شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عج)
شخصیت والای حضرت امام صادق علیه السلام در کلام علمای اهل سنت آیت الله حسینی قزوینی

قسمت هفتاد و سوم برنامه حبل المتین با کارشناسی آیت الله سیدمحمد حسینی قزوینی


 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

برنامه «حبل المتین» - 13/03/1400 (قسمت هفتاد و سوم)

عنوان برنامه: شخصیت والای حضرت امام صادق علیه السلام در کلام علمای اهل سنت

کلیدواژه22 بهمن؛ ازهاری؛ میدان آزادی؛ جمهوری اسلامی؛ رژیم؛ امام صادق (علیه السلام)؛ محمود شکری آلوسي!

استاد: حضرت آیت الله حسینی قزوینی

مجری: حجت الاسلام و المسلمین مرعشی

مجری:

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین

عرض سلام و ادب و احترام دارم خدمت همه شما بینندگان عزیز و ارجمند «شبکه جهانی حضرت ولی عصر».

تسلیت عرض می‌کنم محضر شما این ایام و لیالی فقدان حضرت جعفر بن محمد امام جعفر صادق (علیه السلام) رئیس مکتب تشیع را.

سالروزی که ان شاءالله بناست در یکشنبه که روز شهادتشان هست برگزار شود، ما همان شاءالله این توفیق را داشته باشیم یک ویژه برنامه‌ای را از امشب آغاز کنیم و تقدیم کنیم خدمت شما بینندگان عزیز و ارجمند.

ان شاءالله که بتوانیم در راستای معرفت بیشتر آن امام همام قدمی برداشته باشیم و معرفتمان را نسبت به ایشان بالاتر ببریم.

همچنین تسلیت عرض می‌کنم خدمت شما شب ارتحال بنیان‌گذار و معمار کبیر جمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی را و ان شاءالله که بتوانیم ما هم در مسیری که داریم یک تحولی ایجاد کنیم در وسع خودمون.

اگر می‌توانیم بالاخره بزرگترین تحول که همان تحول اعتقادی هست را برای اطرافیانمان و برای افرادی که به هدایت شدنشان حریص هستیم ان شاءالله انجام بدهیم که بزرگ‌ترین کار را انجام دادیم.

همانطور که مستحضر هستید تقدیم می‌کنیم خدمت همه شما بینندگان عزیز و ارجمند برنامه «حبل المتین» را؛ برنامه‌ای که این افتخار را داریم در محضر حضرت استاد حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی باشیم.

ان شاءالله امشب هم با همین موضوع شهادت حضرت امام جعفر صادق در خدمت ایشان هستیم و از فرمایشاتشان بهره مند می‌شویم.

مثل همیشه قبل از اینکه وارد موضوع اصلی بحث شویم یک سلام و عرض ادبی داشته باشیم محضرشان و از ایشان بخواهیم آن حسن مطلع‌های زیبای زهرایی خودشان تقدیم ما کنند. سلام عرض می‌کنم خدمتتان، در خدمتتان هستیم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته؛ با سلام و درود بر محضر مولایمان بقیة الله الاعظم (ارواحنا تراب مقدمه الفداءخالصانه‌ترین سلامم را خدمت بینندگان عزیز و گرامی که در هر کجا بیننده این برنامه هستند و ما را مهمان کانون گرم و با صفای خانواده خودشان قرار دادند، تقدیم می‌کنم و موفقیت بیش از پیش برای همه گرامیان از خدای منان خواهانم.

همچنین شهادت رئیس مذهب تشیع آقا امام صادق (علیه السلام) و ارتحال امام راحل بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران را هم به پیشگاه همه شما گرامیان تسلیت و تعزیت عرض می‌کنم.

ما همانطور که عزیزمان اشاره کردند ملتزم هستیم که خدای عالم به ما توفیق بدهد و قبولمان کند مطلع بحثمان را با یادی از مصائب حضرت زهرا (سلام الله علیها) شروع کنیم که بیمه‌ای باشد یا حق بیمه‌ای باشد برای ما و شبکه و دست اندرکاران و بینندگان عزیز.

یکی از اساتید بزرگوار نقل می‌کرد از اولیای الهی و کسانی که مرتبط با حضرت بقیة الله الأعظم (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) هستند.

ایشان می‌گفتند: در هر کجا که یادی از ذکر مصائب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و ذکر مصیبت حضرت زینب کبری باشد، حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) تمام قد در آنجا حضور دارند و گریه می‌کنند و دعا می‌کنند.

«مرحوم خصیبی» متوفی ۳۳۴ هجری عبارتی را در کتاب «الهدایة الکبری» نقل می‌کند که خیلی جانسوز هست. ایشان در صفحه ۱۷۹ در رابطه با قضیه حمله به خانه حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) مطلبی آورده است.

حضرت فاطمه زهرا خود نقل می‌کند که من بر محسن باردار بودم که آنچنان به بازوی من با تازیانه زدند که بازوی من همانند یک بازوبند سیاه برآمدگی پیدا کرد؛

«وَ رَکلَ الْبَابَ بِرِجْلِهِ فَرَدَّهُ عَلَی وَ أَنَا حَامِلٌ»

و محکم در را زد با اینکه من حامله بودم.

«فَسَقَطْتُ لِوَجْهِی وَ النَّارُ تَسَعَّرُ»

با صورت به زمین افتادم و آتش شعله می‌زد و شعله‌های آتش صورتم را قرمز کرد.

«وَ صَفَقَ وَجْهِی بِیدِهِ حَتَّی انْتَثَرَ قُرْطِی مِنْ أُذُنِی»

آنچنان سیلی به صورتم زد که گوشواره‌هایم بر زمین ریخت.

«وَ جَاءَنِی الْمَخَاضُ فَأَسْقَطْتُ مُحَسِّناً قَتِیلًا بِغَیرِ جُرْمٍ»

آنچنان فشاری بر من آمد تا اینکه فرزندم محسن بدون اینکه جرمی مرتکب شود جلوی چشمم شهید شد.

الهدایة الکبری، نویسنده: خصیبی، حسین بن حمدان، ص 179، الباب الثالث باب سیدة النساء (علیها السلام)

مفضل می‌گوید که سؤال کردم: آقاجان! این آیه شریفه؛

(وَ إِذَا الْمَوْؤُدَةُ سُئِلَت)

و در آن هنگام که از دختران زنده به گور شده سؤال شود.

سوره تکویر (81): آیه 8

داستانش چیست؟! حضرت فرمودند: مردم چه می‌گویند؟! عرض کردم: آقاجان! مردم می گویند مراد از:

(وَ إِذَا الْمَوْؤُدَةُ سُئِلَت)

آن وقتی است که فرزندان کوچک و کسانی که در رحم مادر کشته می‌شوند سؤال می‌شود، مردم می گویند این‌ها مربوط به فرزندان مسلمان‌هاست که در رحم به قتل می‌رسند.

حضرت فرمود: خیر؛ مصداق اتم این آیه شریفه حضرت محسن فرزند شش ماهه حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) هست.

پهلویش را بشکستند چو از تخته در

محسنش سقط شد و کرد روی خاک مقر

این همان طفل صغیر است که روز سئلت

عرش را گیرد و گوید: به چه جرمی قتلت؟!!

صلی الله علیک یا مولاتی یا فاطمة الزهراء

مجری:

احسنتم، طیب الله انفاسکم. خیلی ممنون، خیلی زیبا و سوزناک مثل همیشه بهرمند شدیم از فرمایشاتتان و جو و محفل همانطور که بینندگان عزیز هم کاملاً احساس کردند زهرایی و فاطمی شد الحمدالله.

حضرت استاد ما این توفیق را داریم در ایام مناسبتی که اتفاق می افتد حالا ولادتی باشد یا شهادتی باشد، نام آن بزرگواری که این ایام منسوب به ایشان هست بحث را یک مقدار علمی‌تر نسبت به آن شخصیت پیش می‌بریم الحمدالله.

الان از این فرصت استفاده کنیم و این فرصت را غنیمت بدانیم و سؤال را اینجوری مطرح کنیم که بالاخره الان که در ایام شهادت حضرت آقا امام جعفر صادق هستیم، نظر علمای اهل سنت در اولین پله‌ای که بخواهیم سؤال بپرسیم نسبت به امام صادق چیست؟!

بالاخره کنکاش تمامی مذاهب مسلمانان که حالا نمونه شاخص آنها اهل سنت بخواهد باشد که موضوع برنامه هست با این دید بخواهیم نگاه کنیم نظر علمای اهل سنت نسبت به حضرت آقا امام جعفر صادق (علیه السلام) چیست.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمدلله و الصلاة علی رسول الله و علی آله آل الله لاسیما علی مولانا بقیة الله و اللعن الدائم علی اعدائهم اعداء الله إلی یوم لقاء الله أفوض أمری إلی الله إن الله بصیر بالعباد حسبنا الله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر یا أبا صالح المهدی ادرکنی

من قبل از آنکه سؤال حضرتعالی را پاسخ بدهم باید بیان کنم که ما امروز صدای اهل بیت و صدای امام صادق و فضائل امام صادق و دیگر ائمه اطهار را می‌توانیم به راحتی و سهول بیان کنیم و به گوش جهانیان برسانیم.

اینکه مردم در گوشه گوشه این عالم خاکی بیننده و شنونده معارف اهل بیت هستند، این‌ها مرهون تلاش‌های خالصانه امام راحل (رضوان الله تعالی علیه) بود و ما باید به نوبه خودمان از تلاش‌های این مرد بزرگوار و شهدا و خانواده شهدا و جانبازان تشکر بکنیم.

