عید الله _ ویژه برنامه عید غدیر

قسمت هفتم ویژه برنامه عیدالله با کارشناسی حجت الاسلام جباری


 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

برنامه عید الله  26 04 1401 (قسمت هفتم)

عنوان برنامه: ویژه برنامه به مناسبت عید غدیر

استاد: حجت الاسلام والمسلمین دکتر جباری

مجری: آقای سید مهدی حسینی

مباحث مطرح شده در این جلسه:

1)     شکر نعمت ولایت؛

2)     سنت های حسنه غدیر؛

3)     محاسن کلام اهل بیت علیه السلام؛

4)     خطبه غدیر؛

5)     ولایت اهل بیت علیهم السلام در غدیر؛

6)     آیه ابلاغ!

مجری:

«نَادِ عَلِيّاً مَظْهَرَ الْعَجَائِبِ تَجِدْهُ عَوْناً لَكَ فِي النَّوَائِب‏ بِعَظَمَتِكَ يَا اللَّهُ وَ بِنُبُوَّتِكَ يَا مُحَمَّدُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ وَ بِوَلَايَتِكَ يَا عَلِيُّ يَا عَلِيُّ يَا عَلِي‏»

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ، عاشقان سلام علیکم و رحمة الله عیدتان مبارک باشد، بزرگ ترین عید، عید غدیر خم فرا رسید که این قدر بابتش خوشحالیم بی نهایت افتخار می کنیم که خدا این محبت را در دل هایمان گذاشت تا بتوانیم این جشن را برپا بکنیم و ان شاء‌ الله با ولایت و محبت امیر المؤمنین تا آخر عمر زندگی کنیم و شاهد ظهور فرزند حق شان حضرت حجت (صلوات الله علیه) باشیم.

...قرار است باز هم پیرامون نامِ نامی مبارک امیر المؤمنین (علیه السلام)، واقعه غدیر خم و خصوصاً جریانات تاریخیِ این ماجرا با همدیگر صحبت بکنیم. در خدمت کارشناس محترم استاد گرانقدر حجة الاسلام و المسلمین دکتر جباری هستیم. سلام علیکم و رحمة الله پیشاپیش اسعد الله ایامکم

استاد جباری:

علیکم السلام و رحمة الله بسم الله الرحمن الرحیم عرض سلام و ادب دارم حضور حضرتعالی و همه بینندگان عزیز در هر جای این کره خاکی که شرف حضور دارند. این عید بسیار بزرگ (عید الله الاعظم) عید غدیر را تبریک عرض می کنم که هر چه درباره غدیر سعی، تلاش و تبلیغ بشود و مسئله غدیر منتشر بشود کم هست.

خداوند متعال را بر نعمت ولایت شاکریم و بر این نعمت که در جبهه امیر المؤمنین (سلام الله علیه) قرار داریم نه در جبهه مقابل آن حضرت؛ ان شاء الله تلاش هایی که دوستداران امیر المؤمنین (سلام الله علیه) بخصوص در این ایام کردند و می کنند مؤثر باشد که قطعاً هم مؤثر است کسانی که آگاه نسبت به غدیر نیستند چه بسا نام غدیر را اصلاً نشنیدند ان شاء‌ الله به جبهه حق بپیوندند.

مجری:

در صحبت هایتان به این اشاره کردید که چقدر باید خدا را شکر بکنیم که می توانیم همچنین شب و روزی را به همدیگر تبریک بگوییم و این حُرم و محبت امیر المؤمنین در دل هایمان هست. راجع به این در شروع برنامه یکی، دو جمله اگر به ما بگویید دیگر این که به طور کلی فکر می کنید عید غدیر امسال تا الان پر شورتر بود یا نبود؟ حضور و گفتگوهای مردم را تا الان چطور دیدید؟

استاد جباری:

نکته اول که فرمودید در واقع شکر نعمت هست که دستور دین است موظف هستیم نسبت به همه نعمت ها شاکر باشیم بخصوص بزرگ ترین نعمت، نعمت ولایت «وَ لَمْ يُنَادَ بِشَيْ‏ءٍ كَمَا نُودِيَ بِالْوَلَايَة»

«بُنِيَ الْإِسْلَامُ عَلَى خَمْسٍ الصَّلَاةِ وَ الزَّكَاةِ وَ الصَّوْمِ وَ الْحَجِّ وَ الْوَلَايَةِ وَ لَمْ يُنَادَ بِشَيْ‏ءٍ مَا نُودِيَ‏ بِالْوَلَايَةِ يَوْمَ الْغَدِيرِ»

الكافي (ط - الإسلامية)، نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج2، ص21، بَابُ دَعَائِمِ الْإِسْلَام‏، ح8

جز آن چیزهایی که خداوند متعال از بشر و انسان ها بازخواست خواهد کرد اموری هستند در رأس آن ها مسئله ولایت هست و از کنار ولایت آسان نمی شود گذشت. نعمت بسیار بزرگی است که انسان در این عالم، در کنار کسانی مانند رسول خدا و اهل بیت مطهر آن حضرت باشد و این مقدمه ای برای حیات ابدی بشود که در حیات ابدی هم در کنار آن ها باشیم و حشر با آن ها داشته باشیم.

چون موظف به شکر گزاری هستیم ولذا در این سنت حسنه روز عید غدیر که مؤمنان به هم می رسند «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّكِينَ بِوَلَايَةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْأَئِمَّةِ المعصومین علیهم السلام» می‌گویند یک سنت حسنه مورد تأکید روایات هست و این نعمت بزرگ را باید حمد و شکر کرد در روز عید غدیر به طور خصوص مؤمنین این نعمت بزرگ را به هم یادآور می شوند و در طول سال همیشه قلباً شاکر این نعمت باشیم و در مثال دوم حضرتعالی تردیدی در این نیست. بحمد لله خدا را شاکر هستیم.

مثلاً قیاس بکنیم مراسم مربوط به عید غدیر را در این سال های که در آن قرار داریم و شهرهای مختلف با آن چه که سال قبل و سال های قبل بود به برکت نعمت انقلاب اسلامی و فضائی که پدید آمد و اقبالی که به سمت تشیع شد و نام مبارک امیر المؤمنین (سلام الله علیه) بر زبان ها افتاد. کاروان های شادی که احیاناً برگزار می شود موکب های که برگزار می شود برنامه مفصلی که امسال در تهران بناست در خیابان ولی عصر برگزار بشود همین طور در شهرهای مختلف برگزار می شود. در قم، بلوار پیامبر اعظم برگزار می شود یک شور و نشاط دیگری است باید چنین باشد.

 یکی از خطباء نقل می کرد ایام حج بود با یک شخصی که تحصیل کرده از کشور مصر در مسجد الحرام یا مسجد النبی (تردید از من است) همنشین شدیم او پرسید فرق شما شیعیان با ما اهل سنت در قرآن، در اعتقاد به خدا یا در اعتقاد به پیامبر است؟ گفتم شما غدیر را می شناسید؟ گفت نه غدیر چه است؟ گفتم روز غدیر، مکان غدیر با این که یک فرد تحصیل کرده بود هیچ اطلاعی در این زمینه نداشت.

