مناظره وحدت و تقریب حجت الاسلام و المسلمین ابوالقاسمی

قسمت بیست و پنجم برنامه راه روشن با کارشناسی حجت الاسلام و المسلمین ابوالقاسمی


 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

برنامه راه روشن 09 09 1400 (قسمت 25)

عنوان برنامه: مناظره وحدت و تقریب

کلیدواژه: راه روشن؛ مناظره وحدت و تقریب!

استاد: حجت الاسلام والمسلمین دکتر ابو القاسمی

مهمان برنامه: استاد راهدار

مجری: آقای حسین خدابنده لو

مجری:

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه‏ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم! عرض سلام و ادب و احترام دارم خدمت شما همراهان گرامی شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، قبل از هر سخنی لازم می دانم عرض وقت بخیری، خدمت کارشناس محترم برنامه حجة الاسلام و المسلمین دکتر ابوالقاسمی داشته باشم، دکتر سلام علیکم وقت تان بخیر!

استاد ابو القاسمی:

علیکم السلام ورحمة الله و برکاته

أعوذ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیطَانِ الرَّجِیمِ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ اَلْحَمدُ للهِ رَبِّ العالَمین اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى ‌مُحَمَّدٍ الْمُصْطَفَى وَ عَلِيٍّ الْمُرْتَضَى وَ فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ وَ ‌الْحَسَنِ الرِّضَا وَ الْحُسَيْنِ الْمُصَفَّى، وَ جَمِيعِ الْأَوْصِيَاءِ ‌مَصَابِيحِ الدُّجَى وَصلّ عَلیٰ مَنْ بِيُمْنِهِ رُزِقَ الْوَرَي وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الْاَرْضُ وَ السَّمَاءُ مَوْلانا صَاحِبَ العَصْرِ وَالزمَان!

بنده هم خدمت شما و بینندگان شبکه جهانی ولی عصر عرض سلام و وقت بخیر دارم، به مهمان برنامه که ان شاء الله خدمت شان خواهیم بود. امیدوارم موفق و پیروز باشید، در خدمت تان هستم.

مجری:

همان طور که بینندگان عزیزمان هم مطلع هستند از جلسه گذشته بحثی را تحت عنوان وحدت آغاز کردیم موضوعاتی مطرح شد، امشب برای مان بیان بفرمایید که قرار است چه بحثی مطرح بشود و با چه بحثی در خدمت تان هستیم؟

استاد ابوالقاسمی:

هفته گذشته یکی از مسائل زیر بنائی وحدت را مورد بحث قرار دادیم که اساساً آیا اختلاف ممدوح یا مذموم است؟ برخی دیدگاه ها این هست که اساساً اختلاف هیچ مذموم نیست یعنی اگر اختلافی در امت باشد اختلافی بین مردم باشد اختلافی بین گروه ها باشد این هیچ ذمی ندارد.

به این نظر از منظر قرآنی جواب گفتیم و فرمایشات مرحوم آیت الله مصباح یزدی را که تقسیم بندی دقیق انواع اختلاف بود بیان کردیم که سه نوع اختلاف، مذموم نیست اختلافاتی که به سلیقه مربوط باشد، اختلافاتی که به تکوین صِرف مربوط باشد اختلافاتی که ترکیبی از تکوین و قدرت ها و اختیار انسانی باشد مثل اختلاف در میزان علم شان، اختلاف در توانایی های جسمی و امثالهم.

اما اختلافی که به سه مسئله مبانی، رفتارها و آن چیزهایی که انسان برایش ارزش قائل است مربوط هست این اختلاف که به آن دین گفته می شود مذموم است و باید به سمت درست در آن جا برود، این را بیان کردیم. اما جلسه یکی دیگر از سوالات محوری مسئله وحدت، ‌سوال در این زمینه هست که آیا اساساً وحدت حسن ذاتی دارد یا حسن ذاتی ندارد؟ این باید برای ما مشخص بشود.

برخی از بزرگواران هستند برای شان احترام قائل هستیم عبارت این گونه دارند وقتی که قرآن می فرماید:

(وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا)

و همگي به ريسمان خدا [= قرآن و اسلام، و هرگونه وسيله وحدت‌]، چنگ زنيد، و پراکنده نشويد!

سوره آل عمران (3): آیه 103

همه به ریسمان الهی چنگ بزنید و از همدیگر جدا نشوید این نمی تواند یک تصمیم گیری تاکتیکی به اصطلاح مرحله ای باشد که در بعضی مواقع باید وحدت کرد در بعضی مواقع نباید وحدت کرد. ظاهر جمله ایشان این است که نه همیشه باید وحدت وجود داشته باشد از (وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا) این برداشت می شود که همیشه باید وحدت باشد.

آیا این فرمایش درست است؟ آیا وحدت، حُسن ذاتی دارد یا خیر؟ طبیعتاً خود آیه جواب این برداشت را داده گفت (وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا) اگر وحدت حول محور حبل الله باشد درست است و نباید از آن تفرقه کرد. اما اگر وحدت در جای دیگری و حول محور باطل باشد، همه مردم دنیا بخواهند یک کار بدی انجام بدهند. امیر مؤمنان علی ابن ابی طالب فرمودند

«أَيُّهَا النَّاسُ لَا تَسْتَوْحِشُوا فِي طَرِيقِ الْهُدَى لِقِلَّةِ أَهْلِه‏»

نهج البلاغة (للصبحي صالح)؛ نویسنده: شريف الرضى، محمد بن حسين، ناشر: هجرت، محقق/ مصحح: فیض الاسلام، ص359، خطبه 319

از این که در مسیر حق افراد کم هستند نترسید. اگر بخواهیم وحدت داشته باشیم همه آن طرف برویم اساساً آیا وحدت آن چیزی که گفته می شود وحدت خوب است، همیشه خوب است یا نه بعضی جاها وحدت خوب نیست و اگر وحدت همیشه خوب نیست کجاها هست که خوب نیست؟ این را ما باید برای تشخیص مسئله وحدت بدانیم.

کلیپی مرحوم آیت الله مصباح یزدی دارند خیلی زیبا صحبت کردند با هم بشنویم بعد ان شاء الله خدمت مهمان گرامی هم خواهیم بود.

مجری:

خیلی ممنون از بیان کامل تان

کلیپ شماره یک از آیت الله مصباح یزدی:

اشاره کردند که گاهی چنین القاء می شود که وحدت یک ارزش مطلق است و هر چه انسان ها با هم متحدتر باشند در یک مسیر باشند نیروهایشان متراکم و انباشته بشود بدون هیچ قید و شرطی این مطلوب است. در ادبیات ما هم داستان ها و اشعاری هست که در جای خودش خیلی ارزنده هست.

داستان سلطانی که موقع احتضارش دوازده پسرش را احضار کرد به هر کدام چوبه تیری داد گفت این ها را بشکنید به راحتی شکستند بعد دوازده چوب دیگر را روی هم گذاشت گفت حالا بشکنید به هر کدام شان داد نتوانستند بشکنند. گفت این کار را کردم بدانید وقتی متفرق هستید دشمن شما را شکست می دهد اما وقتی که نیروهایتان با هم متراکم شد و یک جا متمرکز شد هیچ کس نمی تواند شما را شکست بدهد.

این ادبیات تمثیلی و خطابی به جای خودش بسیار ارزنده هست و باید توجه داشت که این ها هیچ گاه ارزش برهان را ندارد و غالباً این ها یک قیودی دارد که در کلام ذکر نمی شود ولی در حقیقت آن قیدها در متن واقعی هست. عزیزان بسیاری شان اهل علم هستند می دانند در منطق می گوییم از مقدمات قیاس چند نوع هست.

یک دسته بدیهیات است که در برهان از آن استفاده می شود یک دسته از مقدمات قیاس، قیاساتِ قضایایی است که از آراء محموله یا از مسلمات و مشهورات تشکیل می شود. حتی گفتند حسن راست گفتن و خوبی عدالت هم از همین قبیل است. این ها از قضایای مسلمه یا از آراء محموله هست.

برهان اقتضاء می کند که موضوع، قضیه یک قید داشته باشد آن راستی که مفید است هر کذبی محال، بد و قبیح است مگر کذبی که در راه اصلاح باشد. این طور نیست که مطلقا بگوییم هر راستی خوب است ولو موجب به شهادت رساندن یک مؤمن بی گناهی باشد یا هر دروغی بد است ولو موجب نجات یک انسان بی گناهی باشد.

در اسلام این طوری نیست در بعضی جاها دروغ گفتن واجب است اگر موجب نجات یک مؤمنی بشود که اگر دروغ را نگویند او را می کشند. راجع به آن قضیه ای که مشهور هست و همه به آن توجه می دهند همه می گویند راست گفتن خوب است این از واضحات است ولی در واقع یک قید دارد این ها را در منطق بحث کردیم.

قضایای مسلمات، مشهورات، آراء محموله و امثال این ها در جَدَل به کار می رود نه در برهان؛ در واقع حسن وحدت و اتحاد هم از این قبیل است. وحدت خیلی خوب است اما در صورتی که در راه یک هدف ارزنده ای باشد اگر کسانی اتحاد می کنند بر این که حقی را احیاء کنند جلوی ظلمی را بگیرند این بسیار وحدت خوب و اتحاد مقدسی است.