وهابیت ۷۰۰ سال یا ۸۰۰ سال با همه امکانات تبلیغ می‌کردند و از تمام ظرفیت‌ها بهره می‌گرفتند و شیعه را یک مذهب برخواسته‌ای از دین یهود معرفی می‌کردند.

«ابن تیمیه حرانی» بزرگ نظریه پرداز وهابیت در کتاب «منهاج السنة النبویة» جلد اول صفحه 20 و 21 در چندین صفحه می‌نویسد: مذهب شیعه کاملاً برگرفته از آیین یهود است و وجه شباهت یهود و شیعه را بیان می‌کند.

مردم و جوان‌ها هم بی‌خبر بودند و تصور می‌کردند که واقعاً این شکلی است، ولی با پیروزی انقلاب اسلامی ایران به رهبری این مرد بزرگ تمام بافته‌های وهابیت رشته شد و صدای رسای اهل بیت به گوش جهانیان رسید.

الان مکتب اهلیت و مذهب شیعه یکی از بهترین و زیباترین مذهبیست که در دنیا مورد استقبال جوان‌ها و تحصیل کردگان و دانشگاهیان هست.

من خودم در مسافرت‌هایی که به خارج از کشور داشتم و بحث‌هایی که داشتیم، کاملاً لمس کردم که امروز جوان‌ها اعم از جوان‌های اهل سنت یا جوان‌هایی که فریب وهابیت را خورده‌اند یا مسیحی‌ها عشق و علاقه خاصی به آشنایی با مذهب اهل بیت دارند.

اگر واقعاً از این امکاناتی که در اختیار ما قرار گرفته بتوانیم به نحو احسن استفاده کنیم و مکتب اهلبیت را معرفی کنیم، یقین داریم جوان‌های مسیحی و جوان‌های یهودی و جوان‌های وهابی و جوان‌های اهل سنت با اشتیاق کامل و با آغوش باز از مذهب اهل بیت استقبال می‌کنند.

ما همین هفته گذشته تماس‌هایی داشتیم از داخل کشور و خارج کشور از یکی از کشورهای همسایه که می‌گفت: با دیدن برنامه‌های «شبکه جهانی حضرت ولی عصر» شانزده یا هفده نفر از بستگان ما همگی به مذهب شیعه مشرف شدند.

حالا کسانی که تماس می‌گیرند به ما می گویند و کسانی که نمی‌توانند تماس بگیرند یا به قولی امکان تماس گرفتن ندارند قطعاً خیلی بیش از این‌ها هست.

ما شبهه‌ای نداریم. حالا بعضی‌ها هرچه فکر بکنند مهم نیست. منافقین، وهابی‌ها، سرکردگان سازمان سیا و غیره هر فکری بخواهند بکنند هیچ ارزشی ندارد.

ما بر این عقیده هستیم که این حکومت تنها حکومت برخواسته از فرهنگ اهل بیت است و اهل بیت عنایت ویژه‌ای دارند، حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) نظر خاصی دارد.

دشمنان از همان روزهای اول روزشماری می‌کردند و می‌گفتند: شش ماه دیگر جمهوری اسلامی ساقط می‌شود، یک سال دیگر ما می‌رویم در میدان آزادی و آنجا جشن می‌گیریم.

حتی می‌گفتند: ما چند تا هواپیما اجاره کردیم که هفته آینده وقتی جمهوری اسلامی سقوط می‌کند همه پروا می‌کنیم.

حال می‌بینیم همه اینها رفتند و خبری هم از آنها نیست، ولی الحمدالله جمهوری اسلامی با قوت ۴۲ سالش را پشت سر گذاشت. این‌ها چیزی نیست جز عنایت اهل بیت (علیهم السلام). این‌ها چیزی نیست جز توجه خاص حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه).

من این را شاید در شبکه نگفتم ولی در جلسات دیگر گفتم. آیت الله العظمی خزعلی خودش برای من نقل می‌کرد و می‌فرمود: ما در شب ۲۲ بهمن 1357 در مدرسه علوی بودیم که حکومت نظامی خیلی شدیدی هم بود.

آقای «ازهاری» حکومت نظامی خیلی شدیدی راه انداخته بود. امام خمینی بیانیه داد که روز ۲۲ بهمن همه بیرون بریزند و تظاهرات انجام دهند. ما دیگر یقین داشتیم که اگر مردم بیرون بریزند کشت و کشتار میلیونی اتفاق خواهد افتاد.

امام خمینی طبقه بالا بود و من و «مرحوم مطهری» و آقای «امامی کاشانی» و آقای «طالقانی» طبقه اول بودیم و ما خیلی احساس خطر می‌کردیم. آقای «طالقانی» قدری رویش نسبت به امام خمینی باز بود.

ما به ایشان گفتیم که از امام بخواهید این بیانیه منتشر نشود، زیرا قطعاً ما شهدای خیلی زیادی خواهیم داد. آقای «طالقانی» تلفن را برداشت و تلفنی با امام صحبت می‌کرد. از ایشان اصرار کردن و از امام قبول نکردن!

یک موقع ما دیدیم که تلفن از دست آقای «طالقانی» افتاد و ایشان شروع کرد به گریه کردن. ما تصور کردیم که امام حتماً یک مطلب تندی فرمودند که ایشان دلشان شکست.

وقتی که ایشان مقداری حالش طبیعی شد، گفتیم: چه شد؟! آقا داد زدند سرتان یا جمله تندی گفتند؟! ایشان گفتند: خیر. من اصرار می‌کردم و امام هم قبول نمی‌کرد.

امام خمینی در نهایت گفت: آقای «طالقانی»! اگر این دستور از یک مقام خیلی بالایی یعنی از ناحیه حضرت ولی عصر دستور آمده باشد، بازهم تو اصرار می‌کنی؟!! ایشان می‌گفت: من دیگر خشکم زد!!

جالب این هست کسانی که دیگر 22 بهمن را درک کردند، می‌دانند که مردم ریختند بیرون حتی بعضی از پیرزن‌ها و پیرمردهایی که توانایی راهپیمایی نداشتند زیراندازی جلوی منزلشان انداخته بودند و همانجا نشسته بودند و شعار می‌دادند.

خود آقای «ازهاری» برگشت گفت: ما تصمیم جدی داشتیم که روز ۲۲ بهمن مدرسه علوی را بمباران کنیم و امام و یارانش را از بین ببریم و مردم را هم از بین ببریم، ولی یک موقع دیدیم تمام مردم ریختند بیرون!!

یعنی اگر ما بنا باشد حمله کنیم دیگر کسی باقی نمی‌ماند، یعنی اصلاً در خانه‌ها کسی نیست. اصلاً ما ماندیم معطل!

یعنی ما در یک عمل انجام شده‌ای قرار گرفتیم که دیگر نه راه پس داشتیم نه راه پیش. دیگر عقب‌نشینی کردیم و بعدازظهر هم دیگر رژیم سقوط کرد.

حالا شاید ما بیش از این آقایان منتقدین انتقاد داریم. انتقاد سر جای خودش، ولی اصل این نظام مورد تأیید اهل بیت (علیهم السلام) و مورد عنایت حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) هست.

لذا در طول این ۴۲ سال با این همه فراز و نشیب‌ها و با این توطئه‌ها و آن ۸ سال جنگ تحمیلی که تمام شرق و غرب عالم پشت سر «صدام» بودند و ما یک کشور دوست در کره زمین نداشتیم که با ما هماهنگ باشد، جمهوری اسلامی هنوز پابرجاست.

الحمدالله رب العالمین «صدام» رفت و حکومتش هم رفت. همه این‌ها رفتند. نه تنها آن‌ها رفتند بلکه حتی شما ببینید آن حکومت‌هایی که نظام جمهوری اسلام از آنها حمایت کرده است باقی هستند.

«کلینتون»، «اوباما» و «ترامپ» و غیره همه می‌خواستند رئیس‌جمهور سوریه ساقط شود. دولت عربستان سعودی این همه سرمایه‌گذاری کرد. همه رفتند، ولی ایشان با بیش از 95 درصد از آراء مردم دوباره در مسند ریاست جمهوری نشست.

«نتانیاهو» هم امروز رفت و خلاصه برای همیشه از تاریخ حذف شد. علی‌ای حال عزیزان دقت کنند: «لا حول و لا قوة إلا بالله العلی العظیم»، «ماشاءالله کان و ما لم یشأ لم یکن».

آنچه که خدای عالم اراده کند در عالم هستی به وقوع می‌پیوندد. اگر خدا اراده نکند به وقوع نمی‌پیوند.

قرآن کریم هم می‌فرماید: اگر خدای عالم به شما بخواه ضرری برساند، تمام دنیا بخواهند این ضرر را برطرف کنند نمی‌توانند. اگر خدای عالم می‌خواهد خیری به شما برساند، تمام دنیا جمع شوند نمی‌توانند مانع بشوند.

این اولین درس از مکتب توحید و توحید عملی هست که ما باید تلاش کنیم تا بتوانیم از مکتب قرآن و اهل بیت بگیریم.

حال نسبت به سؤال حضرتعالی در اینجا حرف خیلی زیاد هست که بزرگان اهل سنت نسبت به آقا امام صادق (علیه السلام) چه نظری دارند.

من از همه عزیزان تقاضا دارم این وصیت‌نامه الهی سیاسی امام خمینی که روی اینترنت موجود هست را مطالعه کنند. این وصیتنامه مقدمه‌ای دارد که در این مقدمه در رابطه با حدیث ثقلین و در رابطه با اهل بیت عصمت و طهارت مطالبی دارد که سطر سطر آن برای جوان‌های ما پیام دارد!

