سایر قسمت ها
مع اِمامٍ مَنْصُورٍ _عاشورا ایران و ایرانیان

قسمت چهاردهم ویژه برنامه مع امام منصور با کارشناسی استاد حسینی


دیگر قسمت ها

 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

برنامه مع امام منصور – 25 05 1402 (قسمت 14)

عنوان برنامه: ویژه برنامه مع اِمامٍ مَنْصُورٍ (عاشورا ایران و ایرانیان)

کلیدواژه:

اهل بیت (علیه السلام) ؛ عاشورا؛ خرج کردن برای عزا؛ ایران؛ اصل و نسب؛ نژاد و زبان؛ عجم و عرب؛ ایرانیان در کربلا؛ عزاداری؛ کوفه؛ شیعه؛ اعتقادات؛ اربعین؛ پاسخ به شبهات!

استاد: آقای دکتر سید محمد حسینی

مجری: آقای محمدرضا گودرزی

مجری:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ، الْحَمْدُلِلَّه رَبّ العَالَمِینْ وَ بِهِ نَسْتَعینْ صَلی الله عَلَيْكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ، السَّلَامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلَى عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ عَلَى أَوْلَادِ الْحُسَيْنِ وَ عَلَى أَصْحَابِ الْحُسَيْن‏

عرض سلام، ادب و احترام دارم خدمت شما بینندگان عزیز، آرزوی قبولی عزاداری در این ایام اربعین، خیلی ممنون که شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عج الله تعالی فرجه الشریف) را انتخاب کردید و ملاحظه می فرماید.

 موضوعی که در خدمت شما بینندگان عزیز هستیم در رابطه با موضوع عاشوراء، ایران و ایرانیان است، مخصوصاً ایام محرم می شود شبهاتی از بعضی از اشخاص شنیده می شود موضوع برنامه این جلسه ما هست، کارشناس محترم برنامه جناب آقای دکتر حسینی عزیز که معرف حضور همه شما بینندگان عزیز هستن، امیدوارم که تا پایان برنامه همراه ما باشید، جناب اقای دکتر حسینی عزیز سلام عرض می کنم خیلی خوش آمدید.

استاد حسینی:

و علیکم السلام و رحمة الله بنده هم عرض سلام و ادب دارم خدمت شما بینندگان عزیز و ارجمند ایام شهادت آقا ابا عبد الله الحسین (علیه السلام) را تسلیت عرض می کنم و ایام اسارت اهل بیت آقا ابی عبد الله (علیه السلام) هست ان شاء رزق و روزی ما در ایام محرم و عزاداری که برای آقا امام حسین (علیه السلام) داشتیم بخشی از آن تبدیل به توفیق زیارت اربعین بشود.

مجری:

در آستانه اربعین هم هستیم ان شاء الله توفیق زیارت بشود. جناب اقای دکتر حسینی همان طور که در آغاز برنامه عرض کردم شبهاتی پیدا می شود مخصوصاً در ایام عاشوراء یک سری چیزها را می شنویم لازم هست خیلی کارشناسی تر و بهتر به این مسائل و شبهات پاسخ داده بشود. اصل این که بحث اعتقادات را اگر بخواهیم ببینیم ضرورتی دارد نسب و گذشتگان ما معتقد به یک دین و یک چیزی داشته باشند نسل های بعدی هم چنین اعتقادی به آن پیدا کنند. آيا چنین چیزی صحیح است و می تواند ارتباطی با هم داشته باشد یا نه؟

استاد حسینی:

گاهی همچنین ادعاهای مطرح می شود مثل این که می گویند مسلمان و شیعه به دنیا آمدیم اگر مسلمان جای دیگر به دنیا می آمدیم مسلمان شیعه نمی بودیم. در دنیا افراد متعددی را داریم که تغییر رویکرد و تغییر منش می دهند این یک. بله غالباً جغرافیا هست مشخص می کند چه کسی، چه اعتقاداتی را در بدو تولد حداقل پدر و مادرش دارند خودش احتمالاً هم داشته باشد.

اما نکته اساسی این که تفاوت تفکر شیعی با بقیه تفکرات این هست که شیعه می گوید یک سری از اصول و مبانی را باید تحقیق بکنید و به آن برسید و اعتقاد داشته باشید تا مقبول واقع شود. طرف می گوید من مسلمان و شیعه به دنیا آمدم آیا انتظار داری چون مسلمانِ‌ شیعه به دنیا آمدی صرف همین، اعتقادات مورد قبول قرار بگیرد؟ نه!

اگر می گفتیم کسی که مسلمان و شیعه زاده است هر طوری که بخواهد اعتقاد داشته باشد و هر طوری که بخواهد رفتار بکند همین صرف ولادتش و منطقه جغرافیایی اش برای او تعیین کننده است؟ بله این ایراد به او وارد می شود ولی ما می گوییم ممکن است کسی امامزاده هم باشد منحرف و وسط جهنم هم باشد.

از طرف دیگر این پرسش ادعایی از جانب این افراد یک تناقضی با ادعای دیگرشان دارد آن چه است؟ بحث نژاد است، چطور شما می گویید اگر من جای دیگر به دنیا می آمدم مسلمان، مسیحی و ... نبودم. چطور وقتی بحث نسب می شود نمی آیید همین را مطرح کنید؟ مثلاً برخی از عرب ها به نسب خودشان می نازند.

یعنی در یک توهمی هستند چون من عرب هستم ویژگی های بهتری دارم چون عرب هستم این هم جبر جغرافیایی بوده یا من در ایران به دنیا آمدم ایرانی هستم افتخار می کنم صرفاً به این که در ایران به دنیا آمدم. این هم یک بحث انتسابی است چطور در بحث اعتقاد می رسید ایراد می گیرید ولی در بحث نسب می رسید افتخار می کنید؟

موضعی که دارید این دو مسئله را مطرح می کنید تناقض در آن وجود دارد یا منطقه جغرافیایی تعیین کنده هست یا نیست اگر تعیین کننده هست برای هر دو تایش در نظر بگیر اگر تعیین کننده نیست باز برای هر دو تایش در نظر بگیر این یک بحث است.

 در کتاب الاختصاص شیخ مفید البته در مورد الاختصاص بحث هست شیخ مفید کتاب را کتابت کرده یا نویسنده کسی دیگر بوده است، بسیاری از علمای ما پذیرفتند که الاختصاص برای شیخ مفید است و در کتب دیگر هم آمده است. انحصاراً در کتاب الاختصاص این روایت نقل نشده است.

 ذیل شخصیتی به نام سعد ابن عبد الملک اموی؛ نسب ایشان اموی از شجره معلونه و خبیثه بنی امیه است. روایت این چنین است:

«حَدَّثَنِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ الْكُوفِيُّ الْخَزَّازُ قَالَ حَدَّثَنِي أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ سَعِيدٍ الْكُوفِيُّ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ أَبِي مَسْرُوقٍ النَّهْدِيِّ عَنْ مَالِكِ بْنِ عَطِيَّةَ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ قَالَ دَخَلَ سَعْدُ بْنُ عَبْدِ الْمَلِكِ وَ كَانَ أَبُو جَعْفَرٍ (علیه السلام) يُسَمِّيهِ سَعْدَ الْخَيْرِ وَ هُوَ مِنْ وُلْدِ عَبْدِ الْعَزِيزِ بْنِ مَرْوَانَ عَلَى أَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام) فَبَيْنَا يَنْشِجُ كَمَا تَنْشِجُ النِّسَاءُ  قَالَ فَقَالَ لَهُ أَبُو جَعْفَرٍ (علیه السلام) مَا يُبْكِيكَ يَا سَعْدُ قَالَ وَ كَيْفَ لَا أَبْكِي وَ أَنَا مِنَ الشَّجَرَةِ الْمَلْعُونَةِ فِي الْقُرْآنِ فَقَالَ لَهُ لَسْتَ مِنْهُمْ أَنْتَ أُمَوِيٌّ مِنَّا أَهْلَ الْبَيْتِ أَ مَا سَمِعْتَ قَوْلَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ يَحْكِي عَنْ إِبْرَاهِيمَ فَمَنْ تَبِعَنِي فَإِنَّهُ مِنِّي‏»

الإختصاص‏؛ نويسنده: مفيد محمد بن محمد (تاريخ وفات مؤلف: 413 ق‏)، محقق / مصحح: غفارى، على اكبر و محرمى زرندى، محمود، ناشر: الموتمر العالمى لالفية الشيخ المفيد، ايران- قم: ‏1413 ق‏، ص 85

سَعد شخصیتی که از بنی امیه بود را امام معصوم به سعد الخیر نامگذاری کرد «وَ هُوَ مِنْ وُلْدِ عَبْدِ الْعَزِيزِ بْنِ مَرْوَانَ عَلَى أَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام) فَبَيْنَا يَنْشِجُ كَمَا تَنْشِجُ النِّسَاءُ قَالَ» نزد امام معصوم آمدند ایشان خیلی گریه می کرد یعنی زنانه گریه می کرد یعنی یک مرد با هیبت مردانه اما زار زار گریه می کرد «فَقَالَ لَهُ أَبُو جَعْفَرٍ (علیه السلام)» امام معصوم از ایشان پرسید «مَا يُبْكِيكَ يَا سَعْدُ» دلیل این گریه چه است؟

 «قَالَ» پاسخ از یک شخصی که نسبش اموی (شجره ملعونه) است یعنی یک شاخه ای از شاخه های این درخت خبیث است. «قَالَ وَ كَيْفَ لَا أَبْكِي وَ أَنَا مِنَ الشَّجَرَةِ الْمَلْعُونَةِ فِي الْقُرْآنِ» چرا گریه نکنم جایی به دنیا آمدم که شجره پدر و مادرم،‌ بنی امیه است من از شجره ملعونه هستم. آن شجره ملعونه ای که در قرآن شجره ملعونه دانسته شده است.

«فَقَالَ لَهُ» بر اساس این روایت کلام، کلام معصوم است کلام یک عالم نیست «لَسْتَ مِنْهُمْ» تو از این ها نیستی «أَنْتَ أُمَوِيٌّ مِنَّا أَهْلَ الْبَيْتِ» یک کسی از بنی امیه می تواند به جایگاهی برسد که امام معصوم به او بفرماید تو از ما اهل بیتی مثل اهل بیت بودن مشخص است به چه معنا هست؟ به معنای معصوم بودن نیست مثل بحث اعتباری «سلمانُ مِنا اهل البیت» است.

یک شخصی از بنی امیه که امام معصوم به او بفرماید تو از ما اهل بیتی آیا نشنیدی کلام حضرت ابراهیم را که قرآن از او نقل می کند هر کسی از کسی تبعیت بکند از اوست تو از ما اهل بیت تبعیت می کنی ولو نسَبت به بنی امیه می رسد اما تو از ما اهل بیتی، قاعده ها و قالب ها را تشیع در هم می ریزد. از دل شجره ملعونه یک شاخه اش، شاخه ای از اهل بیت می شود به خاطر اعتبار تبعیت.