اما کسانی با هم توطئه کنند و اتحاد کنند بر این که حقی را پامال کنند ظلمی را شایع کنند فسادی را رواج بدهند این وحدت و اتحاد هیچ مطلوبیت ندارد. به همان اندازه که خود آن گناه بد است وحدتش هم بد است پس حُسن وحدت و حُسن اتحاد از قضایای مشهوره یا از آراء محموده هست که یک قید خفی داریم.

یعنی وحدتی که در راه حق باشد برای تحقق یک هدف عقلانی و مطلوب باشد نه هر هدفی و هر اتحادی؛ اگر این طور بود انبیاء اصلاً نباید قیام کنند برای این که اکثریت قریب به اتفاق جامعه بت پرست بودند این ها بر خلاف جامعه آمدند وحدت جامعه را به هم بزنند. اوائل امر یک عده قلیلی ایمان می آوردند این اتحاد جامعه را به هم می زند.

اتفاقاً جناب فرعون برای قوم خودش همین طور استدلال می کرد می گفت دو نفر پیدا شدند آمدند که این وحدت، اتحاد و انسجام ملی شما را از بین ببرند.

(وَيذْهَبَا بِطَرِيقَتِكُمُ الْمُثْلَى)

راه و رسم نمونه شما را از بين ببرند!

سوره طه (20): آیه 63

این ها را باید بیرون کنیم و با آن ها باید مبارزه کنیم این ها مفسد هستند موسی و هارون را می گفت. می گفت این ها آمدند و وحدت و انسجام شما را از بین ببرند «ان یفسدا فی الارض وَيذْهَبَا بِطَرِيقَتِكُمُ الْمُثْلَى»؛ پس اگر وحدت همین طور بدون قید و شرط مطلوب بود انبیاء نباید در مقابل یک قوم متحدی که همه بت پرست و فرعون پرست هستند بیایند در مقابل این ها قیام کنند بین مردم ایجاد اختلاف کنند.

 بت پرست های مکه هم علیه پیغمبر اکرم همین حرف را می زدند می گفتند یک نفر پیدا شده گویا ساحر باشد یعنی آمد ایجاد اختلاف کند خانواده ها را به هم بریزد. پدرها را از پسرها جدا کند گاهی جوان ها مسلمان می شدند پدرهای شان کافر بودند در خانواده اختلاف ایجاد می شد. ولی این آمده افساد کند جوان ها از خانواده ها جدا کند بین زن و شوهر اختلاف ایجاد می کند. جوابش این بود که این اختلاف بسیار مبارک است باید ایجاد بشود تا تدریجاً دامنه فساد، کفر و شرک برچیده بشود.

هر اختلافی بد نیست اولاً این مطلب را توجه داشته باشید در بحث ها به قول ما طلبه ها قضایای مشهوره را به جای بدیهیات نقل نکنیم بدانیم همه این ها استثناء دارد. پس وحدت و اتحاد بسیار خوب است نیروها را متمرکز می کند برای رسیدن به آن هدفی که این وحدت برای آن تشکیل شده است.

اما اگر آن هدف نامطلوب، باطل، فساد و إفساد باشد این وحدت اتحادش هم نامطلوب خواهد بود. پس ارزش وحدت و اتحاد یک ارزش ذاتی و ارزش مطلق نیست وقتی وحدت و اتحاد مطلوب است که برای پیروزی حق کمک کند. در راه حق، بر اساس محور حق و در راه پیروزی حق باشد.

مجری:

همان طور که استاد ابوالقاسمی هم اشاره کردند به صورت خیلی واضح مبنای وحدت را علامه مصباح (رحمة الله علیه) توضیح دادند و این که اصلاً وحدت یک امر تاکتیکی هست ولی قبل از هر سخن دیگری لازم می دانم عرض سلام و شب بخیری داشته باشم خدمت مهمان عزیزی که در خدمت شان هستیم. جناب حجة السلام و المسلمین دکتر رهدار سلام علیکم

استاد رهدار:

سلام علیکم محضر شما و محضر بینندگان محترم این برنامه عرض سلام و ادب دارم

مجری:

خیلی ممنونیم که وقت خودتان را در اختیار ما گذاشتید در خدمت شما و استاد ابوالقاسمی هستیم هر طور صلاح می دانید بحث را آغاز بکنید.

استاد ابوالقاسمی:

اولاً این تاکتیکی نبود استراتژیک بود این که همه جا خوب نیست. با توجه به سابقه فعالیت هایی که جناب دکتر رهدار در زمینه وحدت داشتند و تحقیقاتی داشتند. در کلیپ، فرمایشات واضح بود امشب بحث سر این می خواهد بشود کجاهاست که وحدت نا مطلوب است و چه مواردی است که در آن جا ما نباید وحدت بکنیم؟ وقتی می خواهی یک وحدتی صورت بگیرد چه مسائلی را باید مد نظر قرار بدهیم تا این وحدت یک وحدتی بشود که به سمت فساد و اشتباه نرود آن وحدت، وحدت مطلوب و درست باشد.

استاد رهدار:

بسم الله الرحمن الرحیم اول برداشتم را از فرمایش مرحوم علامه مصباح عرض بکنم نظر ایشان این نبود که وحدت یک مقوله تاکتیکی است. وحدت یک مقوله استراتژیک هست اما آن جایی که می خواهیم آن را بارگذاری و ارزش گذاری کنیم یک قید و قیوداتی دارد مثلاً متعلق وحدت باید مشخص بشود جهت وحدت مشخص بشود.

باید بحث بکنیم نتایج و پیامدهای مقوله ای که بر سرش وحدت داریم باید مشخص بشود یک جایی ممکن است فرض کنید متعلق وحدت هم یک چیز خوبی باشد جهت وحدت هم خوب باشد به دلیل این که با یک عوامل غیر معرفتی و حتی خارج از اراده ما تلاقی پیدا می کند نتایج و پیامدهای خوبی ضرورتاً ندارد.

آن جا باید جور دیگری قضیه را تحلیل کرد اگر بخواهیم این جا روایتی بیاوریم مواردی که حضرت می فرماید:

«مَنْ دَخَلَ مَدَاخِلَ السُّوءِ اتُّهِم‏»

نهج البلاغة (للصبحي صالح)؛ نویسنده: شريف الرضى، محمد بن حسين، ناشر: هجرت، محقق/ مصحح: فیض الاسلام، ص536

ضرورتاً مَداخل اتهام مصداقاً همه شان باطل نیست ای بسا ممکن است سر یک موضوع خوبی باشد جهتش هم خوب باشد اما در هر حال کانتکس کار به گونه ای هست که نتیجه را منفی می کند. آن جا، جا نیست یعنی علی القاعده نباید بمانیم این نکته اول که در ذهنم می آید وحدت واقعاً یک مقوله استراتژیک است.

لااقل برای ما یعنی بازیگرانی که دارند سیاست های جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی را دارند نمایندگی می کنند اصلاً‌ تردیدی نداریم که وحدت یک بِرند تمدنی برای ما شده است. خاطره ای خدمت عرض کنم در ترکیه بازدید یک سازمانی رفتم عنوانش را اگر دقیق بتوانم بگویم عنوان وحدت داشت. پر طمطراق بود اما وقتی رفتم مکان را دیدم فرض کن آن جا را با مجمع جهانی تقریب ما مقایسه می کردم می بینم یک تشکیلاتی دارد آدم هایی دارند تحقیق می کنند رفت و آمد هست کنفرانس های بین المللی دارد. دیدم آن جا اسمش خیلی بیشتر از واقعیتش بزرگ است.

مجری:

به لحاظ ساختاری؟

استاد رهدار:

به لحاظ ساختاری، به لحاظ نیروی انسانی، به لحاظ محتوایی که در تجربه آن ساختار تاکنون تولید شده بود. گفتم چرا این طوری است؟ گفتند آقای اردوغان چون با شعار احیاء عثمانی آمد و داعیه خلافت دارد اقتضای یک همچون ادعائی این هست پدری کند نمی تواند یک کسی مدعی باشد که خلیفه جهان اسلام هست در عین خودش بر طبل اختلاف بکوبد.

این واضح بود گفتم این که بیشتر سوالم را جدی تر کرد پس چرا این کار را کرد؟ یک چیز ظریفی گفتند فکر می کنم این را باید بیرون فهم کنیم یعنی اگر دائماً داخل ایران باشیم فهمش یک مقدار سخت است یعنی بیرون راحت تر فهم می شود. آن ها که تذکر دادند مسئله برایم عمیق شد.

گفتند به این علت این جا را خیلی شلوغ نمی کند چون در جهان اسلام پروژه وحدت هر جا گفته شود پروژه حضرت امام، پروژه ایران و پروژه آقای خمینی است. طرف نمی خواهد در زمین دیگران بازی کند. نمی خواهد مهم ترین مدعای خودش یعنی خلافت را با پرچم دیگری جلو ببرد.