امروز چه جوان‌های شیعه، چه جوان‌های اهل سنت، چه جوان‌هایی که فریب وهابیت را خوردند به مطالب ما خوب گوش بدهند.

آقای «ذهبی» متوفای 774 هجری در کتاب «سیر أعلام النبلاء» جلد ششم صفحه ۲۵۷ از قول «ابوحنیفه» نقل می‌کند و می‌نویسد:

«ما رأیت أحدا أفقه من جعفر بن محمد»

من کسی را فقیه‌تر از امام صادق ندیدم.

سیر أعلام النبلاء، اسم المؤلف: محمد بن أحمد بن عثمان بن قایماز الذهبی أبو عبد الله، دار النشرمؤسسة الرسالة - بیروت - 1413، الطبعةالتاسعة، تحقیق: شعیب الأرناؤوط, محمد نعیم العرقسوسی، ج 6، ص 257، باب 117 جعفر بن محمد (ع)

جوان‌های عزیز که تابع «ابوحنیفه نعمان بن ثابت» هستید، بفرمایید!! ایشان می‌گوید:

«ما رأیت أحدا أفقه من جعفر بن محمد»

در خانه اگر کس است، یک حرف بس است!

ایشان می‌گوید: «منصور دوانیقی» به من گفت ۴۰ تا مسئله سخت آماده کنم از امام صادق سؤال کنم تا ایشان نتواند جواب بدهد و آن موقعیت امام صادق به خطر بیفتد.

من ۴۰ تا مسئله مهم را آماده کردم و وقتی امام صادق (علیه السلام) آمد وارد مجلس شد، هیبت امام صادق مرا گرفت و من این مسائل را طرح کردم.

حضرت فرمود: در این مسئله شما اینطوری می‌گویید و فقهای کوفه اینطور می گویند و فقهای مدینه اینطور می گویند و ما اینطور می گوییم. بعضاً حضرت تابع فقهای مدینه بود، بعضاً تابع فقهای کوفه بود و بعضاً هم نه مخالف هر دو بود.

خلاصه بعد از اینکه این سؤالات تمام شد، من دیدم مسئله‌ای نماند که آقا امام صادق نه تنها جواب داد، بلکه اقوال تمام فقهای اسلامی را هم بیان کرد.

جای اینکه بحثی که این‌ها آورده بودند و آماده کرده بودند که مثلاً موقعیت امام صادق را به خطر بیندازند، موقعیت امام صادق (علیه السلام) خیلی تثبیت شد و مردم جایگاه علمی امام صادق را فهمیدند.

آقای «ابن حجر عسقلانی» در کتاب «تهذیب التهذیب» نسبت به امام صادق (علیه السلام) بحثی دارد.

ایشان وقتی به امام صادق می‌رسد از قول «امام مالک» نقل می‌کند: وقتی وارد بر امام صادق می‌شدم، می‌دیدم امام صادق یا در حال نماز هست یا در حال خواندن قرآن هست یا حال روزه هست.

«ابن تیمیه حرانی» هم در کتاب «التوسل و الوسیله» از قول «مالک» نقل می‌کند و می‌نویسد:

«فما کنت أراه إلا علی ثلاث خصال إما مصلیا وإما صامتا وإما یقرأ القرآن»

قاعدة جلیلة فی التوسل والوسیلة، اسم المؤلفأحمد بن عبد الحلیم بن تیمیة الحرانی أبو العباس، دار النشرالمکتب الإسلامی - بیروت - 1390 - 1970، تحقیق: زهیر الشاویش، ج 1، ص 66، فصل إذا عرف هذا فقد تبین أن لفظ الوسیلة والتوسل

باز «ابن شهرآشوب» در کتاب «مناقب» نقل می‌کند که «امام مالک» گفت:

«ما رأت عین ولا سمعت اذن ولا خطر علی قلب بشر أفضل من جعفر الصادق فضلا وعلما وعبادة وورعا»

نه چشمی دیده، نه گوشی شنیده، نه به قلب کسی خطور کرده که یک فردی افضل از امام جعفر صادق باشد در فضل و علم و عبادت و ورع.

مناقب آل أبی طالب، نویسنده: ابن شهر آشوب، ج 3، ص 372، فصل: فی علمه علیه السلام

«ذهبی» هم در کتاب «تاریخ الإسلام» جلد ۹ وقتی حالات امام صادق را نقل می‌کند، می‌نویسد:

«مناقب جعفر کثیرة، وکان یصلح للخلافة لسؤدده وفضله وعلمه وشرفه رضی الله عنه»

مناقب امام جعفر زیاد است و به خاطر سیادت و فضل و علم و شرفش شایستگی خلافت دارد.

تاریخ الإسلام ووفیات المشاهیر والأعلام، اسم المؤلف: شمس الدین محمد بن أحمد بن عثمان الذهبی، دار النشر: دار الکتاب العربی - لبنان/ بیروت - 1407 هـ - 1987 م، الطبعةالأولی، تحقیق: د. عمر عبد السلام تدمری، ج 9، ص 93، باب 4 جعفر الصادق، م

حالا ما باید به آقای «ذهبی» بگوییم شما که اینطور لالایی بلد هستی، چرا خوابت نمی‌آید!! «ابن حجر عسقلانی» هم در کتاب «تقریب» خود می‌نویسد:

«جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی بن أبی طالب الهاشمی أبو عبد الله المعروف بالصادق صدوق فقیه إمام»

تقریب التهذیب، اسم المؤلفأحمد بن علی بن حجر أبو الفضل العسقلانی الشافعی، دار النشر: دار الرشید - سوریا - 1406 - 1986، الطبعةالأولی، تحقیق: محمد عوامة، ج 1، ص 141، ح 950

جالب این هست که «ابن تیمیه حرانی» که دشمن اهل بیت و ناصبی‌ترین ناصبی زمان ماست، در کتاب «منهاج السنة النبویة» جلد چهارم می‌نویسد:

«فإن جعفر بن محمد لم یجیء بعد مثله»

امام صادق شخصیتی است که تاکنون مانند او را تاریخ ندیده است.

«وقد أخذ العلم عنه هؤلاء الأئمة»

پیشوایان و ائمه ما علم را از امام صادق یاد گرفتند.

منهاج السنة النبویة، اسم المؤلفأحمد بن عبد الحلیم بن تیمیة الحرانی أبو العباس، دار النشرمؤسسة قرطبة - 1406، الطبعةالأولی، تحقیق: د. محمد رشاد سالم، ج 4، ص 126، فصل قال الرافضی فهؤلاء الأئمة الفضلاء المعصومون الذین بلغوا الغایة فی الکمال

این موارد زیاد است. بنده شاید بیش از پنجاه یا شصت مورد من از اقوال بزرگان اهل سنت را جمع کردم و تصاویر کتاب‌هایشان را هم گرفتیم که آقایان نگویند که همین‌طوری دارید مطلب را بی‌مدرک نقل می‌کنید.

در این اقوال آمده است که آقایان علمای اهل سنت نسبت به آقا امام صادق با چه تعابیر بزرگی و عبارت‌های سنگینی نام بردند و در برابر فضائل امام صادق (علیه السلام) سر تعظیم فرود آوردند.

در مقابل ما تأسف می‌خوریم با این تعابیری که از امام صادق (سلام الله علیه) نقل می‌کنند، ولی آیا این‌ها در مقام عمل به کتاب و سنت آیا به روایات امام صادق نه به عنوان امام بلکه به عنوان یک راوی ثقه که از پیغمبر نقل می‌کند استناد کرده‌اند یا خیر؟!

حالا که استناد نکرده‌اند به خاطر چه بوده است؟! به خاطر اینکه می‌خواستند از حقیقت فرار کنند و در روز روشن منکر آفتاب باشند یا نه فشار حکومت‌های جور مانع بود که این حقایق را مطرح کنند و فرمایشات امام صادق (علیه السلام) را برای مردم بیان کنند.

خوش بینانه ترین حالت این هست که ما بگوییم این‌ها به خاطر فشار حکومت‌ها بود که نمی‌توانستند و حکومت‌ها به این‌ها اجازه نمی‌دادند که فرمایشات ائمه اطهار (علیهم السلام) را بیان کنند.

مجری:

حضرت استاد اینجا همانطور که حضرتعالی تصریح فرمودید بسیاری از علما حتی از الان ائمه خود اهل سنت تماماً همان صحبت‌های امام جعفر صادق را بازگو می‌کردند و این در اثر این بود که بالاخره در آن زمان خود حضرت طبیعتاً یک انقلاب فرهنگی و انقلاب دینی به وجود آورده بود.

حالا بینندگان عزیز هم این را در ذهنشان داشته باشند حالا با همین مقدماتی که حضرت استاد هم فرمودند، ما می‌خواهیم از حضرت استاد مطلبی بپرسیم.

می‌خواهیم ببینیم این انقلاب فرهنگی که بشر یک نقطه عطفی در تاریخ برایش بود و خیلی از این مطالبی که الان به دست ما رسیده و به دست خود اهل سنت رسیده از ائمه اون‌ها همان مطالبی بوده که از طریق امام جعفر صادق (علیه السلام) بیان شده است.

می‌خواهیم بپرسیم ببینیم حضرت چه ویژگی‌هایی داشته که اینگونه بیان می‌کرده است؟! این را داشته باشید، یک فاصله می‌گیریم و برمی‌گردیم حتماً این سؤال را از حضرت استاد خواهیم پرسید.

