سایر قسمت ها
ادله عقلی امامت ( عملكرد غیر عقلانی علمای اهل سنت در تقدیم مفضول بر فاضل) آیت الله حسینی قزوینی

قسمت دویست و شصت و نهم برنامه حبل المتین با کارشناسی آیت الله حسینی قزوینی و اجرای آقای اسماعیلی


دیگر قسمت ها

 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

برنامه «حبل المتین» - 26/11/1404 (قسمت دویست و شصت و نهم)

عنوان برنامه: ادله عقلی امامت (عملکرد غیر عقلانی علمای اهل سنت در تقدیم مفضول بر فاضل)

کلیدواژه: راهپیمایی 22 بهمن؛ نیمه شعبان؛ مفضول؛ افضل؛ استفهام توبیخی؛ شایسته؛ ناشایست؛ مقبوله عمر بن حنظله؛ ملک عبدالله؛ ترامپ؛ گاو شیرده؛ مقام معظم رهبری!

استاد: حضرت آیت الله حسینی قزوینی

مجری: آقای علی اسماعیلی

مجری:

اللهم صل علی فاطمة و أبیها و بعلها و بنیها بعدد ما أحاط به علمک اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

عرض سلام و ارادت خالصانه خدمت یکایک شما بینندگان عزیز و نازنین «شبکه جهانی حضرت ولی عصر». خیلی خوش آمدید به برنامه زنده «حبل المتین».

در روزهای پایانی ماه شعبان المعظم هستیم، ماهی که منسوب است به پیامبر رحمت حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم). خوشا به حال کسانی که از این لحظات و دقایق ماه شعبان استفاده می‌کنند.

وجود نازنین حضرت علی بن موسی الرضا (علیه آلاف التحیة و الثناء) فرموده‌اند: در روزهای پایانی ماه شعبان این دعا را زیاد بخوانید:

«اللَّهُمَّ إِنْ لَمْ تَکنْ غَفَرْتَ لَنَا فِیمَا مَضَی مِنْ شَعْبَانَ فَاغْفِرْ لَنَا فِیمَا بَقِی مِنْه»

از خداوند می‌خواهیم اگر تا این روز از ماه شعبان المعظم ما را نبخشیدی و نیامرزیدی، در روزهای باقیمانده ما را ببخش و بیامرز.

إقبال الأعمال، نویسنده: ابن طاووس، علی بن موسی، ج 1، ص 9، فصل فیما نذکره من الاستظهار لشهر الصیام بتقدیم التوبة و الاستغفار

خدایا ما را بیامرز تا پاک و پاکیزه وارد ماه مبارک رمضان شویم. اصلاً ماه رجب و شعبان است؛ عبادت و بندگی خدا تا رسیدن به ماه مبارک رمضان.

از خداوند می‌خواهیم که ان شاءالله همه ما را ببخشد و بیامرزد تا پاک و پاکیزه وارد ماه مبارک رمضان شویم و از این روزهای پایانی هم کمال استفاده و بهره را ببریم.

جا دارد که به نوبه خودمان هم یک تشکر جانانه داشته باشیم از مردم عزیز و نازنین ایران اسلامی که یک بار دیگر یک حماسه بی نظیر خلق کردند و دشمنان را ناکام و ناامید گذاشتند.

همه دنیا مبهوت این حضور پرشکوه و غیرتمندانه و قهرمانانه مردم ایران در راهپیمایی 22 بهمن شدند. ان شاءالله که باعث ذلتشان شود. ان شاءالله که کور شوند و نتوانند این عزت و سربلندی را از ایران عزیز اسلامی ببینند.

با افتخار با شما هستیم و برنامه زنده «حبل المتین» را طبق معمول یکشنبه شب‌ها تقدیم حضور شما می‌کنیم و موضوع بحث ما درس‌هایی از امامت و ولایت است.

عنایت دارید که بخشی از برنامه ما مباحث محتوایی داریم، البته جزئی‌تر آن را خدمت شما توضیح می‌دهم. بخشی از برنامه هم به مخاطبین ما اختصاص دارد.

همین اول برنامه دعوت می‌کنم از همه عزیزان اهل سنتمان، چه علمای اهل سنت و چه مولوی و آخوند و هر عزیزی که در هر جای ایران عزیز هست یا بینندگان معمولی اهل سنت یا آقایان وهابی.

همه این فرصت را دارند که روی خط ارتباطی ما بیایند و اگر نکته یا مطلب یا سؤال یا گفتگو یا بحثی دارند با ما در میان بگذارند. عزیزان شیعه هم که روی سر ما جا دارند و همیشه خدمتشان هستیم.

ان شاءالله به موقع راه‌های ارتباطی زیرنویس می‌شود و به راحتی می‌توانید بیایید و نکات و مطالب و سؤالات خود را مطرح کنید.

در محضر استاد عزیز و بزرگوار و گرانقدرمان حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی هستیم. استاد سلام علیکم و رحمة الله، خوش آمدید، در خدمتتان هستیم؛

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

السلام علیک یا بقیة الله فی أرضه السلام علیک یا میثاق الله الذی أخذه و وکده السلام علیک یا وعد الله الذی ضمنه السلام علیک یا صاحب المرئی و المسمع فما کان لنا شیء الا و انتم له السبب و الیه السبیل

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته؛ خدمت همه بینندگان عزیز و گرامی خالصانه‌ترین سلامم را تقدیم می‌کنم و موفقیت بیش از پیش برای همه گرامیان از خداوند منّان خواهانم.

ما طبق برنامه همیشگی بخشی از عرایضمان را اختصاص می‌دهیم به یادی از حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها)، باشد که آن بانوی دوسرا گوشه چشمی هم به ما و بینندگان عزیزمان داشته باشد.

کسی که محنت ایام دید من بودم

کسی که قامتش از غم خمید من بودم

کسی که بعد رسول خدا به دامن خاک

مدام اشک ز چشمش چکید من بودم

کسی که با پسرش شد به پیش دیده دوست

ز ظلم و کینه دشمن شهید من بودم

کسی که بعد وفات پدر به پای علی

ستم ز اهل سقیفه کشید من بودم

کسی که پشت در نیم سوخته فضه

صدای ناله او را شنید من بودم

و سیعلم الذین ظلموا أی منقلب ینقلبون

مجری:

ألا لعنة الله علی القوم الظالمین

خیلی ممنونم که مثل همیشه با نام و یاد حضرت صدیقه طاهره فاطمه شهیده (سلام الله علیها) برنامه را متبرک کردید.

دوستان عنایت دارید که ما چند هفته‌ای است در برنامه «حبل المتین» با موضوع کلی درس‌هایی از امامت و ولایت رسیدیم به یکی از موضوعاتی که خیلی مهم است. بحث قبح تقدیم مفضول بر فاضل که داریم همه جنبه‌های این موضوع را مطرح می‌کنیم.

این استدلالی است که علمای اهل سنت در کتاب‌ها و روایات خود آن را بیان کردند که مفضول بر فاضل مقدم شده است. مثلاً خلفا بر وجود نازنین مولا امیرالمؤمنین (سلام الله علیه).

ما می‌خواهیم بگوییم این کار قبیح است و دلایل مختلفی را بر این موضوع ارائه می‌دهیم. جناب استاد اگر صلاح می دانید خلاصه‌ای از مباحث گذشته بفرمایید تا من سؤالات جدید را عرض کنم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمدلله و الصلاة علی رسول الله و علی آله آل الله لاسیما علی مولانا بقیة الله و اللعن الدائم علی اعدائهم اعداء الله إلی یوم لقاء الله أفوض أمری إلی الله إن الله بصیر بالعباد حسبنا الله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر یا أبا صالح المهدی ادرکنی

قبل از شروع بحث من هم بر خودم لازم می دانم از حضور میلیونی جمعیت در این یوم الله 22 بهمن تشکر کنم که واقعاً حماسه آفریدند و مشتی محکم بر دهان یاوه سرایان مثل آمریکا و اسرائیل به ویژه کسانی که در داخل حسرت رفتن زیر پرچم آمریکا را در سر می‌پرورانند و همواره به یاد اربابشان هستند زدند.

در قضایای نیمه شعبان هم با کمال وقاحت و بی شرمی و بی حیایی روز عزا اعلام کردند و جشن نگرفتند. آنچه که بنده اطلاع دارم قلب مقدس حضرت ولی عصر با این کارشان به درد آمد.

من وقتی خواندم در فضای مجازی نیمه شعبان امسال بعضی از کسانی که مراجع از پیش خود ساخته هستند و نه سوادی دارند و نه عقلی دارند و نه شعوری دارند. من حاضرم بیایند اینجا و ثابت کنم که نه سواد دارند و نه شعور دارند!!