این خاطره را از این باب عرض کردم که هم ثبوتاً وحدت یک حیث استراتژیک دارد و هم اثباتاً در نسبت انقلاب اسلامی، جمهوری اسلامی یک مسئله ای که بار تمدنی دارد و ما کم از آن بهره نبردیم و استفاده نکردیم. این نکته دوم.

 نکته سوم این که می خواهم یک فلش بکی بزنم چون در جلسه قبلی ظاهراً فرمودید این مسئله از جلسه قبل شروع شد نبودم و توفیق نداشتم برنامه را هم ببینم. حدس می زنم برنامه با این عقلانیت تیک خورده و آغاز شده در برابر کسانی که تقریرهای نظری یا اقدامات عملی بر خلاف وحدت دارند این جا یک حرف های متفاوت زده بشود و راه های متفاوتی معرفی بشود. اگر دغدغه این بود یک ملاحظه ای دارد یعنی این ملاحظه فراتر از عقلانیت این برنامه هست بلکه بر کل پروژه وحدتی که عرض کردم بِرند تمدنی ما شده وارد است.

آن ملاحظه این هست که وحدت با بحث کردن درباره وحدت ایجاد نمی شود یک جایی البته باید بازیگرانی وحدت تکلیف خودشان را با این مفهوم تمام بکنند. آن جا به نظرم مثلاً در پروژه جمهوری اسلامی در دهه پنجم یا چهارمش نیست. بحث های مفهومی، بحث های تأویلی و تفصیلی هر چه راجع به آن بحث کنیم کش بردار است یک جایی باید تمامش کنیم. الان در مورد فرهنگ صحبت کنم آن بزرگوار کتاب نوشت و ادعا کرد که بیش از سیصد تعریف درباره فرهنگ ارائه شده خودش هم پنجاه، شصت سال به تعبیر خودش از آن مهم ها آورده است. وقتی داری می خوانی چهار تا لفظ بالا، پایین شده تهش سه، چهار تا تقریر کلان است به نظرم خیلی مهم نیست کدام را تیک بزنیم.

باید در مسیر تحقق این مفهوم بیشتر توقف داشته باشیم تا در حوزه بحث های نظریش یادم هست یک زمانی مقام معظم رهبری (حفظه الله تعالی) فرمودند بودند جبهه مؤمنِ انقلابی باید بصیر باشد. کسانی شاید یک نهادهایی از سر دلسوزی و از سر لبیک گفتن به فرمایش حضرت آقا یک دوره ها و کلاس هایی را درباره بصیرت راه انداختند. بصیرت در لغت یعنی این، در اصطلاح یعنی این، در تاریخ یعنی این واضح است فرمایش آقا این نیست. آقا می فرمایند مثلاً شما بیایید جنگ ایران و عراق را برای مردم تحلیل کنید خروجی این کار این می شود جوانی که پای حرف شما نشسته بصیر می شود. در مقوله وحدت هم مسئله این است.

وحدت، یک مسئله استراتژیک در اسلام برای تاریخ اسلام، برای مسلمان ها و برای عصرمان بلکه برای بشریت یک مسئله استراتژیک است، اما تحقق این مسئله استراتژیک از طریق بحث های نظری درباره آن مخصوصاً اگر کش دار بشود و برسد به بحث های انتزاعی نظری که سر جای خودش ممکن است فرض کنید یک گره کوچک و ظریفی را حل هم بکند.

به نظرم چیزی گیر پروژه نخواهد آمد این ملاحظه را من به کل پروژه جریان تقریب دارم که شاید از زمان مرحوم آقای بروجردی وقتی که در جهان اسلام بحث تقریب مذاهب مطرح می شد بعداً مسئله وحدت امت و وحدت اسلامی دارد مطرح می شود دائماً در کنفرانس ها، در نشست ها و در جلسات گفتیم وحدت چه است؟

این سخنران، سخنران بعدی، این نویسنده، نویسنده بعدی چندین کنفرانس راجع به این قضیه باید صورت بگیرد و تمام اگر در مسیر ده، بیست یا سی ساله یا دو تا شبهه خیلی جانداری وسط آمد به گونه ای که تزلزل و تذبذب نظری ایجاد دارد می کند دوباره یک بار دیگر به بحث بر گردیم و نگاهی داشته باشیم. به نظرم بنده اصل این قضیه در جهان اسلام از طریق بسترهای عینی که از قضاء مغفول قرار گرفته حل می شود. این نکته سوم.

مجری:

چون فکر می کنم یک سوالی همین جا هست حل بشود استاد ابوالقاسمی با توجه به این که مخاطب برنامه بودم فکر می کنم نگاه برنامه به مقوله وحدت از این قسم آخری بود که فرمودید یعنی ورود یکسری شبهات جدی که به اصل تقریب و وحدت لطمه وارد می کند. فکر می کنم برنامه در مقام این قضیه هست این را به نظرم ملاحظه بشود اگر نکته ای هست.

استاد ابوالقاسمی:

اولاً از فرمایشات ایشان استفاده کردم بسیار دقیق بود در تکمله فرمایشات ایشان جهت گیری که در این برنامه ان شاء الله خواهیم داشت با توجه به اهمیت جایگاه وحدت و معرفی شدن ما به عنوان محور وحدت اهمیت دوچندان پیدا می کند. یکبار، یک شخصی معروف به پزشکی نیست یک اشتباه پزشکی هم بکند خیلی درد سر ایجاد نمی شود.

اما کسی که به عنوان معروف ترین متخصص پزشکی است در پزشکی اشتباه بکند این جا خیلی گران تمام می شود. یکبار اگر ترکیه ای که معروف به وحدت نیست به هر دلیلی در آن مسیر وحدتش یک قدم اشتباه هم بر دارد کسی نمی گوید شما قدم اشتباه بر داشتید اما وقتی یک نفر که مدعی به حق هست و باید هم مدعی وحدت باشد چون ائمه (علیهم السلام) «أمانَ مِنَ الفُرقَة» سردمداران وحدت بودند البته از نوع درستش.

 ما هم باید به همان روش جلو برویم مائی که به همان روش جلو می رویم اگر یک اشتباه بکنیم هم در درون بیشتر مد نظر قرار می گیرد هم داخلی بیشتر از این قضیه دچار رنجش می شوند هم آن کسانی که بیرون هستند. لذا به نظرم قضیه وحدت خیلی باید چکش کاری بشود و با دقت جلو برود. اشتباه ما در مقوله وحدت مثل اشتباه بقیه نیست بگوییم بله یک مسیری راه افتاد مثل یک سیلی است که می آید، می شوید و همه چیز را می برد.

اتفاقاً این جا یک چیزی است که اگر کوچک ترین قدم اشتباهی برداشته بشود با توجه به این جایگاهی که ما داریم ضررش دو چندان خواهد بود. همان طور که الان در داخل می بینیم خیلی از دعواها پیش می آید چرا این طور است؟ شما خلاف وحدت می کنید!

مجری:

سوال من هم همین بود اساساً اگر گفتگوی تمدنی هست یک نگاه تمدنی وجود دارد از دکتر رهدار سوال داشتم حتماً باید چکش کاری بشود. چون شما می گویید یک بحث تمدنی است بحث تمدنی، یک بحث جدی است.

استاد رهدار:

عرضم این هست این چکش کاری کجا صورت بگیرد؟ چکش کاری مثلاً فرض کنید در میزگردهای نظری مدلی در کتابخانه، در یک محافل کاملاً آکادمیک باید صورت بگیرد یا این چکش کاری باید در بستر عینی یک پروژه ای که می تواند نتیجه یا فرآیندش وحدت آفرین باشد کجا؟ همان اندازه که از بحث های نظری غفلت بکنیم به تعبیر حاج آقا درست هم می فرمایند خطا است. همان اندازه اگر از مسئله های عینی غفلت بکنیم خطاست.

ببینید قبلاً در بحث تولید علم دینی با عنوان مثال و حتی در دنیای غرب نه بحث علمی دینی کلاً ماجرای تولید علم یک نظریه این بود فرض کنید ساحت نظر مقدم بر ساحت عمل هست معمولاً دیسیپلن‌ها شکل می گیرند به طبع آن ها واقعیت های بیرونی تحقق پیدا می کنند.

رابطه نظر و عمل به هم می گفتند ساحت عمل آزمایشگاه نظر می شود در واقع تست می کند. دیدگاهی آمد ساحت عمل فقط تست نمی کند در ضمن این که می گوید این نظر درست است ولذا جواب می دهد یا غلط است فقط نمی گوید غلط است انگار دارد می گوید کجایش غلط است؟ انگار یک جورهایی ساحت عمل دارد کمک کننده به ساحت نظر می شود.

یک نظریه این هست ساحت عمل، ساحت تکوین نظر است یعنی هیچ نظری در خلاء صورت نمی گیرد. بله ما یک معرفت های پیشینی داریم راجع به معرفت های پیشینی مان هم باید یک مقداری بحث بکنیم لا شک این هایش هست. ولی تحقق این ها و چکش دادن به این ها، در عمق این ها فرو رفتن در دیالیکتیک میان نظر و عمل باید صورت بگیرد.

