شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عج)
وجه شباهت نهم امت‌های پیشین به امت پیامبر اسلام (صلی الله علیه واله وسلم) آیت الله حسینی قزوینی

قسمت هشتادم برنامه حبل المتین با کارشناسی آیت الله سیدمحمد حسینی قزوینی


 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

برنامه حبل المتین – 24 04 1400 (قسمت 80)

عنوان برنامه: وجه شباهت نهم امت‌های پیشین به امت پیامبر اسلام (صلی الله علیه واله وسلم)

کلیدواژه: حبل المتین؛ اهل بیت؛ شباهت؛ نوح؛ کشتی!

استاد: حضرت آیت الله حسینی قزوینی

مجری: حجت الاسلام والمسلمین مرعشی

مجری:

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ، الْحَمْدُلِلَّه رَبّ العَالَمِینْ، وَصَلی الله عَلیٰ مُحَمّدٍ وَآلِه الطَاهِرین!

عرض سلام و ادب و احترام دارم خدمت همه شما بینندگان عزیز و ارجمند شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)!

بازهم شب جمعه دیگر، شب مخصوص زیارتی حضرت آقا ابا عبدالله الحسین (علیه السلام) این افتخار را پیدا کردیم برنامه «حبل المتین» را محضر شما تقدیم کنیم برنامه ای که این افتخار را داریم در محضر حضرت آیت الله حسینی قزوینی باشیم، ان شاء الله امشب هم بتوانیم از محضر شان نهایت بهره و استفاده را ببریم مثل همیشه در شب های جمعه و در شب هایی که این برنامه پخش می شود متوسل می شویم به حضرت مادر آقا ابا عبد الله الحسین، حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) ان شاء الله امشب هم بتوانیم دل های مان را روانه آن ساحت مقدسه کنیم و برات کربلا را از خودشان طلب کنیم، از محضر حاج آقا استفاده می کنیم. سلام عرض می کنم در خدمت تان هستم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته

السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ فِي أَرْضِه،‏ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مِيثَاقَ اللَّهِ الَّذِي أَخَذَهُ وَ وَكَّدَهُ- ِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللَّهِ وَ دَلِيلَ إِرَادَتِه‏، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا وَعْدَ اللَّهِ الَّذِي ضَمِنَه‏، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا صَاحِبَ الْمَرْأَى وَ الْمَسْمَع‏ فَمَا شَيْ‏ءٌ مِنَّا إِلَّا وَ أَنْتُمْ لَهُ السَّبَبُ وَ إِلَيْهِ السَّبِيل.

خدمت بینندگان عزیز و گرامی در هر کجای این گیتی پهناور بیننده این برنامه هستند و یا تکرار برنامه را می بینند خالصانه ترین سلامم را تقدیم می کنم، آرزوی موفقیت بیش از پیش از خداوند منان برای همه طلب می کنم.

طبق برنامه همیشگی برای این که دین و دنیا و آخرت مان را واگذار کنیم به صدیقه طاهره (سلام الله علیها) و بیمه آن بزرگوار کنیم، یادی از آن مظلومه عالم داشته باشیم، مرحوم آیت الله العظمی « شیخ محمد حسین اصفهانی کمپانی» یک شعر خیلی جالبی دارد:

نیلی از سیلی جورش رخ زیباست هنوز * شرر ناله اش اندر دل خاراست هنوز

ز در خانه اش آتش به ثریا است هنوز * اثر خستگیش ظاهر از اعضاست هنوز

چه خطا کرد؟ چه تقصیر؟ چه جرمی؟ چه گناه؟ * که پدیدار شد این حادثه سبحان الله

بود بی طاقت و بی تاب ز هجران پدر * دشمنش درب سرا سوخت چه افروخت شرر

پهلویش را بشکستند که از تخته در * محسنش سقط شد و کرد روی خاک مقر

این همان طفل صغیر است که روز سألت * عرشه را گیرد و گوید به چه جرمی قتلت

«صلی الله علیک یا مولاتي یا فاطمة الزهرا (سلام الله علیها)»

مجری:

احسنتم، طیب الله انفاسکم، خیلی ممنون و متشکر، ان شاء الله دل های ما از آلودگی و زنگار خالی شد به وسیله همین ذکر حضرت زهرا (سلام الله علیها) ان شاء الله بتوانیم این حالت را که حد اقل الان از مسمع ما وارد جریان بدن ما شده است این را بتوانیم با دل و قلب مان حس کنیم و زندگی مان را رنگ و بوی فاطمی بدهیم ان شاء الله.

 عزیزان بیننده حتما مطلع هستید که ما در جلسات گذشته یک بحثی را آغاز کردیم تحت این عنوان که؛ این اختلافاتی که میان شیعه و سنی و در بین مسلمان ها به وجود آمده است این ها چیز غیر قابل پیش بینی نبوده است بلکه چیزی بوده است که خود آقا رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم) چنین چیزی را پیش بینی کرده بودند، طبیعتا زمانی که یک حکیم، زمانی که فردی مثل رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم) چنین چیزی را بیان کنند راهکار هم می دهند برای این مسئله و این معضلی که به وجود خواهد آمد.

 راهکارش را هم بار ها و بار ها به صورت های مختلف بیان فرمودند که از محضر استاد استفاده کردیم و دیدیم که در تک تک اسناد و کتب معتبری که نزد شیعه و اهل سنت است به این مطلب اشاره شده است که اگر می خواهید وحدت داشته باشید، اگر به می خواهید به راه نجات و صراط مستقیم برسید راهش این است که با هم دیگر اجتماع کنید، بر چه چیزی؟ بر اهل بیت معصومین (علیهم السلام)!

 نسبت به این مطلب چندین نوع مختلف در روایات مختلف از خود آقا رسول الله این را مشاهده می کنیم، یکی از آن روایات نابی که الحمد لله توفیق این را داشتیم شروع کردیم و بررسی آن را قرار است که بیشتر انجام بدهیم حدیث سفینه است که در این حدیث پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمودند "مثل اهل بیت من مانند کشتی نوح است" کشتی نوح چگونه اصحابش را نجات داد؟ اهل بیت هم امت خودشان را از هلاکت و از غرق شدن نجات خواهند داد.

 آمدیم اولا اسناد را بررسی کردیم دیدیم که خیلی محکم است و اصلا هیچ جای خدشه ای در آن وجود ندارد و آمدیم یکی یکی وجه شبه ها را بررسی کردیم، وجه شبه هایی که عزیزانی که بیشتر اهل تحقیق هستند می دانند که نتوانستند این ها را جایی گرداوری کنند، و این ها یک مسائلی هستند که دست نخورده و ناب و بکر و تازه هستند و الحمد لله این توفیق را داریم که ما برای اولین بار از زبان حضرت استاد تلمذ می کنیم.

 هشت تا از این ها را حضرت استاد اشاره فرمودند و تا مسئله نهم رسیدیم، اگر صلاح می دانند مختصری از همان ها بگویند و ان شاء الله شروع کنیم بحث جدید مان را در خدمت شما هستیم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه ‏وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه‏ وَ الّلعنُ الدّائمُ‏ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه، وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ، حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ، نِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ!

در رابطه با «حدیث سفینه» که رسول اکرم فرمود داستان اهل بیت من مانند داستان کشتی نوح است، کسانی که به سخنان حضرت نوح گوش فرا دادند و نصیحت های او را شنیدند و به سخنان او عمل کردند، در نتیجه سوار کشتی شدند نجات پیدا کردند و آن کسانی که از سخنان حضرت نوح تمرد کردند و از کشتی فاصله گرفتند و سوار کشتی نشدند هلاکت یافتند.

 اهل بیت من هم این چنین است، کسانی که به سخنان اهل بیت گوش فرا دهند و در این کشتی نجات وارد شوند اهل نجات اند وگرنه اهل هلاکت و گرفتار آتش جهنم هستند.

ما آمدیم در مورد علت یا حکمت تشبیه اهل بیت به کشتی حضرت نوح چند نکته ای را مطرح کردیم، عرض کردیم:

 شباهت اول، این که انحصار نجات برای کسانی بود که به کشتی نوح سوار شدند، همچنین انحصار نجات برای کسانی است که به سخنان اهل بیت گوش فرا دهند.

 شباهت دوم، نجات یافتگان از قوم نوح و سوار شدگان به کشتی نوح، این ها طبق آیه قرآن جانشینان الهی در زمین هستند. اهل بیت هم جانشینان نبی مکرم و جانشینان خدا در روی زمین هستند.

 شباهت سوم، ساختن کشتی نوح به دستور خدا بوده است، و مسئله معرفی اهل بیت به عنوان عامل نجات این هم به دستور خدای عالم بوده است.

 شباهت چهارم، نماد اهل ایمان و نجات سوار شدن بر کشتی بود، نماد نجات و ایمان به کار بردن تمام دستورات ائمه مو به مو در تمام حوزه ها است، در حوزه اخلاق، خانوادگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی است.

 شباهت پنجم، نتیجه سوار شدن بر کشتی نوح رسیدن به سلامت و رسیدن به برکات الهی بوده است. طبق روایت حضرت صدیقه طاهره که فرمود اگر کسانی که خلیفه ای که پیامبر معین کرده بود او را به خلافت بر می گزیدند این ها هم از گرفتاری ها بیمه می شدند و برکات الهی بر این ها نازل می شد.

 شباهت ششم، قرآن مخالفین حضرت نوح را ظالم و ستمگر معرفی کرده است، روایات هم مخالفین اهل بیت عصمت و طهارت را ظالم و ستمگر معرفی کرده است.

 شباهت هفتم، طبق آیه قرآن کسانی که سوار کشتی نوح شدند و به سلامت به نجات رسیدند نجات به شکرگزاری دارند، همچنین داشتن محبت و ولایت اهل بیت هم نعمت بزرگی است به تعبیر امام صادق زندگی جاودانگی است، نیاز به شکر دارد.

