ام المومنین - ویژه برنامه وفات حضرت خدیجه سلام الله علیها
قسمت اول ویزه برنامه ام المومنین با کارشناسی حجت الاسلام و المسلمین عباسی
دیگر قسمت ها
عنوان برنامه: ام المومنین - ویژه برنامه وفات حضرت خدیجه سلام الله علیها
تاريخ: 11 01 1402
استاد: حجت الاسلام والمسلمین آقای عباسی
مجری: آقای علی اسماعیلی
مباحث مطرح شده در این برنامه:
حضرت خدیجه (سلام الله علیها)؛ بانوی سلام؛ القاب حضرت؛ ازدواج حضرت؛ شجره طوبی؛ ثروت حضرت!
مجری:
گوهر محمد است که آن را خدیجه یافت * بانوی اهل مکه چه گوهر شناس بود
اعراب جاهلانه به دنبال جهل خود * اما چه عالمانه پیمبر شناس بود!
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَة وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَأمهَا وَ بَنیها وَ سِرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فِیهَا بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ، اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم
عرض سلام، ارادت و تحیت به پیشگاه مهربان و با محبت شما بینندگان عزیز و گرانقدر شبکه جهانی حضرت ولی عصر (ارواحنا وارواح العالمین له الفداء) به ویژه برنامه ام المؤمنین خوش امدید در شب دهم ماه مبارک رمضان، شب رحلت جانگداز بزرگ بانوی عالم وجود و عالم اسلام ام المؤمنین حضرت خدیجه کبری (سلام الله علیها) مادر گرانقدر و بزرگوار حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا (سلام الله علیها)، همسر گرانقدر، با وفا، با محبت و مهربان نبی مکرم و معظم عرض تسلیت و تعزیت به محضر نورانی مولای مان امام زمان (ارواحنا له الفداء) و خدمت همه شما عاشقان، شیفتگان و دلباختگان آن حضرت!
در شبکه ای که به نامِ نامی مولای مان امام زمان (علیه السلام) است و شام جمعه است روزی که متعلق به وجود حضرت شان است باید عرض بکنیم که:
«السَّلَامُ عَلَى الْمَهْدِيِّ الَّذِي وَعَدَ اللَّهُ بِهِ الْأُمَم السَّلَامُ عَلَى رَبِيعِ الْأَنَامِ وَ نَضْرَةِ الْأَيَّامِ ِ السَّلَامُ عَلَیک بَقِيَّةِ اللَّه»
قدردان مادرمان هستیم قدردان مادر ائمه مان هم هستیم می دانید که حضرت خدیجه کبری ام الأئمة هستند مادر بزرگ همه ائمه ما محسوب می شوند و ما در زیارت حضرت معصومه (سلام الله علیها) وقتی که این بانوی بزرگوار را خطاب می کنیم و به ایشان سلام می دهیم می گوییم:
«السَّلَامُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ فَاطِمَةَ وَ خَدِيجَةَ»
و ایشان را جز فرزندان حضرت زهرا و فرزندان حضرت خدیجه (علیهم صلوات الله) می دانیم و همه این ها افتخار و عزتی برای ما است خوشحال هستیم و آرزو داریم ان شاء الله روز قیامت مورد شفاعت و محبت حضرت مادر قرار بگیریم ان شاء الله. در این ویژه برنامه توفیق داریم در محضر سرور عزیز و گرانقدر جناب حجة الاسلام والمسلمین حاج آقای عباسی عزیز و بزرگوار باشیم، استاد سلام علیکم ورحمة الله عرض تسلیت و تعزیت.
استاد عباسی:
سلام علیکم ورحمة الله بنده هم خدمت شما و بینندگان عزیزمان عرض تعزیت و تسلیت دارم وفات ام المؤمنین حضرت خدیجه کبری (سلام الله علیها) را تسلیت عرض می کنم همین طور عرض سلام و ادب دارم محضر بینندگان عزیزمان امیدوارم که این ماه رمضان، ماه کسب داشته های معنویتی باشد که ان شاء الله بتواند همه سال ما را پشتیبانی بکند برای طی درجات معنوی و طی کردن این مسیر دشوار در این دنیای مدرن به عظمت حضرت خدیجه (سلام الله علیها)!
مجری:
ان شاء الله، همین ابتدای برنامه خدمت عزیزان بیننده عرض کنم هر کدام وظیفه داریم برای پاس داشت و بزرگ داشت نام جایگاه، مقام و منزلت حضرت خدیجه کبری (سلام الله علیها) نکند در بین ما مسلمان ها و در بین ما شیعیان این بانوی بزرگوار مظلوم واقع بشود. الحمد لله شبکه حضرت ولی عصر هم این تدارک را دیده که ویژه برنامه امشب و فردا شب را ما بتوانیم در بحث محتوایی مطالب خوبی را از زبان حاج آقای عباسی بشنویم شما هم می توانید مبلغ باشید و در فضای مجازی همین مطالب را از سایت شبکه دریافت بکنید و از جاهایی که امکان پذیر است منتشر کنید تا در بزرگداشت نام این بانوی بزرگوار سهیم باشید.
این نکته را یاد آوری کنم جناب استاد عباسی الحمد لله اهل تحقیق، پژوهش و تألیف هستند، در کار رسانه هم الحمد لله سرآمد هستند کتابی را تألیف کردند با عنوان "بانوی سلام" عزیزان می توانند این را از طریق فضای مجازی خریداری کنند و استفاده کنند و اطلاعات شان نسبت به حضرت خدیجه کبری (سلام الله علیها) بالا برود.
حاج آقای عباسی ما برای شروع باید قاعدتاً در مورد شخصیت این بانوی بزرگوار از زبان شما مطالب را بشنویم نام، لقب، کنیه و آن جایگاه، مقام، منزلت و نسبی که در عرب داشتند.
استاد عباسی:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ وبه نستعین إنه خیر ناصر ومعین ثم الصلاة والسلام علی سیدنا و نبینا ابا القاسم مصطفی محمد وعلی اهلبیته الطیبین الطاهرین واللعن الدائم علی اعدائهم اجمعین الی قیام یوم الدین.
من یکی، دو روز فضای مجازی را در رابطه با حضرت خدیجه (سلام الله علیها) رصد می کردم دیدم الحمد لله رب العالمین شهرها و مناطق مختلف مراسم های خوبی تدارک دیدند. حتی امشب در قم در اطراف حرم حضرت معصومه یک دسته عزاداری هم ساعت نه و نیم شب خواهد بود، عزیزانی که قم هستند می توانند شرکت کنند. شهرهای مختلف مراسم بزرگداشت حضرت را گرفته اند به تعبیر مقام معظم رهبری حضرت خدیجه (سلام الله علیها) حقیقتاً مظلوم است.
تعبیر ایشان این بود ایشان حقیقتاً مظلومه هستند با آن عظمتی که دارند جایگاه شان و شخصیت شان به اندازه کافی شناخته نشده و ما قدردان زحمات ایشان این عبارتی که روایت نیست بر گرفته از روایات است.
«مَنْ لَمْ يَشْكُرِ الْمَخْلُوق لَمْ يَشْكُرِ الْخَالِقْ»
اگر بخواهیم این مطلب و روایاتی که در این باب است را بهاء بدهیم حضرت خدیجه (سلام الله علیها) حق حیات و حق بزرگی بر گردن ما دارند. اولاً «أم الأئمة النجباء» هستند یعنی همه اهل بیت (علیهم السلام) اگر فرصت شد بعضی از عبارات را بیان می کنیم که همه ائمه افتخارشان این بود که جده شان حضرت خدیجه (سلام الله علیها) است.
این نامی هم که من برای کتاب بانوی سلام انتخاب کردم از من خیلی سوال می شد بانوی سلام چرا؟ گفتم چون حضرت جبرئیل از جانب خدای متعال آمد و خودشان به حضرت خدیجه (سلام الله علیها) سلام رساندند بعد حضرت خدیجه جواب بسیار زیبایی دادند. چون آقا رسول الله آمدند گفتند جبرئیل نزد من آمده بود و سلام خدای متعال و خودش را به شما رساند بعد آن ویژگی فرمودند که خدیجه برای شما یک قصری در بهشت طراحی کردیم و تعبیه دیدیم که هیچ ملالت، سختی، رنجی و گرفتاری در آن نباشد و هیچ نقصی در آن نباشد در واقع اعلای اعلای اعلاء برای شما است. بعد حضرت این طور جواب دادند که:
«إِنَّ اللَّهَ هُوَ السَّلَامُ، وَ مِنْهُ السَّلَامُ، وَ إِلَيْهِ یَعود السَّلَامُ.»
الأمالي (للطوسي)؛ نویسنده: طوسى، محمد بن الحسن، ناشر: دار الثقافة ، مصحح: ندارد، ص175
لفظ سلام در این عبارت که سلام از جانب خدای متعال و بهترین پاسخ از جانب حضرت خدیجه (سلام الله علیها) می شود به ایشان لقب بانوی سلام را داد. اما نسبت به شخصیت حضرت خدیجه (سلام الله علیها) از نظر نسب، نسب بسیار والایی در آن زمان در عرب داشتند که از خود قریش هستند و در بین اجدادشان از جانب پدری در جد سوم با قُصی که جد پیغمبر است یکی می شود و از جانب مادری با جد هشتم پیامبر یکسان می شود در سلسله انسابی که داشتند.
با سه واسطه جدشان با پیغمبر مشترک می شود و از جانب مادر با هشت واسطه در بالا به یکی از اجداد پیامبر برخورد دارند کاملاً قریشی و در یک خانواده موحد و مؤمن متولد شدند یعنی در خانواده ای متولد شدند که آن ها در همان دوران جاهلی هم بت پرست نبودند، سیستم و روش بت پرستی را قبول نداشتند کما این که آقا رسول الله در خانواده ای بودند که حضرت ابو طالب و حضرت عبد المطلب کاملاً موحد بودند و جریان بت پرستی را به هیچ عنوان قبول نکردند.