یک مثال خدمت شما عرض می کنم تصور بفرمایید اندازه ای که دهه های گذشته در جهان اسلام راجع به مقوله وحدت حرف زدیم و نوشتیم البته مقولاتی داریم بیشتر راجع به آن ها حرف زدیم شاید ده، پانزده سال قبل در یک کتابفروشی در بیروت کتابی نظرم را جلب کرد.

این کتاب 40 جلد بود این کتاب درباره عربیت بود این 40 جلد کتاب مجموعه مقالات یک همایش بین الملل اسلامی درباره مفهوم عربیّت آن جا با خودم گفتم اگر ما در خصوص جدی ترین مفاهیم اسلامی،‌ پایه ترین مفاهیم اسلامی یعنی توحید می خواستیم یک همایشی برگزار بکنیم احتمالاً 40 جلد نمی شد.

می خواهم بگویم در مورد وحدت اندازه مفاهیمی مثل الغروبة حرف نزدیک ولی در عین حال همین مقداری که حرف زدیم را اگر این ها را در صحنه واقع زندگی مسلمان ها پخش می کردیم مثلاً در یک مقوله اقتصادی، در یک مقوله سیاسی، در یک مقوله فرهنگی و در یک مقوله ورزشی؛ یک مقوله ورزشی فقط فکر می کردیم فرض کنید امتداد حرف های وحدت آفرین من در ورزش اسلامی در جهان اسلام چه می شود؟

در آن جا می رفتیم صحنه را جلو می بردیم خیلی وضع ما بهتر بود شاید هیچ مسئله ای به نظرم اندازه مسئله فلسطین در واقع جهان اسلام ظرفیت ایجاد وفاق حداقل نظری نکرده باشد. بعید می دانم تک و توک از مسلمان های غرض و مرض دار که بگذریم بعید می دانم مسلمانی در جهان اسلام باشد که دلش برای فلسطینی ها نتپد و نفرتی از اسرائیلی ها نداشته باشد. یعنی یک مسئله ای است که تقریباً همه مسلمان ها از نوادر و شذوذات فردی که ممکن است وجود داشته باشد بگذریم تقریباً همه از اسرائیل تنفر دارند و دوست دارند ملت فلسطین سامان بگیرد.

 در مقوله ورزش، در جهان اسلام تکلیف ما در خصوص همین قضیه که روی تُشک فرض کنید ورزشکارهای ایرانی با ورزشکارهای اسرائیلی بخواهیم رقابت بکنیم یا نکنیم حل نکردیم. شما مدام این جا کنفرانس وحدت بگذارید درباره وحدت حرف بزنید، درباره وحدت کتاب بنویسید می گویم بخشی از این حرف هایی که این جا گفته شده را کاش وسط صحنه ورزش می بردیم تست می کردیم وسط صحنه ورزش گیر و گورها را حل می کردیم و می بردیم.

 احتمالاً آن جا به ما یک چیزهایی می داد یک نکاتی را می داد یک مسئله هایی را برای ما مشخص می کرد وقتی داخل کتابخانه یا داخل جلساتی از این دست بر می گشتیم جور دیگری همان داشته های نصی و تراثی خودمان را جور دیگری فهم می کردیم. می گویم از آن صحنه عقب ماندیم خیلی هم عقب ماندیم.

مجری:

سوالم این است گیر و گور حل کردن همین موضوعی که شما گفتید خیلی هم امروزه بحثش داغ است برای آن جوانی که می خواهیم این موضوع را حل بکنیم مگر نباید اول مبانی نظری مان را نباید درست بکنیم؟

استاد رهدار:

نه

مجری:

چطور می شود یعنی می خواهم توضیح بدهید.

استاد ابوالقاسمی:

نکاتی خدمت تان عرض بکنم تا مشخص بشود به فرمایشات شما از مسائل عینی نباید غفلت کرد قطعاً صحیح است. در ساحت عمل می توان نظر را اصلاح کرد و خود عمل خیلی وقت ها نشان می دهد کجا نظر اشتباه است درست است. نقصان های جنبه وحدت در باب نظری فرمایش تان صحیح است و در مورد فلسطین هم درست است.

اما چند تا مثال برای شما می زنم فرض بگیرید یکی از دوستانی که ما داریم با رویکردی که ما از وحدت به آن اعتقاد داریم برود با لباس روحانیت در مناطق مشترک شروع به کمک کردن به یک تعدادی از بچه های مخالفین؛ یک تعدادی از گروه هایی که طرفدار تقریب هستند می گویند این کار شما ضرر به وحدت می زند شما حق ندارید وارد منطقه شوید چرا با لباس روحانیت آمدید این کار را انجام می دهید؟

یعنی با توجه به این که خودشان را محور وحدت می دانند تقریب را یک مسئله انحصاری دانستند و به قول مرحوم آیت الله مصباح آن چیزی که خودش سبب محور وحدت باید بشود آمدند محور اختلاف در درون کردند.

اتفاقاً هفته قبل فرمایشات آقای مبلغی را پخش کردیم اولین کاری که باید انجام بدهیم در درون بین شیعه ها مشکل خودمان را حل کنیم. اگر کسی با شیعه ها اختلافش را حل نکند نمی تواند در بیرون حل کند. فرمایش شما درست است الان در درون توانستیم این نظر را حل بکنیم که آیا در زمین کشتی با یک اسرائیلی کشتی بگیرم یا نگیرم؟ این بین خودمان حل شده است اگر حل شده بود همه می دانستند چه کار بکنند!

یعنی چون جنبه نظری مان یک جنبه انحصار گرا در این قضیه شدیم خیلی از مسائل نباید مطرح بشود. الان شما فرمودید یک دستگاه های بسیار عریض و طویل وحدت داریم کار ضروری هست باید هم باشد. آیا در این مقوله که با چه کسانی نباید وحدت بشود؟ کجاها نباید وحدت بشود؟ چه زمان های نباید وحدت بشود؟ در این قضیه دو تحقیق نه یک دانه؛ دو تا تحقیق داریم؟

یک تحقیق بله ممکن است یک نفری نوشته باشد دو تحقیق در این چهل سال صورت گرفت؟

استاد رهدار:

یک جور دیگری سوال حضرتعالی را طرح می کنم تا به حرف خودم نزدیک شوم سال گذشته تحقیقی انجام دادم منتشر هم شد البته قبل از انتشار در مجمع جهانی تقریب، کرسی نقدش هم برگزار شد. آن جا یک ملاحظه ای به پروژه وحدت داشتم آن این بود پروژه وحدت مسئله خودش را در ساحت نظر و مقوله هویت نتوانست حل کند.

چون هویت تَعیُّن های هویتی همیشه در ساحت ما به الإمتیاز است نه در ما بِه الإشتراک ها یعنی کسی که دائماً تمام تخم مرغ هایش را در سبد اشتراک می گذارد از امتیاز و اختلاف هیچ چیز گفته نمی شود اساساً نمی تواند تعیُّن هویتی پیدا بکند. نمی تواند شیعه، سنی یا هیچ چیز بشود چون ما بِه الإشتراک است.

یک مثالی حتی در آن جلسه زدم گفتم بچه ای از مادرش پرسید پدرم چه شکلی بود؟ گفت یک آقای ریشوی قد بلندِ عینکی، فردا در خیابان رفتند به آدم ریشوی قد بلندِ عینکی، بچه بابا می گفت. چرا این مشکل از کجا پیش آمده بود؟ از آن جا پیش آمده بود مادر فراموش کرده بود باید اوصاف را این قدر جلو می برد که وارد مابِه الإمتیازها پدرش می شد در آن جا طرف تعیُّن پیدا می کند.

پروژه وحدت به دلیل این که از مرزهای مابِه الإمتیاز ضرورتاً اسمش چون اختلاف یک بار منفی دارد با آن واژه نمی دهند از مابِه الإمتیازهایشان غفلت کرد نتوانست مسئله هویت را برای بازیگران وحدت جا بیاندازد به لحاظ نظری از این قضیه جا مانده است. یکی از پیامدهایش همین می شود به لحاظ نظری به این پرسش حضرتعالی نمی رسند که با چه کسی نباید وحدت کنیم؟ چون مابِه الإختلاف ها و مابِه الإمتیازها آنجاست به این پرسش نمی رسد

استاد ابوالقاسمی:

من می خواهم همین حل بشود.

استاد رهدار:

این را قبول دارم یک بحث نظری سنگین می طلبد. در کنفرانس های وحدت دوستانی که از کشورهای دیگر تشریف می آورند به شوخی می گویند ولی واقعیت قضیه این هست که یک جدیتی تِه حرف شان هست می گویند موقع اذان شده یا وقت استراحت شده است می گویند ما که می دانیم شما الان می روید زیارت عاشوراء می خوانید. من برای طرف هنوز جا نیانداختم زیارت عاشوراء بخشی از آن هویت من است در حالی که مابِه الإمتیاز من و شما می تواند باشد در عین حال منافاتی با وحدت ندارد؛ یعنی آن تکه من است اگر آن را نداشته باشم مُشیر نمی توانم باشم یعنی منیّت من، منحاز و جدای از شما نمی تواند شکل بگیرد.