این‌ها وقتی گفتند که ما نیمه شعبان عزادار هستیم، گفتم: ان شاءالله خداوند این عزاداری را آخرین عزاداری شما قرار ندهد و عزاداری خیلی سخت‌تری هم برای شما به خاطر این کارتان مقدر کند.

این بیست و دو بهمن یک فراخوان واقعی بود برای کسانی که آمریکا نشسته‌اند و جز هرزگی چیزی در طول این چهل و هفت سال از آنها دیده نشده است.

من واقعاً خیلی متأسفم. اخیراً هم این کلیپ‌ها پخش شد که خودش با دوست دخترش در یک طرف استخر و همسرش با دوست پسرش در طرف دیگر استخر بودند. این شخص با این توصیفات داعیه رهبری دارد!!

احمق‌تر از این فرد کسانی هستند که دم از ایشان می‌زنند و از او حمایت می‌کنند. این شخص فراخوان داده است. اگر می‌خواهند فراخوان ببینند این جمعیت بیش از سی میلیون نفر را ببینند که در راهپیمایی 22 بهمن حضور داشتند.

الحق و الانصاف این جمعیت افراد زیادی را به تعجب واداشت و باور نمی‌کردند. حتی بعضی از افراد نظیر خانمی که جزو دانشجویان ستاره دار بود و چند مورد هم زندانی سیاسی بوده و به نظام انتقاد هم دارد، در راهپیمایی 22 بهمن شرکت کرده بود.

ایشان می‌گفت که من برای اولین بار در عمرم در 47 سال به خاطر پیام مقام معظم رهبری در راهپیمایی شرکت کردم.

واقعاً درد و بلای این زن بیفتد به جان کسانی که حسرت آمدن آمریکا را دارند و انتظار خدمتگزاری به کدخدا را در سر می‌پرورانند و کسانی که عزای عمومی یا عزاداری اعلام می‌کنند.

من گمان نمی‌کنم در طول این هشت سال اخیر جمعیتی به اندازه جمعیت امسال داشته باشیم.

خیلی عجیب بود که یک خانمی گفت: درست است که ما مشکلات اقتصادی داریم. حتی اگر آب هم برای نوشیدن پیدا نکنیم، ما دست از نظام برنمی داریم!! باید به اینطور افراد و این غیرت‌های مذهبی و روحانی ملت ما مرحبا و هزارآفرین گفت.

امیدواریم ان شاءالله خدای عالم این همبستگی را از ما نگیرد. این همبستگی‌ها باید بماند تا ان شاءالله قیام حضرت مهدی.

جالب بود که یکی از همین هنرپیشه‌هایی که وضعش هم خیلی خوب نبود، جمله قشنگی داشت و من خیلی خوشم آمد. آن‌ها گفتند که روز پایان جمهوری اسلامی آغاز حکومت جهانی حضرت مهدی (ارواحنا فداه) است!!

من از جمله ایشان خیلی خوشم آمد، حال آنکه خیلی زیاد در قضایای انقلابی خیلی فعال نبود. خداوند عالم اینها را حجت قرار داده است و فردای قیامت به وجود این افراد به این وطن فروش‌ها احتجاج خواهد کرد.

شخصی دیروز به «صدای اسرائیل» زنگ زده بود و می‌گفت: "ما در انتظاریم که آمریکا حمله کند. چرا حمله نمی‌کند؟! ما همینطور منتظر هستیم که بیاید و مسئله را تمام کند. ما خوشحال می‌شویم!!"

خوشحالی شما ان شاءالله روزی است که این حسرت را به گور ببرید!! امیدواریم که ان شاءالله به حق حضرت صدیقه طاهره این همدلی و همگامی و صفا و صمیمیت را از ملت ما نگیرد.

مادامی که این صفا و صمیمیت و همدلی هست، آمریکا که هیچ بلکه بالاتر از آمریکا هم هیچ غلطی نمی‌تواند بکند.

من هم خواستم به نوبه خودم تشکر کنم از مردم و مرگ آرزو کنم برای کسانی که در انتظار پایان جمهوری اسلامی هستند.

بحثی که ما شروع کردیم یکی از بحث‌های اساسی و ریشه‌ای است. ان شاءالله بعداً اقوال بزرگان اهل سنت مثل «قاضی عبدالجبار معتزلی»، «عضدالدین إیجی»، «تفتازانی» و دیگران که در رابطه با ادله عقلی خلافت و امامت بحث کرده‌اند را خواهیم آورد.

این‌ها همه مقدمه و پیش درآمدی است برای او. عرض کردیم بر فرض اینکه خداوند عالم در قرآن کریم نامی از خلافت امیرالمؤمنین نبرده است و بر فرض اینکه حدیث غدیری اتفاق نیفتاده و حدیث منزلتی وجود ندارد و اثری از حدیث دار در تاریخ نیست.

رسول اکرم انتخاب خلیفه را به عهده مردم محول کرده است و مردم باید با توجه به عقل و شعوری که خداوند عالم به آنها داده است چه کسی را انتخاب کنند.

ما گفتیم که عقل سلیم اقتضا می‌کند و این در تمام دنیا حتی در دنیای قبل از تاریخ بشریت هم رسم بوده است که اگر می‌خواستند برای یک قبیله رئیسی انتخاب کنند، بهترین افراد را از نظر عقل و تدبیر و سیاست و دانش انتخاب می‌کردند.

این‌ها نمی‌آمدند برای یک زندگی ولو جنگلی افرادی که از نظر علم و تدبیر و سیاست بهره‌ای ندارند را انتخاب کنند با وجود اینکه چنین افرادی در جامعه هستند.

بنابراین گفتیم که این مسئله قطعی است و هر عاقلی بر این صحه می‌گذارد. از نظر قرآن هم خداوند عالم حدود چهل آیه در قرآن کریم با مضمون:

(هَلْ یسْتَوِی الَّذِینَ یعْلَمُونَ وَ الَّذِینَ لا یعْلَمُون)

آیا کسانی که می‌دانند با کسانی که نمی‌دانند یکسانند؟

سوره زمر (39): آیه 9

و:

(هَلْ تَسْتَوِی الظُّلُماتُ وَ النُّور)

ظلمت‌ها و نور برابرند؟

سوره رعد (13): آیه 16

آورده و مقایسه کرده است کسانی که دارای افضلیت هستند را مقدم داشته و کسانی که این افضلیت را ندارند مؤخر داشته است و آنها را محکوم کرده است.

ما آمدیم یکی از آیات حساسی که بزرگان ما بر او استناد کردند را آوردیم که آیه 246 و 247 سوره بقره بود در رابطه با قضیه بنی اسرائیل که از پیغمبرشان خواستند فرمانده ای را انتخاب کند برای قتال در راه خدا و مبارزه با ظالمان و کسانی که ظلم می‌کنند.

(وَ قالَ لَهُمْ نَبِیهُمْ إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَکمْ طالُوتَ مَلِکاً)

و پیامبرشان به آنها گفت:" خداوند (طالوت) را برای زمامداری شما مبعوث (و انتخاب) کرده است."

(قالُوا أَنَّی یکونُ لَهُ الْمُلْک عَلَینا وَ نَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْک مِنْهُ وَ لَمْ یؤْتَ سَعَةً مِنَ الْمالِ)

گفتند:" چگونه او بر ما حکومت کند، با اینکه ما از او شایسته‌تریم، و او ثروت زیادی ندارد؟!"

(قالَ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاهُ عَلَیکمْ وَ زادَهُ بَسْطَةً فِی الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ وَ اللَّهُ یؤْتِی مُلْکهُ مَنْ یشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِیم)

گفت:" خدا او را بر شما برگزیده، و او را در علم و (قدرت) جسم، وسعت بخشیده است. خداوند، ملکش را به هر کس بخواهد، می‌بخشد، و احسان خداوند، وسیع است، و (از لیاقت افراد برای منصب‌ها) آگاه است."

سوره بقره (2): آیات 246 و 247

اگر ملاک عقل باشد، او از همه شما در مسائل علمی و تخصص بالاتر است و از نظر مدیریت و توانایی جسمی هم از همه شما برتر است.

در اینجا ما اقوال علمای شیعه و اهل سنت را آوردیم و تحلیل کردیم. این خلاصه بحث‌های ما در جلسات گذشته بود.

