-
جایگاه امام باقر (علیه السلام) در کتب اهل سنت 16 آبان 1400
00:54:00 دقیقه -
حجت الاسلام ابوالقاسمی
00:48:15 دقیقه
تناقضات حسن آقا میری 25 مهر 1400 -
حجت الاسلام ابوالقاسمی
00:55:13 دقیقه
بررسی رحلت یا شهادت رسول اکرم (صلی الله علیه واله وسلم) و حواشی پیرامون آن! 15 مهر 1400 -
حجت الاسلام ابوالقاسمی
00:56:56 دقیقه
آیا می شود قرآن را به معنا نقل کرد؟ 1 مهر 1400 -
حجت الاسلام ابوالقاسمی
00:58:33 دقیقه
قرائات متواتر 18 شهریور 1400 -
حجت الاسلام ابوالقاسمی
00:54:55 دقیقه
جنایاتی که بر ضد شیعیان صورت گرفته 11 شهریور 1400 -
حجت الاسلام ابوالقاسمی
00:54:11 دقیقه
حمله مغلان به بغداد 4 شهریور 1400
وحدت و اختلاف امت اسلامی
قسمت بیست و چهارم برنامه راه روشن با کارشناسی حجت الاسلام و المسلمین ابوالقاسمی
موضوع: وحدت و اختلاف امت اسلامی
دیگر قسمت ها
برنامه راه روشن 02 09 1400 (قسمت 24)
عنوان برنامه: وحدت و اختلاف امت اسلامی
کلیدواژه: راه روشن؛ وحدت امت اسلامی؛ اختلاف امت اسلامی
استاد: حجت الاسلام والمسلمین دکتر ابو القاسمی
مجری: حسین خدابنده لو
مجری:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ؛ عرض سلام دارم خدمت شما بینندگان عزیز و محترم شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) با برنامه راه روشن مهمان خانههای شما هستیم، قبل از هر سخنی لازم می دانم عرض وقت بخیری خدمت کارشناس محترم برنامه حجة الاسلام و المسلمین دکتر ابوالقاسمی داشته باشم حاج آقا سلام علیکم
استاد ابو القاسمی:
أعوذ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیطَانِ الرَّجِیمِ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ اَلْحَمدُ للهِ رَبِّ العالَمین اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ الْمُصْطَفَى وَ عَلِيٍّ الْمُرْتَضَى وَ فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ وَ الْحَسَنِ الرِّضَا وَ الْحُسَيْنِ الْمُصَفَّى، وَ جَمِيعِ الْأَوْصِيَاءِ مَصَابِيحِ الدُّجَى وَصلّ عَلیٰ مَنْ بِيُمْنِهِ رُزِقَ الْوَرَي وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الْاَرْضُ وَ السَّمَاءُ مَوْلانا صَاحِبَ العَصْرِ وَالزمَان!
بنده هم خدمت شما و خدمت بینندگان محترم شبکه جهانی حضرت ولی عصر عرض سلام و وقت بخیر دارم امیدوارم که بتوانیم در این برنامه مطالب مفیدی را خدمت شما ارائه بدهیم.
مجری:
همان طور که بینندگان عزیزمان می دانند در این برنامه موضوعاتی مربوط به موضوعات روز محل بحث و گفتگو قرار می گیرد این هفته در این برنامه موضوع برنامه را اگر می شود برای مان تشریح بفرمایید.
استاد ابوالقاسمی:
در این برنامه نسبت به صحبت ها و دیدگاه های دگر اندیشان شیعی و بخصوص معاصرین آن ها صحبت کردیم بحث هایی که ما مطرح می کنیم به این معنا نیست که ما کسی را خدای نا کرده گمراه بدانیم یا مطلب دیگر به معنای این که ما به عنوان آن روش رایجی که در حوزه های علمیه قم مرسوم است نسبت به این دیدگاه زاویه نظرِ خاص خودمان را داریم.
راجع به بقیه بزرگواران مثل آقای سید کمال حیدری صحبت هایش را نقد کردیم آقای سروش صحبت هایش را نقد کردیم و دیگر افرادی هم بودند در این برنامه صحبت هایشان را مورد نقد قرار دادیم. اما یکی از مسائل بسیار مهمی که باید به صورت جدی مورد بررسی قرار بگیرد و به اعتقاد ما آفت های فراوانی داشته مسئله فهم اشتباه از مقوله وحدت است.
نمی توانیم بگوییم در طول چهارده قرن علمای شیعه معتقد به وحدت نبودند، الان یک چیزی به اسم وحدت درست بکنیم و با علمای چهارده قرن مخالفت کنیم. یا باید بگوییم آن ها هم اعتقاد به وحدت داشتند و یک برداشت و دیدگاه خاصی از وحدت داشته اند یا این که باید بگوییم نه اصلاً آن ها معتقد به وحدت نبودند ما تازه آمدیم مطرح کردیم!
چنین حرفی نمی شود زد قطعا رویکردی که علمای شیعه در طول این قرن های مختلف داشتند همان ها این روایت ها را برای ما منتقل کردند. و ما آن ها را با تقواترین مردم نسبت به این مسائل می دانیم مگر می شود که این ها را برای دیگران با سندهای معتبر نقل بکنند ولی خودشان متوجه عمل کردن به او نباشند؛ لذا برای فهم معنای صحیح وحدت باید بیاییم و بنشینیم حرف های مختلف علمای شیعه را با فرمایشات معصومین (علیهم السلام) مقایسه بکنیم اگر جایی مکمل است برداشت را کامل بکنیم اگر جایی در تعارض است می گوییم شما در این جا فرمایشات تان مخالفین معصومین (علیهم السلام) است.
چون وحدت را از خودمان در نیاوردیم وحدت یک دستور شرعی است، لذا شرع باید در این قضیه مسائلی گفته باشد ممکن است در بعضی از مسائل کمتر دست ما روایت رسیده باشد در بعضی از مسائل بیشتر؛ به هر صورت آن چارچوب های کلی اش را می شود از روایات حداقل به دست بیاوریم.
مجری:
پس ما با وحدت مشکلی نداریم و کاملاً برای ما قابل قبول، و اصلاً دستور دینی از نظر ما هست در چارچوب هایش قرار است در این برنامه صحبت بکنیم.
استاد ابوالقاسمی:
اصلاً نمی شود کسی که معتقد به تشیع است در مسئله وحدت با معنایی که معصومین مطرح کردند شک داشته باشد. روایت زیاد داریم.
اما برای این که ما بخواهیم وارد این بحث بشویم به عنوان مقدمه چون هر سری می گفتیم برای گفتگو راجع به وحدت تشریف بیاورید آقایان مخالفت می کردند برای این که، آن کسانی که مخالفت می کنند فرمایشات بعضی از کسانی که داعیه دار و بزرگوارانی هستند که در رأس امور تقریب هستند ببینند متوجه بشوند نخیر اتفاقاً باید این گفتگوها شکل بگیرد.
کلیپی از جناب حجة الاسلام و المسلمین آقای مبلغی داریم چند وقت قبل در شبکه چهار یک برنامه ای رفتند و در آن برنامه نکته بسیار مهمی را مطرح کردند.
کلیپ شماره یک از آقای مبلغی:
باید با شیعه بحث بکند اتفاقاً امروز که انقلاب اسلامی بر گرفته است، شیعه اختلاف اجتماعی نکند. شیعه بحث کند اشکال ندارد اتفاقاً می توانیم خیلی خوب با همدیگر بحث کنیم گفتمان شیعه شدیداً به هم نزدیک است می توانند بحث بکنند اختلاف اجتماعی را قبول ندارند. چون اگر شما اختلاف اجتماعی با شیعه پیدا کردید شیعه مختلف نمی تواند با اهل سنت وحدت کند.
آن هایی که هم دم از وحدت می زنند هم درون شیعه بی توجهی می کنند، این ها هم وحدت با اهل سنت را دارند تخریب می کنند هم شیعه را دارند تخریب می کنند بحث های شیعه با شیعه باید به تمام قوّت برقرار باشد.
مجری:
کلیپ را شندیم، همان طور که استاد، شنیدیم وحدت در شیعه کلید واژه ای است که ایشان به کار بردند.
استاد ابوالقاسمی:
مقدمه ای برای وحدت با اهل سنت است چطور ممکن است ما در درون شیعه اختلاف داشته باشیم آن هم اختلافاتی که به حد اجتماعی رسیده آن وقت بخواهیم برویم دم از وحدت با اهل سنت بزنیم. این غیر معقول هست ایشان به صراحت گفتند شیعه مختلف نمی تواند با اهل سنت وحدت داشته باشد. این اختلافات درون شیعی که به هیچ وجه دنبال حلش هم نیستند بارها هم گفته شده.
آقا ما یک روش و رویکردی داریم شما هم یک رویکرد این رویکردها باید با هم سنجیده بشود چرا این ها را با هم حل نکنیم؟ ما می گوییم تابع معصومین (علیهم السلام) هستیم شما هم تابع معصومین هستید، فرمایشات معصومین (علیهم السلام) را ببینیم.
جلساتی باشد همه ببینند و این مسائل را متوجه بشوند این مطلب بسیار ابتدائی و مشخص است.
مجری:
یعنی شما می فرمایید اولین قدم گفتگوهای دو طرفه است، تعبیر به مناظره نکنیم؟
استاد ابوالقاسمی:
قطعاً، اصلاً این را مناظره نمی گذاریم گفتگو برای به نتیجه رسیدن در مورد نظرر اهل بیت (علیهم السلام) اسمش هر چه می خواهد باشد. ما باید وحدت را به صورت درست تشخیص بدهیم این نکته بسیار مهمی است که در جلسه مبلغین هم به آن تأکید داشتند بقیه بزرگواران هم تأکید دارند اما در عمل تا حالا اجرائی نشده است؛ یعنی تا به حال آیا شده مثلاً جلسه ای کسانی که دیدگاه های مختلفی نسبت به تقریب داردند بنشینند و از جهت علمی همدیگر را نقد بکنند؟ تا به حال همچنین چیزی ندیدیم!
مجری:
خودتان تا حالا از ایشان دعوت کردید؟
استاد ابوالقاسمی:
در دورانی که در شبکه ولایت بودیم از بعضی از بزرگواران دعوت کردیم فرمایشاتی گفتند ولی آن مسئله کلاً منتفی شد.
مجری:
یعنی پای گفتگو آمدند؟
استاد ابوالقاسمی:
بعضی شان پای گفتگو آمدند ولی جور دیگری قضیه منتفی شد اما حالا در شبکه حضرت ولی عصر دیشب هم به جناب آقای مبلغی پیامک دادم ولی دیر وقت ایشان فرصت نکردند جواب بدهند؛ اما امیدواریم ایشان و دیگر بزرگواران، کسانی که در این قضیه پیش قدم هستند تشریف بیاورند. در این جا خیلی صریح بحث می کنیم بحث ها علمی است و نقد هم نقد علمی، آکادمیک خواهد بود و در نقد علمی آکادمیک نه قصد توهین داریم و نه چیزی فقط می خواهیم بحث ها به صورت علمی و منطقی روشن بشود.
این مسئله اولی که عرض کردیم قصدمان در این جا این هست که از دیگر بزرگواران دعوت بکنیم تشریف آوردند قدم شان روی چشم، تشریف نیاورند الحمد لله الان دورانی کلیپ ها، صحبت ها، نظرات و مکتوبات همه هست این ها را ارائه می کنیم و عرضه می کنیم بر کلام خدا، بر روایات معصومین (علیهم السلام)، بر فرمایشات دیگر علمای شیعه، بر فرمایشات داعیه داران عرصه تقریب، مقام معظم رهبری (حفظه الله)، مرحوم امام خمینی، مرحوم آیت الله بروجردی و دیگران و شهید مطهری.
