عید بندگی _ ویژه برنامه عید سعید قربان
ویژه برنامه عید بندگی با کارشناسی حجت الاسلام و المسلمین جوادی
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
برنامه عید بندگی 18 04 1401 (قسمت اول)
عنوان: ویژه برنامه عید سعید قربان
استاد: حجت الاسلام والمسلمین جوادی
مجریان: آقای سید احمد علوی شاعر اهل بیت(سلام الله علیهم)
کلیدواژها:
عید قربان؛ اسرار حج؛ دهه ولایت؛ نزول آیات سوره برائت؛ نزول آیه اکمال دین؛ صدور حدیث کساء؛ حدیث ثقلین؛ عید ادیان غدیر خم؛ نزول سوره هل اتی!
مجری:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم
سایه ات هست تا به روی زمین * ای امید جهان چه بهتر از این
قدمت چون محول الأحوال * نفس تو نسیم فروردین
چشم ما با تو می شود روشن * زندگی با تو می شود شیرین
ای که ماه شب چهاردهم * در حضور تو می کند تمکین
ای که خورشید در مقابل تو * قرن ها روی خاک سودِ جبین
غنچه غنچه ز خاک روئیدند * سوسن و یاس و نرگس و نسرین
هر گلی که محمدی شده است * شده از مقدم تو عطر آگین
هر کجا که توئی بهشت آنجاست * بی خیال بهشت و حور العین
کهکشان تشنه کرامت توست * ای رحیم تو خوشه پروین
ما همه غایب و توئی حاضر * ای امام غریب پرده نشین
موی پر پیچ توست سوره لیل * شهد ناب کلام تو والتین
پرِ پرواز ماست واعتصموا * نخی از شال توست حبل متین
جده ات شرح سوره کوثر * جد تو قلب سوره یاسین
تا به هر کس نظر می اندازی * می شود همنشین علیین
جلوه نور در دل ظلمات * رحمتی فی السماء و الأرضین
بیرقت را که می بری بالا * پرچم کفر می رود پایین
پس اعوذ بربک یا نور * از شیاطین در یسار و یمین
ما مسلمان آستان توئیم * بهتر از این ندیده ایم آیین
با دعای فرج بزرگ شدیم * هک شده بر لبان مان آمین
ما اسیر همیشه نفسیم * صاحب خانه های دل چرکین
در مثل قابل مقایسه نیست * پر گنجشک با پر شاهین
سیصد و سیزده نفر عاشق * عاشقان بدون جایگزین
در رکاب تواند تا آخر * تا گذرگاه های یوم الدین
قسمت این شد که از ازل باشی * و رکابی پیامبرانه نگین
در پی توست حضرت عیسی * تشنه یوسف است بنیامین
رعد یعنی زمان گریه تو * آسمان سینه می زند سنگین
دلم از بغض های کهنه پر است * بر سر سفره دلم بنشین
از قدیم و ندیم می گویند * دل بی دوست می شود غمگین
مایه شادی کریمان است * بنوایی اگر رسد مسکین
برگ سبزی اگر برایت آورده * شاعری که نداشت بیش از این
عرض سلام، ادب، احترام، تبریک و تهنیت خدمت قطب عالم امکان حضرت ولی عصر مهدی موعود (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و بعد از آن هم تقدیم به نگاه مهربان، ولائی و اهل بیت دوست شما بیننده گرامی این هم از روزی های آسمانی است قرار است که سر درسِ کلاس دین و ولایت بنشینیم و بیاموزیم از محضر کارشناس محترم برنامه استاد ارجمند جناب دکتر جوادی خدمت ایشان عرض سلام و ادب و احترام و تبریک دارم.
استاد جوادی:
بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین إنه خیر ناصرٍ و معین؛ عرض سلام و ادب محضر شما و همه بینندگان محترم برنامه، عرض سلام و ادب محضر حضرت ولی عصر (ارواحنا له الفداء) تبریک این ایام و اعیادی که پیش رو داریم و از امشب شروع می شود محضر امام بزرگوارمان حضرت ولی عصر (ارواحنا له الفداء) و همه شیعیان و محبین اهل بیت (علیهم السلام)
مجری:
شب عید قربان از بچگی فکر می کردیم عید قربان مخصوص حاجی ها است که مکه رفتند و آمدند باید گوسفندی بکشند به این عید، عید قربان می گویند. برای مان کامل توضیح بدهید عید قربان چه است؟ آیا قربانی کردن گوسفند نمادی است و قرار است چیزی را به ما بفهماند؟ مقدمه ای این چنینی داشته باشیم بعد سراغ مسائل دیگر برویم.
استاد جوادی:
در روایت معروفی است شخصی به نام شِبلی بعد از ایام حج محضر امام سجاد (سلام الله علیه) آمد محضر حضرت عرض کرد آقا جان جای تان خالی امسال به حج مشرف شدم شروع به تعریف کرد. حضرت به بهانه ای اسراری از حج برای شِبلی گفتند خیلی طولانی است روایت را نمی خواهم بگویم به خاطر این که وقت برنامه گرفته می شود.
شاهد عرضم جمله ای که شما فرمودید امام سجاد به شبلی فرمود شبلی رفتی محرم شدی لباس دوخته را کندی لباس احرام پوشیدی نیت کردی که خدایا لباس گناه و معصیت کندم و لباس طاعت و بندگی پوشیدم؟ چون حج یک اسراری دارد وقتی این کار را انجام دادی در این فکر و نیت بودی؟
شِبلی گفت نه محرم شدم ولی این که شما گفتید بلد نبودم حضرت فرمود شِبلی وقتی که غسل احرام می کردی نیت کردی که فکر، زبان، گوش، چشم و همه اعضاء و جوارحم را از گناه و معصیت می شویم گفت آٔقا جان غسل احرام کردم ولی همچنین نیتی نکردم. حضرت فرمود شبلی لبیک هم گفتی؟ گفت بله حاجی باید لبیک بگوید.
حضرت فرمود وقتی که لبیک گفتی نیت کردی که دارم می گویم «لبیک اللهم لبیک» یعنی دیگر به هیچ نفس اماره ای، به هیچ شیطانی دیگر لبیک نمی گویم دیگر سراغ گناه و معصیت نمی روم نیت کردی؟ گفت نه آقا حدیث خیلی زیبایی است بعد حضرت می فرماید طواف کردی وقتی که طواف می کردی این نیت را کردی آیا استلام حجر کردی؟ موقع استلام حجر نیت کردی که خدایا دارم با تو بیعت می کنم که حجر الأسود نماد دست خدا بر کره زمین است گفت نه
بعد حضرت گفت پشت مقام ابراهیم نماز خواندی به صفا و مروه رفتی؟ تا این که می گوید به عرفات رفتی؟ بله آقا، حضرت فرمود عرفات خارج از حد حرم است در عرفات با دعای پدرم ابا عبد الله معرفت پیدا کردی؟ اصلاً عرفات را پشت در حرم بردند که مُحرم شدی باید مَحرم بشوی و دعای بخوانی بیایی نیت کردی؟ گفت نه!
حضرت فرمود مشعر هم رفتی؟ بله می دانید حاجی مستحب است شب از مشعر برای رمی جمراتش سنگ جمع کند. حضرت فرمود وقتی که در دل شب سنگ جمع می کردی یعنی شب باید بیدار بشوی برای مبارزه با شیاطین سلاح جمع کنی اسرار حج خیلی زیباست. حاجی در دل شب باید برود سنگ جمع کند فردا برای رمی جمرات می خواهد کند سلاح داشته باشد. سِرش این است که مؤمن باید اهل بیداری شب باشد در دل شب بیدار باشد با عبادت و بندگی سلاح داشته باشد ارتباط با خدا که می گیرد سلاح داشته باشد که فردا روزی بتواند با شاطین جن و انس مبارزه کند گفت نه آقا همچنین نیتی نکردم.
تا به منا می رسد مثل فردا که عید قربان است حاجی ها رمی جمره می کنند. حضرت فرمود آن وقت که سنگ زدی نیت کردی خدایا سنگ زدم شیطان را از خودم دور کردم مثل وقتی که ابراهیم برای ذبح اسماعیل می رفت شیطان سه جا سر راهش را گرفت گفت کجا می روی؟ چرا می خواهی پسرت را ذبح کنی؟ ابراهیم شیطان را با سنگ دور کرد حاجی ها سنگ می زنند به همان سه موضعی که شیطان آمد ابراهیم را فریب بدهد. در جواب حضرت گفت نه.
