سایر قسمت ها
از تحریف تا حقیقت: واکاوی تفکرات باطل سلیمانی اردستانی دربارۀ فتح ایران و لعن در قرآن و سنت دکتر ابوالقاسمی

قسمت صد و سی و ششم برنامه راه روشن با کارشناسی دکتر ابوالقاسمی و اجرای آقای غضبانی


دیگر قسمت ها

 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

برنامه راه روشن 22 07 1404 (قسمت صد و سی و ششم)

عنوان برنامه: از تحریف تا حقیقت: واکاوی تفکرات باطل سلیمانی اردستانی درباره فتح ایران و لعن در قرآن و سنت

کلیدواژهراه روشن؛ سلیمانی اردستانی؛ عقیل هاشمی؛ شبکه کلمه؛ شیعه؛ لباس روحانیت؛ فتح ایران؛ حدیث ثقلین؛ ظلم خلفاء؛ لعن در قرآن؛ لعن در سنت؛ نهج البلاغه؛ صحیفه سجادیه؛ اعراف!

استاد: حجت الاسلام والمسلمین دکتر ابو القاسمی

مجری: آقای محمد تقی غضبانی

مجری:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ وَبِه نَسْتَعینْ، اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه‏ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم؛ سلام و عرض ادب خدمت یکایک شما عزیزان بیننده شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عج الله تعالی فرجه الشریف)، برنامه ای را که تقدیم حضور شما می‌خواهیم بکنیم، برنامه راه روشن است، این برنامه سه شنبه شب‌ها تقدیم حضور شما می‌شود.

جناب آقای دکتر ابوالقاسمی کارشناس عزیز این برنامه حضور دارند در این برنامه قصد داریم همچون برنامه های گذشته به برخی از شبهاتی که در فضای مجازی پخش می شود و به صورت خاص در این سلسله از مباحث در مورد شخصیت منحرفی که با لباس روحانیت شیعه دارد عقاید وهابیت و صهیونیست را منتشر می کند سلیمانی اردستانی آن ها را به نقد نشستیم از استاد عزیز جناب آقای ابوالقاسمی در این قضیه استفاده می کردیم. جناب اقای دکتر سلام علیکم وقت شما بخیر خیلی خوش آمدید.

استاد ابو القاسمی:

علیکم السلام علیکم ورحمة الله

أعوذ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیطَانِ الرَّجِیمِ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ اَلْحَمدُ للهِ رَبِّ العالَمین اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى ‌مُحَمَّدٍ الْمُصْطَفَى وَ عَلِيٍّ الْمُرْتَضَى وَ فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ وَ ‌الْحَسَنِ الرِّضَا وَ الْحُسَيْنِ الْمُصَفَّى، وَ جَمِيعِ الْأَوْصِيَاءِ ‌مَصَابِيحِ الدُّجَى وَصلّ عَلیٰ مَنْ بِيُمْنِهِ رُزِقَ الْوَرَي وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الْاَرْضُ وَ السَّمَاءُ مَوْلانا صَاحِبَ العَصْرِ وَالزمَان!

سلام عرض می کنم خدمت شما و خدمت بینندگان عزیز و گرانقدر شبکه جهانی حضرت ولی عصر امیدوارم هر کجا هستند موفق و پیروز باشند

مجری:

ان شاء الله که بتوانیم ساعات و دقایق خوبی را برای بینندگان فراهم کنیم با حضور شما و زحماتی که کشیدید در این خصوص، مباحثی جمع آوری کردید آن ها را ان شاء الله برای بینندگان تبیین خواهیم کرد. استاد عزیز امروز برای ما چه آوردید در خصوص مباحثی که می خواهید ارائه کنید اگر توضیحی است می شنویم!

استاد ابوالقاسمی:

بسم الله الرحمن الرحیم، قبلاً به صراحت گفته بودیم آٔقای سلیمانی اردستانی نمی تواند شیعه باشد با رفتارهای که دارد بروز می دهد و با حرف های که مطرح می کند با مخالفت های که با دیدگاه های شیعی دارد برای این که روشن تر بشود این آقا واقعاً هیچ چیزیش به تشیع نمی خورد یعنی فقط لباسی که بر تن کرد برای فریب مردم است.

یک سری کلیپ هایی امروز آماده کردیم تعریفی که ایشان از تشیع خودش مطرح می کند چه مقدار اعتقاد شیعی دارد این کلیپ را باهم ببینیم و بعد در خدمت دوستان خواهیم بود.

کلیپ شماره یک آقای سلیمانی اردستانی:

اولا عرض کنم بنده شیعه هستم، امامت امام علی (علیه السلام) را قبول دارم، امامت بقیه ائمه اطهار را کار نکردم، فرصت نشده کار نکردم، شما به من می ‌گویید تو که کار نکردی که امام صادق امام هست یا نیست. می ‌گویم خب تا این جای کار، گیرم من از امام صادق این طور یاد گرفتم که تسبیحات اربعه را یک بار بگویم و یک بار گفتم اشتباه کرده بودم تا این ‌جایش که به رستگاریم لطمه نمی‌ زند. دینداریم خراب نمی ‌شود اشتباهی در این جا صورت گرفته است. می گویید که دلیلت برای امامت امام علی آن ‌قدرها هم محکم نبود. صرفا گفتی اطمینان پیدا کردم با دلیل انباشتی و بهترین تبیین!

به روی این پایه شل و شناژ ضعیف می ‌توانی یک ساختمان را بنا کنی؟ می‌ گویم آره، من باری زیادی روی این بار نکردم، اگر بار خیلی زیاد رویش بار می ‌کردم بار اصلی را روی پیامبر باطن و قرآن که ثقل اکبر است این ‌ها را به آن‌ آویزانش کردم. امام جواد (علیه السلام) در امامتش کار نکردم، این شیعه بودن من است، می‌ خواهد کسی من را شیعه بداند یا نداند مهم نیست. می گویی تو که امامت امام جواد برایت ثابت نشده است. نشده باشد! کار نکردی، آری کار نکردم.

استاد ابو القاسمی:

امامت امام علی که برایم با دلیل محکمی ثابت نشده پایه اش شل است، امام صادق هم که امامتش برایم ثابت نشده است، امام جواد هم که برایم ثابت نشده بقیه ائمه و حضرت علی هم ثابت نشده است.

راجع به امام زمان (عج الله تعالی فرجه الشریف) اگر اطاق فرمان بتوانند تصویر تلگرام را لطف کنند دو تا مطلب در نقد فرمایشات آقای میرباقری مطرح کرده است. "از این جانب زیاد درباره امام غایب پرسش می ‌شود و همه جا پاسخم این است در این باره تحقیق نکرده ام، برایم اولویت نداشته تأثیر در دینداری من ندارد"

امام زمان را هم که تحقیق نکردم مهم نیست.

"برعکس عموم بحث‌ های که درباره منجی آخر الزمان انجام می ‌گیرد برای زندگی فرد و جامعه زیانبار است"

یا در ادامه اش دارد: " امام زمان غیر قرآنی؛ بارها عرض کردم در باره تاریخ تولد و غیبت و زمان ظهور امام زمان کار تخصصی انجام ندادم. اطلاعاتم همان اطلاعات متعارف است تنها چیزی که به صورت قطعی می ‌دانم این است که در این زمینه ‌ها به چیزی فراتر از ظن و گمان دست نخواهیم یافت، اعتقادم این است. می گویم اگر آن منجی بیاید به قرآن عمل می ‌کند همین مقدار فقط اگر هرکس بخواهد بیاید به قرآن عمل کند منجی همه هم همین طور است.

درست همین وضعیت در باور شیعیان امروزی رواج دارد، شیعیان منتظر امامی که مردم را هدایت می‌ کند نیستند، در انتظار حاکم قدرت مندی هستند که با شمشیر خود همگان را تسلیم قدرت خود می ‌کند هستند. این شخصیت اعمالی که به او نسبت داده می‌ شود به هیچ وجه قرآنی و عقلانی نیست، این انحراف است، امام با حاکم فرق دارد اصلا امام نباید حاکم بشود. امام زمان هم بیاید حکومت نخواهد کرد، اگر یک کسی هم به عنوان مهدی بیاید حکومت نباید داشته باشد"

این صحبت ‌های است که اقای سلیمانی اردستانی راجع به امامت می ‌کند. آقا تو که می ‌گویی امامت حضرت علی با دلیل قوی برایت ثابت نشده است بقیه ائمه هم که برایت ثابت نشدند، امام زمان را هم که قبول نداری چه چیز تو شیعه است؟ واقعا کسی ایشان را ببیند، فرض کنیم در کربلا با دشداشه‌ ای ببیند می‌ گوید این شیعه است، شما هر کجای دنیا این لباس روحانیت شیعه تنت باشد می‌ گویند شیعه است، چرا این لباس را تنت کردی؟!

اگر می خواهید بدانید چرا این لباس را تنش کرده است کلیپ بعدی را ببینیم یک بیننده ای به شبکه کلمه زنگ می زند ایشان هم آن جا برنامه دارد کارشناس آن جا هم شده است بیننده می گوید آقای سلیمانی من از لباس روحانیت بدم می آید ایشان می گوید من هم بدم می آمد اما مجبور هستم به خاطر هدفی که دارم این لباس را بپوشم.

کلیپ شماره شماره دوم از اقای سلیمانی اردستانی:

بیننده شبکه وهابی کلمه:

اقای هاشمی خدمت مهمان تان جسارت نباشد. با دیدن لباس آخوندی که تن ایشان است اذیت می ‌شوم، قصد جسارت نباشد، ما چوب آخوند را خوردیم، ما از دین واقعی اسلام فاصله گرفتیم، ما با یا علی، یا فاطمه و یا حسن و یا حسین بزرگ شدیم.

پاسخ آقای سلیمانی اردستانی:

من از شما خواهش می‌ کنم سخن را و منطق را بشنوید اصلا کاری نداشته باشید که هر کسی چه لباسی دارد. او فلسفه خودش را دارد، گاهی تشخیص می‌ دهد که با این لباس می‌ تواند بهتر خدمت کند، بهتر کار کند این یک مسئله دیگر است و بر می ‌گردد به مساله شخصی و هر کس برای خودش فلسفه ای دارد. آن زمانی را که شما اشاره می‌ کنید بنده با همین لباس کاملا مخالف بودم نباید داوری کنیم همان طور که ما نباید داوری کنیم که مثلا اهل سنت این گونه هستند، نه یک کسی به دلایلی تشخیص می ‌دهد که باید یک لباسی را داشته باشد، اگر شخص خاصی شما را مورد ستم قرار داده، ظلم کرده، باعث انحراف شده و هر کار دیگری، با شخص باید دشمن باشید!

مجری:

جالب است می گوید این لباس را برای هدفم پوشیدم.

استاد ابو القاسمی:

من که شیعه نیستم! هدف من چه است؟ یک هدفی دارم، بله هدف شما این است که با این لباس خودت را موجه نشان بدهی!

مجری:

انحراف راحت‌ تر می ‌شود.

