حامی رسالت - به مناسبت وفات حضرت ابوطالب علیه السلام دکتر عباسی

ویژه برنامه حامی رسالت با کارشناسی دکتر عباسی


 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

برنامه حامی رسالت 17 11 1402 (قسمت اول)

عنوان: ویژه برنامه به مناسبت وفات حضرت ابوطالب علیه السلام

استاد: حجت الاسلام والمسلمین عباسی

مجریان: آقای مسلم اقایی

کلیدواژها:

وفات؛ حضرت ابوطالب(سلام الله علیه)؛ حمایت از رسول خدا (صلی الله علیه واله وسلم)؛ کفیل؛ هدف معنوی؛ دیوان؛ قریش؛ نجاشی؛ ایمان حضرت ابوطالب(سلام الله علیه)؛ صحابی مظلوم؛ غربت اسلام؛ شیعه!

مجری:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم، لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ، حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکیلُ نِعْمَ الْمَوْلى‏ وَ نِعْمَ النَّصير.

يگانه حامي قرآن و پيغمبر ابوطالب * به ايمانت سلام از خالق داور ابوطالب

سلام‌الله بر اخلاص و صدق و دين و توحيدت * كه ايمانت بود از كوه سنگين‌تر ابوطالب

تو آن درياي نور استي كه پروردي به دامانت * همانند اميرالمؤمنين گوهر ابوطالب

سزد خاك رهت را توتياي ديده گردانم * كه عمّ المصطفايي و ابوالحيدر ابوطالب

عجب نبود شفاعت گر كشد ناز تو را فردا * چو آيي با علي در عرصه محشر ابوطالب

تو در امواج سختي يار گرديدي محمد را * تو بودي مصطفي را بهترين ياور ابوطالب

رسول‌الله خُرسندت، ولي‌الله فرزندت * عروست حضرت صديقه اطهر ابوطالب

كيم من تا كنم وصف تو را اي حامي احمد * تو را بايد خدا گردد ثنا گستر ابوطالب

وفات تو است عام الحزنِ شخص اول خلقت * ز بس بودي گرامي نزد پيغمبر ابوطالب

الهی به امید تو، عرض سلام، ادب، احترام و تواضع دارم به پیشگاه شما بینندگان بزرگوار، فرهیختگان گرامی، خوشحال و خرسندم از این جهت که توفیق نصیبم شد بار دیگر در شبکه جهانی ولی عصر خدمت گذار دیدگان زیبای شما باشم.

امشب به عبارتی شام شهادت اقا جانمان حضرت موسی ابن جعفر(سلام الله علیه) باب الحوائج و شب وفات حضرت ابوطالب(سلام الله علیه) عموی نازنین وجود نازنین نبی مکرم اسلام حضرت ختمی مرتبت و پدر بزرگوار آقا جانمان امیر المؤمنین(سلام الله علیه) است.

فرصت مغتنمی شده و ویژه برنامه خوبی در این شام وفات دوستان بزرگوارم در شبکه جهانی حضرت ولی عصر با نام حامی رسالت تهیه کردند. افتخار دارم که در استدیو کنار استاد والا مقام خودم وجود نازنین حضرت حجت الاسلام والمسلمین اقای دکتر عباسی باشم. با جناب استاد یک سلام و احوال پرسی داشته باشیم.

عرضه بدارم در این یک ساعتی که قرار است گفتگویی صمیمانه ای داشته باشیم چه مواردی را قرار است خدمت شما عرضه بداریم حضرت استاد عباسی عرض سلام، ادب و احترام عظم الله اجورنا خیلی خوش آمدید در خدمت شما هستیم.

استاد عباسی:

سلام علیکم ورحمة الله بنده هم عرض سلام، ادب و احترام دارم محضر بینندگان عزیز و گرامی شبکه جهانی حضرت ولی عصر (ارواحنا له الفداء) و همین طور عرض تسلیت و تعزیت به مناسبت شهادت حضرت موسی ابن جعفر(سلام الله علیه) که در شام شهادت حضرت هستیم و وفات عموی فداکار حضرت رسول حضرت ابو طالب(سلام الله علیه) که امشب در شب وفات آن بزرگوار هستیم.

همچنین یاد شهدای انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی و ایام دهه فجر را گرامی می‌داریم. در خدمت شما هستم.

مجری:

خیلی ممنون و متشکر، توفیق شده که در خدمت شما استاد والا مقام هستیم، یک نکته ای فکر می‌کنم در طلیعه برنامه خدمت تان عرض کنم این نکته ان شاء الله بجا باشد از من بپذیرید و آن نکته این است که ما تمنای دلی مان این است وقتی سر سفره حضرات معصومین می‌نشینیم ویژه برنامه‌های داریم مثل امشبی که شام وفات حضرت ابوطالب(سلام الله علیه) است نظرمان این است که ان شاء الله حضرات نگاه کنند و بتوانیم سر سوزنی بچشیم، لذت و حظ و بهره از این دریای معرفت ببریم.

این چشیدنی که ان شاء الله بر نگاه ما تأثیر بگذارد، نگاه مان خیلی وسیع‌تر و بیناتر بشود، ان شاءالله بر گوش ما تأثیر بگذارد خیلی شنوا‌تر بشویم، بر زبان ما تأثیر بگذارد، لسان مان فصیح‌تر بشود و بر ذهن ما تأثیر بگذارد خلاق‌تر بشویم و این آرزوی قلبی من است شما هم دعا کنید ان شاء الله به برکت ذوات مقدس حضرات معصومین این اتفاق میمون و مبارک به برکت نام مبارک ابو طالب برای ما و برای شما بینندگان عزیز و بزرگوار بیفتد.

خیلی خوشحالیم که خدمت شما هستیم ان شاءالله رصد بفرمایید. عنوان برنامه ما حامی رسالت است و قرار است که سر سفره حضرت ابوطالب باشیم و سولات از این دست که خدمت استاد بزرگوار خواهم پرسید فکر می‌کنم شبهه و دغدغه فکری شما هم باشد.

بزرگ خاندان ابی طالب، استاد بزرگوار خدمت تان عرض کنم عنوان برنامه مان حامی رسالت است، لقب‌های دیگری را هم من از وجود نازنین حضرت ابو طالب خواندم این که به ایشان لقب سقا دادند، و این که مهمان دار مهمان‌های کعبه بودند و حامی رسالت. حضرت استاد صلاح می‌دانید در طلیعه بحث در این خصوص صحبتی بفرمایید.

استاد عباسی:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ وبه نستعین إنه خیر ناصر ومعین ثم الصلاة والسلام علی سیدنا و نبینا ابا القاسم مصطفی محمد وعلی اهلبیته الطیبین الطاهرین المعصومین المنتجبین سیما بقیة الله في الارضین روحی وارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء واللعن الدائم علی اعدائهم اجمعین الی قیام یوم الدین.

اَللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاً وقائِداً وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طَویلاً

این نام، نام بسیار زیبایی است، یک کتابی هم از مرحوم علامه امینی (اعلی الله مقامه الشریف) تلخیص شده و البته از کتاب الغدیر گرفته شده و نام فارسی آن ابو طالب علیه السلام حامی پیامبر شده است. این برنامه حامی رسالت است.