 اگر این آگاهی و آشنایی نسبت به این مسئله بسیار بزرگ را در تاریخ اسلام نشر و توسعه بدهیم ایام غدیر بهانه و مناسبت بسیار خوبی است یعنی شور و شوقی که در ایام وجود دارد زمینه بسیار خوبی است که نا آگاهان را نسبت به این مسئله آشنا کنیم. آشنایی نسبت به فضائل اهل بیت و نعمت های که خداوند متعال بواسطه اهل بیت به بشریت ارزانی داشت و اهل بیت را از این منظر خاص کرد همان و اقبال افراد بی غل و غش به سمت موالات اهل بیت همان!

 یکی از کوتاهی هایی که جبهه موالیان امیر المؤمنین (سلام الله علیه) داشتند این است که به درستی معرفی نکردیم. بدون این که دیگران را حساس بکنیم و تعریض نسبت به مقدسات شان داشته باشیم شبیه آن کلامی که از امام رضا (سلام الله علیه) اگر مردم آن دقایق و محسنات کلام ما را بدانند «یعرفونه» به سمت ما رو می آورند و اقبال می کنند.

«فَإِنَّ النَّاسَ لَوْ عَلِمُوا مَحَاسِنَ كَلَامِنَا لَاتَّبَعُونَا»

عيون أخبار الرضا (عليه السلام)؛ نویسنده: ابن بابويه، محمد بن على، مصحح: لا جوردی، مهدی، ناشر: نشر جهان، ج1، ص307

اگر واقعاً ما به درستی اهل بیت را معرفی کرده بودیم مردم تشخیص می دادند. بین اهل بیت و دیگران قیاس می کنند می بینند که این ها یک تافته جدا بافته هستند خدا چنی مسئله ای را خواسته و این که، این ها برتری بدهد فضائل آن ها را به عنوان الگو برای بشریت قرا بدهد. بحمد لله مسئله و ایام غدیر یک زمینه خوبی است سال های قبل ممکن بود یکی دو روز این طرف، آن طرف روز غدیر مراسم برگزار بشود اما الان یک دهه از عید قربان تا عید غدیر مراسم برگزار می شود.

تا روزهای بعدش که ولادت امام کاظم بیست ذی الحجه هست بعد روز مباهله هست همه تعلق به اهل بیت (علیهم السلام) دارد. هر کس در حد خودش موظف است در این زمینه کوشا باشد.

مجری:

فقط این نکته را اشاره کنم این که این جریان را می خواندم و می شنیدم از علامه امینی (رحمة الله) می شود گفت خدا چه لطف بزرگی نصیب ایشان کرد این چنین از امیر المؤمنین بگویند. ایشان می گوید بعد از نوشتن الغدیر تازه فهمیدم امیر المؤمنین چقدر مظلوم است و چقدر ما کم می گوییم، ایشان دارد در کربلاء در روز عاشوراء افرادی بدون داشتن و پذیرفتن امیر المؤمنین خدمت ایشان می رسند می گویند عاشوراء است چرا این قدر شلوغ می کنید برنامه های که در حرم توسط دسته توریج و ...  اتفاق می افتد ایشان می فرماید این کار نه تنها حرام نیست چه بسا واجب است. اگر غدیر را هم همین کار کرده بودیم شما الان منکرش نمی شدید.

این نشان می دهد چقدر نیاز هست این را مدام هر سال و هر روز یادآوری کنیم و به آن بپردازیم

استاد جباری:

شیوع مسئله غدیر و آشنا کردن دیگران، اعلام آن امری اجتناب ناپذیر است.

مجری:

به بحث مان بپردازیم و بحث تاریخی با همدیگر داشته باشیم سوالات زیادی راجع به این واقعه مطرح می شود از لحظه ای که پیامبر اکرم (صلوات الله علیه) مأمور به این کار شدند و از قبل و بعد از آن و این که، چرا زودتر این اتفاق نیفتاد و ...

دقیقاً یکی از سوالاتی که شاید همیشه هم مطرح می شود اما بد نیست این جا بپرسیم این که چه اتفاقی می افتد در بین این همه موقوفاتی که بین مسیر وجود داشت و پیامبر اکرم این موقوفات را تدارک می دیدند مثل مِنا و عرفاتی که اتفاق می افتد این همه جمعیت بودند اما چه مانعی وجود داشت که پیامبر ‌آن جا مسئله ولایت ر ا مطرح نکردند دوباره برگشتند و باقی ماجرا

استاد جباری:

همان طور که اشاره فرمودید این پرسش مطرح هست زیاد هم پاسخ داده شده اما لازم هست هر سال به آن توجه بشود چون منشأ چه بسا سوال و شبهه هم در اذهان هست. رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در حجة الوداع در مکه در جمع عظیم زائرانی که به حج مشرف شده بودند بر اساس روایت امام باقر (سلام الله علیه) هفتاد هزار نفر جمعیت بود. هفتاد هزار می تواند از کثرت جمعیت باشد هزاران نفر از مدینه، اطراف مدینه، از یمن و نقاط مختلف جزیرة العرب قبائل می آمدند مسئله حج امری بود که قبل از اسلام هم شناخته شده بود بخصوص با ظهور اسلام و پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) مسئله با جدیت مطرح بود.

 هزاران نفر در مکه بودند پیامبر اکرم در آن جمع عظیم در مکه می توانست کنار خانه خدا قرار بگیرد خطبه غدیر و خطبه ولایت امیر المؤمنین را آن جا بخواند آن جا انجام نشد. بعد مواقف حج یعنی بحث عرفات رسید روز نهم پیامبر اکرم در عرفات تشریف بردند و مناسک حج را بیان می کردند مردم می دیدند پیامبر اکرم مناسک را انجام می دهد. در عرفات هم موقعیت خوبی بود صحرایی بود همه در آن جا جمع بودند همه حاجی ها باید آن جا باشند. اتفاقاً پیامبر اکرم در عرفات خطبه خواند.

در خطبه عرفات، رسول خدا یکی از نکاتی که مطرح کرد بحث امامت دوازده امام بعد از خودش هست «الأئمة الإثنی عشر» در آن خطبه هم بحث ولایت علی (علیه السلام) به صورت روشن مطرح نشده، یعنی امامت دوازده امام از ثقلین مطرح شده اما این که دست علی را بگیرد بالا ببرد به مردم بگوید با او بیعت کنید آن جا انجام نشد.

پیامبر اکرم بعد از عرفات طبق روال روز دهم به منا می روند مردم هم آمدند اعمال منا را انجام بدهند آن جا هم در مسجد خَیف در منا کنار جمره عقبه، پیامبر اکرم خطبه خواند. اما در آن جا هم باز این مسئله به این شکل بیان نشد. ایام حج می گذرد رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بلافاصله بعد از انجام اعمال حج از مکه خارج می شود.

