-
حجت الاسلام و المسلمین ابوالقاسمی
01:23:29 دقیقه
مناظره وحدت و تقریب 9 آذر 1400 -
وحدت و اختلاف امت اسلامی 2 آذر 1400
01:22:17 دقیقه -
جایگاه امام باقر (علیه السلام) در کتب اهل سنت 16 آبان 1400
00:54:00 دقیقه -
حجت الاسلام ابوالقاسمی
00:48:15 دقیقه
تناقضات حسن آقا میری 25 مهر 1400 -
حجت الاسلام ابوالقاسمی
00:55:13 دقیقه
بررسی رحلت یا شهادت رسول اکرم (صلی الله علیه واله وسلم) و حواشی پیرامون آن! 15 مهر 1400 -
حجت الاسلام ابوالقاسمی
00:56:56 دقیقه
آیا می شود قرآن را به معنا نقل کرد؟ 1 مهر 1400 -
حجت الاسلام ابوالقاسمی
00:54:55 دقیقه
جنایاتی که بر ضد شیعیان صورت گرفته 11 شهریور 1400 -
حجت الاسلام ابوالقاسمی
00:54:11 دقیقه
حمله مغلان به بغداد 4 شهریور 1400 -
حجت الاسلام ابوالقاسمی
00:54:47 دقیقه
درگیری بین احناف و شوافع 21 مرداد 1400 -
حجت الاسلام ابوالقاسمی
54:27 دقیقه
تطبیق فقهی تکفیر بر بقیه مذاهب 31 تیر 1400 -
حجت الاسلام ابوالقاسمی
58:54 دقیقه
تکفیر عبد الغنی مقدسی توسط شافعی ها 24 تیر 1400 -
حجت الاسلام ابوالقاسمی
01:30:16 دقیقه
نقد سخنان «دکتر سروش» پیرامون تمسخر شیعیان 23 مرداد 1399 -
حجت الاسلام ابوالقاسمی
01:00:18 دقیقه
راه روشن - نقد سخنان دکتر سروش پیرامون عقاید شیعیان 9 مرداد 1399
وحدت
قسمت بیست و هشتم برنامه راه روشن با کارشناسی حجت الاسلام و المسلمین ابوالقاسمی
دیگر قسمت ها
برنامه راه روشن 07 10 1400 (قسمت 28)
عنوان برنامه: وحدت
کلیدواژه: راه روشن؛ وحدت؛ پاسخ به شبهات؛ روشنگری!
استاد: حجت الاسلام والمسلمین دکتر ابو القاسمی
مهمان برنامه: استاد هوشیار
مجری: آقای عربی نژاد
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَبِهِ نَسْتَعين اَللّهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّکَ الْفَرَجَ وَ الْعافِیَةَ وَ النَّصْرَ وَ اجْعَلْنا مِنْ خَیْرِ اَعْوانِهِ وَ اَنْصارِهِ وَ الْمُسْتَشْهَدینَ بَیْنَ یَدَیْهِ.
بینندگان عزیز سلام با برنامه راه روشن از شبکه جهانی حضرت ولی عصر در خدمت شما هستیم، خیلی خوشحالم امشب این افتخار را دارم در خدمت شما بینندگان باشم. ایام شهادت حضرت صدیقه طاهره را خدمت شما بینندگان عزیز تسلیت عرض می کنم امیدوارم عزاداری هایتان مقبول درگاه اهل بیت واقع شده باشد.
امشب در خدمت دو استاد عزیز و دو کارشناس محترم هستیم، همراه مهمان برنامه مان را خدمت تان معرفی می کنم استاد هوشیار، استاد خیلی خوش آمدید سلام عرض می کنم.
استاد هوشیار:
سلام علیکم ورحمة الله بسم الله الرحمن الرحیم بنده هم عرض سلام و ادب و احترام دارم خدمت بینندگان محترم برنامه راه روشن ان شاء الله که بحث و گفتگوی خوبی را با جناب استاد ابوالقاسمی داشته باشیم.
مجری:
در خدمت استاد ابوالقاسمی کارشناس خوب برنامه هستیم و خدمت شما هم سلام عرض می کنم استاد بفرمایید
استاد ابوالقاسمی:
علیکم السلام ورحمة الله اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم اللهم صل علی محمد وآل محمد. عرض سلام دارم خدمت شما و خدمت مهمان محترم جناب استاد هوشیار و هم ایام عزای صدیقه طاهره (سلام الله علیها) را به همه بینندگان تسلیت عرض می کنم و هم به جناب استاد هوشیار وفات پدر بزرگوارشان را تسلیت می گویم.
مجری:
خدا رحمت شان کند و امیدوارم که غریق رحمت الهی واقع بشوند. بینندگان عزیز چند هفته ای در رابطه با بحث وحدت، مباحث پیرامون وحدت بحث می کنیم، این هفته هم بحث را ان شاء الله ادامه خواهیم داد و ان شاء الله اساتید محترم به شبهات پاسخ خواهند داد. استاد ابوالقاسمی اگر اجازه بدهید بحث را با میهمان برنامه آغاز کنیم و بعد در خدمت شما هستیم، استاد هوشیار بفرمایید
استاد هوشیار:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ اللَّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن، صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِی كُلِّ سَاعَةٍ، وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناً حَتَّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا.
بنده هم ایام سوگواری حضرت صدیقه کبری فاطمه زهرا (سلام الله علیها) را خدمت تمام شیعیان و مسلمین جهان تسلیت عرض می کنم. بحثی که جناب استاد ابوالقاسمی چند جلسه ای است آغاز فرمودند یک بحث بسیار مهم و سرنوشت ساز با عنوان تبیین محدوده وحدت می تواند باشد و امشب گفتگویی که ان شاء الله خواهیم داشت درباره این است که آیا مسئله وحدت با تبیین حقایق تاریخی منافات دارد یا خیر؟
این که ما باور به این داریم باید وحدت بین مذاهب، بین مسلمین مراعات بشود، قلباً به مسئله وحدت ما اعتقاد داریم نه از روی شعار این باید چگونه باشد؟ حد و مرزها چیست؟ تا چه حدی پیش برویم صحیح است؟ تا چه حدی در وحدت باید باشیم؟ اگر بحث علمی در این میان پیش بیافتد اگر علمای مذاهب با همدیگر گفتگو بکنند آیا این مخل بر وحدت است یا خیر؟
همه این ها سوالاتی است که سعی می کنیم در این زمان مختصری که امشب در خدمت دوستان گرامی بینندگان همراه هستیم ان شاء الله این ها را ارائه بدهیم. برای شروع بحث اگر جناب استاد اجازه بفرمایند به یک دو گانه ای می خواهم اشاره بکنم و اگر شد ادامه همین بحث را خواهیم داشت.
یک دو گانه ای با عنوان دو گانه تبیین و کتمان وجود دارد برخی معتقد هستند که باید در مباحث اعتقادی، در مباحث حتی سیاسی مسئله تبیین اتفاق بیافتد که مستحضر هستید مقام معظم رهبری هم سالیان سال است مسئله تبیین را به درستی می فرمایند و اخیراً هم با عنوان جهاد تبیین این مسئله منتشر شد که تبیین باید اتفاق بیافتد، باید بیان کنید، باید حقایق را بگویید.
اتفاقاً فرمودند که بیان حقایق و تبیین مسائل خودش وحدت آفرین است که من رفرنس ها را خدمت دوستان عرض خواهم کرد. در مقابل یک جبهه دیگری با عنوان جبهه کتمان شکل گرفته که به نظر من این ها بر خلاف منویّات مقام معظم رهبری و البته بر خلاف فرموده روایات دارند عمل می کنند و بر این باور هستند که اگر ما حرف بزنیم اختلاف می شود. اگر ما بحث علمی بکنیم دعوا می شود.
این یک نگاه سخیف به مسائل است سطح دین را پایین آوردن است نگاه کتمانی؛ اما نگاه تبیینی که نگاه بزرگان ما و بزرگان شیعه است ما پیرو این نگاه تبیینی هستیم که من در ادامه به سخنان مقام معظم رهبری اشاره خواهم که چقدر به مسئله تبیین درباره وقایع تاریخی ایشان اصرار دارند و حتی به عنوان جهاد تبیین عرض کردم که از آن یاد کردند. این آغاز سخن ما بود خدمت جناب استاد ابوالقاسمی و ایشان ان شاء الله مطلب را تکمیل می فرمایند و ما هم اگر نکته ای بود محضر دوستان عرض می کنیم.
استاد ابوالقاسمی:
بسم الله الرحمن الرحیم بزرگواران می دانند من معمولاً برای این که کسی نیاید متهم کند شما روی هوا صحبت می کنید چنین مسئله ای نیست. تک تک مسائل را با مصداق بحث می کنیم یعنی مصداقی صحبت می کنیم. حجت الاسلام والمسلمین مبلغی چند وقت قبل در شبکه 4 یک مصاحبه ای با ایشان شد در آن مصاحبه مسائلی را فرمودند بعضی مطالبش خوب بود بعضی هایش را ما نقد داشتیم در همین جا نقد کردیم.
یکی از مسائل راجع به فاطمیه بود که در آن جا راجع به فاطمیه دو عبارت دارند یک: هر چیزی که موجب شود به نحوی طرف مقابل ناراحت بشود که این جا مجری در حرف شان می پرد که من آرزو داشتم آن جا کارگردان بودم به مجری می گفتم آقای مجری بگذارید دوباره از همان جا صحبتش را شروع بکند که این جا صحبت قطع می شود البته مقصود مشخص است. بعد هم می گویند اعتقاد ما است اگر فاطمیه به هر نحوی منجر بشود که طرف مقابل احساس ناراحتی بکند باید تعطیل بشود کلیپ را ببینیم
(کلیپ شماره یک)
- ببینید مثلاً ما برهه های را داریم مناسبت های...
