مع اِمامٍ مَنْصُورٍ _ویژه برنامه ایام عزاداری حضرت سید الشهداء علیه السلام
قسمت اول ویژه برنامه مع امام منصور با کارشناسی حجت الاسلام ابوالقاسمی
چرا شخصي از دنيا ميرود ، بعدش عزاداري ميكنند ولي براي حضرت سيدالشهدا (ع) از اول محرم عزاداري ميكنند ؟
سخنان تكان دهنده ي امام رضا (ع) در مورد محرم و مصائب آن با استناد به منابع معتبر
سيره ي امام كاظم (ع) از شروع ماه محرم با استناد به منابع معتبر
سيره و سخنان امام رضا (ع) از شروع ماه محرم با استناد به منابع معتبر
سيره و سخنان امام صادق (ع) از شروع ماه محرم با استناد به منابع معتبر
آيا روضه خواني ها و عزاداري ها درست هست و سند و مدرك دارد ؟
توضيح در مورد مدارك عزاداري و روضه ها و دسته بندي هاي آنها
اگر مطلبي را احتمال داديم دروغ است و يا اينكه احتمال دروغ نداديم ، نقل كردن آن چگونه است ؟ با استناد به منابع معتبر
چه مطالبي و با چه موضوعاتي و با چه احتمالاتي راميتوان نقل كرد و يا اينكه نقل نكرد ؟ با استناد به منابع معتبر
حكم احاديث ضعيف چيست و آيا در موارد مختلف فرق دارد ؟ با استناد به منابع معتبر
ماجراي حاج مرزوق و نحوه ي عزاداري هاي ما
دیگر قسمت ها
برنامه مع امام منصور – 27 04 1402 (قسمت اول)
عنوان برنامه: ویژه برنامه ایام عزاداری حضرت سید الشهداء (علیه السلام)
کلیدواژه: محرم؛ عزاداری؛ امام حسین (علیه السلام)؛ دهه اول؛ حرمت این ماه؛ روضه؛ گریه؛ شهادت؛ روایات عزاداری؛ ذکر مصیبت!
استاد: حجت الاسلام والمسلمین دکتر ابو القاسمی
مجری: آقای علی اسماعیلی
مجری:
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ
من و این روضه ها الحمد لله * من و یاد شما الحمد لله
من و ماه محرم زنده بودن * بود حسن و عطا الحمد لله
نبودم حق مرا سینه زنم کرد * شدم اهل بکاء الحمد لله
من از دامان پاک مادر خود * تو را گشتم گدا الحمد لله
من از هیئت هزاران خیر دیدم * شدم حاجت روا الحمد لله
حسین جان:
سیاهی عزایت نور محض است * که گشته رزق ما الحمد لله
رسد روزی که در سجده بگویم * رسیدم کربلاء الحمد لله
«السَّلَامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلَى عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ عَلَى أَوْلَادِ الْحُسَيْنِ وَ عَلَى أَصْحَابِ الْحُسَيْن»
سلام، درود و ارادت خدمت شما عزیزان بیننده خانمها و آقایان محترم بینندگان گرانقدری که از قاب تلویزیون شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عج الله تعالی فرجه الشریف) با ویژه برنامه مع امامٍ منصور همراه هستید.
امشب، شب اول ماه محرم الحرام، ماه عزای مولا و ارباب مان سید و سالار شهیدان حضرت ابا عبد الله الحسین (علیه السلام) هست خداوند عزیز را شاکر و سپاسگزاریم که یک سال دیگر به ما عمر، توفیق و نفس داد تا بتوانیم لباس مشکی بر تن مان بکنیم و عزادار امام حسین باشیم.
ان شاء الله در مجالس و محافل امام حسین و در روضه ها شرکت بکنیم. ما هم در این شبکه تلاش مان بر این هست که در این شب ها خیمه و حسینیه ای را برپا کنیم. مجلس و محفل عزاداری که به واسطه این برنامه معرفت شما را و ان شاء الله عیار معرفت شما را نسبت به امام حسین (علیه السلام) بالا ببریم به مجالس و محافلی که برپا می شود.
گاهی سوالات و شبهاتی که حول محور عزادرای مطرح می شود. در اولین برنامه مع امامٍ منصور در خدمت سرور عزیز و گرانقدرمان جناب حجة الاسلام و المسلمین دکتر ابوالقاسمی هستیم خدمت تان سلام عرض می کنم عرض تسلیت و تعزیت!
استاد ابوالقاسمی:
علیکم و السلام و رحمة الله بنده هم خدمت شما و همه بینندگان عزیز و گرانقدر شبکه جهانی حضرت ولی عصر عرض سلام دارم. فرا رسیدن ماه محرم، ماه اضحی سید الشهداء (علیه السلام) را بر همه مسلمانان، بر همه آزاد مردان، بر همه شیعیان و به قلب داغدار بقیة الله الاعظم تسلیت عرض می کنم.
ان شاء الله خدای متعال به همه ما توفیق عنایت بکند بتوانیم در این ماه آن طوری که شایسته شیعیان و محبین اهل بیت (علیهم السلام) هست داغدار باشیم و عزاداری خودمان را به امام زمان (روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء) نشان بدهیم.
مجری:
امشب، شب اول ماه محرم هست البته دو، سه روزی هست که مردم آماده شدند بیرق ها و پرچم های عزا را بالا بردند حسینیه ها، تکایا، خانه ها، کوچه و خیابان های شهر و دیارمان در ایران، در کشورهای مختلف برای عزاداری امام حسین (علیه السلام) آماده شدند. در این شب اول و در شروع عزاداری امام حسین (علیه السلام) باید چه کار بکنیم، راه مان، وظیفه مان، تکلیف مان چه است؟
استاد ابوالقاسمی:
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ؛ یکی از سوالات مهمی که خیلی ها می پرسند این که چرا وقتی یک شخصی از دنیا می رود عزاداری برای او بعد از مردنش انجام می شود اما برای سید الشهداء از روز اول محرم شروع به عزاداری می کنیم. این سیره اهل بیت (علیهم السلام) بوده در روایات متعدد از ائمه مختلف داریم در ماه محرم از شروع ماه محرم عزاداری می کردند.
در امال صدوق (رضوان الله علیه)، صفحه 190 روایتی از ولی نعمت مان امام رضا (علیه السلام) مطرح می کند که فرمودند: «إِنَّ الْمُحَرَّمَ شَهْرٌ كَانَ أَهْلُ الْجَاهِلِيَّةِ يُحَرِّمُونَ فِيهِ الْقِتَالَ...»
