منجی از دیدگاه شیعه و اهل سنت دکتر عباسی

قسمت هشتم برنامه برگی از تاریخ با کارشناسی حجت الاسلام و المسلمین عباسی
در مورد مستند ( صبح اميد )
 ادعاي تواتر علماي اهل سنت در احاديث مهدي (عج) با استناد به منابع معتبر اهل سنت
 اذعان به تواتر احاديث مهدي (عج) از رسول اكرم (ص) به نقل مزي
 اذعان به تواتر احاديث مهدي (عج) از رسول اكرم (ص) به نقل ابن قيم جوزي
 اذعان به تواتر احاديث مهدي (عج) از رسول اكرم (ص) به نقل سفاريني حنبلي
 اذعان به تواتر احاديث مهدي (عج) از رسول اكرم (ص) به نقل كتاني
 اذعان به تواتر احاديث مهدي (عج) از رسول اكرم (ص) به نقل عظيم آبادي
 اذعان به تواتر احاديث مهدي (عج) از رسول اكرم (ص) به نقل قرطبي
 آيا مهدي (عج) همان عيسي (ع) هست ؟ پاسخ با استناد به منابع معتبر اهل سنت
 حضرت صاحب الزمان (عج) از عترت و اهل بيت رسول اكرم (ص) مي باشد با استناد به منابع معتبر اهل سنت
 رسول اكرم (ص) : مهدي از ما اهل بيت است و ... به نقل بزار
 رسول اكرم (ص) : مهدي از ما اهل بيت است و ... به نقل حاكم نيشابوري
 رسول اكرم (ص) : مهدي از ما اهل بيت است و ... به نقل محمد بن يزيد قزويني
 رسول اكرم (ص) : مهدي از ما اهل بيت است و ... به نقل احمد بن حنبل
 كليپ شبهات كارشناس شبكه وهابي : ... تنها وجه اشتراك شيعه و اهل سنت در موضوعات حضرت مهدي ، فقط و فقط لفظ مهدي است و در تمام موارد ديگر اختلاف است و ... !
 بررسي و پاسخ به شبهات كارشناس شبكه وهابي در مورد اشتراكات شيعه و اهل سنت در موضوعات مربوط به حضرت مهدي (عج)
 دستاورد هاي حكومت حضرت مهدي (عج) بعد از حكومت ايشان به نقل حاكم نيشابوري
 قطعي بودن اصل ظهور و ويژگي هاي حكومت حضرت مهدي (عج) و اثار حكومت ايشان به نقل ابن كثير دمشقي
 اوصاف حضرت مهدي (عج) يكي از ويژگي هاي مشترك بين شيعه و اهل سنت است
 رسول اكرم (ص) : مهدي از عترت من و از فرزندان حضرت زهرا (س) است به نقل ابن حجر هيثمي
 اگر از عمر دنيا حتي يك روز مانده باشد ، خدا مهدي را ميفرستد با استناد به منابع متعدد و معتبر اهل سنت
 كليپ شبهات كارشناس شبكه وهابي : ... مهدي شيعه ، اكثريت را ميكشد كه اين نسل كشي و قتل عام است و عدالت نيست و ... ولي مهدي اهل سنت زمين را پر از عدل و داد ميكند !
 بررسي و پاسخ به شبهات كارشناس شبكه وهابي در مورد جنگ و خونريزي


 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

برنامه برگی از تاریخ 04 07 1402 (قسمت 08)

عنوان برنامه: منجی از دیدگاه شیعه و اهل سنت

استاد: حجت الاسلام و المسلمین عباسی

مجری: سجاد اکبری

کلیدواژه: سعید چندانی؛ بیماری لاعلاج؛ مسجد جمکران؛ مستبصر؛ مهدویت؛ منجی؛ خروج المهدی؛ قام المهدی!

مجری:

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین

بهترین سلام‌ها و صلوات‌ها را می‌فرستیم به محضر نورانی حضرت رحمة للعالمین ختمی مرتبت حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله و سلم) و همچنین سلام و تحیات فراوان داریم به محضر پر از خیر و برکت و نور و رحمت قطب عالم امکان حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف).

همچنین با عرض سلام و ادب و ارادت حضور یکایک شما بینندگان عزیز و ارجمند و پروپا قرص «شبکه جهانی حضرت ولی عصر»، خیلی خوش آمدید به ویژه برنامه «برگی از تاریخ». قرار است بپردازیم به بحث منجی از دیدگاه شیعه و اهل سنت.

همین ابتدای برنامه این ایام را هم خدمت شما عزیزان تبریک و تهنیت عرض می‌کنم. لازم است بگویم که هرگونه سؤال، نظر، پیشنهاد و انتقادی که داشتید حتماً حتماً با ما در میان بگذارید.

«3000151515» سامانه پیامکی روابط عمومی «شبکه جهانی حضرت ولی عصر» است که پل ارتباطی میان ما و شما است.

لازم به ذکر است که پیام‌های شما عزیزان در خصوص همه برنامه‌ها اعم از برنامه «نیم نگاه» هم بررسی می‌شود و به طور مخصوص به آن خواهیم پرداخت.

جناب استاد عباسی عزیز و گرانقدر استاد حوزه و دانشگاه در استودیو تشریف دارند. بنا دارم بدون اتلاف وقت با ایشان همراه شوم تا ان شاءالله از بیانات مفید و ارزشمندشان نهایت استفاده و فیض را ببریم. جناب استاد سلام علیکم، وقتتان بخیر. در ابتدا اگر سلامی است بفرمایید تا در خدمتتان باشیم.

حجت الاسلام و المسلمین عباسی:

سلام علیکم و رحمة الله. بنده هم عرض سلام و ادب و احترام دارم خدمت بینندگان عزیز و گرامی «شبکه جهانی حضرت ولی عصر». امیدوارم هر جای این عالم استید تحت توجهات خاصه حضرت ولی عصر (ارواحنا له الفداء) زندگی بسیار خوب و شیرینی داشته باشید.

ایام سرور و شادی اهل بیت (علیهم السلام) و ایام امامت حضرت ولی عصر (ارواحنا له الفداء) و همچنین اعیاد پیش رو میلاد با سعادت نبی مکرم اسلام و امام صادق (علیهم السلام) را تبریک عرض می‌کنم. در محضر شما استم.

مجری:

حضرت استاد سلامت باشید، خیلی ممنون متشکرم. خیلی خوش آمدید و در خدمتتان استیم توضیحات ابتدایی برنامه را بفرمایید در خصوص منجی از دیدگاه شیعه و اهل سنت.

ان شاءالله عزیزان در پشت صحنه برنامه «برگی از تاریخ» کلیپ‌ها را هم حاضر کردند و قرار است به آنها هم بپردازیم. در خدمتتان استیم.

حجت الاسلام و المسلمین عباسی:

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین إنه خیر ناصر و معین ثم الصلاة و السلام علی سیدنا و نبینا و حبیب قلوبنا و شفیع ذنوبنا ألذی سمی فی السماوات و أحمد و فی الأرضین أبی القاسم مصطفی محمد و علی أهل بیته الطیبین الطاهرین المعصومین المنتجبین سیما بقیة الله فی الأرضین روحی و أرواح العالمین لتراب مقدمه الفداء و اللعن الدائم علی أعدائهم اجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین

اللهم کن لولیک الحُجَّةِ بن الحسن، صلواتُک علیه و علی آبائهِ، فی هذه السّاعة و فی کلِّ ساعةٍ، ولیاً و حافظاً، و قائداً و ناصراً، و دلیلًا و عیناً، حتی تسکنه أرضک طوعاً، و تُمتّعَهُ فی‌ها طویلا

ان شاءالله خداوند ما را از موالیان واقعی و حقیقی مولایمان حضرت ولی عصر (ارواحنا له الفداء) قرار بدهد و ان شاءالله با ظهور موفور السرور حضرت غم و غصه را از دل مؤمنین و مظلومین عالم بردارد.

بحثمان مهدویت بود و شب گذشته هم مطالبی را عرض کردیم. یکی از نکات مهم این است که آقایان وهابی سعی می‌کنند که ذهن‌ها را از مهدی موعود و منجی دور کنند.