استاد ابو القاسمی:

راحت‌تر می‌ توانی مردم را گمراه کنی، قبلا هم گفتم یک شبکه ای بحرین بود آن زمانی که انقلاب بحرین شده بود خیلی هم مردم حماس برای آن دوران داشتند. یک فردی را با لباس روحانیت شیعه در تلویزیون بحرین یا شبکه وصال آورده بودند، شروع به صحبت کرد، بله شیعه چنین و چنان است مدام بد گفت. بعد گفت ما اهل سنت باید با شیعیان چنین کنیم! مجری گفت مگر تو سنی هستی؟ گفت بله من سنی هستم. تازه یادش افتاد لباس شیعه تنش است. حالا ایشان هم همه حرف‌ هایش، حرف‌ های غیر شیعه است اما لباسش با هدفی که دارد که هدفش گمراه کردن مردم است...

مجری:

تا این دو تا کلیپ مشخص شد اولاً اصلاً شیعه نیست ثانیاً لباس شیعه را برای دزد و کلک و گمراه کردن دیگران پوشیده است عقایدش کلاً غیر شیعه است.

استاد ابوالقاسمی:

یکی از مسلمات تاریخ همه نقلش کردند شیعه، سنی و تواریخ ایرانی نقل کرده است وقتی لشکریان خلفا بر خلاف سیره پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و اهل بیت (علیهم السلام) به ایران آمدند در ایران خیلی جنایت کردند. آن کسانی که به خانه حضرت زهرا (سلام الله علیها) هجوم بردند به ایران هم هجوم آوردند همان ها بودند فرقی نمی کردند.

مجری:

همان فکر و اندیشه بودند

استاد ابوالقاسمی:

بله همان فکر است آقای سلیمانی اردستانی نظرتان راجع به جنایات خلفاء چه است؟ من هیچ دلیلی بر این ها ندارم در کلیپ بعدی ببینیم ایشان راجع به خلفاء چه نظری دارد؟

مجری:

الان داریم ارکان عقاید را بررسی می کنیم ببینیم نظرش در مورد خلفاء چیست؟

کلیپ شماره سوم از اقای سلیمانی اردستانی و عقیل هاشمی:

بیننده شبکه وهابی کلمه کلمه:

می‌خواهم صحبتی با مهمان برنامه داشتم

هاشمی:

بفرمایید

بیننده شبکه وهابی کلمه کلمه:

جناب آقای دکتر مهمان برنامه می‌ خواستم بپرسم با توجه به اسنادی که در تاریخ طبری و روایتی که از ابن خلدون درباره جنایت حمله اعراب به ایرانیان در یک فقره کشتن هفتاد هزار اسیر دست بسته توسط خالد ابن ولید، یک ایرانی چطوری می‌ تواند دنباله رو کسانی باشد که بزرگترین دشمنان تاریخ این مملکت بودند.

هاشمی:

جناب دکتر سلیمانی! بیننده عزیز از تاریخ طبری تعبیری تحت عنوان جنایت اعراب ذکر کردند بفرمایید.

سلیمانی اردستانی:

به هرحال در این مسائل تاریخی مبالغه زیاد صورت گرفته است، نمی ‌خواهم بگویم اصل به اصطلاح حمله به ایران آیا درست بود یا درست نبود است؟ ولی ما از روایات و سخنانی که از اهل کتاب نقل شده این را می‌ بینیم که خلفا آن چنان نبودند که پیروان دیگر ادیان را مورد ظلم و ستم قرار بدهند یا مجبور کنند که دین شان را تغییر بدهند، ما چنین چیزی نداریم. من تقریبا به صورت ظن قوی می‌ گویم چیزی که برادرمان به آن اشاره کردند نباید درست بوده باشد و اگر درست بود خیلی در تاریخ سر و صدا می‌ کرد، آن هم کشتن اسیر با قرآن مجید ناسازگار است و به هر حال چنین چیزی را من باور نمی‌ کنم که اتفاق افتاده باشد.

مجری شبکه ولی عصر:

یعنی یک واقعه ای که رخ داده است ایشان به خاطر این که نمی خواهد قبول کند از اصل منکر می خواهد بشود.

استاد ابو القاسمی:

می‌ گوید اصل حمله را نمی‌ خواهم بگویم درست بوده یا نبوده است، آقای سلیمانی اردستانی، هفته قبل یک دختری مورد ضرب و جرح پدرش قرار گرفت، می‌گوید مردم باید در خیابان بریزند، این چه وضیعتی است چرا این طور شده است؟ این را ایشان می‌ گوید. به کشوری حمله و قتل عام کردند می ‌گوید اصلا نمی خواهم بگویم اصل ماجرا درست است یا نه! برای چه نمی ‌خواهی؟ چطور ماجرای تک دختر را بدون هیچ تحقیق و بررسی صد در صد درست است باید مردم به خیابان بریزند و آشوب کنند یک مهسا امینی جدید درست کنند.

این جا نه، اصلا نمی‌ خواهم بررسی کنم، برای چه نمی‌ خواهی بررسی کنی؟ مگر در تاریخ به ایرانیان ظلم نشده است؟ شما نه شیعه هستی و نه ایرانی؛ حتی ایرانی بودنت هم باید زیر سوال برود، برای چه راجع به تاریخ ایران در مورد ظلم‌ های که به ایران شده نمی ‌خواهی تحقیق کنی؟!

 مردم ببینید این چه آدمی است، یک آدمی که هفته قبل پخش کردیم راجع به یهود می‌ گفت اسرائیل را قبول دارم، حکومت یهودی درست است یک ظلم‌ های کردند. این آدم در مورد اسرائیل می‌گوید یک ظلم‌ های کردند کار بدی کردند اما حکومتش درست است. حمله به ایران را می‌ گوید اصلا نمی‌خواهم بررسی کنم. به امامت ائمه شیعه می ‌رسد می‌ گوید نمی‌خواهم بررسی کنم، این ‌ها را نمی‌ خواهم بررسی کنم ولی لباسم باید لباس روحانیت باشد هدفی دارم!

نکته جالبی هم در این کلیپ بود بعدها اگر دوستان خواستند تکرار برنامه را ببینند این که، این بیننده وقتی دارد صحبت می کند صدایی که از گوشی می شنود تکرار صدای خودش با فاصله است. اما بیننده قبلی خانمی که می گوید من از آخوندها و لباس آخوندی بدم می آید هیچ فاصله ای بین صحبت خودش و صدایی که می شنود نیست.

از کجا دارد صحبت می کند؟ از اتاق پشتش دارد صحبت می کند. تفاوت تماس بینندگان در این کلیپ را دوباره ببینیم (تکرار کلیپ)

مجری:

نکته ای که در این دو کلیپ هست فاصله برگشت صدا را در این دو کلیپ مقایسه کنید.

(تکرار کلیپ شماره 2 و 3 که در بالا موجود است)

مجری:

همان طور که اقای دکتر گفتند، کسانی که تماس می گیرند خوب دقت کنند متوجه این قضیه هستند آقای دکتر بشتر توضیح می دهید.

استاد ابوالقاسمی:

بیننده اول آقایی که صحبت کرد آقای عقیل هاشمی گفت، حرفش تکرار شد مشخص بود فاصله در حد یک و نیم ثانیه بین آنی که دارد صحبت می کند و صدایی که می رسد هست. اما خانم دوم که اول پخش کرده بودیم این خانم صحبت می کند اصلاً فاصله ای نیست فقط دو دهم ثانیه (کسانی که تدوین کار کردند به خوبی متوجه می شوند) محال است که در خانه باشد و با شبکه تماس گرفته باشد این طوری برگشت صدا داشته باشد.

 نکته دیگر این که آدم یک بار، یک متنی را خودش دارد می گوید می فهمد چه دارد می گوید؟ یک بار از روی نوشته می خواند متنی که این خانم خواند چه بود؟ لباس آخوندی که بر تن شما است اما این خانم گفت لباس آخوندی، که بر تن شماست یا لباس آخوندیی که بر تن شماست؟

لباس آخوند که بر تن من نیست لباس آخوندیی که بر تن شماست، اصلاً متوجه نبود نوشته چه است درست نخواند. جمله بعدی ما چوب آخوند را خواندیم بعد گفت خوردیم! خواندیم یا خوردیم است؟ درست نتوانست این را بخواند این قدر ضایع! آقای سلیمانی اردستانی یک ذره اگر می خواستی مردانگی بکنی یک درصد مردانگی داشتی شبکه ای که این گونه دارند شما را تمسخر می کنند.

یعنی آن جا رفتی برای شان مخاطب و بیننده هم می بری داری آن جا ضد شیعه هم صحبت می کنی، بعد همان جا بیایند به سرت بزنند یک نفر بیننده درست کنند ضد تو حرف بزند چقدر آدم باید نسبت به این مسائل بی توجه باشد یا بی اهمیت باشد خودشان می دانند ما که نسبت به این آقا حرف هایمان را قبلاً زدیم و دیدگاه مان را به خوبی مشخص کردیم. این شخص به هیچ وجه من الوجوه نسبت به ائمه و جایگاه شان چیزی را نمی خواهد قبول بکند نسبت به خلفاء آن طرف هر چه هست خوب است.

نکته بعد نسبت به یکی از مهم ترین استدلال های شیعه، حدیث ثقلین است ابتدائی ترین حدیثی که شیعه به آن استناد می کند حدیث ثقلین است. ایشان اشکالی نسبت به حدیث ثقلین کشف کرد که قبل از ایشان هیچ کس کشف نکرده بود یک جرقه ای در ذهن ایشان زده شد نمی دانیم اتصالی است یا ناشی از چه است نمی دانیم. جرقه ای در ذهن ایشان زده شد استدلالی کشف کرد برای زیر سوال بردن حدیث ثقلین؛ حتی ابن تیمیه هم همچنین چیزی به ذهنش نرسیده است. کلیپ بعدی را ببینیم که در این کلیپ ایشان نسبت به این حدیث متواتر چه می خواهد بگوید!

کلیپ شماره چهار آقای سلیمانی اردستانی:

مرحوم مطهری یک روایتی که خیلی مشهور است و گفته می شود مثلاً اجماعی است مطرح کردند همه مطرح کردند. من فقط از این جهت می خواهم بگویم چه بسا چیزی را همه گفته باشند ولی همه هم فکر نکردند، نمی شود همه فکر نکرده باشند. معروف ترین حدیث، حدیث ثقلین است. مرحوم مطهری در کتاب امامت و رهبری این بحث را دو، سه جا آورده است. ایشان می گوید این حدیث متواتر، تواتر معنوی دارد. «إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِي‏ مَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا أبدا لَنْ يَتَفَرَّقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ»؛ من دو چیز گران بهاء بین شما باقی می گذارم یکی کتاب خدا و دیگری عترت خودم را. مرحوم مطهری می گویند از این روایت متواتر بر می آید فقط همین دو تا را باقی می گذارم بعد می گوید زیرا پیامبر می فرماید دین را از این دو منبع بگیرید یعنی دین را فقط از کتاب و عترت (ائمه) بگیرید بحث عترت است.

«كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِي‏» یعنی شما باید سنت من را از عترتم طلب بکنید؛ پس سنت پیغمبر هم به درد می خورد ولی سنت را باید از چه کسی بگیریم؟ از امام علی! می خواهم چیزی از مرحوم مطهری بپرسم سنت پیامبر در چه صورتی حجت است و به درد می خورد که از امام علی نقل بشود شما این را گفتی. ایشان گفت سنت من را از امام علی بگیرید؛ پس سنت در صورتی برای من حجت است که علی بگوید حالا علی چرا سخنش حجت است؟ چون سنت می گوید. این دروغ و واضح البطلان است اشکالش واضح است و این دفاعی که شما کردید دو ریال نمی ارزد!

مجری:

مغالطه اش خیلی واضح است، دورش خیلی جالب است.

استاد ابوالقاسمی:

می گوید همه گفتند اما هیچ کس فکر نکرده، صد رحمت به ابن تیمیه، ابن تیمیه می گفت در عصر ما چند نفری هستند که شبیه من فکر می کنند و با من همراه شدند ایشان می گوید هیچ بنی بشری تا حالا نسبت به حدیث ثقلین همچنین فکری نکرده نقلش کردند فقط اولین کسی که این فکر را دارد می کند منِ سلیمانی اردستانی هستم. الحمد لله یک نفر پیدا شد شروع به فکر کرده، فکرش چه است؟ حدیث پیغمبر وقتی حجت است که از طریق حضرت علی نقل بشود. حدیث ثقلین مگر این را دارد می گوید؟ یعنی پیغمبر می گوید مردم من الان دارم با شما صحبت می کنم علی باید وسط بیاید تکرار کند تا حجت بشود این را پیغمبر دارد می گوید؟

مردم کلاه تان را قاضی کنید مغالطه اش چه است؟ پیغمبر فرمود سنت وقتی حجت است که از حضرت علی گرفته بشود پس همین حرف پیغمبر، حضرت علی باید جلوی پیغمبر می ایستاد پیغمبر درِ گوش حضرت علی می گفت او به مردم می گفت در غیر این صورت حجت نیست. عقل هم خوب چیزی است بعد این آدم ادعای عقلش می شود. می گوید روش من عقلی است روش تشیع عقلی نیست.

 پیغمبر (صلی الله علیه و آله) دارند می گویند مردم بعد از من، دو مدل سنت از من نقل می شود یکیش را ابو هریره ها نقل می کنند دیگریش را ائمه شیعه نقل می کنند از چه کسی بگیرید؟ از اهل بیت بگیرید. کجا گفت هر چه من گفتم باید از طریق حضرت علی نقل بشود تا حجت بشود؟ اصلا حرف را بد و چپکی فهمیدی مثل بقیه چیزهایی که در دین فهمیدی.

 دوم امام علی چرا حجت است؟ چون سنت گفت امام علی حجت است. سنت باید از خود حضرت علی آمده باشد امام علی حجت است چون پیغمبر به تواتر فرمود علی بعد از من، ولی شماست. علی خلیفه بعد از من است. علی امام است. علی وصی من است. علی ... همه اش را سنی ها متواتر نقل کردند.

تواتر خیلی هایش لفظی است ثقلین تواتر لفظی است تواتر معنوی را خواهیم گفت. پیغمبر در غدیر خم جلوی صد و خرده ای هزار نفر گفت:

«مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاه‏»

أنساب الأشراف؛ اسم المؤلف: أحمد بن يحيى بن جابر البلاذري (المتوفى: 279هـ) الوفاة: 279، دار النشر:، ج2، ص104

البداية والنهاية؛ اسم المؤلف: إسماعيل بن عمر بن كثير القرشي أبو الفداء الوفاة: 774، دار النشر: مكتبة المعارف – بيروت، ج7، ص350

همان جا هم حدیث ثقلین را خواند. پیغمبر، امامت حضرت علی (علیه السلام) را به صراحت گفت پیغمبر حجت است یا نه؟ بله، از پیغمبر به تواتر و قطعی نقل شد که علی بعد از من امام است یا نه؟ بله، حضرت علی حجت شد مگر همه حجیت را باید با همدیگر ثابت کنیم؟ پیغمبر، حضرت علی را حجت دانست.

پیغمبر می فرماید بعد از من همه چیز را از حضرت علی بگیرید. قبل از این که، این حرف را بزند حجیت حضرت علی را ثابت کرد می گوید علی بعد از من امام است بعدش هم می گوید همه چیز را از اهل بیت من و حضرت علی بگیرید این چه گیری دارد؟ مسئله این نیست که بقیه فکر نکردند شما زیادی فکر می کنی، مقداری کم فکر کنی خوب است بعضی وقت ها زیادی فکر کردن هم مشکل ایجاد می کند!

پس ایشان حتی در ابتدائی ترین مسائل، چیزهایی که همه می فهمند یعنی یک اشکالی مطرح کرد اول چند بار این اشکال را گوش دادم بفهمم چه می خواهد بگوید، این قدر کج فهمی! مثل این که یک شخصی بگوید بعد از من هر چیزی که پسر بزرگم گفت باید اطاعت بکنید. «تارک فیکم» یا بعد از من نه الان همین حرف تو را پسر بزرگت نگفت، پسر بزرگت باید بیاید بگوید تو گفتی که از تو اطاعت بکنیم. می گویم بعد از من از پسر بزرگم اطاعت کنید یا من را قبول داری یا نداری قبول داری پس باید از او اطاعت بکنی لازم نیست خودش واسطه بشود! مشکل مان این است هم همچنین افرادی با همچنین سطح فکری با همچنین بینشی اعتقاد به تشیع هم ندارد ائمه شیعه را هم قبول ندارد دلیل برای حضرت علی ندارد. امامت بقیه را هم اصلاً قبول ندارد.

مجری:

فقط مخالفان شان را خیلی قبول دارد.

استاد ابوالقاسمی:

بله، همه مخالفین ما بی عقل هستند هیچ کس تا حالا فکری نکرده است این آقا ایدئولوگ شده است.

مجری:

خیلی جالب است. استاد یک فاصله بگیریم و بعد در محضر شما و بینندگان عزیز باشیم.

 (میان برنامه)

مجری:

جناب آقای دکتر ابوالقاسمی با ادامه مباحث در خدمت شما هستیم

استاد ابوالقاسمی:

در این برنامه تا الان سه تا کلیپ از ایشان پخش کردیم و راجع به آن صحبت کردیم.

مجری:

انحراف عقیده و این هایش همه مشخص است.

استاد ابو القاسمی:

اما ایشان یک صحبتی را با آقای عقیل هاشمی هم راستا و هم داستان شدند. هم راستا و هم داستان در این زمینه که لعن و نفرین کار خیلی بدی است شروع کردند به این که صحابی پیغمبر کسی را لعنت نکردند. حضرت علی در نهج البلاغه کسی را لعنت نکرده ائمه شیعه کسی را لعنت نکردند. کلیپ بعدی را ببینیم راجع به آن مفصل صحبت خواهیم کرد.

کلیپ شماره پنج از هاشمی از شبکه وهابی کلمه و سلیمانی اردستانی:

هاشمی از شبکه وهابی کلمه:

من با خودم فکر می کنم یک کاسبی، یک مغازه، یک بقالی کسی که بقالی دارد برای جذب مشتری سعی می کند زبان خوبی داشته باشد، سعی می کند محترمانه و مؤدب باشد تا مشتری جذب کند. بعضی موقع با خودم فکر می کنم چه اتفاقی افتاد سردمداران یا مبلغین یا روحانیون یک مکتب و یک باور شروع به فحاشی کنند بعد توقع داشته باشند آن افرادی که مورد فحش، لعن و نفرین قرار می گیرند شیفته باور آن ها بشوند.

نمی دانم از نظر عقلی چه اتفاقی رخ داده که این صورت گرفته است؟ در قرن اول، دوم، سوم تا قرن چهارم حتی به نظرم تا زمان صفویه این لعن و نفرین مطلقاً در هیچ طایفه ای از مسلمانان رواج نداشته است. تصورم این است درگیری های سیاسی سبب شد برای این که مردم را به نحوی در مقابل جبهه عثمانی ها بتوانند تحریک کنند شروع کردند به باور لعن، نفرین و فحاشی تا این که آن بحث روانی صورت بگیرد.

از آن طرف تصور می شود روحانیونی که جوابگوی مسائل اعتقادی با دلایل متقن نیستند از روی یک مسئله روانی به لعن و نفرین روی می آورند. احساس می کنید طبعاً بحث تاریخچه شروع لعن و نفرین به نظرم یک بحثی است که باید به آن توجه بشود چون ما مطمئن هستیم در صدر اسلام ادبیاتی که از رسول الله، از اهل بیت، از اصحاب منتقل شده و به ما رسیده است این روایات عاری از هرگونه زبان فحاشی است و حال آن که ابو جهل و ابو لهب دشمن معاندِ شخص رسول الله بودند از رسول الله، مسلمان تر نداریم، اگر قرار بود کسی مورد لعن، نفرین، ناسزا و فحاشی قرار بگیرد ابو جهل و ابو لهب در صدر این لیست باید قرار می گرفتند. حال آن که از رسول الله (صلی الله علیه وسلم) می بینیم نه چنین اتفاقی رخ نداد.

سلیمانی اردستانی:

امام علی هیچ گاه نداریم در سراسر نهج البلاغه یا آثار دیگرشان یا سخنانی که از آن حضرت باقی مانده است به کسی لعنت یا توهین کرده باشد. بله از دوره صفویه اهداف سیاسی باعث شد که این تندی بوجود بیاید و متأسفانه در بین کسانی ماندگار شده است کسانی هم به این وسیله دور خودشان مرید جمع می کنند و ابزار کاسبی شان هست. در حالی که به نظر من با قرآن مجید و نهج البلاغه شریف و متون روایی ما سازگاری ندارد!

به هرحال اگر در یک زیارتی که ما به نام زیارت عاشورا داریم یک همچنین چیزی آمده اولا در این که در برخی از نسخه‌ها نیست و بر فرض هم که باشد خبر واحد است و خبر واحد با منطق قرآن ناسازگار است و با عقل ناسازگار است و نمی‌توانیم ما از این دفاع کنیم، با روایات پر شماری هم به اصطلاح ناسازگار است.

مجری:

ایشان ادعا کرده که لعن و نفرین حتی نسبت به دشمنان را نداریم و امیر المؤمنین هم لعن و سب ندارد.

استاد ابوالقاسمی:

(بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ تَبَّتْ يدَا أَبِي لَهَبٍ وَتَبَّ * وَامْرَأَتُهُ حَمَّالَةَ الْحَطَبِ * فِي جِيدِهَا حَبْلٌ مِنْ مَسَدٍ)

بريده باد هر دو دست ابو لهب (و مرگ بر او باد)! و (نيز) همسرش، در حالی که هيزم‌ کش (دوزخ) است، و در گردنش طنابی است از ليف خرما!