ببینیم آیا واقعاً این چیزی که مطرح می کنند خودم اگر حرفی دارم این مطلب بر اساس مبانی معصومین (علیهم السلام) غیر صحیح است باید کنار بگذارم. ادعا می کنم شیعه یعنی پیرو اهل بیت هستم؛ لذا ما خیلی جدی این قضیه را ان شاء الله از جهت علمی مورد بررسی قرار خواهیم داد.
اما اولین مسئله ای که باید مورد بررسی قرار بگیرد اساساً وحدت چیست و آیا وحدت خوب یا بد است؟
مجری:
این که می گوییم وحدت چیست شاید برای بعضی از بینندگان مثل من سوال بشود، یک معنای اصطلاحی از وحدت داریم آن چه است؟
استاد ابوالقاسمی:
سوال دومش خیلی عجیب تر است مگر می شود وحدت بد باشد؟! بله بعضی ها اعتقاد دارند اساساً وحدت که در مقابلش اختلاف است اختلاف خوب است و هیچ مشکلی ندارد. از اساس اختلاف بد نیست چرایش را خواهیم دید. کلیپ هایی آمده کردیم این کلیپ ها را پخش خواهیم کردیم اگر بزرگواری که صاحب این کلیپ هاست بگوید کلامم ناقص بود می گوییم باشد تشریف بیاورید کاملش را بشنویم. اگر نقطه نظر و مطلبی دارند چشم کاملش هم خواهیم دید.
مجری:
یعنی در این خصوص دست شبکه کاملاً باز است.
استاد ابوالقاسمی:
بله، طبیعتاً وقتی برنامه رفتند در جای دیگر همین حرف ها را زدند توقع مان این است وقتی شما همه مطلب را جایی دیگری گفتید مخاطب دارد این را می بیند ممکن است یک شخص غرض ورزی بیاید یک تکه از برنامه شما را که فقط به نفع خودش هست بگیرد اما نه ما سعی می کنیم تا حد امکان هر مقداری که ممکن است ولو کلیپ ها طولانی هم بشود این ها را پخش کنیم.
حتی امشب یک کلیپ از مرحوم آقای مصباح می خواستیم پخش کنیم هفده، هجده دقیقه شد دیدم نمی شود ان شاء الله از سایت شان نشان خواهیم داد. کلیپ بعدی را ببینیم
کلیپ شماره دو از اقای مبلغی:
مجری شبکه چهار:
پرسش من این هست اختلافات، کثرت ها و تفرقه ها احیاناً یا داشتن فِرَق مختلف در ادیان، در پدیده دین و پیروان آن ها آیا یک امر طبیعی، لا جرم و ناگزیر هست یا یک امر غیر طبیعی است که در اثر اشتباهات یا احیاناً انحرافاتی بوجود می آید و باید او را چگونه فهمید؟
آقای مبلغی:
بسم الله الرحمن الرحیم یک سوال مبنائی و سوال خیلی خوبی است بحث تفرقه یا اختلاف، از اختلاف شروع کنیم تا بعد به تفرقه برسیم چون تفرقه یک بارِ منفی دارد اختلاف یا تفاوت ممکن است بار نه این که ممکن است حتماً تفاوت یک امر واقعی است. باید بپذیریم که انسان ها یک جور نیستند استعدادهای مختلف، جغرافیایی مختلف، زبان مختلف و این باعث می شود که تفاوت، پدید بیاید.
یعنی وجود تفاوت یک امر واقعی و طبیعی است این را همه دانشمندان پذیرفتند آیاتی هم داریم که به این نگاه دارد مثل آیه:
(أَهُمْ يقْسِمُونَ رَحْمَتَ رَبِّكَ نَحْنُ قَسَمْنَا بَينَهُمْ مَعِيشَتَهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَرَفَعْنَا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِيتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضًا سُخْرِيا وَرَحْمَتُ رَبِّكَ خَيرٌ مِمَّا يجْمَعُونَ)
آيا آنان رحمت پروردگارت را تقسيم مي کنند؟! ما معيشت آنها را در حيات دنيا در ميان شان تقسيم کرديم و بعضي را بر بعضي برتري داديم تا يکديگر را مسخر کرده (و با هم تعاون نمايند)؛ و رحمت پروردگارت از تمام آنچه جمع آوري مي کنند بهتر است!
سوره زخرف (42): آیه 32
(نَحْنُ قَسَمْنَا بَينَهُمْ مَعِيشَتَهُمْ) یعنی مائیم که معشیت را تقسیم کردیم (فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَرَفَعْنَا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ) ما برخی را بالای برخی دیگر یعنی یک حالت یکسانی و هم سانی بین انسان ها از حیث معیشت و زندگی وجود ندارد. شما موظف هستید که طبقات را و فاصله طبقاتی را از بین ببرید اما نظام خلقت بر اساس تفاوت ها بنیان گذاشته شده است (وَرَفَعْنَا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِيتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضًا سُخْرِيا) طبیعی است این تفاوت باعث می شود مناسبات هم متفاوت بشود ولذا (لِيتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضًا سُخْرِيا) نگاه به تفاوت مناسباتی دارد. تفاوت استعدادی، طبایعی، یا امکاناتی، جغرافیایی، زبانی و ... لاجرم به تفاوت محاسباتی می انجامد. (لِيتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضًا سُخْرِيا) که یک عده ای ممکن است در موضع مشرف و یا مسلط بر دیگری باشند که آن نتیجه این رفعنا هست. این تفاوت در زندگی و جامعه انسانی هست
مرحوم علامه چقدر زیبا می گوید، می گوید:
الميزان في تفسير القرآن؛ تأليف: العلامة السيد محمد حسين الطباطبائي قدس سره، ناشر: جماعة المدرسين في الحوزة العلمية في قم المقدسة، ج11، ص31
«نوعاً مِنهُ» یعنی نوعی از اختلاف «لا مناص منه» یعنی چاره ای از آن نیست این طور قرار داده شده. بعد اشاره دارد:
«فإن التركيبات البدنية مختلفة في الأفراد» ترکیبات بدنی، جسمی و مربوط به روح و انسان متفاوت هست.
«و هو يؤدي إلى اختلاف الاستعدادات البدنية و الروحية»، استعدادها، قوت ها، توانمندی ها، امکانات و روحیه!
مجری شبکه چهار:
پس این جا جزء آن چیزهایی که اختلاف های طبیعی می دانیم یکی تفاوت بدنی است.
آقای مبلغی:
تفاوت بدنی و روحی ناشی از جغرافیا خود ایشان هم می گوید «و بانضمام اختلاف الأجواء و الظروف»؛ شرایط محیطی، شرایط زندگی، شرایط زمانی حتی یعنی شمایی که در این زمان زندگی می کنید با آن هایی که در زمان دیگری در این مکان با آنی که در مکان دیگر «إلی ذلک» به انضمام این ها «یظهر اختلاف السلائق» علامه می گوید از این جا سلیقه ها، سنن، آداب و مقاصد متفاوت می شود.
مجری شبکه ولی عصر:
یعنی ترکیبات و تفاوت های بدنی موکول می کنند یا از آن نتیجه می گیرند یا آن اختلافات دیگری است؟
استاد ابوالقاسمی:
در ابتدا تفاوت های بدنی هست بدنی اعم از روحی و جسمی بگیریم، بعد هم زمان تفاوت های جغرافیایی هست تفاوت های زمانی و مکانی این هم در نظر بگیرید آن وقت از این جا و از این خاستگاه بر اساس این تفسیر و تحلیلی که علامه دارد اختلاف سلائق، آداب، سنت ها و مقاصد این ها دنبال یک اهدافی هستند آن ها دنبال اهدافی دیگر هستند. «و الأعمال النوعیة» نوع اعمال در این منطقه گاهی متفاوت می شود با نوع اعمال در جایی دیگر یا «الشخصیة فی المجتمعات الإنسانیة» بعد علامه از این جا یک اصل جامعه شناختی می آورد.
علامه از کسانی است که تفسیر المیزان را به سمت اندیشه های اجتماعی برده است. این تفسیر یک تفسیر اجتماعی عمیق هست بویژه آن که در هر بحثی از خاستگاه ها و مبانی نظری شروع می کند و می برد بعد نتیجه گیری می کند. نتیجه گیریش این جا جالب هست می گوید: «و قد أوضحت الأبحاث الاجتماعية» که این جا یک نوع هم نوایی و هم سخنی با مطالعات اجتماعی پیدا می کند. «أن لو لا ذلك لم يعش المجتمع الإنساني» اگر این تفاوت ها نبود و لایه های مختلف تفاوت ساز اگر نبود. «لم یعش المجتمع الانسانی» اصلاً جامعه انسانی نمی توانست زندگی بکند لذا همان سخریه هایی که قرآن می فرماید. «و لا طرفة عين» تأکید هم می کند اصلاً یک چشم به هم زدنی می توانستند زندگی بکنند.
«و قد ذكره الله تعالى في كتابه و نسبه إلى نفسه حيث قال: "نحن قسمنا بينهم معيشتهم في الحياة الدنيا و رفعنا بعضهم فوق بعض درجات ليتخذ بعضهم بعضا سخريا": الزخرف: 32» بعد اشاره به همان آیه می کند؛ پس بر اساس این آیه و تحلیل و تفسیری که به آن متوجه هست می فهمیم که اختلاف یک امر طبیعی هست. آیات دیکری هم هست «إختلاف السِنَتِکُم»، إختلاف السِنة زمان را اگر شما با نگاه های تحلیل زبانی مطالعه بکنید نگویید زبان متفاوت است این از یک تفاوت مفهومی و حتی فراتر تفاوت وجودی دارد حکایت می کند.
وقتی قرآن در زبان و السنه دارد تمرکز می کند در واقع بابی از اختلاف اندیشه را دارد فرا روی ما قرار می دهد. پس ما می پذیریم و باید بپذیریم که تفاوت و اختلاف به این معنا وجود دارد این اختلاف هم شامل اختلافات سلائقی، فکری و مناسباتی می شود و هم اختلافاتی که در آداب و سنن تجلی پیدا می کند و سنت های مختلفی به رغم این که سنت های مشترکی هم هست.
گاهی اوقات اختلاف در نوع مصداقی است که برای یک سنت هست ولی گاهی در خود سنت هست!
مجری:
استاد یک نکته کلیدی که از کلیپ ایشان برداشت کردم حرف آخر را اول بزنم نظام خلفت را اصلاً بر اساس تفاوت ها بیان می کند و وارد بحثش می شود.
استاد ابوالقاسمی:
این که نظام خلقت بر اساس تفاوت هاست این مطلب، مطلب درستی است؛ اما آیا این تفاوت ها شامل تفاوت شیطان با فرشتگان در رفتارش هم می شود؟ پس آن هم اشکالی ندارد اگر این طور است اختلاف این قدر طبیعی است چرا نگذاریم اختلاف باقی بماند و چرا دنبال وحدت برویم؟ مگر خدا درست نکرد بگذارید اختلاف باشد همین هست.
پیغمبرها چرا دنبال رفع اختلاف بودند؟ آیا قرآن اختلاف این قدر عادی دیده شده یا در قرآن نوع دیگری اختلاف هم داریم؟ که البته در کلام ایشان سه نوع اختلاف را بیان کردند اما ما نوع دیگری از اختلاف داریم که ایشان بیان نکردند. اختلافات فکری همه یک جور نیستند.