این ها را در کنفرانس های وحدت طرح نکردیم یک پیامدی برای ما و جهان اسلام داشت به دلیل این که نرفتیم این بحث ها را کنیم البته به آن حرف های اولیه خودم بر می گردم. در صحنه عینیت اصرار دارم آن جا یک حرف هایی بزنم. به دلیل این که، این حرف ها را تمام نکردیم روی شان نماندیم یک دفعه می بینید جریانی مثل جریان داعش ناباورانه در جهان اسلام می گیرد.

از هشتاد کشور برای ملعون ابوبکر البغدادی نیروی انسانی کمک آمد، چرا؟ از آن طرف برای خصوص جریان تشیع انگلیسی، تشیع انگلیسی به رغم همه مخالفت هایی که داریم با آن می کنیم بی یار نیست آدم دارد کمک به او می رسد، چرا؟ یک چیزی را طرف مقابل این ها چون ندارد این ها توانستند از نداشته های آن ها برای خودشان داشته درست بکنند.

آن چیز به نظرم این است چون منادیان وحدت در جهان اسلام نتوانستند از مابِه الإشتراک به مابِه الإمتیاز بروند ثمره اش به لحاظ هویتی نوعی اگر نگویم بحران و خلاء هویتی درست کرده یک جریانی ولو به غلط می آید رو مابِه الإمتیازها در حالی که درک غلطی از مابِه الإشتراک دارد روی مابِه الإمتیازها انگشت می گذارد و چون ثمره اش این می شود که هویت طرف را تیز می کند لبیک می شنود.

به عبارت دیگر جریان منادیان وحدت بی آن که، به این قضیه تفقه بشود در جهان اسلام به صورت گسترده یا حداقل به صورت جدی یک اتهام در ارتکاز عمومی پیدا کرده آن اتهام، اتهامِ ایمان نفاقی است. این همان چیزی بود که می گویم دوستان ما به شوخی می گویند اما انگار تَهش یک چیزی هست.

می گویند شما درباره یک وحدتی دارید حرف می زنید که به لااقل ظاهر کنش شما به لوازمش نشان می دهد پایبند نیستید. این وحدت در حد نظر این جا مانده چه کار کنیم؟ لااقل جریان تشیع انگلیسی یا جریان ابوبکر البغدادی، جریان های حاد انحرافی این مدلی حداقل از این حیث چون روی مابِه الإشتراک ها و مابِه الإمتیازها انگشت گذاشت انگار برداشت می شود که این ها همین هستند اگر غلط هم هست نفاق ندارند.

این را باید یک جایی برای خودمان حل کنیم این اندازه اش را می پذیرم که باید یک بحث های نظری صورت بگیرد که مقوله یا بگویم استراتژی وحدت نسبت به مقوله نفاق، مقوله هویت با این مقوله ها چطوری می خواهد تمام کند؟ حتی همین را که معتقد هستم بحث های نظریش نحیف است اگر نگویم عقیم است.

به تعبیر حضرتعالی اصلاً هیچی جلو نرفت به رغم این که می پذیرم معتقد هستم این مسئله تمام ابعاد و تمام پروژه اش در ساحت نظر محض آن هم به صورت پیشینی حل نمی شود. این باید فرآیندی حل شود یعنی شما به صورت پیشینی مسئله را وسط بگذارید چندین نظر، طرح و راهبرد وسط بگذارید به صحنه بروید. وقتی در صحنه می روید برای حل همین دغدغه ها که من یک مسئله ای به نام هویت دارم این هویت در پروژه وحدت به همچنین چالشی بر خورده است. این را می خواهم حل کنم کجا باید حل کنم؟ این را باید در صحنه عینیت ها حل کنم. در صحنه عینیت ان شاء‌ الله مثال هایی خواهم زد.

مجری:

فعلاً تا همین جای بحث باشد. اجازه بدهید یک فاصله کوتاه داشته باشیم به همراه بینندگان عزیز برویم یک میان برنامه ببینیم و دوباره در خدمت تان هستیم.

(میان برنامه)

مجری:

...استاد ابوالقاسمی در قسمت قبلی صحبت های استاد رهدار را شنیدیم ایشان اشاره کردند به همان مابِه الإمتیازات می خواهم بدانم نظر شما در این خصوص چه است؟

استاد ابوالقاسمی:

فرمایشات شان، فرمایشات خوبی بود اما دو جنبه با جناب استاد اختلاف نظر دارم. یک این که اولاً در جنبه عمل و ساحت عمل تا به حال موارد زیادی بوده تجربه های تلخی داشتیم. اما هنوز از آن تجربه ها درس نگرفتیم یعنی با وجود این که شما فرمودید در ساحت عمل باید برویم و آن ساحت عمل بیاید نظر ما را اصلاح بکند موارد زیادی بوده است. به عنوان نمونه، تفکری که جمال الدین اسد آبادی در مورد وحدت داشت دست کشیدن از برخی از اعتقادات و رفتن به سمت گرایش قرآنی (مثلاً)

 یا روش مرحوم آقای خالصی خدا رحمت شان کند شخصاً خیلی به شخصیت ایشان علاقه دارم با توجه به آن بینش اجتماعی که داشتند؛ اما آن روشی که در بعضی از مسائل به کار بردند خودشان آخر عمر پشیمان شدند گفت ما گفتیم بعضی از کارها را انجام بدهیم و بعضی از کارها را انجام ندهیم تا طرف مقابل دلخوش بشود. مثلا فرض کنیم از اذان مان «اشهد أن علیاً ولی الله» را حذف بکنیم تا طرف مقابل مقداری رغبت به ما پیدا کند و او هم سمت ما بیاید.

 یک فشار زیادی هم به حوزه های نجف آوردند در حوزه های نجف دعوا شد اختلافاتی پیش آمد یک عده گفتند چرا این حرف ها را می زنید؟ ایشان طبق مبنای اجتهادی خودش می گفت حضرت علی به خاطر وحدت امت دست از خلافت بر داشت ما به خاطر وحدت دست از «أشهد أن علیاً ولی الله»‌ بر نداریم؟

یک استدلال های این طوری بود خود ایشان آخر گفتند ما هر چقدر در این عقب نشینی ها جلو رفتیم طرف مقابل جلو نیامد علت چه بود؟ علت همان فرمایش ما بود که ما نیامدیم مابِه الإمتیازها را بیان کنیم که ساحت وحدت، ساحت وحدت اجتماعی و سیاسی است. اساساً ساحت وحدت ما، ساحت وحدت عقیدتی و فقهی نیست.

این تجربه برای ما شده یعنی الان برای ما روشن شده چرا نمی آییم الان خیلی صریح و واضح این را بیان بکنیم؟ لذا الان می بینیم خیلی از جاها فلان کار را شیعه انجام ندهد چون ممکن است ... در صدا و سیما فضائل حضرت علی را چرا حامد کاشانی گفت؟ فضائل حضرت علی در صدا و سیما گفت عده ای ناراحت شدند. این یکی از جنبه هایی است که تجربه اش را داریم.

مسئله دوم خیلی از جاها در ساحت نظر می شود قبل از این که برویم یک تجربه ده ساله و پانزده ساله تجربه بکنیم در آن ساحت نظر قضیه را حل بکنیم خیلی هم سریع تر قضیه به نتیجه می رسد. یعنی ما الان فرض بگیریم برویم با یک گروهی وحدت بکنیم، بعد وحدت با این گروه هزینه هم برای شان بشود پول هم داده بشود بعد از بیست، سی سال ببینیم این ها داعشی بودند.

یک نمونه برای تان مطرح کنم قبل از جنگ 33 روزه ما با لبنانی ها ارتباط فامیلی داریم یکی از مسئولین تبلیغی حزب الله لبنان به منزل یکی از بستگان ما آمده بود جلسه ای نشستیم. آن موقع خدمت شان عرض کردم الان رسانه های وهابیت به جد دارند شیعه را تکفیر می کنند و زمینه کشتار شیعه را دارند فراهم می کنند. عین روز برایم مشخص بود طرف می آید می گوید شیعه کافر هستند کانال دوم و سوم می زنی شیعه کافر هستند. شما دو شبکه دارید المنار و الصراط در این شبکه ها بیان کنید اهل سنت با وهابیت فرق دارد. فرق سنی با وهابی را بگویید آن جا گفت این کار به مصلحت ما نیست الان با عربستان وحدت پیدا کردیم.

این از جهت نظری خیلی راحت می شود حلش کرد و با این دیدگاه جلو رفتند همین فرمایش شما هشتاد کشور ملحق به داعش شدند. اگر ما یک مقداری زودتر جنبیده بودیم فرق بین تفکر داعش و تفکر سنی را بیان می کردیم اصلاً دچار این مشکلات می شدیم؟ فقط به خاطر این که الان ما در وحدت هستیم از جهت وحدت با عربستان ارتباطات مان خوب شده است. نمی آید نگاه کند آن طرف مقابل همین الان دارد با تو ارتباط برقرار می کند همین الان دارد کار دیگری ضد شما انجام می دهد. این وحدت او یک وحدت ظاهری است و هدف او ضربه زدن به شماست چون این را کار نکردیم از جهت نظری مشخص می شود این ضربه سنگین را هم خوردیم. اگر چند سال قبل این کار را انجام داده بودیم چقدر فرق می کرد؟

لذا اعتقادم این است باید بیاییم در ساحت نظر هم این ها را مطرح بکنیم قبل از نظر حتی، بله از عمل هم اگر رسیدیم دچار مشکلی شدیم آن عمل می آید اصلاحش می کند اما این دلیل نمی شود که ما در جنبه های نظری و بحث های نظری غافل بشویم و یکی از اشکالات ما اساسی این است که هنوز مشخص نشده است.

