پاسخ به سوالات مطرح شده توسط علامه سید جعفر مرتضی عاملی در خصوص حضرت رقیه سلام الله علیها دکتر سید محمد حسینی

قسمت اول ویژه برنامه با کاروان به کارشناسی استاد دکتر سید محمد حسینی و اجرای آقای سید محمد صفائی


 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

برنامه با کاروان 29 04 1405 (قسمت دوم)

عنوان: پاسخ به سوالات مطرح شده توسط علامه سید جعفر مرتضی عاملی در خصوص حضرت رقیه سلام الله علیها

استاد: آقای دکتر سید محمد حسینی

مجری: آقای سید محمد صفائی

کلیدواژها:

با کاروان؛ حضرت رقیه (سلام الله علیها)؛ سید جعفر مرتضی عاملی؛ سر مطهر امام؛ شهادت؛ شیخ مفید؛ اسرا؛ خرابه؛ مجلس یزید!

مجری:

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه‏ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم وَاحْشُرْنَا مَعَهُمْ والْعَنْ اَعْدائَهُمْ اَلسَّلاَمُ عَلَيکِ یَا سیدتنا یا رقیة علیه التحیة والسلام ورحمة الله و برکاته

سلام علیکم خدمت شما بینندگان عزیز و ارجمند، داغداران و عزادارن آل الله صلوات الله علیهم اجمعین، در جای جای این گیتی، عرض تسلیت و تعزیت دارم امشب را که شام پنج صفر است و شام شهادت دردانه حضرت ابا عبدالله الحسین(سلام الله علیه) حضرت رقیه خاتون(سلام الله علیها) را به محضر مولایمان حضرت بقیة الله الاعظم ارواحنا فداه و همچنین خدمت شما بزرگواران و به رسمی که عرض کردیم و از شب گذشته آغاز شد برنامه ای با کاروان سه شب را از شهر کریمه اهل بیت، شهر مقدس قم جوار حضرت فاطمه معصومه(سلام الله علیها) و از شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در خدمت شما هستیم.

ان شاء الله امشب هم برنامه ای پربار و مفیدی را تقدیم حضور و نگاه شما بینندگان عزیز خواهیم کرد و مقبول حضرت حجت و مورد عنایت شما بزرگواران هم قرار بگیرد. در خدمت کارشناس ارجمند جناب اقای دکتر سید محمد حسینی هستیم. سال گذشته هم در برنامه با کاروان در خدمت شان بودیم و بعد از سلام و احوال پرسی خدمت شان خواهیم بود و ان شاء الله خواهند گفت موضوع برنامه امشب چه خواهد بود. سلام علیکم عرض تسلیت و تعزیت دارم

استاد حسینی:

وعلیکم السلام ورحمة الله، خدمت شما و خدمت بینندگان عزیز و ارجمند عرض سلام، ادب و احترام دارم و خدمت قلب داغدار اقا امام زمان سرورمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) عرض تسلیت دارم و ان شاء الله که همه ما بتوانیم در این شب‌ها در این عزاداری‌ها یک داشته ای برای خودمان برای شب اول قبر و قیامت خودمان انباشت کنیم.

مجری:

زنده باشید ممنون و متشکرم، به نظرم یک دو سالی که در خدمت شما بودیم و البته سال گذشته بنده در برنامه ای با کاروان نبودم مباحث و سوالاتی در رابطه با شبهاتی که پیرامون بحث‌های سندی که در مورد وجود نازنین حضرت رقیه است را شما در برنامه‌هایتان در یکی دو سال گذشته مطرح کردید؛ یعنی اسناد را در آن‌جا آوردید و به صورت سند ارائه دادید در مورد چه وجود حضرت و چه نام شان و مباحث مختلفی که در مورد ایشان از نظر اسناد بود.

منتها سوالاتی بعضا در مورد دلالات و یا روایت‌ها مطرح می‌شود، سوالاتی مطرح شده است فکر می‌کنم در یکی از کتاب‌های علامه سید جعفر مرتضی عاملی رحمت الله و رضوان الله علیه که ایشان از علمای شناخته شده و طراز اول در مباحث تاریخی در عالم تشیع هستند ایشان سوالاتی را در یکی از کتاب‌هایشان مطرح کردند.

فکر می‌کنم تمام شبهات را بخواهیم جمع آوری کنیم در قالب این ده- پانزده سوال شاید قابل طرح باشد. امشب می‌خواهیم خدمت شما باشیم و ببینیم که این سوالات چیست و پاسخ به این سوالات چه است؟

استاد حسینی:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه‏ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم!

در ویژه برنامه ای با کاروان سال قبل دو شب را راجع به اسناد در خصوص حضرت رقیه(سلام الله علیها) پرداختیم بنا بود یک شب پرداخته بشود آن عزیزانی که برنامه را می‌بینند اگر خواستند شبهات در مورد اسناد را ببینند باید در آرشیو شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عج الله تعالی فرجه الشریف) بروند و با کاروان سال قبل 1404 را نگاه کنند.

در آن برنامه یک شب به اسناد پرداختیم و بعد یک پاسخ‌های را در فضای مجازی مطرح کردند، و ما شب بعد آمدیم به آن شبهات هم جواب دادیم یعنی هم اسناد را بررسی کردیم و هم پاسخ به شبهاتی که در مورد اسناد مطرح شده بود را پاسخ دادیم و حتی آمدیم نسخه‌های خطی را بررسی کردیم و نتیجه اش را بینندگان عزیز اگر ندیدن می‌توانند بروند ببینند و اگر دیدند که امشب می‌خواهیم بحث را ادامه بدهیم.

در این جلسه و امشب می‌خواهیم راجع به شبهات روایت بپردازیم یک گزارشی است اسنادی دارد و این اسناد حامل یک محتوایی است این اسناد را بررسی کردیم چه کتاب‌های آورده و به چه شکل آورده این‌های که آوردند چه کسانی بودند آوردند. آیا برخی از افراد که نیاوردند منکر بودند و یا نبودند این‌ها را بررسی کردیم حالا به محتوا رسیدیم در مورد صغیره امام حسین(سلام الله علیه) دختر کوچکی که در روز عاشورا زنده می ماند و در بین اسرا است و بعد در شام به شهادت می‌رسد و از دنیا می‌رود.

من یک نکته ای را هم تذکر بدهم سال گذشته من یک جمله ای را گفتم، جمله ام این بود گفتم هیچ کسی که سرش به تنش بیرزد منکر حضرت رقیه (سلام الله علیها) نشده است. یکی از پژوهشگران ارجمند گفت علامه سید جعفر مرتضی را چه می‌گویید؟ در مورد علامه سید جعفر مرتضی تعبیر سرش به تنش بیرزد را من به کار نمی‌برم ایشان به سر بنده جا دارد، من ارادت خاص و ویژه به علمیت، شخصیت و به مرام و مسلک ایشان در همه ابعاد دارم.

روش علمی که داشته شیوه نوین تحقیق کلامی و تاریخی که مطرح کرده است و همچنین سبک نگاه کردن ایشان به مسائل خیلی از مقالات موسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر وام گرفته از نوع نگاه ایشان به مسئله بوده است و بر اساس آن مقاله نوشته شده است.

این مسائل جدا و یک سوالاتی را ایشان در مورد حضرت رقیه(سلام الله علیها) مطرح کرده است البته قبلا اسنادی را در مورد حضرت آورده و در سایت ایشان هنوز است. می‌گوید بله اسناد تاریخی در مورد ایشان این است و این است ... اما یک کتابی منتشر شد که من بعد از انتشار این کتاب یکی دو روز بعد از آن با اقا زاده ایشان تماس گرفتم چون خود ایشان آن موقع ایران نبودند و در لبنان بودند با اقا زاده ایشان تماس گرفتم و یک مقدار با تلخی صحبت کردم گفتم این مطالب، مطالب خود ایشان است و اصلا سبک این کتاب به بقیه کتاب‌های ایشان نمی‌خورد.

در هر صورت این کتاب چاپ شده و ما هم نمی‌خواهیم آن را ندیده و نشنیده در نظر بگیریم. اگر بخواهیم دنبال شبهات در مورد حضرت رقیه در بحث محتوا بخواهیم بگردیم قوی‌ترین آن همین‌ها است. کتاب را باهم ببینیم در یک بخش ایشان آمده یازده تا سوال مطرح کرده است ان شاء الله در این برنامه به آن می‌پردازیم. کتاب تحت عنوان زینب و رقیه فی الشام است. اصل مسئله کتاب، اصل موضوع کتاب در مورد محل دفن حضرت زینب و حضرت رقیه(سلام الله علیهما) است.

مجری:

نه در مورد وجودشان

استاد حسینی:

بله، اصلا بحث وجود نیست، عنوان کتاب حضرت زینب و حضرت رقیه در شام هستند و یا نیستند، جمع بندی شان هم این است که بله جغرافیای شان جغرافیای شام است این کتاب تقریبا 150 تا 160 صفحه است. خود محقق برود مطالعه کند تا متوجه شود مسئله ای که آمده چه است. در سوریه هستند، در مصر هستند و یا نیستند این‌ها را بحث کرده است و ایشان منکر مصر شده است. و این که این رقیه کدام رقیه است چند تا رقیه در تاریخ داریم؟ رقیه بنت علی بوده و یا نبوده است؟ اگر بوده در کربلا بوده و یا نبوده؟ اگر بوده در شام بوده یا در بین اسرا بوده و یا نبوده؟ این‌ها را علامه سید جعفر مرتضی بحث کرده است.

سال چاپ کتاب را هم ملاحظه بفرمایید این کتاب در سال 1434 هجری و 1391 شمسی چاپ شده است. جزء آثار متأخر ایشان است من ارادتم به علامه سید جعفری که الان این بحث شان را نقد کنیم این قدر بود که مشتاق بودم که می‌خواستم همکاری کنم حتی پیشنهاد دادم گفتم ایشان یک کتاب جدا در مورد بحث حمله به ایران داشته باشد که از سمت اعراب انجام شده به چه شکل بوده است ایشان فرمودند آن زمان من در آثارم به صورت پراکنده به این موضوع پرداختم همان‌ها را تجمیع کنیم و باب بندی بشود بعد به عنوان کتاب مستقل چاپ بشود که ایشان از دنیا رفتند و ما توفیق همچنین کاری را در محضر ایشان نداشتیم.

اواخر این کتاب چند تا سوال در مورد روایت شهادت حضرت رقیه(سلام الله علیها) مطرح می‌کند در صفحه 126 این کتاب، و قبل از این که این را بخوانم حرف صفحه آخر کتاب را می‌خوانم ایشان به عنوان حرف آخری که مطرح می‌کند...

مجری:

نتیجه گیری می‌کند.

