ام المومنین - ویژه برنامه وفات حضرت خدیجه سلام الله علیها
قسمت دوم ویزه برنامه ام المومنین با کارشناسی حجت الاسلام و المسلمین عباسی
دیگر قسمت ها
عنوان برنامه: ام المومنین - ویژه برنامه وفات حضرت خدیجه سلام الله علیها
تاريخ: 12 01 1402
استاد: حجت الاسلام والمسلمین آقای عباسی
مجری: آقای علی اسماعیلی
مباحث مطرح شده در این برنامه:
وفات؛ حضرت خدیجه (سلام الله علیها)؛ اراده الهی؛رسالت؛ بیعت؛ نورچشمی پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم)؛ فضائل حضرت خدیجه (سلام الله علیها)؛ حسادت عایشه!
مجری:
شکر خدا که عبد خدای خدیجه ایم * ما بنده ایم و زیر لوای خدیجه ایم
ما عاقبت بخیر دعای خدیجه ایم * سینه کبودهای عزای خدیجه ایم
از لطف فاطمه است که ما مادری شدیم * با یک دعای نیمه شبش کوثری شدیم
وقتی خدیجه مادر ما شیعه ها بود * دیگر چه غم که جای من و تو کجا بود!
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَة وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَأمهَا وَ بَنیها وَ سِرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فِیهَا بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ، اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم السَّلَامُ عَلَى الْمَهْدِيِّ الَّذِي وَعَدَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ الْأُمَمَ، السَّلَامُ عَلَى رَبِيعِ الْأَنَامِ وَ نَضْرَةِ الْأَيَّام، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللَّه
سلام عرض می کنم خدمت شما همراهان شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، به برنامه ام المؤمنین خوش آمدید، در شام رحلت جانگداز حضرت ام المؤمنین، همسر با وفای نبی مکرم و معظم و مادر گرانقدر حضرت زهرای مرضیه (سلام الله علیهم اجمعین) عرض تسلیت و تعزیت خدمت شما ان شاء الله که عزاداری های، حزن، اندوه و لباس مشکی پوشیدن شما در عزای حضرت مادر مورد قبول حضرت حق قرار گرفته باشد ان شاء الله دعای مادر پشت و پناه همه شما باشد.
با افتخار امشب هم خدمت شما هستیم، ویژه برنامه ام المؤمنین را تقدیم شما می کنیم. در خدمت جناب حجة الاسلام و المسلمین حاج آقای عباسی هستیم خدمت شان سلام عرض می کنم عرض تسلیت و تعزیت
استاد عباسی:
سلام علیکم ورحمة الله بنده خدمت بینندگان عزیز و گرامی شبکه جهانی حضرت ولی (ارواحنا له الفداء) عرض سلام و ادب و احترام همین طور عرض تسلیت و تعزیت دارم وفات ام المؤمنین خدیجه کبری (سلام الله علیها) امیدوارم که خدا در عزاداری های ما و بر عزاداری های ما اجری عنایت فرماید اجری که به اولیاء خودش عنایت می کند در این شب ها و روزها و امیدوارم که عزاداری های همه شما بینندگان عزیز مورد قبول و توجه خدای متعال قرار بگیرد.
مجری:
دو تا نکته یادآوری کنم اولاً حاج آقای عباسی کتابی تألیف کردند با عنوان "بانوی سلام" کتاب بسیار ارزشمندی است هر آن چه که در مورد حضرت خدیجه (سلام الله علیها) می خواهید بدانید در این کتاب آمده است نتیجه سال ها تحقیق، پژوهش و کار است الحمد لله کتاب خیلی خوبی است در فضای مجازی می توانید دانلود و خریداری کنید. عزیزانی هم دسترسی داشته باشند نسخه چاپی و کاغذی کتاب را هم می توانند تهیه کنند.
در جلسه گذشته که خدمت حاج آقای عباسی بودیم به چند موضوع پرداختیم این را می گویم برای این که دوستان بعداً می توانند به سایت شبکه مراجعه کنند و مطالبی که در جلسه گذشته عرض کردیم و شاید امشب اولین شبی است که برنامه ها را می بینند خصوص ویژگی های شخصیتی حضرت خدیجه (سلام الله علیها) صحبت کردیم. نام ها، القاب و کنیه های که داشتند حتی در زمان جاهلیت ایشان را به عنوان طاهره نامگذاری کرده بودند بحث کردیم. سن مبارک ایشان موقعی که با حضرت نبی مکرم و معظم ازدواج کردند این که آیا قبلاً ازدواج کرده بودند بعد با پیامبرم ازدواج کردند آیا فرزند داشتند تمام این سوالات و شبهاتی که مطرح بود و در فضای مجازی یا شبکه های دیگر و حتی دشمنان آن های که بغض و کینه اهل بیت را دارند سعی می کنند شبهات و چیزهای تاریخی الکی درست کنند به حضرت خدیجه منتسب کنند تمام این ها را پاسخ دادیم دوستان می توانند مراجعه کنند.
در این جلسه قرار است نگاه دیگری به همین موضوع داشته باشیم و برخی مباحث را حول محور ام المؤمنین حضرت خدیجه کبری (سلام الله علیها) تقدیم حضور شما کنیم. آقای عباسی فکر می کردم دیدم چه ارتباط نزدیکی بین مادر حضرت زهرای مرضیه که حضرت خدیجه (سلام الله علیها) است و مادر امیر المؤمنین در یک مقطعی وجود نازنین پیامبر در خانه فاطمه بنت اسد است.
حضرت فاطمه بنت اسد جایگاه مادر را برای پیامبر دارد و در یک مقطعی دیگر قضیه بر عکس می شود و امیر المؤمنین در خانه پیامبر می آید و حضرت خدیجه کبری (سلام الله علیها) حق مادری به گردن حضرت امیر المؤمنین (صلوات الله علیه) دارد. می خواهم قدری از آن دوران بگویید که مولای ما امیر المؤمنین در خانه پیامبر و در کنار حضرت خدیجه بودند.
استاد عباسی:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ وبه نستعین إنه خیر ناصر ومعین ثم الصلاة والسلام علی سیدنا و نبینا ابا القاسم مصطفی محمد وعلی اهلبیته الطیبین الطاهرین واللعن الدائم علی اعدائهم اجمعین الی قیام یوم الدین.
بله، مقطع بسیار زیبا و مهمی را اشاره فرمودید وجود نازنین امیر المؤمنین در سال های ابتدایی با توجه به این که فرزندان حضرت ابو طالب (علیه السلام) تعدادشان زیاد بود از نظر شاید شرایط مالی مشکلاتی وجود داشت فرزندانی از حضرت در خانه عموها یا عمو زاده ها رفتند چیزی که ظاهر تاریخ بیان می کند.
بر اساس همین وجود نازنین امیر المؤمنین (صلوات الله وسلامه علیه) به منزل پیامبر رفتند. اما واقع قصه چه است؟ واقع قصه آن میزان محبتی است که آقا رسول الله به امیر المؤمنین دارند و اراده الهی مبنی بر این که وصی پیامبر در خانه پیامبر باشد و هم کلام و هم نفس با پیامبر باشد به طوری که آقا امیر المؤمنین در نهج البلاغه می فرمایند در همه لحظات من کنار پیامبر بودم. می شنیدم آن چه پیامبر می شنید. می دیدم آن چه پیامبر می دید حتی بر اساس نقل صحیح لحظه بعثت پیامبر، امیر المؤمنین در کنار پیغمبر بودند چون یک غار حراء است و تنهایی پیغمبر.
قول دیگر در منطقه بطحاء است و در زمانی که امیر المؤمنین و یک شخص دیگری در کنار پیغمبر بودند میان روزی برای استراحت خوابیدند در همان دقایق جبرئیل بر پیغمبر نازل می شود. لذا امیر المؤمنین فرمودند هر چه پیامبر می دید من می دیدم آوردن امیر المؤمنین به خانه چون سال ها حضرت رسول و حضرت خدیجه با هم زندگی می کردند یک طرف مسئله حضرت خدیجه است به اصطلاح امروزی باید ایشان هم رضایت داشته باشند، ببینید اسلام چقدر ظرافت دارد علی رغم این همه شانتاژهایی که علیه اسلام می شود این که حتی اگر پیامبر هم باشی و در جایگاه رفیع و بالای آن چنانی باشی وقتی که می دانی مسئله ای نسبت به دیگران هم تعهد ایجاد می کند.
یک موقع خودم می خواهم تعهدی داشته باشم می گویم این مبلغ را می خواهم از جیبم خرج کنم مثلاً وسیله نقلیه خودم است فلان آقا را می خواهم تا فلان جا برسانم.
اما یک موقعی با خانواده به مسافرت می روید اگر کسی و آشنایی را در مسیر سوار کنید این حقی از حقوق خانواده است این که این توجه را داشته باشیم گاهی اوقات ما داریم برای دیگران یک مسئولیتی ایجاد می کنیم او باید راضی باشد این مسئولیت ایجاد بشود. ولذا روایت دارد که آقا رسول الله به حضرت خدیجه میزان محبت و علاقه شان را به امیر المؤمنین و این که من دوست دارم در خانه ما بیاید و در خانه ما بزرگ بشود شما نظرتان را بفرمایید رضایت دارید یا خیر؟ حضرت خدیجه آن جا عبارت زیبایی دارند آن چه که شما دوست دارید من دوست دارم. آن چیزی که مورد علاقه شما است مورد علاقه من هم است ولذا هیچ مانعی ندارد.