«حَدَّثَنَا جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ مَسْرُورٍ رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَمِّهِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ أَبِي مَحْمُودٍ قَالَ قَالَ الرِّضَا (علیه السلام) إِنَّ الْمُحَرَّمَ شَهْرٌ كَانَ أَهْلُ الْجَاهِلِيَّةِ يُحَرِّمُونَ فِيهِ الْقِتَالَ فَاسْتُحِلَّتْ فِيهِ دِمَاؤُنَا وَ هُتِكَ فِيهِ حُرْمَتُنَا وَ سُبِيَ فِيهِ ذَرَارِيُّنَا وَ نِسَاؤُنَا وَ أُضْرِمَتِ النِّيرَانُ فِي مَضَارِبِنَا وَ انْتُهِبَ مَا فِيهَا مِنْ ثَقَلِنَا وَ لَمْ تُرْعَ لِرَسُولِ اللَّهِ حُرْمَةٌ فِي أَمْرِنَا إِنَّ يَوْمَ الْحُسَيْنِ أَقْرَحَ جُفُونَنَا وَ أَسْبَلَ دُمُوعَنَا وَ أَذَلَّ عَزِيزَنَا بِأَرْضِ كَرْبٍ وَ بَلَاءٍ وَ أَوْرَثَتْنَا [يَا أَرْضَ كَرْبٍ وَ بَلَاءٍ أَوْرَثْتِنَا] الْكَرْبَ [وَ] الْبَلَاءَ إِلَى يَوْمِ الِانْقِضَاءِ فَعَلَى مِثْلِ الْحُسَيْنِ فَلْيَبْكِ الْبَاكُونَ فَإِنَّ الْبُكَاءَ يَحُطُّ الذُّنُوبَ الْعِظَامَ ثُمَّ قَالَ ع كَانَ أَبِي ع إِذَا دَخَلَ شَهْرُ الْمُحَرَّمِ لَا يُرَى ضَاحِكاً وَ كَانَتِ الْكِئَابَةُ تَغْلِبُ عَلَيْهِ حَتَّى يَمْضِيَ مِنْهُ عَشَرَةُ أَيَّامٍ فَإِذَا كَانَ يَوْمُ الْعَاشِرِ كَانَ ذَلِكَ الْيَوْمُ يَوْمَ مُصِيبَتِهِ وَ حُزْنِهِ وَ بُكَائِهِ وَ يَقُولُ هُوَ الْيَوْمُ الَّذِي قُتِلَ فِيهِ الْحُسَيْنُ ع.»
الأمالي (للصدوق)؛ ابن بابويه، محمد بن على، محقق/ مصحح: ندارد. ناشر: كتابچى، ص190
اهل جاهلیت در ماه محرم جنگ را حرام می دانستند «فَاسْتُحِلَّتْ فِيهِ دِمَاؤُنَا» اما خون ما را حلال دانستند «وَ هُتِكَ فِيهِ حُرْمَتُنَا» حرمت ما هتک شد «وَ سُبِيَ فِيهِ ذَرَارِيُّنَا وَ نِسَاؤُنَا» خاندان ما به اسارت گرفته شدند «وَ أُضْرِمَتِ النِّيرَانُ فِي مَضَارِبِنَا» آتش در خانه ها، زندگی و وسایل ما انداختند «وَ انْتُهِبَ مَا فِيهَا مِنْ ثَقَلِنَا» هر وسیله ای داشتیم به غارت بردند.
«وَ لَمْ تُرْعَ لِرَسُولِ اللَّهِ حُرْمَةٌ فِي أَمْرِنَا» حرمت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در مورد ما مراعات نشد. «إِنَّ يَوْمَ الْحُسَيْنِ أَقْرَحَ جُفُونَنَا» روز سید الشهداء (علیه السلام) چشم ها و پلک های ما را زخمی کرد «وَ أَسْبَلَ دُمُوعَنَا» اشک ما را جاری کرد «وَ أَذَلَّ عَزِيزَنَا بِأَرْضِ كَرْبٍ وَ بَلَاءٍ» عزیز ما را در سرزمین کرب و بلا ذلیل کرد.
«وَ أَوْرَثَتْنَا [يَا أَرْضَ كَرْبٍ وَ بَلَاءٍ أَوْرَثْتِنَا] الْكَرْبَ [وَ] الْبَلَاءَ إِلَى يَوْمِ الِانْقِضَاءِ» و تا روزی که از دنیا برویم غصه دار کربلاء خواهیم بود «فَعَلَى مِثْلِ الْحُسَيْنِ فَلْيَبْكِ الْبَاكُونَ» بر مثل سید الشهداء باید گریه کرد «فَإِنَّ الْبُكَاءَ يَحُطُّ الذُّنُوبَ الْعِظَامَ» گریه بر سید الشهداء گناهان بزرگ را می ریزد.
بعد فرمودند «كَانَ أَبِي (علیه السلام) إِذَا دَخَلَ شَهْرُ الْمُحَرَّمِ» پدرم، ماه محرم که وارد می شد «لَا يُرَى ضَاحِكاً» دیگر خنده بر لب شان دیده نمی شد «وَ كَانَتِ الْكِئَابَةُ تَغْلِبُ عَلَيْهِ» امام کاظم (علیه السلام) بیشتر اوقات شان اندوهگین بودند. «حَتَّى يَمْضِيَ مِنْهُ عَشَرَةُ أَيَّامٍ فَإِذَا كَانَ يَوْمُ الْعَاشِرِ» تا ده روز بگذرد روز دهم «كَانَ ذَلِكَ الْيَوْمُ يَوْمَ مُصِيبَتِهِ وَ حُزْنِهِ وَ بُكَائِهِ» آن روز، روز مصیبت، حزن و بکاء امام کاظم بود. «وَ يَقُولُ» بارها می گفت «هُوَ الْيَوْمُ الَّذِي قُتِلَ فِيهِ الْحُسَيْنُ (صلوات الله علیه)» امروز حسین را کشتند، امروز حسین را کشتند، امروز حسین را کشتند.
