شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عج)
انیس النفوس-ویژه برنامه شهادت امام رضا علیه السلام

ویژه برنامه انیس النفوس به مناسبت شهادت امام رضا علیه السلام
کارشناس: حجت الاسلام ابوالقاسمی


 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

برنامه انیس النفوس 14 07 1400 (قسمت 01)

عنوان برنامه: شهادت امام رضا (علیه السلام)

استاد: حجت الاسلام و المسلمین دکتر ابوالقاسمی

مجری: حسین خدا بنده لو

کلیدواژه: ابن خزیمه؛ ابن حبان؛ آقای سازگار؛ پروفسور سمیعی؛ استاد فرشچیان؛ نقارخانه؛ دعبل؛ کذب الوقاتون؛ آقای هوشیار؛ یمانی؛ سفیانی؛ مرحوم میرفندرسکی!

مجری:

بسم الله الرحمن الرحیم اللهم صل علی علی بن موسی الرضا المرتضی الإمام التقی النقی و حجتک علی من فوق الأرض و من تحت الثری الصدیق الشهید صلاة کثیرة تامة زاکیة متواصلة متواترة مترادفة کأفضل ما صلیت علی أحد من أولیائک

یا غریب الغرباء ما همه انصار توییم

تو شه عالم و ما سائل دربار توییم

سفره جود تو گسترده و ما محتاجیم

لطفی‌ای یوسف زهرا که خریدار توییم

عرض سلام و ادب و احترام دارم خدمت شما همراهان گرامی «شبکه جهانی حضرت ولی عصر». امشب با ویژه برنامه «أنیس النفوس» در خدمت شما هستیم به کارشناسی استاد محترم جناب دکتر ابوالقاسمی. حاج آقا سلام علیکم، شبتان بخیر:

استاد ابوالقاسمی:

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین اللهم صل علی محمد المصطفی و علی المرتضی و الفاطمة الزهراء و الحسن الرضا و الحسین المصفی و جمیع الاوصیاء مصابیح الدجی و صل علی من بیمنه رزق الوری و بوجوده ثبتت الأرض و السماء مولانا صاحب العصر و الزمان

عرض سلام دارم خدمت شما و بینندگان عزیز و گرانقدر «شبکه جهانی حضرت ولی عصر». ایام شهادت امام رضا (علیه السلام) را بر همگان تسلیت عرض می‌کنم.

مجری:

خیلی ممنونم. استاد با توجه به اینکه در سالروز شهادت علی بن موسی الرضا (علیه السلام) هستیم، امشب سؤالی که از محضرتان داریم در ویژه برنامه «انیس النفوس» این است که جایگاه علی بن موسی الرضا در نزد اهل سنت و علمایشان چه جایگاهی هست؟!

استاد ابوالقاسمی:

بسم الله الرحمن الرحیم. جایگاه امام رضا علیه السلام را همه می‌دانند یک جایگاه بسیار والاییست آنقدر که تعداد زیادی از علمای اهل سنت به زیارت آن حضرت می‌روند، تعداد زیادی از علمای اهل سنت در آنجا دفن هستند و تعداد زیادی از آنها در اوقاف حرم شریک بودند و وقف برای حرم امام رضا کردند.

علمای اهل سنت کارهای زیادی برای حضرت انجام دادند، یعنی خودشان را خادم حضرت می‌دانستند. از جمله این مواردی که در کتب اهل سنت هم آمده است راجع به امام رضا (علیه السلام) زیارتی است که در کتب اهل سنت راجع به «ابن خزیمه» نقل شده است.

«ابن خزیمه» یکی از بزرگان و علمای اهل سنت است. «ابن حجر عسقلانی» در کتاب «تهذیب التهذیب» جلد هفتم در شرح حال «ابن خزیمه» نقل می‌کند از «ابوبکر بن معمل» و می‌نویسد:

 «خرجنا مع إمام أهل الحدیث أبی بکر بن خزیمة وعدیله أبی علی الثقفی مع جماعة من مشائخنا»

خارج شدیم همراه امام اهل حدیث ابوبکر بن خزیمه و دامادش ابو علی ثقفی با دیگر مشایخ.

«إمام أهل الحدیث» یعنی بزرگ اهل حدیث و بزرگ حنابله!

«وهم إذ ذاک متوافرون إلی زیارة قبر علی بن موسی الرضی بطوس»

مردم به صورت گروهی و کاروانی راه افتاده بودند برای زیارت امام رضا در طوس.

کاروان بزرگان اهل سنت آن هم اهل حدیث، نه اهل رأی! اهل رأی شاید در اجتهاداتشان قدری به ما نزدیک‌تر بودند، اما اهل حدیث و سلفی ها همه به صورت گروهی به زیارت امام رضا (علیه السلام) رفتند.

«قال فرأیت من تعظیمه یعنی بن خزیمة لتلک البقعة وتواضعه لها وتضرعه عندها ما تحیرنا»

ابن خزیمه به قدری نزد بقعه امام رضا تواضع کرد و نزد حضرت تضرع کرد که ما تعجب کردیم و حیرت زده شدیم.

تهذیب التهذیب، اسم المؤلف: أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل العسقلانی الشافعی، دار النشر: دار الفکر - بیروت - 1404 - 1984، الطبعة: الأولی، ج 7، ص 339، ح 9356

ایشان می‌گوید که ما تعجب کردیم که امام رضا چه جایگاهی دارد که بزرگ اهل سنت این چنین خدمت حضرت تواضع می‌کند!!

مجری:

استاد این حدود مربوط به چه تاریخی است؟!

استاد ابوالقاسمی:

به نظرم «ابن خزیمه» مربوط به قرن سوم باشد و طبق آنچه حضور ذهن دارم مربوط به قرن سوم است. من شرح حال «ابن خزیمه» را دارم. آقای «ذهبی» در کتاب «سیر أعلام النبلاء» جلد چهاردهم می‌نویسد:

«ابن خزیمة محمد بن إسحاق بن خزیمة بن صالح بن بکر الحافظ الحجة الفقیه شیخ الإسلام إمام الأئمة أبو بکر السلمی النیسابوری الشافعی صاحب التصانیف ولد سنة ثلاث وعشرین ومئتین»

سیر أعلام النبلاء، اسم المؤلف: محمد بن أحمد بن عثمان بن قایماز الذهبی أبو عبد الله، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بیروت - 1413، الطبعة: التاسعة، تحقیق: شعیب الأرناؤوط, محمد نعیم العرقسوسی، ج 14، ص 365، باب 4 ابن خزیمة

ایشان در سال 223 هجری به دنیا آمده است. شیخ الاسلام اهل سنت، امام الائمه است، چنین جایگاهی دارد.

مجری:

آن موقع برای علی بن موسی الرضا بقعه و بارگاه بود؟!

استاد ابوالقاسمی:

بقعه و بارگاه بود که رفتند زیارت کردند و این چنین تعظیم و تواضع کردند. نمونه دیگری که باز در کتب اهل سنت هست و زیاد هم مطرح کردیم و معروف هم هست آن چیزی است که «ابن حبان» متوفای 354 که خودش از متقدمین است، در کتاب «ثقات» خودش راجع به شرح حال علی بن موسی الرضا آورده است و می‌نویسد:

«علی بن موسی الرضا وهو علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی بن أبی طالب أبو الحسن»

سپس می‌نویسد:

«من سادات أهل البیت وعقلائهم وجلة الهاشمیین ونبلائهم»

از سادات و بزرگان و عقلای اهلبیت و از افراد جلیل هاشمی و نبلاء آن‌ها.

«یجب أن یعتبر حدیثه إذا روی عنه غیر أولاده وشیعته وأبی الصلت خاصة»

اگر روایاتش را غیر شیعه نقل کنند قبول می‌کنیم، اما حرف‌های شیعه را قبول نمی‌کنیم.

ایشان راجع به حضرت این چنین می‌نویسد:

«قد زرته مرارا کثیرة»

بارها خودم به زیارت آن حضرت رفتم.

«وما حلت بی شدة فی وقت مقامی بطوس فزرت قبر علی بن موسی الرضا صلوات الله علی جده وعلیه ودعوت الله إزالتها عنی إلا أستجیب لی»

هر مشکلی داشتم وقتی که در طوس بودم و قبر علی بن موسی الرضا را زیارت می‌کردم و از خدا می‌خواستم مشکلاتم برطرف شود حاجتم برآورده می‌شد.

«وزالت عنی تلک الشدة»

و مشکلاتم برطرف می‌شد.

آقای «ابن حبان» این یک اتفاق بوده است؟! خیر!!

«وهذا شیء جربته مرارا فوجدته کذلک»

این چیزی بود که من بارها آن را تجربه کردم و هربار این نتیجه را داشت.

 «أماتنا الله علی محبة المصطفی وأهل بیته الله علیه وعلیهم أجمعین»

خدا ما را بر محبت پیغمبر اکرم و اهل بیت ایشان بمیراند.

الثقات، اسم المؤلف: محمد بن حبان بن أحمد أبو حاتم التمیمی البستی، دار النشر: دار الفکر - 1395 - 1975، الطبعة: الأولی، تحقیق: السید شرف الدین أحمد، ج 8، ص 456، ح 14411

اما بد نیست بدانید این آقای «ابن حبان» خودش در مورد امام رضا (علیه السلام) چه گفته است. ایشان در کتاب دیگر خود به نام «المجروحین من المحدثین» یک حرفی راجع به امام رضا زده است.

ایشان در کتاب «الثقات» می‌گوید که امام رضا خودش مورد قبول است، اما اگر شیعه از او نقل کند قبول نیست. ایشان در این کتاب می‌نویسد:

«علی بن موسی الرضا یروی عن أبیه العجائب روی عنه أبو الصلت وغیره کأنه کان یهم ویخطء»

علی بن موسی الرضا حرف‌های عجیب و غریب نقل می‌کند و به نظرم در نقل حدیث اهل خطا و اشتباه و لغزش بوده است.

المجروحین من المحدثین والضعفاء والمتروکین، اسم المؤلف: الإمام محمد بن حیان بن أحمد بن أبی حاتم التمیمی البستی، دار النشر: دار الوعی - حلب - 1396 هـ، الطبعة: الأولی، تحقیق: محمود إبراهیم زاید، ج 2، ص 106، ح 678

مجری:

پس زیارت ایشان بعد این تفکر چه معنایی دارد؟!

استاد ابوالقاسمی:

ما نمی‌دانیم چطور اینها را با همدیگر جمع کنیم! چطور ممکن است؟! این آقایانی که می گویند ما محبت اهل بیت داریم اگر واقعاً محبتشان اینگونه باشد هیچ ارزشی ندارد.

از یک طرف بارها حاجتش را می‌گیرد، اما از این طرف اینطور می‌گوید. آنجا می‌گوید که اگر «ابوصلت» نقل کند ضعیف است، اما اینجا می‌گوید نه اصلاً «ابوصلت» را کار نداریم خودش اساساً ضعیف است.

او می‌گوید من به این نتیجه رسیدم که این حرفها را خود امام رضا (علیه السلام) زده است، لذا من نمی‌توانم قبول کنم.

مجری:

استاد امکان تحریف کتاب دوم نیست؟!

استاد ابوالقاسمی:

خیر، کتاب برای خودش است و هیچ مشکلی هم ندارد. یعنی ما شبیه این‌گونه برخوردها را از کسانی که مخالفین امام رضا (علیه السلام) بودند زیاد دیدیم. آن‌ها آمدند و مطرح کردند که حضرت ضعیف بوده است.