 ما از طرفی این روایت و امثال این روایات را داریم یا مثل قضیه حر، فرمانده سپاه مقابل امام حسین که در روز عاشوراء بر می گردد. از طرفی دیگر صریح آیه قرآن را در مورد فرزند مستقیم یک پیامبر الهی مثل فرزند حضرت نوح، آن دوره ای که عذاب بر مردم ظاهر شد حضرت نوح کسانی را که ایمان آورده بودند داشتند نجات می دادند و سوار بر کشتی می کردند یک عبارتی است که خداوند به حضرت نوح (علیه السلام) می کند (قَالَ يا نُوحُ) در مورد فرزند مستقیم حضرت نوح فرمود.

(قَالَ يا نُوحُ إِنَّهُ لَيسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيرُ صَالِحٍ فَلَا تَسْأَلْنِ مَا لَيسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنِّي أَعِظُكَ أَنْ تَكُونَ مِنَ الْجَاهِلِينَ)

فرمود: «اي نوح! او از اهل تو نيست! او عمل غير صالحي است [= فرد ناشايسته ‌اي است‌]! پس، آنچه را از آن آگاه نيستي، از من مخواه! من به تو اندرز می ‌دهم تا از جاهلان نباشي!!»

سوره هود (11): آیه 46

فرمان مستقیم به حضرت نوح این شخص فرزند حضرت نوح است باشد فرزندت هست اما از اهل تو نیست. کسی از بنی امیه هست از اهل بیت می شود یعنی به اعتبار همان که عرض کردم از اهل بیت و پیروانش محسوب می شود. نسب در این جا تعیین کننده برای آخرت طرف نیست وقتی که طرف خودش یک عملکرد و یک اعتقاد جدا و اعتقاد مستقلی را دارد این منطق، منطق تشیع است.

از مرده، زنده بیرون می آورد ممکن است زنده ای باشد که فرزندش مرده باشد مانند محمد ابن ابی بکر شیعه خاص امیر المؤمنین علی (علیه السلام) مشخص است که وضعیت محمد ابن ابی بکر (رضی الله عنه) به چه شکل بود از لحاظ اعتقادی و پایبندیش نسبت به اعتقاداتش نسبت به امیر المؤمنین به حق؛ اما مشخص است که رویکرد امیر المؤمنین به پدرشان به چه شکل بود!

فرزند خلیفه اول است باشد خودش در گرو عمل خودش است در گرو عمل پدر و مادرش هم نیست.

مجری:

در واقع انتخاب خود ما هست خیلی جایگاه نمی شود تعریف کرد چون نسبش این طوری هست یکی به کجا می رسد؟ جایگاه نسبت برای ما مستند و واضح شد.

 بحث دیگر این که چون در ایام محرم و صفر هستیم بحث عزاداری برای امام حسین (علیه السلام) و بحث ایرانی بودن می خواهیم ببینیم این نسبت چطوری بود و از کجا شکل گرفت و چه جایگاهی نزد ایرانیان مخصوصاً ‌دارد؟

الحمد لله همه جا به لطف و برکت رسانه ها پیداست ایرانیان برای این ایام مخصوصاً ایام محرم چه کار می کنند، سنگ تمامی که می گویند گذاشته می شود می خواهیم از زبان حضرتعالی بیشتر بشنویم این نسبت چطوری هست؟

استاد حسینی:

بحث عزاداری در ایران، جغرافیای ایران دارم می گویم در تاریخ جغرافیای ایران متفاوت و متغیر بود و کم و زیاد شد. اما به صورت ثابت اگر بخواهیم قبل از اسلام را هم در نظر بگیریم سنت عزاداری و برگزاری مراسم عزا در ایران باستان بود اصل مسئله وجود داشت. برای ابی عبد الله (علیه السلام) نبود درست محتوا چیز دیگری بود. اما اصل مجلس داری و اصل عزاداری را ایرانی ها بلد بودند.

هرچند محتوا، محتوای مطلوبی نبود ولو محتوای حداقل اسلامی نبود قبل از اسلام بود طبیعی بود محتوا اسلامی نباشد اما چارچوب برگزاری مراسم بود یاد گرفتند و تجربه داشتند. این تجربه محتوای عزاداری برای ابی عبد الله به عنوان یک فرهنگ تزریق به این قالب شد و این شد که ایرانی ها الگو در برگزاری مجالس عزا شدند.

سبک و برگزاری مجلسی برای عزا در ایران داشت با تزریق این فرهنگ و محتوا متحول شد یک ظرفی بود این ظرف خیلی زیبا درست شده بود ولی محتوای خوبی نداشت. محتوا وقتی به این تزریق شد کامل شد قبل از اسلام، ایرانی ها عزاداری و مجلس عزا داشتند در مورد قید سیاوشان و ... قبلاً اسنادش را نشان دادم.

عَلَم، کوتل، نوحه خوانی، لطمه زنی و سینه زنی و امثال این ها داشتند حتی ابو ریحان همین ها را می آورد و نقل می کند. اما این قالب آمد یک محتوای درست گرفت در کنار هم قرار گرفتن این قالب و محتوا کار را درست و محکم کرد. این همه رسانه، این همه سرمایه گذاری، این همه قلم، این همه حنجره چند سال است علیه عزاداری ابی عبد الله دارند تبلیغ می کنند.

سال به سال موفق نشدند که هیچ یک زمان کسی فعالیتی می کند موفق نمی شود یک زمان است جواب عکس می گیرد یعنی تو دهانی می خورد. خودشان هم واقعاً متعجب هستند باید چه کار انجام بدهیم که نکردیم، دروغ باید می گفتیم، گفتیم کار رسانه ای و سرمایه گذاری نباید می کردیم انجام دادیم. به خاطر این که ایرانی ها عزاداری را یاد گرفتند و هم محتوای عالی برای موضوع عزاداری دارند.

 یک مطلب می خواهم بیاورم نه از یک مسلمان شیعه معتقد می خواهم از یکی از افرادی که الان هم در قید حیات هستند ایشان استاد دانشگاه تهران هستند جناب آقای دکتر شروین وکیلی در برنامه های دیگر در بحث های تاریخی به مطالب ایشان زیاد استناد کردم. ایشان اصلاً عِرق مذهبی و دینی نسبت به تشیع ندارند مثلاً شما بگویید مطالبی که گفتند به خاطر آن عِرق مذهبی است نه، در بسیاری از موضوعات با همدیگر اختلاف نظر داریم اتفاقاً همین مطلبی که می خواهم نشان بدهم در آن یک جایی واقعاً اختلاف نظر داریم. اما کلیات بحث ایشان را در مورد عزاداری ببینیم چه است.

ایشان مطلبی را منتشر کردند عاشوراء نگاهی مردم شناسانه آقای دکتر شروین وکیلی ایشان بیش از صد عنوان کتاب در مورد اسطوره شناسی و تاریخ ایران باستان دارند. حتی بعضی از اعتقادات اسلامی را صراحتاً اسطوره می دانند و اصلاً واقعیت برایش قائل نیستند. ایشان مقدمه ای می گوید هر سال با فرا رسیدن ایام محرم بحث و جدل های فراوانی در فضای  مجازی در می گیرد.

در مورد عزاداری، عاشوراء، عَلَمْ، کوتل، مجلس و هیئت حرفی که ایشان می زند چند بند صحبت دارد نمی رسم همه اش را بخوانم کسی اگر خواست مراجعه کند.

نخست: مراسم عاشورائی در کنار نوروز دو عنوان را می آورد نوروز و مراسم عاشوراء (همین عزاداری ها) از کهن ترین آیین های جمعی ایران؟ نه، اسلام؟ نه، شیعه؟ نه از کهن ترین آیین های جمعی کره زمین است این ها که به دنبال تاریخ و مباحث تاریخی می گردند از قدیمی ترین کهن کره زمین یکیش عزاداری است.

مراسم عاشورائی نه فقط عزاداری صرف هم که ما بگوییم منظورش قبل از اسلام است بعد اوضاع تمدنی را نام می برد چه اتفاقاتی آن جا افتاد اگر عزیزان خواستند مراجعه بفرمایند. محل شاهدها را نیاز داریم. در میان همه این آیین ها تنها مراسم عاشوراست که به ستودن انسانی جنگاور می پردازد.

اصولاً آیین قهرمان شهید برای شرح روایت مرگ ایزدی یا انسانی شکل گرفته که مظلوم و بی گناه به دست نیرویی اهریمنی کشته شده است. شهید همواره (قالب اسطوره ای آن چه است؟) شهید همواره در این روایت ها موجودی آزار دیده، ناتوان و شکست خورده است قالب این بود اما عاشوراء چه است؟

همچون مانی پیامبر برهمن باشد یا همچون مسیح جلوه انسانی از خودِ خداوند سیمای امام حسین، این امام حسین تعبیر را دارد استفاده می کند اعتقادی نیست. در مراسم عاشوراء اما متفاوت است و پهلوانی جنگاور را نشان می دهد که در میدان نبرد و شمشیر به دست کشته می شود.

 یعنی یک جلوه اقتدای آمیخته با مظلومیت است. تفاوت عاشوراء با بقیه اسطوره ها این چنین است البته خودش یک نمونه های می آورد می گوید قضیه رستم و ... این شباهت ها را دارد. اما یک وجوهی هم می آورد که بین عاشوراء و مباحث دیگر تمایز می گذارد.

 بخش دوم یک جمله دارد استخوان بندی آیین عاشوراء در شکل عامش پذیرفتنی، معقول و سودمند است. ایشان جامعه شناس هست که برخی مباحث جامعه شناسی مباحث زیاد و دقیقی هم دارد. باز دلالت بر این ندارد همه حرف هایش را قبول کرده باشیم اما حقیقتا انسان محققی است.

 بخش چهارم آیین عاشوراء مثل بسیاری از آیین های مذهبی دیگر در ایران از این نظر شگفت انگیز و در جهان یکتاست که همه مردم... دقت بفرمایید ایشان یک روحانی و مرجع تقلید نیست یک باستان گرا، اسطوره پژوه و جامعه شناس است می گوید همه مردم در آن مشارکت می کنند یعنی به همان شکل که همه ایرانیان مستقل از دین شان بعد می گوید در نوروز، مهرگان، آیین های زرتشت را گرامی می داشتند این جا هم هست.

می دانیم حجم مهرگان در خیابان از مردم بپرسید مهرگان چه کسی است؟ خیلی هایشان نمی دانند چه است ولی در مورد عاشوراء می دانند. ایشان می گوید طیف های وسیعی وجود دارد پادشاهانی داشتیم برای عاشوراء عزاداری کردند.