عرض سلام مجدد خدمت همه شما بینندگان عزیز و ارجمند «شبکه جهانی حضرت ولی عصر».

همانطور که از ابتدای برنامه همراه ما بودید و ملاحظه فرمودید ما بحثی را آغاز کردیم نسبت به صاحب این لیالی و این ایام حضرت امام صادق (علیه السلام).

آن چیزی که مطرح شد مثل همیشه حضرت استاد مستنداً و مستدلاً بیان کردند این بود که ما در بین علمای بزرگ اهل سنت، نه تنها علمایی که ممکن است یک مقدار صحبت‌هایشان رنگ و بوی حقیقت ناب هم داشته باشد.

یک علمایی مثل «ابن تیمیه» که اکثر آن چیزی که از کتبش می‌بارد، نفرت نسبت به شیعه و ائمه شیعه هست. چنین افرادی تصریح کرده بودند به فضیلت آقا امام صادق (علیه السلام)

قبل از اینکه سؤال را مطرح بکنم، یک یادآوری بکنم که همانطور که ملاحظه می‌فرمایید شماره‌های برنامه زیرنویس شده و این‌ها راه‌های ارتباطی هستند که در اختیار شما قرار گرفتند.

شما عزیزان می‌توانید تماس بگیرید با برنامه خودتان و ان شاءالله صدایتان را داخل استودیو خواهیم شنید یا اینکه پیام خودتان را برای ما بفرستید.

سؤالی که مطرح کردیم این بود که ما مفصلاً در جاهای مختلف می‌کنیم که تمامی اقشار توانستند از فضل و علم امام صادق بهره مند شوند.

حالا با این بیان بخواهیم این سؤال را مطرح بکنیم. این ابعاد و گستره و جنبه‌های مختلف این انقلاب فکری که حضرت در بین عالم ایجاد کردند چه چیزی بود؟!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

در رابطه با انقلاب فکری و فرهنگی که امام صادق (علیه السلام) و پدر بزرگوارشان امام باقر (علیه السلام) داشتند، شاید بتوان گفت نه تنها در تاریخ اسلام بلکه در تاریخ بشریت بی‌نظیر بوده است.

حالا بعضی از این آقایان یک چیزایی کشف می‌کنند، اختراع می‌کنند و به آن می‌بالند. من بارها گفتم «شهید دکتر پاکنژاد» کتابی دارد تحت عنوان: «اولین دانشگاه آخرین پیامبر» که هفده یا هجده جلد است.

ایشان آمده معارف اهل بیت را با علم روز تطبیق کرده و خیلی زیبا نوشته است. من یادم هست قبل از انقلاب به مجرد اینکه این کتاب‌ها چاپ می‌شد، ما می‌رفتیم تهیه می‌کردیم و مطالعه می‌کردیم.

چاپ این کتاب یک نکته‌ای هم داشت. مثلاً هفت جلد که ایشان نوشت، جلد هشتم را مثلاً آمده خلاصه آن هفت جلد را نوشته است.

مثلاً وقتی ۱۴ جلد شد، جلد پانزدهم آمده حرف‌های قبلی را تلخیص کرده است. مقام مظلم رهبری تعبیری دارد که حالا شاید ما بعدها در «حبل المتین» ان شاءالله اشاره کنیم.

ایشان به صراحت می‌گوید: یکی از راهکارهای وحدت میان امت اسلامی این هست که تمام شیعه و سنی در کنار سفره علمی اهل بیت (علیهم السلام) جمع شوند.

تمسک به احادیث اهل بیت (علیهم السلام) که منشأ آن از از امام باقر و امام صادق (علیهم السلام) بوده است، بهترین راهکار وحدت میان امت اسلامی و بهترین راه برای دعوت غیرمسلمان‌ها به اسلام است.

ان شاءالله ما در این رابطه مفصل صحبت خواهیم کرد. شما ببینید «ذهبی» با آن همه کم مهری که نسبت به اهل بیت (علیهم السلام) دارد و امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) دارد، مطلبی در مورد امام صادق آورده است.

«سخاوی» در مورد ایشان می‌گوید: در استاد ما «ذهبی» یک ریشه‌هایی از نصب و عداوت بوده است!!

ایشان در کتاب «سیر أعلام النبلاء» جلد ششم صفحه 257 از «صالح بن أبی الأسود» نقل می‌کند و می‌گوید از امام صادق شنیدم که فرمود:

«سلونی قبل أن تفقدونی»

از من سؤال کنید قبل از آنکه از میان شما بروم.

«فإنه لا یحدثکم أحد بعدی بمثل حدیثی»

زیرا بعد از من کسی را پیدا نمی‌کنید که آنطور که من برای شما بیان می‌کنم بیان کند.

سیر أعلام النبلاء، اسم المؤلف: محمد بن أحمد بن عثمان بن قایماز الذهبی أبو عبد الله، دار النشرمؤسسة الرسالة - بیروت - 1413، الطبعةالتاسعة، تحقیق: شعیب الأرناؤوط, محمد نعیم العرقسوسی، ج 6، ص 257، باب 117 جعفر بن محمد (ع)

البته اینکه حضرت می‌فرماید خطاب به عموم مردم است مبنی بر اینکه الان فضای بازی درست شده است، بنی امیه با بنی العباس درگیر هستند و کاری به ما ندارند.

ما از این فرصت استفاده کردیم و معارف را نشر می‌کنیم. تا می‌توانید از این معارف ما استفاده کنید.

«جاحظ» اولین کتاب بر علیه شیعه نوشته است و متوفای 255 هجری است. «أسد حیدر» مؤلف کتاب «الامام الصادق و مذاهب الاربعه» در طبع سوم جلد دوم تعبیری را از قول آقای «جاحظ» می‌آورد.

ایشان می‌نویسد امام صادق (علیه السلام) از هیچ‌کدام از تابعین نقل نکردند، در حلقه درس هیچ استادی ننشسته جز پدر بزرگوارشان و مرجع اعلی بودند.

رؤسای مذاهب مثل «سفیان ثوری»، «شعبة بن حجاج»، «سفیان بن عیینة»، «مالک بن انس»، «ابوحنیفه»، «یحیی بن سعید»، «ایوب سجیستانی» و «ابن جریح» و غیره نشان می‌دهد:

«ملأ الدنیا علمه و فقهه»

دنیا از علم و فقاهت امام صادق مملو شده است.

آقای «نووی» در کتاب «تهذیب الأسماء واللغات» جلد اول صفحه 155 وقتی به امام صادق (علیه السلاممی‌رسد، می‌نویسد:

«روی عنه محمد بن إسحاق ویحیی الأنصاری ومالک والسفیانان وابن جریج وشعبة ویحیی القطان وآخرون واتفقوا علی إمامته وجلالته وسیادته»

تهذیب الأسماء واللغات، اسم المؤلفمحی الدین بن شرف النووی، دار النشر: دار الفکر - بیروت - 1996، الطبعةالأولی، تحقیق: مکتب البحوث والدراسات، ج 1، ص 155، ح 106

این استوانه‌های علمی اهل سنت در عصر امام صادق و فقهای بزرگ این‌ها همه افتخار شاگردی مکتب امام صادق (علیه السلام) را داشتند.

تعبیری از «ابن تیمیه» در کتاب «منهاج السنة النبویة» جلد چهارم صفحه ۱۲۶ آوردیم که می‌نویسد:

«فإن جعفر بن محمد لم یجیء بعد مثله»

امام صادق شخصیتی است که تاکنون مانند او را تاریخ ندیده است.

«وقد أخذ العلم عنه هؤلاء الأئمة»

پیشوایان و ائمه ما علم را از امام صادق یاد گرفتند.

«کما لک وابن عیینة وشعبة والثوری وابن جریج ویحیی بن سعید وأمثالهم من العلماء المشاعیر الأعیان»

ابن عیینه و شعبه و سفیان ثوری و ابن جریج و یحیی بن سعید و امثال آن از علمای مشهور و شخصیت‌های برجسته اهل سنت همگی از مکتب امام صادق علم فراگرفتند.

منهاج السنة النبویة، اسم المؤلفأحمد بن عبد الحلیم بن تیمیة الحرانی أبو العباس، دار النشرمؤسسة قرطبة - 1406، الطبعةالأولی، تحقیق: د. محمد رشاد سالم، ج 4، ص 126، فصل قال الرافضی فهؤلاء الأئمة الفضلاء المعصومون الذین بلغوا الغایة فی الکمال

آقای «محمود شکری آلوسی» از نواده‌های «آلوسی» مشهور صاحب کتاب «روح المعانی» است. ایشان کسی است که جزو دشمن‌ترین فرد نسبت به شیعه است، کتابی تحت عنوان «سب العذاب علی من سب الأصحاب» دارد.

ایشان در این کتاب هر حرف نامربوطی می‌توانست نسبت به شیعه زده است. ایشان کتاب "ریزش عذاب بر کسی که اصحاب را سب کرده است" را نوشته و مخاطبش هم شیعه‌ها هستند. ایشان در این کتاب افتراهایی به شیعیان زده است.

ایشان متوفای ۱۳۴۲ هجری قمری است، یعنی ۲ سال قبل از تخریب بقیع. ایشان دوره اول دوران آل سعود را طی کرد، یعنی اولین دولت آل سعود سال 1157 در درعیه اطراف ریاض تشکیل شد.

بعد از اینکه دودمان آل سود آمدند مسلمان‌ها را کشتند، خانه‌های مسلمان‌ها را ویران کردند و اموالشان را به عنوان غنائم جنگی گرفتند.