در رابطه با پدر ایشان جناب خویلد بحثی در بعضی از منابع مطرح شد که قبل از نبرد تجار ایشان از دنیا رفتند وقتی که پادشاه یمن می خواست حجر الأسود را بکند چون یک صحبتی بود در دورانی که تمام جذبی که به کعبه اتفاق می افتاد به خاطر حجر الأسود است مثلاً در این حجر الأسود سحر جادو و ویژگی وجود دارد در هر شهر و هر جایی باشد مردم به آن جا می آیند آن جا رونق پیدا می کند و باعث کسب و کار می شود. می خواست حجر الأسود را بکند به یمن ببرد جناب خویلد و جماعتی از قریش در برابر او ایستادگی کردند و پادشاه یمن بر اساس رعب و وحشتی که با مقابله این ها به جانش افتاد و در عالم خواب یک رؤیایی را دید مطالبی به او نشان داده شد عارضه ای بر او ایجاد شد و از کار منصرف شد.
لذا پدر حضرت خدیجه (سلام الله علیها) جناب خویلد هم از کسانی بودند که نقش آفرینی های جدی در دوران جاهلی در دفاع از کعبه و دفاع از مظلومین داشتند.
اما نسبت به کنیه و القاب یک کنیه در تاریخ برای ایشان ذکر کردند به نام ام هند که کنیه است کنیه را بر اساس فرزندی که افراد دارند به افراد نمی دهند. ممکن است کسی باشد تا آخر عمر فرزند دار نشود اما کنیه ابو علی یا ابو زهرا دارد رسم عرب است معمولاً با کنیه صدا می کنند. گاهاً مواجه می شود با این که فرزندی دارد و نام آن فرزند را به عنوان کنیه قرار می دهند مثل ابو علی شخصی نام فرزندش علی باشد گاهی نه فرزندی نیست.
اما نسبت به القاب حضرت یکی از القاب حضرت کما این که در بعضی از روایات آمده است لقب زیبای ام المؤمنین اگر قرار باشد در عالم بگوییم فقط بر یک نفر این لقب برازنده باشد قطعاً حضرت خدیجه کبری (سلام الله علیها) است. می خواهم تأکید کنم بر اساس عِرق شیعی نمی گویم خوب دقت کنید صرفاً چون شیعه هستم حضرت خدیجه (سلام الله علیها) مادر حضرت زهرا (سلام الله علیها) است بر اساس این نمی گویم. بر اساس جایگاه و شخصیت حضرت خدیجه می گویم یعنی اگر عزیزی همین دو قسمت برنامه را به خوبی پی گیری کند ولو این که هیچ مذهبی نداشته باشد وارد اسلام شده باشد متوجه می شود در مقایسه کفه ترازو اصلاً قابل مقایسه نیست. در گذشته یکی مغازه می رفت می گفت صد گرم یا دویست گرم گوشت بده صاحب مغازه می گوید خدا خیرت بدهد این ترازوی ما زیر دو کیلو نمی کشد. شما چه می خواهید این طرف بگذارید وزن یکی بشود و ترازو درست نشان بدهد؟
بحث عِرق شیعی نیست ما بگوییم اگر قرار باشد یک نفر ام المؤمنین باشد آن حضرت خدیجه کبری (سلام الله علیها) است. اگر یک نفر از همسران پیامبر قرار باشد مصداق بارز برای نصرت پیغمبر باشد آن حضرت خدیجه کبری است این را تاریخ ثابت می کند
مجری:
هرچند که برخی از همسران پیامبر دارای جایگاه، مقام و منزلت بوده اند بعد همین نکته که ابتدا فرمودید بحث سلام نمونه اش را بگویند کدام یک از همسران پیامبر بودند که جبرئیل از جانب خداوند متعال بر این ها سلام فرستاده باشد؟
استاد عباسی:
یک عبارتی دیدم آن لحظه ای که این را دیدم بدنم لرزید آدم از این کلام گریه اش می گیرد پیامبر را فراوان می شد اطراف کعبه و این ها دید جوانان را می فرستادند پیامبر را شروع به سنگباران می کردند اگر حضرت می خواستند بایستند و بجنگند خونریزی می شد یکی از آن ها اگر کشته می شد کلاً بساط اسلام را جمع می کردند دنبال این بودند.
حضرت از دست جوان ها و نوجوان های که خیلی هایشان جاهل بودند نمی دانستند پدر یا بزرگ تر گفته بود بروید این شخص را بزنید به بزرگان ما دشنام می دهد و ... حضرت همین طور از مکه خارج می شدند در کوه ها می رفتند همه آن اطراف کوهستان است پیدا کردن یک نفر در کوهستان سخت بود آن زمان موبایل و وسیله ارتباطی نبوده می آمدند به حضرت خدیجه خبر می دادند پیامبر با صورت خونی و سر شکسته سمت کوهستان رفتند حضرت مقداری آب و غذا و حصیر سوخته برای ترمیم جراحات حضرت بر می داشتند به کوه ها می رفتند. نهایتاً کسی اگر کمک می کرد سمتی را نشان می داد. در کوه حضرت می خواهد کسی متوجه نشود پیدایش هم نکنند خیلی سخت می شود.
حضرت خدیجه (سلام الله علیها) مدتی در کوه گشتند آقا رسول الله را پیدا نکردند از خستگی و نگرانی به گریه افتادند با یک حالت ناراحتی نام پیامبر را صدا می زدند، یک وقت جبرئیل خدمت آقا رسول الله آمد ماجرای سلام یکی از روایاتش همین است این جا سلام را داد. خدمت آقا رسول الله آمد که خدای متعال می فرماید عرش الهی و ملائکه عرش الهی طاقت گریه خدیجه را ندارند برایت غذا آورد دارد دنبالت می گردد گریه اش گرفت زود فلان جا برو خودت را به حضرت خدیجه برسان.
وقتی این را حضرت جبرائیل به آقا رسول الله فرمودند این جا گفتند «هذه خدیجة» بلند شو ببین خدیجه آمده است برای تو آب و غذا آورده است برو از او تحویل بگیر سلام خدای متعال و جبرئیل را به او برسان. ملائکه الهی طاقت گریه حضرت خدیجه (سلام الله علیها) را ندارد این نسبت به وجود نازنین حضرت خدیجه یکی دیگر از القاب حضرت خدیجه (سلام الله علیها) لقب مهمی است. نیامدیم از القاب صرفاً گفتن این لقب و القاب ماجرا دارد. لقب ایشان طاهره است طاهره را از کجا به عنوان لقب برای ایشان بیان کردند؟ حضرت ابو طالب (علیه علیه السلام) در روایتی می فرماید روایت از حضرت ابو طالب مستقیم شاید کم داشته باشیم اشعار حضرت بعد از بعثت پیامبر و ... است ولی قبل از این ماجرا که:
«أن خديجة امرأة كاملة ميمونة فاضلة تخشى العار و تحذر الشنار»
بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج16، ص56
حضرت خدیجه (سلام الله علیها) بانوی کامل، مبارک و صاحب فضل است که از هرگونه عیب و عار و هر نوع بدنامی و رسوایی دوری می کند این در بحار، جلد 16، صفحه 56 آمده است.
آقای ابن عبد البر از علمای اهل سنت در کتاب الإستیعاب فی معرفة الأصحاب که اصحاب را در آن جا جمع کرده و توضیح زندگی آن ها را داده است البته در خیلی از منابع دیگر مثلاً آقای ابن اثیر جزری در أسد الغابة هم آورده است که:
«كانت تدعى في الجاهلية الطاهرة»
الاستيعاب في معرفة الأصحاب؛ اسم المؤلف: يوسف بن عبد الله بن محمد بن عبد البر الوفاة: 463، دار النشر: دار الجيل - بيروت - 1412، الطبعة: الأولى، تحقيق: علي محمد البجاوي، ج4، ص1817
حضرت در دوران جاهلیت طاهره لقب داده می شد. شاید بگویید یک لقب است این که در جاهلیت که گسترش فساد و فحشاء بسیار بسیار زیاد بود. بعضی از مقالات هم در اینترنت است عزیزان می توانند مطالعه کنند در زمان جاهلیت وضعیت بسیار ناجوری بوده حتی در آن دوران در بعضی از مناطق چند همسری برای خانم ها وجود داشته یعنی خانم ها در سال فصل بهار و تابستان همسر کسی بودند العیاذ بالله زمان دیگر همسر کسی دیگر بودند وضعیت خیلی شنیع و زشتی بوده است.
مجری:
مثلاً در مورد طواف به چه شکلی می آمدند؟
استاد عباسی:
بله، لذا در آن دوره لقب کسی طاهره می شود گاهی اوقات یک خانمی خانه دار است می گوییم این خانم خانه دار عفیفه بوده و داخل منزل بوده است گاهی یک نفر یک شخصیت ویژه اجتماعی دارد شخصیت ویژه اجتماعی ایشان را عرض می کنم. ولی بزرگ ترین تاجر عرب رسماً حضرت خدیجه (سلام الله علیها) بوده است. امروز یک شرکتی را برای ما پیدا کنید و نام ببرید بگویید این شرکت فقط ناوگان حمل و نقلش هشتاد هزار تا است ناوگان حمل و نقل آن موقع شتر بوده مثلاً یک نفر تاجر بود پنجاه تا یا صد و پنجاه داشت اگر کسی دویست تا پانصد تا داشت واقعاً تاجر قَدری است چون پانصد تا شتر نگهداری و تیمار کردنش، حرکت دادنش، افرادی که باید با آن بروند.
حضرت خدیجه (سلام الله علیها) ناوگان حمل و نقل تجاریش هشتاد هزار شتر بوده گاهی ده هزار تایش سمت یمن می رفت و بیست هزار تایش سمت شام می رفت. من پیدا نکردم اگر کسی پیدا کرد می تواند به ما منتقل کند ما هم استفاده کنیم. موقعی که داشتم این کتاب را جمع می کردم هر مقداری گشتم پیدا نکردم که کسی این تعداد برای حمل و نقل شتر (ناوگان) داشته باشد و کسی این مقدار نمایندگی در کشورهای دیگر داشته باشد. یعنی حضرت خدیجه (سلام الله علیها) دفتر نمایندگی تجاری در یمن، در شام، در عراق و در مناطق مختلف حجاز داشته است. یک بانو یا یک شخص تاجر را شما تصور کنید که حداقل چهارصد نفر عوامل داشته باشد چه مجموعه ای می شود؟ یعنی شما چهارصد نفر را دارید نان می دهید رزق چهارصد نفر دست تو است شما چهارصد نفر را در ماه باید غذا و حقوق شان را بدهی. شخصیت یک شخصیت بین المللی است این شخصیت: «كانت تدعى في الجاهلية الطاهرة»، خیلی عظمت دارد.
