سایر قسمت ها
ولایت پذیری در عصر غیبت عیدالله

قسمت دوم ویژه برنامه عید الله با کارشناسی آیت الله حسینی قزوینی و اجرای آقای سید مهدی حسینی


دیگر قسمت ها

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

برنامه عیدالله 07 03 1405

عنوان برنامه: ولایت پذیری در عصر غیبت

استاد: آیت الله حسینی قزوینی

مجری: سید مهدی حسینی

کلیدواژه: مقبوله عمر بن حنظله؛ مقداد؛ سعد بن معاذ؛ مسلم بن عوسجه؛ ظهیر بن قین؛ حبیب بن مظاهر؛ بداء؛ عبدالله بن جعفر طیار؛ أسامة بن زید!

مجری:

نوکری کردن به درگاهش عبادت کردن است

کسب ایمان می‌کنم با گفتن نام علی

بسم الله الرحمن الرحیم ابتداً عرض سلام و ادب و ارادت به ساحت مقدس حضرت حجت. همچنین عرض سلام و ادب و احترام و خوش آمد و شادباش دارم خدمت یکایک شما همراهان همیشگی «شبکه جهانی حضرت ولی عصر»، خیلی خوش آمدید به ویژه برنامه «عیدالله».

الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة مولانا امیرالمؤمنین علی بن أبی طالب و الأئمة المعصومین (علیهم السلام)

خدا را شکر که بار دیگر توفیق این را داریم تا میزبان نگاه پرمهر شما باشیم پیرامون وجود نازنین و مقدس حضرت أبا الحسن صحبت کنیم و ان شاءالله کسب فیض کنیم.

برویم و امشب را در کنار شما بزرگواران بنشینیم پای صحبت‌های حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی، بیاموزیم و ان شاءالله معرفت اندوزی خودمان را بیشتر و بیشتر کنیم. سلام علیکم و رحمة الله، أسعد الله ایامکم؛

آیت الله حسینی قزوینی:

السلام علیک یا بقیة الله فی أرضه السلام علیک یا میثاق الله الذی أخذه و وکده السلام علیک یا وعد الله الذی ضمنه السلام علیک یا صاحب المرئی و المسمع فما کان لنا شیء الا و انتم له السبب و الیه السبیل

سلام علیکم و رحمة الله؛ خدمت بینندگان عزیز و گرامی خالصانه‌ترین سلامم را تقدیم می‌کنم موفقیت بیش از پیش برای همه گرامیان از خدای منان خواهانم.

فرا رسیدن ایام الله و عید ولایت را به پیشگاه مقدس مولایمان حضرت بقیه الله الأعظم (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) و همه علاقمندان به اهل بیت عصمت و طهارت و شما بینندگان گرامی تبریک و تهنیت عرض می‌کنیم.

خدا را به آبروی علی بن أبی طالب سوگند می‌دهیم عیدی ما را فرج موفور السرور فرزند علی بن أبی طالب حضرت حجة بن الحسن (ارواحنا له الفداء) قرار بدهد ان شاءالله.

ما طبق برنامه همیشگی‌مان طلیعه عرایضمان را با یادی از حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) آغاز می‌کنیم، باشد که آن بانوی دو سرا نگاه پرمهر و محبتی و گوشه چشمی به ما و بینندگان عزیز ما و ملت عاشق اهل بیت ما بگرداند ان شاءالله.

کتاب عشق و فداکاری است فاطمه من

ولی چه سود که شیرازه این کتاب ندارد

ز ناله کردن هر روز و گریه کردن هر شب

خبر شدم که غم و درد او حساب ندارد

اگر ز غربت من کس سؤال کرد بگویید

در این دیار سلام علی جواب ندارد

لب حسین دگر بهر خنده باز نگردد

شکفته کی شود آن گل که آفتاب ندارد

یابن الحسن! عجل علی ظهورک یا صاحب الزمان

مجری:

سلامت باشید حضرت استاد، ان شاءالله که همواره همه ما در خدمت حجة بن الحسن باشیم.

اگر اجازه بدهید ابتدای برنامه و قبل از سؤال من یک دعا کنم کما فی السابق، کما اینکه در دیشب هم این کار را ما انجام دادیم.

ان شاءالله با توجه به اینکه شب جمعه است، شب زیارتی حضرت اباعبدالله الحسین دعایمان این باشد که هرچه زودتر حضرت استاد قسمتمان شود به همراه شما و به همراه بینندگانمان در بین الحرمین بنشینیم و کسب فیض کنیم و راجع به معارف اهل بیت ان شاءالله صحبت کنیم.

سؤال اول من استاد این باشد برگرفته از آیات قرآن و احادیث و روایات ما موضوعی داریم تحت عنوان ولایت پذیری. راجع به این ایام و خواسته راجع به عید غدیر این صحبت می‌شود که چرا ولایت پذیری توسط این مردم صورت نگرفت؟!

سپس وقتی که به خودمان نگاه می‌کنیم در عصر غیبت برایمان این تردید باز شاید بیشتر شود که اصلاً مفهوم ولایت پذیری در می‌شود گفت حضور یا غیبت به چه شکل می‌تواند باشد؟! این را برگرفته از آیات قرآن اگر پاسخ بفرمایید ممنون می‌شوم.

آیت الله حسینی قزوینی:

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمدلله و الصلاة علی رسول الله و علی آله آل الله لاسیما علی مولانا بقیة الله و اللعن الدائم علی اعدائهم اعداء الله إلی یوم لقاء الله

اولاً بحث ولایت پذیری یک بحث خیلی عریض و عمیقی هست. اگر بخواهیم ما واقعاً حق مطلب ادا شود باید ولایت پذیری را از عصر نبوت شروع کنیم به عصر امامت و عصر غیبت و عصر حضور.

یعنی بحث ولایت پذیری را در چهار مرحله می‌شود مطرح کرد که اگر این چهار مرحله خوب تحلیل شود و پیام این ولایت پذیری در عصر نبوت خوب ادا شود، در عصر امامت هم کاملاً روشن خواهد شد.

روشن می‌شود که چه شد آن افرادی که در عصر نبوت آن همه جانبازی در رکاب نبی گرامی اسلام کردند، این چنین کم مهری شد. از طرف دیگر این ولایت نپذیری بود که باعث غیبت شد.

یعنی در حقیقت اگر ما ریشه غیبت مولایمان حضرت بقیة الله الاعظم را خوب تحلیل کنیم و به ژرفای او برسیم، می‌بینیم این ولایت پذیری‌ها یا ضعیف و کمرنگ شد یا در یک مناطقی تبدیل به ولایت نپذیری شد.

طبق آنچه که ما از روایات استفاده می‌کنیم، یکی از شرایط تحقق ظهور آمادگی مردم است. یعنی روحیه ولایت پذیری مردم است که باید در یک حدی باشد که:

«اللَّهُمَّ اجْعَلْنَا مِنْ أَتْبَاعِهِ وَ الْمُسْتَشْهَدِینَ بَینَ یدَیه»

الفقه المنسوب إلی الإمام الرضا علیه السلام، نویسنده: منسوب به علی بن موسی، امام هشتم علیه السلام، محقق / مصحح: مؤسسة آل البیت علیهم السلام، ص 405، باب 116 باب الدعاء فی الوتر و ما یقال فیه

ما آنچنان باشیم که تابع محض حضرت ولی عصر (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) باشیم، به طوری که غیر از رضایت او چیزی در وجود ما یافت نشود. حالا به نفع ما باشد، به ضرر ما باشد، به خیر ما باشد. هرچه باشد!

مجری:

مهم جلب رضایت اوست!