 نکته دیگر این که ایشان می گوید بحث عزاداری عاشوراء چهار اصل و چهار استوانه دارد یکی غذا دادند و دور هم جمع شدن هست. تعابیری که ایشان استفاده کرد عاشوراء یک چیز استثنائی در دنیا است و عاشوراء مبنایش یک فرهنگ عمیق و تاریخ با استوانه محکم در پشتش است. مبنایش یک شیوه جا افتاده برای مردم ایران است این حرف، حرفی نیست که شما بخواهید با یک تهمتی بگویید برای غذا دادن بیرون می روند. این ادعاهای شما کفِ روی آب دریا و اقیانوس است اصل و اساس با وجود اختلافات نظراتی که هست همین است. یک پشتوانه محکمِ منطقی، عقلانی، اجتماعی از ابعاد و زوایای مختلف مراسم عاشوراء را در ایران حفظ کرد و در جاهای دیگر تسری پیدا کرده است.

سوال دارد بیشتر می شود این قابل انکار نیست اگر کسی خارج از ایران نشسته باشد بخواهد مباحث دیگر مطرح کند اگر داخل ایران باشد متوجه می شود مسئله به چه شکل و به چه شیوه است.

مجری:

جناب دکتر! بحث غذا دادند فرمودید اگر صرفاً به این قضیه نگاه کنیم همیشه شاهدش بودیم. بیشترین کسانی که در ایام محرم بهره بردند بحث غذا و ... واقعاً کسانی که نیازمند بودند حداقلش را اگر بخواهیم در نظر بگیریم یک بُعدش را نگاه کنیم کمک به نیازمندان، کمک به کسانی که واقعاً نیاز داشتند این بود و این از برکات محرم است چه اشکالی دارد؟

استاد حسینی:

اتفاقاً چرا شما همچنین چیزی ندارید؟ اگر زورتان می آید برای اعتقادات تان پول تان را خرج کنید به مردم غذا بدهید شیعیان دوست دارند این کار را انجام می دهند. چه در عراق باشد چه در برخی از روستاهای محروم باشد چه در جوامع و مناطقی باشد از لحاظ مالی هم شرایط خوبی داشته باشند دوست دارد برای اعتقاداتش خرج کند شما هم بیا خرج کن. چرا شما از پول خودت خرج نمی کنی؟

شما داری اعتراضی انجام می دهی که توانایی انجامش را نداری اگر در جیب شما دست کردند که در جای دیگری هستی به زور پولی را از شما گرفتند و جایی خرج کردند که در خور نبود شما بگو چرا این کار را کردید؟ مردم دارند از جیب خودشان خرج می کنند البته وظیفه حکومت اسلامی هست از بیت المال بر اساس طَبع مردم، بر اساس اعتقاد مردم، بر اساس آن چیزی که مردم طلب می کنند و فضایی که مردم در این ایام دارند حتماً باید آن جا خرج بشود.

ولی عموم این ها مخارجی هست که خود مردم دارند می دهند. یک سری از جاها هستند اسم نمی آورم برای بازدید نوروز می روند یک سری جاهای که عبادی باید باشد پولی را می گیرند تکه ای را به عنوان تبرک می دهند مبلغی را دارند از همه گردش گرها می گیرند به خاطر عمل عبادی که این عمل عبادی برای شان هزینه ای ندارند.

ولی شیعیان به دیگران نذری می دهند در اربعین هم شرکت می کنند آقای شروین وکیلی در حرف هایش دارد در اربعین ادیان دیگر می آیند خود اهل سنت بعضی وقت ها در این زمینه خرج هم می کنند. مواری از اهل سنت داریم که خرج می کنند ایرادها، ایرادات درستی نیست واقعیت همین است که در جامعه دارد اتفاق می افتد با این پشتوانه ای که در تاریخ داریم.

مجری:

یک شبهه ای دیگر ببینیم یک ذهنیتی که خیلی وقت ها مطرح شده و می شود در فضای مجازی بالاخص خیلی از کسانی که دم از این شبهه می زنند می گویند امام حسین (علیه السلام) عرب بود و ما ایرانی ها عجم هستیم ما قوم فلان هستیم چه ارتباط و دلیلی دارد بخواهیم برای کسی که از یک قوم، یک طایفه، یک زبان و یک نسل دیگری بود بخواهیم عزاداری کنیم.

واقعاً نیاز هست این کار را بکنیم؟ هزار و چهارصد سال پیش برای یک عرب این چنین اتفاق افتاده است. این شبهه خیلی در فضای مجازی مطرح می شود مخصوصاً برای نسلی که سن شان دهه هشتاد به بعد هستند واقعاً این ذهنیت هست متأسفانه یک عده نشستند این صحبت ها را می کنند یک پاسخی از جنابعالی در این قضیه بشنویم.

استاد حسینی:

در مورد این که ابی عبد الله (علیه السلام) عرب بوده است ما عرب نیستیم اولاً مسئله نژادی نیست. اول باید مشخص بشود منظورتان از عرب و عجم زبان یا نژاد است چرا؟ چون برخی از این ها می گویند نژادمان، نژاد آریایی است سوال: چه ضمانتی وجود دارد تویی که داری این ادعا را می کنی نژادت از همان عرب هایی که به ایران تهاجم کردند نباشد؟

یک نفر در مجلس ابی عبد الله شرکت می کند شما شرکت نمی کنید و نسبت به این مراسم تهاجم هم می خواهید بکنید. مثلاً شما دو برادر هستید چه ضمانتی وجود دارد تویی که داری می گویی من عرب نیستم نسلت به همان عرب های مهاجم نرسد؟ چه ضمانتی وجود دارد که نسل و نسب تو به مغول های مهاجم نرسد؟

چه اعتباری وجود دارد شما به چه می توانید چنگ بزنید و تمسک کنید که نسل و نسب تان از روس های مهاجم نباشد؟ این را باید مشخص کنند شما یک دی ان ای دارید که متمایز با آن دوست یا همسایه تان است که دارید به او ایراد می گیرید یا نیست. اگر نیست این ادعای تان بر اساس چه است؟

مسئله بعدی وقتی عرب می گویید اگر منظورتان جغرافیای است کدام جغرافیا را دارید می گویید؟ عراق، عربستان و یمن را دارید می گویید؟ کجا را دارید می گویید؟ موقع شکل گیری ایران در دوره هخامنشیان حداقل عراق در زمان کوروش و بعد از کوروش زمان کمبوجیه، بردیا و قطعاً در زمان داریوش الان منطقه تثبیت شده ایران به معنای سیاسی که عموماً در مرکز آکادمیک شکل گیری ایران را در دوره داریوش ذکر می کنند این مناطق جزء ایران هست یا نیست؟

آن مناطق جزء ایرانی که شما می گویید بود یا نبود؟ شما وقتی نقشه می کشید می گویید این دوره حکومتی ما بود باید احیاء شود همان نقشه ای که داری می کشی عراق، عربستان جزء همان نقشه هستند. مصر و آفریقا هم جزء همان نقشه است چطور شما این جا کارد گذاشتید دارید جدا می کنید؟ اگر شما ایران اصیل را آن می دانید به این اعتبار امام حسین هم باید جزء همان مناطق ایران محسوب بشود.

 مسئله بعدی مگر برای خوب و بد بودن نژاد برای مان مطرح است؟ مثلاً یک کودک مظلومی در آفریقا تصور کنید مورد ظلم قرار بگیرد در آب بیافتد و مظلومانه بخواهد غرق بشود می گویید بگذار ببینم دی ان ای این بچه چه است؟ آیا دی ان ای این بچه آریای هست یا آریایی نیست؟

مجری:

اگر هست بروم کمکش کنم؟

استاد حسینی:

سوال، چون خیلی از این ها باستان گرا هستند سراغ بعضی از پادشاهان می روند داریوش وقتی می خواست با مردم ایران بجنگد در کتیبه بیستون واضح است آیا می گفت تو آریایی هستی یا نیستی؟ دقیقاً با قبایل آریایی به اسم همان قبیله می جنگد مثل سَکائیه، خوب و بد بودن ربطی به نژاد ندارد.

بله کسی مثل هیتلر این طوری است می گوید نژاد من و نژاد کشور من این چنین است ما نژاد برتر هستیم آن هم آخر و عاقبتش بود به جایی هم نمی رسد الان هیتلر بودن به عنوان توهین در دنیا مطرح می شود. بعضی از کشورها مثل ترکیه وقتی می خواستند رئیس جمهور خودشان را تقبیح کنند سبیلی مثل هیتلر روی عکسش می کشیدند می گفتند چرا این کار کردی؟ این توهین است.

شما هم در تاریخ حل و هضم می شوید ما نگاه می کنیم چه کسی خوب و چه کسی بد است؟ چه کسی مظلوم و چه کسی مظلوم نیست؟ سوال: ما برای امام حسین عزاداری می کنیم عزاداری ما یک وجه مقابلی هم دارد پنجاه درصد عزاداری برای امام حسین، پنجاه درصد دشمنی برای دشمنان امام حسین است.

دشمنان امام حسین، ایرانی هستند یا عرب هستند؟ در پنجاه درصدش بیا با ما مشترک شو ما پنجاه درصد ابی عبد الله را داریم دوستی می کنیم شما می گویید چون عرب هست شما لابد آریایی اصیل هستید نطفه تان از همان موقع فریز شد و الان به شما رسیده است. با همه این خرافات باشید طرف مقابل ابی عبد الله سی هزار نفر غالباً و قطعاً عرب هستند.

شما بیا با این ها ابراز دشمنی کن بگو چرا یک عرب مظلوم می کشد چرا شما آن را نمی گیری؟ چرا با آن سی هزار نفر همراهی می کنی؟ سوال ما این است شما دویست تا سیصد نفر از سپاه ابی عبد الله با هر معیاری که بخواهیم بگیریم سپاه ابی عبد الله را می گویی عرب هستند این ها را نمی خواهم.

بعد دست بوسی و پا لیسی یزید می روید می گویید یزید متشکریم که خودش عرب است فرماندهان و لشکریانش عرب هستند. منطق شما چه است؟ اگر ما این طرف قضیه را دویست، دویست و پنجاه نفر به قول شما عرب دفاع کردیم سی هزار نفر را داریم به خاطر ظلم شان لعن و نفرین می کنیم.

 اما یک سری تهمت ها این وسط مطرح کردند. مثل این که گفتند امام حسین (علیه السلام) در جنگ با ایرانی ها بود یک زمان در تاریخ یک گزاره ضعیف داریم می گوییم ضعیف است ممکن است درست باشد ممکن است درست نباشد. طریقی که ما به آن گزاره داریم می رسیم محل ایراد و اشکال است. یک زمان، یک گزارش جعلی و دروغ داریم.

حضور امیر المؤمنین، امام حسن و امام حسین در جنگ با ایران دروغ تاریخی است امیر المؤمنین علی (علیه السلام) فرزندش را در جنگ خودش می فرمود جلو نرو می فرمود حفظش کنید. در نهج البلاغه آمده است. بعد همین امیر المؤمنین فرزند، امام و جانشین بعد از خودش را برای خلیفه دوم می فرستد برو در ایران بجنگ؟

چطور بود در منطقه طبرستان شما می گویید امام حسن و امام حسین در جنگ شرکت کردند در حالی که این ها محب امام حسین (علیه السلام) و مبغض خلفاء شدند؟ طبرستان و شیعه شدنشان یکی از واضحات و متعدد گزارشات تاریخی است. دروغ است امام حسن و امام حسین (علیهم السلام) در جنگ با ایران نبودند. امام حسین به ایران حمله کرد نه همچنین چیزی نیست دروغ است این همه گفتیم بیایید نگاه کنید دانه دانه این گزارش ها را بررسی کردیم.