- البته من هنوز لایه های مختلف تاریخی را نگفتم
- همان طور که اشاره کردید که به هر حال این دو جریان مقدس مثلاً هم در شیعه هم در اهل سنت این ها با هم نقطه تلاقی دارند چند وقت دیگر ایام فاطمیه است شیعیان باوری دارند؛ باور تاریخی دارند بر اساس آن عواطف شان، احساسات شان، تاریخ شان شکل می گیرد و اهل سنت هم باور دیگری دارند و منی که این جا از عالم اهل سنت با افتخار دعوت می کنم در آن نقطه باید چه کار بکنم؟ برگزاری این مراسم صرفاً این نیست که ما در خفاء یک حرفی با اهل سنت بزنیم. من حتما خودم جزء جریان تقریب هستم ولی این ها چالش های است که ما باید به آن جواب بدهیم
- آن 3 لایه را اگر جواب بدهم این روشن می شود
- من آن جا معتقد هستم که برای این شخصیت مقدس من از سوی شخصیت مقدس جریان کنار من اتفاقی افتاده از نگاه یک شخصیت بیرونی یک دعوای تاریخی است و از نگاه یک طلبه شیعی یک مسئله هویتی و دینی است این جا باید چه کرد؟ تعلیق کرد؟ پذیرفت و چه رویکردی باید داشت؟ مای که در هفته وحدت این حرف را می زنیم بعدش باید چه کار بکنیم؟
- جامعه باید آن قدر ارتقاء پیدا کند که اگر من در شخصیت مقدس مذهبی خودم تمرکز پیدا می کنم آن دیگران نباید در قبال این موضع گیری کنند و اگر آن ها، ما نباید منتها یک مشکلی وجود دارد، مشکل این است که ما وقتی می خواهیم تمرکز پیدا کنیم سریع می رویم به سمت آن امر مهمی که امامان به آن توجه داشتند و آن وحدت اسلامی بوده به آن بی اعتنائی می کنیم. یعنی شما شخصیت های مقدس را به گونه ای نباید مطرح کنید که به بخشی از قرآن تان که امت واحده است ضربه بزنید؛ یعنی لازم نیست که ما به مقدسات آن ها بی حرمتی بکنیم تا مقدس خودمان را احیاء کنیم. اصلاً اهل بیت چنین روشی نداشتند، اهل بیت عصمت و طهارت چنین روشی را بروید در تمام سیره اهل بیت را مطالعه کنید اگر یک جا مشاهده کردید این معنایش این نیست که تمایز گزاری مذهبی نبوده آن تمایز گزاری مذهبی سر جایش است. به معنای اثبات آن امامت نیست آن که سر جایش با قوت بوده است اما یک وقت شما اثبات امامت را می خواهید درون مذهب تان با نفی دیگری انجام بدهید و جدا شدن از آن اسلام نمی پذیرد ما این لایه را قبول نداریم شما و ما
- یعنی چه؟ این بی حرمتی قطعاً یک معانی دارد توهین، فحش، دشنام این ها ولی بیان خود آن واقعه بیان سنگین و سختی است این که پیروان یک مذهبی معتقد هستند که شخصیت مقدس مذهبی دیگری عامل این واقعه بوده
- این جا صریح عرض کنم اگر همین طرحش در رسانه ها، در فضاهای اجتماعی تعصباتی را علیه ما بر انگیزاند و تعصباتی را در درون ما علیه دیگران بر انگیزاند ما به اصل (إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ) تعارف نداریم به اصل وحدت اجتماعی امت ضربه زدیم.
مجری:
کلیپ را دیدیم استاد بفرمایید
استاد ابوالقاسمی:
ایشان چند تا مطلب مطرح می کنند یکی این که جامعه باید به حدی برسد که دیگران موضع گیری نکنند. اما مشکل وجود دارد چه است؟ این که توهین می شود. بعد مجری می گوید توهین چه است؟ می گوید هر چیزی که طرف مقابل را، طرف مقابل را چه؟ این جا مجری قطع کرد البته ما قبلاً از رفقای ایشان، شبیه به این را شنیدیم هر چیزی که به نحوی طرف مقابل را ناراحت بکند. ما الان ببینیم طرف مقابل از چه چیزی ناراحت می شود؟
در کانال رسمی شیخ التفسیر مولانا گرگیج معرفی حضرت عمر به قاتل حضرت فاطمه بر اختلافات مذهبی دامن می زند. بعد این جا می گوید عزیزان در ماه های جمادی الاولیٰ و جمادی الثانی ایامی به نام شهادت فاطمه دارند اگر چه ظاهراً اسمی از حضرت عمر نیست؛ اما معتقد هستند قاتل حضرت عمر بوده و عمر دستور قتل صادر کرده و در واقع هدف خود شخص حضرت عمر است یعنی حتی اگر شما اسم هم نبرید. مراسم فاطمیه داشته باشید هدف چه است؟ حضرت عمر است.
بعد می آید مدح عمر را می کند و شبهاتی هم مطرح می کند، آخرش می گوید در پست بعدی اش است اجازه بدهید در کانال خود ایشان باز بکنم در پست بعدی می گوید این مراسماتی که این گونه است باید جلویش گرفته بشود. یعنی اساساً آن چیزی که این ها به آن اعتقاد دارند این جا است ایشان افزودند "مطرح کردن شهادت فاطمه مطلقا اصلاً کار به کسی نداشته باشیم نتیجه ای جز کینه توزی و تفرقه در میان امت اسلامی نخواهد داشت و هر شهروند اهل سنتی که لفظ شهادت فاطمه را بشنود آن را توهین تلقی می کند و در دلش کینه از برادران شیعه به وجود می آید و حتی اگر تقریبی باشد این جمله را تحمل نخواهد کرد، این مسائل به نفع جهان اسلام نیست."
ما این را می بینیم از آن طرف آقای مبلغی در صدا و سیما می آیند می گویند هر چیزی که به نحوی آن ها را ناراحت بکند باید جلویش گرفته بشود! از طرفی دیگر آن ها به صراحت گفتند کلمه شهادت حضرت زهرا را حتی بدون قتل به دست عمر مطرح بکنید ما ناراحت می شویم این جا باید چه کار کرد؟ کدام باید مقدم بشود؟ و حتی کار به جایی رسیده خود آقای مسائلی در کانال خودشان راجع به فاطمیه، کتابچه ای معرفی کردند انتشار کتابچه وحدت اسلامی و اعضای فاطمی این قضیه را آن جا حل نکرده.
بعد می گوید این طور که باشد یک عده با این حال متأسفانه بعضی به جامعه شیعه این گونه القاء می کنند که پذیرش وحدت اسلامی مسلتزم آن است که شیعه به رخدادهای صدر اسلام و خصوصاً وقایع بعد رحلت پیامبر همچون اهل سنت بنگرد و این لازمه اش دست کشیدن از عزاداری حضرت زهرا است یا انکار مصیبت های آن حضرت است باید بدانیم چه چیزی باعث شده که تفسیری این گونه از وحدت اسلامی در اذهان شکل بگیرد؟
خب مشخص است شما می گویید هیچ گونه توهین نباید باشد آن ها می گویند این توهین به ما است. خود شما مسبب این قضیه بودید که این تلقی در ذهن ها بیاید. بعد می گوید حال بیان این سخنان ممکن است افرادی را به این توهم اندازد که مروجان وحدت اسلامی خواستار حذف عزاداری فاطمیه در میان شیعه بوده یا اصلاً منکر مصیبت های زهرا (سلام الله علیها) هستند.
نه ما نمی گوییم شما منکر هستید اما آن رفتاری که شما به خرج می دهید منجر به تمام شدن مسئله فاطمیه می شود و بخصوص که صحبت های آقای گرگیج را دیدید در اینستاگرام آقای گرگیج همان جا که صحبت کرده بود باور شهادت حضرت فاطمه، بذر نفاق را بیش از پیش در قلوب مسلمانان ایجاد می کند. مطرح کردن بعد همان را می گوید اینی که می گوید همین آقایان آمدند لایک کردند یعنی اگر می گفتیم از این حرف ها خبر ندارند نمی دانند آن ها چه می گویند و این طور فاطمیه را تصریح می کنند شاید یک محمل اثری داشت اما وقتی خودش دیده که طرف می گوید فاطمیه را بدون بحث قتل هم مطرح بکنید فقط شهادت بگویید من این را توهین می دانم می آید این را لایک می کند. ما این را چطوری باید برای این مردم تفسیر بکنیم؟ تا وحدتی که ضرورت است مقام معظم رهبری تأکید دارند خودشان هم فاطمیه می گیرند اشتباه برای مردم تفسیر نشود. خدمت تان هستیم
استاد هوشیار:
اگر برادران اهل سنت بخواهند مسئله فاطمیه را که یک حقیقت تاریخی است این را کتمان بکنند جای تعجب نیست؛ چون تبیین واقعه فاطمیه خیلی از مسائل و اتفاقات تاریخی را روشن خواهد کرد؛ اما این که بعضی از برادران شیعه می آیند به این کتمان کمک می کنند این خودش جای تعجب دارد. و عجیب هم این است که همین دوستان عزیزمان می گویند که حرف های ما، مبتنی بر منویات مقام معظم رهبری است این دردش بیش تر است. غافل از آن که وقتی که ما می رویم همه منویات مقام معظم رهبری را مطالعه می کنیم که من بعضی از موارد را امشب خدمت عزیزان خواهم خواند می بینیم کاملاً مسئله خلاف آن چیزی است که این دوستان دارند خودشان را با عنوان کسی که انقلابی هستند به عنوان کسی که می خواهند سخنان مقام معظم رهبری را اجرا بکنند خلاف این منش و تفکر را پیش می روند.
در حالی که خود مقام معظم رهبری بارها فرمودند که اتحاد و وحدت بین مسلمین در صورتی است که تبیین اتفاق بیافتد یعنی اصلاً لازمه وحدت، تبیین است من یک مورد را می خوانم که در 17/ 1/ 86 در دیدار با کارگزاران نظام این مطلب را فرمودند آوردند "چیزی های مانع از اتحاد می شود عمده آن ها بعضاً کج فهمی ها و بی اطلاعی ها است. از حال هم خبر نداریم درباره هم توهمات می کنیم درباره عقاید هم، درباره تفکرات یکدیگر دچار اشتباه می شویم چون تبیین نیست چون همیشه کتمان بوده آقا حرف نزن دعوا نشه، سکوت کن اختلاف نشه این توهمات از کجا نشأت می گیرد؟ از همین کتمان ها شیعه درباره سنی، سنی درباره شیعه فلان ملت مسلمان درباره آن ملت دیگر، درباره همسایه اش، سوء تفاهم ها که دشمنان هم به شدت بر این سوء تفاهم ها دامن می زنند."