آیت الله حسینی قزوینی:

بله. ما چهار دسته آیات در قرآن داریم در رابطه با بحث ولایت پذیری در رابطه با عصر نبوت و عصر امامت. حالا ان شاءالله بحث ولایت پذیری در عصر ظهور را هم مقداری بحث می‌کنیم. خدایا عالم در قرآن کریم در سوره احزاب آیه 36 یک نکته ظریفی دارد و می‌فرماید:

(وَ ما کانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَی اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ یکونَ لَهُمُ الْخِیرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَ مَنْ یعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً مُبِینا)

هیچ مرد و زن با ایمانی حق ندارد هنگامی که خدا و پیامبرش امری را لازم بدانند اختیاری از خود (در برابر فرمان خدا) داشته باشد، و هر کس نافرمانی خدا و رسولش را کند به گمراهی آشکاری گرفتار شده است.

سوره أحزاب (33): آیه 36

ببینید این ولایت پذیری است که قرآن کریم بسیار قشنگ و زیبا ترسیم کرده است. هیچ مرد و زن مؤمن حق ندارد با اراده خدا و اراده رسول اکرم، اراده خودش را مطرح کند.

(أَنْ یکونَ لَهُمُ الْخِیرَةُ)

اصلاً انتخابی در آنجا نیست. یعنی بعد از انتخاب خدا و انتخاب رسول، (أَنْ یکونَ لَهُمُ الْخِیرَةُ) من اصلاً و ابداً. این اوج ولایت پذیری در عصر نبوت را می‌خواهد برساند.

مجری:

پسندم آنچه را جانان پسندند! که امیرالمؤمنین مصداق بارز و اتمش بود که هر آنچه که حضرت رسول اکرم می‌فرمود، حضرت امیرالمؤمنین فقط اطاعت می‌کرد.

آیت الله حسینی قزوینی:

بازهم در همان آیه 65 سوره نساء هم که اشاره کردم قرآن کریم می‌فرماید:

(فَلا وَ رَبِّک لا یؤْمِنُونَ حَتَّی یحَکمُوک فِیما شَجَرَ بَینَهُمْ)

به پروردگارت سوگند که آنها مؤمن نخواهند بود مگر اینکه تو را در اختلافات خود به داوری طلبند.

خداوند عالم در این آیه شریفه قسم یاد می‌کند و می‌فرماید: قسم به پروردگارت اینها ایمان نمی‌آورند و ایمانشان به کمال نمی‌رسد در تمام موارد اختلافی که بینشان هست!

چه بسا اگر القاء خصوصیت کنیم و بگوییم بین خودشان و خدایشان، بین خودشان و پیغمبرشان، بین خودشان و امامشان هر اختلافی هست در آنجا حاکم نبی گرامی اسلام است و هرچه او حکم کند.

(ثُمَّ لا یجِدُوا فِی أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَیتَ وَ یسَلِّمُوا تَسْلِیما)

و سپس در دل خود از داوری تو احساس ناراحتی نکنند، و کاملاً تسلیم باشند.

سوره نساء (4): آیه 65

نسبت به آنچه که تو دستور می‌دهی، تو حکم می‌کنی، تو قضاوت می‌کنی، تو حکومت می‌کنی، تو اجرای عدالت می‌کنی!!

چون کلمه (یحَکمُوک) خیلی عریض و طویل است. امام خمینی (رضوان الله تعالی علیه) در «کتاب البیع» خود در رابطه با «مقبوله عمر بن حنظله» می‌گوید: کلمه حکومت اینجا فقط قضاوت یا سیاستمداری یا تدبیر امور تنها نیست، بلکه همه چیز را شامل می‌شود.

پسندم آنچه را جانان پسندد! همانطور که شما فرمودید یعنی در برابر امر الهی و در برابر امر نبی گرامی اسلام اراده خدا و اراده نبی گرامی اسلام اراده‌ای نباید داشته باشد. اگر اراده داشته باشد این برخلاف ولایت پذیری است.

من در اینجا چند تا نمونه‌ای را اشاره کنم. این روایات و آیات مربوط به جنگ بدر است و تقریباً اوایل هجرت نبی گرامی اسلام به مدینه هست. نبی گرامی اسلام می‌خواهد اولین بار سپاهی را بسیج کند برای مقابله با دشمن.

در طول یازده و دوازده سال اول اسلام جز زجر و شکنجه برای رسول اکرم و برای صحابه چیزی نبود و توانایی مقابله نداشتند.

بعد از بیعت عقبه اولی و ثانیه مردم آمدند با نبی گرامی اسلام عهد و پیمان بستند و گفتند: یا رسول الله! هرچه تو بخواهی، تو بگویی و تو اراده کنی ما هستیم و دفاع از تو را همانند دفاع از اهل و عیالمان بر خودمان لازم می‌دانیم.

اولین بار است که رسول اکرم می‌خواهد سپاهی را تشکیل بدهد برای مقابله با دشمنی که حدود دوازده سال با اسلام جنگیدند. پیغمبر اکرم را آخرین لحظه می‌خواستند به قتل برسانند که حضرت هجرت کردند.

در اینجا می‌بینیم رسول اکرم از مردم مشورت می‌خواهد. حالا اینکه مهاجرین چه جوابی می‌دهند جوابشان خیلی خوشایند نیست، ما هم نمی‌خواهیم در این ایام مطرح کنیم. قبلاً هم در برنامه «اخلاق علوی» اشاره شد، مطرح نکردم و گفتم الان زمان طرح اینطور مسائل نیست.

ببینید مهاجرین که بیعت کرده بودند و نبی مکرم اسلام هم با توجه به بیعت آنها ارتشی را تشکیل داده است و می‌خواهد بسیج کند و از اینها نظرخواهی می‌کند.

ملاحظه کنید «ثعلبی» متوفی ۴۲۷ هجری در کتاب «تفسیر» خود جلد چهارم صفحه ۳۳۰ روایت خیلی مفصلی می‌آورد که نبی گرامی اسلام از مهاجرین نظر خواهی کرد، آن‌ها نظراتی دادند که مورد نظر پیغمبر نبود.

«ثمّ قام المقداد بن عمرو فقال: یا رسول الله امض لما أمرک الله ونحن معک»

سپس مقدار بلند شد و عرضه داشت: یا رسول الله! هرچه می‌خواهی دستور بده، ما با تو هستیم.

«والله ما نقول کما قالت بنو اسرائیل لموسی (أذهب أنت وربّک فقاتلا إنّا هاهنا قاعدون)»

به خدا سوگند ما همانند بنی اسرائیل نسبت به حضرت موسی نیستیم که گفتند: تو و پروردگارت بروید و (با آنان) جنگ کنید، ما همین جا نشسته‌ایم!!

منظور بنی اسرائیل این بود که ما منتظریم ببینیم سرنوشت جنگ شما با اینها چه می‌شود. اگر پیروز شدید با شما هستیم و اگر شکست خوردید با شما نیستیم!!

«ولکن إذهب أنت وربّک فقاتلا إنّا معکم مقاتلون»

تو با خدایت وارد شو، ما هم سایه به سایه شما هستیم.

«فوالذی بعثک بالحق لو سرت بنا إلی برک العماد لجالدنا معک من دونه حتّی نبلغه»

به خدا سوگند اگر ما را به دورترین نقطه جهان ببری ما با تو هستیم، تا آنچه که می‌خواهی انجام دهی.

الکشف والبیان (تفسیر الثعلبی)، اسم المؤلف: أبو إسحاق أحمد بن محمد بن إبراهیم الثعلبی النیسابوری، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت - لبنان - 1422 هـ-2002 م، الطبعة: الأولی، تحقیق: الإمام أبی محمد بن عاشور، مراجعة وتدقیق الأستاذ نظیر الساعدی، ج 4، ص 330، باب الأنفال: (7) وإذ یعدکم الله... ..