بنده حداقل دقیقاً نمی دانم امیر المؤمنین چقدر زود آمده است شاید بر اساس بعضی روایات حتی در سنین زیر دو سال یعنی خردسال بودند چون در بعضی از روایات دارد آقا رسول الله غذا را حالت لِه کرده و جویده در دهان گذاشتن حتی به این تعبیر هم در بعضی از روایات دارد اگر این روایت صحیح باشد لذا سالیان سال در محضر آقا رسول الله بودند. بعض تهمتی که بعضی از دشمنان اهل بیت (علیهم السلام) به امیر المؤمنین زدند مسئله العیاذ بالله العیاذ بالله
(لَا تَقْرَبُوا الصَّلَاةَ وَأَنْتُمْ سُكَارَى)
در حال مستی به نماز نزديک نشويد
سوره نساء (4): آیه 43
به امیر المؤمنین جسارت کردند یکی از علمای اهل سنت مصر معاصر شیخ جمیل حلیب است کلیپش را قبلاً در برنامه هایمان پخش کردیم ایشان می گوید آدم نادان خطابش البته به ابن تیمیه حرّانی است چون او خیلی این قصه را آورده و پرورش داده است علی ابن ابی طالب العیاذ بالله
«أین یشربون الخمر»
کجا چنین کار انجام داده
«وهو یتربی في بیت الرسول وفي هجر الرسول»
در آغوش پیغمبر رشد پیدا کرد و در خانه پیغمبر بوده کجا چنین چیزی وجود داشت که حضرت بخواهد به سراغ این رفته باشد. لذا ورود به خانه حضرت خدیجه (سلام الله علیها) و آقا رسول الله و نهایت محبت حضرت خدیجه (سلام الله علیها) تا می رسد به جایی که بعد از اسلام وقتی که آقا رسول الله بنا بر قول مشهور در بعث آقا رسول الله حضرت امیر المؤمنین (صلوات الله وسلامه علیه) ده ساله بودند. در آغاز اعلام عمومی رسالت سیزده ساله بودند و بیست و سه ساله بودند پیغمبر به مدینه مهاجرت کردند.
جریان غدیر و اعلام رسمی و عمومی ولایت امیر المؤمنین مال مدینه و پایان هجرت است اما همان طور که بینندگان عزیز ما آن های که با شبکه مأنوس هستند برای شان روشن و واضح شده است که آقا رسول الله از همان ابتدای رسالت وظیفه شان تبلیغ ولایت امیر المؤمنین (صلوات الله وسلامه علیه) هم بود.
مجری:
همان طور که یوم الدار معروف بود
استاد عباسی:
یوم الدار آغاز رسالتی که به خویشاوندان بیان کردند بعد رسالت عمومی مطرح شد در همان بحث
«فأيكم يوازرني على هذا الأمر على أن يكون أخي ووصيي وخليفتي ... إن هذا أخي ووصيتي وخليفتي فيكم فاسمعوا له وأطيعوا»
الكامل في التاريخ؛ اسم المؤلف: أبو الحسن علي بن أبي الكرم محمد بن محمد بن عبد الكريم الشيباني الوفاة: 630هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1415هـ، الطبعة: ط2، تحقيق: عبد الله القاضي، ج1، ص586
مطرح می شود و ولایت امیر المؤمنین در یوم الدار سخنان پیغمبر سه مقطع حساس دارد با توحید و یکتا پرستی آغاز می شود اعلام نوبت خودشان از جانب خدای متعال و بعد هم اعلام ولایت امیر المؤمنین از جانب خدا و شخص رسول گرامی اسلام و مقاطع دیگر هم گفتند ولی به عنوان بیعت پیغمبر از کسی بیعت نگرفتند مخصوصاً در مکه بگویند با حضرت علی (علیه السلام) بیعت کنید. در غدیر و بعد از غدیر بحث
«سَلَّمُوا عَلَيَّ بِإِمْرَةِ الْمُؤْمِنِين»
به عنوان امیر المؤمنین بیایید سلام بدهید و بیعت کنید مطرح است. ولی از آن جایی که این بانو قرار است مزد زحماتش را نسبت به امیر المؤمنین و پیغمبر بگیرند یک مزد دنیای ملموسی وجود داشته باشد عرضه ولایت امیر المؤمنین به صورت خاص بر حضرت خدیجه (سلام الله علیها) توسط پیغمبر اتفاق می افتد و بعد بیعت حضرت خدیجه (سلام الله علیها) به ولایت امیر المؤمنین که ما می توانیم بگوییم اول بیعت کننده به ولایت امیر المؤمنین، حضرت خدیجه (سلام الله علیها) است.
برای حضرت خدیجه (سلام الله علیها) هم افتخار است هم مزدی است برای زحماتی که کشیدند با این که از نظر زمانی و عمر دنیای قرار نیست در غدیر باشند و لبخند دخترشان فاطمه زهرا را ببینند، لبخند امیر المؤمنین و لبخند شوهرشان آقا رسول الله را ببینند اما قبل حضرت رسول اختصاصاً به ایشان ولایت امیر المؤمنین را عرضه می کنند و حضرت بیعت می کنند.
مجری:
خیلی جالب است اول بانویی که رسالت را می پذیرد ایشان است و اول بانویی که امامت و ولایت را می پذیرد یعنی در هر دو مورد ایشان پیشتاز هستند الحمد لله.
استاد عباسی:
و همین طور در کنار این بانو شما از حضرت فاطمه بنت اسد نام بردید که از اولین بانوان ایمان آورده به پیغمبر هستند. خیلی جالب است حضرت ابو طالب (علیه السلام) زمانی که آقا رسول الله به دنیا آمدند، حضرت فاطمه بنت اسد خیلی خوشحالی می کردند که آقا رسول الله به دنیا آمدند تبریک به حضرت آمنه می گفتند. حضرت ابو طالب به حضرت فاطمه بنت اسد بشارت دادند گفتند «إصبری ثلاثین سنة» سی سال صبر کن یک پسری به دنیا می آوری که او وصی این آقایی است که الان به دنیا آمده است. چون حضرت ابو طالب در عصر فطرت آخرین وصی از اوصیاء حضرت ابراهیم بودند امانات پیامبران در دست حضرت ابو طالب بود و به پیغمبر عطاء شد طبق نص روایات است. «إصبری ثلاثین سنة» سی سال صبر کن خدای متعال آقا پسری به شما خواهد داد که وصی این آقا خواهد شد. این مطابق با همان روایتی که آقا رسول الله فرمودند که:
«أَنَا وَ عَلِيٌّ مِنْ شَجَرَةٍ وَاحِدَةٍ وَ سَائِرُ النَّاسِ مِنْ شَجَرةٍ شَتَّى.»
تفسير فرات الكوفي؛ نويسنده: كوفى، فرات بن ابراهيم (تاريخ وفات مؤلف: 307 ق)، محقق / مصحح: كاظم، محمد، ناشر: مؤسسة الطبع و النشر في وزارة الإرشاد الإسلامي، تهران: 1410 ق، ص 161
آن جا حضرت فرمود ما یک نور بودیم نیمی از این نور در صلب حضرت عبد الله من به دنیا آمدم نیمی از این نور در صلب ابو طالب، علی ابن ابی طالب به دنیا آمد و من پیامبر شدم و او وصی شد. تفاوتی که بین این دو است لذا حضرت فاطمه بنت اسد هم یک شخصیت والا مقام و بسیار ویژه و منحصر بفرد در این جهت است.
علامه مجلسی این طور روایت را نقل کرده است روزی حضرت رسول، حضرت خدیجه را صدا زدند خواستند با ایشان صحبت کنند فرمودند که جبرئیل آمده است و می گوید برای اسلام شروطی است اول: اقرار به یگانگی خدا، حضرت خدیجه که قبول دارد دوم: اقرار به رسالت سوم: اقرار به معاد و عمل به اصول و مهمات شرع، چهارم: اطاعت اولی الأمر یعنی علی و ائمه طاهرین از فرزندان او و برائت از دشمنان او.
جالب است در بخش چهارم اطاعت از اولی الأمر هم امیر المؤمنین را معرفی فرمودند و ائمه طاهرین هم فرزندان حضرت را به عنوان ائمه بعد از او معرفی فرمودند و حضرت خدیجه و هم بحث برائت از دشمنان را که تولی و تبری را هر دو آقا رسول الله به حضرت خدیجه (سلام الله علیها) عرضه کردند این که عرض کردیم فضیلت است شما می گویید باید ایمان به ولایت امیر المؤمنین بیاوریم. کسی که هنوز به آن زمان نرسیده است نیاز به بیعت ندارد.