 یا گفتند امام حسین گفت فارس ها دشمنان ما هستند. «شِيعَتُنَا الْعَرَبُ وَ عَدُوُّنَا الْعَجَمُ.»

وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ يُوسُفَ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ جَبَلَةَ عَنْ ضُرَيْسِ‏ بْنِ عَبْدِ الْمَلِكِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) يَقُولُ نَحْنُ قُرَيْشٌ وَ شِيعَتُنَا الْعَرَبُ وَ عَدُوُّنَا الْعَجَمُ.»

معاني الأخبار؛ ابن بابويه، محمد بن على، محقق / مصحح: غفارى، على اكبر، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم، ص404

عرب یک اسم مدحی بود، استفاده می شد جدای از این دو نفر مجهولی که در سند همین روایت آمده است. اولاً ابا عبد الله احتمالاً امام حسین (علیه السلام) نیست امام صادق (علیه السلام) است.

 نکته بعدی این عرب به آن معنای نژاد عربی که شما فکر می کنید نیست چون در تتمه اش می فرماید:

«مع، معاني الأخبار بِالْإِسْنَادِ الْمُتَقَدِّمِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ يُوسُفَ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ جَبَلَةَ عَنْ ضُرَيْسِ بْنِ عَبْدِ الْمَلِكِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) يَقُولُ نَحْنُ قُرَيْشٌ وَ شِيعَتُنَا الْعَرَبُ وَ عَدُوُّنَا الْعَجَم‏- بيان: و شيعتنا العرب أي العرب الممدوح من كان شيعتنا و إن كان عجما و العجم المذموم من كان عدونا و إن كان عربا»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج64، ص176

عرب بد باشد عجم است یعنی چه؟ یعنی دشمن ماست در قالب عجم است. این طرف گنگ است زبان حق را متوجه نمی شود اگر این طوری بود دشمنان اهل بیت قرار بود ایرانی ها باشند سلمان فارسی «منّا اهل البیت» چه شد؟ افراد دیگری که ایرانی بودند چطور شدند؟ این ها تهمت های بودند که زدند در حالی که دقیقاً بر عکس است یعنی هم اهل بیت علاقه ویژه به ایرانی ها داشتند البته با دلیل

مجری:

همان ویژه که می فرمایید می خواستم ببینم به چه دلیل؟

استاد حسینی:

اولاً این که یکی از بزرگان ما در مورد اهل بیت (علیهم السلام) تعبیر نجیب زاده بودن استفاده کرده است. بسیاری از ایرانی ها در طول تاریخ خیلی دنبال حق بودند نمی گوییم همه شان خوب بودند از لحاظ تمدنی حداقل در خصوص برخی از ظواهر تمدنی یک سر و گردن نه به اندازه دو قد و قامت از بقیه جاها بالاتر بودند.

یک عُلقه و علاقه ای بین ایرانی ها به دلیل این که دشمنان اهل بیت را شناخته بودند نسبت به اهل بیت وجود داشت. بخشی از ایرانی ها وقتی تهاجم عرب ها و خلفاء را دیدند فهمیدند هجوم به منزل امیر المؤمنین یعنی چه؟ البته تصریحاتی نسبت به این داریم. وقتی رفتار اهل بیت را با خودشان با رفتار خلفاء با خودشان مقایسه کردند این ها باعث شد این عُلقه به وجود بیاید.

نزد امیر المؤمنین می رفتند از عرب ها شکایت می کردند امیر المؤمنین با این چارچوب ها، عرب محسوب می شود. امیر المؤمنین را عرب منصف و بر حق می دانستند می گفتند عرب ها دارند به ما ظلم می کنند امیر المؤمنین می رفت اعتراض می کرد و عصبانی می شد تعبیر روایت این است لباس خودش را با عصبانیت می کشید دستور می داد بروید تجارت کنید قوی بشوید از زیر یوغ عرب های که ظالم هستند و دارند به شما ظلم می کنند بیرون بیایید.

یعنی یک ارتباط دو طرفه ای از لحاظ عاطفی، احساسی و فکری بین اهل بیت (علیهم السلام) و بخشی از ایرانی ها قطعاً همه ایرانی نبودند برقرار شده بود استمرار همین شد که الان من و شما در ایران مشکی پوشیدیم و برای ابی عبد الله (علیه السلام) داریم صحبت می کنیم.

مجری:

جناب دکتر خیلی ممنون و متشکر از محضرتان استفاده کردیم، بینندگان عزیز تشکر از شما که با برنامه خودتان همراه هستید برویم یک بخشی را ببینیم و بعد در خدمت شما باشیم.

(میان برنامه)

مجری:

...موضوع برنامه بحث عاشوراء، ایران و ایرانیان هست تقدیم شما بیننده های عزیز می شود پاسخ به شبهاتی که این روزها می شنویم خیلی خوب است که پاسخ این شبهات را از جناب آقای دکتر حسینی بشنویم.

استاد حسینی:

میان برنامه را دیدیم گفتم این مطلب را عرض کنم یک نکته خیلی صادقانه با مخالفین بگویم حیف است کسی بخواهد جلوی امام حسین بایستد هم حیف از آن جایگاهی است که امام حسین (علیه السلام) دارد هم حیف است کسی که خداوند او را هوشمند آفرید، قدرت عقل، قدرت فکر، احساس و عاطفه به او داد برای چنین موجودی حیف است بخواهد جلوی امام حسین بایستد.

ابی عبد الله (علیه السلام) روز عاشوراء تنها ماندند، حضرت یارانش را از دست داد چیزی از ابی عبد الله کم نشد زیاد هم شد. الان هم همین است اگر فکر کنیم ماها اگر برویم دور ابی عبد الله خلوت بشود چیزی از ایشان کم می شود نه از ما کم می شود. ابی عبد الله، خدا را دارد ولی واقعاً حیف است کسی به خاطر لج با یکی دو نفر و لج با منِ نوعی بخواهد لجِ با فلان حاجی و مداح جلوی امام حسین بایستد.

جلوی امام حسین ایستادن واقعاً حیف است برای خودتان هم حیف است به ذهنم رسید بگویم بعضی وقت ها آدم غصه اش می گیرد هرچند کم هستند این ها می آیند و می روند دستگاه ابی عبد الله (علیه السلام) هست و روز به روز پر بارتر از همیشه است.

مجری:

بله گفت

دانی که چرا خانه حق گشته سیه پوش * یعنی که خدای تو عزادار حسین است!

امام حسین (علیه السلام) نیازی به ماها ندارد توفیقی برای ما هست بتوانیم در راه، روش و سیره امام حسین (علیه السلام) در زندگی مان داشته باشیم.

 جناب دکتر حسینی! به بحث خودمان بر گردیم به نکته خوبی اشاره کردید واقعاً تصاویری که می بینیم کودکی که هفت، هشت سال بیشتر سن ندارد این چنان ضجه می زند و اشک می ریزد عشق، عُلقه و علاقه است که به اهل بیت (علیهم السلام) در وجود این کودکان نهادینه شده است واقعاً انسان می ماند.

اما بحث این که فرمودید وقتی در ایرانیان این عُلقه و علاقه با امام حسین (علیه السلام) بوجود آمد در واقعه عاشوراء در این اتفاق بزرگ تاریخی رخ که داد و این اتفاقی که برای نوه پیغمبر رخ داد و چنان ظلم بزرگی در تاریخ روی داد نقش ایرانیان و عکس العمل شان چه بود؟

استاد حسینی:

یک گزارش داریم این گزارش را بر اساس یک منبعی است نویسنده اش خیلی مشخص نیست اما احتمال قرن پنجمی بودنش سند دارد.

مجری:

می شود به آن استناد کرد؟

استاد حسینی:

توضیح می دهم عنوان این کتاب تاریخ سیستان هست البته نامگذاریش متأخر است خدمت تان عرض می کنم داستانش چه است؟ کتاب تاریخ سیستان، چاپ اول 1314؛ چاپ دوم 1352 برای بعد از انقلاب هم نیست. البته احتمال زیاد تجدید چاپ شد تحت این عنوان تاریخ سیستان،‌ تألیف در حدود 455 اگر 455 باشد قرن پنجم می شود.

به تصحیح ملک الشعرای بهار (معروف) در تهران به سال 1314 شمسی این کتاب چاپ شده است. این کتاب مقدمه مفصلی دارد خلاصه اش را خدمت تان عرض می کنم می گوید این نسخه خطی پیدا شد مطلبی در یکی از روزنامه ها آمده بود پی گیری کردند به نسخه خطی رسیدند این کتاب، کتاب تاریخ سیستان هست.

در مورد نویسنده احتمال آوردند فلان شخص باشد اما قطعیت نیاوردند به عنوان این که نویسنده چه کسی است، فقط در مورد این که بر اساس نسخه خطی و مطالب آورده شده در این کتاب قدمت تاریخی اثر حدود و حوالی همان سال ها باشد این را قطعی و بدیهی می دانند به خاطر همین احتمال قرن پنجم بودن را دادند.

خیلی تأکیدی از باب این که بگوییم وحی منزل هست و قطعاً درست هست نداریم فقط می خواهیم به عنوان یک سند تاریخی بیان کنیم. جزء منابع کهن با این تخمینی که زدند نسبت به بقیه متون حداقل در بحث تاریخ ایران محسوب می شود. در این کتاب، صفحه 98 مطلبی آمد دارد تاریخ سیستان را گزارش می کند.

بر اساس پی دی افی که در فضای مجازی هست صفحه 140 با تصحیح آقای ملک الشعرای بهار می شود. صفحه 98 بحث چاپی که خدمت شما معرفی کردم گزارشی را آورد حسین علی (رضوان الله علیه) دارد یک جایی دیدم خدمت به خلفاء هم ترضی دارد. بحث شهادت ابی عبد الله (علیه السلام) را مطرح می کند.

اهل بیت رسول الله (صلی الله علیه) این جا (و آله) ندارد احتمالاً نویسنده موافق شیعی یا امامی نبوده است. قضیه عمر سعد را می آورد بحث کربلاء را مطرح می کند. بستن آب بر ابی عبد الله (علیه السلام) را مطرح می کند و این که ابی عبد الله (علیه السلام) روز عاشوراء تشنه به شهادت رسیدند. تعبیری که در این کتاب آمد این که چهارشنبه سال 61 هجری بود.

 صفحه بعد توضیحات را تکمیل می کند ذی الجوشن (لعنه الله) سر حسین ابن علی (رضی الله عنه) از این تعابیر استفاده کرده است. صفحه 100 بر اساس این چاپ مطلبی در مورد اتفاقات سیستان آورده است. قبل از این که، این را بخوانم مطلبی بگویم.

