سایر قسمت ها
ضیافت آسمانی - به مناسبت ماه مبارک رمضان

قسمت دهم ویژه برنامه ضیافت آسمانی با کارشناسی دکتر عباسی


دیگر قسمت ها

 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

برنامه ضیافت آسمانی 02 01 1403 (قسمت 10)

عنوان برنامه: ضیافت آسمانی - به مناسبت ماه مبارک رمضان

استاد: حجت الاسلام والمسلمین آقای عباسی

مجری: آقای سید محمد صفایی

کلیدواژها:

 ماه رمضان؛ وفات؛ حضرت خدیجه (سلام الله علیها؛ ام المومنین(سلام الله علیها)؛ بهترین الگو؛ بخشش مال؛ نصرت نبی مکرم؛ جایگاه حضرت؛ نفر اول تجاری؛ مضاربه؛ حق پذیری؛ وصیت حضرت!

مجری:

دنیا اگر چه مثل پیمبر نداشته * قطعاً نبی مثال تو همسر نداشته

دادی تمام ثروت خود را به راه دین * دین خدا شبیه تو یاور نداشته

وقتی وجود پاک تو شد محو فاطمه * یعنی کسی شبیه تو مادر نداشته

بی بی خوشا به حال تو چه هیچ مادری * داماد مثل ساقی کوثر نداشته

چشمش همیشه دوخته بر دست ها بود * هر کس به خاک خانه تو بر نداشته

تو در میان خیل زنان بهترین شدی * ام الائمه لایق صد آفرین شدی

بسیار با دعای تو مؤمن شدند و بعد * تو مادرانه مادر این مؤمنین شدی

از جان و مال و هستی و عمرت گذشتی و * با حسرت رسول امین همنشین شدی

بی بی چه شد که خسته شدی از زنان شهر * بی بی چه شد که با غم و غصه عجین شدی

بی بی چه شد که درد و الم کم نداشتی * هنگام مرگ خود کفنی هم نداشتی!

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه‏ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم وَاحْشُرْنَا مَعَهُمْ والْعَنْ اَعْدائَهُمْ السَّلَامُ عَلَيْكِ يَا أمّ المُؤمِنين یَا خَدیجَة الکبریٰ

عرض سلام و تسلیت و تعزیت به محضر آقا و مولای مان حضرت بقیة الله الاعظم (ارواحنا فداه) و همچنین خدمت شما بینندگان عزیز و ارجمند مؤمنین و مؤمنات، عزاداران و دوستداران حضرت خدیجه کبری (سلام الله علیها) به مناسبت دهم ماه مبارک رمضان سالروز وفات آن بانوی گرانقدر، همسر با وفای رسول مکرم خاتم حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله و سلم)، در آستانه وقت اذان و افطار با ویژه برنامه ضیافت آسمانی از شهر مقدس قدم جوار کریمه اهل بیت فاطمه معصومه (سلام الله علیها) و از شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عج الله تعالی فرجه الشریف) در خدمت شما هستیم.

ان شاء الله ساعتی خواهیم گفت و خواهیم شنید از ام المؤمنین حضرت خدیجه کبری (سلام الله علیها) به بیان استاد گرامی و ارجمند جناب حجة الاسلام و المسلمین آقای دکتر عباسی، حاج آقا سلام علیکم عرض تسلیت و تعزیت دارم.

استاد عباسی:

سلام علیکم و رحمة الله بنده هم خدمت بینندگان عزیز و گرامی شبکه جهانی حضرت ولی عصر (ارواحنا له الفداء) عرض سلام و ادب و احترام دارم امیدوارم که سال جدید بر همه بینندگان عزیزمان پر خیر و برکت باشد و ان شاء‌ الله سال ظهور موفور و السرور مولای مان حضرت ولی عصر (ارواحنا له الفداء) باشد.

 سالی که در آن دو ماه مبارک رمضان هست و سالی که در آن دو وفات حضرت خدیجه (سلام الله علیها) هست. همین طور وفات ام المؤمنین خدیجه کبری (سلام الله علیها) را تسلیت عرض می کنم.

مجری:

ان شاء الله که به زودی زود زیارت آن بانوی مکرمه در شهر مکه مکرمه و در آن قبرستان مشهور شعب ابی طالب به زودی در حج امسال، حج سال های بعد نصیب و روزی همه دلدادگان و عاشقان بشود و ان شاء الله مشمول شفاعت و دعای خیر آن حضرت و آن بانو باشیم.

جناب استاد هر چه از حضرت خدیجه (سلام الله علیها) صحبت کنیم کم است در حال سال حداقل یکی، دو روز باید به آن بانوی بزرگوار اختصاص بدهیم. اسوه مؤمنین و مؤمنات بانویی که اسوه و الگو شدند. اولین بانویی که به نبی مکرم و خاتم اقتداء کردند اولین بانویی که ایمان آوردند و در خیلی از عرصه ها و زمینه ها پیشتاز بودند. ولی آن جایگاه و قدرشان یک مقدار متأسفانه کمتر دیده می شود چرا؟

استاد عباسی:

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين إنّهُ خَیرُ نَاصِر وَمُعینْ؛ فرمودید حضرت خدیجه (سلام الله علیها) بانوی به عنوان الگو و اسوه بودند. چه وقتی یک نفر الگو یا اسوه می شود و باید بشود برای دیگران وقتی که موفق باشد حضرت خدیجه (سلام الله علیها) در چه چیز یا در چه چیزهایی موفق بودند که ما بتوانیم از ایشان الگو بگیریم. چه به ما به عنوان مردها و چه به عنوان خانم ها و چه به عنوان مؤمنین بخواهیم از ایشان الگو بگیریم.