مجری:
در کل این برنامه بیان نکردند؟
استاد ابوالقاسمی:
بله، حتی یک اشاره ای بعدش می کند آن اشاره هم حل کننده قضیه نیست. برای این که مشخص بشود آیا ایشان واقعاً اعتقاد دارد اختلاف مذاهب هم داخل همین اختلاف غیر مذموم هست کلیپ بعدی از ادامه فرمایشات ایشان داریم ببینیم.
کلیپ شماره سه از اقای مبلغی:
مجری شبکه چهار:
پرسش اصلی این جا خواهد بود آیا اختلافی که ما در پیروان ادیان به صورت عام می بینیم در همه ادیان تقریباً چه ادیان ابراهیمی، چه غیر ابراهیمی، مذاهب مختلف، فرقه ها و نحله های مختلف می بینیم از جنس همین اختلاف است که طبیعی و قاعده خلقت است طبق تفسیر آیاتی از مرحوم علامه ذکر کردید.
اصل بر اختلاف است منظورم تفرقه نیست. اصل بر تفاوت و تکثر است در دینی که قرار است استمرار داشته باشد باید یک سِیر تاریخی را رقم بزند یا اصل بر وحدت است اصل بر این است که همه مثل هم باشند و اگر جایی این اختلاف شکل گرفته باید بر گردیم منشأ و دلیل این اختلاف را جستجو بکنیم و آن را اگر بتوانیم حل بکنیم و در همدیگر هضم بشویم.
آقای مبلغی:
برای پاسخ به این سوال باید آن بحث را دوباره پی بگیریم، دنباله دارد. ما یک اختلافی داریم اختلاف نژادی هست؛ یعنی انسان این طور نیست که یک نژاد باشد نژادهای مختلف هست. نمی خواهیم برتریت نژادی بگوییم برتریت نژادی در کار نیست نه عرب و نه عجم هیچ کدام بر دیگری برتری ندارند ولی اختلاف عرب و عجم یا اختلاف های نژادی وجود دارد.
(يا أَيهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ)
اي مردم! ما شما را از يک مرد و زن آفريديم و شما را تيرهها و قبيله ها قرار داديم تا يکديگر را بشناسيد؛ (اينها ملاک امتياز نيست،) گرامي ترين شما نزد خداوند با تقواترين شماست؛ خداوند دانا و آگاه است!
سوره حجرات (49): آیه 13
اختلاف نژادی، اختلاف قومیتی و اختلاف شعبی یعنی مردم، مردم ها شکل گرفتند. پس یک اختلاف هم، اختلاف این گونه ای است که می شود اسمش را اختلاف نژادی و خونی به حساب آورد به رغم این که همه در یک سطح هستند و هیچ کدام بر دیگری برتری ندارند ولی این اختلاف وجود دارد و این آیه هم اشاره به آن دارد.
اختلاف اجتماعی به معنای ملت ملت، قوم قوم خودش یک اختلافی است این آیه هم این اختلاف را به رسمیت شناخته است. از این جا عبور کنیم به یک اختلاف دیگری می رسیم اختلاف شرایعی، شریعت های مختلفی که خداوند ایجاد و ارسال کرده است. آن اختلاف های که تا به حال گفتیم همه اختلاف های تکوینی، جلوه ها و نتایج آن اختلافات تکوینی بود.
ولی مازاد بر آن ها که یک مقداری به پاسخ مربوط به سوال شما نزدیک می شویم اختلافی است که قرآن از آن سخن گفته است و ادبیاتی که قرآن برای این جا به کار گرفته «تعددیة الأمم» یعنی تعدد داشتن امت ها و چند امتی بودن؛ امت ها البته دو نوع ادبیات در قرآن هنگامی که کلمه امت به کار گرفته می شود دو مفهوم و مقصود از امت مراد است.
اما آنی که مفهوم و غالب تر هست همین چیزی است که الان به دنبالش هستیم که شریعت های مختلف، امت های مختلف را پدید آورده اند. این ربطی به تکوین ندارد، ارتباط آن به شریعت است آیه را دقت بفرمایید. (لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا)
(وَأَنْزَلْنَا إِلَيكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِمَا بَينَ يدَيهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَيمِنًا عَلَيهِ فَاحْكُمْ بَينَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ عَمَّا جَاءَكَ مِنَ الْحَقِّ لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَكِنْ لِيبْلُوَكُمْ فِي مَا آتَاكُمْ فَاسْتَبِقُوا الْخَيرَاتِ إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًا فَينَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ)
و اين کتاب [= قرآن] را به حق بر تو نازل کرديم، در حالي که کتب پيشين را تصديق ميکند، و حافظ و نگاهبان آنهاست؛ پس بر طبق احکامي که خدا نازل کرده، در ميان آنها حکم کن! از هوي و هوسهاي آنان پيروي نکن! و از احکام الهي، روي مگردان! ما براي هر کدام از شما، آيين و طريقه روشني قرار داديم؛ و اگر خدا ميخواست، همه شما را امت واحدي قرارميداد؛ ولي خدا ميخواهد شما را در آنچه به شما بخشيده بيازمايد؛ (و استعدادهاي مختلف شما را پرورش دهد). پس در نيکيها بر يکديگر سبقت جوييد! بازگشت همه شما، به سوي خداست؛ سپس از آنچه در آن اختلاف ميکرديد؛ به شما خبر خواهد داد.
سوره مائده (5): آیه 48
اولاً باید بپذیریم (مِنْکُمْ) در این جا خطاب به مسلمان ها نیست چون مسلمان ها یک شریعت بیشتر ندارند. (لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنْكُمْ) خطاب به همه مردم است آن هم نه مردم یک زمان، مردم گوییِ خداوند همه انسان ها «من البدو إلی الختم» این آیه دارد به آن ها خطاب می کند. چون مفهوم و مضمون این آیه برای همه است و این از موارد خیلی زیبای قرآن است که گاهی خطاب به یک مجموعه مخصوص و محدود به یک زمان نیست بلکه برای ابناء بشر از ابتدا تا انتهاء است.
این آيه را دقت بفرمایید (لِكُلٍّ جَعَلْنَا) ما هستیم پشت صحنه خداست ماییم که جعل کردیم، قرار دادیم (شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا) را برای شما؛ یعنی چند شریعتی، چند منهاجی و روشی شدید این جا سخن از روش و منهاج به میان آمده است (وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً) اگر می خواستیم می توانستیم همه تان را یک امت قرار بدهیم.
یک امت قرار بدهیم معنایش این نیست که یک شَعب، ملت یا یک قوم او که هست اصلاً گریز ناپذیر هست اختلاف نژادی، اختلاف اقوامی وجود دارد. مقصود این است که اگر می خواستیم یک دانه شریعت می آوردیم «مِنَ البدو إلی الخلق» همه تان باید تابع این شریعت می شدید چون هر شریعتی یک امت می سازد اگر یک شریعت بودید همه تان یک امت بودید. (وَلَكِنْ لِيبْلُوَكُمْ) چرا آمدیم و شما را امم قرار دادیم؟ چند امت؟ امت اسلامی، امت عیسوی و ... چرا؟ (لِيبْلُوَكُمْ فِي مَا آتَاكُمْ) تا شما را آزمایش کنیم در واقع آن اختلاف ها و استعدادها که وجود دارد به قول علامه طباطبایی جامعه انسانی بر اساس آن تفاوت ها حتی یک لحظه نمی تواند آن زندگی انسانی را بکند.
این جا هم یک تفاوت دیگری است، تفاوت ادیانی هست این تفاوت ادیانی برای این است که آزمایش بشویم. البته این جا یک پرانتزی باز کنم معنای این حرف این نیست که ما تصور کنیم موظف نیستیم دین حق را به دست بیاوریم معنایش این نیست، او وظیفه من است و در پیشگاه خداوند هست یک بحث دیگری دارد اگر چند دین بود باید بگردم.
اما اگر یک مقدار فراتر بروید چون خدا می دانست وقتی ادیان مختلفی می آید اتباع مختلفی شکل می گیرد یک کش و قوس امتحانی در این جا رخ می دهد و این لازمه جامعه انسانی است یعنی جامعه انسانی دو نوع تفاوت را باید داشته باشد.
مجری شبکه ولی عصر:
بینندگان عزیز این کلیپ را ه مباهم به تماشا نشستیم، قبل از این استاد من عرض کنم خودم به عنوان بیننده جواب سوال مجری محترم را نگرفتم.
استاد ابوالقاسمی:
احتمالاً نمی خواست نظرش را رو بکند ولی اجمالاً اشاره کرد که (لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا) خدا همه این ها را جعل کرده است.
مجری:
اگر جوابش این است در خصوص تفسیر آیه خیلی سوال دارم.
استاد ابوالقاسمی:
به او می رسیم این تفسیر اگر واقعاً باشد پلورالیزم دینی می گوید هر کسی، هر تفکری خواست می تواند داشته باشد البته وظیفه دارد هر کسی دنبال حق بگردد.
مجری:
اصلاً قابل جمع نیست.
استاد ابوالقاسمی:
چطور بین این دو تا جمع کنیم؟ آیا این (لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا) یعنی هر کدام از شما یک مسیری باید بروید ما یک راهی قرار دادیم داخلش می روی یا نمی روی بله راه او مثلاً اسلام است راه کسی که دویست سال قبل بود مسیحیت است. راه کسی که هشتصد سال قبل بود یهودیت است.
(لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا) آیا این ربطی دارد به این که ما بگوییم مذاهب و تعدد مذاهب هم درست است؟ ربطی دارد به این که بگوییم خود آن یهودی که یک شریعه باید داشته باشد الان بیست تا شریعت شده هر بیست تایش هم (لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا)
مجری:
یک جمله دارند اسلام یک شریعت است خودش این را تأکید می کند.
استاد ابوالقاسمی:
اگر بگوید اسلام کلاً یک شریعت است پس مذاهب چه است؟ یعنی دقیقاً ضد مذاهب می شود اگر این را ما قبول کنیم اختلاف بد می شود خوب نمی شود اگر بگوییم نه همه شان شریعت های مختلفی هستند شافعی یک شریعت است یک شریعت به معنای دین نه، به معنای طریقه و یک روش؛ مالکی یک روش باشد و همه این ها معقول از طرف خدا باشد این اشکال شما اصلاً به این جا وارد نمی شود پس باید بگویید همه شان درست هستند و همه شان را خدا جعل کرده است.
به اصل بحث مان بر گردیم پس اصرار ایشان بر این بود اجمالاً زیاد دیدم کسانی که طرفدار تقریب هستند اختلاف دارند می گویند اختلاف خوب است اختلاف مشکلی ندارد و اختلاف طبیعی است. حتی در بین علمای اهل سنت دیدم یک عده می گویند اختلاف باید باشد ان شاء الله هفته ای بعد راجع به آن صحبت خواهیم کرد.
شبکه مستند، مستند وحدت پخش کرد رسماً می گوید اساساً خدای متعال در اسلام مذاهب مختلفی قرار داده است.
مجری:
این ها اصلاً اساس هدایت را زیر سوال می برند.
استاد ابوالقاسمی:
این نظریه یکی از مبانی اصلی این هاست. لذا بعد به ایشان می گوید هدف تان راجع به دعوت تبلیغ است؟ می گوید نه با هدف تبلیغ هم مخالف هستیم ایشان گفت اختلاف خوب است، علامه طباطبایی هم گفته اختلاف خوب است و مشکلی ندارد سراغ فرمایش علامه مصباح یزدی برویم شاگرد علامه طباطبایی بود خیلی دقیق این ها را توضیح داده است.