قیام توابین حدود چهار سال بعد از ابی عبد الله (علیه السلام) اتفاق می افتد قیام مختار پنج سال بعد این دارد اتفاقات سال 61 هجری را می گوید. مطلبی که در این منبع آورده شد اگر درست باشد اتفاقات مال سال شهادت است خبری که به سیستان رسید. ایشان می گوید به مردم سیستان خبر رسید که ابی عبد الله (علیه السلام) را به شهادت رساندند.

البته سیستان آن موقع سیستان بسیار وسیع تر بود نسبت به سیستان و بلوچستانی که الان در ذهن ماست. بسیاری افراد برای شان گریه کردند بحث اسرا را مطرح کرد با چه وضعیتی بودند؟ سر ابی عبد الله (علیه السلام) چه وضعیتی داشت و چه اتفاقاتی برای شان افتاد؟

پس چون این خبر به سیستان آمد مردمان سیستان گفتند نه نیکو طریقتی بر گرفت یزید که با فرزندان رسول (علیه السلام) چنین کرد. پاره شورش اندر گرفتند مردم بر اساس این گزارش قیام کردند خیلی از نظر سندی رویش تأکید ندارد. عُباد، عُباد ابن یزید است عُباد، سیستان هم به مردمان سیستان سپرد یعنی حاکم را بیرون کردند چون سیستان هم تحت کنترل بنی امیه بود. نایب یزید را از آن منطقه بیرون کردند بر اساس این گزارش طوری قیام کردند او را اخراج کردند. مردم سیستان این طوری قیام کردند این قیام حتی قبل از توابین و قبل از مختار اگر اتفاق افتاده باشد. فرار کرد پیش عبید الله رفت گفت مردم سیستان قیام کردند ما را از این منطقه بیرون انداختند.

بر اساس این متن، از این سند مردم سیستان اتفاقاً اولین جایی هستند که برای امام حسین (علیه السلام) قیام می کنند.

اما در بقیه قیام ها چه اتفاقی افتاد؟ مثل قیام مختار در رابطه با قیام مختار، وضعیت، جایگاه و عملش در این شبکه و این برنامه ها زیاد صحبت شد مقاله مفصلی در مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر منتشر شد مختار، ابی عبید صحابی بوده است و مدعی بود آن جا تحت عنوان محورهای مختلفی در مورد قیام مختار صحبت شده است.

اما قیامی است که از مردم کوفه و مردم جاهای دیگر از آن استفاده شده است. بخشی از مردم کوفه احتمالاً موالی و ایرانی ها هستند. در مورد کوفه اگر لازم شد سوال بفرمایید توضیح می دهم منظور چه بود؛ اما در قیام مختار چه اتفاقی می افتد؟ در قیام مختار افراد زیادی از ایرانی ها حضور دارند.

بر اساس گزارش های تاریخی حتی غیر شیعی حضور داشتند. این گزارش های توسط یک شیعه امامیه ثبت و ادعا نشده است. در جاهای مختلفی آمده است مثلاً‌ در کتاب أخبار الطوال ابن قطیبه دینوری مطلبی که آورد در مورد مختار ابن ابی عبید ثقفی می گوید از بنی هاشم افرادی را جمع کرده بود افراد مختلفی در لشکریان و سپاهیانش بودند. این ها چه کار می کردند؟

«فيدعوهم إلى الخروج معه والطلب بدم الحسين، فاستجاب له بشر كثير، وكان أكثر من استجاب له همدان، وقوم كثير من أبناء العجم الذين كانوا بالكوفة ففرض لهم معاوية - وكانوا يسمون الحمراء - وكان منهم بالكوفة زهاء عشرين ألف رجل»

الأخبار الطوال؛ اسم المؤلف: أبو حنيفة أحمد بن داود الدينوري الوفاة: 282هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية  - بيروت/لبنان - 1421هـ-2001م ، الطبعة: الأولى، تحقيق: د.عصام محمد الحاج علي، ج 1، ص 424

«فيدعوهم إلى الخروج معه والطلب بدم الحسين» برای خونخواهی ابی عبد الله (علیه السلام) «فاستجاب له بشر كثير»، افراد زیادی با قیام مختار موافق بودند. «وكان أكثر من استجاب له همدان، وقوم كثير من أبناء العجم الذين كانوا بالكوفة»، و گروه زیادی از عجم بودند، عجم یعنی غیر عرب، چه کسانی بودند؟ اولاً موقعیت کوفه مشخص است نزدیک به منطقه ایران است که فتح شده بود نزدیک به روم و جای دیگر نبوده هرچند در کوفه اهل روم و از آفریقا هم احتمالاً بودند.

 اما عبارت دیگری می خواهم بیاورم تا مشخص بشود ایرانی ها در همین قیام چه کار کردند و با چه تعبیری آمده است.

مردم عرب احتمالاً به خاطر شرایط آب و هوایی که شبه جزیره داشت پوست سیاهی داشتند تعبیر سیاه گاهی برای این ها به کار برده می شد به خاطر این که عموماً همچنین اتفاقی برای شان می افتاد. مردم ایران بر اساس رنگ پوست به نسبت به عرب ها، سرخ می گفتند در اخبار الطوال عبارتی آمده: «وقوم كثير من أبناء العجم الذين كانوا بالكوفة ففرض لهم معاوية - وكانوا يسمون الحمراء - وكان منهم بالكوفة زهاء عشرين ألف رجل» بیست هزار نفر برای خونخواهی ابی عبد الله (علیه السلام) آورده بود قیام کنند «وَ کانَ» اکثر این ها از فرزندان فارس (ایرانی ها) بودند چه کسانی؟ همان های که «کانوا بالکوفة» در کوفه بودند.

«يسمون الحمراء»؛ به این ها قرمز پوست می گفتند برخی ها می گفتند به لشکری که سرخ پوست بودند سرخ پوست نه که ذهنیت مان به قبائل آفریقایی می آید پوست ظریف تری داشتند و تابش آفتاب باعث می شد مقداری سرخی گونه ها مشخص بشود. حتی ارتش سرخ هم نامگذاری کردند احتمالاً متأخر باشد. اما «الحمراء» هم به همان معنا است این ها عجم بودند آمدند.

یک عبارت جالب دیگر بخوانم یکی از افرادی که می خواست از ابراهیم ابن مالک یک دوره ای با مختار همراه شده بود به او بگوید من در این قضیه بی طرف هستم چون می ترسید از عواقبی که احتمالاً برای قبیله اش اتفاق بیافتد از لشکریان ابراهیم ابن مالک که جزئی از سپاه مختار محسوب می شوند این ها برای امام حسین (علیه السلام) قیام کردند.

مستندات تاریخی این نسبت به مطلب سیستان خیلی متقن تر است ایشان می رود دیداری با ابراهیم ابن مالک بکند در کتاب اخبار الطوال ابن قطیبه دینوری از منابع متقدم محسوب می شود در شناسنامه کتاب وفات 276 هجری آمده است.

 می گوید:

«فلما فرغ إبراهيم من تعبية أصحابه أتاهما، فجلس إليهما، ثم قال لعمير: ما أعملك إلى يا أبا المغلس؟ قال عمير: لقد اشتد غمي مذ دخلت عسكرك، وذلك أني لم أسمع فيه كلاما عربيا حتى انتهيت إليك، وإنما معك هؤلاء الأعاجم ، وقد جاءك صناديد أهل الشام وإبطالهم، وهم زهاء أربعين ألف رجل، فكيف تلقاهم بمن معك؟ فقال إبراهيم: والله لو لم أجد إلا النمل لقاتلتهم بها، فكيف وما قوم أشد بصيرة في قتال أهل الشام من هؤلاء الناس الذين تراهم معي؟ وإنما هم أولاد الأساورة من أهل فارس، والمرازبة، وأنا ضارب الخيل بالخيل، والرجال بالرجال، والنصر من عند الله. قال عمير: إن قومي قيسا. إذا التقى الجبلان غدا في ميسرة أهل الشام فلا تحفل بنا، فإنا منهزمون لنكسر الجيش بذلك، فإنا لا نحب ظهور بني مروان لسوء صنيعهم إلينا معاشر قيس، وأنا إليك لأميل. قال إبراهيم: وذاك. ثم انصرفا إلى معسكرهما»

الأخبار الطوال؛ اسم المؤلف: أبو حنيفة أحمد بن داود الدينوري الوفاة: 282هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية  - بيروت/لبنان - 1421هـ-2001م ، الطبعة: الأولى، تحقيق: د.عصام محمد الحاج علي، ج 1، ص 432

«فلما فرغ إبراهيم من تعبية أصحابه أتاهما» این دیدار شکل گرفت «قال عُمیر» چند بودند رفتند بگویند ما بی طرف هستیم. از دل سپاه ابراهیم ابن مالک رد شدند به فرمانده برسند.

«قال عمير: لقد اشتد غمي»، می گوید ناراحتیم بیشتر شد زمانی که از لشکر تو عبور کردم چرا؟ به ابراهیم ابن مالک می گوید: «وذلك أني لم أسمع فيه كلاما عربيا حتى انتهيت إليك»، این ها یک کلمه عربی حرف نمی زنند شما می خواهی با این ها بروید بجنگید لشکریان شما این ها هستند.

غیر عربی حرف می زنند به چه زبانی صحبت می کنند؟ عزیزانی که با نرم افزار کار می کنند چه مکتبه اهل بیت، چه جوامع الکلم هر کدام از این ها را دارند واژه دروغ را جستجو می زنم می گردم کتاب عربی طبری را می آورم نه ترجمه کتاب را، تاریخ طبری، جلد 4، صفحه 562 این بار دروغ گفت متن عربی کتاب عربی داستان چه است؟

«فلما بلغ من مع المختار من تلك الأعاجم ما لقي إخوانهم مع ابن شميط قالوا بالفارسية أين باردروغ كفت يقولون هذه المرة كذب»

كتاب : تاريخ الطبري؛ نويسنده : محمد بن جرير الطبري (وفات : 310)، تحقيق: مراجعة وتصحيح وضبط: نخبة من العلماء الأجلاء، ناشر: مؤسسة الأعلمي للمطبوعات - بيروت – لبنان، ج4، ص562

«فلما بلغ من مع المختار» یک اتفاقی افتاد منجر شد گفتگویی در سپاه مختار شکل بگیرد اعاجمی که آن جا بودند با همدیگر صحبت کردند به فارسی گفتند این بار دروغ گفت «يقولون هذه المرة كذب» عبارتی که طبری آورده است.