مجری:
معمولاً آدم ها تا به یک مال، منال، منصب و قدرت و ... می رسند الان می بینیم در جوامع حتی ایران ما یا خارج از کشور طرف همه چیز را کنار می گذارد ولی با این همه مکنت، قدرت و اموال اما طاهره است.
استاد عباسی:
بله، یعنی معروف بودن به این مسئله که مردم می گویند یک نفر با همه این که بزرگ ترین تاجر است کسی کلامی از ایشان خنده، شوخی خاصی، حرفی یا رؤیت ایشان و این ها ندیده است.
در بعضی از عبارات دیدم وقتی وارد انبار تجاری ایشان می شدی نگاه می کردی همه قسمت ها کالا می چیدند وسط یک راه رویی برای دسترسی به کالاها وسط شما می ایستادی آخر را نگاه می کرد آخر انبار پیدا نبود. این شوخی نیست در اعضای اجتماعی داخل در شهر می بینید بزرگ ترین خانه مکه علی الإطلاق به طوری که همه مردم مکه در خانه حضرت برای مهمانی جا می شدند یعنی سالی یا ماهی چند بار حضرت سفره پهن می کردند نمی رفتند بگویند فلان و فلانی را دعوت کن در کوچه ها جار می زدند اهالی مکه همه خانه حضرت خدیجه دعوت هستید. وقتی همه سر سفره می نشستند خانه جا داشت مثلاً یک شهری پنج هزار یا ده هزار نفر جمعیت داشته باشد همه جا می شدند پس این یکی از ویژگی های حضرت خدیجه.
مجری:
چون ممکن است برای مخاطب سوال و شبهه بشود این که این مکنت و اموال را حضرت به چه شکل به دست آوردند، آیا در این زمینه در تاریخ چیزی آمده است؟ بعداً که در مورد سن حضرت صحبت می کنیم در چه سنی با پیامبر ازدواج کردند، قاعدتاً آن چیزی که مشهور است چهل می گویند ولی آن چیزی که مد نظر شما است بیست و پنج یا بیست و هشت باید باشد. در این سن و سال این همه دارای آیا چیزی در تاریخ است؟
استاد عباسی:
خانواده، خانواده دارای مکنت بوده ممکن است یک بخشی از این ها ارث بود کما این که در مسئله خواستگاری و ازدواج با آقا رسول الله از بستگان حضرت خدیجه هم مسئله این که مهریه و مخارج را من به عهده می گیرم وجود داشته بخشی از آن ممکن است این باشد و بخشی دیگر هوش وافری که حضرت در به کار گیری افراد مطمئن داشته است.
یعنی افرادی داشت که این افراد می گشتند امین ترین افراد را که بخشی از آشنایی با پیغمبر همین جا اتفاق می افتد. می رفتند بهترین افراد را از نظر کسب و کار انتخاب می کردند. مشخص می کردند الان وقتی من این مال التجاره را دادم با این چه کاری انجام داد؟ چه چیزی خرید و فروش کرد؟ چطور این سود را به دست آورد؟ بر اساس آن برنامه ریزی می کردند و مجموعه تجاری خودشان را گسترش می دادند در واقع صاحب بزرگ ترین بِرند تجاری آن زمان بودند.
کسانی مثل ابو سفیان و ... ثروتمندان قریش هستند ولی ثروت این ها قابل مقایسه با ثروت حضرت خدیجه (سلام الله علیها) نبوده در عین حالی که حضرت خدیجه (سلام الله علیها) به شدت به مسائل اجتماعی، رسیدگی به دیگران و ... اهمیت می دادند یعنی این مجموعه افرادی که با ایشان کار می کردند آن مواردی که نقل شده رسیدگی به این ها از نظر آن زمان خوراک و پوشاک خیلی مهم بود. خوراک و پوشاک این ها را به تمامه تأمین کنند طوری نبود که جمع آوری این ثروت بر اساس خرج نکردن به دست آمده باشد، نه خرج های بسیار وسیع و گسترده ای انجام می دادند و عدم دلبستگی شان را به این مال در قصه ازدواج با پیغمبر نشان دادند که جای خودش عرض خواهم کرد.
مجری:
ان شاء الله، خیلی متشکرم واقعاً فرصتی که ما امشب، شب وفات رحلت حضرت ام المؤمنین خدیجه کبری (سلام الله علیها) است به بخشی از جایگاه، مقام و منزلت ایشان برسیم آگاهی و معرفت پیدا کنیم ان شاء الله به واسطه همین برنامه های که تقدیم حضور شما می شود. امشب، شبی است که بی بی جان ما حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) مادر گرانقدرشان را از دست می دهند آن هم در سن و سال کودکی که به محضر ایشان هم تسلیت و تعزیت می گوییم.
(میان برنامه)
مجری:
...ما الحمد لله توفیق پیدا کردیم مشرف شدیم قبرستان ابو طالب آن منطقه ای که در مکه معروف است آن جا بروید زیارت کنید هر چند که آن درها را بستند و اجازه ورود به محدوده را نمی دهند اما از پشت نرده ها و درب ها مردم عقده های دل شان را خالی می کنند و اشک می ریزند. آن جا هم مزار مطهر حضرت ابو طالب (سلام الله علیه) پدر نازنین امیر المؤمنین (صلوات الله علیه) و هم حضرت خدیجه کبری (سلام الله علیها) و بخشی از صحابه جلیل القدر و یاران پیامبر آن جا مدفون هستند که ان شاءالله قسمت و روزی شما هم بشود.
برنامه ام المؤمنین اسمی با مسما، اسمی که شخصیتی جز حضرت خدیجه به جرأت شاید گفت که نمی تواند چنین نامی و چنین لقبی و چنین جایگاه، مقام و منزلتی داشته باشد بر روی برنامه ما هست و حاج آقای عباسی عزیز مهمان ما هستند از نسب حضرت خدیجه کبری (سلام الله علیها) و القاب ایشان می فرمودید این بحث تکمیل شد یا ادامه دارد؟
استاد عباسی:
ادامه دارد خدمت تان عرض می کنم. یکی دیگر از القاب حضرت خدیجه (سلام الله علیها) سرور زنان یا سیدة النسوان است.
مجری:
یعنی این القاب را همان موقع به ایشان می دادند؟
استاد عباسی:
این لقب مال بعد از اسلام است
مجری:
طاهره مال قبل از اسلام است؟
استاد عباسی:
بله، «یسمیٰ فی الجاهلیة بالطاهرة» اما سرور زنان یکی از القابی است که یکی از شخصیت های که این لقب را برای حضرت استفاده کردند حضرت امیر المؤمنین (صلوات الله وسلامه علیه) هستند. در سوگ حضرت خدیجه (سلام الله علیها) اگر نگاه مان به مولای مان امیر المؤمنین باشد مقدار حزن مان این شب ها از این مشخص می شود چون حق مادری بر گردن امیر المؤمنین دارند. امیر المؤمنین در رابطه با ایشان فرمودند
أَ عَيْنَيَّ جُودَا بَارَكَ اللَّهُ فِيكُمَا * عَلَى هَالِكَيْنِ لَا تَرَى لَهُمَا مِثْلا
ای دو چشمانم اشک بریزید خدا آن را در مورد شما مبارک کند در مورد رحلت حضرت ابو طالب و حضرت خدیجه که این ها «...نعلین هَالِكَيْنِ لَا تَرَى لَهُمَا مِثْلا» که مثل این ها در عالم وجود ندارد. در یک سال هر دو از دنیا رفتند تعبیر این که در دهه ماه مبارک رمضان حضرت خدیجه از دنیا رفتند یک قول در مورد حضرت ابو طالب است که هفتم، هشتم ماه رمضان است اگر این قول را بگیریم با فاصله دو، سه روز از دنیا رفتند. اگر این قول 27 رجب قبل را بگیریم دو ماه قبل است و اگر 27 رجب بعد بگیریم که احتمالاً قبل باشد یا همین ماه رمضان چون این هم قول قوی است که حضرت ابو طالب در ماه رمضان از دنیا رفتند. در بیت دوم فرمودند
عَلَى سَيِّدِ الْبَطْحَاءِ وَ ابْنِ رَئِيسِهَا * وَ سَيِّدَةِ النِّسْوَانِ أَوَّلِ مَنْ صَلَّى
بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج35، ص143
درباره رحلت جانسوز حضرت ابو طالب و فرزند رئیس مکه بگریید و بگریید بر سَيِّدَةِ النِّسْوَانِ أَوَّلِ مَنْ صَلَّى و بر سرور همه زن ها اولین بانویی است که در کنار پیغمبر نماز خواند بر او بگریید که این را علامه مجلسی، در بحار، جلد 35، صفحه 143 نقل کردند. در لحظات آخر عمر حضرت خدیجه باز اسماء نسبت به حضرت ظاهراً معلوم می شود در زمان حیات حضرت این لقب، در بین مسلمان ها لقب معروفی بود که:
«أَ تَبْكِينَ وَ أَنْتِ سَيِّدَةُ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ وَ أَنْتِ زَوْجَةُ النَّبِيِّ صلی الله علیه وآله»
بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج43، ص138
خطاب به حضرت خدیجه گفت داری گریه می کنی در حالی که تو «سَيِّدَةُ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ» هستی و تو زوجه پیامبر هستی این هم در بحار، جلد 43، صفحه 138 آمده است.
اما لقب دیگر که لقب مهمی است لقب صدیقه است که این لقب را خود پیامبر نسبت به حضرت خدیجه (سلام الله علیها) استفاده کردند شما می خواهید یک دوستی را به یک دوستی معرفی کنید مقداری نگاه می کنید می بینید طرف را می خواهید معرفی کنید چه کسی است، یک شخصیت بسیار بزرگی باشد شما باید مقداری محترمانه تر و دقیق تر معرفی کنید.