نمونه دیگری خدمتتان عرض کنم. در کتاب «الکامل فی التاریخ» اثر آقای «ابن اثیر» مورخ سرشناس اهل سنت مطلبی آمده است. ببینید راجع به امام رضا چه می‌گوید.

او نقل می‌کند که سال 203 هجری علی بن موسی الرضا چطور از دنیا رفت. علی بن موسی الرضا انگور خیلی دوست داشت به همین خاطر پرخوری کرد، سکته کرد و از دنیا رفت.

«فی هذه السنة مات علی بن موسی الرضا علیه السلام وکان سبب موته انه أکل عنبا فاکثر منه فمات فجأة وذلک فی آخر صفر»

آیا واقعاً از امام رضا (علیه السلام) که این همه کرامت داشتند برای اهل سنت، واقعاً این مدل برخورد کردن و اینگونه تحریف تاریخ انصاف است؟! ایشان سپس می‌نویسد:

«وقیل أن المأمون سمه فی عنب وکان علی یحب العنب»

یک عده گفتند مأمون امام رضا را به واسطه انگور مسموم کرده است،

«وهذا عندی بعید»

به نظر من این حرف بعید است.

الکامل فی التاریخ، اسم المؤلف: أبو الحسن علی بن أبی الکرم محمد بن محمد بن عبد الکریم الشیبانی، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1415 هـ، الطبعة: ط 2، تحقیق: عبد الله القاضی، ج 5، ص 448، باب ذکر موت علی بن موسی الرضا

او به صراحت ادعا می‌کند که من این حرف‌ها را قبول نمی‌کنم، همان حرفی که اول زدم درست است.

مجری:

چیزی که خودم تفسیر کردم درست است!

استاد ابوالقاسمی:

چیزی که خودم می گویم درست است!! چقدر نسبت به ائمه اطهار (علیهم السلام) ظلم می‌شد!!

از یک طرف کرامات ائمه را می‌دیدند و وقتی حاجت می‌خواهند در خانه ائمه اطهار حاجت می‌گیرند و از این طرف وقتی مشکلشان برطرف شد ادعا می‌کنند که این آدم ضعیف بوده است، این آدم پرخور بوده است، این آدم اینگونه بوده است!!

یعنی این تناقضات را ما متأسفانه می‌بینیم. زمانی که شما بر روی یک مبنای درست دنبال اتباع از اهل بیت (علیهم السلام) نباشید، نتیجه این خواهد شد.

من یک فضیلت بسیار عجیب از امام رضا (علیه السلام) نقل کنم از کتاب «تاریخ نیشابور» اثر «الحاکم ابا عدالله محمد بن عبدالله اصفهانی». ایشان در صفحه ۲۶ راجع به امام رضا (علیه السلام) نقل می‌کند و یکی یکی روات حضرت را مطرح می‌کند.

«أمیر المؤمنین علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی بن أبی طالب رضی الله عنهم الرضا أبو الحسین الإمام الشهید، ورد بنیسابور سنة مائتین»

سپس می‌نویسد:

«واستشهد بسناباد من طوس»

در سناباد شهید شد.

یعنی حضرت را شهید کردند. سپس جمله‌ای که حضرت مطرح می‌کند را می‌آورد. مثلاً من بگویم اگر من از دنیا رفتم و به زیارت قبر من آمدید چنین و چنان ثواب دارید.

من چگونه می‌توانم چنین حرفی را بزنم؟! یا باید به وحی متصل باشم، یا پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در مورد من چیزی فرموده باشند و نسل اندر نسل به من رسیده باشد.

«وقال الرضا: رضی الله عنه: من زارنی علی بعد داری أتیته یوم القیامة فی ثلاث مواطن حتی أخلصه من أهوالها»

امام رضا (علیه السلام) فرمود: کسی با وجود آنکه خانه‌ام از او دور است به زیارت من بیاید، اولاً در قیامت می‌توانم مردم را نجات بدهم، سپس در سه جا به نزد او می‌آیم تا او را از مشکلات آن سه جا نجات بدهم.

«إذا تطایرت الکتب یمینا وشمالا وعند الصراط وعند المیزان»

وقتی نامه اعمال با پرواز به دست راست و چپ مردم قرار می‌گیرد و اصحاب یمین از اصحاب شمال شناخته می‌شوند. من آنجا نجاتش می‌دهم. کنار پل صراط نجاتش می‌دهم. هنگام حساب و کتاب نجاتش می‌دهم.

الکتاب: تلخیص تاریخ نیسابور، المؤلف: أبو عبد الله الحاکم محمد بن عبد الله بن محمد بن حمدویه بن نُعیم بن الحکم الضبی الطهمانی النیسابوری المعروف بابن البیع (المتوفی: 405 هـ)، تلخیص: أحمد بن محمد بن الحسن بن أحمد المعروف بالخلیفة النیسابوری، الناشر: کتابخانة ابن سینا – طهران، عرّبه عن الفرسیة: د/ بهمن کریمی ـ طهران، تتمیز هذه النسخة الإلکترونیة: بترجمة الکلمات الفارسیة إلی العربیة، والتنبیه علی أخطاء بالمطبوعة، ج 1، ص 26، ح 408

«وقال الرضا» این از روایت‌های خود امام رضاست و قطعی می‌گوید که اصلاً من نیاز به سند برای این روایت ندارم. این برای من یک امر مشخص است که امام رضا (علیه السلام) چنین مطلبی را فرموده است.

حالا سؤال اینجاست که آقایان اهل سنت امام رضا (علیه السلام) که چنین چیزی فرموده است، آیا به غیب متصل بوده است یا پیغمبر اکرم یک چنین چیزی را برای هشت نسل بعد از خودشان بیان کرده بودند؟!

امام رضا چه جایگاهی دارد؟! آیا کسی از صحابه می‌تواند چنین تضمینی کند که من بعد از مردن اگر به زیارت قبرم آمدید چنین کاری برای شما انجام می‌دهم؟! امام رضا محل دفن خودشان را که «بعد دار» است مشخص می‌کند، جایگاه خودشان را در قیامت مشخص می‌کنند بعد یک تضمینی هم می‌دهند.

شما یا باید نعوذ بالله بگویید که حضرت دروغگو بوده است یا باید بگویید به وحی متصل بوده است یا باید بگویید از پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نسل اندر نسل رسیده است تا به ایشان.

این چه جایگاهی است که ائمه شیعه داشتند؟! آیا واقعاً دیگران با آن حضرت قابل مقایسه هستند؟! این هم یکی دیگر از مسائلی است که در مورد آن حضرت است.

البته روایات اهل سنت در مورد امام رضا (علیه السلام) فراوان است و اگر بخواهیم به همه آنها بپردازیم بسیار طولانی می‌شود. من فقط یکی از دیگر از ماجراهای خیلی معروف را خدمت بزرگواران عرض کنم.

ماجرا این است که یک شخصی در بازار حاکم خراسان در آن منطقه‌ای که بود داشت می‌رفت. این مطلب را از چندین کتاب نقل کردند، از جمله «حاکم نیشابوری» در کتاب خودش این را مطرح کرده است.

چون کتاب در دسترس من نبود، متن را از کتاب «شرح احقاق الحق» اثر آقای «مرعشی» برای شما آوردم. ایشان می‌نویسد:

«وبه قال الحاکم: سمعت أبا الحسن بن أبی منصور العلوی یقول: سمعت عمی أبا محمد یقول: سمعت أبا نصر بن أبی الفضل بن محمد یقول: سمعت حاجب حمویه ابن علی یقول»

حاکم می‌گوید: از ابوالحسن بن أبی منصور علوی شنیدم که می‌گفت: از عمویم أبا محمد شنیدم که می‌گفت: از ابونصر بن أبوالفضل بن محمد شنیدم که می‌گفت: شنیدم از حاجب حمویه ابن علی شنیدم که مطلبی می‌گفت.

«حاجب حمویه ابن علی» حاکم کل استان خراسان بود. استان خراسان در آن دوران به اندازه‌ای بزرگتر از افغانستان امروز بود. افغانستان و خراسان‌هایی که الآن هست و مقداری از تاجیکستان با همدیگر استان خراسان در آن دوران را تشکیل می‌دادند. به عبارت دیگر یک منطقه‌ای بود به نام منطقه خراسان که یک فرماندار داشت.

«کنت مع حمویه ببلخ فرکب یوما وأنا معه»

من از حاجب حمویه شنیدم که روزی در حمویه داشتند در بلخ می‌رفتند، او سوار شد و من هم همراه او رفتم.

«فبینا نحن فی سوق بلخ إذ رأی حمویه رجلا فوکل به وقال: احملوه إلی الباب»

وقتی که ما در بازار بلخ بودیم شخصی را دید، سریع نیروها را فرستاد و دستور داد او را بگیرید و دم در قصر بیاورید.

«ثم عند انصرافه أمر بإحضار حمار فاره وسفرة وجبنة ومأتی درهم»

وقتی کارش تمام شد و داشت می‌رفت، گفت یک الاغ مرکب راهوار تهیه کنید، یک سفره غذا، پنیر و دویست سکه نقره.

حاکم خراسان گفت که اینها را آماده کنید.

«فلما احضر قال: هاتوا الرجل فجئ به»

وقتی که اینها را آوردند، حاکم دستور داد: آن شخص را بیاورید و او را آوردند.

«فلما وقف بین یدیه قال: قد صفعتنی صفعة وأنا اقتصها منک الیوم؟!»

حاکم خراسان به او گفت: تو یک سیلی به من زدی و من می‌خواهم تو را قصاص کنم.

«أتذکر الیوم الذی زرنا جمیعاً قبر الرضا رضی الله عنه»

به یاد داری که گروهی بودیم که به زیارت قبر امام رضا (علیه السلام) رفتیم؟!

«فدعوت أنت وقلت: اللهم ارزقنی حمارا ومأتی درهم وسفرة فی‌ها جبنة وخبزة»

تو دست‌هایت را بلند کردی و گفتی: خدایا به من یک الاغ و دویست سکه نقره و یک سفره غذا که در آن پنیر و نان باشد بده.

«وقلت أنا: اللهم ارزقنی قیادة خراسان»

و من گفتم: خدایا می‌خواهم فرماندهی کل خراسان را به من عطا کنی.

«فصفعتنی وقلت: لا تسأل ما لا یکون»

تو به من یک سیلی زدی و گفتی: چیزی که نمی‌شود را نخواه.

«فآلان قد بلغنی الله عز وجل مأمولی وبلغک مأمولک، والصفعة لی علیک»

امروز خدا مرا به آرزویم رساند و تو را هم به آرزویت رساند. آن سیلی که زدی را هم من به تو خواهم زد.

شرح إحقاق الحق، نویسنده: السید المرعشی، ج 33، ص 851، باب من کراماته علیه السلام

نگاه کنید خودشان می گویند چنین مدلی امام رضا (علیه السلام) حاجت می‌داده است. من همین امروز داشتم یک جستجوی اجمالی می‌زدم، چندین کلیپ از معجزات و کرامات امام رضا (علیه السلام) که همه دیده‌اند در اینترنت موجود است.