حضرت فرمود قربانی هم کردی؟ گفت بله، گفت آن وقت چاقو بیخ گلوی آن ذبیحه گذاشتی (گوسفند یا شتر) نیت کردی که خدایا چاقو گذاشتم بیخ گلوی نفس اماره ام سرش را بریدم خون شیطان وجودم را ریختم دیگر خلاص، دیگر شیطان در وجودم نفس نمی زند چون نفسش را گرفتم دیگر شیطان در وجودم جولان نمی دهد چون جانش را گرفتم سرش را بریدم نیت کردی؟ گفت نه آقا
چون روایت طولانی است همه اش را نمی گویم مدام حضرت گفت و شبلی گفت این کارها را کردم ولی همچنین نیتی نکردم حضرت آخر کار به شبلی فرمود شبلی پس تو حج به جا نیاوردی برو از نو حج به جا بیاور. حجی که رفتی همه این مناسک را انجام دادی ولی سِرش را نفهمیدی چه است؟ چه تغییر و تحولی در تو بوجود می آورد؟
عید قربان مال فقط حاجی ها نیست نمادش مال حجاج است همه ما شب و روز عید قربان باید نفس اماره مان را قربانی کنیم. فردا پایان چله موسویه است این که، این دهه نماز ذی الحجة را می خوانند
(وَوَاعَدْنَا مُوسَى ثَلَاثِينَ لَيلَةً وَأَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيلَةً وَقَالَ مُوسَى لِأَخِيهِ هَارُونَ اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي وَأَصْلِحْ وَلَا تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ)
و ما با موسي، سي شب وعده گذاشتيم؛ سپس آن را با ده شب (ديگر) تکميل نموديم؛ به اين ترتيب، ميعاد پروردگارش (با او)، چهل شب تمام شد. و موسي به برادرش هارون گفت: «جانشين من در ميان قومم باش. و (آنها) را اصلاح کن! و از روش مفسدان، پيروي منما!»
سوره اعراف (7): آیه 142
وعده خدا با جناب موسی از اول ماه ذی القعده تا اول ماه ذی الحجه بود ده شب اضافه شد. ده شبی که به وعده حضرت موسی اضافه شد اول تا دهم ذی الحجه بود (وَوَاعَدْنَا مُوسَى ثَلَاثِينَ لَيلَةً وَأَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ) این ده شبی که یعنی فردا پایان چله نشینی اهل دل است. فردا روزی است که نفس اماره دیگر قربانی می شود. فردا روزی است که دیگر شیطان در وجود اهل دل نفس نمی زند.
مجری:
چقدر زیبا گفتید. از امشب اگر بشماریم پانزده شبانه روز در پیش رو داریم که در این پانزده شبانه روز بزرگ ترین اتفاقات عالم هستی افتاده است و همه این اتفاقات هم یک اتفاقات شادی بخش، نوید آفرین و عجیب و غریب است یعنی برای هر کدامش باید صدها شاید هزاران نشست، توضیح داد، شرح داد مقام این شب را، مقام این اتفاق را مثل مباهله هر کدام یک داستان عظیمی دارد. این پانزده شبانه روز را تا حد امکان هر چقدر این برنامه اجازه می دهد و فرصت داریم معرفی کنید از ریزه کاری ها و شیرینی هایش برای مان بگویید.
استاد جوادی:
همین طور که فرمودید از امشب و فردا که شب و روز عید قربان است تا بیست و پنجم ذی الحجه این پانزده روز، پانزده روز شاد آسمانی داریم. این قدر مناسبت های امامتی و ولایتی زیاد است مقام معظم رهبری فرمودند چه خوب است اسم این ماه را شهر الولایة بگذاریم. از بس که مناسبت های امامتی و ولایتی دارد.
فقط تیترش را می شمارم هر مقداری که برنامه اجازه بدهد بخشی را توضیح می دهم. یکی از آن ها نزول آیات سوره برائت است. تیترهایش را می گویم اگر فرصت شد توضیح می دهم نزول آیات سوره برائت که بسیار بسیار شنیدنی است حادثه ای که در این داستان بوجود آمد. نزول آیه وُد (آیه محبت)، ملقب شدن آقا امیر المؤمنین به صفت امیر المؤمنینی یعنی علی ابن ابی طالب (سلام الله علیه) از جانب خداوند به امیر المؤمنین ملقب شدند.
خدا فرمود هیچ کس حق ندارد این لقب را برای کسی غیر علی ابن ابی طالب به کار ببرد.
مجری:
اضافه هم می شود اگر کسی این لقب را برای خودش بگذارد چه آدمی هست؟
استاد جوادی:
روایت هم داریم اگر کسی این لقب را برای غیر علی ابن ابی طالب به کار ببرد ... حتی برای سایر ائمه ما هم این لقب به کار نمی رود از جمله مناسبت های این ایام نزول آیه تبلیغ، نزول آیه اکمال دین، صدور حدیث ثقلین، صدور حدیث منزلت، صدور حدیث سفینه است. به زمین نشستن کشتی حضرت نوح بعد از طوفان نوح است. نزول سوره هل أتی است. نزول آیات سوره معارج چند آیه ای که
(سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ)
تقاضاکننده اي تقاضاي عذابي کرد که واقع شد!
سوره معارج (70): آیه 1
صدور حدیث بساط در واقع مقدمه و شأن نزول آیه اولی الامر است. صدور حدیث کساء، آیه مباهله، آیات فراوانی که حول و حوش غدیر خم نازل شد. میلاد آقا امام هادی (سلام الله علیه) داریم که امام هادی (علیه السلام) دو میراث بزرگ و گرانبهاء برای مان داشتند. یکی زیارت جامعه کبیره دیگری زیارت غدیریه.
میلاد آقا موسی ابن جعفر (سلام الله علیه) را داریم و سرآمد همه این مناسبت ها اوج و قله مناسبت ها در این ایام است عید غدیر است در روایات داریم عید غدیر، عید الأدیان است یعنی همه انبیاء الهی جانشینان خودشان را در روز هجدهم ذی الحجة به جای خودشان معرفی کردند. برای همین عید الأدیان می گویند.
هجدهم ذی الحجة فقط علی ابن ابی طالب به جانشینی پیامبر انتخاب نشد هر پیامبر وصی و جانشینش را هجدهم ذی الحجة معرفی کرد. در هجدهم ذی الحجة فرعون به همراه ساحرانش در جمع مردم آمدند آن اتفاق بزرگ را به نمایش گذاشتند و سحره فرعون مغلوب شدند و حضرت موسی آن عصا را رها کرد اژدها شد و ساحران فرعون به حضرت موسی ایمان آوردند هجدهم ذی الحجه بود. روزی که کشتی نوح بر جودی نشست هجدهم ذی الحجة بود.
خیلی مناسبت ها دارد یعنی همه این مناسبت های امامتی و ولایتی اوج و قله اش غدیر خم می شود. این ها یک بخشی از مناسبت های این ایام است کم نیست. هر کدام این ها را بخواهیم توضیح بدهیم باید شب ها بنشینیم در موردش حرف بزنیم.
از بین همه این مناسبت های مهم دو، سه تایش را به اندازه ای که فرصت هست محضرتان تقدیم می کنم.
از مناسبت های مهمی که در همین روزها اتفاق افتاد یعنی روز عرفه و روز عید قربان قبل از آن نکته ای بگویم خواهش می کنم همه بینندگان محترم به عرضم خیلی دقت کنند. کلاً امامت و ولایت اهل بیت (علیهم السلام) را هر که، هر کار می تواند باید برایش انجام بدهد. همه این مناسبت ها چراغ راهی است که به ولایت اهل بیت (علیهم السلام) هدایت بشویم. اگر آیات سوره برائت، آیه تبلیغ، آیه اکمال، سوره هل أتی، سوره معارج، آیه مباهله اگر و اگر همه این ها است همه این ها چراغ راهی است که به یک چیزی برسیم و آن هم ولایت و امامت اهل بیت (علیهم السلام) است.