این نام بر می‌گردد به آن منش، روش و مدلی که حضرت ابو طالب(سلام الله علیه) در حمایت از نبی مکرم داشتند و بر می‌گردد به خدمات بیش از چهل ساله، ایشان شخصیتی هستند که بیش از چهل سال کفیل پیامبر بودند، یعنی از کودکی از زمانی که حضرت عبدالمطلب از دنیا رفتند و سرپرستی حضرت رسول را به حضرت ابو طالب (سلام الله علیه) واگذار کردند تا بعد از شعب ابو طالب تا نزدیکی‌های خروج رسول گرامی اسلام از مکه حضرت همچنان کفیل پیامبر است.

خیلی مهم است شما به یک نفر یک مسؤلیت و امانتی را بسپارید، حاضر باشد برای آن امانت همه زندگی اش را بدهد، حاضر باشد برای امانت آبروی خودش را بدهد، حاضر باشد برای آن امانت فرزند خودش را قربانی کند. شاید بگویید کجا فرزند خودش را قربانی کرده است؟ در ماجرای شعب ابی طالب که اصلا به شعب ابی طالب معروف بود در بین دو کوه یک دره ای محدودی که مربوط به حضرت ابو طالب (سلام الله علیه) و خاندان حضرت ابو طالب بوده است.

به مدت سه سال مسلمان‌ها به ناچار آن‌جا هستند به خاطر این که از همه قوانین اجتماعی و رفت و آمدها و منع شدند و دچار محاصره اقتصادی و تحریم‌های شدید آن چنانی شدند که کسی با آن‌ها خرید و فروش نکند، کسی با آن‌ها ازدواج نکند و کسی با آن‌ها رفت و آمد و حتی سلام علیک نداشته باشد، بعد آن‌جا می‌بینیم که حضرت ابو طالب در یک ایامی که احساس خطر می‌کردند گاهی در یک شب چندین بار جای پیامبر را با فرزندان خودش عوض می‌کرد.

یعنی در چادری که حضرت علی(سلام الله علیه) خوابیده بود بعد از یک ساعت و یک ساعت و نیم پیامبر را جای حضرت علی می‌بردند و حضرت علی را جای پیامبر می‌بردند. چرا این کار را می‌کردند؟ به این خاطر اگر جواسیس مشرکین می‌بینند و قرار است خدای ناکرده به چادر پیامبر حمله ای بکنند این حضرت علی(سلام الله علیه) و دیگر فرزندان حضرت ابو طالب باشند که به شهادت می‌رسند نه پیامبر و جان پیامبر حفظ بشود.

یعنی با همه وجود در همه عمر خودش برای پیامبر مایه گذاشته است. بعد از حضرت علی(سلام الله علیه) که در همه آنات همراه پیامبر و نصرت پیامبر بوده است بویژه قضیه حضرت علی در داستان مدینه، که در مدینه بار کارها و حمایت‌ها و در جنگ شرکت کردن‌ها، هرجایی که همه لنگ شدند و دیگران عقب نشستند امیر المؤمنین(سلام الله علیه) جلو افتاد. در مکه حضرت امیر سن‌شان، سن پایین‌تر است و مواجهه متفاوت است مواجهه با بزرگان قریش است این جا نیاز به کسی دارد که بتواند جلوی بزرگان قریش بی ایستد و از نظر جایگاه با زبانش آن‌ها را سر جای خودش بنشاند و اجازه ندهد.

شما ملاحظه کنید در جریان بعد از شعب که اقا رسول الله به ابو طالب خبر دادند کتیبه ای که این‌ها نوشته اند عهد نامه ای که نوشتند عهد نامه را موریانه خورده و از بین رفته است. چقدر حضرت ابو طالب اعتقادش به حضرت رسول محکم است که می‌رود به طرف مقابل این را می‌گوید. به طرف مقابل می‌گوید مگر شما نمی خواهید پیامبر را زمین‌گیر کنید مگر نمی‌خواهید پیامبر را از بین ببرید مگر نمی‌خواهید با او برخورد کنید اگر راست می‌گویید الان بهترین موقعیت است، و می‌خواهید ضربه جدی بزنید بیایید این حرف او را بررسی کنید.

او الان چنین حرفی زده و ادعا کرده عهد نامه داخل کعبه آویزان بوده و کسی به آن دسترسی نداشته است حضرت ابو طالب به مشرکین گفت بیاورید عهد نامه را باز کنید اگر حرف او درست نباشد شما توجیه قطعی برای ضربه زدن به پیامبر پیدا می‌کنید. بعد این خیلی آبرو گذاشتن می‌خواهد حضرت ابو طالب می‌رود مقابل این‌ها می‌ایستد و با استحکام با آن‌ها صحبت می‌کند آن‌ها زیر بار نمی‌رفتند به آن‌ها می‌گوید شما از چه می‌ترسید بیاورید باز کنید بگذارید همه ببینند، مگر شما نمی‌گویید عهد نامه نوشتید نمی شود که موریانه فقط کلماتش را خورده باشد همه را باید بخورد، نمی‌شود که بسمک الله نام خدا را نخورده باشد و بقیه را خورده باشد. باز کنید و دلیل پیدا کنید.

یک نفر در سن و سیادت و آقایی حضرت ابو طالب که سید بطحاء یعنی آقایی منطقه بطحاء، اقای کل مکه یک شخصیت بزرگ است وقتی با آن‌ها حرف می‌زند نمی‌توانند بگویند این حرف‌ها را کنار بگذارید این‌ها چه است یک نفر آمده به ما چنین حرفی را می‌زند. و همان باعث می‌شود که مسلمان‌ها از آن وضعیت خارج بشوند چون دیدند عهد نامه خورده شده و از بین رفته و خیلی از مشرکین به این وسیله بهانه پیدا کردند و گفتند ما که دیگر عهد نمی‌بینیم و تمام شد و رفت.

ملاحظه کنید این راسخ‌ بودن حضرت ابو طالب را نشان می‌دهد، شما یک نکته ای خوبی گفتید، که خدا کند از این برنامه‌ها یک ذهن خلاق، از این برنامه‌ها یک چشم بینا و یک گوش شنوا پیدا کنیم. ببینید اگر یک نفر یک مسئولیتی به عهده می‌گیرد و یک مسئولیتی به دوش می‌گیرد و یک هدفی را دنبال می‌کند این خیلی مهم است آقا مگر الان در دنیای معاصر همه دنیا نمی‌گویند موفقیت در گرو تلاش برای رسیدن به هدف است. یک نفر یک هدفی را پیگیری می‌کند این قدر برای این هدف تا آن لحظه آخر می‌دود و آن لحظه آخر وصیت حضرت ابو طالب است این خیلی نکته مهمی است ایشان چه وصیت می‌کند؟

آیا در مورد اموال و این‌ها وصیت می‌کند؟ نه، لحظه ای وصیت می‌گوید تا امروز من زنده بودم و نیاز به هیچ کدام شما نداشتم من تنهایی حمایت از پیامبر می‌کردم و امانتم را حفظ کردم امروز که من دارم از این دنیا می‌روم این امانتم را به همه شما قریش واگذار می‌کنم حالا قریش منظورش کسانی است که حضرت ابو طالب را قبول دارند و دور حضرت ابو طالب هستند. حضرت ابو طالب همه دغدغه اش در زندگی پیامبر اکرم است.