اگر بخواهیم نگاهی به موفقیت های حضرت خدیجه (سلام الله علیها) داشته باشیم همان طور که شما اشاره فرمودید در همه عرصه ها یعنی ما موفقیت ایشان را فقط در یک عرصه نمی بینیم. گاهی می گویند پیامبر به عنوان یک نبی آمد و دینش را اعلام کرد حضرت خدیجه هم در خانه ایشان و همسرشان بود قبول کرد و ایمان آورد.

یک وقتی صرف ایمان ‌آوردن است اما همواره دغدغه برای شخص وجود دارد نسبت به این همسر که الان چه موضع و چه برخوردی دارد؟ وقتی یک مرتبه همه مردم در فاز انکار رفتند چه اتفاقی می افتد؟ فکر می کنم بیننده های ما در فیلم مختار این مسئله را خیلی خوب لمس کردند در خانه مختار، همسران مختار یکی شان مایه آرامش مختار، همراه و مؤید بود مقاومت می کرد همسر به معنای واقعی بود.

یک نفر هم بود بار بر ماجرا بود یعنی همیشه باعث نگرانی بود می خواهد چه کار کند؟ چه برخورد و چه موضعی دارد؟ در یک جایی هم آبروی مختار را برد.

 روایتی در رابطه با حضرت خدیجه (سلام الله علیها) هست:

«وَ كَانَتْ خَدِيجَةُ وَزِيرَةَ صِدْقٍ‏ عَلَى الْإِسْلَامِ وَ كَانَ يَسْكُنُ إِلَيْهَا»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج19، ص5

یک وزیر بسیار با صداقت در جریان اسلام آوردن و دین را بیان کردن از جانب پیامبر بود موجب آرامش یعنی نحوه مواجهه حضرت خدیجه آرامبخش برای پیامبر بود. گاهی اوقات با یک شخصیت خیلی پولدار مواجه می شویم خیلی شاید کارها و خوبی های دیگرش به چشم نیاید آدم ها همه اش حواس شان به دارایی، حساب و کتاب درآمد او، مال و اموال او هست.

ولی ممکن است یک صفت های خیلی بالای داشته باشد ولی آدم ها حواس شان به آن نباشد؛ اما درباره حضرت خدیجه (سلام الله علیها) همین قصه هست یک مقداری تا صحبت می شود آدم ها نگاه شان این است که پیغمبر یک اسپانسر مالی خیلی سنگین پیدا کرد. حضرت خدیجه اموالش را بخشید بله حضرت خدیجه اموالش را بخشید اما بخشیدن اموال برای پیامبر یک جزئی از اتفاق هست.

 وقتی بعضی از همسران پیامبر به پیامبر اعتراض می کردند چه خبر است یک خانم سن بالایی (تعبیرهای بدی استفاده کردند) پیر زنی، همسر شما بود از دنیا رفت خدا، همسران جوانی به شما داد با محبت و ... هستند چرا این قدر مدام خدیجه خدیجه می گویی؟

یعنی علی القاعده الان شما از آن تنگنای مکه خارج شدید در مدینه حکومت دارید همسرانی دارید خانمی که در یک دوران خیلی سختی همسر شما بود برای چه باید این قدر نامش را ببرید؟ حضرت می فرمودند:

«خَدِيجَةُ وَ أَيْنَ مِثْلُ خَدِيجَة»

کجا مثل خدیجه هست؟

كشف الغمة في معرفة الأئمة (ط - القديمة)؛ نویسنده: اربلى، على بن عيسى، محقق / مصحح: رسولى محلاتى، هاشم‏، ناشر: بنى هاشمى - تبريز، ج‏1، ص360

حضرت وقتی ویژگی ها را بیان می کردند یکیش قصه مال است. مالش را به من بخشید وقتی که همه من را از مال شان محروم کردند. فرزند به من بخشید وقتی که هیچ کس نتوانست به من فرزند ببخشد. به اوج قصه رسید که به پیامبر بحث کوثر و تهمت را زدند. بعد از حضرت زهرا (سلام الله علیها) هم می بینیم فرزندی برای حضرت بخواهد ماندگار باشد اتفاق نیفتاد. او من را نصرت کرد وقتی که همه من را فراموش و رها کردند و من را کنار گذاشتند.

 مسئله مالی یک بخشی از ماجرا هست و آن هم چیزی که ما تصور می کنیم این که حضرت خدیجه ایستاده بودند هر جا که پیامبر کم می آورد کم کم خرج می کردند تا این که پول شان تمام شد. در حالی که حضرت خدیجه (سلام الله علیها) در مسئله مالی هم یک شاهکار انجام داد که اصلاً‌ به این شاهکار دقت نمی کنیم. آن هم این که حضرت خدیجه بِرَندش را به حضرت رسول واگذار کرد یک نفر صاحب بزرگ ترین شرکت تجاری دنیا در یک روزی است امروز بخواهیم بگوییم اسم نمی خواهیم ببریم شرکت های خیلی بزرگ تجاری در دنیا.