برای امامت شان هر که، هر کار می تواند بکند بعضی وقت ها فکر می کنیم این کار ما اصلاً فایده ای ندارد کوچک است و دیده نمی شود. برای این نکته بگویم به نظرم نکته خیلی دقیق و زیبایی است حضرت ابراهیم وقتی خانه کعبه را ساخت آیه قرآن است به خداوند عرضه داشت
(رَبَّنَا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيتِي بِوَادٍ غَيرِ ذِي زَرْعٍ عِنْدَ بَيتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنَا لِيقِيمُوا الصَّلَاةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيهِمْ وَارْزُقْهُمْ مِنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ يشْكُرُونَ)
پروردگارا! من بعضي از فرزندانم را در سرزمين بي آب و علفي، در کنار خانه اي که حرم توست، ساکن ساختم تا نماز را بر پا دارند؛ تو دل هاي گروهي از مردم را متوجه آنها ساز؛ و از ثمرات به آنها روزي ده؛ شايد آنان شکر تو را به جاي آورند!
سوره ابراهیم (14): آیه 37
خدایا زن و بچه ام را در یک بیابان بی آب و علف گذاشتم که هیچ موجود زنده ای آن جا نیست یک جایی این طوری حضرت ابراهیم آمد خانه کعبه را ساخت خدا به حضرت ابراهیم فرمود ابراهیم
(وَأَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يأْتُوكَ رِجَالًا وَعَلَى كُلِّ ضَامِرٍ يأْتِينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ)
و مردم را دعوت عمومي به حج کن؛ تا پياده و سواره بر مرکب هاي لاغر از هر راه دوري به سوي تو بيايند...
سوره حج (22): آیه 27
مردم را دعوت کنند به حج خانه خدا بیایند. حضرت ابراهیم خدا گفت این جا یک بیابان لم یزرعی است که نه آب و نه آبادی دارد چه کسی این جا می آید؟ چه کسی صدایم را می شنود؟ این جا وسط بر بیابان هیچ موجود زنده ای پر نمی زند از این جا بگویم مردم به حج بیایید؟ حضرت ابراهیم این نکته را به خدا گفت خدا به حضرت ابراهیم فرمود ابراهیم صدایت را بلند کن، دادت را بزن رساندنش با من!
خدا به حضرت ابراهیم فرمود ابراهیم چه کار داری تو (وَأَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ) صدایت را بلند کن، دادت را بزن رساندن صدای تو به همه عالم با من؛ دارد جناب ابراهیم با همان سنگی که رویش می ایستاد خانه کعبه را بنا کرد هر چه خانه کعبه بالا می آمد این سنگ هم ارتفاع پیدا می کرد بالا می آمد. روی همان سنگ ایستاد صدا زد «هلموا الی الحج» به سمت خانه خدا بیایید.
روایت آقا امام باقر (سلام الله علیه) است که حضرت فرمود تمام انسان ها در اصلاب پدران و ارحام مادران صدای ابراهیم را شنیدند و هر که به تعداد هر دفعاتی که به ندای ابراهیم لبیک گفت قسمتش می شود به حج برود. پس نگو در این وا نفسا این کار ما کوچک است تو دادت را بزن، تو حرفت را بزن، تو کارت را انجام بده کار را کوچک نبین رساندنش با خداست.
بلند کردن این صدا با خداست خدا به پیامبر اکرم در داستان ولایت آقا امیر المؤمنین فرمود:
(يا أَيهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لَا يهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ)
اي پيامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، کاملا (به مردم) برسان! و اگر نکني، رسالت او را انجام نداده اي! خداوند تو را از (خطرات احتمالي) مردم، نگاه مي دارد؛ و خداوند، جمعيت کافران (لجوج) را هدايت نمي کند.
سوره مائده (5): آیه 67
تو ابلاغ کن پیغمبر به جبرائیل فرمود جبرائیل، اوضاع خوب نیست پیامبر از حضور منافقین و توطئه گرها خیلی نگران بود داستانش را ان شاء الله اگر فرصت شد می گویم. خواهشم این است در این ایام تا عید غدیر حتماً همه بزرگواران، همه شیعیان دنیا خطبه غدیریه پیامبر را اقلاً برای یک بار بخوانند. این خطبه خیلی مهم است خطبه غدیریه سند شیعه است پیامبر در خطبه غدیریه فرمود
«فَلْيُبلِغُ الْحَاضرُ الْغَائِبَ وَ الْوَالِدُ الْوَلَدَ إلى يَوْمِ الْقِيَامَة»
الإحتجاج علی أهل اللجاج؛ نویسنده: طبرسی، احمد بن علی، ناشر: نشر مرتضی، محقق / مصحح: خرسان، محمد باقر، ج1، ص62
باید این خطبه ای که امروز خواندم همه حاضرین به غائبین، همه پدرها به فرزندان شان تا قیامت ابلاغ کنند.
مجری:
یک خطبه غدیریه و یک زیارت غدیریه داریم.
استاد جوادی:
زیارت غدیریه مال آقا امام هادی است خطبه غدیریه، خطبه ای که پیامبر روز غدیر خم خواندند. یک بخش کوچکش را معمولاً مردم ما حفظ هستند که
«مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ هَذَا مَوْلَاه»
مسند الإمام أحمد بن حنبل؛ اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني الوفاة: 241، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر، ج4، ص368، ح 19298
این یک بخش کوچکی از خطبه است پیامبر روز غدیر خم یک خطبه مفصل و طولانی خواندند لااقل این خطبه را یک بار بخوانیم. در آن خطبه پیامبر اکرم از حضور منافقین خیلی اظهار نگرانی کردند نمی توانم به این ها بگویم اصلاً شرایط جور نیست که جبرائیل از پیامبر پرسید چرا نمی توانی مشکل چه است؟ حضرت فرمود
«لِعِلْمِي بِقِلَّةِ الْمُتَّقِينَ وَ كَثْرَةِ الْمُنَافِقِينَ وَ إِدْغَالِ الْآثِمِينَ وَ خَتْلِ الْمُسْتَهْزِءِينَ بِالْإِسْلَام»
الإحتجاج علی أهل اللجاج؛ نویسنده: طبرسی، احمد بن علی، ناشر: نشر مرتضی، محقق / مصحح: خرسان، محمد باقر، ج1، ص59
جبرائیل از بس در جماعت غدیر خم با تقوا کم است و از بس منافق و توطئه گر زیاد است نمی توانم به این ها بگویم اصلاً شرایط جور نیست. وقتی پیامبر این همه نگرانی داشت آیات نفاق را هم در قرآن ببینید
مجری:
کسانی هم که حضور داشتند چون شاعر هستم می روم یقه حسان ابن ثابت را می گیرم یک شخصی مثل حسان ابن ثابت می آید غرّاترین قصیده را برای غدیر می گوید چرا؟ چون خودش حضور فیزیکی داشت شاهد ماجرا بود بعد می رود به سقیفه می پیوندد. بعد کتمان می کند.
استاد جوادی:
آن یک داستان دیگر است. وقتی پیامبر از حضور آن همه منافق نگران بود خدا به پیغمبر فرمود:
(یا أَیهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیک مِنْ رَبِّک وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ یعْصِمُک مِنَ النَّاس)
ای پیامبر آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است کاملاً (به مردم) برسان و اگر نکنی، رسالت او را انجام ندادهای.
سوره مائده (5): آیه 67
(يا أَيهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ) تو ابلاغ بکن (وَاللَّهُ يعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ) خدا تو را از شر مردم نگه می دارد. یعنی وظیفه مان را انجام دادیم
مجری:
کاری به نتیجه اش نداشتیم
استاد جوادی:
اصلاً ما مأمور به نتیجه نیستیم توان من این مقدار است توانم این است که یک پرچم در خانه ام بزنم پنج نفر را اطعام کنم ولی سر و صدای غدیر باید در بیاید. نباید از غدیر به آسانی بگذریم
مجری:
سر و صدای غدیر، سر و صدای مباهله
استاد جوادی:
اوج همه این ها داستان غدیر است شاید این نکته به ذهن خیلی ها بیاید مثلاً اعلام ولایت آقا امیر المؤمنین مگر پیامبر اکرم هم قبل از غدیر در مناسبت های مختلف اعلام کرده بودند؟ از آن روزی که (وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ) بود.
(وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ)
و خويشاوندان نزديکت را انذار کن!
سوره شعراء (26): آیه 214
پیامبر اکرم اعلام عمومی کرده بودند جانشینم چه کسی است؟ تفاوت غدیر خم با مناسبت های قبلش می دانید در چه است؟ تفاوتش در این است که پیامبر اکرم در غدیر خم یک اعلام عمومی در منظر و مرآیی چندین هزار مسلمان کردند. دو: بعد از اعلام عمومی پیامبر ایستاد برای علی ابن ابی طالب بیعت گرفت.