این اختلاف نظر بین حقیر و حضرتعالی است از جنبه عمل یا از جنبه نظر اما به نظرم یک سوال دیگر برویم با توجه به تجربه هایی که الان هست چه جنبه هایی را می توان لحاظ کرد که بر اساس آن جنبه ها نباید با گروهی وحدت داشت یا بعضی اوقات نباید وحدت داشت این ها به نظر شما چیست؟

استاد رهدار:

راجع به فرمایش قبلی حضرتعالی مثال هایی که حضرتعالی می زنید مثال های درستی است لکن عرض من ناظر به آن جا نیست من هم معتقد هستم از قضاء داخل تلویزیون و تریبون ها فضایل اهل بیت گفته بشود و باید هم گفته بشود. آن ها اصلاً مابِه الإمتیازهای ما نیست اهل سنت، جهان اسلام فضایل اهل بیت را قبول دارند اتفاقاً شاید همان فهم های حداقلی یا انحرافی سعی می کند بگوید علی ابن ابی طالب (علیه الصلاة و السلام) فقط امام شیعیان استۀ نه راهبر بشریت، انسانیت و فراتر از دنیای فقط اسلام است. آن ها که قطعاً باید گفته بشود.

 عرض من در بستر عمل یک چیز دیگر است فای راوِنت تعبیری دارد اصطلاحی هست می گوید حذف از طریق جایگزینی؛ دو گونه می توانم با رقیبم رقابت کنم یک مدلی است که بروم با او کَل کَل کنم و پاسخ بدهم او هم یک چیزی بگوید احتمالاً در این رد و بدل شدنِ حرف های این ها هر دوی مان خراش بر داریم یکی بیشتر، یکی کمتر.

یک مدل دیگر من در برابر شما یک دکانی زدید یا یک مؤسسه ای راه انداختید من هم بروم مقابلش یک مؤسسه ای راه بیاندازم به همان پرسش هایی که شما دارید پاسخ می دهید من جور دیگری پاسخ بدهم. حرمت شما را هم داشته باشم سلام علیک هم داشته باشم گه گاهی هم شما را دعوت کنم و به دعوت شما بیایم. پاسخم را متفاوت بکنم وقتی پاسخ را متفاوت کردم اگر کار من باشد به هر میزانی که جلو رفتم شما حذف می شوید.

 یک جایی همایشی بود بزرگواری گفت مرحوم آٔقای خویی (رحمة الله علیه) چون سکوت کرد ما هم سکوت می کنیم این آقا از انجمن حجتیه بود. گفتم اولاً آقای خویی (رحمة الله علیه) سکوت نکرد گفتم اتفاقاً تا آخرین لحظه عمرش فریاد زد، فریاد یک مرجع مدرس در درسش است.

استاد ابوالقاسمی:

به غیر از آن نامه ای که نوشتند.

استاد رهدار:

تا آخرین لحظه درسش را داد کتابش را گفته این هست ... امام (رحمة الله علیه) آمد به همان پرسش ها، یک پاسخ های متفاوت داد. پاسخ های امام یک عرصه های جدیدتری را باز کرد، کارآمدی دین را یک جور دیگری به نمایش گذاشت جمعیت این طرف آمد. من وقتی دارم عرصه عمل را طرح می کنم...

استاد ابوالقاسمی:

عمل گرائی

استاد رهدار:

عمل گرایی نه، می خواهم بگویم به کنفرانس های وحدت ما نگاه کنید از همان زمانی که یادم هست از یک جاهایی توفیق پیدا کردیم حضور داریم چند نکته را به نظرم خطا رفتیم یک: اصلاً مَحط وحدت را آوردیم روی دو دانشی از دانش های اسلامی گذاشتیم که ذات آن دو دانش اختلافی است یعنی فقه و کلام اتفاقاً این دو دانش، دو دانشِ مابِه الإمتیازها هستند. مثل عرفان نیست. در عرفان شما پیش یک عارف سنی یا یک آقای سنی پیش یک عارف شیعه می آید می گوید دلم زنگار گرفته است آقا می فرماید برو روزی هزار بار «لا اله الا الله» بگو؛ این اختلافی را رو نمایی نمی کند در ساحت مابِه الإشتراک عرفان در این لایه هست با این تعبیری که به کار بردم.

فقه این مدلی نیست در فقه اولین سوالم این است که در نماز تکتف داشته باشم یا نه؟ مُهر بگذارم یا نه؟ هر پاسخی بدهیم می فهمد طرف شیعه یا سنی است؟ در کلام دوباره همین مدلی است در بسیاری از مسائل کلامی این ها علومی هستند که علوم تبیین کننده ما بهِ الإمتیازها هستند باید به این جا وحدت ختم شود نه این که از این جا شروع شود.

پروژه وحدت از مابِه الإشتراک شروع می شود به مابِه الإمتیاز تعیُن پیدا می کنند این را اول نقطه شروع گرفتیم چون آن جا را نقطه شروع گرفتیم؛ لذا منادیان وحدت، بازیگران وحدت، تئوری پردازان وحدت را عمدتاً از حاج آقاها انتخاب کردیم. می گویم در کنفرانس وحدت باید مهندس برق باشد، استاد کشاورزی باشد، استاد مکانیک باشد، علوم سیاسی باشد، مدیریت باشد، روان شناسی باشد، ورزشکار و هنرمند باشد صد البته عالم دین هم باید باشد.

وحدت یک پروژه ای خصوصی نیست مردمی باید باشد به ساحت عمل منظورم این است. گه گاهی با خودم فکر می کنم می گویم اگر یک کارخانه اشتراکی بزنم مثلاً سهامداری بینا بین شیعه و سنی برایش تعریف کنم. این ها دو بار احساس کنند حرف های اختلاف زای نظری بزنند سود کارخانه جابجا می شود می گویند این ها سر جای خودش ما سر کار خودمان هستیم. یک جایی این را گفتم یکی از رفقاء گفت این مسئله را حل نکرده صورت مسئله را دارد پاک می کند.

استاد ابوالقاسمی:

نه اتفاقاً دقیقاً این حل مسئله است.

استاد رهدار:

بله در مسیر واقعاً یک چیزهایی حل می شود چون فکر می کردم موضوع شاید فراتر برود یک عرصه هایی را فرض کنید آماده کرده بودم مثلا به سوال اخیر حضرتعالی بر گردیم پیشنهاد داده بودم گفتگو، ارتباطات و ازدواج، ازدواج های یک جای دیگری را طرح و منتشر کردم ازدواج های تمدنی نتایج این راهبردها فوق العاده هست.

برای تحقق مسئله وحدت گفتگو نکردیم؛ گفتگو یک ویژگی های دارد یک فیلسوفانی داریم معروف به فیلسوف گفتگو هستند مثل سهرودی، مثل حضرت آقای دینانی ایشان زنده هستند. نظریه پردازی تفلسف ورزیدن درباره گفتگو که گفتگوی واقعی چطوری صورت می گیرد؟ هنوز گفتگوی ما صورت نگرفته است این مسئله را زمانی، مقداری عمیق تر وارد شدم.

جلسه ای با آقای دکتر فاضل البلدی تونس داشتیم ایشان سال ها معاون آٔقای راشد الغنوشی بود تا زمانی که آقای غنوشی به قدرت رسید سر یک چیزهایی اختلاف پیدا کردند و از ایشان جدا شد. ایشان در یک جلسه ای برای ما نسبت انقلاب اسلامی با اسلام گرایان توس را را تقریر کرد. کدهای تاریخی زیبایی داد گفت انقلاب اسلامی ایران که پیروز شد در ماه اول در ژانویه 1979 گفت دو هیئت از تونس به ایران خدمت حضرت امام آمدیم، گفتیم ما هستیم هر چه شما بفرمایید. ایشان جدی این را می گفت، می گفت حاضر هستم به لحاظ تاریخی تحدی کنم اسلام گرایان تونس برای پیروزی انقلاب اسلامی ایران بیشتر از ایرانی ها شیرینی در خیابان آوردند.

گفت ما آن خفقان بوتفلقه را داشتیم حس می کردیم با انقلاب ایران ایشان گفت مقطعی در زندان بودم می گفت در زندان نفس کشیدیم و یک سر و گردنی بالا آمدیم. بعد ماجرای تاریخی این قضیه را گفت چه شد ما از شما جدا شدیم؟ با بغض و حرص می گفت الان که در دامِ ترکیه افتادیم می فهمیم وزن ترکیه کجاست و وزن ایران کجاست؟

یک چیزی گفت ما اول گارد گرفتیم بعداً با رفقاء بحث کردیم گفت مشکل شما این بود که شما انقلاب تان از یک جایی ایدئولوژیک صادر کردید، گفتیم ما که مدام بر طبل وحدت زدیم گفت مشکل همین جا بود که شما از وحدت حرف زدید. دو تا تعبیر به کار برد یکی این که گفت مشکل ما زمانی شروع شد شما گفتید ما بردار هستیم گفت ما پدری اهل بیت را پذیرفته بودیم. شما برادر گفتید دو برادر با هم دعوای شان می شود.