استاد حسینی:

نه حرف نتیجه گیری نیست می‌خواهد یک حلالیت طلبی کند و حرف آخرش را بیاورد می‌گوید من درخواستم از خواننده کتاب این است از بعضی از خطاهای ما چشم پوشی کنند که احتمالا وجود دارد.

«فانني لا انزه نفسي عن الخطاء وعن التقصیر فضلا عن القصور...»

من خودم را معصوم نمی‌دانم، من خودم را جدای از تقصیر و قصور نمی‌بینم ما هم همین را می‌گوییم کلام ایشان از روی صداقت بوده و از روی نیت درست و خالص بوده است بعد می‌فرماید کمک باید بشود اگر کسی این را خواند، اگر خلل، اشکال و اشتباهی در مطالب ما دید در قول و عمل ما این‌ها را یا منتقل کند و یا چشم پوشی کند اگر قابل چشم پوشی است و اگر هم جای سوال مطرح شده، طبعا سوال جای مطرح می‌شود که پاسخ داده بشود.

در صفحه 126 یازده تا سوال را بر اساس این چاپ دسته بندی کرده دسته بندی دقیق نیست این که من خودم هم واقعا تردید دارم این حرف، حرف خود علامه سید جعفر مرتضی باشد نوشته مکتوب ایشان نه این که به ایشان نسبت دروغ داده باشم. آمده شبهات را مطرح کرده است شاید به قلم کسی دیگر باشد که سوالات را هم درست دسته بندی نشده است ان شاء الله این را اصلاح می‌کنیم.

می‌آید روایتی را مطرح می‌کند:

«تقدیم الرأس الی رقیة»

 ببخشید این برنامه در مورد حضرت رقیه و خیلی جاهایش آمیخته با بحث روضه است من سعی می‌کنم جنبه‌های علمی آن را بررسی کنم. این که سر مطهر و شریف را به حضرت رقیه(سلام الله علیها) دادند.

«واما حدیث وفاة رقیة»

آن چیزی که سبب وفات حضرت رقیه(سلام الله علیها) شد، روایت این طوری است:

«أنه لما قدم آل الله و آل رسول علی یزید في الشام أفرد لهم دارا وکانوا مشغولین بإقامة العزاء»

وقتی اسرا وارد شدند این‌ها در جای در شام قرار گرفتند. یک دختری در آن‌جا بود.

«کان لمولانا الحسین(سلام الله علیه) بنتا(بنت) عمرها ثلاث سنوات»

 سه ساله بود و پدر را بعد از شهادت ندیده بود، این دختر بچه دچار حیرت شده بود و وقتی پدر را طلب می‌کرد می‌گفتند فردا می‌بینی و می‌آید. این گزارش‌ها را به نظرم از یک جا نیاورده است. این‌ها را از جاهای مختلف آورده است اگر از یک جا آورده یک دانه مصدر است که از معاصرین نوشته اند. جمع کرده که خلاصه گزارش و روایت در مورد حضرت رقیه(سلام الله علیها) این است.

بعد پدر را طلب کرد و می‌خواستند او را ساکت کنند، هرچه تلاش کردند او ساکت نشد.

«ازدادت تحزنا و بکاءاً»

گریه و بی تابی اش بیشتر شد. یزید سر و صدا را شنید و بعد این ملعون دستور داد سر را برای بچه ببرید. وقتی که سر را آوردند در پارچه ای پیچیده بودند پارچه را از رویش برداشتند و حضرت رقیه (سلام الله علیها) پرسید:

«ماهذا الرّأس؟»

این سر چیست؟ نه سر کیست؟ بر اساس این تعبیر به ایشان می‌گویند سر پدر تو است.

«فرفعته من الطشت حاضنة له»

سر را به آغوش گرفت.

«وهی تقول یا اباه! من ذا الذی خضبک بدمائک؟ یا ابتا! من ذا الذی قطع وریدک؟»

و الی آخر این عباراتی که نقل شده است و مکالمه حضرت رقیه (سلام الله علیها) با رأس مطهر است.

«ثم إنها وضعت فهمها علی فهمه الشریف وبکت بکاءاً شدیدا»

دهانش را به دهان پدر گذاشت، حالا می‌گویم این یعنی چه؟ و بر روی سر غش کرد.

«فلما حرکوها فإذا بها قد فارقت روحها الدنیا»

بر اساس این جمع بندی سید جعفر مرتضی از روایات که نقل شده دارد قبل از این که به سوالاتی که دارد بپردازیم حضرت رقیه (سلام الله علیها) مقتل روی سر شریف بود.

«فلما رأو أهل البیت ماجری علیها، أعلنوا بالبکاء واستجدوا العزاء»

عزا و گریه را شروع کردند بعد حضرت زینب(سلام الله علیها) آمد صحبتی را مطرح در آن‌جا مطرح کرد. این را می‌آورد می گوید داستان به این شکل بود ما با جزئیاتش خیلی کار نداریم چون جمع آوری کرده فقط می‌خواهیم از باب حفظ امانت بگوییم این توضیحات را آورده است. چون روی این‌ها می‌خواهد سوال بپرسد. بعد داستان روایت شامی را می‌آورد که دو سه جا در این کتاب به روایت شامی اشاره کرده علامه سید جعفر روایت را نیاورده است و خوب کاری کرده دوباره نیاورده است خیلی روایت عجیب ناموسی است تعبیر را این طوری بگویم. وقتی شامی می‌گوید همان قضیه است که یک حرامی آمد حرفی را مطرح کرد.

بعد می‌گوید روایت کامل بهائی که از کتاب الحاویه مأمونی نقل کرده به این شکل است و روایت کامل بهائی را این‌جا می آورد؛ پس یک جمع بندی تا این جا شد. یک جمع بندی کلی علامه سید جعفر مرتضی آورده است می‌گوید روایت این است در دو سه صفحه جمع کرده است، و یک روایت کامل بهائی که برای عماد الدین طبری است را آورده است که از کتاب الحاویه مأمونی این کتاب را نقل کرده است. ما در بحث اسناد مطرح کردیم گزارش شهادت حضرت رقیه(سلام الله علیها) تا زمان امام رضا(سلام الله علیه) می‌رسد و آن‌جا یکی یکی بحث کردیم چه طوری می‌گوید و الحاویه کَیْ نوشته شد؟ و کَیْ منتشر شد؟ و کتاب باقی نمانده است فقط عماد الدین طبری از کتاب الحاوی این را نقل کرده کتاب الحاویه به دست ما نرسیده است.

اما یک کتاب دیگری از نویسنده الحاوی که مأمونی باشد به اسم کتاب السنی فی قتل اولاد النبی به دست ما رسیده و این کتاب تازه هم پیدا شده است ولی چاپ نشده است هنوز نسخه خطی آن وجود دارد. این نسخه ای جدیدی که پیدا شده و نویسنده الحاویه که کتاب دیگری است آن‌جا هم داستان شهادت حضرت رقیه(سلام الله علیها) را آورده است علامه سید جعفر آن موقع ندیده بود چون کتاب را سال 1391 نوشته و بعد از آن سال‌ها این نسخه پیدا شد و خارج از ایران هم پیدا شد. ظاهرا کتاب در ترکیه بوده و الان دارد تحقیق می‌شود که ان شاء الله چاپ بشود این سند کلا جدید بحث شهادت حضرت رقیه(سلام الله علیها) است.

این را علامه سید جعفر آن موقع ندیده بود و طبیعتا به آن استناد نکرده است. برخی از گزارش‌های دیگر را هم نیاورده است یعنی کتبی که اسم حضرت رقیه را آوردند ولی داستان را به این تفصیل نیاوردند این جا هم نیاورده است فقط روایت عماد الدین طبری را آورده و نقل کرده است.

حالا سوالات چیست؟ سراغ سوالات می‌رویم

«مؤاخذات علی الروایة»

حرف‌های که ما در رابطه با کل این روایات و داستان‌های شهادت حضرت رقیه(سلام الله علیها) داریم چه است؟ یازده تا سوال مطرح کرده است و سوال اولش پنج تا بخش دارد. بینندگان عزیز دقت کنید آن بحث ارادت ما به حضرت رقیه (سلام الله علیها) جدا، و به بحث علمی هم جدا بپردازیم تا وقتی به همدیگر می‌رسند بتوانیم خوب عزاداری کنیم خوب سوالات و شبهات مان را رفع بشود و سوالات و شبهات دیگر را هم بتوانیم رفع کنیم. اولین جایی که قرار است به نقد این سوالات پرداخته بشود و خداوند به سر ما منت گذاشته و من خودم را خادم و برده حضرت رقیه (سلام الله علیها) می‌دانم و با افتخار هم این را اعلام می‌کنم که بماند ان شاء الله.

جلو بیاییم سوالات مطرح شده و بیاییم جوابی که به ذهن مان می‌رسد را بدهیم. یک علامه سید جعفر می‌فرماید:

«هناك اختلاف كبير بين روايات هذه الحادثة في مصادرها المختلفة فلاحظ ما يلي»

می‌گوید اولین اشکال چه است؟ روایت‌ها در نوع روایت کردن حادثه که جلوتر توضیح داده است چه است و پنج تا را آورده و تقسیم بندی کرده باهم یک سری اختلافات دارند. من یک حرف می‌خواهم از خود علامه سید جعفر مرتضی عاملی بیاورم. در کتابی که معروف‌ترین کتاب ایشان به اسم الصحیح من سیرة النبی الاعظم است ببینیم در جلد 18 صفحه شماره 12 چه می‌گوید. خود علامه سید جعفر مرتضی ذیل یک بحث دیگر و در کتاب دیگرش می‌گوید:

«اولا، إن تناقض الرواية لا يعني أن جميع نصوصها مكذوبة»

الصحيح من سيرة النبي الأعظم (صلی الله علیه واله وسلم)؛ نويسنده: السيد جعفر مرتضى العاملي (وفات: معاصر)، ناشر: دار الحديث للطباعة والنشر - قم – ايران: 1426 - 1385 ش، ج18، ص12

اگر ما روایت داشته باشیم و در این روایت در مورد حضرت رقیه(سلام الله علیها) تناقض هم وجود داشته باشد که اصلا تناقض نیست اگر تناقض هم وجود داشته باشد این به این معنی نیست که همه نصوص دروغ است. نمی‌توانیم تکذیب کنیم و بگوییم ما مثلا در مورد یک شخصیتی روایت داریم این گونه به شهادت رسید و یک روایت داریم آن گونه به شهادت رسید و یک روایت داریم به صورت دیگری به شهادت رسید نمی‌توانیم بگوییم همه این‌ها دروغ است.

مجری:

همه را نمی‌توانیم تکذیب کنیم بالاخره یک موردش روایت صحیح است.

استاد حسینی:

بله یک موردش ممکن است صحیح باشد. بعد اشکالاتی که دارد دسته بندی پنج گانه دارد.