ما واقعا اگر برای رسیدن به یک هدف مان در زندگی این هدف می‌تواند رضایت امام زمان(سلام الله علیه) باشد، این هدف می‌تواند موفقیت مادی و معنوی در دنیا و آخرت است، این هدف رسیدن به رضوان الهی است، این هدف درواقع رسیدن به مقامات معنوی است؛ حتی آن کسی که هدفش این است که در دنیا به جایگاه خوب دنیایی برسد راهش چه است؟ راهش الگوگیری از ابو طالب(سلام الله علیه) است. ببینید حضرت ابو طالب(سلام الله علیه) چطور برای هدفش تلاش کرد.

 من یک کلمه جایگزین هدف بکنم، چطور برای عشقش تلاش کرد و حاضر است همه زندگیش را خرج کند، همه لحظاتش را خرج کند از هیچی ابا ندارد، از هیچی نگرانی و ترس ندارد، دارد با همه وجود برای حالت تلاش می‌کند و مایه می‌گذارد.

ملاحظه کنید من به بعضی از موارد اشاره کنم چون حضرت ابو طالب(سلام الله علیه) یک شاعر بسیار بسیار زبر دست هم است دیوان شعر داشتن (دیوان شعر ابو طالب) وقتی قریش خیلی اذیت و آزارش را زیاد می‌کند می‌رود به سمت این که به حضرت ابو طالب فشار بیاورند و حتی تهدید به قتل بکند اشعاری می‌گوید قصیده لامیه حضرت ابو طالب معروف است. اشعاری می‌گوید که این اشعار منعکس شده است. و این اشعار عمق ایمان، عشق و ارادت حضرت ابو طالب(سلام الله علیه) است دارد مثل پروانه دور پیامبر می‌گردد.

مجری:

استاد، حضرت ابو طالب حامی به معنی واقعی کلمه را انجام دادند، می‌دانید چه می‌خواهم بگویم خیلی وقت‌ها تصور بنده حقیر این بود قبل از این که بیان شیوای شما را بشنوم من حامی کسی می‌شوم اما تا وقتی که به مشکل مالی نخورم از آبرویم نخواهم خرج کنم، وقتم را بیش از حد نگیرد و یک چارچوب‌هایی را دارم و تا این حد من حامی می‌شوم اما نکته ای که شما فرمودید وجود نازنین حضرت ابو طالب حامی شدند که عنوان برنامه مان هم حامی رسالت است با پای جان و پای دین و پای اعتقادات و پای این که من بزرگ این خاندان هستم و پای همه چیز ایستادند. این نکته خیلی زیبایی است.

استاد عباسی:

دقیقا همین طور است آن موردی که شما می‌فرمایید حقیقت مطلب حامی نیست آن کمک کننده است من کمک می‌کنم، کمک می‌کنم یعنی کمک کردن، مثلا کمک مالی و کمک این چنینی که مثلا کمک می‌کند و می‌رود دارد اقا به سائل کمک کن.

(وَأَمَّا السَّائِلَ فَلَا تَنْهَرْ)

و سؤال‌کننده را از خود مران!

سوره ضحی (93):‌ آیه 10

خوب است کمک بکنید منتها شما کمک می‌کنی و گذر می‌کنی این را عهده نمی‌شوی، حامی آن است که مثلا این مستحق را بر می‌دارد می‌رود خانه و زندگیش را می‌بیند، برایش خانه می‌گیرد بعد که خانه گرفت نمی‌گوید من خانه گرفتم دیگر مسئولیت ندارم، همچنین می‌بیند در خانه اجاق گاز نیست، یخچال نیست، برایش گاز و یخچال می‌گذارد. بعد می‌خواهد ببینید بچه این خانواده می‌خواهد مدرسه برود وسائل مدرسه برایش تهیه می‌کند. حامی یعنی این که همه چیز این را به عهده می‌گیرد.

عهده دار شدن علی الاطلاق برای پیامبر از آن کودکی تا چهل سالگی بعد تا پنجاه و خرده ای سالگی که تقریبا نیمی از رسالت پیامبر رفته است. هنوز حضرت ابو طالب مثل کوه پشت حضرت پیامبر ایستاده و کفیل است. ملاحظه کنید ایشان فرزند یتیم برادرش جناب عبدالله را از یک فرزند یتیم بودن تا رشد، نمو، جوانی و بحث تجارت و بحث مسائل مالی و تا بحث ازدواج که از بهترین زن مکه می‌رود برای حضرت پیامبر خواستگاری می‌کند.

حضرت ابو طالب برای خواستگاری می‌رود و خطبه عقد را خودش می‌خواند. و همچنین گفت هرچقدر مهریه باشد مهریه اش به عهده من است، حضرت خدیجه گفت مهریه بر عهده خودم است. این حضرت ابو طالب است، در اوج ان فشارها که اتفاق می‌افتد، آقای ابن کثیر از علمای اهل سنت الان از منبع شیعه نمی‌گویم که بگویند شیعه این را نقل کرده است ایشان اشعاری را نقل می‌کند.

کتاب البدایه والنهایه ابن کثیر چاپ دار ابن کثیر بیروت و دمشق هردو چاپ شده است در جلد سوم کتاب صفحه 84 دارد:

«في ذكر مخالفة قبائل قريش بني هاشم وبني عبد المطلب في نصر رسول الله»

بعد ایشان شروع به شعر خواندن می‌کند شعرها خیلی عجیب و غریب است. می‌گوید:

فلما اجتمعت على ذلك قريش وصنعوا فيه الذي صنعوا قال أبو طالب:

ألم تعلموا أنا وجدنا محمدا * نبيا كموسى خط في أول الكتب

وأن عليه في العباد محبة * ولا خير ممن خصه الله بالحب

آیا شما نمی‌دانید که ما پیامبر را مانند حضرت موسی، پیامبری یافتیم که خط في اول الکتب، نام او در کتب اسمانی آمده است. چه اعتقادی است نه این که امروز او آمده ادعا کرده است که من می‌پذیرم و یا نمی‌پذیرم دلیل و معجزه برای من بیاور. خط في اول الکتب. ما در کتب شیعه مطالب فراوانی داریم که تمام ودایع رسالت به امانت دست ابو طالب بود، و حضرت ابو طالب به پیامبر منتقل کرد و آن با این اشعار جور در می‌آید.

کسی سفت می ایستد می‌گوید ألم تعلموا أنا وجدنا محمدا * نبيا كموسى خط في أول الكتب؛ مانند موسی نبی در اول کتب است بله این باید دستش ودایع رسالت باشد که ودایع رسالت را به پیغمبر منتقل کند.

وأن عليه في العباد محبة؛ خدا محبتی در دل آدم‌ها نسبت به او قرار داده که در دل آدم‌ها نفوذ دارد. خیلی از آدم‌ها می‌گفتند نمی‌توانیم این را شنیدیم و در منابع است که بعضی‌ها دَرْ گوش‌هایشان را می‌گرفتند، توصیه کرده بودند به او که رسیدید دَرْ گوش تان را بگیرید چرا؟ چون العیاذ بالله او ساحر است وقتی حرف می‌زند اگر به گوشت خورد دیگر کارت تمام است.