این یکی از روایاتی که از ولی نعمت ما آقا امام رضا (علیه السلام) در مورد عزاداری از شروع دهه محرم آمده است. روایت دیگری که حضرت خطاب به ریّان ابن شبیب فرمودند در امالی شیخ صدوق روایت طولانی و معروف است «یابن شبیب، یابن شبیب» همین روایت است دارد:
«حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ مَاجِيلَوَيْهِ رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الرَّيَّانِ بْنِ شَبِيبٍ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى الرِّضَا (علیه السلام) فِي أَوَّلِ يَوْمٍ مِنَ الْمُحَرَّمِ»
وز اول محرم خدمت امام رضا (علیه السلام) رفتم حضرت فرمودند:
«إِنَّ الْمُحَرَّمَ هُوَ الشَّهْرُ الَّذِي كَانَ أَهْلُ الْجَاهِلِيَّةِ فِيمَا مَضَى يُحَرِّمُونَ فِيهِ الظُّلْمَ وَ الْقِتَالَ لِحُرْمَتِهِ»
اهل جاهلیت در گذشته حرمت ماه محرم را نگه می داشتند حتی ظلم نمی کردند چه برسد به جنگ
«فَمَا عَرَفَتْ هَذِهِ الْأُمَّةُ حُرْمَةَ شَهْرِهَا وَ لَا حُرْمَةَ نَبِيِّهَا (صلی الله علیه واله وسلم)»
نه حرمت این ماه را دانستند نه حرمت پیامبر را
«لَقَدْ قَتَلُوا فِي هَذَا الشَّهْرِ ذُرِّيَّتَهُ»
در این ماه خاندان او را کشتند
«وَ سَبَوْا نِسَاءَهُ»
زنان خاندانش را به اسیری گرفتند
«وَ انْتَهَبُوا ثَقَلَهُ»
بارهایش را غارت کردند
«فَلَا غَفَرَ اللَّهُ لَهُمْ ذَلِكَ أَبَداً»
خدا آن ها را نخواهد بخشید
«يَا ابْنَ شَبِيبٍ إِنْ كُنْتَ بَاكِياً لِشَيْءٍ فَابْكِ لِلْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ (علیه السلام)»
بعد روضه می خوانند روز اول محرم خود امام رضا (علیه السلام) روضه خواندند
«فَإِنَّهُ ذُبِحَ كَمَا يُذْبَحُ الْكَبْشُ وَ قُتِلَ مَعَهُ مِنْ أَهْلِ بَيْتِهِ ثَمَانِيَةَ عَشَرَ رَجُلًا مَا لَهُمْ فِي الْأَرْضِ شَبِيهُونَ وَ لَقَدْ بَكَتِ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَ الْأَرَضُونَ لِقَتْلِهِ»
الأمالي (للصدوق)؛ ابن بابويه، محمد بن على، محقق/ مصحح: ندارد. ناشر: كتابچى، ص130
آسمان های هفتگانه و زمین ها برای شهادت سید الشهداء گریه کردند چهار هزار مَلَک برای یاری او آمدند اما حضرت به شهادت رسیده بود و این ها، آن جا منتظر می مانند تا ظهور امام زمان (روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء) پس این سیره اهل بیت (علیهم السلام) بود که از روز اول محرم شروع به عزاداری می کردند.
روایت دیگر در کتاب ثمرات الأعواد مرحوم هاشمی می فرماید وقتی شب اول محرم می شود مثل چنین شبی امام صادق (سلام الله علیه) فرمودند:
«نشرت الملائكة ثوب الحسين (عليه السلام)»
ملائکه لباس سید الشهداء (علیه السلام) را باز می کنند.
«وهو مخرق من ضرب السيوف وملطخ بالدماء»
از ضربت شمشیرها پاره پاره شد و خونین است
«فنراه نحن وشيعتنا بالبصيرة لا بالبصر»
ما و شیعیان مان این را با چشم دل می بینیم
«فتنفجر دموعنا»
و اشک ما جاری خواهد شد.
این روایات نشان دهنده این است که ماه محرم در نزد اهل بیت (علیهم السلام) یک جایگاه معنوی خاصی داشت و تلاش فراوان برای احیای عزاداری سید الشهداء (علیه السلام) در چنین شب های داشتند.
مجری:
خیلی ممنون و متشکرم ما هم به اهل بیت عصمت و طهارت اقتداء می کنیم بویژه مولا، آقا جان و ولی نعمت مان حضرت علی ابن موسی الرضا (صلوات الله علیه) عزاداری ها، مجالس و محافل از شب اول معمولاً یکی، دو شب هم به استقبال می روند و چاووش محرم می گیرند همه به این دلیل هست که ما به اهل بیت عصمت و طهارت اقتداء کردیم و اقتداء کردیم به مولا و ارباب مان حضرت امام رضا (علیه السلام) ان شاء الله که خدا از همه ما بپذیرد و قبول کند.
استاد! یکی از نکات و سوالاتی که مطرح می شود بحث روضه خوانی ها و برپایی مجالس عزاداری هست گاهی این ها سند دار و مدرک دار هست یا خیر؟
استاد ابوالقاسمی:
متأسفانه بعضی وقت ها ماها یک سری کارهای می خواهیم انجام بدهیم در راه کار خوب اما چون دقیق حکم شرعی را نمی دانیم به اشتباه می افتیم. یک هدف و مقصودی این عزاداری ها و ذکر مصیبت ها دارد که مقصودش با انجام دادن نماز و روزه مقداری فرق دارد. در زیارت قمر منیر بنی هاشم ابی الفضل العباس (رضوان الله علیه) می خوانیم:
«الرَّاغِبُ فِيمَا زَهِدَ فِيهِ غَيْرُهُ مِنَ الثَّوَابِ الْجَزِيلِ وَ الثَّنَاءِ الْجَمِيل»
المزار الكبير (لابن المشهدي)؛ نویسنده: ابن مشهدى، محمد بن جعفر، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم، محقق/ مصحح: قيومى اصفهانى، ص391
شما دنبال یک چیزی رفتی که بقیه دنبالش نرفتند «زَهِدَ فِيهِ غَيْرُهُ» شما دنبال یک ثواب خیلی بزرگ رفتی جمله بعدی «الثَّنَاءِ الْجَمِيل» می خواستی مدحت کنند چه کسی تو را مدح کند؟ مردم مثلاً منِ ابوالقاسمی را؟ نه آن ثناء جمیل، ثناء اهل بیت (علیهم السلام) است. اهل بیت طرف و مدحش بکنند چه افتخاری از این بالاتر؟
یک کاری کنیم امام زمان مان وقتی ما را نگاه می کند بگوید این از ما است یک کاری انجام داد خودش را جزو ما حساب کرده است به زور دارد خودش را به ما می چسباند.
مجری:
از امام صادق یک روایت داریم گفتند بگویید این جعفری است
استاد ابوالقاسمی:
احسنتم یک کاری باید انجام بدهیم خودمان را به اهل بیت بچسبانیم اهل بیت ما را به خاطر این کار، مدح کنند. اگر یک جایی، یک فردی خبر برسد که احتمال دارد فلان آقا تصادف کرده است خانواده اش نگران می شوند یا نه؟ بله ممکن است همسر و مادرش گریه بکنند اگر یک نفری هم خادم آن جا است این هم شروع به ابراز نگرانی کند اشکال دارد؟ این دارد نشان می دهد من هم جزو این خاندان هستم من هم احساس نگرانی می کنم. من هم از شنیدن این خبر ولو احتمالی اشکم ممکن است جاری بشود.
این خبر قطعی نیست احتمالی است باشد همین که من احتمال بدهم چنین بلایی سر آن فرد آمد نگران می شوم. اگر شخص نزدیک تر باشد آدم نگران می شود ما داریم خودمان را نشان می دهیم ما هم جزو کسانی هستیم که نسبت به شما نگران هستیم. به همین دلیل فتاوای متعددی از بزرگان و علماء داریم از جهت فقهی بررسی کردند.