اتفاقات بسیار عجیبی رخ داده بود. کور مادرزاد بینا شده است. یک ماجرایی را مرحوم آیت الله العظمی مصباح یزدی مطرح کرده بودند و گفتند خودشان دیدند کسی که اصلاً چشم نداشت چشم‌دار شده بود.

ایشان نقل کردند من خودم دیدم کسی که چشم نداشت، خودم دیدم انگار یک دستی آمد برایش چشم نقاشی کرد و بینا شد. در حرم امام رضا (علیه السلام) بعضی روزها هست که معروف است بیست و هفتم رجب یا هفده ربیع زیاد شفا می‌گیرند.

من خودم بچه بودم یکی از این روزها در حرم امام رضا (علیه السلام) دیدم چند نفر فلج پشت سر هم یکی یکی شفا گرفتند و بلند شدند. معجزات امام رضا (علیه السلام) یک مطلبی است که ردخور ندارد.

یکی مستندی بود آماده کرده بودند که تولد امام رضا (علیه السلام) پخش شود. احتمالاً فردا صدا و سیما پخش کند.

می دانید دفتر ثبت کرامات امام رضا علیه السلام که اصلاً خیلی وقت بود فعالیت آنچنانی نداشت، چون گفتند که همه چیز جلوتان هست و می‌بینید. مسئولین گفتند ما چند تا از معجزات ناب را می‌خواهیم که شما قبلاً ثبت کردید.

مسئول دفتر چندین نمونه که به هیچ وجه من الوجوه نمی‌توان در آن تشکیل کرد را آوردند. پرونده‌های پزشکی قبلی‌شان، تصاویر قبلی‌شان، شهود قبلی‌شان، پرونده پزشکی بعد، شهود بعد و خود طرف که با او مصاحبه صورت گرفته را آوردند که شفا گرفته است.

اتفاقاً یکی از آن موارد کلیپ آقای «سازگار» است که می‌گوید: من خودم در دستم بچه شفا گرفت. یک بچه فلج که پاهایش کاملاً خشک بود. پاهای این بچه در دست خودم گرفت. دیدم انگار خون در بدنش جاری شد، شکل با تغییر کرد و سالم شد و پاهای بچه شفا گرفت.

این‌هایی که مردم به چشمشان دارند می‌بینند، واقعاً می‌شود مردم را بعد از این همه کرامات از امام رضا علیه السلام جدا کرد؟!

مجری:

هر خانواده و طایفه‌ای دیدند. یعنی هر کس که می‌بینید با این همه لطف امام رضا گره خورده است.

استاد ابوالقاسمی:

هر کسی را که شما بگویید از «پروفسور سمیعی» گرفته که با ایشان مصاحبه کردن و گفت که وقتی حرف از امام رضا (علیه السلام) می‌شود، من دیگر هیچ نمی‌توانم بگویم.

آقای «فرشچیان» با آن عظمت که وقتی آمد آن ضریح را طراحی کند، موقع طراحی خودش می‌گوید: اصلاً کرامت امام رضا بود که توانستم طراحی کنم.

سرشناس‌هایی که مثلاً بخواهیم بگوییم من ابوالقاسمی نمی‌فهمم، فلانی نمی‌فهمد، فلانی درک نمی‌کند!! دیگر کسانی که مردم به آنها اعتقاد دارند را به عنوان آدم‌های فرهیخته می‌شناسند. همه اینها کرامت‌های امام رضا (علیه السلام) قبول دارند و دیدند.

حالا یک نفر می‌گوید که من نرفتم و ندیدم، اما واقعاً اگر بروی نمی‌شود نبینی. اینقدر آنجا کرامت دارد.

جالب هم هست کسانی که مشهد رفتند یا مشهدی هستند، می‌دانند گاهی اوقات نقارخانه حضرت بی وقت می زند که این حکمت دارد. وقتی بی‌وقت نقارخانه می‌زند، یعنی همان موقع یک نفر شهاب شفا گرفته است که به نقارخانه خبر می‌دهند و می زند.

شما در هفته دوبار یا سه بار می‌شنوید که بی وقت نقارخانه بزند. یعنی شفا گرفتن و کرامت و حاجت گرفتن خیلی امر عادی شده است. گر گدا کاهل بود تقصیر صاحبخانه چیست!

اهلبیت کریم هستند و اینقدر حاجت می‌دهند. اگر هم حاجت کسی را ندهند قطعاً روز قیامت بسیار بیشتر و بهتر برای او جبران خواهند کرد.

مجری:

خیلی ممنون. استفاده کردیم از محضر استاد ابوالقاسمی. برویم با همدیگر یک میان برنامه کوتاه ببینیم، دوباره در خدمتتان هستیم ان شاءالله.

بینندگان عزیز و محترم همراه شما هستیم با ادامه برنامه «أنیس النفوس». استاد ابوالقاسمی عزیز در قسمت قبل از کرامات امام رضا برایمان گفتند. شاعر عزیزی این چنین سروده است:

با روی گشاده آمده تا مشهد

دل را به تو داده آمده تا مشهد

آن کس که فلج بود و شفایش دادی

با پای پیاده آمده تا مشهد

خیلی ممنونیم که با ما همراه شدید. از شما التماس دعای ویژه داریم. در خدمت استاد ابوالقاسمی عزیز هستیم.

استاد شما در قسمت قبل از کرامات امام رضا بیان فرمودید. کمی هم از معارف رضوی برای ما بگویید.

استاد ابوالقاسمی:

بسم الله الرحمن الرحیم. در کتب شیعه روایاتی که از امام رضا (علیه السلام) است بسیار زیاد است، با توجه به آن جایگاهی که آن حضرت داشتند و از جهت ظاهری به مقام نائب السلطان رسیدند و به عنوان ولیعهدی برگزیده شدند.

با توجه به این قضیه فشارها دور و بر آن حضرت کمتر از بقیه ائمه اطهار بود. لذا روایات و مکتوبات زیادی از آن حضرت بر جای ماند. به خصوص که «مأمون» هم می‌خواست خودش را تبرئه کند و بگوید که من قاتل حضرت نبودم.

لذا در گردآوری آثار حضرت یک مقدار آن سخت‌گیری که بقیه می‌کردند را انجام نداد و گذاشت گردآوری شود.

لذا ما «عیون أخبار الرضا» را داریم که «مرحوم شیخ صدوق» گردآوری کردند. یک کتاب کامل فقط روایت‌هایی که از امام رضا (علیه السلام) رسیده است. در این معارف ما وقتی مراجعه می‌کنیم و آنها را می‌بینیم، بسیار معارف والایی است. در کتاب شریف «کافی» جلد اول کتاب الحجه باب:

«بَابُ أَنَّ الْأَئِمَّةَ وَرِثُوا عِلْمَ النَّبِی وَ جَمِیعِ الْأَنْبِیاءِ وَ الْأَوْصِیاءِ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِم»

ائمه اطهار وارثان علم پیامبر و همه انبیاء و اوصیائی که قبل از خودشان بودند.

«علی بن ابراهیم» از پدرش «عبدالعزیز مهتدی» و ایشان از «عبدالله بن جندب» نقل می‌کند:

«کتَبَ إِلَیهِ الرِّضَا ع»

امام رضا به او نامه‌ای نوشتند.

ما ابتدا سند این روایت را نگاه کنیم. این روایت را «علامه مجلسی» در «مرآة العقول» جلد سوم آورده است و می‌نویسد:

«باب أن الأئمة علیهم السلام ورثوا علم النبی و جمیع الأنبیاء و الأوصیاء علیهم السلام الذین من قبلهم الحدیث الأول: حسن»

مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول، نویسنده: مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، محقق / مصحح: رسولی محلاتی، سید هاشم، ج 3، ص 14، ح 1

شبیه همین را ما از کتاب «روضة المتقین» داریم. در کتاب «روضة المتقین شرح من لا یحضره الفقیه» آمده است:

«و فی الحسن کالصحیح»

روضة المتقین فی شرح من لا یحضره الفقیه، نویسنده: مجلسی، محمدتقی بن مقصودعلی، محقق / مصحح: موسوی کرمانی، حسین و اشتهاردی علی پناه، ج 13، ص 111، ح 5855

این روایت حسن است، اما کالصحیح به این دلیل که کسی که در سند روایت ممدوح است قبل از او از اصحاب اجماع وجود دارد.

لذا روایت صحیح به حساب می‌آید که امام رضا (علیه السلام) اینگونه فرمودند. بنابراین سند روایت طبق مبانی شیعه معتبر است. حال به سراغ متن روایت برویم.

«أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ مُحَمَّداً ص کانَ أَمِینَ اللَّهِ فِی خَلْقِهِ»

اما بعد حضرت محمد امین خدا در میان خلق بود.

هر ودیعه‌ای که خدای متعال برای مخلوقات فرستاده بود، در اختیار پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بود.

مهم‌ترین ودیعه هم علم است، علمی که برای هدایت است. یعنی تمام علوم در اختیار پیغمبر اکرم بوده است. لذا عنوان باب را «الْأَئِمَّةَ وَرِثُوا عِلْمَ النَّبِی» انتخاب می‌کند. ایشان «أَمِینَ اللَّهِ» را علومی می‌داند که در اختیار پیغمبر اکرم بوده است.

مجری:

یعنی امانتدار آن علوم هستند؟!

استاد ابوالقاسمی:

بله. مهم‌ترین چیزی که امانت به حساب می‌آید علم است. خدای متعال امتحانی که از ملائکه گرفت چه بود؟! همانطور که قرآن کریم می‌فرماید:

(وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ کلَّها ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَی الْمَلائِکةِ فَقالَ أَنْبِئُونِی بِأَسْماءِ هؤُلاءِ إِنْ کنْتُمْ صادِقِین)

سپس علم اسماء (علم اسرار آفرینش و نامگذاری موجودات) را همگی به آدم آموخت بعد آنها را به فرشتگان عرضه داشت و فرمود اگر راست می‌گوئید اسامی اینها را برشمارید!

سوره بقره (2): آیه 31

علم بود!

(إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ فَأَبَینَ أَنْ یحْمِلْنَها وَ أَشْفَقْنَ مِنْها وَ حَمَلَهَا الْإِنْسان)

ما امانت (تعهد، تکلیف، مسئولیت و ولایت الهیه) را بر آسمانها و زمین و کوه‌ها عرضه داشتیم آنها از حمل آن ابا کردند و از آن هراس داشتند، اما انسان آن را بر دوش کشید!

سوره احزاب (33): آیه 72

سپس در ادامه روایت آمده است:

«فَلَمَّا قُبِضَ ص کنَّا أَهْلَ الْبَیتِ وَرَثَتَهُ»

زمانی که پیغمبر اکرم از دنیا رفت، ما اهلبیت وارثان هستیم.

«فَنَحْنُ أُمَنَاءُ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ»

ما شدیم امین خدا در زمین.

سپس این را توضیح می‌دهند و می‌فرمایند:

«عِنْدَنَا عِلْمُ الْبَلَایا وَ الْمَنَایا»

ما می دانیم چه کسی چگونه امتحان خواهد شد و چه کسی چگونه خواهد مرد.

ما می دانیم که پایان کار هر چیزی چگونه خواهد بود.

«وَ أَنْسَابُ الْعَرَبِ وَ مَوْلِدُ الْإِسْلَامِ»

تمام انساب عرب را می دانیم و می دانیم چه کسانی فطرتشان فطرت اسلامی است.