«ألف: إن رواية عماد الدين الطبري ذكرت أن عمر الطفلة كان أربع سنوات لا ثلاث.»

روایت طبری این را آورده است، عمر حضرت رقیه(سلام الله علیها) چهار سال بوده نه سه سال. اولین اختلاف در روایت، چرا عماد الدین طبری چهار ساله می‌گوید؟ ما بخواهیم به این مسأله بپردازیم باز سراغ کتاب‌های دیگر از کتاب‌های خود علامه سید جعفر مرتضی می‌رویم و یک جواب نقضی از خود علامه سید جعفر مرتضی عاملی رحمت الله علیه می‌اوریم و بعد به آن می‌پردازیم که قضیه از چه قرار و به چه شکل است.

یکی از ایراداتی که در مورد حضرت حمزه سید الشهداء(سلام الله علیه) ایشان در جلد 19 الصحیح من سیرة النبی اعظم شان صفحه شماره 221 حرفی که در مورد سن حضرت حمزه اورده است این است که حضرت حمزه ده سال از پیامبر عمرشان بیشتر بوده است.

«إن حمزة كان أكبر من النبي (صلى الله عليه وآله) بأكثر من عشر سنوات»

الصحيح من سيرة النبي الأعظم (صلی الله علیه واله وسلم)؛ نويسنده: السيد جعفر مرتضى العاملي (وفات: معاصر)، ناشر: دار الحديث للطباعة والنشر - قم – ايران: 1426 - 1385 ش، ج19، ص221

حضرت حمزه چند سال از پیامبر بزرگتر بود؟ ده سال بزرگتر بود. به خاطر که اختلاف در مورد سن حضرت رقیه(سلام الله علیها) بین سه و چهار چرا است؟ خود علامه سید جعفر در کتاب دیگرش می‌گوید ده سال حضرت حمزه از پیامبر بزرگتر بوده است. همین کتاب و همین جلد 19 را به جلد سوم کتاب می‌روم صفحه شماره 163 این‌جا در جلد دیگر همین کتاب و از همین نویسنده است مطرح کرده است.

«ولكننا نعتقد»

ما معتقد هستیم، خود علامه سید جعفر مرتضی هم جزء این (نا) است ما معتقدیم:

«أنه»

وجود حضرت حمزه چون بحث در مورد حضرت حمزه است.

«أنه كان أكبر من النبي (صلى الله عليه وآله) بأكثر من عشرين سنة»

الصحيح من سيرة النبي الأعظم (صلی الله علیه واله وسلم)؛ نويسنده: السيد جعفر مرتضى العاملي (وفات: معاصر)، ناشر: دار الحديث للطباعة والنشر - قم – ايران: 1426 - 1385 ش، ج3، ص163

بیست سال بزرگتر از پیامبر بوده است. الان جناب اقای سید جعفر مرتضی عاملی شما می‌فرمایید حضرت رقیه سنش سه سال و یا چهار سال بود. روایت مشهور سه سال است و رویت عماد الدین طبری چهار سال است. این جا چه کار کنیم بگوییم حضرت رقیه(سلام الله علیها) وجود نداشته است؟!

شما در مورد حضرت حمزه در یک جا می‌گویی ده سال از پیامبر بزرگتر بوده و یک جا می‌گویی بیست سال از پیامبر بزرگتر بوده است، این‌ها نقل نیست که ما بگوییم نقل است نقل‌ها را جدا آورده است. دو تا موضع با ده سال فاصله است چه کار کنیم بگوییم حضرت حمزه وجود نداشته است، ایشان سید الشهداء نبوده است، بگوییم به شهادت نرسیده است؟ قضیه نقل است یک نقل این را گفته و یک نقل دیگر آن را گفته است. بعد محاسبه سن هم است در این که بگوییم یک سال با چهار سال یا ده سال خیلی فرق می‌کند. آن موقع که شناسنامه صادر نمی‌شد.

مجری:

بله سخت بود شناسنامه صادر نمی‌شد و حتی تا یک قرن قبل هم سال‌ها خیلی دقیق نبود.

استاد حسینی:

 بله دقیق نبود ما در مورد خود اهل بیت(سلام الله علیهم) هم اختلاف در مورد سن‌شان داریم چطوری قضاوت کنیم؟ ممکن است مبدأ را یکی متفاوت گرفته باشد و ممکن است یک کسی از روی ظاهر این دختر قضاوت بر سنش کرده باشد. پس این تناقض یعنی سه و یا چهار سال را نمی‌توانیم محل اعتنا بدانیم.

مجری:

واقعا این سوال و شبهه وارد نیست؛ یعنی من خودم بگویم سه و یا چهار سال بوده در مورد حضرت علی اصغر هم است شش ماه و یا یک سال است. خیلی سوال قابل طرحی نیست می‌توانیم بگوییم سوال یک محقق است.

استاد حسینی:

در مورد حضرت علی اکبر هم است و در مورد امام حسن مجتبی(سلام الله علیه) هم است.

در ادامه ایشان (سید جعفر مرتضی) می‌آورد:

«كما أنها لم تذكر أن اسم الطفلة رقية»

می‌گوید نیاورده که اسمش رقیه باشد. حالا جلوتر ما در مورد اسم حضرت رقیه توضیح می‌دهیم، شاید صغیره امام حسین(سلام الله علیه) گفته باشد، یک روضه خوان وقتی روضه می‌خواند صغیره امام حسین می‌گوید و می‌گوید این اتفاق برایش افتاد. اگر کسی اعتراض کند و بگوید تو اسم حضرت رقیه را نیاوردی می‌گوید معلوم است چه کسی را دارم می‌گویم این که واضح است.

«وفيها: أنها ماتت في بيت يزيد، لا في الخربة»

روایتی که آوردیم، یکی از این روایت‌ها اورده است که در خانه یزید از دنیا رفت نه در خرابه! آخر خرابه هم جزء از خانه محیط یزید بود یزید قصر داشت یک خانه پنجاه، شصت متری نداشته بلکه قصر داشته است. اتفاقا در روایت تاریخی داریم که قصر حدود داشته است. من مثال بزنم تا روشن بشود مثلا کاخ سفید یک ساختمان دارد یک محوطه دارد چند صد متر ورودی محوطه تا ساختمان مرکزی فاصله دارد اگر اتفاقی آن‌جا می‌افتد می‌گویند اتفاق در کاخ سفید افتاد. می‌گویند نه در ساختمان نبود، می‌گویند در محوطه کاخ سفید بود چون قصر و کاخ است.

یزید قصر داشته خرابه در حدود و محدوده قصر محسوب می‌شد جلوتر توضیح می‌دهم و اسناد می‌آورم که خرابه کجا بوده و به چه شکل در قصر یزید بوده است. این هم که تناقض ندارد چون در بالا گفته بود اختلاف کبیر وجود دارد این تناقض نیست.یک خرابه ای که در محدوده ای قصر یزید بوده اصلا داخل قصر یزید بوده است.

 این بحث بخش الف شان که در مورد سن و محل بود.

نکته بعدی که پایین‌تر در صفحه شماره 130 می‌آید:

«وأنها توفيت بعد بضعة أيام، لا في نفس الساعة»

بعضی از روایات می‌گوید در همان لحظه حضرت رقیه (سلام الله علیها) جان داد و بعضی از روایات دارد می‌گوید حضرت رقیه(سلام الله علیها) با فاصله از دنیا رفت. با چقدر فاصله؟ حالا نکته را ببینید می‌گوید «بعد بضعة ایام»، بعد از چند روز، حالا سوال می‌پرسیم این بعد که داریم می‌گوییم روایات مبدأ را از کجا حساب کردند؟ اگر بگوییم مبدأ زمان شهادت حضرت رقیه(سلام الله علیها) که بگویی بعد از ایامی از دنیا رفتند دیدن و رؤیت رأس شریف ابا عبدالله الحسین(سلام الله علیه) بوده یک معنا دارد اگر بگویم عاشورا بوده یک معنای دیگر دارد.

یعنی ممکن است اون نقلی که آورده طرف دارد در مورد افراد مختلف توضیح می دهد بعد حضرت رقیه(سلام الله علیها) که رسید ماجرا و داستان را آورده که به چه شکل بوده است گزارش تاریخی را آورده که به چه شکل بوده است بعد می‌فرماید که حضرت رقیه چند روز بیشتر نماند؛ یعنی به مبدأ عاشورا بر می‌گردد از عاشورا چند روز بیشتر نماند.

اصلا شما بگیرید که در ظاهر این دو تا روایت یکی گفته باشد آناً حضرت رقیه(سلام الله علیها) از دنیا رفتن موقع ملاقات رأس شریف و یکی گفته باشد مثلا چند روز بعد. اولا چند روز بعد چقدر می‌شود؟ کلا در شام چند روز بودند؟ سه تا پنج روز و نهایتا هفت روز را به سختی بشود کسی قبول کند. در این سه تا پنج روزی که هم بخواهیم بپذیریم ورودی که اتفاق نیافتاده است احتمالا یک روز از ورودی آن داستان وارد شدن و رفتن به کاخ اصلی که یزید بنای بر ظلم و جورش را در آن جا گذاشته بود و بعدش هم داستان خرابه. یعنی کلا حضرت رقیه (سلام الله علیها) و کل کاروان بعد از قضیه خرابه شام احتمالا یک روز و یا دو روز آن‌جا بودند.

مجری:

یعنی اگر ورود را یک صفر هم در نظر بگیریم، بگوییم مستقر شدند و دوم صفر به فرض این اتفاق مواجه شدن با سر مطهر را در نظر بگیرند حالا چند روز هم ممکن است بیمار شده باشند مثلا پنج صفر به شهادت رسیده باشند. یا نه پنج صفر سر را آوردند و همان لحظه به شهادت رسیدند.

استاد حسینی:

این چه می‌خواهد بگوید؟ اصلا ممکن است یک روایت گفته باشد کتاب السنی فی قتل اولاد النبی که تازه پیدا شده می‌گوید حضرت رقیه(سلام الله علیها) آنا جان داد.

مجری:

ممکن است زمانش پنج صفر بوده

استاد حسینی:

یکی هم پنج صفر را گفته باشد، اگر اتفاق هم در پنج صفر باشد در همان پنج صفر حضرت جان داده است. روایت دیگر آمده و گفته باشد همان ایام جان داده است اولا که این را پنهان می‌کردند مراسم تشییع هیچ کس برای حضرت رقیه نگرفت که شما بگویید در این تاریخ به شهادت رسید و دو روز بعد بود که فوت کرد چون مراسم تشییعش سه روز بعد بود! اتفاقات داشته پنهانی انجام می‌شده است اصلا کفن و دفن در غربت محض دارد اتفاق می‌افتد چه کسی قرار است این اتفاق را ثبت کند؟

یک مورخ جمع بندی اش این است که آناً جان داد و اصلا پنهان شده باشد و اصلا آن راوی که این اتفاق را دیده نفهمیده باشد این لحظه حضرت جان داد و یا از هوش رفته بعدا شنیده باشد که حضرت جان داد می‌گوید گفتیم یکی دو روز بیشتر نمی‌ماند.