در رابطه با حضرت خدیجه وقتی پیامبر می خواهند حضرت را به جبرائیل معرفی کنند. جبرائیل نزد پیامبر آمده است:
«نزل جبريل على رسول الله ( صلى الله عليه وسلم ) بما أرسل به وجلس يحدث رسول الله ( صلى الله عليه وسلم ) إذ مرت خديجة بنت خويلد»
نشسته بودند با هم گفتگو می کردند حضرت خدیجه گذر کردند یا حضور پیدا کردند.
«فقال جبريل من هذه يا محمد؟»
حضرت جبرئیل می داند چه کسی است؟ این قرار است بماند «مَنْ هذه» این شخص چه کسی است؟ پیام دارد حضرت فرمودند:
«هذه صديقة أمتي»
تاريخ مدينة دمشق وذكر فضلها وتسمية من حلها من الأماثل؛ اسم المؤلف: أبي القاسم علي بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله الشافعي الوفاة: 571، دار النشر: دار الفكر - بيروت - 1995، تحقيق: محب الدين أبي سعيد عمر بن غرامة العمري، ج 70، ص 118
ایشان صدیقه امت من است جالب است در منابع اهل سنت آمده است. تاریخ مدینه دمشق، جلد 70، صفحه 118 و هم ابن کثیر دمشقی در البدایة والنهایة، جلد 2، صفحه 62 این لقب را برای حضرت خدیجه (سلام الله علیها) نقل کرده است. جالب است این لقب اگر به قرآن مراجعه کنیم می بینیم درباره یک شخصیت خانمی در قرآن این لقب به کار رفته است. و آن مادر حضرت عیسی، حضرت مریم است که در آیه سوره مائده می فرماید:
(مَا الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيمَ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ وَأُمُّهُ صِدِّيقَةٌ)
مسيح فرزند مريم، فقط فرستاده (خدا) بود؛ پيش از وی نيز، فرستادگان ديگری بودند، مادرش، زن بسيار راستگويی بود.
سوره مائده (5): آیه 75
(وَأُمُّهُ صِدِّيقَةٌ)، و مادر او صدیقه بود که این لقب بسیار با عظمتی برای حضرت خدیجه است اگر برسیم عرض خواهیم کرد در روایات اهل سنت چند زن را زن های برتر عالم دانستند یکی از آن ها مریم بنت عمران و دیگری خدیجه بنت خویلد که این ها جز زنان برتر کل عالم هستند.
مجری:
خیلی متشکرم، یک بار دیگر تأکید می کنم حاج آقای عباسی فرمودند بیان این القاب و این کنیه ها و این نام ها صرف این که بگوییم در تاریخ این اسامی و نام ها بوده نیست قطعاً هدف داریم می خواهیم بگوییم این جایگاه، این مقام و این منزلت است که این القاب داده شده است چه قبل از اسلام در دوران جاهلیت خیلی مهم است. مردم عزیز بیننده های وقتی یک بانویی در دوران جاهلیت که همه در جاهلیت هستند یک بانو معروف به طاهره بشود یک آقایی معروف به امین بشود وجود نازنین پیامبر ما معروف به محمد امین بودند این نشان از این جایگاه، مقام و این منزلت دارد.
حاج آقای عباسی در کنار این مباحثی که مطرح می شود گاهی یک سری شبهاتی در مورد حضرت خدیجه مطرح می شود. این هم همان بحثی است که شما فرمودید مظلومیت حضرت است ما وظیفه داریم در کنار آن مقامات، ویژگی ها و جایگاهی که دارند گاهی از این دست سوالات و شبهات هم پاسخ بدهیم. در خصوص سن مبارک حضرت در زمانی که با پیامبر گرامی اسلام ازدواج کردند نقل های مختلفی ظاهراً در این زمینه است اشاره بفرمایید چند سال شان بود؟
استاد عباسی:
همان طور که فرمودید در این جا نقل هایی وجود دارد آن نقلی متأسفانه رایج شد و افرادی رایج کردند شاید به سهو و به صورت عمومی مطرح شد خیلی با مبانی و واقعیت های تاریخی هم سازگار نیست. یکی از نقل ها نسبت به حضرت خدیجه چهل سالی است که مطرح می کنند برخی قائل هستند که حضرت چهل ساله بود و حضرت رسول بیست و پنج ساله بود که با هم ازدواج کردند. مثلاً آقای ابن سعد در طبقات کبری این مسئله را آورد که:
«كانت جديجة أسن منه بخمسة عشرة سنة»
پانزده سال بزرگ تر از پیامبر بود، سن پیامبر را بیست و پنج بدانیم چهل سال می شود. این در طبقات، جلد 8، صفحه 15 در جایی دیگر
«تزوج رسول الله صلى الله عليه وسلم خديجة وهي ابنة أربعين سنة ورسول الله صلى الله عليه وسلم بن خمس وعشرين سنة وكانت خديجة أسن مني بسنتين ولدت قبل الفيل بخمس عشرة سنة وولدت أنا قبل الفيل بثلاثة عشرة سنة»
الطبقات الكبرى؛ اسم المؤلف: محمد بن سعد بن منيع أبو عبدالله البصري الزهري الوفاة: 230، دار النشر: دار صادر – بيروت، ج8، ص15 و 17
آقای ابن سعد دو، سه تا نقل جدی در این رابطه داریم از ابن سعد در طبقات کبری است.
با توجه به این که بیست و پنج سال رسول خدا با حضرت خدیجه (سلام الله علیها) زندگی کردند، در سن شصت و پنج سالگی هم از دنیا رفتند همان چهل سال می شود یعنی بر اساس نقلی که این جا مسئله دارد. یک اشکال جدی بر این روایت وارد است تنها سندی که این مسئله دارد مال حکیم ابن حزام است. یعنی هیچ سند دیگری ندارد
«كان الإسناد الوحيد ينحصر في حكيم بن حزام إذ يذكر تأريخ وفاتها (عليها السلام)»
فقط و فقط حکیم ابن حزام است که این روایت را نقل کرده است هیچ راوی دیگری ندارد. حکیم ابن حزام عثمانی مسلک بود در بعضی از منابع آوردند که:
«أنه کان عثمانیا متصلبا تلکأ عن علی و لم یشهد شیئا من حروبه»
عثمانی مسلک بود در هیچ یک جنگ های امیر المؤمنین به نفع امیر المؤمنین حاضر نشد شمشیر بزند؛ یعنی با امیر المؤمنین رابطه خوبی نداشت و رابطه منفی داشت. یعنی این ایرادی شخصیتی در وجود او که نسبت به امیر المؤمنین موضع داشته است.
مجری:
و قاعدتاً می شود گفت که نسبت به پیامبر و نسبت به حضرت خدیجه (سلام الله علیها) همچنین بوده است.
استاد عباسی:
دقیقاً و جالب است در عصر پیامبر آن چیزی که در کافی شریف، جلد 5، صفحه 169 دارد که حکیم ابن حزام جزء کسانی بود که به شدت دنبال احتکار اموال بود چیزی که الان هم شاید ما مبتلا به آن باشیم مال التجاره و چیزهایی که مردم به آن محتاج می شدند را ایشان احتکار می کرد تا جایی که آقا رسول الله یکی از روایاتی که در رابطه با احتکار دارند
«يَا حَكِيمَ بْنَ حِزَامٍ إِيَّاكَ أَنْ تَحْتَكِرَ.»
بپرهیز از این که اموالی که مردم به آن احتیاج پیدا می کنند بخواهی احتکار کنی!
الكافي (ط - الإسلامية)، نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج5، ص165
حکیم ابن حزام نزد ما اعتباری ندارد و او را نمی پذیریم. یک نکته ای که نباید از آن غفلت کرد با توجه به این که اشراف، بزرگان و شاهزاده ها همه از حضرت خدیجه خواستگاری می کردند پیشنهاد اموال فراوانی به حضرت می دادند چطور می توانیم این را جمع کنیم با گزینه چهل ساله بودن و مسئله دیگری که در رابطه با ایشان است ایشان دو بار قبلاً ازدواج کرده باشند.
یعنی چرا باید به یک نفری که دو بار قبلاً ازدواج کرده است و سنش هم چهل سال است این قدر خواستگار برایش وجود داشته باشد، این یک. دو: وقتی که از بین این ها یک جوان بیست و پنج ساله ازدواج نکرده را انتخاب می کند چرا باید با او بد اخلاقی و بد رفتاری بکنند نه از جهت این که تو زرنگی کردی محمد امین بیست و پنج ساله را از آنِ خودت کردی. نه از این جهت تو کجا و این جوان کجا؟
در حالی که اگر یک نفری دو بار ازدواج کرده باشد الان هم چهل سالش است خوشا به حالش همه باید احسنت بگویند یک جوان ازدواج نکرده بیست و پنج ساله با این ویژگی ها که امین و چه و چه است تو از آنِ خودت کردی. چرا بیاید با او بد رفتاری، توهین و تحقیر کنند که تو کجا این کجا؟ بله مگر این که یک بانوی بیست و پنج یا بیست و هفت ساله ای بوده باشد که ازدواج هم نکرده است بعد می گویند این طرف یک بانوی ازدواج نکرده و طرف دیگر یک پسر ازدواج نکرده حالا تو پول داری او ندارد تو مکنت اجتماعی داری او ندارد. در حالی که یک اشکال بسیار بزرگ نسبت به این می شود البته مسئله فرزند داشتن ایشان هم باید علی القاعده بر اساس این یک امر خیلی عجیب در آن دوره می بود.