«وَ إِنَّا لَنَعْرِفُ الرَّجُلَ إِذَا رَأَینَاهُ بِحَقِیقَةِ الْإِیمَانِ وَ حَقِیقَةِ النِّفَاقِ»

ما هرگاه شخصی را ببینیم می‌فهمیم که دارای ایمان است یا نفاق.

«وَ إِنَّ شِیعَتَنَا لَمَکتُوبُونَ بِأَسْمَائِهِمْ وَ أَسْمَاءِ آبَائِهِمْ»

شیعیان ما همگی اسامی خودشان و اسامی پدرانشان نوشته است.

«أَخَذَ اللَّهُ عَلَینَا وَ عَلَیهِمُ الْمِیثَاقَ»

خداوند هم از ما پیمان گرفته است و هم از آنها.

«یرِدُونَ مَوْرِدَنَا وَ یدْخُلُونَ مَدْخَلَنَا»

همان جایی که ما وارد می‌شویم آنها وارد می‌شوند و هرجایی ما برویم آن‌ها می‌روند.

«لَیسَ عَلَی مِلَّةِ الْإِسْلَامِ غَیرُنَا وَ غَیرُهُم»

شیعیان واقعی ما بر حقیقت اسلام و اساس اصلی اسلام جز ما و شیعیان واقعی ما وجود ندارند.

بقیه ادعا می‌کنند مسلمان واقعی هستند. ملت اسلام و اساس اسلام در اختیار ماست.

«نَحْنُ النُّجَبَاءُ النُّجَاةُ»

ما نجیبانی هستیم که نجات پیدا کردیم.

«وَ نَحْنُ أَفْرَاطُ الْأَنْبِیاءِ»

ما هستیم که بازماندگان انبیاء هستیم.

«وَ نَحْنُ أَبْنَاءُ الْأَوْصِیاءِ»

ما ذریه اوصیاء هستیم.

«وَ نَحْنُ الْمَخْصُوصُونَ فِی کتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ»

در قرآن برای ما حق خاص قرار داده شده است.

«وَ نَحْنُ أَوْلَی النَّاسِ بِکتَابِ اللَّهِ»

ما از همه به کتاب خدا شایسته‌تر هستیم.

«وَ نَحْنُ أَوْلَی النَّاسِ بِرَسُولِ اللَّهِ ص»

ما از همه به پیغمبر اکرم اولی هستیم.

«وَ نَحْنُ الَّذِینَ شَرَعَ اللَّهُ لَنَا دِینَهُ»

ما هستیم که خدای متعال تشریع دین خود را به خاطر ما قرار داده است.

اگر قانونی قرار داده است به خاطر این است که مردم به سراغ ما بیایند. یعنی ابزاری در اختیار ما باشد تا مردم مجبور شوند نزد ما بیایند.

«فَقَالَ فِی کتَابِهِ-»

خود امام می‌گوید مخاطب «لکم» ما آل محمد هستیم. دارد تفسیر می‌کند.

مجری:

البته استاد من در یک روایتی دیدم از معصومین که فرمودند: اگر در آیات قرآن متشابهات وجود دارد، به خاطر این است که مردم بدانند نیاز به امام هست. این درست است؟!

استاد ابوالقاسمی:

این هم برای این است که مردم مجبور شوند به ما مراجعه کنند.

«شَرَعَ لَکمْ یا آلَ مُحَمَّدٍ مِنَ الدِّینِ ما وَصَّی بِهِ نُوحاً»

ای آل محمد اگر خداوند دینی قرار داد این برای شما بود، همان چیزی که به نوح دادیم.

«قَدْ وَصَّانا بِمَا وَصَّی بِهِ نُوحاً»

توصیه کرد به ما همان چیزهایی که به نوح داده است.

«وَ الَّذِی أَوْحَینا إِلَیک یا مُحَمَّدُ»

و آن چیزی که بر تو وحی کردیم.

اینجا «إِلَیک» مخاطب کیست؟! پیغمبر اکرم.

«وَ ما وَصَّینا بِهِ إِبْراهِیمَ وَ مُوسی وَ عِیسی»

و آنچه به ابراهیم و موسی و عیسی دادیم.

پس هرآنچه به پیغمبر اکرم و نوح و ابراهیم و موسی داده شده است، آن‌ها را در تشریعی که برای شما اهلبیت است قرار داد.

«فَقَدْ عَلَّمَنَا وَ بَلَّغَنَا عِلْمَ مَا عَلِمْنَا»

هرآنچه می دانیم خداوند به ما داد.

«وَ اسْتَوْدَعَنَا عِلْمَهُمْ»

و ما را ودیعت گاه علم آنها قرار داد.

علم آنها در اختیار ما به امانت قرار داده شده است.

«نَحْنُ وَرَثَةُ أُولِی الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ»

ما وارثان انبیاء اولوالعزم هستیم.

«أَنْ أَقِیمُوا الدِّینَ یا آلَ مُحَمَّدٍ»

برای اینکه دین را برپا بدارید ای آل محمد.

«وَ لا تَتَفَرَّقُوا فِیهِ»

از دین جدا نشوید و تفرقه نداشته باشید.

«وَ کونُوا عَلَی جَمَاعَةٍ»

شما همه بر یک جماعت باشید.

«کبُرَ عَلَی الْمُشْرِکینَ»

برای مشرکین سنگین است.

مشرکین در این آیه چه کسی است؟! ما چند معنا برای شرک داریم. امام رضا (علیه السلام) تفسیر می‌کنند: کسانی که برای حضرت علی شریک قرار دادند.

«ما تَدْعُوهُمْ إِلَیهِ مِنْ وَلَایةِ عَلِی »

برایشان سنگین است و نمی‌توانند قبول کنند آن چیزی که شما آنها را به سمت آن دعوت می‌کنید و آن ولایت علی است.

شما دعوت می‌کنید «مَنْ أَشْرَک بِوَلَایةِ عَلِی» را «بِوَلَایةِ عَلِی». همین جا من یک پرانتز باز کنم. سند روایت که معتبر بود. بعضی افراد ادعا می‌کردند که اهلبیت دعوت به تشیع نداشتند. خیر چنین نیست، اهلبیت دعوت به ولایت امیرالمؤمنین داشتند.

«إِنَّ اللَّهَ یا مُحَمَّدُ یهْدِی إِلَیهِ مَنْ ینِیبُ مَنْ یجِیبُک إِلَی وَلَایةِ عَلِی ع»

ای محمد تنها کسی به سمت ولایت علی بن أبی طالب می‌آید که اهل انابه و تضرع و خضوع نزد خداوند باشد.

الکافی، نویسنده: کلینی، محمد بن یعقوب، محقق / مصحح: غفاری علی اکبر و آخوندی، محمد، ج 1، ص 223، ح 1

اما اگر واقعاً قلبش خاضع نباشد و اهل انابه نباشد، آن‌ها به سمت ولایت حضرت علی (علیه السلام) نخواهند آمد.

مجری:

یعنی اگر کسی از ولایت امیرالمؤمنین روی برمی گرداند، این یک قصه درونی دارد.

استاد ابوالقاسمی:

یک قصه درونی دارد. یک علتی دارد. اگر واقعاً به این صورت است که این شخص دنبال انابه به درگاه خدا نیست و دنبال تضرع نیست آنها به سمت ولایت نخواهند آمد و رویگردان می‌شوند، اما نه اینکه هر کسی هم نفهمید او اهل انابه نبوده است.

افراد زیادی هستند که علم به آنها نرسیده است یعنی مستضعف هستند، اما اگر به کسی گفتید و قبول نکرد، او اهل انابه نیست. اینطور دارد بیان می‌کند. این یکی از روایاتی است که از امام رضا (علیه السلام) آمده است.

روایت دیگری که باز با سند صحیح آمده است، در کتاب «عیون اخبار الرضا» جلد دوم هست و سند روایت هم معتبر است.

راوی اول «احمد بن زیاد بن جعفر همدانی» است که ثقه است. راوی دوم «علی بن ابراهیم» ثقه است. پدرش ثقه است. «عبد السلام بن صالح هروی» ثقه است. در روایت آمده است:

«سَمِعْتُ دِعْبِلَ بْنَ عَلِی الْخُزَاعِی یقُولُ لَمَّا أَنْشَدْتُ مَوْلَای الرِّضَا ع قَصِیدَتِی الَّتِی أَوَّلُهَا مَدَارِسُ آیاتٍ خَلَتْ مِنْ تِلَاوَةٍ وَ مَنْزِلُ وَحْی مُقْفِرُ الْعَرَصَات»

«دعبل» شاعر معروف شیعه است. این شعر معروفی نزد عرب‌هاست و از آن شعرهایی است که در آن خصوصیت‌های ادبی زیادی به کار رفته است.

او نقل می‌کند که این شعر را نزد امام رضا (علیه السلام) خواندم و یک بیت راجع به امام زمان (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) گفته بودم.

«خُرُوجُ إِمَامٍ لَا مَحَالَةَ خَارِجٌ»

امامی خواهد آمد که قطعاً قیام می‌کند.

«یقُومُ عَلَی اسْمِ اللَّهِ وَ الْبَرَکات»

قیام می‌کند با اسم خداوند و برکت می‌آورد.

«یمَیزُ فِینَا کلَّ حَقٍّ وَ بَاطِلٍ»

تمام حق را از باطل جدا می‌کند.

«وَ یجْزِی عَلَی النَّعْمَاءِ وَ النَّقِمَات»

بر نعمت‌ها و بدی‌ها جزا خواهد داد.

اگر کار خوب کنید جزای خوب خواهد داد و اگر کار بد کنید جزای بد خواهد داد. همان چیزی که خدای متعال به حضرت ذوالقرنین فرمود.

(هذا عَطاؤُنا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِک بِغَیرِ حِساب)

(و به او گفتیم) این عطای ماست به هر کس می‌خواهی (و صلاح می‌بینی) ببخش و از هر کس می‌خواهی امساک کن و حسابی بر تو نیست.

سوره ص (38): آیه 39

در ادامه روایت آمده است:

«بَکی الرِّضَا ع بُکاءً شَدِیداً»

امام رضا (علیه السلام) خیلی گریه کردند.

«ثُمَّ رَفَعَ رَأْسَهُ إِلَی فَقَالَ لِی یا خُزَاعِی نَطَقَ رُوحُ الْقُدُسِ عَلَی لِسَانِک بِهَذَینِ الْبَیتَینِ»

سپس سرشان را بلند کردند و فرمود: ای خزاعی! این دو بیت را روح القدس از زبان تو خواند.

«نَطَقَ رُوحُ الْقُدُسِ عَلَی لِسَانِک»

یعنی زمانی که زبانت داشت حرکت می‌کرد روحت متصل به روح القدس شده بود.

«فَهَلْ تَدْرِی مَنْ هَذَا الْإِمَامُ وَ مَتَی یقُومُ»

می دانی این امام چه کسی است و کی قیام خواهد کرد؟!

«فَقُلْتُ لَا یا سَیدِی إِلَّا أَنِّی سَمِعْتُ بِخُرُوجِ إِمَامٍ مِنْکمْ یطَهِّرُ الْأَرْضَ مِنَ الْفَسَادِ وَ یمْلَؤُهَا عَدْلًا»

من گفتم: خیر آقاجان نمی‌دانم. من شنیدم که امامی از شما اهلبیت قیام خواهد کرد و زمین را از فساد پاک خواهد ساخت و پر از عدل خواهد کرد.