 شباهت هشتم، کشتی نوح نشانه الهی بود، علامت و پرچم بود و تابلو بود برای کسانی که راه را نمی شناختند، همچنین اهل بیت (علیهم السلام) هم این ها نشانه های الهی و پرچم ها و نماد هایی هستند برای کسانی که در این دنیای پر غوغا و با این تبلیغات گسترده و کسانی که راه را نمی شناسند برای این ها تابلو و علامت هست و نشانه است تا راه را پیدا کنند و گرفتار بیراهه نشوند!

مجری:

بسیار عالی! خیلی مختصر اما کاملا مفید بود برای کسانی که برنامه را دیده بودند قطعا آماده شدند و آن چیزی که در ذهن شان بوده است یک دوره شده است، و آماده هستیم که بخواهیم شباهت بعدی را ببینیم.

برای عزیزانی هم که نتوانستند قسمت های قبل را ببینند همین ها کاملا بحث مختصری بود که اشاره شد تک تک این مسائلی که این حضرت استاد فرمودند بسیار جامع و کاملش را که هر کدام از این ها کاملا مو شکافانه بررسی شده است را می توانید در آرشیو برنامه و جلسات قبلی ان شاء الله مشاهده بفرمایید که در اختیار شما هست و می توانید به سایت جهانی حضرت ولی عصر مراجعه بفرمایید آن جا این ها را مشاهده بفرمایید، و تک تک آیاتی که این مسائل از آن ها خارج شده است و بالاخره بیان قرآن است را کاملا از آن جا ملاحظه بفرمایید.

به آیه بعد برسیم، در سوره هود در آیه 46، این گونه می خوانیم:

(وَنَادَى نُوحٌ رَبَّهُ فَقَالَ رَبِّ إِنَّ ابْنِي مِنْ أَهْلِي وَإِنَّ وَعْدَكَ الْحَقُّ وَأَنْتَ أَحْكَمُ الْحَاكِمِينَ* قَالَ يا نُوحُ إِنَّهُ لَيسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيرُ صَالِحٍ فَلَا تَسْأَلْنِ مَا لَيسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنِّي أَعِظُكَ أَنْ تَكُونَ مِنَ الْجَاهِلِينَ)

نوح به پروردگارش عرض کرد: «پروردگارا! پسرم از خاندان من است؛ و وعده تو (در مورد نجات خاندانم) حق است؛ و تو از همه حکم‌کنندگان برتري!» فرمود: «اي نوح! او از اهل تو نيست! او عمل غير صالحي است [= فرد ناشايسته‌اي است‌]! پس، آنچه را از آن آگاه نيستي، از من مخواه! من به تو اندرز مي‌دهم تا از جاهلان نباشي!!»

سوره هود (11): آیه 45-46

این ها آیه 45 و 46 سوره هود بودند که این چیزی که ظاهر آیه است و ما می توانیم برداشت کنیم این است که حضرت نوح (علی نبینا وآله وعلیه السلام) از خداوند خواست که فرزندش که جزء ایمان نیاورندگان است، جزء مؤمنین نبوده است این را نجات بدهد، حالا ببینیم تطبیقش بر امت آقا رسول الله در کلام حضرتعالی چیست؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

همان طوری که اشاره فرمودید خداوند در جزء دوازدهم در سوره هود آیه 45 می فرماید حضرت نوح خدا را ندا کرد و عرض کرد خدایا این فرزند من است و دارد هلاک می شود او را نجات بدهید.

 خداوند فرمود: (قَالَ يا نُوحُ إِنَّهُ لَيسَ مِنْ أَهْلِكَ) این اهلیتی برای نسبت به خاندان تو ندارد (إِنَّهُ عَمَلٌ غَيرُ صَالِحٍ) این فرزند تو دارای عمل غیر صالح است و دیگر در رابطه با پسرت حرف نزن.

 بعد عرضه داشت: (فَلَا تَسْأَلْنِ مَا لَيسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ) من اطلاعی نداشتم از پشت پرده و به تو پناه می آورم. این جا نشان می دهد فرزند پیامبر است وقتی به سخنان پیامبر گوش فرا نمی دهد و تبعیت از پیامبر نمی کند، از هلاک شده ها است.

مجری:

هرچند حضرت نوح نسبت به او یک حساسیتی دارد.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

نسبت به اهل بیت هم این چنین است، آنچه که برای اهل بیت ملاک است عمل کردن به دستورات قرآن و دستورات ائمه است، امام باقر (علیه السلام) فرمود:

«يَا جَابِرُ، بَلِّغْ شِيعَتِي عَنِّي السَّلَامَ، وَ أَعْلِمْهُمْ أَنَّهُ لَا قَرَابَةَ بَيْنَنَا وَ بَيْنَ اللَّهِ (عَزَّ وَ جَلَّ)، وَ لَا يُتَقَرَّبُ إِلَيْهِ إِلَّا بِالطَّاعَةِ لَهُ. يَا جَابِرُ، مَنْ أَطَاعَ اللَّهَ وَ أَحَبَّنَا فَهُوَ وَلِيُّنَا، وَ مَنْ عَصَى اللَّهَ لَمْ يَنْفَعْهُ حُبُّنَا.»

الأمالي (للطوسي)؛ نویسنده: طوسى، محمد بن الحسن، ناشر: دار الثقافة ، مصحح: ندارد، ص296

همچنین در روایت دیگر حضرت فرمود:

«وَ اعْمَلُوا لِمَا عِنْدَ اللَّهِ لَيْسَ بَيْنَ اللَّهِ وَ بَيْنَ أَحَدٍ قَرَابَةٌ أَحَبُّ الْعِبَادِ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَكْرَمُهُمْ عَلَيْهِ أَتْقَاهُمْ وَ أَعْمَلُهُمْ بِطَاعَتِهِ يَا جَابِرُ وَ اللَّهِ مَا يُتَقَرَّبُ إِلَى اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى إِلَّا بِالطَّاعَةِ وَ مَا مَعَنَا بَرَاءَةٌ مِنَ‏ النَّارِ وَ لَا عَلَى اللَّهِ لِأَحَدٍ مِنْ حُجَّةٍ مَنْ كَانَ لِلَّهِ مُطِيعاً فَهُوَ لَنَا وَلِيٌّ وَ مَنْ كَانَ لِلَّهِ عَاصِياً فَهُوَ لَنَا عَدُوٌّ وَ مَا تُنَالُ وَلَايَتُنَا إِلَّا بِالْعَمَلِ وَ الْوَرَعِ.»

الكافي (ط - الإسلامية)، نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج2، ص 75،

امام صادق (سلام الله علیه) فرمود:

«لیس بیننا و بین احد قرابة»

 بین ما و کسی قرابت و خویشاوندی نیست، اگر کسی از خدا اطاعت کند و به دستورات ما عمل کند او دوست و ولی ما است و هر کس خدا را معصیت کند و دستورات ما را به جا نیاورد او دشمن ما است، نه این که شیعه ما نیست. «مَنْ عَصَى اللَّه فَهُوَ لَنَا عدو»، ‏با این تعبیر آمده است.

همچنین می بینیم در منابع اهل سنت در «تاریخ دمشق» در جلد 41، صفحه 359، حضرت سجاد (علیه السلام) به اصمعی می گوید:

«يا أصمعي إن الله خلق الجنة لمن أطاعه وإن كان عبدا حبشيا وخلق النار لمن عصاه وإن كان ولدا قرشيا أما سمعت قول الله عز وجل (فإذا نفخ في الصور فلا أنساب بينهم)»

تاريخ مدينة دمشق وذكر فضلها وتسمية من حلها من الأماثل؛ اسم المؤلف: أبي القاسم علي بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله الشافعي الوفاة: 571، دار النشر: دار الفكر - بيروت - 1995، تحقيق: محب الدين أبي سعيد عمر بن غرامة العمري، ج41، ص359

«يا أصمعي إن الله خلق الجنة لمن أطاعه»، خدای عالم بهشت را آفریده است برای کسانی که از او اطاعت می کنند «وإن كان عبدا حبشيا» ولو بنده سیاه حبشی باشد، «وخلق النار لمن عصاه وإن كان ولدا قرشيا» خدای عالم آتش را برای معصیت کارها آفریده است حالا اگر فرزند قریشی هم باشد.

 در بعضی از جا ها دارد که «ولو کان هاشمیا» ولو هاشمی و فرزند پیامبر هم باشد اگر از خداوند اطاعت نکند گرفتار آتش می شود.

 در کتاب «مناقب آل ابی طالب - ابن شهرآشوب مازندرانی (رضوان الله تعالی علیه)» در صفحه 164، طاووس یمانی است که خدمت امام سجاد (علیه السلام) می رسد، می بیند حضرت دارد مناجات می کند ولی مناجات خیلی جانسوزی است.

«سُبْحَانَكَ‏ تُعْصَى‏ كَأَنَّكَ لَا تُرَى وَ تَحْلُمُ كَأَنَّكَ لَمْ تُعْص‏»

 خدایا دارند تو را معصیت می کنند، نسبت به معصیت کار ها حلیم هستی گویا که اصلا نمی بینی و با حلم با آن ها برخورد می کنی، تا آن جایی که طاوس یمانی عرض کرد:

 «يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ مَا هَذَا الْجَزَعُ وَ الْفَزَعُ وَ نَحْنُ يَلْزَمُنَا أَنْ نَفْعَلَ مِثْلَ هَذَا وَ نَحْنُ عَاصُونَ جَافُونَ أَبُوكَ الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ وَ أُمُّكَ فَاطِمَةُ الزَّهْرَاءُ وَ جَدُّكَ رَسُولُ اللَّهِ»

این طور جزع و گریه در برابر خدای عالم چرا؟ پدرت امام حسین، مادرت فاطمه زهرا، جدت رسول الله، اگر این طور باشد ما چه کار کنیم؟ «وَ نَحْنُ عَاصُونَ جَافُونَ»

می گوید:

 «فَالْتَفَتَ إِلَيَّ»

امام سجاد به من رو کرد و فرمود:

«هَيْهَاتَ هَيْهَاتَ يَا طَاوُسُ دَعْ عَنِّي حَدِيثَ أَبِي وَ أُمِّي وَ جَدِّي»

این که پدرم علی است، مادرم فاطمه زهرا و جدم پیامبر این ها را کنار بگذار!