حدود چهارده ذی الحجة سه روز بعد از عید قربان پیامبر اکرم از مکه خارج می شود مسیر را طی کند تا حدود 182 کیلومتر در شما مکه که منطقه تُحفه و غدیر هست تا آن جا پیامبر اکرم باز مسئله را اعلام نمی کند. این منشأ سوال است در حالی که خداوند متعال به پیامبر اکرم تأکید کرده است. جبرئیل نازل می شود ابلاغ می کند به این که

(يا أَيهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لَا يهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ)

اي پيامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، کاملا (به مردم) برسان! و اگر نکني، رسالت او را انجام نداده‌ اي! خداوند تو را از (خطرات احتمالي) مردم، نگاه مي ‌دارد؛ و خداوند، جمعيت کافران (لجوج) را هدايت نمي ‌کند.

سوره مائده (5): آیه 67

طبق روایتی که در برخی از متون روائی مان داریم در چند موقف جبرئیل نازل شد مسئله ابلاغ را مطرح کرد. در مکه و در مواقفی تا به غدیر برسد اما (وَاللَّهُ يعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ) آخر آیه را جبرئیل نیاورده بود.

 عزیزان بیننده با این آیه آشنا هستند آیه تبلیغ معروف است. (يا أَيهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ) ای پیامبر آن چه که از طرف خدا بر تو نازل شده آن را تبلیغ و اعلام کن اگر انجام ندهی رسالت الهی را به انجام نرسانده ای.

بر این اساس پیامبر اکرم طبیعتاً باید این مسئله را اعلام می کرد اما خوفی که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) از بیان این مسئله داشت موجب می شد پیامبر اکرم مسئله را به تأخیر بیاندازد تا به غدیر برسد. خوف ناشی از چه بود؟ ناشی از دو، سه نکته ای است که عرض می کنم

اولاً روایات مربوط به خطبه عرفات و آن های که اشاره کردم پیامبر اکرم در عرفات بحث امامت دوازده امام را مطرح کرد واکنش ها نسبت به این مسئله، واکنش های عجیبی بود. روایت «الأئمة الإثنی عشر» در بسیاری از منابع اهل سنت جدای از منابع شیعه آمده مثلاً‌ در صحیح بخاری، صحیح مسلم، مسند احمد ابن حنبل و امثال این ها آمده است. دو،‌ سه نمونه را عرض می کنم. در مسند احمد حنبل روایت از جابر ابن سمره نقل شده است.

«عن جَابِرِ بن سَمُرَةَ قال خَطَبَنَا رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم بِعَرَفَةَ فقال لَنْ يَزَالَ هذا الدِّينُ عَزِيزاً مَنِيعاً ظَاهِراً عَلِى من نَاوَأَهُ لاَ يَضُرُّهُ من فَارَقَهُ أو خَالَفَهُ حتى يَمْلِكَ اثْنَا عَشَرَ كلهم من قُرَيْشٍ»

مسند الإمام أحمد بن حنبل ، اسم المؤلف:  أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني الوفاة: 241 ، دار النشر : مؤسسة قرطبة – مصر، ج 5، ص 96

«خَطَبَنَا رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم بِعَرَفَةَ»، پیامبر اکرم در عرفات خطبه خواندند فرمودند «لَنْ يَزَالَ هذا الدِّينُ عَزِيزاً مَنِيعاً ظَاهِراً عَلِى من نَاوَأَهُ لاَ يَضُرُّهُ من فَارَقَهُ أو خَالَفَهُ حتى يَمْلِكَ اثْنَا عَشَرَ كلهم من قُرَيْشٍ» این امر، امر دین همواره عزیز و غالب خواهد بود تا زمانی که دوازده نفر بیایند این ها حاکمیت و خلافت پیدا بکنند.

«فَسَمِعْتُهُ يقول لَنْ يَزَالَ هذا الأَمْرُ عَزِيزاً ظَاهِراً حتى يَمْلِكَ اثْنَا عَشَرَ كلهم ثُمَّ لَغَطَ الْقَوْمُ وَتَكَلَّمُوا فلم أَفْهَمْ قَوْلَهُ بَعْدَ كلهم فقلت لأبي يا أَبَتَاهُ بَعْدَ كلهم قال كلهم من قُرَيْشٍ»

مسند الإمام أحمد بن حنبل؛ اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني الوفاة: 241، دار النشر : مؤسسة قرطبة – مصر، ج 5، ص 99 ح20974

 

تا گفت «حتى يَمْلِكَ اثْنَا عَشَرَ كلهم ثُمَّ لَغَطَ الْقَوْمُ وَتَكَلَّمُوا فلم أَفْهَمْ قَوْلَهُ بَعْدَ كلهم فقلت لأبي» سر و صدا شد مردم سر و صدا کردند می گوید نفهمیدم پیامبر چه فرمود؟ بعد از «کُلُهم» چه بود؟ به پدرم گفتم «يا أَبَتَاهُ بَعْدَ كلهم» این که پیامبر «کُلُهم‌» فرمود در ادامه چه فرمود؟ پدرم گفت پیامبر فرمود «کُلُهم مِنْ قُرَیش».

 چرا سر و صدا شد؟ در بعضی از روایت های دیگر دارد بعضی از مردم «کان یقوم و یقعدون» بلند شدند و نشستند، سر و صدا کردند و تکبیر گفتند چرا این سر و صداها شد؟ چون منافقینی که در آن جمع بودند آشنا بودند پیامبر اکرم پیش از این فراوان درباره اهل بیتش سخن گفته بود می دانستند الان پیامبر دارد این مقدمه چینی را می کند برای این که بگوید همه شان بعد از من خواهند آمد و از بنی هاشم و اهل بیت من خواهند بود. به پیامبر میدان بدهند خواهد فرمود بعد از من علی، بعد حسن، بعد حسین و ائمه را یک به یک تا حضرت مهدی (سلام الله علیه) خواهد شمرد چون سابقه داشت وقتی که آیه:

(أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ)

اطاعت کنيد خدا را! و اطاعت کنيد پيامبر خدا و اولو الأمر [= اوصياي پيامبر] را!

سوره نساء (4): آیه 59

نازل شد جابر ابن عبد الله پرسید یا رسول الله مراد از اطاعت خدا و رسول را می دانیم اولی الامر چه کسانی هستند؟ پیامبر به اسم ائمه دوازده گانه را معرفی کردند نه فقط به این که دوازده نفر هستند.

مجری:

مشخصات شان را گفتند.

استاد جباری:

بله، مراد از اولی الامر این است اشاره به علی کردند بعد از او فرزندش حسن، بعد از او فرزندش حسین، بعد از حسین فرزندش علی ابن الحسین و بعد از او فرزندش محمد ابن علی الباقر

 «وَ سَتُدْرِكُهُ يَا جَابِرُ»

 ای جابر تو باقر العلوم را درک خواهی کرد و اگر درک کردی سلام من را به او برسان.