اولاً بدانیم مدارک عزاداری، مدارک روضه ها چند دسته است. یک: روضه هایی که از معصومین (علیهم السلام) و ائمه آمد از انبیاء قبل روضه ای نقل شده است. اگر سندش صحیح باشد که فلان پیغمبر چنین چیزی گفت یا معتبر باشد کفایت می کند. آقا رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) بارها روضه برای سید الشهداء خواندند. در کتب اهل سنت هم آمده است آقا امیر مؤمنان خواندند. صدیقه طاهره (سلام الله علیها) خواند. امام حسن مجتبی خواندند.
این ها روضه های پیشینی بود قبل از این که حضرت در عالم ظاهر به شهادت برسد آن ها إخبار از شهادت سید الشهداء کردند این روضه ها، روایاتش روضه های معتبری برای ما است. خود سید الشهداء (علیه السلام) از نحوه شهادت شان خبر دادند. امام زین العابدین و امام باقر (علیهم السلام) که در کربلاء حاضر بوده اند هم روایات متعددی در نحوه شهادت داشتند.
امامان بعدی هم آمدند از جمله همین روایتی که امشب از امام رضا (علیه السلام) خواندیم نحوه شهادت را توضیح دادند. این را یا از پدران شان گرفتند یا علم لدنی، خدای متعال به آن ها داده است یا مکاشفه ای بود صحنه کربلاء را دیده اند. در هر صورت امام است این روضه اش برای ما معتبر است؛ پس اگر روایتی با سند معتبر به امامی رسید روضه ای خوانده بود آن را با خیال راحت می خوانیم رویش قسم هم می خوریم.
یک سری روضه های هست در محضر معصومین (علیهم السلام) خوانده شده و معصوم هم تأیید کرده است. روضه ای که دعبل خزاعی در محضر امام رضا (علیه السلام) خواند. آن اشعار معروفش که حضرت سه بار این شعر را شنیدند می گوید وقتی حضرت این شعر را دفعه اول شنیدند بی هوش شدند به هوش آمدند گفتند دوباره بخوان. دفعه دوم خواند دوباره این قدر گریه کردند که بی هوش شدند سه بار برای آن روضه بی هوش شدند. روضه خیلی سنگینی هست این روضه، روضه مدرک دار و صد در صد صحیح است هیچ شکی در آن نیست.
ما می توانیم این ها را نقل کنیم و مردم هم فکر نکنند هر چه روضه سنگین تر باشد سندش ضعیف تر است، نه آن روضه ای که ایشان خدمت امام رضا خواند خیلی سنگین و سندش هم معتبر است این راجع به یک دسته از روضه ها.
دسته دیگر را سایر بستگان اهل بیت (علیهم السلام) نقل کردند از جمله عقیله بنی هاشم زینب کبری (سلام الله علیها) در کربلاء بود خیلی از ماجراها را برای ما نقل کرده است. حضرت ام کلثوم همسر حضرت مسلم (علیه السلام)، حضرت سکینه و رباب در کربلاء بودند که رحمت خدا بر آن ها باد این ها بعد از ماجرای عاشوراء نقل کردند این نقل ها در تاریخ ماندگار شده است.
سوم: اصحاب ائمه (علیهم السلام) یا اصحاب همان طوری که از معصومین قبل از عاشوراء نقل شد از اصحاب هم نقل شده است. از میثم تمار (رضوان الله علیه) همان روایتی که ما از امام رضا خواندیم دو تا روایت قبل ترش مرحوم شیخ صدوق روایتی از میثم تمار نقل می کنند که نحوه شهادت سید الشهداء (علیه السلام) را توضیح داده است. یک عده از قبل امیر المؤمنین، پیامبر و معصومین شنیدند چه قبل شهادت چه بعد شهادت، اصحاب نقل کردند. نگفت از امام شنیدم اما این آدم، آدم چسبیده به امام است نمی شود میثم تمار از امیر المؤمنین جدا باشد نقل می کند از امیر المؤمنین دارد نقل می کند. این ها هم نقل های بود در عاشوراء یا بعد از عاشوراء نقل کردند.
تعدادی از اصحاب در عاشوراء بودند چه از اهل بیت، چه از اصحاب ائمه (علیهم السلام) و زخمی شدند و زنده ماندند. حسن مثنی، حسن ابن حسن در روز عاشوراء زخمی شد فکر کردند شهید شد لای شهداء افتاد پیکر مطهرش آن جا بود وقتی آمدند سرها را جدا کنند دیدند هنوز مقداری نفس دارد. یکی از بستگان مادریش آن جا بود گفت به شما پول می دهم به این کار نداشته باشید برای سر چقدر پول می گیرید بیشترش را به شما می دهم گفتند باشد آدم نکشتیم و پول هم گیرمان آمد. ایشان را بردند چندین ماه دوا و درمان کردند تا زنده ماند خودش در صحنه کربلاء بود این همه درگیری ها را دید در آخر زخمی شد این شخص می توانست نقل بکند.
یا شخص دیگری به نام عقبة ابن سعمان غلام حضرت رباب بود کارهای حضرت رباب را انجام می داد. این شخص در کربلاء زخمی و اسیر شد در لشکر سید الشهداء بود زخمی و اسیر شد. نگویید دشمن است حرف دشمن را شما نقل می کنید نه پس ما یک حجم زیادی از گزارش ها داریم که این گزارش ها توسط ائمه یا نزدیکان ائمه نقل شده است و این ها می تواند برای ما می تواند نقل های معتبری باشد.
یک تعدادی از نقل ها را دشمنان نقل کردند خود طرف دشمن داد اما این که خدا عقلش را گرفت
«إذا أراد اللَّه تعالى إنفاد قضائه و قدره سلب ذوى العقول عقولهم»
نهج الفصاحة ( مجموعه كلمات قصار حضرت رسول صلى الله عليه و آله)؛ نويسنده: پاينده، ابو القاسم (تاريخ وفات مؤلف: 1363 ش)، محقق / مصحح: ندارد، ناشر: دنياى دانش، تهران: 1382ش، ص186
وقتی پیش عبید الله ابن زیاد آمدند گفت:
«قَتَلْتُ خَيْرَ النَّاسِ أُمّاً وَ أَبا»
وقعة الطفّ؛ نويسنده: ابو مخنف كوفى، لوط بن يحيى (تاريخ وفات مؤلف: 158 ق)، محقق / مصحح: يوسفى غروى، محمد هادى، ناشر: جامعه مدرسين قم: 1417ق، ص257
کسی را کشتم که از همه پدر و مادرش بهتر بودند گفت دیوانه این حرف ها چه است می زنی؟ این ها گاهی اوقات یک حرف های می زنند خودشان متوجه می شدند اما متوجه لازمه این حرف نمی شد که الان این را بگویم چند سال بعد مخالفین من که طرفداران اهل بیت هستند از این حرف استفاده می کنند.