تا آن مقداری که الان از شریعت به او رسید دارد عمل می کند تکلیف شرعی ندارد برای این که بخواهد از آینده بداند که بیعت کند. اما این که پیامبر زودتر دارند با حضرت بیان می کنند و حتی فرزندان امیر المؤمنین، حضرت امیر در زمان حضرت خدیجه در قید حیات بودند ولی هنوز حضرت به سن ازدواج نرسیدند فرزندانی ندارند اما آقا رسول الله دارند فرزندان ایشان را هم ذکر می کنند و می خواهند بیعت بگیرند. این جا آورده که حضرت آمد تصدیق کرد در رابطه با امیر المؤمنین این طور فرمود:
«هوَ مَوْلَاكِ وَ مَوْلَى الْمُؤْمِنِينَ وَ إِمَامُهُمْ بَعْدِي»
مولای تو و مولای همه مؤمنین و امام مؤمنین بعد از من است
«قَالَتْ صَدَقْتَ يَا رَسُولَ اللَّهِ»
شما درست می فرمایید
«قَدْ بَايَعْتُهُ عَلَى مَا قُلْت»
بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج18، ص233
من بیعت می کنم بر همه آن چیزی که شما فرمودید و مطیع امر و مطیع خدای متعال در این موارد هستم. اگر عزیزان خواستند مراجعه کنند بحار الأنوار علامه مجلسی خدا رحمت کند نور به قبر علامه مجلسی ببارد با اثر گران سنگی که بر جای گذاشتند و افتخاری برای شیعه است زحمات و جمع آوری ایشان و زحمات علمای دیگر. بحار الأنور، جلد 18، صفحه 233 این مطلب در رابطه با حضرت خدیجه و اعلام ولایت امیر المؤمنین و برائت از دشمنان امیر المؤمنین و اهل بیت آمده است.
مجری:
خیلی متشکرم واقعاً ذوق می کنیم حال دل مان کلی عوض می شود وقتی که می بینیم بانویی با این جایگاه، مقام و منزلت حتی زمانی که هنوز بحث امامت و ولایت مولی الموحدین امیر المؤمنین (صلوات الله علیه) به صورت عمومی مطرح نشده این را پیامبر عرضه می دارند و این بانو با تمام وجود می پذیرند همان طور که بعثت و نبوت پیامبر را با تمام وجود پذیرفتند ولایت و امامت مولا امیر المؤمنین (صلوات الله علیه) را هم پذیرفتند.
چون امشب از دو شخصیت بزرگ یاد کردیم حضرت ابو طالب و حضرت فاطمه بنت اسد (سلام الله علیهما) این دو بزرگوار همین طور، این بزرگواران هم ولایت، نبوت و بعثت پیامبر را پذیرفتند هرچند که هنوز آن جایگاه، مقام و منزلت به ظاهر به پیامبر داده نشده بود و اعلام عمومی نشده بود همه این ها حکایت از این دارد وقتی برای ائمه معصومین (علیهم السلام) زیارتنامه می خوانیم فراز زیارتنامه خیلی مهم است.
در زیارت وارث هم است:
«أَشْهَدُ أَنَّكَ كُنْتَ نُوراً فِي الْأَصْلَابِ الشَّامِخَةِ وَ الْأَرْحَامِ الطَّاهِرَةِ لَمْ تُنَجِّسْكَ الْجَاهِلِيَّةُ بِأَنْجَاسِهَا وَ لَمْ تُلْبِسْكَ مِنْ مُدْلَهِمَّاتُ ثِيَابِهَا»
تهذيب الأحكام (تحقيق خرسان)؛ نویسنده: طوسى، محمد بن الحسن، ناشر: دار الكتب الإسلاميه، محقق/ مصحح: خرسان، حسن الموسوى، ج6، ص114
همه این ها فرازهایی است که در این زیارتنامه ها آمده است و ما شهادت می دهیم شما کسانی هستید که از صلب و رحم پاک و مطهر متولد شدید و هرگز غبار جاهلیت بر چهره مبارک شما و چهره خاندان شما و پدران و مادران شما ننشسته است. الحمد لله رب العالمین که زیر لوای محبت حضرت مادر خدیجه کبری هستیم.
(میان برنامه)
الحمد لله رب العالمین به خاطر نعمت های که گاهی از آن غافل هستیم یعنی فکر می کنیم نعمت فقط همین آبی است که گاهی می نوشیم اگر یادم نرود «سلام الله علی الحسین» بگوییم. لقمه غذایی می خوریم سر سفره بعد بگوییم الحمد لله رب العالمین؛ خدایا شکر نعمت را رساندی ما هم سیر شدیم این ها نعمت نیست نعمت است ولی نعمت واقعی این ها نیست. حساب کنیم در کل عمرمان چند کیلو برنج، مرغ و گوشت خوردیم؟ این که:
(ثُمَّ لَتُسْأَلُنَّ يوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ)
سپس در آن روز (همه شما) از نعمت هايی که داشته ايد بازپرسی خواهيد شد!
سوره تکاثر (102): آیه 8
این که روز قیامت سوال می شود و در نمازمان هر روز می گوییم نعمت، نعمت ولایت محمد و آل محمد است. نعمت ولایت امیر المؤمنین است، نعمت محبت همین بانوی بزرگواری است که امشب ما در شام عزای ایشان داریم در موردش صحبت می کنیم این ها نعمت واقعی و حقیقی است. روزی ممکن است متوجه بشویم که دیر شده است بیننده های عزیز، جوان های نازنینی که پای شبکه نشستید برنامه می بینید تا وقت و فرصت هست باید فکر کنیم، تصمیم بگیریم، تحقیق و پژوهش کنیم و راه حق و حقیقت را پیدا کنیم.
فدای حضرت مادر، فدای این بانوی بزرگوار همه آن چه که داشت نثار پیامبر و دین کرد و این عشق، ارادت و محبتی که نسبت به امیر المؤمنین (صلوات الله علیه) داشتند. شاید برای تان سوال بشود آیا در قرآن هم آیاتی در شأن و منزلت خدیجه کبری نازل شده است؟ این طور شاید بگوییم اگر به دنبال حضرت خدیجه در قرآن بخواهیم بگردیم باید کجا دنبالش بگردیم؟
استاد عباسی:
نکته بسیار خوبی است ماه رمضان و ماه قرآن است اتفاقاً وفات حضرت خدیجه (سلام الله علیها) هم در دهم ماه رمضان اتفاق افتاده است و چقدر خوب است که پیوند بانو با قرآن را بدانیم و آن چه که در فضیلت ایشان در قرآن آمده است. آیات فراوانی است که از نظر معنایی و تفصیلی بر حضرت خدیجه (سلام الله علیها) قابل تطبیق است و آیاتی هم است که در روایات ذیلش تصریح دارد یا در منابع شیعه یا در منابع اهل سنت یا در منابع شیعه و اهل سنت که مربوط به حضرت خدیجه است.
یعنی شأن نزول یا تفصیلی که برای آن روایت آمده است دقیقاً منطبق بر حضرت خدیجه (سلام الله علیها) و مربوط به خود ایشان است. با توجه به فرصت برنامه سه، چهار آیه را در رابطه با حضرت بیان می کنم آیات همراه با روایاتش که شأن نزول، حضرت خدیجه (سلام الله علیها) است. یک آیه اگر بخواهیم بگوییم این آیه برای حضرت خدیجه نباشد برای که در عالم باشد که مستقیم با همان تصویر ذهنی، تاریخی و علمی مربوط به حضرت خدیجه مسئله ایثار مال و تمام هستی خودش برای پیغمبر است تطبیق دارد آیه 6 سوره مبارکه ضحی است.
(وَوَجَدَكَ عَائِلًا فَأَغْنَى)
و تو را فقير يافت و بی نياز نمود
سوره ضحی (93): آیه 8
روایت در ذیل این آیه آمده است از ابن عباس است که:
«سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَل: أَ لَمْ يَجِدْكَ يَتِيماً فَآوى»
آیا ما تو را یتیم نیافتیم و پناهنت دادیم؟
«قَالَ إِنَّمَا سُمِّيَ يَتِيماً لِأَنَّهُ لَمْ يَكُنْ لَهُ نَظِيرٌ عَلَى وَجْهِ الْأَرْضِ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَ لَا مِنَ الْآخِرِين»
یتیم گفت به خاطر این که نظیری در کل عالم ندارد. یتیم در معنای ظاهری دنیای کسی که پدر را از دست داده است دیگر این که به معنا دُر دانه، خاص و کسی که نظیر ندارد.
«فَقَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مُمْتَنّاً عَلَيْهِ بِنِعْمَتِهِ- أَ لَمْ يَجِدْكَ يَتِيماً أَيْ وَحِيداً لَا نَظِيرَ لَكَ- فَآوى إِلَيْكَ النَّاسَ»
...مردم را به تو پناه دادیم
«وَ عَرَّفَهُمُ فَضْلَكَ حَتَّى عَرَفُوكَ- وَ وَجَدَكَ ضَالًّا يَقُولُ مَنْسُوباً عِنْدَ قَوْمِكَ إِلَى الضَّلَالَةِ»
این که در قرآن دارد:
(وَوَجَدَكَ ضَالًّا فَهَدَى)
و تو را گمشده يافت و هدايت کرد
سوره ضحی (93): آیه 7
نه این که العیاذ بالله حضرت دچار گمراهی شده باشد نه، مردم ایشان را گمراه می دانستند و بعد متوجه شدند که همه هدایت نزد پیغمبر است بعد
«وَ وَجَدَكَ عائِلًا يَقُولُ فَقِيراً عِنْدَ قَوْمِكَ يَقُولُونَ لَا مَالَ لَكَ فَأَغْنَاكَ اللَّهُ بِمَالِ خَدِيجَةَ»
معاني الأخبار؛ ابن بابويه، محمد بن على، محقق / مصحح: غفارى، على اكبر، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم، ص53
حضرت خدیجه فقیر نبودند یک موقع شخص دارای دارد و زندگیش می گذرد ولی مردم چه فکر می کنند؟ مردم دارایی های را می دیدند تو حتماً باید مال التجاره چند هزار تایی داشته باشی حتماً باید ریخت و پاش و اسراف و تبذیر داشته باشی مثل ابو سفیان، ابو جهل و دیگران ظاهر این طور می دیدند اگر کسی با خدمتکار، کنیزان و غلامانش بد رفتاری می کند به او آدم متمول و فلان می گویند. اگر غذای با ریخت و پاش استفاده می کند اما غذای متعارف استفاده کرد می گویند این بنده خدا وضع خوبی ندارد.
آنی که در چشم آن ها فقیر بدون مال و ثروت انبوه بود خدا یک کاری کرد که مافوق او ثروتی در عالم نباشد. نیامد باز یک ثروت معمولی باشد اگر از نظر مالی نفر هزارم یا پانصدم بود یا یک فرد معمولی بود در چشم مردم یک چیزهای خاصی ثروت به حساب می آید. الان می خواهند ثروتمندی را حساب کنند می گویند صاحب فلان شرکت آمریکایی و اروپایی است نفر اول، نفر دوم و نفر سوم است یا بر اساس شمارش پول در بانک، سرمایه شرکت حساب می کنند. این ها ثروتمندترین از نظر خانواده هم هستند؟ از نظر آرامش در دنیا هم هستند؟
اگر می شد بقیه چیزها را متر کرد، اندازه گرفت و شمرد ممکن بود ثروتمندترین فرد عالم جناب آقای اسماعیلی باشد از نظر آرامش، از نظر خانواده و از نظر احساس خوشبختی این ها فرق می کند. از همان شمارش های خود مردم، خدای متعال با وجود نازنین حضرت خدیجه، درست است خدا می خواهد رقم بزند ولی چه کسی را واسطه قرار می دهد؟ خدای متعال کار امام عصر را خودش پیش خواهد برد اما واسطه آن کفش جفت کردن را من قرار می دهد یا نمی دهد این خیلی فرق می کند منت به سر من دارد می گذارد معلوم است که خدای یک لطفی به من کرد و توفیقی به من داده است.
حضرت خدیجه این جا واسطه می شود که حضرت رسول نه از نظر شمارش مالی نفر پنجاهم بشود نه این که در رده دوم مکه و حجاز باشد نه نفر یک مجموعاً آن دوره در همه کشورها یک نفر تاجر درجه یک وجود داشت عرض کردیم همه مال التجاره های قریش وقتی حرکت می کرد یک کاروان حضرت خدیجه راه می افتاد کاروان حضرت خدیجه از همه کاروان های قریش بزرگ تر بود و برابری می کرد. در قریش طایفه، تیره ها و افراد متعددی داشت تاجرهایش یکی دو تا نبود با همه آن ها برابری می کرد فرمود: «فَأَغْنَاكَ اللَّهُ بِمَالِ خَدِيجَة»، خدا تو را با مال حضرت خدیجه بی نیاز کرد پس این در مورد آيه 6 سوره مبارکه ضحی این روایت را مرحوم شیخ صدوق (اعلی الله مقامه الشریف) متوفای 181 در معانی الأخبار، صفحه 53 آوردند.
آیه بعدی آیه 74 سوره فرقان می فرماید:
(وَالَّذِينَ يقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّياتِنَا قُرَّةَ أَعْينٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا)
و کسانی که می گويند: پروردگارا! از همسران و فرزندان مان مايه روشنی چشم ما قرار ده، و ما را برای پرهيزگاران پيشوا گردان!
سوره فرقان (25): آیه 74
کسانی که می گویند پروردگارا از همسران و فرزندان مان مایه روشنی چشم ما قرار بده ما را برای پرهیزگاران پیشوا بگردان. حاکم حسکانی از علمای اهل سنت متوفای قرن 5 هجری در کتاب شواهد التنزیل لقواعد التفضیل، جلد 1، صفحه 539 روایتی از ابو سعید خدری نقل کرده است که:
«عن أبي سعيد في قوله تعالى: (* هب لنا *) الآية قال: [قال] النبي صلى الله عليه وآله وسلم قلت: يا جبرئيل من أزواجنا؟ قال: خديجة، قال: و [من] ذرياتنا ؟ قال: فاطمة:و " قرة أعين " ؟ قال : الحسن، والحسين. قال: ( *واجعلنا للمتقين إماما * )؟ قال : علي عليه السلام»
شواهد التنزيل لقواعد التفضيل؛ تأليف: الحافظ الكبير عبيد الله بن أحمد المعروف بالحاكم الحسكاني؛ الحذاء الحنفي النيسابوري، تحقيق وتعليق: الشيخ محمد باقر المحمودي؛ مؤسسة الطبع والنشر التابعة لوزارة الثقافة والارشاد الاسلامي مجمع أحياء الثقافة الاسلامية، 1411 ه - 1990م، ج1، ص539
أزواجنا در آیه چه کسی است؟ جبرئیل گفت خدیجه، خدایا از همسران ما برای ما نور چشم قرار بده جبرئیل گفت مقصود خدیجه است. «وَمَنْ ذُریاتِنا» این ذریاتنایی که خداوند متعال در آیه فرمودند چه کسی است؟ «قال فاطمة» یا جبرائیل این «قرةُ أعین» چه کسی است؟ «قال الحسن والحسین» بعد گفت: (وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا) مقصود چه کسی است؟ «قال علی علیه السلام» روایتی که ابو سعید خدری از آقا رسول الله نقل کرد و سوالاتی که جبرئیل از پیغمبر پرسیده است.
مجری:
یک عالم اهل سنت دارد این را نقل می کند.
استاد عباسی:
جالب است آقای حسکانی در مقدمه همین کتاب شواهد التنزیل لقواعد التفضیل فکر می کنم دو جلدی بود در مقدمه این کتاب می گوید چرا این کتاب را دارم می نویسم، همه این کتاب روایاتی است که درباره فضائل اهل بیت (علیهم السلام) ذیل آیات قرآن است. یعنی شواهد التنزیل روایات شأن نزول در رابطه با آیات قرآن است می گوید چرا می نویسم؟ می گوید من مشغول کارهای علمی خودم بودم و یک کار علمی مهمی داشتم انجام می دادم در جامعه پخش شد یا گفته شد یک از خدا بی خبری و یک آدم ناجوانمردی آمده گفته در قرآن هیچ چیزی درباره اهل بیت نیامده است. ایشان می گوید خیلی به من بر خورد که می گوید در رابطه با اهل بیت و حضرت علی هیچ آیه ای در قرآن نیامده است.
فیش های دم دستیم را و چیزهایی که کار کرده بودم نه این که بروم کار جدید انجام بدهم همین هایی که از قبل جمع آوری کردم و آماده داشتم این ها را کنار هم قرار دادم این کتاب شد. کتاب فضائل اهل بیت شد که بیش از سیصد آیه در رابطه با اهل بیت (علیهم السلام) آورد می گوید وقت نداشتم بروم کار جدید کنم ولی به من بر خورد این آقا می گوید فضیلتی در رابطه با حضرت علی و اهل بیت (علیهم السلام) در قرآن نیامده است یکی از روایاتش هم این روایت در ذیل این آمده است.
آیه بعد آیه 27 سوره مطففین است
(وَمِزَاجُهُ مِنْ تَسْنِيمٍ)
اين شراب (طهور) آميخته با «تسنيم» است،
سوره مطففین (83): آیه 27
در واقع مدل، مزاج و آن طبعی که دارد از تسنیم است. در ذیل آیه از جابر ابن عبد الله انصاری از رسول گرامی اسلام آمده است
«فِي قَوْلِهِ تَعَالَى: وَ مِزاجُهُ مِنْ تَسْنِيم قَالَ هُوَ أَشْرَفُ شَرَابٍ فِي الْجَنَّة»
بالاترین نوشیدنی در بهشت (وَمِزَاجُهُ مِنْ تَسْنِيمٍ) است
«يَشْرَبُهُ مُحَمَّدٌ وَ آلُ مُحَمَّدٍ وَ هُمُ الْمُقَرَّبُونَ السَّابِقُونَ»
و این ها مقربون سابقون هستند.