سوره مسد (111): آیات 1- 4 و 5

این یعنی چه؟ اگر پیغمبر می خواست کسی را بد بگوید اول از همه به ابو لهب می گفت در قرآن آمده است. یک بی عقلی به قول آقای ملا زاده آن جا نشسته است می گوید پیغمبر به ابو لهب بد نمی گفت در قرآن (تَبَّتْ يدَا أَبِي لَهَبٍ وَتَبَّ) آمده است. (وَامْرَأَتُهُ حَمَّالَةَ الْحَطَبِ * فِي جِيدِهَا حَبْلٌ مِنْ مَسَدٍ) از اول تا آخرش ترسیم زشت و نفرین او می کند.

آقایان وهابی چون می دانند جایگاه شان در جهنم کنار ابو لهب و ابو جهل است لذا می خواهند ما این ها را هم لعنت نکنیم که آتش شان پر و پیمان تر نشود. اگر بتوانیم هر کسی دشمن خدا، دشمن اهل بیت و دشمن پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) باشد را لعنت می کنیم.

مجری:

و سنت قرآن کریم است.

استاد ابوالقاسمی:

راجع به ابو لهب در قرآن خیلی صریح آمده است اما راجع به ابو جهل، روایات متعدد برای تان بیاورم کتاب «مغازی واقدی» می گوید پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم)

«أن رسول الله صلى الله عليه وسلّم لما رفع رأسه من الركعة الأخيرة من وتره لعن الكفرة وقال: اللهم لا تفلتن أبا جهل فرعون هذه الأمة، اللهم لا تفلتن زمعة بن الأسود، اللهم وأسخن عين أبي زمعة بزمعة، اللهم أعم بصر أبي زمعة، اللهم لا تفلتن سهيلاً اللهم أنج سلمة ابن هشام وعياش بن أبي ربيعة والمستضعفين من المؤمنين والوليد بن الوليد لم يدع له يومئذٍ...»

كتاب المغازي؛ اسم المؤلف: أبو عبد الله محمد بن عمر بن واقد الواقدي الوفاة: 207 هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت / لبنان - 1424 هـ - 2004 م، الطبعة: الأولى، تحقيق: محمد عبد القادر أحمد عطا، ج 1، ص 58

«لما رفع رأسه من الركعة الأخيرة من وتره»؛ رکعت آخر نماز شب «لعن الكفرة» کافران را لعنت کرد، چه فرمود؟ «وقال: اللهم لا تفلتن أبا جهل فرعون هذه الأمة»؛ خدایا ابا جهل از دستت در نرود، او فرعون این امت است.

«اللهم لا تفلتن زمعة بن الأسود اللهم أسخن عين أبي زمعة»؛ خدایا زمعه بمیرد ابو زمعه داغش را احساس کند، خدایا چشم ابو زمعه نابینا بشود خدایا سهیل از دستت در نرود. خدایا سلمة ابن هشام، عیاش ابن ابی ربیعه و مستضعفین را هم نجات بده. این راجع به ابو جهل؛ از مسلمان ها هیچ چیز نداریم؟ حسان ابن ثابت شعر بر ضد ابو جهل گفته است:

لَقَدْ لَعَنَ الرّحمنُ جَمْعاً يقودُهُمْ * دعيُّ بني شجعٍ لحربِ محمدِ

خدا لعنت کند قومی را نه فقط ابو جهل، خدا لعنت کند قومی را که دعی و بنی شجع حرامزاده بنی شجع آن ها را دارد به جنگ پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می آورد، آقای عقیل هاشمی از این بدتر می خواستی بگوید؟ نمی دانم فامیل ابو جهل هستی یا چه سر و سِری با ابو جهل و ابو لهب ها داری نمی خواهی ما لعن شان کنیم. می گوید هیچ کس لعنت شان نکرد. لعنت شان کردند خوب هم لعنت کردند.

مجری:

استاد یک عرضی، الان ابو جهل می گوید خودش معروف به ابی الحکم نبود که پیامبر گفت بگو ابو جهل

استاد ابوالقاسمی:

حضرت به جای ابو الحکم، ابو جهل گفتند خود این یعنی چه؟ یعنی دارند فحشش می دهند

مَشومٌ، لَعِينٌ، كان قِدْماً مُبَغَّضاً * يُبَيِّنُ فِيهِ اللّؤمَ مَنْ كان يَهْتَدي

فَأنْزَلَ رَبّي لِلنّبيّ جُنودَهُ *وأيدهُ بالنصرِ في كلّ مشهدِ

ديوان حسان بن ثابت؛ اسم المؤلف: حسان بن ثابت، دار النشر:، ج1، ص86

حسان ابن ثابت هم او را لعنت کرده است.

 باز در جای دیگر:

الناس كنوه أبا حكم * والله كناه أبا جهل

صحابه می گفتند مردم به او ابی الحکم می گفتند خدا به او ابو جهل می گفت.

أبْقَتْ رِيَاسَتُهُ لمَعْشَرِهِ * غَضَبَ الإلهِ وَذِلّةَ الأصْلِ

ديوان حسان بن ثابت؛ اسم المؤلف: حسان بن ثابت، دار النشر:، ج1، ص241

چون بزرگ خاندانش بود همه خاندانش پست شدند «وَذِلّةَ الأصْلِ» اصل شان، اصل نازکی شد اصل محکم و استواری نیست.

«وهذا الشعر لحسان ابن ثابت»؛ این شعر حسان ابن ثابت است.

در کتاب التّعازی می گوید برای پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) عرض کردم یا رسول الله صحابه ای که به مدینه هجرت کردند چون در مدینه یک بیماری خاصی داشت مردم تَب می کردند. یا رسول الله مردم، تَب کردند خیلی اذیت می شوند از جمله بلال؛ عایشه می گوید رفتم به پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) عرض کردم حضرت فرمودند:

«اللهم عليك عتبة بن ربيعة وأبا جهل بن هشام، كما أخرجونا من أرضنا إلى أرض الوباء اللهم العن أبا جهل بن هشام وعتبة بن ربيعة وشيبة بن ربيعة وأمية بن خلف»

التعازي والمراثي؛ اسم المؤلف: أبو العباس محمد بن يزيد الثمالي الأزدي المعروف بالمبرد الوفاة: 286 هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت / لبنان - 1417 هـ - 1996م، الطبعة: الأولى، تحقيق: خليل المنصور، ج1، ص157

خدایا لعنت شان کن این هم در کتاب های شما آمده است. بعضی‌ها می‌گویند این لعن را بلال می گفت:

«وكان بلال يقول اللهم العن عتبة بن ربيعة وشيبة بن ربيعة وأبا سفيان بن حرب وأبا جهل بن هشام كما أخرجونا من مكة»

الثقات؛ اسم المؤلف: محمد بن حبان بن أحمد أبو حاتم التميمي البستي الوفاة: 354، دار النشر: دار الفكر - 1395 - 1975، الطبعة: الأولى، تحقيق: السيد شرف الدين أحمد، ج1، ص138

مجری:

این‌ها یا باید صحابه را کنار بگذارند، در حالی که صحابه این کار را کرده است ما به آن اعتقاد داریم و صحابه را قبول داریم.

استاد ابو القاسمی:

یا مثلا در کتاب سراج المریدین فی سبیل الدین اقای ابن عربی اشبیدی دارد:

«وقال علیه السلام: اللهم العن أبا جهل بن هشام وعتبة بن ربیعة، وشیبة بن ربیعة، والولید بن عتبة و...»

این اقایان از یک طرف مدافعین ابو جهل و ابو لهب شدند می‌گویند پیامبر که این‌ها را لعنت نکرده است. بعد می گوید احتمالاً لعن های که آمد در دوران صفویه برای درگیری بود که با عثمانی داشتند، می‌گوید قبل از آن اصلاً همچنین چیزی نداریم. آقای عقیل هاشمی، آقای سلیمانی اردستانی آیا ابن تیمیه هم صفوی بوده است؟ آٔقای ابن تیمیه در منهاج السنة، جلد 7 می گوید حضرت علی مثل ابوبکر و عمر نبود

«و لم يكن كذلك علي فان كثيرا من الصحابة و التابعين كانوا يبغضونه و يسبونه و يقاتلونه»

منهاج السنة النبوية؛ اسم المؤلف: أحمد بن عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس الوفاة: 728، دار النشر: مؤسسة قرطبة - 1406، الطبعة: الأولى، تحقيق: د. محمد رشاد سالم، ج7، ص137

«فان كثيرا من الصحابة و التابعين» خیلی از صحابه و تابعین «كانوا يبغضونه» با حضرت علی دشمن بودند کاش فقط دشمنی بود «و يسبونه و يقاتلونه»؛ به حضرت علی دشنام می دادند و می جنگیدند! آقای عقیل هاشمی این ها صفوی بودند؟ دعوای با عثمانی داشتند که به حضرت علی فحش می دادند؟

آقای البانی راجع به یک راوی صحبت می کند روزی که این را دیدم اعصاب من را بهم ریخت، جمله ای که می گوید این گونه است اسماعیل ابن ابی خالد، شیخش قیس ابن ابی حازم؛ قیس ابن ابی حازم از روات درجه یک اهل سنت و ثقه بوده. فقط یک مشکلی داشت.

«إنه كان يحمل على علي رضي الله عنه. فهو إذن من شيعة عائشة رضي الله عنها»

الكتاب: سلسلة الأحاديث الصحيحة وشيء من فقهها وفوائدها؛ المؤلف: أبو عبد الرحمن محمد ناصر الدين، بن الحاج نوح بن نجاتي بن آدم، الأشقودري الألباني(المتوفى: 1420هـ)؛ الناشر: مكتبة المعارف للنشر والتوزيع، الرياض، ج1، ص852

«کان یحمل علی علي (رضی الله عنه)»؛ به حضرت علی جسارت می کرد!«فهو اذا من شیعة عائشة (رضی الله عنها)»، کسی که به علی فحش بدهد شیعه عایشه به حساب می آید، این را شیعه نقل نمی کند البانی دارد می گوید. البانی می گوید به حضرت علی فحش بدهی شیعه عایشه هستی، لذا کسی که شیعه عایشه است به عایشه دروغ نمی بندد. اگر آقای قیس ابن ابی حازم چیزی از ام المؤمنین عایشه نقل کرد، چون فحاش به حضرت علی و شیعه عایشه است باید قبول کنیم. آیا این‌ها صفوی بودند یا در درگیری با عثمانی بودند؟

جنگ جمل، جنگ صفین و جنگ نهروان صحابه نبودند آن ها را برق گرفتند آن جا مردند. می نشینند فقط شروع می کنند چرندیات گفتن انگار نه انگار آن دورانی که شما در فلان روستا برای چهار نفر کسی که متخصص نیستند دسترسی به جایی ندارند صحبت می کردی گذشت. آن آقا می گوید در دوران صفویه شروع شده است به نظرم قبلش همچنین چیزهایی نبوده است.