آن‌ها نمی‌توانند اصل مهدویت را به صورت کامل منکر شوند، چون مهدویت مشترک بین شیعه و اهل سنت است و از موارد اشتراکی به حساب می‌آید که خیلی هم قابل استفاده و قابل بحث و قابل پیگیری است.

به همین جهت وهابیت تلاش می‌کنند نسبت به جریان مهدویت یک فاصله گذاری کنند بین شیعه و اهل سنت و بگویند کسی که ما با آن مخالفیم و دشمن هستیم مهدی شیعه است، نه مهدی اهل سنت!

در حالی که حقیقت مطلب این است که آنها با اصل مهدویت مشکل دارند، چون مهدویت بناست بیاید و بساط جریان‌های انحرافی این چنینی را جمع کند.

قرار است مهدی موعود بیاید و جلوی گمراهی افراد را بگیرد و به سمت هدایت ببرد، کاری که دقیقاً شبکه‌های وهابی برعکس آن را انجام می‌داد.

من نکاتی را در رابطه با مسئله مهدویت عرض کردم و آنچه که در مهدویت به عنوان اصل و ویژگی‌هایی که در روایات مفصل آمده و تواتر بین شیعه و اهل سنت هست در اصل ماجرای مهدویت را عرض کردم.

نکات دیگری ناظر به صحبت‌هایی که شبهه افکنی کردند یا حرف‌های ناروا و ناصوابی که در شبکه‌های وهابی مطرح کردند وجود دارد و جالب است که جرئت مناظره و گفتگو در این باب را هم ندارند.

ما باز هم در اینجا در این برنامه اعلام می‌کنیم که آمادگی داریم مناظره کنیم، چه با کارشناسان شبکه‌های وهابی و چه با کسانی از مذاهب دیگر که به اصطلاح اهل علم هستند.

ما حاضریم در رابطه با موضوعات مختلف از جمله موضوعات مهدوی که روشن کند چه ویژگی‌هایی در آیات قرآن و روایات در رابطه با حضرت مهدی آمده است و مسئله مهدویت و بیان این‌ها چه کارکردی دارد.

من یک ماجرایی را نقل کنم که این ماجرا را با یک واسطه شنیدم. آقای «سعید چندانی» که از اهل سنت و اهل زاهدان بودند، بیماری خیلی سنگینی داشتند و یک تومور بسیار بزرگ در قسمت پایین بدن ایشان وجود داشت.

این بیماری ایشان را برده بود به سمتی که دیگر لاعلاج بود و امکان معالجه هم وجود نداشت و خطر مرگ برای ایشان بود. ایشان همراه با مادرشان و یکی دیگر از بستگانشان به قم و مسجد جمکران آمدند و شفا گرفتند.

مستندی هم در اینترنت موجود است که آن زمان «دکتر باهر» و دیگر دکترهای معروف قم و تیم‌های پزشکی تأیید کردند که ایشان به دست حضرت ولی عصر (ارواحنا له الفداء) در مسجد جمکران شفا گرفتند.

ایشان شیعه شدند و تعدادی از افراد خانواده ایشان هم شیعه شدند. البته متاسفانه بعد از مدت کوتاهی ایشان به شهادت رسید، یعنی متأسفانه توسط برخی از نزدیکانشان که نتوانستند این قضیه را تحمل کنند به شهادت رسیدند.

یک ماجرای خیلی جالبی اتفاق می افتد که یکی از علمای معروف اهل سنت در شهر زاهدان به منزل ایشان می‌رود و با مادر ایشان صحبت می‌کند.

این ماجرا خیلی معروف شده بود و افراد مختلف این ماجرا را شنیدند و اطلاع پیدا کردند. افراد زیادی با همین ماجرا مستبصر شدند و شیعه را پذیرفتند. امام زمانی که تا به حال مورد پذیرش و تأیید نبود، توانست این کودک ده یا دوازده ساله را شفا بدهد.

آن عالم اهل سنت به منزل ایشان آمده بودند که به طریقی خانواده ایشان را با خودشان همراه کنند و گفته بودند ما آمده‌ایم تبریک بگوییم که فرزند شما را مهدی یا امام زمان شفا داده است و خدا را شکر که این اتفاق افتاده است.

ایشان گفته بود که متوجه حرفتان نمی‌شوم. کدوم مهدی را می‌گویید؟! دارید از چه کسی حرف می‌زنید؟! این عالم اهل سنت گفته بودند مهدی از فرزندان پیغمبر و از نوادگان پیغمبر اکرم هستند و مورد پذیرش هستند.

این خانم که فکر می‌کنم اخیراً از دنیا رفته باشند، یک خانم پیرزن کم‌سواد داخل منزل بودند و خیلی هم از سوی بعضی افراد تحت فشار بودند که به هر حال برخوردهای خیلی تندی کرده بودند، دوبار یا سه بار گفته بودند که من متوجه حرف شما نمی‌شوم.

وقتی این عالم اهل سنت بازهم حرف خود را تکرار کرده بودند، ایشان گفته بود: اگر شما واقعاً قبول دارید که مهدی وجود دارد و قرار است بیاید و دنیا را پر از عدل و داد کند و از فرزندان پیغمبر اکرم و حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) است و قبول دارید و جزء منابع دینی ما است، چرا ما یک بار توصیفات او را از شما نشنیدیم؟!

چرا یک بار در سخنرانی‌تان یا در خطبه نماز جمعه‌تان نیامدید بگویید که‌ای مردم باید بدانید در اسلام یک مهدی وجود دارد که آن مهدی می‌آید و دنیا را پر از عدل و داد می‌کند؟! مگه اتفاق کمی است؟!

چرا یک بار نگفتید این مهدی می‌آید و دنیا را پر از عدل و داد می‌کند و ظلم و ستم را از بین می‌برد؟! منتظر آن مهدی باشید!! بیایید همه با همدیگر برای آمدن آن مهدی دعا کنیم و امید را در بین مردم ایجاد کنیم!!!

شما نیامدید این کار را کنید و من از شما نشنیدم. چرا یک مرتبه الان که فرزند من شفا گرفته است، شما آمدید و دارید می‌گویید که یک مهدی هست، یک امام زمانی است و باید به آن باور داشت؟!! این از شما قابل پذیرش نیست!!

این حقیقت مطلب است. شاید در گذشته اهل سنت در یک دوره‌هایی بوده است که مثلاً نیمه شعبان احیا داشتند و احیا می‌گرفتند. اصلاً خود احیا گرفتن و تا سحر بیدار ماندن مرسوم بود.

بعدها که وهابیت معاصر آمد این را خیلی نفی کرد و گفت اصلاً احادیثش جعلی است، کنار بگذارید. این‌ها خرافات است و نباید شب نیمه شعبان احیا بگیرید.

آن‌ها می‌دانند که افراد شب نیمه شعبان در سیستان و بلوچستان با اسم شب برات تا سحر بیدار می‌مانند و قصه آن چیست. چرا یک مرتبه نیمه شعبان احیا می‌گیرند؟!

آقایان وهابی متوجه این قضیه شدند و گفتند: این شب را مناسبتی نگیرید، چون مطابق می‌شود با آن چیزی که شیعه می‌گوید که حضرت ولی عصر روز نیمه شعبان به دنیا آمده است و ما هم در روایاتمان اتفاقاً در شب نیمه شعبان احیا و خواندن روایات و دعاهایی را داریم و نفی کردند.

این خانم یک سؤال ساده به عنوان یک شخص، به عنوان یک مسلمان از عالم اهل سنت پرسید که چرا شما در رابطه با ماجرای مهدویت تبلیغ و ترویج نمی‌کنید؟!

حالا ممکن است در کتاب‌هایی نوشته شده و کتاب‌هایی در رابطه با بحث مهدویت هست و بسیاری از کتاب‌ها آمده است و بعضی از نویسندگان هم در رابطه با جریان مهدویت و مهدی که در آخرالزمان می‌آید کتاب خاص نوشتند.