عرب وقتی بیعت می کند دیگر داستان فرق می کند یک وقتی به شما خبری می دهم می گویم خبر این طوری است بعد برای این خبرم از تو دست بیعت می گیرم زن و مرد بیعت کردند زن ها در تشت آب با امیر المؤمنین بیعت کردند. به غدیر خیلی باید برسیم کسانی می توانند حزن، غم و اندوه ما را در عاشوراء درک بکنند که شادی ما را در غدیر بفهمند.
کسی عاشوراء ما را خوب می فهمد که غدیر ما را بفهمد و این نکته، نکته خیلی مهمی است.
مجری:
اجازه بفرمایید یک فرصت کوتاهی بگیریم و بعد دوباره بر گردیم.
(میان برنامه)
مجری:
قطره ام اما به فکر قطره ماندن نیستم * آن چنان در یاد او غرقم که اصلاً نیستم
در قلم آن کس که می راند سخن من نیستم * بی علی در فکر یک پایان روشن نیستم
بی خود از خود می شوم تا نام او را می برند * قدسیان این ذکر را تا عرش بالا می برند
قطره بودم آمدم مبهوت دریایم کنند * موج ها فکری برای تشنگی هایم کنند
ذره باشم تا غبار راه مولایم کنند * سخت مجنونم بگو مردم تماشایم کنند
با مفاتیح الجنان چشمه او در باز شد * یا علی گفتم صد و ده بار عشق آغاز شد
ابر مبهوتش شد و با جوهر باران نوشت * باد هو هو کرد و با یادش هو القرآن نوشت
ماه او را چارده بار از صمیم جان نوشت * نوبت خورشید چون شد نور جاویدان نوشت
ابر و باد و ماه و خورشید و فلک کاتب شدند * خوشنویسان علی ابن ابی طالب شدند
ذکر امیر المؤمنین هم به دل ها آرامش می دهد هم مایه شفا و عبادت است خدا ان شاء الله تا وقتی که زنده ایم ما را از این توفیق بی کرانه محروم نکند. جناب استاد هم چنان در خدمت شما هستیم لذت می بریم، یاد می گیریم و استفاده می کنیم.
استاد جوادی:
از مناسبت های که در این ایام وجود دارد یکی از مهم ترین آن ها نزول آیات سوره برائت است سوره برائت یا همان توبه آیات 1 تا 9 نازل شد. پیامبر اکرم گفتند به چه کسی بدهیم آیات را ببرد بخواند؟ آیات را بنا شد بدهند ابوبکر ببرد بخواند بعدها خلیفه اول شد آن آیه ها را برای مردم بخواند. انتخاب ابوبکر دلیل دارد عرض می کنم.
ابوبکر آیات را گرفت و راهی مکه شد هنوز از مسجد شجره خیلی زیاد دور نشده بود جبرائیل نازل شد این نقلی که می گویم نقل مستند و قطعی شیعه و سنی است همه با هم نقل کردند هیچ اختلافی در آن نیست. جبرائیل نازل شد عرضه داشت:
«يَا مُحَمَّدُ إِنَّ الْعَلِيَّ الْأَعْلَى يَقْرَأُ عَلَيْكَ السَّلَامَ- وَ يَقُولُ: يَا مُحَمَّدُ إِنَّهُ لَا يُؤَدِّي عَنْكَ إِلَّا أَنْتَ أَوْ رَجُلٌ مِنْكَ، فَابْعَثْ عَلِيّاً(سلام الله علیه) لِيَتَنَاوَلَ الْآيَاتِ، فَيَكُونَ هُوَ الَّذِي يَنْبِذُ الْعُهُودَ وَ يَقْرَأُ الْآيَاتِ»
التفسير المنسوب إلى الإمام الحسن العسكري (عليه السلام)؛ نویسنده: حسن بن على عليه السلام، امام يازدهم، محقق /مصحح: مدرسه امام مهدی علیه السلام، ص559
«وَلَكِنَّ جِبْرِيلَ جاءني فقال لَنْ يُؤَدِّىَ عَنْكَ الا أنت أو رَجُلٌ مِنْكَ»
مسند الإمام أحمد بن حنبل؛ اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني الوفاة: 241، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر، ج 1، ص 151، ح1296
«...أو لكن جبريل قال لا يؤدي عنك إلا أنت أو رجل منك»
فتح الباري شرح صحيح البخاري؛ اسم المؤلف: أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل العسقلاني الشافعي الوفاة: 852، دار النشر: دار المعرفة - بيروت، تحقيق: محب الدين الخطيب، ج8، ص320
ای پیامبر این آیات را هیچ کس نباید ابلاغ کند یا خودت یا کسی که از تو باشد. از تو یعنی چه کسی؟
مجری:
از تو، امیر المؤمنین می شود
استاد جباری:
چرا؟
مجری:
به دلیل:
(وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ)
ما از نفوس خود دعوت کنيم، شما هم از نفوس خود!
سوره آل عمران (3): آیه61
استاد جباری:
احسنت، نفس پیغمبر جان پیغمبر می شود یعنی همین؛ به اقرار همه علما و بزرگان شیعه و سنی نفس پیغمبر، علی ابن ابی طالب در آیه مباهله هست. این شد که پیامبر اکرم امیر المؤمنین را خواستند حتی مرکب خودش را به او دادند به حضرت فرمودند برو آیات سوره برائت را از ابوبکر بگیر و برای مردم مکه بخوان!
ابوبکر هم ناراحت شد بر گشت امیر المؤمنین (سلام الله علیه) به سمت مردم مکه رفتند روز عید قربان و بعد یازدهم و دوازده روزی سه بار صبح، ظهر و شب آیات برائت را خواندند. آیات برائت، آیات فدایت شوم نیست آیات برائت از مشرکین است. یعنی باید بروی به این ها بگویی یا مسلمان شوید یا دیگر حق ورود به مسجد الحرام ندارید تا چهار ماه دیگر هم باید از مکه بروید.
امیر المؤمنین (سلام الله علیه) این کار را کردند نکاتی که پیرامون سوره برائت هست. بعضی ها به ذهن شان می آید پیامبر می دانستند نباید آیات را به ابوبکر بدهد شاید هم نمی دانستند چرا این جا بجایی اتفاق افتاد؟ این یک سناریویی بود که خدا و پیامبر اکرم اجرا کردند که مردم تا قیامت چیز بفهمند.
ابلاغ آیات قرآن برای اولین شراکت در امر رسالت می شود. اتفاق و جایگاه مهمی است پیامبر و خدا این سناریو را انجام دادند خدا رحمت کند مرحوم شیخ مفید وقتی این حادثه را نقل می کند یک عبارت خیلی زیبایی دارد می گوید
«إنّ فی ذلک عزلا من السماء ونصبا من السماء»
یک عزل و نصب آسمانی اتفاق افتاد خدا، ابوبکر را عزل کرد علی ابن ابی طالب را نصب کرد یعنی در این حادثه خدا گفت ابوبکر کنار برود علی ابن ابی طالب باید بیاید این اتفاق را خدا و پیغمبر ایجاد کردند که به مردم بگویند مردم دنیا، مسلمان های تا صبح قیامت وقتی به اندازه ابلاغ چند آیه این آقا را قبول نداریم برای ابوبکر شأن و جایگاهی قائل نیستیم نیایید این آقا را جای پیغمبر بنشانید دین، دنیا و آخرت تان را به دستش بدهید.
مجری:
و کل قرآن را به ایشان بسپارید.
استاد جوادی:
همه چیز را دار و ندار خدا را دست این آقا بسپارید اگر برای ما ارزش داشت یا شأنیت این کارها را داشت به اندازه رساندن چند آیه عزلش نمی کردیم. پیغمبر از اول می دانست باید چه کسی برود؟ خدا هم می دانست ولی برای ما این ها را بیان کردند که مردم به سقیفه مبتلا نشوند
«و کم له مِن نظیره»
از این حوادث زیاد داریم ولی آخرش یک مشت آدم واقعاً جاهل نفهم دنبال سقیفه رفتند. یعنی حجت تمام است علی ابن ابی طالب نصب شد ابوبکر عزل شد. یک روایت زیبایی داریم حیفم می آید نخوانم شخصی پیش آقا امیر المؤمنین آمد گفت آقا جان مقام شما یا آدم ابو البشر بالاتر است؟ امیر المؤمنین فرمود خوش ندارم از خودم تعریف کنم. اگر می شود از سوالت منصرف شو گفت بحث این نیست که شما از خودت تعریف کنی می خواهم معرفتم به شما زیاد بشود. حضرت فرمودند اگر بحث معرفت است حرفی نیست می گویم مقام من از آدم بالاتر است پرسید دلیلش چه است؟ حضرت فرمود به خاطر این که آدم از خوردن گندم نهی شد ولی خورد؛ من از خوردن گندم نهی نشدم ولی نخوردم.