 الان جواب آن شیعه نما را بدهیم آقای شیعه نما می گوید کسی می خواهد من را شیعه نداند، نداند. من شما را شیعه نمی دانم نه شیعه واقعی حضرت علی شیعه اصطلاحیش هم شما را نمی دانم. واقعی را هم که خود حضرت باید بگویند.

 خیلی ساده ماده لعن را در نهج البلاغه جستجو بزن.

«كَلَامِهِ شَيْ‏ءٌ اعْتَرَضَهُ الْأَشْعَث‏ فَقَالَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ هَذِهِ عَلَيْكَ لَا لَكَ فَخَفَضَ إِلَيْهِ بَصَرَهُ ثُمَّ قَالَ (علیه السلام) لَهُ وَ مَا يُدْرِيكَ مَا عَلَيَّ مِمَّا لِي عَلَيْكَ لَعْنَةُ اللَّهِ وَ لَعْنَةُ اللَّاعِنِينَ حَائِكُ ابْنُ حَائِكٍ مُنَافِقُ ابْنُ كَافِرٍ وَ اللَّهِ لَقَدْ أَسَرَكَ الْكُفْرُ مَرَّةً وَ الْإِسْلَامُ أُخْرَى فَمَا فَدَاكَ مِنْ وَاحِدَةٍ مِنْهُمَا مَالُكَ وَ لَا حَسَبُكَ وَ إِنَّ امْرَأً دَلَّ عَلَى قَوْمِهِ السَّيْفَ وَ سَاقَ إِلَيْهِمُ الْحَتْفَ لَحَرِيٌّ أَنْ يَمْقُتَهُ الْأَقْرَبُ وَ لَا يَأْمَنَهُ الْأَبْعَدُ.»

نهج البلاغة (للصبحي صالح)؛ نویسنده: شريف الرضى، محمد بن حسين، ناشر: هجرت، محقق/ مصحح: فیض الاسلام، خطبه 3 و هي المعروفة بالشقشقية، ص 62

«کلامُهُ»؛ حضرت علی یک چیزهایی گفتند؛ «اعْتَرَضَهُ الْأَشْعَث‏»، اشعث ابن قیس اعتراض کرد گفت یا امیر المؤمنین علی این استدلالی که می کنی به ضررت است به نفعت نیست «فَخَفَضَ (علیه السلام) إِلَيْهِ بَصَرَهُ» حضرت نگاه تندی به او کردند فرمودند «ثُمَّ قَالَ لَهُ وَ مَا يُدْرِيكَ مَا عَلَيَّ مِمَّا لِي» تو از کجا می فهمی چه استدلالی به نفع من و چه استدلالی به نفع من نیست؟ «عَلَيْكَ لَعْنَةُ اللَّهِ وَ لَعْنَةُ اللَّاعِنِينَ» لعنت خدا و همه لعنت گرها بر تویی اشعث! «حَائِكُ ابْنُ حَائِكٍ مُنَافِقُ ابْنُ كَافِرٍ وَ اللَّهِ لَقَدْ أَسَرَكَ الْكُفْرُ مَرَّةً وَ الْإِسْلَامُ أُخْرَى» تو دو بار در زمان کفر و اسلام اسیر شدی «فَمَا فَدَاكَ مِنْ وَاحِدَةٍ مِنْهُمَا مَالُكَ وَ لَا حَسَبُكَ» نه مال و نه حسبت تو را نجات داد. چه چیزی تو را نجات داد؟ حضرت یک متلک خیلی درشتی بارش کردند «وَ إِنَّ امْرَأً دَلَّ عَلَى قَوْمِهِ السَّيْفَ وَ سَاقَ إِلَيْهِمُ الْحَتْفَ لَحَرِيٌّ أَنْ يَمْقُتَهُ الْأَقْرَبُ وَ لَا يَأْمَنَهُ الْأَبْعَدُ.» تو آن موقع که اسیر بودی راه حمله به قومت را هم در زمان کفر، هم در زمان اسلام یکبار دست کفار اسیر شدی به کفار راه حمله به قومت را یاد دادی.

یکبار به دست مسلمان ها اسیر شدی به مسلمان ها راه حمله به قومت را یاد دادی کسی که راه حمله به قومش را یاد بدهد شمشیرها را برای کشتن قومش ببرد و مرگ را به سمت آن ها ببرد شایسته است که نزدیکان او را رها و خار بکنند و دورترها از او در امان نباشند و او را امین خود ندانند. نمی دانیم آقای ابوبکر چطور او را امین خودش دانسته است؟

عبارت دوم در نهج البلاغه:

«وَ مِنْ كَلَامٍ لَهُ عَلَيْهِ السَّلَامُ وَ قَدْ وَقَعَتْ مُشَاجَرَةٌ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ عُثْمَانَ، فَقَالَ الْمُغِيرَةُ بْنُ الْأَخْنَسِ لِعُثْمَانَ: أَنَا أَكْفِيكَهُ، فَقَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ لِلْمُغِيرَةِ: يَا ابْنَ اللَّعِينِ الْأَبْتَرِ، وَ الشَّجَرَةِ الَّتِي لَا أَصْلَ لَهَا وَ لَا فَرْعَ، أَنْتَ تَكْفِينِي؟! فَوَ اللَّهِ مَا أَعَزَّ اللَّهُ مَنْ أَنْتَ نَاصِرُهُ، وَ لَا قَامَ مَنْ أَنْتَ مُنْهِضُهُ، اخْرُجْ عَنَّا أَبْعَدَ اللَّهُ نَوَاكَ، ثُمَّ أَبْلِغْ جُهْدَكَ فَلَا أَبْقَى اللَّهُ عَلَيْكَ إِنْ أَبْقَيْتَ.»

نهج البلاغة (للصبحي صالح)؛ نویسنده: شريف الرضى، محمد بن حسين، ناشر: هجرت، محقق/ مصحح: فیض الاسلام، خطبه 3 و هي المعروفة بالشقشقية، ص 193

بین حضرت و عثمان گفتگو لفظی در گرفته بود مغیرة ابن اخنس به عثمان گفت «أَنَا أَكْفِيكَهُ فَقَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ لِلْمُغِيرَةِ» عثمان تو خلیفه هستی نمی خواهد جوابش را بدهی منِ مغیره جوابِ علی را می دهم حضرت (رضوان الله علیه) نگاهی به مغیره کردند «يَا ابْنَ اللَّعِينِ الْأَبْتَرِ» از این فحش بدتر نمی شد به او داد چرا؟ پدر تو ابتر بود و بچه دار نمی شد پسر آن کسی که بچه دار نمی شد!

مجری:

از این واضح تر؟ توضیح لازم نیست

استاد ابوالقاسمی:

«يَا ابْنَ اللَّعِينِ الْأَبْتَرِ وَ الشَّجَرَةِ الَّتِي لَا أَصْلَ لَهَا وَ لَا فَرْعَ» ای پسر شجره ای که هیچ اصل و فرعی ندارد هیچ شاخه ای از او باقی نمانده است تو نسل هیچ کس نیستی ادعا نکن پسر پدرت هستی «أَنْتَ تَكْفِينِي؟!» تو می خواهی جواب من را در دفاع از عثمان بدهی؟ «فَوَ اللَّهِ مَا أَعَزَّ اللَّهُ مَنْ أَنْتَ نَاصِرُهُ» قسم به خدا اگر تو کمک یکی بروی خدا او را ذلیل هم می کند.

«وَ لَا قَامَ مَنْ أَنْتَ مُنْهِضُهُ» تو اگر بخواهی کمک کنی یکی را بلند کنی بدتر زمینش می زنی «اخْرُجْ عَنَّا أَبْعَدَ اللَّهُ نَوَاكَ» زود برو بیرون خدا از ما دهانت را دور بکند، رویت را به سمت ما نکن!

 آقای سلیمانی اردستانی این ها در کدام کتاب آمده است؟ این ها را از شاهنامه فردوسی خواندم؟ از کشکول میرزا عبد الله خواندم؟ این ها را از کجا برای شما می خوانم؟ عزیزان ایشان شیعه نیست نه شیعه واقعی که حضرت علی باید تعیین کنند شیعه ظاهری نیست دروغ می گوید اطلاعاتش هم بسیار بسیار پایین، استدلال هایش هم بسیار بسیار ضعیف است!

اما برویم سراغ یک کتاب دیگر برویم کتابی که ایشان اسمش را نیاورد اما در جاهای دیگر در همین برنامه اسمش را برده بودند کتاب صحیفه سجادیه هفته قبل در همان برنامه صحیفه را مدح کردند. البته در نهج البلاغه چند لعن دیگر هم داریم آن ها را نمی خواهیم مطرح بکنیم اول صحیفه سجادیه داستانش را تعریف می کند سندش همین را می گوید.

می گوید پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) دیدند یک عده ای مثل میمون روی منبرش بالا و پایین می روند و مردم را عقب عقب دارند هُل می دهند. پیغمبر ناراحت نشستند جبرئیل آمد گفت این ها شجره ملعونه یعنی بنی امیه هستند همان اول صحیفه سجادیه است.

در ادامه دارد:

«اللَّهُمَّ إِنَّ هَذَا الْمَقَامَ لِخُلَفَائِكَ وَ أَصْفِيَائِكَ وَ مَوَاضِعَ أُمَنَائِكَ فِي الدَّرَجَةِ الرَّفِيعَةِ الَّتِي اخْتَصَصْتَهُمْ بِهَا قَدِ ابْتَزُّوهَا، وَ أَنْتَ الْمُقَدِّرُ لِذَلِكَ، لَا يُغَالَبُ أَمْرُكَ، وَ لَا يُجَاوَزُ الْمَحْتُومُ مِنْ تَدْبِيرِكَ‏ كَيْفَ شِئْتَ وَ أَنَّى شِئْتَ وَ لِمَا أَنْتَ أَعْلَمُ بِهِ غَيْرُ مُتَّهَمٍ عَلَى خَلْقِكَ وَ لَا لِإِرَادَتِكَ حَتَّى عَادَ صِفْوَتُكَ وَ خُلَفَاؤُكَ مَغْلُوبِينَ مَقْهُورِينَ مُبْتَزِّينَ، يَرَوْنَ حُكْمَكَ مُبَدَّلًا، وَ كِتَابَكَ مَنْبُوذاً، وَ فَرَائِضَكَ مُحَرَّفَةً عَنْ جِهَاتِ أَشْرَاعِكَ، وَ سُنَنَ نَبِيِّكَ مَتْرُوكَةً»