حال سؤال اینجاست که چرا این در جامعه نمی‌آید؟! شما الآن به هر شیعه‌ای اسم مهدی را بگویی و در رابطه با حضرت مهدی بپرسی می‌تواند در رابطه با مهدویت صحبت کند، روایتی بگوید، مطلبی بگوید، نکته‌ای بگوید یا از انتظار او بگوید.

چرا این ماجرای انتظار و مهدویت و موعود در سمت دیگر و در مذهب اهل سنت کمرنگ است؟!

آن وقت این منجر به سوء استفاده وهابیت می‌شود که وهابیت بگوید مثلاً این مهدی شیعه فلان است و ما او را قبول نمی‌کنیم، مهدی اهل سنت یک جور دیگری است. بعد در رابطه با آن هم حرف نزنند و نکته‌ای نگویند و مطلبی نگویند!!

مجری:

آن عالم اهل سنت جوابی نداشت برای آن خانمی که این چنین پرسیده بود؟!

حجت الاسلام و المسلمین عباسی:

خیر، این حقیقت است. این خانم و این خانواده منزلشان در نزدیکی‌های منزل آن شخص بود و به نوعی حتی یک نسبتی هم با آن عالم داشتند. ایشان می‌دانند که ما در نماز جمعه شرکت کردیم. یک جلسه، دو جلسه، ده جلسه شرکت کردیم.

در حال حاضر در اینترنت نماز جمعه‌های بسیاری از این شخصیت‌ها موجود است که وقتی مراجعه می‌کنیم می‌بینیم از این ماجرا حرفی نیست.

اصلاً نمی‌آیند توضیح بدهند، نمی‌آیند به مردم بگویند که این همه شما دعا می‌کنید، یکی از دعاهایتان باید این ماجرا باشد. بالاخره اتفاق کمی قرار نیست در عالم بیفتد. دعا کنید و مردم را به آن ایام امیدواری بدهید، اما این حقیقتاً وجود ندارد.

مجری:

درست است. من با اجازه‌تان لازم دانستم که عنوان مستند را هم بگویم که اگر عزیزان می‌خواهند دنبال کنند، می‌توانند این کار را انجام بدهند.

«ساحل بیکران» عنوان مستندی است که جناب استاد به آن اشاره کردند. لازم به ذکر است که این مستند از طریق قاب «شبکه جهانی حضرت ولی عصر» هم تقدیم نگاه‌هایتان شده و خواهد شد ان شاءالله.

عزیزان برویم به اتفاق هم کلیپی را ببینیم از شبکه‌های وهابی و صحبت‌هایی که داشتند و سپس استفاده کنیم از نظرات کارشناسی جناب استاد عباسی عزیز و بزرگوار.

"کلیپ 1:

-                      شما خودتان چه دینی را قبول دارید؟!

·                     ما مشخص است آقای محمد عزیز ما دین اسلام را قبول داریم.

-                     دین اسلام یک منجی دارد که ما به او امام زمان می گوییم. اگر شما به امام زمان اعتقاد ندارید، از نظر ما شما دینتان اشکال دارد و اسلام شما مشکل دارد.

·                     آقای محمد عزیز به نظر شما ما باید دین اسلام را از کجا بگیریم و از چه کسی یاد بگیریم؟!

-                     مهم‌ترین منبع دین اسلام قرآن کریم است.

·                     حالا صحبت من این است که آیا در قرآن کریم صحبتی از امام زمان شده است؟!

-                     مستقیماً نامی برده نشده است، اما آیاتی در قرآن کریم است که اصلاً اعلام می‌کند زمین را بندگان صالح به ارث می‌برند. یعنی یک انقلابی قبل قیامت می‌شود که این زمین توسط بندگان صالح به ارث برده می‌شود.

·                     آقای محمد عزیز ببینید پس در قرآن کریم در هیچ جا صراحتاً صحبتی از امام زمان نشده است، شما هم قبول دارید و من هم قبول دارم. بعد شما می گویید در قرآن کریم آمده است:

(أَنَّ الْأَرْضَ یرِثُها عِبادِی الصَّالِحُون)

بندگان صالح من وارث (حکومت) زمین خواهند شد.

سوره انبیاء (21): آیه 105

من هم این را با شما قبول دارم، اما تمام ادیان الهی به یک ناجی در نزدیکی قیامت ایمان دارند.

اهل سنت هم این باور را دارند که در نزدیکی قیامت فردی ظهور می‌کند، یک شخصی از نسل محمد است که کارهای بزرگ و اصلاحات بزرگی انجام می‌دهد و عدالت بزرگی را می‌آورد، ولی آن ربطی با این امام زمانی که شما می‌گویید ندارد.

آقای محمد عزیز من به شما می گویم مسائلی که برای نجات ما لازم هستند را خدا بسیار صریح و شفاف و واضح در قرآن کریم بیان کرده و پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) هم در احادیث صحیح بیان کرده است.

به عنوان مثال ما معتقدیم که اگر کسی به توحید و نبوت و معاد اعتقاد نداشته باشد دیگر نجات پیدا نمی‌کند. در نتیجه این توحید و نبوت و معاد در صدها آیه قرآن کریم به شفافیت بیان شدند.

اگر امام زمان مقوله‌ای می‌بود که برای نجات ما لازم می‌بود، همان طور که توحید و نبوت و معاد صریح و واضح و روشن در قرآن بیان شدند، امام زمان هم حتماً بیان می‌شد. در نتیجه چون بیان نشده است، پس چیزی به نام امام زمان وجود خارجی ندارد."

مجری:

عزیزان مجدداً خیلی خوش آمدید به «برگی از تاریخ» بدون اتلاف وقت می‌شنویم فرمایشات مفید و ارزشمند جناب استاد عباسی را در خصوص تصاویری که پخش شد. جناب استاد در خدمتتان هستیم.

حجت الاسلام و المسلمین عباسی:

این آقای به اصطلاح کارشناس شبکه وهابی نکاتی را گفتن که من این نکات را یک به یک مطرح می‌کنم. وقتی که از ایشان سؤال کردند و گفتند که چون شما قبول ندارید اعتقادات شما اشکال دارد، گفت: شما چه منبعی را قبول دارید؟! بیننده گفت که ما قرآن را قبول داریم.

این نوع بیان اشتباه است. اینکه فقط ما بگوییم قرآن تنها منبع دین ما است این قطعاً اشتباه است، بلکه قرآن قطعاً نیاز به سنت دارد. یعنی قرآن کریم و سنت نبی گرامی اسلام دو تا منبع هستند.

در کتب اهل سنت هم به این مسئله فراوان اشاره شده است. مثلاً آقای «ابن عبدالبر قرطبی» نقل می‌کند که «أوزاعی» اینطور بیان کرده است:

«قال الأوزاعی الکتاب أحوج إلی السنة من السنة إلی الکتاب»

اوزاعی می‌گوید: احتیاج قرآن به سنت بیش از احتیاج سنت به قرآن است.

چون قرآن نیاز به تفسیر دارد.

«قال أبو عمر یرید أنها تقضی علیه وتبین المراد منه»

یا در جای دیگر آورده است:

«وروی الأوزاعی عن حسان بن عطیة قال کان الوحی ینزل علی رسول الله ویحضره جبریل بالسنة آلتی تفسر ذلک»

اوزاعی از حسان بن عطیه نقل می‌کند: جبرئیل وحی را بر نبی گرامی اسلام نازل می‌کرد و در کنار آن سنت را نازل می‌کرد که قرآن را تفسیر کند.

جامع بیان العلم وفضله، اسم المؤلف: یوسف بن عبد آلبر النمری، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت – 1398، ج 2، ص 191، باب موضع السنة من الکتاب وبیانها له

همچنین در کتاب «تفسیر قرطبی» از قول «احمد بن حنبل» آمده است:

«ان السنة تفسر الکتاب وتبینه»

این سنت است که کتاب را تفسیر و تبیین می‌کند.

الجامع لأحکام القرآن (تفسیر القرطبی)، نویسنده: القرطبی، وفات: 671، رده: مصادر تفسیر سنی، خطی: خیر، تحقیق: تصحیح: أحمد عبد العلیم البردونی، ناشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت - لبنان، ج 1، ص 39، باب تبیین الکتاب بالسنة، وما جاء فی ذلک

همچنین «ابوحنیفه» می‌گوید:

«لولا السنة ما فهم أحد منا القرآن»

اگر سنت نبود، اصلاً ما چیزی از قرآن را نمی‌دانستیم.