مجری:

حضرت استاد از شما ممنونم. حضرت استاد یکی از آیاتی که دلالت بر قبح تقدیم مفضول بر فاضل دارد، آیه شریفه 35 سوره مبارکه یونس است که می‌فرماید:

(أَ فَمَنْ یهْدِی إِلَی الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ یتَّبَعَ)

من می‌خواهم شما در مورد این آیه هم بزرگواری بفرمایید هم نظریه مفسرین شیعه و هم اهل سنت را نسبت به این آیه بفرمایید.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمدلله و الصلاة علی رسول الله و علی آله آل الله لاسیما علی مولانا بقیة الله و اللعن الدائم علی اعدائهم اعداء الله إلی یوم لقاء الله أفوض أمری إلی الله إن الله بصیر بالعباد حسبنا الله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر یا أبا صالح المهدی ادرکنی

یکی از آیاتی که صراحت دارد بر انتخاب افضل نسبت به فاضل و قبح تقدیم مفضول بر فاضل، همین آیه 35 سوره یونس است. خداوند عالم در قرآن کریم می‌فرماید:

(قُلْ هَلْ مِنْ شُرَکائِکمْ مَنْ یهْدِی إِلَی الْحَقِّ)

بگو آیا هیچیک از معبودهای شما به سوی حق هدایت می‌کند؟

(قُلِ اللَّهُ یهْدِی لِلْحَقِّ)

بگو تنها خدا به حق هدایت می‌کند.

(أَ فَمَنْ یهْدِی إِلَی الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ یتَّبَعَ أَمَّنْ لا یهِدِّی إِلاَّ أَنْ یهْدی فَما لَکمْ کیفَ تَحْکمُون)

آیا کسی که هدایت به حق می‌کند برای پیروی شایسته‌تر است یا آن کس که خود هدایت نمی‌شود مگر هدایتش کنند، شما را چه می‌شود؟

سوره یونس (10): آیه 35

کسی که بخواهد به حق برود، نیاز دارد از دیگران سراغ بگیرد. به عبارت دیگر اگر کسی می‌خواهد به یک مقصدی برسد، باید از کسی که تمام راه و مسیر را بلد است تبعیت کند یا کسی که اصلاً راه بلد نیست؟!!

آیا باید از شخصی پرسید که اصلاً نمی‌داند این مسیری که می‌خواهد برود واقعاً به هدف می‌رساند یا خیر؟!

الآن که ماشین هست، اما در زمان سابق که اینطور نبود. شخصی که می‌خواست تهران برود، اگر بلد نباشد یک مرتبه مسیر کاشان یا سمنان را انتخاب می‌کند. این شخص هرچه جلوتر برود، از هدف دورتر خواهد شد.

ذات نایافته از هستی بخش

کی تواند که شود هستی بخش

«مرحوم علامه طباطبایی» در کتاب «تفسیر المیزان» یک بحث خیلی مفصلی دارد. ایشان در سه چهار جای کتاب «المیزان» نسبت به این آیه سخن دارد. یکی از آنها در جلد هشتم صفحه 345 هست. ایشان در اینجا همین آیه:

(أَ فَمَنْ یهْدِی إِلَی الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ یتَّبَعَ)

را می‌آورد و می‌نویسد:

«یدل علی أن من یهدی إلی الحق یجب أن لا یکون مهتدیا بغیره إلا بالله فافهم ذلک»

کسی که دنبال رسیدن به هدف است، از کسی راهنمایی می‌گیرد که راه بلد است، نه کسی که راه بلد نیست.

المیزان فی تفسیر القرآن، نویسنده: طباطبایی، سید محمد حسین، ج 8، ص 345، باب بیان

ایشان سپس توضیح می‌دهد و می‌گوید: آیا مراد از این آیه همه امت هست یا خداوند عالم بعضی از امت را اراده کرده است؟!!

(أُمَّةٌ یهْدُونَ بِالْحَق)

گروهی به سوی حق هدایت می‌کنند.

سوره اعراف (7): آیه 159

در اینجا دیگر امت آمده است، اما قطعاً همه امت نیست که (یهْدُونَ بِالْحَق) است بلکه مراد انبیاء و اوصیاء هستند. همچنین آیه شریفه:

(وَ لَقَدْ آتَینا بَنِی إِسْرائِیلَ الْکتابَ وَ الْحُکمَ وَ النُّبُوَّة)

ما بنی اسرائیل را کتاب آسمانی و حکومت و نبوت بخشیدیم.

سوره جاثیه (45): آیه 16

مراد این نیست که ما به همه بنی اسرائیل حکمت و نبوت دادیم، بلکه به انبیاء بنی اسرائیل حکمت و نبوت دادیم. همچنین آمده است:

(وَ جَعَلَکمْ مُلُوکا)

و شما را صاحب اختیار خود قرار داد.

سوره مائده (5): آیه 20

همه که ملوک نبودند!! قرآن کریم جمع گفته و اراده فرد کرده است. در اینجا هم ایشان می‌گوید وقتی خداوند عالم می‌فرماید:

(أَ فَمَنْ یهْدِی إِلَی الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ یتَّبَعَ أَمَّنْ لا یهِدِّی إِلاَّ أَنْ یهْدی فَما لَکمْ کیفَ تَحْکمُون)

درست است به ظاهر امت است، اما در واقع کسانی هستند که معصوم هستند و برای رساندن به هدف اشتباه و خطا نمی‌کنند و هوای نفس در آنها وجود ندارد.

آیا شایسته است که اینها ما را به هدف برسانند و ما از آنها تبعیت کنیم یا افرادی که هنوز در الفبای مسیر هستند و وقتی کسی از آنها مسئله عادی سؤال می‌کند در آن معطل می‌مانند؟!!

ما یک مرتبه یک تحدی کردیم و گفتیم که در کتب صحیحین آمده است که از جناب خلیفه دوم سؤال کردند کسی که محتلم شده و غسل جنابت به گردن او آمده است و به آب هم دسترسی ندارد، چکار کند؟!

او گفت: حق ندارد نماز بخواند تا به آب برسد. یعنی اگر یک هدف و دو هفته یا یک ماه دسترسی به آب ندارد، نماز بخواند.

ما یک تحدی کردیم. این «عقیل با عقل» آمد و نیم ساعت پایین و بالا کرد که آقای قزوینی تحدی کردید و باید منزل خود را به من بدهید. او در نهایت گفت: ما حرف عمر بن خطاب را قبول نداریم!!!

آقای «هاشمی»، «خدمتی» و دوستان دیگر آیا اگر شما برایتان اتفاق بیفتد و غسل جنابت به گردنتان بیاید و آب پیدا نکنید، نماز نمی‌خوانید؟! در قرآن کریم آمده است کسانی که برایشان اتفاقی می افتد:

(فَلَمْ تَجِدُوا ماءً فَتَیمَّمُوا صَعِیداً طَیباً فَامْسَحُوا بِوُجُوهِکمْ وَ أَیدِیکمْ مِنْهُ ما یرِیدُ اللَّهُ لِیجْعَلَ عَلَیکمْ مِنْ حَرَجٍ وَ لکنْ یرِیدُ لِیطَهِّرَکمْ وَ لِیتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَیکمْ لَعَلَّکمْ تَشْکرُون)

و آب (برای غسل یا وضو) نیابید با خاک پاکی تیمم کنید و از آن بر صورت (پیشانی) و دستها بکشید، خداوند نمی‌خواهد مشکلی برای شما ایجاد کند بلکه می‌خواهد شما را پاک سازد و نعمتش را بر شما تمام نماید شاید شکر او را بجا آورید.

سوره مائده (5): آیه 6

کسی که در این حد اطلاعات دینی ندارد، آیا شایستگی خلافت دارد؟! ما کاری نداریم، اگر آقایان قبول کردند پیشکششان. ما اعتراضی نداریم و جسارت هم نمی‌کنیم!!

ما می گوییم با توجه به این آیه قرآن کریم کسی که تمام احکام را بلد است، شایستگی خلافت را دارد. حال من در ذیل این مباحث خود حرف‌هایی دارم کهان شاءالله عرض می‌کنم.

مخصوصاً فرمایش آیت الله العظمی مکارم شیرازی که در این زمینه خیلی زیبا و عالی است و خیلی برای من لذتبخش است.

کسانی که عصمتشان ثابت شده است و در طول عمرشان دشمنانشان تمام تلاش خود را کردند تا نقطه ضعفی از علی بن أبی طالب و سایر ائمه اطهار بگیرند، اما نتوانستند.

اگر چنانچه تنها یک خطایی از هرکدام از ائمه اطهار سرزده بود، بنی امیه و بنی عباس این را پیراهن عثمان می‌کردند و ملاک قرار می‌دادند برای کوباندن ائمه اطهار (علیهم السلام). آن‌ها تمام تلاش خود را کردند، اما نتوانستند نقطه ضعفی پیدا کنند.

ملاحظه کنید تعاریفی که اهل سنت از ائمه اطهار دارند، اگر نگوییم بالاتر از تعاریف علمای شیعه است کمتر از آنها هم نیست.

آیا اینها شایسته هستند که رهبری جامعه و مسئله هدایت مردم را به عهده بگیرند یا افراد دیگری که این چنین نیستند.