بعد از او فرزندش جعفر ابن محمد ابن الصادق بعد از او فرزندش کاظم، بعد از او فرزندش رضا، جواد، هادی، عسکری و حضرت حجت (سلام الله علیه)

«الَّذِي يَمْلَأُ اللَّهُ بِهِ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا كَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْرا»

كفاية الأثر في النصّ على الأئمة الإثني عشر؛ نویسنده: خزاز رازى، على بن محمد، محقق / مصحح: حسينى كوهكمرى، عبد اللطيف‏، ناشر: بيدار، ص145

در روایت جابر، پیامبر اکرم نه فقط به عدد دوازده اشاره نکرد بلکه نام برد منافقین این سابقه را داشته لذا طبق این روایات دارد که سر و صدا کردند جابر ابن سمره می گوید نشنیدم پیامبر چه فرمود؟ از پدرم پرسید گفت «کُلُهم مِنْ قُریش» آیا واقعاً پیامبر فرمود «کُلُهم مِنْ قُریش» طبق برخی از روایت فرمود «کُلُهم مِنْ بَنی هاشم»

بعضی محققین احتمال می دهند هر دو را فرمود چرا؟ چون پیامبر اکرم فضا را دارد می بیند، می بیند یک دفعه بگوید «کُلُهم مِنْ بَنی هاشم» منافقین مشکل ایجاد خواهند کرد لذا اول فرمود «کُلُهم مِنْ قِریش» یک مقدار فضا آرام تر بشود. چون قریش بیست و چند تیره داشت بنی هاشم یکی از تیره های قریش بودند. وقتی فضا آماده شد پیامبر بفرماید «کُلُهم مِنْ بَنی هاشم» لذا می گویند هر دو را فرمود «کُلُهم مِنْ قُریش وَ مِنْ بَنی هاشم» منتها در روایاتی فقط تعبیر قریش آمده است.

عرض این است این روایات ائمه دوازده گانه و این فضائی که الان جابر ابن سمره دارد تبیین می کند که فضا، فضای تلخ و سختی بر پیامبر اکرم بود.

مجری:

در فضای مشوش می شود گفت حق مطلب ادا نمی شود.

استاد جباری:

بله، لذا پیامبر اکرم به همین مقدار بسنده کرد نتوانست مطلب را بیان کند تا به غدیر رسید روایتی واقعاً تأسف آورد هست این روایت در منابع شیعه و هم منابع اهل سنت آمده است. در منابع شیعه در تفسیر عیاشی، تفسیر مجموع البیان، اقبال الأعمال سید ابن طاوس آمده است. مرحوم علامه امینی در الغدیر، جلد 1، صفحه 22- 219- 223- 377 آورده است.

در تفاسیر اهل سنت روح المعانی، تفسیر ثعلبی، ابن مغازلی و امثال این ها آورده است. عزیزان بیننده دقت بفرمایید شاید برای شما این روایتی که عرض می کنم به گونه ای تازگی داشته باشد مظلومیت پیامبر و امیر المؤمنین (سلام الله علیهما) را می رساند که در غدیر بعد از این مقدمات پیامبر اکرم وقتی که آن جا دستور دادند.

چون جبرئیل گفت از این جا نمی توانید حرکت کنید باید مسئله را ابلاغ کنی و آیه را با انتهای آیه نازل کرد. آیه تبلیغ (يا أَيهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ) این نازل شد یعنی خاطرت جمع خداوند تو را از مردم حفظ می کند؛  تو را حفظ می کند پیامبر بر جانش بیم نداشت شهادت افتخار است.

بیم پیامبر بر مکتب بود که منافقین بیایند طبق روایات بگویند تا حالا خودت بر ما سوار و حاکم بودی حالا پسر عمو و دامادت را داری بر ما امیر و حاکم می کنی نخواهیم پذیرفت می ترسید همین اسلام نیم بندی که این منافقین به صورت ظاهر دارند و به صورت ظاهر دارند با اسلام همراهی می کنند این ها یک دفعه به جبهه ای مقابل پیامبر اکرم تبدیل بشوند فضا را در دست بگیرند تمام ثمرات و زحماتی که پیامبر اکرم کشید به این رساند همه بر باد برود یک جنگ داخلی در مدینه راه بیاندازند و امثال این ها.

جابر ابن عبد الله انصاری نقل می کند:

 «وَ بِالْإِسْنَادِ الْمُقَدَّمِ قَالَ أَخْبَرَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ طَاوَانَ قَالَ حَدَّثَنِي الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْعَلَوِيُّ الْعَدْلُ قَالَ حَدَّثَنِي عَلِيُّ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ مُبَشِّرٍ قَالَ حَدَّثَنِي أَحْمَدُ بْنُ مَنْصُورٍ الرَّمَادِيُّ قَالَ حَدَّثَنِي عَبْدُ اللَّهِ بْنُ صَالِحٍ عَنِ ابْنِ لَهِيعَةَ عَنْ أَبِي هُبَيْرَةَ وَ بَكْرِ بْنِ سَوَادَةَ عَنْ قَبِيصَةَ بْنِ ذُوَيْبٍ وَ أَبِي سَلَمَةَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّه‏ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم) نَزَلَ بِخُم‏ فَتَنَحَّى النَّاسُ عَنْهُ وَ نَزَلَ معَهُ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ (سلام الله علیه) فَشَقَّ عَلَى النَّبِيِّ (صلی الله علیه واله وسلم) تَأَخُّرُ النَّاسِ فَأَمَرَ عَلِيّاً فَجَمَعَهُمْ فَلَمَّا اجْتَمَعُوا قَامَ فِيهِمْ وَ هُوَ مُتَوَسِّدٌ يَدَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ (سلام الله علیه) فَحَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَى عَلَيْهِ ثُمَّ قَالَ أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّي قَدْ كَرِهْتُ تَخَلُّفَكُمْ عَنِّي حَتَّى خُيِّلَ إِلَيَّ أَنَّهُ لَيْسَ شَجَرَةٌ أَبْغَضَ إِلَيْكُمْ مِنْ شَجَرَةٍ تَلِينِي»

عمدة عيون صحاح الأخبار في مناقب إمام الأبرار؛ نويسنده: ابن بطريق، يحيى بن حسن‏ (تاريخ وفات مؤلف: 600 ق‏)، محقق / مصحح: ندارد، ناشر: جماعه المدرسين بقم، مؤسسة النشر الاسلامي‏، قم: 1407، ص107

حضرت در غدیر خم فرود آمدند این جمله را فرمودند «فَتَنَحَّى النَّاسُ عَنْهُ» مردم از پیامبر دوری کردند «النَّاسْ»‌ چه کسانی هستند؟ جز منافقین و حزب شیطان چه کسانی می خواهند باشند؟ به تعبیری حزب قریش، حزب قریش یعنی کسانی که آمدند و امور را بعد از پیامبر در دست گرفتند.