 یعنی ارتشی که به همراه مختار قیام کردند بخش قابل توجه آن ایرانی ها بودند. و ایرانی ها بودند که با عرب های قاتل ابی عبد الله جنگنیدند. عرب های که قاتل ابی عبد الله (علیه السلام) بودند جنایت کرده بودند عرب و عجم بودن گفتیم موضوعیت ندارد

(إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ)

گرامی ‌ترين شما نزد خداوند با تقواترين شماست؛

سوره حجرات (49): آیه 13

منطق قرآن این است به زبان فارسی با همدیگر صحبت می کنند. یعنی ایرانی ها نسبت به این ها، این قدر گزار بودند بر اساس گزارش های حتی مخالفین ما خیلی هم شاید هم نظر نباشند نسبت به این افرادی که قیام کردند یا ممکن است با بنی امیه هم نظر باشند و اگر با این ها بود احتمالاً جلوی قیام را می گرفتند.

همچنین حرفی ها را امثال طبری نقل می کند. محمد ابن جریر طبری علیه شیعه بسیار تند و تکفیری است. می گوید اگر کسی ابوبکر و عمر را امامان هدایتگر نداند «یُقتل یُقتل یُقتل» حتی توبه داده می شود ندارد با این وجود می گوید این ها ایرانی بودند. البته احتمال این نقل هم ممکن است همین باشد و این نکته را آورد بگوید دیدید در دفاع از ابی عبد الله، ایرانی ها بودند باشد چه اشکالی دارد؟

اگر این منطقش باشد محمد ابن جریر طبری مال طبرستان ایران است خود شما هم در طبرستان ایران ریشه و نسب دارید این چنین هست ایرانی ها نقش داشتند و این قدر نقش شان پر رنگ بود. مطالب فراوان است من باب نمونه چند فیش را نشان دادم.

مجری:

خیلی ممنونیم از توضیحات تان این هم پاسخ شبهه ای بود که واقعاً لازم بود مطرح بشود. به روزهای پایانی ماه محرم نزدیک می شویم فرمودید بعد از واقعه عاشوراء ایرانیان حضور داشتند به خونخواهی امام حسین (علیه السلام) قیام کردند سوالی که مطرح می شود در سپاه امام حسین (علیه السلام) در واقعه عاشوراء ایرانیانی حضور داشتند، در تاریخ همچنین چیزی بوده است؟

استاد حسینی:

یک عبارتی است این عبارت را آقای خوارزمی آورد به نقل از کتاب آقای خوارزمی هم هست. مقتل الحسین (علیه السلام) نویسنده آقای خوارزمی، جلد 2،‌ صفحه 28 در مورد بحث شهادت ابی عبد الله (علیه السلام) و روز عاشوراء

«ثمّ خرج غلام تركي مبارز، قارئ للقرآن، عارف بالعربيّة، وهو من موالى الحسين (عليه السلام)، فقتل جماعة، فتحاشوه فصرعوه، فجاءه الحسين (عليه السلام) فبكى ووضع خدّه على خدّه، ففتح عينيه ورآه فتبسّم، ثمّ صار إلى ربّه»

مقتل الحسین الخوارزمی؛ اخطب خوارزمی، تحقیق محمد علامه السماوی، دار الهدی، ج2، ص24

غلام ترک بود آقای خوارزمی در مقتل اسمش را نمی آورد بعد می گوید «قارئٌ للقرآن‏» قاری قرآن بود قرائت قرآن داشت «عارفٌ بالعربیة» عرب هم نبود ولی عربی را یاد گرفته بود.

«وهو من موالى الحسين (عليه السلام)»، از یاران ابی عبد الله و موالی حضرت بود موالی هم داستانی دارد این عبارت چرا گفته می شود؟ «فقتل جماعة» رجزش هم آمده است جاهای دیگر اسم این شخص را گفتند «أسلم ابن عمرو ترکی» است که ایرانی و مال دیلم بود اتفاقاً پدرشان باسواد بودند خودشان هم همچنین ویژگی را ظاهراً داشت در سپاه ابی عبد الله (علیه السلام) بود.

 نکته جالب این که از باب یک ایرانی، ابی عبد الله (علیه السلام) بالای سرش می رود. روز عاشوراء ابی عبد الله (علیه السلام) بالای سر چند نفر رفتند حضرت علی اکبر (علیه السلام)، حضرت قمر بنی هاشم (علیه السلام) و این غلام ترکی یعنی ترک ها (آذری ها) در روز عاشوراء نماینده دارند. می گوید ایشان مبارزه کرد و جماعتی از آن ها را به درک واصل کرد ایشان را محاصره و مجروح کردند بر زمین افتاد

«فجاءه الحسين (عليه السلام) فبكى ووضع خدّه على خدّه»، ابی عبد الله (علیه السلام) صورت بر صورت این ایرانی ترک گذاشت «ففتح عينيه» چشمانش را باز کرد «ورآه فتبسّم» به صورت ابی عبد الله (علیه السلام) یک لبخندی هم زد «ثمّ صار إلى ربّه»، به شهادت رسید.

 برخی از جاها مقداری مفصل تر داستان أسلم ابن عمرو ترکی را آوردند از کجا بود و پدرش چه کسی بود؟ لُجنه حدیثی در دانشگاه باقر العلوم کلمات امام حسین (علیه السلام) را جمع آوری کرد این هم ذیل أسلم ابن عمرو آورده است. برخی دیگر را بیشتر منابع متأخر از افراد حدود پنج، شش یا نفر را آوردند که این ها ریشه ایرانی داشتند ولی أسلم این جا برای ما خیلی واضح تر از بقیه است.

عبارت غلام ترکی در کنار بقیه مشخص می شود منظور حداقل یک نفر ایرانیِ ترک زبان در سپاه ابی عبد الله (علیه السلام) بود صورت بر صورت ابی عبد الله (علیه السلام)، لبخند زنان به فیض شهادت در روز عاشوراء در بغل ابی عبد الله این گونه به شهادت رسید.

 اگر امام حسین (علیه السلام) می فرمود ایرانی ها و غیر عرب ها دشمن ما هستند این دشمن بود؟ چه جوابی برای این ها دارند؟ جالب است برخی از کتب رجز معروف

«أَمِيرِي حُسَيْنٌ وَ نِعْمَ الْأَمِير»

را به أسلم ابن عمرو نسبت دادند احتمالاً دو نفر این رجز را در روز عاشوراء خواندند یکی شان أسلم ابن عمرو ایرانی بود «أَمِيرِي حُسَيْنٌ وَ نِعْمَ الْأَمِير» آن جا نگفت تو عرب هستی من عجم هستم و ... بهترین امیر تو هستی یا ابا عبد الله «أَمِيرِي حُسَيْنٌ وَ نِعْمَ الْأَمِير» بین همه امراء تو امیر منی این هم یک نفر در سپاه ابی عبد الله این گونه با این کیفیت به شهادت رسیده است.

مجری:

شاید سوالی برای بیننده پیش بیاید چرا در ایران از این شخصیت در روز عاشوراء که همچنین اتفاقی برایش افتاد همراه امام حسین (علیه السلام) بود شاید آن چنان از او یاد نشود یا اصلاً یاد نمی شود.

استاد حسینی:

خودم بالای منبر یاد می کنم در ماه محرم بر اساس مناسبت های نکته ای می گوییم تقریباً هر سال یاد کردم. خیلی ناگفته در مورد عاشوراء در مورد اتفاقات روز عاشوراء و کربلاء داریم یک نمونه اش همین است.

فقط بحث ایرانی بودن نیست ایرانی، سیاه پوست داریم کسانی که اعتقادات شان تغییر کرد داریم. از سپاه مقابل کسی که به سپاه ابی عبد الله بر گشت داریم. یک جشنواره افراد مختلف و نماینده گروه های مختلفی که حالا آمدند راه صحیح، عقیده صحیح و رفتار صحیح دارند این هم مثل همان ها است.

نکته ای را تکمیل کنم بعضی وقت ها می گویند ما عرب نیستیم دوباره همین حرف ها را می زنند. چون من قائل به تهاجم نسبت به اعتقادات این ها هستم. اعتقاداتی که می گویم منظور شبهات شان است مدام تکرار می کنند به همین خاطر است.

مردم کوفه عموماً عرب هستند حضرت زینب کبری (سلام الله علیها)، امام سجاد (علیه السلام) چطوری مردم کوفه را تقبیح کردند؟ نیامدند بگویند شما که عرب هستند عرب هایتان خوب هستند همچنین چیزی را نداریم. اگر زیارت عاشوراء می خوانیم آن های را که لعن می کنیم مگر از روم، فارس، ایران و جاهای دیگر آمدند؟ این ها عرب هستند عرب و عجم بودن برای ما موضوعیت ندارد در زیارت عاشوراء به چند نفر سلام می دهیم و چند نفر را لعن می کنیم؟ یک تعدادی عرب این سمت و یک تعدادی عرب آن سمت هستند عرب ها برای مان موضوعیت ندارد اگر ایرانی بودند قاتل بودند همین وضعیت را داشت اگر ایرانی در سپاه ابی عبد الله بود مثل همین شخصیت امید شفاعتش را داشتیم.

«حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَكُم‏»

در زیارت عاشوراء می گوییم ببینید عرب، عجم، ترک، بلوچ، فارس و ... هر چه دوست امام حسین (علیه السلام) هستی

«سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَكُم‏»

مخلصت هم هستیم دشمن ابی عبد الله (علیه السلام) هستی دشمن حق هستی «حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَكُم‏» با تو می جنگیم می خواهی برادر، پدر، همسایه و هم نژاد و ... من باش هر چه که می خواهی باش. ملاک ما این جا نژاد و زبان و ... نیست ملاک ما حق و حقیقت است کما این که ملاک امام سجاد (روحی فداه) حق بود در مقابله ای که با مردم کوفه داشتند.

حضرت زینب کبری (سلام الله علیها) همچنین وضعیتی را داشتند. دعواهایی که دارید مطرح می کنید قبلش ما بیشتر از شما با برخی از این ظالمینی که عرب بودند جنگیدیم. هنوز نوبت به شماها نرسید که شما بخواهید مقابله بکنید.

مجری:

به بحث کوفه اشاره کردید جایگاه و فلسفه شهر کوفه این که در آن زمان و موقعیت در چه شرایطی بود و چه جایگاهی داشت؟ واقعاً جایگاهی داشت یا سبقه ای داشت حتی زمان امیر المؤمنین علی (علیه السلام) کوفه ثابت شده بود. از لحاظ بحث بی وفایی شان نسبت به اهل بیت (علیهم السلام) ولی در واقعه کربلاء زمانی که امام حسین (علیه السلام) را دعوت می کنند آن اتفاقات می افتد و این که پشت به اهل بیت می کنند و از امام حسین (علیه السلام) فاصله می گیرند.

استاد حسینی:

عبارتی را جستجو زدم در گوگل بنویسید روستای سعد ابن ابی وقاص شخصیت معلوم الحال؛ یک روستایی در شهر نهاوند همدان به اسم روستای سعد وقاص داریم. چند سال است گفتند می خواهند اسم این روستا را عوض کنند داستانی داشت ظاهراً هنوز عوض نکردند. برای چه اسم این روستا، روستای سعد وقاص است؟

بعد از هجوم و حمله اعراب به ایران، سعد ابن ابی وقاص یکی از فرماندهانی بود که به این ایران آمد و جنگید. در مورد شکل گیری شهر کوفه دو، سه گزارش وجود دارد یکیش که معروف و مشهور هست همین است که سعد ابن ابی وقاص پیکی را به مرکز خلافت فرستاد شهر کوفه زمان پیامبر نبود.