«خَلَقَ اللَّهُ الْجَنَّةَ لِمَنْ أَطَاعَهُ وَ أَحْسَنَ وَ لَوْ كَانَ عَبْداً حَبَشِيّاً»

خدا بهشت را آفریده است برای کسانی که نیکوکار و مطیع خدا باشند ولو یک بنده سیاه حبشی باشد!

«وَ خَلَقَ النَّارَ لِمَنْ عَصَاهُ وَ لَوْ كَانَ قُرَشِيّاً»

مناقب آل أبي طالب عليهم السلام (لابن شهرآشوب)؛ نویسنده: ابن شهر آشوب مازندرانى، محمد بن على، محقق / مصحح: ندارد ناشر: علامه، ج‏4، ص151

اگر سید قریشی هم باشد، معصیت کار باشد خدای عالم او را گرفتار عذاب خواهد کرد. فرقی نمی کند همان طوری که در قضیه حضرت نوح فرزند پیامبر است، معصیت کرد جزء غرق شدگان شد، نسبت به خود ما هم اگر کسی فرزند پیامبر و فرزند حضرت زهرا (سلام الله علیهما) اگر معصیت کند و دستورات پیامبر و دستورات صدیقه طاهره، دستورات امیرالمؤمنین را عمل نکند، این گرفتار آتش جهنم خواهد شد.

 دوستان عزیز به همه دارم عرض می کنم مخصوصا جوان ها:

در جوانی توبه کردن شیوه پیغمبری است * ورنه هر گبری به پیری می شود پرهیزکار

خداوند آن جوانی که بر می گردد خدا را عبادت می کند در دل شب اشک می ریزد از ترس خدای عالم (قریب به این عبارت) خدا به او مباهات می کند. این ها یک اخطاری برای همه ما است، چه شیعه و چه سنی و چه مسیحی چه غیر مسیحی که ما ببینیم خدای عالم به ما عقل و وجدان به ما داده است قدرت تشیخص به ما داده است، راه را از چاه تشیخص بدهیم، از مسیر راه برویم نه از مسیری که به چاه منجر بشود.

 دو نمونه عینی در تاریخ داریم یکی در رابطه با فرزند امام صادق، اسماعیل است، که آقایان اسماعیلی معتقدند که بعد از آقا امام صادق او را امام می دادند و قائل به امامت آقا موسی ابن جعفر و بعد از آقا موسی ابن جعفر هم نیستند.

 مرحوم «شیخ صدوق» در کتاب «کمال الدین» صفحه 76، در رابطه با فرزند شان حضرت می فرماید:

«لَقَدِ ابْتُلِيَ ابْنِي بِشَيْطَانٍ يَتَمَثَّلُ فِي صُورَتِه‏»

فرزند من گرفتار شیطان شده است، و شیطان او را فریب داده است و از مسیر بیرون کرده است و شیطان در صورت پیامبر و در صورت امام نمی آید. بعد مرحوم شیخ صدوق دارد:

«فكيف يجوز أن ينص عليه بالإمامة مع صحة هذا القول منه فيه»

وقتی آقا امام صادق (علیه السلام) می فرماید فرزند من گرفتار شیطان شده است و از مسیر حق بیرون رفته است آیا این شایستگی امامت دارد؟ فرزند امام است از نسل امام است تربیت شده در دامن امام است، ولی مثل فرزند حضرت نوح به جای راه مسیر چاه را انتخاب کرد، سند روایت هم صد در صد صحیح است اگر دوستان خواسته باشند

«مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ الْوَلِيدِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنِ ابْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ الْمُخْتَارِ عَنِ الْوَلِيدِ بْنِ صَبِيح‏»

كمال الدين و تمام النعمة؛ ابن بابويه، محمد بن على، محقق/ مصحح: غفاری، علی اكبر، ناشر: اسلاميه، ج1، ص70

محمد ابن حسن ولید، سعد ابن عبد الله اشعری، محمد ابن عبد الجبار، عبد الرحمن ابن ابی نجران، حسین ابن مختار، تمامی این ها سندا صحیح است، این یک نمونه.

 نمونه بعدی نسبت به جعفر کذاب است که ایشان فرزند امام، برادر امام، عموی امام است. فرزند امام هادی برادر امام عسکری، عموی حضرت مهدی (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء)

 راوی «ابو خالد کابلی» از روات خیلی ثقه و ملازم اهل بیت است می گوید:

«يَا سَيِّدِي رُوِيَ لَنَا عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ (علیه السلام) أَنَّهُ قَالَ- لَا تَخْلُو الْأَرْضُ مِنْ حُجَّةٍ لِلَّهِ عَلَى عِبَادِهِ فَمَنِ الْحُجَّةُ وَ الْإِمَامُ بَعْدَكَ فَقَالَ ابْنِي مُحَمَّدٌ وَ اسْمُهُ فِي التَّوْرَاةِ بَاقِرٌ يَبْقُرُ الْعِلْمَ بَقْراً هُوَ الْحُجَّةُ وَ الْإِمَامُ بَعْدِي وَ مِنْ بَعْدِ مُحَمَّدٍ ابْنُهُ جَعْفَرٌ وَ اسْمُهُ عِنْدَ أَهْلِ السَّمَاءِ الصَّادِقُ فَقُلْتُ لَهُ يَا سَيِّدِي كَيْفَ صَارَ اسْمُهُ الصَّادِقَ وَ كُلُّكُمْ صَادِقُونَ قَالَ حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ أَبِيهِ عَلَيْهِمَا السَّلَامُ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم) قَالَ إِذَا وُلِدَ ابْنِي جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ فَسَمُّوهُ الصَّادِقَ فَإِنَّ الْخَامِسَ الَّذِي مِنْ وُلْدِهِ الَّذِي اسْمُهُ جَعْفَرٌ يَدَّعِي الْإِمَامَةَ اجْتِرَاءً عَلَى اللَّهِ وَ كَذِباً عَلَيْهِ فَهُوَ عِنْدَ اللَّهِ جَعْفَرٌ الْكَذَّابُ الْمُفْتَرِي عَلَى اللَّهِ الْمُدَّعِي لِمَا لَيْسَ لَهُ بِأَهْلٍ الْمُخَالِفُ عَلَى أَبِيهِ وَ الْحَاسِدُ لِأَخِيه‏...»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج36، ص386

خدمت امام سجاد (علیه السلام) رسیدم، و نام ائمه را از حضرت سوال کردم، فرمود بعد از من امام باقر است، بعد از او امام صادق است، عرض کردم «يَا سَيِّدِي كَيْفَ صَارَ اسْمُهُ الصَّادِقَ وَ كُلُّكُمْ صَادِقُونَ» چطور اسم او را صادق نامیدند، همه شما صادق هستید؟

 فرمود: «فَإِنَّ الْخَامِسَ الَّذِي مِنْ وُلْدِهِ الَّذِي اسْمُهُ جَعْفَرٌ» پنجمین فرزند امام صادق اسمش جعفر است «يَدَّعِي الْإِمَامَةَ» به دروغ ادعای امامت می کند «اجْتِرَاءً عَلَى اللَّهِ» جرأت می کند نسبت به خدا دروغ ببندد «وَ كَذِباً عَلَيْهِ فَهُوَ عِنْدَ اللَّهِ جَعْفَرٌ الْكَذَّابُ» در نزد خدا جعفر کذاب است «الْمُفْتَرِي» افتراء به خدا می بندد به دروغ می گوید خدا من را امام قرار داده است.

 ولذا امام جعفر صادق هم جعفر است آمدند گفتند جعفر الصادق برای این که فرق بین جعفر صادق و جعفر کذاب باشد.

 داستانش هم خیلی مفصل است، مسائلی از این جعفر مطرح می شود که واقعا انسان خجالت می کشد بیان کند، حتی جایی که می رود پیش حاکم وقت می گوید من را به عنوان امام معرفی کن که داستانش مفصل در کافی و در همین شرح حال امامت آقا امام عسکری (علیه السلام) مفصل آمده است، می گوید من را به عنوان امام معرفی کنید هرچه پول شیعه ها به من دادند یک مبلغیش را به شما می دهم، تا این اندازه ببینید چقدر پست است.

 حاکم می گوید خاک بر سرت من که تمام پدران تو که مدعی امامت بودند و امام بودند ما همه این ها را داریم تار و مار می کنیم و به قتل می رسانیم آن وقت بیایم به دست خودمان تو را به عنوان امام معرفی کنیم، بی کاریم مگر بیاییم برای سر درد نکرده دستمال ببندیم؟ بلند شو از این جا بیرون برو!

مجری:

 یعنی تا اندازه آدم خودش را تحقیر می کند.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

همان طور که می گوید: «مَثَلُ أَهْلِ بَيْتِي فِيكُمْ كَمَثَلِ سَفِينَةِ نُوحٍ...»

«قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم) مَثَلُ أَهْلِ بَيْتِي فِيكُمْ كَمَثَلِ سَفِينَةِ نُوحٍ مَنْ رَكِبَهَا نَجَا وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا زُجَّ فِي النَّارِ.»