باید نقل می کردند یک بانوی قریشی در نزدیکی شصت سالگی فرزند دار شد، چطور برای همسران بعضی از انبیاء در تاریخ ذکر شد چهل سالگی ازدواج کرد بعد حضرت بیست و پنج سالش بود پانزده سال بعد پنجاه و پنج سالگی حضرت تازه حضرت مبعوث شده است بعد سه بعثت، هجده سال بعد می شود چهل و هجده، پنجاه و هشت سال می شود؛ یعنی حضرت زهرا (سلام الله علیها) باید پنجاه و هشت سالگی مادرش حضرت خدیجه به دنیا آمده باشد. لازم است در تاریخ ثبت بشود یعنی یک جایی گفته باشند یکی از عجائب روزگار است در اهل سنت مقداری عقب آوردند ولادت حضرت زهرا را از بعثت در جاهلیت و قبل از بعثت بردند باز هم خیلی بالای پنجاه می شود پنج، شش سال هم عقب بیاورند باز هم حضرت پنجاه و یکی، دو ساله بود که حضرت فاطمه به دنیا آمد باید یک علامت سوالی در تاریخ به عنوان یک معجزه می گذاشتند.
اما قول دیگر، قول دیگر بیست و پنج ساله بودن حضرت است از علمای اهل سنت کسانی مثل بیهقی بیست و پنج ساله می دانند می گوید:
«بلغت خديجة خمسا وستين سنة ويقال خمسين سنة وهو أصح»
دلائل النبوة؛ اسم المؤلف: للبيهقي الوفاة: 458، دار النشر: ، ج2، ص71
سن حضرت را وقتی روی شصت و پنج سال می آورند، اگر شصت و پنج سال باشد بعضی پنجاه سال گفتند ایشان پنجاه سالش بود که قول صحیح هم همین است اگر این باشد با توجه به زندگی بیست و پنج ساله، حضرت باید بیست و پنج سال شان باشد یعنی پنجاه سالگی از دنیا رفته باشند چون ایشان نقل کرد می گوید هنگام وفات شصت و پنج برخی هم گفتند پنجاه سال که قول صحیح هم ایشان می گوید همین است. اگر پنجاه سال باشد بیست و پنج سال با پیامبر زندگی مشترک داشتند سن شان بیست و پنج سال می شود.
مجری:
بحث ولادت حضرت زهرا منطقی تر و قابل قبول است.
استاد عباسی:
بله، بیهقی در دلائل النبوة، جلد 2، صفحه 71 این را نقل کرده است در جای دیگر آقای حلبی در سیره حلبیه، جلد 1، صفحه 221 آورده است
«وتزوجها رسول الله صلى الله عليه وسلم وهي يومئذ بنت أربعين سنة قال وقيل خمس وأربعين سنة وقيل ثلاثين وقيل ثمان وعشرين أي وقيل خمس وثلاثين وقيل خمس وعشرين»
السيرة الحلبية في سيرة الأمين المأمون؛ اسم المؤلف: علي بن برهان الدين الحلبي الوفاة: 1044، دار النشر: دار المعرفة - بيروت – 1400، ج1، ص229 (براساس نرم افزار الجامع الکبیر)
قولی در این رابطه گفته است بیست و پنج ساله بود که ازدواج کرد. اما قولی که خیلی از محققین و مورخین در رابطه با آن نظر دادند و خیلی ها آن را پذیرفتند حتی بیش از بیست و پنج سال قول بیست و هشت سال است. جالب این که آقای ابن سعد در طبقات الکبری روایت دیگری نقل کرد در این روایت حکیم ابن حزام نیست روایتش هم قوی تر است می گوید:
«كانت خديجة يوم تزوجها رسول الله صلى الله عليه وسلم ابنة ثمان وعشرين سنة»
الطبقات الكبرى؛ اسم المؤلف: محمد بن سعد بن منيع أبو عبدالله البصري الزهري الوفاة: 230، دار النشر: دار صادر – بيروت، ج8، ص 17
ایشان صریح بیست و هشت سال می گوید حساب کتاب هم نمی خواهد از سال وفات کم کنیم.
مجری:
تفاوتش با پیامبر را هم نمی گوید.
استاد عباسی:
بله، صریح می گوید ایشان بیست و هشت سال شان بوده است طبقات کبری، جلد 8، صفحه 17 در کتاب الإمام الحافظ إبن حمّاد دولابی متوفای 310 کتابی دارد به نام الذریة الطاهرة، جلد 1، صفحه 30 می گوید:
«وبلغني أن رسول الله صلى الله عليه وسلم تزوج خديجة على اثنتي عشرة أوقية ذهب وهي يومئذ إبنة ثمان وعشرين سنة»
الذرية الطاهرة النبوية؛ اسم المؤلف: الإمام الحافظ أبو بشر محمد بن أحمد بن حماد الدولابي الوفاة: 310، دار النشر: الدار السلفية - الكويت - 1407، الطبعة: الأولى، تحقيق: سعد المبارك الحسن، ج1، ص30
هم مهریه را آورد دوازده اوقیه طلا بود و هم بیست و هشت سال سن حضرت را ذکر کرده است. باز در کتاب خلاصه سِیر سید البشر آقای طبری متوفای 694، جلد 1، صفحه 38 می گوید:
«وقد بلغ صلى الله عليه وسلم خمسا وعشرين سنة وشهرين وعشرة أيام وهي يومئذ ابنة ثمان وعشرين سنة وروى أنه أصدقها اثنتى عشرة أوقية»
خلاصة سير سيد البشر؛ اسم المؤلف: محب الدين أبي جعفر بن عبد الله بن محمد بن أبي بكر الطبري الوفاة: 694هـ - 1394م، دار النشر: مكتبة نزار مصطفى الباز - مكة المكرمة - السعودية - 1418هـ - 1997م، الطبعة: الأولى، تحقيق: طلال بن جميل الرفاعي، ج1، ص38
حضرت خدیجه خانمی بیست و هشت ساله بود این ها معمولاً مدل بیان شان مثلاً إبنتُ با عنوان این که دختری بیست و هشت ساله بود خیلی از این ها چیزی در رابطه با ازدواج ها نقل نکردند ازدواج ها را در یک فرصت مناسب ان شاء الله به آن خواهیم پرداخت که مسئله ازدواج ها چه بوده است. در کتاب مختصر تاریخ دمشق باز یکی از اقوال از ابن عباس:
«عن ابن عباس قال كانت خديجة يوم تزوجها رسول الله صلى الله عليه وسلم ابنة ثمان وعشرين سنة ومهرها ثنتي عشرة أوقية وكذلك كانت مهور نسائه»
تاريخ مدينة دمشق وذكر فضلها وتسمية من حلها من الأماثل؛ اسم المؤلف: أبي القاسم علي بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله الشافعي الوفاة: 571، دار النشر: دار الفكر - بيروت - 1995، تحقيق: محب الدين أبي سعيد عمر بن غرامة العمري، ج3، ص193
«وروي عن ابن عباس قال: كانت خديجة يوم تزوجها رسول الله صلى الله عليه وسلم ابنة ثمان وعشرين سنة. ومهرها ثنتي عشرة أوقية»
مختصر تاريخ دمشق؛ اسم المؤلف: محمد بن مكرم بن منظور الأفريقي المصري (المتوفى: 711هـ) الوفاة: 711، دار النشر: ، ج1، ص245
نقلی از ابن عباس است مختصر تاریخ دمشق، جلد 1، صفحه 275 دیگرانی هم آوردند ابن عماد حنبلی در شذرات الذهب آورد که:
«وتزوج خديجة وهو ابن خمس وعشرين سنة وهي بنت أربعين على الصحيح فيهما ورجح كثيرون أنها ابنة ثمان وعشرين»
شذرات الذهب في أخبار من ذهب؛ اسم المؤلف: عبد الحي بن أحمد بن محمد العكري الحنبلي الوفاة: 1089هـ، دار النشر: دار بن كثير - دمشق - 1406هـ، الطبعة: ط1، تحقيق: عبد القادر الأرنؤوط، محمود الأرناؤوط، ج1، ص14
«ورجح كثيرون أنها ابنة ثمان وعشرين»، بسیاری این قول را ترجیح دادند که ایشان بیست و هشت ساله بود با پیامبر ازدواج کرد. حاکم نیشابوری هم فقط همین قول را از ابن اسحاق نقل کرده است که:
«وكان لها يوم تزوجها ثمان وعشرون سنة»
المستدرك على الصحيحين؛ اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري الوفاة: 405 هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1411هـ - 1990م، الطبعة: الأولى، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، ج3، ص200
بیست و هشت ساله بود این را حاکم نیشابوری، جلد 3، صفحه 200 نقل کرده است در خیلی از موارد آوردند می خواهم عرض کنم برای این که حقیقت برای مان روشن بشود مقداری فضا سازی ها را باید ببینیم. وقتی که وجود نازنین سید الشهداء در عرصه کربلاء می گوید من کسی هستم که جده ام خدیجه است تو کسی هستی که جدت فلانی است. امام مجتبی در رابطه با حضرت می گویند باید بدانیم با آن فضایی که بنی امیه ده ها سال در بلاد اسلامی حاکم کردند که نمی خواستند هیچ منقبتی باشد. یک مرتبه مادر و جده یزید، معاویه و ... از آن خانم های باشند که اتفاق های بد را در جاهلیت رقم می زدند و از این طرف حضرت خدیجه (سلام الله علیها) «یسمیٰ فی الجاهلیة بالطاهرة» باشد این را هم اهل بیت دائم بگویند یعنی با این مفاخره کنند.
طرف مقابل آرام بنشیند بگوید دو تا جوان خیلی خوب، پاک، پاکیزه و مؤمن در دوران جاهلیت آقا رسول الله و حضرت خدیجه (سلام الله علیها) که نقصی در او وجود نداشت با علاقه و با اصرار حضرت خدیجه با همدیگر ازدواج کردند. این را نباید توقع داشته باشیم که خیلی راحت از کنار این گذشته باشند. خیلی راحت به ما اجازه بدهند بگذاریم همه چیز راحت به دست مردم (مسلمان ها) برسد از همه چیز اطلاع پیدا کنند.