مجری:
یک نکته این که علامه گفتند آن جا بحث اختلافات تکوینی بود.
استاد ابوالقاسمی:
بله، تکوینی است بیان می کنیم مرحوم آقای مصباح یزدی جلسه ای داشتند شرح خطبه فدکیه در تاریخ 22/ 5/ 1389 سخنرانی داشتند در سایت شان هم هست خواستم فایلش را بیاورم نزدیک به بیست دقیقه سخنرانی ایشان بود. فرمایشات ایشان واقعاً ارزشمند است اجمالاً بگویم ایشان انواع اختلاف را بیان می کند.
ایشان می گوید چهار مدل اختلاف داریم مدل اول اختلافاتی که صرفاً تکوینی است اساساً خدای متعال این را یک جور خلق کرده او را یک جور دیگر؛ اگر این اختلافات تکوینی نباشد عالَم تحقق پیدا نمی کند تا اختلافات تکوینی بین مرد و زن نباشد، نسل انسان قابل بقاء نیست. پس اصل اختلافات تکوینی که ربطی به اعمال و اختیارات ما ندارد لازمه وجود این عالم است. اگر نباشد راه فیض الهی مسدود می شود بعد می فرماید:
(الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيءٍ خَلَقَهُ وَبَدَأَ خَلْقَ الْإِنْسَانِ مِنْ طِينٍ)
او همان کسي است که هر چه را آفريد نيکو آفريد؛ و آفرينش انسان را از گل آغاز کرد!
سوره سجده (32): آیه 7
به همین بر می گردد که با وجود اختلافات همه زیبایی دارند همه به جای خودشان هستند.
نوع دوم تکوین است ولی فی الجمله اختیار هم در آن دخالت دارد. نمونه بارز آن در استفاده از مواهب طبیعی این عالم است نتیجه اش این می شود عده ای ثروتمند و عده ای فقیر باشند. مقداری به تکوین و مقداری به افعال اختیاریه ما مربوط است. صرف نظر از مسائل ارزش دیگر آیا خود این که، توانایی انسان ها مختلف است و آن اختلافات منشأ این می شود که بهره های اختیاری و اکتسابی جدیدی پیدا کنند خوب است یا بد؟ اراده و فعل خودشان هم مؤثر است؛ اما منشأ آن اختلاف طبیعی خدا دادی است. من در یک منطقه ای بودم یک جایی کار گیرم آمد یک خصوصیات اخلاقی داشتم توانستم این پول را جمع بکنم.
مجری:
پدر و مادر پول داشتن یا هر چیزی
استاد ابوالقاسمی:
بله، منشأ آن اختلافات طبیعیِ خدا دادی است، کسی هوش و توانایی بیشتری داشته قوای بدنیش را بیشتر به کار گرفته است خلاقیت و ابتکارش بیشتر بوده این صد در صد جبری نیست اما در عین حال در نظام خلقت و در تدبیر عالم منظور است.
(وَهُوَ الَّذِي جَعَلَكُمْ خَلَائِفَ الْأَرْضِ وَرَفَعَ بَعْضَكُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِيبْلُوَكُمْ فِي مَا آتَاكُمْ إِنَّ رَبَّكَ سَرِيعُ الْعِقَابِ وَإِنَّهُ لَغَفُورٌ رَحِيمٌ)
و او کسي است که شما را جانشينان (و نمايندگان) خود در زمين ساخت، و درجات بعضي از شما را بالاتر از بعضي ديگر قرار داد، تا شما را به وسيله آنچه در اختيارتان قرار داده بيازمايد؛ به يقين پروردگار تو سريع العقاب و آمرزنده مهربان است. (کيفر کساني را که از بوته امتحان نادرست در آيند، زود مي دهد؛ و نسبت به حق پويان مهربان است.)
سوره انعام (6): آیه 165
این نوع دوم اختلاف؛ نوع سوم سهم انتخاب و اختیار انسان در آن ها بیشتر است.
مجری:
ولی تکوین هم هست؟
استاد ابوالقاسمی:
بله، البته یک نوع دیگری این جا دارد نوع سومش را این جا مطرح نکرده در جلسه بعد مطرح می کند. می فرمایند نوع سوم به سلایق بر می گردد عبارتش را دقیقاً بیاورم
مجری:
یعنی شد اختلافات تکوینی محض، اختلافات تکوینی فی الجمله یعنی یکسری اختیارات وجود دارد و همچنین تکوینی که حالا می خواهید بفرمایید به سلایق بر می گردد درست است!
استاد ابوالقاسمی:
بله، اختلافاتی که به سلایق بر می گردد. در همان سخنرانی ها روز بعدش 23/ 5/ 89 جلسه دوم وحدت اختلاف؛ می فرمایند گاهی این اختلاف در امور سلیقه ای است و هیچ کدام از طرفین ارزش اخلاقی، دینی یا عقلی ثابتی ندارند. من از رنگ آبی خوشم می آید دیگری از رنگ قرمز خوشش می آید. من از قرمز خوشم می آید او از آبی خوشش می آید. من از این غذا خوشم می آید او از غذای دیگر خوشش می آید.
این ها نه ربطی به ارزش های اخلاقی، نه دینی و نه عقلی دارد اهل یک شهر، یک مد لباس را و اهل شهر دیگر یک مُد دیگر را می پسندند. در ساختمان سازی در گذشته یک شکل را می پسندیدند به گونه ای که گاهی هزار متر زمین را اشغال می کرد حالا با هفتاد، هشتاد متر می خواهند یک خانه بسازند شرایط اقتضاء می کند که شکل ساختمان عوض شود.
گاهی اختلاف به گونه ای است که به آن ارزش های واقعی که دین روی آن تأکید دارد بر می گردد این نوع چهارم می شود که نوع چهارم در جلسه قبل به عنوان نوع سوم مطرح کردند. نوع دیگری از اختلافات هم پیش می آید که سهم انتخاب و اختیار انسان در آن ها بیشتر است که به آن اختلاف دینی می گویند. این اختلاف دینی
(كَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ وَأَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِيحْكُمَ بَينَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ وَمَا اخْتَلَفَ فِيهِ إِلَّا الَّذِينَ أُوتُوهُ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَينَاتُ بَغْيا بَينَهُمْ فَهَدَى اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا لِمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ وَاللَّهُ يهْدِي مَنْ يشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ)
مردم (در آغاز) يک دسته بودند؛ (و تضادي در ميان آنها وجود نداشت. بتدريج جوامع و طبقات پديد آمد و اختلافات و تضادهايي در ميان آنها پيدا شد، در اين حال) خداوند، پيامبران را برانگيخت؛ تا مردم را بشارت و بيم دهند و کتاب آسماني، که به سوي حق دعوت مي کرد، با آنها نازل نمود؛ تا در ميان مردم، در آنچه اختلاف داشتند، داوري کند. (افراد با ايمان، در آن اختلاف نکردند؛) تنها (گروهي از) کساني که کتاب را دريافت داشته بودند، و نشانه هاي روشن به آنها رسيده بود، به خاطر انحراف از حق و ستمگري، در آن اختلاف کردند. خداوند ، آنهايي را که ايمان آورده بودند، به حقيقت آنچه مورد اختلاف بود، به فرمان خودش، رهبري نمود. (اما افراد بيايمان، همچنان در گمراهي و اختلاف، باقي ماندند.) و خدا، هر کس را بخواهد، به راه راست هدايت مي کند.
سوره بقره (2): آیه 213
مردم یک امت بودند تفکر دینی یکی بود (وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً) دارد به همین بر می گردد چرا این آیه را کنارش نمی گذارید؟ می گوید تفکر دینی همه مردم یکی بود خدا چرا پیغمبرها را فرستاد؟ (لِيحْكُمَ بَينَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ) تا اختلاف را بر طرف بکند (وَمَا اخْتَلَفَ فِيهِ إِلَّا الَّذِينَ أُوتُوهُ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَينَاتُ بَغْيا بَينَهُمْ) بیّنات از طرف پیغمبرها آمده بود. (بَغْیا بَینَهُمْ) اختلاف کردند.
اختلافی که روی بَغی است می تواند خوب باشد؟ موجب انحراف است بعدش مطرح می کند، می گوید پیغمبر از طرف خدا برای بر طرف کردن اختلاف آمده است. تأکید آیه روی اختلافی است که از روی بغی، تجاوز، سرکشی و به نا حق پدید می آید. بَغی در این جا در مقابل حق است کسانی که به نا حق در دین اختلاف ایجاد کردند. این افراد از راه های مختلفی اختلاف ایجاد می کنند یک راه این هست که می گویند مقصود خدا این بود دیگری می گوید نه مقصود خدا آن است.
بعد نمونه های مختلفش را می آورد می گوید این ها اشتباه بوده خدا پیغمبرها را برای چه فرستاد؟ اما وقتی که خدا کتاب نازل کرد پیغمبر فرستاد. پیغمبران مردم را هدایت کردند چرا در همین وسیله وحدت، اختلاف ایجاد کردند؟ این بدترین اختلافی است که در عالم بوجود آمد پس این نیست که ما اختلاف را بتوانیم بگوییم اختلاف اساساً بد نیست نه یک نوع از چهار نوع اختلاف است اساساً بد است نمی توانیم بگوییم آن نوع اختلاف بد نیست. پس اولین اختلاف اساسی که ما با این تفکر داریم طبق مبنای آن ها اختلاف ذاتاً بد نیست.
مرحوم آقای مصباح فرمودند اختلاف چهار نوع است یک نوع آن اختلاف ذاتاً بد است و بعد می توانیم به آیات قرآن مراجعه بکنیم وقتی به آیات مراجعه می کنیم آیات هم صراحتاً همین را مطرح می کنند. بعضی از آیات برای بزرگواران بخوانم (كَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً) مردم یک امت بودند (فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيينَ مُبَشِّرِينَ وَ مُنْذِرِينَ وَأَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ) خدا پیغمبرها را فرستاد با آن ها کتاب فرستاد (لِيحْكُمَ بَينَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ) برای این که بین مردم در اختلافات حکم بکنند. اساساً خدا این گونه اختلاف را نمی خواهد باقی بگذارد آن قدر برای خدای متعال این نوع اختلاف بد است که خدا می فرماید پیغمبرها بروید.
آن وقت پیغمبر می خواهد بیاید معجزه هم باید داشته باشد جنگ، دعوا و هزار و یک مشکل هم دارد پیغمبر برو این اختلاف را بر طرف کن (وَمَا اخْتَلَفَ فِيهِ) اختلافات چه زمانی آمد؟ اختلافات نبودِ دلیل بود یا با بودن دلیل؟ نه می گوید با بودن دلیل (بَغْیا بَینَهُمْ) اختلاف درست کردند (فَهَدَى اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا لِمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ) خدای متعال با اذن خودش (الَّذِينَ آمَنُوا) را در آن مسئله اختلافی به راه راست هدایت کرد.
(وَاللَّهُ يهْدِي مَنْ يشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ) پس خدا برای رفع این اختلاف ابزار فرستاده است. سوره نحل آیه 39 می گوید پیغمبرها برای چه آمدند؟
(لِيبَينَ لَهُمُ الَّذِي يخْتَلِفُونَ فِيهِ وَلِيعْلَمَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّهُمْ كَانُوا كَاذِبِينَ)
هدف اين است که آنچه را در آن اختلاف داشتند، براي آنها روشن سازد؛ و کساني که منکر شدند، بدانند دروغ مي گفتند!