چه کسانی هستند؟
«رَسُولُ اللَّهِ وَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ وَ الْأَئِمَّةُ وَ فَاطِمَةُ وَ خَدِيجَةُ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِمْ»
بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج8، ص150
کسانی که از این می نوشند پیامبر، امیر المؤمنین، ائمه، حضرت زهرا و حضرت خدیجه (سلام الله علیها) هستند، این ها به صورت انحصاری هستند. پس شأن نزول این آیه که شراب طهور درجه یک ویژه مال «الْمُقَرَّبُونَ السَّابِقُونَ» است که پیامبر، امیر المؤمنین، اهل بیت، حضرت زهرا و حضرت خدیجه (سلام الله علیها) هستند که در این روایت حضرت خدیجه ملحق به چهارده معصوم شده است. یعنی چهارده معصوم هستند و حضرت خدیجه (سلام الله علیها) این هم در بحار، جلد 8، صفحه 150 آمده است.
آیه بعدی آیه 33 سوره مبارکه آل عمران در این جا می فرماید:
(إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَى آدَمَ وَنُوحًا وَآلَ إِبْرَاهِيمَ وَآلَ عِمْرَانَ عَلَى الْعَالَمِينَ)
خداوند، آدم و نوح و آل ابراهيم و آل عمران را بر جهانيان برتری داد.
سوره آل عمران (3): آیه 33
خداوند آدم، نوح، آل ابراهیم و آل عمران را بر جهانیان برتری دارد. در تفسیر فرات کوفی روایت از ابو مسلم خولانی آمده است که:
«دَخَلَ النَّبِيُّ صلی الله علیه وآله عَلَى فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ (علیها السلام) وَ عَائِشَةَ وَ هُمَا تَفْتَخِرَانِ وَ قَدِ احْمَرَّتْ وُجُوهُهُمَا»
بر حضرت زهرا وارد شد با عایشه نشسته بودند داشتند با همدیگر تفاخر می کردند این قدر این کلام رد و بدل شده بود صورت هر دو سرخ شده بود یعنی بیان این ها در اوج هیجان بودند
«فَسَأَلَهُمَا عَنْ خَبَرِهِمَا فَأَخْبَرَتَاهُ»
حضرت سوال کرد با همدیگر چه می گفتید؟ توضیح دادند چه شد از کجا شروع شد و چه چیزهایی گفتیم؟
«فَقَالَ النَّبِيُّ (صلی الله علیه وآله) يَا عَائِشَةُ»
رو به عایشه کرد که ای عایشه
«أَ وَ مَا عَلِمْتِ أَنَّ اللَّهَ اصْطَفى آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهِيمَ وَ آلَ عِمْرانَ»
آیه را دارند می فرمایند آیا نمی دانی خدای متعال بر گزیده است آدم را، نوح را، آل ابراهیم را و آل عمران را
«وَ عَلِيّاً وَ الْحَسَنَ وَ الْحُسَيْنَ وَ حَمْزَةَ وَ جَعْفَراً وَ فَاطِمَةَ وَ خَدِيجَةَ عَلَى الْعالَمِين»
تفسير فرات الكوفي؛ نویسنده: كوفى، فرات بن ابراهيم، محقق/ مصحح: كاظم، محمد، ناشر: مؤسسة الطبع و النشر في وزارة الإرشاد الإسلامي، ص 80
آيا نمی دانی که این افراد را خدای متعال بر همه جهانیان برتری داده است؟ نشستی داری مفاخره می کنی؟ با چه کسی داری مفاخره می کنی؟ با حضرت زهرا (سلام الله علیها) کارت به جایی رسیده است که با فاطمه زهرا مفاخره کنی؟ نمی دانی این ها را خدای متعال بر همه عالم برتری داده است. (إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَى) اراده خدای متعال است که بر همه این ها بالاتر است. جالب است بدانید وقتی که اراده خدای متعال می شود برتری دادن بر همه عالمیان آن وقت می بینید در منابع اهل سنت با همه بالا و پایین های که اتفاق افتاده است.
آقای عینی در کتاب عمدة القاری وقتی می خواهد بین عایشه و حضرت خدیجه مقایسه کند نه با حضرت زهرا در عمدة القاری شرح صحیح بخاری بدر الدین عینی متوفای 855 هجری قمری، جلد 1، صفحه 76 کتاب بدء الوحی این جا نکاتی را مطرح می کند بعد می گوید در رابطه با عایشه این حرف های که گفته شد.
«وهل هي أفضل من خديجة بنت خويلد»
عایشه از خدیجه بالاتر است
«فيه خلاف فقال بعضهم عائشة أفضل»
بعضی گفتند عایشه بالاتر است.
«وقال آخرون خديجة أفضل»
عده دیگری گفتند حضرت خدیجه برتر است
«وبه»
به این عقیده که خدیجه افضل است
«قال القاضي والمتولي وقطع ابن العربي المالكي وآخرون وهو الأصح»
از نظر منِ صاحب عمدة القاری شرح صحیح بخاری صحیح تر این است که بگوییم حضرت خدیجه (سلام الله علیها) برتر است.
عمدة القاري شرح صحيح البخاري؛ اسم المؤلف: بدر الدين محمود بن أحمد العيني الوفاة: 855هـ، دار النشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت، ج1، ص38
در ادامه نکات مفصلی در رابطه با ام المؤمنین بودن گفته است که حضرت خدیجه (سلام الله علیها) است، به این جا رسیدیم روایتی که جلسه قبل خدمت بینندگان عرض کردم می خواهم این را از صحیح بخاری بیاورم که یک تحدی بکنم، روشن می کند برترین بانوی جهان اسلام بعد از حضرت زهرا (سلام الله علیها) چه کسی است، و ما باید کدام مسیر را طی کنیم کدام طرف را حمایت کنیم؟
این که عرض کردم قصه ما، قصه ما مذهبی نیست ما شیعیان باید سراغ حضرت خدیجه برویم اهل سنت سراغ دیگری بروند نه همه مسلمان ها بالقطع والیقین اگر قرار باشد یک نفر را که آن یک نفر فقط در قرآن مدح دارد هیچ مذمتی ندارد. مثل بعضی از همسران پیامبر نیست که تهدید به طلاق شده باشند آن حضرت خدیجه (سلام الله علیها) است.
روایت در صحیح بخاری، چاپ دار ابن کثیر، دمشق، بیرون لبنان، صفحه 935 کتاب مناقب الأنصار روایتی که عرض کردم در آن شرایط نازل شد و البته چندین روایت قبل و بعد از این هم است روایت این که وقتی حضرت در کوه بودند حضرت با آن وضعیت آب و غذا آورده بود
«أَتَى جَبْرَئِيلُ النَّبِيَّ (صلی الله علیه واله وسلم) فَقَالَ هَذِهِ خَدِيجَةُ قَدْ أَتَتْكَ مَعَهَا إِنَاءٌ فِيهِ إِدَامٌ أَوْ طَعَامٌ أَوْ شَرَابٌ»
خدیجه آمده است دنبال تو دارد می گردد بقچه ای آورده است که داخل آن غذا و آب است.
«فَإِذَا هِيَ أَتَتْكَ»
وقتی که به تو رسید ملاقاتش کردی
«فَاقْرَأْ عَلَيْهَا السَّلَامَ مِنْ رَبِّهَا وَ مِنِّي السَّلَامَ »
از جانب خدا و من سلام برسان. یک مورد بیاورید گفته باشند به یکی از همسران پیامبر یا یکی از خانم ها سلام برسان
«وَ بَشِّرْهَا بِبَيْتٍ فِي الْجَنَّةِ»
قصری در بهشت بشارت بده
«مِنْ قَصَبٍ لَا صَخَبَ فِيهِ وَ لَا نَصَبَ.»
بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج16، ص8
با بهترین وضعیت باشد یک روایت این طوری در این حد برای دیگران بیاورید می پذیریم حضرت خدیجه افضل نباشد دیگری افضل باشد. ما در باب مناقب دیگر همسر پیامبر وقتی نگاه کردیم یک روایتی را بسیار با آب و تاب نقل کردند.
وَإِنَّ فَضْلَ عَائِشَةَ على النِّسَاءِ كَفَضْلِ الثَّرِيدِ على سَائِرِ الطَّعَامِ»
الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج3، ص1252، ح3230
«وَإِنَّ فَضْلَ عَائِشَةَ على النِّسَاءِ كَفَضْلِ الثَّرِيدِ على سَائِرِ الطَّعَامِ»
صحيح مسلم؛ اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري الوفاة: 261، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ج 4، ص 1886، ح2431
این روایت را پیدا کردیم نمی خواهم طعنه ای وارد کنم هر کسی یک ظرفیت و جایگاهی دارد مسئله ما این است حدیثی بررسی کنیم و جدای از تعصبات بررسی کنیم. اگر فضیلت داشته چرا این آقایان نقل نکردند بخاری و مسلم باید ظلم کرده باشند که فضائل را نقل نکردند. اگر هم فضیلت ندارد مهم ترین فضیلت آن فضیلت است و برای حضرت خدیجه چنین فضیلتی است قصه خیلی متفاوت می شود.
مجری:
این که خدا و جبرئیل برای کسی سلام بفرستد
استاد عباسی:
سلام بفرستد بشارت به بهشت و مشخص کردن نوع مدل قصر که بالاترین از آن ها است هیچ، نقصانی در او وجود ندارد و هیچ چیزی هم مافوق او نباشد. همچنین چیزی اصلاً نداریم این که خود شخص متوجه می شود که من آن جایگاه را ندارم یک موقعی می گوییم یک فضایلی بود نقل نکردند، این که اگر کسی جایگاهش این جایگاه والا باشد باید بگوید من می دانم فلانی چقدر به من ارادت و فلان دارد. در رابطه با شما هم می دانم چه نظری دارد بعد می گوید از ایشان تعریف کرد از من ده برابر تعریف کرده است.