قواعد التحدیث من فنون مصطلح الحدیث، اسم المؤلف: محمد جمال الدین القاسمی، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1399 هـ - 1979 م، الطبعة: الأولی، ج 1، ص 52، باب 4 - حث السلف علی الحدیث

بنابراین در کنار قرآن کریم، سنت به عنوان یک ویژگی مهم برای فهم دین لازم است. لذا خود این کارشناس شبکه وهابی هم به این نکته توجهی دارد و سعی می‌کند طوری بگوید که بعداً گرفتار نشود.

مثلاً ایشان تصریح می‌کند و می‌گوید: مواردی که مربوط به نجات ما بوده است در قرآن و احادیث صحیح پیامبر آمده است.

ایشان خیلی ریز اول سعی کرد زیر سؤال ببرد و چنین گفت که در هیچ جای قرآن در رابطه با امام زمان نگفته است، در حالی که در رابطه با توحید و نبوت و معاد و اینها گفته است. او بعد گفت: مواردی که ما به آن برای نجات لازم داریم، در آیات قرآن و روایات صحیح پیامبر آمده است.

اولاً ما آیات قرآن داریم. یک آیه را خود بیننده خواند و آیات دیگر فراوان داریم که ما به آن اشاره خواهیم کرد. ثانیاً این نکته‌ای که در احادیث پیامبر آمده است. شما می‌گویید که خود شما بیان کردید در احادیث پیامبر ویژگی‌هایی آمده است.

در احادیث پیامبر آمده است که کسی در آخرالزمان با این ویژگی‌ها می‌آید. در احادیث پیامبر آمده است که شخصی در آخرالزمان می‌آید که اصلاحات اساسی و مهمی را انجام می‌دهد.

اگر ما بخواهیم یک نمونه ویژگی هم برای آن ذکر کنیم، از منابع اهل سنت خیلی نکات مهم و جالبی در بعضی منابع اهل سنت معاصر ایران استخراج می‌شود.

مثلاً در کتاب «مجالس قطب الإرشاد» که مربوط به «مولوی محمد عمر سربازی» است مطلبی آمده است. فقط جمع آوری صحبت‌ها و بحث‌های ایشان را «عبدالجلیل محمدی» مدرس منبع العلوم کوهوند انجام داده است.

در صفحه 275 این کتاب آمده است: "رسول الله برای ظهور امام مهدی (علیه السلام) پیشگویی فرموده‌اند."

حالا اگر اینجا بگوید "امام مهدی" اشکال ندارد، ولی اگر مثلاً شیعه گفته باشد می گویند این مهدی با آن مهدی فرق می‌کند!!

چه پیشگویی کردند تا ببینیم چه تفاوت‌هایی دارد. ایشان می‌گفت که صریح در قرآن نیامده است. اگر لازم بود در قرآن و احادیث پیامبر می‌آمد!

سؤالی از ایشان پرسیده شده است که آیا احادیث صریحی در مورد ظهور دجال و امام مهدی (علیه السلام) وجود دارد؟!! در جواب آمده است: رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) در مورد ظهور دجال و امام مهدی (علیه السلام) پیشگویی‌هایی کرده‌اند.

آن جناب پیشگویی فرمودند که پس از گذشت ۱۴۰۰ یا 1500 سال ظهور امام مهدی و دجال به وقوع می‌پیوندد. امام مهدی (علیه السلام) در جهت مثبت و دجال در جهت منفی که نیروی شیطانی است، اما مشخص نیست که در چه تاریخی اتفاق می‌افتد.

خیلی جالب است که ایشان می‌گوید ۱۴۰۰ سال یا ۱۵۰۰ سال، یعنی می‌شود همین حوالی که الان داریم زندگی می‌کنیم. یعنی بنابر قول ایشان اصلاً خیلی هم ظهور نزدیک است.

"فقط اینقدر معلوم است که علامات به خصوص آن دو قبل از ظهورشان ظاهر می‌شوند."

یعنی آن علامتی که مربوط به آمدن اینها هست، قبل از ظهور این‌ها ظاهر می‌شوند. بعد در پاورقی آورده است که درباره ظهور امام مهدی و دجال احادیث زیادی وجود دارد. برای اطلاع کامل و دقیق‌تر بنگرید «صحیح مسلم» جلد ۱ صفحه ۱۳۷، ۱۳۸ و ۱۳۹ شماره‌های ۲۷۳، ۲۷۴، ۲۷۵، ۲۷۶ تا ۲۷۸.

«ابن ماجه» در کتاب «سنن» جلد 3 صفحه ۴۳۸ از شماره‌های 4071 تا 4099 این تعداد حدیث باب‌های «فتنه الدجال و خروج عیسی بن مریم و خروج یأجوج و مأجوج» و «خروج المهدی» را آورده است. این مقدار مطلب و روایت وجود دارد.

کتاب دیگر «احسن المقصود فی توحید المعبود» تألیف «مولوی عبدالواحد سیدزاده» است با تقریض مفتی اعظم هند «مفتی کفایت الله دهلوی» و این جمع آوری و چاپ زیر نظر «شیخ الحدیث محمد یوسف حسین‌پور» است.

یعنی چند شخصیت تراز اول از بلوچستان با تقریزی که در هند اتفاق افتاده است. در این کتاب که چاپ نیکو 2000 جلد چاپ کرده و تمام ویژگی‌هایش اینجا آمده است، صفحه 78 می نویسد:

"مهدی از احادیث صحیح ثابت است که الله تبارک و تعالی در آخرالزمان خلیفه عادل از آل رسول به این امت مرحمت می‌فرماید و پس از او دجال و سایر علامات قیامت ظاهر می‌شوند. آنگاه عیسی فرود می‌آید و دجال را می‌کشد و در نماز به مهدی اقتدا می‌کند."

این هم یک مورد دیگری که عرض کردیم از منابع علمای اهل سنت ایران است. بنابراین احادیث صحیح و صریح وجود دارد، آیات قرآنی هم است که خیلی از اهل سنت آمدند این آیات را تفسیر کردند به امام مهدی.

شما می‌خواهید اسم آیات آمده باشد؟! نیازی نیست اسم آیات آمده باشد. مثلاً در رابطه با نماز که نماز از مهمات دین هست، ما می‌بینیم که خود علمای اهل سنت هم قائل شدند.

نماز که می گویند موجب نجات ما هست و باید نماز را بدانیم، کیفیت نماز در قرآن نیامده است. خود علمای اهل سنت هم اعتراف کردند که قرار نیست در قرآن کیفیت نماز آمده باشد. بعضی از اینها مفصل در کتاب‌هایشان آوردند.

مثلاً «خطیب بغدادی» در کتاب «الکفایة فی علم الروایة» صفحه ۱۵ این مسئله را آورده و معتقد هستند که اگر شما گفتید فقط به قرآن رجوع کنیم، قطعاً به این مشکل برمی‌خورید که خیلی از موارد دین و مطالب مربوط به دین در قرآن نیامده است.

حتی بر اساس آیات قرآن وجوب نماز در قرآن نیامده است. توصیه به خواندن نماز و بیان و اقامه نماز آمده و نماز در قرآن ذکر شده است، اما اینکه واجب است بر اساس روایات وجوب آن ذکر شده است.

اینکه نماز چند وعده است بر اساس روایات ثابت شده است، اینکه نماز چند رکعت است بر اساس روایات آمده است، اینکه چه چیزهایی موقع نماز بر انسان حرام می‌شود بر اساس روایات آمده است، اینکه چه چیزهایی نماز را باطل می‌کند بر اساس روایات مفل آمده و بیان شده است.