سوال کننده گفت «صدقت یا علی» راست می گویی گفت مقام شما بالاتر است یا ابراهیم خلیل الرحمن؟ حضرت فرمود مقام من از ابراهیم بالاتر است پرسید چرا؟ حضرت فرمود به خاطر این که حضرت ابراهیم بعد از مقام رسالت و امامت به خدا عرضه داشت
(وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ أَرِنِي كَيفَ تُحْيي الْمَوْتَى قَالَ أَوَلَمْ تُؤْمِنْ قَالَ بَلَى وَلَكِنْ لِيطْمَئِنَّ قَلْبِي قَالَ فَخُذْ أَرْبَعَةً مِنَ الطَّيرِ فَصُرْهُنَّ إِلَيكَ ثُمَّ اجْعَلْ عَلَى كُلِّ جَبَلٍ مِنْهُنَّ جُزْءًا ثُمَّ ادْعُهُنَّ يأْتِينَكَ سَعْيا وَاعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ)
و (به خاطر بياور) هنگامي را که ابراهيم گفت: «خدايا! به من نشان بده چگونه مردگان را زنده مي کني؟» فرمود: «مگر ايمان نياوردهاي؟!» عرض کرد: «آري، ولي ميخواهم قلبم آرامش يابد.» فرمود: «در اين صورت، چهار نوع از مرغان را انتخاب کن! و آنها را (پس از ذبح کردن،) قطعه قطعه کن (و در هم بياميز)! سپس بر هر کوهي، قسمتي از آن را قرار بده، بعد آنها را بخوان، به سرعت به سوي تو مي آيند! و بدان خداوند قادر و حکيم است؛ (هم از ذرات بدن مردگان آگاه است، و هم توانايي بر جمع آنها دارد)».
سوره بقره (2): آیه 260
به نشان بده مرده ها را چگونه زنده می کنی؟ (قَالَ أَوَلَمْ تُؤْمِنْ) ایمان نداری (قَالَ بَلَى وَلَكِنْ لِيطْمَئِنَّ قَلْبِي) هنوز قلب جناب ابراهیم مطمئن نشده بود. ولی منِ علی ابن ابی طالب:
«لَوْ كُشِفَ الْغِطَاءُ مَا ازْدَدْتُ يَقِيناً.»
مناقب آل أبي طالب عليهم السلام (لابن شهرآشوب)؛ نویسنده: ابن شهر آشوب مازندرانى، محمد بن على، محقق / مصحح: ندارد ناشر: علامه، ج2، ص38
تمام پرده های عالم کنار برود دیگر بر یقین و ایمان علی ابن ابی طالب چیزی اضافه نمی شود. این روایت مال آقا امیر المؤمنین است گفت «صدقتُ یا علی» راست می گویی؛ بعد سوال کرد مقام شما بالاتر است یا نوح پیغمبر؟ گفت مقام من از نوح خیلی بالاتر است گفت چرا؟ گفت به خاطر این که نوح بعد از سالیان درازی وقتی مردم را دعوت به توحید کرد ایمان نیاوردند بالاخره حوصله جناب نوح تمام شد قومش را نفرین کرد
(وَقَالَ نُوحٌ رَبِّ لَا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكَافِرِينَ دَيارًا)
نوح گفت: پروردگارا! هيچ يک از کافران را بر روي زمين باقي مگذار!
سوره نوح (71): آیه 26
ولی من بعد از پیغمبر از این قوم و جماعت هر چه ظلم و ستم دیدم ناموس خدا و پیغمبر بین در و دیوار قرار گرفت دار و ندارم را گرفتند ولی لب به نفرین شان وا نکردم. حتی وقتی کنار قبر پیغمبر، فاطمه گفت نفرین تان می کنم سلمان را فرستادم گفتم فاطمه را دریاب که مبادا نفرین کند من کجا و او کجا؟ گفت «صدقتَ یا علی» راست می گویی
بعد پرسید مقام شما بالاتر است یا عیسی پیغمبر؟ حضرت فرمود مقام من از عیسی بالاتر است گفت چرا؟ گفت به خاطر این که وقتی مریم در بیت المقدس عبادت می کرد درد زایمان بر او عارض شد خطاب رسید (أخرجی) برو بیرون این جا زایشگاه نیست این جا عبادتگاه است. از بیت المقدس بیرون و زیر سایه درختی رفت؛ ولی من آن چنان مقامی دارم وقتی مادرم کنار کعبه عبادت می کرد درد زایمان بر او عارض شد نه این که خدا به او نگفت برو بیرون بلکه خانه کعبه را شکافت فرمودد داخل بیا!
مجری:
این حدیث چقدر زیباست؟
استاد جوادی:
خدا مریم را از بیت المقدس بیرون کرد ولی مادرم در مسجد الحرام بود بیرونش نکرد خانه اش را شکافت گفت داخل بیا گفت یا علی راست می گویی قبول دارم. بعد پرسید مقام تو بالاتر است یا موسی پیغمبر؟ (این حدیث را برای این جایش خواندم) گفت مقام من از موسی بالاتر است گفت چرا؟ گفت به خاطر این که حضرت موسی در دعوای بنی اسرائیلی و فرعونی، یک فرعونی به بنی اسرائیلی زور می گفت بن اسرائیلی از جناب موسی کمک خواست موسی آمد دید فرعونی زور می گوید مشتی به فرعونی نزد فرعونی مرد. به تعقیب موسی افتادند جناب موسی فرار کرد پیش شعیب در مدین رفت ده سال گذشت و ...
بعد از ده سال خدا به موسی فرمود به سمت فرعون برو که هدایتش کنی گفت خدایا من یک نفر از این ها را کشتم می ترسم
(قَالَ رَبِّ إِنِّي قَتَلْتُ مِنْهُمْ نَفْسًا فَأَخَافُ أَنْ يقْتُلُونِ)
عرض کرد: پروردگارا! من يک تن از آنان را کشته ام؛ مي ترسم مرا به قتل برسانند!
سوره قصص (28): آیه 33
می ترسم این ها من را بکشند. موسی یک فرعون کشته بود بعد از ده سال می ترسید برود ولی منِ علی ابن ابی طالب سر آیات سوره برائت قتّال العرب بودم. از مشرکین مکه کسی و کاری نبود که به دست علی کشته نداده باشد. ولی وقتی پیغمبر به من گفت آیات سوره برائت نه آیات ارتباط خوب و قربان صدقه رفتن. وقتی آیات برائت را پیامبر به من داد گفت برو بخوان حضرت فرمود به و الله ذره ای ترس به خودم راه ندادم تک و تنها رفتم. بعد حضرت فرمود:
«فَأَتَيْتُ مَكَّةَ وَ أَهْلُهَا»
الإختصاص؛ نويسنده: مفيد محمد بن محمد (تاريخ وفات مؤلف: 413 ق)، محقق / مصحح: غفارى، على اكبر و محرمى زرندى، محمود، ناشر: الموتمر العالمى لالفية الشيخ المفيد، ايران- قم: 1413 ق، ص 168
پیش مردم مکه آمدم که همه این ها اگر قدرت داشتند که من را تکه تکه کنند و هر تکه ای از من را سر کوه های مکه قرار بدهد این کار را می کردند ولی جرأت نمی کردند.
مجری:
حدیث اسم خاصی دارد؟
استاد جوادی:
همه شان بغض و کینه شان را به من اعلام می کردند. موسی یک نفر را کشته بود می ترسد برود ولی منِ علی این همه از کفار را کشتم. در دعای ندبه می خوانیم
«أَحْقاداً بَدْرِيَّةً وَ خَيْبَرِيَّةً وَ حُنَيْنِيَّةً وَ غَيْرَهُن»
المزار الكبير (لابن المشهدي)؛ نویسنده: ابن مشهدى، محمد بن جعفر، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم، محقق/ مصحح: قيومى اصفهانى، ص577
بخشی از دشمنی هایشان با امیر المؤمنین سر همین بود که برای پیغمبر تمام قد ایستاد و سنگ تمام گذاشت. گفت «صدقتَ یا علی» راست می گویی آن سائل پرسید مقام شما بالاتر است یا پیغمبر خاتم؟ امیر المؤمنین فرمود:
«أَنَا عَبْدٌ مِنْ عَبِيدِ مُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله»
الكافي (ط - الإسلامية)، نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج1، ص90، ح5
من عبد و شاگردی از شاگردان پیغمبر خاتم هستم. من از هر کسی بگویی مقامم بالاتر است ولی در مقابل پیغمبر خاتم، من عبد پیغمبر هستم. داستان آیات سوره برائت، علی ابن ابی طالب برود برای مردم آیات برائت بخواند خیلی شجاعت می خواهد. نشستیم یک چیزی می گوییم
مجری:
که شاید بیش از نود درصدشان مشرکین هستند.