مجری:

حزب شیطان، سر دسته شیطان می شود چون بعضی ها مشخص است که شیطان هم پیش آن ها اصطلاحاً لُنگ می اندازد.

استاد جباری:

بله شیطان آن ها را همراهی و راهنمایی می کند «فَتَنَحَّى النَّاسُ عَنْهُ» مردم دوری گزیدند «وَ نَزَلَ معَهُ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ علیه السلام» امیر المؤمنین همراه پیامبر در آن جا فرود آمد «فَشَقَّ عَلَى النَّبِيِّ (صلی الله علیه واله وسلم) تَأَخُّرُ النَّاسِ» گویا پیامبر اکرم اعلام فرمود ای مردم جمع شوید در این جا کاری دارم به حرف پیامبر گوش نمی دهند.

این مسئله بر پیامبر سخت آمد «فَشَقَّ عَلَى النَّبِيِّ (صلی الله علیه واله وسلم) تَأَخُّرُ النَّاسِ» این که مردم همراهی نمی کنند. مراد از «النَّاس» سلمان، ابوذر و جابر ابن عبد الله که نیست پیداست آن گروه منافقینی هستند که لای مردم حضور دارند «فَأَمَرَ عَلِيّاً فَجَمَعَهُمْ» باز این جا علی آمد به داد پیامبر رسید.

پیامبر به علی (علیه السلام) امر کرد حضرت رفتند و مردم را جمع کردند «فَلَمَّا اجْتَمَعُوا قَامَ فِيهِمْ» وقتی که مردم جمع شدند پیامبر اکرم در بین شان ایستادند «وَ هُوَ مُتَوَسِّدٌ يَدَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ علیه السلام» دست علی (سلام الله علیه) را گرفتند «فَحَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَى عَلَيْهِ» حمد و ثنای الهی را به جا آورد فرمود ... در این شب عید بر این جمله پیامبر و مظلومیت ایشان بگیریم جا دارد.

فرمود «أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّي قَدْ كَرِهْتُ تَخَلُّفَكُمْ عَنِّي» بر من سخت آمد ناگوار بود این که از من تخلف و دوری کردید چرا وقتی که امر کردم بیایید و جمع بشوید نیامدید؟ باید علی بیاید و شما را کم کم جمع کند «إِنِّي قَدْ كَرِهْتُ تَخَلُّفَكُمْ عَنِّي حَتَّى خُيِّلَ إِلَيَّ» در حدی شد که چنین تصوری در ذهنم ایجاد شد «أَنَّهُ لَيْسَ شَجَرَةٌ أَبْغَضَ إِلَيْكُمْ مِنْ شَجَرَةٍ تَلِينِي» شجره در این جا نسل، ذریه، تیره و قبیله هست هیچ شجره ای، هیچ ذریه ای، هیچ گروه، قبیله، تیره و عشیره ای نزد شما مبغوض تر از آن شجره ای نیست که از نسل من هست. یعنی شجره اهل بیت من؛ یعنی شما جوری عمل می کنید یعنی مبغوض تر از شجرة النبی در نزد شما نیست.

شاید این جمله برای شما تازگی داشته باشد که در غدیر پیامبر اکرم قبل از این که خطبه را بخواند مواجه با یک چنین صحنه ای شده و چنین برخوردی منافقین با رسول خدا (صلی الله علیه و آله) داشتند.

 یک روایت از صحیح بخاری بخوانم که این روایت مؤید هست. این روایت را ابن حبان نقل می کند در صحیح بخاری، مسند احمد، مسند طیالسی و امثال این ها منابع متعددی از اهل سنت آمده است. منتها ابن حبان با سند صحیح علی شرط البخاری می گوید یعنی شرایط صحت سند که بخاری دارد ابن حبان بر آن اساس دارد. در بخاری هم این سند، سند صحیح است، نقل می کند

«صَدَرْنَا مَعَ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم مِنْ مَكَّةَ فَجَعَلَ نَاسٌ يَسْتَأِذْنُونَ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم فَجَعَلَ يَأْذَنُ لَهُمْ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم مَا بَالُ شِقِّ الشَّجَرَةِ الَّتِي تَلِي رَسُولَ اللَّهِ أَبْغَضَ إِلَيْكُمْ مِنَ الشِّقِّ الآخَرِقَالَ فَلَمْ نَرَ مِنَ الْقَوْمِ إِلا بَاكِيًا قَالَ يَقُولُ أَبُو بَكْرٍ إِنَّ الَّذِي يَسْتَأْذِنُكَ بَعْدَ هَذَا لَسَفِيهٌِ فِي نَفْسِي فَقَامَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم فَحَمِدَ اللَّهَ وَأَثْنَى عَلَيْهِ وَكَانَ حَلَف َقَالَ وَالَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ أَشْهَدُ عِنْدَ اللَّهِ مَا مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ ثُمَّ يُسَدَّدَ إِلا سُلِكَ بِهِ فِي الْجَنَّةِ وَلَقَدْ وَعَدَنِي رَبِّي أَنْ يُدْخِلَ مِنْ أُمَّتِي الْجَنَّةَ سَبْعِينَ أَلْفًا بِغَيْرِ حِسَابٍ وَلا عَذَابٍ وَإِنِّي لأَرْجُو أَنْ لا يَدْخُلُوهَا حَتَّى تَتَبَوَّءُوا أَنْتُمْ وَمَنْ صَلَحَ مِنْ أَزْوَاجِكُمْ وَذَرَارِيِّكُمْ مَسَاكِنَ فِي الْجَنَّةِ ثُمَّ قَالَ مَضَى شَطْرُ اللَّيْلِ أَوْ ثُلُثَاهُ يَنْزِلُ الِلَّهِ تَبَارَكَ وَتَعَالَى إِلَى السَّمَاءِ الدُّنْيَا فَيَقُولُ لا أَسْأَلُ عَنْ عِبَادِي غَيْرِي مَنْ ذَا الَّذِي يَسْأَلُنِي فَأُعْطِيَهُ مَنْ ذَا الَّذِي يَسْتَغْفِرُنِي فَأَغْفِرَ لَهُ مَنْ ذَا الَّذِي يَدْعُونِي فَأَسْتَجِيبَ لَهُ حَتَّى يَنْفَجِرَ الصُّبْحُ»

صحيح ابن حبان بترتيب ابن بلبان؛ اسم المؤلف: محمد بن حبان بن أحمد أبو حاتم التميمي البستي الوفاة: 354، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بيروت - 1414 - 1993، الطبعة: الثانية، تحقيق: شعيب الأرنؤوط، ج1، ص445