سوره نحل (16): آیه 39
(لِيبَينَ لَهُمُ الَّذِي يخْتَلِفُونَ فِيهِ) برای این که در آن مسئله ای که اختلاف کردند تبیین بکند و اختلاف را از بین ببرد (وَلِيعْلَمَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّهُمْ كَانُوا كَاذِبِينَ) و خود (الَّذِينَ كَفَرُوا) بفهمند داشتند به خدا دروغ می بستند می دانستند (لِیعّلَمُ) یعنی چه؟ یعنی در دنیا به آن ها ثابت بشود. خدا پیغمبرها را فرستاد که در دنیا دروغگو از راستگو در این اختلاف مشخص بشود. نه آقا اختلاف کلاً خوب است خدا کاری به اختلافات ندارد مثل این که بگوییم مثلاً لباس می خواهی بخری طبیعتاً عقل می گوید برو بهترین لباس را بخر اما غیر آن را خریدی نه برو بهتر را بخری؛ اختلاف اصلاً این طور نیست این اختلاف رسماً مذموم است آنی که شما می گویید ما حق داریم سراغ یکی دیگر هم برویم و باید دنبال خوب بگردیم این اختلاف در سلایق است.
آیه دیگر سوره نحل آیه 64
(وَمَا أَنْزَلْنَا عَلَيكَ الْكِتَابَ إِلَّا لِتُبَينَ لَهُمُ الَّذِي اخْتَلَفُوا فِيهِ وَهُدًى وَرَحْمَةً لِقَوْمٍ يؤْمِنُونَ)
ما قرآن را بر تو نازل نکرديم مگر براي اينکه آنچه را در آن اختلاف دارند، براي آنها روشن کني؛ و (اين قرآن) مايه هدايت و رحمت است براي قومي که ايمان مي آورند!
سوره نحل (16): آیه 64
پیغمبر، ما یک قرآن برایت فرستادیم بیست و سه سال پیغمبر با آن مشقّت چون می دانید وحی خیلی سنگین بر پیغمبر نازل می شد. با آن مشقّت بیست و سه سال وحی بر او نازل شده چرا؟ (الْكِتَابَ إِلَّا لِتُبَينَ لَهُمُ الَّذِي اخْتَلَفُوا فِيهِ) پیغمبر، من می خواستم اختلاف از بین برود (وَهُدًى وَرَحْمَةً لِقَوْمٍ يؤْمِنُونَ) هدف، بر طرف کردن اختلاف است.
آیه دیگر سوره زخرف آیه 63
(وَلَمَّا جَاءَ عِيسَى بِالْبَينَاتِ قَالَ قَدْ جِئْتُكُمْ بِالْحِكْمَةِ وَلِأُبَينَ لَكُمْ بَعْضَ الَّذِي تَخْتَلِفُونَ فِيهِ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ)
و هنگامي که عيسي دلايل روشن (براي آنها) آورد گفت: «من براي شما حکمت آورده ام، و آمده ام تا برخي از آنچه را که در آن اختلاف داريد روشن کنم؛ پس تقواي الهي پيشه کنيد و از من اطاعت نماييد!
سوره زخرف (43): آیه 63
(وَلَمَّا جَاءَ عِيسَى بِالْبَينَاتِ) عیسی معجزه ها آورد (قَالَ قَدْ جِئْتُكُمْ بِالْحِكْمَةِ) گفت دلیل محکم آوردم (وَلِأُبَينَ لَكُمْ) برای چه آمدم؟ (وَلِأُبَينَ لَكُمْ بَعْضَ الَّذِي تَخْتَلِفُونَ فِيهِ) می خواهم بعضی از مسائل اختلافی را بر طرف بکنم کار من (فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ) است؛ پس این که بگوییم کلاً اختلاف یک امری است اشکالی ندارد خدا هم جعل کرده ولی ما وظیفه داریم دنبال حق بگردیم!
مجری:
اصلاً قابل حل نیست.
استاد ابوالقاسمی:
یعنی چه دنبال حق بگردیم اگر حق هست؟ که خدا بقیه را تأیید کرد
(فَذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمُ الْحَقُّ فَمَاذَا بَعْدَ الْحَقِّ إِلَّا الضَّلَالُ فَأَنَّى تُصْرَفُونَ)
آن است خداوند، پروردگار حق شما (داراي همه اين صفات)! با اين حال، بعد از حق، چه چيزي جز گمراهي وجود دارد؟! پس چرا (از پرستش او) روي گردان مي شويد؟!
سوره یونس (10): آیه 32
(فَمَاذَا بَعْدَ الْحَقِّ إِلَّا الضَّلَالُ) بعد از حق، غیر از ضلال چه دارید؟ خدا این همه پیغمبر فرستاد پس اولین اختلاف مبنائی ما با این بزرگواران و این تفکری هم که دارند تفکری هست که بر گرفته شده از اهل سنت است این را صریح مطرح می کنیم. در روایات اهل سنت، روایتی با مضمون «إختلاف أمتی رحمة» بود.
مجری:
استاد روی این هم حرف دارم چون از شما و بزرگان دیگر شنیدم این اختلاف، این معنا را ندارد.
استاد ابوالقاسمی:
یواش یواش به این هم می رسیم. مطرح می کنند «إختلاف أمتی رحمة» اهل سنت زیاد این حرف را زدند بعضی از فرمایشات شان را ببینیم. در غیاث الأمم جوینی ابو المعالی بزرگ جوینی ها مطرح می کند.
«فأما اختلاف العلماء في فروع الشريعة ومسالك التحري والاجتهاد والتآخي من طرق الظنون فعليه درج السلف الصالحون وانقرض صحب رسول الله صلى الله عليه وسلم الأكرمون واختلافهم سبب المباحثة عن أدلة الشريعة وهو منة من الله تعالى ونعمة وقد قال رسول الله صلى الله عليه وسلم اختلاف أمتي رحمة فلا ينبغي أن يتعرض الإمام لفقهاء الإسلام فيما يتنازعون فيه من تفاصيل الأحكام ...»
غياث الأمم والتياث الظلم؛ اسم المؤلف: عبد الملك بن عبد الله بن يوسف الجويني أبو المعالي الوفاة: 478، دار النشر: دار الدعوة - الاسكندرية - 1979، الطبعة: الأولى، تحقيق: د. فؤاد عبد المنعم، د. مصطفى حلمي، ج1، ص139
«وهو منة من الله تعالى ونعمة»این دعواها سبب شد بروند ادله شریعت را بحث بکنند منت از کجا بود نعمت بود. «وقد قال رسول الله صلى الله عليه وسلم اختلاف أمتي رحمة» پیغمبر گفت اختلاف امتم رحمت است. «فلا ينبغي أن يتعرض الإمام لفقهاء الإسلام فيما يتنازعون فيه من تفاصيل الأحكام» به تفاصیل احکام شان کار نداشته باشید هر کدام، هر چه گفتند درست است درست هم نباشد اختلاف شان رحمت است. پس این یک تفکری است از اساس در تعریف وحدت که در مقابل اختلاف است ما یک اختلاف اساسی داریم
مجری:
در این تفکر است تمسک به حق و صحابه موجب نجات می شود. تناقضات جای خودش بماند باز این جا دچار تناقض هستیم.
استاد ابوالقاسمی:
بله این جا مشکل داریم. اما همین مسئله را از ائمه (علیهم السلام) سوال کردند «إختلاف أمتی رحمة» یعنی چه؟ یا امام صادق، یا امام باقر این ها یعنی چه؟ روایات متعددی داریم کلمات علماست مرحوم فضل ابن شاذان الإیضاح خودش می گوید «و هذا الحدیث عندنا صحیحٌ»، با این روایت هیچ مشکلی نداریم اما اختلافی که این جا آمده اختلاف در حضور خود پیغمبر بود چرا؟ چون طرف باطل از طرف حق مشخص می شد، نمی گوید خودش ذاتاً رحمت است می گوید نتیجه رحمت می شود.
مجری:
این روایت معصوم یا حرف علماء است؟
استاد ابوالقاسمی:
حرف علماست، عرض کردیم حرف علما را بیان می کنیم کلمات معصومین را هم می آوریم مرحوم فضل ابن شاذان در الایضاح می گوید ما این را قبول داریم اما به چه معنا؟ به معنای این که خود اختلاف خوب نیست نتیجه اختلاف خوب است.
مجری:
چون موجب هدایت می شود
استاد ابوالقاسمی:
احسنتم، موجب می شود دیگر بعدش هیچ کس نتواند حرف بزند دعوا می شود یا رسول الله چه کسی را فرمانده می خواهی بگذاری؟ من را بگذارید نه تو لیاقت نداری این جا دعوا شد خیلی فرق می کند می گوید این اختلاف خودش ذاتاً رحمت نیست چرا؟ چون نتیجه اش کلام پیغمبری است که کلاً راه درست را نشان می دهد دیگر برای بعد از پیغمبر راه خلاف بسته می شود الان دعوا کنید بهتر از وقتی هست که من نیستم.
«إختلاف أمتی رحمة» را مرحوم فضل ابن شاذان در الإیضاح، صفحه 39 این طور ترجمه کرده است این یکی از عبارت هاست.
اما سراغ روایت های معصومین (علیهم السلام) می رویم در علل الشرایع شیخ صدوق روایتی را مطرح می کند. می گوید به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم یک عده روایت کردند پیغمبر فرمود (اخْتِلَافُ أُمَّتِي رَحْمَةٌ...)
«حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ أَحْمَدَ رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْكُوفِيُّ عَنْ أَبِي الْخَيْرِ صَالِحِ بْنِ أَبِي حَمَّادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ هِلَالٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَبْدِ الْمُؤْمِنِ الْأَنْصَارِيِّ قَالَ قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ (سلام الله عليه) إِنَّ قَوْماً يَرْوُونَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم) قَالَ اخْتِلَافُ أُمَّتِي رَحْمَةٌ فَقَالَ صَدَقُوا فَقُلْتُ إِنْ كَانَ اخْتِلَافُهُمْ رَحْمَةً فَاجْتِمَاعُهُمْ عَذَابٌ قَالَ لَيْسَ حَيْثُ تَذْهَبُ وَ ذَهَبُوا وَ إِنَّمَا أَرَادَ قَوْلَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَ لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ فَأَمَرَهُمْ أَنْ يَنْفِرُوا إِلَى رَسُولِ اللَّهِ ص وَ يَخْتَلِفُوا إِلَيْهِ فَيَتَعَلَّمُوا ثُمَّ يَرْجِعُوا إِلَى قَوْمِهِمْ فَيُعَلِّمُوهُمْ إِنَّمَا أَرَادَ اخْتِلَافَهُمْ مِنَ الْبُلْدَانِ لَا اخْتِلَافاً فِي دِينِ اللَّهِ إِنَّمَا الدِّينُ وَاحِدٌ إِنَّمَا الدِّينُ وَاحِد»
علل الشرائع؛ ابن بابويه، محمد بن على، محقق / مصحح: ندارد، ناشر: كتاب فروشى داورى، ج1، ص85
بله «فَقَالَ صَدَقُوا» راست گفتند «فَقُلْتُ إِنْ كَانَ اخْتِلَافُهُمْ رَحْمَةً فَاجْتِمَاعُهُمْ عَذَابٌ» خیلی دقیق می گوید
مجری:
می خواهد از مفهوم نتیجه بگیرد.