مجری:

استاد یک سؤال اینجا وجود دارد، چون شاید برای بینندگان سؤال شود. پس تفکر راجع به مهدویت و خروج امام در میان شیعیان وجود داشته است قبل از امام حسن عسکری و قبل از امام هادی. پس این وجود داشت. درست است؟!

استاد ابوالقاسمی:

نه فقط مهدویت، بلکه تفکر غیبت هم موجود بود. ما کتاب «الغیبة» داریم از زمان امام صادق (علیه السلام) که اصحاب امام صادق نوشتند امام آخر غیبت خواهد داشت.

مجری:

پس این وجود داشته است!

استاد ابوالقاسمی:

بله. این تفکر در نزد کسانی که اهل فن بودند، اهل علم بودند، مراجعه به روایات معصومین (علیهم السلام) کرده بودند زیاد بود و این قضیه را می‌دانستند.

«فَقُلْتُ لَا یا سَیدِی إِلَّا أَنِّی سَمِعْتُ بِخُرُوجِ إِمَامٍ مِنْکمْ یطَهِّرُ الْأَرْضَ مِنَ الْفَسَادِ وَ یمْلَؤُهَا عَدْلًا»

من گفتم: خیر آقاجان نمی‌دانم. من شنیدم که امامی از شما اهلبیت قیام خواهد کرد و زمین را از فساد پاک خواهد ساخت و پر از عدل خواهد کرد.

آقایان وهابی ادعا می‌کنند که یک روایت می‌خواهیم از امام زمان به اسم باشد!

«فَقَالَ یا دِعْبِلُ الْإِمَامُ بَعْدِی مُحَمَّدٌ ابْنِی وَ بَعْدَ مُحَمَّدٍ ابْنُهُ عَلِی وَ بَعْدَ عَلِی ابْنُهُ الْحَسَنُ وَ بَعْدَ الْحَسَنِ ابْنُهُ الْحُجَّةُ الْقَائِمُ»

امام رضا فرمودند: ای دعبل! بعد از من فرزندم محمد است و بعد از محمد پسرش علی است و بعد از علی پسرش حسن است و بعد از حسن پسرش حجت و قائم.

«الْمُنْتَظَرُ فِی غَیبَتِهِ الْمُطَاعُ فِی ظُهُورِهِ»

کسی که در زمان غیبتش انتظارش را می‌کشند و وقتی ظهور کند همه از او اطاعت می‌کنند.

«لَوْ لَمْ یبْقَ مِنَ الدُّنْیا إِلَّا یوْمٌ وَاحِدٌ»

بدان خروج او قطعی است، اگر از عمر دنیا تنها یک روز باقی مانده باشد.

«لَطَوَّلَ اللَّهُ ذَلِک الْیوْمَ حَتَّی یخْرُجَ»

خدای متعال آن روز را آنقدر طولانی می‌کند که او قیام کند.

«فَیمْلَأَهَا عَدْلًا»

و زمین را پر از عدل می‌کند.

همه چیز در جای خودش قرار خواهد گرفت.

«کمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً»

همانطور که پر از ظلم و جور شده بود.

«وَ أَمَّا مَتَی فَإِخْبَارٌ عَنِ الْوَقْتِ»

اما اگر بگویم چه زمانی ظهور خواهد کرد، خبر از وقت است که نمی‌توانیم آن را انجام بدهیم.

«وَ لَقَدْ حَدَّثَنِی أَبِی عَنْ أَبِیهِ عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِی ع أَنَّ النَّبِی ص قِیلَ لَهُ یا رَسُولَ اللَّهِ ص مَتَی یخْرُجُ الْقَائِمُ مِنْ ذُرِّیتِک»

پدرم نقل کرد از پدرش و از پدرانش و از امیرالمؤمنین و از پیغمبر اکرم که به حضرت گفته شد: یا رسول الله! آن کسی که از ذریه شما قیام می‌کند کی خروج خواهد کرد؟!

«فَقَالَ مَثَلُهُ مَثَلُ السَّاعَةِ»

حضرت فرمود: مثل قیام قیامت است.

«لا یجَلِّیها لِوَقْتِها إِلَّا هُوَ»

پرده را از زمان آن برنمی دارد جز خداوند متعال.

فقط خداست که می‌گوید اگر الآن وقتش شد باید انجام شود.

«ثَقُلَتْ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ»

علمش بر آسمان و زمین سنگین است و آن‌ها نمی‌توانند علم این قضیه را تحمل کنند.

«لا تَأْتِیکمْ إِلَّا بَغْتَة»

ظهور ناگهانی خواهد بود!

عیون أخبار الرضا علیه السلام، نویسنده: ابن بابویه، محمد بن علی، محقق / مصحح: لاجوردی، مهدی، ج 2، ص 265، ح 35

لذا ما هر آن باید انتظار ظهور امام زمان (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) را داشته باشیم.

مجری:

این در واقع ترجمان دیگری از «کذب الوقاتون» است. درست است؟!

استاد ابوالقاسمی:

یکی از روایت‌هایی که مضمونش «کذب الوقاتون» است، دقیقاً همین است. ما به هیچ وجه وقت تعیین نمی‌کنیم. تنها کاری که ما می‌کنیم این است که می‌گوییم خدای متعال زمان ظهور حضرت را برایشان معین می‌کنند و ایشان باید ظهور کنند.

مجری:

استاد بگذارید من این سؤال را بپرسم، چون خیلی برای بینندگان و خودمان این سؤال مطرح شده است. اینکه نمی‌شود وقت تعیین کرد حتی به صورت کلی.

استاد ابوالقاسمی:

کلی یعنی چه؟!

مجری:

یعنی اینکه شاید کسی بگوید نمی‌شود گفت در فلان ساعت و فلان روز، ولی شاید اولیای الهی بتوانند به صورت کلی بدانند در قرن فلان در دهه فلان.

استاد ابوالقاسمی:

حتی قرن و دهه هم نمی‌شود گفت، به این دلیل که ما روایات متعددی داریم که زمان ظهور حضرت بداء بردار است. زمانش و نه خود ظهور.

زمان ظهور حضرت و زمان تشکیل حکومت اسلامی بداء بردار است. با توجه به این قضیه هیچکس جز خدای متعال نمی‌تواند چنین چیزی را مطرح کند.

البته در یکی از جلسات برنامه‌های مهدویتی که جمعه شب‌ها هست، آقای «هوشیار» خیلی قشنگ آمدند سه چهار هفته قبل مفصل راجع به این قضیه صحبت کردند.

آقا ما خروج یمانی را قبل از ظهور حضرت داریم. سفیانی را داریم. نفس زکیه را داریم. ایشان خیلی قشنگ تحلیل کرد که تنها اتفاقی که همزمان با ظهور است و هیچ بداء ندارد صیجه آسمانی است.

بقیه اولاً ممکن است در آن بداء بخ بدهد. ثانیاً ممکن است ما تشخیص ندهیم. مثلاً وقتی که داعش آمد یک عده گفتند سفیانی است، بعد معلوم شد نبوده است. شاید کس دیگری بیاید. ما از کجا یقین کنیم سفیانی است.

اینکه ما تشخیص بدهیم چه کسی سفیانی است، این‌ها هیچ کدام برای ما قطعی نیست.

مجری:

اینکه می‌فرمایید بداء بردار است، یعنی احتمال دارد کلاً کأن لم یکن شود این نشانه؟!

استاد ابوالقاسمی:

زمان. نشانه‌ها بله. روایتی است که «مرحوم نعمانی» در کتاب خودش آخرین روایت آن را آورده است. در روایت آمده است که اگر شما یقین داشتید حضرت از بابی خواهد آمد یعنی به شما گفته بودند حضرت از اینجا می‌آید، اما از یک باب دیگری آمد منکر آن نشوید.

یعنی همه این‌هایی که ما گفتیم بداء بردار است و احتمال دارد محقق نشود. یک کتاب علامت‌ها را آورده است، آخرش این یک روایت را آورده است یعنی مردم حواستان را جمع کنید. این علامت‌هایی که بیان می‌شود هیچ کدام قطعیت ۱۰۰ درصدی ندارد و ممکن است در آن بداء رخ بدهد.

مجری:

استاد اگر صلاح بدانید یک فاصله کوتاهی داشته باشیم، دوباره در خدمتتان خواهیم بود. بینندگان عزیز خیلی ممنونیم که تا به این لحظه با ما همراه هستید. ان شاءالله با هم یک میان برنامه کوتاه ببینیم، دوباره در خدمتتان خواهیم بود.

بینندگان عزیز لازم به ذکر است که شما می‌توانید از طریق راه‌های ارتباطی که توسط همکارانم زیرنویس می‌شود با ما در تماس باشید و سؤالات خودتان را در برنامه مطرح بکنید ان شاءالله.

در خدمت استاد ابوالقاسمی بودیم با معارف رضوی. استاد برایمان از معارف رضوی می‌فرمودید، سراپا گوشیم.

استاد ابوالقاسمی:

بله یکی دیگر از معارف رضویه که بسیار مهم است و حتی مقام معظم رهبری به این قضیه بسیار تاکید داشتند و روی آن تاکید کردن، دقیقاً مسئله نامه «جوامع الشریعه» اثر امام رضا (علیه السلام) است.

اولین چیزی که در مورد امام رضا (علیه السلام) فرمودند به این صورت است. ایشان این نامه را برای کنگره امام رضا (علیه السلام) فرستادند. نامه در پیام به کنگره علمی بین‌المللی امام علی بن موسی الرضا 18/05/1363 فرستاده شده است.

در سایت فارسی «Khamenei.ir» هم این نامه موجود هست. در این سایت آمده است: "پیام به کنگره علمی بین المللی امام علی بن موسی الرضا راجع به بهره‌برداری اصلی امام از این ماجرا یعنی ولایت عهدی بسی از این مهمتر است.

امام با قبول ولیعهدی دست به حرکتی می‌زند که در تاریخ زندگی ائمه اطهار پس از پایان خلافت اهل بیت (علیهم السلام) در سال چهلم هجری تا آن روز و تا آخر دوران خلافت بی‌نظیر بوده است.

آن برملا کردن داعیه امامت شیعی یعنی علنی مطرح کردن مسئله امامت شیعی است در سطح عظیم اسلام و دریدن پرده غلیظ تقیه و رساندن پیام تشیع به گوش همه مسلمانان‌هاست.

تریبون عظیم خلافت در اختیار امام قرار گرفت و امام در آن سخنانی را که در طول ۱۵۰ سال جز در خفا و با تقیه و به خصیصین و یاران نزدیک گفته نشده بود با صدای بلند فریاد کرد و با استفاده از امکانات معمولی آن زمان که جز در اختیار خلفا و نزدیکان درجه یک آنها قرار نمی‌گرفت آن را به گوش همه رساند.

مناظرات امام در مجمع علما و در محضر «مأمون» که در آن قوی‌ترین استدلال‌های امامت را بیان فرموده است."

یکی از مناظرات را من در همین شبکه در روز ولادت امام رضا (علیه السلام) عرض کردم. آن مناظره معروفی که با رؤسای تمام فرقه‌های فکری صورت گرفت که معجزات فراوانی هم در همان رخ داده است. بعد مقام معظم رهبری می‌فرمایند:

"نامه جوامع الشریعه که در آن همه رئوس مطالب عقیدتی و فقهی شیعی را برای «فضل بن سهل» نوشته است.