مجری:

تأثیرش را می‌گذارد

استاد عباسی:

همین که شنیدی نمی‌توانی عاشقش نشوی. این روایات است. اشعارش خیلی طولانی است در صفحات بعد باز می‌گوید:

فلسنا ورب البيت نسلم أحمدا * لعزاء من عض الزمان ولا كرب

البداية والنهاية؛ اسم المؤلف: إسماعيل بن عمر بن كثير القرشي أبو الفداء الوفاة: 774، دار النشر: مكتبة المعارف – بيروت، ج3، ص84 و 87

بلا و مصیبت می‌خواهد بر ما بیاید، هرچه می‌خواهد بیاید به خدا قسم ما پیامبر را به این‌ها تسلیم نمی‌کنیم. ببینید چند بیت برای حضرت رسول گفتند خیلی قصیده طولانی است «لعزاء من عض الزمان ولا كرب» سختی و مشکل می‌خواهد بیاید ما پای همه مشکلات هستیم و پیامبر را تسلیم نمی‌کنیم. این یک شخصیت این چنینی حضرت ابو طالب(سلام الله علیه) است.

باز موارد دیگر شما جریان را شنیدید وقتی کار بر مسلمان‌ها خیلی سخت شد، آقا رسول الله گفتند هجرت کنید به کجا؟ به حبشه، حبشه یک حاکم به اسم نجاشی دارد که آدم و حاکم خوبی است او مسیحی است منتها نجاشی باید دستش پر باشد. طرف مقابل قریش و مشرکین عمرو عاص را به حبشه فرستادند گفتند برو هدایا را برای نجاشی ببر این‌ها را پس بگیر و بیاور، بگو این‌ها طاغی‌های حکومت ما هستند، آدم‌ها ناجور هستند این‌ها سرکشی کردند به ما پس بده این هم هدایای است که خدمت شما آوردیم ما خودمان می‌دانیم با این‌ها چه برخورد داشته باشیم.

اگر نجاشی می‌خواهد این‌ها را نگهدارد، دلیل می‌خواهد سریع حضرت ابو طالب به نجاشی نامه می‌نویسد یک آدم بزرگ مکه دارد به بزرگ حبشه نامه می‌نویسد.

مجری:

ولی از نظر مالی خیلی قوی نیست.

استاد عباسی:

بله از نظر مالی قوی نبودند و مشکلات مالی داشتند ولی از نظر آبرویی کلید دار کعبه است بحث سقایت در اختیار ایشان است و خیلی جایگاه دارد. به نجاشی نامه می‌نویسد دست نجاشی را پر می‌کند. اگر این‌ها آمدند، طرفدار چه کسی هستند که آمدند، مثلا جناب جعفر ابن ابی طالب پسر من آمده، برادر علی ابن ابی طالب و امیر المؤمنین آمده و دیگر مسلمان‌ها آمدند این‌ها چه کسانی هستند! و معرفی می‌کند پیامبر چه شخصیتی است حواست را جمع کن، وقتی طرف مقابل می‌آید می‌گوید تحویل بده قبول نکن.

در کتاب المستدرک علی الصحیحین حاکم نیشابوری، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت لبنان جلد 2 در صفحه 680 حدیث 4247 این‌جا می‌گوید:

«قال أبو طالب أبياتا للنجاشي يحضهم على حسن جوارهم والدفع عنهم:

ليعلم خيار الناس أن محمدا * وزير لموسى والمسيح بن مريم

أتانا بهدى مثل ما أتيا به * فكل بأمر الله يهدي ويعصم

وأنكم تتلونه في كتابكم * بصدق حديث لا حديث المبرجم

 وأنك ما تأتيك منها عصابة بفضلك إلا أرجعوا بالتكرم»

المستدرك على الصحيحين؛ اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري الوفاة: 405 هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1411هـ - 1990م، الطبعة: الأولى، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، ج2، ص680

آقای نجاشی را در اشعارش تشویق کرده که این‌ها را نگهدار با این‌ها بدی نکن، و دشمنی‌های را از این‌ها دور کن، اجازه نده عمرو عاص بیاید این‌ها را تحویل بگیرد و بر گرداند کار این‌ها شکنجه است. در نامه چه نوشته و اشعار چه است؟

«ليعلم خيار الناس أن محمدا» باید دانسته بشود که بهترین مردم پیامبر ما است، حالا این پیامبر ما چه کسی است؟ «وزير لموسى والمسيح بن مريم»، ایشان جانشین حضرت موسی و حضرت عیسی ابن مریم است. حواست را جمع کن با چه کسی طرف هستی. با ادامه سلسله انبیاء طرف هستی.

«أتانا بهدى مثل ما أتيا به» آقای نجاشی، هرچه آن‌ها از خوبی برای شما آوردند عین آن را پیامبر ما برای ما آورده است،«أتانا بهدى مثل ما أتيا به» هرچه خوبی آوردند پیامبر ما هم مثل آن را آورده است. «فكل بأمر الله يهدي ويعصم» همه این‌ها به امر خدا دارند کارشان را انجام می‌دهند. موسی و عیسی با رسول الله فرق نمی‌کند این‌ها همه الهی هستند.

«وأنكم تتلونه في كتابكم * بصدق حديث لا حديث المبرجم » به اصطلاح شما در کتاب و منابع تان خواندید که انبیاء همه راستگو هستند، وعده‌هایشان وعده‌های درستی است و این همان پیامبر است صدق حدیث دارد و هیچ حرف اشتباه نمی‌زند.

مجری:

استاد منابعی هم دارد، آن چه که در خاطرم است کتابی هم خودتان به اسم سید بطحاء نوشتید که در مورد ایمان حضرت ابو طالب شبهات این طوری را پاسخ دادید. این کتاب را معرفی کنید می‌خواهیم میان برنامه ببینیم.

استاد عباسی:

کتاب حقیر این جا الان نیاوردم اسمش سید بطحاء است، در مورد حضرت ابو طالب نوشه شده که هم ایمان حضرت ابو طالب، هم پاسخ به شبهات حضرت و هم روایات اهل بیت(سلام الله علیه) را جمع آوری کردیم و کتاب چاپ شده است.

سه چهار تا کتاب هم من آوردم، یکی از کتاب‌ها را معرفی کردم بر گرفته از کتاب الغدیر مرحوم علامه امینی در باب ایمان حضرت ابو طالب است و ترجمه به فارسی به نام کتاب ابو طالب حامی پیامبر که آقای حجت الاسلام والمسلمین اقای حسن شفیعی شاهرودی این کتاب را تلخیص کرده از کتاب الغدیر و به فارسی چاپ کرده و جزء کتاب‌های سلسله موضوعات الغدیر است نزدیک بیست، سی جلد کتاب جمع و جور و خوب ایشان از الغدیر در آورده است. این یک کتاب.

مجری:

قلم روان دارد؟

استاد عباسی:

بله، متن فارسی و قلم روان است مطالب را آورده قسم عربیش کم است و بیشتر فارسی و ترجمه روایات است.

یک کتاب دیگر به اسم حضرت ابو طالب (سلام الله علیه) صحابی مظلوم، یعنی یکی از نقاط مغفول خود حضرت ابو طالب(سلام الله علیه) صحابی پیامبر به حساب می‌آید، پیامبر را درک کرده ما معتقدیم به پیامبر ایمان هم داشته است و با همه وجود هم ایمان داشته است و نصرت پیامبر هم کرده است اگر حکمی برای صحابه در شیعه و اهل سنت قائل هستند باید حداقل آن را به حضرت ابو طالب(سلام الله علیه) قائل باشند که متأسفانه رعایت نمی‌شود. این کتاب را اقای محمد علی شاهرودی نوشته و تحقیق و ویرایش آن را اقای محمد حسن شفیعی شاهرودی انجام داده است.