خدایا این مقام برای خلفای تو است، برای برگزیدگان تو است، برای کسانی است که «مَوَاضِعَ أُمَنَائِكَ»، جایگاه افراد امین تو است. «فِي الدَّرَجَةِ الرَّفِيعَةِ الَّتِي اخْتَصَصْتَهُمْ بِهَا» جایگاهی که تو به آن داده بودی «قَدِ ابْتَزُّوهَا» به زور از آن‌ها گرفته اند ما خلیفة الله هستیم و این مقام هم برای ما می‌رسید خلافت ظاهری به ما می‌رسید به ما ندادند «وَ أَنْتَ الْمُقَدِّرُ لِذَلِكَ» تو مقدر کردی «لَا يُغَالَبُ أَمْرُكَ» مقدر تو است و به تو اعتراض نداریم «وَ لَا يُجَاوَزُ الْمَحْتُومُ مِنْ تَدْبِيرِكَ‏ كَيْفَ شِئْتَ وَ أَنَّى شِئْتَ وَ لِمَا أَنْتَ أَعْلَمُ بِهِ» خدایا تو مقدری داشتی قصدت هم قصدی است که خودت می دانی «غَيْرُ مُتَّهَمٍ عَلَى خَلْقِكَ وَ لَا لِإِرَادَتِكَ» تو قصد گمراهی خلق را نداری دنبال امتحان شان هستی «حَتَّى عَادَ صِفْوَتُكَ وَ خُلَفَاؤُكَ مَغْلُوبِينَ مَقْهُورِينَ مُبْتَزِّينَ» بر گزیدگان تو خلیفة الله مغلوب شده و مورد قهر قرار گرفته است «يَرَوْنَ حُكْمَكَ مُبَدَّلًا» می‌بینند احکام تبدیل شده «وَ كِتَابَكَ مَنْبُوذاً» کتاب تو را دور انداختند «وَ فَرَائِضَكَ مُحَرَّفَةً عَنْ جِهَاتِ أَشْرَاعِكَ» دین را تحریف کردند «وَ سُنَنَ نَبِيِّكَ مَتْرُوكَةً» سنت پیغمبر را ترک کردند.

«اللَّهُمَّ الْعَنْ أَعْدَاءَهُمْ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ، وَ مَنْ رَضِيَ بِفِعَالِهِمْ وَ أَشْيَاعَهُمْ وَ أَتْبَاعَهُمْ»

الصحيفة السجادية؛ على بن الحسين عليه السلام، محقق / مصحح: ندارد، ناشر: دفتر نشر الهادى - قم، 1376ش. ص238

امام سجاد (علیه السلام) در کتاب صحیفه سجادیه فرمودند خدایا دشمنان خلفای الهی ات را لعنت کن، از اولین تا آخرین. که ما خلیفه الهی را آدم می‌دانیم دشمنش شیطان بود بعد هابیل که قابیل دشمنش شد بعد شیث شد که قابیل با او دشمنی کرد بعد حضرت موسی و حضرت هارون بودند که این‌ها خلفاء الله بودند سامری‌ها و فرعون‌ها با آن‌ها دشمنی کردند.

خلفاء بعدی که ائمه ما می‌شوند. هرکسی بوده از اولین تا آخرین، هرکسی که به کار دشمنان این‌ها راضی شده فهمیده چه کار کردند راضی شده است. هرکسی که پیرو این‌ها است و هرکسی که از این‌ها تبعیت می‌کند ای خدا لعنتش کن. این را امام سجاد (علیه السلام) فرمودند. پس هم در نهج البلاغه لعنت داریم، هم در صحیفه سجادیه لعنت داریم.

مجری:

هم در قرآن کریم

استاد ابو القاسمی:

در قرآن که چندین مورد متعدد لعنت داریم.

(لُعِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ بَنِي إِسْرَائِيلَ عَلَى لِسَانِ دَاوُودَ وَعِيسَى ابْنِ مَرْيمَ ذَلِكَ بِمَا عَصَوْا وَكَانُوا يعْتَدُونَ)

کافران بني اسرائيل، بر زبان داوود و عيسي بن مريم، لعن (و نفرين) شدند! اين بخاطر آن بود که گناه کردند، و تجاوز مي‌نمودند.

سوره مائده (5): آیه 78

خود لعن ابو لهب، خود لعن افراد دیگر، لعن فرعون، لعن هامان.

مجری:

حدود چهل و یا چهل و یک مورد لعن در قرآن کریم داریم.

استاد ابو القاسمی:

بله، خیلی‌ها را به اسم لعن کرده است. بعد ایشان می‌گوید این سنت قرآنی نیست!

مجری:

خاص زیارت عاشورا نیست که ایشان می‌گوید.

استاد ابو القاسمی:

بله، ایشان آخرش می‌گوید زیارت عاشورا، غلط است چرا؟ به این علت که در آن لعن آمده است، در نسخه‌های سندهای صحیح هم این لعنت نیامده است. اولا در نسخه های صحیح زیارت عاشورا لعنت آمده بر خلاف ادعای که شما می‌کنید. ثانیا آن‌هایی که همچنین ادعایی داشتند می‌گفتند زیارت عاشورای غیر معروفه سندش صحیح است در زیارت عاشورای غیر معروفه هم لعنت آمده است.

جدای از این مگر لعنت فقط همان لعن آخرش در زیارت عاشورا است، بلکه در اول وسط و آخرش لعنت دارد. آن آخرش را شما گفتی اشتباه است اول و وسط آن را می خواهی چه کار کنی؟ لذا لعنت یک سنت قرآنی و الهی است و در نهج البلاغه هم به همین اشاره شده است دو تا جمله ای امیر مؤمنان (علیه السلام) فرمودند:

«الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَبِسَ الْعِزَّ وَ الْكِبْرِيَاءَ وَ اخْتَارَهُمَا لِنَفْسِهِ دُونَ‏ خَلْقِهِ وَ جَعَلَهُمَا حِمًى وَ حَرَماً عَلَى غَيْرِهِ وَ اصْطَفَاهُمَا لِجَلَالِه وَ جَعَلَ اللَّعْنَةَ عَلَى مَنْ نَازَعَهُ فِيهِمَا مِنْ عِبَادِهِ‏»

نهج البلاغة (للصبحي صالح)؛ نویسنده: شريف الرضى، محمد بن حسين، ناشر: هجرت، محقق/ مصحح: فیض الاسلام، ص286

خدایی که عزیز و صاحب کبریا است. این دو تا عزت و کبریا فقط برای خدا است باید در مقابل خدا ذلیل بود تکبر مقابل خدا هیچ است. «وَ جَعَلَهُمَا حِمًى» این‌ها را ان حمایی خودش قرار بدهد، حمی یعنی آن منطقه ممنوعه هیچ کس حق ندارد پا بگذارد «وَ حَرَماً عَلَى غَيْرِهِ» این‌ها برای غیر خدا حرام شدند، هیچ غیر خدا حق تکبر و ادعای عزت در مقابل خدا ندارد.

بله این را دارد:

(أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ)

و در برابر کافران سرسخت و نيرومندند

سوره مائده (5): آیه 54

«وَ اصْطَفَاهُمَا لِجَلَالِه‏ وَ جَعَلَ اللَّعْنَةَ عَلَى مَنْ نَازَعَهُ فِيهِمَا مِنْ عِبَادِهِ» هر بنده ای در مقابل دستورات خدای متعال تعدی، تجاوز، تکبر کند خودش را در مقابل خدا عزیز بداند خدا او را لعنت کرده است. آقای سلیمانی اردستانی احکام خدا را این قدر راحت رد می‌کنی خودت را در مقابل خدا قرار دادی، خدا لعنت می‌کند تعارف هم ندارد این قضیه در نهج البلاغه هم آمده است.

مجری:

بله در کتب و منابع ما فراوان است.

استاد ابو القاسمی:

عبارت دیگر هم است:

«فَإِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ لَمْ يَلْعَنِ الْقَرْنَ الْمَاضِيَ [الْقُرُونَ الْمَاضِيَةَ] بَيْنَ أَيْدِيكُمْ إِلَّا لِتَرْكِهِمُ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْيَ عَنِ الْمُنْكَرِ فَلَعَنَ اللَّهُ السُّفَهَاءَ لِرُكُوبِ الْمَعَاصِي وَ الْحُلَمَاءَ لِتَرْكِ التَّنَاهِي»

نهج البلاغة (للصبحي صالح)؛ نویسنده: شريف الرضى، محمد بن حسين، ناشر: هجرت، محقق/ مصحح: فیض الاسلام، ص300

آی مسلمان‌ها خدای متعال چرا امت قبل از شما را لعنت کرد؟ این را امیر مؤمنان می‌فرماید. «إِلَّا لِتَرْكِهِمُ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْيَ عَنِ الْمُنْكَرِ» چون مروج اسلام صورتی بودند مثل اقای سلیمانی اردستانی، امر به معروف و نهی از منکر را ترک کردند. «فَلَعَنَ اللَّهُ السُّفَهَاءَ لِرُكُوبِ الْمَعَاصِي وَ الْحُلَمَاءَ لِتَرْكِ التَّنَاهِي» خدا سفیهان را لعنت کرد چون گناه انجام دادند و عقلای شان را لعنت کرد چون که نهی نمی کردند هر امتی امر به معروف و نهی از منکر را رها کند مغضوب می‌شوند و شما هم به دنبال همین هستید. دنبال یک اسلام صورتی به قول خودتان رحمانی هستی که تحریف دین است تکبر در مقابل خدا است احساس عزت در مقابل خدا است ترک امر به معروف و نهی از منکر است قطعا کسی که این گونه رفتار داشته باشد مورد لعنت خدای متعال قرار می‌گیرد.

مجری:

بله خودش باید به داد خودش برسد دیگر نمی‌شود کارش کرد وقتی که خودش نخواهد به هدایت برسد و بوسیله کار خودش گمراه شده باید او را به خدا بسپاریم! خیلی ممنون جناب اقای دکتر استفاده کردیم اجازه بفرمایید تماس‌ها را بگیریم و بعد اگر فرصت بود بیشتر استفاده خواهیم کرد. بیننده جناب اقای حامد از بیرجند سلام علیکم ورحمة الله بفرمایید.

بیننده: (آقای حامد از بیرجند – شیعه)

عرض سلام و ادب دارم خدمت استاد بزرگوار جناب اقای ابو القاسمی و شما مجری گرانقدر! اول تشکر کنم از کلیت و مجموعه شبکه ولی عصر که من بازخوردهایش را دارم می‌بینم کسانی که در موضوعات مختلف وهابیت و دگر اندیشان شیعی و فرقه‌های مختلف این‌ها شبهه داشتند نه تنها شبهه شان حل شده بلکه خودشان پاسخگو شدند یعنی یاد گرفتند چطوری پاسخ بدهند و این چیزی نیست جز نتیجه تلاش های شما عزیزان در شبکه جهانی حضرت ولی عصر.

استاد ابو القاسمی:

الحمدلله

اقای حامد:

یک نکته ای را هم در مورد اقای اردستانی بگویم، همصدا شدن اقای اردستانی که این قدر دم از عقل می زند با فردی مثل عقیل هاشمی که دیگر هم اقای ملازاده گفت و هم تجربه ثابت کرده که عقیل بی عقل است خودش درجه عقل گرایی اقای اردستانی را به نظرم کاملا واضح می کند. یک درخواست دارم و یک سوال اگر اجازه بدهید بپرسم.