این تناقض نیست من الان یک مثال باز از خود علامه سید جعفر مرتضی بیاورم. علامه سید جعفر مرتضی عاملی یکی از کسانی است که از قلم پر برکت‌شان در دفاع از حضرت زهرا(سلام الله علیها) آثار بسیار ارزشمندی باقی مانده است مثلا کتاب مَأساةُ الزّهراء (سلام الله علیها)

ما یک روایت در مورد حضرت زهرا(سلام الله علیها) داریم چهل روز و یک روایت داریم هفتاد و پنج روز و یک روایت داریم نود و پنج روز آیا علامه سید جعفر مرتضی می‌آید می‌گوید این جا بیست روز اختلاف و چهل روز اختلاف در مورد اتفاقات بعد از شهادت پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم) و شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) است. آیا علامه سید جعفر مرتضی وقتی به آن‌جا می‌رسد اصلا فکر می‌کند که این تناقض ظاهری به قول خودشان اختلافی که در روایت است نشان دهنده دروغ بودن مسئله است و یانه؟ ظاهرا ایشان روایت هفتاد و پنج روز را قبول کرده و پر تکرار آورده است یعنی یکی از روایت‌ها را قبول می‌کند.

در این مورد هم یک کسی براساس اسناد تاریخی و نسخه خطی که داریم می‌پذیرد که حضرت رقیه(سلام الله علیها) آنا جان داده است من یکی از این‌ها را نشان بدهم. این همان کتاب السنی فی قتل اولاد النبی است هنوز چاپ نشده و نسخه خطی آن را ما داریم می گوید این صغیره وقتی با آن اتفاقات مواجه شد و سر را برایش آوردند آ‌ن جا گفت:

«فصاحت: ما هذا؟»

این چیست؟ نه این که این کیست؟ گفت این چیست و جلوتر توضیح می‌دهم که چرا این عبارت گفته شد؟ چون همین برای علامه سید جعفر مرتضی عاملی علامت سوال شده است.

«فقالوا: رأس أبیک ففزعت الصبیة وفاضت وماتت»

حضرت رقیه(سلام الله علیها) کشته شد! یعنی همان آنا اتفاق افتاد. نسخه تاریخی این را دارد می‌گوید. حالا شما فکر می‌کنید یک سری روایت متأخر گفته باشد یک مقدار طول کشید تا حضرت رقیه(سلام الله علیها) از دنیا رفت ما نپذیریم این دیگر اختلاف تناقض نیست که بخواهد رد کند.

مجری:

فقط می‌خواهیم یک کم سریعتر جلو برویم که به همه مطالب برسیم

استاد حسینی:

بله، این سوال یکش عموما پاسخ بقیه سوالات را داریم همین جا می‌دهیم نگرانی از این بابت نداریم.

تا این جا بخش الف سوال یک بود. نکته بعدی ایشان می‌آید در بخش «ب» مطرح می‌کند:

«ب: إن رواية الكاشفي المتوفى سنة ٩١٠ هـ. ذكرت: أن الطفلةأمعنت النظر في الرأس، فعرفت أنه رأس أبيها. ولم يذكر أنها سألتهم عنه. ولم يذكر اسم الطفلة وهي تشبه في سائرها رواية عماد الدين الطبري»

می‌گوید در روایت کاشفی که متوفای سال 910 است آمده آن کودک و صغیره با سر مواجه شد بعد از مدتی و یا بعد از یک نظر عمیقی سر را شناخت که برای چه کسی است. و در آن روایت کاشفی ذکر نکرده که سوال پرسیده باشد این سر، سر چه کسی است. و اسم را نیاورده است ولی بقیه بخش‌هایش شبیه روایت عماد الدین طبری است. آقای کاشفی این بخش مفصل را نیاورده است این که دلیل بر رد روایت نمی‌شود یک گزارش ما داشتیم عبارت صغیره حضرت رقیه (سلام الله علیها) را که «ما هذا» را با تعابیر مختلف است گفته و یکی این را نیاورده است دیگر اختلاف مثل حالت تناقض و تضاد و این‌ها نیست. اصلا اشکال، اشکالی نیست که بخواهیم این را محل اعتباری برای این ببینیم و تأمل کنیم که واقعا همچنین اتفاقی اصلا رخ داده و حضرت رقیه(سلام الله علیها) بوده است و یا نبوده است و ماجرا به چه شکل بوده است.

مجری:

در اسناد تاریخی بسیار است که یک قول و یک نقلی ممکن است با الفاظ مختلف مثلا آمده باشد. اصلا بعضی‌ها بیاورند و یا نیاورند.

استاد حسینی:

چند صفحه قبل خود علامه همین کار را کرده است یک روایتی را آورده و یک بخشی از آن روایت را نیاورده است. دو سه بار در همین چند صفحه این کار را کرده است. این دلیل بر رد نیست ولی می‌خواهد دلیل بر این اختلافات در روایت بیاورد که پاسخ واضح است.

«ج: أ ً ما الطريحي في المنتخب فلم يذكر اسم الطفلة أيضا. وتقدم: أنها تختلف عن رواية عماد الدين الطبري، والكاشفي، وغيرهما.»

قسمت «ج» از سوال اول، می‌گوید طریحی در کتاب منتخب خودش اسم این دختر را نیاورده است.

مجری:

در چند جا سوال ایشان این است که اسم نیامده است. در قسمت الف، ب و ج این بود.

استاد حسینی:

بله می‌گوید اسم نیامده است. حالا من سوالی در مقابل این بپرسم چند تا روایت‌های مقتل حضرت علی اصغر، اسم حضرت علی اصغر آمده است؟

مجری:

بله اسم ایشان به عنوان علی اصغر

استاد حسینی:

در روایت‌ها عبدالله رضیع داریم، علی اصغر هم داریم ولی چند تا روایت بیشتر از این می‌توانیم روایت بیاوریم که این جا اسم نیاورده است دارد که شیر خوار بود، رضیع بود در جای می‌گوید طفلی بود این‌ها را آورده ایا این دلالت بر این است که علی اصغر را هم رد کنیم؟ نه.

مجری:

یا شهادت حضرت علی اصغر با آن وضعیت.

استاد حسینی:

بله، دلیل نمی‌شود که رد کنیم خیلی وقت‌ها اسم نیاورده است. ممکن است همین الان هم یک روضه خوان از حضرت رقیه(سلام الله علیها) اصلا اسم نیاورد و یک روضه کامل هم بخواند.

مجری:

بعضی از روضه خوان‌ها اسم نمی‌اورند.

استاد حسینی:

بله. این هم یک اشکال از ایشان «ج: أ ً ما الطريحي في المنتخب فلم يذكر اسم الطفلة أيضا. وتقدم: أنها تختلف عن رواية عماد الدين الطبري، والكاشفي، وغيرهما.» یک جای روایت‌هایش باهم جور در می‌آید و یک جاهایی اختلافاتی در آن است. که البته وقتی به اختلافات اشاره می‌کند همه را یکی یکی به رخ می‌کشد و چیزی پنهانی نیست و سوال در حد همین است که سه سال بوده و یا چهار سال بوده و اسم به چه شکل بوده است. این جا کتاب کاشفی را آورد، کتاب طریحی را آورد که این‌ها اصلا اسناد اصلی در مورد حضرت رقیه(سلام الله علیها) نیستند. اسناد اصلی همان روایت عماد الدین طبری است.

مجری:

بله این‌ها متأخر هستند.

استاد حسینی:

بله کاملا متأخر هستند. حالا قسمت «د» را ملاحظه بفرمایید.

«د: أما رواية صاحب أنوار المجالس فقد سمى هذه الطفلة بزبيدة. وذكر اسم رقية قبل تلك القصة. ولكنه لم يدخلها فيها.»

دیگر سراغ متأخرین و هم عصرهای ما آمده است. می‌گوید چرا آمده اسم را به زبیده آورده است؟ می‌گوید اسم رقیه را قبلش اورده بود ولی این‌جا رقیه نگفته است بلکه زبیده گفته است. ممکن است تصحیف شده باشد. در مورد اسم من این جا یک تمرکز بکنم البته بعدی را هم بگویم و بعد روی اسم همچنین تمرکز داشته باشیم و چند تا عبارت از کتاب‌های خود علامه سید جعفر مرتضی بیاورم.

بعد در قسمت «هـ» می‌گوید:

«هـ: أما محمد جواد اليزدي، فذكر أنهم اختلفوا في اسم الطفلة، هل هي زينب؟! أم رقية؟! أم زبيدة؟! أم سكينة؟! أو فاطمة؟! وذكر نحو ما تقدم، لكنه قال: إن تلك الصبية لما وضعوا رأس أبيها في حجرها فزعت وصاحت، ً فلم تبق إلا أياما قليلة، وماتت. وفي نص آخر: فمرضت وتوفيت في أيامها بالشام»

محمد جواد یزدی... که دیگر کامل سراغ معاصرین آمده است. می‌گوید این را ذکر کرده که در اسناد این طفل اختلافاتی وجود دارد که آیا زینب بود، رقیه بود، زبیده بود، سکینه بود یا فاطمه بود.

من چند تا عبارت‌های خود علامه سید جعفر مرتضی عاملی از کتاب شان بیاورم. ببینید در تاریخ اسم‌ها ممکن است درست ثبت نشود و با اختلاف ثبت بشود چه در گفتار و ممکن است طرف چند تا اسم داشته باشد.

مجری:

این که خیلی رایج بوده است، اسم، لقب و کنیه

استاد حسینی:

بله خیلی رایج بوده است. ببینید چه اتفاقی افتاده است؟ تصحیف شده باشد همین تصویری که ملاحظه می‌فرماید و نام مقدس اقا امام حسن مجتبی(سلام الله علیه) را آورده است یا حسن ابن علی است، منتها دو تا نقطه «ی» این طرف آمده است، ممکن است کسی بگوید این حسین بوده است. باید طرف از قرینه متوجه بشود که حسن منظورش بوده. و ممکن است هم کسی از قرینه متوجه نشود، ولی بک برای برنامه ایام صفر بوده و چون در فلان روز این برنامه پخش شده و روی آنتن رفته مثل سه شبی که ما برنامه داشتیم ایام شهادت حضرت رقیه(سلام الله علیه) و هفت صفر است که برخی‌ها معتقدند ایام شهادت امام حسن مجتبی(سلام الله علیه) است پس این حسن است نه حسین!