یک موقع صاحب این شرکت از پولش می بخشد خوب است ولی یک کار کوچکی است یک موقعی کل بِرند را به یکی واگذار می کند. یعنی آن اعتبار شرکت را دارد واگذار می کند حضرت خدیجه (سلام الله علیها) نگفت که من کاسبیم را داشته باشم شما هر کجا کم آوردی به تو پول می دهم حضرت همه اعتبارش را یک جا به حضرت رسول واگذار کرد.

همه اعتبار دارم می گویم فقط یک لحظه تصور بکنید ناوگان حمل و نقل کل قریش هشتاد هزار شتر دارد حمل و نقل جاده ای برای رفتن و تجارت؛ حضرت خدیجه (سلام الله علیها) به تنهایی هشتاد هزار تا دارد مثلاً در ایران بگوییم دو هزار شرکت حمل و نقل وجود دارد مجموعاً دویست هزار تریلی دارند بعد بگوییم یک نفر به اندازه همه این ها تریلی دارد این یک ابرقدرت است.

در کشورهایی نمایندگی دارد که در آن دوران خیلی از مردم حجاز اصلاً نام این کشورها را نشنیده بودند شاید در سال یک نفر از این کشور را می دیدند که آمد طواف انجام بدهد در این حد یک ابرقدرت اقتصادی کل مایملکش را واگذا می کند به طوری که وقتی که می خواهند عروسی بکنند او باید حالا به خانه حضرت رسول برود.

یعنی همه مِلک را واگذار کرد کسی که بیش از سیصد کارگر و کارمند دارد امروز حساب کنید اگر قرار باشد کسی امروز سیصد کارمند را ولو با حداقل کارگری ده میلیون حقوق بدهد ماهی سه میلیارد فقط باید حقوق پرداخت بکند. حضرت خدیجه قبل از ازدواج با پیامبر، در مکه در منزلی زندگی می کند وقتی می خواهند این منزل را توصیف بکنند می گویند همه مکه را دعوت می کرد همه داخل صحن و سرا، حیاط و اتاق ها می آ‌مدند همه با هم جا می شدند. لازم نبود کسی در کوچه و خانه همسایه بنشیند این در تصور آدم بیاید خیلی جالب است ایشان همه برند را می دهد طوری که عروس خانه آقا رسول الله می شود. در شب عروسی هیچ چیز ندارد این طور نیست آرام آرام بخشید تمام شد.

مجری:

قبل از ازدواج این خرج کردن ها و حمایت ها شروع نشد؟

استاد عباسی:

بله قبل از ازدواج همه را به پیغمبر واگذار کردند

مجری:

در حالی که هنوز پیامبر مبعوث نشده بودند.

استاد عباسی:

بله بِرند را واگذار به پیغمبر می کنند این بانو دو، سه سال شعب که نهایتاً به وفات حضرت منجر می شود ده رمضان سال آخر شعب ابی طالب علت بیماری چه است؟ شروع بیماری از ضعف شدید حضرت خدیجه (سلام الله علیها) است از این که چیزی برای خوردن در شعب نیست. با آن شرایط سخت، حضرت خدیجه می توانستند از اموالی که در اختیار داشتند برای خودشان بر دارند.

جدا و خارج از شعب می روم زندگی می کنم می توانم از دیگران با قیمت بالا برای خودم خریداری محصول، مواد غذایی و ... کنم ولی داخل شعب می مانند. لذا سیستم اقتصادی حضرت، بخشش و ... خیلی عجیب و غریب و شاهکار است مرحله بعد این که بقیه فضائل حضرت در پرتو این فضیلت دارد کمرنگ می شود آن طوری که باید و شاید دیده نمی شود.

پیامبر در شرایط سخت مکه بودند تصورمان این هست ... در فیلم محمد رسول الله یکی، دو صحنه را بازسازی کردند دارند حضرت را سنگ می زنند بقیه اش بیشتر شکل این است که مسلمان ها دارند اذیت می شوند تا پیامبر مثلاً جناب سمیه و جناب یاسر را سنگ روی سینه قرار می دهند و تحت شکنجه هستند.

در حالی که تقریباً روزانه پیامبر را ایذا و اذیت می کردند جوان های و نوجوان هایی را اجیر می کردند پیامبر را از مسجد الحرام بیرون کنند و سنگ به سمت پیامبر بزنند. پیامبر بخواهد بایستد و درگیر بشود باید جنگ راه بیافتد اگر هم نه باید بروند. بارها و بارها می شد حضرت متواری می شدند به کوه ها پناه می بردند چون نمی خواستند با این جوان ها درگیر بشوند.

فقط می آمدند به حضرت خدیجه خبر می دادند آقا رسول الله به سمت کوه های اطراف مسجد الحرام رفتند کسانی که مشرف شدند همه اطراف کوه هست. به حضرت خدیجه (سلام الله علیه) خبر می رسید مواد غذایی، آب و مقداری پانسمان بر می داشتند در کوه ها به دنبال حضرت رسول می گشتند تا حضرت را پیدا بکنند و زخم ها و جراحات حضرت را التیام بدهند و غذایی و آبی ببرند.