 نکته دیگر، مثالی زد گفت تصور کنید یک پدری به فرزندانش زنگ بزند هر کدام از فرزندانش در یک شهر هستند بگوید فلان تاریخ به خانه بیایید کار مهم با شما دارم همه بچه ها جمع شدند پدر صحبت می کند می گوید بچه های من اختلاف چیز بدی است و وحدت چیز خوبی است. گفت احتمالاً وقتی پدر دارد صحبت می کند بچه ها به همدیگر اشاره می کنند چیزی شده؟ گفت وقتی اختلافی نبود و نیست گفت خیلی از جاهای جهان اسلام اصلاً اختلافی نبود شما به نام وحدت آمدید حساس کردید.

یک چیزی که همه این خاطره را برای آن گفتم نکته اوجش این جا بود گفت ما همیشه از شما حرص خوردیم و حرص مان این بود که شما یک جای جهان اسلام درست رفتید چرا با همان دست فرمان جای دیگر نرفتید؟ خودمان حساس شدیم کجا درست رفتیم؟ گفت فلسطین. همه دنیا می دانند بیشترین هزینه را برای فلسطین شما دادید و هیچ کسی هم شما را متهم نکرد که شما فلسطینی ها را می خواهید شیعه کنید. این اندازه ای که شما پای فلسطین ماندید این مقداری که شما هزینه دادید در قبال فرض کنید حرف هایی که اصلاً نیست شذَّ و ندر ممکن است یک ابله و فقط یک ابله همچنین حرفی زده باشد که ایرانی ها می خواهند فلسطینی ها را شیعه کنند کسی این حرف را نزده است.

گفت ده سال در مراکش، در تونس، مصر، ترکیه و فلان جا آمدید حرف برای منِ ایرانی ثقیل بود واقع قضیه گفتیم تفاوت نسبت ما در ماجرای فلسطین و نسبت ما مثلاً با اندونزی کجاست؟ یعنی کجای کار را اشتباه کردیم برای این دارم عرض می کنم حاج آقای ابوالقاسمی عزیز ما در مقوله فلسطین اتفاقاً کمترین حرف را درباره وحدت زدیم. در مقوله فلسطین وسط مسئله اش رفتیم، گفتیم فلسطین حق دارد در تعیین سرنوشتش شرکت کند. فلسطین یک حقوق انسانی دارد فلسطین یک حقوق تاریخی دارد از این ها حرف زدیم از مسئله های عینی حرف زدیم بعد از هفتاد، هشتاد سال از قضاء هنوز با آن ها وقت نکردیم در مورد مقوله ای به نام وحدت حرف بزنیم.

ده شبانه روز با امام جمعه غزه در مکه بودم ساعت ها گفتگو کردیم، البته ایشان به دلیل ادبیاتی که بعداً واقعاً پشیمان شد بدش نیامد زود قضیه گفتگوهای ما را دوست داشت سر مقوله وحدت ببرد. مثلاً می گفت آقای رهدار اگر روزی اسرائیل و آمریکا نباشد می توانیم با همدیگر زندگی کنیم؟ گفتم بله می توانیم. گفت من اول روز از شما خواهم پرسید که رأی شما درباره ام المؤمنین عایشه چیست؟ گفتم شما یک آدم خیلی عذر می خواهم کم داری همچنین سوالی را اولین روز بپرسی! گفتم من اگر به جای شما باشم به تحقق اسلام در جهانی که فرض کنید اِند رقیب دیگر دارم فکر می کنم آن جا از شما خیلی سوالات دیگر را خواهم پرسید.

می گویم شخصی پیدا شده اصلاً دشمنی نباشد اسلام بخواهد تحقق بکند نیاز به ظرفیت های هم افزا داریم به داشته ها نیاز داریم گفتم داخل ایران یک حکومتی به نام حکومت شیعی شکل دادیم در قانون اساسی مان حکومت شیعی آوردیم. اسم خیابان های سعدی و عطار دانشگاه هایمان به اسم همچنین بزرگانی هست این ها را حذف نکردیم. نه می توانیم حذف کنیم نه مطلوب ماست که حذف کنیم گفتم ما مولوی، سعدی، عطار، ابو ریحان بیرونی، خیام می خوانیم این ها را اِلمان هویت تاریخی در مملکت مان کردیم اصلاً مطلوب ما نیست این ها را حذف کنیم.

 جالب است یک سفری از استان مان سیستان و بلوچستان به حج مشرف شدیم یک کاروان، کاروان شیعی بودیم دو کاروان برادران اهل سنت بودند. در مکه حس حقیقتاً غربت مخصوصاً در ماه رمضان نمی دانم در این ماه مشرف شدید یا نه؟ روی شیعه خیلی فشار می آید کل صحنه مخصوصاً موقع افطار، نماز تراویح، جا برایت تنگ می شود. به دوستان و رفقای اهل سنتم عرض کردم گفتم شما در ایران همین حس را دارید که من دارم؟ گفت نه.

گفت بینی و بین الله در ایران حکومت اسلامی در هر حال یک هویت مذهبی داریم یک جاهایی به طور خیلی طبیعی زیاده خواهی می کنیم و می گوییم و مطالبه می کنیم، گفت ولی خیلی بیش از کفِ آن چه که کشورهای اسلامی تجربه کردند در اعطای حقوق به اقلیت های مذهبی گفت شما به ما دادید.

این دادن ها کجاست؟ این دادن ها در صحنه عینیت است بارها به مسئولان نظام گفتم حتی به بزرگوارانی که در پروژه وحدت هستند گفتم گاهی اوقات لازم است سوار یک اتوبوس یا مینی بوسی بشویم در استانی مثل استان سیستان و بلوچستان برویم در روستاهای کاملاً شیعی سیستان، میزان محرومیت را و روندی که در نظام جمهوری اسلامی برای محرومیت زدائی آن جا صورت گرفته را نشان بدهیم. همین را برویم در روستاهایی در بلوچستان هم نشان بدهیم تقریباً دو، سه و چهار برابر خدمات نظام در مناطق محروم بلوچستان بوده به مراتب بیشتر از روستاهای شیعه نشین بود ملاحظاتی هم داشتند. آن جا جمعیت بوده است.

استاد ابوالقاسمی:

اتفاقاً یکی از اشکالات اساسی همین است که ما نه در جنبه سیاسی، اجتماعیش درست رفتیم نه در جنبه اعتقادیش درست رفتیم همین جا باید اول نظریش را حل می کردند یعنی الان طرف اگر در سیستان و بلوچستان مبستبصر بشود از تمام هستی ساقط شده خودتان در جریان هستید نمونه ای سراغ دارم یکی از مسئولین گفت اشتباه هست اگر کسی مستبصر شد و محروم هم شد به او کمک کنیم. نمی گوید اگر مستبصر شد نباید برایش محرومیت بیاید در اجتماعی همه باید مساوی باشند می گوید اگر مستبصر شد بعد محرومیت هم پیش آمد ما کمکش هم نباید بکنیم.

استاد رهدار:

من به این دوستان گفتم اتفاقاً ما بخاطر مسئله وحدت داریم سراغ مستبصرین می رویم گفت چطور؟ گفتم مستبصرین از دو،‌ سه جهت استعداد دارند به تشیع انگلیسی نزدیک شوند یکی این که طرف در سن سی، چهل یا پنجاه سالگی این طرف می آید با خودش فکر می کند در آن سی،‌ چهل سال دیگر خسران داشت و می خواهد در این باقیمانده عمر جبران کند.

نزدیک ترین راه برای جبران به ذهنش می زند این که تند و افراطی بشود ما سراغ شان می رویم می خواهیم به آن ها بگوییم در آن سی سال شما مأجور هستید از باب استضعاف کلامی، از باب خیلی چیزهای دیگر مأجور هستید هیچ نگران نباش خسران نبود شما یک چیزی را حق می پنداشتید ولو مصداقاً و عیناً در بیرون باطل بود شما آن را حق می پنداشتید و فکر می کردید حق هست و به همان عمل کردید.

الان درست بیایید این از یک جهت، از جهت دومی که آن ها استعداد دارند به تشیع انگلیسی نزدیک شوند این که از قضا وقتی این ها مستبصر می شوند جامعه به دلیل نپختگی اجتماعی، معرفتی و مذهبی عکس العمل های تندی در قبال این ها انجام می دهند همان محرومیت هایی که می فرمایید.