همان قاعده الزام که می گوییم این همه روایت های که نقل کردند در تورات و انجیل این همه مطلب به نفع مسلمان ها است تحریف کردند اما الان هست. دشمنان اهل بیت مطلب به نفع اهل بیت نقل کردند این دشمن است بله نقل کرد خدا بر زبانش جاری کرد این ها رد می شود؟ این ها با جمع قرائن به عنوان یکی از قرائن به کار برده می شود. پس دشمنان نقل کرده باشند.
مجری:
چه بسا بعضی کارشان این بود یعنی تاریخ نویس و مورخ بودند.
استاد ابوالقاسمی:
بله آن را هم می خواستم بگویم اصلاً یک گروهی وقایع نویس بودند کارشان نوشتن بود جنگ بلد نبود شمشیر بلد نبود به دست بگیرد. اما هر اتفاقی می افتد می نوشت چرا؟ الان فلانی، فلان کس را کشت لذا پول بگیرد. فلانی سر فلانی را جدا کرد چون دعوا می شد این ها را باید ثبت می کرد، وقتی پیش حاکم می برند بگوید فلان وقایع نویس این ماجراها را نوشته است ما مدرک داریم. این ها ماجراها را نقل می کردند مظلومیت اهل بیت و اتفاقات را نقل کردند این هم یک دسته.
یک دسته دیگر از مسائل را اهل مناطق نقل کردند یک روایت خیلی عجیبی امروز دیدم شخصی از اعراب بادیه نشین بود این اعراب هر وقت برای انجام کاری در منطقه کربلاء می رفتند مثلاً برویم گیاهی بچینیم، علوفه ای جمع کنیم، خار و خاشاکی جمع کنیم می دیدند آن جا خیمه دارد. آن بادیه نشین همیشه آن جا است گفتند این جا چه کار می کنی؟ بیا با ما به جاهای دیگر برویم گفت نه من همیشه این جا هستم گفتند چرا؟ گفت شنیدم که حسین ابن علی در این جا شهید می شود و می خواهم به همراه او به شهادت برسم. می گوید عاشوراء تمام شد گفتیم برویم ببینیم این بادیه نشین چه کار کرد؟ رفتیم دیدیم خیمه اش هست ولی خودش نیست گشتیم دیدیم پیکر مطهرش بین پیکر شهدای کربلاء است.
این جور خودشان را به اهل بیت می چسباندند یعنی طرف حاضر است سالیان سال آن جا باشد شنید احتمالاً حسین این جا شهید می شود سالیان سال آن جا ماند تا این موقعیت به دستش برسد. به ما خبر رسید برای گریه سید الشهداء این قدر اجر و پاداش هست. خدای متعال به ما توفیق داد محرم را درک کردیم برویم در مجلس ها بنشینیم طرف سالیان سال در آن منطقه زندگی کرد به فضل همراهی سید الشهداء برسد ما هم در جایی هستیم برویم در روضه ای شرکت کنیم به فضل اشک ریختن برای سید الشهداء و اهل بیت (علیهم السلام) برسیم.
به هر صورت یک افرادی از اهل آن منطقه اتفاقات را دیده است یک تعدادی از اهل آن منطقه در کربلاء حاضر بودند. قبیله بنی اسد یک تعدادشان در کربلاء بودند وقایع را دیدند و نقل کردند.
افرادی بودند به هر دلیلی در بخشی از ماجرا همراه شدند یا به خاطر این که فکر می کرد حکومت به دست سید الشهداء می آید به خاطر دنیا همراه شد مقداری از ماجراهای راه را نقل کرده. مسیرش روز رسیدن خاندان کربلاء به شام، مسیر او هم به شام افتاد تاجری است گذرش به شام افتاد. ماجرای شام را نقل کرد؛ چون همه شامی نبودند بگوییم همه شامی ها بد هستند یک نفر گذرش به آن جا افتاد ماجرا را نقل کرده است این ها که یک دسته دیگر.
پس ما یک حجم زیادی از گزاره های نقل شده در مورد ماجرای عاشوراء و حواشی آن را از جاهای مختلف می توانیم داشته باشیم. علاوه بر این ها یک سری نقل های ماورایی هم داریم یعنی چه؟ در بخاری معتبرترین کتاب اهل سنت روایت دارد شخصی می خواست شتر یا گوسفندانش را بچراند گرگی آمد با او راجع به پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) صحبت کرد نمی شود راجع به پیغمبر یک گرگی با یک نفر صحبت کند؟ این مطلب در بخاری آمده است. در قرآن راجع به صحبت کردن پیامبران با پرنده ها و حیوانات آمده است.
در هر صورت گاهی اوقات در طول تاریخ مطالب ماورائی این چنین بوده است نقل شد که یک پرنده ای چیزی نقل کرد. یک شیری چیزی نقل کرد. حیوان دیگری چیزی نقل کرد این ها جزو احتمالات ما به عنوان یک مسلمان می توانیم قبول کنیم. کسی قبول ندارد ما اصلاً برای او روضه ها را نمی خوانیم برای مسلمان ها، برای کسانی که این مصائب را قبول می کنند بی دلیل بگویی درست نیست؟ احتمالش هست
یا ملائکه ای که در کربلاء حاضر بودند یا اجنه ای که در کربلاء حاضر بودند، بعضی شان طبق نقل ماورائی آمدند گفتند همان دوران هم نقل کردند. مثلاً شب یا روز عاشوراء دیدیم صدای شیون می آید پرسیدم چه است؟ گفتند پسر پیغمبر را شهید کردند شما چه کسانی هستید؟ گفتند ما طایفه ای از جن هستیم این را اهل سنت نقل کردند.
اگر این ها نحوه شهادت را گفته باشند آن هم شنید بگوید نه من قبول نمی کنم قبول کردنش ضرری ایجاد نمی کند. من دارم می گویم صرف احتمال تا بعد به حکم شرعیش برسیم.
بعضی از مسائل به صورت معاصر اتفاق افتاد فرض بگیریم چنار خون بار یا خون شدن تربت در ظهر عاشوراء، یک تربتی در موزه سید الشهداء است هر سال ظهر عاشوراء خونی می شود. بعضی از سنگ ها هر سال خون می شود دوست عزیز ما آقای سید محمد حسینی سنگی از کربلاء برای شان آورده بودند ظهر عاشوراء هر سال رگ های خون در آن مشخص می شود.
اتفاقاتی رخ می دهد فیلم و عکسش هم الان هست می گویید این ها نیست قبول نکنیم؟ بعد خبری که گفت روز عاشوراء خاک یا سنگ ها خون شد آن ها را قبول نمی کنیم اینها الا همن دارد رخ می دهد یا بعضی از موارد، موارد کشف است یعنی چه؟ یعنی پرده ها به لطف خدای متعال برای او کنار رفت شخص بعضی از صحنه های عاشوراء و مصائب اهل بیت را دیده است. بگوییم ندیده، چرا خیلی از افراد دیدند اما معمولاً آن های که دیدند دیگر نمی توانند نقل بکنند یعنی یک صحنه هایی دیدند می گویند نمی توانیم نقل بکنیم این ها هم هست.