استاد ابوالقاسمی:
بله اگر اختلاف رحمت باشد اجتماع عذاب می شود این روایت در چند کتاب آمده در علل الشرایع و معانی الأخبار هم آمده است. «فَقُلْتُ إِنْ كَانَ اخْتِلَافُهُمْ رَحْمَةً فَاجْتِمَاعُهُمْ عَذَابٌ قَالَ لَيْسَ حَيْثُ تَذْهَبُ وَ ذَهَبُوا» نه برداشت تو دست و نه برداشت آن ها درست است. «وَ إِنَّمَا أَرَادَ قَوْلَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَ لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ» اختلاف در این آیه به معنی رفت و آمد و آمد و شد است به معنی اختلاف عقیدتی، اختلاف رفتاری و اختلاف فکری نیست.
(وَاخْتِلَافِ اللَّيلِ وَالنَّهَارِ) رفت و آمد شب و روز در قرآن است خدای متعال این آمد و شد شما را رحمت قرار داده این طرف و آن طرف می روید دین و مسائل دینی می برید خرید می کنید و ...
مجری:
مثلاً در خصوص اهل بیت داریم «إختلَف الملائکة» یعنی محل رفت و آمد ملائکه بوده
استاد ابوالقاسمی:
«فَأَمَرَهُمْ أَنْ يَنْفِرُوا إِلَى رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله» خدا به پیغمبر دستور داد که سفر کند «وَ يَخْتَلِفُوا إِلَيْهِ» رفت و آمد داشته باشد «فَيَتَعَلَّمُوا» یاد بگیرند «ثُمَّ يَرْجِعُوا إِلَى قَوْمِهِمْ فَيُعَلِّمُوهُمْ إِنَّمَا أَرَادَ اخْتِلَافَهُمْ مِنَ الْبُلْدَانِ لَا اخْتِلَافاً فِي دِينِ اللَّهِ إِنَّمَا الدِّينُ وَاحِدٌ إِنَّمَا الدِّينُ وَاحِد» دین یکی بیشتر نیست «وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلام»
(الْيوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا)
امروز، دين شما را کامل کردم؛ و نعمت خود را بر شما تمام نمودم؛ و اسلام را به عنوان آيين (جاودان) شما پذيرفتم
سوره مائده (5): آیه 3
(وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ) لذا بعدش گفت «وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلامِ دِيناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْه»
مجری:
کلاً متفاوت شد.
استاد ابوالقاسمی:
بله، لذا می گویند شما وحدت را درست نفهمیدید اساساً بفهم اختلاف یعنی چه؟ این دیدگاه شما در مسئله وحدت به کجا می خواهد منتهی بشود؟ این اولین اختلاف است تازه هنوز ما باز نکردیم ده ها مرحله اختلاف نظر با این بزرگواران داریم اگر بخواهم امشب فقط فهرستش را بگویم شاید به فهرستش هم نرسیم.
مجری:
چقدر خوب هست که همه مان بر سر همین روایات اجتماع کنیم یعنی تفکرات مان را عرضه کنیم همان طوری که شما اول برنامه فرمودید.
استاد ابوالقاسمی:
نه این که خوب است باید این کار را انجام بدهیم. این راجع به اولین مسئله که اختلاف اساسی بین ما و این بزرگواران در این که آیا اساساً اختلاف یک امر مقبول است یا امر غیر مقبول است؟ این را مطرح کردیم. اما بعد از این مرحله یک حرف هایی بعضی از این بزرگواران دارند به عنوان مثال می گویند اختلاف درست است بد هست اما ما دستور به بر طرف کردن اختلاف داده نشدیم یعنی چه؟
یعنی بعضی وقت ها شما یک چیزهایی می بینید بد است اما چون یک اهمیت، یک مسئله بزرگ تر و مهم تری هست این جا شما مأمور می شوید که آن مسئله کوچک تر را کنار بگذارید. الان بله اختلاف هست اما به خاطر وحدت امت اسلامی به این اختلاف توجه نمی کنیم.
مجری:
استاد شما این کلمات را می فرمایید ولی من فکر می کنم هر کلمه اش حرف دارد این که اصلاً در تصور آن ها و در تصور تقریری که شما دارید وحدت به چه معناست؟ فکر می کنم هنوز باید روی این صحبت بشود که بعد ببینیم أهم این است.
استاد ابوالقاسمی:
به آن خواهیم رسید فعلاً اختلاف؛ وحدت را ترجمه نکنیم اختلافی که الان هست یک ضرری دارد اما ما وظیفه نداریم به آن توجه کنیم. باید به مسئله مهم تر بپردازیم آن مسئله هر چه می خواهد باشد، آیا این درست است یا خیر؟ یک سوال ساده داریم آیا انبیاء (علیهم السلام) وقتی برای رفع اختلاف آمدند حواس شان نبود این مهم ترین مسئله نیست چیزی مهم تر از این هست؟
حضرت عیسی برای چه کسی آمد برای غیر یهودی ها آمد؟ می گوید من آمدم خدا به من معجزه داد که اختلافات را بر طرف بکنم. انبیاء اساساً رفع اختلاف را مهم ترین وظیفه شان می دانستند، چرا؟ این مبنا را از همین جا می گوییم تا آخرین جلسه که در مورد وحدت بحث کنیم راجع به آن حرف خواهیم داشت.
ملاک اساسی در نزد پیغمبران و اولیاء دین، بهشتی شدن و هدایت مردم است، اگر من یک جامعه ای داشته باشم همه شان یک دست اما همه شان شرابخور این مقبول خداست؟ همه شان یک دست، همه کافر این مقبول خداست؟
مجری:
پس یک دست شدن، ملاک نیست
استاد ابوالقاسمی:
یک دست شدن ملاک نبوده، اساساً گاهی اوقات اختلاف ایجاد کردن مطلوب است که فرمایشات مقام معظم رهبری، مرحوم امام، آقای بروجردی، شهید مطهری، مرحوم آقای مصباح یزدی، روایات ائمه (علیهم السلام) در این قضیه را می آوریم. اصلاً اتهام انبیاء تفرقه افکنی بود اتهام ائمه (علیهم السلام) تفرقه افکنی بود.
سکوت حضرت علی (علیه السلام) به خاطر وحدت بود یا به خاطر هدایت بود؟ مفصل صحبت می کنیم. سکوت و آن دست به شمشیر نبردن حضرت علی (علیه السلام) به خاطر هدایت امت بود اگر می دانست امت با هم متحد می شوند همه هم جهنمی می شوند باز هم صبر می کرد؟ صبر کردن معنی نداشت.
پس این که می گویند اختلاف رحمت است یا اختلاف، بد نیست نه این اختلاف به صورت کلی بد است؟ گاهی اوقات باید بحث بکنیم آیا مسئله ای أهم از این هست یا نیست که ما مفصل بحث خواهیم کرد، مهم ترین مسئله در نظر اولیاء الهی، در نظر خدا مسئله هدایت مردم است. از این بالاتر هیچ چیزی نداریم.
مجری:
این طور که من متوجه شدم در تقریری که شما (دکتر ابوالقاسمی) دارید در واقع انبیاء، اولیاء و ائمه آمدند اختلاف را بر طرف بکنند به این معنا که راه های دیگر را رها کنید و یک راه هست آن موقع همه اجتماع می کنند.
استاد ابوالقاسمی:
بله.
(اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ * صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيهِمْ غَيرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيهِمْ وَلَا الضَّالِّينَ)
ما را به راه راست هدايت کن راه کساني که آنان را مشمول نعمت خود ساختي؛ نه کساني که بر آنان غضب کرده اي؛ و نه گمراهان.
سوره الفاتحه (1): آیات 6 و 7
که انبیاء و اولیاء بودند
(وَمَنْ يطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولَئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيهِمْ مِنَ النَّبِيينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِينَ وَحَسُنَ أُولَئِكَ رَفِيقًا)
و کسي که خدا و پيامبر را اطاعت کند، (در روز رستاخيز،) همنشين کساني خواهد بود که خدا، نعمت خود را بر آنان تمام کرده؛ از پيامبران و صديقان و شهدا و صالحان؛ و آنها رفيق هاي خوبي هستند!
سوره نساء (4): آیه 69
(مِنَ النَّبِيينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِينَ) هر روز در نماز این را داریم می گوییم؛ می گوییم هزار تا راه نداریم یک راه بیشتر نیست اگر همه شان باشند اشکال ندارد (اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ) چه معنا دارد؟ آن بحث را نمی خواهیم بگوییم چون پولولاریزم را در بحث های آٔقای سروش مفصل جوابش را دادیم الان می خواهیم به این مسئله بپردازیم آیا این فرمایشات آن ها مبنایش، مبنای دینی یا مبنای مخالف دین است؟ این مسئله را مطرح کردیم.
مجری:
استاد اگر اجازه بدهید یک فاصله کوتاه داشته باشیم دوباره در خدمت تان هستیم!
(میان برنامه)
مجری:
بینندگان عزیز و ارجمند خیلی خوشحالیم که تا به این لحظه با برنامه ما همراه شدید با ادامه برنامه راه روشن در خدمت تان هستیم.
استاد ابوالقاسمی:
بله من هم عرض سلام مجدد خدمت بینندگان عزیز دارم، فرمایشات حجة الاسلام و المسلمین جناب آقای مبلغی را مطرح کردیم در آن برنامه سه، چهار تا نکته دیگر هم داشت اولین کلیپ پخش کردیم گفتند باید بین شیعیان گفتگو باشد؛ گفتگو ضروری است اما قبل از این یک جمله ای گفته بودند که این جمله مقداری دو پهلوست که چگونه باید با بقیه شیعیان صحبت بکنیم؟
کلیپ شماره چهار از اقای مبلغی:
مجری شبکه چهار:
این باور حتی موجب اختلاف بین خود شیعه خواهد شد یعنی ما می خواهیم اختلافی را بین شیعه و اهل سنت رفع بکنیم بحث، بحث مهمی است. این موجب اختلاف در خود جهان تشیع نخواهد شد؟
آقای مبلغی:
اختلاف فکری اگر بشود اشکال ندارد.
مجری شبکه چهار:
حتی اختلاف اجتماعی!
آقای مبلغی:
اختلاف اجتماعی، اصلاً اسلام اجازه نمی دهد چرا این جا هم همان طور است. من نمی تواند علیه یک شیعه دیگر از حیث اجتماعی بساطی را ایجاد کنم و علیه او حرف بزنم. شیعه این قدر باید تاب و تحمل داشته باشیم که اهل بیت مان را تفسیر کنیم این به اهل بیت خیلی ظلم است که تحلیل نکنیم چون آن بخش شیعه بدش می آید. خودمان با خودمان می توانیم حرف بزنیم.
هر جا که اختلاف اجتماعی با شیعه ایجاد شد متوقف شد؛ منتها از بس شیعه به اهل بیت علاقمند و ذوب در اهل بیت هستند امکان ایجاد یک بحث فکری اندیشه ای بین شیعه وجود دارد چه آن بخشی که تصور می کند ما می باید نفی قداست مقدسات اهل سنت را داشته باشیم تا قداست شیعه ثابت شود، یا وقایع را به گونه ای بگوییم ولو «بَلغَ ما بَلغ» که حساسیت آن ها را بر انگیزاند چه این بخشی که بخش تقریب هستند و معتقدند که به مقدسات توهین نکنید و حساسیت ها را بر نیانگیزانید!