طبیعتاً منطقه بود شهر با این کیفیت که این طور جمعیت داشته باشد آن زمان نبود. در زمان خلافت خلفاء بعد از این که سعد ابن ابی وقاص به ایران آمده بود پیکی را فرستاد بعضی ها گفتند این پیک سید حالش بود از لحاظ جسمی ضعیف شده بود پرسید چرا این طوری شدی؟ گفت آب و هوای این جا به ما نمی سازد برخی گفتند حشراتی بود این ها را اذیت می کرد.

گفتند بروید منطقه ای را پیدا کنید این منطقه از لحاظ نظامی و آب و هوا هم مناسب باشد برای چه؟ برای کنترل فتوحات، کدام یک از فتوحات؟ منطقه کوفه، منطقه هم مرز با ایران است منطقه ای است که می شود مدائن، عراق، اهواز و مناطق ایران را کاملاً می تواند کنترل کند.

کوفه شهری نظامی است که در آن جا مردم مستقر شدند که محوریت شان نظامی های بودند. همان نظامی های که ایران را فتح کرده بودند و فتح ایران را مدیریت می کردند. سعد وقاص وقتی دید پیک همچنین وضعیتی دارد کوفه را مشخص کردند.

 یک نکته بعضی از این ها می گویند خوب کاری کردند این کار را کردند یزید هم خوب کاری کرد. مردم کوفه هم خوب کاری کردند. مردم کوفه خوب کاری کردند هشتک می زنید یزید متشکریم؟ کوفه همان شهری است که شما می گویید نظامیانش آمدند به نوامیس گذشتگان تان تجاوز کردند مگر نمی گویید اعراب آمدند به نوامیس ماها تجاوز کردند؟ تعبیری که استفاده می کنند این طوری است آی مردم چرا سراغ عرب ها می روید؟ دارید به آن ها دست مریزاد می گویید خوشا به غیرت تان!

مردم کوفه، امام حسین (علیه السلام) را به شهادت رساندند سازه و شالوده اساسی کوفه فتح ایران و کنترل فتح ایران است. مردم فتح کردند و فلسفه اش فتح ایران است مگر نمی گویید عرب ها آمدند تجاوز کردند دارید به آن ها دست مریزاد می گویید؟ می فهمید چه کار دارید می کنید ولی علم ندارید سوال بپرسید. از روی جهل دارید به متجاوز به ناموس تان تشکر می کنید و پایش را می بوسید از لج شیعه می خواهید از یزید دفاع کنید؟

 ده بار تکرار می کنم می خواهم در ذهن بماند از متجاوز به نوامیس تان دارید دفاع می کنید؟ شما که ادعایش را مطرح کردید این ها این کار را کردند از این طرف هم ادعای حب و یزید متشکریم را مطرح می کنید این دو کنار هم است. یزیدی که دستور داد ابی عبد الله (علیه السلام) را به شهادت رساند و مردمی که این کار را انجام دادند همان هایی هستند که با ایرانی ها جنگیدند. مگر نگفته بودید به ایرانی ها تجاوز کرده بودند؟ این یک مسئله ای است که نسبت به آن باید توجه بشود.

 فلسفه کوفه یک دشمنی با ایرانی ها دارد یک دشمنی با اهل بیت دارد. دشمنی با ایرانی ها من باب ارتباطی که با خلفاء‌ داشتند. البته آدم های در میان نشان بود موافق نباشند و شیعیان امیر المؤمنین بودند چون امیر المؤمنین موافق جنگ با ایران نبود خطبه ای هم خواندند مسائل را شفاف کردند روایتش در کتاب کافی شریف آمده است.

از طرفی دیگر مفصل توضیح دادم قضیه ای که آقا امیر المؤمنین برای شروع جنگ با ایران اصلاً مشورت نداده بود یک برنامه فقط این را توضیح دادم.

نکته بعدی در مورد شهر کوفه و مردمی که آمدند امام حسین (علیه السلام) را به شهادت رساندند داشتند یک منطقه از ایران (منطقه ری) را دست به دست می کردند که معروف به گندم ری شد ابی عبد الله (علیه السلام) را آن ملعون می خواهد به شهادت برساند در فکر یک سرزمینی از ایران که بیاید غصب بکند هست.

اگر ادعای ملی گرایی و باستان گرایی و ... داری چطور می روی از دشمن امام حسین که مثل بد کاره ها دارد سرزمین ایران را جابجا می کند از او دفاع می کنی؟ ری را همین طوری دارند بین خودشان دست به دست می کنند. باز خوشا به غیرت تان از آن ها می روید دفاع می کنید. وقتی این ها، این طوری صحبت می کنند به قاتل ابی عبد الله دست مریزاد می گوید ما هم می گوییم به چه کسی دارید دست مریزاد می گویید؟ به خاطر همین عبارتی های که امشب گفتم و به کار بردم.

مجری:

خیلی ممنون، صحبت های که می شود به قول حضرتعالی هشتک های که می زنند از روی جهل و ندانستن است یا خیلی وقت ها احساساتی که منشأ آن بر می گردد شاید به تبعیت از یک سری چیزهای باطل و بیهوده است که گاهی وقت ها در فضای مجازی می بینیم. قدری تأمل کنید قبل از این که هر هشتکی بزنید قبل از هر صحبتی، قبل از این که هر جمله ای گفته بشود و این که بخواهیم نشرش بدهیم قبلش فکر کنیم ببینیم چه بوده است؟

استاد حسینی:

حداقل ناموس خودتان را به خطر نیاندازید.

مجری:

بله یک وقت های چراغ سبزهای نشان می دهید شاید به کسانی که اگر رگ غیرتی باشد ایرانی ها قاعدتاً بسیار با غیرت هستند. از ارتباط بین ایرانیان و امام حسین (علیه السلام) فرموده بودید چقدر زیبا بود نکته ای بود که شاید خیلی وقت ها گفته نشده است. لازم است بدانیم ایرانی خیلی وقت ها دم از یک سری چیزها می زند این طرف قضیه را و واقعیتش را ببیند.

ما ایرانیی داشتیم که روز عاشوراء هنگام شهادت سرش روی زانوی امام حسین (علیه السلام) بود. قطعاً این قدر تعصب و ارادت خاص و ویژه ای نسبت به اهل بیت (علیهم السلام) دارند شاید منشأ آن به یک چنین چیزی بر می گردد. بحث ارتباط ایرانیان با امام زمان (علیه السلام) در واقع از قیام امام حسین (علیه السلام) شروع می شود.

استاد حسینی:

قبلش هم بود تقویت می شود.

مجری:

بله قطعاً همین طور است این علاقه بین ما ایرانی ها چقدر زیاد است صبح مان را این طوری آغاز می کنیم با اهل بیت (علیهم السلام) مخصوصاً با توکل به خدا و امام زمان (علیه السلام) این ارتباط به کجا بر می گردد، تا کجا می خواهد برود؟ بیشتر برای ما روشن بفرمایید.

استاد حسینی:

اسم برنامه، برنامه مع امامٍ منصور هست همه اهل بیت (علیهم السلام) مورد نصرت قرار گرفتند امام زمان (علیه السلام) نصرت عیانی دارد. و این نصرت هم یکیش نصرت بر پیروزی و غلبه بر قاتلین ابا عبد الله (علیه السلام) است. در مورد این که چه ارتباطی بین ایرانی ها وجود دارد، نمی خواهم آن بحث های ژورنالیستی برای ترغیب ایرانیان گفته می شود را بحث بکنم. ما ایرانی ها خیلی خوب هستیم و ... نه من با واقعیت ها کار دارم خوب بودن که خوب هستیم.

اما به این مسئله می خواهیم از لحاظ کلامی و اعتقادی نگاه بکنیم که چه مسئله ای است؟ برخی از افرادی که وهابی هستند و ایرانی نیستند بعضی وقت ها تعریض و کنایه های نسبت به ایرانی ها دارند و آن دسته روایاتی که شیعیان ایرانی در مورد امام مهدی (علیه السلام) دارند. مثل این که یاران امام مهدی (علیه السلام) عرب نیستند یک همچنین تعابیری دارند الان وارد آن نمی خواهم بشوم و بررسی روایات این چنینی می خواهم یک تعبیری را نشان بدهم و یک احتمالی را در مورد ریشه اش می خواهم خدمت شما عرض بکنم.

شناسنامه این کتاب النجم الثاقب میرزا حسین نوری طبرسی، جلد 1، صفحه 185 را ملاحظه بفرمایید در این کتاب یک بابی دارد، ایشان اسامی مختلف امام مهدی (علیه السلام) را آورد گاهی دلیلش را گفت گاهی هم نیاورده است بعضی وقت ها یک روایتی بود آورد

«الرابع والأربعون: " خاتم الأوصياء "»

عبارت خاتم الأوصیاء روایتش را آورد که مکالمه و روایت به چه شکل بود؟

«الخامس والأربعون: " خاتمة الائمة " عليهم السلام»

بعدش:

«السادس والأربعون: " خجسته "»

 

بعد دارد:

«السابع والأربعون : " خسرو " وقد ذكر في (الذخيرة) و (التذكرة)»

چه عبارتی برای امام زمان به کار برده؟ خسرو بعد می گوید ذکر شده در فلان منبع

«وذكر في كتاب جاويدان أن اسمه (خسرو مجوس)»

النجم الثاقب؛ نويسنده : ميرزا حسين النوري الطبرسي (وفات : 1320) تحقيق: تقديم وترجمة وتحقيق وتعليق: السيد ياسين الموسوي، ناشر: أنوار الهدى، قم: 1415، ج1، ص184 و 185

اسم امام زمان، خسرو مجوس است خسرو یعنی شاه؛ مجوس بعضی ها به ایرانی ها تعبیر می کنند برخی ها زرتشتی ها از باب تعمیم بشود گفت ایرانی ها یعنی شاه ایران؛ شاه خوبان، خسرو خوبان این تعابیر هم برای امام زمان استفاده می کنیم. شعراء یک تعابیری استفاده می کنند بعید است همچنین عبارتی را دیده باشند.

بعضی وقت ها شده از شعراء پرسیدم گفتم این عبارت را از کجا آوردی؟ این عبارت را در یک کتاب و جای خاصی دیدم. به هر حال استفاده می شود منظور شاعر از خسرو خوبان امام زمان بوده باشد یا نبوده باشد یا همچنین اعتقادی نداشته باشد پادشه خوبان و خسرو خوبان برای امام زمان به کار می بریم.

اما روایتی عجیب است در مورد این روایت و گزارش به نظرم باید بیشتر کار بشود ببینیم مسئله چه بود؟ خودم بعداً به آن خواهم پرداخت روایتی در کتاب الملاحم و الفتن سید ابن طاوس، سید ابن طاوس فقیه، محدث، مورخ و عالم بزرگ شیعه است نمی گوییم همه حرف هایش درست است هر چه روایت آورد درست است ولی جایگاهش حداقل نزد ما مشخص است.