بنابراین حتماً نیاز به روایت در تفسیر است و حتماً نیاز به روایت در شأن نزول آیات است که منجر به فهم آیات می‌شود. مثلاً آقای «واحدی» در کتاب «أسباب النزول» صفحه 8 آورده است:

«لِامْتِنَاعِ مَعْرِفَةِ تَفْسِیرِ الْآیةِ وَقَصْدِ سبیل‌ها، دُونَ الْوُقُوفِ عَلَی قِصَّتِهَا وَبَیانِ نُزُولِهَا»

الکتاب: أسباب نزول القرآن، المؤلف: أبو الحسن علی بن أحمد بن محمد بن علی الواحدی، النیسابوری، الشافعی (المتوفی: 468 هـ)، المحقق: عصام بن عبد المحسن الحمیدان، قال المحقق: قمت بتوفیق الله وحده بتخریج أحادیث الکتاب تخریجا مستوفی علی ما ذکر العلماء أو ما توصلت إلیه من خلال نقد تلک الأسانید، الناشر: دار الإصلاح – الدمام، الطبعة: الثانیة، 1412 هـ - 1992 م، ج 1، ص 8، باب مقدمة المؤلف

ایشان می‌گوید که اصلاً محال است شما به معنای واقعی آیه برسید، اگر شما سبب نزول را ندانید و اطلاع نداشته باشید و نروید ببینید این آیه در چه واقعه‌ای و درباره چه کسانی و چه شخصیت‌هایی و چه افرادی نازل شده است. آقای «زرکشی» از «ابوالفضل قشیری» نقل می‌کند و می‌نویسد:

«قال الشیخ أبو الفتح القشیری بیان سبب النزول طریق قوی فی فهم معانی الکتاب العزیز»

ابوالفتح قشیری می‌گوید: بیان سبب نزول طریق بسیار قوی است در فهمیدن معانی قرآن.

البرهان فی علوم القرآن، اسم المؤلف: محمد بن بهادر بن عبد الله الزرکشی أبو عبد الله، دار النشر: دار المعرفة - بیروت - 1391، تحقیق: محمد أبو الفضل إبراهیم، ج 1، ص 22، باب النوع الأول

بنابراین خیلی اهمیت دارد که ما این مطلب را داریم که باید همراه با قرآن حتماً روایات باشد، چه روایاتی مربوط به شأن نزول و چه روایت تفسیری آمده باشد.

اما ایشان ادعا کرد و گفت که در قرآن نیامده است، اگر واجب بود و مهم بود و لازم بود و خیلی اهمیت داشت در قرآن می‌آمد. من می‌خواهم سریع از منابع اهل سنت آیاتی که برخی از خود اهل سنت و بزرگان اهل سنت دارند را بیاورم.

این مطالب نه برای شیعه و نه متعلق به امروز و نه صد سال یا دویست سال قبل است، بلکه قرن‌های متمادی در رابطه با آن نظر دادند و گفتند که این آیات مربوط به همان مهدی است. این‌ها می‌شود سبب نزول، شأن نزول و روایات تفسیری. خداوند متعال در آیه 33 سوره توبه می‌فرماید:

(هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدی وَ دِینِ الْحَقِّ لِیظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کلِّهِ وَ لَوْ کرِهَ الْمُشْرِکون)

او کسی است که رسولش را با هدایت و آئین حق فرستاد تا او را بر همه آئین‌ها غالب گرداند هر چند مشرکان کراهت داشته باشند.

سوره توبه (9): آیه 33

اینکه دین برای همه به صورت کامل روشن شود هنوز هم اتفاق نیفتاده است. چه زمانی اتفاق می افتد؟! زمان ظهور حضرت مهدی (ارواحنا له الفداء) اتفاق می افتد. این آیه را آقایان اهل سنت در رابطه با چه مسئله‌ای گفتند؟!

مثلاً آقای «سیوطی» یکی از مفسرین اهل سنت در کتاب تفسیر «الدر المنثور» جلد ۴ صفحه ۱۷۶ می‌نویسد:

«وأخرج عبد بن حمید وابن المنذر عن قتادة رضی الله فی قوله (لیظهره علی الدین کله) قال: الأدیان ستة (الذین آمنوا والذین هادوا والصابئین والنصاری والمجوس والذین أشرکوا) فالأدیان کل‌ها تدخل فی دین الإسلام والإسلام لا یدخل فی شیء منها فإن الله قضی فیما حکم وأنزل أن یظهر دینه علی الدین کله ولو کره المشرکون»

الدر المنثور، اسم المؤلف: عبد الرحمن بن الکمال جلال الدین السیوطی، دار النشر: دار الفکر - بیروت – 1993، ج 4، ص 176، باب التوبة: (33) هو الذی أرسل... ..

ایشان می‌نویسد: یک روزی خواهد آمد که همه ادیان شش گانه همه بیایند در دین اسلام قرار بگیرند و آن روز مربوط به چه کسی است؟! مربوط به زمان مهدی و آمدن آنها در دین اسلام است.

تکمیل این حرف را آقای «فخر رازی» متوفای 604 هجری در کتاب «تفسیر الکبیر» جلد ۱۶ صفحه ۳۳ آورده است. ایشان می‌نویسد:

«واعلم أن ظهور الشیء علی غیره قد یکون بالحجة، وقد یکون بالکثرة والوفور، وقد یکون بالغلبة والاستیلاء»

ایشان می‌خواهد آیه را توضیح بدهد. اینکه گفته است:

(لِیظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کلِّهِ)

بر همه دین‌ها غلبه پیدا کند و در واقع استیلای بر آنها پیدا کند، مدل‌های مختلف است. گاهی به کثرت و وفور جمعیت است، گاهی به غلبه و استیلاء است و موارد مختلف تا اینکه می‌گوید:

«وقال السدی: ذلک عند خروج المهدی»

این مربوط به زمانی است که مهدی خروج کند.

«لا یبقی أحد إلا دخل فی الإسلام أو أدی الخراج»

کسی باقی نمی‌ماند مگر اینکه یا در اسلام وارد می‌شوند یا از آنها خراج گرفته می‌شود.

التفسیر الکبیر أو مفاتیح الغیب، اسم المؤلف: فخر الدین محمد بن عمر التمیمی الرازی الشافعی، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1421 هـ - 2000 م، الطبعة: الأولی، ج 16، ص 33، باب التوبة: (33) هو الذی أرسل... ..

هیچکس باقی نمی‌ماند، چون دین غلبه بر همه دین‌ها پیدا کرده است و تبیین کامل در کل عالم اتفاق افتاده است. عذری برای کسی باقی نمانده است و افراد یا مسلمان می‌شوند یا از آنها خراج گرفته می‌شود.

آقای «قرطبی» در کتاب «تفسیر» خود ذیل همین آیه در جلد ۸ صفحه ۱۲۱ دقیقاً همان حرف را از او نقل می‌کند. حالا افراد دیگر مثل «ابوهریره» و «ضحاک» گفتند:

«هذا عند نزول عیسی علیه السلام»

این مربوط به زمان رجعت حضرت عیسی است.

الجامع لأحکام القرآن، اسم المؤلف: أبو عبد الله محمد بن أحمد الأنصاری القرطبی، دار النشر: دار الشعب – القاهرة، ج 8، ص 121، باب التوبة: (33) هو الذی أرسل... ..

وقتی حضرت عیسی برمی‌گردد، نیاز دارد که امامی داشته باشد. قرار نیست که دین اسلام به دست حضرت عیسی جهانی شود!!

بعضی از اینها چنین آوردند. من اشاره هم کردم: «لا مهدی إلا عیسی»؛ اصلاً این معنا ندارد. گفتند که این روایت، روایت باطل و ضعیفی است.

حضرت عیسی خلف مهدی نماز می‌خواند تا همه به حضرت مهدی ایمان بیاورند، والا اگر قرار باشد که این دین ۱۵۰۰ سال رشد کرده باشد و ادامه پیدا کرده باشد بعد آخر سر قرار باشد که به واسطه پیامبر مسیحیت جهانی شود که شدنی نیست!

حضرت عیسی پیامبر خداست، ولی پیامبر خاتم پیامبری است که باید در واقع کار را تمام کند و به واسطه او قرار است (لِیظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کلِّهِ) نسبت به دیگران صورت بگیرد.