مجری شبکه ولی عصر:
ایشان فرمودند اختلاف فکری در جهان اسلام هست، می شود و ممکن است در شیعه همچنین اختلاف اجتماعی را اجازه ندادند که خیلی متوجه نشدم.
استاد ابوالقاسمی:
یک مقدمه ای عرض بکنم از این مجری خیلی خوشم آمد سوالات خیلی هدفمند بود ولی متأسفانه این برنامه باید حداقل پنج، شش ساعت طول می کشید یعنی هر جایی بحث می شد سریع مجبور می شدند بحث را عوض بکنند. سوال اساسی این که شما می گویید مثلاً ما بعضی مسائل را نباید بگوییم موجب اختلاف بین خود شیعه ها می شود.
شما این را می گویید شیعه دیگری یک مطلب دیگری می گوید بین شما و آن شیعه اختلاف می شود. جناب آقای مبلغی چه فرمودند؟ طرح بحثی که موجب اختلاف فکری با شیعیان بشود اشکال ندارد شیعه باید آن قدر تاب و تحمل داشته باشد که اهل بیت ما را تفسیر کنیم یعنی چه؟ یعنی طرف مقابل باید تحمل تفسیر من از اهل بیت را داشته باشد چون گروه دیگری از شیعه بدش می آید این حرف ها را نزنیم؟
سوال: چطور شما وقتی در درون شیعه، دیگرِ شما یک گروه دیگری از شیعیان هست که آن شیعیان فرمایشات شما را بر نمی تابند و خودشان هم با شما پای یک میز نمی نشینند چون بدش می آید مگر کسی که بدش می آید پای میز با شما می نشیند؟ نه؛ پس چرا می گویی باید آن قدر تاب و تحمل داشته باشد که اهل بیت را تفسیر کنیم؟
اگر باید تاب و تحمل داشته باشد در اختلاف بین شیعه و غیر شیعه هم باید این قدر تاب و تحمل داشته باشد. اگر نه چون تحمل ندارد نباید گفته شود درون شیعی هم وقتی یک گروهی مثلاً فرض کنید من تحمل همچنین حرفی را ندارم پس شما نباید همچنین حرفی مطرح بکنید چرا شما همچنین حرفی مطرح می کنید؟
مجری:
کلاً کتاب ها، سایت ها و هر چه هست جمع کنیم
استاد ابوالقاسمی:
هر چه هست نمی توانیم تحمل کنیم جمع بشود. اگر به خاطر تحمل نکردن هست شما هم نباید بگویید اگر نه باید گفته بشود و ما باید تحمل بکنیم شیعه بگوید یک گروه غیر شیعه ای هم تحمل بکند. یک گروه غیر شیعه ای بگوید شیعه تحمل بکند چه فرقی می کند!
مجری:
یک اشکال این وسط هست حتی اگر او بگوید شما در حق غیر شیعیان نمی توانید همچنین حکمی بکنید ما می گوییم ما به عنوان شیعه همچنین دیدگاهی داریم که می توانیم همچنین حکمی بکنیم.
استاد ابوالقاسمی:
این فرمایش از آن جملاتی است که تناقضش درون خودش است قابل حل و رفع نیست درون خودش تناقض دارد. بعد یک جمله ای گفتند، گفتند چه بخش هایی که طرفدار توهین و چه و چه هستند و چه بخش هایی که طرفدار تقریب هستند. مگر کسانی که مخالف نظر شما هستند مخالف تقریب هستند؟
مجری:
لزوماً توهین می کنند.
استاد ابوالقاسمی:
بله، این القاء این است هر کسی، هر چیزی بگوید توهین است یک فرمایشی داشتند آن جا خیلی غصه خوردم ان شاء الله برای برنامه های بعدی بگذاریم. مجری خواست سوالی بپرسد حرف آقای مبلغی ناتمام ماند که من حسرت خوردم چرا نا تمام بود؟ کاش این جمله به خوبی گفته می شد و مقصود ایشان، چون می دانم مقصود ایشان چه است.
اما کاش مقصود ایشان کامل بر همگان روشن می شد عیب ندارد آن را برای جلسات بعدی می گذاریم با توضیح، مقدم و مؤخرش صحبت می کنیم. اما ایشان کلیپ دیگری داشتند که این کلیپ را کانال های طرفدار خود ایشان هم پخش کردند فقط امشب اجمالاً می خواهیم به آن بپردازیم نمی خواهیم به تفصیل بپردازیم.
مجری:
پخش خواهیم کرد؟
استاد ابوالقاسمی:
بله آن را پخش خواهیم کرد و راجع به آن هم صحبت می کنیم اما این موضوع را که موضوع دعوت و تبلیغ باشد به صورت مفصل باید حداقل یک یا دو برنامه به آن بپردازیم کلیپ بعدی را ببینیم
کلیپ شماره پنج از اقای مبلغی
مجری شبکه چهار:
مبنایی که قبل تر هم گفتید شما با تبلیغ هم احیاناً مخالف خواهید بود.
اقای مبلغی:
بله، من اساسا معتقد هستم...
مجری شبکه چهار:
شما باید به قم بر گردید و دوستان مقداری ملاحظه شما را بکنند.
آقای مبلغی:
منطق ما این قدر روشن است که مشکلی نداریم. معتقد هستم که دعوت اساساً در مقابل مشرک است در برابر مسیحی و یهودی تبشیر نداریم
(تَعَالَوْا إِلَى كَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَينَنَا وَبَينَكُمْ)
بياييد به سوي سخني که ميان ما و شما يکسان است؛
سوره آل عمران (3): آیه 64
داریم معنای این که تبشیر نداریم این نیست که اگر بحثی در گرفت نگوییم ما بر حقیم این یک بحث مناظره ای است امامان ما هم داشتند. مسیحی ها هم بگویند ما بر حق هستیم دلایل شان را بیاورند ما هم دلایل مان را می آوریم. اما حرف دیگری است با (فَاسْتَبِقُوا الْخَيرَاتِ) در تنافی نیست.
(فَاسْتَبِقُوا الْخَيرَاتِ) از حیث اجتماعی است ما همیشه اجتماع و فکر را قاطی می کنیم و به هم می ریزیم. فکر برای خودش!
مجری شبکه چهار:
قاطی هست خیلی نمی شود.
آقای مبلغی:
قاطی هست چون زمامش را دست متعصبین دادیم قاطی شده والا چه کسی گفت که این طور باشد؟ (فَبَشِّرْ عِبَادِ) این را نمی گوید در جامعه وقتی بندگانی فرض کنیم بندگان امت اسلامی کنار هم بنشینند حرف ها را بزنند اهل بیت هم می فرمودند محاسن و علوم ها را بگویید اگر جامعه، جامعه سالمی باشد هر کسی کالایش را می آورد و عرضه می کند.
منتها از بس جامعه را خراب کردند تا کالایت را عرضه می کنید تصور می کنند که دین شان را داری هدف قرار می دهی؛ مشکل، مشکل دیگری است به سوال تان بر گردیم سوال تان راجع به چه بود؟
مجری شبکه چهار:
سوال من راجع به دعوت بود اعتقاد به تبلیغ ندارید.
آقای مبلغی:
ما تبشیر نداریم چرا؟ چون تفرقه ایجاد می کند، اما معنای نبودِ تبشیر این نیست که بحث نکنیم اولاً شیعه در فضای شیعه خودش می تواند حقانیت خودش را ثابت کند در کتاب هایش باید بیاورد استدلال های خودش را بیاورد شیعه نباید از بین برود. شیعه خودش را بر حق می بیند من به عنوان یک شیعه طبیعی است فرزندان، اطرافیان آن هایی که شیعه هستند اما تبشیر نمی کنم.
یعنی دعوت به تشیع نمی کنم به هیچ وجهی دعوت نمی کنم چرا؟ چون امام صادق (سلام الله عليه) فرمود با یک حرفی او دین پیدا کند با یک حرف دیگر ممکن است در آید اصولاً تبشیر، امت را به هم میزند. در مقابل ادیان نداریم مگر این که شما تبلیغ و دعوت را به معنای اثبات حقانیت در فضاهای گفتگویی که طرفین بر آن اشتراک و اتفاق دارند بدانید والا ما بساطِ تبشیر اسلامی را راه بیاندازیم یک دعوای ادیانی راه بیاندازیم چه فایده ای دارد؟ (تَعَالَوْا إِلَى كَلِمَةٍ سَوَاءٍ) را بگیر آن را وِل کن
مجری شبکه چهار:
جناب آقای دکتر مبلغی یکی از چالش ها همین جاست
آقای مبلغی:
پس ما اگر به قم بر گردیم مشکل ندارد؟
مجری شبکه ولی عصر:
به نظر من این کلیپ جان کلام ما در امشب بود یعنی عقیده شان را واضح گفتند.
استاد ابوالقاسمی:
مبنا باید مشخص بشود تا بفهمیم چرا این حرف زدند؟ یک سوال می پرسم ایشان فرمودند ما تبشیر در بین حتی مسیحی ها و حتی یهودی ها نداریم؛ چون امام صادق (علیه السلام) فرمودند با یک حرف ممکن است در دین بیاید با یک حرف ممکن است از دین خارج بشود. همین ملاک را شما بودائی ها، کفار و مشرکین بگذار با یک حرف ممکن است وارد و با یک حرف دیگر خارج بشود. اگر ملاک این است برای کفار هم نباید باشد؛ پس این ها که صحیح نیست و واقعاً اگر دلیلی از ائمه در نهی دعوت داشتند به این حرف ها استناد نمی کردند.
مجری:
البته یک نکته ای که برایم جالب بود صراحتاً گفت با تبلیغ مخالف هستیم بعد تبشیر گفت.
استاد ابوالقاسمی:
فرض می کنیم که فرمایش دوم ایشان مقصود باشد. سوال
(قُلْ يا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْا إِلَى كَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَينَنَا وَبَينَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلَا نُشْرِكَ بِهِ شَيئًا وَلَا يتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ)
بگو: «اي اهل کتاب! بياييد به سوي سخني که ميان ما و شما يکسان است؛ که جز خداوند يگانه را نپرستيم و چيزي را همتاي او قرار ندهيم؛ و بعضي از ما، بعضي ديگر را -غير از خداي يگانه- به خدايي نپذيرد.» هرگاه (از اين دعوت،) سرباز زنند، بگوييد: «گواه باشيد که ما مسلمانيم!»
سوره آل عمران (3): آیه 64
آیا مسیحی (لَا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ) را قبول دارد؟
مجری:
ظاهراً طبق بیان قرآن نه
استاد ابوالقاسمی:
اصلاً مسیحی قبول ندارد، همه می دانند نه این که بیان قرآن؛ مسیحی، عیسی و روح القدس را خدا می داند. بعضی ها مریم را هم خدا می دانند پس (تَعَالَوْا إِلَى كَلِمَةٍ سَوَاءٍ) یعنی چه؟ اصلاً همین توحید بین مؤمنین کلمه (سَواء) است؟ آیا یهودی، عزیر را خدا نمی دانست؟ (لَا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ) یعنی چه؟
(اتَّخَذُوا أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ)
(آنها) دانشمندان و راهبان خويش را معبودهايي در برابر خدا قرار دادند
سوره توبه (9): آیه 31
پس چه بود؟ اتفاقاً همین (تَعَالَوْا إِلَى كَلِمَةٍ سَوَاءٍ) یعنی چه؟ یکی از اسلوب های جلب مخاطب در دعوت و تبلیغ هست. یک بچه ای کار بی ادبی می کند می گویید نه شما که کار بی ادبی نمی کنی، شما آدم خیلی خوبی هستی؛ طرف می گوید سه تا خدا دارم می گویی نه تو که سه تا خدا نداری یک کلمه مشترک و یک خدا داریم.