در صفحه 372 کتاب شان روایتی آوردند خبری را از یزدگرد سوم نقل کردند. یزدگرد سوم آخرین پادشاه ساسانی وقتی اعراب به ایران حمله کردند شکست خورد و دودمان ساسانی کارش به پایان رسید. می گوید بعد از این که حمله اتفاق افتاد بحث قادسیه و جنگ با ایرانی ها اتفاق افتاد یک سری افراد از سپاه ایران کشته شدند

«خرج يزدجرد هاربا في أهل بيته، فوقف بباب الإيوان، فقال: السلام عليك أيها الإيوان، ها أنا ذا منصرف عنك، وراجع إليك أنا أو رجل من ولدي لم يدن زمانه ولا آن أوانه. قال سليمان الديلمي: فسألت الصادق عليه السلام: عن معنى قوله: أو رجل من ولدي، قال: (ذلك قائمكم السادس من ولدي، وقد ولده يزدجرد ابن شهريار من قبل أم علي بن الحسين: شهربانوه بنت يزدجرد، فهو ولده (من) الحسين)»

كتاب: التشريف بالمنن في التعريف بالفتن (الملاحم والفتن)؛ نويسنده: السيد ابن طاووس (وفات : 664)، ناشر: مؤسسة صاحب الأمر عجل الله فرجه، اصفهان: 1416، ص372

«خَرَجَ يَزْدَجَرْدُ هَارِباً فى أَهْلِ بَيْتِهِ» یزدگرد نزد اهل بیتش فرار کرد، «فَوَقَفَ بِبَابِ الْإِيوَانِ»، شرح روایت را بعداً می گویم در باب ایوان ایستاد «فَقَالَ: السَّلَامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْإِيوَانُ هَا أَنَا ذَا مُنْصَرِفٌ عَنْكَ»، یزدگرد سوم گفت سلام بر تو ای ایوان من رفتنی شدم، «وَ أَرْجِعُ إِلَيْكَ أَنَا أَوْ رَجُلٌ مِنْ وُلْدِي لَمْ يَدْنُ زَمَانُهُ وَ لَا آنَ أَوَانُهُ»، من یا فرزندی از فرزندان من دوباره به این جا بر می گردد کمک می کند، اما الان وقتش نیست. ادامه روایت عجیب است.

 «قال سليمان الديلمي» روایت کرد ادامه روایت را ببینیم «فسألت الصادق عليه السلام» در بعضی از کتب داریم «فسألت ابا عبد الله علیه السلام» از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم «عن معنى قوله: أو رجل من ولدي» یزدگرد سوم که گفت بر می گردم این جا دوباره حکومت می کنم یا کسی از فرزندان من یعنی چه؟

امام معصوم فرمودند: «ذلك قائمكم السادس من ولدي وقد ولده يزدجرد ابن شهريار من قبل أم علي بن الحسين: شهربانوه بنت يزدجرد، فهو ولده (من) الحسين)» از فرزندان یزدگرد چه کسی به دنیا می آید؟ امام مهدی (علیه السلام)، «ذلک قائمُکم» قائم شما است چرا؟ به خاطر این که شهربانو دختر یزدگرد با امام حسین (علیه السلام) ازدواج کرده امام سجاد (علیه السلام) متولد شد و نسل امام مهدی (علیه السلام) از مادر به نسبت امام سجاد (علیه السلام) به دختر یزدگرد سوم می رسد و از پدر مشخص است امام حسین (علیه السلام)، امیر المؤمنین علی (علیه السلام)

امام معصوم بر اساس این روایت فرمودند این حرف من بر می گردم یا یکی از ولد من بر می گردد این وُلد امام مهدی (علیه السلام) می شود یعنی امام مهدی (علیه السلام) بر ایران حکومت می کند کسی که هم تیره عرب دارد هم تیره عجم و ایرانی دارد.

 امیر المؤمنین علی (علیه السلام) هم بعد از آن که در مسجد کوفه بر اساس روایت کافی پذیرفتند چون حضرت شهربانو از ابی عبد الله (علیه السلام) خواستگاری کرد و ازدواج را پذیرفتند فرمود «إبن الخیرتین» از شما به دنیا می آید. یعنی امام سجاد (علیه السلام). امام مهدی (علیه السلام) هم به همین اعتبار «إبن الخیرتین» است از ایرانی ها و از عرب که اهل بیت هستند. از ایرانی ها حضرت شهربانو دختر یزدگرد سوم.

ما پیوندمان حسی و عقلی است مبنایش عقلی است نسب برای مان موضوعیت ندارد. اما بحث نسبیش هم به این شکل وجود دارد و هست. ان شاء الله که بتوانیم در رکاب امام زمان (علیه السلام) باشیم.

مجری:

ان شاء الله این سعادت را پیدا کنیم هر کاری برای امام زمان (علیه السلام) انجام بدهیم گاهی وقت ها با تحقیق و بررسی به این نتایج می رسیم خیلی وقت ها دست از لجاجت و بعضی از تعصبات بیهوده بر داریم بر گرفته از این که یک عده صحبت های می کنند مخصوصاً در اوضاع و احوال الان بحث محرم و صفر می آید این شبهه ها و بحث های خیلی داغ تر می شود. قبلش خبری نیست و خیلی زیاد صحبت نمی شود به این جا می رسند یک عده بلند می شوند این صحبت ها و حاشیه ها را مطرح می کنند.

 البته پاسخ داده شده و پاسخ داده می شود الحمد لله به برکت وجود خیلی از اهل بیت (علیهم السلام) و کارشناسان متعددی که در برنامه حضور دارند و نمونه اش امروز در خدمت شما بودیم و روشنگری بسیار خوبی هم شد.

استاد حسینی:

یک نکته عرض کنم متناسب با این فرمایشی که شما داشتید در این ایام حمله می کنند مطلب جالبی از آقای شروین وکیلی است در سایت شان هست می توانند دوستان مراجعه کنند. سایت سوشیانس دکتر شروین وکیلی ایشان فراخوان کارزار منِ ایرانی داده است. اصلاً هویت اسلامی شیعی قائل نیست.

در سایت شان یک مطلبی آورده می گوید یک سری افراد ادای روشن فکرها را می خواهند در بیاورند نکاتی را مطرح می کنند. می گوید گفتمان شان یک سری شاخص ها دارد این ها خود تحقیری می کنند این سه شاخص در گفتمان طیفی از روشنگران در دهه 1340 تثبیت شد. با بحث زمانه و سرزمین مان غلبه یافت و طی دهه های گذشته در پیوندی عریان و رسوا با جریان های ایران ستیز و نو استعماری به گفتمان غالب طبقه متوسط فرهنگی تبدیل شده است.

یک تعدادی خیلی عریان آمدند به همدیگر پیوستگی شان مشخص شد با چه کسانی؟ با ایران ستیزها و استعمار جدید! گفتمان برآمده از این جریان امتداد ایران ستیزی نیروهای خارجی و تجزیه طلبی دست نشاندگان داخلیش است.

و از آن جا که هویت دیرینه و استوار ایرانیان را مهم‌ترین مانع در این راستا می بینند نکوهش ایران و ایرانی را تبلیغ می کنند. چطوری؟ و در کنارش هر آنچه که غیر ایرانی است را می ستایند و می پرستند. این تعبیر یک باستانگرا و یک اسطوره پرداز و یک اسطوره پژوه است.

ایرانی به خاطر وفاداری به سنن مانند...، (طبیعتا یک سری از اعتقادات خودش را این جا می آورد) نوروز (اعتقادات ما مسلمانان هم است شکی در آن نیست.) چهارشنبه سوری (که البته اعتقاد مخالف و ضد زرتشتی است) مهرگان و عاشورا در بافت این گفتمان جلوه ای واپسگرا و مندرس و اُمّل پیدا می کند بر خلاف اروپایی‌ها به خاطر دلدادگی شان به مراسم کاملا دینی مانند کریسمس که هم نوپاتر است و هم از نظر تاریخی بی بنیادتر شیک، مجلسی و با کلاس دانسته می شود.

ایشان در کنار جشن مهرگان و چهارشنبه سوری و نوروز می گوید یکی از مراسم‌های ایرانی افرادی که به دنبال زدن ریشه ایران هستند و این ها را کارهای امل مابانه و کارهای متحجرانه می دانند یکی هم عاشورا را می زنند.

ایشان مسلمان شیعه به آن معنا مروج شیعه نیست، اصلا ایدئولوژی شیعه را به آن معنا که ما قبول داریم احتمالا قبول ندارد و فلسفه زرتشت را قبول دارد ولی این قدر عاشورا با گوشت و پوست و استخوان ایرانی‌ها درهم آمیخته است، نمی شود اگر کسی عاشورا را بزند ایران را هم می زند، این مسئله ثابتی است.

 امیدوارم آن‌های که همچنین فکرهای دارند اصلاح بشوند و یک اقلیت محض هستند و رشد هم نمی کنند، ویروس و باکتری شان فقط خودشان را دارد مشغول می کند یعنی یک نوع ویروس و باکتری ضد ابی عبدالله الحسین است که خودشان را از بین می برد، خودشان را مسموم می کند نهایت این است که اطرافیانش را هم بتواند مسموم کند و از بین ببرد.

کاری که نمی توانند انجام بدهند اما وظیفه مان است بیاییم این جا در موردش صحبت کنیم و این ها را هم مستند نشان بدهیم و در موردش بحث کنیم.

مجری:

جناب دکتر خیلی ممنونم استفاده کردیم و بهره بردیم، خداوند به شما سلامتی بدهد و همیشه در خدمت اسلام و مسلمین و قرآن باشید. همچنین خیلی ممنونیم از شما بینندگان عزیز که همراه ما بودید امیدوارم که برنامه مورد توجه تان قرار گرفته باشد بنده که خیلی استفاده کردم و لذت بردم و نکات خیلی خوبی بیان شد امیدوارم شما عزیزان هم بهره برده باشید و استفاده کرده باشید که قاعدتا همین حالت است و مستنداتی هم که ارائه شد قابل دسترسی است می توانید راحت به آن برسید.

این را هم عرض کنم خوب است مطالعه داشته باشیم بخواهیم در هر زمینه ای صحبت کنیم قبلش یک کنکاشی کرده باشیم.

ما را در این ایام، ایام اربعین از دعای خیرتان فراموش نکنید امیدوارم باز توفیق بشود بتوانیم در خدمت شما عزیزان باشیم تا برنامه بعد خدا یار و نگهدار!


مع اِمامٍ مَنْصُورٍ _عاشورا ایران و ایرانیان>

اهل بیت ع عاشورا خرج کردن برای عزا ایران اصل و نسب نژاد و زبان عجم و عرب ایرانیان در کربلا عزاداری کوفه شیعه اعتقادات اربعین پاسخ به شبهات یزید