ولی اگر من به شما حسادت کردم یعنی چه؟ یعنی این که یک چیزی در رابطه با شما گفت که در رابطه با من نگفته است. این جا تعریفی از حضرت خدیجه کرد که از دیگران نکرده عایشه می گوید من دائماً در حال حسرت خوردن و در حال حسادت بودم. لفظ حسادت نسبت به حضرت را بیان می کند تا جایی که سعی می کند با عبارت های تند و زشت یاد کند، عایشه نقل می کند در صحیح بخاری است.
«عن عَائِشَةَ رضي الله عنها قالت اسْتَأْذَنَتْ هَالَةُ بِنْتُ خُوَيْلِدٍ أُخْتُ خَدِيجَةَ على رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم»
اجازه گرفت خواهر حضرت، هاله گفتیم فرزندانی داشت نزد پیامبر آمد
«فَعَرَفَ اسْتِئْذَانَ خَدِيجَةَ فَارْتَاعَ لِذَلِكَ»
حضرت یاد اذن گرفتن های حضرت خدیجه افتاد دق البابش و ... خواهرش است شباهت به خواهرش دارد.
«فقال اللهم هَالَةَ قالت فَغِرْتُ»
یاد حضرت خدیجه افتاد می گوید من این جا حسودیم شد (العیاذ بالله) چه عبارتی است؟ این در صحیح بخاری است اگر اشتباه است صحیح بخاری دارد اشتباه می گوید ما فقط ناقل هستیم
«فقلت ما تَذْكُرُ من عَجُوزٍ من عَجَائِزِ قُرَيْشٍ حَمْرَاءِ الشِّدْقَيْنِ هَلَكَتْ في الدَّهْرِ»
با بدترین تعابیر (العیاذ بالله العیاذ بالله) پیغمبر چقدر مدام دائم اسم این پیر زن عجوزه ای که مُرد، تمام شد و فلان شد یاد می کند، چقدر مقدار حسادت است
«قد أَبْدَلَكَ الله خَيْرًا منها»
الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج3، ص1389، ح3610
خدا بهتر از او را نصیبت کرده است باز هم مدام خدیجه، خدیجه می گویی؟ این یعنی این که آن جایگاه را ندارد اگر آن جایگاه را دارد پیغمبر هزار تا تعریف از من کرده است یک تعریف هم از حضرت خدیجه کرده است. حضرت خدیجه نیست الان داری با او رقابت می کنی با چه کسی داری رقابت می کنی؟ سالیانِ سال قبل از دنیا رفته است. فاصله خیلی زیاد است شاید ناچار می شود حسادت کند در ابتدای صفحه می گوید:
«عن عَائِشَةَ رضي الله عنها قالت ما غِرْتُ على امْرَأَةٍ ما غِرْتُ على خَدِيجَةَ من كَثْرَةِ ذِكْرِ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم إِيَّاهَا قالت وَتَزَوَّجَنِي بَعْدَهَا بِثَلَاثِ سِنِينَ وَأَمَرَهُ رَبُّهُ عز وجل أو جِبْرِيلُ عليه السَّلَام أَنْ يُبَشِّرَهَا بِبَيْتٍ في الْجَنَّةِ من قَصَبٍ»
حدیث دیگر:
«عن عَائِشَةَ رضي الله عنها قالت ما غِرْتُ على أَحَدٍ من نِسَاءِ النبي صلى الله عليه وسلم ما غِرْتُ على خَدِيجَةَ وما رَأَيْتُهَا وَلَكِنْ كان النبي صلى الله عليه وسلم يُكْثِرُ ذِكْرَهَا وَرُبَّمَا ذَبَحَ الشَّاةَ ثُمَّ يُقَطِّعُهَا أَعْضَاءً ثُمَّ يَبْعَثُهَا في صَدَائِقِ خَدِيجَةَ فَرُبَّمَا قلت له كَأَنَّهُ لم يَكُنْ في الدُّنْيَا امْرَأَةٌ إلا خَدِيجَةُ فيقول إِنَّهَا كانت وَكَانَتْ وكان لي منها وَلَدٌ»
الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج3، ص1389، ح3606 و 3607
«عن عَائِشَةَ رضي الله عنها قالت ما غِرْتُ على امْرَأَةٍ ما غِرْتُ على خَدِيجَةَ وَلَقَدْ هَلَكَتْ قبل أَنْ يَتَزَوَّجَنِي بِثَلَاثِ سِنِينَ لِمَا كنت أَسْمَعُهُ يَذْكُرُهَا وَلَقَدْ أَمَرَهُ رَبُّهُ أَنْ يُبَشِّرَهَا بِبَيْتٍ في الْجَنَّةِ من قَصَبٍ وَإِنْ كان لَيَذْبَحُ الشَّاةَ ثُمَّ يُهْدِي في خُلَّتِهَا منها»
الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج5، ص2237، ح5658
«ما غِرْتُ على امْرَأَةٍ ما غِرْتُ على خَدِيجَةَ» مانند حسادتی که بر خدیجه داشتم بر هیچ یک از زن های پیامبر نداشتم خودش اعتراف می کند.
«وَلَقَدْ هَلَكَتْ قبل أَنْ يَتَزَوَّجَنِي بِثَلَاثِ سِنِينَ» یک وقت با عبارتی می گوید «ماتت، توفیت» ایشان می گوید: «هَلَكَتْ قبل أَنْ يَتَزَوَّجَنِي» (العیاذ بالله) هلاک شد قبل از این که پیغمبر بخواهد با من ازدواج کند. «لِمَا كنت أَسْمَعُهُ يَذْكُرُهَا» هر موقع می بینم دارم ذکر می کند و یاد او می کند.
«وَلَقَدْ أَمَرَهُ رَبُّهُ أَنْ يُبَشِّرَهَا بِبَيْتٍ في الْجَنَّةِ من قَصَبٍ»، خدا امر کرده بود به او بشارت بدهد به این که خانه ای در بهشت داری از قصب. «وَإِنْ كان لَيَذْبَحُ الشَّاةَ» هر زمانی که گوسفند می کشت «ثُمَّ يُهْدِي في خُلَّتِهَا منها»، هر چه می توانست از جاهای خوب گوسفند جدا می کرد برای رفقای حضرت خدیجه می فرستاد، می گفت این را در خانه فلانی ببر این رفیق حضرت خدیجه بود یک موقعی می گفت حضرت خدیجه می خندید حضرت خدیجه می گفت او می خندید با هم، هم کلام و رفیق بودند. این قدر یاد حضرت خدیجه بود. همه این ها موجب چه می شود؟ موجب حسادت عایشه می شود.
(العیاذ بالله) پیامبر کار خلاف حکمت انجام نمی دهد. کار خلاف شأن یا خلاف عرف اجتماع انجام نمی دهد. این طور نیست حضرت بخواهد (العیاذ بالله) کسی را اذیت کند مثلاً به او محبت کند یا محبتش طوری باشد که واقعاً محبت او به اشتباه اندازنده باشد که این حسادت کند پس معلوم می شود این علو طلبی و این دوست داشتن جایگاه و این حسادت در وجود فردی باید باشد تا این اتفاق بیافتد.
بر اساس آن چیزی که بخاری نقل کرده است ما بیشتر از این نمی دانیم شاید این نباشد ولی اگر این نیست پس بخاری و امثال بخاری خیلی ظلم کردند چندین روایت در این رابطه پشت سر هم با سندهای مختلف آمده است.
شما ملاحظه بفرمایید روایتی که خودش می گوید من حسادت می کرد 3816 بود با 3817 روایت بعدی باز دو مرتبه با یک سند به این شکل دوباره 3818 با یک سند دیگر آن «حدثنا قُتَيْبَةُ بن سَعِيدٍ حدثنا حُمَيْدُ بن عبد الرحمن» این: « حدثني عُمَرُ بن مُحَمَّدِ بن حَسَنٍ حدثنا أبي حدثنا حَفْصٌ عن هِشَامٍ عن أبيه عن عَائِشَةَ» نقل کرده است. دوباره در 3819 بشارت به بهشت «حدثنا مُسَدَّدٌ حدثنا يحيى عن إِسْمَاعِيلَ» یعنی بخاری مسئله را چهار میخه کرده است حضرت خدیجه این جایگاه را دارد فلانی هم این جایگاه را ندارد و حسودیش هم می شد اعلام کرده حسودیم هم می شود همیشه هم گفتم حسودیم می شود و نتوانستم جلوی حسادت خودم را بگیرم.
مجری:
خیلی متشکرم این چیزی است که در منابع آمده است و قضاوت بر عهده خود مخاطب، بیننده ای که پای شبکه ما نشسته است و الان می بیند منابع دسته اول و خیلی معتبر است روی صحیح بخاری بعضی ها قسم می خوردند این شکلی دارد در مورد حضرت خدیجه کبری (سلام الله علیها) و افراد دیگر دارد صحبت می کند تکلیف بر همه کاملاً واضح و روشن است.