«آلوسی» در کتاب «تفسیر» خود تعبیری دارد. ایشان در کتاب «روح المعانی» جلد 11 صفحه 113 می‌نویسد مراد از این آیه شریفه:

(أَ فَمَنْ یهْدِی إِلَی الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ یتَّبَعَ)

می‌نویسد:

«والمراد هل من یهدی إلی الحق بإعطاء العقل وبعثة الرسل وإنزال الکتب والتوفیق إلی النظر والتدبر بما نصب فی الآفاق والأنفس إلی غیر ذلک ألله سبحانه أم الشرکاء»

مراد این است کسانی که هدایت به حق می‌کنند و تابع بعثت انبیاء و نزول کتب هستند و با توجه به آنچه در آفاق و انفس تدبر می‌کنند خوب هستند یا کسانی که نه عقل درستی دارند نه برای بعثت انبیاء و کتاب آسمانی اهمیتی قائل هستند؟!

روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم والسبع المثانی، اسم المؤلف: العلامة أبی الفضل شهاب الدین السید محمود الألوسی البغدادی، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت، ج 11، ص 113، باب یونس: (35) قل هل من... ..

آقای «بیضاوی» در کتاب «تفسیر» خود جلد سوم صفحه 112 می‌گوید:

«أم الذی لا یهتدی إلا أن یهدی من قولهم هدی بنفسه إذا اهتدی أو لا یهدی غیره إلا أن یهدیه الله»

کسی که بخواهد راه برود و احتیاج به راهنما دارد شایسته است که ما به عنوان رهبر و راه بلد او را انتخاب کنیم یا کسی که راه را همانند کف دست خود بلد است؟!

تفسیر البیضاوی، اسم المؤلف: البیضاوی، دار النشر: دار الفکر – بیروت، ج 3، ص 197، باب يونس : ( 35 ) قل هل من . . . . .

شخصی که نه خطا می‌کند، نه اشتباه دارد و کاملاً امتحان داده است که از هرجهت از خطا و اشتباه مصون و محفوظ و معصوم است!!

«ابن کثیر دمشقی» شاگرد «ابن تیمیه» در کتاب «تفسیر» خود جلد دوم وقتی به این آیه شریفه می‌رسد همین تعبیر را دارد و می‌نویسد:

«العبد الذی یهدی إلی الحق ویبصر بعد العمی أم الذی لا یهدی إلی شیء إلا أن یهدی لعماه وبکمه کما قال»

آیا بنده‌ای که خودش به حق رسیده و بصیرت پیدا کرده است را انتخاب کنیم یا کسی که نابینا است و نمی‌تواند ما را برای مسیر راهنمایی کند.

تفسیر القرآن العظیم، اسم المؤلف: إسماعیل بن عمر بن کثیر الدمشقی أبو الفداء، دار النشر: دار الفکر - بیروت – 1401، ج 2، ص 418، باب یونس: (34 - 36) قل هل من... ..

کسی که کاملاً آگاه و راه بلد است و از هر جهت راه رسیدن به الله را می‌داند و راه نجات از جهنم و عذاب الهی را می‌داند را انتخاب کنیم یا کسی که کور مادرزاد است و کر و لال است و چیزی نمی‌شنود؟!

ایشان خیلی قشنگ به میدان آمده است، اما حیف که با این لالایی که آقای «ابن کثیر» می‌خواند خوابش نمی‌برد. ایشان سپس مثال می زند بر اینکه حضرت ابراهیم به پدرش می‌فرماید:

(یا أَبَت لِمَ تَعْبُدُ ما لا یسْمَعُ وَ لا یبْصِرُ وَ لا یغْنِی عَنْک شَیئاً)

ای پدر! چرا چیزی را پرستش می‌کنی که نمی‌شنود و نمی‌بیند و هیچ مشکلی را از تو حل نمی‌کند؟!

سوره مریم (19): آیه 42

یا:

(أَ تَعْبُدُونَ ما تَنْحِتُون)

آیا چیزی را می‌پرستید که با دست خود می‌تراشید؟

سوره صافات (37): آیه 95

این بت‌ها برای اینکه بت شوند احتیاج به شما دارند که او را بتراشید و به صورت بت درآورید!! آیا اینها شایسته هستند یا خدایی که خالق آسمان و زمین است؟!

آقای «سیوطی» هم از قافله عقب نمانده و در کتاب «تفسیر جلالین» که در حقیقت «جلال الدین محمد بن احمد» و «سیوطی» آن را نوشته‌اند، ذیل آیه شریفه:

(أَ فَمَنْ یهْدِی إِلَی الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ یتَّبَعَ أَمَّنْ لا یهِدِّی إِلاَّ أَنْ یهْدی فَما لَکمْ کیفَ تَحْکمُون)

می‌نویسد:

«هذا الحکم الفاسد من اتباع ما لا یحق اتباعه»

تفسیر الجلالین، اسم المؤلف: محمد بن أحمد + عبدالرحمن بن أبی بکر المحلی + السیوطی، دار النشر: دار الحدیث - القاهرة، الطبعة: الأولی، ج 1، ص 272، باب یونس: (35) قل هل من... ..

آیا کسی که آگاه و راه بلد است را انتخاب کنید خوب است یا کسی که راه بلد نیست؟! آیا کسی که افضل است را انتخاب کنید بهتر است یا کسی که افضل نیست؟! چرا به دنبال یک حکم فاسد می‌گردید و کار فاسد می‌کنید؟!

ایشان هم می‌گوید که انتخاب مفضول با وجود افضل در حقیقت یک حکم فاسد و باطل است.

در این زمینه حرف خیلی زیاد از بزرگان شیعه و اهل سنت آمده است، اما به یک مورد از «علامه طباطبایی» که خیلی عالی به میدان آمده است و چند مورد از علمای بزرگ و شخصیت‌های برجسته و شخصیت‌های برجسته اهل سنت اکتفا می‌کنیم.

مجری:

حضرت استاد خیلی ممنونم و از محبت شما تشکر می‌کنم. ان شاءالله بحث و گفتگوی خود را ادامه خواهیم داد و من سؤالاتی دارم که ان شاءالله حتماً محضر استاد ارائه خواهم کرد.

می‌خواهیم فاصله کوتاهی داشته باشیم و به اتاق فرمان برویم، مدح و منقبت و منزلت مولای متقیان امیر مؤمنان علی بن أبی طالب (سلام الله علیه) را با هم ببینیم و بشنویم و حال دلمان خوب شود و برگردیم بحثمان را ادامه می‌دهیم.

هرموقع تلفن‌ها هم آماده شود حتماً در خدمت مخاطبین عزیز خواهیم بود. باهم فاصله‌ای می‌گیریم و برمی گردیم.

علی مصداق قرآن مبین است

علی یعسوب دین حبل المتین است

پیمبر خاتم و حیدر نگین است

علی استاد جبریل امین است

ندای آسمان‌ها و زمین است

فقط حیدر أمیرالمؤمنین است

ان شاءالله که گوارای وجودتان باشد میان برنامه بسیار زیبا و قشنگی که تقدیم حضور شما شد. فیض بردیم، جگرمان خنک شد و حال دلمان خوب شد.

الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة مولانا امیرالمؤمنین علی بن أبی طالب و الأئمة المعصومین (علیهم السلام)

ما همچنان در محضر استاد عزیز و بزرگوارمان حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی هستیم. موضوع گفتگوی ما در این شب‌ها درس‌هایی از امامت و ولایت هست و ادله عقلی امامت و ولایت را داریم بحث می‌کنیم.

در ادامه رسیدیم بر قبح تقدیم مفضول بر فاضل که استاد آیه استاد 35 سوره مبارکه یونس را توضیح دادند و نظر مفسرین شیعه و اهل سنت را هم در مورد این موضوع بیان فرمودند.

حالا استاد دوست داریم که تحلیلی هم نسبت به این آیه داشته باشید. پیامی که هم بر عصر نبوت، هم بر عصر امامت و هم بر عصر غیبت قاعدتاً برای همین دوران‌ها دارد را هم بفرمایید.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

آیه شریفه خیلی واضح و روشن است.

(أَ فَمَنْ یهْدِی إِلَی الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ یتَّبَعَ أَمَّنْ لا یهِدِّی إِلاَّ أَنْ یهْدی)

قرآن کریم در ادامه می‌فرماید:

(فَما لَکمْ کیفَ تَحْکمُون)

شما را چه می‌شود؟

قرآن کریم به صراحت می‌فرماید که چرا قضاوت نمی‌کنید؟! در حقیقت وجدان‌های بشری را به قضاوت فرامی خواند. حکم را می‌گوید و می‌فرماید که این قضیه قطعی است. خودتان چه قضاوت می‌کنید؟! در این آیه در حقیقت یک استفهام توبیخی است.