می فرمایند که تا تبیین اتفاق نیافتد ما نمی توانیم به آن وحدت برسیم باید بیان بشود مسائل تبیین بشود در فضای علمی، روشنگری اتفاق بیافتد و موارد زیادی دیگر
در یک سخنرانی دیگر خیلی جالب است اشاره به منش مارکسیستی می کنند 14/ 2/ 87 ایشان آوردند که "تفکر مارکسیستی آن روز اعتقاد به تبیین نداشت اعتقاد به کتمان داشت؟ می گفتند مبارزه، یک سنت است تحقق خواهد یافت چه بگویید چه نگویید. این، همین باوری است که امروزه می بینیم بعضی ها به عنوان شیعه انقلابی که خودشان را..." من درباره دو گانه سازی انقلابی گری با شیعی گری به نظرم وقت بگذاریم صحبت بکنیم که بعضی ها سعی می کنند بگویند اگر شما شیعه گری می کنید شما انقلابی نیستید در حالی که خلاف مسئله است. مقام معظم رهبری این جا تصریح می کنند: "این تفکر، تفکر مارکسیستی است این منش، منش مارکسیستی است. که می گفتند آقا کتمان کنید نگویید بالاخره این آب راه خودش را می خواهد پیدا بکند چه شما بگویید چه شما نگویید اما نگویید بهتر است چرا؟ چون اختلاف پیش می آید چون مسائل روشن می شود."
درد این جاست آن کسانی که داعیه انقلابی گری دارند و داعیه این را دارند که ما داریم منویات مقام معظم رهبری را عمل می کنیم و به مردم می گوییم این ها خلاف منویات را دارند به مردم می گویند خلاف مسلک و روش را می گویند. ما سال هاست که دیدیم رهبر معظم انقلاب اسلامی هر سال فاطمیه می گیرند مراسم باشکوه می گیرند من سوالم از جناب استاد این است در این مراسم چه روضه ای می خوانند؟ می گویند زهرای مرضیه با چه بیماری از دنیا رفت؟ سرماخوردگی بوده؟ اتفاقی بوده؟ دعوا با همسایه سر مسائل شخصی و این ها داشته؟ یا نه همان جا در محضر رهبر معظم انقلاب اسلامی درباره روضه در و دیوار می خوانند و ایشان گریه می کند.
وقتی که کسی می آید حرف آقای گرگیج را لایک می کند یعنی اصلاً باور به منویات رهبری، باور به منش و روش و مسلک رهبری ندارد این باید تبیین بشود. اتفاقاً این مسئله امروز باید تبیین بشود جبهه ای که دارد کتمان فاطمیه می کند به نام شیعه، به نام افراد انقلابی گری این ها باید مسئله شان واضح بشود که شاهد هستیم بارها شما، بارها ما، دوستان دیگر این عزیزان را دعوت به مناظره کردند یا نپذیرفتند یا گفتند که می آییم به شرط این که ضبط و پخش نشود. این هم از مسائلی است که باید تبیین بشود امشب ان شاء الله گفتگو بکنیم.
استاد ابوالقاسمی:
مطلب خیلی مهمی مطرح کردید بد نیست ما هدف اصلی که خود مدافعین آقای گرگیج از طرح این مسائل در ایام فاطمیه توسط آقای گرگیج بوده را ببینیم اصلاً چرا این حرف ها را آقای گرگیج مطرح کرد؟ کلیپ بعدی را ببینیم
(کلیپ شماره دو)
ترشابی: مولانا گرگیج یکی از معدود صداهای منتقد نظام ولایت فقیه در میان اهل سنت ایران است. در جمعه گذشته هم به دنبال این بوده که ایشان بیش تر از این در میان مسلمانان اتفاق نیاندازید، ایام فاطمیه نگیرید هر سال کربلا را پر رنگ تر می کند ایام فاطمیه را پر رنگ تر می کند و در واقع دارد جنایت می کند مردم عزیز ما باید به دنبال این باشند که از علما، از صدای رسای ملت و از کسانی که انتقاد می کنند از این نظام و از این مذهب و دین ساختگی دفاع بکنند اجازه ندهند که این صدای ملت ایران خاموش بشود.
استاد ابوالقاسمی:
به صراحت می گوید آقای گرگیج این حرف ها را زده دنبال این بوده که فاطمیه برگزار نشود؛ یعنی اصلاً هر سال ایام فاطمیه که می رسد شما نگاه کنید تاریخ صحبت های که این گونه ایشان صحبت کرده دقیقاً در ایام فاطمیه است. و با این دید که مطلقا صحبت در مورد فاطمیه توهین است. لذا من باز باید غصه بخورم نمی گویم تعمدی در کار بوده می گویم دقت نظر نبوده. نامه ای است در تاریخ 12/ 3/ 1382 مرحوم آقای تسخیری به آقای لاریجانی نوشتند بخشی از این نامه این طور است "به زودی ایام فاطمیه و سوگواری بانوی دو عالم حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) آغاز می گردد سال ها است که عده ای این ایام را ابزار تشدید اختلافات مذهبی و درگیری های فرقه ای قرار داده اند و هر سال نیز بر شدت و حدت آن می افزایند و وجود مقدس حضرت زهرا (سلام الله علیها) و امیر المؤمنین (علیه السلام) را که ارکان رکین اتحاد امت اسلامی بوده و هستند را ابزار تفرقه و اختلاف قرار دادند. متأسفانه در یکی دو سال اخیر خواسته یا نا خواسته (چون می دانید قبل از آن اصلاً خیلی محدود بوده حتی در کشور یک دوره ای چاپ خطبه فدکیه ممنوع بوده) خواسته یا نا خواسته شاهد انعکاس این گونه اقدامات در ایام مذبور 5در رسانه ملی هستیم.- یعنی چیزهای وحدت شکن رسماً در سانه ملی منعکس بشود؟ - که این امر علاوه بر این که به حیثت و اعتبار نظام در سطح افکار عمومی امت اسلامی لطمه وارد می سازد احساسات و عواطف برادران اهل سنت داخل کشور را نیز جریحه دار می نماید و این امر صرف نظر از مبانی مذهبی که آن قابل بررسی است در شرایط حساس فعلی منطقه خطرناک و نگران کننده است."
از همان موقع می گفتند در صدا و سیما فاطمیه پخش نشود این فرمایشاتی که این ها داشتند چه کار باید بکنیم؟ ما نمی گوییم تعمد دارند شاید خیلی از آن ها در جلسات خصوصی روضه های فاطمیه نشستند اما متوجه این نکته نبودند که شما اگر بخواهید همان چیزی که آقای مبلغی گفت هر چیزی که او توهین می داند نگویی دیگر کلاً اشهد ان علیاً ولی الله هم در اذان نباید بگویی، چون این ها علیٌ ولی الله را توهین می دانند علی فاتح خیبر را توهین دانستند علی صدیق اکبر را توهین دانستند علی فاروق اعظم را توهین دانستند پس اذان هم نباید گفت!
استاد هوشیار:
به نوبت به این هم می رسند.
استاد ابوالقاسمی:
اگر این باشد باید ما خیلی حساب شده تر جلو برویم خدمت تان هستیم.
استاد هوشیار:
خدمت تان عرض کنم من چون با تبیین شروع کردم من می خواهم چند مطلبی را از رهبر معظم انقلاب اسلامی بخوانم که این تبیین به خوبی جا بیافتد که چرا ما باید سراغ تبیین باورها برویم که یکی از باورهای ما در مسئله امامت است و فاطمیه و غیره و غیره هم ذیل این مسئله تعریف می شود. در تاریخ 14/ 4/ 89 در بخشی از سخنرانی شان فرمودند که بدون تبیین و تبیین بلیغ یعنی صریح نه این که در پستو و پچ و پچ و این ها نه؛ "بدون تبیین و تبیین بلیغ قطعاً هیچ فکری و هیچ اندیشه متقنی توفیق رواج و اعتقاد عمومی را پیدا نخواهد کرد." هر اندیشه ای می دانیم که ایشان از مدافعان این اندیشه است.
در تاریخ 16/ 2/ 1395 فرمودند که "تبیین، بیان مهم ترین وظیفه پیامبران است دشمنان پیغمبران از جهل ها و پرده پوشی ها استفاده می کنند" (همین کتمان) مدافعان کتمان، مدافعان دشمن هستند مدافعان تبیین، مدافعان دین هستند مدافعان پیامبران هستند مدافعان اهل بیت هستند مدافعان رهبر معظم انقلاب اسلامی هستند که اگر این افراد در روز پس از عاشوراء بودند مقابل زینب کبریٰ می ایستادند می گفتند چه می گویی؟ بنشین اختلاف و دعوا می شود وحدت امت اسلامی را شما خدشه دار می کنی چرا تبیین می کنی؟ قطعاً این ها می گفتند. که اگر بودند مقابل امام سجاد می ایستادند با همین اندیشه که شما، و البته بود آن موقع افرادی بودند با همین اندیشه می گفتند که شما مخل آسایش هستید چرا در مقابل خطبه های زهرای مرضیه (سلام الله علیها) ایستادند؟ گفتند وحدت شکن هستی چرا به زینب کبریٰ گفتند سکوت کن حرف نزن؟ یک عده ای از افراد جاهل و مقدس نما بودند می گفتند تو وحدت شکن هستی امروز ذریه فکری همان افراد وجود دارند. می گویند اگر کسی بیاید تبیین بکند و مسئله کتمان را کنار بگذارد و مسائل و حقایق تاریخی را فاش کند این وحدت شکن است.
در 7/ 4/ 82 فرمودند بدون تبیین حقیقت (مگر این که بگویند ماجرای فاطمیه حقیقتی نیست) "بدون تبیین حقیقت افکار عمومی در ظلمت و فضای غبار آلود باقی خواهد ماند و دشمن سوء استفاده خواهد کرد."