استاد جوادی:
بله، ولذا کسی در آیات سوره برائت دقت کند آیات امامتی ولایتیش خیلی خوب است همین آیت سوره برائت و ابلاغ امیر المؤمنین نشان از این است که چه کسی مستحق جانشینی پیغمبر است؟ چه کسی بار پیغمبر را بلند می کند؟ چه کسی هر کجا پیغمبر با مشکل می خورد حلال مشکلاتش است؟
غیر از علی ابن ابی طالب چه کسی واقعاً می تواند باشد حتی آن جا که جبرائیل به پیغمبر گفت باید خودت بیایی و کسی از تو باشد این را همه گفتند یعنی غیر علی کسی از تو نیست. کسی می تواند و این جرأت دارد برود به مردم مکه اعلام برائت از شرک بکند که طرفة العینی خودش مشرک نبوده باشد. نه ابوبکری که کل عمرش مشرک بود و مشرک از دنیا رفت.
ابوبکر برای چه عزل شد؟ به خاطر این که مشرک نمی تواند برود برائت از شرک بدهد خودت گرفتار هستی، خودت به این بلیه مبتلا هستی می خواهی مردم را برائت از شرک بدهد؟ کسی می تواند برود برائت از شرک بدهد که طرفة العینی نه گذشته، نه حال و نه آینده مشرک نبوده باشد.
برای چه خداوند، ابوبکر را عزل کرد؟ به خاطر این که او نمی تواند برائت از شرک بدهد چون خودش گرفتار است ابوبکر را عزل کرد این که مردم نصب نکنند. ابوبکر را عزل کرد این که مردم بفهمند نظر خدا و پیغمبر به چه کسی و کجاست؟
آیه خیلی زیبایی است به خاطر کارم مدت زمان زیادی در ارتباط با شیعه، سنی و وهابی هستم. بینی و بین الله از مناسبت های این ایام یعنی از دهم تا بیست و پنجم همه اش که هیچ فرض می گیریم هیچ کدام این ها نبود مگر همین یک آیه از آیات سوره برائت یا هر کدام از این مناسبت ها برای کسی که طالب حق است و نخواهد عناد و کینه نخواهد بازی در بیاورد حجت تمامِ تمام است.
مجری:
شرح زلال انفسنای مباهله * یعنی علیست نفس نفیس پیامبر!
آفتاب نیاز به حجت و دلیل ندارد خیلی لذت بردم مخصوصاً از این حدیثی که حضرتعالی فرمودید که حضرت امیر المؤمنین علی (علیه السلام) خودشان را آدم، نوح، عیسی و موسی مقایسه می کند تمام نکاتی که از ابتدای برنامه فرمودید یادداشت کردم این ها ابزار کارم برای شعر گفتن برای اهل بیت است.
سی سال است دارم برای امیر المؤمنین شعر می گویم و این ها ابزار کارم بوده در محضر کارشناس ها و اساتیدی مثل شما هرگاه نشستم یک روزی کسب کردم من در شعر از آن استفاده می کنم. یک معلم این ها را برای دانش آموزانش یادداشت و پی گیری کند. یک مادر برای فرزندش، یک پدر به عنوان هدیه روز عید قربان و عید غدیر به فرزندش یک چنین مطلبی را بیاموزد.
همان طوری که جناب استاد در ابتدای برنامه چندین بار دلیلش را شرح دادند هر کاری که می توانیم باید در حد بضاعت و وسع مان برای روشن نگه داشتن این چراغ، برای بالا نگه داشتن این پرچم باید انجام بدهیم می خواهد حرف ما یک متر بُرد داشته باشد می خواهد کل کره هستی و جهان را در بنورد.
پس به رسالت خودمان عمل بکنیم که آن هم بر افراشتن پرچم حقانیت اهل بیت (علیهم السلام) است.
(میان برنامه)
مجری:
ذکر او را گفته حتی کوه و دریا و درخت * یا علی گفتن چه آسان با علی بودن چه سخت
جز علی از هر چه در دنیاست بر بستیم رخت * سال و فال و حال و مال و اصل و نسل و رخت و بخت
نیست در این شهریای جز علی یک شهریار * لا فتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار
دوش درویشی صدا می زد دل و دلبر علیست * اولین مظلوم عالم بعدِ پیغمبر علیست
عاقبت این عشق انسان را الهی می کند * با علی هر کس که باشد پادشاهی می کند
در ابتدای صحبت وقایع این پانزده روز آسمانی را می شمردید به حدیثی اشاره فرمودید خود من اطلاعاتی راجع به آن حدیث نداشتم حدیث بساط اگر درست گفته باشم.
استاد جوادی:
حدیث بساط یک حدیث زیبایی است کمتر گفته می شود استفاده اش را کسانی دیگر می برند و خودمان از این دو ادبیات غفلت می کنیم. واقعیت داستان این است که انس ابن مالک خادم خانه پیامبر اکرم بود بعد از داستان سقیفه و اتفاقات بعد از آن می گوید روزی در بصره بودم در بصره رفیقی داشتم رفیق ما تا چشمش به من افتاد.
انس بیماری پیسی گرفته بود چون این لک در پیشانیش پیدا بود عمامه اش را جلو می گذاشت که پیدا نباشد. رفیق انس به او گفت چه شد این طوری شد؟ گفت اگر می شود بی خیال شو از او اصرار از من انکار گفت این بیماری که من به آن مبتلا شدم یک داستانی دارد نفرین شدم. گفت داستان چه است؟
گفت داستان از این قرار است وقتی در خانه پیامبر اکرم خادم خانه حضرت بودم روزی، فرشی پیامبر اکرم پهن کردند ابوبکر، عمر، عثمان، عبد الرحمن ابن عوف، ابو ذر، سلمان، مقداد، علی ابن ابی طالب و من روی آن فرش نشستیم. به امر پیغمبر این فرش مثل یک فرش پرنده حرکت کرد پیامبر اکرم فرمود همه تان به همراه این فرش پرنده جایی می روید و بر می گردید.
پیغمبر به انس فرمود انس گزارش سفر را بعد به من بده گفتم چشم؛ گفت همه مان روی این فرش پرنده نشستیم. فرش پرنده افسانه نیست
مجری:
به قالی سلیمان هم می گویند.
استاد جوادی:
بله، این اتفاق در زمان پیامبر خودمان افتاده است. این فرش با این مسافرین حرکت کردند مقابل غار اصحاب کهف و محل دفن اصحاب کهف رسیدند. امیر المؤمنین به همه مسافرین آن فرش فرمود بروید به اصحاب کهف سلام بدهید. همه شان یکی یکی آمدند مقابل غار ایستادند سلام دادند «السلام علیکم یا انصار الله» هر که با هر ادبیاتی بلد بود.
هیچ کس جوابی نشنید و از جانب اهالی غار هیچ جوابی نیامد امیر المؤمنین (سلام الله علیه) مقابل غار رفتند به اصحاب کهف سلام دادند همه شنیدند نه فقط علی ابن ابی طالب بشنود همه شنیدند که اصحاب کهف این طور جواب دادند
«السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا وَصِيَّ رَسُولِ اللَّه السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا خَلِيفَةَ رَسُولِ اللَّه»
با این تعابیر اصحاب کهف جواب سلام آقا امیر المؤمنین را دادند مسافرین فرش پرنده گفتند چرا این ها فقط جواب سلام تو را دادند؟ حضرت فرمود اصحاب کهف فقط جواب سلام انبیاء و اوصیاء انبیاء را می دهند. این اتفاق افتاد فرش پرنده مسافرینش را سوار کرد به مدینه بر گشتند موقع نماز بود همین که رسیدند انس می گوید پیش پیامبر فرمود پیامبر فرمود انس تو می گویی چه شد یا من بگویم چه شد؟
گفتم آقا یا رسول الله شما که از همه جا خبر دارید داستان از این قرار بود می گفت داستان را به پیامبر گفتم حضرت فرمود انس این را دیدی، شنیدی اصحاب کهف به علی ابن ابی طالب با چه ادبیات و الفاظی جواب سلام دادند وقتی علی ابن ابی طالب به شهادت تو نیاز پیدا می کند که تو به این واقعه شهادت بدهی. انس یادت باشد وفای به عهد کنی گفتم چشم یا رسول الله؛ گذشت، گذشت تا پیامبر از دنیا رفتند سقیفه پیش آمد ابوبکر خلافت را غصب کرد علی ابن ابی طالب برای دفاع از حق خودش مناشدات امیر المؤمنین معروف است برای دفاع از حق خودشان در مسجد مدینه داشتند سخنرانی می کردند اصحاب نشسته بودند.