در جریان یکی از این ها روایتی داریم جبرئیل بر آقا رسول الله وارد شدند گفتند یا رسول الله از پناهگاه بیرون بیا خدیجه دارد دنبالت می گردد. آن قدر تلاش می کند و خسته شده و گریه اش گرفت که ملائکه آسمان ها طاقت ندارند. خدای متعال می گوید بروید به پیامبر بگویید برود به داد خدیجه برسد که ملائکه آسمان ها طاقت ندارند. حضرت خدیجه آمده بود صدای حضرت خدیجه را حضرت رسول نمی شنید طولانی شد و جبرئیل آمد آن دو نفر را به همدیگر رساند.

 دو عبارت آقا رسول الله به کار بردند خیلی تعجب می کنم پیامبر در اوج و قله معنویت و خلقت عالم، در جایگاه انسانی، بشری و معنوی کل عالم دو جمله برای حضرت خدیجه جمله های خیلی مهمی است. یکی از این جملات این که چقدر خوشحالم و چقدر خدا را شکر می کنم که خدا، خدیجه را به ازدواج با من در آورد.

«و كنت لها عاشقا»

من عاشق خدیجه بودم این عبارت که عاشق هستم و عاشق بودم یک جای دیگر هم:

 «کنتُ لها وامقا»

 دارد یعنی یک محبت خیلی زیاد دارم چون خدا وقتی می خواست حضرت زهرا را به پیغمبر بدهد پیغمبر را چهل روز از خدیجه دور کرد سخت ترین ابتلاء پیغمبر،‌ چهل روز فاصله از حضرت خدیجه است. و سخت ابتلاء خدیجه این چهل روز فاصله است.

فقط خدا این جا برای این که هر دوی این ها آرام بشوند گوشه قصه را برای شان گفت. به حضرت رسول گفت به خدیجه بگو جدایی من، نقصی از جانب شما نیست امر خدای متعال است یک برنامه برای ما دارد و یک اتفاق بزرگ هست. به پیغمبر گفت به خدیجه هم گفت این آرامش حاصل بشود برای شان خیلی سخت است چهل روز فاصله و جدایی بین پیغمبر و حضرت خدیجه (سلام الله علیها) باشد. «کنت له عاشقا، کنت له وامقا» دو عبارتی که در روایت آمده است.

 دوم این که آقا رسول الله فرمودند:

 «قَدْ رُزِقْتُ حُبَّهَا»

صحيح مسلم؛ اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري الوفاة: 261، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ج4، ص1888، ح2435

 

 حب خیلی زیاد به حضرت خدیجه را آقا رسول الله رزق الهی ویژه برای خودشان می دانستند. یک موقع می گوید مثلاً خدا به خدیجه لطف کرد خدیجه همسر من شد من پیغمبر و اشرف مخلوقات هستم.

یک موقع می گوید این که من او را این قدر دوست دارم این رزقی الهی است که خدا به من داده است. این جا، باید ببینیم خدیجه (سلام الله علیها) چه کسی بودند که محبت نسبت به ایشان برای پیامبر رزق ویژه است.

مجری:

بحث به جای زیبایی رسید، رابطه ای که رابطه عاشقانه ای بوده است و شاید کمتر در مورد آن صحبت شده است.

 (میان برنامه)

مجری:

«السلام علیک یا أم الزهرا یا خدیجة الکبریٰ سلام الله علیها)، با سلام مجدد خدمت شما بینندگان عزیز و ارجمند داریم در مورد فضائل حضرت خدیجه (سلام الله علیها) صحبت می کنیم به آن رابطه عاشقانه و آن رابطه صمیمی حضرت خدیجه (سلام الله علیها) و آقا رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) رسیدم.

دکتر عباسی یک وقت های پیرامون حضرت زهرا (سلام الله علیها) و حضرت امیر المؤمنین این را می شنویم که حضرت زهرا در راه ولایت، در راه دفاع از ولایت جانفشانی کردند و به شهادت رسیدند. جنابعالی هم اشاره کردید در دوران پایانی حیات حضرت خدیجه، حضرت خدیجه (سلام الله علیها) یک چنین جانفشانی کردند. یعنی می توانیم همچنین تطبیقی را تطبیق بدهیم؟

استاد عباسی:

قطعاً این تطبیق معنادار هست به خاطر این که حضرت خدیجه (سلام الله علیها) در طول مدتی که همسر نبی مکرم بودند با بخشش مال، با بخشش بِرند تجاری با عظمت و جایگاه اجتماعی خودشان در راه حضرت به طوری که واقعاً مورد غضب کل قریش قرار می گیرند. یک نفر در قریش باشد که نفر اول تجاری کل قریش باشد. یک خانم ‌آن جایگاه اجتماعی را داشته باشد آن همه خدم و حشم داشته باشد هنگام وضع حمل هیچ یک از خانم ها حاضر نشوند برای کمک بیایند. چقدر سنگین است؟!

مجری:

به لحاظ شخصیتی هم برای یک شخص سخت است.

استاد عباسی:

بله، حضرت خدیجه (سلام الله علیها) وارد یک جنگ تمام عیار شد منتها این جنگ، جنگ نظامی و مسلحانه نیست بلکه جنگ، جنگ حیثیتی و آبرویی است قرار هست در موضوعات مختلف به پیامبر لطمه بزنند. یکی از آن لطمه ها قرار است لطمه اجتماعی باشد حضرت خدیجه (سلام الله علیها) همه خدم و حشم، همه دارایی و همه زندگی خودش را در حمایت از حضرت به میدان آورد.

این که عرض کردم واقعاً موجب آرامش «و وزیرةُ الصدق» برای پیغمبر بودند این که پیامبر بتواند روی او حساب کند. بتواند او را به کمک بگیرد نه تنها او بار، سنگینی و ثقلی برای پیامبر نداشته باشد بلکه بتواند باری را از روی دوش پیامبر بر دارد. حضور حضرت خدیجه (سلام الله علیها) در کنار پیامبر در همه عرصه ها، بعد فرزندی که قرار هست ایشان به پیغمبر و بشریت هدیه بدهد.

مادر حضرت زهرا (سلام الله علیها) بودن اتفاق کمی نیست اتفاق کمی نیست یعنی این طور نیست هر خانم دیگری بود هم می توانست باردار به حضرت بشود و این جایگاه را داشته باشد. نه همان طوری که پیامبر باید با چهل روز دعا، با خوردنِ از سیب آسمانی و فاصله گرفتن از دنیا و ترک دنیا آمادگی پیدا بکند. طرف مقابل هم باید این آمادگی را داشته باشد. چه بانویی هست که این آمادگی را دارد و این زمینه را دارد برای آن حمل با عظمتی که می خواهد اتفاق بیافتد.

 یک عبارتی درباره یکی از نام های ایشان وجود دارد یکی از نام های حضرت طاهره هست وقتی می خواهند برای ایشان بگویند نام ایشان طاهره هست نمی گویند این نام را پیامبر قرار دادند. برای ایشان این طور بیان می شود

«یسمی في الجاهلیة بالطاهرة»

یعنی در جاهلیتی که اوج فساد، تباهی و ارتباط های نا مشروع و عجیب و غریب هست در آن دوره حضرت خدیجه (سلام الله علیها) به طاهره لقب می گیرد.

مجری:

پیامبر، امین می شوند ایشان طاهره می شوند.

استاد عباسی:

بله یک شخصیتی که نفر اول تجاری کل حجاز است

مجری:

چشم خیلی از مردان به سمت ایشان است.

استاد عباسی:

یک نفری که در اجتماع نفر اول تجاری است یعنی در اجتماع هست. این طور نیست بگوییم در اجتماع نیست اسمش هم طاهره هست و این ویژگی را دارد. در قصه خواستگاری و ازدواج وقتی مطرح می شود حضرت ابو طالب (علیه السلام) وقتی به خواستگاری حضرت خدیجه می آیند. از خانواده ایشان وقتی می خواهند خواستگاری بکنند می فرمایند ما آمدیم دختر عفیفه، دختر طاهره و دختر پاک که از هر نوع آلودگی بری هست را از شما خواستگاری بکنیم. این صفت بسیار بسیار مهم و شاخص است، یعنی کسی باشی که در اوج فعالیت اجتماعی باشی اما نا محرمی و را ندیده باشد.

 گاهی اوقات بعضی از خانم های متدین ما یک خرده وارد فضای کارهای سیاسی، اقتصادی یا جامعه می شوند می گوید دیگر نمی شود این چادر را حفظ کرد نمی شود مو بیرون نباشد. نمی شود با مرد نا محرم راحت صحبت نکنم و ارتباط برقرار نکرد. در حالی که می بینیم حضرت خدیجه (سلام الله علیها) این گونه در جامعه آن زمان زیست دارد می کند. در عین حالی که موفق ترین زنِ دوران خود از نظر اقتصادی و از نظر اجتماعی هست در عین حال «یسمیٰ في الجاهلیة بالطاهرة»

مجری:

در حقیقت یک شرایطی بوجود آمد که آن کوفیّت برای حضرت رسول ایجاد شد یعنی اگر حضرت خدیجه نبودند شاید هم کفوی برای حضرت رسول آن وقت وجود نداشت. می توانیم همچنین تعبیری را استفاده کنیم؟

استاد عباسی:

بله، حقیقتاً از نظر شأن خانوادگی این طور هست

مجری:

گرچه مرتبه عصمت نیست

استاد عباسی:

بله ولی از جهت فضای اجتماعی و خانوادگی این طور است. جالب این که جناب خویلد یک شخصیت بسیار محترم در دوران جاهلیت بود هم مادر ایشان هر دو را بررسی کردم یکی شان در جد سوم قُصَیْ در جد هشتم لوئی فکر می کنم با پیامبر مشترک هستند. از نظر نسب هم یک خانواده بسیار با نسب و اصیل در قریش هستند.

در دوران معاصر فراوان می بینیم افراد مقداری جایگاه اجتماعی برای خودشان پیدا می کنند مخصوصاً اگر امکانات اقتصادی داشته باشند. چون امکانات اقتصادی حضرت خدیجه بی حد و حصر بود و در آن دوره نظیر نداشت.

در یکی از مستندات تاریخی دیدم وقتی کسی وارد انبار ایشان در مکه می شد انتهای انبار را نمی توانست ببیند؛ یعنی آن قدر کالا از کشورهای مختلف چیده بودند انتهای انبار روشن نبود دقیقاً کجا است و چقدر باید بروی تا به انتهای برسی! یک شخصیتی این چنینی در عین حال از نظر پذیرش حق در اوج قرار دارد و به دنبال حق بودن و اطاعت کردن و اطاعت پذیری.

 امیر المؤمنین هم در خانه حضرت خدیجه بزرگ شد به نوعی در زندگی حضرت خدیجه بود خیلی علاقه و محبت به ایشان داشتند. کودکی که آمد در خانه حضرت خدیجه و حضرت رسول بزرگ شد هنوز در ایام مکه هستیم و حضرت علی (علیه السلام) خیلی جواب هستند. یک وقتی آقا رسول الله داشتند لوازم ایمان یا مباحث اعتقادی را به حضرت خدیجه (سلام الله علیها) می فرمودند به حضرت خدیجه فرمودند علی که می بینی مولای بر همه افراد و بر تو هست و از جانب خدای متعال روزی به عنوان جانشین من خواهد بود با او عهد و پیمان ببند با او بیعت کن.

حضرت خدیجه نگفتند او در خانه من بزرگ شد مثل فرزندم می ماند چرا؟ حضرت فرمودند هر آن چیزی که شما می فرمایید بر اساس آن با حضرت علی (علیه السلام) بیعت می کنم. خیلی جالب است شاید اولین بیعت با امیر المؤمنین قبل از این که غدیر بخواهد اتفاق بیافتد توسط حضرت خدیجه (سلام الله علیه) اتفاق افتاد.

حضرت خدیجه از موالیان و اهل بیعت با امیرالمؤمنین هست این حجم پذیرش حق و به دنبال حق بودن چون برای خواستگاری هم صحبت می کنند می گویند روزی با دختران جوان دیگر ایستاده بودند یک عالِم یهودی رد می شد گفت از بین شما قریش یک نفر قرار است مبعوث بشود چون آن ها منتظر بودند

(يعْرِفُونَهُ كَمَا يعْرِفُونَ أَبْنَاءَهُمْ)

او [= پيامبر] را همچون فرزندان خود مي‌ شناسند؛

سوره بقره (2): آیه 146

اگر یکی از شماها بتوانید همسر او شوید خیلی خوب خواهد شد و خیلی رشد خواهید کرد. می گوید دخترها سنگ برداشتند و این پیر مرد یهودی را با سنگ می زدند می گفتند دیوانه هستی و چه داری می گویی. در روایت دارد جرقه ای در دل حضرت خدیجه (سلام الله علیه) خورد اگر واقعاً این پیامبر یک فرد الهی هست و آن ویژگی ها را دارد چرا من همراه با او نشوم؟

کسی که در دنیا هیچ کمبودی برای او وجود ندارد این قدر برای رسیدن به حقائق عالم دلباخته باشد، رسیدن به آن معنویت عالم که همان را برداشتند کردند. وقتی بحث تجارت شد مال التجارة را به عنوان مضاربه به پیغمبر دادند بعضی ها می گویند اجیر کردند؛ پیامبر هیچ وقت اجیر کسی نشدند با حضرت خدیجه مضاربه انجام دادند مال التجاره و کار از ایشان سود را هم تقسیم می کند.

وقتی کسی را به دنبال حضرت فرستادند با آن سود بر گشت با آن اتفاقاتی که در مسیر افتاد ویژگی ها را پرسیدند خیلی در ذهن حضرت خدیجه آمد که این همان شخصی است که آینده برای او تصور می شد.

مجری:

قطعاً رجل الهی خواهد بود یک رجلی با این ویژگی ها و شاید هم بر حضرت خدیجه الهامی شده بود.

استاد عباسی:

علامه مجلسی در بحار یک رؤیای صادقه هم برای حضرت خدیجه نقل کرده می گویند احتمال جمع این دو، کلامی که آن پیر مرد یهودی گفت بعد رؤیای صادقه ای که برای خود حضرت اتفاق افتاد.

 معتقد هستیم در این موارد مثل ازدواج حضرت امام حسن عسکری (علیه السلام) با جناب نرجس خاتون به هدایت غیبیه هست. این طور نیست یک نفری یک مرتبه مادر امام زمان می شود باید آن قابلیت ویژه وجود داشته باشد. همسری پیغمبر و بعد مادری حضرت زهرا (سلام الله علیها) ویژگی خاص باشد رساندن این ها به همدیگر می تواند آن حالت ویژگی و خاص بودن که از جانب خدای متعال رقم خورد این ها مقدماتش هست آن رؤیا هست و آن اتفاقی که برای ایشان افتاد کنار هم قرار می گیرد.

مجری:

و این چنین حضرت خدیجه (سلام الله علیها) جده ائمه اطهار (سلام الله علیهم اجمعین) می شود.

 (میان برنامه)

مجری:

بینندگان عزیز و ارجمند در سالروز وفات ام المؤمنین حضرت خدیجه کبری (سلام الله علیها) و در ساعات پایانی روز و در آستانه افطار با بخش پایانی برنامه در خدمت شما هستیم.

 حضرت استاد بخش پایانی را به وصایای حضرت خدیجه (سلام الله علیها) اختصاص بدهیم، وصایایی که چه بسا الان برای روز ما، برای ما باقیماندگان، برای ما شیعیان و موالیان بتواند راهگشا باشد.