12/ 4/ 95 گفتند "تبیین، اساس کار ما است ما با ذهن ها و دل ها مواجه هستیم باید دل ها قانع شود اگر دل ها قانع نشد بدن ها به راه نمی افتد." این ها حرف های است که مقام معظم رهبری فرمودند و در تمامی مسائل گفتند بروید حقایق را تبیین بکنید حتی جهاد تبیین فرمودند. مگر این که شما مسئله امامت را حقیقت ندانید. مگر این که شما مسئله فاطمیه را افسانه بدانید مانند برخی از دیگران و غریبه ها؛ اگر شما شیعه هستید و اگر مسئله فاطمیه را یک حقیقت می دانید باید تابع نظر مقام معظم رهبری باشید که ایشان گفتند بروید حقایق را تبیین بکنید اما علمی، اخلاق با مسئله عقلانیت که به همین ها هم در سخنرانی های متعدد، ایشان اشاره کردند. مثلاً درباره مسئله تبیین با اخلاق در جای فرمودند ما به این ها معتقد هستیم ما به این ها ملتزم هستیم ما با بی اخلاقی ها غریبه هستیم ما وقتی می گوییم بیایید تبیین بکنیم بیاییم گفتگوی علمی بکنیم؛ یعنی گفتگوی اخلاق محور به دور از فحاشی، به دور از تهمت، به دور از ناسزار گویی این مسلک و روش ما است. اما به خاطر این که پیروان چنین اندیشه ای را، پیروان تبیین را، پیروان مقام معظم رهبری را در یک سکوتی بگذارند می گویند شما که می آیید حقایق را می گویید این خودش فحش است بیان حقایق توهین است بیان حقایق ناسزا گویی است و وحدت شکن است.
در 5/ 7/ 1400 چند ماه پیش فرمودند "اصل قطعی در این باب (در باب تبیین) که باید از شیوه اخلاقی در این کار باشد باید پیروی کرد" تبیین، باید با اخلاق باشد در 3/ 3/ 95 گفتند "تبیین را اساس کار بدانید" اصلاً تبیین اساس کار ما است تبیین حقایق عرض کردم مگر این که فاطمیه را یک حقیقت ندانید دوستان عزیز ما "تبیین را اساس کار بدانید بنده می بینیم گاهی اوقات یک جماعتی، یک افرادی، جوان های احتمالاً صالح و مؤمن با یک کسی مخالف هستند یا با جلسه ای مخالف هستند بنا می کنند هیاهو می کنند جنجال می کنند شعار می دهند و افراد را به جاهای مختلفی منتسب می کنند. بنده با این کارها موافق نیستم هیچ فایده ای ندارد فایده در تبیین است." فایده در کتمان نیست اگر عزیزان ما تابع مقام معظم رهبری هستند چرا پیش افتادند؟ چرا پس افتادند؟ چرا عقب ماندند؟ چرا برای خودشان یک خیمه دیگری برپا کردند؟ آقا می گوید تبیین کنید اگر کار ما غیر از تبیین است خب بگویند شما تبیینی هستید اگر ما در تبیین هایمان فحاشی می کنیم بگویند شما فحاشی می کنید. یک سند برای فحاشی ها بیاورند کار ما تبیین است با اخلاق و بیان وقایع تاریخی.
استاد ابوالقاسمی:
احسنتم کاش می گفتند بیان حقایق توهین و تفرقه افکنی است الان اعتراض به توهین را هم تفرقه افکنی دارند معرفی می کنند؛ یعنی یک آقای توهین کرده اگر نگوییم به ائمه توهین کرده به چند صد میلیون شیعه توهین کرده اعتراض شده می گویند تو اعتراض کردی تفرقه افکنی کردی، اما این که شما فرمودید من می خواستم چیز دیگری مطرح بکنم دقیقاً این که شما فرمودید خود صدیقه طاهره (سلام الله علیها) و امیر مؤمنان و ائمه را متهم به همین کردند.
در کتاب «عِقد الفرید» می گوید وقتی آمدند خانه را به آتش بکشند گفت چون شما مخالفت با امت کردید تفرقه افکنی کردید
«أو تدخلوا فيما دخلت فيه الأمة»
العقد الفريد؛ اسم المؤلف: احمد بن محمدبن عبد ربه الأندلسي الوفاة: 328هـ، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت /لبنان - 1420هـ - 1999م، الطبعة: الثالثة، ج4، ص247
فاطمی بودن مساوی با تفرقه افکنی بود در «اخبار القضات» می گوید پیش حاکم آمدند گفتند:
«إنه فاطمي يرى شق عصا المسلمين»
چون فاطمی است:
«يرى شق عصا المسلمين»
أخبار القضاة؛ اسم المؤلف: محمد بن خلف بن حيان الوفاة: 306هـ، دار النشر: عالم الكتب – بيروت، ج3، ص159
ابوبکر به امیر المؤمنان گفت آیا با بیعت نکردن در امت تفرقه ایجاد می کنی؟
«أردت أن تشق عصا المسلمين»
المستدرك على الصحيحين؛ اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري الوفاة: 405 هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1411هـ - 1990م، الطبعة: الأولى، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، ج3، ص80، ح4457
در مستدرک حاکم است. مخالفین حضرت علی می گفتند علی ابن ابیطالب تفرقه افکن بوده:
«اما بعد ان علي بن ابی طالب شق عصا المسلمین وحارب المؤمنین واراد الامر لنفسه»
معاویه به حضرت علی می گفت:
«هذا الرجل الذي عصى الله وشق عصا المسلمين»
شرح نهج البلاغة؛ اسم المؤلف: أبو حامد عز الدين بن هبة الله بن محمد بن محمد بن أبي الحديد المدائني الوفاة: 655 هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت / لبنان - 1418هـ - 1998م، الطبعة: الأولى، تحقيق: محمد عبد الكريم النمري، ج2، ص40
اصلا برعکسش است می گوید امیر مؤمنان:
«کرهت أن اشق عصی المسملین»
اما آن ها حضرت را متهم می کردند این که شما فرمودید دقیق است طرف می آید همان دستور مقام معظم رهبری، تبیین را اجرا می کند که تفرقه ایجاد نشود، طرف مقابل به تفرقه افکنی متهمش می کند. راجع به امام کاظم در مقاتل الطابیین می گوید هارون گفت که:
«أريد أن أحبس موسى بن جعفر؛ فإنه يريد التشتت بين أمتك وسفك دمائها»
مقاتل الطالبيين؛ اسم المؤلف: أبو الفرج الاصفهاني، علي بن الحسين (المتوفى: 356هـ) الوفاة: 356، دار النشر: ج1، ص132
کنار قبر پیغمبر آمد گفت یا رسول الله من نوه تان را می خواهم بگیرم نوه شما تفرقه افکنی کرده. ببینید چطور برخورد می کردند؟
استاد هوشیار:
ببخشید میان کلام شما پریدم چون می ترسم از این بحث دور بشویم یک مثال هم بنده اضافه کنم و شما بفرمایید پیامبر اکرم در حین وفات شان فرمودند:
«ايتونى بدوات و كتف اكتب لكم كتابا لن تضلوا بعده ابدا»
علل الشرائع؛ نويسنده: الشيخ الصدوق (وفات: 381) تحقيق: تقديم: السيد محمد صادق بحر العلوم، ناشر: منشورات المكتبة الحيدرية ومطبعتها - النجف الأشرف، سال چاپ : 1385 - 1966 م، 270
«ائْتُونِي بِكِتَابٍ أَكْتُبْ لَكُمْ كِتَابًا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدَهُ أَبَدًا»
چیزی بنویسم که به ضلالت و اختلاف نیافتید.
الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا،ج 3، ص 1111، کتاب الجهاد، باب 172، ح2888
حضرت می خواست دوری از اختلاف و وحدت را درست بکند، حضرت می خواست برای ما وحدت بسازد چه کسی گفت که تو اگر این را بنویسی اختلاف به وجود می آید؟ یعنی آن کسی که می خواست وحدت درست بکند با این شعار که تو می خواهی اختلاف درست کنی جلوی کار ایشان را گرفتند.
ما امروز کاملاً شاهد همین مسلک و روش هستیم و دردمان از برادران اهل سنت نیست، درد از خودی است درد از آن کسی است که کاملاً همان روش را کسی که می خواهد وحدت با تبیین بیافریند پیامبر می خواست تبیین بکند می گوید کتابی و دواتی بیاورید، کتفی بیاورید برای شما کتابی بنویسیم گمراه نشوید به اختلاف نیافتید به وحدت ادامه بدهید یک فردی گفت که:
«إن الرجل ليهجر حسبنا كتاب الله»
گفت تو می خواهی تازه اختلاف بیاندازی من می خواهم وحدت بیافرینم، امروز شاهد آن تبار فکری هستیم متأسفانه از گلوی دوستان عزیز که این خیلی درد آور است.
استاد ابوالقاسمی:
یک مسائلی مطرح می کنند می گویند قضیه فاطمیه قابل تبیین نیست یعنی چه؟ به عنوان نمونه آقای جلالی که سابقاً معاون فرهنگی سازمان تبلیغات بود در کانال اخوت دعواهای تاریخی و فراموشی نزاع تمدنی، گمان می کنند تمدن با سکوت درست می شود چرا؟ مطرح می کند نه شیعه شکی در شهادت دارد نه سنی شکی در وفات طبیعی است در چنین موضوعی چنین هویت ساز هر دو سخت از موضع خود محافظت کنند. پس با این که مباحثه علمی پیرامون این موضوع منتفی نیست اما بحث علمی منتِج و اقناع آور قطعاً منتفی است در ماجرای فاطمیه اصلاً نمی شود طرف مقابل را قانع کرد حالا که نمی شود چه کار بکنیم؟ پس شیعه باور دارد که در ایام رجعت حق از پشت ابر ضخیم تاریخ بیرون می آید سنی هم معتقد است که ظلم به خلفاء:
(يَوْمَ تُبْلَى السَّرائِر)
در آن روز که اسرار نهان (انسان) آشکار ميشود،
سوره طارق (86): آیه9
آشکار می شود لذا با ترک تعرض به هم علی رغم اختلاف نظر می توان با هم، اهل تعاون و مجاهدت در راه اسلام بود. پنجم وظیفه امت تا تجلی انکار ناپذیر حق باید به حبل الله چنگ بزنیم و به حکم عقل، کشمکش بر سر بحثی را که امکان اقناع علمی منتج ندارد تا زمان مقدر رها کنیم. صبر کنیم قیامت بشود اصلاً هم حتی در بحث های علمی راجع به فاطمیه صحبت نکنیم. آیا این با تبیینی که مقام معظم رهبری فرمودند ولو در جلسات خصوصی سازگاری دارد یا ندارد؟
استاد هوشیار:
من اشاره کنم به بیانات شهید مطهری آن دانشمند شهید در کتاب امامت و رهبری، صفحه 18 آوردند این مطلب خیلی واضح است نیاز به تفسیر و تبیین دیگری ندارد این را شهید مطهری فرمودند: به هر حال طرفداری از تِز اتحاد اسلامی ایجاب نمی کند که در گفتن حقایق کوتاهی شود. آن چه نباید صورت گیرد کارهای است که احساسات و تعصبات و کینه های مخالف را بر انگیزاند، اما بحث علمی سر و کارش با عقل و منطق است نه عواطف و احساسات که ما تابع همین نظر هستیم. علی (علیه السلام) از اظهار و مطالبه حق خود و شکایت از ربایندگان آن خودداری نکرد اعتراض کرد، فریاد کشید زهرای مرضیه فریاد کشید با کمال صراحت هم ابراز داشت و علاقه به اتحاد اسلامی را هم مانع آن قرار نداد. یعنی وحدتی به عبارتی که مرسوم وحدتی ترین فرد امیر المؤمنین بود چون اندیشه اش این بود که اختلاف نیافتد. با وجود علاقه به وحدت بین مسلمین از بیان حقایق ابا نداشت. خیلی صریح چه در همان زمانی که حق ایشان غصب شد و چه بعدها که مردم آمدند و در جمع خودشان او را به خلافت منصوب کردند خطبه های فراوانی در نهج البلاغه شاهد این ادعا است در عین حال این تظلم ها موجب نشد که از صف جماعت مسلمین در مقابل بیگانگان خارج شود. ما معتقد هستیم که دشمن مشترک مسلمین یهود است اما این ها نباید مانع از بیان حقایق باشد. یک عزیزی به ما پیام داد گفت شما الان دارید این مطالب را بیان می کنید شما حواس تان باشد دشمن ما آمریکا است.