«برک العماد» در آن زمان یک ضرب المثل بود. مثل اینکه الآن ما بگوییم که شما را تا تفلیس می‌برم! تفلیس یک جای بسیار دور و بعید و بی آب و علف است که به ضرب المثل تبدیل شده است. ولایت پذیری یعنی این!

«طبری» متوفی ۳۱۰ هجری هم در کتاب «تاریخ» خود جلد دوم می‌بینیم «عبدالله بن مسعود» نقل می‌کند که رسول اکرم از بعضی افراد ناراحت شد. در این حال «مقداد» برگشت گفت:

«أبشر یا رسول الله فوالله لا نقول لک کما قالت بنو إسرائیل لموسی (فاذهب أنت وربک فقاتلا إنا ها هنا قاعدون)»

به خدا سوگند ما همانند بنی اسرائیل نسبت به حضرت موسی نیستیم که گفتند: تو و پروردگارت بروید و (با آنان) جنگ کنید، ما همین جا نشسته‌ایم!!

«ولکن والذی بعثک بالحق لنکونن من بین یدیک ومن خلفک وعن یمینک وعن شمالک أو یفتح الله لک»

ما پیشاپیش تو هستیم، پشت سر تو هستیم، سمت راست تو هستیم، سمت چپ تو هستیم تا فتح و پیروزی نصیب شما شود.

تاریخ الطبری، اسم المؤلف: لأبی جعفر محمد بن جریر الطبری، دار النشر: دار الکتب العلمیة – بیروت، ج 2، ص 27، باب ذکر وقعة بدر الکبری

ببینید چقدر تعبیر زیباست!

مجری:

اینجوری آدم بایستی ولایت و پیغمبرش را بپذیرد.

آیت الله حسینی قزوینی:

دوستان عزیز ما که دم از حضور می‌زنیم فردا باید خودمان را آماده کنیم. همانطور که حضرت ابراهیم (علی نبینا و آله و علیه السلام) خواب می‌بیند که بچه‌اش را می‌کشد، این هم این چنین است. حال افراد زیادی می گویند که خواب حجت نیست! پیغمبر خدا می‌گوید:

(یا بُنَی إِنِّی أَری فِی الْمَنامِ أَنِّی أَذْبَحُک فَانْظُرْ ما ذا تَری)

فرزندم من در خواب دیدم که باید تو را ذبح کنم! بنگر نظر تو چیست؟

(قالَ یا أَبَتِ افْعَلْ ما تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِی إِنْ شاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِین)

گفت: پدرم هر چه دستور داری اجرا کن، به خواست خدا مرا از صابران خواهی یافت!

سوره صافات (37): آیه 102

به این می گویند ولایت پذیری! هرچه دستور دادند انجام بده، منِ پسرت تسلیمم. این ولایت پذیری را من دارم.

لذا در اینجا هم «مقداد» می‌گوید: یا رسول الله! ما پیشاپیش تو هستیم، پشت سر تو هستیم، دست راست تو هستیم، دست چپ تو هستیم.

یعنی تو را همانند یک گل احاطه می‌کنیم و اطرافت حلقه می‌زنیم و نمی‌گذاریم کوچک‌ترین صدمه‌ای به تو وارد شود تا فتح و پیروزی نصیب شما شود. این می‌شود ولایت پذیری!

امروز هم مردم ما در رابطه با ولایت فقیه باید این روحیه را داشته باشند. الحمدالله ما در این سه ماه حضور بی نظیر مردم به گونه‌ای بود که نه در زمان امام چنین حضوری داشتیم، نه در زمان رهبری چنین حضوری داشتیم و نه در زمان مشروطیت.

اصلاً در تاریخ گذشته از صدر اسلام تا الان ما اینطور ولایت پذیری نداشتیم که مردم بیایند سه ماه و اندی در کوچه و خیابان و میدان و غیره حضور پیدا کنند و واقعاً برای رزمندگان ما افتخار و روحیه آفرینی کنند.

امیدواریم که ان شاءالله این روحیه ولایت پذیری در همه ما باشد، نه فقط مردم بیایند و خدایی نکرده مسئولین ما کاری انجام بدهند که خدایی نکرده برخلاف نظر ولی فقیه باشد.

حالا بنا نیست من صحبت بکنم، ولی بعضی از نمایندگان محترم مجلس صحبت‌هایی می‌کنند که در فضای مجازی منتشر می‌شود و اینها خیلی دردآور است. می گوییم ان شاءالله این آقایان دچار اشتباه شدند، اما اگر واقعاً اینها واقعیت داشته باشد باید بگوییم:

(إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیهِ راجِعُون)

ما از آن خدا هستیم و به سوی او باز می‌گردیم!

سوره بقره (2): آیه 156

مسئولین ما هم در ولایت پذیری باید دوشادوش مردم باشند. مردم ما هم دوشادوش ولی فقیه باشند.

بعضی از افراد که از همان روز اول پیروزی انقلاب همانند منافقینی که در صدر اسلام بودند و همانند اول سوره بقره گفتند:

(إِنَّما نَحْنُ مُصْلِحُونَ)

ما فقط اصلاح کننده‌ایم.

قرآن کریم هم می‌فرماید:

(أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُون)

آگاه باشید اینها همان مفسدانند.

سوره بقره (2): آیات 11 و 12

خدا نکرده کاری نکنیم تاریخ اسلام تکرار شود. این موجی که درست شده است یقیناً ان شاءالله به حول قوه الهی به ظهور حضرت ولی عصر متصل خواهد شد. آن وقت با آمدن حضرت دیگر پرده‌ها رو می‌شود.

امام زمان (ارواحنا فداه) نمی‌آید بگوید که شما فلان کار را کردی، آن شخص بگوید: آقا این کار را نکردم و حضرت بفرمایند: شاهد بیاور؛ شاهد در کار نیست. حضرت به حکم آل داود حکم صادر می‌کنند!!

حضرت صاحب الزمان به علمش عمل می‌کند. عصاره عالم هستی است، امید همه انبیاء است، امید همه اولیاء است.

ببینید در رابطه با «سعد بن معاذ» هم که از طرف انصار نمایندگی دارد تعبیری در کتاب «تاریخ طبری» آمده است. در این کتاب جلد دوم صفحه ۴۳۵ نقل شده است که رسول اکرم با همه مشورت کرد.

آن‌ها جواب دادند، اما جواب‌ها خیلی دلنشین رسول اکرم نبود. «سعد بن معاذ» فهمید که مراد پیغمبر انصار است، نه غیر انصار!! حضرت فرمود:

«أجل»

بله.

نظرم شما هستید. من با شما پیمان بستم.

«قال فقد آمنا بک وصدقناک وشهدنا أن ما جئت به هو الحق»

سعد بن معاذ گفت: ما به تو ایمان آوردیم و تصدیق کردیم و تمام آنچه از طرف خداوند عالم آورده‌ای حق است.

«وأعطیناک علی ذلک عهودنا ومواثیقنا»

سپس می‌گوید:

«علی السمع والطاعة»

گوش به فرمان تو هستیم و مطیع بی چون و چرای تو هستیم.

«فامض یا رسول الله لما أردت»

هرچه دل نازنینت می‌خواهد انجام بده.

«فوالذی بعثک بالحق إن استعرضت بنا هذا البحر فخضته لخضناه معک»

اگر ما را در این دریای سرخ ببری و آنجا بخواهی غرق کنی ما با تو هستیم.

«ما تخلف منا رجل واحد»

یک نفر از ما انصار از تو تخلف نمی‌کنیم.

تاریخ الطبری، اسم المؤلف: لأبی جعفر محمد بن جریر الطبری، دار النشر: دار الکتب العلمیة – بیروت، ج 2، ص 27، باب ذکر وقعة بدر الکبری

ببینید این می‌شود ولایت پذیری!