(أَ فَمَنْ یهْدِی إِلَی الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ یتَّبَعَ أَمَّنْ لا یهِدِّی إِلاَّ أَنْ یهْدی)

آیا باید به دنبال کسی که افضل است رفت یا کسی که فضلی ندارد؟!! کسی که ذاتاً هادی است را باید انتخاب کرد یا کسی که نیازمند یک هادی دیگر است؟!!

در حقیقت در اینجا بحث (أَ فَمَنْ یهْدِی إِلَی الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ یتَّبَعَ) یک بخش آیه است و می‌خواهد بفرماید کسی که ذاتاً برای پیروی کردن شایسته‌تر است را باید انتخاب کرد.

بخش دوم آیه (أَمَّنْ لا یهِدِّی إِلاَّ أَنْ یهْدی) است. آیا آن کسی که شایسته تبعیت نیست را باید انتخاب کرد؟! بخش سوم آیه (فَما لَکمْ کیفَ تَحْکمُون) است. شما را چه شده است؟!

در حقیقت آیه شریفه می‌فرماید: با اینکه این قضیه یک قضیه قطعی و عقلی است و اگر پیامبران هم نفرموده باشند و خداوند هم توسط پیامبران بیان نفرموده باشد، خود شما با عقلی که دارید چطور قضاوت می‌کنید؟!

یک مسئله فطرت انسانی اقتضایش چیست؟! یک انسانی که فطرتاً سالم است چه قضاوت می‌کند؟!

در اینجا در حقیقت یک استفهام توبیخی است و مردم را به قضاوت فرامی خواند و می‌فرماید که این قضیه یک قضیه کاملاً فطرتی است که هر انسانی که عقل سالم در بدن دارد این را قبول دارد.

در رابطه با عصر نبوت من یک جدولی را ردیف کردم. در عصر نبوت می‌خواهد بگوید که تجلی آیه و پیام آیه تسلیم مطلق در برابر پیامبر است.

(أَ فَمَنْ یهْدِی إِلَی الْحَقِّ) به این معناست که آیا مصداقی بهتر از پیامبر هست که شما تبعیت کنید؟!

تحلیل عارفانه آن چنین است که پیامبر به عنوان عقل کل هادی به سوی حق است. کمال انسانی در گرو پیروی اراده کسی است که مستقیماً از مبدأ وحی هدایت می‌گیرد و هدایت می‌کند.

در عصر امامت مرجعیت علمی و معنوی امیرالمؤمنین و ائمه اطهار (علیهم السلام) هستند، زیرا امام انسان کامل و مظهر اسم هادی خداست و پیروی از غیر امام که خود محتاج هدایت است انحراف از مسیر توحید و افتادن در دام حجاب‌های ظلمانی است.

ما عرض کردیم در عصر ائمه اطهار از حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) گرفته تا امام حسن عسکری (علیه السلام) دشمنان تمام تلاش خود را به کار می‌بردند تا نقطه ضعف و اشتباه و خطایی از ائمه اطهار بگیرند، اما نتوانستند.

«کلَامُکمْ نُورٌ وَ أَمْرُکمْ رُشْدٌ وَ وَصِیتُکمُ التَّقْوَی وَ فِعْلُکمُ الْخَیرُ وَ عَادَتُکمُ الْإِحْسَانُ»

من لا یحضره الفقیه، نویسنده: ابن بابویه، محمد بن علی، محقق / مصحح: غفاری، علی اکبر، ج 2، ص 616، ح 3213

آیا شایسته است که ما به دنبال این بزرگواران برویم یا کسانی که قرآن کریم از آنها به شجره ملعونه تعبیر کرده است؟! آن‌ها جز آدم کشی و چپاول و خیانت کار دیگری نمی‌کردند.

بلا نسبت شما یکی از مصادیق امام حسین را با یزید مقایسه کنید. یزید که سگ باز است، قمار باز است و به تعبیر «ابن کثیر دمشقی» با مادرانش زنا می‌کند.

اگر آقایان اعتراضی دارند از «ذهبی» و «ابن کثیر» و «صفدی» و دیگران بپرسند!! کسی که سر مطهر امام حسین (علیه السلام) را می‌گیرد و می‌گوید:

«لعبت هاشم بالملک بلا

ملک جاء ولا وحی نزل »

شذرات الذهب فی أخبار من ذهب، اسم المؤلف: عبد الحی بن أحمد بن محمد العکری الحنبلی، دار النشر: دار بن کثیر- دمشق - 1406 هـ، الطبعة: ط 1، تحقیق: عبد القادر الأرنؤوط، محمود الأرناؤوط، ج 1، ص 69، باب سنة إحدی وستین

آیا شایسته است که ما این فرد را به عنوان امام انتخاب کنیم یا کسی که از اول طفولیت تا آخرین لحظه حیاتش کوچکترین نقطه ضعفی را مردم از او مشاهده نکرده‌اند؟!! این تنها یک مصداق است.

امام سجاد و امام باقر (علیهم السلام) شایسته بودند یا «عبدالملک مروان» و امثال کسانی که سگ باز و قمارباز و شراب خوار بودند؟!

آیا فردی شایسته است که شراب می‌خورد و نماز صبح را به جای دو رکعت، چهار رکعت می‌خواند؟! وقتی به او می گویند که نماز صبح دو رکعت است، می‌گوید: من امروز سرحال هستم و بیشتر هم می‌توانم برایتان بخوانم!!

در عصر ما که عصر غیبت است، حکمت الهی بر این تعلق گرفته است که دستمان از امام زمان و مولایمان کوتاه است. مولا و سرور و صاحب ما در پس پرده غیبت است و قرار است خداوند عالم هروقت صلاح دیدند اجازه بدهند تا تشریف بیاورند و جهان را پر از عدل و داد کنند.

تکلیف ما در این عصر چیست؟! قرآن کریم این همه آیات برای جهاد، قصاص، حدود، دیات، تعذیرات اسلامی، گرفتن وجوهات شرعی و امثال آن فرستاده است.

دوستان عزیز ما سه راه بیشتر نداریم. راه اول این است که بگوییم در زمان غیبت تمام این احکام تعطیل است. رسول اکرم هم فرموده است: بعد از من علی بن أبی طالب و فرزندانش خلیفه و امام هستند الی قیام قیامت.

وقتی احکام را هم تعطیل کردیم، یعنی فرمایش پیغمبر اکرم را هم تکذیب کردیم که فرمود: بعد از من علی بن أبی طالب و فرزندانش خلیفه و امام هستند الی قیام قیامت.

راه دوم این است که هرکسی که دلمان خواست را انتخاب کنیم. یکی به سراغ یزید بن معاویه می‌رود. یکی «عبدالله بن زبیر» را انتخاب می‌کند. یکی «مختار» را انتخاب می‌کند. یکی «مصعب» را انتخاب می‌کند. یکی «عبیدالله بن زیاد» را انتخاب می‌کند.

این هم یک راه است که آیا آنها توانسته‌اند در طول عمرشان این احکام الهی را پیاده کنند؟! آیا توانسته‌اند ظالم را از ظلمش باز بدارند یا اینکه خودشان در رأس بوده‌اند؟! آیا مظلومی را از ظلم ظالم نجات دادند؟!

این هم یک راه است که بگوییم هرکسی آمد کودتا کرد یا خلیفه شد یا پادشاه و حاکم شد ما تابع او باشیم.

بسیاری از علمای اهل سنت می گویند: اگر کسی کودتا کند و حکومت را به دست بگیرد و بگوید من خلیفه و امیرالمؤمنین هستم، همه باید از او تبعیت کنند.

راه سوم این است که وقتی دسترسی به امام نداریم، دسترسی به کسانی داریم که از نظر علم و تقوا نزدیک به امام هستند.

همانطور که در توقیع حضرت ولی عصر و فرمایش امام حسن عسکری (علیه السلام) هست که می‌فرمایند:

«أنظروا إلی من کان منکم قد روی حدیثنا ونظر فی حلالنا وحرامنا»

نگاه کنید از میان شما کسانی که احادیث ما را نقل می‌کنند و در حلال و حرام ما صاحب نظر است.

«فلیرتضوا به حکما»

او را به عنوان حکم قرار دهید.

الکافی فی الفقه، نویسنده: أبو الصلاح الحلبی، ص 425، الفصل الأول من التنفیذ

همچنین از نظر تقوایی شخصی باشد که حضرت می‌فرمایند:

«مَنْ کانَ مِنَ الْفُقَهَاءِ صَائِناً لِنَفْسِهِ، حَافِظاً لِدِینِهِ، مُخَالِفاً لِهَوَاهُ، مُطِیعاً لِأَمْرِ مَوْلَاهُ فَلِلْعَوَامِّ أَنْ یقَلِّدُوه»

هرکدام از فقها که بر هوای نفس صیانت دارد، حافظ دین خود است، مخالف هوای نفس است و تابع امر خدا هست بر عوام واجب است که از او تقلید کنند.