حدیث معروف امامت که در مرو برای «عبدالعزیز بن مسلم» کرده است. قصاید فراوانی که در مدح آن حضرت به مناسبت ولایت عهدی سروده شده است و برخی از آن مانند قصیده «دعبل» و «ابونواس» همیشه در شمار قصائد برجسته عربی به شمار رفته است، نمایشگر این موفقیت عظیم است."

اینکه الآن ما مطرح کردیم نامه جوامع الشریعة چیست؟! از خود کتاب «عیون أخبار الرضا» بیاورم. در این کتاب باب:

«باب ما کتبه الرضا ع للمأمون فی محض الإسلام و شرائع الدین»

عیون أخبار الرضا علیه السلام، نویسنده: ابن بابویه، محمد بن علی، محقق / مصحح: لاجوردی، مهدی، ج 2، ص 121، باب 35

یک باب «مرحوم شیخ صدوق» این روایت را آورده است. چندین سند برایش مطرح می‌کند. «عبدالواحد بن محمد بو عبدوس نیشابوری»، «علی بن محمد بن قتیبه نیشابوری» از «فضل بن شاذان» که او می‌گوید.

«فضل» هم کتابی داشته که احادیث امام رضا (علیه السلام) را در آن جمع آوری کرده است.

«سَأَلَ الْمَأْمُونُ عَلِی بْنَ مُوسَی الرِّضَا ع أَنْ یکتُبَ لَهُ مَحْضَ الْإِسْلَامِ عَلَی سَبِیلِ الْإِیجَازِ وَ الِاخْتِصَارِ»

ایشان از امام رضا درخواست کرد که خلاصه خلاصه اسلام را به من یاد بدهید. یک سری چیزهای دیگری هست که فروعات اسلام است. او گفت که می‌خواهم اساس اعتقادات، اساس واجبات و محرمات، اساس مستحباب و مکروهات را یاد بگیرم.

«فَکتَبَ ع لَهُ أَنَّ مَحْضَ الْإِسْلَامِ شَهَادَةُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِیک لَهُ إِلَهاً وَاحِداً أَحَداً فَرْداً صَمَداً قَیوماً سَمِیعاً بَصِیراً قَدِیراً قَدِیماً قَائِماً بَاقِیاً عَالِماً لَا یجْهَلُ قَادِراً لَا یعْجِزُ غَنِیاً لَا یحْتَاجُ عَدْلًا لَا یجُورُ وَ أَنَّهُ خالِقُ کلِّ شَی‌ءٍ وَ لَیسَ کمِثْلِهِ شَی‌ءٌ لَا شِبْهَ لَهُ وَ لَا ضِدَّ لَهُ وَ لَا نِدَّ لَهُ وَ لَا کفْ‌ءَ لَهُ وَ أَنَّهُ الْمَقْصُودُ بِالْعِبَادَة وَ الدُّعَاءِ وَ الرَّغْبَةِ وَ الرَّهْبَة»

حضرت یک سری از صفات خداوند متعال را مطرح می‌کنند، سپس راجع به پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند:

«وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ وَ أَمِینُهُ وَ صَفِیهُ وَ صَفْوَتُهُ مِنْ خَلْقِهِ وَ سَیدُ الْمُرْسَلِینَ وَ خَاتَمُ النَّبِیینَ وَ أَفْضَلُ الْعَالَمِینَ»

سپس می‌فرماید:

«لَا نَبِی بَعْدَهُ»

بعد از او نبی نمی‌آید.

«وَ لَا تَبْدِیلَ لِمِلَّتِهِ»

دینشان تغییر پذیر نیست.

«وَ لَا تَغْییرَ لِشَرِیعَتِه»

و در شریعت تغییری صورت نمی‌گیرد.

هرآنچه که پیغمبر اکرم آورده است باید قبول شود و باید مورد تصدیق قرار بگیرد و هرآنچه که بقیه انبیاء آورده‌اند. دین اسلام خاتمه همه دین‌ها و کتاب‌هاست. سپس قرآن کریم را مطرح می‌کند و می‌فرماید:

«وَ التَّصْدِیقُ بِکتَابِهِ الصَّادِقِ الْعَزِیز»

قرآن کریم باید مورد تأیید باشد.

«الَّذِی لا یأْتِیهِ الْباطِلُ مِنْ بَینِ یدَیهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِیلٌ مِنْ حَکیمٍ حَمِید»

نمی‌شود چیزی به قرآن کریم اضافه کرد.

«حَقٌّ مِنْ فَاتِحَتِهِ إِلَی خَاتِمَتِه»

از اول تا آخرش حق است.

این مطلب خیلی مهم است، زیرا افرادی شیعه را متهم به تحریف قرآن کریم می‌کنند. امام رضا تأیید فرمودند که از اول تا آخر قرآنی که دست شماست حق است.

«نُؤْمِنُ بِمُحْکمِهِ وَ مُتَشَابِهِهِ وَ خَاصِّهِ وَ عَامِّهِ وَ وَعْدِهِ وَ وَعِیدِهِ وَ نَاسِخِهِ وَ مَنْسُوخِهِ»

سپس می‌فرمایند:

«وَ قِصَصِهِ وَ أَخْبَار»

این عبارت هم خیلی مهم است، زیرا افرادی ادعا می‌کنند که این قصه‌ها چیزهایی گفته که واقعیت نبوده است. تمام قرآن کریم حتی قصه‌ها و اخبار واقعیت است.

«لَا یقْدِرُ أَحَدٌ مِنَ الْمَخْلُوقِینَ أَنْ یأْتِی بِمِثْلِه»

هیچکسی قادر نیست کتابی شبیه به قرآن بیاورد.

«وَ أَنَّ الدَّلِیلَ بَعْدَهُ وَ الْحُجَّةَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ وَ الْقَائِمَ بِأَمْرِ الْمُسْلِمِینَ وَ النَّاطِقَ عَنِ الْقُرْآنِ وَ الْعَالِمَ بِأَحْکامِهِ»

اساس اختلافات از اینجا شروع می‌شود. راهنمای مردم بعد از پیغمبر اکرم کیست؟! حجت بر مؤمنین چه کسی است؟! کسی که متولی امور مسلمین است چه کسی است؟! کسی که سخنگوی قرآن است چه کسی است؟! کسی که عالم به کل احکام قرآن است چه کسی است؟!

«أَخُوهُ وَ خَلِیفَتُهُ وَ وَصِیهُ وَ وَلِیهُ وَ الَّذِی کانَ مِنْهُ بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَی عَلِی بْنُ أَبِی طَالِبٍ ع أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ وَ إِمَامُ الْمُتَّقِینَ وَ قَائِدُ الْغُرِّ الْمُحَجَّلِینَ وَ أَفْضَلُ الْوَصِیینَ وَ وَارِثُ عِلْمِ النَّبِیینَ وَ الْمُرْسَلِینَ»

برادر پیغمبر اکرم، خلیفه پیغمبر اکرم، وصی پیغمبر اکرم، ولی پیغمبر اکرم، کسی که به منزله هارون نسبت به حضرت موسی بود علی بن أبی طالب امیرالمؤمنین و امام المتقین و قائد الغر المحجلین و بهترین وصی و وارث علم پیامبران و مرسلین.

«وَ بَعْدَهُ الْحَسَنُ وَ الْحُسَینُ سَیدَا شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ ثُمَّ عَلِی بْنُ الْحُسَینِ زَینُ الْعَابِدِینَ ثُمَّ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِی بَاقِرُ عِلْمِ النَّبِیینَ ثُمَّ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ الصَّادِقُ وَارِثُ عِلْمِ الْوَصِیینَ ثُمَّ مُوسَی بْنُ جَعْفَرٍ الْکاظِمُ ثُمَّ عَلِی بْنُ مُوسَی الرِّضَا ثُمَّ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِی ثُمَّ عَلِی بْنُ مُحَمَّدٍ ثُمَّ الْحَسَنُ بْنُ عَلِی ثُمَّ الْحُجَّةُ الْقَائِمُ الْمُنْتَظَرُ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیهِمْ أَجْمَعِین»

در ادامه می‌فرمایند:

«أَشْهَدُ لَهُمْ بِالْوَصِیةِ وَ الْإِمَامَةِ»

بعد می فرمایند:

«وَ أَنَّ الْأَرْضَ لَا تَخْلُو مِنْ حُجَّةِ اللَّهِ تَعَالَی عَلَی خَلْقِهِ فِی کلِّ عَصْرٍ وَ أَوَانٍ»

زمین در هر عصر و زمانی از حجت الهی خالی نمی‌شود.

«وَ أَنَّهُمُ الْعُرْوَةُ الْوُثْقَی»

آن‌ها عروة الوثقی هستند، آن ریسمان محکمی که باید به آن چنگ زد.

«وَ أَئِمَّةُ الْهُدَی»

آن‌ها ائمه هدایت هستند.

«وَ الْحُجَّةُ عَلَی أَهْلِ الدُّنْیا إِلَی أَنْ یرِثَ اللَّهُ الْأَرْضَ وَ مَنْ عَلَیها»

آن بزرگوار حجت بر اهل دنیا هستند تا زمانی که قیامت می‌شود.

«وَ أَنَّ کلَّ مَنْ خَالَفَهُمْ ضَالٌّ مُضِلٌّ بَاطِلٌ تَارِک لِلْحَقِّ وَ الْهُدَی»

هرکسی با آنها مخالفت کند گمراه است و دیگران را گمراه می‌کند و باطل است و تارک حق است و تارک هدایت است.

«وَ أَنَّهُمُ الْمُعَبِّرُونَ عَنِ الْقُرْآنِ»

آن‌ها هستند که از زبان قرآن سخن می گویند.

«وَ النَّاطِقُونَ عَنِ الرَّسُولِ ص بِالْبَیانِ»

آن‌ها سخنگوهای پیغمبر اکرم هستند.

«وَ مَنْ مَاتَ وَ لَمْ یعْرِفْهُمْ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیةً»

هرکسی بمیرد و آنها را نشناسد به مرگ جاهلیت از دنیا رفته است.

مجری:

استاد البته این را خود ما هم درک می‌کنیم. امروز با تشتت آرائی که حول قرآن هست، حول سنت هست، حقیقتاً نیاز به یک سخنگو از جانب خدا و پیغمبر هست.

استاد ابوالقاسمی:

واقعاً اینطور است. الآن هر گروهی ادعا می‌کنند ما طرفدار قرآن هستیم، قرآن را هم می‌آورد و به آن استناد می‌کند. کدام یک از این‌ها واقعاً فهم صحیح از قرآن هست؟! باید یک نفری از طرف پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) تعیین شده باشد و به او مراجعه کنیم. بعد شروع می‌کنند ابتدا رئوس اخلاقیات را می گویند:

«وَ أَنَّ مِنْ دِینِهِمُ الْوَرَعَ وَ الْعِفَّةَ وَ الصِّدْقَ وَ الصَّلَاحَ وَ الِاسْتِقَامَةَ وَ الِاجْتِهَادَ وَ أَدَاءَ الْأَمَانَةِ إِلَی الْبَرِّ وَ الْفَاجِرِ وَ طُولَ السُّجُودِ وَ صِیامَ النَّهَارِ وَ قِیامَ اللَّیلِ وَ اجْتِنَابَ الْمَحَارِمِ وَ انْتِظَارَ الْفَرَجِ بِالصَّبْرِ وَ حُسْنَ الْعَزَاء وَ کرَمَ الصُّحْبَةِ»

سپس به سراغ احکام می‌آیند و می‌فرمایند:

«ثُمَّ الْوُضُوءُ کمَا أَمَرَ اللَّهُ تَعَالَی فِی کتَابِهِ غَسْلُ الْوَجْهِ وَ الْیدَینِ مِن الْمِرْفَقَینِ»

امام رضا می‌فرمایند که در وضو گرفتن از آرنج بشویید!! حال امام رضا شیعه بود یا سنی؟! وهابی‌ها ادعا می‌کنند یک روایت بیاورید که ائمه‌تان اینطور وضو گرفته باشند. این در حالی است که ما ده ها روایت با اسناد صحیح داریم که یک مورد این روایت است.