مجری:

استاد در پرانتز همینجا بپرسم خیلی از ما دوست داریم به این درجه برسیم، اما مسلماً کار بسیار دشواری است که من به این یقین برسم و نسبت به پیامبر و نسبت به امامان معصوم بخواهم این ولایت پذیری را داشته باشم.

آیا در یک کلمه می‌توانیم بگوییم معرفت نسبت به این وجود مقدس می‌تواند به ما این کمک را کند؟!!

آیت الله حسینی قزوینی:

بله قطعاً. ان شاءالله اگر فرصتی شود پیرامون نقش معرفت در سیر و سلوک و نقش معرفت در ولایت پذیری صحبت خواهیم کرد. ان شاءالله اگر در یکی از این شب‌ها فرصتی شود در این زمینه توضیح خواهم داد.

جمعیت در کنار رسول اکرم نشسته بودند و آنجا صحبت شد. در بعضی از روایات آمده است که حضرت فرمود: افضل الناس چه کسی است؟!

شخصی گفت: کسانی که بیشتر در طول سال روزه می‌گیرند موفق هستند. دیگری گفت: کسی که در طول سال بیشتر زکات می‌دهند و به فقرا می‌رسند. شخص دیگری گفت: کسانی که بیشتر جهاد می‌روند و همگی هم دلیل می‌آوردند.

حضرت فرمودند: هیچ کدام اینها نیست. هر کدام از شما معرفتش بالاتر است، آن افضل از همه است. ملاک همه جا معرفت است.

قطع این مرحله بی همرهی خضر مکن

ظلمات است بترس از خطر گمراهی

و لذا معرفت أس اساس کار است. معرفت به خدا، معرفت به نبی، معرفت به ائمه اطهار، معرفت به معاد. ما در زیارت آل یاسین وقتی به حضرت سلام می‌دهیم، می گوییم:

«أُشْهِدُک یا مَوْلَای»

تو را شاهد می‌گیریم.

«أَنِّی أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِیک لَهُ»

شاهد باش که من به وحدانیت خدا شهادت می‌دهم.

«وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ لَا حَبِیبَ إِلَّا هُوَ وَ أَهْلُهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ حُجَّتُهُ وَ الْحَسَنَ حُجَّتُهُ وَ الْحُسَینَ حُجَّتُهُ وَ عَلِی بْنَ الْحُسَینِ حُجَّتُهُ وَ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِی حُجَّتُهُ وَ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ حُجَّتُهُ وَ مُوسَی بْنَ جَعْفَرٍ حُجَّتُهُ وَ عَلِی بْنَ مُوسَی حُجَّتُهُ وَ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِی حُجَّتُهُ وَ عَلِی بْنَ مُحَمَّدٍ حُجَّتُهُ وَ الْحَسَنَ بْنَ عَلِی حُجَّتُهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّک حُجَّةُ اللَّهِ»

سپس می گوییم:

«فَالْحَقُّ مَا رَضِیتُمُوهُ وَ الْبَاطِلُ مَا سَخِطْتُمُوهُ وَ الْمَعْرُوفُ مَا أَمَرْتُمْ بِهِ وَ الْمُنْکرُ مَا نَهَیتُمْ عَنْه»

فرازهایی از زیارت آل یاسین

این می‌شود ولایت پذیری! دقیقاً خیلی تمیز، شسته رفته و کوچه بازاری. معروف چیزی است که شما امر کنید و منکر آن چیزی است که شما نهی کنید.

غذای مثبت آن چیزی است که اراده شما به او تعلق بگیرد و غذای موهوم آن چیزی است که از سنت شما نگذشته باشد. این‌ها نشان می‌دهد که بحث ولایت پذیری چگونه است.

ان شاءالله الان که ما در آستانه ظهور هستیم و باید تمرین کنیم که زمان حضرت ولی عصر (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) این حالت ولایت پذیری‌مان کاملاً سر جایش باشد و خدای نکرده صدمه‌ای و لطمه‌ای بر دین و ایمان ما خدایی نکرده وارد نکند.

این‌ها خیلی مهم است. من از عزیزان تقاضا دارم زیارت آل یاسین را زیاد بخوانند. زیارت آل یاسین دو مرتبه از حضرت صادر شده است.

یکی زیارت مختصری است که «مرحوم محدث قمی» در کتاب «مفاتیح الجنان» آورده است و دیگری زیارت مفصلی است که «مرحوم مجلسی» در کتاب «بحارالأنوار» جلد 99 صفحه 93 آورده است. این زیارت پنج شش صفحه است، اما یک دنیا معارف را دربر دارد.

«السَّلَامُ عَلَیک یا صَاحِبَ الْمَرْأَی وَ الْمَسْمَع»

این زیارت با این عبارت این شروع می‌شود. درود بر توای آقایی که همه چیز را می‌بینی و همه صداها را می‌شنوی.

من بارها تعبیر آیت الله العظمی بهجت را گفته‌ام. ایشان می‌گوید: وقتی ما با هم حرف می‌زنیم صدای ما قبل از اینکه به گوش خودمان برسد حضرت ولی عصر آن را می‌شنود.

الان که من دارم به شما نگاه می‌کنم، قبل از اینکه سیمای شما در ذهن من منعکس شود حضرت ولی عصر این‌ها را می‌بیند. ببینید اگر این هم نباشد فایده‌ای ندارد.

«فَمَا شَی‌ءٌ مِنْهُ إِلَّا وَ أَنْتُمْ لَهُ السَّبَبُ وَ إِلَیهِ السَّبِیل»

شما واسطه فیض مطلق بین خالق و مخلوق هستید. هرچه از خدا به ما می‌رسد واسطه شما هستید. اگر عبادتی یا کاری از ما بخواهد به طرف خدا برود، بازهم واسطه شما هستید. هم در سیر نزول، هم در سیر صعود واسطه شما هستید.

«وَ الْقَضَاءُ الْمُثْبَتُ مَا اسْتَأْثَرَتْ بِهِ مَشِیتُکم»

قضای مثبت آن است که مشیت شما به او تعلق گرفته است.

همانطور که آمده است:

« يَمْحُوا اللّه‏ ما يَشاءُ وَيُثْبِتُ »

اینجا می‌گوید:

«وَ الْقَضَاءُ الْمُثْبَتُ مَا اسْتَأْثَرَتْ بِهِ مَشِیتُکم»

سپس می‌فرماید:

«وَ الْمَمْحُوُّ مَا لَا اسْتَأْثَرَتْ بِهِ سُنَّتُکم»

قضائی که قابل تغییر است، آن است که سنت شما به او تعلق نگرفته است.

یعنی همه چیز دست شماست. لوح قدر دست شما هست. تا جایی که تعبیرش این است که می‌فرماید:

«وَ عِصْمَتُنَا بِکمْ لِدُعَائِنَا وَ صَلَاتِنَا وَ صِیامِنَا وَ اسْتِغْفَارِنَا وَ سَائِرِ أَعْمَالِنَا»

بحار الأنوار، نویسنده: مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، محقق / مصحح: جمعی از محققان، ج 99، ص 93 - 95، ح 2

اگر ما می‌خواهیم دعا کنیم، عصمت ما برای دعا شما هستید. عصمت ما برای نماز، برای روزه، برای استغفار و برای دیگر اعمال همه شما هستید.

به تعبیر مرحوم آیت الله سعادت پرور مشهور به «پهلوانی» کار امام هر عصر اصلاح امور مؤمنین است. لذا ما باید یک در این قضایا مقداری دقت کنیم.

همچنین شما ببینید من در بحث «اخلاق علوی» نکاتی را مطرح کردم که ما وضعمان باید چگونه باشد. من نمونه‌هایی از ولایت‌پذیری را که اوج ولایت‌پذیری در شب عاشورا هست را مطرح کردم.