گفتم دشمن ما صد سال هم آمریکا است یهود، دشمن اصلی ما است قرآن فرمود اما این دلیل نمی شود که ما از حق اهل بیت کوتاه بیاییم این را شهید مطهری هم می گوید من باز هم می خوانم که اگر آن دوست عزیزمان برنامه را می بینند در عین حال این تظلم ها موجب نشد که از صف جماعت مسلمین در مقابل بیگانگان خارج شود. در صف جماعت بوده اما بیان اعتقادات و حق مطالبات شد.
در صفحه 17 همان کتاب جناب شهید مطهری آوردند که: بدیهی است که صف واحد در برابر دشمن تشکیل دادن با اصرار در دفاع از مسلک خود و انتقاد از مسلک های برادر و اخوت سایر برادران هم جبهه به مسلک خود به هیچ وجه منافات ندارد یعنی ما بیاییم یک صفی را تشکیل بدهیم با دشمن می جنگیم اما این منافات ندارد که با هم مسلک ها و برادران دینی خودمان که اهل سنت بوده باشند بحث علمی نکنیم. ما بحث علمی و اعتقادی می کنیم جدی هم بحث اعتقادی می کنیم.
اما این به معنای این نیست که اگر ما بحث اعتقادی و علمی کردیم ما مدافع دشمن هستیم ما طرف دشمن هستیم ما مخل آسایش مسلمین هستیم، این روش و منش علی ابن ابیطالب بوده علمای شیعه هم این را فرمودند شهید مطهری هم که وجیه الملت والشریعه بوده همه قبولش دارند ایشان با صراحت این را می گوید؛ می گوید علی (علیه السلام) خیلی علاقه به وحدت داشت اما این مسئله مانع از این نشد که بیان حقایق نکند حق خودش را مطالبه نکند.
ما هم امروز باید حق علی را مطالبه کنیم وگرنه ما شیعه و پیرو نیستیم، اما به آدابش و اخلاقش می گوییم به دور از حاشیه می گوییم به دور از توهین می گوییم ما مطلقا توهین را به برادران اهل سنت جایز نمی دانیم احترام شان می کنیم تکریم شان می کنیم دوستانی از اهل سنت داریم شما هم قطعاً بسیار بیش تر از بنده با اهل سنت دوست و رفیق هستید اما این ها مانع از این نمی شود که بعضی از عزیزان آمدند از این مسئله سو استفاده کنند.
استاد ابوالقاسمی:
احسنتم نکته خیلی مهمی فرمودید دوستی هم که با شما تماس گرفتند و گفتند دشمن چه کسی است؟ و بعد شما جواب در مورد حضرت علی دادید و کلام مرحوم شهید مطهری و عباراتی که در مورد حضرت علی (علیه السلام) آوردند متأسفانه یک چیزی شبه چماق شده به سر کسانی اهل تبیین هستند می کوبند می گویند خود حضرت علی اهل وحدت بود چرا شما اهل تفرقه هستید؟ چند سال قبل یک کنفرانس بود آن موقع که من دانشجوی دانشگاه ادیان بودم بنا شد یک کنفرانسی در دانشگاه ادیان برگزار بشود نشست علمی با عنوان سیره حضرت زهرا (سلام الله علیها) در برخورد با خلفاء سخنران چه کسی است؟ دکتر عبدالکریم بی آزار شیرازی بود، من عنوان را دیدم سخنران را دیدم آقای بی آزار بیاید راجع به سیره حضرت زهرا (سلام الله علیها) در برخورد با خلفاء صحبت بکند!
گفتم ببینم ایشان چه می خواهد صحبت کند؟ خیلی خوشحال شدم از ایشان یاد بگیریم در جلسه رفتم از اولش شروع کردند در مالزی پنجه حضرت زهرا دارند تبرک به حضرت زهرا می کنند در آفریقا دارند در کجا و کجا دارند یک ساعت صحبت کردند بعد از یک ساعت نوبت به سوالات شد من سوال کردم شما سخنرانی تان سیره حضرت زهرا در برخورد با خلفاء بود تنها چیزی که ما این جا نشنیدیم یعنی در جلسات خصوصی و بحث های علمی هم نباید این ها مطرح بشود. بعد جالب این جا است خود ایشان یک مصاحبه ای کردند این طور می گویند؛ می گویند در قم چند هفته گذشته متعاقب سخنرانی ام، در مشهد از بنده دعوت کردند که در مورد حضرت زهرا صحبت کنم در قم سالن از طلاب پر شد حتی از کانال های ماهواره ای هم که شبانه روز مبلغ تفرقه هستند هم آمده بودند، بنده را می گوید راجع به حضرت زهرا صحبت کردم فقط یک مسئله ای بود. مسئله چه بود؟ آن ها عنوانش را فاطمه زهرا (سلام الله علیها) در برخورد با خلفاء گذاشته بودند. اما فاطمه زهرا و علی این را وسیله ای برای تفرقه مسلمانان نکردند.
این ها می گویند خود حضرت علی طرفدار وحدت بود چرا شما راجع به حضرت علی صحبت می کنید؟ حضرت علی را تحریف نکنید بگویید وقتی حضرت خلیفه شد چه در مورد خلفاء فرمود؟ قبل از خلافتش هم که گفته هیچ؛ اما اگر می خواهید مقایسه بکنید چه زمانی را باید مقایسه بکنید؟ زمانی که حضرت به خلافت رسیدند آن را با قبلش مقایسه بکنید. مگر در کافی نیست؟ رفتند روی منبر گفتند خلفای قبل از من چنین و چنان کردند؟ نامه برای مالک اشتر، عهد نامه مالک اشتر حضرت که می دانند مالک به مصر نمی رسد نامه ای نوشتند برای تا روز قیامت در این نامه چند جا راجع به خلفای قبلی شان صحبت کردند و سیره منفی آن ها را مطرح کردند؟ آخر متأسفانه این ها نه امیر مؤمنان علی (علیه السلام) را درست برای مردم می گویند چه کار کردند که حضرت خودشان وقتی توانستند تبیین کردند.
بعد تا ما می آییم به همان روش عمل کنیم می گویند شما دارید تفرقه ایجاد می کنید. حتی در جلسات خصوصی هم این مدل شان است. من سوال دیگری می پرسم بعضی از این آقایان می گویند شما درست است در جلسات خصوصی می خواهید بگویید، بگویید مشکلی ندارد؛ اما در یک منطقه ای که اهل سنت هستند چرا در آن جا راجع به شهادت حضرت زهرا صحبت می کنید؟
آقای حاج اسماعیلی معاون آموزش سازمان تبلیغات و مدیر مؤسسه ملت ابراهیم در سال قبل برنامه ای در کرمان داشتند من عین صحبت هایشان را می خوانم. در ایام محرم بلند گوهای مسجد را به طرف اهل سنت زیاد می کنید یا ایام فاطمیه شهری که 70 درصد اهل سنت است بنر می زنید که «السلامُ علیک یا فاطمه الصدیقة الشهیدة» که در چشم اهل سنت بکنید ببینید آن کسی که شما قبول دارید او حضرت زهرا را کشته؛ کجا اسم بردند؟
عالم سنی می آید در شهری که 90 درصد سنی است مسئول سازمان تبلیغات شهر را از این بنر پر می کند و جوان من از من می پرسد بپرسد. من چه بگویم؟ باید شعائر را زنده بداریم نه این که دور بشود حضرت زهرا (سلام الله علیها) 18 سال عمر کردند ما همه را رها کردیم آمدیم همین 88 روز را چسبیدیم اسمش را هم تبیین شعائر گذاشتیم ما مشکل مان همین است همه چیزمان شعائر شده است.
سوال من این است اگر انتخابات ریاست جمهوری یک شهری به یک شخصی کمتر رأی دادند یک شخصی بیش تر به آنی که کمتر رأی دادند رئیس جمهور شد بگوییم در آن شهر دیگر نگویید آقای فلانی رئیس جمهور است؟ چون به آن اکثریت در این شهر بر می خورد؟ آیا واقعاً دموکراسی به این معنا است که اگر یک جای ما اقلیت بودیم با این که اکثریت کلی ما هستیم نسبت به دموکراسی نگاه کنیم آیا واقعاً جای که اقلیت هستیم نه این که کلاً معلوم هستیم یک نفر یا ده نفر در یک شهر هستند نه 20 درصد، 30 درصد، 40 درصد اگر ریاست جمهوری بود یک گروهی ده درصد رأی آوردند یک گروهی 90 درصد بعد آن ده درصدی در کل رأی آورده بگوییم در این شهر نگویید فلانی رئیس جمهور است؟ می شود همچنین کاری کرد؟! در خدمت شما هستیم.