«وَ مَسْحُ الرَّأْسِ وَ الرِّجْلَینِ»

سر و دو پا را باید مسح کرد.

مجری:

البته استاد اهمیت این نامه به نظر حقیر بیشتر می‌شود از این جهت که دارد به معموم می‌نویسد.

استاد ابوالقاسمی:

بله. وضو را مطرح می‌کند.

«مَرَّةً وَاحِدَةً وَ لَا ینْقُضُ الْوُضُوءَ إِلَّا غَائِطٌ أَوْ بَوْلٌ أَوْ رِیحٌ أَوْ نَوْمٌ أَوْ جَنَابَةٌ وَ أَنَّ مَنْ»

مجری:

یعنی حضرت آن عقاید حقه شیعه را کاملاً بیان می‌کنند.

استاد ابوالقاسمی:

آیا آن چیزهایی که اهل سنت به عنوان مبطلات وضو می گویند درست است یا آنکه شیعه می‌گوید؟! آنکه شیعه می‌گوید. آیا مسح بر خفین داریم؟! خیر، مسح بر خفین نداریم.

«مَسَحَ عَلَی الْخُفَّینِ فَقَدْ خَالَفَ اللَّهَ تَعَالَی وَ رَسُولَهُ وَ تَرَک فریضة [فَرِیضَتَهُ] وَ کتَابَهُ»

یعنی یکی یکی آن مسائل اصلی اختلافی را آن جاهایی که اختلاف شده حضرت دارند بیان می‌کنند که درست آن چیست.

«وَ غُسْلُ یوْمِ الْجُمُعَةِ سُنَّةٌ وَ غُسْلُ الْعِیدَینِ وَ غُسْلُ دُخُولِ مَکةَ وَ الْمَدِینَةِ وَ غُسْلُ الزِّیارَةِ وَ غُسْلُ الْإِحْرَامِ»

حضرت سپس نمازها را مطرح می‌کنند که باید چگونه باشد.

«وَ لَا صَلَاةَ خَلْفَ الْفَاجِرِ»

آیا پشت سر فاسق و فاجر می‌شود نماز خواند؟! شیعیان می گویند فقط پشت سر انسان عادل می‌شود نماز خواند، در حالی که اهل سنت معتقدند پشت سر فاجر هم می‌توان نماز خواند.

«وَ لَا یقْتَدَی إِلَّا بِأَهْلِ الْوَلَایةِ»

امام جماعت تنها باید اهل ولایت حضرت علی باشد.

«وَ لَا یصَلَّی فِی جُلُودِ الْمَیتَةِ»

آیا به فتوای «ابوحنیفه» که می‌شود در جلد میته نماز خواند، درست است؟! خیر.

«وَ لَا فِی جُلُودِ السِّبَاعِ»

نمی توان در پوست درنده‌ها نماز خواند.

«وَ لَا یجُوزُ أَنْ یقُولَ فِی التَّشَهُّدِ الْأَوَّلِ»

نمی‌توان در تشهد اول سلام گفت.

«وَ إِذَا قَصَّرْتَ أَفْطَرْتَ وَ مَنْ لَمْ یفْطِرْ لَمْ یجْزِئْ عَنْهُ صَوْمُهُ فِی السَّفَرِ»

وقتی روزه شما قصر شد افطار واجب است و اگر هم افطار نکنید روزه‌تان درست نیست.

در حالی که اهل سنت معتقدند اگر روزه را افطار کنید اشکال دارد.

مجری:

پس هرکدام از این فرازها قائلانی دارد.

استاد ابوالقاسمی:

بله، دقیقاً. تکبیر بر نماز میت چند تاست؟!

«وَ الصَّلَاةُ عَلَی الْمَیتِ خَمْسُ تَکبِیرَاتٍ فَمَنْ نَقَصَ فَقَدْ خَالَفَ سُنَّةً»

نماز میت پنج تکبیر دارد که اگر کمتر بگویید مخالف سنت هستید.

میت را چطور در قبر بگذاریم؟!

«وَ الْمَیتُ یسَلُّ مِنْ قِبَلِ رِجْلَیهِ وَ یرْفَقُ بِهِ إِذَا أُدْخِلَ قَبْرَهُ وَ الْإِجْهَارُ بِ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ* فِی جَمِیعِ الصَّلَوَاتِ سُنَّةٌ»

جالب این است که اهل سنت هم دقیقاً همین را از امام رضا (علیه السلام) نقل کردند. آن‌ها نقل کردند که امام رضا در همه نمازهایش جهر به بسم الله داشتند.

آقای «ذهبی» در کتاب «سیر أعلام النبلاء» نقل می‌کند از «احمد بن خالد ذهلی امیر» و می‌نویسد:

«صلیت خلف علی الرضی بنیسابور فجهر ببسم الله الرحمن الرحیم فی کل سورة»

پشت سر امام رضا در نیشابور نماز خواندم. حضرت هر سوره‌ای که می‌خواند بسم الله را بلند می‌خواند.

اینجا نقل شده است که به شخصی گفتند چرا در مدح امام رضا شعر نمی‌گویی؟! او شعری سرود که اینطور بود:

«فعلام ترکت مدح ابن موسی»

چرا برای پسر موسی بن جعفر شعر نگفتی؟

«بالخصال آلتی تجمعن فیه»

تو که برای همه شعر گفتی.

«قلت لا أهتدی لمدح إمام»

من بیایم مدح امامی را بگویم،

«کان جبریل خادما لأبیه»

که جبرئیل خادم پدرش بوده است؟

«ذهبی» می‌گوید:

«قلت لا یسوغ إطلاق هذا الاخیر إلا بتوقیف بل کان جبریل معلم نبینا»

تا زمانی که روایت نباشد ما قبول نمی‌کنیم. جبرئیل معلم پیغمبر اکرم بوده است.

سیر أعلام النبلاء، اسم المؤلف: محمد بن أحمد بن عثمان بن قایماز الذهبی أبو عبد الله، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بیروت - 1413، الطبعة: التاسعة، تحقیق: شعیب الأرناؤوط, محمد نعیم العرقسوسی، ج 9، ص 389، باب 125 علی الرضی

این در حالی است که در روایت داریم رسول اکرم می‌فرماید: من نبی بودم در حالی که آدم بین خاک و گل بود! متأسفانه اگر فضیلت پیغمبر را هم بگویید، «ذهبی» قبول نمی‌کند. برویم ادامه روایت را بیان کنیم. سپس زکات را مطرح می‌کنند و می‌فرمایند:

«وَ الزَّکاةُ الْفَرِیضَةُ فِی کلِّ مِائَتَی دِرْهَمٍ خَمْسَةُ دَرَاهِمَ وَ لَا یجِبُ فِیمَا دُونَ ذَلِک شَی‌ءٌ وَ لَا تَجِبُ الزَّکاةُ عَلَی الْمَالِ حَتَّی یحُولَ عَلَیهِ الْحَوْلُ»

در ادامه می‌فرماید:

«وَ لَا یجُوزُ دفع‌ها إِلَّا إِلَی أَهْلِ الْوَلَایةِ»

زکات به غیر از اهل ولایت داده نمی‌شود.

در ادامه احکام حیض و نفاس را مطرح می‌کند و می‌نویسد:

«وَ أَکثَرُ الْحَیضِ عَشَرَةُ أَیامٍ وَ أَقَلُّهُ ثَلَاثَةُ أَیام»

سپس می‌فرمایند:

«وَ لَا یجُوزُ أَنْ یصَلَّی التَّطَوُّعُ فِی جَمَاعَةٍ»

نماز تراویح را نمی‌توان به جماعت خواند.

«لِأَنَّ ذَلِک بِدْعَةٌ وَ کلُّ بِدْعَةٍ ضَلَالَةٌ وَ کلُّ ضَلَالَةٍ فِی النَّارِ»

حضرت در هر بخش از این روایت می‌فرمایند که حق با شیعیان من است! حضرت سپس احکام دیگری را مطرح می‌کنند تا جایی که می‌رسند به متعتین و می‌فرمایند: خداوند دو متعه در قرآن آورده است: متعه نساء و متعه حج. این‌ها را باید قبول کنند.

در ادامه می‌فرمایند که آیا اعتقاد جبر درست است یا تفویض؟! هیچکدام. افعال بندگان را خدای متعال خلق می‌کند.

«وَ أَنَّ أَفْعَالَ الْعِبَادِ مَخْلُوقَةٌ لِلَّهِ تَعَالَی خَلْقَ تَقْدِیرٍ لَا خَلْقَ تَکوِین وَ اللَّهُ خالِقُ کلِّ شَی‌ءٍ»

این خود مفصل بحث دارد.

«وَ لَا نَقُولُ بِالْجَبْرِ وَ التَّفْوِیضِ»

ما نه جبر را قبول داریم و نه تفویض را.

«وَ لَا یأْخُذُ اللَّهُ الْبَرِی‌ءَ بِالسَّقِیمِ»

بعد می فرمایند:

«وَ لَا یعَذِّبُ اللَّهُ تَعَالَی الْأَطْفَالَ بِذُنُوبِ الْآبَاءِ»

خدا فرزندان را به خاطر گناه پدرانشان عذاب نمی‌کند.

حضرت در ادامه فرق بین مسلم و مؤمن را مطرح می‌کنند و می‌فرمایند: ما یک مسلم داریم، یک مؤمن داریم، یک فاسق داریم. این تقسیم بندی را اهل سنت نداشتند اینگونه که امام رضا می‌فرماید.

یک عده می‌گفتند خوارج. اگر گناه کبیره کنی کافر می‌شوی. یک عده می‌گفتند هرکاری کنی از ایمان خارج نمی‌شوی که مرجعه شدند.

«وَ إِنَّ الدَّارَ الْیوْمَ دَارُ تَقِیةٍ»

الآن دار، دار تقیه است.

«وَ هِی دَارُ الْإِسْلَامِ لَا دَارُ کفْرٍ وَ لَا دَارُ إِیمَانٍ »

علاوه بر دار اسلام و دار کفر و دار ایمان.

«وَ الْأَمْرُ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْی عَنِ الْمُنْکرِ وَاجِبَان»

مجری:

این یعنی چه؟!

استاد ابوالقاسمی:

یعنی جایی دار اسلام هست، اما یک سری از وظایف ایمان را نباید انجام بدهیم. اشکال ندارد یک سری کارها را ترک کنیم.

مجری:

یعنی زمان، زمان تقیه است؟!