یکی بیاید بگوید نه این دو تا نقطه چون زیر آمده قطعا حسین است. حالا این ممکن است خطا و اشتباه شده باشد قبلا که تایپ نمی‌کردند پرینت بگیرند در نگارش طرف ممکن بوده اشتباه نوشته شده باشد.

 مجری:

تا یک دوره ای که اصلا نقطه گذاری نبوده است.

استاد حسینی:

بله، تا یک دوره ای نقطه گذاری نبوده است. الان سراغ کتاب‌های خود علامه سید جعفر مرتضی عاملی برویم آیا تصحیف رخ می‌دهد یا نمی دهد؟ ببینیم در جاهای دیگر خود علامه سید جعفر مرتضی چقدر راحت از کنار اسم‌های مختلف می‌گذرد کتاب الصحیح من سیرة النبی الاعظم این‌های می‌آورم همه از کتاب الصحیح من سیرة النبی الاعظم ایشان است. الا دو تا مورد که یکی از کتاب الخراج راوندی است و دیگری هم از الارشاد است که آن‌ها را جدا می‌آورم.

در این برنامه هرچه آوردم از کتاب الصحیح من سیرة النبی الاعظم خود علامه سید جعفر مرتضی عاملی می‌آورم. در صفحه شماره 64 جلد 18 حرفی را این‌جا آودره است می‌گوید:

«وأما لماذا هرب الفزاريون حين قال لهم رسول الله (صلى الله عليه وآله): موعدكم (جنفا)؟ فإنما هو لأن أهلهم كانوا مقيمين بموضع قرب المدينة اسمه (حيفاء) أو «حفياء) وقد صحفه الناقلون فصار (جنفا)»

الصحيح من سيرة النبي الأعظم (صلی الله علیه واله وسلم)؛ نويسنده: السيد جعفر مرتضى العاملي (وفات: معاصر)، ناشر: دار الحديث للطباعة والنشر - قم – ايران: 1426 - 1385 ش، ج18، ص64

«وأما لماذا هرب الفزاريون حين قال لهم رسول الله (صلى الله عليه وآله): موعدكم (جنفا)؟ است یا نه «بموضع قرب المدينة اسمه (حيفاء) أو «حفياء) وقد صحفه» تصحیف شده است «الناقلون فصار (جنفا)» یعنی می‌گوید یک اسم بوده که اسم سرزمین بوده سرزمین هم اسم باید یک جای اهمیت بیشتری داشته باشد و بهتر ثبت بشود. آیا حیفا بوده، حیْفا بوده یا جنفا بوده مثل این تصحیفات ممکن است رخ بدهد. خود علامه پذیرفته که این ممکن است رخ بدهد.

باز در مورد اسم، اصلا اسم طرف را آورده جلد شماره 17 صفحه شماره 15 کتاب الصحیح من سیرة النبی الاعظم می‌گوید:

«جارية أخرى اسمها: قيسر، أو قيس، وهي أخت مارية أيضاً»

الصحيح من سيرة النبي الأعظم (صلی الله علیه واله وسلم)؛ نويسنده: السيد جعفر مرتضى العاملي (وفات: معاصر)، ناشر: دار الحديث للطباعة والنشر - قم – ايران: 1426 - 1385 ش، ج17، ص15

جاریه ای بود اسمش حالا قسیر بود یا قیس بود بعد می‌گوید وهی اخت ماریه ایضاً می‌خواهد این «ر» باشد یا نباشد. ممکن است اسم که ثبت می‌شود دقیق در تاریخ ثبت نشده باشد.

باز جای دیگر بیاورم این جالب است اصلا ممکن است یک کسی را با اسم‌های مختلفی واقعا بشناسند البته دور از شأن اهل بیت(سلام الله علیهم) و حتی غلامان اهل بیت چه برسد به حضرت رقیه (سلام الله علیها). اما خود علامه سید جعفر یک حرف را خیلی سریع دارد می‌گوید یک شخصی است اسمش چه است؟ ما نمی‌دانیم دقیقا اسمش کیه است و بیش از پنج هزار روایت هم از ایشان داریم ایشان ابو هریره است.

«قد اختلف في اسم أبي هريرة إلى تسعة وثلاثين قولاً»

ابو هریره ای که تمام راویان می‌خواهند از او روایت نقل کنند می‌گویند قال ابو هریره، ایشان آن موقع اهل سنت جزء اصحاب می‌دانند و می‌گویند این جزء اصحاب بوده و تابعین او را دیده اند و شاید تبع تابعین هم برخی شان او را دیده باشند. می‌گوید ایشان چند تا اسم داشته است؟ «قد اختلف في اسم أبي هريرة إلى تسعة وثلاثين قولاً» 39 تا اسم داشته است. 39 فقط قولی است که در تاریخ به ما رسیده است بعضی گفتند این بوده و بعضی گفتند آن بوده است و اسم‌ها هم هیچ شباهتی بهم ندارد. مثل حسن و حسین نیست که تصحیف شده باشد اصلا کلا فرق دارد.

صفحه بعد خود علامه سید جعفر مرتضی عاملی می‌گوید:

«وقال بعضهم: اجتمع في اسمه واسم أبيه أربعة وأربعون قولاً»

الصحيح من سيرة النبي الأعظم (صلی الله علیه واله وسلم)؛ نويسنده: السيد جعفر مرتضى العاملي (وفات: معاصر)، ناشر: دار الحديث للطباعة والنشر - قم – ايران: 1426 - 1385 ش، ج18، ص46

اصلا یک نقلی هم داریم که «اجتمع في اسمه واسم أبيه أربعة وأربعون قولاً» چهل و چهار تا اسم با اسم‌های پدر برایش گفتند الان چه کار کنیم الان بگوییم ابو هریره وجود خارجی نداشته به خاطر این که اسامی مختلف داشته است. ما شخصیت‌های مقدس هم داشتیم که اسامی مختلف داشته اند.

مثلا اسم واقعی طفل شیر خواره ای که در روز عاشورا به شهادت می‌رسد چه بوده است؟ علی اصغر بود، عبدالله بود، چه بود؟ ممکن است کسی بگوید اصلا اسم حضرت رقیه(سلام الله علیها) تا آن موقع فاطمه بوده است چون سنت امام حسین(سلام الله علیه) بود که اسم پسر را علی می‌گذاشت و دختر را فاطمه می‌گذاشت. بعدا اگر می‌خواستند تغیر می‌دادند. به این اعتبار یکی بگوید آن دختر صغیره چون سنش سه یا چهار سال بوده به سن شش سالگی و هفت سالگی نرسیده بود که اسم را تغیر بدهند پس اسمش فاطمه بوده است.

یک کس دیگر بگوید نه اسم او را رقیه صدا می‌کردند به علت معنای کلمه رقیه که داشته است. یکی بگوید رقیه نبوده بلکه زُبَیده و یا زَبیده بوده است. یکی دیگر بگوید رقیه بوده تصحیف شده زبیده و یا زُبیده شده است. این همه احتمالات همه اش باهمدیگر یک مسئله می‌شود که در مورد اسم حضرت یک اختلافاتی است ولی مشهور همین رقیه است حالا اسم هرچه می‌خواهد باشد شخصیت طرف که تغیر نمی‌کند.

پس در مورد اسم‌های که آوردیم حالا بعضی جاها را هم دقیقا اسم‌ فرق دارد در جلد 19 صفحه 215 کتاب الصحیح من سیرة النبی الاعظم، خود علامه سید جعفر در مورد کسی می‌گوید مطلب را آوردم از:

«ويذكرون أيضاً: أن عمارة، أو أمامة، أو أم أبيها ـ على الخلاف في اسمها ـ بنت الشهيد حمزة بن عبد المطلب، ...»

الصحيح من سيرة النبي الأعظم (صلی الله علیه واله وسلم)؛ نويسنده: السيد جعفر مرتضى العاملي (وفات: معاصر)، ناشر: دار الحديث للطباعة والنشر - قم – ايران: 1426 - 1385 ش، ج19، ص215

«أن عمارة، أو أمامة، أو أم أبيها ـ على الخلاف في اسمها» حالا اماره بوده و یا عمامه بوده در مورد اسمش اختلاف است کسی نمی‌اید با این اختلاف در اسم که وجود دارد پس بگوید وجود خارجی نداشت این مسئله اصلا قابل درک نیست که کسی بیاید همچنین ادعایی را بخواهد در این زمینه مطرح کند. پس این در مورد این بحث.

در ادامه اش هم باز تکرار شبهه است این را هم بگویم که سوال اول را در این جا جمع کرده باشیم می‌گوید:

«وذكر نحو ما تقدم لكنه قال» همان طور که گفته شد، «إن تلك الصبية لما وضعوا رأس أبيها في حجرها فزعت وصاحت، ً فلم تبق إلا أياما قليلة، وماتت» می‌گوید یک نصی هم داریم که روزهای کمی باقی ماند و بعد به شهادت رسید که گفتیم اگر مبدأ را روز عاشورا بگیریم بله تعداد روزهای کمی بعد از عاشورا زنده ماند.

در روایت دیگری داریم این دختر بیمار شد به خاطر آن صحنه ای که از پدر دید «وفي نص آخر: فمرضت وتوفيت في أيامها بالشام» در شام از دنیا رفت، در روزهای که در شام بود این کجایش باهم تناقض و تضاد دارد؟ هیچی، هیچ تناقض و تضادی باهم ندارد.

مجری:

یعنی در نهایت ایشان در شام از دنیا رفت.

استاد حسینی:

بله اتفاق نظر است که در شام از دنیا رفتند و در شام هم دفن شدند. انتقال بدن را هیچ کس قائل نیست. این سوال اول ایشان بود که مهم ترین سوال شان بود و مرتبط با حضرت رقیه(سلام الله علیها) مطرح کرده بود.

مجری:

اگر بخواهیم این طوری نگاه کنیم شاید خود کتاب حضرت علامه و یا کتاب‌های دیگر تاریخی را هم بخواهیم نگاه کنیم خیلی از این سوالات ایجاد می‌شود در منابع مختلف نه فقط شیعی بلکه در منابع اهل سنت در مورد سن و سال افراد، در مورد نام افراد این‌ها واقعا خیلی سوالات اساسی و متنابهی نیست.

استاد حسینی:

حتی در برخی از ظاهر آیات قرآن، در زمان امام حسن عسکری(سلام الله علیه) شخصی از فلاسفه به قولی کتاب به اسم تناقضات قرآن نوشته بود. مطلب در کتاب مناقب شهر آشوب است حضرت فرمود آیا رجل رشیدی در بین شما نیست که برود جوابش را بدهد بگوید شاید این منظور بوده است. قطعا در قرآن تضاد و تناقض نیست این‌جا اراده بر یک حرفی بوده است جای دیگر اراده بر چیز دیگر بوده است من اراده دارم از این حرف این را بگویم و این‌جا اراده دارم چیز دیگری بگویم ولو در ظاهرش شما به یک تضادی هم برخورد کنید.