التفسیر المنسوب إلی الإمام الحسن العسکری علیه السلام، نویسنده: حسن بن علی، امام یازدهم علیه السلام، محقق / مصحح: مدرسه امام مهدی علیه السلام، ص 300، ح 143

یعنی نزدیک‌ترین فرد به معصوم را باید انتخاب کنیم که همان انتخاب ولایت فقیه است. برای انتخاب ولایت فقیه احتیاجی به مقبوله «عمر بن حنظله» و امثال آنها نداریم. ما از کلیاتی که از خود آیات می‌گیریم استفاده می‌کنیم.

من برایتان پنجاه آیه از قرآن کریم می‌آورم که اثبات کنم که از همین آیات می‌توان ولایت فقیه را اثبات کرد. آنوقت می گویند که شما فقیه انتخاب می‌کنید، ما هم «ملک عبدالله» و «ملک فهد» را انتخاب می‌کنیم. فرق ما با شما چیست؟!!

فرق ما با شما فرق بین زمین و آسمان است. آقای «ملک عبدالله» وقتی به آمریکا می‌رود، با رئیس جمهور آمریکا شراب می‌نوشد. او برای اینکه حکومتش چند روزی باقی بماند نوکری آمریکا و انگلیس را می‌کند.

در مقابل شیعه می‌گوید: اگر یک مرجع تقلید یا یک فقیه یک گناه صغیره انجام داد، از ولایت فقیه ساقط است!! کدام بهتر است؟! (فَما لَکمْ کیفَ تَحْکمُون)؟! ما شما را به قضاوت می‌گیریم!!

فقیهی که متخصص در مسائل احکام است، حافظ دین خود است، مخالف هوای نفس است و تابع امر خدا هست.

با این شرط اگر این فقیه عمداً یک گناه صغیره انجام داد، همه فقها حتی امام خمینی فرمودند که از ولایت ساقط می‌شود و حق ولایت ندارد. ما کدام را انتخاب کنیم؟! (فَما لَکمْ کیفَ تَحْکمُون)؟!

به عنوان یک مصداق چهل و هفت سال است که حکومت اسلامی تشکیل شده است. در این چهل و هفت سال نمی‌گوییم اشتباهات نبوده است و طبق آنچه که خداوند و پیغمبر اکرم فرمودند پیش رفته است.

نقایص زیاد است. حکومت پیغمبر اکرم هم نقایصی داشتند. حکومت حضرت امیرالمؤمنین هم مشکلاتی داشتند.

در مقابل ببینید حکومتی که در برابر زورمندان همان کاری را کرد که پیغمبر اکرم در برابر کفار و یهود و احزاب و مشرکین انجام داد. ولایت فقیه در طول این چهل و هفت سال همان کار را با آمریکا و اروپا و اسرائیل انجام داده است.

کدام بهتر است؟! آیا کسانی که افتخار نوکری آمریکا را دارند و وقتی «ترامپ» به منطقه می‌آید این آقا دستور می‌دهد که زنان و دختران بی حجاب جلوی «ترامپ» برقصند بهتر هستند؟!

در مقابل کسی هست که وقتی جشن تکلیف دختر بچه‌ها را می‌گیرند عین یک امام معصوم تجسمی از امیرالمؤمنین در آنجا می‌نشیند و بچه‌های معصوم هم همگی چادر به سر با حجاب اسلامی کنار ایشان نشسته‌اند و پشت سرشان نماز می‌خوانند.

کدام بهتر است؟! (فَما لَکمْ کیفَ تَحْکمُون)؟! خودتان قضاوت کنید!! ملاحظه کنید چند ماه قبل «ترامپ» در منطقه آمد و عربستان چه هدایایی به او داد. قطر و امارات و دیگر کشورهای عربی چکار کردند؟! آیا این ذلت نیست؟!

در مقابل «ترامپ» هم گفت که کشورهای عربی گاوهای شیرده ما هستند!! خاک بر سرتان!!! هم پولتان را خوردند و هم خودتان را به گاو تشبیه کردند.

اخیراً هم «ترامپ» در یکی از مجالس گفته بود که عرب‌ها عقل و شعور درستی ندارند. ما باید برای آنها قیومیت کنیم!!!

آیا آن بهتر است یا اینکه مثل امام خمینی یا مقام معظم رهبری در برابر آمریکا مثل شیر غرش کند و لرزه بر پیکره آمریکا بیندازد؟!!

الآن این همه ادوات جنگی و امثال آن را به منطقه آورده است تا بترساند. وقتی که کسی می‌خواهد بجنگد که این همه ادوات آوردن و ترساندن و زیر فشار گذاشتن برای مذاکره ندارد.

امام خمینی (رضوان الله تعالی علیه) تعبیری داشتند و می‌فرمودند: گاهی اوقات سگ از یک طرف جلو می‌آید و واق واق می‌کند و از طرف دیگر در پشت سر باد خالی می‌کند. اینکه واق واق می‌کند می‌خواهد بترساند و باد خالی کردن نشانه ترس اوست!!

کدام بهتر است؟! (فَما لَکمْ کیفَ تَحْکمُون)؟! چقدر آیه قشنگی است. چقدر خداوند عالم زیبا معنا کرده است. چطور قضاوت می‌کنید؟! خودتان قضاوت کنید!!

شما این حکومت چهل و هفت ساله جمهوری اسلامی را با حکومت‌های منطقه مقایسه کنید. ما کاری به جاهای دیگر هم نداریم.

(وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِین)

عزت مخصوص خدا و رسول او و مؤمنان است.

سوره منافقون (63): آیه 8

آیا این عزت امروزه به برکت مقام معظم رهبری نصیب ایران شده است یا نصیب آقایانی شده است که زیر بار نوکری آمریکا رفته‌اند؟!

بنابراین این آیات کاملاً واضح و روشن است و پیام خیلی روشنی هم دارد. امیدواریم که خداوند عالم به ما یک عقل درست و حسابی بدهد تا بتوانیم پیام آیات را درک کنیم. من در خدمت حضرتعالی هستم.

مجری:

حضرت استاد خیلی ممنون و متشکرم، استفاده کردیم. حال نکته دیگری هست که می‌خواهیم به آن بپردازیم.

این بخشی که استاد بیان فرمودند خیلی جالب و زیبا و مصداقی بود. حال ممکن است کسی بگوید که ما در دوران پیغمبر اکرم و امیرالمؤمنین و ائمه اطهار نبودیم، اما الآن دیگر نمونه‌اش را در عصر و زمان خودمان داریم.

شما ببینید بزرگواری مثل رهبر عزیز و گرانقدرمان که دشمنان به بزرگی ایشان اعتراف می‌کنند. گاهی اوقات دوستان چیزی می گویند، اما در مورد ایشان دشمنان اعتراف می‌کنند.

کسانی که سال‌های سال دشمنی کردند، یک نقطه خاکستری در زندگی ایشان و در زندگی فرزندانشان پیدا نکردند. اگر نقطه خاکستری در زندگی رهبر معظم انقلاب و فرزندان ایشان پیدا کرده بودند غوغا می‌کردند و زمین و زمان را پر می‌کردند.

استاد من یاد این جمله مظلومانه حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) افتادم که می‌فرمودند: کار به جایی رسیده است که علی را با معاویه مقایسه می‌کنند!!

در آن دوره امیرالمؤمنین با معاویه و امام حسین با یزید مقایسه می‌شد. امروزه هم رهبر عزیز ما را با «ترامپ» و «ربع پهلوی» مقایسه می‌کنند!! اصلاً مگر قابل مقایسه است که بخواهیم مقایسه کنیم؟!!

ان شاءالله ما بازهم بحثمان را ادامه خواهیم داد. ما طبق وعده‌ای که داده بودیم، می‌خواهیم در خدمت مخاطبین باشیم و تلفن‌ها را دریافت کنیم.

تماس‌های بینندگان برنامه:

آقای محمدی از اصفهان روی خط ارتباطی برنامه هستند. آقای محمدی سلام به شما:

بیننده (آقای محمدی از اصفهان – شیعه):

سلام علیکم جناب آقای اسماعیلی مجری محترم و سلام بر استاد ارجمند، شب شما بخیر و خدا قوت:

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

سلام علیکم و رحمة الله.

مجری:

ممنون و متشکرم، بفرمایید.

بیننده:

عرضم این است که یک سؤال از حضرت استاد بپرسم. در ارتباط با این عبارت پیغمبر اکرم که حضرت علی قسیم بهشت و دوزخ هستند، بعضی تفسیر از کتب اهل سنت هست.