دنیا اگر چه مثل پیمبر نداشته * قطعاً نبی مثل تو همسر نداشته
وقتی وجود پاک تو شد مهد فاطمه * یعنی کسی شبیه تو مادر نداشته
بی بی خوشا به حال تو چون هیچ مادری * داماد مثل ساقی کوثر نداشته
(میان برنامه)
مجری:
بازهم عرض تسلیت و تعزیت داریم، چه کار خوبی کرد شبکه حضرت ولی عصر که دو شب به این بانوی بزرگوار اختصاص داده معمولاً به این شکل است که شب رحلت یا شب وفات نهایتاً همان روز سفره بر چیده می شود، اما این سفره هم چنان امشب پهن است در مورد این بانوی بزرگوار و با شخصیت جهان تشیع، جهان اسلام و جهان بشریت یعنی اگر کامل تر بخواهیم بگوییم حضرت خدیجه کبری (سلام الله علیها) شخصیت جهانی است و همه بشر به این بانوی بزرگوار تا قیامِ قیامت مدیون هستند.
وقتی انسان مطالعه می کند می بیند که الحق و الانصاف همه عالم و همه بشر به این بانوی بزرگوار مدیون هستند که چه رنج ها و سختی ها کشید چه زحماتی و نهایتاً دین مبین اسلام به هدف و نتیجه خودش رسید. در مورد حضرت خدیجه (سلام الله علیها) صحبت می کنیم.
حاج آقای عباسی ظاهراً حضرت در روزهای پایانی عمر شریف شان وصایایی هم داشتند، یا در طول عمر شریف شان از این وصایا هم بدانیم خیلی عالی است.
استاد عباسی:
وجود نازنین حضرت خدیجه در هنگام وفات با توجه به این که بیماری منجر به وفات بود عرض کردیم از مسائل مربوط به شعب بود و آن سختی و مرارت های که در شعب بود در روایات آوردند حضرت وصایایی مطرح کردند یکی از وصیت ها در روایت می فرماید که:
«ولما أشتد مرضها قالت: يا رسول الله أسمع وصاياي»
وصایای من را شما بشنوید.
«أولا فأني قاصرة في حقك فأعفني يا رسول الله (صلی الله علیه واله وسلم)»
اولین وصیت حضرت این بود شما من را ببخشید «فأني قاصرة في حقك فأعفني يا رسول الله (صلی الله علیه واله وسلم)» من در حق شما کوتاهی فراوانی کردم.
«قال رسول الله: حاشا وكلا ما رأيت منك تقصيرا فقد بلغت جهدك وتعبت في داري غاية التعب ولقت بذلك أموالك وصرفت في سبيل الله جميع مالك قالت: يا رسول الله»
اولاً حضرت درخواست بخشش کردند که آقا رسول الله فرمودند حاشا و کلا این که آقا رسول الله حاشا و کلا می فرمایند کسی مثل آقا رسول الله (العیاذ بالله) مبالغه در کلام شان نیست فرمودند من هیچ کوتاهی از شما ندیدم اولاً شما همه تلاشت را انجام دادی و ثانیاً سختی ها در خانه من کشیدی ثالثاً همه اموالت را هم در راه خدا وقف کردی بعد حضرت فرمودند:
«الوصیةُ الثانیة»
دومین وصیتم این که:
«أوصيك بهذه»
شما را وصیت می کنم به این شخص یعنی اشاره کردند
«وأشارت إلى فاطمة فإنها غريبة من بعدي»
می دانم که بعد از من او غریب خواهد بود.
«فلا يؤذيها أحد من نساء قريش»
مراقب باش قریش او را اذیت نکند و آسیبی به او نزند، چون حضرت خدیجه همان طور که عرض شد از زمان ولادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) کاملاً متوجه شدند حسادت ها و دشمنی های قریش در بالاترین مرتبه خودش است تا جایی که آدم ها هر جایی که قهر کنند در بیماری ها، در سختی و این مسائل می آید.
یک خانمی که الان وقت وضع حملش است و نهایتش احتیاجش به خانم ها است که اطرافش باشند رها کردند رفتند.
«فلا يؤذيها أحد من نساء قريش ولا يلطمن خدها»
نگذاری یک وقت کسی سیلی به صورتم دخترم بزند!
«ولا يصحن في وجهها ولا يرينها مكروها»
عبارت قبلش «ولا يصحن في وجهها» نگذاری کسی سر دخترم فاطمه داد بزنم نگذاری سختی ببیند همین جا شام وفات است ثواب این روضه و کلماتی که بیان می کنیم و می شنویم اشکی که از چشم بینندگان عزیزمان جاری می شود به وجود نازنین حضرت ولی عصر (ارواحنا له الفداء) صاحب عزای جده اش حضرت خدیجه کبری (سلام الله علیها) می خواهیم عرض کنیم یا خدیجه کبری همسرت رسول الله تا زمانی که زنده بود این محافظت را انجام داد و به این وصیت عمل کرد. اما شما بپذیر بعد از وفات (شهادت) پیغمبر این امر شدنی نبود دیگر کسی نتوانست جلوی خیانت ها و ظلم ها را بگیرد هم سر دختر شما داد زدند هم به صورت دختر شما سیلی زدند هم درب خانه اش را آتش زدند. هم ضربه به پهلوی دخترت فاطمه زهرا زدند و بعد فرمود:
«وأما الوصية الثالثة فأني أقولها لابنتي فاطمة وهي تقول لك فأني مستحية منك يا رسول الله»
وصیت سومم را به شما حیاء می کنم بگویم وصیت سومم را می خواهم به دخترم بگویم دخترم به شما بگوید
«فقام النبي وخرج من الحجرة فدعت بفاطمة»
حضرت از حجره خارج شدند حضرت زهرا آمدند
«وقالت يا حبيبتي وقرة عيني قولي لأبيك إن أمي تقول: أنا خائفة من القبر»
گفت برو به پدرت رسول الله بگو من از قبر می ترسم و از شب اول قبر نگران هستم
«أريد منك ردائك الذي تلبسه حين نزول الوحي تكفنني فيه»
می خواهم عبایی که وقتی وحی بر شما نازل می شد زیر پا و روی شانه شما بود آن عبا را به من بدهی تا کفنم باشد
«فخرجت فاطمة وقالت لأبيها: ما قالت أمها خديجة فقام النبي صلى الله عليه وآله وسلم وسلم الرداء إلى فاطمة وجائت به إلى أمها فسرت به سرورا عظيما»
همه دلخوشی خدیجه کبری ردایی است که دارد از پیغمبر به عنوان کفن برای خودش می گیرد تا شب اول قبر او، شب اول قبری باشد که با این ویژگی است.
مجری:
این که می گوییم تعصب را کنار بگذاریم و واقعیت را نگاه کنیم یک بانویی که همه دار و ندار و زندگیش را هزینه کرده حالا فقط یک عبا به عنوان کفن از پیغمبر می خواهد رویش نمی شود مستقیم به پیامبر بگوید می گوید این وصیت را به دخترم می گویم دخترم به شما بگوید. مگر قابل مقایسه است مگر می شود با شخصی و خانمی مقایسه کرد؟
استاد عباسی:
در یک کتاب دیگر این روایت ادامه دارد حضرت از دنیا رفتند این رداء را به عنوان کفن گرفتند قول هم گرفتند انجام بدهند حضرت از دنیا رفتند.
«فلما توفيت خديجة أخذ رسول الله في تجهيزها وغسلها وحنطها فلما أراد أن يكفنها هبط الأمين جبرئيل»
وقتی خواستند کفن جبرائیل نازل شد
«وقال يا رسول الله إن الله يقرأك السلام ويخصك بالتحية والاكرام ويقول لك: يا محمد إن كفن خديجة وهو من أكفان الجنة أهدى الله إليها»
این کفن را خدای متعال داد گفت این کفن ویژه حضرت خدیجه است از کجا آمده است؟ «من أکفان الجنة» از کفن های بهشتی است خدای متعال خاص حضرت خدیجه فرستاده است.
«فكفنها رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم بردائه الشريف أولا»
اول با ردای خودشان که حضرت خدیجه قول گرفته بود کفن کرد.
«وبما جاء به جبرئيل ثانيا»
بعد آن کفنی که جبرائیل از جانب خدا آورده بود با آن کفن کرد.
«فكان له كفنان: كفن من الله وكفن من رسول الله»
شجرة طوبى؛ نويسنده: الشيخ محمد مهدي الحائري (وفات : 1369)، ناشر: منشورات المكتبة الحيدرية ومطبعتها - النجف الأشرف محرم الحرام 1385 هـ ق، ج2، ص235
خدیجه کبری دو کفن داشت کفنی از جانب خدا و کفنی از جانب رسول گرامی اسلام این هم تکمیل قضیه خدمت شما.
مجری:
خیلی متشکرم حاج آقای عباسی دقایق پایانی صحبت از کفن شد یک بانویی مثل خدیجه کبری دو کفن دارد یک کفن ردای پیامبر و یک کفن از بهشت از آقایی بگوییم که کفن ندارد، دل مان را کربلاء ببرید.