چند دسته مدرک دار است یکی بگوید مدرکش را قبول ندارم اما این که حدیث ضعیف است با جعلی خیلی فرق می کند. دیگر این که زبان حال و احتمالات است. زبان حال و احتمالات یعنی چه؟ مثال خیلی ساده بزنم یک فیلم سینمایی در مورد زندگی یک شخصی می خواهند درست کنند این شخصیت پدر، مادر، همسر و ... مشخص است دارند فیلم بازی می کنند از در می خواهد داخل بیاید با پای راست داخل بیاید بگوییم نه در واقعیت با پای چپ داخل آمد چرا شما درست نکردید؟ لازمه درست کردن فیلم این است که بعضی از چیزها را هم کنارش داشته باشیم ولو این که واقعیت هم نباشد.
هر کس نگاه می کند می گوید این فیلم بر اساس واقعیت درست شده است می گوید نه شما دروغ می گویید این جا با پای راست داخل آمد با چپ داخل نیامد اصل آمدنش هست؛ لذا این ها را زبان حال (احتمالات) می گویند الان فیلم و سریالش را درست می کنند هیچ کس گیر نمی دهد آن موقع طرف قصّاص بود ماجرای کربلاء را می گفت بیست تا مطلب مسلم در عاشوراء هست این ها را می گفت لا به لایش چند تا مطلب غیر مسلم هم می گفت این شخص سناریو نویس بود الان کسی می گوید سناریو نویس دروغگو است؟ نه کارش این است. باید ترسیم کند کار هنری همین است لازم ترسیم کردن این است که بعضی چیزها را بگوید. البته آن ها به اصل ماجرا، ضرر ایجاد نمی کند.
پس تا این جا مطالب و منابع خیلی زیادی دایم که می توانستند ماجرای عاشوراء را برای ما نقل کنند آیا نقل این ها را جایز است باز نشر بکنیم اگر سندش صحیح نباشد؟ به جعلی کار ندارم اگر یقین داریم دروغ است کنار می گذاریم. اما اگر یقین نداریم در این جا بزرگان و علمای شیعه رسماً فتوای شان را گفتند خدا حفظ کند آقای قرائتی یک مثال خیلی قشنگی می زند می گفت شما برای هر چیزی یک ترازوی خاصی دارید. کامیون با بار آهن روی باسکول می رود طلا را با ترازوهای مخصوص مثقال سنج می سنجند. زعفران را این طوری می سنجند هر چیزی را باید با ملاک خودش سنجید. این یک امر عقلائی است.
مرحوم شیخ انصاری همین را مطرح کرد از شهید ثانی نقل شد و دیگران؛ یک بار برای اصول اعتقادات می خواهیم اصل اصلِ اعتقادات آن جا خیلی باید قوی باشد. یک بار برای اعتقادات یک مقدار پایین تر، یک مقدار برای احکام شرعی باید درست باشد اما نه به اندازه آن اعتقادات می گویند گمان و ظن معتبر هم کفایت می کند.
اما برای پایین تر از این، مثلاً برای عبرت گرفتن علت سقوط اندلس فساد و فحشاء زیاد شد سقوط کرد. این را نقل کنیم حرام است؟ حواس تان باشد فساد و فحشاء زیاد بشود سقوط به دنبال دارد. ممکن است اندلس نباشد یک جای دیگر باشد نقلش به عنوان عبرت گرفتن ضرر ندارد هیچ کس هم اشکال نمی گیرد.
به عنوان مسائل اخلاقی کسی اشکال نمی گیرد به عنوان فضائل اعمال ما یک قاعده ای داریم به آن می گویند تسامح در ادله سنن اگر به من روایتی رسید که مثلاً فلان کار این قدر ثواب دارد روایتش هم ضعیف است من به نیت آن ثواب رجائاً خواندم خدای متعال ثوابش را به من خواهد داد یا من ضرر نکردم سود هم بردم.
لذا در همین گونه بحث ها مرحوم شیخ انصاری (رضوان الله علیه) در کتاب رسائل الفقهیة، جلد 1، صفحه 157در اینترنت هم هست روایت ضعیفی که در این گونه مواردِ مثلاً درس عبرت، اخلاق، تاریخ نقل کردن صرف، روضه خوانیِ صرف به کار می رود مثالی که اول برنامه زدم خبر رسید یکی از فامیل ها تصادف کرد قطعی هم نیست من نباید گریه کنم چون خبر قطعی نیست؟ دلم می سوزد این جا هستم. حتماً باید خبر، گمان آور باشد یا پایین تر هم باشد می شود؟
«هل يعتبر في الرواية الضعيفة أن تفيد الظن؟ أو يكفي فيها أن لا تكون موهونة؟ أو لا يعتبر ذلك أيضا؟ وجوه، منشأها إطلاقات النصوص والفتاوى، وإمكان دعوى انصراف النصوص التي هي مستند الفتاوى إلى صورة عدم كون مضمون الرواية موهوما، أو إلى صورة كونه مظنونا»
نظر اول، حتماً باید گمان بیاورد پایین تر از گمان به درد نمی خورد. نظر دوم همین که یقین به دروغش نداریم بس است. نظر سوم احتمال دروغ بودن زیادش هم بود اشکال ندارد.
«والاحتمال الأوسط أوسط»
نظر مرحوم شیخ این است که شما یقین یا احتمال قوی به جعلی بودن آن خبر نباید داشته باشید. اگر در مقاتل روضه و ماجرایی نقل شد احتمال قوی می دهید دروغ است این را نقل نکن. اما اگر احتمال قوی نمی دهی ممکن است درست یا غلط باشد نقل کردنش به عنوان نیک نقلِ ذکر مصیبت اشکال ندارد.
«هل يعتبر فيها أن تكون مدونة في كتب الخاصة أم لا؟»
سوم: آیا حتماً باید در کتاب خاصی باشد؟ حتماً باید در لهوف باشد؟ حتماً باید در مقتل الحسین مُقرم باشد؟ حتماً باید در کتاب های دیگر باشد؟
«الأقوى هو الثاني، لاطلاق الأخبار»
نه لازم نیست در کتاب خاصی باشد «فی اطلاق الأخبار» پس سخت گیری های بی جا نکن چهارم: از شهید ثانی در درایة نقل شده است این جمله بسیار مهم است
«جوَّزَ الأکثر»
اکثر عمل به خبر ضعیف را جایز می دانند در چه؟ در قصه گویی، در موعظه، در فضائل اعمال
«لا فی صفاة الله»
اما در صفات خدا و اعتقادات نه، در احکام حلال و حرام نه
«و هوَ حسنٌ»
حرف خیلی خوبی است.