در کتب اهل سنت آمده است همین که طرفدار و دوست و شیعه حضرت علی به بهشت می‌رود و دشمنشان به جهنم می‌رود این یعنی که ایشان قسیم نار و جنة هستند.

آنچه که من از آموزه‌های خودمان در ذهنم هست، این است که حضرت علی با توجه به شناختی که از دین دارند ظاهراً باید از کارگزاران قیامت باشند.

حالا می‌خواهم ببینم که این تشخیص من یا آنچه که در ذهن من نقش بسته هست یا همان تعبیری که بعضی از اهل سنت گفته‌اند؟! سپاس از برنامه عالی شما، خداوند شما را مستدام بدارد.

مجری:

ممنونم، موفق باشید، خداوند نگهدارتان باشد. جناب آقای رضایی از کرمانشاه بیننده بعدی ما روی خط هستند. سلام به شما:

بیننده (آقای رضایی از کرمانشاه – شیعه):

سلام و عرض ادب خدمت حضرت آیت الله قزوینی و مجری محترم. من دو تا سؤال داشتم خدمت حضرت استاد.

سؤال اول این است که در کتاب «کمال الدین» اثر «شیخ صدوق» یکی از توقیعاتی که از امام زمان وارد شده است یکی دو تن از راویان توقیعات مجهول هستند. افرادی مثل «اسحاق بن یعقوب» یا «محمد بن اسحاق کلینی».

می‌خواستم ببینم که آیا مجهولیت راوی باعث بی ارزش شدن آن توقیعات می‌شود یا خیر؟!

سؤال دوم این است که در باب سلطه شیخیه پیروان «شیخ احمد اسحاقی» استاد توضیحی بفرمایند که آیا منحرف هستند یا نیستند؟!

مجری:

ممنونیم، موفق باشید، خدانگهدارتان باشد. آقای فیضی از سراب سلام به شما:

بیننده (آقای فیضی از سراب – شیعه):

سلام، خسته نباشید.

مجری:

ممنونم، در خدمتیم برادر.

بیننده:

سلام عرض می‌کنم خدمت حاج آقا قزوینی و تمام کارکنان «شبکه جهانی حضرت ولی عصر».

بنده عرضی داشتم که چند روز پیش خانمی از رفقای «علی کریمی» از ایران به آذری‌ها و شیرازی‌ها خیلی توهین کرد که چرا شما برای اغتشاش بیرون نیامدید!!

من می‌خواهم به این خانم بگویم که ما به خدا، به پیر، به پیغمبر قسم آمدیم. حتی مردم روستاها هم آمده بودند. شعار آنها این بود که آذربایجان باشرف است، «پهلوی» بی شرف است!!

خانم شما زبان فارسی بودید، ولی من دوباره توضیح می‌دهم. آن‌ها می‌گفتند که آذربایجان باشرف است، «پهلوی» و خواهانش بی شرف هستند.

دوما حاج آقا قزوینی می‌خواهم بگویم که من دوران شاه را دیدم و شنیدم در روستای ما که آن موقع روستای کوچکی بود و «رضا شاه» کدخدایی را سر چشمه گذاشته بودند.

هر زنی که می‌خواست برود از چشمه آب بیاورد، چادرش را آتش می‌زدند یا پاره می‌کردند که باید کلاه پهلوی بر سرتان بگذارید. دو سال ممنوع شد که زنان نرود سر چشمه و آب بیاورند.

در زمان دوران پسرش «محمد رضا شاه» پدر من مشرب خانه داشت که چند بار آمدند و آنجا را پلمپ کردند که حق نداری این کار را بکنی. آن زمان ما بچه بودیم و گریه می‌کردیم از اینکه پدرمان را پاسگاه می‌بردند.

آن زمان در مدرسه می‌گفتند که ریش‌هایتان را می‌زنیم، اما پدر من می‌گفت که ریشه را که نمی‌توانید بسوزانید باز هم درمی آید. آن‌ها می‌گفتند که شما طویله را باز کردید و مخالف شاه هستید.

مجری:

خیلی ممنونم آقای فیضی. تشکر از لطف شما و همه عزیزان آذری ما به ویژه مردم آذربایجان که همیشه با انقلاب بودند، پای انقلاب بودند و روز 22 بهمن و مناسبت‌های مختلف از روز اول پای کار نظام و انقلاب بودند. خداوند به شما سلامتی بدهد، خدانگهدار.

استاد آقای محمدی از اصفهان در خصوص این «قَسِیمُ الجنَّةِ والنَّار» وجود نازنین امیرالمؤمنین پرسیدند که منظور چیست؟! آیا امیرالمؤمنین در قیامت حضور دارند و تقسیم می‌کنند یا همان بحث شیعیان است؟!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

نظر ایشان نسبت به حرف «احمد بن حنبل» هست که از ایشان سؤال کردند: آیا «علی قَسِیمُ الجنَّةِ والنَّار» هست را قبول داری یا خیر؟! ایشان گفت: قبول دارم. پرسیدند: دلیل شما چیست؟! ایشان گفت ما در کتاب «صحیح مسلم» داریم:

«أَنَّ النَّبِی - صَلَّی اللَّهُ عَلَیهِ وَسَلَّمَ - قَالَ لعلی: " لا یحبک إلا مؤمن ولا یبغضک إلا منافق"»

مگر پیغمبر اکرم به امیرالمؤمنین نفرمود: کسی جز مؤمن علی بن أبی طالب را دوست نمی‌دارد و کسی جز منافق علی بن أبی طالب را دشمن نمی‌دارد؟!

الکتاب: طبقات الحنابلة، المؤلف: أبو الحسین ابن أبی یعلی، محمد بن محمد (المتوفی: 526 هـ)، المحقق: محمد حامد الفقی، الناشر: دار المعرفة – بیروت، ج 1، ص 320، باب مُحَمَّد بْن منصور بْن دَاوُدَ بْنِ إِبْرَاهِیمَ أَبُو جَعْفَر العابد المعروف بالطوسی

پس علی بن أبی طالب «قَسِیمُ الجنَّةِ والنَّار» است. کسی که دشمن علی بن أبی طالب باشد به جهنم می‌رود و کسی که دوست علی بن أبی طالب باشد به بهشت می‌رود. بنابراین علی بن أبی طالب «قَسِیمُ الجنَّةِ والنَّار» است.

البته این هم یک حرفی است و در آن هیچ شکی نیست، اما مراد از «قَسِیمُ الجنَّةِ والنَّار» این نیست. من الآن عبارتی را از کتاب «فرائد السمطین» نشان می‌دهم.

در صفحه 289 روایت مفصلی آمده است که می‌نویسد: خداوند تمام اولین و آخرین را در قیامت جمع می‌کند.

«و نصب الصراط علی جسر جهنم»

پلی به نام صراط روی جهنم می‌گذارند.

خدایا به تو پناه می‌بریم. یا علی! عزیزتر از زهرا نداری. به جان زهرایت آن روز به داد ما برس.

«لم یجز بها أحد إلا من کانت معه برائة بولایة علی بن أبی طالب»

از آن پل هیچکسی عبور نمی‌کند، مگر کسانی که برگ برائت از آتش با ولایت علی بن أبی طالب دارند.

منبع یافت نشد

ربطی به «لا یحبک إلا مؤمن ولا یبغضک إلا منافق» ندارد. همین تعبیر در کتاب «الریاض النضرة» اثر «طبری» جلد سوم آمده است که نبی گرامی اسلام فرمود:

«إذا جمع الله الأولین و الآخرین نصب الصراط علی جسر جهنم ما جازها أحد حتی کانت معه براءة بولایة علی بن أبی طالب»

عبارت در منبع یافت نشد

نقل شده است که پل صراط از مو باریک‌تر و از شمشیر برّان تر است. در روایت هم آمده است که به قدری از خلایق به جهنم می افتند، همانطور که جمعی از پرنده‌ها یک مرتبه از جایی بلند می‌شوند و صدایی درمی آید. قرآن کریم می‌فرماید:

(وَ لَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ کثِیراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْس)

به طور مسلم گروه بسیاری از جن و انس را برای دوزخ آفریدیم.

سوره أعراف (7): آیه 179

در آنجا آن کسانی که برگ عبور از امیرالمؤمنین دارند، مثل برق می‌گذرند و اصلاً نمی‌فهمند که چه زمانی رد شدند. آن‌ها می گویند: خدایا! پس اینکه می گویند پل صراط روی جهنم است، ما که جهنم را ندیدیم. کجا بود؟!

به آنها گفته می‌شود که عبور کردید، اما به قدری با سرعت عبور کردید که مثل برق و نور گذشتید. همین که وارد جسر شدید، از آنطرف پل بیرون آمدید.