دوستان وقتی این قضایا را می گوییم و می‌شنویم یک چیزی است، اما وقتی این‌ها را در خودمان ایجاد کنیم چیز دیگری است.

مجری:

به قول شما صرف خواندن تنها که نباید بماند، باید تلاش بکنیم که این را برای خودمان بسازیم و تأسی کنیم.

آیت الله حسینی قزوینی:

شما ببینید «مسلم بن عوسجه (سلام الله علیه)» عبارتی دارند که ما بارها این را در روایات خواندیم. من تعبیرش را هم بیاورم تا دوستان متن آن را هم ببینند.

ببینید گفتن این مسائل خیلی راحت است. در کتاب «روضة الوعظین» اثر «مرحوم فتال نیشابوری» که از کتاب‌های معتبر شیعه هست، مطلبی آمده است که روشن می‌کند ولایت پذیری یعنی این! آیا ما نسبت به حضرت مهدی اینطور هستیم؟!!

نقل شده است که وقتی حضرت امام حسین اتمام حجت کرد و یک سری از افرادی که برای دنیا آمده بودند رفتند، یک عده هم باقی ماندند. «مسلم بن عوسجه» که از انصار بود بلند شد و گفت:

«وَ اللَّهِ لَوْ عَلِمْتُ أَنِّی أُقْتَلُ ثُمَّ أُحْیا ثُمَّ أُحْرَقُ ثُمَّ أُحْیا ثُمَّ أُحْرَقُ ثُمَّ أُذْرَی یفْعَلُ بِی ذَلِک سَبْعِینَ مَرَّةً مَا فَارَقْتُک»

به خدا سوگند اگر بدانم هفتاد بار کشته می‌شوم دوباره زنده می‌شوم از تو دست نمی‌کشم.

این یعنی ولایت‌پذیری! ما باید نسبت به حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) این چنین باشیم. حتی نسبت به ولایت فقیه هم باید این چنین باشیم، چون ولایت فقیه برگرفته از ولایت اهل بیت است. حالا من روایاتش را می‌خوانم که وقتی امام می‌فرماید:

«و هو حجتی علیکم و أنا حجة الله علیهم»

من حجت خدا بر فقها و ولی فقیه هستم و او حجت من بر شما هست.

وقتی می‌گوید: «فهو حجتی علیکم»؛ دیگر مسئله تمام است و نیازی به توضیح ندارد. لذا «مسلم بن عوسجه» در اینجا می‌گوید: ای کاش من می‌توانستم ۷۰ بار کشته شوم و زنده شوم؛

«وَ کیفَ لَا أَفْعَلُ ذَلِک وَ إِنَّمَا هِی قَتْلَةٌ وَاحِدَة»

ولی چه کار کنم که شرمنده‌ام یک جان دادن بیشتر ندارم.

خیلی عجیب است! همچنین «ظهیر بن قین» می‌گوید:

«وَ اللَّهِ لَوَدِدْتُ أَنِّی قُتِلْتُ ثُمَّ نُشِرْتُ ثُمَّ قُتِلْتُ حَتَّی أُقْتَلَ هَکذَا أَلْفَ مَرَّةٍ»

به خدا سوگند اگر هزار بار کشته شوم دوباره زنده شوم از تو دست برنمی دارم.

روضة الواعظین و بصیرة المتعظین، نویسنده: فتال نیشابوری، محمد بن احمد، ج 1، ص 184، باب مجلس فی ذکر مقتل الحسین ع

«ظهیر بن قین» مقداری اوج گرفت، چون سابقه خیلی خوبی هم نداشت!!

مجری:

یعنی در امر ولایت پذیری از هم سبقت می‌گرفتند.

آیت الله حسینی قزوینی:

بله. ببینید خیلی عجیب است. وقتی «مسلم بن عوسجه» در حال جان دادن است، «حبیب» بالای سر او می‌آید. یعنی به قدری این فرکانس‌ها زیبا و عالی هست، که انسان مبهوت می‌ماند.

«خوارزمی» یکی از علمای اهل سنت در کتاب «مقتل الحسین» جلد ۲ صفحه 18 نقل می‌کند که «حبیب» بالای سر «مسلم بن عوسجه» آمد و گفت:

«أبشر بالجنة»

بشارت باد بر تو بهشت.

این دو نفر با هم رفیق بودند و با هم دوتایی شبانه از کوفه فرار کردند. «حبیب بن مظاهر» گفت: خیلی دوست داشتم که بعد از تو بمانم و وصیت‌های تو را هرچه بگویی عمل کنم. به عنوان وصی تو باشم تا حق رفاقت را ادا کنم.

«مسلم بن عوسجه» گفت: اگر می‌خواهی به وصیت من عمل کنی، جان تو و جان حسین! وصیت من به تو این است که از حسین دست برنداری!!

این اوج ولایت پذیری است که ما باید این را در خودمان ایجاد کنیم. این روحیه ولایت پذیری را در خودمان به وجود بیاوریم، تمرین کنیم و تلاش کنیم آنچه که این‌ها رفتن برویم و پا جای پای این‌ها بگذاریم.

در رابطه با حضرت سلمان (سلام الله علیه) نقل شده است که با علی بن أبی طالب می‌رفتند، اما اطرافیان می‌دیدند فقط یک رد پا بیشتر نیست در حالی که دو نفر دارند می‌روند.

اطرافیان گفتند: سلمان قضیه چیست؟! پای تو روی زمین اثر نمی‌گذارد یا پای علی بن أبی طالب؟! سلمان گفت: هر جا علی بن أبی طالب پا می‌گذارد، من دقیق پایم را می‌گذارم روی جایی که علی بن أبی طالب پا گذاشته است. بنابراین دو تا جای پا نیست!!

صفای ولایت پذیری یعنی این. اوج ولایت‌پذیری یعنی این. یعنی نبی گرامی اسلام و ائمه اطهار و بزرگان ما هر کاری کردند ما پا جای پای آنها بگذاریم، نه یک ذره در حد یک میلی‌متر بلکه هزارم میلی‌متر جلوتر نه عقب‌تر، نه راست و نه چپ.

اگر بخواهیم واقعاً حق ولایت پذیری را عمل کنیم، من به ذهنم می‌رسد غیر از این چیز دیگری نیست. حالا این مطالب در رابطه با این دو تا آیه بود، دو تا آیه دیگر هم هست. آیه ۵۹ سوره نساء و آیه ۵۵ سوره مائده.

این‌ها دیگر در ولایت پذیری مخصوصاً هم در عصر ائمه اطهار (علیهم السلام) و در عصر غیبت خیلی می‌شود روی آن مانور داد.

مجری:

بسیار عالی. چون دقیقاً سؤال دارم و راجع به عصر غیبت مخصوصاً که حال حاضر خود ما را شامل می‌شود و می‌خواهم وارد بحث شوم. اگر اجازه بفرمایید یک فاصله داشته باشیم، باز برگردیم که ان شاءالله تقدیم بینندگان کنیم.

خیلی ممنونم که تا این لحظه تماشاگر برنامه «عیدالله» هستید. برویم با همدیگر بخشی را تماشا کنیم، نفسی تازه کرده و باز می‌گردیم.

چه باک اگر همه رفتند و دور من خالی است

کسی که دار و نداش علی است تنها نیست

الحمدلله باز هم خدا را سپاس که این محبت، ولایت و مودت در دلهای ما جاریست. ویژه برنامه «عیدالله» تقدیم نگاهتان می‌شود همچنان از قاب «شبکه جهانی حضرت ولی عصر».

همانطور که مستحضر هستید در محضر حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی هستیم. من می‌خواستم سؤالی را مطرح کنم، اما از آنجایی که تماس داریم برویم سراغ بیننده عزیز و محترممان و عرض سلام داشته باشیم خدمت جناب آقای رضایی از کرمانشاه. سلام علیکم، در خدمت شما هستیم:

بیننده (آقای رضایی از کرمانشاه – شیعه):

سلام و عرض ادب خدمت حضرت آیت الله قزوینی و مجری محترم.