استاد ابو القاسمی:

بفرمایید

اقای حامد:

درخواستم این است که اگر بشود ارشیو سایت ولی عصر زودتر به روز بشود که ما بتوانیم بیشتر استفاده کنیم، برنامه‌ها را هم بتوانیم کلیپ درست کنیم و بین مردم پخش کنیم که این را وظیفه خودمان می دانیم. سوال بنده هم در مورد بحث زیارت جامعه کبیره است چون این طور افراد مثل آقای سلیمانی اردستانی به جامعه کبیره هم حمله می کنند خصوصا یک عبارت را در آن جا می‌فرماید «وَ إِيَابُ الْخَلْقِ إِلَيْكُمْ وَ حِسَابُهُمْ عَلَيْكُم‏» را با آیات قرآن کریم در تضاد معرفی می‌کند. استدلال بعضی از این افراد هم این است که می‌گویند آیات پایانی سوره مبارکه غایشه می‌فرماید:

(إِنَّ إِلَينَا إِيابَهُمْ* ثُمَّ إِنَّ عَلَينَا حِسَابَهُمْ)

به يقين بازگشت (همه) آنان به سوی ماست، و مسلما حسابشان (نيز) با ماست!

سوره غاشیه (88): آیات 25 و 26)

چون جار و مجرور اول آمده حصر را می‌رساند و ما نمی‌توانیم این را برای اهل بیت (علیهم السلام) قائل بشویم، استاد این را اگر پاسخ بدهید ممنون می شوم.

مجری:

خیلی متشکر جناب اقای حامد از تماسی که گرفتید و سوالی که مطرح کردید، فقط در مورد آرشیو این نکته را یاد آوری کنم نهایتا بعد از دو سه روز فایل‌ها در آرشیو بارگزاری می‌شود. اما در مورد کلیپ‌ها اگر در کانال ایتای شبکه حضرت ولی عصر مراجعه کنید و همچنین کانال ارشیو شبکه، در آن جا الحمدلله همکاران برنامه‌ها را کلیپ سازی می‌کنند و در آن جا می‌گذارند 313 را اگر به 30001515 ارسال کنید لینک کانال برای شما ارسال می‌شود و می‌توانید عضو کانال بشوید و کلیپ‌ها را در آن جا ببینید و باز نشر کنید.

بیننده بعدی برنامه اقای فیضی سلام علیکم بفرمایید.

بیننده: (آقای فیضی – شیعه)

سلام عرض می‌کنم به تمام کارکنان شبکه ولی عصر و مخصوصا اقای ابو القاسمی.

استاد ابو القاسمی:

علیکم السلام ورحمة الله!

اقای فیضی:

آقای ابو القاسمی من می‌خواستم اقای اردستانی کجا زندگی می کند در ایران است و یا بیرون از ایران است در مورد ایشان اگر یک کم توضیح بدهید بهتر است. مطلب دیگر این که ما در آذر بایجان و از روستاهای تبریز هستیم یک آخوندی این جا بود از ایشان پرسیدم در مورد عالم و یا روحانی برای ما توضیح بدهد. گفت آقا یک نفر که دنبال درس‌های آخوندی و روحانی می رود تا عالم بشود مثل این است که برای خودش یک چاهی می کند هرچقدر زور و قدرت دارد می‌کند یا آن طرفی است و یا این طرفی است اگر این طرفی باشد از ملائکه‌ها بالا می زند یعنی خدا به او افتخار می کند به ملائکه‌ها می‌گوید ببینید این بنده شهوت دارد ولی از شما مقامش بالاتر رفته است.

ولی آن که آن طرفی می‌رود او را به هر حیوانی نسبت بدهی به آن حیوان ظلم کردی مثل اقای اردستانی هر حرفی که در دهنش می آید می‌زند والسلام علیکم ورحمة الله و برکاته!

مجری:

خیلی متشکرم جناب اقای فیضی از نکته ای که فرمودید. با اقای احمدی از یاسوج هم صحبت کنیم سلام علیکم ایشان از دوستان همیشگی ما است.

بیننده: (آقای احمدی از یاسوج – شیعه)

سلام و درود خداوند بر جناب اقای دکتر ابو القاسمی و حضرتعالی و همه عزیزان شبکه محترم. من یک سوال از جناب استاد دارم آیا آیه ای در قرآن است که روشن کرده باشد که تهمت بستن به پیامبر و مخالفت با پیامبر چه حکمی دارد؟ و یکی هم این که عقیل بی عقل نادان و آن آقایی که به نام شیعه او را مورد تأیید قرار داد آیا این‌ها قرآن نخوانده اند نادان هستند و یا خودشان را به نادانی زده اند؟ آیات زیادی در قرآن کریم است که ظالمین، فاسقین، منافقین و کافرین را مورد لعن قرار داده است. و در مورد بنی امیه پیامبر خدا فرمودند این ها مصداق شجره ملعونه در قران هستند، و سرباز زدگان از لشکر اسامه و امثال این‌ها به لسان خود اقا رسول الله (صلی الله علیه واله وسلم) مورد لعن قرار گرفتند به نظر من افرادی که نظر و گفته‌های این‌ها را تأیید کند نهایت حماقت او است ممنونم از برنامه خوب تان اللهم عجل لولیک الفرج!

مجری:

متشکرم جناب اقای احمدی با اقای بهادری هم صحبت کنیم سلام علیکم استاد بهادری در خدمت شما هستیم!

بیننده: (آقای بهادری از کرج – شیعه)

علیکم السلام ورحمة الله خدمت جنابعالی و خدمت آقای دکتر ابو القاسمی بزرگوار، جناب اقای دکتر من از صحبت‌های اقای سلیمانی اردستانی این طور فهمیدم که ایشان راجع به بحث حدیث ثقلین مثل این که اعتراض داشتند من دیر متوجه شدم ماهواره را دیر روشن کردم. من به ایشان می‌خواهم بگویم اقای اردستانی اگر شما واقعا روحانی هستی باید بدانی که اسلام دو بخش است یکی قرآن است و دیگری املاهایی است که اقا امیر المؤمنین توسط پیامبر جمع آوری کرده است و به آن الجامعه می‌گویند.

یعنی چطور؟ ببینید مگر همه چه اهل سنت و چه شیعیان قبول ندارند که خداوند به پیامبر فرمود شما به معراج تشریف بیاورید، مگر حضرت به معراج نرفتند؟ بدون واسطه رفتند، خداوند آن جا بدون واسطه با پیامبر صحبت کرد. یک هزار مسئله را عنوان کرد، یعنی هر مسئله هزار باب و هر باب هزار مسئله یعنی چه؟ یعنی یک میلیون مسئله به تویی پیامبر دادم حالا شما به پایین تشریف ببرید، پیامبر از معراج پایین تشریف آوردند و یک عبایی پشمی سفید پیامبر به علی ابن ابی طالب داد گفت علی جان بنشین آن چه را که خدا به من در معراج داده است باید به تو املا کنم.

امام صادق هم فرمود آن چه را که ما دیدیدیم، یک طوماری به طول 46 متر و نیم بود شاگردش علی ابن ابی طالب استادش پیامبر و علی ابن ابی طالب (علیه السلام) املا می کرد به جز علی دو نفر دیگر فهمیدند یکی قاچاقی فهمید و آن خانم عایشه بود. و دیگری سلمان فارسی بود که پیامبر هم با سلمان فارسی کلاس داشت.

خانم عایشه به پدرش ابوبکر گفت این ها دو کلاس گذاشتند و شما خبر ندارید، برای همین بود که به خانه علی ریختند و گفتند ما سنت مدون را می خواهیم، این همان سنتی بود که در اختیار اقا امیر المؤمنین بود ایا این باید در اختیار جناب ابوبکر، عمر و عثمان قرار می‌گرفت؟ نه، برای همین بود که اقا رسول الله فرمودند:

«أنا مَدِينَةُ الْعِلْمِ وَعَلِيٌّ بَابُهَا»

المعجم الكبير؛ اسم المؤلف: سليمان بن أحمد بن أيوب أبو القاسم الطبراني الوفاة: 360، دار النشر: مكتبة الزهراء - الموصل - 1404 - 1983 ، الطبعة: الثانية، تحقيق : حمدي بن عبدالمجيد السلفي، ج11، ص65

آقای اردستانی شما به این چه جوابی داری بدهی؟ به من شیعه جواب بده، ببخشید از این که مصدع اوقات شدم یا علی مدد التماس دعا.

مجری:

خیلی متشکریم و استفاده کردیم. جناب اقای دکتر در فرصتی که باقی مانده در خدمت شما باشیم نکاتی را اقای حامد در مورد زیارت جامعه گفت.

استاد ابو القاسمی:

بسم الله الرحمن الرحیم، اولا راجع به آرشیو گفتند، آرشیو را دوستان ما سعی می‌کنند زود به زود به روز بکنند؛ اما این هفته اخیر مشکل اینترنت بود که برای فیبر نوری شبکه پیش آمده بود امیدواریم که این دو سه روز حل بشود، اگر حل نشد باید یک فکر دیگر برایش بکنیم. ان شاءالله که مشکل بر طرف بشود و برنامه‌ها به روز خواهد شد.

راجع به:

«وَ إِيَابُ الْخَلْقِ إِلَيْكُمْ وَ حِسَابُهُمْ عَلَيْكُم‏»

من لا يحضره الفقيه؛ نویسنده: ابن بابويه، محمد بن على، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم مصحح: غفاری، علی اكبر، ج2، ص612، زِيَارَةٌ جَامِعَةٌ لِجَمِيعِ الْأَئِمَّةِ (علیهم السلام)، ح 3213

یک سوال دارم آیا همه مسلمانان قبول دارند که دو ملک در قبر حساب و کتاب می کند یانه؟

مجری:

از مسلمات است.

استاد ابو القاسمی:

از مسلمات است و شکی در آن نیست.

(إِنَّ إِلَينَا إِيابَهُمْ* ثُمَّ إِنَّ عَلَينَا حِسَابَهُمْ)

به يقين بازگشت (همه) آنان به سوی ماست، و مسلما حسابشان (نيز) با ماست!

سوره غاشیه (88): آیات 25 و 26)

(إِنَّ إِلَينَا إِيابَهُمْ* ثُمَّ إِنَّ عَلَينَا حِسَابَهُمْ)؛ دقیقا بر همان سیاق و بر همان مدل گفته (إِنَّ عَلَينَا حِسَابَهُمْ)؛ این که ملائکه حساب و کتاب می‌کنند پس چه است؟ اگر بخواهند بگویند این حصری که در آیه آمده، حصر چه طولی و چه عرضی است یعنی هیچ کس در طول خدا هم حق حساب و کتاب ندارد. خود خدا آن جا می‌شنید و یکی یکی حساب و کتاب می کند، ملائکه هم حق حساب و کتاب ندارند اگر مقصود این باشد که با مسلمات کل فرق اسلامی در تعارض است.