«حيث لم يبلغ الضعيف حد الوضع والاختلاق»
تا جایی که آن حدیث ضعیف به درجه جعلی بودن نرسیده باشد اگر یقین داری جعلی است نه احتمال خیلی زیاد می دهی جعلی است نه اما در این حد نبود اشکال دارد نقلش کنی؟ نه نزدیک اجماع است این کار اشکال ندارد.
«أقول»
این که من می گویم
«المراد بالخبر الضعيف في القصص والمواعظ هو نقلها واستماعها وضبطها في القلب»
نقلش کنید، بشنوید، در دلت حفظ بکنی
«وترتيب الآثار عليها»
ترتیب اثر هم بدهی روضه است گریه بکنیم
«عدا ما يتعلق بالواجب والحرام»
فقط واجب، حرام و اعتقادات است که باید در آن سفت بگیریم
«و الحاصل»
چقدر زیبا مرحوم شیخ انصاری فرمود
«أن العمل بكل شئ على حسب ذلك الشئ»
هر چیزی را باید با ترازوی خودش سنجید
«وهذا أمر وجداني لا ينكر»
این یک مسله ای است بالوجدان همه درک می کنند همه مان می فهمیم در زندگی مان برای هر چیزی یک ترازوی خاصی داریم.
«ويدخل حكاية فضائل أهل البيت عليهم السلام ومصائبهم»
در همین باب ذکر فضائل اهل بیت و مصائب شان هم هست ذکر مصیبت می خواهی بکنی حتماً باید معتبر باشد، حتماً باید کتاب خاصی باشد؟ این که من عرض می کنم گاهی اوقات می خواهیم یک کار خوبی انجام بدهیم جلوی تحریفات را بگیریم از آن طرف می افتیم این فتاوای بزرگان علمای شیعه مثل شهید ثانی، شیخ انصاری است.
بعد می گوید مشهور نزد علماء این است می خواهی ذکر مصیبت بکنی همین که یقین به جعل نداری کفایت می کند.
«ويدخل في العمل الأخبار بوقوعها»
می گوییم همچنین چیزی بوده است
«من دون نسبة إلى الحكاية على حد الأخبار بالأمور الواردة بالطرق المعتبرة بأن يقال: كان أمير المؤمنين عليه السلام يصلي كذا ويبكي كذا»
اما نیاییم این را با اخبار معتبره در یک درجه قرار بدهیم بگوییم امیر المؤمنین این قدر نماز می خواندند این قدر گریه می کردند.
«ونزل على مولانا سيد الشهداء عليه السلام كذا وكذا»
بر سید الشهداء این مصیبت ها گذشته است. اما:
«ولا يجوز ذلك في الأخبار الكاذبة»
كتاب: رسائل فقهية؛ نويسنده: الشيخ الأنصاري (وفات: 1281)، تحقيق: لجنة تحقيق تراث الشيخ الأعظم، ناشر: المؤتمر العالمي بمناسبة الذكرى المئوية الثانية لميلاد الشيخ الأنصاري، قم: ربيع الأول 1414، ص157 و 158
دروغ را حق نداریم در ذکر مصیبت ها بگوییم؛ پس دقت بکنیم ادله مختلفی می آورند اولاً دلیل عقلی و روایاتی می آورند بعد این روش، روش جایزی است. پس وقتی نسبت به روضه ها بله از خودمان به این چیزی که در این کتاب آمد چیزی اضافه نکنیم. همانی که در متن مقتل آمد همان را بیان بکنیم اما آنی که در متن مقتل است سندش معتبر نیست نمی گوییم جعلی است سند معتبر برایش پیدا نکردیم اشکال دارد نقل کنیم؟ نه اشکال ندارد.
حتماً باید جمع قرائن بشود تا مثل بحث تاریخی که برای اثبات قضیه تاریخی باید جمع قرائن بشود به حد یقین یا نزدیک یقین برسد؟ نه آن حد هم لازم نیست پس مقصود در ذکر مصیبت چه است؟ مقصود این که به اهل بیت نشان بدهیم بگوییم آقایان اهل بیت ما را هم جزو خانواده خودتان بدانید «الثناء الجمیل» ما راغب در آن چیزی هستیم که خیلی ها دنبالش نیستند.
می گوییم اهل بیت (علیهم السلام) ما جزو کسانی هستیم هر مصیبتی بر شما وارد شده باشد ما هم داغدار می شویم. اگر به ما خبری ولو احتمالی برسد که بر شما مصیبتی وارد شده همان طوری که اگر به مادر شخصی خبر احتمالی برسد که بر او مصیبت وارد شد اشک می ریزد به سر و صورتش می زند گریه می کند ما هم بی تابی می کنیم. پس نیاییم این قضیه را با قضیه حلال و حرام، با قضیه اثبات یک مدعای تاریخی یکسان بدانیم، خلط بکنیم. خدا رحمت کند.
مرحوم نراقی را در کتاب مفتاح البکاء یا محرق القلوب دو تا اسم برایش نقل شده است (من نسخه خطیش را پیدا کردم) در مقدمه اولاً اهمیت ذکر مصیبت را مطرح می کند. اما بعد چنین گوید مشتاق سعادت جاودانی مهدی ابن ابی ذر نراقی (آمَنهُ الله) به خفیاهِ الطاف که علماء آمدند در باب مصائب اهل بیت (علیهم السلام) کتاب های نوشتند و مطالبی گفتند. از اخبار صادقین و آثار ائمه راشدین (صلوات الله علیهم اجمعین) به صحت پیوسته و تذکیر و تذکر اهل بلایا و مصایب پیشوایان راه دین و استماع مِهن و نوایب اهل بیت سید المرسلین گریانیدن و گریستن بر حجت های آن برگزیدگان رب العالمین باعث اجر جمیل و ثواب جزیل گردد.
بلکه اقرب قربات و اشرف سعادات است و از جهت این طریقه، این قدر در میان سلف و خلف فرقه ناجیه و اوایل و اواخر شیعه اثنی عشریه (کثرهم الله بین البریة) استقرار و استمرار داشته دعب علماء و محدثین امامیه (رضوان الله علیهم اجمعین) کتب و وسایل به زبان عربی و فارسی در جمیع اخبار و حکایت و بلایا و مصایب ایشان تدوین نموده.
اما هیچ یک از آن ها نهجی که در این نوشته مقصود و مطلوب است نیست زیرا که بعضی غیر محتوی است بر اکثر اخبار امامیه و مشتمل است بر بسیاری حکایت و روایات عامیه و بعضی در نهایت اختصار که فایده از آن متصور نیست چه فایده ای؟ این که بر ما حالت عزاء ایجاد بشود. لذا می گوید روضه های مختلفی را برای چند مجلس آماده کردم.