انس آدم مهمی بود خادم خانه پیغمبر و آدم جا افتاده ای بود امیر المؤمنین از بین همه مردم به انس گفت انس بلند شو شهادت بده روی فرش پرنده کجا رفتیم و چه شد؟ انس می گوید چون نمک گیر خلیفه شده بودم پالون و جیبم پر بود نمی توانستم یا باید قید آن ها و خلیفه را می زدم یا باید شهادت می دادم.
تا علی ابن ابی طالب به من گفت طبق قول پیغمبر عمل کن گفتم یا علی یادم نیست خودم را به آن راه زدم هر چه امیر المؤمنین گفت انس تو پیغمبر قول دادی؛ گفت پیغمبر فرمود علی یک روز به شهادت تو نیازمند می شود الان روزش است اگر شهادت ندهی نفرینت می کنم که خدا تو را به یک مرض و بیماری مبتلا کند نتوانی بپوشانی. می گوید آن جا می دانستم و یادم بود منتها چون جایی دیگر کارم گیر بود انکار کردم علی ابن ابی طالب من را نفرین کرد حالا که حق را پوشاندی و کتمان کردی خدا تو را به یک بلایی مبتلا کند نتوانی آن بلا را بپوشانی حالا که حق را مخفی کردی؛ از آن به بعد دچار این بیماری شدم هر چه می پوشانم باز هم پیداست. (می شود حدیث بساط )
این اتفاق افتاد پشتش این آیه نازل شد
(يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ)
اي کساني که ايمان آورده ايد! اطاعت کنيد خدا را! و اطاعت کنيد پيامبر خدا و اولو الأمر [= اوصياي پيامبر] را!
سوره نساء (4): آیه 59
مجری:
چقدر عالی و زیبا، استاد گرامی فکر کنم دقایق محدودی در خدمت شما هستیم اگر جمله نگفته ای هست بفرمایید در خدمت تان هستیم.
استاد جوادی:
حرف خیلی زیاد است تازه داریم روی غلتک می افتیم از امیر المؤمنین بگوییم. در مورد امیر المؤمنین آیات قرآن خیلی زیاد است ولی بد نیست یکی، دو نکته مهم بگویم
مجری:
اول بیتی بخوانم
طبق قول اهل سنت شرح سیصد آیه هست * در فضیلت های مولانا امیر المؤمنین
سیصد تایش را آن ها قبول دارند.
استاد جوادی:
سر امامت و خلافت امیر المؤمنین خدا با هیچ کس شوخی نکرد وقتی که کار غدیر خم تمام شد حارث ابن نعمان فهری پیش پیامبر آمد گفت یا محمد آیا تو از جانب خودت علی را بر گردن ما سوار کردی یا امیر کردی یا به دستور خدا؟ حضرت فرمود هر کار می کنم به دستور خداست
(وَمَا ينْطِقُ عَنِ الْهَوَى * إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْي يوحَى)
و هرگز از روي هواي نفس سخن نمي گويد! آنچه مي گويد چيزي جز وحي که بر او نازل شده نيست!
سوره نجم (53): آیات 3 و 4
به دستور خدا این کار را کرد حارث ابن نعمان فهری تا این را شنید دستش را بلند کرد گفت:
«اللَّهُمَّ إِنْ كانَ هذا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِكَ- فَأَمْطِرْ عَلَيْنا حِجارَةً مِنَ السَّماءِ- أَوِ ائْتِنا بِعَذابٍ أَلِيمٍ»
الكافي (ط - الإسلامية)، نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج8، ص57
«اللَّهُمَّ إِنْ كانَ هذا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِكَ» اگر واقعاً پیغمبر به دستور تو علی را امیر کرد «فَأَمْطِرْ عَلَيْنا حِجارَةً مِنَ السَّماءِ- أَوِ ائْتِنا بِعَذابٍ أَلِيمٍ»، سنگی از آسمان ببار من را به عذاب مبتلا کن بمیرم دولت و خلافت علی را نبینم!
مجری:
که همان لحظه عذاب نازل می شود.
استاد جوادی:
این که می گویم خدا شوخی نکرد خدای ارحم الراحمین، پیغمبر رحمةٌ للعالمین این جا تا این بابا گفت عذاب می خواهم همین که از محضر پیامبر رفت فوراً دعایش مستجاب شد جا به جا حارث ابن نعمان فهری مرد که آیات اول سوره معارج دارد
(سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ * لِلْكَافِرِينَ لَيسَ لَهُ دَافِعٌ * مِنَ اللَّهِ ذِي الْمَعَارِجِ)
تقاضا کننده اي تقاضاي عذابي کرد که واقع شد! اين عذاب مخصوص کافران است، و هيچ کس نمي تواند آن را دفع کند، از سوي خداوند ذي المعارج [= خداوندي که فرشتگانش بر آسمانها صعود و عروج مي کنند]!
سوره المعارج (70): آیات 1 تا 3
پیغمبر ما، پیغمبر رحمةٌ للعالمین است بیست و سه سال پیغمبری کرد تمام آیات قرآن، روایات و تاریخ را بگردید امکان ندارد پیدا کنید یک جا پیغمبر به امتش نفرین کرده باشد. هر کجا پیغمبر را اذیت و آزار کردند دستش را بلند کرد گفت
«اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِقَوْمِي إِنَّهُمْ لَا يَعْلَمُون»
الإقبال بالأعمال الحسنة( ط- الحديثة)؛ نويسنده: ابن طاووس، على بن موسى (تاريخ وفات مؤلف: 664 ق)، محقق / مصحح: قيومى اصفهانى، جواد، ناشر: دفتر تبليغات اسلامى، قم: 1376ش، ج1، ص384
ولی سر ولایت امیر المؤمنین، پیغمبر نفرین کرد یک نفرین عمومی هم کرد.
«اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَه»
شواهد التنزيل لقواعد التفضيل؛ تأليف: الحافظ الكبير عبيد الله بن أحمد المعروف بالحاكم الحسكاني؛ الحذاء الحنفي النيسابوري، تحقيق وتعليق: الشيخ محمد باقر المحمودي؛ مؤسسة الطبع والنشر التابعة لوزارة الثقافة والارشاد الاسلامي مجمع أحياء الثقافة الاسلامية، 1411 ه - 1990م، ج1، ص254
هر که هست خدایا هر کس خذلان علی را می خواهد خارش کن سر ولایت امیر المؤمنین شوخی نکنیم چون خدا شوخی نکرد شوخی بردار نیست. خدای ارحم الراحمین، پیغمبر رحمةٌ للعالمین سر ولایت امیر المؤمنین نفرین کردند مواظب باشیم مشمول نفرین پیغمبر نشویم مشمول دعای پیغمبر بشویم.