کتاب دیگر به اسم پرتو از سیمانی تابناک ابو طالب(سلام الله علیه) است این کتاب را اقای خیر الله مردانی نوشته است به نظرم مرحوم شده خداوند رحمت شان کند، این هم یک کتاب در رابطه با حضرت به فارسی است.

کتاب‌های دیگری هم است مطالب در سایت‌ها هم فراوان است مثلا در سایت موسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر یک مقاله ای است که خیلی سال قبل نوشته شده و این مقاله را من پانزده، شانزده سال قبل کار کردم الان در سایت موجود است و شاید نزدیک صد صفحه مطلب با همین عنوان ایمان حضرت ابو طالب و پاسخ به شبهات است.

در کتابخانه قائمیه اصفهان که در اینترنت باز موجود است آن‌جا هم باز از این کتاب‌ها به صورت فایل پی دی اف و درواقع نرم افزاری موجود است می‌توانند دانلود کنند و بخوانند. با یک شخصیت اگر نگوییم بی نظیر حداقل کم نظیر یعنی اگر بخواهیم جزء شخصیت‌های تراز صدر اسلام در نظر بگیریم چون جزء چند نفر اول است یعنی حضرت امیر و حضرت خدیجه اولین کسانی هستند که به پیامبر ایمان آوردند و نصرت پیامبر کردند، نصرت پیامبر با مال خدیجه و شمشیر امیر المؤمنین و این جا نفر سوم حضرت ابو طالب و آبروی ابو طالب و بیان ابو طالب و کلام ابو طالب و زندگی ابو طالب همه وجود ابو طالب را به عنوان نفر سوم می‌توانیم بگوییم در صدر اسلام از نصرت به پیامبر بوده است.

مجری:

خیلی متشکرم، دست شما درد نکند خیلی استفاده کردیم. به نام نامی آقا جانمان نبی مکرم اسلام حضرت ختمی مرتبت از شب وفات حضرت ابو طالب خیلی نام اقای مهربانی‌ها را هم بردیم در پایان همین هفته فکر می‌کنم مبعث وجود نازنین حضرت ختم مرتبت است یک دعا می‌خواهم بکنم و تصمیم سلیقه خوبم در اطاق فرمان باشیم یک میان برنامه تقدیم بینندگان عزیز کنیم و بر گردیم و ادامه گفتگو را داشته باشیم.

خدایا به حق حضرات معصومین، خدایا به حق وجود نازنین نبی مکرم اسلام رشته ارادت مان به ذوات مقدس آن به آن روز به روز محکم‌تر بفرما

(میان برنامه)

مجری:

الحمدلله رب العالمین، شکر گزار خداوند متعال هستم که به بنده حقیر توفیق داد، این را از سویدای دلم می‌گویم، خدمت گزار شما بینندگان بزرگوار در شبکه جهانی ولی عصر باشم، آن هم در شب و روزهای پایانی ماه رجب که استنباط بنده حقیر این است که در این ماه سفره الهی را دارند جمع می‌کنند ماه بندگی و ماه غفران و مغفرت و احساس می‌کنم که فرشتگان استجابت دعا در فاصله کوتاه‌تری در این شب و روزها پرواز می‌کنند و همه دعاها ان شاء الله به مرحله استجابت می‌رسد.

دست مان را گرفتند و سر سفره حضرت ختم مرتبت آوردند به نام نامی حضرت ابو طالب بنشینیم و به اندازه فهم مان سر سوزنی قطره ای و نمی بچشیم و ان شاء الله حظ و بهره ببریم و در این مسیر معارفی ان شاء الله بتوانیم زندگی مان را تغییر بدهیم.

یک وعده ای به من بدهید ادامه گفتگو را با استاد داشته باشم. وعده به من بدهید هر زمان که این گونه معارف بر قلب تان جاری و ساری بشود خودتان را دعا می‌کنید پدر و مادرهایتان را دعا می‌کنید و گذشتگان تان را دعا می‌کنید بنده حقیر، استاد والا مقام و دوستان خوبم در اطاق فرمان و دست اندرکاران شبکه پر محبت حضرت ولی عصر را هم از دعای خیرتان بی نصیب نفرمایید.

استاد یک سوال به ذهنم رسید، این گونه فرمودید نقش والای حضرت ابو طالب عرض کردم قبل از این که شما دُرْ افشانی بفرمایید اصلا معنی حامی برای من چیز دیگری بود اما شما به درستی اشاره کردید وجود نازنین ابو طالب این گونه حامی بودند اما کتاب از این طرف نشان داد که حضرت ابو طالب صحابی مظلوم بود این نکته.

من چند تا سوال را می‌خواهم بپرسم میان برنامه و صحبت‌های شما زبان درازی نکنم احساس من این است یا تأیید بفرمایید و یا رد کنید احساس می‌کنم خیلی شناخت کافی در مورد وجود نازنین حضرت ابو طالب وجود ندارد چرا اگر این گونه است این گونه حمایت کردن چرا الان می‌توانیم بگوییم صحابی مظلوم، و چرا برای حضرت این قدر مظلومیت مترتب می‌شود و این که هنوز هم که هنوز است گاهی می‌شنویم در مورد کفر و ایمان حضرت ابو طالب شبهاتی که مطرح می‌کنند در خدمت شما هستیم.

استاد عباسی:

سوال خیلی به جایی فرمودید واقعا جای دارد نه یک ساعت و نیم ساعت بلکه ساعت‌ها در رابطه با این قصه صحبت و بحث کنیم. ببینید وجهه حقیقی حضرت ابی طالب این بود که عرض کردیم صدها بیت شعر در دفاع از پیامبر از لحظه تولد پیامبر حتی جالب است وقتی تولد پیامبر انجام می‌شود بلافاصله حضرت ابو طالب به همسرشان فاطمه بنت اسد که از اولین زنان ایمان آورندگان پیامبر هستن می‌گویند به شما بشارت بدهم الان برادرم فرزند دار شد این فرزند برادرم پیامبر خواهد شد.

سی سال دیگر تو یک فرزند به دنیا می‌آوری او وصی این پیامبر خواهد شد، و این طور در همه حالات و لحظات با یک اعتقاد راسخ هواسش است. این واقعیت قضیه است برونداد قضیه چه است؟ برونداد قضیه حضرت در یک زمانی از رسالت پیامبر قرار گرفته که زمان جنگ و شمشیر زدن نیست، حضرت حمزه را می‌دانید آن هم یک عموی دیگر پیامبر است، آن عموی پیامبر اهل شمشیر زدن است. و زمانی که او مسلمان می‌شود وقتی با پیامبر برخورد می‌کنند وقتی که فضولات و شکمبه گاو را روی سر پیامبر می‌ریزند حضرت حمزه هم با غلاف شمشیر با آن‌ها مبارزه می‌کند.