مجری:
استاد قبل از این که بحث را آغاز کنید یک میان برنامه ببینیم بعد در خدمت شما هستیم.
(میان برنامه)
مجری:
بینندگان عزیز مجدداً به برنامه راه روشن خوش آمدید در خدمت دو استاد بزرگوار هستیم استاد هوشایر در خدمت شما هستیم روی مسئله تبیین خیلی تأکید کردید سوالی که برای خودم مطرح است آیا غیر از امیر المؤمنین (علیه السلام) و ائمه معصومین دیگر هم مسئله تبیین را در کلام شان در دوران امامت برجسته کردند؟
استاد هوشیار:
اگر ماجرای زندگی و مبارزات حضرت موسی ابن جعفر (علیه السلام) را دوستان عزیز مطالعه کنند یکی از علل مهم دستگیری ها و زندانی شدن آن امام همام همین مسئله تبیین بوده، ایشان پول می داد که در طبرستان بعضی از شیعیان ماجرا را تبیین می کردند مسائل را تبیین می کردند خود ایشان تبیین می کرد، بیان واقعیت می کرد. پس این یک سیره است گاهی ممکن است که تبیین در یک زمانی به خاطر تقیه متوقف بشود امامی بفرماید امروز تبیین نکنید و سکوت کنید امروز تقیه است امروز ما مسائل مهم تر از این را داریم.
مسائل مهم تر از آن را همان امام و رهبر آن پیشوا تشخیص می دهد؛ اما آیا فردا هم سکوت؟ نه فردا شرایط فرق می کند امروز مصلحت این را ایجاب می کند. یک کلیپی را از امام راحل بعضی از عزیزان منتشر کردند که مال اوایل انقلاب اسلامی است حضرت امام خمینی آن جا می فرمایند که امروز اختلاف بر سر ولایت امیر المؤمنین جایز نیست و همین را ملاک و معیار کردند ببینید بحث درباره ولایت علی ابن ابیطالب (علیه السلام) ممنوع است. چرا؟ امام خمینی فرمودند. ما بگوییم آقایان عزیز شما حداقل بروید روزنامه های آن زمان را بخوانید بروید اخبار زمان انقلاب را پی گیری کنید امام راحل اول انقلاب خیلی از مجموعه های تبلیغی را تعطیل کردند که تعطیلی آن مجموعه های تبلیغی منجر به اختلاف هم شد گفتند الان فقط انقلاب، الان همه چیز را کنار بگذارید نقد بهائیت را کنار بگذارید بیایید وارد انقلاب بشوید.
یک عده ای قهر کردند گفتند این چه کاری است؟ گفتند دار التبلیغ را تعطیل بکنید یک عده ای ناراحت شدند گفتند تبلیغ اسلام را کنار بگذاریم؟ قهر کردند ناراحت شدند گفت امروز مسئله اساسی ما انقلاب اسلامی است امروز (زمان اول انقلاب) زمانی نیست که بنشینیم بحث کنیم امروز زمان آن نیست بنشینیم ببینیم علی ابن ابیطالب حق است یا دیگری امروز زمان انقلاب است اساس انقلاب، پایه ریزی بشود بعد دوباره بسم الله!
این را از کجا می گویم؟ شما اگر وصیتنامه الهی سیاسی حضرت امام راحل را مطالعه بفرمایید مال زمان وفات ایشان است انقلاب گذشته، مسائل اتفاق افتاده، تحکیم، تثبیت برای انقلاب اسلامی واقع شده بعد در پیشگفتار وصیتنامه الهی سیاسی اصل شروع و حرف اول امام چه است؟ روایت:
«إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي وَ إِنَّهُمَا لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ مَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا لَمْ تَضِلُّوا»
بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج2، ص226
بعد آن را توضیح می دهند می گویند این روایت متواتر است تمامی مسلمین می دانند که این متواتر است هر کسی که از این روایت متواتر تبعیت نکند جاهل و نادان است، باید این ها پاسخگو باشند بعد علمای مذاهب را دعوت می کند به پاسخگویی به این حدیث متواتر و بعد آن بلافاصله شروع می کند من نکاتی را یادداشت کردم که خیلی جالب است این وصیتنامه الهی سیاسی امام را بارها باید مطالعه بکنیم.
ما مفتخریم که پیرو مذهبی هستیم که رسول خدا مؤسس آن به امر خداوند تعالی بوده و امیر المؤمنین علی ابن ابیطالب (علیه السلام) این بنده رها شده از تمام قیود مأمور رها کردند بشر از تمام اقلال و بردگی ها است ما مفتخریم که کتاب نهج البلاغه که بعد از قرآن بزرگ ترین دستور زندگی مادی و معنوی و بالاترین کتاب رهایی بخش بشر است و دستورات معنوی و حکومتی آن بالاترین راه نجات است. از امام معصوم ما است این کتاب مال امام ما است در وصیتنامه الهی سیاسی به این افتخار می کند ما مفتخریم که ائمه معصومین (علیهم السلام) از علی ابن ابیطالب گرفته تا منجی بشر، حضرت مهدی صاحب الزمان (علیه السلام) که به قدرت خداوند قادر زنده و ناظر امور است ائمه ما هستند. امام افتخار می کند به سینه می زند افتخار می کند. کجا هستند آن کسانی که این کلیپ را پخش کردند می گویند که امام فرمود امروز اختلاف بر سر ولایت امیر المؤمنین اشتباه است و ...
جناب استاد من معتقد هستم کسانی که این حرف ها را می زنند اصلاً روایت را هم نمی شناسند یعنی سواد کافی ندارند. ما در مسئله روایت ورود روایت و صدور روایت را بررسی می کنیم و فضای ورود و فضای صدورش را بررسی می کنیم. امام معصوم در چه زمانی این مطلب را فرموده؟ امام معصوم در چه شرایطی این مطلب را فرموده؟ همه این ها را بررسی می کنیم بعد می آییم به آن روایت عمل می کنیم یا عمل نمی کنیم. این مسئله درباره سخنان بزرگان ما هم است باید ببینیم در چه فضای تاریخی امام راحل فرمودند که امروز (تأکید می کند) بحث در اختلاف درباره ولایت امیر المؤمنین خطا و اشتباه است. اما همان امام راحل 15- 16 سال بعد خودش ببینید چطور دفاع می کند؟ من بعضی از عبارات وصیتنامه الهی سیاسی را یادداشت نکردم گفتم شاید صلاح نباشد اگر شما صلاح می دانید بخوانید.
استاد ابوالقاسمی:
اجازه بفرمایید من آن کلیپ را برای یک قسمت دیگر آماده کرده بودم اما چون شما گفتید به اتاق فرمان عرض کردم کلیپ را آماده بکنند کلیپ را با همدیگر ببینیم آن امامی که اول انقلاب به خاطر وضعیت خاصی که پیش آمده بود تبلیغ را تعطیل کرد، تبلیغ از حتی گفتن مسائل احکام و سایر مسائل، بحث ضد بهائیت را تعطیل کرد، خیلی از مسائل را تعطیل کرد؛ اما خود ایشان در وصیتنامه سیاسی الهی چند سال بعد که دیگر این انقلاب جا افتاده و محکم شده در وصیتنامه اش چه می گوید؟
«کلیپ شماره 3 – امام (ره)»
از ملت های مسلمان می خواهم که از ائمه اطهار به فرهنگ سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، نظامی این بزرگ راهنمایان عالم بشریت به طور شایسته و به جان و دل و جان فشانی و نثار عزیزان پیروی کنند، از آن جمله دست از فقه سنتی که بیانکرد مطلب رسالت و امامت است و ضامن رشد و عظمت ملت ها است چه احکام اولیه و چه ثانویه که هر دو مکتب فقه اسلامی است ذره ای منحرف نشوند و به وسواس خناسان معاند با حق و مذهب گوش فرا ندهند و بدانند قدمی انحرافی مقدمه سقوط مذهب و احکام اسلامی به حکومت عدل الهی است. و از آن جمله مراسم عزاداری ائمه اطهار و بویژه سید مظلومان و سرور شهیدان حضرت ابی عبدالله الحسین صلوات وافر الهی و انبیاء و ملائکة الله و صلحا بر روح بزرگ حماسی او باد هیچ گاه غفلت نکنند و بدانند آن که دستور ائمه (علیهم السلام) برای بزرگداشت این حماسه تاریخی اسلام است و آن چه لعن و نفرین بر ستمگران آل بیت است تمام فریاد قهرمانانه ملت ها است بر سر دمداران ستم پیشه در طول تاریخ الی الأبد. و می دانید که لعن و نفرین و فریاد از بیداد بنی امیه (لعنت الله علیهم) با آن که آنان منقرض و به جهنم رهسپار شده اند فریاد بر سر ستمگران جهان و زنده نگه داشتن این فریاد ستم شکن است. و لازم است در نوحه ها و اشعار مرثیه و اشعار ثنای از ائمه حق (علیهم السلام) به طور کوبنده فجایع و ستمگری های ستمگران هر عصر و مصر یادآوری شود و از آن جمله آل سعود این خائنین به حرم بزرگ الهی (لعنت الله وملائکتِهِ و رسله علیهم) است به طور کوبنده یادآوری و لعن و نفرین شود. و همه باید بدانیم که آن چه موجب وحدت بین مسلمین است این مراسم سیاسی است که حافظ ملیت مسلمین بویژه شیعیان ائمه اثنی عشر (علیهم صلوات الله وسلم) و آن چه لازم است تذکر دهم آن است که وصیت سیاسی الهی این جانب اختصاص به ملت عظیم الشأن ایران ندارد بلکه توصیه به جمیع ملل اسلامی و مظلومان جهان از هر ملت و مذهب می باشد. از خداوند عز وجل عاجزانه خواهانم که لحظه ای ما و ملت ما را به خود واگذار نکند و از عنایات غیبی خود به این فرزندان اسلام و رزمندگان عزیز لحظه ای دریغ نفرماید "روح الله الموسوی الخمینی"
مجری:
از دید امام آن چه که وحدت ساز است برگزاری مراسم است
استاد ابوالقاسمی:
صراحتاً می گویند وحدت زمانی ایجاد می شود که اولاً مراسمات عزاداری برای همه ائمه برگزار بشود. ثانیاً در همه مراسمات عزاداری نسبت به غاصبین حق اهل بیت (علیهم السلام) به صورت کوبنده برخورد بشود. اصلاً ما فرض بگیریم دو تا روایت هم باشد یکی اول، یکی دوم یک ناسخ داریم یک منسوخ؛ حتی اگر فرض بگیریم آن اولی تا آخرین روز حیات مرحوم امام حجت بوده است که اولاً زمان صدورش مشخص است فرض تا آن روز یک وصیتنامه نوشتند فقط هم برای ایران نیست.