امیر المؤمنین دشمن خیلی داشت در غدیر خم منافق زیاد بود فرصت هست به اندازه چند دقیقه بگویم وقتی که داستان غدیر خم تمام شد روایات خیلی فراوانی هم دارد بعد از غدیر خم
«اجْتَمَعَ نَفَرٌ مِنْ قُرَيْشٍ يَتَأَسَّفُونَ عَلَى مَا جَرَى فَمَرَّ بِهِمْ ضَبٌّ فَقَالَ بَعْضُهُمْ لَيْتَ مُحَمَّداً أَمَّرَ عَلَيْنَا هَذَا الضَّبَّ دُونَ عَلِيٍّ فَسَمِعَ ذَلِكَ أَبُو ذَرٍّ فَحَكَى ذَلِكَ لِرَسُولِ اللَّهِ ص فَبَعَثَ إِلَيْهِمْ وَ أَحْضَرَهُمْ وَ عَرَضَ عَلَيْهِمْ مَقَالَهُمْ فَأَنْكَرُوا وَ حَلَفُوا فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَى يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ ما قالُوا الْآيَةَ فَقَالَ النَّبِيُّ مَا أَظَلَّتِ الْخَضْرَاءُ الْخَبَر»
مناقب آل أبي طالب عليهم السلام( لابن شهرآشوب)؛ نويسنده: ابن شهر آشوب مازندرانى، محمد بن على (وفات مؤلف: 588 ق)، محقق / مصحح: ندارد، ناشر: علامه، قم 1379 ق، ج3، ص42
«اجْتَمَعَ نَفَرٌ مِنْ قُرَيْشٍ» جمعی از قریش با هم اجتماع کردند «يَتَأَسَّفُونَ عَلَى مَا جَرَى» تأسف می خوردند از اتفاقی که در غدیر خم افتاد «فَمَرَّ بِهِمْ ضَبٌّ» همان طور که در بیابان غدیر دور هم نشسته بودند صحبت می کردند سوسماری از کنارشان رد شد چشم شان به این سوسمار افتاد «فَقَالَ بَعْضُهُمْ لَيْتَ مُحَمَّداً أَمَّرَ عَلَيْنَا هَذَا دُونَ عَلِيٍّ» ای کاش محمد این سوسمار را بر ما امیر می کرد علی را بر ما امیر نمی کرد.
عبارت عربیش «لَيْتَ مُحَمَّداً» ای کاش محمد «أَمَّرَ» امیری از امارت می آید «أمَّرَ عَلَيْنَا هَذَا الضَّبَّ» این سوسمار را بر ما امیر می کرد «دُونَ عَلِيٍّ» ولی علی را بر ما امیر نمی کرد. «فَسَمِعَ ذَلِكَ أَبُو ذَرٍّ فَبَعَثَ إِلَيْهِمْ» ابو ذر شنید «فَحَكَى ذَلِكَ لِرَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم)» رفت به پیغمبر گفت؛ گفت یا رسول الله اوضاع این طوری است.
«وَ أَحْضَرَهُمْ» پیغمبر همه این ها را احضار کرد «وَ عَرَضَ عَلَيْهِمْ مَقَالَهُمْ» حرف هایشان را به ایشان عرضه کرد حضرت فرمود شنیدم این ها را گفتید؟ «فَأَنْكَرُوا» انکار کردند «وَ حَلَفُوا فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَى» قسم به خدا خوردند که همچنین حرفی نزدیم. وقتی قسم خوردند این آیه نازل شد شأن نزول آیه را ببینید روایت فراوان دارد
(يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ ما قالُوا وَلَقَدْ قَالُوا كَلِمَةَ الْكُفْرِ)
به خدا سوگند مي خورند که (در غياب پيامبر، سخنان نادرست) نگفته اند؛ در حالي که قطعا سخنان کفر آميز گفته اند!
سوره توبه (9): آیه 74
قسم به خدا می خورند که نگفتیم (وَلَقَدْ قَالُوا كَلِمَةَ الْكُفْرِ) حال آن که کلمات کفر آمیز گفتند وقتی آیه نازل شد این ها رسوال شدند آن جا پیامبر این حدیث را فرمود آسمان بر راستگوتر از ابو ذر سایه نیافکنده است بعد هم حضرت فرمود شما آرزو کردید این سوسمار امیر شما باشد فردای قیامت محشور می شوید به دنبال در صف و خط همین سوسمار قرار می گیرید چرا؟ چون خداوند فرمود:
(يوْمَ نَدْعُو كُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ)
(به ياد آوريد) روزي را که هر گروهي را با پيشوايشان مي خوانيم!
سوره اسراء (17): آیه 71
مجری:
از لحم سوسمار و شراب نجس پر است * آن سفره های چربی بی بهره از حلال
استاد جوادی:
شما کسانی را که آرزو کردید امام تان سوسمار باشد با همین هم محشور می شوید. عهد کنیم سر امیر المؤمنین کوتاه نیاییم. عهد کنیم سر ولایت امیر المؤمنین تمام قد بایستیم آقای علوی شاعر است شعر می گوید خودشان گفتند خیلی حرف مهمی است که هیچ کس در هزار سال گذشته به اندازه من برای امیر المؤمنین شعر نگفت خیلی خوب است. شما یک کاری بکنید ما هم یک کاری بکنیم که در این هزار سال گذشته آن چیزی که ما بلد هستیم و توانش را داریم کسی روی دست ما بلند نشده باشد. خدا صدایش را در می آورد
مجری:
یکی به من گفت در نماز شب هایت برای ما دعا کن گفتم نماز شب به ندرت خواندم اما سی سال تا سحر بیدار بودم برای امیر المؤمنین بیدار بودم شعر گفتم و این را در شعرم آوردم که
همه شب در این امیدم درِ دوست باز باشد * که به شب خیال رویش خوش و دلنواز باشد
غزل از علی سرودن چه کم از نماز باشد * شب شاعران بیدل چه شبی دراز باشد
شب بی ستاره ای که فقط اوست در میانش
خودم را می گویم نه به طمع ثواب این کار را کردم نه به طمع عبادت کردم از بس ذکر امیر المؤمنین حال دلم را خوب می کند اگر دنبال حال خوب می گردیم فقط در خانه امیر المؤمنین و اولادش است.
استاد جوادی:
اگر هر کدام از ما تلاش کنیم آن چه که در توان مان هست کاری بکنیم که در هزار سال گذشته کسی این کار را نکرده باشد ببینیم چه می شود؟ ان شاء الله خدا دنیا و آخرت دست مان را از آقا امیر المؤمنین جدا نکند. دست مان را از دامان این امام جدا نکند با ولای علی و اولادش ما را زنده بدارد. با ولای امیر المؤمنین بمیراند. خدا در نسل و ذریه ما کم ارادت به این آقا و اهل بیتش قرار ندهد ان شاء الله.
در رابطه با آیه تبلیغ دو نکته بگویم آیه ای که روز هفدهم ذی الحجة نازل شد و کار را تمام کرد که روز هجدهم پیامبر رسالت را انجام داد
(يا أَيهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لَا يهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ)
اي پيامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، کاملا (به مردم) برسان! و اگر نکني، رسالت او را انجام نداده اي! خداوند تو را از (خطرات احتمالي) مردم، نگاه مي دارد؛ و خداوند، جمعيت کافران (لجوج) را هدايت نمي کند.
سوره مائده (5): آیه 67
یک: خدا، پیغمبر را با رسول خطاب کرد. پیامبر می توانست با اسماء دیگر مورد خطاب قرار بگیرد این از جمله مهم ترین شئون رسالت پیغمبر است. چون به رسالت پیغمبر گره می خورد خدا با رسول خطابش کرد.
دو: (بَلِّغْ) تو ابلاغ کن نگران حواشی و منافقینش نباش آن با ما (بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيكَ مِنْ رَبِّكَ) هیچ فکر کردید چرا خداوند از همه اسماء و صفات خودش، رب را انتخاب کرد؟ خدا بیش از هزار اسم و صفت دارد در جوشن کبیر خواندیم. علتش این است که در تحت ولایت امیر المؤمنین است که مردم تربیت می شوند.
استفاده کلمه رب در این آیه به تربیت انسان ها بر می گردد. تربیت انسان ها فقط یک جا اتفاق می افتد آن هم این که در تحت تربیت (مَا أُنْزِلَ إِلَيكَ مِنْ رَبِّكَ) باشد، چون رب ما می خواهد ما را تربیت کند چطوری تربیت می شویم؟ اگر به (مَا أُنْزِلَ إِلَيكَ مِنْ رَبِّكَ) عمل کنیم آن هم ولایت امیر المؤمنین است.
مجری:
ان شاء الله همه مان جزو کسانی باشیم که چراغ دار به قول دوست عزیزم که چراغچی حرم است گفتم چراغچی یعنی چه؟ گفت معلوم است ما جد در جد چراغچی حرم بودیم. ان شاء الله ما هم چراغچی مسیر اهل بیت باشیم و در این مسیر پیروز بشویم و پیر شویم. بحث خیلی زیبایی بود. خیلی استفاده کردیم خداوند به شما جزای خیر بدهد. با این دو بیت تقدیم به امیر المؤمنین شما را به خدای بزرگ و مهربان می سپارم
علی را مرغ و ماهی می شناسند * سپیدی و سیاهی می شناسند
به یُمن در دلهای شبانه * کبوترهای چاهی می شناسند
یا علی!
