به کتاب باشد یا به سنت باشد. کتاب میفرماید:
(لَقَدْ کانَ لَکمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ)
قرآن هم میفرماید:
(وَ إِنَّک لَعَلی خُلُقٍ عَظِیم)
و تو اخلاق عظیم و برجستهای داری.
سوره قلم (68): آیه 4
و:
(فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُم وَ لَوْ کنْتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِک)
از پرتو رحمت الهی در برابر آنها نرم (و مهربان) شدی و اگر خشن و سنگدل بودی از اطراف تو پراکنده میشدند.
سوره آل عمران (3): آیه 159
و:
(مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَی الْکفَّارِ رُحَماءُ بَینَهُم)
محمد فرستاده خدا است و کسانی که با او هستند در برابر کفار سرسخت و شدید، و در میان خود مهربانند.
سوره فتح (48): آیه 29
الآن افرادی که دارند به اسلام حمله میکنند و اشکال میگیرند، همین مباحثی که در صحاح و سنن آمده را میبینند و نمیتوانند توجیه کنند. در نهایت می گویند: اسلام دین شمشیر است. اسلام چنین است. اسلام چنان است.
بله؛ اسلام در کسی که وارد دایره اسلام شد، یک سری خطوط قرمز دارد. امنیت جانی، امنیت مالی و امنیت ناموسی دارد.
اگر کسی امنیت اقتصادی، امنیت ناموسی و امنیت اخلاقی مردم را بخواهد به هم بزند در آنجا اسلام نمیآید به کسی که هر روز دزدی میکند بگوید: دست شما درد نکند!!
اسلام نمیآید دست کسی که متعرض نوامیس مردم میشود را ببوسد بلکه برای آنجا هم مقرراتی دارد.
ما بارها گفتیم یک روایت از رسول اکرم برای ما بیاورید که پیغمبر اکرم دستور کشورگشایی داده باشند. ما نمیگوییم نیست، ما پیدا نکردیم. بفرمایید بیاورید تا ما هم قانع شویم.
الحق و الانصاف این کارهایی که بعد از رسول اکرم شد به قول جناب آقای بهادری نمیدانیم چه توجیه هست، فقط آیا با اجتهاد میشود کار را درست کرد؟!
اگر اینطوری هست «قدامة بن مضعون» صحابی بدری اجتهاد کرده بود از آیه قرآن و شراب خورده بود. مگر خلیفه دوم حد شراب به او نزد؟! اگر اجتهاد میتواند محلل باشد و مجوز باشد، این افرادی که پیغمبر به آنها حد زده است در حقشان ظلم شده است؟!
حالا پیغمبر را کنار بگذاریم. در زمان خلیفه دوم و خلیفه سوم به خاطر گناه حد خوردند و صحابه هم بودند. آنها اجتهاد هم کرده بودند و گفتند ما از قرآن اجتهاد کردیم و رفتیم شراب خوردیم. چرا به اینها حد زدند؟! علتش چه بوده است؟!
آقای خلیفه دوم چرا به پسرش عبدالرحمن حد زد؟! او دو حد زد، نه یک حد!! یک حد که حاکم بصره زد و یک حد هم خودشان زد و به خاطر همان حد هم از دنیا رفت.
آیا مگر اینها صحابی نبودند؟! مگر اینها اجتهاد نفرموده بودند؟! این اجتهاد را ما از آقایان میخواهیم مقداری برای ما توضیح بفرمایند.
مجری:
مخصوصاً زمانی که میبینیم مخصوصاً همین جریان شلاق زدن مثلاً در هنگام صف نماز جماعت به وجود میآید یا مثلاً یک وقتهایی که بالاخره حد زدن در آنجا یا همان شلاق زدن در آنجا به نظر ما جایگاهی ندارد.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
ان شاءالله اگر حضرتعالی هم یادتان باشد ما یک جلسهای اختصاص بدهیم به اجرای حدود بر صحابه. این یکی از بحثهای خیلی جالب و جذاب است که جایش خالی است. من ندیدم کسی مفصل به این قضیه پرداخته باشد.
البته بعضاً کتابهایی هم در این زمینه نوشتهاند. جناب آقای «دکتر زمانی» که یکی از دوستان تقریبی ما هست کتابی دارند که در آنجا مفصل به این قضیه پرداخته است، ولی بعداً این کتاب چاپ نشده است.
قرار شد ما تصویر کتاب را در اینجا به آقایان نشان بدهیم که در زمان رسول اکرم این صحابه حد خوردند. حد شراب، حد زنا، حد سرقت.
در زمان خلیفه اول من الان در ذهنم نیست که داریم یا نداریم، اما در زمان خلیفه دوم و خلیفه سوم افرادی هستند که گناه کردند و حد خوردند. اگر بناست خدای عالم فرموده باشد:
«اعْمَلُوا ما شِئْتُمْ فَقَدْ غَفَرْتُ لَکمْ»
هر کاری میخواد بکنید، من قبل از اینکه شما گناه کنید گناه شما را بخشیدم.
مسند الإمام أحمد بن حنبل، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشیبانی، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر، ج 1، ص 79، ح 600
مجری:
ان شاءالله یادمان باشد حتماً بشنویم. باب جدید و جذابی هم خواهد بود ان شاءالله این بحث اجرای حدود بر صحابه که خودش به تنهایی میتواند نقض بر مبانی اساسی باشد که آن افرادی که ادعای حق بودن را دارند بالاخره این نقض واضحی بر آنها خواهد بود.
تشکر میکنیم از همه شما بینندگان عزیز و ارجمند که تا پایان برنامه همراه ما بودید. همراه ما باشید.
ان شاءالله حضرت استاد دعا بکنند، ما ان شاءالله آمین بگوییم و استجابت دعاها را از خداوند بطلبیم. بنده از همه شما خداحافظی میکنم و دعاها را ان شاءالله همه با هم آمین می گوییم.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
خدایا تو را قسم میدهیم به اسمای حسنایت، به حق محمد و آل محمد، به پهلوی شکسته حضرت صدیقه طاهره و به صورت سیلی خورده حضرت زهرا الهی منت بگذار بر همه ما و فرج مولای ما ولی عصر نزدیک بگردان و ما را از یاران خاص و سربازان فداکار و شهدای رکابش قرار بده.
خدایا رفع گرفتاری از همه گرفتاران بنما. حوائج حاجتمندان، حوائج ما، حوائج دست اندرکاران «شبکه جهانی حضرت ولی عصر»، حوائج بینندگان عزیز و حوائج کسانی که مورد نظر هستند و ملتمس دعا هستند خدا حوائج همه و همه را برآورده نما. خدایا دعاهای ما را به اجابت برسان.
و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته
