-
راه روشن -تحلیل و نقد مناظره حاتم قادری و حسن انصاری 08 26 فروردین 1404
1:23:20 دقیقه -
راه روشن - تحلیل و نقد مناظره حاتم قادری و حسن انصاری 07 19 فروردین 1404
1:15:48 دقیقه -
راه روشن - نقش قرآن در زندگی و جامعه اسلامی 12 فروردین 1404
1:23:58 دقیقه -
راه روشن - تحلیل و نقد مناظره حاتم قادری و حسن انصاری 06 28 اسفند 1403
55:27 دقیقه -
راه روشن - تحلیل و نقد مناظره حاتم قادری و حسن انصاری 05 21 اسفند 1403
53:47 دقیقه -
راه روشن - تحلیل و نقد مناظره حاتم قادری و حسن انصاری 04 7 اسفند 1403
1:23:19 دقیقه -
راه روشن - تحلیل و نقد مناظره حاتم قادری و حسن انصاری 03 30 بهمن 1403
1:20:44 دقیقه -
راه روشن - تحلیل مناظره حاتم قادری و حسن انصاری 02 16 بهمن 1403
1:25:41 دقیقه -
بررسی شبهه خمس و تحلیل مناظره حاتم قادری و حسن انصاری؛ نگاه به مبانی اعتقادی شیعه 2 بهمن 1403
1:24:17 دقیقه -
راه روشن - علامات ظهور ( بداء در سفیانی)2 18 دی 1403
1:23:25 دقیقه -
راه روشن - علامات ظهور ( بداء در سفیانی) 11 دی 1403
1:22:49 دقیقه -
راه روشن _ پاسخ به شبهات پیرامون آرامگاه حضرت زینب (سلام الله علیها) در دمشق و تحولات سوریه 4 دی 1403
1:23:02 دقیقه -
راه روشن _ تحولات سوريه و حركت مهاجرين اهل سنت ايران در سوريه 27 آذر 1403
1:23:38 دقیقه -
راه روشن _بررسی تحولات و اتفاقات سوریه 20 آذر 1403
1:22:17 دقیقه -
راه روشن _ عوامل مؤثر در تقویت و تلطیف ولایت 6 آذر 1403
1:24:12 دقیقه -
راه روشن _ نقدی بر دوگانه سازی مسئله دعوت، با جهاد 29 آبان 1403
1:25:36 دقیقه -
راه روشن - تناسخ و جنگ لبنان 8 آبان 1403
1:24:55 دقیقه -
راه روشن - اسلام و مبارزه با خرافات 24 مهر 1403
1:24:12 دقیقه -
راه روشن - پاسخ به شبهات در مورد نبوت 17 مهر 1403
1:24:42 دقیقه -
راه روشن - بررسی مناظره بهمن ترکیان (اسکپتیک) با عقیل هاشمی 27 شهریور 1403
1:20:03 دقیقه -
راه روشن - بررسی صحبتهای حجت الاسلام قنبريان با عنوان جبهه حسين (عليه السلام) 2 6 شهریور 1403
1:23:35 دقیقه -
راه روشن -بررسی صحبتهای حجت الاسلام قنبريان با عنوان "جبهه حسين" (عليه السلام) 30 مرداد 1403
1:20:54 دقیقه -
راه روشن - جایگاه عمّار یاسر 23 مرداد 1403
1:22:26 دقیقه -
راه روشن - تحلیل مناظره و تحلیل سخنان آقای ناصر یوسفی 16 مرداد 1403
1:25:31 دقیقه -
راه روشن - نسبت دادن عزاداری به ارواح اهل بیت علیهم السلام 2 مرداد 1403
1:27:02 دقیقه -
راه روشن - شأن نزول هَل اَتی/ حکایت بیماری فرزندان امیرالمؤمنین علیه السلام و روزه آن حضرت 12 تیر 1403
1:16:01 دقیقه -
راه روشن - نقد صحبت های آقای علیرضا کمیلی 22 خرداد 1403
1:15:58 دقیقه -
راه روشن - نقد سخنان آقایان اسدپور و کمیلی 15 خرداد 1403
1:20:37 دقیقه -
راه روشن - مناظره و نقش آن در تبلیغ 8 خرداد 1403
1:24:20 دقیقه -
راه روشن -تحلیل سخنان مقام معظم رهبری 25 اردیبهشت 1403
1:25:38 دقیقه -
تحلیل ماهنامه علمی و تحلیلی وضعیت شناسی شیعیان( انگیزه های گرایش به تشیع در ایران ) 18 اردیبهشت 1403
1:21:35 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 11 اردیبهشت 1403
1:24:40 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 8 اسفند 1402
1:18:15 دقیقه -
راه روشن - نقد دگر اندیشان شیعی 10 بهمن 1402
1:23:00 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 3 بهمن 1402
1:24:50 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 26 دی 1402
1:24:35 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 19 دی 1402
1:23:25 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 5 دی 1402
1:24:14 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 28 آذر 1402
1:27:32 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 14 آذر 1402
1:24:27 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 30 آبان 1402
1:25:09 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 16 آبان 1402
1:24:18 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 9 آبان 1402
1:28:47 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 25 مهر 1402
1:24:22 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 18 مهر 1402
1:23:38 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 21 شهریور 1402
1:23:19 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 24 مرداد 1402
1:22:41 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 17 مرداد 1402
1:24:09 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 10 مرداد 1402
1:21:23 دقیقه -
راه روشن - نقد دگر اندیشان شیعی 20 تیر 1402
1:30:49 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 30 خرداد 1402
1:19:27 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 23 خرداد 1402
1:22:12 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 2 خرداد 1402
1:15:29 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 26 اردیبهشت 1402
1:20:59 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 19 اردیبهشت 1402
1:25:02 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 12 اردیبهشت 1402
1:23:29 دقیقه -
دکتر ابوالقاسمی
1:24:48 دقیقه
نقد کتاب دین در ترازوی اخلاق 5 اردیبهشت 1402 -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 23 اسفند 1401
1:21:35 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 9 اسفند 1401
1:21:46 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 25 بهمن 1401
1:21:28 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 18 بهمن 1401
1:22:22 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 20 دی 1401
1:24:59 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 22 آذر 1401
1:22:58 دقیقه -
راه روشن 1 آذر 1401
1:24:34 دقیقه -
راه روشن 24 آبان 1401
1:22:51 دقیقه -
راه روشن 3 آبان 1401
1:26:04 دقیقه -
راه روشن 26 مهر 1401
1:23:30 دقیقه -
دکتر ابوالقاسمی
1:21:43 دقیقه
حجاب، اجباری یا اختیاری است؟ 19 مهر 1401 -
نقد کتاب"دین در ترازوی اخلاق: نسبت میان اخلاق دینی و اخلاق سکولار" نویسنده ابوالقاسم فنائی
1:23:23 دقیقه
راه روشن 22 شهریور 1401 -
راه روشن 15 شهریور 1401
1:22:42 دقیقه -
راه روشن 8 شهریور 1401
1:25:23 دقیقه -
راه روشن 1 شهریور 1401
1:22:57 دقیقه -
راه روشن 25 مرداد 1401
1:25:40 دقیقه -
راه روشن 4 مرداد 1401
1:24:26 دقیقه -
راه روشن 14 تیر 1401
1:23:09 دقیقه -
راه روشن 7 تیر 1401
1:24:03 دقیقه -
راه روشن 24 خرداد 1401
1:24:14 دقیقه -
راه روشن 17 خرداد 1401
1:18:50 دقیقه -
راه روشن 3 خرداد 1401
1:20:43 دقیقه -
راه روشن 27 اردیبهشت 1401
1:20:59 دقیقه -
راه روشن 20 اردیبهشت 1401
1:24:16 دقیقه -
راه روشن 13 اردیبهشت 1401
1:25:29 دقیقه -
راه روشن 6 اردیبهشت 1401
1:25:52 دقیقه -
راه روشن 30 فروردین 1401
1:26:06 دقیقه -
راه روشن 16 فروردین 1401
1:27:07 دقیقه
نقد افکار باطل سلیمانی اردستانی 01 راه روشن
قسمت صد و بیست و چهارم برنامه راه روشن با کارشناسی دکتر ابوالقاسمی و اجرای آقای غضبانی
دیگر قسمت ها
برنامه راه روشن 02 02 1404 (قسمت 124)
عنوان برنامه: نقد افکار باطل آقای سلیمانی اردستانی 01
کلیدواژه: راه روشن؛ اموال حضرت خدیجه (علیها السلام)؛ حضرت خدیجه (علیها السلام)؛ حضرت علی علیه السلام؛ شمشیر علی؛ حکومت سیاسی؛ قرآن کریم؛ نهج البلاغه؛ جنگ احزاب؛ سلیمانی اردستاني؛ شعب ابیطالب؛ گرسنگی؛ شتر؛ جهاد؛ یتیم نوازی؛ وصی؛ حضرت عیسی علیه السلام؛ طالوت؛ خلافت الهی؛ جعل الهی؛ پیامبران!
استاد: حجت الاسلام والمسلمین دکتر ابو القاسمی
مجری: آقای محمد تقی غضبانی
مجری:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ وَبِه نَسْتَعینْ، اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم؛ با نام و یاد خدا شروع کردیم و درود می فرستیم بر پیامبر اکرم و خاندان مطهرش و عرض سلام، ادب و احترام خدمت یکایک شما عزیزان بیننده همراهان گرامی شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عج الله تعالی فرجه الشریف)
در دقایق پیش رو برنامه راه روشن را تقدیم شما خواهیم کرد و از محضر کارشناس عزیز جناب آٔقای دکتر ابوالقاسمی در این برنامه بهرمند خواهیم بود، عرض سلام و ادب خدمت استاد داشته باشم بعد ان شاء الله نکاتی را خدمت شما عرض خواهم کرد. استاد عزیز سلام وقت شما بخیر خیلی خوش آمدید.
استاد ابو القاسمی:
علیکم السلام علیکم ورحمة الله
أعوذ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیطَانِ الرَّجِیمِ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ اَلْحَمدُ للهِ رَبِّ العالَمین اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ الْمُصْطَفَى وَ عَلِيٍّ الْمُرْتَضَى وَ فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ وَ الْحَسَنِ الرِّضَا وَ الْحُسَيْنِ الْمُصَفَّى، وَ جَمِيعِ الْأَوْصِيَاءِ مَصَابِيحِ الدُّجَى وَصلّ عَلیٰ مَنْ بِيُمْنِهِ رُزِقَ الْوَرَي وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الْاَرْضُ وَ السَّمَاءُ مَوْلانا صَاحِبَ العَصْرِ وَالزمَان!
عرض سلام دارم خدمت شما و خدمت بینندگان عزیز و گرانقدر شبکه جهانی حضرت ولی عصر امیدوارم هر کجا هستند موفق و پیروز باشند.
مجری:
ان شاء الله که بتوانیم ساعات خوبی را برای بینندگان فراهم کنیم و جزو صالح اعمال ما و شما و همچنین بینندگان ثبت بشود.
عزیزان بیننده همان طور که مستحضر هستید برنامه راه روشن متکفل این هست که یک سری شبهاتی ممکن است در فضای مجازی پخش بشود طرف ممکن است از نظر ظاهر موجه هم باشد احیاناً ملبس به لباس روحانیت هست استاد دانشگاه هست یک شخصیتی است و یک جایگاهی دارد. یک صحبتی می کند ممکن است آن کسی که مخاطب او هست آن مطلب را بشنود فکر کند حرفش، حرف درستی است خیلی وقت ها ممکن است در فکر نشود.
در این برنامه کارشناس عزیزمان دنبال این هست که برای ما آن بحث را بشکافد اگر احیاناً مشکلی در آن هست برای مان روشن کند تا اگر شبهه ای در ذهن تان فراهم شد آن هم رفع بشود.
جناب آقای دکتر خیلی متشکریم از شما به خاطر زحماتی که می کشید امروز برای مان در مورد شخصی که صحبت هایی کرده کلیپ هایی آوردید اگر مایل هستید توضیحاتی در مورد آقای اردستانی بدهید بعد بیشتر در خدمت تان باشیم.
استاد ابوالقاسمی:
آقای سلیمانی اردستانی یکی از اعضای مجمع محققین و مدرسین (مجمعی که برای خودشان انتخاب کردند) شبیه جامعه مدرسین که بتوانند بعضی از مردم را اعتقاد من این است خبر ندارند فکر کنند این ها همان جامعه مدرسین هستند حرف هایشان وجاهت دارد به حرف های این ها هم یک وجاهتی قائل بشوند.
مخصوصاً بین آن ها یک فردی که بسیار بسیار راحت اعتقادات اسلامی بعداً به اسلامیش می رسیم و شیعی را زیر سوال می برد آقای سلیمانی اردستانی است به هیچ وجه به روایاتی که مخالف تفکراتش باشد ولو صحیح و السند هیچ وقعی نمی نهند برداشت های شخصی و اجتهادات شخصی خودش را حاکم بر قرآن می داند و می گوید این برداشتی که من از قرآن دارم همین است و جز این نیست با این که خیلی هایش غلط است و علمای شیعه بارها در طی سالیان سال به این ادعاها جواب دادند.
ان شاء الله کلیپ های ایشان را خواهیم داد چند وقتی هم به نقد ایشان می پردازیم البته دو هفته قبل کلیپی از ایشان پخش کردیم آن کلیپ را جواب دادیم. کلیپی که ما جواب دادیم ایشان گفت ابوالقاسمی به من تهمت زده چنین و چنان ولذا علمای شیعه حاضر به مناظره با من نیستند گفت علمای شیعه حاضر به مناظره با من نیستند. الان بنده از کانالش نشان می دهم.
مجری:
جالب است از همین شبکه چندین بار دعوت کردیم
استاد ابوالقاسمی:
چند بار به مناظره دعوت کردیم بعد مشخض شد که این آقا حاضر به مناظره نیست گفتیم شبکه ای داریم در این شبکه همه امکانات مناظره را داریم ایشان گفت نه حاضر نیستم بیایم. اطاق فرمان لطف کنند این قسمت را نشان بدهند. "مغالطه گونه های زیادی دارد و کسانی که در پی فریب مردم هستند از آن ها استفاده می کنند یکی از آن ها این است که به جای نقد سخن، شخصیت طرف را تحریف بکنی."
این که امیر مؤمنان به ابو سفیان گفتند ابو سفیان تو کِی تا حالا مدافع اسلام بودی که این دومین بارت باشد این مغالطه نیست؟ آنی که شما می گویید در ریاضی، فیزیک، شیمی و زیست بله یک نظریه ای است به جای این که بگویی این نظریه را نقد بکنم می گویم این آدم، آدم شرابخوری است اما این عالم دین است شرابخور است؟ این دغدغه دین دارد و شرابخور می شود؟
در قضیه دین این مغالطه نیست نقد شخصی که خودش مراعات دین نمی کند نقد شخصیت در مسائل دینی مغالطه به حساب نمی آید.
"نمونه سخنان این فرد معمم است که در شبکه موسوم به اهل بیت (نه شبکه اهل بیت نیست شبکه ولی عصر است) شاید منظو از اهل بیت همان امام زمان است که منتصب به یک فقیه سنتی است حاضر به آوردن اسم هم نشده است. سخنان این جانب را نقد می کند این جانب به فقه مشهور و مسائل تقلید اشکال دارم و ایشان می گوید در قرآن و سنت خلاف این آمده است."
شما دارید می گویید همه فقهاء بالإجماع همچنین حرفی زده بودند ما گفتیم نه اجماع نبود حرف هایی که شما گفتید هیچ کدامش اجماعی نبود دروغ داری می گویی. به فقه مشهور داری به دروغ اشکال می گیری.
"ایشان چنین وانمود می کند که من به اسلام و قرآن اشکال کردم. چیزهایی که صراحتاً در قرآن آمده و فقهاء هم تأیید کردند تو می گویی نه فقهاء همچنین حرفی نگفتند بارها به صراحت بیان کردم که فقه مشهور را قرآنی و اسلامی نمی دانم." برداشت شما از قرآن و اسلام غلط است.
این جمله اش برایم مهم است چون قبلاً آن را مطرح کردیم جوابش را دادیم شما می توانید.
"دلیل این که معممین سنتی تقاضای مناظره را نمی پذیرند در این سخنان بیابید. دلیل این است که در مناظره طرف مقابل حاضر است و مغالطه را رسوا می کند"
بیا این جا حاضر شو مگر نگفتیم بیا به تو فرصت می دهیم صحبت هایت را این جا انجام بده، بعد گفتی نه من اصلاً ابوالقاسمی را نمی شناسم شماره اش را ندارم خودت شماره را به شخص دیگر دادی چند بار نشان دادیم مشخص شد داری دروغ می گویی.
حاضر به مناظره نیستی فراری از مناظره هستی چند هفته حرف هایت را نقد می کنیم تا متوجه بشوی یک مَن ماست چقدر کره دارد؟ آیا ما مغالطه می کنیم یا واقعاً شما دنبال تحریف دین، دنبال زدن معصومین و بزرگان دینی هستی برای این که دیدگاه ایشان در مورد تشیع روشن بشود اولین کلیپ را ببینیم.
مجری:
با دیدن این کلیپ با دیدگاه اقای سلیمانی اردستانی بیشتر آشنا بشویم باهم ببینیم و بعد در خدمت شما خواهیم بود.
کلیپ شماره یک آقای سلیمانی اردستانی:
در نظر من ظلم به پیامبر است کسانی دیدم مثلاً در شب ماه مبارک رمضان یک عالمی، یک مرجعی می گفت دو عامل، عامل اصلی بودند که کار پیامبر را پیش بردند و موفقش کردند. یکی شمشیر علی دیگری مال خدیجه!
کاملاً غلط است غلط اندر غلط است هیچ کدام از این دو عامل در پیش برد کار پیامبر نقش اساسی نداشتند. اموال خدیجه چقدر بود؟ مگر موقعی که در شعب ابی طالب بودند اموال خدیجه بود؟ آن موقعی که در جنگ خندق مردم از گرسنگی سنگ به شکم شان می بستند و فداکاری می کردند خدیجه ای بود یا مال خدیجه ای بود؟ کاملاً ظلم به پیامبر است که این طوری بگوییم ظلم فاحش است!
به علی هم ظلم است و آن هم ظلم فاحش است که بگوییم شمشیرش خدمت به اسلام کرد، شمشیر علی از اسلام دفاع کرد علی از باب ناچاری و اضطرار دست به ششمیر برد علی از شمشیر خوشش نمی آمد از باب اضطرار برای دفاع؛ اگر کسی تجاوز و حمله نمی کرد علی کاری با شمشیر نداشت مجبور شد.
چه زمان پیامبر و چه زمان حکومت خودش همه اش مجبور شد شمشیر به دست بگیرد وگرنه علی را چه به شمشیر؛ اگر می خواهی بگویی خود علی چگونه کارش را پیش می برد؟ باید روی اخلاق علی تأکید بکنم نگو شمشیر علی که علی با کودکان یتیم در کوچه می نشست (خلیفه است) بازی می کرد بچه های یتیم به او می گفتند شتر بشو تا سوارت بشویم. علی شتر می شد و بچه ها سوارش می شدند خود علی این قدر روحیه لطیف داشت.
استاد ابوالقاسمی:
فرض کنید یک آدمی است این آدم، آدم جراح خیلی خوش قلبی است، بگوییم این که این آدم جراح را به کسی معرفی کنیم گوشت را پاره می کند و خونریزی می کند این ظلم به آن جراح است اصلاً نباید بگوییم، باید بگویید این جراح به خانه اش رفت دالی با بچه اش کرد این ظلم به آن جراح است!
یک عده، غده سرطانی در جامعه هستند این که امیر مؤمنان با شمشیرش بیاید این غده های سرطانی را در بیاورد آیا بگوییم این ظلم به حضرت علی است؟ چه جراح خوبی بود! مگر خود امیر مؤمنان در نهج البلاغه راجع به شمشیرش صحبت نمی کند؟
«یَا معاویة وَ عِنْدِي السَّيْفُ الَّذِي أَعْضَضْتُهُ بِجَدِّكَ وَ خَالِكَ وَ أَخِيكَ فِي مَقَامٍ وَاحِدٍ»
نهج البلاغة (للصبحي صالح)؛ نویسنده: شريف الرضى، محمد بن حسين، ناشر: هجرت، محقق/ مصحح: فیض الاسلام، ص 454
«یَا معاویة وَ عِنْدِي السَّيْفُ الَّذِي أَعْضَضْتُهُ» معاویه آن شمشیری که با آن «أَعْضَضْتُهُ» یعنی گاز گاز کردم (تکه تکه کردم) دایی، پدر بزرگ و برادرت را هنوز دارم. ایشان می گوید اصلاً به آن جنبه حضرت علی خیلی کار نداشته باشید نمی گوید کار بدی است بد نیست این که حضرت علی با بچه ها بازی می کرد شبیه یک چهار پا، چهار دست و پا می شد این را فقط باید به مردم بگویید.
اگر آن طرفش را بگویید ظلم به حضرت علی است اگر این که حضرت با معاویه ها جنگیده غده های سرطانی جامعه را در آورده بگویی این ظلم به حضرت علی است این ها را نگویی وگرنه این ها را بگویی مردم می فهمند در اسلام باید یک برخوردی با این ها باشد. فقط یک رفتار کوچک در خانه حضرت علی را بگو، یا رفتارش با چند تا بچه کوچک در کوچه را بگو،
رفتارهای اجتماعی با مفسدین و برخوردهای تندش را اصلاً نگو چرا؟ چون اگر بگویی به رفیق های این آقا بر می خورد باید با رفیق های این برخورد کرد. اسلام رحمانی که امثال این آقا و حسن آقا میری ها مطرح می کنند همین است. نه شمر و یزید ان شاء الله در آخر بهشت می روند اگر بگویی خدا به جهنم می برد این هم بد است این ظلم به خدا است از خدا فقط رحمان و رحیمش را بگو!
خدا که از حضرت علی پایین تر نیست قرآن اشتباه کرد این همه آیات راجع به جهنم آورده است. آقای سلیمانی شما خدا را از حضرت علی بالاتر یا پایین تر می دانی؟ خدا مگر ارحم الراحمین نیست؟ نه اشتباه است در قرآن از غضبش بگویی، از صفات خشمش بگویی و از جهنمش بگویی اصلاً نباید این ها مطرح بشود. این چه استدلال سخیفی است که مطرح می کنید؟
بعد این حرف مراجع نیست این حرف علمای اهل سنت است که اگر این دو تا نبود اسلام بر پا نمی شد اگر مال حضرت خدیجه (سلام الله علیها) و شمشیر حضرت علی نبود اسلام بر پا نمی شد، چرا؟ در جنگ خندقی که شما اسمش را بردید اگر حضرت علی (علیه السلام) نبود چیزی از اسلام باقی مانده بود؟
در احد که می خواستند پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را بکشند هفتاد زخم بر داشت تصور کنیم حضرت علی نبود، آقایان هم سر کوه دارند فرار می کنند پیغمبر شهید می شد چیزی از اسلام باقی می ماند؟ در بدری که هفده نفر از پرچمداران را زد و کشت اگر نبود اسلام باقی می ماند؟ چند تا جنگ به پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) تحمیل کردند که در همه آن ها حضرت علی (علیه السلام) بود؟
بله اخلاق خوب هم هست، اما اخلاق خوب باید کنارش برخورد با مفسدین و ظالمین هم باشد وگرنه اگر شما فقط اخلاق خوب بگویی داری سر مردم را شیره می مالی یک عده به مردم ظلم بکنند یک عده فاسق و فاجر باشند مردم را اذیت بکنند شما بگو اخلاق خوب، آقایان شما هم تحمل داشته باشید؛ کل مشکل این آقا با این برخوردها است میگوید نه این برخوردها نباید باشد!
مجری:
این که شما فرمودید یک جاهایی حتی در مقابل قرآن هم می ایستد. قرآن کریم وقتی توصیف می کند هر دو را با هم می گوید:
(أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَينَهُمْ)
در برابر کفار سرسخت و شديد، و در ميان خود مهربانند؛
سوره فتح (48): آیه 29
استاد ابوالقاسمی:
احسنتم، (أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَينَهُمْ) اول (أشِدَّاءُ) را می گوید. ایشان می گوید نه این ظلم به این ها است که ما أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارش را بگوییم. این همه آیات نهی از منکر و جهاد داریم همه این ها را کنار بگذاریم؟ به خاطر این که شما از این تندی بر ضد مخالفین می گویید نه این ظلم به آن ها است بگوییم نه اتفاقاً آنی که فقط و فقط نرمی را بگوید او دنبال ترویج یک اسلام سکولاری است که کاری به دیگران نداشته باشد.
یزید همین طور بود یزید امام حسین را به شهادت رساند مردم به حاکم کار نداشته باشید حداقل یک شیر خوارگاهی راه انداخت یک دار الایتامی دارد یک جا برای خیرین دارد و مسجدی بنا کرده است. ببینید چه مسجد خوبی بنا کرد و چند تا شعر خوب هم گفت قرآن هم می خواند، لذا آقایان در جلسه شان جمع شدند
«ثلاثون ألف رجل»
سی هزار نفر که:
«کلٌ یتقرب إلی الله بِدَمه»
امام حسین را باید کشت چون امام حسین تندی های دارد، امثال شما موجبات شهادت سید الشهداء را فراهم می کنید.
می گوید نه جامعه باید آرام باشد بودن این افراد ضرر دارد اگر از جهاد امام حسین بگوییم اشتباه است از جنگ امیر المؤمنین بگوییم اشتباه است. در آن دوران این همه آدم فاسق و فاجر بودند باید با این ها برخورد بشود. باید جامعه را تطهیر کرد.
این که شما می گویید پیغمبر در یک دوران گل و بلبلی آمد هیچ مشکلی هم نبود با همه مهربانی بوده است مگر می شود نگوییم آن کارهای که حضرت علی کرده است!
اما راجع به حضرت خدیجه (سلام الله علیها و رضوان الله علیها) چیزهایی که ایشان مطرح کرد در مورد حضرت خدیجه، اموال حضرت خدیجه در شعب ابی طالب کجا بود؟ علما و تاریخ دانها می گویند اموال حضرت خدیجه بود که پیغمبر و آن چند نفر را در شعب حفظ کرد.
در علل الشرایع شیخ صدوق (رضوان الله علیه) ذیل آیه:
(أَلَمْ يجِدْكَ يتِيمًا فَآوَى)
آيا او تو را يتيم نيافت و پناه داد؟!
سوره ضحی (93): آیه 6
یتیم است چون نظیری ندارد تو دُر یک دانه هستی
«فاوى اليك الناس»
مردم را گِرد تو جمع کرد.
(وَوَجَدَكَ ضَالًّا)
تو گم گشته مردم بودی
«فَهَداهم بمعرفتكم»
آن ها را با شناخت تو آشنا کرد
«وَ وَجَدَكَ عائِلًا»
پیغمبر تو عائله مند بودی
«فَقِيراً عِنْدَ قَوْمِكَ يَقُولُونَ لَا مَالَ لَك»
می گفتند تو پولی ندارد.
«فَأَغْنَاكَ اللَّهُ بِمَالِ خَدِيجَة»
چیزی که تو را ثروتمند کرد چه بود؟ مال خدیجه بود!
علل الشرائع؛ ابن بابويه، محمد بن على، محقق / مصحح: ندارد، ناشر: كتاب فروشى داورى، ج1، ص130
این را هم شیعه و هم سنی نقل کرده است
«مَا نَفَعَنِي مَالُ قَطُّ مِثْلَ مَا نَفَعَنِي مَالُ خَدِيجَة»
هیچ مالی به اندازه مالِ خدیجه (سلام الله علیها و رضوان الله علیها) برای من نفع نداشت!
در کتاب امالی شیخ طوسی (رضوان الله علیه)
«قَالَ أَبُو عُبَيْدَةَ: فَقُلْتُ لِعُبَيْدِ اللَّهِ- يَعْنِي ابْنَ أَبِي رَافِعٍ- أَ وَ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) يَجِدُ مَا يُنْفِقُهُ هَكَذَا فَقَالَ: إِنِّي سَأَلْتُ أَبِي عَمَّا سَأَلْتَنِي، وَ كَانَ يُحَدِّثُ بِهَذَا الْحَدِيثِ، فَقَالَ: فَأَيْنَ يَذْهَبُ بِكَ عَنْ مَالِ خَدِيجَةَ (عَلَيْهَا السَّلَامُ) وَ قَالَ: إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) قَالَ: مَا نَفَعَنِي مَالُ قَطُّ مِثْلَ مَا نَفَعَنِي مَالُ خَدِيجَةَ (عَلَيْهَا السَّلَامُ)، وَ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) يَفُكُّ مِنْ مَالِهَا الْغَارِمَ وَ الْعَانِيَ وَ يَحْمِلُ الْكَلَّ، وَ يُعْطِي فِي النَّائِبَةِ، وَ يُرْفِدُ فُقَرَاءَ أَصْحَابِهِ إِذْ كَانَ بِمَكَّةَ، وَ يَحْمِلُ مَنْ أَرَادَ مِنْهُمُ الْهِجْرَةَ، وَ كَانَتْ قُرَيْشٌ إِذَا رَحَلَتْ عِيْرُهَا فِي الرِّحْلَتَيْنِ- يَعْنِي رِحْلَةَ الشِّتَاءِ وَ الصَّيْفِ- كَانَتْ طَائِفَةٌ مِنْ الْعِيرِ لِخَدِيجَةَ، وَ كَانَتْ أَكْثَرَ قُرَيْشٍ مَالًا، وَ كَانَ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) يُنْفِقُ مِنْهُ مَا شَاءَ فِي حَيَاتِهَا ثُمَّ وَرِثَهَا هُوَ وَ وُلْدُهَا بَعْدَ مَمَاتِهَا.»
الأمالي (للطوسي)؛ نویسنده: طوسى، محمد بن الحسن، ناشر: دار الثقافة ، مصحح: ندارد، ص468
«...أَ وَ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) يَجِدُ مَا يُنْفِقُهُ هَكَذَا» پیغمبر مگر پول داشت برای زاد راحله خودش و حضرت زهرا فواطم ثلاثه شتر بگیرد؟ «فَقَالَ: إِنِّي سَأَلْتُ أَبِي عَمَّا سَأَلْتَنِي»، از پدرم پرسیدم «فَقَالَ: فَأَيْنَ يَذْهَبُ بِكَ عَنْ مَالِ خَدِيجَةَ (عَلَيْهَا السَّلَامُ)»؛ مگر خبر نداری مال خدیجه چه بود؟
«إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) قَالَ: مَا نَفَعَنِي مَالُ قَطُّ مِثْلَ مَا نَفَعَنِي مَالُ خَدِيجَةَ (عَلَيْهَا السَّلَامُ)»؛ پیغمبر چه کار می کرد مهربان بود؟ بله اما بی مایه فتیر است تعارف نداریم الان در کوچه بروم صدها فقیر ببینم فقط بگویم دلم برای شما می سوزد کاش می شد به شما کمک کنم. دفعه اول و دوم گفتم دفعه سوم می گویم برو خدا روزیت را جای دیگر بدهد. دست روی دل مان نگذار واقعاً بعضی طلاب هستند تمام زندگی شان را برای کمک کردن به فقراء و مساکین گذاشتند.
ولی کاری که انجام می دهند کارگاهی درست کردند یک پولی دارند با آن، این کار را انجام می دهند.
آقای سلیمانی خیلی خوش اخلاق هم باشد نتواند به دیگران کمک کند کسی تحویلش می گیرد؟ اصلاً خوبی اخلاقش معلوم می شود؟ در زمان جاهلیت پیغمبر بگوید برده عزیز خیلی برای شما ناراحت هستم می گوید ناراحت هستی چه کار کنم؟
به مولایم شورش کنم غذا به من نمی دهد به من شلاق هم می زند لباس هم نمی دهد در آفتاب نگهم می دارد چه کار کنم؟ پیغمبر یک هسته اولیه است دورش جمع شدند چه کسانی جمع شدند؟ یکی ابوذر بود که از آن اول ثروتمند بود دامداری بزرگی داشت بقیه همه بدبخت بیچاره ها و فقراء بودند. ابوذر هم در مکه نبود فقراء و بدبخت های که آن جا بودند چرا دور پیامبر جمع شدند؟
اگر در دوران مکی، پیغمبر پولی خرج نمی کرد کسی می آمد؟ «وَ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) يَفُكُّ مِنْ مَالِهَا الْغَارِمَ وَ الْعَانِيَ»؛ اگر کسی بدهی و مشکلی داشت پیغمبر پولش را می داد «وَ يَحْمِلُ الْكَلَّ»؛ هر کسی مشکلی داشت پیغمبر بر طرف می کرد. «وَ يُعْطِي فِي النَّائِبَةِ»؛ اگر کسی دچار مشکلی می شد به او پول می داد.
«وَ يُرْفِدُ فُقَرَاءَ أَصْحَابِهِ إِذْ كَانَ بِمَكَّةَ»؛ فقیران اصحاب را وقتی در مکه بود با پول خدیجه امورشان را رتق و فتق می کرد از آن وضعیت فقر در می آورد. «وَ يَحْمِلُ مَنْ أَرَادَ مِنْهُمُ الْهِجْرَةَ وَ كَانَتْ قُرَيْشٌ إِذَا رَحَلَتْ عِيْرُهَا فِي الرِّحْلَتَيْنِ- يَعْنِي رِحْلَةَ الشِّتَاءِ وَ الصَّيْفِ»؛ هر کس می خواست هجرت بکند با پول خدیجه می گفت شتر و زاد راحله بگیر و برو اصلاً اگر هجرت نبود مدینه ای می بود که بعد حکومتی باشد؟ مردم مدینه چطور با پیغمبر آشنا شدند؟ یک نفر آن جا فرستاد دید حرف های خوبی دارد می زند نه خودش رفت نه پیغمبر پول داد برود پیغمبر پول از کجا آورد؟
(وَوَجَدَكَ عَائِلًا فَأَغْنَى)
و تو را فقير يافت و بی نياز نمود
سوره ضحی (93): آیه 8
(وَوَجَدَكَ عَائِلًا فَأَغْنَى)؛ با مال خدیجه جالب این که قریش دو کاروان داشت یک کاروان تابستانی و یک کاروان زمستانی
(إِيلَافِهِمْ رِحْلَةَ الشِّتَاءِ وَالصَّيفِ)
الفت آنها در سفرهای زمستانه و تابستانه (و بخاطر اين الفت به آن بازگردند)!
سوره قریش (106): آیه 2
«كَانَتْ طَائِفَةٌ مِنْ الْعِيرِ لِخَدِيجَةَ»؛ حجم اصلی این کاروان مال حضرد خدیجه (سلام الله علیهما) بود، «وَ كَانَتْ أَكْثَرَ قُرَيْشٍ مَالًا» یعنی کاروانی که قریش می رفت اکثر این کاروان مال یک نفر و باقی مال کل قریش است. علمای سنی هم گفتند. یک نفر حضرت خدیجه (سلام الله علیها) ثروتش از کل قریش بیشتر بود.
«وَ كَانَ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) يُنْفِقُ مِنْهُ مَا شَاءَ فِي حَيَاتِهَا»؛ تا وقتی که زنده بود حضرت خدیجه انفاق می کرد، «ثُمَّ وَرِثَهَا هُوَ وَ وُلْدُهَا بَعْدَ مَمَاتِهَا.» مقداری هم باقی ماند بعد از ممات، حضرت از این ها استفاده می کرد.
لذا وقتی پیغمبر به امیر مؤمنان گفت علی جان می خواهم به غار بروم شترهای که بود از کجا آمده بود؟ باقیمانده های اموال حضرت خدیجه (سلام الله علیها) بود چند شتر محدود در آخر دوران هجرت باقی مانده بود و پیغمبر آن ها را استفاده کرد!
ما یک مقدار دیگر بیاییم راجع به مال حضرت خدیجه (سلام الله علیها) صحبت کنیم، واقعا برای من سنگین است حرفهای که این آقا دارد مطرح میکند. چیزهای که در مورد ثروت حضرت خدیجه در تاریخ آمده است هشتاد هزار شتر کاروان تجارتی او بود، نه شترهای که در دامداری و بچه شتر هستند، نه شترهای که برای شیر دادن استفاده می کنند. شترهای که برای تجارت استفاده می کرد هشتاد هزار شتر بود.
الان قیمت شتر چند است؟ نه شترهای عادی، شترهای که برای تجارت باید استفاده شود، باید خوب بار ببرد، شتر قیمتش چند است؟ به نظرم هشتاد، نود میلیون تومان باشد. هشتاد هزار تا را حساب بکنیم چه عددی میشود؟ اگر هشتاد هزار شتر را در هشتاد میلیون ضرب کنیم شش هزار چهار صد میلیارد تومان میشود.
مجری:
به تعبیرهای امروز باید همت بگوییم
استاد ابو القاسمی:
شش و نیم همت، فقط یک بخش از اموال حضرت خدیجه بوده است، فقط آن بخش حمل و نقلی، یک بخش از کل اموال تجارت حضرت خدیجه است. مثلا شما ماشین داری این ماشینها برای شما باربری میکنند. تازه اینها وسیله نقلیه شان بود، تجارتخانه اش نبود. فقط به پول الان شش و نیم همت وسائل نقلیه اش بود. این یک.
دوم: یک بارگاهی از حریر سبز حضرت خدیجه (سلام الله علیها) داشت، بسیار باشکوه، نه برای خودش، برای مراجعه فقرا و بدبخت و بیچارهها بود، هر کسی در مکه دچار مشکل می شد پیش حضرت خدیجه می رفت و ایشان کمکش می کرد.
سوم: فقط در مکه چهارصد نفر امور اداری و دفتری ایشان را انجام می دادند! ثروتمندان آن دوران مانند ابو جهل، عقبة ابن ابی معیط، سلط ابن ابی یهاب، ابو سفیان، ثروتشان در مقابل ثروت حضرت خدیجه (سلام الله علیها) ناچیز به حساب می آمد.
آن قدر خانه اش بزرگ بود که همه مردم مکه در خانه حضرت خدیجه جمع میشدند باز این خانه جا داشت و همه می توانستند در آنجا زندگی کنند. همه بزرگان مکه خواستگاری او آمدند، نه فقط بزرگان مکه، کسی که یک همچنین دستگاه عریض و طویلی دارد، کسی که همچنین جایگاه و تجارت خانه ای دارد مشخص است از بلادهای خارج هم خواستگاری او میآیند.
تجارت خانه فقط در مکه و مدینه که نیست، فقط در حجاز نیست، از مکه به روم میرفتند، از مکه به فارس می رفتند، از مکه به یمن میرفتند. به همه جا دارد می فرستد. بعد یک بند اموال تجاری میروند، یک بند کاروان های حضرت خدیجه به روم می رود، تجار روم نمی گویند این چه زن ثروتمندی است ما بیرویم ببینیم او چه کسی است. تجار ایران نمی گویند، تجار مصر نمی گویند، تجار بقیه جاها نمی گویند. یک تنه کل اموال جزیرة العرب در مقابل او کم بوده است؛ چون آن موقع که حکومت نبود. بعد کسی بیاید بگوید مال حضرت خدیجه کجا بود؟
در زمان شعب ابی طالب اموالی که به پیغمبر (صلی الله علیه واله وسلم)، می رسید از طریق بستگان حضرت خدیجه می آمد و داخل شعب می شد. اگر اینها نبود که به او اموالی نمی رسد، ما بیاییم همه این ها را منکر بشویم و بگوییم حضرت خدیجه هیچ کاری انجام نداده و اموال او هم تأثیری نداشت!
حکیم ابن حزام برادر زاده حضرت خدیجه است نیمه شب می آمد گندم و خرما بار شتر میکرد تا نزدیک شعب ابی طالب میآورد، نگهبانها ایستادند مثلا شش، هفت تا شتر با بار بودند این شترها را به سمت شعب ابی طالب رم میداد. مثلا نگهبانها می دویدند سه تا از شترها را میگرفتند، چهار تایش می رفت به شعب میرسید، آنهای را که هم وسط راه میگرفت همه اش مصادره میشد. حالا مصادره بشود!
این که مردم عاشق پیغمبر (صلی الله علیه واله وسلم) شدند یک بخشش به خاطر اموال حضرت خدیجه (سلام الله علیها) بوده است بله اخلاق پیامبر خیلی خوب بود، مهربان بود اما شما مهربانترین عالم هم باشید وقتی نتوانی به کسی کمک کنی هیچ کس به شما توجه نمیکند و به حرفت هم گوش نمیدهند. این مشخص است.
لذا پیغمبر (صلی الله علیه واله وسلم) خودش میگوید مال خدیجه به من سود رسانده است، شما میگویی نه بابا مال حضرت خدیجه کجا بود؟
بعد میگوید در خندق مردم سنگ به شکمهایشان بستند به خاطر محبتی که به پیغمبر (صلی الله علیه واله وسلم) داشتند. شما تصور کنید دشمنی که شما دو بار با او جنگیدی، دارد می آید شمارا بکشد، شما گشنه ات است چه کار می کنی؟ آنها آمدند همه شما را قتل عام کنند، حالا بفرض ما مسلمان های مدینه یک اشتباهی کردیم با پیغمبر صحبت کردیم، پیغمبر هم با حضرت علی یک بار، دو بار، سه بار جنگ رفتند آنها هم عصبانی شدند تصویری که این اقایان میکنند، یا ضد دینها را بگوییم ایشان را نگوییم!
آنها حمله کردند کل شهر را قتل عام کنند شما چه کار می کنید؟ می گوید من الان یک ذره گشنه ام هست صبر میکنم بعدا سر فرصت یک خندق می کنم، اگر نمی کندند همه شان کشته میشدند. جنگ است تعارف که ندارد، به کسی رحم نمیکنند طرف بگوید من الان گشنه ام بود، فعلا هم هیچی ندارم بخورم شما به من کار نداشته باش، این حرفهای خنده دار چیست که می زنید!
جدای از این، این محبت چطوری ایجاد شد؟ بله پیغمبر (صلی الله علیه واله وسلم) هسته اولیه اصحابش را با همین ثروت درست کرده است، هجرتش را با همین ثروت انجام داده است، کسانی که برای تربیت مردم خوب بودند با همین پول فرستاده آنها توانستند دل مردم را جذب کنند، حالا اصلا فرض بگیریم مردم همه شان به خاطر محبت خندق کنده باشند، همه به خاطر محبت گرسنگی تحمل کرده باشند، به خاطر این نباشد که در مدینه غذایی نبوده گرسنگی بوده و غذا کم بوده است که آن زمان این قضیه خیلی رواج داشته است.
اصلا فرض کنیم این طور بوده است شروعش از کجا بود؟ شروع این محبت با چه حاصل شد، این را چرا نمیگویی؟ بینندگان عزیز شما نگاه کنید این آقا کسی است که حاضر است به خاطر تصویر کشیدن اسلام به اصطلاح رحمانی خودشان یا اسلام صورتی تمام زحمات بانوی اول اسلام حضرت خدیجه (سلام الله علیها) را زیر سوال ببرد!
تمام جهادهای امیر مؤمنان را زیر سوال ببرد بگوید حضرت علی از جهاد خوش نمی آید ناراحت بود جراح به هیچ وجه از در آوردن غده سرطانی ناراحت نمی شود مگر شما یک جراح بی عقلی سراغ داشته باشید. جراح ها ناراحتی ندارند بله از این که، این چرا غده سرطانی شد ناراحت می شود این شخص سالم بود چرا باید درد بکشد؟
این ناراحتی دارد اما این که غده سرطانی را در بیاورند اتفاقاً جای خوشحالی هم دارد لذا کلیپ اول را پخش کردیم برای این که مشخص بشود این آدم کلاً تفکراتش چگونه است.
اما سراغ کلیپ های بعدی ایشان برویم چون راجع به اموال حضرت خدیجه مطلب خیلی زیاد است اگر بخواهم بگویم باید فقط یک جلسه کامل خدمات مالی بزرگ بانوی اسلام حضرت خدیجه (سلام الله علیها) به پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را عرض کنم.
فقط فی الجمله این بانویی که فقط هشتاد هزار شتر حمل و نقل تجارت او را به عهده داشتند خودش گفت پیغمبر من می خواهم با شما ازدواج بکنم. حضرت ابو طالب مهریه را پرداخت کرد خودش تمام هزینه های عروسی را پرداخت کرد و بعد من بنده شما، شما مولای این خانه از این به بعد هر کاری با این اموال خواستید انجام بدهید در اختیار شماست.
بدون هیچ منتی، بدون هیچ چشم داشتی، بدون هیچ درخواستی از پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) تمام اموال این چنینی اش را خرج پیغمبر کرد بعد می گویند چیزی نبود شعب ابی طالب کِی بود؟ راجع به قمر منیر بنی هاشم داریم که «لَعَنَ اللَّهُ مَنِ اسْتَخَف بک و من جهل حرمتک»، بعد برای حضرت خدیجه (سلام الله علیها) مقامش از حضرت قمر منیر بنی هاشم بالاتر است این طوری صحبت می کنید خدا عاقبت ما را ختم بخیر کند آن هم با لباس روحانیت!
مجری:
کسی که این طوری در مقابل خدا و لشکرش بایستد از رحمت خدا دور می شود هر چه به زبانش می آید.
(میان برنامه)
مجری:
هر چه داریم از آقا امام عصر داریم «اللهم عجل لولیک الفرج» کاش که قدردان نعمت ولایت باشیم نعمتی که خداوند به ما ارزانی داد با ائمه اطهار در این روزهایی که ما زندگی می کنیم با وجود مقدس آقا امام عصر، نعمت ولایت، نعمت بزرگی است خدا را بر این نعمت بزرگ شاکریم.
در خدمت جناب آقای دکتر ابوالقاسمی هستیم به برخی از مباحثی که آقای سلیمانی اردستانی مطرح کرد و چقدر دور و فاصله دارد از عقاید و مباحث دینی به آن پرداختیم و بخشی را خدمت شما تقدیم کردیم. استاد در خدمتی شما هستیم.
استاد ابوالقاسمی:
برویم سراغ کلیپ هایی که اخیراً از ایشان پخش شد کلیپی که الان پخش کردیم کلیپ جدیدی از ایشان بود در کلیپ بعدی نگاه کنید تفکرات، چه تفکراتی است که بله در اسلام حکومت نداریم مردم مشروعیت به پیغمبر می دهند. مجری می گوید پس ابوبکر هم لابد مشروع بود؟ این جا سکوت می کند می گوید پیغمبر به حضرت علی خلافت ظاهری را نداد پیغمبر به حضرت علی بحث وصایت و امور الهی را داده است.
کلیپ شماره دو از آقای سلیمانی اردستانی:
یک: ما هیچ ولایت سیاسی در قرآن مجید نداریم. پیامبر را مردم به حکومت انتخاب کردند، اگر مردم مدینه در محصور قرار نمی گرفتند مشکل نداشتند و تشخیص نمی دادند یک آدمی در مکه پیدا شده می تواند بی طرف باشد بیاید امورشان را اداره کند دو قبیله اوس و خزرج و پیامبر به مدینه مهاجرت نمی کرد اصلاً حکومت تشکیل نمی شد. بنابراین حکومت را مردم مدینه به پیامبر دادند.
مجری برنامه اردستانی:
معنیش این است با توجه به درگذشت پیامبر، به نوعی مردم جناب ابوبکر را انتخاب کردند درست یا غلط معنیش این است که ما چیزی به نام ولایت سیاسی جناب علی نداشتیم، درست است؟
سلیمانی اردستانی:
بله، عالمان شیعه اگر روی حرف شان توجه کنند می گویند ما یک روزی به نام یوم الإنذار داریم در آن جا آیه قرآن آمد سه سال بعد از بعثت پیامبر در مکه بود سه سال بعد از بعثت آیه آمد (وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ) منتها قبلش مخفی بود در آن سه سال پیامبر دعوت نداشت بعد می گوید فامیل هایش نزدیکت را انذار کن!
در آن جلسه سال سوم بعثت ده سال قبل از هجرت پیامبر فرمود چه کسی اول به من ایمان می آورد که وصی و جانشین من هم باشد. سه بار این جمله را تکرار می کند امام علی ده ساله هست سه بار بلند می شود، پیامبر سه بار به او می گوید بنشین دفعه سوم می فرماید پیامبر می فرماید این وصی و جانشین من است.
آن روز اصلاً صحبت از حکومت نبود پیامبر حکومت نداشت وصی و جانشین داشته باشد. آن روز پیامبر به چه عنوان تعیین کرد؟ جانشین من است در بیان حکم خدا، بیان تعالیم الهی نه حکومت، آن روز حکومتی مطرح نبود. کما این که به عنوان مثال عرض می کنم در اناجیل شمعون پِتْرس وصی حضرت عیسی است.
در روایات ما آمده است شمعون بن صفا، پترس یعنی صخره، صفا هم یعنی صخره؛ شمعون بن صفا وصی عیسی بود منتها در عیسی هیچ حکومتی نداشت اصلاً نمی شد کس در امپراطوری روم ادعای حکومت بکند با این اتهام اعدامش کردند یعنی به صلیب کشیده شد.
بنابراین همان طور که روایت می گوید وصی عیسی، شمعونِ صفا بود در حالی که عیسی حکومت نداشت. وصی پیامبر اسلام هم علی (علیه السلام) بود حتی در مکه حداقل حرفی است که خودشان می زنند روز غدیر هم همین را پیامبر اعلام کرد نه چیز دیگری خدا به پیامبر اصلاً ولایت سیاسی نداده بود. مردم مدینه حکومت را به او دادند!
مجری شبکه ولی عصر:
این صحبت خیلی عجیب بود می گوید از حکومت سیاسی هیچ صحبتی نمی شود ایشان در کسوت روحانی هست گاهی از اوقات به قرآن مراجعه می کنیم ماه مبارکی بیاید ختمی قرآنی کنیم فقط ظاهر قرآن را خواندیم از پیامبر طلب کردند یک حاکم و فرمانده سیاسی برای ما بگذار!
استاد ابوالقاسمی:
(اِذْ قَالُوا لِنَبِي لَهُمُ ابْعَثْ لَنَا مَلِكًا نُقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ)
به پيامبر خود گفتند: زمامدار (و فرماندهی) برای ما انتخاب کن! تا (زير فرمان او) در راه خدا پيکار کنيم.
سوره بقره (2): آیه 246
وقتی شخص حاضر باشد تفکرات خودش را بر دین مقدم کند مسلمات قرآن را هم کنار می گذارد. سوال می پرسم در قرآن
(وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَأَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ)
و با آنها کتاب (آسمانی) و ميزان (شناسايی حق از باطل و قوانين عادلانه) نازل کرديم تا مردم قيام به عدالت کنند؛ و آهن را نازل کرديم که در آن نيروی شديد و منافعی برای مردم است،
سوره حدید (57): آیه 25
ما پیغمبرها را برای چه فرستادیم؟ حرف های خدا در مورد نماز و روزه را بگویند (لِيقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ) برای این که باید تشکیل حکومتی بشود
(وَأَنِ احْكُمْ بَينَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ)
و در ميان آنها [= اهل کتاب]، طبق آنچه خداوند نازل کرده، داوری کن!
سوره مائده (5): آیه 49
پیغمبر تو باید از طرف خدا حکم بکنی (بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ) آزاد کردن مردم از غل و بندها، رها سازی از عبادت طاغوت؛ حضرت موسی پیش فرعون رفت
(وَتِلْكَ نِعْمَةٌ تَمُنُّهَا عَلَي أَنْ عَبَّدْتَ بَنِي إِسْرَائِيلَ)
آيا اين منتی است که تو بر من می گذاری که بنی اسرائيل را برده خود ساخته ای؟!
سوره شعراء (26): آیه 22
از عبادت فرعون بیرون آمدند یَله و رها ول شان کنیم؟ یکی دیگر بیاید بلای سرشان بایستد؟ یا خودشان باید انتخاب کنند؟
یا:
(وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ)
ما می خواهيم بر مستضعفان زمين منت نهيم و آنان را پيشوايان و وارثان روی زمين قرار دهيم!
سوره قصص (28): آیه 5
ما بر این ها قرار دادیم دست ما است. آیاتی که نگاه می کنیم ایشان می گوید در قرآن راجع به حکومت سیاسی چیزی نیامده است اتفاقاً در مورد حکومت سیاسی خیلی زیاد آمده است
(أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ)
اطاعت کنيد خدا را! و اطاعت کنيد پيامبر خدا و اولو الأمر [= اوصيای پيامبر] را!
سوره نساء (4): آیه 59
سوال: اگر مردم حکومت را به پیغمبر دادند چرا (أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ) می گوید؟ خودشان دادند اصلاً نیاز بود بدهد؟ خودمان می خواهیم اطاعت کنیم نخواهیم هم اطاعت نمی کنیم مگر نه این که دموکراتیک است. خودم این مقام را به او دادم چون (أُولِي الْأَمْرِ) در آن آمده است حالا هم می خواهم پس بگیرم.
آقای نجم الدین طبسی گفتند در مکه مناظره ای با شخصی داشتم دید لباس روحانیت شیعه به تن دارم پرسید شیعه یا سنی هستی؟ گفتم سنی هستم گفت اگر سنی هست خلفاء را نام ببرد ابوبکر، عمر و علی گفت پس عثمان کجاست؟ گفتم «عزَلَهُ الناس» مردم عزلش کردند گفت «ما بال الناس و العزل» مردم حق عزل ندارند.
گفتم «ما بال الناس و النصب» اگر مردم حق عزل ندارند حق نصب هم ندارند. ابوبکر و عمر و دموکراتیک کجاست این حرف ها چه است می زنی؟ اما برای این که خیلی خیلی روشن برای شما مشخص بشود پیغمبر به هر دلیلی با اهل مکه جنگید و مکه را فتح کرد. مردم مکه خودشان آمدند حکومت مکه را به پیغمبر (صلی الله علیه و آله) دادند؟ یا من فاتح هستم باید این جا حاکم تعیین کنم کدامش است؟
قبل تر برویم یک قومی بودند حضرت موسی (علی نبینا و آله و علیه السلام) دارد با امتش می رود:
(يا قَوْمِ ادْخُلُوا الْأَرْضَ الْمُقَدَّسَةَ الَّتِي كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ وَلَا تَرْتَدُّوا عَلَى أَدْبَارِكُمْ فَتَنْقَلِبُوا خَاسِرِينَ * قَالُوا يا مُوسَى إِنَّ فِيهَا قَوْمًا جَبَّارِينَ وَإِنَّا لَنْ نَدْخُلَهَا حَتَّى يخْرُجُوا مِنْهَا فَإِنْ يخْرُجُوا مِنْهَا فَإِنَّا دَاخِلُونَ)
ای قوم! به سرزمين مقدسی که خداوند برای شما مقرر داشته، وارد شويد! و به پشت سر خود باز نگرديد (و عقب گرد نکنيد) که زيانکار خواهيد بود!» گفتند: «ای موسی! در آن (سرزمين)، جمعيتی (نيرومند و) ستمگرند؛ و ما هرگز وارد آن نمی شويم تا آنها از آن خارج شوند؛ اگر آنها از آن خارج شوند، ما وارد خواهيم شد!»
سوره مائده (5): آیات 21 و 22
مردم، به عرض مقدس بروید نه موسی این جا یک گروه های هستند زورشان خیلی زیاد است اگر آن ها رفتند تو و برادرت هارون بروید اگر توانستید آن ها را شکست بدهید ما هم می آییم (إِنَّ فِيهَا قَوْمًا جَبَّارِينَ وَإِنَّا لَنْ نَدْخُلَهَا حَتَّى يخْرُجُوا مِنْهَا فَإِنْ يخْرُجُوا مِنْهَا فَإِنَّا دَاخِلُونَ)، دو نفر گفتند (فَإِذَا دَخَلْتُمُوهُ فَإِنَّكُمْ غَالِبُونَ) پیروز می شوید.
اصلاً آن قوم با حضرت موسی جنگ نداشتند موسی می گوید باید برویم آن جا را فتح بکنیم، نه موسی زور این ها زیاد است، زورمان به آن ها نمی رسد باید بروید. آن ها نمی خواهند توی موسی حاکم بشوی آن ها دنبال حکومت تو نیستند نه تو و نه ما بنی اسرائیل را می خواهند هیچ کدام را نمی خواهند.
الان باید چه کار کنیم، بگوییم موسی دارد دستور خلاف عقل و خلاف شرع می دهد، این را چطور می خواهید حل کنید؟ پیش پیغمبرشان آمدند (ابْعَثْ لَنَا مَلِكًا نُقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ...)
(أَلَمْ تَرَ إِلَى الْمَلَإِ مِنْ بَنِي إِسْرَائِيلَ مِنْ بَعْدِ مُوسَى إِذْ قَالُوا لِنَبِي لَهُمُ ابْعَثْ لَنَا مَلِكًا نُقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ * وَقَالَ لَهُمْ نَبِيهُمْ إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طَالُوتَ مَلِكًا قَالُوا أَنَّى يكُونُ لَهُ الْمُلْكُ عَلَينَا وَنَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْكِ مِنْهُ وَلَمْ يؤْتَ سَعَةً مِنَ الْمَالِ قَالَ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاهُ عَلَيكُمْ وَزَادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ وَاللَّهُ يؤْتِي مُلْكَهُ مَنْ يشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ)
آيا مشاهده نکردي جمعي از بني اسرائيل را بعد از موسي، که به پيامبر خود گفتند: «زمامدار (و فرماندهي) براي ما انتخاب کن! تا (زير فرمان او) در راه خدا پيکار کنيم. پيامبر آنها گفت: «شايد اگر دستور پيکار به شما داده شود، (سرپيچي کنيد، و) در راه خدا، جهاد و پيکار نکنيد!» گفتند: «چگونه ممکن است در راه خدا پيکار نکنيم، در حالي که از خانهها و فرزندانمان رانده شدهايم، (و شهرهاي ما به وسيله دشمن اشغال، و فرزندان ما اسير شدهاند)؟!» اما هنگامي که دستور پيکار به آنها داده شد، جز عده کمي از آنان، همه سرپيچي کردند. و خداوند از ستمکاران، آگاه است.
و پيامبرشان به آنها گفت: «خداوند (*طالوت*) را براي زمامداري شما مبعوث (و انتخاب) کرده است.» گفتند: «چگونه او بر ما حکومت کند، با اينکه ما از او شايستهتريم، و او ثروت زيادي ندارد؟!» گفت: «خدا او را بر شما برگزيده، و او را در علم و (قدرت) جسم، وسعت بخشيده است. خداوند، ملکش را به هر کس بخواهد، ميبخشد؛ و احسان خداوند، وسيع است؛ و (از لياقت افراد براي منصبها) آگاه است.»
سوره بقره (2): آیات 246 و 247
برای تعیین حاکم نگفتند ما فلانی را انتخاب کردیم گفتند پیغمبر تو باید تعیین کنی (وَقَالَ لَهُمْ نَبِيهُمْ إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طَالُوتَ مَلِكًا قَالُوا أَنَّى يكُونُ لَهُ الْمُلْكُ عَلَينَا وَنَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْكِ مِنْهُ) عمارت برای آن ها چرا ما شایسته تر هستیم به دموکراسی باشد آن را نمی خواهیم (قَالَ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاهُ عَلَيكُمْ) خدا بر گزید شما چه کاره هستید؟
آقای سلیمانی اردستانی تا حالا قرآن خواندی؟ اول قرآن آمده است این چرندیات چه است به اسم دین مطرح می کنی؟ یک ذره قرآن بخوان خجالت بکش لباس روحانیت تنت است با دین مردم بازی نکنید. می خواهی بگویی قرآن را قبول ندارم بگو قرآن را قبول ندارم اما این که بگویی فقط قرآن را قبول دارم محور اصلی هم قرآن است یک عده ای، روایت های می آورند مخالف قرآن است آن ها را قبول نمی کنم.
پیغمبر نفرمود علی وصی من «وَ خَلیفَتی» چرا کلمه خلیفه را نمی گویی؟ از ماجرای زمان دعوت بستگان که البته ایشان گفت پیغمبر قبلش دعوت داشت. ولی مدل دعوتش فرق می کرد دعوت فردی بود دعوت اجتماعی نبود. از آن جا دعوت اجتماعی شروع شد حرف هایش هم قبل از آن همین بود نسبت به بت ها تند بود حتی ابوبکر آن موقع که پیغمبر (صلی الله علیه و آله) مبعوث شد در مکه نبود چند ماه بعد آمد.
آمدند گفتند ابوبکر برو با او صحبتی بکن این آدم دارد به بت های ما فحش می دهد می گویند ابوبکر اولین مسلمان بود اشتباه است موقع مبعث پیغمبر (صلی الله علیه و آله) اصلاً در مکه نبود یک سال تقریباً گذشته بود. گفتند ابوبکر قبلاً با او ارتباطی داشتی این آدم دارد به بت های ما فحش می دهد
«یسب آلهتنا و یسفه احلامنا»
برو ببین چه می گوید؟ ابوبکر آمد گفت شما چه می گویید؟ البته سنی ها می گویند بعد از آن مسلمان شد پس آن دوران هم همین حرف ها بوده است. ولی شما گفتید خلافت بود در همان مکه هم خلیفه تعیین کرده است. از همان موقع هم دنبال این بود که حکومت تشکیل بدهد
اما برای این که روشنتر بشود در سیره خود پیغمبر (صلی الله علیه واله وسلم) حضرت حاکمانی را بر مناطق مختلف معیّن کرده است، طرف میآمد پیغمبر من از فلان منطقه آمدم، یک نامه ای بدهید من که مسلمان شدم امیر قومم بشوم، قوم مسلمان نیستند آنها را دعوت به اسلام میکنم. پیغمبر میفرمود باشد تو امیر قومت، و قومت را دعوت به اسلام کن.
اینها را اگر به عنوان امیر قبول نمی کردند چه میشد؟ با اسلام طرف میشدند. مسلمان نمیشدند چه میشد؟ یک مقدار تاریخ را بخوانیم، روایتها را بخوانیم از خودمان الکی دین جدید در نیاوریم.
«يا رَسُولَ اللَّهِ علمني الْقُرْآنَ واجعلني إِمَامَ قومي»
پیغمبر به من قرآن یاد بده، بعد هم من را امام قومم قرار بدهید!
مسند الإمام أحمد بن حنبل؛ اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني الوفاة: 241، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر، ج4، ص218
این را شیعه نقل نکرده بلکه اهل سنت نقل کردند. نزد شیعه که بحث خلافت حضرت علی برایشان مسلم است. روایت متعدد داریم در مورد این که پیغمبر (صلی الله علیه واله وسلم) «استعمل علی بنی فلان، فلان ابن فلان»، استعمل یعنی چه؟ تو برو حاکم من در آنجا میشوی. آقا اصلا آن منطقه مسلمان نشدند، تو باید بیروی آنها را مسلمان کنی و آنجا فعالیت کنی.
در مکه پیغمبر معاذ ابن جبل را به یمن فرستادند.
«ان رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم لَمَّا بَعَثَ مُعَاذَ بن جَبَلٍ إلى الْيَمَنِ قال انك تأتي قَوْماً أَهْلَ كِتَابٍ فَادْعُهُمْ إلى الشهادة أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ الله وَأَنِّى رسول اللَّهِ فَإِنْ هُمْ أَطَاعُوكَ لِذَلِكَ فَأَعْلِمْهُمْ ان اللَّهَ عز وجل افْتَرَضَ عليهم خَمْسَ صَلَوَاتٍ في كل يَوْمٍ وَلَيْلَةٍ فَإِنْ أَطَاعُوا لِذَلِكَ فَأَعْلِمْهُمْ ان اللَّهَ افْتَرَضَ عليهم صَدَقَةً في أَمْوَالِهِمْ تُؤْخَذُ من أَغْنِيَائِهِمْ وَتُرَدُّ في فُقَرَائِهِمْ فَإِنْ هُمْ أَطَاعُوكَ لِذَلِكَ فَإِيَّاكَ وَكَرَائِمَ أَمْوَالِهِمْ وَاتَّقِ دَعْوَةَ الْمَظْلُومِ فَإِنَّهَا ليس بَيْنَهَا وَبَيْنَ اللَّهِ عز وجل حِجَابٌ»
مسند الإمام أحمد بن حنبل؛ اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني الوفاة: 241، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر، ج1، ص233
«انك تأتي قَوْماً أَهْلَ كِتَابٍ فَادْعُهُمْ إلى الشهادة أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ الله وَأَنِّى رسول اللَّهِ فَإِنْ هُمْ أَطَاعُوكَ لِذَلِكَ فَأَعْلِمْهُمْ ان اللَّهَ عز وجل افْتَرَضَ عليهم خَمْسَ صَلَوَاتٍ في كل يَوْمٍ وَلَيْلَةٍ» مسلمان هم نیستند، فرمود معاذ آنجا برو، بعد بگو صدقه باید بدهند، زکات باید بدهند چنین باید باشد، چنان باید باشد. این راجع به این قضیه.
نمونه دیگر برای شما بگویم، راجع به همدان، قیس ابن مالک ارحبی:
«وكتب عهده على قومه همدان عربها ومواليها وخلائطها»
الإصابة في تمييز الصحابة؛ اسم المؤلف: أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل العسقلاني الشافعي الوفاة: 852، دار النشر: دار الجيل - بيروت - 1412 - 1992، الطبعة: الأولى، تحقيق: علي محمد البجاوي، ج5، ص498
تو میروی فرماندار همدان میشوی!
«أن رسول الله صلى الله عليه وسلم كتب إلى قيس بن مالك الأرحبي: باسمك اللهم من محمد رسول الله صلى الله عليه وسلم إلى قيس بن مالك سلام عليكم ورحمة الله وبركاته ومغفرته أما بعد: ذلكم إني أستعملك على قومك عربهم وخمورهم ومواليهم وأقطعك من ذرة نشان مائتي صاع ومن زبيب خيوان مائتي صاع [ جار ] لك ذلك ولعقبك من بعدك أبدا أبدا [ أبدا ]»
معرفة الصحابة؛ اسم المؤلف: لأبي نعيم الأصبهاني الوفاة: 430، دار النشر:، ج4، ص 2321
تو را حاکم کردم، دویست زراع هم از فلان منطقه به تو زمین دادم، از زبیب فلان جا این مقدار «ولعقبك من بعدك أبدا أبدا [ أبدا ]» بعد از تو ذریه تو هم هستند.
روایت دیگر:
«أمراء رسول الله صلى الله عليه وسلم علی المدینة»
در تبوک چه کسانی بودند؟ امیر مؤمنان بوده در فلان جا فلانی و در فلان جا هم فلانی و... اینها امیرها و نماینده های اداری حضرت بودند. اینها را مردم انتخاب میکردند؟! حضرت بخش نامههای برای این طرف و آن طرف فرستادند، اما این بخشنامه اش برای عتاب ابن اسید مهم است
«وولى صلى الله عليه وسلم عتاب بن اسيد رضي الله تعالى عنه وعمره احدى وعشرون سنة أمر مكة وأمره صلى الله عليه وسلم أن يصلي بالناس وهو أول أمير صلى بمكة بعد الفتح جماعة»
السيرة الحلبية في سيرة الأمين المأمون؛ اسم المؤلف: علي بن برهان الدين الحلبي الوفاة: 1044، دار النشر: دار المعرفة - بيروت – 1400، ج3، ص59
پیغمبر مکه را فتح کردند و یک جوان هجده ساله و یا بیست و یک ساله را فرماندار مکه کردند. نماز هم میخواند «وهو أول أمير صلى بمكة بعد الفتح جماعة»؛ مگر مردم مکه خودشان میخواستند، مگر مکه با شمشیر فتح شده است؟ آقا اسلام تو را نمیخواهیم چه برسد به حکومتت!
«روي أن النبي صلى الله عليه وسلم استعمل عتاب بن أسيد على أهل مكة وقال (انطلق فقد استعملتك على أهل الله) فكان شديدا على المريب لينا على المؤمن وقال لا والله لا أعلم متخلفا يتخلف عن الصلاة في جماعة إلا ضربت عنقه فإنه لا يتخلف عن الصلاة إلا منافق فقال أهل مكة يا رسول الله لقد استعملت على أهل الله عتاب بن أسيد أعرابيا جافيا فقال عليه الصلاة والسلام (إني رأيت فيما يرى النائم كأن عتاب بن أسيد أتى باب الجنة فأخذ حلقة الباب فقلقها قلقالا شديدا حتى فتح له فدخلها)»
تخريج الأحاديث والآثار الواقعة في تفسير الكشاف للزمخشري؛ اسم المؤلف: جمال الدين عبد الله بن يوسف بن محمد الزيلعي الوفاة: 762هـ، دار النشر: دار ابن خزيمة - الرياض - 1414هـ، الطبعة: الأولى، تحقيق: عبد الله بن عبد الرحمن السعد، ج2، ص286
اینها مسلمان شدند، تو حاکم آنها هستی. «فكان شديدا على المريب لينا على المؤمن» کسی یک مقدار موش می دواند سفت با او برخورد می کرد، «وقال لا والله لا أعلم متخلفا يتخلف عن الصلاة في جماعة إلا ضربت عنقه فإنه لا يتخلف عن الصلاة إلا منافق» اولش هم بود باید اینها را سفت میگرفت. گفت هرکس نماز جماعت نیاید گردنش را میزنم.
نامه نوشتند پیغمبر: «استعملت على أهل الله» ما مسلمان شدیم «عتاب بن أسيد أعرابيا جافيا»؛ یک شخص بیابان گرد جفا کننده را بر ما حاکم کردی «فقال عليه الصلاة والسلام (إني رأيت فيما يرى النائم كأن عتاب بن أسيد أتى باب الجنة فأخذ حلقة الباب فقلقها قلقالا شديدا حتى فتح له فدخلها)» گفتند این آدم مسلمان بهشتی است این طور در موردش صحبت نکنید.
پیغمبر برای چه این را بر اهل مکه حاکم کرده است؟ شما میگویید مردم مدینه پیغمبر را خواستند، پیغمبر هم رفت. سوال دیگر اصلا خود مردم مدینه خودشان پیغمبر را خواستند؟ یهودیها و مسیحیها چه؟ یهودیهای مدینه چه بودند؟ قوم عبدالله ابن ابی سلول چه؟ یا ابی ابن سلول چه؟ آنها هم خودشان پیغمبر را خواستند؟
مگر نمیگفت: (لَيخْرِجَنَّ الْأَعَزُّ مِنْهَا الْأَذَلَّ)
(يقُولُونَ لَئِنْ رَجَعْنَا إِلَى الْمَدِينَةِ لَيخْرِجَنَّ الْأَعَزُّ مِنْهَا الْأَذَلَّ وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَلَكِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَا يعْلَمُونَ)
آنها مي گويند: «اگر به مدينه بازگرديم، عزيزان ذليلان را بيرون مي کنند!» در حالي که عزت مخصوص خدا و رسول او و مؤمنان است؛ ولي منافقان نمي دانند!
سوره منافقون (63): آیه 8
من نیروهایم از تو بیشتر است، اگر این قدر نیرو نداشت علنا می توانست بگوید (لَيخْرِجَنَّ الْأَعَزُّ مِنْهَا الْأَذَلَّ)؛ مگر در جنگها وقتی میگفت من نمیآیم یهویی یک جمعیت زیادی کنار نمی کشیدند؟ قضیه چه بود؟ نمی خواستند، حاضر نبودند، نخیر این حرفها نیست که شما دارید می زنید. اصلا بحث حکومت داری را شما خلط کردید. اولین امتی که خدای متعال رسما به آن ها اجازه حکومت داری داد قبلا هم گفتم یهودیها بودند (وَجَعَلَكُمْ مُلُوكًا)
(وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ يا قَوْمِ اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيكُمْ إِذْ جَعَلَ فِيكُمْ أَنْبِياءَ وَجَعَلَكُمْ مُلُوكًا وَآتَاكُمْ مَا لَمْ يؤْتِ أَحَدًا مِنَ الْعَالَمِينَ)
(به ياد آوريد) هنگامي را که موسي به قوم خود گفت: «اي قوم من! نعمت خدا را بر خود متذکر شويد هنگامي که در ميان شما، پيامبراني قرار داد؛ (و زنجير بندگي و اسارت فرعوني را شکست) و شما را حاکم و صاحب اختيار خود قرار داد؛ و به شما چيزهايي بخشيد که به هيچ يک از جهانيان نداده بود!
سوره مائده (5): آیه 20
این ملوک را چه کسی باید تعیین میکرد؟ پیغمبر! (وَبَعَثْنَا مِنْهُمُ اثْنَي عَشَرَ نَقِيبًا)
(وَلَقَدْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَائِيلَ وَبَعَثْنَا مِنْهُمُ اثْنَي عَشَرَ نَقِيبًا وَقَالَ اللَّهُ إِنِّي مَعَكُمْ لَئِنْ أَقَمْتُمُ الصَّلَاةَ وَآتَيتُمُ الزَّكَاةَ وَآمَنْتُمْ بِرُسُلِي وَعَزَّرْتُمُوهُمْ وَأَقْرَضْتُمُ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا لَأُكَفِّرَنَّ عَنْكُمْ سَيئَاتِكُمْ وَلَأُدْخِلَنَّكُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ فَمَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذَلِكَ مِنْكُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَوَاءَ السَّبِيلِ)
خدا از بني اسرائيل پيمان گرفت. و از آنها، دوازده نقيب [= سرپرست] برانگيختيم. و خداوند (به آنها) گفت: «من با شما هستم! اگر نماز را برپا داريد، و زکات را بپردازيد، و به رسولان من ايمان بياوريد و آنها را ياري کنيد، و به خدا قرض الحسن بدهيد [= در راه او، به نيازمندان کمک کنيد]، گناهان شما را ميپوشانم [= مي بخشم]؛ و شما را در باغهايي از بهشت، که نهرها از زير درختانش جاري است، وارد ميکنم. اما هر کس از شما بعد از اين کافر شود، از راه راست منحرف گرديده است.
سوره مائده (5): آیه 12
پیغمبر دوازده امیر سیاسی بین شان قرار داد. بنا بود از این امرای سیاسی اطاعت کنند مخالفت شدید کردند، خدا گفت مخالفت می کنید. (فَبِمَا نَقْضِهِمْ مِيثَاقَهُمْ لَعَنَّاهُمْ)
(فَبِمَا نَقْضِهِمْ مِيثَاقَهُمْ لَعَنَّاهُمْ وَجَعَلْنَا قُلُوبَهُمْ قَاسِيةً يحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَوَاضِعِهِ وَنَسُوا حَظًّا مِمَّا ذُكِّرُوا بِهِ وَلَا تَزَالُ تَطَّلِعُ عَلَى خَائِنَةٍ مِنْهُمْ إِلَّا قَلِيلًا مِنْهُمْ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاصْفَحْ إِنَّ اللَّهَ يحِبُّ الْمُحْسِنِينَ)
ولي بخاطر پيمان شکني، آنها را از رحمت خويش دور ساختيم؛ و دل هاي آنان را سخت و سنگين نموديم؛ سخنان (خدا) را از موردش تحريف مي کنند؛ و بخشي از آنچه را به آنها گوشزد شده بود، فراموش کردند؛ و هر زمان، از خيانتي (تازه) از آنها آگاه مي شوي، مگر عده کمي از آنان؛ ولي از آنها درگذر و صرفنظر کن، که خداوند نيکوکاران را دوست مي دارد!
سوره مائده (5): آیه 13
مورد لعنت قرار گرفتند، دل های شان هم قسی شد، چطوری؟ با خوراکی
(فَبِظُلْمٍ مِنَ الَّذِينَ هَادُوا حَرَّمْنَا عَلَيهِمْ طَيبَاتٍ أُحِلَّتْ لَهُمْ وَبِصَدِّهِمْ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ كَثِيرًا)
به خاطر ظلمي که از يهود صادر شد، و (نيز) بخاطر جلوگيري بسيار آنها از راه خدا، بخشي از چيزهاي پاکيزه را که بر آنها حلال بود، حرام کرديم.
سوره نساء (4): آیه 160
(حَرَّمْنَا عَلَيهِمْ طَيبَاتٍ أُحِلَّتْ لَهُمْ)؛ طیبات برایشان حرام شد، به آنها گفته شد دیگر خلافت الهی از شما گرفته شد و در ذریه اسماعیل قرار داده شد. اساسا دعوای یهود با پیغمبر ما سر خلافت بر مردم و الهی اش است. شما اساس دعوای یهود با مسلمان ها را داری کلا منکر می شوی، پس این همه داستان ها چه است اثنی عشر خلیفه، اگر شما خودتان متخصص ادیان میدانید اینها که جزء ابتدای بحث ادیان است.
دعوای فرزندان یعقوب سر چه بود؟، دعوای اسرائیلی ها سر چه بود؟ اینها می گفتند خلافت برای بنی اسرائیل است اون می گفت برای بچه های اسماعیل میشود. این ها می گفتند ما حق داریم خلافت داشته باشیم تازه خدا چه کار کرد؟ گفت شما حاکم هستید؛ اما حاکم را چه کسی تعین میکند؟ پیغمبر تان تعیین میکند، من میخواستم خود پیغمبر حاکم بشود شما نخواستید جدایش کردم.
نبوت و خلافت را در بنی اسرائیل جدا کرد، یک تیره رهبران دینی شدند و یک تیره رهبران سیاسی شدند، تازه آن سیاسی را هم: (ابْعَثْ لَنَا مَلِكًا)؛ ولی برای اسلام بنا بود همه اش در اختیار پیغمبر (صلی الله علیه واله وسلم) باشد. من نمی دانم این مطالب را از کجا میآورند؟ پیغمبر نیروی اطلاعاتی برای جاهای مختلف می فرستاد، فتنه گران را سرکوب می کرد، قضاوت میکرد، قاضی می فرستاد اجرای حدود می کرد همه این کارها را انجام میداد یک عده هم اعتراض می کردند.
مجری:
قرآن کسانی که به پیغمبر مراجعه نمی کردند توبیخ میکند، همه این ها بحث حکومتی است.
استاد ابو القاسمی:
حالا یک سوال دیگر، تشکیلات زکات را مردم می خواستند یا نمی خواستند؟ اگر برای زکات رای می گرفت می گفتند پول می خواهی بگیری، نه ما نمی خواهیم پول بدهیم خود حکم زکات چه است؟ اگر این را که شما می گویید باشد در احکام اجتماعی چیزی به اسم زکات نباید باشد. خود وجود زکات یعنی چه؟ یعنی باید یک نظام اداری باشد که این نظام اداری بتواند اموال را جمع کند و بین فقرا تقسیم کند. خود این جمع اموال چطوری است؟ نظام نباید داشته باشد؟!
مجری:
جالب این است بعد از پیامبر، ابوبکر با مالک ابن مغیره سر زکات اختلاف می کند او می گوید من تو را حاکم نمی دانستم یعنی پیامبر کسی دیگر را معرفی کرد فکر و اندیشه همان است.
استاد ابوالقاسمی:
بله، نکته دیگر ایشان گفت وصی حضرت عیسی حکومت نداشت پس وصی پیغمبر نباید حکومت داشته باشد یک مهندسی است نظام مهندسی، مدرک مهندسی را به او داده است شما به او وسایل نمی دهی نه این مهندس نیست چون وسایل ندارد. اگر بعد از او شخص دیگری مثل او از همان جا آمد او هم حق ندارد کاری انجام بدهد چرا؟ چون ما به قبلی وسایل ندادیم.
دستور بود بنی اسرائیل باید حضرت عیسی را به خلافت بر می گزیدند نکردند وظیفه شان بود. شما بین وظیفه و اختیار آن ها خلط کردید.
مجری:
کسی وظیفه اش را انجام نداد با آن که اختیار ندارد.
استاد ابوالقاسمی:
مختار نیستند. در غدیر پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم)، امیر مؤمنان را نصب کرد قرائن الی ماشاء الله؛ اگر امامت الهی بود چرا همان جا به یک عده بر خورد؟ چرا
(سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ)
تقاضا کننده ای تقاضای عذابی کرد که واقع شد!
سوره معراج (70): آیه 1
نمی خواهم زیر حکومت علی بروم چرا گفتند که حضرت علی آدم خشن و تند خویی است؟ برای بهانه بود عرض کردیم طبق کلیپ قبلی ایشان آدم های که از یک طرف با فقراء مهربان و با ظالمین تند باشند این طیف اصلاً نمی خواهد. ظالمین می گفتند او تند خو است نمی توانیم تحملش کنیم چرا همچنین حرف های می زدند؟
گفت چون وصی حضرت عیسی اجازه حکومت نداشت حضرت علی هم نباید داشته باشد. مردم نسبت به وصیت حضرت عیسی عمل نکردند به خود حضرت عیسی هم عمل نکردند لذا:
(لُعِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ بَنِي إِسْرَائِيلَ عَلَى لِسَانِ دَاوُودَ وَعِيسَى ابْنِ مَرْيمَ ذَلِكَ بِمَا عَصَوْا وَكَانُوا يعْتَدُونَ)
کافران بنی اسرائيل، بر زبان داوود و عيسی بن مريم، لعن (و نفرين) شدند! اين به خاطر آن بود که گناه کردند، و تجاوز می نمودند.
سوره مائده (5): آیه 78
چون به داود هم حاضر نشدند درست حکومت را بدهند به زور گرفت. خدا به سلیمان یک قدرت مطلق داد و عیسی ابن مریم بنا بود پادشاه بنی اسرائیل بشود به او ندادند چون ندادند نباید به بقیه بدهند؟ اموال پدر شما را یک غاصبی برد به پدرت ندادیم به خودت هم نباید بدهیم. حق من است نه نباید بدهیم چون به پدرت ندادیم. پدرم از دنیا رفت ارث به من می رسد برسد به پدرت ندادیم به تو بدهیم؟ این استدلال شما دقیقاً همین است؛ چون به وصی حضرت عیسی ندادند به وصی پیغمبر هم نباید بدهند. بعد می گوید استدلال هایم منطقی و عقلائی است در غدیر هم پیغمبر همین را اعلام کرد چرا بیعت از مردم گرفت؟
«بَايِعْ عَلِيّاً بِالْوَلَايَة»
قرب الإسناد (ط - الحديثة)؛ حميرى، عبد الله بن جعفر، محقق / مصحح: مؤسسة آل البيت عليهم السلام، ناشر: مؤسسة آل البيت عليهم السلام ص57
چرا بیعت بود؟
«وَ أَوْجَبَ عَلَى أُمَّتِهِ فَرْضَ وَلَايَتِكَ، وَ عَقَدَ عَلَيْهِمُ الْبَيْعَةَ لَك»
المزار الكبير (لابن المشهدي)؛ نویسنده: ابن مشهدى، محمد بن جعفر، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم، محقق/ مصحح: قيومى اصفهانى، ص265
بیعت برای چه بود؟ (أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ) بیعت نمی خواهد بنی عبد المطلب در بیعت من بودند از زمان دعوت
(وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ)
و خويشاوندان نزديکت را انذار کن!
سوره شعراء (26): آیه 214
«لِمَا فِي أَعْنَاقِهِمْ مِنْ بَيْعَتِي»
بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج32، ص353
این ها که در بیعت من بودند امیر مؤمنان به ابوبکر گفت پیغمبر چهار از تو برای من بیعت گرفت
«أَخَذَ عَلَيْكَ بَيْعَتِي فِي أَرْبَعِ مَوَاطِن»
نام كتاب: الهداية الكبرى؛ نويسنده: خصيبى، حسين بن حمدان، (تاريخ وفات مؤلف: 334 ق)، محقق / مصحح: ندارد، ناشر: البلاغ، مكان چاپ: بيروت1419 ق، ص 102
اصلاً بنا نبود خلیفه بشود دست خود مردم است نقض بیعت چه است؟ نقض بیعت معنی پیدا می کند؟ این که در گردن تو بیعت من است یعنی چه؟ ترس از بیعت شکنی برای چه بود؟ غصب حق، در نهج البلاغه غصب حق نداریم؟ حق من را خوردند علی جان امامت الهی شما هست خلافت هم دست خود مردم است غصب حق یعنی چه؟
این همه احادیث غصب حق در نهج البلاغه و بقیه جاها آمده است این ها را چشم پوشی کنیم، عباراتی که وجوب اطاعت را می آورد عباراتی که کلمه استخلاف در آن آمده است
«فإنّهم ظلموني حقّي، و اغتصبوني سلطان ابن أمّي»
الغارات( ط- الحديثة)؛ نويسنده: ثقفى، ابراهيم بن محمد بن سعيد بن هلال، (تاريخ وفات مؤلف: 283 ق)، محقق / مصحح: محدث، جلال الدين، ناشر: انجمن آثار ملى، تهران: 1395ق، ج2، ص768
این را چه کار کنیم؟ عبارت های که در آن تأمیر آمده است علی را بر شما امیر قرار دادم این ها چه است؟ همه این ها را فراموش کنیم چون که شما نظرت این است که در اسلام حکومت سیاسی نیست، اسلام حاکمیت سیاسی قرار نمی دهد؟ تو باید فکرت را عوض کنی اسلام این است نمی خواهی قبول نکن.