همین آقای «محمود شکری آلوسی» که علیه شیعه این همه حرف زد، شروع کرد علیه دودمان آل سعود مقاله نوشتن، سخنرانی کردن و کتاب نوشتن!!

ایشان کتابی دارد تحت عنوان «مختصر تحفه اثناعشریه هلوی». «دهلوی» هم یکی از خبیث‌هایی است که نسبت به شیعه هرچه توانسته افترا زده، هرچه که توانسته بهتان زده، هرچه که توانسته در کتاب خود فحش داده است.

البته بزرگان ما هم به این کتاب جواب دادند. آقای «آلوسی» در کتاب «مختصر تحفه اثناعشریه» می‌نویسد:

«کان یفتخر ویقول بأفصح لسان: لولا السنتان لهلک النعمان»

ابوحنیفه افتخار می‌کرد و با فصیح‌ترین زبان می‌گفت: اگر آن دو سال نبود، من هلاک شده بودم.

«یرید السنتین اللتین صحب فیهما لأخذ العلم الإمام جعفر الصادق - رضی الله تعالی عنه -»

مراد دو سالی است که ابوحنیفه برای اخذ علم در محضر امام صادق (علیه السلام) بود.

الکتاب: مختصر التحفة الاثنی عشریة، ألّف أصله باللغة الفارسیةعلامة الهند شاه عبد العزیز غلام حکیم الدهلوی، نقله من الفارسیة إلی العربیة: (سنة 1227 هـ) الشیخ الحافظ غلام محمد بن محیی الدین بن عمر الأسلمی، اختصره وهذبه: (سنة 1301 هـ) علامة العراق محمود شکری الألوسی، حققه وعلق حواشیه: محب الدین الخطیب، الناشرالمطبعة السلفیة، القاهرة، عام النشر: 1373 هـ، ج 1، ص 8، باب الشیعة السبیة

ببینید «محمود شکری آلوسی» دشمن شیعه می‌گوید «ابوحنیفه» افتخار می‌کرد و با فصیح‌ترین زبان می‌گفت: اگر دو سال شاگردی من محضر امام صادق نبود، من دیگر چیزی نداشتم و نابود شده بودم!!

ببینید این نشان می‌دهد که جایگاه اهل بیت چییست. البته ما در منابع خودمان هم داریم. «مرحوم کلینی» در کتاب «کافی» جلد اول صفحه 399 از قول امام باقر (سلام الله علیه) نقل می‌کند که به «سلمة بن کهیل» و «حکم بن عتیبة» فرمود:

«شَرِّقَا وَ غَرِّبَا فَلَا تَجِدَانِ عِلْماً صَحِیحاً إِلَّا شَیئاً خَرَجَ مِنْ عِنْدِنَا أَهْلَ الْبَیت»

اگر شرق و غرب عالم را زیر پا بگذارید، علم صحیح شریعت را غیر از دودمان ما از هیچ جا نمی‌توانید پیدا کنید.

الکافی، نویسنده: کلینی، محمد بن یعقوب، محقق / مصحح: غفاری علی اکبر و آخوندی، محمد، ج 1، ص 399، ح 3

ببینید این‌ها کاملاً نشان می‌دهد که اهل بیت (علیهم السلام) چه جایگاهی داشتند. «سلمت بن کهیل» کسی است که «ابن حجر» در کتاب «تهذیب التهذیب» جلد ۴ صفحه ۱۳۷ می‌نویسد:

«سلمة بن کهیل وکان رکنا من الأرکان»

تهذیب التهذیب، اسم المؤلفأحمد بن علی بن حجر أبو الفضل العسقلانی الشافعی، دار النشر: دار الفکر - بیروت - 1404 - 1984، الطبعةالأولی، ج 4، ص 137، ح 269

همچنین نسبت به «حکم بن عتیبة» می‌نویسد:

«وعلماء الناس عیال علیه»

علمای اهل سنت عیال کنار سفره حکم بن عتیبه بودند.

تهذیب التهذیب، اسم المؤلفأحمد بن علی بن حجر أبو الفضل العسقلانی الشافعی، دار النشر: دار الفکر - بیروت - 1404 - 1984، الطبعةالأولی، ج 2، ص 373، ح 756

امام صادق (علیه السلام) به «حکم بن عتیبه» و «سلمة بن کهیل» می‌فرمایند: شرق و غرب عالم را زیر پا بگذارید، علم صحیح شریعت را جز از سینه ما در هیچ جا نمی‌توانید پیدا کنید.

امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) هم در کتاب «نهج البلاغه» خطبه ۹۷ یک تعبیر خیلی قشنگی دارد. من حیفم آمد این را عرض نکنم. حضرت می‌فرماید:

«انْظُرُوا أَهْلَ بَیتِ نَبِیکمْ فَالْزَمُوا سَمْتَهُمْ وَ اتَّبِعُوا أَثَرَهُمْ»

اهلبیت پیغمبر اکرم را نگاه کنید و روش آنها را ملازم باشید و آثار و سخنان آنها را تبعیت کنید.

«فَلَنْ یخْرِجُوکمْ مِنْ هُدًی وَ لَنْ یعِیدُوکمْ فِی رَدًی»

اگر دنباله روی اهلبیت باشید آنها شما را از هدایت بیرون نمی‌برند و هرگز شما را وارد گمراهی نمی‌کنند.

«فَإِنْ لَبَدُوا فَالْبُدُوا وَ إِنْ نَهَضُوا فَانْهَضُوا وَ لَا تَسْبِقُوهُمْ فَتَضِلُّوا وَ لَا تَتَأَخَّرُوا عَنْهُمْ فَتَهْلِکوا»

اگر آنها سکوت کردند شما هم سکوت کنید، اگر آنها قیام کردند شما هم قیام کنید، از آنها سبقت نگیرید که گمراه می‌شوید و از آنها عقب نمانید که هلاک می‌شوید.

نهج البلاغة، نویسنده: شریف الرضی، محمد بن حسین، محقق / سمصحح: صالح، صبحی، ص 143، خ 97

این تعبیر حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) نشان می‌دهد که جایگاه اهلبیت چیست. همین تعبیر را شما در کتب اهل سنت ملاحظه کنید.

من فقط به عنوان نمونه یک مورد را در کتاب «معجم کبیر» اثر «طبرانی» جلد پنجم صفحه 166 می‌آورم. عزیزان دقت کنند که رسول اکرم در خطبه غدیر فرمود:

«فَانْظُرُوا کیفَ تُخْلِفُونِی فی الثَّقَلَینِ»

نگاه کنید بعد از من با ثقلین چگونه برخورد کردید؟

«فَنَادَی مُنَادٍ وما الثَّقَلانِ یا رَسُولَ اللَّهِ»

مردی بلند شد و گفت: یا رسول الله! «الثَّقَلانِ» چیست؟

«قال کتَابُ اللَّهِ طَرَفٌ بِیدِ اللَّهِ عز وجل وَطَرَفٌ بِأَیدِیکمْ»

حضرت فرمود: کتاب خداست که یک طرف آن دست خداوند است و یک طرف آن هم دست شماست.

«فَاسْتَمْسِکوا بِهِ لا تَضِلُّوا»

به آن تمسک کنید که به ضلالت دچار نشوید.

«وَالآخَرَ عِتْرَتِی»

ثقلین دوم عترت من است.

«وَإِنَّ اللَّطِیفَ الْخَبِیرَ نَبَّأَنِی أَنَّهُمَا لَنْ یتَفَرَّقَا حتی یرِدَا عَلَی الْحَوْضَ»

خداوند لطیف و خبیر به من خبر داده است که قرآن و اهلبیت و عترت من هرگز از همدیگر جدا نمی‌شوند، تا نزد من در کنار حوض وارد شوند.

«وَسَأَلْتُ ذلک لَهُمَا رَبِّی»

از خداوند خواستم منت بگذارد و این دو نعمت را برای شما بگذارد.

«فَلا تَقْدُمُوهُمَا فَتَهْلِکوا»

از آنها جلو نیفتید که هلاک می‌شوید.

«وَلا تُعَلِّمُوهُمْ فَإِنَّهُمْ أَعْلَمُ مِنْکمْ»

به اهلبیت چیزی یاد ندهید، زیرا اهلبیت از همه شما عالم‌تر هستند.

«ثُمَّ أَخَذَ بِیدِ عَلِی رضی اللَّهُ عنه فقال من کنت أَوْلَی بِهِ من نَفْسِی فَعَلِی وَلِیهُ»

حضرت سپس دست امیرالمؤمنین را گرفتند و فرمودند: هرکسی ولایت من بر او از خود او بیشتر است، علی ولی امر اوست.

«اللَّهُمَّ وَالِ من وَالاهُ وَعَادِ من عَادَاهُ»

خدایا دوست دار علی را دوست بدار و دشمنان علی را دشمن بدار.

المعجم الکبیر، اسم المؤلف: سلیمان بن أحمد بن أیوب أبو القاسم الطبرانی، دار النشرمکتبة الزهراء - الموصل - 1404 - 1983، الطبعةالثانیة، تحقیق: حمدی بن عبدالمجید السلفی، ج 5، ص 166، ح 4971

«ابن حجر حیثمی» در کتاب «مجمع الزوائد» جلد ۹ صفحه ۱۶۳ این مطلب را با سند صحیح و معتبر نقل می‌کند. «ابن حجر مکی» همین تعبیر را در کتاب «الصواعق المحرقه» نقل می‌کند و می‌نویسد:

«وفی روایة صحیحة (إنی تارک فیکم أمرین لن تضلوا إن تبعتموهما وهما کتاب الله وأهل بیتی عترتی)»

در ادامه می‌نویسد:

«زاد الطبرانی (إنی سألت ذلک لهما فلا تقدموهما فتهلکوا ولا تقصروا عنهما فتهلکوا ولا تعلموهم فإنهم أعلم منکم)»

طبرانی گفته است: از آنها پیشی نگیرید که هلاک می‌شوید، از آنها عقب نمانید که هلاک می‌شوید، به آنها چیزی یاد ندهید که آنها از شما اعلم هستند.