فراوان عرض کردیم. مثلاً آقای «ابن جوزی» متوفای ۵۹۷ هجری در کتاب «زاد المسیر فی علم التفسیر» جلد ۳ صفحه 428 می‌نویسد:

«عند خروج المهدی قاله السدی»

زاد المسیر فی علم التفسیر، اسم المؤلف: عبد الرحمن بن علی بن محمد الجوزی، دار النشر: المکتب الإسلامی - بیروت - 1404، الطبعة: الثالثة، ج 3، ص 428، باب التوبة: (33) هو الذی أرسل... ..

یکی از آن مواردی است که به صورت ویژه آورده است. در اقوال دیگری هم که آمده یکی از آنها قول «ابوهریره» و «ضحاک» هست که همان مسئله حضرت عیسی است که مردود است.

اصل اتفاق که باید روزی همه دین‌ها بیایند زیر مجموعه دین اسلام قرار بگیرند تا الان که محقق نشده است. پس یک زمانی باید محقق شود.

آن زمان از جانب چه کسی است؟! آن زمان از جانب مهدی است. آن مهدی که قرار است خدای متعال آن را بیاورد و برای این ویژگی در اختیار همه عالم قرار بگیرد.

حالا من نمی‌خواهم به همه آیات اشاره کنم. آیات بسیار فراوانی در رابطه با حضرت مهدی است که اگر شد در برنامه دیگری مفصل نسبت به آنها صحبت خواهم کرد.

مجری:

حضرت استاد در خصوص این قضیه که فرمودید عزیزان می‌توانند برنامه دیشب را هم دنبال کنند که حضرت عیسی پشت سر حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نماز خواهند خواند. ما دیشب هم در همین ویژه برنامه در این خصوص صحبت کردیم.

حجت الاسلام و المسلمین عباسی:

من یک آیه دیگر هم بخوانم که بحثم تکمیل شود. بیننده آیه:

(أَنَّ الْأَرْضَ یرِثُها عِبادِی الصَّالِحُون)

را خواندند که ایشان هم گفت من هم قبول دارم که قرار است زمین در اختیار قرار بگیرد. آیه دیگر آیه ۱۱۴ سوره بقره است که آیه بسیار زیبایی است. خداوند متعال می‌فرماید:

(وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ مَنَعَ مَساجِدَ اللَّهِ أَنْ یذْکرَ فی‌ها اسْمُهُ وَ سَعی فِی خَرابِها أُولئِک ما کانَ لَهُمْ أَنْ یدْخُلُوها إِلاَّ خائِفِینَ لَهُمْ فِی الدُّنْیا خِزْی وَ لَهُمْ فِی الْآخِرَةِ عَذابٌ عَظِیم)

چه کسی ستمکارتر از کسانی است که از بردن نام خدا در مساجد او جلوگیری می‌کنند و سعی در ویرانی آنها دارند، شایسته نیست آنان جز با ترس و وحشت وارد این کانونهای عبادت شوند، بهره آنها در دنيا رسوايى و در سراى ديگر عذاب عظيم است.

سوره بقره (2): آیه 114

آقای «طبری» در کتاب «تفسیر طبری» جلد یک صفحه 501 ذیل این آیه روایتی را نقل می‌کند و می‌نویسد:

(لَهُمْ فِی الدُّنْیا خِزْی)

کسانی که از مساجد الهی منع می‌کنند، کسانی که ظلم می‌کنند و سعی می‌کنند محل عبادت‌ها را خراب کنند یک عقوبتی در دنیا دارند و در آخرت هم عذاب عظیم دارند. این افراد در دنیا چه زمانی گرفتار می‌شوند؟!

«فإنهم إذا قام المهدی وفتحت القسطنطینیة قتلهم فذلک الخزی وأما العذاب العظیم فإنه عذاب جهنم»

جامع البیان عن تأویل آی القرآن، اسم المؤلف: محمد بن جریر بن یزید بن خالد الطبری أبو جعفر، دار النشر: دار الفکر - بیروت – 1405، ج 1، ص 501، باب البقرة: (114) ومن أظلم ممن... ..

در دنیا که این‌ها مساجد را می‌گیرند تخریب می‌کنند و اذیت می‌کنند این کجا گیر می‌افتند؟!

«إذا قام المهدی»

وقتی که مهدی می‌آید، این‌ها گیر می‌افتند. به صراحت گفته شده است که قسطنطنیه فتح می‌شود و اینها عقوبت و مجازات دنیایی می‌شوند و کشته می‌شوند به خاطر جنایاتی که انجام دادند. این برای زمان آمدن حضرت مهدی است.

دیگران هم روایاتی در این زمینه آورده‌اند. آقای «ابن ابی حاتم» هم مطلبی در این زمینه آورده‌اند. ایشان کسی است که آقای «ابن تیمیه» در کتاب «منهاج السنة النبویة» می‌نویسد که «ابن ابی حاتم» مورد اعتبار و اعتنا هست.

آقای «ابن ابی حاتم» از متقدمین است و وفاتش ابتدای قرن ۴ هجری قمری است، در کتاب «تفسیر» خود جلد 1 صفحه 211 می‌نویسد:

«اما خزیهم فی الدنیا فانه اذا قام المهدی فتح القسطنطینیة وقتلهم فذلک الخزی. وروی عن عکرمة، ووائل بن داود نحو ذلک»

تفسیر القرآن، اسم المؤلف: عبد الرحمن بن محمد بن إدریس الرازی، دار النشر: المکتبة العصریة - صیدا، تحقیق: أسعد محمد الطیب، ج 1، ص 211، ح 1118

این اتفاق و این بلا سر اینها خواهد آمد. بنابراین اتمام کلام من اینکه در آیات قرآن هم بود و در روایات پیغمبر هم بود این نکته‌ای که ایشان گفت.

یک مسائلی اتفاق می افتد و حضرت مهدی اصلاحاتی در عالم انجام می‌دهند، اما این در نجات ما خیلی اثرگذار نیست. یعنی چه؟! یعنی ما باید فقط به یک چیزهایی اعتقاد داشته باشیم که خیلی در نجات ما مهم است؟!

یعنی مثلاً اگر یک چیزی یک خورده اهمیتش کمتر بود، در جزئیات است. اصل نماز در نجاتمان مهم است، ولی حالا نماز صبح خیلی مهم نیست و در نجات ما اثرگذار نباشد. این را فرض کنید. نمی‌دانم چطور می‌خواهند تفکیک قائل شوند!!

اگر یک امری است که ده‌ها و صدها روایت از پیامبر درباره او آمده است، آیات متعدد قرآن اشاره به آن داشته است و همانطور که خود ایشان هم گفت قرار است یک تحولات جدی در عالم قبل از قیامت اتفاق بیفتد، پس مسئله یک مسئله مهمی است.

اصلاً اگر مهم نبود و به زندگی ما و به دین ما و به ایمان ما کاری نداشت و اثرگذار نبود، اصلاً پیامبر بیان نمی‌کرد. برای چه باید بیان کنند؟!! کدام امر دین بی‌اهمیت است که بگوییم این را ول کن و کنار بگذاریم و انجام ندهیم؟!!

همانطور که در رابطه با گناه فرمودند گناهان کوچک و تحقیر گناهان تبدیل به گناه کبیره می‌شود، چون تو داری این گناه را با جرئت انجام می‌دهی.

در این طرف قضیه هم این است. اگر کسی یک واجب یا حتی یک مستحبی را تحقیر کند و بگوید این مهم نیست و جزو موارد اصلی دین نیست، همان می‌شود ضربه به آن شخص و همان می‌شود باعث گمراهی آن شخص.

همه اموری که دین برای ما آورده است، نبی مکرم اسلام برای ما آورده است، اهل بیت (علیهم السلام) برای ما آورده‌اند، همه اینها با همدیگر موجب سعادت انسان است.

لذا ایشان تفکیک می‌کند و می‌گوید: اگر قرار بود که در نجات ما خیلی نقش داشته باشد، قرآن می‌گفت. ما گفتیم که قرآن گفت، پیامبر هم گفت همانطور که خودش هم گفت مطالبی در روایات پیامبر آمده است.

چطور شما می‌خواهید شماره یک و شماره دو بگویید که مثلاً این خیلی مهم است و این خیلی مهم نیست؟! این جزء ضروریات خیلی عالی است و واجب است باید حتماً تبعیت کنیم، اما این یکی حالا اهمیتی در این مسئله ندارد!!