مجری:

و علیکم السلام.

بیننده:

دوتا سؤال داشتیم خدمت حضرت استاد.

مجری:

بفرمایید.

بیننده:

سؤال اول اینکه شبهه‌ای که وهابی‌ها می گویند در شبکه‌هایشان این است که می گویند حسینیه ساختن که شیعیان حسینیه می‌سازند این یک نوع بدعت است.

مجری:

ساخت حسینیه را بدعت می‌دانند.

بیننده:

بعد می گویند حتی ائمه اطهار و امامان هم حسینیه درست نکردند و این یک نوع بدعت است. اگر استاد در این زمینه جوابی بفرمایند ممنونیم.

سؤال دوم این است که آیا بداء در امامت هم رخ داده است یا خیر؟! چون در یک روایتی دیدم که بعد از امیرالمؤمنین، حضرت محسن قرار بود امام شوند اما بداء رخ داده است. این بداء در امامت مورد تأیید هست و اصلاً ثابت ثابت است یا خیر؟! خیلی ممنون، یا علی

مجری:

سلامت باشید، خیلی ممنونم از تماس شما. استاد سؤال اول آقای رضایی از کرمانشاه این چنین بود که خیلی از وهابی‌ها نسبت به ساخت حسینیه شبهه‌ای را مطرح کردند که این بدعت است و استناد کردن به اینکه خود ائمه شیعیان این کار را نکردند، یعنی تحت عنوان حسینیه شاید بنایی ننهادند. نظر شما در این باره چیست؟!

آیت الله حسینی قزوینی:

خود پیغمبر اکرم و صحابه وقتی به مکه می‌رفتند، با شتر می‌رفتند یا پیاده می‌رفتند. آن‌ها که با هواپیما یا ماشین یا قطار نرفتند. پس چرا شما با قطار می‌روید؟! چرا شما با هواپیما می‌روید؟! حالا مسافرت‌های دیگر را کار نداریم.

سفر برای مکه مکرمه سفر عبادی است. شما از لحظه‌ای که از خانه بیرون می‌آیید عبادت است تا زمانی که به خانه برگردید.

حتی نقل شده است هر قدمی که شما برمی‌دارید خدا به خاطر این قدم چندین گناه از شما می‌بخشد، چندین ثواب به شما می‌دهد و چندین درجه برای شما در نظر می‌گیرد. چرا پیاده نمی‌روید و سوار ماشین می‌شوید و می‌روید؟!

اولاً شعائر الهی همان طوری که در مکه و غیره هم هست، خیلی از مسائل جزو شعائر الهی قرار داده‌اند و اظهار محبت به رسول اکرم کاملاً جزء چیزهایی است که در قرآن ممدوح شمرده شده است.

ما یقین داریم که ساختن مسجد محبوب خدا و محبوب پیغمبر اکرم است. ساختن حسینیه هم که مردم به آنجا بروند و عزاداری کنند هم مرضی خدا و مرضی رسول گرامی اسلام است. ما در این زمینه نهی نداریم.

مجری:

چون آنجا بالاخره ذکر خداست، نه ذکر دیگران. حالا چه در مولودی‌ها و چه در شهادت‌ها.

آیت الله حسینی قزوینی:

یک قانون کلی است که می‌گوید: «کل شیء مباح إلا أن تعلم أنه حرام بعینه». شما این همه مباهات انجام می‌دهید و کسی مانع کارهای شما نیست. در زمان پیغمبر اکرم جشن ولادت برای پادشاهان و غیره هم می‌گرفتند که شما دارید می‌گیرید؟!

ملاحظه کنید در عربستان سعودی ده‌ها جشن می‌گیرند. حتی برای تشکیل ارتش جشن می‌گیرند، برای پیروزی خود آل سعود جشن می‌گیرند. آن‌ها ده‌ها جشن می‌گیرند، اما این‌ها اینها بدعت نیست!! در مقابل اگر ما آمدیم حسینیه ساختیم، این می‌شود بدعت؟!

شما سربازخانه ساختید. مگر پیغمبر اکرم سربازخانه داشت؟! مگر خلیفه اول و دوم سربازخانه داشت؟! چرا سربازخانه می‌سازید؟! چرا این همه تشکیلات و تجهیزات نظامی می‌سازید؟!

پیغمبر اکرم با شمشیر جنگ می‌کردند. شما هم بیایید با شمشیر جنگ کنید!! چرا این همه تسلیحات جدید دارید؟! وقتی که شما دارید انجام می‌دهید و می‌گوید: «کل شیء لک مباح حتی تعلم أنه حرام بعینه» اما اگر شیعه انجام بدهد می گویید که اصل در آنجا حرمت است.

مجری:

و هر آنچه انجام شده بدعت است. سؤال دومشان اما این بود که آیا در بحث امامت هم بداء حاصل می‌شود یا خیر؟! ایشان یک روایتی را گفتند من شنیدم مبنی بر اینکه قرار بوده بعد از امیرالمؤمنین، حضرت محسن (سلام الله علیه) امام شود. لذا این را ملاک این بداء قرار دادند.

آیت الله حسینی قزوینی:

ببینید روایاتی که ما شیعه و سنی در رابطه با ائمه اطهار (علیهم السلام) دارد، قبل از خلقت حضرت آدم و خلقت آسمان و زمین خدای عالم نور محمد و علی و فاطمه و حسن و حسین و دوازده امام را آفریده است.

آیت الله العظمی صافی گلپایگانی در کتاب «منتخب الأثر» پنج هزار و شش روایت از شیعه و سنی در رابطه با اسامی ائمه اطهار آورده است، نه یکی و دوتا. نبی گرامی اسلام قضیه «صحیفه فاطمیه» را مطرح کردند.

ما ده ها روایات دیگر از ائمه اطهار داریم که نام ائمه اطهار (علیهم السلام) از زبان خود رسول اکرم، از زبان امیرالمؤمنین، از زبان حضرت صدیقه طاهره، از زبان امام حسن و امام حسین تا حضرت مهدی (ارواحنا فداه) مطرح شده است.

آقای رضایی جان ما دو تا کتاب داریم مخصوص روایات ائمه اطهار هست. یکی کتاب «بصائر الدرجات» از «مرحوم صفار» متوفی ۲۹۰ هجری و دیگری هم کتاب «کفایة الأثر» اثر «مرحوم خزاز» متوفی ۴۰۰ هجری است.

«صفار» آمده موضوع‌بندی کرده است. مثلاً علم غیب ائمه اطهار، امامت ائمه اطهار را جداگانه آورده است. در مقابل «خزاز» آمده روایات هرکدام از ائمه را جداگانه آورده است.

مثلاً تمام روایاتی که در رابطه از پیغمبر اکرم بوده در یک جا آورده است. روایاتی از امیرالمؤمنین، حضرت فاطمه زهرا، امام حسن، امام حسین تا حضرت مهدی را به صورت جداگانه آورده است.

شما این روایات را مطالعه کنید. تمامی این روایات نشان می‌دهد که ائمه اطهار (علیهم السلام) از روز اول نبوت اسامی‌شان مشخص بوده است و هرگونه بداء و غیره خلاف و باطل است و اصلاً تصورش هم باطل است. ما پنج هزار روایت داریم.

مجری:

اگر بخواهیم بداء و کسانی که شاید این بدعت را می‌خواهند بگذارند بپذیریم یا این شبهه را مطرح کنند به این دلیل است که بعدها بگویند در جانشینی پیغمبر اکرم هم بداء حاصل شد و تغییر پیدا کرد. در حالی که شما فرمودید امر از جانب خداوند متعال بوده و لا غیر.