سپس می‌نویسد:

«والحاصل أن الحث وقع علی التمسک بالکتاب وبالسنة وبالعلماء بهما من أهل البیت ویستفاد من مجموع ذلک بقاء الأمور الثلاثة إلی قیام الساعة»

حاصل تشویق و تکرار پیغمبر اکرم بر تمسک به کتاب و سنتی که علمای اهلبیت آن را ترویج می‌دهند این است که ما از حدیث ثقلین می‌فهمیم کتاب و سنت و اهلبیت تا قیام قیامت باقی هستند.

الصواعق المحرقة علی أهل الرفض والضلال والزندقة، اسم المؤلفأبو العباس أحمد بن محمد بن علی ابن حجر الهیثمی، دار النشرمؤسسة الرسالة - لبنان - 1417 هـ - 1997 م، الطبعةالأولی، تحقیق: عبد الرحمن بن عبد الله الترکی - کامل محمد الخراط، ج 2، ص 439، الفصل الأول فی الآیات الواردة فیهم «إنی لکم فرط وإنکم واردون علی الحوض فانظروا کیف تخلفونی فی الثقلین»

ببینید این‌ها همه نشان می‌دهد بر اینکه واقعاً جایگاه اهلبیت چه بود و مردم با آنها چه کردند!!

مجری:

حاج آقا خیلی جالب بود در تطبیق بین این دو مسئله‌ای که حضرتعالی هم فرمودید که از یک طرف اگر اهل بیت را رها کنیم و آنچه که اهل بیت گفتند رها کنیم هلاک می‌شویم.

از طرف دیگر هم می‌بینیم که بالاخره الان این ائمه اهل سنت و بزرگان اهل سنت بالاخره دارای یک وجاهتی هستند.

این وجاهتی که به دست آوردند را بسیاری اوقات برای ما سؤال پیش می‌آید که این‌ها هم باید هلاک می‌شدند، اما با این شرح و تفسیر و تبیین حضرتعالی مشخص شد که چنین نیست. اتفاقاً این‌ها آمدند معارف اهل بیت را گرفتند همانطور که مثلاً سامری آمد؛

(فَقَبَضْتُ قَبْضَةً مِنْ أَثَرِ الرَّسُول)

من قسمتی از آثار رسول (و فرستاده خدا) را گرفتم.

سوره طه (20): آیه 96

این را گرفته بود، این‌ها هم این را گرفتند. خود همین «ابوحنیفه‌ای» که اشاره فرمودید دقیقاً همین کار را انجام داد، اما خیانت کرد بالاخره در این علمی که وجود داشت.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

من بارها گفته‌ام با کنار زدن اهلبیت به اهلبیت ظلم نکردند، زیرا خدا با آنها بوده است. حضرت ولی عصر می‌فرماید: اگر تمام دنیا از دین برگردند، ذره‌ای در دل ما ناراحتی ایجاد نمی‌کند. یعنی ما نگران نمی‌شویم، چون خدا با ماست!!

حضرت موسی وقتی بنی اسرائیل خلاصه مخالفت می‌کنند و در برابر دستورات حضرت موسی کارشکنی می‌کنند و در برابر دعوت حضرت می گویند:

(فَاذْهَبْ أَنْتَ وَ رَبُّک فَقاتِلا إِنَّا هاهُنا قاعِدُون)

تو و پروردگارت بروید و (با آنان) جنگ کنید، ما همین جا نشسته‌ایم!!

سوره مائده (5): آیه 24

ببینید حضرت موسی افتخار می‌کند که خدا با من است! لذا مردم به حرف اهل بیت (علیهم السلام) گوش بدهند یا گوش ندهند سودی به جیب این‌ها نمی‌رود.

«خَلَقَکمُ اللَّهُ أَنْوَاراً فَجَعَلَکمْ بِعَرْشِهِ مُحْدِقِینَ ه»

من لا یحضره الفقیه، نویسنده: ابن بابویه، محمد بن علی، محقق / مصحح: غفاری، علی اکبر، ج 2، ص 613، ح 3213

خدای عالم تمام مقامات و فضائل را در اختیار اهلبیت قرار داده است. آن بزرگواران از نظر فضیلت و مقام هیچ سر سوزنی کاستی ندارند.

یعنی هر فضیلتی که بشر بخواهد به ذهنش بیاید ائمه اطهار دارند و بالاتر از آن هم دارند، ولی مشکل اینجاست که این‌ها آمدند بشریت را محروم کردند از علوم اهل بیت. انسان‌ها و جامعه بشری را محروم کردند.

اگر مردم سراغ اهلبیت می‌رفتند، به تعبیر رسول اکرم هم دنیای آنها آباد بود، هم دین آنها رونق داشت و هم آخرتشان آباد بود.

یعنی با کنار زدن اهل بیت دنیای مردم را گرفتند، دین مردم را نابود کردند و آخرت مردم هم که دیگر مشخص است قضیه به چه نحو است ضربه‌ای که این افراد به بشریت زدند مایه تأسف است!!

مجری:

ان شاءالله که بتوانیم خودمان حداقل در این وانفساه گلیم خودمان را از آب بیرون بکشیم و بتوانیم معرفت پیدا کنیم و اعتقادات خودمان را ان شاءالله محکم کنیم و به اعتقادات راستین پایبند باشیم ان شاءالله.

یک میان برنامه ببینیم، ان شاءالله برمی‌گردیم و در خدمت شما بینندگان عزیزمان خواهیم بود.

عرض سلام مجدد خدمت همه شما بینندگان عزیز و ارجمند «شبکه جهانی حضرت ولی عصر». الحمدالله تا اینجای برنامه همراهی کردید با برنامه «حبل المتین».

الحمدالله توانستیم مباحث زیبا و نابی را از حضرت استاد بشنویم و حداقل در این ایام این فرصت را غنیمت بدانیم و معرفتمان را نسبت به ذوات مقدسه اهل بیت خصوصاً حضرت امام صادق (علیه السلام) بیشتر کنیم.

تماس‌های بینندگان برنامه:

برویم سراغ تماس‌های شما بینندگان عزیز و ارجمند. ابتدائا به رسم آن دعوتنامه‌ای که فرستاده بودیم، برویم سراغ غنچه‌های مهدوی که تماس گرفتند.

آقا علی اکبر حسن قلی زاده چهارده ساله از بابل پشت خط هستند. آقا علی اکبر در خدمت شما هستیم، بفرمایید:

بیننده (علی اکبر حسن قلی زاده از بابل – شیعه):

بسم الله الرحمن الرحیم. با عرض سلام خدمت حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی و مجری محترم آقای مرعشی.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته.

مجری:

علیکم السلام و رحمة الله. آقا علی اکبر خوبی؟!

بیننده:

ممنون.

مجری:

سلامت باشی، خیلی ممنون که تماس گرفتی. کدام سؤال را می‌خواهی جواب بدهی؟!

بیننده:

سؤال پنج را می‌خواهم جواب بدهم. سؤال پنج به پنج قسمت تقسیم می‌شود. قسمت اول اینکه چرا با امام علی (علیه السلام) بیعت نکردند؟!

یک: خودخواهی و انحصارطلبی. دو: کینه‌های نهفته در سینه. سه: خیانت و پیمان شکنی. چهار: قریش و انتقام‌های نهفته از پیامبر. پنج: تلافی ضرب شمشیر امام علی (علیه السلام).

من به سه تا علت از کتابهای اهل سنت جواب می‌دهم. «ابویعلی» از علمای بزرگ اهل سنت در کتاب «مسند» خود جلد اول صفحه ۴۲۷ حدیث ۵۶۵ روایتی آورده است.

ایشان از حضرت علی (علیه السلام) نقل می‌کند که فرمودند: رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) مرا در آغوش گرفتند و با صدایی بلند گریه کردند.

گفتم: یا رسول الله! چرا گریه می‌کنید؟! حضرت فرمودند: کینه‌هایی از تو در دل گروهی است که بعد من آشکار خواهد شد.

«حاکم نیشابوری» از حضرت علی (سلام الله علیه) نقل کرده که فرمودند: از وصیت‌های پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به من این بود که امت در حق من خیانت و پیمان شکنی خواهند کرد و سند این روایت صحیح است. «ذهبی» نیز این روایت را صحیح دانست.

در کتاب «شواهد التنزیل» جلد 3 صفحه 150 حدیث 4676 آمده است که «حسکانی» از علمای اهل سنت از امام باقر (علیه السلام) نقل می‌کند که خداوند به رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) دستور داد علی را به عنوان ولی امر مسلمین معرفی کند.

پیامبر اکرم عرض کرد: خدایا! قوم من قریش هستند و با توجه به نزدیکی آنان با دوران جاهلیتشان و رقابت و تفاخری که در روحیه آنها وجود دارد، من واهمه دارم که مرا تکذیب کنند چون بستگان هر یک از آنها توسط امام علی (علیه السلام) به هلاکت رسیدند.