«قال كنا مع رسول الله صلى الله عليه وسلم حتى إذا كنا بالكديد أو قال بقديد جعل رجال منا يستأذنون إلى أهليهم فيأذن لهم فحمد الله وقال خيرا ثم قال ما بال شق الشجرة الذي يلي رسول الله صلى الله عليه وسلم بغض اليكم من الشق الآخر فلم نر عند ذلك من القوم الا باكئا فقال رجل يا رسول الله ان الذي يستأذنك بعد هذا لسفيه قال فحمد الله وقال خيرا أو قال اشهد عند الله لا يموت عبد يشهد ان لا اله الا الله وان محمدا رسول الله صدقا من قلبه ثم يسدد الا سلك في الجنة قال وقد وعدني ربي ان يدخل الجنة من امتى سبعين الفا لا حساب عليهم ولا عذاب واني لا رجو ان لا يدخلوها حتى تبوؤا أنتم ومن صلح من ازواجكم وذراريكم مساكن في الجنة»

مسند أبي داود الطيالسي؛ اسم المؤلف: سليمان بن داود أبو داود الفارسي البصري الطيالسي الوفاة: 204، دار النشر: دار المعرفة - بيروت -  -، ج1، ص182

«أنه حین رجوع رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم مِنْ مَكَّةَ» هنگامی که پیامبر از حجة الوداع داشت بر می گشت «حتى إذا كنا بالكديد أو قال بقديد» پیامبر به منطقه غدیر رسید «جعل رجال منا يستأذنون إلى أهليهم» گروهی اذن گرفتند بروند.

مجری:

چون جایی بود سمت سرزمین های خودشان بروند درست است؟

استاد جباری:

اما این عبارت این را نمی رساند «یستأذنون» یعنی فهمیده بودند پیامبر در این جا چه کار می خواهند بکند.

مجری:

یعنی می خواستند شانه خالی کنند

استاد جباری:

بله، «فيأذن لهم فحمد الله وقال خيرا ثم قال ما بال شق الشجرة الذي يلي رسول الله صلى الله عليه وسلم بغض اليكم من الشق الآخر»، این شبیه همان روایت قبلی است که اشاره کردم حضرت فرمود چه می شود شما که این شجرة النبی، ذریه و نسل پیامبر نزد شما مبغوض تر از شِق آخر است. شِق آخر یعنی گروه دیگری از قریش که از بنی هاشم و ذریه پیامبر نیستند.

بعد راوی می گوید: «فلم نر عند ذلك من القوم الا باكئا» جوری پیامبر مظلومانه این عبارات را گفت همه را به گریه انداخت یکی بلند شد «فقال رجل يا رسول الله ان الذي يستأذنك» بعد مردی گفت یا رسول الله از این به بعد اگر کسی بخواهد از شما اذن بگیرد «هذا لسفيه» این آدم سفیهی است، همین باعث شد مردم بمانند. این باعث شد که مردم بمانند.

 این گونه روایات نشان می دهد فضا، فضای بسیار سخت و تلخی برای پیامبر اکرم بود ولذا طبیعتاً قبل از غدیر زمینه به هیچ وجه مساعد نبود چون مواجه با این مسئله بود. در غدیر هم حتی همراه نمی کردند و این چنین با سختی پیامبر آن ها را جمع کرد و برای ایراد آن خطبه غراء در روز غدیر زمینه سازی کرد.

این جا بد نیست اشاره به این نکته داشته باشم راجع به بحث غدیر، اهل سنت فراوان روایت دارند، خدا رحمت کند به مرحوم علامه امینی اشاره کردید عمرش را در این راه گذاشت کلیپی گوش می کردم این کلیپ معروف هست و در فضای مجازی هم هست. بخشی از سخنرانی ایشان که مظلومیت امیر المؤمنین (سلام الله علیه) و تبلیغات ضد امیر المؤمنین که توسط معاویه و دستگاه تبلیغ مسموم اموی انجام می گرفت را با یک شور و حرارتی ذکر می کند.

 بعد می فرماید والله اگر نبود این مأموریتی که من دارم (بحث غدیر و نوشتن این کتاب) شب و روز پشت درِ حرم امیر المؤمنین کنار قبر امیر المؤمنین می نشستم و بر مظلومیت ایشان گریه می کردم!

این شخصیت بزرگوار این زحمت بزرگ را کشید بیش از صد و ده صحابی و تعداد زیادی تابعین و علمای اهل سنت در الغدیر آن چه که هست از روایات اهل سنت است. درباره مسئله غدیر، علامه امینی تتبع کرد و این روایات را آورد.

آن وقت یکی از کسانی که در این زمینه کار کرد طبری صاحب تاریخ و تفسیر از علمای بزرگ اهل سنت است. ایشان در تاریخش اشاره ای به جریان غدیر نکرد، بعداً گویا برای جبرانش پشیمان شد. برای جبرانش کتاب الولایة نوشت در آن کتاب طُرق حدیث غدیر را جمع کرد، مختص حدیث غدیر است. برخی از بزرگان اهل سنت مثل ذهبی و دیگران می گویند ما این کتاب را دیدیم. «کتابٌ الوَخم»، وَخم یعنی حجیم، متراکم، پر حجم که فقط طبری درباره بحث غدیر تبیین می کند.

این نشان می دهد خداوند متعال اراده فرمود این مسئله باقی باشد، علیرغم این که دشمنان تلاش کردند اصل آن تحقق پیدا نکند. تحقق هم پیدا کرد منتشر نشود اما یک نفر مثل طبری از میان بسیاری از علمای اهل سنت یک کتاب فقط در طُرق حدیث غدیر می نویسد تعدادی از آن روایاتش باقی است.

مجری:

البته این را هم اضافه بکنم خود این موضوع نشان می دهد حجت تمام شد و بستگی به دل و ذات آن آدم دارد. طبق روایات صریح امام صادق (علیه السلام) که به دامن مادر آن مربوط می شود که ولایت امیر المؤمنین را بپذیرد یا خیر برای همین است که خیلی باید خدا را شکر کنیم.

هر چه از علی بگوییم کم است هر چه از نام مبارک امیر المؤمنین بگوییم کم است و هستیم در حد توان خودمان ولو محدود بتوانیم نام مبارک امیر المؤمنین و این واقعه را زنده نگه داریم. ان شاء ‌الله که خدا این توفیق را به ما بدهد.

(میان برنامه)

مجری:

شکر خدا که زندگی ما هدر نشد * پای کسی به غیر علی عمر سر نشد

ان شاء الله که با ولایت امیر المؤمنین علی (علیه السلام) عاقبت بخیر باشیم. به ادامه مسئله بپردازیم خیلی ممنونم بابت پاسخ به سوال اول که خیلی هم جامع بود. واقعاً مشخص شد به چه دلیل این اتفاق نیفتاد. با توجه به مسائلی که مطرح شد اگر اجازه بدهید این سوال را مطرح کنم شنیدیم دقیقش را خاطرم نیست شخصی که در غدیر با پیامبر اکرم مخالفت می کند می خواهیم ببینیم آن شخص که بود و سرنوشتش چه شد؟

استاد جباری:

به این سوال شما مرحوم علامه امینی در جلد اول کتاب ارزشمند الغدیر به خوبی پرداخته است قاعدتاً جریان را شنیدید. بعد از این که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) اعلام ولایت امیر المؤمنین را کردند و اخذ بیعت کردند فرصت مقداری کوتاه است می خواستم نوع اخذ بیعت را اشاره بکنم چگونه بود؟

وقتی که این کار انجام گرفت در تاریخ یک نفر صریحاً می آید اعتراض می کند اما نوع سخنان این یک نفر، پرسش و پاسخ او با رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در واقع به گونه ای مؤید است. نکته ای که در بخش قبلی عرض کردم پیامبر از چه می ترسید که تا غدیر به تأخیر انداخت؟ در نوع سخن و بیان این فرد منعکس شده است.