آیت الله حسینی قزوینی:

بله. قرآن کریم هم می‌فرماید:

(یا أَیهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیک مِنْ رَبِّک وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ)

ای پیامبر آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است کاملاً (به مردم) برسان و اگر نکنی، رسالت او را انجام نداده‌ای.

سوره مائده (5): آیه 67

مجری:

استاد اجازه بفرمایید تماس بعدی را داشته باشیم. مثل همیشه جناب آقای بهادری از کرج سلام علیکم، أسعد الله ایامکم، در خدمت شما هستیم؛

بیننده (آقای بهادری از کرج – شیعه):

علیکم السلام و رحمة الله خدمت حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی و جناب عالی. دهه ولایت را خدمت همه عزیزان مخصوصاً شیعیان آقا امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) عرض تبریک و تهنیت دارم.

مجری:

سلامت باشید.

بیننده:

حضرت آقا این حادثه غدیر در کتاب‌های تاریخ خیلی کامل آمده است، منتها نمی‌دانم چرا آقایان وهابی نمی‌خواهند قبول کنند. مثلاً حضرت زهرا با ابوبکر احتجاج کردند، احتجاج امام حسن، احتجاج امام حسین (علیه السلام) احتجاج «عبدالله بن جعفر» به معاویه، احتجاج «عمرو بن عاص» به معاویه.

«عمرو بن عاص» به معاویه می‌گوید: قبول کن در غدیر خم این آقا امام شده است. «عمار یاسر» در جنگ صفین به «عمروعاص»، احتجاج «اصبغ بن نباته»، احتجاج «قیس بن سعد»، احتجاج «عمر بن عبد العزیز»، احتجاج «مأمون» از مشاهیر تاریخ اسلام، احتجاج کردن به طرف مقابل.

در قرن دوم از علمای اهل سنت ۵۶ نفر کتاب نوشتند و این قصه را نقل کردند. قرن سوم ۹۲ نفر از علمای های اهل سنت و مشاهیر کتاب نوشتند و تاریخ غدیر را اثبات کردند که امام علی در آن روز امام شده و جانشین پیغمبر اکرم شده است.

در قرن چهارم ۴۲ نفر از علمای بزرگ اهل سنت اثبات کردن و تأیید کردند. در قرن پنج ۲۳ نفر از علمای اهل سنت اثبات کردند. در قرن شش ۱۹ نفر کتاب نوشتند. در قرن هفت ۲۱ نفر کتاب نوشتند، در قرن هشت ۱۸ نفر کتاب نوشتند، در قرن نُه ۱۵ نفر کتاب نوشتند، در قرن دهم ۱۳ نفر کتاب نوشتند. الی ماشاءالله!

سؤال بعد این است که این همه علمای بزرگ در مورد غدیر کتاب نوشتن و اثبات کردن که علی ابن ابی طالب در آن روز توسط پیغمبر به امر خدای متعال امام و جانشین پیغمبر بوده است.

چرا در کتاب‌های صحاح سته این داستان جایگاهی ندارد؟! بیش از چهارصد تن از علمای اهل سنت این مطلب را تأیید کردند. چرا آقای «بخاری» و «مسلم» زیر بار حقیقت نرفتند؟!

ببینید کتاب «صحیح بخاری» خبر 4407، 4606، 70268 چهار بار آقای «بخاری» تکرار کرده است تا برای آقایان حجت باشد که نقل فرمودند: یهودیان پیش آقای عمر بن خطاب رفتند و گفتند این آیه:

(الْیوْمَ أَکمَلْتُ لَکمْ دِینَکم)

امروز دین شما را کامل کردم.

سوره مائده (5): آیه 3

که در روز غدیر خم نازل شده است اگر برای ما نازل شده بود ما آن را جشن می‌گرفتیم. عمر بن خطاب گفت: به عرفه می‌برم و می گویم در روز عرفه نازل شده است!!

در کتاب «صحیح بخاری» خبر 3970 آمده است که جو بر علیه علی بن ابی طالب انقدر زیاد بود که مردم علی را در جنگ بدر حاضر نمی‌دانستند. به نوشته کل علمای بزرگ اهل سنت چه کسی باعث پیروزی لشکر اسلام در جنگ بدر شد؟! کسی به جز علی ابن ابی طالب؟!

«ابن ابی حاتم» در کتاب خود صفحه 240، «ابن حجر» در کتاب «لسان المیزان» جلد 4 صفحه 322، «کنز الشریعه» اثر «ابن عراق»، «ذهبی» در کتاب «میزان الإعتدال» نوشته‌اند که پیغمبر اکرم فرمود: یا علی! اگر تمام امت با تو در بیفتند، کل امت مستقیماً جهنمی خواهند شد.

اگر امام علی خلیفه اول نشد از حب آقایان بود. همینطور خلیفه دوم و سوم نشدند به خاطر حسادت بود. وقتی که حضرت خلیفه چهارم شد یک گروه با شعار «ان الحزن الا لله» با او جنگیدند به نام جنگ نهروان.

گروه دیگری طرفداران ابوبکر بودند که توسط خانم عایشه و «طلحه» و «زبیر» فرماندهی شدند و به نام جنگ جمل جنگ راه انداختند. گروه سوم طرفداران عثمان از طایفه بنی امیه بودند که با فرماندهی معاویه انجام شد به نام جنگ صفین.

یعنی سه طایفه از طرفداران ابوبکر و عمر و عثمان از خلفای بعد با علی بن أبی طالب جنگیدند، اما حال همه آنها (رضی الله عنه) شدند!!

مجری:

زنده باشید، خدا خیرتان بدهد. ممنونیم از همراهی همیشگی شما. خیلی کامل و خیلی جدی خصوصاً اشاره به احتجاجاتی که داشتند بیان فرمودند. در خدمت شما باشیم و بشنویم.

آیت الله حسینی قزوینی:

ببینید برادر عزیزمان جناب آقای رضایی کتاب «مقتل الحسین» اثر «خوارزمی» از اهل سنت است که ذهبی و دیگران در حد یک پیغمبر اولوالعزم از او تجلیل کردند. ایشان که متوفی ۵۶۸ هجری است در صفحه ۱۴۶ روایتی را نقل می‌کند از معراج نبی گرامی اسلام در رابطه با ائمه که خطاب آمد:

«یا محمد! أتحب ان تَراهم؟»

می‌خواهی اولیاء و ائمه بعد از خودت را ببینی؟

«قلت: نعم، یا رب»

گفتم: بله پروردگار.

«فقال لی: التفت عن یمین العرش»

خطاب آمد: به طرف راست عرش نگاه کن.

نگاه کردم دیدم نام علی بن أبی طالب و فاطمه و حسن و حسین و علی بن الحسین و محمد بن علی و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد و الحسن بن علی و المهدی در هاله‌ای از نور هستند.

«المهدی کأنه کوکب دری»

سپس می‌نویسد:

«قال: یا محمد! هؤلاء الحجج و هو الثائر من عترتک، و عزتی و جلالی، إنه الحجة الواجبة لأولیائی و المنتقم من اعدائی»

خطاب آمد: یا محمد! این دوازده نفر حجت‌های من هستند و مهدی انتقام عترت تو را خواهد گرفت و منتقم از دشمنان من است.

همین تعبیر را «جوینی» در کتاب «فرائد السمطین» جلد دوم صفحه 320 اسامی ائمه را آورده است. همانطور که برادر عزیزم آقای بهادری هم صحبت داشتند در رابطه با مناظرات من فقط یه گوشه‌ای را اشاره کنم.

ببینید در مناظراتی که در کتاب شریف «کافی» آمده است، «عبدالله بن جعفر طیار» همسر حضرت زینب (سلام الله علیها) نقل می‌کند که من به همراه امام حسین، امام حسن، «عبدالله بن عباس»، «عمر بن أم سلمه» و «أسامة بن زید» نزد معاویه بودیم.