استاد عباسی:
این وصیت مادر فاطمه بود یک وصیت هم خود حضرت زهرا داشتند زمانی که لحظات آخر بود، زینب کبری (سلام الله علیها) را صدا زدند چند تا کفن در اختیار حضرت زینب قرار دادند گفتند من وصیت می کنم کفنی را برای خودشان به حضرت زینب دادند گفتند این کفن برای من زمانی که پدرت امیر المؤمنین خواست انجام بده این کفن را بده. کفن دوم را دادند گفتند این کفن را زمانی که پدرت امیر المؤمنین می خواهد از دنیا برود کفن را برای آقا امیر المؤمنین دادند.
کفن سوم را برای امام حسن مجتبی (علیه السلام) دادند گفتند زمانی که برادرت دارد از دنیا می رود این کفن را بده حضرت زینب کبری، دید کفنی باقی نماند خوشحال شد لبخند زد حضرت زهرا فرمودند چرا لبخند می زنی خوشحال شدی؟ گفت به خاطر این که کفن های که به من دادی تمام شد این یعنی این که عمر من از برادرم حسینم کوتاه تر است من زودتر از دنیا می روم و برادرم دیرتر از دنیا می رود که کفن به من ندادید.
آن جا حضرت شروع به گریه کردند یعنی این که نه دخترم این که کفن ندادم نه این که عمر تو کوتاه تر است یعنی این که فرزندم حسین بدون کفن خواهد بود نه این که کفن نداشته باشد خاک و غبار صحرای کربلاء کفن بر حسین خواهد بود سه شبانه روز «بلا غسلٍ وبلا کفن» بر روی خاک گرم کربلاء و نهایتاً آمدن و تشییع جنازه و مدل دفنی که وجود نازنین امام زمان در زیارت ناحیه مقدسه اشاره می کند:
سلام بر آن آقایی که اهل قریه و قراء آمدند او را دفن کردند نه یعنی اهل قریه بد است؛ یعنی این قدر غریب هستند تشییع کننده ای ندارند کفن و غسلی ندارند و با آن وضعیت هستند.
مجری:
«صلی الله علیک یا ابا عبد الله، صلی الله علیک یا ابا عبد الله، صلی الله علیک یا ابا عبد الله»
مگر به کربلا کفن به غیر بوریا نبود * مگر حسین فاطمه عزیز مصطفی نبود!
همین آقا و مولایی که روی سینه پیامبر می نشست پیامبر چطور محبت و مهربانی می کرد، روی دوش پیامبر می رفت اما روزی این سینه جولانگاه اسب ها و سُم اسب ها شد و این بدن مطهر «مُلْقی ثَلاثا بِلا غُسلٍ وَلا کفَنٍ»، «صلی الله علیک یا ابا عبد الله» هدیه می کنیم این توسل پایانی برنامه مان را به ساحت بی بی جان مان، مادرمان حضرت خدیجه کبری (سلام الله علیها) نیت کنیم بگوییم ثواب این اشک، روضه و توسل ما مخصوصاً اشک و روضه برای ابی عبد الله حساب و کتابش بی حد و اندازه است خدا خواسته ثوابی دارد که قابل نوشتن نیست.
پس عملی که این قدر فضیلت و ثواب دارد دربست به حضرت مادر هدیه کنیم که این طور لحظات وصیت شان گذشت و این طور جایگاه، مقام و منزلت داشتند ان شاء الله مادر ما حضرت خدیجه کبری، مادر ما حضرت زهرا مرضیه خانواده کرم هستند
«سجیتکم الکرم و عادتکم الاحسان»
آن ها به خود ما بر می گردانند ولی ثواب این جلسه، برنامه، اشک و روضه و حال خوشی که قطعاً بیننده های عزیز و نازنین پیدا کردند تماماً به ساحت نورانی و ملکوتی بی بی جان مان حضرت خدیجه کبری (سلام الله علیها) ان شاء الله مادر در حق ما دعا کند دعای مادر در حق فرزند مستجاب است. ان شاء الله همین امشب لطف، عنایت و مرحمتش شامل حال ما بشود.
ان شاء الله مادر دعا کند برای درگذشتگان ما پدرها، مادرها، بزرگان، اساتید، علماء، صلحاء، شهدا و کسانی که جای شان خالی است شهید عزیز ما حاج قاسم سلیمانی و همه شخصیت ها و علمای بزرگی که مدیون شان هستیم. امروز این آیات، روایات و تفاسیر هر آن چه که به دست ما رسیده است با خون دل های آن ها رسیده است. ان شاء الله مادر هم در حق آن ها دعا می کنند و دست شان را خواهند گرفت حاج آقای عباسی عزیز خیلی استفاده کردیم و بهره بردیم اگر نکته پایانی است در خدمت تان هستیم.
استاد عباسی:
ممنونم من هم تشکر می کنم از شما که در برنامه همراهی کردید هم بینندگان عزیزمان که در برنامه همراه ما بودند امیدواریم اگر قدمی بر داشته می شود مورد قبول حضرات معصومین باشد و امیدواریم که روز به روز از مظلومیت شخصیت های مظلوم و عزیز اسلامی مانند حضرت خدیجه کبری کاسته بشود و روز به روز ما نسبت به آن ها معرفت پیدا کنیم.
قطعاً در این گردباهای آخر الزمان می توانند بهترین الگو باشند الگوی زن مسلمان یعنی حضرت خدیجه (سلام الله علیها) اگر در اوج مکنت و ثروت است و اگر در اوج تجارت، مکنت و اگر در اوج عفت و حیاء است گاهی اوقات بعضی یک طرفه به قاضی می روند می گویند مگر حضرت خدیجه اموال و تجارت نداشتند؟ اما دیدن همه این زوایا آن جایی که می آید نسبت به همسر، بهترین همسر است مادر می شود بهترین مادر است و در اوج حیاء، عفت و پاکی در جامعه حرکت کردن این ها می توانند الگوهای بسیار خوبی برای امروز ما باشند. تا این محبت ها و اشک ها نباشد تا این شناخت ها، شنیدن و گفتن روایت ها و فضائل و مناقب نباشد آن الگو بودن هم تحقق پیدا نمی کند. خدا را شاکر هستیم امسال توفیق داده شد در شبکه دو شب برنامه باشد، ان شاء الله بتوانیم همه سال با نام و یاد مانند حضرت خدیجه و حضرت ابو طالب و ائمه معصومین که ما هر چه داریم از وجود با برکت حضرات معصومین و اولیاء الهی است.
مجری:
خیلی از شما ممنون و متشکرم یک نکته عرض کنم دوست دارم این را ترویج بدهید و منتشر کنید سیزده فرودین را در پیش رو داریم یک رسمی در بین ایرانی ها است مثل چنین روزی را به طبیعت می روند اصل کار خیلی و شایسته است بالاخره یک روز مردم فرصت را غنیمت می شمارند به دل طبیعت می روند و از نعمات الهی بهره می برند.
اما یادمان باشد که ماه عزیز خدا و ماه مبارک رمضان است ماه رمضان حرمت دارد اگر کسی حرمت ماه رمضان را بشکند قطعاً غضب خدا شامل حالش می شود. حواس مان باشد نکند حرمت شکنی اتفاق بیافتد، نکند روزه خواری علنی بشود هرچند ممکن کسی مسافر هم باشد از نظر شرعی چهار فرسخ را هم رد کرده است اما ماه رمضان است و باید حرمت ماه رمضان را نگه داشت.
بعضی ها دنبال حرمت شکنی هستند دارند برنامه ریزی می کنند برای این که حرمت ماه رمضان شکسته بشود مثل فردا علاوه بر روزه خواری بی بند و باری و چیزهای دیگر هم در کنارش باشد حواس مان باشد وارد این بازی ها نشویم اگر هم دیدیم با زبان خوش، با محبت و مهربانی تذکر بدهیم. دیدم مسئولین شهر و دیار ما قم برنامه ریزی کردند بوستان ها و پارک ها را برای بعد از ظهر فردا فراهم کنند آن های که دوست دارند از بعد از ظهر می آیند لحظات افطارشان هم آن جا هستند سفره افطارشان را آن جا پهن می کنند و میل می کنند بعد هم وقت دارند و بیدارند تا نزدیک سحر بالاخره آن های که از طبیعت و آب، هوا و از فضای خوش استفاده کنند به این شکل بهره بشوند. ان شاء الله که همه ما عنایت و توجه به این موضوع بسیار مهم، اساسی و کلیدی داشته باشیم.
با تمام وجودمان برای ظهور و فرج آقا جانمان مولایمان امام زمان (ارواحنا له الفداء) دعا می کنیم عرضه می دایم «اللهم عجل لولیک الفرج» در پناه حضرت حق باشید و زیر سایه آقاجانمان حضرت مرتضی علی خدا نگهدارتان!
رضایی
19 مرداد 1402 - ساعت 00:20درود خداوند بر حضرت ام سلمه و میمونه سلام الله علیهما و درود ابلیس بر عایشه
رضایی
5 مرداد 1402 - ساعت 18:21السلام علیک یا ام المومنین خدیجه کبری صلوات الله علیها