آن یک نفر چه کسی بود؟ در معمول مصادر تاریخی اسمش را حارث ابن نعمان فِهری گفتند. مرحوم علامه امینی بر اساس برخی روایات دیگر ترجیه می دهد که او جابر ابن نضر ابن حارث ابن کَلده بود توضیح کوتاهی عرض می کنم. چرا این را ترجیح می دهد؟ چون وقتی حارث ابن نعمان فهری می گوییم سابقه ای ندارد که عنادی با علی بخواهد داشته باشد.

اما جابر ابن نضر ابن حارث ابن کَلده سابقه دارد سابقه اش چه است؟ پدرش نضر ابن حارث ابن کَلده همان کسی است که پیامبر را در دوران مکه بسیار اذیت کرد، در جنگ بدر شرکت کرد و جزو مشرکان و اسیر شد چون فرد خیلی خبیثی بود در مسیر بدر به سمت مدینه پیامبر اکرم دو نفر از آن هفتاد اسیر مشرکان را فرمود در یک منزلی اعدام بشوند.

یکیش نضر ابن حارث بود و دیگری عقبة ابن ابی معیط بود امیر المؤمنین حکم این دو نفر را اجرا کرد. جابر فرزند آن نضر است این شخص پدرش از سران شرک بود و بدست علی هم اعدام شد، ولذا این آمد و مخالفت کرد. روایت را این چنین نقل می کند در منابع متعددی علامه امینی آورده است. عزیزان به الغدیر می توانید مراجعه کنید شاید یک صفحه منابع این مسئله آمده است در الغدیر، جلد 1، صفحه 239

«روى في تفسيره غريب القرآن قال: لما بلغ رسول الله صلى الله عليه وسلم غدير خم ما بلغ ، وشاع ذلك في البلاد أتى جابر بن النضر بن الحارث بن كلدة العبدري. فقال: يا محمد ؟ أمرتنا من الله أن نشهد أن لا إله إلا الله وأنك رسول الله وبالصلاة والصوم والحج والزكاة فقبلنا منك ثم لم ترض بذلك حتى رفعت بضبع ابن عمك ففضلته علينا وقلت: من كنت مولاه فعلي مولاه. فهذا شئ منك أم من الله ؟ فقال رسول الله: والذي لا إله إلا هو أن هذا من الله. فولى جابر يريد راحلته وهو يقول: اللهم؟ إن كان ما يقول محمد حقا فأمطر علينا حجارة من السماء أو ائتنا بعذاب أليم. فما وصل إليها حتى رماه الله بحجر فسقط على هامته وخرج من دبره وقتله وأنزل الله تعالى: سأل سائل بعذاب واقع. الآية»

الغدير؛ نويسنده: الشيخ الأميني (وفات : 1392)، ناشر: دار الكتاب العربي - بيروت – لبنان، ج1، ص239

«يا محمد ؟ أمرتنا من الله أن نشهد أن لا إله إلا الله» به ما امر کردی که شهادت به وحدانیت خدا بدهیم «لا اله الا الله» بگوییم و گفتی که «و انك رسول الله» گفتی که به رسالت تو شهادت بدهیم «وأنك رسول الله وبالصلاة والصوم والحج والزكاة فقبلنا منك» همه این ها را قبول کردیم «ثم لم ترض بذلك حتى رفعت بضبع ابن عمك » تا این که آمدی بازوی پسر عمویت را بالا کردی «ففضلته علينا» او را بر ما تفضیل دادی و گفتی «من كنت مولاه فعليّ مولاه»

به آن کارها راضی نشدی حالا علی را بر ما این چنین تفضیل دادی «فهذا شئ منك أم من الله؟» این کاری که کردی از جانب خودت بود یا دستور خدا بود؟ پیامبر فرمود «والذي لا إله إلا هو أن هذا من الله. قسم به آن خدایی که خدایی جز او نیست این از جانب خدا بود می گوید «فولی جابر» جابر ابن نضر ابن حارث پشت کرد «يريد راحلته» به سمت مرکبش می رفت.

 «و هو یقول» زیر لب می گفت «اللهم إن كان ما يقول محمد حقا» در زبان گفت خدایا نمی توانم این را بپذیرم که علی را بر ما حاکم کند. اگر اینی که محمد دارد می گوید حق است «فَأَمْطِرْ عَلَينَا حِجَارَةً مِنَ السَّمَاءِ أَوِ ائْتِنَا بِعَذَابٍ أَلِيمٍ» سنگی از آسمان بر سرم بفرست یا یک عذابی را بر ما بفرست می گوید به راحله و مرکبش نرسیده بود که «حتى رماه الله بحجر» سنگی از آسمان فرو افتاد به سرش اصابت کرد و از جای دیگر بدنش خارج شد و به درک واصل شد «و أنزل اللَّه تعالى‏ سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ.»

آیات سوره معارج را خداوند نازل کرد که درباره سبب نزول این آیات از سوره معارج (سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ) گفتند در این موقعیت است. کوتاه عرض کنم امثال ابن تیمیه دنبال یک بهانه می گردد فضائل امیر المؤمنین را انکار کند گفت سوره معارج، سوره مکی است، الان اواخر دوره مدنی است چطور می گویید این سوره در این جا نازل شده است؟

بزرگان مان جواب دادند جواب این است بسیاری از آیات یا سوره های گاهی تکرر نزول داشتند مثل سوره حمد، این سوره دو بار نازل شد. بعضی از آیات و سوره ها تکرر نزول نبود بلکه جبرئیل می آید همان سوره یا آیه ای که قبلاً قرائت شده در یک مورد مشابهی از باب تطبیق آن را قرائت می کند «نزل جبرئیل و قرء علی رسول الله» نه «أنزلَ علی رسول الله» سوره ای که قبلاً نازل شده را قرائت می کند.

 سوره معارج هم از همین باب است. این سوره در مکه نازل شد در ارتباط با سخنی که مشرکان می گفتند نمی توانیم رسالت محمد (صلی الله علیه و آله) را قبول کنیم خدایا اگر این است بر ما عذاب بفرست سخن آن ها در مکه است اما چون مورد مشابهی است و این شخص رسالت را قبول کرد اما ولایت را قبول نکرد در واقع شبیه آن چیزی است که مشرکان در مکه می گفتند.