گفتنی است که «عمر بن أم سلمه» در جنگ جمل در رکاب علی بن أبی طالب بود. بین ما و معاویه مطالبی بیان شد و به معاویه گفتم من از پیغمبر شنیدم که فرمود:

«أنا أولی بالمؤمنین من أنفسهم ثم أخی علی بن أبی طالب»

بعد امام حسن، امام حسین، امام سجاد، امام باقر، امام صادق و دیگر ائمه اطهار مطرح می‌شود.

ببینید تمامی اینها مطرح شد. عبدالله بن جعفر» می‌گوید شهادت خواستم. امام حسن شهادت داد که بله پیغمبر اکرم اینطور فرمود. امام حسین شهادت داد.

«عبدالله بن عباس» و «عمر بن أم سلمه» و «أسامة بن زید» همگی نزد معاویه شهادت دادند که نبی گرامی اسلام اسامی ائمه بعد از خودشان را به این شکلی بیان کرده است.

یعنی ما ۵۰۰۰ روایت اینطوری داریم حال مختصر یا مفصل، در کتب شیعه یا در کتب اهل سنت. این دیگر واضح و روشن هست.

مخصوصاً نسبت به مناظراتی که آقای بهادری به آن اشاره کردند یکی از مناظرات خیلی جذابی که در تاریخ اتفاق افتاده است، مناظره بین «عبدالله بن جعفر طیار» با معاویه است در حضور این صحابه بزرگوار و امام حسن و امام حسین (سلام الله علیهما).

مجری:

استاد جناب آقای احمدی از یاسوج هم پشت خط هستند. ما در آخر تماس ایشان را هم داشته باشیم. سلام علیکم، در محضر شما هستیم:

بیننده (آقای احمدی از یاسوج – شیعه):

خدمت حضرت عالی و آیت الله حسینی قزوینی و همه دست‌اندرکاران «شبکه جهانی حضرت ولی عصر» عرض سلام و ادب و احترام دارم.

آیت الله حسینی قزوینی:

سلام علیکم و رحمة الله.

مجری:

علیکم السلام. در خدمت شما هستیم جناب احمدی.

بیننده:

سؤالم این است که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) قبل از شهادت تمام افرادی که می‌دانست با امر خلافت امیرالمؤمنین مخالفت می‌کنند را تحت فرماندهی «اسامة بن زید» قرار داد که باید طبق فرمان رسول خدا این گروه مدینه را ترک می‌کردند.

در مقابل برخلاف حکم خدا و پیامبر خدا کارشکنی‌ها و سرپیچی‌هایی صورت گرفت که خود رسول خدا متخلفین از لشکر «اسامه» را مورد لعن و نفرین قرار داده.

به زعم من یکی از عوامل برپایی سقیفه بنی ساعده جمعی از انصار بودند، چون در سقیفه جمع شدند که امیری را انتخاب کند.

در این هنگام بود که ابوبکر و عمر و «أبو عبیده جراح» وارد شدند. «ابوبکر بن أبو قحافه» با آن زیرکی و چالاکی که داشت بین دو قبیله اوس و خزرج که قبل از ورود پیامبر به مدینه اختلافاتی بود این کینه‌های ماقبل اسلام را تازه کرد.

او از این کینه استفاده کرد و کاری کرد که قبیله انصار با رهبری به نام «بشیر» بیعت کردند. اهل سنت که دم از شورا می‌زنند و می‌گویند اکثریت مسلمانان اجماع ما...

مجری:

فکر می‌کنم ارتباطمان قطع شد، اما حالا کلیت سؤال مطرح و مشخص بود. بفرمایید در خدمت شما هستم.

آیت الله حسینی قزوینی:

مسئله «أسامه» یک مسئله ثابت در تاریخ اسلام است. به طوری که رسول اکرم فرمودند:

«جهزوا جیش أسامة لعن الله من تخلف عنه»

الملل والنحل، اسم المؤلف: محمد بن عبد الکریم بن أبی بکر أحمد الشهرستانی، دار النشر: دار المعرفة - بیروت - 1404، تحقیق: محمد سید کیلانی، ج 1، ص 23، باب المقدمة الرابعة

ولی خوب چه عواملی باعث شد که اینها نرفتند و هی امروز و فردا کردند و منجر به رحلت یا شهادت حضرت رسول اکرم شد خودش یک بحث مفصلی دارد.

«شهرستانی» در کتاب «الملل و النحل» مفصل این قضیه را مطرح می‌کند و می‌گوید: اولین اختلافی که بین صحابه افتاد در قضیه «اسامة بن زید» بود. صحابه اعتراض کردند که سن او کوچک است، اما رسول الله اکرم فرمود: او را نسبت به پدرش هم فرمانده کرده بودم.

این‌ها یک سری مسائلیست که دیگر اتفاق افتاده است و حالا محترمانه گفتنش خیلی خوب است، ولی اگر این‌ها با عبارت‌های تند گفته شود این را ما نمی‌پسندیم.

انسان باید بیاید مطالب را از کتاب‌های آنها خیلی محترمانه و مؤدبانه مطرح کند خوب است. در مقابل اگر ما بخواهیم یک عبارتی بیاوریم و پیاز داغ آن را هم اضافه کنیم این به نظر من خیلی علیه السلام نیست.

ما تشکر می‌کنیم از جناب آقای احمدی بزرگوار. اگر در این خصوص قداری مطالعه کنند و همانند آقای بهادری هر صحبتی می‌کنند به صورت مستند ولو عبارت‌های فارسی را بیاورند که عین عبارت‌ها باشد شاید تاثیرگذاری اش بیشتر باشد.

مجری:

خیلی ممنون و متشکرم. الحمدلله که یک شب دیگر را توانستیم با ذکر فضائل امیرالمؤمنین و اهل بیت سپری کنیم.

در آخر استاد اگر اجازه بفرمایید که درخواستی داشته باشم مبنی بر اینکه در این شب جمعه و در این ایامی که ایام فرحة و شادی است و بانگ این شادی برای همیشه شیعیان هست یک دعا بفرمایید.

آیت الله حسینی قزوینی:

برای خدایا تو را به ولای علی، به ولایت علی، به ولایت علی قسم می‌دهم هرچه زودتر فرج مولای ما حضرت ولی عصر را نزدیک بگردان و مقدمات ظهورش را به احترام علی بن أبی طالب فراهم بفرما.

خدایا ما را از یاران خاص و سربازان فداکار و شهدای رکاب حضرت ولی عصر قرار بده و انقلاب ما را به انقلاب جهانی‌اش متصل بفرما.

خدایا نظر ولایی حضرت صاحب الزمان را همواره بر سر مسلمین به ویژه مردم و ملت به پا خواسته ایران قرار بده.

خدایا دشمنان ما که دشمنان اهل بیت‌اند، دشمنان دین‌اند، دشمنان خدا هستند در رأس آنها آمریکا و صهیونیسم بین الملل را به ولای علی به تیغ فرزند علی حضرت قمر بنی هاشم گرفتارشان بفرما.

مجری:

الهی آمین. خیلی ممنون و متشکر و سپاسگزارم. ممنون از شما که ما را همراهی کردید. در آخر این چنین عرض کنیم:

هر حاجتی که پیش خداوند برده‌ام

گفتم خدا به حق علی مستجاب شد

ما هم حاجتمان را ببریم به این اسم اعظم و عرض کنیم: «یا عالی به حق علی عجل لولیک الفرج». به امید دیدار، یا علی مدد

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته


ولایت پذیری در عصر غیبت>

دهه ولایت ولایت فاطمه زهرا س پیامبر اکرم ص امیرالمومنین ع امام عصر عج اطاعت اخلاص تقوا امامت بدا ولایت پذیری امام زمان عج