حالا ممکن است واقعا در بحث خود روایات هم در مورد حضرت رقیه(سلام الله علیها) باشد یک نویسنده یک جا در مقام این باشد که بگوید صغیره امام حسین(سلام الله علیه) چگونه به شهادت رسید و در جای دیگر اسم فرزندان امام حسین(سلام الله علیه) را می‌آورد آن‌جا به دنبال این نیست که بگوید فرزندانی که به شهادت رسیدند چه کسانی بودند؟ دنبال این باشد که چه کسانی بعد از امام حسین(سلام الله علیه) باقی ماندند. این جا روضه و مقتل حضرت رقیه(سلام الله علیها) را در کتابش بیاورد و اسم حضرت رقیه را در کتاب نیاورد.

مجری:

بسیار ممنون و متشکرم اجازه بدهید یک رفت و برگشتی داشته باشیم، بر می‌گردیم ببینیم باقی سوالات در این کتاب چیست و ان شاء الله به آن خواهیم پرداخت.

(میان برنامه)

مجری:

عرض تسلیت و تعزیت مجدد دارم خدمت شما بینندگان عزیز و ارجمند این ایام که ایام اسارت آل الله هست ایام حزن، اندوه و ماتم هست و همچنین ایام شهادت دُر دانه حضرت ابا عبد الله الحسین (علیه السلام)، حضرت رقیه (سلام الله علیها) موضوع برنامه پاسخ به سوالات مطرح شده توسط علامه سید جعفر مرتضی عاملی در باب محتوای روایاتی که در مورد حضرت رقیه (سلام الله علیها) هست.

در قسمت قبلی یک سوال با بخش های مختلف در مورد سن و سال حضرت، در مورد نامگذاری حضرت، در مورد روز وفات یا تاریخ وفات حضرت مطرح شد که همه این ها را آقای دکتر حسینی به آن پاسخ دادند به سوالات بعدی بپردازیم.

استاد حسینی:

سوال شماره 2 در این کتاب:

«إن الطاغية يزيد قد سمع صيحة وبكاء عائلة الحسين «عليه السلام» في تلك الليلة.. ولست أدري إن كان يصح قولهم: إن قصر الخليفةً كان ملاصقا للخربة التي وضع فيها أولئك النسوة!! إذ كيف تترك تلك الخربة في مرأى ومسمع من الوفود التي تؤم ذلك القصر، فإنه قصر الخلافة، وموضع إظهار الشوكة والعنجهية، وكيف لا يستحي أولئك الجبابرة من هذا الأمر؟! واللافت هنا: أن الخربة!! كانت قريبة من القصر، ومن المخدع الذي ينام فيه الخليفة إلى حد أن الخليفة يسمع بكاء الموجودين فيها!!»

 بر اساس گزارش ها و روایات یزید صدای شیوه و گریه اهل بیت امام حسین (علیه السلام) را در این شب شنید «ولست أدري إن كان يصح قولهم» نمی دانم این حرفش اگر درست باشد قصر خلیفه «إن قصر الخليفةً كان ملاصقا للخربة»، چطوری این ها به هم متصل بود قصر یزید به خرابه ای که در آن جا اسراء را نگهداری می کردند؟ «التي وضع فيها أولئك النسوة!!» آن‌جایی که زن‌ها را در آن‌جا قرار داده بودند. «إذ كيف تترك تلك الخربة في مرأى ومسمع من الوفود التي تؤم ذلك القصر» چطوری قصر که محل شوکت بود مگر می شود در قصر یک جای خرابه را رها کنی قصر محل رفت و آمد گروه های مختلف هست از روم و جاهای دیگر می آیند این شخص خلیفه و پادشاه است چرا باید یک خرابه ای آن جا وجود داشته باشد؟ این قدر به او نزدیک باشد «أن الخربة کانَت» می گوید «کان قریب من القصر» این خرابه به قصر یزید این قدر نزدیک باشد که صدا شیون و گریه را از خرابه خود یزید بشنود. چطوری می شود؟ برویم سراغ تاریخ ببینیم چطوری می شود؟

کتاب الإرشاد شیخ مفید، جلد 2، صفحه 122 شیخ مفید در مورد حضرت رقیه (سلام الله علیها) نمی خواهد صحبت کند. بحث، ‌بحث حضرت رقیه نیست بحث داستان این که در شام چگونه از اسراء نگهداری کردند؟

«ثُمَّ أَمَرَ بِالنِّسْوَةِ أَنْ يُنْزَلْنَ فِي دَارٍ عَلَى حِدَةٍ مَعَهُنَّ أَخُوهُنَّ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ ع فَأُفْرِدَ لَهُمْ دَارٌ تَتَّصِلُ بِدَارِ يَزِيدَ»

الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد؛ نویسنده مفيد محمد بن محمد (وفات: 413)، محقق/ مصحح: مؤسسة آل البيت عليهم السلام‏، ناشر : دار المفيد للطباعة والنشر والتوزيع - بيروت – لبنان، ج2، ص122

دستور دادند زنان را در جایی نگه دارند در حدود دار که همراه با زنان امام سجاد (علیه السلام) هم بود. این طور نیست بگوییم در الإرشاد شیخ مفید فقط در مورد ماجرای حضرت رقیه (سلام الله علیها) اشاره شده است. «فَأُفْرِدَ لَهُمْ دَارٌ تَتَّصِلُ بِدَارِ يَزِيدَ» خانه ای که متصل به خانه یزید بود را در حدود قصر یزید انتخاب کردند.

متصل یعنی چه؟ توضیحی بدهم بحث تاریخی است اول روایت بعدی را ببینیم توضیح جا بیافتد. کتاب الخرائج راوندی از امام سجاد (علیه السلام) روایتی که آورده است

«مَا رُوِيَ عَنْ عِمْرَانَ بْنِ عَلِيٍّ الْحَلَبِيِّ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (سلام الله علیه) يَقُولُ لَمَّا أُتِيَ بِعَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ(سلام الله علیه) وَ مَنْ مَعَهُ إِلَى يَزِيدَ بْنِ مُعَاوِيَةَ عَلَيْهِمَا لَعَائِنُ اللَّهِ جَعَلُوهُمْ فِي بَيْتٍ خَرَابٍ وَاهِي الْحِيطَانِ فَقَالَ بَعْضُهُمْ إِنَّمَا جَعَلَنَا فِي هَذَا الْبَيْتِ لِيَقَعَ عَلَيْنَا فَقَالَ الْمُوَكَّلُونَ بِهِمْ مِنَ الْحَرَسِ بِالْقِبْطِيَّةِ انْظُرُوا إِلَى هَؤُلَاءِ يَخَافُونَ أَنْ‏ يَقَعَ عَلَيْهِمْ هَذَا الْبَيْتُ وَ هُوَ أَصْلَحُ لَهُمْ مِنْ أَنْ يُخْرَجُوا غَداً فَتُضْرَبَ أَعْنَاقُهُمْ وَاحِداً بَعْدَ وَاحِدٍ صَبْراً فَقَالَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ بِالْقِبْطِيَّةِ لَا يَكُونَانِ جَمِيعاً بِإِذْنِ اللَّهِ فَقَالَ وَ كَانَ كَذَلِك‏»

الخرائج و الجرائح‏؛ نويسنده: قطب الدين راوندى، سعيد بن هبة الله‏ (تاريخ وفات مؤلف: 573 ق‏)، محقق / مصحح: مؤسسة الإمام المهدى عليه السلام‏، ناشر: مؤسسه امام مهدى عجل الله تعالى فرجه الشريف‏، قم: 1409ق، ج2، ص754

«لَمَّا أُتِيَ بِعَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ(سلام الله علیه) وَ مَنْ مَعَهُ إِلَى يَزِيدَ بْنِ مُعَاوِيَةَ عَلَيْهِمَا لَعَائِنُ اللَّهِ» یزید و پدرش را خداوند لعنت کند«جَعَلُوهُمْ فِي بَيْتٍ خَرَابٍ وَاهِي الْحِيطَانِ» بر اساس کتاب الخرائج و الجرائد راوندی، جلد 2، صفحه 753 امام صادق (علیه السلام) فرمود در یک خانه خرابه ای قرار دادند دیوارش در حال ریختن بود عمداً آن جا بردند این دیوار را سر اسراء بریزند. باید بگویند جبر و کار خدا بود این اتفاق افتاد نمی توانستند مثل روز عاشوراء اسراء را به شهادت برسانند باید یک بهانه ای پیدا می کردند بگویند قضاء و قدر بود.

اتفاقاً حضرت رقیه (سلام الله علیها) ماجرایی که آن شب در خرابه راه انداخت باعث شد جلوی شهادت حضرت زینب (سلام الله علیها)، امام سجاد (علیه السلام) و امام باقر (علیه السلام) گرفته بشود. چون مجبور شدند از این جا، جا به جایشان کنند. پس عبارت «بیتٍ خراب» یک منزل و بیتی که مخروبه بود.

گزارش داریم که یک دار بوده منتها «لَهُمْ دَارٌ تَتَّصِلُ بِدَارِ يَزِيد» یک داستانی داریم حوادث گذشته را بعضی وقت ها را ذهنیت الان بخواهیم نگاه کنیم اشتباه می شود. الان ساختمان می سازیم چطور می سازیم؟ یک آپارتمان را تصور بکنید یک راهرو دارد از این راهرویی که مشاع و مشترک است از آن جا به واحدهای مختلف دسترسی پیدا می شود. یعنی اگر کسی بخواهد به یک واحد دیگر برود باید از درب خروج منزل بیرون بیاید از درب ورود منزل دیگر وارد بشود.

 قبلاً خانه های که بزرگ و اعیانی ساخته می شد الان هم نمونه هایش در کشور ما هست این طور نبود وقتی دار فلان و دار فلان یا بیت می گفتند بعضی وقت ها یک اتاق بود منتها محل زندگی برخی از افراد بود. درها به داخل خانه های همدیگر باز می شد در آپارتمان ها هیچ دری از در واحد به در واحد کناریش باز نمی شود مگر این که خود طرف این در را تعبیه کند. قبلاً خانه های اعیانی یا قصرها این طور نبود برای این که طرف به خانه کناری برود از خانه بیرون برود تا به اتاق کناری وارد شود.

مجری:

اصطلاحاً تو در تو بود

استاد حسینی:

بله، این که می گوید «فَأُفْرِدَ لَهُمْ دَارٌ تَتَّصِلُ بِدَارِ يَزِيد» نباید در ذهن مان یک خانه ای بیاید که الان می بینیم بگوییم یک دیوار مشترک دارد که هر دو سمت دیوار خانه هست «تَتَّصِلُ» اتصال دارد یعنی این؛ یعنی از داخل دربار یزید به داخل این اتاق و خانه ها، که یک خانه سقفی داشته باشد یا یک خرابه ای باشد راه اتصال وجود داشت. این نشان دهنده این است که خیلی نزدیک بود ولی لزوماً به این معنا نیست که پشت این دیوار هم بود.