در ادامه می گوید بعد از این که، یکی از بخش ها در مورد امام رضا (علیه السلام) و شهادت ایشان است بعد از او می گوید این کتاب را تألیف کردم بله، در شهادت سلطان سریر ابی الحسن علی ابن موسی الرضا بدان که مشهور (این جملات خیلی مهم است) میان علما و فقهای امامیه آن است که در احکام مستحبه و مکروهه و در موعظه و قصص به اخبار ضعیفه عمل می توان نمود.
یعنی هرگاه حدیث ضعیفی دلالت کند که فلان حکم سنت است و کردن آن موجب فلان ثواب است یا فلان مکروه است و ترک آن موجب فلان ثواب است و کسی به سبب آن حدیث ضعیف آن فلان فعل را به جا آورد یا ترک کند حق تعالی آن ثواب به او کرامت می فرماید.
و همچنین هرگاه خبر ضعیفی در اخبار و قصص امم صادقه رسیده باشد جایز است که خطباء و ناقلین از آن نقل نمایند و در آن باب اخبارِ صحیحه از ائمه راشدین (صلوات الله علیهم اجمعین) صادر شده عمل کنند به اخبار ضعیف در امور مذکوره.
روایات داریم که در این امور می شود به روایت ضعیف هم عمل کرد فی الحقیقة عمل به این اخبار صحیحه کرده است شما این حدیث ضعیف را نقل می کنی در واقع عمل به آن حدیث صحیح کردی که گفت ضعیف ها را هم نقل کنید اشکال ندارد. و از این مقدمه معلوم شد که جایز است نقل اخبار ضعیفه و غیر معتبره که در حکایات و وقایع پیغمبر و اهل بیت او رسیده و کسی آن ها را نقل کند و بگیریاند یا بشنود و بگیرد ثوابی که در گریانیدن و گریستن در مصیبت سید الشهداء رسیده حق تعالی آن ثواب را به او عطا می فرماید.
هرگاه خبر ضعیفی دلالت کند بر آن که گریه بر امام حسین (علیه السلام) فلان قدر ثواب دارد و کسی آن خبر بشنود و نیت رسیدن به این ثواب بگیرد حق تعالی آن ثواب را به او کرامت می فرماید و از این جهت علما و محدثین در کتب خود ضبط و تدوین نموده اند که در مصایب پیغمبر و اهل بیت آن سرور رسیده چه از صحیحه و چه از ضعیفه که تدوین کرده اند و بنابراین مضایغه از نقل قسم دوم ننموده اند.
پس ما دقت بکنیم نیاییم به بهانه این که دنبال نقل های معتبر هستیم از چیزی که سیره همه عقلاء در زندگی طبیعی شان است از او نهی بکنیم و خودمان را از یک نتیجه بسیار خوب و مطلوب که نتیجه ذکر این مصیبت ها به صورت عمومی است و آن متصل کردن خودمان به اهل بیت (علیهم السلام) است محروم کنیم.
این ها بخشی از ادله ای که به صورت مفصل در مورد جواز نقل روایات غیر معتبری که یقین به جعل و وضع آن در مصیبت اهل بیت (علیهم السلام) نداریم.
مجری:
جای تشکر دارد از حاج آقای ابوالقاسمی عزیز بحثی که کلاً از آن مباحثی بود که شاید کمتر به آن پرداخته شده بود به این شکل به صورت مفصل به همه جوانب بحث روضه خوانی پرداخته بودید البته فرصت برنامه هم رو به پایان است اگر نکته ای پایانی است بفرمایید در خدمت تان هستیم.
استاد ابو القاسمی:
من یک مطلبی را عرض کنم چند سال قبل خداوند توفیق داد در عاشورا در کربلای معلا بودیم آن جا من راجع به حاج مرزوق مفصل صحبت کردم، مردم ایران باید خودشان را در باب روضه خوانیها مدیون اهل بیت (علیهم السلام) بدانند. ایرانیها شیعیان اهل بیت بودند و هستند و خواهند بود و لشکر امام زمان (روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء) را تشکیل خواهند داد.
اما اینها مرحله به مرحله باید آموزش دیده و آب دیده بشوند. یکی از کارهای که باید انجام میدادند عزاداری برای سید الشهداء بود. حاج مرزوق از معروفترین مداحان و روضه خوانهای بود که در کربلای معلا بود. در آنجا هئیتها چه فارسی و چه عربی میآمدند و ایشان برای آنها روضه خوانی میکرد. تا این که یک تعدادی از بازاریهای تهران که به کربلا رفته بودند گفتند حاج مرزوق بیا ایران بیرویم.
حاج مرزوق گفت من کربلا رها کنم ایران بیروم این درست نیست. شب دید که سید الشهداء (علیه السلام) به خواب شان آمدند و فرمودند ما یک سری شیعیانی در ایران داریم که آنها محتاج این عزاداریها هستند. تو در ایران هم باشی از ما جدا نیستی، نگران نباش ارتباط ما با تو در ایران هم حفظ میشود. و بعد او بود که به ایران آمد و چارپایه خوانی، عزاداری مسلیمیه، دو دمیها و این گونه عزاداریها را به ما یاد داد.
این عزاداریهای سنتی که الان داریم اینها را خود اهل بیت (علیهم السلام) فرستادند که ما یاد بگیریم. لذا خودشان لطف کردند ما ها را دارند یاد میدهند چطوری در این مراسم عزا شرکت کنیم و چطوری خودمان را شبیه صاحب عزا کنیم ان شاء الله سعی کنیم خودشان به ایرانیها به صورت عام تفضل کردند امسال هم تفضل بیشتری به ما بکنند ما یاد بگیریم همانطوری که میگویند خودتان را به صاحب عزا نشان بدهید ما هم در این عزا و در این دهه محرم خودمان را به صاحب عزای اصلی که امام زمان (روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء) است نشان بدهیم.
مجری:
ان شاءالله، تشکر میکنم از شما جناب استاد ابو القاسمی، عزیزان بیننده را از دعای خیرتان در مجالس و محافلی که تشریف میبرید و منبرهای که میروید فراموش نکنید و تشکر میکنم از همه شما دوستان عزیز که تا پایان برنامه همراه ما بودید، و شبهای آینده هم با اساتید و کارشناسان گرانقدر در خدمت شما خواهیم بود و بازهم خداوند متعال را شاکریم از این نعمت بزرگ، نعمت زنده بودن ماه محرم، زنده بودن این ایام را درک کردن و لباس مشکی پوشیدن اینها همه مرهمی برای قلب مقدس مولا و آقاجانمان حضرت ولی عصر (عج الله تعالی فرجه الشریف) باشد.
التماس دعای خیر یا علی مدد و خدا نگهدار!
رضایی
28 تير 1402 - ساعت 17:16السلام علیک یا سيدالشهداء