لذا باور به مهدویت به عنوان یک اعتقاد که اتفاقاً اعتقاد سازنده است و اتفاقاً اعتقادی هست که ما را رشد می‌دهد. این امیدی که به ما می‌دهد.

(لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّه)

از رحمت خداوند نومید نشوید.

سوره زمر (39): آیه 53

مگر ما این را نداریم؟! مگر ما این همه توصیه نداریم که بالاترین گناه خود یأس از رحمت الهی هست؟!

مهدویت دارد چیکار می‌کند؟! مهدویت دقیقاً در مقابل این عمل می‌کند. یعنی داره به ما امید می‌دهد و ناامیدی را از دل ما برمی‌دارد که ما بگوییم یعنی واقعاً دنیا با این همه فساد و این همه تباهی و ظلم و غیره واقعاً دیگر اصلاح می‌شود؟!

یعنی واقعاً ما امیدوار باشیم که زندگی تغییر کند و شرایط برای مؤمنین تغییر می‌کند؟! قرآن کریم می‌فرماید: بله.

(أَنَّ الْأَرْضَ یرِثُها عِبادِی الصَّالِحُون)

بندگان صالح من وارث (حکومت) زمین خواهند شد.

سوره انبیاء (21): آیه 105

و:

(وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِین)

اراده ما بر این قرار گرفته است که به مستضعفین نعمت بخشیم، و آنها را پیشوایان و وارثین روی زمین قرار دهیم!

سوره قصص (28): آیه 5

هرچه که مظلومین در زمین به استضعاف کشیده شدند. خودشان ضعیف نشدند، بلکه به استضعاف کشیده شدند. یعنی دیگران در حق آنها ظلم کردند. این‌ها یک روزی جبران خواهد شد.

آن روز، روزی هست که زمین در اختیار بندگان صالح خدا قرار می‌گیرد و حاکمیت الهی در زمین تحقق پیدا می‌کند. مردم طعم تلخ همه نوع حاکمیتی را در عالم چشیدند و آن طعم واقعی و حقیقی تحقق عدل در کل عالم را هنوز نچشیده‌اند.

(أَنَّ الْأَرْضَ یرِثُها عِبادِی الصَّالِحُون)

مجری:

بسیار عالی، خیلی ممنونم. الحمدلله جای هیچ ابهامی باقی نماند و الحق و الانصاف استفاده کردیم از محضرتان جناب استاد.

امید غریبان تنها کجایی

چراغ سر قبر زهرا کجایی

میان برنامه‌ای را به اتفاق همدیگر می‌بینیم، برمی‌گردیم در خدمت شما عزیزان خواهم بود.

ان شاءالله که هر جای جهان هستید و از هر طریقی بیننده این قاب جهانی هستید حال و احوال دلتان خوب باشد و با امید زندگی کنید، با امید به آینده سبزی که در انتظارمان هست.

برای همدیگر دعا کنیم و در رأس دعاهایمان دعا برای ظهور آقا امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) باشد.

قرار هست برویم کلیپ دیگری را به اتفاق هم ببینیم. شبکه‌های وهابی در خصوص مخفی نگه داشتن حضرت مهدی (علیه السلام) توسط امام حسن عسکری (علیه السلام) شبهه‌ای را مطرح کردند که بدون اتلاف وقت می‌بینیم، برمی‌گردیم و استفاده می‌کنیم از بیانات جناب استاد.

کلیپ 2:

"توجیه کردن مسئله عدم حرف زدن امام حسن عسکری درباره پسرش و درباره امامت و یک حرفی درست کردند که امام حسن عسکری از حکومت عباسی می‌ترسید.

امام رضا، امام محمد جواد، امام علی الهادی و امام حسن عسکری این چهار امام تقریباً با خلفای عباسی رفیق بودند و در کنارش بودند. حتی لقبشان عسکری است که از عسکر و اردوگاه می‌آید. اردوگاهی که زندگی می‌کرد نزدیک «خلیفه معتمد» بود.

اصلاً اختلافاتی نبود بین ائمه رضوی که چهار امام هستند و آخرین ائمه با حتی «متوکل عباسی» که سنی بود و ضد شیعه و متعصب بود، اما خودش احترام می‌کرد به امام علی هادی.

او از امام علی هادی دعوت کرد که از مدینه به سامرا بیاید. علوم است که عباسیون ضد ائمه علوی نبودند، بلکه در واقع ضد خط دیگری از علویون بودند. خطی که انقلابیون یعنی کسانی که ضد خلفای عباسی قیام می‌کردند. پس این حرف فقط هم حرف بدون دلیل."

مجری:

تصاویری از شبکه‌های وهابی پخش شد که به اتفاق هم دیدیم. بدون اتلاف وقت برویم بشنویم بیانات ارزشمند جناب استاد عباسی عزیز را. جناب استاد در خدمتتان هستیم.

حجت الاسلام و المسلمین عباسی:

بینندگان عزیز دیدند یک نکته‌ای را مطرح کرد که واقعاً خنده دار است. یعنی ما که شیعه هستیم حتی شیعه‌هایی که در روستاهای دور هم زندگی می‌کنند، این مطلب برایشان واضح است.

امام رضا (علیه السلام) را چه کسی به شهادت رساند؟! «مأمون» به شهادت رساند. امام جواد را چه کسی به شهادت رساند؟! «أم فضل» به شهادت رساند که فرزند «مأمون» است که از بنی العباس بودند.

بقیه امامان هم این چنین هستند. امام حسن عسکری (علیه السلام) امامی که ۲۸ سال کلاً در دنیا زندگی کرده است را چه کسی به شهادت رسانده است؟! حاکمان بنی العباس او را به شهادت رساندند!!

چطور رابطه‌شان خوب بوده است؟! ایشان از چه طریقی برداشت می‌کند که رابطه اینها خوب بود و با اینها کاری نداشت، چون این‌ها اهل قیام نبودند؟!!

چرا امام رضا (علیه السلام) را به مرو آوردند؟! همگان آوردن به مرو را شنیدند!! برای اینکه امام رضا تحت نظر باشند. امام جواد (علیه السلام) تحت نظر بود. امام هادی و امام حسن عسکری (علیهم السلام) تحت نظر بودند.

امام جواد (علیه السلام) را «مأمون» به شهادت رسانده است. آقای «ابن حبان» در کتاب «الثقات» جلد ۸ صفحه ۴۵۶ در شرح حال امام رضا (علیه السلام) نام امام رضا را می‌آورد و می‌نویسد:

«علی بن موسی الرضا وهو علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی بن أبی طالب أبو الحسن من سادات أهل البیت وعقلائهم وجلة الهاشمیین»

تا جایی که می‌نویسد:

«ومات علی بن موسی الرضا بطوس من شربة سقاه إیاها المأمون فمات من ساعته»

الثقات، اسم المؤلف: محمد بن حبان بن أحمد أبو حاتم التمیمی البستی، دار النشر: دار الفکر - 1395 - 1975، الطبعة: الأولی، تحقیق: السید شرف الدین أحمد، ج 8، ص 457، ح 14411

انقدر سم قوی بود که در همان ساعت حضرت از دنیا رفتند به شهادت رسیدند!! «مأمون» از روی محبت و دوستی این سم را به امام رضا داده بودند؟! چه حرفی می‌زنید؟! آیا با محبت این کار را انجام دادند؟!

بعد ایشان یک نکته‌ای گفت و ادعا کرد که امام حسن عسکری در سامرا در عسکر حضور داشتند. ببینید چقدر رابطه خوب بوده است که امام حسن عسکری رفتند در پادگان نظامی طرف مقابل دارند زندگی می‌کنند!!

یعنی مثلاً الان یک آدم عادی که با یک مجموعه‌ای، با یک دولتی، با یک حاکمیتی خوب باشد و کارش نظامی نباشد مثلاً پزشک باشد یا مغازه‌دار باشد، آیا این شخص بلند می‌شود برود در یک پادگان زندگی کند؟! اصلاً روحیه معمول افراد به پادگان می‌خورد؟!