 علامه سید جعفر وقتی می خواهد از لحاظ تاریخی این بحث را مطرح بکند ذهنیتش این است می گوید اگر این قدر نزدیک بود که یزید صدایش را می شنید یعنی این خرابه با اتاق یزید دیوار به دیوار بود. این جا محل شوکتش باید می بود گروه ها به دیدار یزید می آمدند و می رفتند یزید می خواست شوکت خودش را با آن ساختمان به رخ بکشد نمی شد کنارش خرابه باشد این طور نمی شود. ولی ورودی این افراد فرق داشت همین الان در مکان های تاریخی مثل تخت جمشید ورودی ها فرق داشت یعنی یک ورودی برای یک سری افراد بود یک ورودی برای یک سری افراد دیگر بوده است.

مترو نبود همه بخواهند از یک راهرو رفت و آمد کنند یزید یک ورودی برای هیأت های می گذاشت آن جا هیچ خرابه ای در چشم شان نبود ولی پشت ساختمان چه؟ خرابه بود (ببخشید صریح می گویم مزبله بود) یک جایی بود که زباله را آن جا می ریختند. بگویید نه ماشین شهرداری باید آن موقع می آمد و آشغال ها را می برد.

علاوه بر این ها، این حرف محل شبهه نیست یک محدوده قصری باشد و یک جایی خرابه باشد وقتی یزید بعد از معاویه روی کار آمد قصرهای قبلی را دوباره احیاء می کردند یعنی علی الحساب می ساختند ساختمان مرکزی بالا می آمد. برخی از پادشاهان این طوری بودند یعنی یک جایی را شروع به ساختن می کردند مثل تخت جمشید چند دوره تاریخی طول کشید تا ساخته بشود هنوز تکمیل نشده تخته جمشید هنوز ناقص است حتی پل های که در آوردند ناقص بود یک سری جاها را قبلاً حضوری نشان دادیم. چرا ناقص ماند؟ پادشاه می گوید پدر و پدر جدم این جا را پایه گذاری کرده بود من ساختم.

مجری:

توسعه داشتند مثل امکان مذهبی هر کسی در یک دوره ای حرم ها را توسعه می دهد ممکن است آن ها هم در حال توسعه قصرهای خودشان بودند.

استاد حسینی:

بله، حرم امیر المؤمنین به این جلال و جبروت هست در یکی، دو سال گذشته جای صحن حضرت زهرا را داشتند می ساختند متروکه بود همین الان یک بخشی از کربلاء همین شکلی است.

مجری:

صحن حضرت زهرا متروکه بود

استاد حسینی:

چرا؟ چون داشتند می ساخت گفت علی الحساب قبل از این که، این جا را بسازیم اسراء را آن جا نگهداری کنیم. این هیچ استبعادی ندارد

مجری:

یعنی دیوار به دیوار بیرونی قصر صدا چطور منتقل بشود ‌آیا احتمال این که صدا منتقل بشود وجود ندارد؟ مثلاً عایق بندی بوده است؟

استاد حسینی:

وسط یک شهر شلوغ نبود در شب بود قصر را برای یزید آرام نگه می داشتند یعنی حیوان طرف می خواست سر و صدا بکند باید جمع بکند برود محل عادی نبوده طبیعتاً در فضایی که خیلی ساخت و آرام باشد صدای جیغ و فریاد به راحتی شنیده می شود. علامه سید جعفر گزارشی که آورد می گوید همه گریه کردند. کسی در آن منطقه و محدوده نبود مرد و زن گریه کردند صدا به او می رسد.

مجری:

جالب اینجاست همین الان محدوده مسجد اموی در بین بازار است شب ها تشریف ببرید ظلمات و اصطلاحاً سوت و کور است شاید یک بچه ای آن جا فریاد بکشد صدا واقعاً به بخش های مختلف منتقل بشود.

استاد حسینی:

بله، قصر را برای خلیفه ساکت نگه می داشتند در شب چند نفر گریه کنند و ضجه بزنند بیدار می شود. گزارشی هست علامه سید جعفر نیاورد یزید آن شب در حال کاری بود دشمنان اهل بیت این مدلی بودند.

سوال سوم:

«كيف استطاعت تلك الطفلة التي هي بعمر ثلاث سنوات أن ترفع الرأس الشريف من الطشت؟!»

یک دختر سه ساله چطوری می توانست سر را بغل کند یا بر دارد؟ جدای این که واقعاً حضرت رقیه (سلام الله علیها) توانش را داشت سر را بر دارد یا نه؟ یا خودش را به رأس شریف ملحق کرد نکته ای می خواهم بگویم چون جواب بعضی سوالات آینده هم هست. اگر کسی دنبال بحث علمی هست در فرصت مناسبتش چون واقعاً ممکن است یکی دو سال شما را به هم بریزد.

«فأمرَ حَجاماً» سر ابا عبد الله حسین (علیه السلام) در شام دیگر سر نیست خیلی سبک شده برای این که می خواستند نگهداری کنند به گمان و ظن خودشان که بدن امام با مردم عادی فرقی ندارد بعد از مدتی از بین می رود خیلی جنایت ها روی سر انجام داده بودند به غیر از «فأمرَ حَجاماً» دو عبارت دیگر داریم در مورد این که جسارت به صورت مطهر ابا عبد الله الحسین (علیه السلام) شد.

شرمنده در این ایام این ها را این طوری می گوییم در گزارشی که در کوفه هست گزارش این هست که با چوب بر لب های مبارک ابا عبد الله الحسین (علیه السلام) زد گزارشی که در شام هست می گوید بر دندان ها زد. فکر کنم کسی که در حال و هوای روضه باشد متوجه بشود چه تغییر هست بین سری که در کوفه هست و سری که در شام است.

این سر را یک بچه سه ساله راحت می تواند بر دارد حتی اگر بگوییم می شد این ایرادها را از حضرت رقیه (سلام الله علیها) نگیریم.

چهار:

«إن الكلمات التي ينسبها الرواة إلى هذه الطفلة لا تصدر عادة عمن هي في مثل سنها»

برخی از روایات حرف های که به حضرت رقیه (سلام الله علیها) نسبت دادند عادتاً از بچه سه ساله صادر نمی شود ولی غیر عادتاً صادر می شود. نکته بعدی این که بخشی از عباراتش زبان حال باشد دختر وقتی که قطعه ای از اجزای بدنِ پدر شهیدش را می گیرد به او چه می گوید؟ نه سنش می خورد یا نه؟ بچه شیر خوار به پدر شهیدش برسد به پدرش بگوید تنهایم گذاشتی بعضی از این ها زبان حال است واضح و مشخص است ردی بر بحث حضرت رقیه (سلام الله علیها) نیست.

 نکته بعدی این که حضرت رقیه دختر مستقیم آقا ابا عبد الله حسین (علیه السلام) با این جایگاه ملکوتی هست در مورد برخی ها که قائل به ام کلثوم دختر امیر المؤمنین (علیه السلام) هستند آن خطبه را خواند مگر چند سالش بود؟ دوره این حرف ها گذشت شما برنامه محفل در صدا و سیما نگاه کنید بچه چند ساله می آید صحبت می کند. در این دوره منبری های سه، چهار ساله دیدیم می گویند حضرت رقیه نمی تواند صحبت کند این ها می توانند صحبت کنند این ها ریزه خواران سفره غلامان حضرت رقیه (سلام الله علیها) هستند.

پنج:

«كيف سمح الذين حضروا ذلك المجلس بأن تعامل تلك الطفلة البريئة بهذه المعاملة القاسية؟!»

این ها چطوری اجازه دادند سر را برای این دختر بیاورند و این طور با او معامله کنند

«وإذا كان الإمام السجاد «عليه السلام»ً حاضرا بينهم، فلماذا لم ينههم عن وضع الرأس بين يدي تلك الطفلة؟!ً وكذلك الحال فيما لو كانت السيدة زينب حاضرة أيضا»

امام سجاد و حضرت زینب (سلام الله علیهما) وقتی که آن جا بودند چرا اجازه دادند این اتفاق بیافتد؟ می شود سوال را با همین جنس بپرسیم؟ امام سجاد روز عاشوراء بود چرا اجازه داد برای سر ابا عبد الله الحسین (علیه السلام) آن اتفاق بیافتد؟ امام سجاد (علیه السلام) که این جا بود چرا اجازه داد سر شریف ابا عبد الله الحسین را روی نیزه بزنند و ببرند؟ امام سجاد (علیه السلام) این جا بود چرا اجازه داد مخدرات را نزد یزید ببرند؟

یادمان می رود این ها در چه وضعیتی هستند یادمان می رود این ها اسیر هستند یادمان می رود حضرات در چه وضعیتی گرفتار شدند؟ امام سجاد آن جا ارتش و نیروی نظامی دارد؟ علی اکبر،‌ ابی الفضل العباس دارد؟ امام سجاد چه کار می تواند بکند بخواهد ممانعت کند از این که سر بیاید چطور می خواهد ممانعت کند؟

بعد تازه وقتی که خود دختر می گوید سر را برایم بیاورید امام سجاد چه ممانعتی می خوهد بکند؟ چه اتفاقی این جا می خواهد رقم بخورد؟ بهانه بشود برای این که امام سجاد را هم آن جا به گمان خودشان از بین ببرند و به شهادت برسانند. حضرت زینب چه کار می خواهد بکند؟ وقتی حرف می زنیم نگاه کنیم ببینیم تالی فاسد و نتیجه این حرف چه است؟ سوالی که داریم می پرسیم امام سجاد (علیه السلام) و حضرت زینب در چه وضعیتی بودند؟ چون آن جا بودند نمی توانستند این سر را بیاورند تحویل حضرت رقیه بدهند؟ اتفاقاً چون آن جا بودند آمدند این سر را تحویل دادند.

مجری:

البته نمی دانم مستندش چه هست بعضاً در روضه ها مطرح می شود سر را پرتاب کردند...

استاد حسینی:

بله متأسفانه «فَطرحَ» را داریم که سر را پرت کردند.

مجری:

به همه این سوالات پاسخ داده می شود بر نداشت سر را انداختند با تشت نیاورند با بی احترامی آوردند.

استاد حسینی:

یکی از اسناد تاریخی دارد تصریح به سند در این ماجرا می کند. بعضی از این گزاش ها قابل جمع است ممکن است با تشت آورده باشند پارچه هم باشد.

مجری:

کسی بی احترامی کرده باشد سر را بر داشته باشد و پرتاب کرده باشد.