عيون أخبار الرضا (عليه السلام)؛ نویسنده: ابن بابويه، محمد بن على، مصحح: لا جوردی، مهدی، ناشر: نشر جهان، ج2، ص27

«مثل أهل بيتي فيكم مثل سفينة نوح من ركبها نجا ومن تخلف عنها هلك»

فضائل الصحابة؛ اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبد الله الشيباني الوفاة: 241، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بيروت - 1403 - 1983، الطبعة: الأولى، تحقيق: د. وصي الله محمد عباس، ج2، ص785

«أبو ذر سمعت رسول الله صلى الله عليه وسلم يقول مثل أهل بيتي مثل سفينة نوح من ركبها نجا ومن تخلف عنها غرق هذا حديث صحيح على شرط مسلم ولم يخرجاه»

المستدرك على الصحيحين؛ اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري الوفاة: 405 هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1411هـ - 1990م، الطبعة: الأولى، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، ج2، ص373

‏ یکی از وجه شبهش این است، فرزند پیامبر است وقتی بیراهه می رود (إِنَّهُ لَيسَ مِنْ أَهْلِكَ) فرزند امام صادق است «ابتلي بالشیطان» فرزند امام هادی است جعفر الکذاب مفتری علی الله کذبا.

 لذا این کاملا نشانگر این است که رسول اکرم وقتی فرمود مثل‏ أهل‏ بيتي‏ في أمّتي كمثل سفينة نوح‏ یکی از وجوه شبهش همین قضیه است.

مجری:

خیلی زیبا و کامل، از آن طرف هم چقدر داریم:

«السّلمانُ‏ مِنّا أهلَ‏ البَيْت‏»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج108، ص285

یا نسبت به «فضیل ابن یسار» ذکر شده است:

«رحم اللّه الفضيل ابن يسار هو منّا أهل البيت‏»

من لا يحضره الفقيه؛ نویسنده: ابن بابويه، محمد بن على، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم مصحح: غفاری، علی اكبر، ج4، ص441

همان طوری که یک سری افراد خارج می شوند همان طوری که حضرتعالی تأکید فرمودید این عمل افراد است که چنین افرادی را داخل و یا خارج می کند. حضرت استاد خیلی ممنون و متشکریم از محضرتان استفاده کردیم.

(میان برنامه)

مجری:

عرض سلام مجدد خدمت همه شما بینندگان عزیز و ارجمند شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عج الله تعالی فرجه الشریف)؛

تا این جای برنامه استفاده کردیم از محضر حضرت استاد یک صحبتی هم داشتیم با حضرت استاد نسبت به این که بعضی از این وجه شبه هایی که در ذهنم بود عرض کردم و حضرت استاد خیلی کامل تر پاسخ فرمودند.

ما وقتی چنین نمونه هایی داریم که خود فرزند امام دقیقا ناصالح از کار در می آید یک پله بالاتر برویم، در روایت آمده است که شما بیایید این تشبیه را بر قرار کنید ما وقتی که سراغ این شبه ها می رویم، این قدر وجه شبه نزدیک است، این قدر بالا است و کأن که ما صرفا قرار است تطبیق بدهیم یعنی این آیاتی که راجع به حضرت نوح وارد شده است را بخوانیم و همین ها را مستقیما تطبیق بدهیم، نه این که تشبیه کنیم بر آنچه که بر امت پیامبر و اهل بیت گذشته است.

 خیلی ارتباط وسیع و تنگاتنگی میان این ها است کأن این آیات نازل شدند که بگویند حواس تان باشد این طوفان نوحی که در راه است در امت خودتان است حواس تان به آن باشد که سوار بر کشتی نجات بشوید که نجات شما در این است و اگر این را رها کردید، اگر اهل بیت را رها کردید قطعا دچار هلاکت و غرق شدگی خواهید شد ان شاء الله که بتوانیم عامل به دستورات اهل بیت (علیهم السلام) باشیم.

 نکات زیادی است، آیات دیگری هم را هم در آوردیم که دوست داریم وجه شبه هایش را از حضرت استاد بشنویم اما عزیزان زیادی تماس گرفتند و پشت خط هستند، ان شاء الله تماس ها را وصل می کنیم در فرصت مقتضی و اگر فرصت بود به مابقی این ها خواهیم پرداخت.

 اولویت را همان جوری که حضرت استاد بار ها فرمودند به همین تماس ها می دهیم. تماس اول آقا «محمد از شهر کرد» است آقا محمد در خدمت تان هستیم بفرمایید.

تماس بینندگان برنامه

بیننده: (آقا محمد از شهر کرد – شیعه)

سلام علیکم ورحمة الله محضر شما و استاد گرامی، یک سوال داشتم، درباره شهادت حضرت امام حسین (علیه السلام) به دستور یزید ابن معاویه اولا این که اقوال بسیاری از علمای اهل سنت در این باره رسیده است، اما خواستم اگر روایتی هست به سند صحیح چه از کتب شیعه باشد و چه از کتب اهل سنت باشد، اگر از هر دو باشد که چه بهتر ذکر بفرمایید.

مجری:

که نشان داده باشد که شهادت آقا ابا عبد الله به دستور یزید انجام شده است؟

آقا محمد:

بله این که نشان بدهد یزید ابن معاویه هم دخالت داشته باشد و کلا در این امر دخیل باشد، روایت باشد و سندش هم صحیح باشد.

مجری:

سوال دیگری هم دارید؟

آقا محمد:

فعلا نه!

مجری:

ان شاء الله حضرت استاد به این سوال شما هم پاسخ خواهند داد. بیننده بعدی آقا «علی از اراک» پشت خط ارتباطی هستن سلام علیکم بفرمایید.

بیننده: (آقا علی از اراک – شیعه)

سلام عرض می کنم خدمت آقای قزوینی و مجری محترم، من دو تا سوال داشتم از خدمت تان، سوال اولم این است که آیا ما در احادیث و روایات اهل تسنن حدیثی داریم که آقا رسول الله فرموده باشند در بین صحابی من دوازده تن منافق وجود دارند که هشت نفر از آن ها وارد بهشت نمی شوند، آیا واقعا چنین حدیثی در کتب اهل تسنن با سند صحیح داریم یا نه؟

 سوال بعدی این است که در یکی از آیات قرآن می فرماید اگر شما دو زن دست از آزار پیامبر بر ندارید خدا و جبرائیل و صالح مؤمنان از او حمایت می کنند، می خواستم بدانم که این دو زن اسم شان به صراحت برده شده است و آیا مشخص شده است که این ها چه کسانی هستند؟ آیا حدیثی داریم که صالح مؤمنان به چه شخصی اشاره شده است؟ اگر پاسخگو باشید ممنون می شوم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

دقیقا سوالات ایشان در مورد چه بود؟

مجری:

یکی این که، منافقین از صحابه که هشت تای شان وارد بهشت نمی شوند و دیگری اگر شما دو زن دست از آزار پیامبر بر ندارید خداوند او را حمایت می کند و صالح مؤمنان. همین سوال ها بود که آقا علی پرسید. تماس بعدی آقای «رضایی از خمینی شهر» هستن سلام علیکم بفرمایید.

بیننده: (آقای رضایی از خمینی شهر – شیعه)

سلام محضر مبارک آیت الله دکتر حسینی قزوینی، در خصوص جناب جعفر عموی حضرت، جعفر کذاب، مطالبی را فرمودید، در «اصفهان» یک وقتی توفیقش بود مجالس زیاد می رفتم یکی از اهل وضع و خطابه یک تعبیری داشت در این خصوص می خواهم ببینم این تا چه اندازه نسبت به آن مسائلی که حضرتعالی فرمودید انتطباق داشته باشد.

 ایشان می فرمود این که از ناحیه مقدسه حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) سفارش شده است که عموی ما جعفر را بد نگویید، یکی از خصائصش این است که جناب جعفر در آن فضای سیاهی که در شهادت حضرت عسکری بود، واقعا شیعه به روز سیاهی دچار شده بود و فشار دولت بنی العباس این امپراطوری عظیم و همه نیرو های اطلاعاتی برای دستگیری حضرت مهدی بسیج شده بودند و دنبال حضرت بودند و جناب جعفر عموی حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) این جا یک ایثاری که کرد این بود، به خاطر این که ذهن دستگاه را منحرف کند رفته بود این ادعا را می کرد که من امام هستم.

همین مطالبی که حضرتعالی فرمودید که گفت من اگر امام بشوم به شما خدمت می کنم و تظاهر به شراب خواری می کرد چون شیعیان هم وجود حضرت مهدی را درک نکرده بودند، و این سوال بود که امام بعد از امام چه کسی است؟ به خاطر این که مردم گم نشوند و بدانند این نمی تواند امام بشود، جعفر این کار را کرد که مردم ذهن شان مشوش نشود و دنبال امام و حجت واقعی خدا باشند نمی دانم که برای حضرتعالی این مطلب تا چه اندازه قابل قبول است، آیا این سخنان تحقیق شده است یا آن شخص از زعم خودش چنین چیز هایی را می گفت؟

حضرت استاد خیلی عذر می خواهم چون این مطلب را عرض کردم وقتی محققی مثل شما این مطلب را می گوید همچنین نظر و عقیده ای را هم در کنارش مطرح کردن شاید درست نباشد.

مجری:

تشکر می کنیم از تماس تان و از این دغدغه به جایی که دارید، این تعارضاتی که ممکن است در ذهن هر فردی به وجود بیاید باید به دنبال راه حل برای این ها بگردد و احسنت می گوییم به این دغدغه عقیدتی و دینی و مذهبی حضرتعالی. تماس بعدی جناب آقای «کاظمی از اصفهان» هستن، سلام علیکم بفرمایید.

بیننده: (آقای کاظمی از اصفهان – شیعه)

سلام عرض می کنم خدمت حضرت استاد دکتر آیت الله حسینی قزوینی و مجری محترم برنامه شبکه مقدس حضرت ولی عصر. سوالی که برای بنده پیش آمده است در مورد اهل بیت (علیهم السلام) است و آن این است که آیا حب اهل بیت (علیهم السلام) با حب دشمنان اهل بیت (علیهم السلام) مثل بنی امیه که سب حضرت علی (علیه السلام) را می کردند در یک دل جا می شود یا خیر؟

یعنی ممکن است کسی بگوید ما هم محب اهل بیت (علیهم السلام) هستیم و هم محب دشمنان اهل بیت (علیهم السلام) هستیم، آیا این امکان دارد؟ اگر این را توضیح بدهید که دغدغده خیلی از عزیزان دیگر هم است ممنون می شوم از حضرت استاد و تشکر می کنم از شما و برنامه بسیار مفید و به جای شما.