به طور خیلی طبیعی زیر فشار این ها در برابر آن ها عکس العمل تند انجام می دهند می خواهیم برویم به آن ها بگوییم (وَلَا يجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلَّا تَعْدِلُوا)

(يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ لِلَّهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ وَلَا يجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلَّا تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ)

اي کساني که ايمان آورده‌ايد! همواره براي خدا قيام کنيد، و از روي عدالت،گواهي دهيد! دشمني با جمعيتي، شما را به گناه و ترک عدالت نکشاند! عدالت کنيد، که به پرهيزگاري نزديکتر است! و از (معصيت) خدا بپرهيزيد، که از آنچه انجام مي‌دهيد، با خبر است!

سوره مائده (5): آیه 8

مدام داریم کمک می کنیم در واقع ما سراغ آن ها می رویم برای این که دغدغه وحدت داریم و اگر از قضاء نرویم یک ضربه است بماند که بحث هایی با قطع نظر از این چطوری اگر فرض کنید بر حسب لباس و مأموریتم دغدغه معرفت یک شیعه را داشته باشم آن یکی از مصادیق شیعه مثل بقیه هست.

چطوری در شهر، روستا و دانشگاهم می روم به شیعیان می گویم فقه، کلام، تفسیر و تاریخ ما این است او هم در جرگه ما آمده می خواهم همان را به او بگویم تا یکی دیگر به غلط و اشتباه نگوید اتفاقاً یکی از آن دوستان ادبیات خیلی تندتری داشت می گفت پروژه مستبصرین (ما دغدغه‌های تمدنی داشتیم) یکی از آن پروژه های ضد تمدنی است. گفتم نه، اصلاً این مدلی نیست تاریخ ما هم این را نمی گوید.

 آن‌جا بله آن را درست می‌گویید واقعاً در مصداق غلطی آقایان به نام وحدت ورود کردند و تقریر غلطی هم دارند می‌کنند آن تیپ‌ها بحث‌ها، بحث نظری می‌طلبد و بحث نظری باید داشت.

مجری:

استاد رهدار! اتفاقاً همین نکته است که بحث نظری را مهم می‌کند فکر می‌کنم به همین نکته بر گشتیم که تقریرهای خیلی متفاوت و گاهاً آسیب زائی برای شیعه می‌بینیم

استاد ابوالقاسمی:

فقط در مورد مستبصرین نیست در زمان جبهه‌ها چه چیزی بود که گرایش جدی برای جوان‌های ما به جبهه و شهادت بود؟ غیر از آن عِرقی که به ولایت و حضرت زهرا (سلام الله علیها) و امیر المؤمنین و سید الشهداء (علیه السلام) داشتند. حالا اگر ما این جنبه‌ها را پر رنگ نکنیم با عنوانی که عنوان وحدت است این‌ها را مطرح نکنیم هم از یک جهت در نسل دوم و سوم‌مان دچار مشکل می‌شویم که دیگر این انرژی‌ها و روحیه‌ها نیست، جنبه دوم همان طیفی که شما گفتید می‌گوید این‌ها از اسم اهل‌بیت فقط استفاده ظاهری می‌خواستند بکنند اسم اهل‌بیت را بردند حکومت دست‌شان رسید حالا ببینید چه کار دارند می‌کنند؟ اهل‌بیت را کنار گذاشتند.

به خاطر این خلاء‌های هویتی که احساس می‌کند به سرعت جذب گروه‌های دیگر می‌شود. من دو سه تا از سخنرانی‌های مقام معظم رهبری در مورد امیر مؤمنان علی ابن ابی‌طالب را در اینستاگرامم گذاشتم، یک عده گفتند ما واقعاً فکر نمی‌کردیم ایشان این حرف‌ها را گفته باشد باورمان نمی‌شد. چرا؟ چون تفکری که به عنوان تفکر وحدت جا افتاده است در رسانه‌های ما انحصار گرا به نظر می‌رسید، وحدت فقط این است که ما هستیم و غیر از این هم تفکر دیگری برای وحدت نیست.

بابا مقام معظم رهبری تعریفی از وحدت دارند، همان وحدت از جهت اعتقادی مابه الإمتیازها را هم بیان می‌کند مشکلی هم ندارد بارها هم گفتند وحدتی که ما داریم وحدت سیاسی است من حتی عین فرمایشات‌شان را هم دارم

مجری:

استاد ابوالقاسمی! من فکر می‌کنم تقریر وحدت باعث شده که زمینه بسط تشیع انگلیسی هم فراهم بشود.

استاد رهدار:

پژوهشی که عرض کردم آسیب شناسی تقریب وحدت را منتشر کرده بودم، رئیس دانشگاه ادیان حاج آقای نواب به من گفتند که آقای رهدار یک عده از جوان‌های وحدتی پیش من آمده بودند و یک پروژه‌ ای را داشتند گزارش می‌دادند و در یک مثلاً صفحه آن پروژه عکس ده پانزده نفر طلبه و روحانیان را به عنوان ضد وحدتی‌ها گذاشته بودند و یکی‌اش شما بودید. ایشان می‌گفت من ناراحت شدم گفتم این چه تقریری است؟ حالا ایشان یکی دیگر از اساتید بزرگوار را هم نام برد گفت سر آن بزرگوار هم من ناراحت شدم گفتم یک استادی، یک طلبه ای، یک عالمی چون عمده سخنرانی‌هایش درباره ولایت اهل‌بیت است حتی ناظر به آقایان اهل‌سنت هم نیست روایات ولایات را می‌خواند بحث‌های ولایاتی دارد می‌کند گفت عکس ایشان را هم به عنوان ضد وحدت زدند. واقعیت قضیه بله این‌ها آسیب است و سر جای خودش واقعاً باید بررسی بشود.

این صحنه عملی که عرض کردم خیلی اوقات به این دوستان این‌طوری گفتم، البته پیش من هیچ موقع نگفتند شما ضد وحدت هستید و تکریمم کردند.

استاد ابوالقاسمی:

این هم یکی از مشکلات است جلوی خود شما می‌گویند دست شما درد نکند بعد پشت صحنه آن کارها را انجام می‌دهند.

استاد رهدار:

به این‌ها گفتم من به هر دلیلی این توفیقی بوده تقریباً در خیلی از کشورهای جهان اسلام گشتی زدم، گفتم حدس من این است که در گوشی شماره تلفن‌های دوستان سنی که دارم شاید چندین برابر فرض کنید شماها باشد تقریر من از وحدت متفاوت از شما باشد ضرورتاً چون تقریر شما را ندارم نباید در جرگه ضد وحدتی‌ها بروم.

حاج آقا در جهان اسلام هم معتقد هستم یعنی حتی برادران اهل‌سنت آن‌ها تقریرهای‌شان، تقریرهای واحد نیست؛ یعنی اگر ما با یک تقریر برویم و کل جهان اسلام را اسکن بکنیم از قضا خیلی از منادیان وحدت در جهان اسلام سنی را هم از دست می‌دهیم؛ یعنی آن‌ها هم در این دایره نمی‌آیند و روز به روز اقل و اقل می‌شویم همچنان معتقد هستم که مهم‌ترین مسئله نظری که بر سر راه دوستانی که نسبت مقوله وحدت را و مقوله هویت را نتوانستند حل بکنند همین مسئله است شما لایه مابه الإمتیاز را آخرش چه کار می‌کنید؟ فکر می‌کنم اگر آن دوستان را در بحث‌های نظری به این‌جا بکشانیم و در آن لایه با آن‌ها بحث بکنیم احتمالاً دقیق‌تر متوجه بشوند که چالش نظری‌شان کجا است؟ فرض کنید کسانی که یک مقدار مسئله را جلوتر می‌برند و آن‌ها فکر می‌کنند با آن‌ها اختلاف دارند برای چه این مسئله را جلوتر می‌برند؟ یعنی پیچ نظری قضیه به نظرم آن‌جا است.

مجری:

خیلی ممنون، از محضر مهمان برنامه جناب آقای دکتر رهدار استفاده کردیم یک دقیقه هم استاد در خدمت شما هستیم پایان برنامه است بفرمایید.

استاد ابوالقاسمی:

متشکرم و ممنون هستم از جناب دکتر رهدار که تشریف آوردند و امیدواریم بیش‌تر خدمت‌شان باشیم با توجه به این‌که هم آکادمیک کار کردند و هم حوزه را درک کردند و بحث‌های نظری را خیلی خوب و دقیق می‌توانند ارائه کنند در جنبه عمل ایشان سابقه طولانی دارند فرمودند هم سفرهای خارج از ایران داشتند هم خودشان اهل منطقه هستند دیگر:

 «أَهْلُ الْبَیْتِ أَدْرَی بِمَا فِي الْبَیْتِ»

امیدواریم که بیش‌تر بتوانیم خدمت شما و دوستان‌تان باشیم.

استاد رهدار:

خیلی ممنون استفاده کردیم.

مجری:

خیلی ممنون از هر دو بزرگوار امشب از محضر هر دو کارشناس محترم استفاده کردیم جناب دکتر ابوالقاسمی و جناب دکتر رهدار عزیز ان شاء الله تا برنامه ای دیگر شما را به خدای بزرگ می‌سپارم. یا علی مدد خدا نگهدار!

 

 


مناظره وحدت و تقریب>

راه روشن مناظره وحدت و تقریب شبکه ولی عصر استاد ابوالقاسمی