استاد ابوالقاسمی:

امام رضا با اینکه ولیعهد بودند، می‌فرمایند که من تقیه می‌کنم. بعد از آن راجع به عذاب قبر، نکیر و منکر یک سری عبارت‌هایی دارند و می‌فرمایند:

«وَ یؤْمِنُ بِعَذَابِ الْقَبْرِ وَ مُنْکرٍ وَ نَکیرٍ وَ الْبَعْثِ بَعْدَ الْمَوْتِ وَ الْمِیزَانِ وَ الصِّرَاطِ وَ الْبَرَاءَةُ مِنَ الَّذِینَ ظَلَمُوا آلَ مُحَمَّدٍ ص وَ هَمُّوا بِإِخْرَاجِهِمْ وَ سَنُّوا ظُلْمَهُمْ وَ غَیرُوا سُنَّةَ نَبِیهِمْ ص»

سپس می‌فرمایند:

«وَ الْبَرَاءَةُ مِنَ النَّاکثِینَ وَ الْقَاسِطِینَ وَ الْمَارِقِینَ الَّذِینَ هَتَکوا حِجَابَ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ نَکثُوا بَیعَةَ إِمَامِهِمْ وَ أَخْرَجُوا الْمَرْأَةَ وَ حَارَبُوا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ ع وَ قَتَلُوا الشِّیعَةَ الْمُتَّقِین»

محض اسلام برائت از ناکثین و قاسطین و مارقین است. کسانی که پرده خانه پیامبر را دریدند و بیعت امامشان را شکستند و آن زن را بیرون آوردند و با امیرالمؤمنین جنگیدند و شیعیان و متقین را کشتند.

این «وَاجِبَة» قید است برای «الْبَرَاءَةُ».

«وَ الْبَرَاءَةُ مِمَّنْ نَفَی الْأَخْیارَ»

از کسانی که اخیار را تبعید کردند.

«وَ شَرَّدَهُمْ وَ آوَی الطُّرَدَاءَ اللُّعَنَاءَ»

اما دشمنان دین را آوردند در مدینه قرار دادند.

«وَ جَعَلَ الْأَمْوَالَ دُولَةً بَینَ الْأَغْنِیاءِ»

و اموال را بین ثروتمندان قرار دادند.

«وَ اسْتَعْمَلَ السُّفَهَاءَ مِثْلَ مُعَاوِیةَ وَ عَمْرِو بْنِ الْعَاصِ

و سفهاء را به کار گرفتند مثل معاویه و عمرو بن عاص.

«وَ الْبَرَاءَةُ مِنْ أَشْیاعِهِمْ وَ الَّذِینَ حَارَبُوا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ ع»

و برائت از طرفداران آنها و کسانی که با حضرت علی جنگیدند.

«وَ قَتَلُوا الْأَنْصَارَ وَ الْمُهَاجِرِینَ»

و انصار و مهاجرین را کشتند.

«وَ أَهْلَ الْفَضْلِ وَ الصَّلَاحِ مِنَ السَّابِقِینَ وَ الْبَرَاءَةُ مِنْ أَهْلِ الِاسْتِیثَارِ وَ مِنْ أَبِی مُوسَی الْأَشْعَرِی»

امام رضا (علیه السلام) در ادامه از «ابو موسی اشعری» و طرفداران او اسم می‌برند.

«فَهُمْ کلَابُ أَهْلِ النَّارِ»

سپس می‌فرمایند:

«وَ الْبَرَاءَةُ مِنَ الْأَنْصَابِ وَ الْأَزْلَامِ أَئِمَّةِ الضَّلَالَةِ وَ قَادَةِ الْجَوْرِ کلِّهِمْ أَوَّلِهِمْ وَ آخِرِهِمْ»

در ادامه می‌فرمایند:

«وَ الْبَرَاءَةُ مِنْ أَشْبَاهِ عَاقِرِی النَّاقَةِ»

او شتری را که آیت الله بود کشت و پیکر جهنمی بود.

آیا واقعاً جایگاه شتر بالاتر بود یا امام حسین (علیه السلام) که پسر پیغمبر اکرم است و سید جوانان اهل بهشت است؟! این‌ها که بدتر هستند!!

«وَ الْوَلَایةُ لِأَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع وَ الَّذِینَ مَضَوْا عَلَی مِنْهَاجِ نَبِیهِمْ ع وَ الَّذِینَ مَضَوْا عَلَی مِنْهَاجِ نَبِیهِمْ ع وَ لَمْ یغَیرُوا وَ لَمْ یبَدِّلُوا مِثْلِ سَلْمَانَ الْفَارِسِی وَ أَبِی ذَرٍّ الْغِفَارِی وَ الْمِقْدَادِ بْنِ الْأَسْوَدِ وَ عَمَّارِ بْنِ یاسِرٍ وَ حُذَیفَةَ الْیمَانِی وَ أَبِی الْهَیثَمِ بْنِ التَّیهَانِ وَ سَهْلِ بْنِ حُنَیفٍ وَ عُبَادَةَ بْنِ الصَّامِتِ وَ أَبِی أَیوبَ الْأَنْصَارِی وَ خُزَیمَةَ بْنِ ثَابِتٍ ذِی الشَّهَادَتَینِ وَ أَبِی سَعِیدٍ الْخُدْرِی وَ أَمْثَالِهِمْ رَضِی اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ عَلَیهِم»

اگر ما برائت داریم از بعضی از کسانی که اسم صحابی رویشان هست و قاتل امام حسین هستند داریم، این طرف صحابه را هم قبول داریم و معتقدیم که باید ولایت آنها را داشته باشیم.

«وَ الْوَلَایةُ لِأَتْبَاعِهِمْ وَ أَشْیاعِهِمْ وَ الْمُهْتَدِینَ بِهُدَاهُمْ وَ السَّالِکینَ مِنْهَاجَهُمْ رِضْوَانُ اللَّهِ عَلَیهِمْ»

سپس می‌فرمایند:

«وَ تَحْرِیمُ الْخَمْرِ قلیل‌ها وَ کثِیرِهَا وَ تَحْرِیمُ کلِّ شَرَابٍ مُسْکرٍ قَلِیلِهِ وَ کثِیرِه»

باید شراب را حرام بدانیم، هر مسکری را باید حرام بدانیم خواه کم باشد یا زیاد باشد.

ما اینها را نگاه می‌کنیم که همه احکام مطابقت با احکام شیعه دارد. تازه این روایت ناقص است، روایت کامل را اینجا ندارد و یک مقدار آن باقی مانده است زیرا متن را کامل نیاورده است.

ایشان می‌گوید که این را «فضل بن شاذان» به همراه چند حدیث دیگر آورده است و در نزد خود ایشان این روایت متواتر است. ایشان می‌گوید که این سند برای خودم؛

«و حدیث عبد الواحد بن محمد بن عبدوس رضی الله عنه عندی أصح و لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّه»

عیون أخبار الرضا علیه السلام، نویسنده: ابن بابویه، محمد بن علی، محقق / مصحح: لاجوردی، مهدی، ج 2، ص 121، ح 1

پس ما یک روایت مفصل از امام رضا (علیه السلام) داریم که آمدند «جوامع الشریعة» را گفتند. مناظرات متعددی از امام رضا (علیه السلام داریم) در دعوت به تشیع، بیان کردن حق و حقیقت.

حال من فقط اجمالاً آن ماجرایی که عرض کردم را بیان می‌کنم. کراماتی که بعضی از مرتاض‌های معروف هند که با ریاضت‌هایی که کشیده بودند، عمر طولانی داشتند و دیگران هم دیده بودند علمای شیعه در چندین قرن بعد از امام رضا (علیه السلام) او را دیده بودند.

او این ماجرا را نقل کرده است که در درس خارج حضرت آیت الله العظمی وحید خراسانی (حفظه الله) این را مطرح کردند. ایشان از استادشان از خود کتاب «مرحوم میرفندرسکی» که آن ماجرای بسیار عجیبی را نقل می‌کند.

این کرامت‌ها هست. این ماجراها هست. خداوند متعال هم کرامات را داده است که ما برویم در خانه اهل بیت و بفهمیم چه کسانی هستند. دین را خودشان گفتند.

این احکام را دادند برای اینکه ما اهل ولایت بشویم. تمام این‌ها برای ولایت اهل بیت (علیهم السلام) است، برای اتباع از آنهاست. این ولایت فایده‌اش چیست؟!

(اللَّهُ وَلِی الَّذِینَ آمَنُوا یخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَی النُّور)

خداوند، ولی و سرپرست کسانی است که ایمان آورده‌اند، آن‌ها را از ظلمتها، به سوی نور بیرون می‌برد.

(وَ الَّذِینَ کفَرُوا أَوْلِیاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَی الظُّلُماتِ)

(اما) کسانی که کافر شدند، اولیای آن‌ها طاغوت‌ها هستند، که آنها را از نور، به سوی ظلمتها بیرون می‌برند.

(أُولئِک أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِیها خالِدُونَ)

آن‌ها اهل آتش‌اند و همیشه در آن خواهند ماند.

سوره بقره (2): آیه 257

اهلبیت می‌خواهند ما نورانی شویم و دنبال نورانی شدن ما بودند. حالا ما دائماً دنبال گناه برویم، دنبال فسق و فجور برویم. ائمه اطهار آمدند تا ما پاک شویم، ما تمیز شویم.

مجری:

استاد در حقیقت هدف اصلی بیان این معارف رضوی رسیدن به همین اندیشه است، حالا هم به لحاظ اعتقادی هم همینطور که فرمودید به لحاظ عملی.

استاد ابوالقاسمی:

هر طور که شده در هر چیزی که برای ما ممکن است باید به اهل بیت (علیهم السلام) نزدیک بشویم. این خلاصه وظیفه‌ای است که ما داریم.

مجری:

خیلی ممنون. استاد انصافاً استفاده بردیم امشب از محضرتان.

گرفته است دلم مثل آسمان امشب

دوباره حرف فراق است در میان امشب

به پای ثانیه‌ها چنگ می‌زنم اما

چرا نمی‌گذرد کندتر زمان امشب

فدای سینه زن خسته‌ای که بعد دو ماه

گرفته کنج حسینیه آشیان امشب

یکی برای خود آرام روضه می‌خواند

زبان گرفته یکی هم حسین جان امشب

مدینه، کرب و بلا، سامرا، نجف، مشهد

کجاست صاحب عزا صاحب الزمان امشب

بیا به خاطر این اشک این لباس سیاه

دمی کنار عزادارها بمان امشب

نخواهم اجر ولی از تو خواهشی دارم

بیا به مجلس ما روضه‌ای بخوان امشب

پس از دو ماه چه اجریست بهتر از اینکه

در آستان رضاییم میهمان امشب

چه سفره‌ای شود آن سفره‌ای که جمع شود

به دست بخشش آقای مهربان امشب

از همه شما در این شب‌ها التماس دعای ویژه داریم. شبتان بخیر، یا علی مدد، خدانگهدار.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته


  
  • سید عباس یوسفی

    6 مهر 1401 - ساعت 04:56

    بسیار عالی و پر مغز من با صدای استاد ابوالقاسمی در شبکه ولی عصر تا صبح بالای سر دارم خدا قوت دهد به ایشان و تمام برادران و سيد یزدانی و...دست بوس و التماس دعا دارم از شما بزرگوار انشالله

    0 0

انیس النفوس-ویژه برنامه شهادت امام رضا علیه السلام>

انیس النفوس ویژه برنامه شهادت امام رضا حجت الاسلام ابوالقاسمی