ببینید آن کسانی که در جریان بعثت پیامبر ضربه خوردند از بعثت پیامبر آسیب دیدند بعد آن ها به عنوان منافقین در بین مسلمان ها آمدند همه مکنت، جاه، مقام و جلال شان از دست داده بودند. یکی از افرادی که او را مقصر می دانستند و موفقیت پیغمبر را از چشم او می دیدند چه کسی بود؟ حضرت خدیجه بود. یک ذهنیتی نسبت به بینندگان عزیز ما، ماها و مؤمنین، شیعیان و مسلمان ها داریم و آن این که حضرت خدیجه می گفتند یا رسول الله الان نیاز داری مثلاً پنج تا شتر برای شما این قدر پول برای شما فلان جا خرج کن اشکال ندارد. در حالی که خیلی با این قصه متفاوت است یعنی یک موقع من می گویم آقای اسماعیلی شما هر موقع کار داشتی من در خدمت هستم. یک موقع می گویم از همین الان هر چه دارم و ندارم و بِرند خودم را باز یک موقع می بینیم یک ثروتمندی نصف اموالش را می بخشد به فلان خیریه می دهد اگر خیریه را به نام خودش نزند بگوید اسم من را روی خیریه بگذارید می گوید حداقل به خیریه می دهد.
ولی چند نفر در این عالم پیدا می کنید که یک بِرند مهم و معروفی در تجارت داشته باشند بعد برندشان را کلاً به یکی دیگر ببخشند می گوید پولش را می دهم مثلاً این آقا با چقدر کارش راه می افتد، من پول این قدری می دهم ثروتمند بشود ولی می گویم می شود بِرند تجاریت را واگذار کنی؟ می گوید بِرند را برای چه واگذار کنم؟ کسی نمی آید بِرند را واگذار کند حضرت خدیجه (سلام الله علیها) یک جا کل بِرند و دارایی را به آقا رسول الله واگذار کرده این خیلی متفاوت است.
ببینید حضرت خدیجه نمی خواهد فقط پول دست پیغمبر باشد حضرت خدیجه می خواهد پیامبر، اعتباری پیدا کنند یک شبَ پیامبر نفر اول تجاری کل حجاز و عالم می شود یعنی این قدر از نظر تجاری بالا می آید صاحب یک بِرند و یک شرکت بزرگ تجاری می شود. این برای دشمنان اسلام قابل تحمل نیست خیلی برای مشرکین مکه سخت و سنگین است این که بعد حاضر نیستند در تولد حضرت زهرا بیایند از بهشت برای به دنیا آوردند حضرت زهرا می آیند گفتند ما نمی آییم به خاطر این که زورشان می آمد. این بِرند را یک جا به نام پیامبر زده است می گویند می خواهی پول به او بدهی، بده می خواهی لباس خوب برایش بگیری، بگیر هر چه می خواهد به او بده بِرندت را چرا داری می دهی؟
حضرت خدیجه همچنین کاری انجام داد این مافوق آن چیزی است که ما فکر می کنیم مافوق آن ایمانی است که ما فکر می کنیم. اگر یک نفری از چیزی که دارد بدهد یا ببخشد می گوید این قدر دارم هر چه هم بخواهم ببخشم مشکلی پیش نمی آید. این شخص یک جوری بخشیده باشد که بعد در شعب ابی طالب مثل بقیه یک روز را با نصف خرما سر کند.
یکی از نقل های شاید جدی این باشد که حضرت خدیجه (سلام الله علیها) به خاطر بیماری که در شعب به وجود آمد سه سال شعب از جسم حضرت خدیجه و حضرت ابو طالب چیزی باقی نگذاشت این ها در اوج سختی بودند. شاید اصلاً برای مان قابل فهم نباشد شما دم افطار سه، چهار تا خرما می خورید فقط چاییت را با این خرما می خوری بعد تازه می خواهی افطار کنی. اگر به شما بگویند افطار تمام شد شما چهار تا خرما خوردید می گویی با چهار تا خرما چاییم را خوردم. در شعب ابی طالب به جایی رسید که یک خرما به جایی رسید نیم خرما و بعضی از روزها فقط یک هسته خرما آن قدر در دهان نگه می داشتند تا آب بشود شما حساب کنید هسته خرما را یک ساعت در دهان نگه دارید به این راحتی آب نمی شود شاید خاصیتی هم نداشته باشد فقط صرف این که چیزی در دهان باشد.
مجری:
آن هم سه سال؟
استاد عباسی:
سه سال این اتفاق می افتاد یعنی روز به روز بدتر و بدتر اصل قصه بیماری حضرت خدیجه از این جا حاصل شده است. یک نفری که نفر اول تجاری کل عالم است با بقیه در شعب ابی طالب می رود می گوید هر طور بقیه باشند من هم هستم یعنی یک جوری تمام اموالش را داد خود شعب هم هنوز با اموال حضرت خدیجه اداره می شد. یعنی دو سال اول هنوز اموالی از حضرت ابو طالب و حضرت خدیجه بود که هنوز داشتند با این ها اداره می کردند شعب تحریم بود حضرت ابو طالب با سختی زیادی بیرون می رفتند مثلاً یک بار خرما تهیه می کردند نیمه شب حس می کردند نگهبان های که از دور رصد می کنند خواب هستند از جای دوری شتر را هِی می کردند شتر داخل شعب می آمد چند کیلو خرما را می آورد. خودش می خواست بیاید با شتری که بار دارد نمی آمد دست خالی می آمد می گفت من جزئی از این قبیله هستم می روم شب این جا می خوابم.
ولی آن چیزی که خریده بود از بیراهه و با سختی با هِی کردن شتر به دست مردم می رساند بعد حضرت خدیجه (سلام الله علیها) این طوری پای پیغمبر بود این که پیغمبر تا آخر عمر می گفتند:
«خَدِيجَةُ وَ أَيْنَ مِثْلُ خَدِيجَة»
بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج43، ص131
خدیجه و چه کسی مثل خدیجه است؟ چه کسی مثل خدیجه پیدا می شود؟ یک روزی من را یاری کرد که همه رهایم کرده بودند. یک تفاوت جدی که یک فاصله عجیبی بین حضرت خدیجه (سلام الله علیها) با دیگر زنان پیغمبر ایجاد می کند همین مسئله است اساساً همه زن های دیگر پیغمبر در قدرت پیغمبر بودند پیامبر پادشاه است افتخار است.
کتک خوردن ندارد، آزار و اذیت ندارد و شعب رفتن ندارد حضرت خدیجه یک موقعی به حضرت ایمان آورده که هر روز به حضرت سنگ و چوب می زدند جان خودش و همسرش هر دو در خطر بوده این که حضرت فرمودند مثل خدیجه هیچ کس نیست. نیاورید بگویید چه کسی مثل خدیجه بود؟
مجری:
بعضی ها می گفتند ما هستیم جوان و زیبا
استاد عباسی:
بله، یک خانم مسنی را خدا از تو گرفت این همه جوان، منِ جوان را قسمتت کرد و فلان... حضرت می فرماید خدیجه شخصیتی است که آن موقعی که من هیچ کس را نداشتم پشت و پناه من بود. یعنی شما دارید اموال و بِرندت را وقف کسی می کنید که هر روز و هر لحظه در خطر است هیچ اعتباری نیست آینده چه خواهد شد؟ فاصله خیلی عمیقی است.
در بین زنان پیامبر مثلاً ام سلمه (سلام الله علیها) و بعضی از زنان پیامبر بودند شخصیت های والایی هستند ولی چه ربطی دارد آن کسی که در آن شرایط سخت مکه، در آن سیزده سال در کنار پیغمبر است با کسی که همسر کسی شده است که حکومت و ... دارد زندگی دنیایی آسان تر، راحت تر و بی دغدغه تر دارد این ها در حفظ و امان هستند داخل مدینه هستند.
مجری:
خیلی متشکرم. ما اعتقاد داریم دقایقی که از این بانوی بزرگوار می گوییم خدا برای ما از بهترین عبادتش بنویسد چرا که این بانو محبوب دل خدا، محبوب دل پیامبر، محبوب دل ائمه معصومین (علیهم السلام) و محبوب دل حضرت زهرا بود. می گویند هر کسی را می خواهید قسم بدهید یا می خواهید به او یک چیزی بگویید می گوید تو را به مادرت، تصور کنید ماها چقدر نسبت به مادرهای مان عشق، ارادت و محبت داریم. اولاً این شخصیتی مثل حضرت زهرا است و در مقابل مادری مثل حضرت خدیجه کبری (سلام الله علیها) که خدا را قسم می دهیم به حق حضرت زهرا و حضرت زهرا را به حق مادرشان قسم می دهیم هر عزیز بیننده ای، هر بزرگواری که الان پای تلویزیون و این شبکه نشسته گرفتاری و مشکل و مریضی دارد، گرهی به زندگیش افتاده صاحب فرزند نمی شود، حاجت دارد ان شاءالله به حق حضرت خدیجه کبری حاجت روا بشود.
(میان برنامه)
مجری:
صلی الله علیک یا خدیجة الکبری، ان شاء الله امشب که عزادار مادرمان حضرت خدیجه کبری (سلام الله علیها) هستیم، خدا به ما عنایتی ویژه کند تقریباً می شود گفت یک سوم ماه رمضان را سپری کردیم دو سوم از این ماه باقی مانده است. ما که جایگاه و آبرویی به درگاه خدا نداریم مگر به آبروی آبرومندان درگاهش که یکی از آن ها الحق و الانصاف حضرت خدیجه کبری (سلام الله علیها) است ان شاء الله خدا به ما عنایت، لطف و مرحمت می کند مادر در حق مان دعا می کند.
مادر مگر می شود فرزندانش را فراموش کند و هر کسی که این عشق، ارادت و محبت را دارد ان شاء الله مورد لطف حضرت زهرای مرضیه (سلام الله علیها) و حضرت مادرشان خدیجه کبری (سلام الله علیها) قرار بگیرد.
جناب استاد یکی از ویژگی های خاص و منحصر بفرد و بی همتای حضرت خدیجه این که مادر حضرت زهرا است و قاعدتاً این بانویی که بهشتی است و بانویی است که جایگاه، مقام و منزلت دارد. مادر همه ائمه است در مورد حضرت زهرا همه دوستان می دانند چه جایگاه، مقام و منزلتی دارد، باید در رحمی پرورش بیابد که پاک، پاکیزه، مطهر و لیاقت را داشته باشد. این هم از آن ویژگی ها است که باید از آن صحبت کنیم و از آن نگذریم.