بعد در مدینه که فضای جنگ است و فضایی است که دو طرف به جنگ می‌آیند ولی فضای مکه، فضای جنگ نیست، فضای فشار علیه مسلمان‌ها و غربت مسلمان‌ها است و این مسلمان‌ها هم نمی‌توانند دست به شمشیر ببرند پیامبر می‌آید رد بشود می‌بیند جناب سمیه و جناب یاسر پدر حضرت عمار را دارند شکنجه می‌کنند می‌فرماید:

«صبرا يا آل ياسر موعدكم الجنة»

الإصابة في تمييز الصحابة؛ اسم المؤلف: أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل العسقلاني الشافعي الوفاة: 852، دار النشر: دار الجيل - بيروت - 1412 - 1992، الطبعة: الأولى، تحقيق: علي محمد البجاوي، ج7، ص712

«صبرا يا آل ياسر فإن موعدكم الجنة»

شرح نهج البلاغة؛ اسم المؤلف: أبو حامد عز الدين بن هبة الله بن محمد بن محمد بن أبي الحديد المدائني الوفاة: 655 هـ، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت / لبنان - 1418هـ - 1998م ، الطبعة: الأولى، تحقيق: محمد عبد الكريم النمري، ج20، ص36، عمار بن ياسر و طرف من أخباره‏‏

حضرت می‌گوید الان اگر من دست به شمشیر ببرم تا تهش باید بروم، دست به شمشیر بردن مساوی با شهادت من است، اسلام از بین می‌رود، مکه جای جنگ نیست، مکه جای چه است؟ در مکه پیامبر یک کسی را می‌خواهد که زبان این‌ها را سرش بشود و بفهمد بتواند از غیر زبان پیامبر با یک زبان شیوا و رسایی دفاع کند به اصطلاح امروزی دیپلماسی بلد باشد. بتواند این‌ها را نگهدارد که این‌ها فشارها را از پیامبر بردارد و کم کند مثل کاری که در شعب انجام داد و مثل اتفاق‌های دیگر هر موقع مراجعه می‌کردند می‌گفت من رئیس قریش هستم و ایشان هم یکی از زیر مجموعه‌های من است. اگر دلیل دارید که ثابت می‌کند ایشان خلافکار است بگویید من مثل بقیه خلافکارها با ایشان برخورد کنم.

من موظف هستم از او حمایت کنم به عنوان یکی از افراد خودم و این که از او دفاع می‌کنم نه به این معنا که چون من مسلمان هستم تا بگویند خودت هم مسلمانی خودت هم در لیست تحریم بلکه می‌گوید من موظف هستم حمایت کنم چون ایشان یکی از اعضای مجموعه قریش است. پیامبر این‌جا به این نیاز دارد. مظلومیت حضرت ابو طالب در این است که در یک دوره ای مسلمان شده هم مسلمان است و هم با همه وجود باید از پیامبر دفاع کند و هم این که در ظاهر قصه نگوید من مسلمان هستم، در باطن که دارد می‌گوید ایشان پیامبر است مثل حضرت موسی بوده است این همه حرف‌ها دارد می‌زند ولی کلمه اشهد ان لا اله الا الله و شهادتین گفتن را حضرت ابو طالب باید یک خورده صبر کند و نگوید تا بتواند از پیامبر حمایت کند لذا مؤمن آل قریش مثل مؤمن آل فرعون است ایشان در دربار فرعون است ایمان دارد ولی ایمان را نگه می‌دارد کتمان می‌کند.

تازه کتمان حضرت ابو طالب، کتمان حداقلی است یعنی فقط شهادتین نگفته است یعنی فقط در دست این‌ها آتو نداده است که بگویند دیدی این طوری وایستاد پشت سر محمد نماز خواند پس این مسلمان است فقط این طوری نبوده است این را همه می‌دانند و آتو دست شان نداده است و با همه وجود شمشیر می‌زند بعد مظلومیت از کجا می‌آید؟ مظلومیت این می‌شود که بیایی تمام این کارها را و تمام این حرف‌ها را، و تمام این حمایت‌ها را حمل بر این بکنی که این غیرت فامیلی داشته است.

چون پیامبر فاملش بوده و بچه برادرش بوده، از او حمایت کرده است، اقا این بچه برادرش است درست ولی اگر ایشان بت پرست بود بچه برادرش دارد به بت‌ها ناسزا می‌گوید این چه اعتقادی است که تو راحت می‌گذاری به بت‌هایت ناسزا بگوید! دارد آبروی عمو را می‌برد، این چه تعصب فامیلی است؟ فامیلی را من برای چه می‌خواهم؟ برای این، این حمایت از فامیل را می‌خواهم که فامیل من را بالا ببرد، فامیلی که من را دارد در ظاهر قصه زمین می‌زند، چرا پایش بی ایستم، و حضرت ابو طالب ایستاده است بعد آن وقت یک کسی که از چند سالگی پیامبر تا بعد پنجاه سالگی بیش از چهل سال کفیل و حامی پیامبر است از این یک میلیارد و نیم مسلمان آن یک میلیارد مثلا اهل سنت بگویند العیاذ بالله ایشان کافر از دنیا رفته است. البته در بین شان کسانی را داریم که ایمان را قبول دارند ولی کلیت قضیه را می‌گویم.

بعد این همه خدمات را اولا حمل بر غیرت فامیلی و این‌ها می‌کند و بی ارزش می‌شود و می‌گویند تعصب قبیله ای بوده این همه خدمات را نادیده می‌گرفتند چون آن طرف قضیه اتفاق بی افتد، بعد این طرف قضیه این که دلیل روشن و واضح است و مطلب دارد. این طرف قضیه مایی که شیعه امیر المؤمنین هستیم اطلاع مان کم است مطالعه مان نسبت به این قضیه کم است کم گفتیم و کم شنیدند خدا به اقای شفیعی شاهرودی خیر بدهد که این کتاب را هم از ایشان آوردم، ایشان خیلی سال قبل پیگیری کردند چند تا نقل قول برای وفات حضرت ابو طالب وجود دارد این بیست و شش رجب که فردا می‌شود امروز بیست و پنج رجب بود و شهادت حضرت موسی ابن جعفر(سلام الله علیه) فردا بیست و شش رجب می‌شود و وفات حضرت ابو طالب.

این یکی از تاریخ‌ها است، تاریخ‌های دیگر هم بود مثلا در رمضان هم داریم و تاریخ‌های دیگر هم داریم این تاریخ را خدمت مراجع بردند و از مراجع امضاء گرفتند مرحوم آیت الله العظمی صافی گلپایگانی و از دیگر مراجع امضاء گرفتند این روز وفات حضرت ابو طالب شد. پیگیری کردند مراسم گرفته شد، در یک سری از تقویم‌ها مجدد آمد جا افتاد و الحمدلله رب العالمین امروزه بهتر شده و کتاب‌های نوشته شد و کتاب‌هایی به فارسی چاپ شد پوسترها و مستندها و برنامه‌ سازی‌های تلویزیونی و غیره اتفاق افتاد که این غربت یک نفری دست ما را گرفته دست همه اجداد ما را گرفته دست همه مسلمان‌ها را گرفته وقتی پیامبر ما را نصرت کرده ما را نصرت کرده است.