آنگاه جبرئیل آیه ۶۷ سوره مبارکه مائده را نازل کرد که خداوند متعال خطاب به پیامبر اکرم فرمودند:

(یا أَیهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیک مِنْ رَبِّک وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ)

ای پیامبر آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است کاملاً (به مردم) برسان و اگر نکنی، رسالت او را انجام نداده‌ای.

سوره مائده (5): آیه 67

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

ماشاءالله، ماشاءالله. أحسنت، أحسنت.

بیننده:

اللهم عجل لولیک الفرج.

مجری:

أحسنتم، خیلی ممنون و متشکرم آقا علی اکبر عزیز. ان شاءالله که همیشه همراه با این درس‌هایی که الان همان‌ها را بازگو کردید در زندگی باشید. به اطرافیان خودتان، به همسن‌های خودتان در مدرسه حتماً همین مطالب را بازگو کنید.

البته الآن که مجازی هست ممکن است کار کمی سخت‌تر باشد، اما قطعاً خودتان هم از برکات این مطالب بیشتر بهره مند خواهید شد.

جناب آقای سید محمد احمدیان که جلسات پیش هم تماس گرفته بودند روی خط هستند. آقا سید محمد در خدمتت هستیم، بفرمایید:

بیننده (سید محمد احمدیان از فرخ شهر – شیعه):

سلام خدمت شما و استاد گرامی.

مجری:

علیکم السلام و رحمة الله.

بیننده:

بسم الله الرحمن الرحیم. به سراغ حدیث امامت می‌رویم. پیامبر اکرم در این حدیث می‌فرماید:

«وإمام المتقین»

المستدرک علی الصحیحین، اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاکم النیسابوری، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1411 هـ - 1990 م، الطبعةالأولی، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ج 3، ص 148، ح 4668

و طبق حرف «حاکم نیشابوری» این حدیث صحیح است، یعنی حدیث را تأیید می‌کند. این خلاصه خیلی کوچک از احادیث جانشینی امام علی (علیه السلام).

حدیثی هم به سند صحیح در کتاب‌های شیعه آمده است. در کتاب «کافی» جلد ۱ صفحه ۲۸۹ از قول امام باقر (علیه السلام) که امام پنجم ما هست آمده است که هم آیه ولایت و هم آیه ابلاغ و هم آیه اکمال در حق امام علی (علیه السلام) نازل شده است.

حال یک سؤال مطرح می‌شود. اگر امام علی خلیفه می‌شد چه اتفاقی می‌افتاد؟! اولاً طبق کتاب «تاریخ مدینه دمشق» جلد ۳ صفحه ۸۸۳ امام علی زمینه‌ساز عمل به کتاب و سنت می‌شد.

دوماً طبق کتاب «مسند احمد» جلد ۱ صفحه ۵۳۷ زمینه‌ساز هدایت تمام مردم می‌شدسوما طبق کتاب «سلیم» جلد ۱ صفحه ۶۵۸ ضامن رفاه مردم می‌شدچهارما طبق کتاب «مسند» جلد ۱۱ صفحه ۳۷ ضامن رستگاری مردم می‌شد.

حالا یک سؤال دیگر پیش می‌آید. حالا اگر امام علی خلیفه نشود چه اتفاقی می افتد؟! اولاً خودخواهی و انحصارطلبی منافقین عامل کنار زدن امام علی (علیه السلام) شد.

دوما منطق «مسند أبو یعلی» جلد ۱ صفحه ۴۲۷ کینه‌های نهفته در سینه‌ها عامل خیانت شد.

طبق کتاب «مستدرک علی الصحیحین» جلد ۳ صفحه ۱۵۰ امت اسلام به امام علی (علیه السلام) خیانت کردند. «حاکم نیشابوری» و «ذهبی» هم این حدیث را صحیح می‌دانند.

چهارما طبق کتاب «بلاغات النساء» صفحه ۲۰ شمشیر امام علی (علیه السلام) عامل کینه‌های مردم شد.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

ماشاءالله، ماشاءالله. أحسنت، أحسنت.

مجری:

ایشان دیگر کامل بیان کردند.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

ان شاءالله دیگر باید دوستان و رفقای دیگرتان را هم وادار کنید که ان شاءالله این بحث‌ها را برای آن‌ها هم تدریس کنید، آموزش بدهید و آنها را هم به راه بندازید.

آنچه که امروز قلب امام زمان (ارواحنا فداه) خوشحال می‌کند این هست که جوان‌های ما، نوجوان‌های ما و غنچه‌های ما با این معارف اهل بیت آشنا شوند و این اعتقادات شیعی به صورت استدلالی از کتب شیعه و اهل سنت با رگ و پوست و خوشان عجین شود.

مجری:

خیلی ممنون آقا سید محمد عزیز. تماس بعدی غنچه بعدی آقا مسلم عباسی است. آقا مسلم صدایت را می‌شنویم بفرمایید:

بیننده (آقای مسلم عباسی از شهرکرد – شیعه):

سلام، می‌خواستم بقیه سؤال را پاسخ بدهم.

مجری:

بفرمایید.

بیننده:

آیه دیگری هم مثل آیه اکمال دین هست. یعنی آیه سوم سوره مائده که خداوند متعال فرمود:

(الْیوْمَ أَکمَلْتُ لَکمْ دِینَکمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیکمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکمُ الْإِسْلامَ دِینا)

امروز دین شما را کامل کردم و نعمت خود را بر شما تکمیل نمودم و اسلام را به عنوان آئین (جاودان) شما پذیرفتم.

سوره مائده (5): آیه 3

«خطیب بغدادی» از علمای اهل سنت به سند صحیح از یکی از اصحاب پیامبر روایت کرده است که وقتی در غدیر پیامبر اکرم، حضرت علی را به عنوان جانشین اعلام کرد خدا این آیه را نازل کرد.

همینطور از سنت پیامبر هم در این باره حرف زیاد است. مثل حدیث ولایت که پیامبر فرمود:

«وولی کل مؤمن هذا»

او ولی امر تمام مؤمنین بعد از من است.

المستدرک علی الصحیحین، اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاکم النیسابوری، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1411 هـ - 1990 م، الطبعةالأولی، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ج 3، ص 119، ح 4579

علمای زیادی مثل «حاکم»، «ذهبی»، «ابن حجر» تصریح کردند. اما امامت که پیامبر اکرم فرمود:

«وإمام المتقین»

المستدرک علی الصحیحین، اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاکم النیسابوری، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1411 هـ - 1990 م، الطبعةالأولی، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ج 3، ص 148، ح 4668

طبق حرف «حاکم نیشابوری» این حدیث صحیح است. این خلاصه خیلی کوچک از حدیث جانشینی امام علی است.

حدیثی هم به سند صحیح در کتاب‌های شیعه هست. در کتاب «کافی» صفحه ۲۸۹ از قول امام باقر (علیه السلام) آمده است که آیه هم ولایت و هم آیه ابلاغ و هم آیه اکمال در حق امام علی نازل شده است.

«شیخ هادی نجفی» هم در کتاب «احادیث اهل بیت» جلد 8 صفحه ۴۱۴ هم این این روایت را صحیح می‌داند.

مجری:

آقا مسلم از شما تشکر می‌کنیم، دست شما درد نکند.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

أحسنت، أحسنت. خدا خیرت بدهد ان شاءالله. ایشان فراتر از آنچه که ما گفته بودیم هم از کتاب‌های دیگر مطالب را درآوردند. دست شما درد نکند. از کدام شهر بودند؟!

مجری:

از شهر کرد بودند. بله، واقعاً در خانواده‌ای هم قطعاً زندگی می‌کنید که جای شکرش هم باقی است که الحمدالله آن خانواده هم خانواده اهل بیتی هستند و این را هم صدها بار باید شکر بگویید.

آقا محمدرضا از لاهیجان پشت خط هستند. آقا محمدرضا در خدمتتان هستیم. بفرمایید:

بیننده (آقا محمد رضا از لاهیجان – شیعه):

بسم الله الرحمن الرحیم. با عرض سلام و خسته نباشید خدمت حاج آقای قزوینی عزیز. همچنین سلام عرض می‌کنم خدمت مجری عزیز برنامه.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

سلام علیکم و رحمة الله.

مجری:

علیکم السلام و رحمة الله.

بیننده:

حاج آقا قزوینی شما امشب اشاره کردید به انقلاب اسلامی. هرچند شما وقتی در «شبکه ولایت» هم حضور داشتید از مطرح کردن اینطور مباحث جلوگیری می‌کردید.

چون شما امشب اشاره کردید به این بحث من از شما یک خواهشی دارم. خواهش من از شما این است که اجازه بدهید من در این زمینه دو تا سؤال مطرح کنم و وقتی که سؤالات من تمام شد گوشی را قطع می‌کنم و جواب شما را گوش می‌کنم.

مجری:

آقا محمدرضا سؤالات کوتاه هستند؟! وقت ما محدود است.

بیننده:

من زودتر حرفم را می‌زنم.

مجری:

بفرمایید.

بیننده:

آقای قزوینی شما فرمودید که این حکومت مورد تأیید حضرت ولی عصر هست. من نمی‌دانم خود حضرت ولی عصر خودش به شما گفته یا به دیگران فرمودند و اینها من کاری به کار این قضیه ندارم.

حاج آقای قزوینی الان ۴۳ سال هست در این مملکت در بانک‌هایش، در تجارتش دارد علناً رباخواری می‌شود، از طرفی هم این رباخواری اشک مراجع را هم درآورده است.