مجری:

سلامت باشید و تشکر می کنیم از تماس شما که با برنامه خودتان در ارتباط بودید، ان شاء الله پاسخگو خواهیم بود هرچند که این سوال حضرتعالی در جلسه گذشته هم مفصلا بحث شده بود و ان شاء الله مختصرا هم حضرت استاد پاسخگو خواهند بود. تماس بعدی فاضل بزرگوار جناب آقای «بهادری از کرج» پشت خط هستن سلام علیکم بفرمایید

بیننده: (آقای بهادری از کرج – شیعه)

بسم الله الرحمن الرحیم، عرض سلام و شب بخیر دارم خدمت حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی و جناب آقای مرعشی دو سید بزرگوار!

حضرت آقا، بعد از رحلت رسول مکرم اسلام و غصب خلافت مولا علی، سه خلیفه محترم اهل سنت وقتی که به خلافت رسیدند از طرف طرفداران سه خلیفه سه تا جنگ به امام تحمیل شد که خودتان مستحضر هستید؛ جنگ جمل پیروان ابوبکر، جنگ نهروان پیروان جناب خلیفه دوم و جنگ صفین پیروان بنی امیه و عثمان. پیروان سقیفه گفتند اگر اهل بیت پیامبر به خلافت برسند حکومت را کنترل می کنند و قدرت را ولی اگر مفتی و امام بشوند و صاحب سنن بشوند دین مردم را اصلاح می کنند تلاش کنیم از حلقوم اهل بیت پیامبر اسلام واقعی خارج نشود!

 سوالی که داشتم آیا در مدت یازده امام به جز امام علی و حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ده امام دیگر چند نفر از این امامان توسط بنی امیه و بنی المروان و بنی العباس دعوت شدند برای مردم جامعه منبر بروند و مردم را به اسلام واقعی پیامبر دعوت کنند، نگفتیم تحت خلافت که حکومتداری کنند، آیا اجازه دادند؟

شاید دوران کوتاهی در زمان عمر ابن عبد العزیز امام باقر (علیه السلام) و امام جعفر صادق (علیه السلام) مقداری آزادی پیدا کردند، چون بنی امیه و بنی عباس مشغول جنگ داخلی شدند و این دو امام بزرگوار تلاش کردند شاگردانی را تربیت کنند و امام صادق مستحکم کرد.

«صالح ابن کیسان» نشسته بود یک نفر به او رسید گفت مگر شما با آقای ضهری رفیق نبودی؟ گفت بله، گفت چر از هم جدا شدید؟ صالح ابن کیسان گفت آمدند گفتند سنت پیامبر را جمع کنید ما هم رفتیم جمع کردیم، بار دیگر گفتند باز کنید، گفتند باید روایات صحابه را جمع کنید، گفتیم روایات صحابه دیگر چیست؟ گفتند هرچه که ابوبکر یا جناب خلیفه دوم هرچه که گفته است آن ها را هم باید بنویسد آن ها هم اسلام است و سنت آن است که قال به ابوبکر و عمر و عثمان، گفتم هذا لیس بسنة گفتم حرف ابوبکر و عمرو عثمان که اسلام نیست، گفتند نه اسلام ما جاء به کتاب الله و سنتی رسول الله، این را به آن ها گفتم و آن ها من را بیرون انداختند.

 گفتم که دعوا سر آن نیست اهل بیت پیامبر اگر به قدرت برسند دولت و لشکر را کنترل می کنند، می خواهیم که به اهل بیت پیامبر اجازه بدهیم که بگویند اسلام چیست، اگر اجازه بدهیم که اسلام پیامبر استمرار پیدا کند، ما این را نمی خواهیم، این یعنی تلاش خود یهودیان بود، به امام حسین هم گفتند قیام نکن، آقا فرمود قیام من برای این نیست که بروم حاکم بشوم من می خواهم بیایم اسلام جدم رسول الله را زنده کنم، اسلام چرا به این روز افتاده است؟ حالا خلافت باشد یا نباشد، استاندار یا خلیفه بشوم آن چیز دیگری است.

 پس دعوا سر اسلام بود، فهم اسلام را می خواستند بکشند، اگر امام حسین را کشتند نه به خاطر این که اگر به قدرت می رسید امام می شد، خیر، اگر امام و خلیفه می شد اسلام منتشر می شد این مهم است، اگر امام حسین (علیه السلام) قدرتش متمرکز می شد و مستقر می شد بعد از آن اسلام تدریس می کرد پس با قتل و شهادت آقا امام حسین (علیه السلام) جلوی تدریس اسلام را گرفتند نه برای این که امام حسین می خواست قدرت پیدا کند، اسلام قانون است، اسلام رفتار است، اسلام زندگی و فهم قرآن است، اسلام انسان شدن است نه حاکم شدن که من امیر یا استاندار بشوم.

 حرف امام باقر (علیه السلام) هم این بود در یک جمله ما اهل بیت تبعید شدیم و قتل عام شدیم نه به خاطر این که حاکم بشویم، قتل عام شدیم که تفسیر اسلام توسط ما به دنیا منتشر نشود، آن هم تفسیر واقعی از اسلام، والسلام علیکم ورحمة الله وبرکاته.

مجری:

احسنتم، طیب الله، تشکر می کنیم از آقای «بهادری» عزیز که از «کرج» همراه برنامه خودشان بودند. تماس بعدی آقا لمصطفی از اهواز» پشت خط ارتباطی هستن، سلام علیکم در خدمت تان هستیم بفرمیاید.

بیننده: (آقا مصطفی از اهواز – شیعه)

سلام علیکم ورحمة الله، بنده دو تا بحث دارم، یکی این که یک آیه است در خصوص همان روایت اثنی عشر خلیفة خود اهل سنت هم آن را نقل کردند و تأکید روی این روایت بر تبعیت از آن دوازده نفر کردند، منتهی وقتی بررسی می کنیم می بینیم شخصی مثل یزید را هم خلیفه می دانند، و از طرفی هم او را آدم جنایتکاری می دانند، خواستم بدانم این را چطوری می توانند حل کنند که یزید شخصی که فاسق بوده است شارب الخمر بوده است و کذا بوده است چطور ایشان را جزء آن دوازده نفر می دانند؟ خواستم که استاد راجع به این موضوع یک صحبتی داشته باشند.

راجع به موضوع دوم که متأسفانه الان در «خوزستان» ما شاهد آن هستیم بحث قحطی و بی آبی رود کارون و کرخه است، ما همچون سابق نسبت به خیلی از موارد علما و مراجع و بقیه رجال دین جلوگیری می کردند نسبت به ظلم هایی که به مردم می شد متأسفانه ما شاهد این هستیم که در هفته های گذشته و این روزهای گذشته که مثلا آب کرخه را کامل بسته اند و خشک شده است و از این طرف کارون به این شکل است و انتظار می رود رجال دین نسبت به این موضوع برخورد کنند و کار هایی که نیاز است و خودتان بهتر می دانید که وضع «خوزستان» نسبت به کار هایی که وهابیت دارد انجام می دهد بخصوص این نقطه ضعف ها را هم که ببیند خیلی سوء استفاده می کنند.

 بنده از جناب دکتر حسینی قزوینی و تمامی کسانی که می توانند کاری انجام بدهند خواهش می کنم نسبت به این موضوع کمی اهتمام داشته باشند که بحث مرجعیت شیعه و بحث علمای شیعه نسبت به این موضوع زیر سوال نرود! ان شاءالله که زیر سایه صاحب العصر والزمان همگی باشیم و توفیق خدمتگزاری ایشان را داشته باشیم ممنونم از برنامه خیلی خوب تان.

مجری:

تشکر می کنیم از آقا «مصطفی» عزیز که همین این سوال را مطرح کردید و هم آن دغدغه ای که به نظر مان به جا است و بار ها و بار ها تأکید شده است که یک سری کمبودها در این جور مواقع که به وجود می آید این دشمنان اهل بیت هستند که بیشترین سوء استفاده را از این ها خواهند کرد به خاطر جلوگیری از این مشکلات امنیتی هم که شده است باید توجه بیشتری به این مناطق انجام بشود.

(میان برنامه)

مجری:

عرض سلام مجدد خدمت همه شما بینندگان عزیز و ارجمند شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عج الله تعالی فرجه الشریف)، در تایم قبلی صدای شما بینندگان را شنیدیم و عزیزان دیگری هم پشت خط هستند اما ما سوالات حضرات را پاسخگو باشیم ان شاء الله اگر فرصت شد مابقی تماس ها را هم خواهیم شنید.

حاج آقا اولین تماس آقا محمد بودند از شهر کرد سوال شان این بود که آیا روایت و مطلبی داریم نسبت به این که نشان داده باشد که شهادت حضرت آقا ابا عبد الله الحسین به دست یزید ابن معاویه (لعنت الله علیه) انجام شده است؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

اولا در این زمینه ان شاء الله ما در محرم شاید مفصل صحبت کنیم، بعضی از این وهابی ها مخصوصا «ابن تیمیه» یک تعبیری دارد، حالا عزیز مان هم اشاره ای داشتند این کتاب «منهاج السنه ابن تیمیه» است جلد 4، ایشان می گوید:

«إن يزيد لم يأمر بقتل الحسين باتفاق أهل النقل ولكن كتب إلى ابن زياد أن يمنعه عن ولاية العراق»

منهاج السنة النبوية؛ اسم المؤلف: أحمد بن عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس الوفاة: 728، دار النشر: مؤسسة قرطبة - 1406، الطبعة: الأولى، تحقيق: د. محمد رشاد سالم، ج4، ص472

یزید دستور قتل امام حسین را نداده است، همین تعبیر را در جا های دیگر هم ایشان دارد ولی این که واقعا دستور داده است یا نداده است خیلی واضح و روشن است «ابن اعثم» که از بزرگان اهل سنت است در کتاب «الفتوح» جلد پنجم، صراحتا می گوید یزید به حاکم مدینه دستور داد امام حسین را بگیرد و دستور بده که بیعت کند اگر از بیعت خودداری کردند

«فاضرب عنقه وابعث إلي برأسه»

الفتوح؛ نويسنده: أحمد بن أعثم الكوفي (وفات: 314)، تحقيق: علي شيري (ماجستر في التاريخ الإسلامي)، ناشر: دار الأضواء للطباعة والنشر والتوزيع، 1411ق، ج5، ص10

گردنش را بزن و سرش را هم برای من بفرست. همین تعبیر را «خوارزمی در مقتل» شان دارد: «فاضرب عنقه وابعث الی برأسه»

«أما بعد-فخذ الحسين؛ و عبد اللّه بن عمر؛ و عبد الرحمن بن أبي بكر؛ و عبد اللّه بن الزبير، بالبيعة أخذا عنيفا ليست فيه رخصة، فمن أبى عليك منهم، فاضرب عنقه، و ابعث إلي برأسه و السّلام.»

مقتل الحسین علیه السلام؛ تألیف: اخطب خوارزم، موفق بن احمد - سماوی، محمد، الناشر: انوار الهدي، سنة 1381ش -1423ق، ج1، ص262

هر کدام از بیعت ابا کردند گردن شان را بزن و سرش را بفرست.

همچنین تاریخ طبری در جلد 5، صفحه 338، همین را دارد که می گوید نامه نوشت

«أما بعد فخذ حسینا وعبدالله بن عمر وعبدالله بن الزبیر بالبیعة أخذا شدیدا لیست فیه رخصة حتى یبایعوا والسلام»

تاریخ الطبری؛ اسم المؤلف: لأبی جعفر محمد بن جریر الطبری الوفاة: 310، دار النشر: دار الکتب العلمیة – بیروت، ج3، ص269

در رابطه با این قضیه کتاب «اخبار الطوال – دینوری» دارد حاکم مدینه می گوید:

«أما قتلي الحسين»

اما این که من حسین را کشتم

«كتب إلى الإمام يأمرني بقتله، فإن كان ذلك خطأ كان لازما ليزيد»

 يزید ابن معاویه دستور داد تا من امام حسین را بکشم، اگر اشتباه بوده است این اشتباه برای یزید ابن معاویه است و به من مربوط نیست.

الأخبار الطوال؛ اسم المؤلف: أبو حنيفة أحمد بن داود الدينوري الوفاة: 282هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت/لبنان - 1421هـ-2001م، الطبعة: الأولى، تحقيق: د.عصام محمد الحاج علي، ج1، ص419

 

از این طور قضایا الی ما شاء الله داریم، و این که ایشان هم گفت که آیا معاویه هم نقشی داشت یا نه؟ بله مفصل قبلا هم بحث کردیم که معاویه در قتل امام حسین نقش داشت، چون یزید را معاویه به اجبار، با تهدید و پول، کشتن خیلی از افرادی که مخالف بود آورد در مسند خلافت نشاند با این که صلحی که با امام حسن مجتبی داشت یکی از بند هایش این بود که بعد از خودش حق ندارد کسی را برای خلافت انتخاب کند، این خلاصه جواب این عزیز مان است.

مجری:

الحمد لله که در ضمن این پاسخ، «ابن تیمیه» هم کاملا واضح شد، طبیعتا این شبهاتی که مطرح می شود سر منشأ خیلی از این ها همین خدای این وهابیت است که ابن تیمیه باشد. جناب آقا محمد این سوال را پرسیده بودند.

از اراک آقا علی سوال پرسیدند که سوال اولشان این بود که در میان کتب اهل سنت حدیث داریم که اشاره کنند به این که دوازده تا از صحابه منافق هستند که هشت تا از این ها به بهشت داخل نمی شوند؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

این مطلب در کتاب «صحیح مسلم» با تحقیق «محمد فؤاد عبد الباقی» جلد 4، صفحه 2143،

«قال النبي صلى الله عليه وسلم في أَصْحَابِي اثْنَا عَشَرَ مُنَافِقًا فِيهِمْ ثَمَانِيَةٌ ولا يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ حتى يَلِجَ الْجَمَلُ في سَمِّ الْخِيَاطِ ثَمَانِيَةٌ منهم تَكْفِيكَهُمُ الدُّبَيْلَةُ وَأَرْبَعَةٌ لم أَحْفَظْ ما قال شُعْبَةُ فِيهِمْ»

صحيح مسلم؛ اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري الوفاة: 261، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ج4، ص2143، ح 2779

این در «صحیح مسلم» است، به قولی که ایشان گفتند با سند صحیح، وقتی صحیح مسلم است که اصح الکتاب بعد از قرآن است، «ثَمَانِيَةٌ ولا يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ حتى يَلِجَ الْجَمَلُ في سَمِّ الْخِيَاطِ» هشت تا از این ها وارد بهشت نخواهند شد مگر این که شتر از سوراخ سوزن عبور کند.

 یعنی همان طور که رفتن شتر از سوراخ سوزن محال است رفتن این ها هم به بهشت محال است.

همچنین در روایت های متعددی این آقایان آمدند در «تفسیر طبری» جلد 11، صفحه 647، «البدایه و النهایه ابن اثیر»، جلد 7، صفحه 187، «نووی» در «شرح صحیح مسلم» مفصل در جلد 16، صفحه 130 آورده است. الی ما شاء الله در این مورد روایت است.

مجری:

این هم با سند و مدرکی که از کتب اهل تسنن دیدید، این سوال اول آقا علی بود، سوال دوم شان نسبت به این بود، این نقلی که شده است که اگر شما دو زن دست از آزار پیامبر بر ندارید خداوند حامی ایشان خواهند بود اشاره کردند به این نقلی که شده است و خواستند نام این دو زن را بشنوند.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

اولا این که ما در این تشبیهات به این جا خواهیم رسید در قرآن در سوره تحریم آیه 4 به بعد در جزء 28

(إِنْ تَتُوبَا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُمَا وَإِنْ تَظَاهَرَا عَلَيهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلَاهُ وَجِبْرِيلُ وَصَالِحُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمَلَائِكَةُ بَعْدَ ذَلِكَ ظَهِيرٌ)

اگر شما (همسران پيامبر) از کار خود توبه کنيد (به نفع شماست، زيرا) دلهايتان از حق منحرف گشته؛ و اگر بر ضد او دست به دست هم دهيد، (کاري از پيش نخواهيد برد) زيرا خداوند ياور اوست و همچنين جبرئيل و مؤمنان صالح، و فرشتگان بعد از آنان پشتيبان اويند.

سوره تحریم (66): آیه 4

اگر آن دو زن توبه کنند (فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُمَا) قلب آن ها منحرف شده است، این را فقط از «صحیح بخاری» می آورم و به قولی می گویند مال بد بیخ ریش صاحبش، «صحیح بخاری» چاپ «عربستان سعودی»، صندوق پستی ریاض 11557، حدیث 4915.

 ابن عباس می گوید مدتی بود می خواستم از خلیفه دوم سوال کنم

«يا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ من الْمَرْأَتَانِ اللَّتَانِ تَظَاهَرَتَا على رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم فما أَتْمَمْتُ كَلَامِي حتى قال عَائِشَةُ وَحَفْصَةُ»

الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج 4، ص 1868، ح4630

دو تا زنی که نسبت به پیامبر تظاهر کردندن و جسارت کردند می گوید یک سال ماندم فرصتی پیدا نکردم تا یک روزی در یک مسافرتی بودیم عمر برای رفع حاجتی رفت، و به من گفت که برای وضو آب بیاور آن جا دیدیم مناسب است، سوال کردم «من الْمَرْأَتَانِ اللَّتَانِ تَظَاهَرَتَا على رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم» من آیه را داشتم می خواندم آن زن هایی که تظاهرتا علی رسول الله این ها چه کسانی هستند، می گوید کلام من تمام نشده بود عمر ابن الخطاب گفت مراد از این دو زن عایشه و حفصه هستند!

 این هم از «صحیح بخاری» است، «صحیح مسلم» هم همین را دارد، این طور نیست که «صحیح مسلم» نداشته باشد، این هم کتاب صحیح مسلم چاپ دار الفکر که می گوید: «تِلْكَ حَفْصَةُ وَعَائِشَةُ»

«فقلت يا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ من اللَّتَانِ تَظَاهَرَتَا على رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم من أَزْوَاجِهِ فقال تِلْكَ حَفْصَةُ وَعَائِشَةُ»

صحيح مسلم؛ اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري الوفاة: 261، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ج2، ص1108، ح1479

این دیگر خیلی واضح و روشن است.

مجری:

این هم که مستقیما از خود صحیح مسلم و صحیح بخاری آوردیم و همه بینندگان این مطلب را دیدند این پاسخی بر سوال جناب آقا علی عزیز بود که از اراک این سوال را مطرح کرده بودند.

از خمینی شهر جناب آقای رضایی این دغدغه برای شان بود که جایی شنیده بودند که امام زمان سفارش کردند به این که به عموی شان چنین نسبت هایی را ندهیم و این را خلاف آن چیز هایی که الان شنیدند برداشتند کردند.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

جناب آقای رضایی بزرگوار! اولا در کمال الدین جلد 2، صفحه 479، مفصل این چیزی را که عرض کردم مرحوم شیخ صدوق دارد

«و قد كان جعفر الكذاب حمل إلى الخليفة عشرين ألف دينار لما توفي الحسن بن علي ع و قال يا أمير المؤمنين تجعل لي مرتبة أخي الحسن و منزلته»

كمال الدين و تمام النعمة؛ ابن بابويه، محمد بن على، محقق/ مصحح: غفاری، علی اكبر، ناشر: اسلاميه، ج2، ص479

با کلمه کان بیست هزار دینار یعنی بیست هزار سکه برده بود و می گفت «تجعل لي مرتبة أخي الحسن و منزلته» برادرم امام عسکری که از دنیا رفت به مردم اعلام کن که من خلیفه او هستم، داستانش مفصل است و هیچ سند صحیحی که ایشان واقعا از این کار شان برگشتند نیست.