من نمی فهمم این که می آیند قرار می دهند انقلابی بودن و اِتّباع از امام خمینی (رضوان الله علیه) را به ترک کل عزاداری ها، به ترک فاطمیه، به ترک تبیین حق این را من واقعاً متوجه نمی شوم. اگر شما باز راجع به این، مطلب دارید خدمت تان هستیم.
استاد هوشیار:
اساساً تفکیک بین شیعی گری و انقلابی گری یک خطای راهبردی است که بعضی ها دارند به این دامن می زنند من نمی خواهم این جملات را بگویم اشکال ندارد بحث به این جا رسیده امروز یک عده ای هستند که من معتقد هستم این ها جریان نفوذ هستند، هر کسی که در این جامعه درباره امام مهدی صحبت می کند درباره امام مهدی (علیه السلام) کلاس می گذارد منبر می رود تبلیغ می کند به او یک مارکی می چسبانند.
مارک ها را نمی گویم هر کسی در این جامعه ما درباره امام حسین (علیه السلام) زیاد صحبت می کند و عزاداری های امام حسین را پر رنگ می کند احیای امر می کند به او مارک یک جریانی می چسبانند. هر کسی امروز در جامعه ما زیاد علی علی می گوید به او مارک صوفی گری و فلان می چسبانند. این ها از گلوی دشمن خارج می شود که نگذارند من درباره امام مهدی صحبت کنم شما درباره امام حسین صحبت کنید شما درباره فاطمه زهرا صحبت کنید آن دیگری درباره امیر المؤمنین صحبت و ابراز محبت کند و بهانه خوبی است و هر گاه در طول تاریخ خواستند یک سری دهان ها را ببندند و افرادی را خفه کنند بهترین راهش مارک زدن بود که تو به فلان جریان منصوب هستی؛ تو فلان هستی؛ تو مال فرقه و تشکیلات هستی. در حالی که ما باید این تابو را بکشنیم نه آقا این طور نیست ما امام مهدی را دوست داریم وظیفه منِ طلبه است درباره ایشان صحبت کنم. وظیفه من است که درباره زهرای مرضیه صحبت کنم و از ایشان دفاع کنم داد و فریاد بزنم البته فریاد مؤدبان البته دوستان بعداً تعبیر به چیز دیگری نکنند نگویند منظورش فحش و این ها بوده است.
ما تابع اخلاق و منطق و مباحث علمی هستیم و سعی می کنند بگویند بحث علمی هم نکنید من دوباره دوست دارم امشب زیاد از منویات مقام معظم رهبری استفاده کنیم چرا که افرادی هستند که داعیه دار این هستند می گویند ما از بیانات رهبر معظم استفاده می کنیم و چنین موضع گرفتیم و حال آن که من می خواهم بگویم نه شما اشتباه موضع گرفتید منویات ایشان چیز دیگری است ایشان می گویند بحث علمی بکنید در میدان کلام، فقه و همه این ها با اهل سنت وارد بشوید و البته مؤدبانه و منطقی!
در تاریخ 30/ 5/ 85 مقام معظم رهبری فرمودند که: مراد ما از وحدت اسلامی، یکی شدن عقاید و مذاهب اسلامی نیست، میدان برخورد مذاهب و عقائد اسلامی و عقائد کلامی و عقائد فقهی میدان علمی است. ما که شمشیر به روی هم نمی کشیم بحث علمی است آقا در این شبکه نشسته با یک برادر سنی دیگر مباحثه و مناظره می کند بحث علمی می کنند ایشان از کتاب می خواند و آن شخص هم از کتابی دیگر.
میدان بحث، میدان فقهی است میدان، بحث کلامی است و اختلاف عقاید فقهی و کلامی می تواند هیچ تأثیری در میدان واقعیت زندگی و در میدان سیاست نداشته باشد؛ یعنی شما هر چقدر که درباره مباحث علمی با اهل سنت گفتگو بکنید هیچ اثری در زندگی مسالمت آمیز شما نخواهد داشت می تواند هیچ اثری نداشته باشد شما بحث علمی بکنید فردایش هم خانه همدیگر بروید چایی بخورید و روبوسی کنید و در امورات خیر همدیگر شرکت بکنید.
مراد ما از وحدت دنیای اسلام، عدم تنازع است ما دعوا نمی کنیم ما به همدیگر فحش نمی دهیم اما بعضی ها آمدند سطح مسئله را بسیار نازل کردند می گویند نه شما سکوت بکنید شما حرفی نزنید دیدید بعضی از این بچه ها وقتی با دعوای پدر با همسایه مواجه می شوند سعی می کند جلوی پدر را بگیرد که کتک نخورد و اختلاف و دعوا نشد دقیقاً دارند همین رفتار کودکانه را انجام می دهند. حرف نز، برو تو، هیچی نگو چرا؟ دعوا می شود وقتی دعوا بشود دعوای شمشیر و تفنگ و این ها نخواهد شد دعوا، دعوای علمی است دعوا، دعوای منطقی است دعوا که همیشه با شمشیر و ... نیست ما ادعا می کنیم بیان مطلب می کنیم با رفرنس صحبت می کنیم چه اشکال دارد این ها را گفتن که بعضی ها آمدند سطح مسئله را پایین آورند و متأسفانه دامن می زنند به مسئله کتمان حقایق در تاریخ شیعی.
استاد ابوالقاسمی:
استاد من عرض کنم یک جنبه دیگر دارد بعضی وقت ها برعکس شده مطرح کردن این مسائل چطور جلوی دعوا را می گیرد؟ دو تا مثال عرض کنم امیر مؤمنان علی (علیه السلام) خودشان یک مناظره با خوارج داشتند و ابن عباس را هم فرستادند مناظره دیگری با خوارج کرد. ابن شهر آشوب آن طوری که یادم می آید نقل می کند وقتی دو مناظره رخ داد تعداد زیادی از لشکر خوارج از خوارج جدا شدند.
حالا تصور کنید حضرت علی (علیه السلام) به قول این آقایان دعوای علمی را نکرده بودند در همان دعوا یکی یک فحشی می دهد یکی تندی می کند یکی جوابی می دهد باید کنترلش کرد. بعدش چه شد؟ یک تعداد زیادی جدا شدند وگرنه حضرت علی (علیه السلام) باید یک جنگ خونین با تعداد زیادی از خوارج می کرد. خیلی وقت ها این صحبت ها جلوی کشته های بعدی را می گیرد این ها متوجه این قضیه اش نیستند.
جنبه دیگر می گوید تو نگو بعضی ها می گویند:
«الباطل یموت بترک ذکره»
«بِترکِ ذکرهِ» از دو طرف نه طرف مقابل باطلش را بگوید نه تو باطل او را بگویی، اما وقتی من نگویم اما طرف مقابل یک سره بر باطل خودش بکوبد «یموتُ بترکِ ذکره»! نمی شود و متأسفانه از این بدتر یک بار شما می گویید نگو این که خودمان بیاییم برعکسش را بگوییم این خیلی برای آدم سنگین می شود. آقا نمی خواهی بگویی اصلاً نگو اما شما بیایی با هدف خیر، با هدف این که مقداری راجع به حضرت زهرا (سلام الله علیها) صحبت کرده باشی صحبت بکنی اما آخرش هم تحریف بکنی یک کلیپ دیگری هست با همدیگر ببینیم که متأسفانه این تفکر اشتباه به کجا منجر می شود من نمی خواهم بگویم قصدشان بد بوده اما به کجا منجر می شود را با همدیگر ببینیم.
(کلیپ شماره 4)
امیر مؤمنان و خاندان او از این که می دیدند کارها بدون نظر و میل آن ها پیش می رود به سختی رنج می بردند، در این میان، حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) بیشتر از هر کسی تحت فشار بود، از سویی او پدر خود را که بزرگ ترین حامی و تکیه گاهش به شمار می رفت از دست داده بود و از طرفی دیگر خلافت را حق همسر خود می دانست. این افکار دختر گرامی رسول خدا را رنجور و بیمار کرده بود و روز به روز حال او وخیم تر می شد حضرت فاطمه (سلام الله علیها) بعد از پیامبر چند ماهی بیشتر زنده نماند با رحلت او، حضرت علی علی (علیه السلام) دچار غم و اندوه فراوانی شده بود و روزهای بسیار سختی را می گذراند در این مدت ابوبکر، عمر و عثمان یکی پس از دیگری به خلافت رسیدند.
استاد ابوالقاسمی:
نمی خواهید راجع به شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) صحبت بکنید، این قسمت را اصلاً نیاورید می گوید و بعد از چند روز ایشان از دنیا رفت چطورش را نگویید یا بگویید به شهادت رسید چطورش را نگویید اما این که بیایید بگویید بله این قدر ایشان ناراحت بود این ناراحتی ها سبب شد که حضرت زهرا از دنیا بروند چون فکر می کرد از بقیه حق شوهرش بهتر است و نگذاشتند با ایشان مشورت بکنند. اصلاً مناسب نیست این طور مطرح بشود یعنی ما متأسفانه طرف مقابل مان که خودش هرگونه فاطمیه را توهین به خودش تلقی می کند که موارد را دیدید. این طرف هم می گوید نه در جلسات تخصصی و علمی و نه در رسانه های عمومی و نه در مناطق مشترک و نه حتی در جلسات خصوصی که شاید تو نسبت به طرف مقابل تحریک بشوی حرف مبلغین این بود و بعدش هم آن جا که می رسد اصلاً نه یک مسئله ای بوده خودمان، خود سانسوری داریم انجام می دهیم.