از طرفی هم شما بهتر می‌دانید و در حوزه علمیه درسش را خواندید. شما می دانید که رباخواری حرام است، یعنی این حرمتی که دارد بالاتر از حرمت زنای با محارم هست و می‌دانید رباخواری جنگ علنی با خداوند حساب می‌شود.

سؤال من از حاج آقای قزوینی این است چطور می‌شود در یک مملکتی که دارد با رباخواری‌اش در بانک‌ها و در تجارتش ۴۳ سال با خداوند علناً جنگیده می‌شود چنین حکومتی مورد تأیید حضرت ولی عصر باشد؟!

دومین سؤال من این است که حاج آقای قزوینی شما یقیناً شنیدید که آقای «پناهیان» یا آقای «رائفی پور» مطالبی دارند که من سخنرانی‌شان را گوش کردم، یقیناً شما هم گوش کردید.

آن‌ها می گویند اگر شما در انتخابات شرکت نکنید یا شرکت کنید، ولی اگر انتخابتان درست نباشد ظهور به تأخیر می افتد.

می‌خواستم بدانم که آیا شما در این زمینه هم نظر هستید با این آقایان یا خیر؟! ببخشید من وقت شما را گرفتم. یا علی مدد، خدانگهدار

مجری:

سلامت باشید، خدانگهدار شما آقا محمدرضای عزیز که از لاهیجان با برنامه خودشان تماس گرفته بودند.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بنده عرض کردم شکی ما نداریم اصل این حکومت مورد نظر حضرت ولی عصر هست. در این شکی ما نداریم، اما اینکه حالا از کجا برای ما علم آمده است باید بگویم خیلی از مسائل هست که نمی‌توان بیان کرد.

این سینه من محرم خیلی از اسرارهاست. نمونه آن هم عرض کردم در روز 22 بهمن از آیت الله العظمی خزعلی بود. آقایان دیگری که در آن جلسه بودند یکی دو نفر مرحوم شدند و مابقی هم در قید حیات هستند.

من عرض کردم که ما از منتقدین بیشتر انتقاد داریم. یعنی اگر شما در یک مورد انتقاد دارید شاید من در ده‌ها مورد انتقاد دارم، ولی در خود حکومت اسلامی رسول اکرم که این حکومت اسلامی است ما شک نداریم.

این همه ظلم و جنایت در زمان خود رسول اکرم اتفاق می‌افتاد. خلیفه وقت «خالد بن ولید» را فرستاد به سمت قبیله بنی اظلم و او افرادشان را کشت و نابود کرد. یعنی این این همه کشت و کشتار اتفاق افتاد و قلب رسول اکرم به درد آمد.

پس از این ماجرا امیرالمؤمنین را فرستاد و تمام دیه‌ها را از بیت‌المال پرداختند. همچنین ده‌ها قضایای دیگری که توسط خود مسلمان‌ها انجام شد که قلب نبی مکرم را به درد آورد.

رسول اکرم خود در رابطه با قضیه روزه ماه رمضان دستور می‌دهد، اما مردم گوش نمی‌دهند. حضرت می‌فرماید:

«أُولَئِک الْعُصَاةُ أُولَئِک الْعُصَاةُ»

این‌ها معصیت کار هستند، این‌ها معصیت کار هستند.

صحیح مسلم، اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسین القشیری النیسابوری، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، ج 2، ص 785، ح 1114

در زمان حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) فرماندارانی که حضرت امیرالمؤمنین نصب می‌کرد مرتکب خیانت‌های زیادی می‌شدند و حضرت امیرالمؤمنین آنها را عزل می‌کردبعضی‌ها هم که امکان عزل نبود برای بعد ماندند.

برادر بزرگوارم دقت کنید در خصوص بانک‌ها این در مجلس شورای اسلامی تصویب شد، در شورای نگهبان تأیید کرد که بانک‌ها باید تمام پولی که به خلائق می‌دهند بر مبنای عقود شرعی باشد. حالا یک عامل بانک عمل نمی‌کند، اما خیلی از بانک‌ها هم عمل می‌کنند.

ما خودمان هم پول‌هایمان در بانک‌ها هست، ولی من در هر بانکی پول می‌گذارم با رئیس صحبت می‌کنم که من با این شرط می‌گذارم که سودی که شما می‌دهید و من می‌گیرم به خاطر این است که که شما با این پولی که من گذاشتم تجارت کنید.

ما با آنها صحبت می‌کنیم و می گوییم: آقا جان! هرچه هست این سودش متعلق به منآ است و من این را مصالحه می‌کنم به این مبلغی که شما به من می‌دهید و مابقی را هم حلال می‌کنم. دیگران هم می‌توانند این کار را بکنند.

ببینید اینکه آقایان مراجع صدایشان درآمد در رابطه با بحث رباخواری بانک نیست. برادر بزرگوارم یک مقداری دقت کنید. آقایان در رابطه با جرائم تأخیر در پرداخت اعتراض کردند.

این‌ها آمدند یک جریمه‌هایی را معین کردند تحت عنوان «دیرکرد» که این‌ها خلاف شرع است. آقایان مراجع روی دیرکردهایی که بوده تکیه داشتند، نه روی اصل سود بانکی یا معاملات بانکی.

فرض می‌کنیم که اینها اشکال دارد، آیا در حکومت رسول اکرم یا حکومت امیرالمؤمنین تمام مردم فرشته شده بودند و هیچ ظلم و جنایتی در حکومت حضرت امیرالمؤمنین نبود؟!

ما این دوتا حکومت را داشتیم؛ حکومت رسول اکرم و حکومت حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) که این همه مشکلات بود.

رسول اکرم موقعی که دارد از دنیا می‌رود، می‌گوید: قلم و کاغذ بیاورید تا من چیزی بنویسم که بعد از من گمراه نشوید، اما به خود رسول اکرم توجه نمی‌کنند!! آیا این بالاتر است یا ربا بالاتر است؟! آن‌ها به خود رسول اکرم می گویند:

«إن الرجل لیهجر»

منهاج السنة النبویة، اسم المؤلفأحمد بن عبد الحلیم بن تیمیة الحرانی أبو العباس، دار النشرمؤسسة قرطبة - 1406، الطبعةالأولی، تحقیق: د. محمد رشاد سالم، ج 6، ص 19، فصل قال الرافضی وروی أصحاب الصحاح الستة من مسند ابن عباس أن رسول الله

شاید شما اگر میلیاردها میلیارد میلیارد ربا را در یک کفه بگذارید و این جسارتی که به رسول اکرم شده در یک کفه بگذارید، نتوان مقایسه کرد!

عقل انسان نمی‌تواند قبول کند و بدن انسان به لرزه می افتد که اینطور نسبت به رسول اکرم جسارت کنند و بگویند:

«إن الرجل لیهجر»

اینکه فرمودید که می گویند عدم حضور در انتخابات مایه تأخیر در ظهور است، حرف‌های بیخودی است که دارند می‌زنند و بی‌اساس است. هیچ‌کسی نمی‌تواند در رابطه با ظهور حضرت ولی عصر نظر بدهد.

اگر اعمال ما صالح باشد و جامعه‌مان آمادگی داشته باشد و تلاش کنیم، این مقدمه ظهور حضرت ولی عصر را فراهم می‌کند، ولی مصداق معین کردن کاملاً خلاف است.

اینکه در انتخابات باید شرکت کنیم به خاطر این است که سرنوشت ما باید به دست خود ما رقم بخورد.

الان با این مشکلات و مفاسد اقتصادی و که آمده اگر واقعاً من تشخیص بدهم فلان آقا اگر رئیس‌جمهور شود این مشکلات را حل می‌کند، اگر رأی ندهم خیانت کردم. هم به خودم خیانت کردم، هم به جامعه خیانت کردم.

حالا شما ببین از میان این‌ها کسی هست که واقعاً این مشکلات را حل کند. اگر می گویید هیچ کدام از این‌ها نمی‌تواند مشکل را حل کند دیگر خودت تکلیف خودت را بهتر می‌دانید!

مجری:

خیلی تشکر می‌کنیم حضرت استاد از محضرتانالحمدالله این جلسه مطالب بسیار نابی در باب شهادت امام جعفر صادق از حضرت استاد شنیدیم و مطالب متنوع دیگری هم مطرح شد. خیلی ممنون و متشکرم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

البته قرار شد شب‌های دوشنبه استاد ابوالقاسمی برنامه داشته باشند. ما چون یک مقدار کارهای علمی‌مان عقب افتاده است، ان شاءالله دیدارمان با بینندگان شب جمعه آینده است.

مجری:

ان شاءالله. حالا که حضرت استاد این مطلب را گفتند، عزیزانی که توفیق دارند و به حرم مطهر حضرت معصومه (سلام الله علیها) مشرف می‌شوند در شب شهادت آقا امام جعفر صادق (علیه السلام) ان شاءالله اگر توفیق باشد همان جا می‌توانند پای سخنرانی حضرت استاد هم بنشینند که سخنران حرم مطهر هستند.

اینطور که برنامه ریزی شده بنا هست که این سخنرانی از شبکه قم هم پخش شود ان شاءالله.

تشکر می‌کنیم از همه شما بینندگان عزیز که تا انتهای برنامه همراهمان بودید و عذرخواهی می‌کنیم از آن عزیزانی که پشت خط بودند و نتوانستیم پاسخگوی تماسشان باشیم. تا دیدار آینده خدانگهدار

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

 


شخصیت والای حضرت امام صادق علیه السلام در کلام علمای اهل سنت>

شبکه ولی عصر آیت الله قزوینی حبل المتین 22 بهمن جمهوری اسلامی رژیم امام صادق (علیه السلام) محمود شکری آلوسي