استاد عباسی:
بله اشاره بسیار خوبی فرمودید از جهت پیامبر، خدا چه مقدماتی را مهیا می کند وقتی قرار است حضرت زهرا (سلام الله علیها) به دنیا بیاید؟ روایات فراوان است هم در منابع شیعه و هم در منابع اهل سنت به یکی اشاره می کنم بعضی از همسران پیامبر به پیامبر گفتند:
«مَا لَكَ تُحِبُّ فَاطِمَةَ حُبّاً مَا [لَا] تُحِبُّهُ أَحَداً مِنْ أَهْلِ بَيْتِك»
چرا این قدر فاطمه را یک طوری دوست داری که هیچ یک از اهل بیتت را دوست نداری؟ حضرت شروع کردند ماجرا را توضیح دادن که:
«قَالَ إِنَّهُ لَمَّا أُسْرِيَ بِي إِلَى السَّمَاءِ انْتَهَى بِي جَبْرَئِيلُ [ع] إِلَى شَجَرَةِ طُوبَى»
شجره طوبی، شجره طوبی یک جلسه توضیح دارد اصلِ اصل درخت در بهشت، شجره طوبی است از همه جای بهشت دیده می شود. شاخه های او تا کجا است و ویژگی های خیلی عجیب و غریبی دارد ویژگی مهم شجره طوبی این است که خدای متعال در روایت دارد که:
«غرس الله تبارک و تعالی بیده»
درخت های دیگر را داده به جبرئیل کاشته، میکائل کاشته، اسرافیل و به ملک های دیگر داده کاشتند شجره طوبی را خدای متعال کاشته است. خدای که الیعاذ بالله جسم ندارد که با دست خود بخواهد بکارد با آن عظمت ربوبی می خواهد عظمت درخت را بگوید می گوید: «غرس الله تبارک و تعالی بیده» می گوید جبرئیل دست من را گرفت کنار درخت طوبی برد از میوه درخت طوبی خودش چید
«فَعَمَدَ إِلَى ثَمَرَةٍ مِنْ أَثْمَارِ طُوبَى فَفَرَكَهُ بَيْنَ إِصْبَعَيْهِ [إِصْبَعِهِ] ثُمَّ أَطْعَمَنِيهِ»
با دست خودش پوست این میوه را کند گفت میوه را بخور بعد می گوید:
«ثُمَّ مَسَحَ يَدَهُ بَيْنَ كَتِفَيَّ»
با دستش بین دو کتف (کمر) من مسح کرد
«ثُمَّ قَالَ يَا مُحَمَّدُ إِنَّ اللَّهَ [تَبَارَكَ وَ] تَعَالَى يُبَشِّرُكَ بِفَاطِمَةَ مِنْ خَدِيجَةَ بِنْتِ خُوَيْلِدٍ»
بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج8، ص151
پیغمبر باید این جا آماده بشود یعنی نطفه وجودی هستی زهرای مرضیه (سلام الله علیها) باید در بهشت از درخت طوبی به دست جبرائیل، پیامبر این آمادگی را پیدا کند چون از جانب خدای متعال امر شد پیامبر از خدیجه فاصله بگیر. حضرت رسول از خدیجه می خواستند فاصله بگیرند منتها خدای متعال (به تعبیر عامیانه) حواسش به این قصه است.
حضرت خدیجه نگوید این فاصله ای که دارد می گیرد می گوید سی، چهل روز کسی را نمی خواهم ببینم نکند من کاری کردم با من مسئله و مشکلی دارد؟ گفتند به خدیجه بگو مشکل از جانب شما نیست این امر، امر الهی است. در بعضی از روایات کلمه عشق آمده است حضرت فرمودند خدا را شکر می کنم از جز موارد شکر حضرت بود
«قال رسول الله صلى الله عليه وسلم الحمد لله الذي أطعمني الخمير وألبسني الحرير وزوجني خديجة وكنت لها عاشقا»
المستدرك على الصحيحين؛ اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري الوفاة: 405 هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1411هـ - 1990م، الطبعة: الأولى، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، ج3، ص4838
خدا را شکر می کنم به من نان داد نان یک طعام سالم و گوارا با حریر مرا پوشاند یعنی با لباس نه این که مقصود حتماً حریر باشد و خدیجه را به عقد من در آورد «وکنتُ لَها عاشقا» در حالی که طوری محبت در دل من افتاد که من عاشق حضرت خدیجه بودم. ان شاء الله به حق حضرت خدیجه کبری (سلام الله علیها) واقعاً زندگی شان، زندگی الگوی عاشقانه است.
ان شاء الله خدای متعال نظر بکند جوان های ما آن های که مقدمات ازدواج شان فراهم نشده است به حق حضرت خدیجه کبری در همین ماه مبارک مقدمات ازدواج شان فراهم بشود و ان شاء الله زندگی داشته باشند این گونه که پیغمبر می گوید: «وکنتُ لَها عاشقا»
مجری:
یک پیام دیگر از این جمله می گیریم این که بعضی ها فکر می کنند فقط این محبت یک طرفه و از سمت خدیجه بوده این عشق دو طرفه بود یعنی پیامبر هم عاشق خدیجه بوده است.
استاد عباسی:
بله این قدر علاقه به حضرت خدیجه است هر زمانی پیغمبر گوسفندی ذبح می کردند بخشی از بهترین گوشت های این گوسفند را برای رفقای حضرت خدیجه می فرستادند. ده سال گذشته است در مدینه بهترین آدم باشد پنج سال، ده سالی است همسرت از دنیا رفته است حضرت رسول حرمت قائل بودند نام حضرت خدیجه می آمد اشک در چشم های پیغمبر جمع می شد. شما پیغمبر هستید این همه در رکاب شما شهید می شوند این که می فرمایید تصوری که یا یک طرفه باشد مثلاً بگوییم حضرت خدیجه پیغمبر را دوست داشت یا نه پیغمبر احساس، عاطفه و محبت زیادی نداشته باشند در حالی که پیامبر سراسر عاطفه و محبت است. روایتی که آقا رسول فرمودند گفت:
«يُبَشِّرُكَ بِفَاطِمَةَ مِنْ خَدِيجَةَ بِنْتِ خُوَيْلِدٍ فَلَمَّا أَنْ هَبَطْتُ إِلَى الْأَرْضِ»
نام كتاب: تفسير فرات الكوفي؛ نويسنده: كوفى، فرات بن ابراهيم (تاريخ وفات مؤلف: 307 ق)، محقق / مصحح: كاظم، محمد، ناشر: مؤسسة الطبع و النشر في وزارة الإرشاد الإسلامي، تهران: 1410 ق، ص 211
می گوید پیش حضرت خدیجه (سلام الله علیها) رفتم بعد می گوید وجود نازنین حضرت زهرا (سلام الله علیها) با توجه به آن میوه بهشتی که من بوی بهشت را استشمام می کنم و اشتیاق از بهشت دارم. اگر پیغمبر باید چهل روز فاصله بگیرد، دعا کند و ذکر بگوید به عالم بالا (معراج) برود از میوه درخت طوبی بخورد طرف مقابل چه ویژگی باید داشته باشد؟ شما فکر کنید یک سمت بهترین اتفاقات و بهترین مقدمات فراهم بشود، می شود طرف مقابل معمولی باشد و این اتفاق بیافتد؟ این نشدنی است لذا این قدر این بانو ویژگی خاص دارد و این قدر این بانو والا مقام است این آمادگی را دارد که ظرف وجودی شود برای وجود نازنین حضرت زهرا (سلام الله علیها) این در تفسیر فرات کوفی، صفحه 211 از منابع شیعه باز در بحار الأنوار در چگونگی تولد حضرت زهرا (سلام الله علیها) روایت، روایت خیلی مفصلی است حتی حضرت وقتی چهل روز برای عبادت، شب زنده داری و ... فاصله می گیرند.
عمار خدمت آقا رسول الله رسید پیامبر توسط عمار برای خدیجه پیغام می فرستد می گوید ای خدیجه خیال نکن دلیل دوری من از تو به سبب غضبی است که می خواهم نسبت به شما داشته باشم بلکه خدای متعال این دوری را امر فرموده است و من برای امتثال فرمان او چنین می کنم و تو جز خیر در این مورد هیچ اندیشه دیگری نداشته باش که خدای متعال در هر روز چند بار به سبب تو به ملائکه مباهات می کند.
یک جای مباهات خیلی جدی از جانب خدای متعال در رابطه با امیر المؤمنین در جریان لیلة المبیت دیدم ماجرایش ماجرای مفصلی است که به جبرائیل و میکائل گفت کدام تان حاضر هستید که عمر یکی تان کم بشود و عمر دیگر طولانی بشود؟ هیچ کدام قبول نکردند، خدای متعال امر کرد پایین بروید ببینید کنار بستر پیغمبر، علی ابن ابی طالب جانش را دارد فدای برادرش پیغمبر می کند. وقتی آمدند دیدند بیرون شمشیرها و داخل امیر المؤمنین در بستر خوابیده است منتظر این شمشیرها و کشتن شدن است این جا یک عبارتی می آورند در تفسیر ثعلبی از اهل سنت این عبارت آمده است می گوید جبرئیل به شانه امیر المؤمنین زد گفت یا علی خدای متعال در عالم بالا به تو به ملائکه دارد مباهات می کند.
به ملائکه می گوید نگاه کنید ببینید علی ابن ابی طالب جوان است ولی جان خودش را دارد فدای پیغمبر می کند یعنی خدا در عالم بالا مجلس فضیلت راه انداخته است ملائکه را جمع کرد می گوید بیایید نگاه کنید آن جا یک مباهات است این جا هم یک مباهات است. یعنی خدای متعال می گوید یک نفر این گونه از همه ثروت، مکنت و آبروی خود بگذرد خدیجه کبری آبروی خود را خرج پیغمبر کرد و در اختیار پیغمبر قرار داده است ایشان به یک جایی می رسد وقتی قرار است فرزند را به دنیا بیاورد یک نفر از زنان مکه به کمک نمی آیند این خدیجه ای که در رابطه با خانه او در مکه در دوران جاهلیت داشت خانه حضرت بزرگ ترین خانه مکه بود و همه اهل مکه در خانه حضرت جا می شدند. حضرت هر وقت سفره می انداختند همه می آمدند کسی که این طوری همه اطرافش بودند چه می شود می خواهد فرزند به دنیا بیاورد هیچ کس سراغ حضرت نمی آید؟ یک نفر حاضر نیست در خانه حضرت پا بگذارد.