یهودی می گوید من أحبار، رُهبان و عزیر را خدا می دانم می گوییم نه شما این حرف را نمی زنی خودت می فهمی یک خدا باید باشد؛ پس (تَعَالَوْا إِلَى كَلِمَةٍ سَوَاءٍ) معنی ندارد اگر این طور ترجمه کنیم به چه کسی دارد این را می گوید؟ یعنی پیغمبر اعتقاد داشت عزیر پرستی و عیسی پرستی اشکال ندارد؟ نه اساساً (تَعَالَوْا إِلَى كَلِمَةٍ سَوَاءٍ) را هم درست متوجه نشدید.
دارد می فرماید خوب است شما هم که می فهمی این خوب است بیایید همه مان سر یک میز جمع بشویم.
مجری:
یعنی (کَلِمَةٍ سَوَاء) نه این که با هم مشترک هستیم ولی بیا مشترک شویم
استاد ابوالقاسمی:
بله بیا مشترک بشویم وگرنه واقعاً کلمه سِواء بین ما و آنهاست پس چرا می گوید (تَعَالَوْا) بیایید (أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلَا نُشْرِكَ بِهِ شَيئًا وَلَا يتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ) اساساً همین آیه ای که به آن استناد می کنید آیه دعوت است. دارد می گوید پرستش عزیر، پرستش عیسی، پرستش مریم و پرستش روح القدس را کنار بگذار فقط خدا را بپرستد.
یعنی آیه ای که برای عدم دعوت استناد می کند همین آیه دارد به عقیده خودم دعوت می کند حرف شما اشتباه است. اما محترمانه صحبت می کند این را چطور قبول کنیم؟ فقط این فرمایش شان نیست در جای دیگر می گویند یک روایت بیاورید ائمه کسی را شیعه کرده باشد نداشتیم.
مجری:
برایم خیلی سوال ایجاد شد این ها وقتی به این معنا با تبلیغ مخالف هستند یا ایشان فرمودند در بین شیعه عقایدمان را بگوییم. سوالم این است اگر در بین شیعه عقایدمان را بگوییم فایده اش چه است؟
استاد ابوالقاسمی:
چند مرحله جلو می رویم گفتند اگر جامعه سالم باشد هر کسی کالای خودش را می آورد؛ لذا تا کالای خودت را می آوری فکر می کنند دارید دین آن ها را هدف قرار می دهید. سوال: اگر من کالای خودم را آوردم آن ها فکر کردند دارم دین شان را هدف قرار می دهم شما می فرمایید به خاطر مصلحت وحدت نگویید.
مرحله بعد خواستم درون شیعه بگویم این ها احساس کردند شما درون شیعه بگویید دارید آن ها را هدف قرار می دهید چون داری شیعه را تقویت می کنی. این را هم عقب تر برویم مرحله بعد هیچ چیز از تشیع باقی نمی ماند چون آن ها احساس خطر می کنند چون او احساس خطر کرد من دیگر نباید بگویم؟! همین (تَعَالَوْا إِلَى كَلِمَةٍ سَوَاءٍ) موجب احساس خطر مسیحی ها و یهودی ها نمی شود؟
مجری:
یعنی شما می گویید اگر این ملاکی که شما می گویید بخواهد درست باشد خیلی کارها ...
استاد ابوالقاسمی:
کلاً تشیع را ببوس نه بین شیعه ها و نه جایی دیگر؛ آخر همین برنامه ایشان یک جمله ای گفتند اگر این طور باشد ما درون شیعه هم نباید بگوییم.
مجری:
اتفاقا میخواستم بگویم، به لحاظ مصداقی دیدم که این جریانات حتی به این که درون خودمان صحبت می کنیم ایراد می گیرند.
استاد ابوالقاسمی:
مسئله دیگر، شیعه در فضای شیعه خودش حق دارد ثابت کند، برای چه؟ یعنی شیعه یا دسترسی ندارد چرا دسترسی ندارد؟ در جامعه شیعی، شیعه به معارفش دسترسی نداشت؟ چه مشکلی پیش آمد که دسترسی ندارد؟ این سوال باید جواب داده بشود یا دسترسی دارد ولی معارض دارد. معارض دارد یعنی چه؟
یعنی طرف مقابل آمده در جامعه شیعی دارد شیعه را گمراه می کند این جا چه کار کنیم؟ شما که می گویید هر جا طرف مقابل احساس کرد نرویم و حال آن که طرف مقابل در جایی آمده که ما احساس خطر باید بکنیم و او هم عقب نمی رود این جا چه کار باید کرد؟ راه حلی برایش دارید یا فقط ایدئالیست صحبت می کنید؟ ایدئال ما این هست نه این جا باید قضیه حل بشود.
تبشیر، امت را به هم می زند پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) دعوت به اسلام کرد آن امتی که در بین کفار بود به هم زد یا نزد؟
مجری:
حتی مدتی پیغمبر را طرد کردند
استاد ابوالقاسمی:
عیسی (علیه السلام) مسیحی ها را دعوت کرد چه اتفاقی رخ داد؟ چرا دائم فراری بود؟ یک دعوای ادیانی راه بیاندازیم پیغمبر چه کار کرد؟ مگر دعوای ادیان راه نیانداخت؟ این که آسته برو آسته نیای این اصلاح نشد. اتفاقاً اسلام را احساس خطر می کردند چون می گفت شمشیر نه، منطق و دعوت آری و بعد بر عکسش کردند شد شمشیر آری، منطق و دعوت نه؛ الان نه شمشیر، نه منطق، چه باقی می ماند؟ هیچی
مجری:
دعوت هم که آقایان می گویند نیست
استاد ابوالقاسمی:
تمام شد رفت، فقط اگر یک جایی، یک نفری خودش آمد فرض کنیم یک شیعه ای نخواست شیعه بماند چرا؟ چون ترسیدیم در رسانه هایمان بگوییم و جذب طرف مقابل شد آن موقع شما چه کار می کنید؟ خود این شیعه در جلسه درون شیعی حاضر نیست با شما بنشیند چون قبل این که شما با او صحبت کنید دیگران جذبش کردند.
مجری:
رسانه ها را دیده
استاد ابوالقاسمی:
«بَادِرُوا أَحْدَاثَكُمْ بِالْحَدِيثِ قَبْلَ أَنْ تَسْبِقَكُمْ إِلَيْهِمُ الْمُرْجِئَةُ.»
تهذيب الأحكام (تحقيق خرسان)؛ نویسنده: طوسى، محمد بن الحسن، ناشر: دار الكتب الإسلاميه، محقق/ مصحح: خرسان، حسن الموسوى، ج8، ص111
قبل این که مُرجئه بیایند عقاید خودشان را به فرزندان شما بگویند شما به ایشان حدیث را بگویید. الان حدیث را چطوری به ایشان بگوییم در کدام شبکه، کجا؟ در تلویزیون جمهوری اسلامی می شود گفت؟ آقای حامد کاشانی برنامه رفت همه اعتراض کرد چرا فضائل حضرت علی (علیه السلام) می گویی؟ فضائل حضرت علی (علیه السلام) همین آقایانی که زیر دست این آقایان هستند اعتراض کردند که چرا فضائل گفت؟! در یک شهری تابلو زدند علی صدیق اکبر است روایت شیعه هست یا نه؟ نصف جمعیت آن شهر هم شیعه هستند فضیلتی که خود اهل سنت هم قبول دارند.
مجری:
اصلاً از منابع اهل سنت هست
استاد ابوالقاسمی:
بله، می گویند چرا اهل سنت را تحریک می کنید؟ این مقدار هم نباید به ایشان گفت خودتان در کتب خودتان روایت دارید حضرت علی صدیق اکبر است. این را کنار بگذاریم اصل دعوت، آیا روایتی برای دعوت داریم یا نداریم؟
مجری:
وقت برنامه مان محدود است دو دقیقه فرصت داریم
استاد ابوالقاسمی:
فقط یکی از روایت ها را بخوانم روایتی در کتاب کافی شریف، مرحوم کلینی با سند صحیح نقل کرده مؤمن الطاق خدمت امام صادق (علیه السلام) آمد حضرت فرمودند
«مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ عَبْدِ الْخَالِقِ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (سلام الله عليه) يَقُولُ لِأَبِي جَعْفَرٍ الْأَحْوَلِ وَ أَنَا أَسْمَعُ أَتَيْتَ الْبَصْرَةَ فَقَالَ نَعَمْ قَالَ كَيْفَ رَأَيْتَ مُسَارَعَةَ النَّاسِ إِلَى هَذَا الْأَمْرِ وَ دُخُولَهُمْ فِيهِ قَالَ وَ اللَّهِ إِنَّهُمْ لَقَلِيلٌ وَ لَقَدْ فَعَلُوا وَ إِنَّ ذَلِكَ لَقَلِيلٌ فَقَالَ عَلَيْكَ بِالْأَحْدَاثِ فَإِنَّهُمْ أَسْرَعُ إِلَى كُلِّ خَيْرٍ»
الكافي (ط - الإسلامية)، نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج8، ص93
«أَتَيْتَ الْبَصْرَةَ» بصره رفتی؟ یعنی چه بصره رفتی؟ یعنی از قبل یک صحبت و توافقی شده است گفت بله آقا جان «كَيْفَ رَأَيْتَ مُسَارَعَةَ النَّاسِ إِلَى هَذَا الْأَمْرِ وَ دُخُولَهُمْ فِيهِ» وضعیت شیعه شدن مردم چطور است؟ یعنی حضرت او را برای دعوت به تشیع فرستادند «قَالَ وَ اللَّهِ إِنَّهُمْ لَقَلِيلٌ وَ لَقَدْ فَعَلُوا وَ إِنَّ ذَلِكَ لَقَلِيلٌ» کم بودند ولی شیعه شدند ولی باز هم کم است.
حضرت نفرمودند صبر کن خودشان اگر جلسه دوستانه خواستند با ایشان بنشین صحبت کن نه؛ «فَقَالَ عَلَيْكَ بِالْأَحْدَاثِ» برو سراغ جوان ترها «فَإِنَّهُمْ أَسْرَعُ إِلَى كُلِّ خَيْرٍ» در کارهای خیر از همه سریع تر هستند. این جا روایت خیلی صریح از همان آیه ای که شما گفتید ضد فرمایش شما ثابت کردیم از روایت هم ضدش را داریم. و این تفکر، تفکری است که بارها با این تفکر جلوی بقیه مردم گرفته شده که چرا می روید تبلیغ و دعوت می کنید؟
مجری:
متأسفانه حتی بخشی هم در صدا و سیمای خودمان جلویش گرفته شده است.
استاد ابوالقاسمی:
بله این یک تفکری است باید مبنائی حل بشود بفهمیم این مبنا درست هست یا درست نیست.
مجری:
استاد امشب از محضرتان خیلی استفاده کردیم ان شاء الله که این جلسات ادامه دار باشد دوباره در خدمت تان باشیم. از شما بینندگان عزیز و محترم هم خیلی ممنون هستیم که تا به این لحظه با ما همراه شدید تا دیدار بعد یا علی مدد خدا نگهدار!
نادر جبرائیل زاده
3 آذر 1400 - ساعت 12:52سلام خسته نباشید لینگ دانلود خرابه نمیشه برنامه راه روشن رو دانلود کرد ممنون میشم مشکلو حلش کنین یاعلی