همچنین «خطیب بغدادی» یکی از استوانه‌های علمی اهل سنت در کتاب «تاریخ بغداد» می‌گوید:

«إن علی الصراط لعقبة لا یجوزها أحد إلا بجواز من علی بن أبی طالب»

بر بالای صراط گردنی هست. از آن گردنه کسی که برگ عبور از علی دارد رد می‌شود و کسی که برگ عبور از علی ندارد می افتد.

تاریخ بغداد، اسم المؤلف: أحمد بن علی أبو بکر الخطیب البغدادی، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت -، ج 10، ص 356، ح 5511

بازهم در کتاب «مناقب مغازلی» آمده است:

«علی یوم القیامة علی الحوض، لا یدخل الجنة إلا من جاء بجواز من علی بن أبی طالب علیه السلام»

در روز قیامت علی بن أبی طالب بر حوض کوثر است. کسی داخل بهشت نمی‌شود، مگر اینکه برگ جواز ورود به بهشت از علی بن أبی طالب داشته باشد.

الکتاب: مناقب أمیر المؤمنین علی بن أبی طالب رضی الله عنه، المؤلف: علی بن محمد بن محمد بن الطیب بن أبی یعلی بن الجلابی، أبو الحسن الواسطی المالکی، المعروف بابن المغازلی (المتوفی: 483 هـ)، المحقق: أبو عبد الرحمن ترکی بن عبد الله الوادعی، الناشر: دار الآثار – صنعاء، الطبعة: الأولی 1424 هـ - 2003 م، ج 1، ص 174، ح 156

فقط پل صراط نیست، اگر کسی بخواهد به بهشت هم برود بدون جواز از امیرالمؤمنین اجازه ورود به بهشت به او نمی‌دهند.

مجری:

تعبیری که آقای محمدی داشتند این بود که گفتند: علی بن أبی طالب در قیامت کارگزار است. یعنی آنجا تعیین کننده است که چه کسی بهشتی خواهد شد و چه کسی جهنمی خواهد شد.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

ما روایات زیادی داریم که امیرالمؤمنین در آنجا نشسته است، به عده‌ای می‌فرمایند به بهشت بروید و به عده‌ای می‌فرمایند به جهنم بروید. اصلاً دستور بهشت و جهنم با امیرالمؤمنین صادر می‌شود. ما کاری با هیچکسی نداریم.

به طور کلی در ذیل آیات قرآن کریم و روایات دیگری هم آمده است که رسول اکرم می‌فرماید: من و علی بن أبی طالب در وسط بهشت و جهنم ایستادیم. من به امیرالمؤمنین می گویم که خودت تقسیم کن.

کسانی که علی را دوست دارند را وارد بهشت می‌کند و کسانی که بغض علی را در دل دارند وارد جهنم می‌شوند.

مجری:

خیلی ممنونم. آقای رضایی از کرمانشاه هم دو سؤال پرسیدند در خصوص کتاب «کمال الدین» اثر «مرحوم صدوق» و توقیعاتی که در آن کتاب آمده است. می گویند که برخی از راویان آن توقیعات مجهول است.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

برادر بزرگوارم! بحث راوی سه حالت دارد. یک مرتبه ما می گوییم که یک راوی ثقه است. ثقه بودن هم مراحلی دارد. یک مرتبه می گوییم ضعیف است و یک مرتبه می گوییم مجهول است. بسیاری از بزرگان ما در رابطه با مجهولین اصالة العدالة جاری می‌کنند.

ما نمی‌دانیم این آقا روزی که به تکلیف رسیده تصمیم گرفته گناه نکند. آیا بعد از او گناهی از او سر زده است یا خیر. گناهی از او برای ما اثبات نشده است. وقتی گناهی از او اثبات نشده است، ما استصحاب می‌کنیم تقوا و وثاقت و حسن حال او را.

از طرف دیگر اگر ما سه روایت داشتیم که همه روات آن مجهول الحال و ضعیف بودند، به تعبیر اهل سنت:

«فإن تعدد الطرق وکثرتها یقوی بعض‌ها بعضاً حتی قد یحصل العلم بها ولو کان الناقلون فجارا فساقا»

اگر یک روایت با چند سند آمد این سندها همدیگر را تقویت می‌کنند و برای انسان یقین حاصل می‌شود، حتی اگر راویانش همه فساق و فجار باشند.

کتب ورسائل وفتاوی شیخ الإسلام ابن تیمیة، اسم المؤلف: أحمد عبد الحلیم بن تیمیة الحرانی أبو العباس، دار النشر: مکتبة ابن تیمیة، الطبعة: الثانیة، تحقیق: عبد الرحمن بن محمد بن قاسم العاصمی النجدی، ج 18، ص 26، (فصل (وأما قسمة الحدیث إلی صحیح وحسن وضعیف

همچنین به تعبیر شیعیان حدیث مستفیض می‌شود و حدیث مستفیض که از سه مورد بالاتر رفت احتیاجی به بررسی سندی ندارد.

مجری:

خیلی ممنونم. در خصوص فرقه شیخیه پرسیدند.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

در رابطه با فرقه شیخیه حرف زیاد است. «شیخ احمد احصائی» متوفای 1241 هجری قمری است. «سید کاظم رشتی» بنیانگذار فرقه شیخیه بودند. یکی از باورهای آنها این بود که قائل به جسم حرقلائی است که خیلی مسخره بازی است.

آن‌ها اصلاً منکر معاد هستند. معادی که قرآن کریم آن را به صراحت بیان کرده است. آن‌ها مخالف اجماع امامیه هستند و مخالف آقایان مراجع عظام تقلید هستند. آن‌ها تقلید را باطل می‌دانند.

البته «سید کاظم رشتی» که بعداً یک سری انحرافاتی بسیار فراتر از بحث شیخیه را آورد. بنابراین بزرگان ما نظیر «شیخ مرتضی انصاری» نظریات احصائی را رد کرده است و می‌گوید: نظریات او باطل است.

«صاحب جواهر»، «میرزای قمی»، «ملأ احمد نراقی» و دیگران بحث‌های شیخیه را مفصل رد کردند. عمده اشکالات آنها این است که معاد که قرآن کریم آن را فرموده است که معاد جسمانی و حضور افراد با همین اجسام را قبول ندارد.

آن‌ها عبارت‌های عجیب و غریب دیگری قائل هستند. آن‌ها مرجعیت عظام تقلید را قبول ندارند، با اینکه بحث مرجعیت امروزه از اساسی‌ترین بحث‌هاست.

با توجه به توضیحاتی که بنده دادم، امروز مرجعیت شیعه در جهان درخشیده است، به طوری که حتی دشمنانشان هم اعتراف می‌کنند.

من دیدم یکی از نویسندگان مشهور به نام «زیباکلام» چند روز پیش مصاحبه‌ای کرده است و می‌گوید: من قدری منحرف شدم، اما امروز به این نتیجه رسیدم که رهبری آیت الله العظمی خامنه‌ای یک رهبری خوب و عالی و زیبا در برابر دشمن است.

من تا به حال اسلحه به دست نگرفتم، اما حاضر هستم در رابطه با وطن تحت زعامت رهبری اسلحه به دست بگیرم!!

این‌ها نشانگر این است که بدون مرجعیت و بدون امام و رهبری که حتی عرض کردم دشمنانشان نتوانستند نقطه ضعفی برایشان در زندگی‌شان پیدا کنند، امکان پذیر نیست.

دیگر مراجع عظام تقلید هم این چنین هستند. این تنها اختصاص به این دو بزرگوار ندارد. در زندگی دیگر مراجع هم نتوانستند نقطه ضعفی پیدا کنند.

فرقه شیخیه غلوهای فلسفی هم در رابطه با امام دارند که با منطق اهلبیت و با منطق احادیث اهلبیت سازگاری ندارد.

مجری:

حضرت استاد از شما ممنونم، سایه‌تان مستدام باشد. استفاده کردیم و بهره بردیم. تشکر می‌کنم از تک تک شما دوستان عزیز بیننده و همراهان گرانقدری که امشب هم برنامه «حبل المتین» را همراهی فرمودید.

ان شاءالله اگر زنده باشیم بازهم در هفته‌های آینده خدمتتان باشیم. عذرخواهی می‌کنم از بینندگانی که نتوانستیم خدمتشان باشیم.

در پناه حضرت حق باشید و زیر سایه آقاجانمان حضرت مرتضی علی (سلام الله علیه). خدانگهدارتان

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

 


ادله عقلی امامت ( عملكرد غیر عقلانی علمای اهل سنت در تقدیم مفضول بر فاضل)>

حبل المتین ادله عقلی امامت تقدیم مفضول بر فاضل اهل سنت ابن تیمیه ابن کثیر آلوسی امامت عقل افضلیت طالوت شیخیه سوره یونس