ایشان آبرویش را داده فقط پولش را نداده می گوید خدای متعال در هر روز چند بار به سبب تو بر ملائکه مباهات می کند پیغامی که فرستاد بعد گفت هنگام شب پشت در را محکم کن با آسودگی بخواب بدان که من در این ایام در منزل مادرم فاطمه بنت اسد که مادر امیر المؤمنین است یعنی در منزل عمویم هستم خدیجه در این دوران چندین بار محزون شدند تا این که از جانب خدای متعال امر آمد بعد از چهل روز الان وقت این است که شما نزدیک خدیجه بروید تحفه ای برای او ببرید و مقدمات میلاد حضرت زهرا (سلام الله علیها) بشوید.
مجری:
خیلی عالی، همین است که یکی از مؤلفه ها، ویژگی ها و خصوصیتی که حضرت خدیجه کبری (سلام الله علیها) داشتند اگر بخواهیم مقام و منزلت را بسنجیم قاعدتاً مقام حضرت زهرای مرضیه (سلام الله علیها) از حضرت خدیجه بالاتر است شکی در آن نیست. اما همین که ایشان فرزند این مادر است خودش جایگاه، مقام و منزلتی دارد. سوال آیا فرزندان دیگری هم از حضرت خدیجه (سلام الله علیها) به دنیا آمدند یا فقط حضرت زهرا (سلام الله علیها) بودند؟ چون فکر می کنم این هم یکی از مباحثی است که زیاد سوال می کنند.
استاد عباسی:
نسبت به این که حضرت ازدواج کرده باشند یا ازدواج نکرده باشند یک ادله ای دارد عرض می کنیم ما معتقد هستیم حضرت ازدواج نکردند. آن چیزی که در رابطه با ازدواج ایشان نقل می کنند می گویند دوبار ازدواج کرده بود آن دو نفر عتیق ابن عازم ابن عبد الله مخذومی و ابو هاله تمیمی بود. ابن اسحاق در جلد 5، صفحه 229 آورده است که قبل از رسول خدا حضرت ازدواج کرده باشند.
اما در بسیاری از منابع اهل سنت هم بحث دختر بودن و باکره بودن حضرت خدیجه (سلام الله علیها) قبل از ازدواج با پیامبر مطرح شد مثلاً ابو نعیم اصفهانی در دلائل النبوة، جلد 1، صفحه 178 می گوید:
«وكانت خديجة امرأة باكرة ذات شرف ومال كثير وتجارة تبعث بها إلى الشام فتكون عيرها كعامة عير قريش»
كتاب دلائل النبوة؛ اسم المؤلف: إسماعيل بن محمد بن الفضل التيمي الأصبهاني الوفاة: 535، دار النشر: دار طيبة - الرياض - 1409، الطبعة: الأولى، تحقيق: محمد محمد الحداد، ج1، ص178
کاروانی که می فرستاد به اندازه کل قریش بود یعنی کاروان ها کوچک از جاهای دیگر قریش بودند یک کاروان هم کاروان حضرت خدیجه، کاروان حضرت خدیجه به اندازه کل آن کاروان ها بود وقتی که می فرستادند. با تصریح نسبت به این که حضرت ازدواج نکرده بودند باز سبط ابن جوزی به نقل از واقدی در تذکرة الخواص، صفحه 271 نوشته است.
«قال الواقدي: وکانت خدیجة وهي بکر»
تذکرة الخواصّ؛ سبط ابن جوزی، شمس الدین یوسف بن قزاوغلی، ص 271
ازدواج نکرده بودند. در بین علمای شیعه خیلی ها این مسئله را تصریح کردند یک عده عقیده شان بود ولی تصریح به این مسئله نداشتند که حضرت جز با رسول خدا ازدواج نکرده باشند.
البته ازدواج کردن ایشان منقصت برای حضرت خدیجه یا پیامبر نیست که اگر قبل ازدواج کرده باشد می خواهیم بگوییم یک وقتی می بینیم یک نفر را یک دفعه از سن بیست و هفت یا بیست و هشت سالگی تلاش می کنند سنش را هشت، نُه ساله نشان بدهند عروسک بازی می کرد این قدر سن کم داشت که باز به پیامبر ما اشکال بگیرند با یک بچه در این سن ازدواج کرده است.
بعد یک نفر این قدر اصرار می کنند که الا و لابد این است که سن بالا است ازدواج های اتفاق افتاده است این تخریب باید برای ما واضح و روشن بشود، ما قصه را الان که هستیم طبیعی است در تاریخ چه مرضی داریم برویم یک چیزی را وارونه نشان بدهیم؟ ولی در آن دوره واقعاً این ها مهم بوده یعنی وقتی کار به مفاخره امام مجتبی و مفاخره امام حسین (علیه السلام) بیان متعدد و مکرر این قضیه افتخار به حضرت خدیجه یعنی این که الان وسط جنگ قرار گرفته است.
یعنی روشن شدن بطلان طرف مقابل به همین است، یک ظرف وجودی که نا پاک، نا شایست و نا جور باشد نمی تواند یک ثمره ای بدهد که این ثمره خیلی صحیح، سالم و درست باشد. حتماً یک کسی مثل یزید، عمر سعد و ... باید از یک جایی آمده باشند که آن جا متناسب با همین رفتار و سکنات آن ها است.
جناب ابو القاسم کوفی در کتاب الإستغاثة، صفحه 115
«وان خديجة لم تتزوج بغير رسول الله (صلی الله علیه واله وسلم)»
كتاب الاستغاثة؛ الكوفي، أبو القاسم علي بن أحمد بن موسي ابن الإمام الجواد محمد بن علي (المتوفی352هـ)، ج1، ص70، طبق برنامج مكتبة اهل البيت عليهم السلام.
آقای خصیبی در هدایة الکبری این مطلب را آورده است
«وَ لَا مَلَكَ خَدِيجةَ أَحَدٌ غَيْرُ رَسُولِ اللَّه وَ لَا مَلَكَ زَوْجَةً غَيْرَهَا حَتَّى تُوُفِّيَتْ»
الهداية الكبرى؛ نويسنده: خصيبى، حسين بن حمدان، (تاريخ وفات مؤلف: 334 ق)، محقق / مصحح: ندارد، ناشر: البلاغ، مكان چاپ: بيروت1419 ق، ص40
نه حضرت خدیجه با کسی دیگر ازدواج کرد نه پیغمبر تا حضرت خدیجه زنده بودند با همسر دیگری ازدواج کرد. و دیگرانی مثل ابن شهر آشوب در مناقب آل ابی طالب، جلد 1، صفحه 159 آورده است
«أَنَّ النَّبِيَّ (صلی الله علیه واله وسلم) تَزَوَّجَ بِهَا وَ كَانَتْ عَذْرَاء»
مناقب آل أبي طالب عليهم السلام( لابن شهرآشوب)؛ نويسنده: ابن شهر آشوب مازندرانى، محمد بن على (وفات مؤلف: 588 ق)، محقق / مصحح: ندارد، ناشر: علامه، قم 1379 ق، ج1، ص159
ازدواج نکرد و دوشیزه بود این را مفصل آوردند فرزندانی که برای ایشان نقل می کنند می گویند رقیه، ام کلثوم و اسامی مختلفی که می آورند حضرت خدیجه (سلام الله علیها) خواهری به نام هاله داشتند فرزندان ایشان را حضرت خدیجه نگهداری می کرد چون متمکن قریش بودند یک این که فرزندان ایشان در خانه حضرت بزرگ شدند مصطلح بود وقتی فقیری در خانه ای بزرگ می شد به عنوان مادر و فرزند این شخص یک جورهایی فرزند خوانده قبول می کردند
از فقرای دیگر باز همین طور یعنی در خانه حضرت عرض کردیم سیصد، چهارصد نفر خدم و حشم و کارگر حضرت بودند یک افراد این مدلی هم در خانه حضرت خدیجه بودند. کما این که می گویند گنبد خاصی با حریر بر فراز خانه درست کرده بودند حالت نور خاصی برایش درست کردند مثلاً نور سبز رنگ مثل گنبد امامزاده های فعلی که از بیرون شهر افراد می آمدند مستقیم به خانه حضرت خدیجه (سلام الله علیها) می آمدند پذیرایی می شدند و اسکان داده می شدند. افراد غریبی که راه گم کردند یا مسافر هستند دیر وقت رسیدند به خانه حضرت می آمدند.
لذا فرزندان دیگر بود در خانه حضرت خدیجه بزرگ شدند بعد هم پیامبر آمدند تکفل ازدواج و ... این ها به نام حضرت خدیجه (سلام الله علیها) و پیامبر مرسوم شدند که این ها از همسران دیگر حضرت باشد. بله البته در رابطه با خود پیامبر نقل های وجود دارد خیلی نیاز به دقت و بررسی دارد. نقل های وجود دارد تا شش فرزند از حضرت خدیجه داشتند هر کدام شان خیلی زودتر از دنیا رفتند برخی شان به عقد برخی از افراد در آمدند آن ها فرزندان پیامبر را کشتند بر اساس رسوم زشت جاهلی آن ها را کتک می زدند آن ها از دنیا رفتند. ولی فرزندی که باقی مانده باشد و انتساب او به پیغمبر قطعی باشد حضرت زهرا (سلام الله علیها) است.
مجری:
ممنونم از شما جناب استاد عباسی استفاده کردیم خداوند به شما عزت بدهد، سلامتی و عاقبت بخیری بدهد. شام جمعه است و شب رحلت حضرت مادر متعلق به وجود نازنین مولایمان امام زمان (ارواحنا له الفداء) با تمام وجودمان برای ظهور و فرج ایشان دعا می کنیم «اَللّهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّکَ الْفَرَجَ» خدا نگهدار!