پادگان جای افراد نظامی استو حالا یک نفری با یک مجموعه‌ای رابطه خوبی هم ندارد. مثلاً امام حسن عسکری (علیه السلام) یا امام هادی در سامرا چکار داشتند؟! اصلاً برای چه باید به سامرا بروند؟! آیا زندگی‌شان آنجا بوده یا پدرانشان آنجا بودند؟!

رفتن به سامرا برای حصر شدید است. چرا دیگر ائمه ما قبل از امام هادی (علیه السلام) را به پادگان نبردند؟! چون دیگر می‌خواستند نهایت مراقبت را داشته باشند که اگر قرار شد مهدی به دنیا بیاید حضرت را از بین ببرند.

آن‌ها هم مطالب و روایات را دیدند. اگر قرار است به دنیا بیایند، دقیقاً متوجه شوند و مانع از این قضیه شوند و آن اتفاق را رقم بزنند.

چه کسی با اراده و اختیار خودش می‌رود در پادگان وسط افراد نظامی زندگی کند؟!! اگر شما می گویی عسگر پادگان است یا محیط نظامی است، برای چه باید بروند زندگی کنند؟! مگر اینکه فراخوانده شده باشند!!

کسی که زندگی‌اش در مدینه است و همه آشنایان و فامیلش در مدینه است، بدون اینکه در سامرا کاری داشته باشد را با اصرار به سامرا بیاورند.

شما ببینید ایشان اسم «متوکل» را آورد. واقعاً بعضی از حرف‌های این چنینی اعصاب خورد کن است. ایشان گفت که او سنی است، اما مجری اصرار داشت که نگویید سنی بگویید متعصب!!

ما کاری به این نداریم. من می‌خواهم یک سند رو کنم که این متوکل نه با امام معصوم که با افراد درجه ۲ و ۳ نه با شیعه بلکه با کسی که خود اهل سنت گفتند که این سنی بوده است.

شخصی به نام «نصر بن علی» وجود دارد که یک راوی بیشتر نیست. ایشان در کتاب «سیر أعلام النبلاء» جلد 12 صفحه 135 این مطلب را نقل کرده است و در صفحه 135 یک روایت نقل کرده است و می‌نویسد:

«أن النبی أخذ بید حسن وحسین فقال من أحبنی وأحب هذین وأباهما وأمهما کان معی فی درجتی یوم القیامة»

پیغمبر اکرم دست امام حسن و امام حسین را گرفت و فرمود: کسی که من و این دو آقازاده و پدر و مادرشان را دوست داشته باشد، در روز قیامت در درجه من خواهد بود.

«قلت هذا حدیث منکر جدا»

سپس می‌نویسد:

«ثم قال عبدالله بن أحمد لما حدث نصر بهذا أمر المتوکل بضربه ألف سوط»

عبدالله بن أحمد می‌گوید: وقتی نصر بن علی این روایت را نقل کرد، متوکل دستور داد هزار ضربه شلاق به او بزنند.

او فقط یک روایت نقل کرده است درباره اینکه پیغمبر اکرم فرمود: اگر کسی امام حسن و امام حسین و پدر و مادرش امیرالمؤمنین حضرت فاطمه زهرا را دوست داشته باشد با من در قیامت هم درجه خواهد بود. جالب این است که در ادامه می‌نویسد:

«فکلمه جعفر بن عبدالواحد وجعل یقول له الرجل من أهل السنة»

این شخص مرتب در گوش او گفت که بابا این اصلاً شیعه نیست، این شخص هم عقیده خودمان است و تنها یک روایت نقل کرده است. او نگفته است ولایت اهلبیت را داشته باش، نگفته است امامت اهلبیت را اعتقاد داشته باش.

او فقط گفته است که آگه اهلبیت را دوست داشته باشی این اتفاق می افتد. او به قدری گفت تا او را رها کرد. «ابوبکر خطیب» بعد از این قصه می‌گوید:

«قال أبو بکر الخطیب عقیبه إنما أمر المتوکل بضربه لأنه ظنه رافضیا»

متوکل به خاطر این او را شلاق زد که مظنون بود او رافضی است.

یعنی فکر می‌کرد رافضی است با نقل یک روایت دستور داد هزار ضربه شلاق به او بزنند. بعد این شخص به ائمه شیعه رحم می‌کند؟!! ایشان ادعا می‌کرد که «متوکل» با ائمه شیعه رفیق و مهربان بود. خود ایشان می‌گوید:

«قلت والمتوکل سنی لکن فیه نصب»

من می گویم متوکل سنی بود، اما مقداری نصب در وجودش بود.

سیر أعلام النبلاء، اسم المؤلف: محمد بن أحمد بن عثمان بن قایماز الذهبی أبو عبد الله، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بیروت - 1413، الطبعة: التاسعة، تحقیق: شعیب الأرناؤوط, محمد نعیم العرقسوسی، ج 12، ص 135، باب 47 نصر بن علی ع

نصب یعنی دشمنی و عداوت، اظهار دشمنی و عداوت و جزء دینش بودند عداوت با اهل بیت. یعنی بگوید قربة إلی الله من می‌خواهم با امام معصوم بدرفتاری کنم، توهین کنم، جسارت کنم.

بعد این آقا ادعا می‌کند که خیلی رابطه خوب بود!! از امام رضا به آن طرف همگی اهلبیت با خلفای بن العباس رابطه‌شان خوب بود.

رابطه‌شان خوب بود چون امام رضا (علیه السلام) شهید شد. رابطه‌شان خوب بود چون امام جواد را أم فضل شهید کرد. رابطه‌شان خوب بود چون «معتز» امام معصوم را شهید می‌کند. امام هادی و امام حسن عسکری به دلیل همین رابطه خوب شهید شدند.

امام حسن عسکری در ۲۸ سالگی شهید می‌شوند. لذا امام حسن عسکری (علیه السلام) نباید فرزند خود را نشان بدهند و باید مخفی نگه دارند. البته فراوان روایت داریم که الآن فرصت نیست. اگر در برنامه دیگر توفیق شد این مطالب را بیان می‌کنیم.

ما روایات متعدد داریم که امام حسن عسکری (علیه السلام) حضرت مهدی را به اصحاب خاص نشان دادند و به افراد خاص معرفی کردند و گفتند این امام تو است، اما در نهایت تقیه و خفاء بود.

بنی عباس دائماً قابله می‌فرستادند تا ببینند خانم حضرت باردار است یا خیر. دائماً چک می‌کردند که ببینند آقا فرزندی به دنیا نیامده باشد و اتفاقی نیفتاده باشد و تحت کنترل شدید بودند.

اصلاً رفتن در پادگان هم به همین خاطر بود، بعد آقایان خیلی راحت می گویند که هیچ موردی نبود. اصلاً پادگان رفتن برای رفاقت بود. یک نفر از مدینه بلند می‌شود به سامرا می‌رود که به پادگان خلفای بنی عباس برود کنار نظامی‌ها زندگی کند!!

شخص اهل و عیال خود را به پادگان خلفای بنی عباس می‌برد، چون خیلی نزدیک هستند و محبت دارند و اصلاً به مهمانی دعوت شدند!! امام رضا (علیه السلام) اتفاقاً به مهمانی دعوت شد که به شهادت رسید. بقیه امامان معصوم هم به شهادت رسیدند.

مجری:

خیلی متشکرم جناب استاد. خداوند به علم و نفس و کلامتان برکت بدهد ان شاءالله. ممنون و متشکرم از شما بینندگان عزیز که تا لحظات پایانی «برگی از تاریخ» چشم دوختید و این برنامه را مشاهده و تماشا فرمودید.

در انتهای این ویژه برنامه مثل همیشه کوتاه‌ترین دعا برای بلندترین آرزو در این ایام «الهی بحق الحسین اللهم عجل لولیک الفرج».

خیلی دوستتان داریم. تا برنامه دیگر و عرض سلام دیگر شما عزیزان را به خدای تبارک می‌سپارم. بی حد و عدد، یا علی مدد

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

 


منجی از دیدگاه شیعه و اهل سنت>

منجی مهدویت انتظار موعود قرآن سعید چندانی عدل و داد مناظره شیعه و سنی دجال