اسلام فکر معاش و معاد مردم است، می گوید بدون اصلاح جامعه نمی شود فرد را درست کرد و من باید برای گرفتن حکومت جامعه تلاش کنم! ولی ظالم نباید باشم. اما ظلم نکردند دلیل نمی شود اگر یک عده ای در جامعه کرونا گرفتند بگوییم آی مردم چون اکثریت ماسک نمی خواهند بگوییم ماسک نزنند.
همه می میرند این جا باید چه کار کنم؟ منی که نگران و دلسوز مردم هستم باید در این جامعه چه کار کنم؟ یک عده می خواهند خلافت را به یک ظالمی بدهند یک اتوبوسی است در این اتوبوس سی نفر می خواهند رانندگی را به نوبت دست خودشان بدهند رانندگی کنند هیچ کدام هم رانندگی بلد نیستند.
نه چون شما سی نفر می خواهید اتوبوس چپ بشود باید چپ بشود می شود همچنین حرفی زد؟ یک مقداری تفکر خوب است.
یا بحث رعیت:
«وَ الْقِيَامِ بِأَمْرِ رَعِيَّتِهِ مِنْ بَعْدِه»
الخصال؛ ابن بابويه، محمد بن على، محقق/ مصحح: غفارى، على اكبر، ناشر: جامعه مدرسين، ج2، ص372
وظیفه امام چه است؟ می گوید پیغمبر به منِ علی دستور داد به قتال ناکسین، قاسطین و مارقین بروم، علی جان این ها حرف های الکی است شما فقط وظیفه داری همان اخلاق خوبی که من گفتم با بچه ها مهربان باش به آن ها گردو بده مثل چهار پا جلوی شان بنشین با آن ها بازی کن این ها برای شما خوب است.
جنگ با ناکسین، قاسطین و مارقین به تو نمی گویم یک نفری هزار و چهارصد سال بعد می آید تشخیصش این است که اصلاً حضرت علی دنبال همچنین چیزها نبود از این قضایا نارحت است پیغمبر هم اگر به او بگوید ناراحت می شود نه پیغمبر شما اشتباه می کنید آقای سلیمانی اردستانی خیلی بهتر از شما می فهمد.
احادیث نصب، نصب یعنی چه؟ اگر من بنا است بگویم نصب دیگر معنی ندارد پیغمبر «نَصَبنی» مگر دست پیغمبر است اگر امامت الهی دست خدا است مگر
(إِذْ قَالُوا لِنَبِي لَهُمُ ابْعَثْ لَنَا مَلِكًا نُقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ)
به پيامبر خود گفتند: زمامدار (و فرماندهی) برای ما انتخاب کن! تا (زير فرمان او) در راه خدا پيکار کنيم.
سوره بقره (2): آیه 246
می شود چرا پیغمبر، علی را نصب کرد؟ بحث اولی الامر: روایاتی که می گوید خلافت دست خدا است
«وَمَنْ مَاتَ وَلَيْسَ في عُنُقِهِ بَيْعَةٌ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً»
صحيح مسلم؛ اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري الوفاة: 261، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ج 3، ص 1478، ح1851
یعنی چه؟ روایاتی که در آن ها تقابل امام جائر و امام عدل شده است امام جائر مثلاً وحی شیطان را برای مردم می آورد حضرت علی باید وحی الهی را بیاورد؟ یا امام جائر حکومت را می گرفت ظلم می کرد من باید حکومت را بگیرم درست رفتار بکنم. تقابل امام جائر و عادل چه است؟ این که باید امور را به امام رد کرد
«وَ التَّسْلِيمُ لَهُ فِي كُلِّ أَمْرٍ وَ الرَّدُّ إِلَيْهِ وَ الْأَخْذُ بِقَوْلِه»
كفاية الأثر في النصّ على الأئمة الإثني عشر؛ نویسنده: خزاز رازى، على بن محمد، محقق / مصحح: حسينى كوهكمرى، عبد اللطيف، ناشر: بيدار، ص263
این که امیر مؤمنان خودش وصیت کرد که بعد از من، حسن خلیفه است این را هم نمی خواهی قبول کنی؟ این که امام حسن در آتش بسی که با معاویه نوشتند بعد از ما معاویه چه کسی باید باشد؟ امام حسین، نه مردم باید انتخاب بکنند همان طوری که شما خلافت حضرت علی را زیر سوال بردی البته شما حرف های اسلام را خیلی جاها زیر سوال بردی فقط بحث شیعه نیست ان شاء الله به آن می رسیم.
همان طوری که خلافت امیر مؤمنان را زیر سوال بردی مثل بقیه حرف های ضد اسلامیت و گفتی حق با ابوبکر بود خلافتش مشروع می شود پس خلافت یزید هم مشروع بود و امام حسین اشتباه کرده است، چرا؟ برای این که بند حماسه و اشتباه در قطعنامه اش گذاشته است.
آن متن چه است؟ آقای سلیمانی اردستانی می گوید مردم باید انتخاب کنند، نه این که بعد از معاویه حسن و حسین باشند. لذا معاویه کار خیلی خوبی کرد، مردم هم خودشان با چه کسی بیعت کردند؟ خودشان با یزید بیعت کردند. معاویه هم گفت اکثریت با یزید بیعت کردند فقط سه چهار تا مخالف دارد!
مجری:
هفده، هجده تایش را هم که کشته است و چند نفر باقی مانده است!
استاد ابو القاسمی:
پس در این صورت حق با یزید می شود!! آی مردم این ها مدافعهای یزید هستند این طور عمامه به سر با شما دارند صحبت می کنند. بخواهی به حرف ایشان برو کار یزید مشروع می شود. تعارف که نداریم.
امام همان کسی است که حدود را اجرا می کند و عدالت را بر قرار می کند. آقا، مردم نمی خواهند حدود اجرا بشود، نه وظیفه امام این است. آقا منِ سلیمانی اردستانی می گویم مردم هرکس را انتخاب کنند است نمی خواهند.
صفاتی که در مورد حضرت آمده است:
«عن عبد الله بن أسعد بن زرارة عن أبيه قال قال رسول الله صلى الله عليه وسلم أوحي إلي في علي ثلاث أنه سيد المسلمين وإمام المتقين وقائد الغر المحجلين هذا حديث صحيح الإسناد ولم يخرجاه»
المستدرك على الصحيحين؛ اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري الوفاة: 405 هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1411هـ - 1990م، الطبعة: الأولى، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، ج 3، ص 148، ح4668
«أوحى إلي في علي ثلاث خصال : أنه إمام المتقين وسيد المسلمين وقائد الغر المحجلين»
معرفة الصحابة؛ اسم المؤلف: لأبي نعيم الأصبهاني الوفاة: 430 ، دار النشر:، ج1، ص282
«وهو الصديق الأكبر، وهو فاروقُ هذه الأمة، يفرق بين الحق والباطل، وهو يَعْسُوب المؤمنين»
أسد الغابة في معرفة الصحابة؛ اسم المؤلف: عز الدين بن الأثير أبي الحسن علي بن محمد الجزري الوفاة: 630هـ، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت / لبنان - 1417 هـ - 1996 م، الطبعة: الأولى، تحقيق: عادل أحمد الرفاعي، ج6، ص284
امام المتقین، یعسوب المؤمنین، سید المسلمین، اینهای که در روایت آمده این صفات برای چه آمده است؟ فقط برای این که از خدا بگیری و به مردم منتقل کنی. پشت و پناه مسلمانها است.
یعسوب به امیر النحل گفته می شود، حاکم در کندوی عسل یعسوب است، یعنی حاکم در بین مسلمانها امیر المؤمنین است.
پس خلطی که شما انجام دادید یک خلط خیلی واضح است بین وظیفه مردم که امتحان شدند و حق مردم نه وظیفه داشتند و هیچ حق مخالفتی هم نداشتند حالا مخالفت کردند.
مجری:
استاد یک مقدمه ای اول گفت، اول کلا آن حکومت سیاسی الهی را کلا منکر شد بعد در گام بعدی سراغ این ها رفت، این همه آیات و روایاتی که شما فرمودید چیزی مخفی بود که ایشان این ها را ندیده است!
استاد ابو القاسمی:
مخفی نیست، کسی که خودش را به خواب زده است نمی شود بیدارش کرد، ایشان خودش را به خواب زده است خیلی هم روشن است که خودش را به خواب زده است.
مجری:
برای من این بحث ها این قدر شیرین بود که فکر می کردم هنوز وقت داریم.
استاد ابو القاسمی:
پس دیگر وقت نداریم کلیپ پخش کنیم!
مجری:
نه، نتیجه گیری از همین دو کلیپی که پخش شد بخواهیم بکنیم ایشان همان فردی است که شما اول هم اشاره کردید که نظر خودش را می خواهد تحمیل کند بر مبانی و بر قرآن...
استاد ابو القاسمی:
دقیقا، البته اگر ایشان خیلی ادعایش می شود، همین جا تشریف بیاورند ما با ایشان مناظره می کنیم، شما می گویی من دارم مغالطه می کنم، من ابو القاسمی مغالطهگر، شما هم استاد تشخیص مغالطه هستی، اگر ترس ندارید تشریف بیاورید نه برای ترویج و تبلیغ همصنف های سیاسی خودتان که فقط در فلان استدیوی فلان آقای سیاسی چپ من مناظره و گفتگو می کنم شما همین جا تشریف بیاورید ما با شما مناظره خواهیم کرد همان طور که دیشب یا پریشب آقای شریفی مناظره کرد.
آن مدعی یمانی از انگلستان و آمریکا حاضر هستند بیایند مناظره کنند و ما را حداقل در تقسیم وقت عادل می دانند. من کامنتها را نگاه می کردم بعضی ها می گفتند شما خیلی خوب وقت را مراعات کردید. به هیچ وقت در حرف نپریدید و دقیقا تقسیم وقت عادلانه کردید.
ما حاضر هستیم همان طور که به آن افرادی که اعتقاد ما این است کافر هستند وقت مساوی برای صحبت می دهیم شما هم این جا حضوری تشریف بیاورید و اگر هم نمی خواهید تصویری تشریف بیاورید.
پس دیگر ادعا نکنید که روحانیت شیعه از مناظره با شما فراری است، نه شما خودت از مناظره فراری هستی، و اگر جرأت داشتی می آمدی ما شما و غیر شما را بارها دعوت به مناظره کردیم.
مجری:
همین سابقه ای که ما در شبکه ولی عصر داریم نشان می دهد که ما آمادگی این را داریم اهل فرار نیستیم آن کسی که حق و در صف حق است هیچ وقت فرار نمی کند، شما اگر فکر می کنی محق هستی، برای مناظره بیا این جا اساتید بزرگوار هستند و جناب اقای دکتر ابو القاسمی چندین بار به صورت مستقیم از شما خواسته است.
استاد ابو القاسمی:
من یک نکته ای را هم عرض کنم این قرائنی که من الان فهرست وار به ترتیب گفتم این ها را نه این که من الان یک هفته وقت گذاشته باشم و جمع آوری کرده باشم، خدا حفظ کند حضرت استاد ما اقای قزوینی برای مناظره با اقای عابدینی یک فایل آماده کرده بودند آن فایل سر فصلهایش بود من یک هم یک شش هفت مورد دیگر به آن اضافه کردم کلا در حد یک ربع تا بیست دقیقه زمان برد.
برای جواب دادن به این افراد اگر کسی آشنایی با دین داشته باشد هیچ کار سخت و شاقی نیست.
مجری:
خیلی متشکرم جناب اقای دکتر ابو القاسمی از حضورتان و مباحثی که فرمودید، ان شاء الله این بحث را در جلسات بعد پی خواهیم گرفت الان وقت مان به پایان رسیده بیش از این امکانش را نداریم در خدمت شما باشیم.
عزیزان بیننده امیدوارم مباحثی که خدمت شما ارائه شد، برای شما هم مورد استفاده قرار گرفته باشد و نکات خوبی را دریافت کرده باشید. از همه شما التماس دعا داریم نظرات و پیشنهادات خودتان را برای ما ارسال کنید حتما همکاران ما آن ها را بررسی می کنند و ان شاء الله در موقعیت مناسب خودش مورد استفاده قرار خواهد گرفت. از همه شما التماس دعا داریم تا دیدار دیگر خدا نگهدار!