 مرحوم «ابن شهرآشوب مازندارنی در مناقب آل ابی طالب» جلد 3، صفحه 524 ایشان هم دارد:

«وَ تَوَلَّى‏ أَخُوهُ‏ أَخْذَ تَرِكَتِه .... وَ اجْتَهَدَ جَعْفَرٌ فِي الْمُقَامِ مَقَامَهُ فَلَمْ يَقْبَلْهُ أَحَدٌ بَلْ بَرَءُوا مِنْهُ وَ لَقَّبُوهُ الْكَذَّاب‏»

مناقب آل أبي طالب عليهم السلام (لابن شهرآشوب)؛ نویسنده: ابن شهر آشوب مازندرانى، محمد بن على، محقق / مصحح: ندارد ناشر: علامه، ج‏4، ص422

اصلا نه تنها به این اکتفا نکرد گفت برادر من وارثی ندارد حاکم آمد ماترک امام عسکری در اختیار جعفر کذاب قرار داد، دیگر از این واضح تر؟ وَ اجْتَهَدَ جَعْفَرٌ فِي الْمُقَامِ مَقَامَهُ فَلَمْ يَقْبَلْهُ أَحَدٌ بَلْ بَرَءُوا مِنْهُ وَ لَقَّبُوهُ الْكَذَّاب، ادعای امامت کرد ولی هیچ کس قبول نکرد و از او برائت جستند و مردم او را کذاب نامیدند.

 مرحوم طبرسی یا به قول حاج آقای سبحانی طَبْرَسی در اعلام الوراء جلد 2، صفحه 151، ایشان هم مفصل می آورد بر این که:

«وَ شَنَّعَ عَلَى الشِّيعَةِ فِي انْتِظَارِهِمْ وَلَدَهُ وَ قَطْعِهِمْ بِوُجُودِهِ وَ اعْتِقَادِهِمْ لِإِمَامَتِهِ وَ جَرَى بِسَبَبِ ذَلِكَ عَلَى مُخَلَّفَةِ أَبِي مُحَمَّدٍ وَ شِيعَتِهِ كُلُّ بَلَاءٍ مِنْ حَبْسٍ وَ اعْتِقَالٍ وَ شِدَّةٍ وَ اجْتَهَدَ جَعْفَرٌ فِي الْقِيَامِ مَقَامَهُ فَلَمْ يَقْبَلْهُ أَحَدٌ مِنَ الطَّائِفَةِ بَلْ تَبَرَّءُوا مِنْهُ وَ لَقَّبُوهُ الْكَذَّاب‏»

نام كتاب: إعلام الورى بأعلام الهدى( ط- القديمة)؛ نويسنده: طبرسى، فضل بن حسن‏ (تاريخ وفات مؤلف: 548 ق‏)، محقق / مصحح: ندارد، ناشر: اسلاميه،‏ تهران‏: 1390 ق، ص380

و این مباحثی را که ایشان مفصل آورده است، در بعضی از جا ها آمده است اما یک سند درستی برای آن نتوانستم پیدا کنم که واقعا توقیعی از حضرت ولی عصر (ارواحنا له الفداء) باشد، البته بنده پیدا نکردم، ولی آن چیزی که ما داریم این روایات متعدد است که اهل بیت (علیهم السلام) از ایشان نا راضی بودند.

حضرت ولی عصر (ارواحنا فداء) آمد در همین چیزی که نقل می کنند در کمال الدین، جلد 2، صفحه 475، که وقتی آمد به جنازه امام عسکری نماز بخواند راوی می گوید:

«خَرَجَ‏ صَبِيٌ‏ بِوَجْهِهِ‏ سُمْرَةٌ بِشَعْرِهِ قَطَط»

 می گوید یک کودک خیلی نورانی با مو های فرفری و خیلی زیبا آمد

«و فَجَبَذَ بِرِدَاءِ جَعْفَرِ بْنِ عَلِيٍّ وَ قَالَ تَأَخَّرْ يَا عَمِّ فَأَنَا أَحَقُّ بِالصَّلَاةِ عَلَى أَبِي‏»

 آمد از رداء جعفر گفت و برو عقب عمو من سزاوار ترم که بر پدرم نماز بخوانم. بعد می گوید:

«فَتَأَخَّرَ جَعْفَرٌ وَ قَدِ ارْبَدَّ وَجْهُهُ وَ اصْفَر»

 می گوید جعفر کنار رفت از عصبانیت صورتش آشفته بود و به صورت زردی در آمد،

«فَتَقَدَّمَ الصَّبِيُّ وَ صَلَّى عَلَيْه‏»

كمال الدين و تمام النعمة؛ ابن بابويه، محمد بن على، محقق/ مصحح: غفاری، علی اكبر، ناشر: اسلاميه، ج2، ص475

این آقا زاده جلو رفت و نماز خواند، این نمونه هایی است که در دست ما است.

مجری:

اگر چنین بوده است که در این نوع بیان ذکر شد که این یک استراتژی بوده است و اصلا هماهنگ شده بوده است و خود جعفر مطلع بوده است از وجود نازنین حضرت آقا امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) دیگر جایی نداشته است که بترسد و سرخ بشود، در حالی که این ها یک برنامه بوده است.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

با خود مسئله غیبت هم نمی سازد بعد از شهادت آقا امام حسن عسکری غیبت صغری شروع شده است. در زمان امام عسکری امام هادی بود جا داشت، ولی این که بیاید بعد از شهادت امام عسکری که غیبت آغاز شده است و جز تعداد اندکی که از خصیصین بودند نمی توانستند حضرت را ببینند این مسائل خیلی جای مطرح شدن ندارد.

مجری:

تشکر می کنیم از آقای رضایی عزیز که از خمینی شهر تماس گرفتند و این سوال را مطرح کردند. آقای کاظمی از اصفهان این سوال را مطرح کرده بودند که آیا ممکن است حب اهل بیت با حب دشمنان آن ها در یک قلب جمع بشود؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

ما قبلا هم خدمت آقایان این روایت را آوردیم در تفسیر قمی که به تعبیر حاج آقای خوئی (رضوان الله تعالی علیه) که فرمودند تمام رواتش ثقه هستند، که آقا امیرالمؤمنین فرمود:

«لَا يَجْتَمِعُ‏ حُبُّنَا وَ حُبُ‏ عَدُوِّنَا فِي جَوْفِ إِنْسَان‏»

تفسير القمي؛ قمى، على بن ابراهيم، محقق/ مصحح: موسوى جزائرى، طيّب‏، ناشر: دار الكتاب، ج2، ص171

محبت ما و محبت دشمنان ما در دل هیچ انسانی قرار نمی گیرد؛ چون خداوند در دل یک عالم دو تا قلب قرار نداده است، وقتی یک قلبی مملو از از محبت دشمنان ما است جا برای محبت ما در آن جا نمی ماند. این در تفسیر قمی جلد 2، صفحه 171 حدیث 514.

مجری:

حالا مفصل ترش را هم اگر جناب آقای کاظمی می خواهند، باز می توانند به آرشیو مراجعه بفرمایند و در همین جلسه گذشته یا دو جلسه گذشته ما مفصلا نسبت به این موضوع صحبت کردیم و از محضر حضرت استاد استفاده کردیم.

 جناب آقای بهادری هم که مثل همیشه سوالات خودشان را از آن کسی که واقعا باید سوال بپرسند، همان پویشی که به اصطلاح شیعه می پرسد را ایشان عملا در این برنامه دارند اجرا می کنند و سوالاتی را که به حق و به زیبایی مطرح می کنند نسبت به حقانیت اهل بیت و در رد این هایی که آمدند ادعای گزاف کردند این سوالات را مطرح کردند و بسیار مطالب نغز و جالبی بود.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

همین قدر در تأیید فرمایش ایشان بگویم که این ها از اهل بیت فاصله گرفتند و به سخنان اهل بیت توجه نکردند «ابن تیمیه حرانی (علیه من الله ما یستحق)» در کتاب منهاج السنة جلد 7، ایشان با افتخار می گوید:

«فليس في الأئمة الأربعة و لا غيرهم من أئمة الفقهاء من يرجع إليه في فقهه... و كان إذا أفتى بقول الصحابة أفتى بقول أبي بكر و عمر لا بقول علي و كان ينكر على علي أشياء»

منهاج السنة النبوية؛ اسم المؤلف: أحمد بن عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس الوفاة: 728، دار النشر: مؤسسة قرطبة - 1406، الطبعة: الأولى، تحقيق: د. محمد رشاد سالم، ج7، ص529

در میان ائمه چهارگانه اهل سنت و دیگر ائمه فقهای ما یک نفر نیست که در فقهش سراغ علی رفته باشد، اما مالک اینچنین، اما فلان این چنین، تمام این ها را می آورد ابن و جریج و دیگران را، این ها همه شان به قول ابوبکر و عمر فتوا می دادند «لا بقول علی و كان ينكر على علي أشياء» خیلی با وقاحت می گوید این ها به سخنان روایت علی فتوا نمی دانند بلکه سخنان علی را انکار می کردند، علی حرف هایی می زد که مورد انکار صحابه بوده است، این را نمی دانیم که چه کار کنیم.

جالب این است که در خود صحیح بخاری عبارتی است که خیلی درد آور است، من که این عبارت را می خوانم قلبم به در می آید، صحیح بخاری، چاپ عربستان سعودی، حدیث 3707، از ابن سیرین از علما و بزرگان اهل سنت است بعد از روایتی می گوید:

«يَرَى أَنَّ عَامَّةَ ما يروي عن عَلِيٍّ الْكَذِبُ»

عموم آن چیزی که از علی نقل می شود همه این ها دروغ است!

الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987 ، الطبعة : الثالثة ، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج 3، ص 1359، ح3504

مجری:

واقعا دردناک است این نوع تعابیری که انسان با آن ها مواجه می شود.

 سوالی که آقا مصطفی از اهواز مطرح کردند نسبت به این بود که بالاخره در کتب اهل سنت بار ها و بار ها اگر به حد تواتر نگوییم نزدیک به تواتر داریم که اشاره کردند به این که خلیفه های بعد از من اثنا عشر خلیفه هستند، چطور این ها می آیند و این اثنا عشر را تفسیر می کنند و تطبیق می دهند بر این خلفا به گونه ای که یزید ابن معاویه ای که بالاخره به صورت علنی فسق و فجور می کرد قرار است داخل در این ها باشد؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله واقعا باعث تأسف است، این «شرح عقیده تحاویه»، که کتاب درسی حوزه های علمیه اهل سنت هم است، برای امام قاضی محمد ابن ابی العز دمشقی متوفی 792، با تحقیق عبد الله ترکی شعیب الارنؤوط، ایشان می گوید پیامبر فرمود خلفای من دوازده نفر هستند، خلفای راشدین چهار تا، معاویه و پسرش یزد، واقعا خیلی مایه تأسف است.

«ابن حجر عسقلانی» هم در کتاب «فتح الباری» در جلد 13، صفحه 212، ایشان هم می گوید:

«وأول بني أمية يزيد بن معاوية وآخرهم مروان الحمار»

فتح الباري شرح صحيح البخاري؛ اسم المؤلف: أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل العسقلاني الشافعي الوفاة: 852، دار النشر: دار المعرفة - بيروت، تحقيق: محب الدين الخطيب، ج13، ص212

واقعا نمی دانیم این ها چه جوابی فردای قیامت در محضر الهی دارند. عون المعبود آقای عظیم آبادی، جلد 11، صفحه 363، می آورد که خلفای اربعه بعد معاویه و بعد پسرش یزید، بعد معاویة ابن یزید و بعدش هم مروان و بعدش هم ولید ابن عبد الملک و امثال این ها.

 با این که این ها در رابطه با یزید جدای از قضیه شهادت امام حسین (علیه السلام) در قضیه «واقعه حره» بیش از پانصد نفر از مهاجرین و انصار را در مدینه این ها کشتند و به نوامیس مسلمان ها تجاوز کردند و عده ای فرزند نا مشروع به دنیا آمد که این ها همه به دستور یزید ابن معاویه بود، اگر این خلیفه است مبارک تان باشد، ما دیگر چیزی نمی گوییم.

 حالا مفصل در رابطه با قضیه واقعه حره قبلا هم گفتیم که به دستور شخص یزید بوده است، که مدینه علیه یزید شورش کرده بود، کسانی را فرستاد که این ها را کشتند از صحابه و نزدیک به پانصد نفر از مهاجرین و انصار کشته شدند، این آقایانی که می گویند صحابه و چنین و چنان بیایند به ما جواب بدهند و این اباهه گری که انجام دادند در مدینه بیایند جواب بدهند، خلیفه این است؟ آیا این تطبیق می کند با فرمایشات رسول اکرم که فرمودند خلفای من به راه هدایت مردم را رهنمود می کنند، آیا راه هدایت این است؟

مجری:

طیب الله، تشکر می کنیم از شما و از آقا مصطفی عزیز که از اهواز این سوال را مطرح کرده بودند. حاج آقا کم تر از پنج دقیقه به پایان برنامه فرصت داریم و فرصت نمی شود که مابقی عزیزانی که پشت خط بودند را صدای شان را بشنویم اما عزیزانی که پیام دادند و بار ها و بار ها التماس دعا گفتند و خواستند که در این شب جمعه طبق روالی که معمولا بعضی وقت ها انجام می شود حضرتعالی دعایی بفرمایید و متوسل بشویم به شخصی که نام این شبکه مزین است به نام نامی ایشان حضرت صاحب العصر والزمان، حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ان شاء الله این دقایق پایانی برنامه با این بیان شما حسن ختام برنامه قرار بگیرد.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

من به دوستان توصیه می کنم آن آقایانی که به کتاب «بحار الانوار» دسترسی دارند، جلد 102، صفحه 92، زیارت آل یاسین خیلی مفصل تر از آن چه که مرحوم محدث قمی در مفاتیح آورده است ایشان در آن جا آورده اند.

 یک تعبیر قشنگی دارد که ما عرض کردیم یکی از وظایف بزرگ ما این است که ما معرفت مان نسبت به امام بالاتر ببریم، خودمان را برای زمان ظهور آماده کنیم که وقتی حضرت آمد پرده را بالا زد و آن جایگاه واقعی خودشان را برای مردم نشان داد، خدای ناکرده ما جزء کسانی نباشیم که انکار جایگاه و مقام والای حضرت ولی عصر را داشته باشیم.

 در آن جا چند تا فراز است که خیلی جالب است، یکی از فراز هایش خطاب به حضرت است که به دستور خود حضرت است که خواستید من را زیارت کنید این چنین زیارت کنید:

«السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا صَاحِبَ الْمَرْأَى وَ الْمَسْمَع‏؛ فَمَا شَيْ‏ءٌ مِنَّا إِلَّا وَ أَنْتُمْ لَهُ السَّبَبُ وَ إِلَيْهِ السَّبِيل وَ الْقَضَاءُ الْمُثْبَتُ مَا اسْتَأْثَرَتْ بِهِ مَشِيَّتُكُمْ وَ الْمَمْحُوُّ مَا لَا اسْتَأْثَرَتْ بِهِ سُنَّتُكُم‏ ... فَلَا نَجَاةَ وَ لَا مَفْزَعَ إِلَّا أَنْتُم وَ لَا مَذْهَبَ عَنْكُم‏ يَا أَعْيُنَ اللَّهِ النَّاظِرَة»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج99، ص93

«فَمَا شَيْ‏ءٌ مِنْهُ إِلَّا وَ أَنْتُمْ‏ لَهُ‏ السَّبَب‏»؛ چیزی ما نداریم جز این که سبب رسیدن این شما بودید، یعنی آن چیزی که از وجود و کمالات داریم، عقل و وجدان و زندگی و سلامتی و نفس کشیدن هم سبب شما هستید، واسطه شما هستید، «وَ إِلَيْهِ السَّبِيل‏»، و به هر جایی هم بخواهیم برسیم، به هر حاجت و به هر رفع مشکلی برسیم واسطه شما هستید.

«فَلَا نَجَاةَ وَ لَا مَفْزَعَ إِلَّا أَنْتُم‏» پناهگاهی غیر از شما نداریم، «وَ لَا مَذْهَبَ عَنْكُم»، و راه گریزی جز این که درب خانه شما بیاییم نداریم، «يَا أَعْيُنَ اللَّهِ النَّاظِرَة‏»، ای چشم نظاره گر الهی، این را معرفت می گویند.

 اگر ما به این جا رسیدیم یک قدمی بر داشتیم گرچه داریم که می گوید:

«لَا أُحْصِي ثَنَاءَكُمْ وَ لَا أَبْلُغُ مِنَ الْمَدْحِ كُنْهَكُمْ وَ مِنَ الْوَصْفِ قَدْرَكُمْ وَ أَنْتُمْ نُورُ الْأَخْيَارِ وَ هُدَاةُ الْأَبْرَارِ وَ حُجَجُ الْجَبَّارِ بِكُمْ فَتَحَ اللَّهُ وَ بِكُمْ يَخْتِمُ وَ بِكُمْ يُنَزِّلُ الْغَيْثَ* وَ بِكُمْ يُمْسِكُ السَّماءَ أَنْ تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ إِلَّا بِإِذْنِهِ وَ بِكُمْ يُنَفِّسُ الْهَمَّ وَ يَكْشِفُ الضُّر»

من لا يحضره الفقيه؛ نویسنده: ابن بابويه، محمد بن على، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم مصحح: غفاری، علی اكبر، ج2، ص615

آن جایگاه والایی که برای اهل بیت معین شده است به تعبیر حضرت امام عقل بشری از رسیدن به آن جا عاجز است.

 خدایا قسمت می دهیم به آبروی صدیقه طاهره فاطمه زهرا (سلام الله علیها) فرج مولای ما هرچه سریع تر نزدیک بگردان، از باقی مانده به احترام مادرش زهرا که مضطر بین در و دیوار، به سینه مجروح زهرا به پهلوی شکسته زهرا به صورت سیلی خورده زهرا، خدایا از باقی مانده غیبتش صرف نظر بفرما.

 مقدمات ظهورش سریعا فراهم بگردان، ما را از یاران خاص، سربازان فداکار و شهدای رکابش قرار بده، رفع گرفتاری از همه گرفتاران بنما، حوائج همه، حوائج بینندگان عزیز به حق حضرت زهرا خدایا برآورده بنما. خیر دنیا و آخرت به ما ارزانی بدار، شر دنیا و آخرت از ما دور بگردان، دعا های ما را به حق حضرت زهرا به اجابت برسان. «والسلام علیکم ورحمة الله وبرکاته»

مجری:

احسنتم طیب الله بسیار عالی، ان شاء الله که همه این ها در درگاه احدیث به استجابت برسد، با همین حال ان شاء الله این فردا هم که روز ظهور منجی عالم حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) باشد با همین حال و احوال به انتها برسانیم برنامه را و از همه شما هم التماس دعا داریم، خدانگهدار!


وجه شباهت نهم امت‌های پیشین به امت پیامبر اسلام (صلی الله علیه واله وسلم)>

شبکه ولی عصر آیت الله قزوینی حبل المتین کشتی! شباهت اهل بیت