استاد حسینی:

شش:

 «ما معنى سؤال تلك الطفلة عن ذلك الرأس، ألم تكن تعرف أباها؟!»

چرا باید این بچه این سوال را بپرسد؟ سر پدرش را نمی شناخت؟ سوال من این است حضرت زینب چرا باید از امام حسین بپرسد «أ أنْتَ أخی؟»

مجری:

آیا بدن برادر را آن جا نمی شناخت؟

استاد حسینی:

وقتی تغییر کند وقتی سر شریف را به آن وضعیت انداختند نباید این سوال را بپرسد؟ دختر کوچکی که همیشه پدر را سرپا دید نباید بپرسد تو پدر منی؟ این که واضح است عبارات حضرت رقیه (سلام الله علیها) بر اساس اسناد تاریخی نمی پرسد این سر کیست؟ بعضی از تعابیر این است که این چیست یا سر چیست؟ این قدر سر تغییر کرد.

 هفت:

«بل ألم تكن ترى الرأس الشريف وهم في الطريق»

آیا این دختر سر مطهر را در مسیری که می آمدند ندیده بود؟

«ولاسيما حين كانوا يسيرون بالرؤوس الشريفة بين المحامل، مشالة فوق الرماح، كما نصت عليه الروايات؟!ً وقد أعطى سهل بن سعد الساعدي حامل الرأس الشريف شيئا من المال، لكي يبعده عن النساء؛ ليشتغل الناس بالنظر إليه دونهن، فأعطاه أربع مئة ديناركما يقال»

این سرها را بالای نیزه زده بودند مگر ماجرای سهل ابن سعد ساعدی نبود که سرها را دور کنید مشغول دیدن این سرها باشند از مخدرات روی گردانند. بله این ها بود اولاً که سر را از یک منزلگاهی قبل از شام داخل صندوق بردند. گزارش تاریخی داریم وقتی خواستند وارد شام بشوند سر ابا عبد الله الحسین را چند بار روی نیزه یا روی چوب زدند.

گزارش های تاریخی داریم ورودی شام دوباره این کار را کردند چون سر را در یک وضعیت دیگری آماده کرده بودند (اشاره کردم) و در پارچه ای پیچیده بودند منتها برای شام چون مراسم گرفته بودند و میزبانی می کردند آن جا دوباره روی نیزه زدند احتمالاً چند منزل قبل از آن جا این سر و رأس ندیده باشند. استبعادش چه است؟ بچه این سر را قبلاً بالای نیزه دیده بود الان دارد از این فاصله می بیند.

مجری:

و در تاریکی شب در آن وضعیت با تغییر و تحولاتی انجام شده است.

استاد حسینی:

معنای سوال واضح است این سوال را پرسیده باشد حضرت زینب (سلام الله علیها) این سوال را پرسیده باشد این سوال به این معنا نبود که ایشان امام حسین را در قتلگاه نشاخته باشد.

مجری:

بخصوص در لحظه شوکی که به یک دختر بچه وارد می شود ممکن است از خود بیخود بشود بعضی از سوالات را مطرح کند.

استاد حسینی:

بله. سوال هشت:

«ألم يكن الأطفال، ورقية منهم ومعهم، يسمعون ندب النساء في مجلس يزيد للحسين «عليه السلام»، ويذكرونه باسمه، وتسمع تلك الطفلة تصريحات الناس من حولها بقتل أبيها «عليه السلام»؟! فكيف خفي عليها وعلى سائر الأطفال قتل الإمام الحسين ومن معه من سائر الرجال، والحال هذه؟!‌»

شنیدند در مجلس یزید چه اتفاقی افتاد آیا بچه ها آن جا نشنیده بودند که پدرشان به شهادت رسیده است؟ بله اتفاقاً یکی از دلایلی که حضرت رقیه (سلام الله علیها) در آن شب این قدر گریه و زاری کرد که احتمالاً شب بعد از مجلس یزید بود همین ماجرا بود آن جا دیگر همه چیز عیان شده است حالا می گوید می گفتید پدرم نیست برایم بیاورید.

قابل جمع است بچه آن جا متوجه شدند این جا، این بزرگوار این درخواست را می کند می گوید چطور حال این ها را ندیده بودند؟ البته سوال نُه ادامه سوال هشت هست می گوید مگر دخترها نمی دیدند زن ها غریب و بدون مرد هستند و به صورت اسیر در آمدند؟ بله دیده بودند گفته بودند نیستند به شما ملحق می شوند.

البته ممکن است حضرت رقیه (سلام الله علیها) استثناء از این مقوله و ماجرا باشد برای بنده این مسئله محرز است که حضرت رقیه (سلام الله علیها) جدای بقیه بچه ها است که به آن ها گفتند پدرتان به مسافرت رفت بر می گردد. ولی باز حضرت رقیه (سلام الله علیها) بین همان بچه ها هست همه را یک جا برده بودند.

آن ها چیز دیگری با نوع دیگری درخواست می کردند حضرت رقیه (سلام الله علیها) یک درخواستی در ملکوت می کرد که جان امامش را حفظ کند ولی در ظاهر بچه و کودک است. در ظاهر حضرت علی اصغر شیر خواره است.

نه:

«والأهم من ذلك: أن ما ندبت به الطفلة قد أظهر أنها كانت تعرف أن النساء مسبيات، وأنهن غريبات وضائعات»

بعد در مورد ده دارد:

ذكرت الرواية التي ذكرها الطريحي: أن السيدة زينب قد خطبت في تلك اللحظة خطبتها المعروفة التي تخاطب فيها يزيد بذلك الخطاب العظيم، مع أنها إنما خطبت بها في مجلس يزيد وبحضوره، حينما أدخل السبايا عليه، والرأس الشريف أمامه، وهو ينكت ثناياه الشريفة بمخصرته. وهذه الرواية تقول: ً إن يزيد لم يكن حاضرا بينهم، وإنما أرسل الرأس إليهم ليضعوه بين يدي الطفلة، وإن ذلك كان في الليل، فمن أين جاء يزيد حتى صارت زينب «عليها السلام» تخاطبه بذلك الخطاب؟! ثم جرى ما جرى مع ذلك الشامي؟!»

می گوید طریحی روایتی دارد که حضرت زینب (سلام الله علیها) این جا آن خطبه معروفش که در شام بود را خواند. در خرابه یزید نبود این خطبه را بخواند طریحی دارد روایت ها و گزارش های روضه ها را می آورد این اتفاق در شام افتاد. حضرت زینب به یزید این طوری جواب داد این خطبه را خواند چون طُریحی شروع خطبه حضرت زینب (سلام الله علیها) را می آورد بر اساس متن معروف خطبه در شام حضرت زینب (سلام الله علیها) است.

مثل این که کسی دارد روضه می خواند و ماجرا را تعریف می کند می گوید در خرابه شام این کار را کردند حضرت زینب (سلام الله علیها) به یزید این طوری جواب داد آن جای دیگر است. یا بگوید این یزید همان آدمی بود که حضرت زینب (سلام الله علیها) این طوری توبیخش کرده بود به این معنا نیست که متن و گزارش را قاطی کرده باشد سیاق طُریحی این نیست بگوید حضرت زینب در خرابه این خطبه را خواند.

یازده:

«هل صحيح أن يزيد قال لسائله في ذلك المجلس بالذات «وتلك زينب بنت أمير المؤمنين»؟! وكيف يعترف لأبيها، وهو أبغض خلق االله إليه بأنه أمير المؤمنين؟!»

زينب ورقية.. في الشام؛ المؤلف: السيد جعفر مرتضى العاملي، المركز الإسلامي للدراسات، الطبعة الأولى ١٤٣٤ هـ. ق، ص129 تا 133

سوال یازده واقعاً هیچ ارتباطی ندارد سوال ها یکی یکی ضعیف شد تا به این سوال رسید حقیقتاً خیلی بعید می دانم علامه سید جعفر مرتضی با دستش خودش این مطالب را نوشته باشد سوال یازده این است آیا صحیح هست که یزید به آن سائل شامی را دارد می گوید در آن مجلس بگوید «وتلك زينب بنت أمير المؤمنين»؟! وكيف يعترف لأبيها، وهو أبغض خلق االله إليه بأنه أمير المؤمنين؟!» چطوری بود یزید در آن مجلس آمد به آن حرامزاده شامی گفت این شخص زینب بنت امیر المؤمنین است چرا همچنین اعترافی کند که پدر او امیر المؤمنین است؟ راوی، امیر المؤمنین گذاشت بعد چه ربطی به حضرت رقیه (سلام الله علیها) دارد؟ یزید گفته باشد «وَ تِلکَ زینب بِنتُ علی» بعد راوی ادب را کاملاً رعایت کرده باشد آورده «وَ تِلک زینب بنت امیر المؤمنین»

بعضی وقت ها عبارت می آوریم صلوات را ابتر آوردند «صلی الله علیه و سلم» آورد ما «صلی الله علیه و آله و سلم» می گوییم بعد یکی بگوید در صحیح بخاری چرا «صلی الله علیه و آله و سلم» گفت من این طوری می خوانم دارم ادای احترام خودم را به ساحت مقدس پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) انجام می دهم راوی این طوری آورده باشد این هیچ ارتباطی ندارد.

علامه سید جعفر مرتضی عاملی یازده سوالی بود که در مورد بحث محتوای شهادت حضرت رقیه (سلام الله علیها) مطرح کرده بود در صفحه آخر کتاب هم گفته بود مطلبی دیدید باید تذکر داده بشود خودمان را عاری از خطا نمی دانیم. علامه واقعاً برای مان جایگاه علمی ویژه دارد حرفی اگر بزنیم چیزی از مقام ایشان کم نمی کند؛ ولی واقعیت باید جلا داده بشود و حقیقت ان شاء الله آشکارتر از قبل بشود و خدا را شاکریم که این برنامه را توانستیم خدمت شما باشیم برایم خیلی ارزشمند بود.

مجری:

الحمدلله رب العالمین، ممنون و متشکرم ان شاء الله که مورد عنایت حضرت رقیه (سلام الله علیها) جنابعالی هم ما و هم بینندگان عزیز باشیم ان شاء‌ الله به زودی زود زیارت شان نصیب و روزی همه دلدادگان و عاشقان بشود با فراهم شدن شرایط و رفع شر همه اشرار و دشمنان از سرزمین های مقدس مان، التماس دعای خیر و دعای فرج داریم یا علی مدد خدا نگهدار!


پاسخ به سوالات مطرح شده توسط علامه سید جعفر مرتضی عاملی در خصوص حضرت رقیه سلام الله علیها>

با کاروان حضرت رقیه س سید جعفر مرتضی عاملی سر مطهر امام شهادت شیخ مفید اسرا خرابه مجلس یزید