استاد عباسی:

لحظات پایانی عمر حضرت در شعب ابی طالب و در ایام پایانی در ماه رمضان وقتی که پیامبر به بالین حضرت خدیجه (سلام الله علیها) آمدند حضرت فرمودند سه وصیت دارم همان طور که فرمودید برای ما می تواند درس آموز باشد و خیلی مهم هست. اولین درخواست و وصیت حضرت این بود شما من و کوتاهی من را ببخشید.

کسی که علی الظاهر باید طلبکار باشد به ظاهر دنیوی و حتی به باطن قصه همه چیزم را گذاشتم باید طلبکار باشد ولی خود را بدهکار می داند.

مجری:

حتی بهشت برای من ضمانت شده باشد.

استاد عباسی:

خود را بدهکار می بیند این خیلی نکته مهمی است گاهی اوقات دو نماز خواندیم، دو روزه گرفتیم طلبکار خدا و عالم هستیم. در این ماه مبارک رمضان گاهی اوقات احساس نکنیم سی،‌ چهل سال است دارم روزه می گیرم چقدر نماز خواندم در روزهای سخت تابستان روزه گرفتم الان دارم روزه می گیرم. در بیماری نمازم را خواندم سعی کردم واجباتم را انجام بدههم.

این که بدانیم طلبکار نیستیم هر کسی، هر چقدر مایه گذاشت نهایتاً خود را بدهکار بداند. خدای متعال چه برای او مقدر می کند و چقدر او را بالا و والا می داند؟ حضرت رسول فرمودند در حق من کوتاهی نکردی و هیچ بدی از تو ندیدم هر چه بود خیر و خوبی بود. پاسخ پیامبر، پاسخ مهم و جالب است.

در همان حین از جانب خدای متعال یا رسول الله بشارت بده خدیجه را به خانه ای در بهشت با ستون های طلا و ... که این بخش کوچکی از آن پاداشی است که برای حضرت خدیجه مشخص شده است، کسی که همه عمر پای کار بود الان احساس دِین می کند این نکته، نکته خیلی مهمی است. از بالاترین و بدترین اتفاقات عجبی است که برای افراد در سایه انجام دادن چهار تا عمل اتفاق می افتد. دل مان می خواهد طوری باشد آدم ها بیایند یا خدا ملائکش را بفرستد ما را باد بزند در واقع طلبکار می شویم.

این نگاه، نگاهی است که می بینیم در حضرت زهرا (سلام الله علیها) این نگاه وجود دارد. وقتی که حلالیت می طلبد یا وقتی که سه روز آن طوری روزه گرفتند افطارشان را دادند

(وَيطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيتِيمًا وَأَسِيرًا * إِنَّا نَخَافُ مِنْ رَبِّنَا يوْمًا عَبُوسًا قَمْطَرِيرًا)

و غذاي (خود) را با اينکه به آن علاقه (و نياز) دارند، به «مسکين» و «يتيم» و «اسير» مي ‌دهند! ما از پروردگارمان خائفيم در آن روزي که عبوس و سخت است!

سوره انسان (76): آیات 8 و 10

می گوید این کار را فقط به خاطر خدا دادیم (إِنَّا نَخَافُ مِنْ رَبِّنَا يوْمًا عَبُوسًا قَمْطَرِيرًا) زهرای مرضیه می فرماید نگران قیامت و جهنم هستم آن روز سخت، روزی که در قیامت قرا است محاسبه بشویم. این که سه روز با آب افطار کردیم هیچ چیزی برای افطار نداشتیم همه را در راه خدا دادیم. می گویند از شما هیچ اجر و مزدی نمی خواهیم (إِنَّا نَخَافُ مِنْ رَبِّنَا يوْمًا عَبُوسًا قَمْطَرِيرًا) این اولین وصیت حضرت خدیجه (سلام الله علیها) این نگاه خاص الهی و اهل بیتی نسبت به این موضوع.

 دومین مطلب سفارش ویژه نسبت به حضرت زهرا (سلام الله علیها) با نگاه مادرانه بود این خیلی مهم است. اصل نگاه حضرت خدیجه (سلام الله علیها)، نگاه مادرانه است. شاید به عنوان یک ولی الله، یک شخصیت والا نسبت به حضرت زهرا در درجه اول این نکته را نمی گوید. می گوید نسبت به دخترم حضرت زهرا (سلام الله علیها) در زمان حیاتم خیلی مراقبت کردم درخواستم این هست که از او مراقبت کنی. نگران هستم آن زلالی وجود حضرت خدیجه (سلام الله علیها) نگران هستم از قریش نسبت به فرزندم حضرت زهرا (سلام الله علیها)

نکند یک وقتی کسی آسیبی به دخترم زهرا بزند. نکند یک وقتی کسی سیلی بر دخترم حضرت زهرا بزند. حضرت سیلی را اسم بردند واقعاً چه حس می کردند و چه می دیدند؟ آن لطافت روح وسیع حضرت خدیجه (سلام الله علیها) که فرمود مراقبت بکنید نکند خدای نا کرده کسی آسیبی به دخترم فاطمه بزند. کسی او را بیازارد.