در روایت شیعی داریم برای این که روایات را هم داشته باشیم در اصول کافی داریم دقیقا فرمان هجرت که به پیامبر دستور داده می‌شود به مدینه برو «اخْرُجْ مِنْ مَكَّةَ»

«عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيِّ عَنْ عُبَيْدِ بْنِ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(سلام الله علیه) قَالَ: لَمَّا تُوُفِّيَ أَبُو طَالِبٍ نَزَلَ جَبْرَئِيلُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم) فَقَالَ يَا مُحَمَّدُ اخْرُجْ مِنْ مَكَّةَ فَلَيْسَ لَكَ فِيهَا نَاصِرٌ وَ ثَارَتْ قُرَيْشٌ بِالنَّبِيِّ (صلی الله علیه واله وسلم) فَخَرَجَ هَارِباً حَتَّى جَاءَ إِلَى جَبَلٍ بِمَكَّةَ يُقَالُ لَهُ الْحَجُونُ فَصَارَ إِلَيْهِ»

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج1، ص449

«يَا مُحَمَّدُ اخْرُجْ مِنْ مَكَّةَ» از مکه بیرون برو، چرا؟ «فَلَيْسَ لَكَ فِيهَا نَاصِرٌ» چون در مکه بعد از ابو طالب نصرت کننده نداری. خیلی عجیب است ببینید مبدأ هجرت چه است؟ آقا چه شد که چهل نفر با شمشیر برهنه می‌خواستند پیامبر را در شب آخر ماه صفر به شهادت برسانند؟ یا در شب اول ماه ربیع الاول که پیامبر به مدینه هجرت کرد چه شد به این‌جا رسید؟ چرا قبلش همچنین کاری نکردند؟ این‌ها قبلش نمی‌توانستند چهل نفری بیایند پیامبر را بکشند؟ نه، چون حضرت ابو طالب مثل شیر بالای سر پیامبر ایستاده است.

دارد:

«ما نالت قريش منّي شيئاً أكرهه حتّى مات أبوطالب»

كافي( ط- دارالحديث)؛ نويسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق‏ (تاريخ وفات مؤلف: 329 ق‏)، محقق / مصحح: دارالحديث‏، ناشر: دار الحديث‏، قم‏، ق 1429، ج1، ص306

ابو طالب که از دنیا رفت سیل آزار قریش بر پیامبر چندین برابر شد، وقتی که حضرت ابو طالب از دنیا می‌رود همه غم‌های عالم روی سر پیامبر می‌ریزد، کار پیامبر نمادین نیست که بگوید سال غم و حزن و اندوه، سال عام الحزن نه این که بگوید من دستور می‌دهم یک سال برای ایشان عزاداری کنید بلکه یک سال پیغمبر خودش ماتم زده است. بقیه عمر هم در حسرت ابو طالب است در یک جایی در مدینه مشکل پیدا شد قحطی شد باران نیامده بود گفتند یا رسول الله دعا کن، آقا رسول الله دعا کرد این قدر باران آمد که گفتند یا رسول الله دعا کن قطع بشود داریم غرق می‌شویم.

آقا رسول الله خنده شان گرفت بعد گفتند اگر عمویم ابو طالب این‌جا بود چقدر خوشحال می‌شد که من دعا کردم باران آمد، چون یک روزی حضرت رسول کوچک بود و همین قصه اتفاق افتاده بود خشک سالی شده بود باران نبود، حضرت ابو طالب قنداقه حضرت کوچک را در مسجد الحرام بردند خدا را قسم دادند

 وَ أَبْيَضَ يُسْتَسْقَى الْغَمَامُ بِوَجْهِهِ * ثِمَالُ الْيَتَامَى عِصْمَةٌ لِلْأَرَامِل‏

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج1، ص449

من یک آدم آبرو مند آوردم، یک آدم رو سفید آوردم، حضرت فرمودند اگر عمویم ابو طالب بود الان چقدر کیف می‌کرد، چقدر یاد حضرت ابو طالب است. عالم الحزن یعنی واقعا پیامبر محزون است، پیامبری که نصرت خدا را پشت سر خودش دارد وقتی که حضرت ابو طالب و حضرت خدیجه از دنیا می‌روند، هردو در یک سال و با فاصله کمی از دنیا رفتند، بعد از شعب ابو طالب هم بود و فشارهای شعب بود یعنی ما می‌توانیم بگوییم این‌ها شهدای به اصطلاح غیر جنگ هستند و در غیر جنگ در رکاب پیامبر شهید شدند.

چرا؟ چون در شعب کار به جای رسیده بود که گاهی روز یک خرما می‌خوردند. حضرت خدیجه چرا بیمار شدند؟ سن شان خیلی بالا نبود که بگویم بیماری طولانی مدت داشتن. این سه سال شعب حضرت خدیجه (سلام الله علیها) را آب کرد. یعنی این‌ها اثرات جنگ غیر نظامی است یک جنگ دیگر است جنگ تحریم است که این طوری انجام دادند آن وقت آقا رسول الله این طور نسبت به حضرت ابو طالب ارادت دارد.

«عندما سأله عمّه العبّاس: ما ترجو لأبي طالب؟ قال: كلّ الخير أرجو من ربّي‏»

دلائل الصدق لنهج الحق‏؛ نويسنده: مظفر نجفى، محمد حسن‏، تاريخ وفات مؤلف: 1334 ش‏، محقق / مصحح: مؤسسة آل البيت عليهم السلام‏، ناشر: موسسة آل البيت‏، ج6، ص196

از حضرت پرسیدند یا رسول الله برای عموی خودت چه می‌خواهی؟ گفت «كلّ الخير أرجو من ربّي‏» هر خیری که باشد، هر خیری که شما فکرش را بکنید من برای عمویم از خدای متعال طلب می‌کنم. چرا؟ چون کنار جنازه ابو طالب آمد گفت عمو جان صله رحم کردی چه صله رحمی، حق مطلب را ادا کردی، اگر یک روزی حضرت عبدالمطلب دست من را در دست شما گذاشت حق مطلب را ادا کردی. یعنی تا آن لحظه آخر واقعا مطلب را رساندی جزاک الله، خدا به تو جزا بدهد. تو چیزی کم نگذاشتی.

مجری:

پشتیبان نداشتم پشتیبانم بودی، حامی نداشتم حامی من بودی. خیلی متشکرم زمان کم داریم نمی‌دانم سوال بعدی را مطرح کنم حقش ادا می‌شود یا نمی‌شود یا می‌خواهی جمع بندی داشته باشی.

استاد عباسی:

به اندازه مختصر خدمت باشیم.

مجری:

این که وجود نازنین حضرت ابو طالب مقام‌های که برای ایشان فرمودید اهل بیت ما دیدگاه شان نسبت به ایشان چه بوده است؟

استاد عباسی:

نکته خیلی مهمی است، یعنی ما اگر شیعه اهل بیت(سلام الله علیهم) هستیم، ببینیم اهل بیت(سلام الله علیهم) در رابطه با جدشان حضرت ابو طالب چه گفتند؟ چون ایشان جد همه اهل بیت می‌شود. وقتی ایشان پدر امیر المؤمنین است جد همه ائمه و جد امام زمان هم می‌شود، امشب صاحب عزای حضرت ابو طالب حضرت امام زمان(سلام الله علیه) است. ما امشب به امام زمان تسلیت می‌گوییم چون جد حضرت است.

حضرت ابو طالب عموی پیامبر، پدر امیر المؤمنین و جد امام حسن و امام حسین است و افتخاری که این‌ها به ابو طالب می‌کردند. من یک روایت از امیر المؤمنین(سلام الله علیه) عرض کنم.