اگر ما با همین وضعیت چند وقت دیگر پیش برویم خودمان چیزی از تشیع بر جای گذاشتیم یا نه؟ با دست خودمان انقلابی که مرحوم امام (رضوان الله تعالی علیه) با تأکید و شدت و حدت سر مسئله آوردن غیر تشیع و مذهب رسمی در قانون اساسی یک تشر محکم زدند چون چند تا نامه از این طرف و آن طرف آمد بعضی از همین آقایان هم اعتراضاتی کرده بودند مرحوم امام در تاریخ نقل شده تشر خیلی محکم زدند که ما انقلاب کردیم که این ها را به کرسی بنشانیم فرمایشات ائمه را بیاوریم.
یعنی چه مذهب تشیع به صورت رسمی حذف بشود؟ ولی متأسفانه دیدم دو سال قبل یکی از کانال ها و سایت ها یک مقاله ای زده که بله مشکل اصلی وحدت این است که قانون اساسی ما تشیع است، اگر تشیع از قانون حذف بکنیم مشکل وحدت کشورمان حل می شود. به اسم شیعه ما این قدر عقب نشینی بکنیم دیگر چه باقی خواهد ماند؟
لذا امیدواریم که این رویه ها یک مقداری اصلاح بشود و هر کسی می تواند دسترسی دارد بیاید تبیین بکند اگر این ها نظر مخالف با ما دارند فرمایشات و حرف های که دارند بیایند بگویند همان طور که با بقیه بزرگان نشستیم شما خیلی با ما همراه بودید بزرگان دیگری در بعضی از مسائل با ما مخالفت داشتند بنشینند این جا صحبت مان را بکنیم بدون هیچ مسئله و درد سر و مشکلی و بیان بکنیم.
اما این که کلاً با شیعه صحبت نکنیم با سنی هم صحبت نکنیم، در جلسه اول که این بحث ها را وارد شدیم کلیپ حاج آقا مبلغی را پخش کردیم اول این کلیپ این بود که ما اگر نتوانیم با شیعه وحدت بکنیم آیا می توانیم با سنی وحدت بکنیم؟ وقتی ما توانایی وحدت با شیعه را نداریم با سنی می شود وحدت کرد؟ هنوز ظرفیت در خیلی از آقایان ایجاد نشده اسم وحدت است و یک سوال دیگر که ما از همه بزرگواران داشتیم آخر بحث است خیلی فرصت نمی شود آیا وحدت، فقط و فقط یک طرف است یعنی ... نه این را نمی خواهم بگویم مرحوم شهید مطهری (رضوان الله علیه) کتاب نوشت "جاذبه و دافعه امیر مؤمنان" آیا جایی کار شده که با چه کسی نباید وحدت داشت با چه کسی باید وحدت داشت؟ این سوالی است که ما از خیلی از بزرگواران پرسیدیم و جواب درست نگرفتید شما جایی دیدید تحقیقی صورت داده باشند که با چه کسی نباید وحدت صورت بگیرد؟
استاد هوشیار:
طبیعتاً بنده هم چنین کار و چنین نوشته ای را ندیدم اما یک توضیحی می شود داد که با چه کسانی نباید وحدت کرد با چه کسانی وحدت کرد؟ به نظرم اولین کسانی که با آن ها باید وحدت کرد خود، شیعیان است یعنی ما وحدت بین شیعیان را رها کردیم کنار گذاشتیم و ادعا می کنیم که می خواهیم با برادران اهل سنت وحدت بکنیم تا زمانی که من و شما داخل یک خانه متحد نیستیم ما نمی توانیم درباره همسایه صحبت بکنیم.
افرادی از همین عزیزان که ادعاهای دیگری دارند ما بارها به آن ها گفتیم بیایید با فلان آقا بنشینید بحث بکنید گفتند نه با آن من بحث نمی کنیم، اگر آن در جلسه باشد من از جلسه بیرون می روم موارد متعدد داشتیم. اخیراً یک اتفاقی داشتیم اگر فلانی باشد من در آن جلسه نمی آیم تو که اصلاً نمی توانی با یک شیعه، با یک عالم شیعه بنشینی سر یک میز با همدیگر صحبت بکنید تو چگونه ادعا می کنی که من می خواهم وحدت بین شیعه و سنی را راه بیاندازم؟
تو در اولیّاتت ماندی ادبیات اولیه شیعه بودن را بلد نیستی، این خیلی مهم است پس اول باید با شیعه ها بتوانیم متحد باشیم خودمان با خودمان متحد باشیم سر یک میز بنشینیم، صحبت کنیم البته اختلاف نظر ممکن است اما این به معنای این نیست که اگر فلانی باشد من نیستم و دوم این که هر آن کسانی که از برادران عزیزمان از اهل سنت این ها معتقد به وحدت باشند ما معتقد هستیم با آن ها باید وحدت داشته باشیم.
اما آن برادر سنی که ما معتقد به وحدت نیست خودش سخنان تفرقه انگیز در نماز جمعه بیان می کند، ما چه وحدتی می توانیم با کسی که اهل تفرقه است داشته باشیم؟ آن آقا فحش بدهد آن آقا توهین کند آن آقا نسب اهل بیت را زیر سوال ببرد بعد شما بگویید هیس باید وحدت با او داشته باشیم؟ ما وحدت با او نداریم ما وحدت با اهل سنت داریم.
اگر کسی خلافت وحدت صحبت کرد ما او را از دایره مسلمین کنارش می گذاریم می گوییم تو سنی هم نیستی تو حتی وهابی هم نیستی تو کلاً کنار برو از صف خارج شو؛ اما چقدر خوب است بله در این باره نوشته ای باشد پژوهشی باشد ما وقتی به وحدت معتقد هستیم لوازم وحدت چیست؟ ضروریات وحدت چیست؟ با چه کسانی وحدت بله با چه کسی وحدت نخیر اگر می خواهیم وحدت داشته باشیم وحدت به چه معنا است؟ مثل آن شخصی که با اغراض سیاسی رفت دست یکی از افراد تفرقه انگیز را بوسید مثل او وحدت داشته باشیم، یا نه وحدت به معنای تکریم است تکریم می کنیم ما مولوی های اهل سنت را تکریم می کنیم با آن ها بحث و گفتگو می کنیم به خانه شان می رویم به خانه مان می آیند مسالمت آمیز زندگی می کنیم در امورات خیرشان شرکت می کنیم در مسائل شان شریک هستیم در غم شان شریک هستیم.
زلزله می آید به دادشان می رسیم زلزله می آید به دادمان می رسند، اگر اتفاق ناگواری است اگر نیازمند در مقابل دشمن مشترک مان یعنی یهود و آمریکا بایستیم مثل زمان جنگ، مثل سایر زمان ها باید با همدیگر باشیم این بایدها و نبایدهای وحدت را باید کسی تبیین کند که به نظرم فعلاً کسی توفیق این کار را نداشته است.
استاد ابوالقاسمی:
خیلی لطف کردید متشکر و ممنون امیدواریم آن بزرگواران تقریبی که فرمایشات شما را حرف های ماها را قبول نمی کنند حداقل فرمایشات دلسوزانه شما را می بینند در این جنبه یک فکری بکنند که چطور می شود با هر کسی که از اهل سنت می رسند و اسم سنی ولو غیر سعید روی او باشد وحدت ضرورت دارد و تبیین نشده است که با چه کسی نباید وحدت داشته باشیم اما در طرف مقابل با شیعیان با چه کسی باید وحدت داشته باشد؟ طبیعتاً دایره هم گسترده تر خواهد بود مدام دارند تنگ ترش می کنند.
استاد هوشیار:
یک مثال بزنم بعضی ها در فهم وحدت ماندند و موانع وحدت را نمی دانند چیست؟ عوامل وحدت را هم نمی دانند عوامل تفرقه را هم نمی دانند یک عزیزی که من اسمش را نمی برم در یک جای برای تدریس دعوت شده تدریس کرده آن جا گفته اگر یک برادر اهل سنت پیش شما آمد و گفت که من مطالعه کردم پژوهش کردم می خواهم شیعه بشوم من چه کار بکنم؟ به آن افراد گفته به آن سنی که به شیعه گرویده نه ما تو را قبول نمی کنیم چرا قبول نمی کنید؟ تو برو یک سنی انقلابی باش تو سنی انقلابی باشی بهتر است تو حق نداری بیایی شیعه بشوی من وقتی این را از چند کانال و طریق شنیدم واقعاً تعجب کردم بعد کتاب آن شخص را خواندم دیدم بله در کتابش به آن شکل تصریحی ندارد؛ اما مسائل را به نوعی کنایه زده البته فایل صوتی هم موجود است. یعنی چه؟ شما اگر دیدی کسی سنی است و می خواهد شیعه بشود مانع شو بگو نه شما سنی انقلابی باش علت به این است می گوید اگر شما قبولش کنید این وحدت در آن منطقه شکسته می شود قبول کردن یک سنی به عنوان مستبصر شیعی عامل تفرقه در منطقه می شود. این یعنی این که همین پژوهش اتفاق نیفتاده است آن بایدها و نبایدها شکل نگرفته فهم صحیح از عوامل وحدت، عوامل تفرقه، موانع وحدت، موانع تفرقه فعلاً حاصل نشده
استاد ابوالقاسمی:
ان شاء الله باید یک جلسه مفصل راجع به تفکرات اشتباه در زمینه مسئله استبصار یا بیشتر صحبت بکنیم و نکته بسیاری مهمی بود البته ما در این قضیه از این گزاره ها و فکت ها زیاد داریم که می توانیم ارائه بکنیم که چه کسانی صحبت های کردند اما ان شاء الله آن را به جلسه دیگری واگذار می کنیم خیلی بحث عالی بود لذت بردم امیدواریم باز هم دعوت تان کردیم ما را قابل بدانید تشریف بیاورید.
استاد هوشیار:
خواهش می کنم محضرتان شاگردی می کنیم!
مجری:
متشکریم از هر دو بزرگوار و هر دو عزیز و از بینندگان عزیز که در این برنامه ما را همراهی کردند. امیدوارم بحث برای بینندگان خوب و راه گشا بوده باشد و حول محور مسئله تبیین و کتمان صحبت کردیم و بینندگان می دانند که مسئله تبیین این قدر مهم است که خود حضرت حجت ان شاء الله ظهور می کنند با این مسئله تبیین خیلی از افراد را به راه درست هدایت می کنند. زیباترین نامی که جاری بر زبان است نام شریف مهدی صاحب زمان است. تا برنامه دیگر شما عزیزان را به خدای بزرگ می سپارم خدا نگهدار.