این هم دومین مطلب که فکر می کنم این وصیت از همان وصیت هایی است که تا به امروز مال باید جریان داشته باشد. وقتی که حضرت دارند این وصیت را می کنند فقط به پیغمبر و افراد آن زمان وصیت نمی کنند امروز هم ما این مراقبت را باید بکنیم نکند خدای نا کرده کسی به جایگاه اعتقادی حضرت زهرا آسیب بزند. کسی به جایگاه شخصیتی حضرت زهرا آسیب بزند. چون حضرت زهرا (سلام الله علیها) برای ما یک شخص نیستند یک اعتقاد، باور، فرهنگ، اسوه و الگو هستند.

سومین وصیت را حضرت خدیجه (سلام الله علیها) فرمودند یا رسول الله رویم نمی شود به شما بگویم اگر می شود شما بیرون بروید دخترم فاطمه بیاید به دخترم فاطمه می گویم. وقتی که دخترش فاطمه آمدند شکل ظاهرش ممکن است شکل تقاضای مالی یا عوض قرار دادن برای یک سری از چیزهایی که در راه خدا خرج کرده بودند باشد. وقتی حضرت زهرا آمدند گفتند به پدرت بگو هیچ چیز با ارزشی ندارم برای خدا ببرم نگران قبرم هستم اگر می شود شما عبای خودتان را برای من کفن قرار بدهید. این را به خود پیغمبر رویش نشد بگوید می گوید به جای همه وسائل و اموالی که به شما بخشیدم یک کفن از شما می خواهم گفت رویم نمی شود به حضرت زهرا گفتم.

یک اتفاق خیلی ویژه فوق العاده ای این جا می افتد فکر می کنم این جا خدای متعال و حضرت رسول سنگ تمام برای حضرت خدیجه گذاشتند. جبرئیل از بهشت یک لباسی را برای کفن حضرت خدیجه آورد پیامبر هم لباس خودشان را آماده کردند. حضرت خدیجه (سلام الله علیها) دو کفنه شدند کفنی از جانب خدا و از بهشت که جبرائیل آورد و کفنی هم از جانب پیغمبر که در قبر حضرت باشد.

این می شود پایان ده ها سال اخلاص و با همه وجود وقف پیغمبر شدن این که اول صحبت هایمان در برنامه حق مطلب ادا نشده اگر دوران پیغمبر یک خانمی غیر از حضرت خدیجه،‌ یک هزارم این اتفاقات برایش افتاده بود امروز در همه عالم صدها بار می گفتند و می گفتند و می گفتند. گوش عالم را کر می کردند!

نمی دانم چرا وقتی حضرت خدیجه (سلام الله علیها) این روایت از روایات شیعه و سنی و از روایات معتبر است چرا کم لطفی؟ کسی که خدای متعال ارزش گزاری برای او وقتی که آیه نازل می شود:

(وَوَجَدَكَ عَائِلًا فَأَغْنَى)

و تو را فقير يافت و بي‌ نياز نمود

سوره ضحی (93): آیه 8

ابن عباس می گوید «فأغْنی بِمال خدیجة» خدا وقتی می خواهد پیغمبری که او را فقیر یافته است او را غنی و بی نیاز کند «فأغْنی بِمال خدیجة» با مال حضرت خدیجه چنین برکتی به مال حضرت خدیجه می دهد. چنین برکتی به وجود حضرت خدیجه می دهد فرزند چون زهرای مرضیه کوثر عالم (کوثر را شیعه و سنی قبول دارند) کوثر عالم در آغوش او پرورش پیدا بکند.

بعد ختمی که برای او هست یعنی اختتام کار این رضایت خدای متعال باشد. خدا می توانست به پیامبر بگوید بله لباست را کفن او قرار بده می گوید نه شما کفن قرار بده من هم کفنی می دهم. کفنی که خدا می دهد از بهشت جبرائیل می آورد پیامبر هم لباس خود را به عنوان کفن قرار می دهد این بدرقه راه و مسیری بهشتی می شود.

آقا رسول الله در لحظات عمر خدیجه گفتند یا خدیجه فقط سلام من را به همنشین های خودت در بهشت برسان، گفت یا رسول الله همنشین های من چه کسانی هستند؟ گفت آسیه، مریم و بهترین زنان بهشتی همنشینان تو در بهشت هستند سلام را به ایشان برسان پیغمبر این قدر مطمئن است. این قدر پیامبر، خدیجه را والا می داند و از جانب خدا با این ویژگی‌ها امر شده است.

مجری:

طیب الله انفاسکم، اقای استاد دکتر عباسی (خِتامُهُ مِسْكٌ)، یادی کردید و ذکر توسلی هم کردیم در این لحظات پایانی به آن وجود نازنین و مبارک خداوند ان شاءالله به شما خیر و توفیق بدهد. ان شاءالله چشمان گنهکار همه مان به وجود مولایمان حضرت بقیة الله الاعظم ارواحنا فداء روشن بشود.

 عرض پایانی بنده همین دعا باشد که «الهی بفاطمة و أبيها وامها و بعلها و بنيها عجل لولیک الحجة ابن الحسن الفرج و العافیة و النصر»

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته


ضیافت آسمانی - به مناسبت ماه مبارک رمضان>

ماه رمضان وفات حضرت خدیجه س ام المومنین بهترین الگو بخشش مال نصرت نبی مکرم جایگاه حضرت نفر اول تجاری مضاربه حق پذیری وصیت حضرت