جبرئیل این سوره را مجدد بر پیامبر اکرم قرائت کرد یا نازل کرد از جهت نتیجه فرقی نمی کند، لذا این پاسخی است که بزرگان ما به امثال ابن تیمیه دادند. ابن تیمیه در منهاج السنه در واقع منهاج البدعة هست در جلد 4، صفحه 13 به این شبهه پرداخته است پاسخی که بزرگان ما می دهند این هست.

این شخص تنها کسی بود آمد و خیلی صریح با این قصه مخالفت کرد نوع بیانش نشان می دهد پیامبر از همین می ترسید اگر بخواهد ولایت علی را در مکه، مواقف عرفات، منا و امثال این ها مطرح کند زمینه لازم نباشد متهم کنند بگویند تا به حال خودت بر ما حاکم بودی الان داماد و پسر عمویت را حاکم بر ما کردی که در زبان همین فرد خبیث هم جاری شد.

مجری:

به عنوان سوال آخر واکنش کلیت منافقیت اگر بخواهیم مطرح کنیم در آن وقت چه بود؟

استاد جباری:

روایت جالبی در تفسیر عیاشی هست مفصلش را فرصت نیست فقط اشاره می کنم در تفسیر عیاشی روایتی از امام صادق (سلام الله علیه) هست این روایت از زید ابن ارقم نقل می کند آن روایت، روایت دیگری است که امام صادق (سلام الله علیه) از مقداد نقل می کند.

زید ابن ارقم نقل می کند وقتی که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) مسئله ولایت علی را مطرح کرد در خیمه مان رفتیم حذیفة ابن یمان هم کنارم بود. کنار خیمه ما، خیمه چند نفر منافقین بود اسم نمی برد اما با قرائنی معلوم می شود چه کسانی هستند؟ الان معذور هستم اسم شان را بیان کنم.

 می گوید چند نفر از منافقین آن جا بودند زیر لب نعوذ بالله اهانت به پیامبر کردند که محمد (صلی الله علیه و آله) از عقل نعوذ بالله به دور هست تا به حال خودش بر ما حاکم بود الان هم داماد و پسر عمویش علی را بر ما می خواهد حاکم و امام بکند فکر می کند می تواند و ما نخواهیم گذاشت و مخالفت با این مسئله خواهیم کرد.

می گوید حذیفه سرش را از خیمه داخل آن جا کرد در جمع آن ها گفت شنیدم آن چه که گفتید می روم به پیامبر خواهم گفت آن ها گفتند نه چنین نکن بین خودمان حرفی زدیم «المجالس أمانة» امثال این ها؛ حذیفه گفت این مجلس شما، مجلسی نیست که باید امانتداری کرد رفت به پیامبر سخن این ها را گفت. آن ها گفتند اگر بروی بگویی انکار می کنیم پیامبر آن ها را احضار کرد آمدند قسم دروغ خوردند به این که چنین سخنی نگفتیم این جا هم از آن مواردی که است که آیه شریفه از سوره توبه درباره توطئه قتل پیامبر در جنگ تبوک نازل شد در این روایت آمده که در شأن این ها تطبیق داده شده است

(يحْلِفُونَ بِاللَّهِ مَا قَالُوا وَلَقَدْ قَالُوا كَلِمَةَ الْكُفْرِ وَكَفَرُوا بَعْدَ إِسْلَامِهِمْ وَهَمُّوا بِمَا لَمْ ينَالُوا)

به خدا سوگند مي‌ خورند که (در غياب پيامبر، سخنان نادرست) نگفته ‌اند؛ در حالي که قطعا سخنان کفر آميز گفته ‌اند؛ و پس از اسلام ‌آوردن شان، کافر شده ‌اند؛

سوره توبه (9): آیه 74

این آیه در این جا بر سخن این ها تطبیق می کند که قسم دروغ خوردند تصمیم داشتند کاری کنند.

در روایت دیگری دارد این ها در مسیر بازگشت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) به سمت مدینه به عقبه حرشاء بعد از غدیر رسید در نقشه های مربوط به جزیرة العرب هم جایش مشخص است.

در این مکان شبیه همان توطئه قتل پیامبر که در سال نهم در بازگشت از غزوه تبوک توطئه داشتند از آن پرتگاه شتر پیامبر را رم بدهند و پیامبر سقوط کند شبیه این را خواستند در عقبه حرشاء اجرا کنند آن جا هم با إخبار جبرئیل و اعلام پیامبر اکرم به همراهانش مثل حذیفه، عمار آن های که همراه پیامبر بودند منافقین رانده شدند قبل از این که بتوانند کاری انجام بدهند. توطئه قتل پیامبر ناکام بود.

 منظورم این است که اقدام منافقین در صحنه غدیر هم در گفتگوهای میان خودشان مطرح بود و آن تعابیر جسارت آمیز پیامبر اکرم و هم در آن اعتراضی که از جابر ابن نضر ابن حارث مشخص بود به این بسنده نکردند در مسیر توطئه قتل پیامبر را چیدند. این هم ناکام ماند برای به شهادت پیامبر اکرم اقدامه به توطئه کردند. هم سنی و هم شیعه معتقد هستیم پیامبر به شهادت رسید (مسموم شد) این که چه کسی پیامبر را مسموم کرد بحث در آن هست. این اقدام را انجام دادند بعد از رحلت پیامبر در عرصه وارد شدند قصه سقیفه و امثال این ها را رقم زدند.

مجری:

متشکرم باعث افتخار بود در این شب عید سعید غدیر خم در خدمت تان بودیم یاد گرفتیم. کلمه آخر در شب عید غدیر یک دعا بکنید

استاد جباری:

خداوند متعال ان شاء الله نعمت ولایت، تشیع، محبت و موالات امیر المؤمنین و اولاد و ذریه طیبین و طاهر آن حضرت را از ما و نسل ما و ذریه ما الی یوم القیامة کم و کوتاه نفرماید با این تشیع ان شاء‌ الله از این دنیا برویم و منصور با آن حضرت باشیم.

مجری:

ان شاء‌ الله خیلی ممنونم که ما را همراهی کردیم در آخر عرض بکنیم

اصل و نسب مذهب ما را چو بخواهید * آغاز مسلمانی ما روز غدیر است

«الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّكِينَ بِوَلَايَةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْأَئِمَّةِ المعصومین علیهم السلام»

خدا را بابت این نعمت شکر می کنیم این شب عزیز را این عید سعید را خدمت همه شما عزیزان تبریک و تهنیت عرض می کنیم خاصّه خدمت وارث غدیر حضرت حجت (صلوات الله علیه)، یا عالی بحق علی عجل لولیک الفرج به امید دیدار یا علی مدد خدا نگهدار!


عید الله _ ویژه برنامه عید غدیر>

شکر نعمت ولایت سنت های حسنه غدیر محاسن کلام اهل بیت علیه السلام خطبه غدیر ولایت اهل بیت علیهم السلام در غدیر آیه ابلاغ