 عَنِ الصَّادِقِ عَنْ آبَائِهِ(سلام الله علیهم) أَنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ كَانَ ذَاتَ يَوْمٍ جَالِساً فِي الرَّحْبَةِ وَ النَّاسُ حَوْلَهُ مُجْتَمِعُونَ فَقَامَ إِلَيْهِ رَجُلٌ فَقَالَ-يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْتَ بِالْمَكَانِ الَّذِي أَنْزَلَكَ اللَّهُ بِهِ وَ أَبُوكَ مُعَذَّبٌ فِي النَّارِ فَقَالَ لَهُ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ مَهْ فَضَّ اللَّهُ فَاكَ وَ الَّذِي بَعَثَ مُحَمَّداً بِالْحَقِّ نَبِيّاً لَوْ شَفَعَ أَبِي فِي كُلِّ مُذْنِبٍ عَلَى وَجْهِ الْأَرْضِ لَشَفَّعَهُ اللَّهُ فِيهِمْ أَبِي مُعَذَّبٌ فِي النَّارِ وَ ابْنُهُ قَسِيمُ الْجَنَّةِ وَ النَّارِ وَ الَّذِي بَعَثَ مُحَمَّداً بِالْحَقِّ نَبِيّاً إِنَّ نُورَ أَبِي يَوْمَ الْقِيَامَةِ لَيُطْفِئُ أَنْوَارَ الْخَلَائِقِ كُلِّهِمْ إِلَّا خَمْسَةَ أَنْوَارٍ نُورَ مُحَمَّدٍ ص وَ نُورِي وَ نُورَ الْحَسَنِ وَ نُورَ الْحُسَيْنِ وَ نُورَ تِسْعَةٍ مِنْ وُلْدِ الْحُسَيْنِ فَإِنَّ نُورَهُ مِنْ نُورِنَا خَلَقَهُ اللَّهُ تَعَالَى قَبْلَ أَنْ يَخْلُقَ آدَمَ(سلام الله علیه) بِأَلْفَيْ عَامٍ»

الإحتجاج علی أهل اللجاج؛ نویسنده: طبرسی، احمد بن علی، ناشر: نشر مرتضی، محقق / مصحح: خرسان، محمد باقر،ج1، ص229

یک نفر خدمت امیر المؤمنین(سلام الله علیه) آمد حضرت در رحبه کوفه در ایام خلافت شان نشسته بودند گفت «يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْتَ بِالْمَكَانِ الَّذِي أَنْزَلَكَ اللَّهُ بِهِ وَ أَبُوكَ مُعَذَّبٌ فِي النَّارِ» علی جان شما در این جا در مقام خلافت و مقام امامت در این جایگاه نشستی ولی پدر شما (العیاذ بالله، العیاذ بالله، خاکم بدهان) جهنمی است دارد عذاب می‌شود. یعنی آن موقع هم این حرف را بعضی از این‌ها می‌آمدند مطرح می‌کردند. ملاحظه کنید جواب حضرت علی خیلی جالب است.

«فَقَالَ لَهُ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ مَهْ فَضَّ اللَّهُ فَاكَ» حضرت فرمودند ساکت باش و دهنت را ببند، خفه شو «مَهْ فَضَّ اللَّهُ فَاكَ» خدا دهانت را خرد کند، من جای دیدم اگر بینندگان و دوستان اهل تحقیق پای برنامه دیدند به من ارائه بدهند، من ندیدم که جای امیر المؤمنین(سلام الله علیه) به کسی گفته باشد خدا دهنت را خرد کند و این چنین نفرین کرده باشد.

حضرت عصبانی شدند و بعد چه فرمودند؟ فرمودند «وَ الَّذِي بَعَثَ مُحَمَّداً بِالْحَقِّ نَبِيّاً» خیلی حرف مهم است، قسم به خدایی که پیامبر را به حق نبی کرد و او را مقام نبوت داد «لَوْ شَفَعَ أَبِي فِي كُلِّ مُذْنِبٍ عَلَى وَجْهِ الْأَرْضِ لَشَفَّعَهُ اللَّهُ فِيهِمْ» اگر پدرم حضرت ابو طالب روز قیامت برای همه گناهکارهای روی زمین، چند میلیارد گنهکار داریم؟ اگر برای همه شان از خدا طلب شفاعت کند خدا روی پدرم را زمین نمی‌گذارد از او قبول می‌کند.

بعد با یک عبارت خیلی محکمی فرمودند «أَبِي مُعَذَّبٌ فِي النَّارِ وَ ابْنُهُ قَسِيمُ الْجَنَّةِ وَ النَّارِ» پدر من اهل جهنم باشد آن وقت پسرش قسیم الجنه والنار باشد؟ کلید دوزخ و جهنم دادند که آن روایت را مفصل بحث کردیم باز دل حضرت آرام نمی‌شود مثل این که حضرت از این حرف آتش بگیرد فرمودند «وَ الَّذِي بَعَثَ مُحَمَّداً بِالْحَقِّ نَبِيّاً إِنَّ نُورَ أَبِي يَوْمَ الْقِيَامَةِ لَيُطْفِئُ أَنْوَارَ الْخَلَائِقِ كُلِّهِمْ إِلَّا خَمْسَةَ أَنْوَارٍ نُورَ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه واله وسلم) وَ نُورِي وَ نُورَ الْحَسَنِ وَ نُورَ الْحُسَيْنِ وَ نُورَ تِسْعَةٍ مِنْ وُلْدِ الْحُسَيْنِ» روز قیامت که می‌شود نور پدرم ابو طالب بر همه انوار غلبه پیدا می‌کند الا نور پنج تا، پیامبر، امیر المؤمنین، حضرت زهرا، امام حسن و امام حسین و فرزندان شان، یعنی چهارده معصوم نور او بر همه مؤمنین در صحرای محشر غلبه پیدا می‌کند این یک روایت است. اگر بخواهیم حق مطلب را ادا کنیم دهها روایت از معصومین(سلام الله علیهم) وجود دارد.

روایت از امام زین العابدین، امام صادق، امام رضا، امام هادی(سلام الله علیهم) روایت وجود دارد، روایاتی که مقامات برای حضرت ابو طالب(سلام الله علیه) بیان کردند.

مجری:

خیلی متشکرم حظ و بهره بردیم، زمان مان به اتمام رسید دوست داشتم بیشتر از محضرتان استفاده کنیم خدا به شما خیر بدهد. همچنین از شما بینندگان عزیز متشکرم که تا پایان برنامه حامی رسالت ما را همراهی کردید. نکات خوبی شنیدیم من که خودم خیلی لذت بردم حظ و بهره بردم در پایان برنامه یک نکته ای می‌خواهم بگویم، می‌خواهم بگویم یا حضرت ابو طالب این گونه امروز شنیدیم و دانش مان افزوده شد که تا پای جان وجود نازنین نبی مکرم اسلام را حمایت کردی حمایت اعتقادی، مالی و اعتباری همه جوره حمایت کردی ما در برنامه حامی رسالت هم حدود یک ساعت گفتگو کردیم آرزو و حرف آخر من این است یا حضرت ابو طالب امیدواریم فردای قیامت هم با نام حامی بیایی و یکی یکی محبین اقا رسول الله، بینندگان بزرگوار همه کسانی که به نام نامی آقا جانمان رسول الله دلخوش هستند دستگیری کنی و فردای قیامت حمایت گری کنی ان شاء الله!

 الهی چنان کن سر انجام کار * تو خشنود باشی و ما رستگار

ما را از دعای خیرتان بی نصیب نفرمایید یا علی مدد خدا نگهدار!


حامی رسالت - به مناسبت وفات حضرت ابوطالب علیه السلام>

وفات حضرت ابوطالب ع حمایت از رسول خدا ص کفیل هدف معنوی دیوان قریش نجاشی ایمان حضرت ابوطالب ع صحابی مظلوم غربت اسلام شیعه