بنابراین آیه اصلا این را نمی‌خواهد بگوید، می‌خواهد بگوید باید در دم و دستگاه خدا حساب پس بدهی آخرش به دم و دستگاه خدا بر گردی هر کجا هم باشی آخرش برگشتت به این دم و دستگاه است. ملائکه حساب و کتاب کنند با خدا فرق می‌کند.

مثلا من رفتم از یک بانک وام گرفتم حالا مثلا رفتم پول وام را به فلان شعبه پس دادم، کسی به من بگوید نه شما باید به شعبه مرکزی بیروی پس بدهی، چرا؟ چون تو به یکی از شعبه‌های فرعی دادی این حساب نمی شود. آخر این شعبه همان بانک است عقلا از این جهت هیچ فرقی بین این‌ها نمی‌بینند.

بله ما با یک گروه غیر عاقلی مثل عقیل بی عقل و این اقا مواجه هستیم باهم آن جا نشستند و برنامه می روند می‌گوید هیچ کس در تاریخ تا حالا نفهمیده فقط من فهمیدم!

مجری:

عقیل را که دوستانش به بی عقلی اش شهادت دادند، این هم که ادعا می کند عاقل است کنار او رفته می گویند ما عاقل هستیم و بقیه جاهل هستند.

استاد ابو القاسمی:

بله رفته کنار او نشسته. یک ضرب المثلی است می گوید دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش آید! این ها خیلی از همدیگر خوش شان هم آمده است. پس: «وَ إِيَابُ الْخَلْقِ إِلَيْكُمْ وَ حِسَابُهُمْ عَلَيْكُم‏» هیچ مشکلی ندارد، اگر ما ائمه را در طول خدا ببینیم در عرض خدا نبینیم مستقل نبینیم. مثل یک شعبه ای از یک بانکی که این‌ها یک فرعی از او هستند. خود خدا اجازه داده است چه اشکال دارد.

نکته جالب این است که ما در قرآن یک آیه داریم:

(وَعَلَى الْأَعْرَافِ رِجَالٌ يعْرِفُونَ كُلًّا بِسِيمَاهُمْ وَنَادَوْا أَصْحَابَ الْجَنَّةِ أَنْ سَلَامٌ عَلَيكُمْ لَمْ يدْخُلُوهَا وَهُمْ يطْمَعُونَ)

و بر «اعراف» مرداني هستند که هر يک از آن دو را از چهره‌شان مي‌شناسند؛ و به بهشتيان صدا مي‌زنند که: «درود بر شما باد!» اما داخل بهشت نمي‌شوند، در حالي که اميد آن را دارند.

سوره اعراف (7): آیه 46

بر اعراف یک گروهی هستند، اعراف یک کوهایی در قیامت است، (يعْرِفُونَ كُلًّا بِسِيمَاهُمْ) همه را هم با چهره‌ها می شناسند، (وَنَادَوْا أَصْحَابَ الْجَنَّةِ) به اصحاب بهشت چه می‌گویند؟ (أَنْ سَلَامٌ عَلَيكُمْ) سلام زمانی گفته می‌شود که دو نفر بهم برسند. اصحاب اعراف با کوههای شان جا به جا می‌شوند با این جایگاه بلندشان در قیامت جا به جا می‌شوند، یا بهشتی‌ها دارند جا به جا می‌شوند. کدام شان است؟ بلندی که جا به جا نمی‌شود چه کسی دارد جا به جا می‌شود؟ بهشتی‌ها می‌خواهند بهشت بیروند (لَمْ يدْخُلُوهَا وَهُمْ يطْمَعُونَ) هنوز به بهشت نرسیدند اما طمع دارند، دارند به سمت بهشت می روند. کسی مانع شان نشده است.

در مسیر بهشت، بهشتی‌ها به چه کسانی می‌رسند؟ به اصحاب اعراف می‌رسند. و این سلام صورت می گیرد. اگر بگوییم إِيَابُ اصحاب الْجَنة الی الاعراف؛ درست است و یا غلط است؟ عین آیه قرآن است. اصحاب اعراف چه کسانی هستند؟ ائمه گفتند نحن اصحاب الاعراف.

(وَإِذَا صُرِفَتْ أَبْصَارُهُمْ تِلْقَاءَ أَصْحَابِ النَّارِ قَالُوا رَبَّنَا لَا تَجْعَلْنَا مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ)

و هنگامي که چشمشان به دوزخيان مي‌افتد مي‌گويند: «پروردگارا! ما را با گروه ستمگران قرار مده!»

سوره اعراف (7): آیه 47

اصحاب نار هم از آن جا رد می‌شوند، گاهی اوقات روی شان آن طرف بر گردانده می‌شوند (قَالُوا رَبَّنَا لَا تَجْعَلْنَا مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ)؛ بعد دارد:

(وَنَادَى أَصْحَابُ الْأَعْرَافِ رِجَالًا يعْرِفُونَهُمْ بِسِيمَاهُمْ قَالُوا مَا أَغْنَى عَنْكُمْ جَمْعُكُمْ وَمَا كُنْتُمْ تَسْتَكْبِرُونَ)

و اصحاب اعراف، مرداني (از دوزخيان را) که از سيمايشان آنها را مي‌شناسند، صدا مي‌زنند و مي‌گويند: «(ديديد که) گردآوري شما (از مال و ثروت و آن و فرزند) و تکبرهاي شما، به حالتان سودي نداد!»

سوره اعراف (7): آیه 48

در آن ظالمین که نگاه می‌کنند یک عده ای را می شناسند، (مَا أَغْنَى عَنْكُمْ جَمْعُكُمْ وَمَا كُنْتُمْ تَسْتَكْبِرُونَ)؛ آن لشکری که آماده کرده بودی و هیزم های که فراهم کردی و برای آتش زدن حضرت ابراهیم آوردی چه شد؟ لشکر به کجا رسید؟ (وَمَا كُنْتُمْ تَسْتَكْبِرُونَ) به کجا رسید؟

(أَهَؤُلَاءِ الَّذِينَ أَقْسَمْتُمْ لَا ينَالُهُمُ اللَّهُ بِرَحْمَةٍ ادْخُلُوا الْجَنَّةَ لَا خَوْفٌ عَلَيكُمْ وَلَا أَنْتُمْ تَحْزَنُونَ)

آيا اينها [= اين واماندگان بر اعراف‌] همانان نيستند که سوگند ياد کرديد رحمت خدا هرگز شامل حالشان نخواهد شد؟! (ولي خداوند بخاطر ايمان و بعضي اعمال خيرشان، آنها را بخشيد؛ هم اکنون به آنها گفته مي‌شود:) داخل بهشت شويد، که نه ترسي داريد و نه غمناک مي‌شويد!

سوره اعراف (7): آیه 49

این طیفی که روی اعراف هستند بگوییم ایاب مؤمن و کافر به اصحاب اعراف است درست یا غلط است؟ عین آیه قرآن است. پس (إِنَّ إِلَينَا إِيابَهُمْ) حصر را ثابت نمی‌کند، حصر خارج نظام خدا را ثابت می کند هرکسی در خارج نظام خدا باشد نمی‌تواند ادعا کند (إِنَّ إِلَينَا إِيابَهُمْ* ثُمَّ إِنَّ عَلَينَا حِسَابَهُمْ) اما اگر یک کسی در نظام خدای متعال باشد بگوید خدا به من اجازه داده حساب و کتاب کنم مثل ملائکه که در قبر این کار را می‌کنند.

یک کسی از خدا اجازه گرفته در مسیر بهشت و جهنم است مثل اصحاب اعراف (إِنَّ إِلَينَا إِيابَهُمْ* ثُمَّ إِنَّ عَلَينَا حِسَابَهُمْ)، ایاب الخلق الی القبر، ایاب الخلق الی نکیر و منکر درست و یا غلط است؟

مجری:

همه اش درست است.

استاد ابو القاسمی:

بله همه اش درست است؛ پس این‌ها یک سری حرف‌هایی است که اقایان از روی نفهمی و ندانستن مبانی توحیدی قرآن مطرح می‌کنند. این پاسخ سوال اقای حامد.

اما اقای فیضی گفت سلیمانی اردستانی کجاست؟ ما هم دقیق نمی‌دانیم فقط می دانیم در قم برنامه دارد و در تهران هم برنامه دارد. این دو جا را می دانیم این که کجاست نمی دانم.

آقای احمدی از یاسوج گفتن آیه ای مخالفت با پیغمبر (صلی الله علیه واله وسلم) چه حکمی دارد؟ ما در قرآن آیه ای دارد:

(فَلَا وَرَبِّكَ لَا يؤْمِنُونَ حَتَّى يحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَينَهُمْ ثُمَّ لَا يجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيتَ وَيسَلِّمُوا تَسْلِيمًا)

به پروردگارت سوگند که آنها مؤمن نخواهند بود، مگر اينکه در اختلافات خود، تو را به داوري طلبند؛ و سپس از داوري تو، در دل خود احساس ناراحتي نکنند؛ و کاملا تسليم باشند.

سوره نساء (4): آیه 65

قسم به خدا، اصلا این‌ها اهل ایمان نخواهند بود منافق هستند، تا چه زمانی؟ (حَتَّى يحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَينَهُمْ) اگر اختلاف پیش آمد پیامبر باید حاکم باشد. (ثُمَّ لَا يجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيتَ) پیامبر تو که چیزی گفتی و معین کردی احساس سنگینی هم نباید بکنند.

مجری:

با جان و دل بپذیرند.

استاد ابو القاسمی:

پیغمبر (صلی الله علیه واله وسلم) اگر چیزی گفت باید با تمام وجود بپذیریم ذره ای روی این حکم احساس سنگینی کنید ایمان تان دچار خدشه است. یعنی چه؟ یعنی داری وارد درجات نفاق می‌شوی، چون ایمان و نفاق تشکیکی هستند از ایمان هَیْ پایین تر می‌آیی وارد نفاق می شوی هرچه بیشتر از حرف‌های پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم) ناراحت شدی ... این هم راجع به سوال این بزرگوار

مجری:

آقای بهادری هم که باز نظری دادند و خودشان هم توضیح دادند. به نظرم یک دقیقه بیشتر وقت نداشته باشیم اگر نکته ای است بفرمایید

استاد ابو القاسمی:

نه، نکته ای خاصی نیست از همه دوستان التماس دعا داریم.

مجری:

از شما خیلی متشکریم به خاطر این صبر و حوصله ای که به خرج دادید از محضرتان استفاده کردیم امیدواریم که بینندگان هم با ما هم نظر و هم عقیده باشند، من که به نوبه خودم از این دقایقی که در خدمت شما بودم خیلی خرسند بودم و یاد گرفتم و ان شاءالله بینندگان هم برای شان مورد استفاده قرار گرفته باشد.

متشکرم از همه شما بینندگان که با ما تماس می گیرید و نظرات تان را به ما ارائه می دهید، پیام می فرستید امیدوارم که بتوانیم برنامه های خوبی برای شما فراهم کنیم از جناب اقای دکتر ابو القاسمی تشکر می کنم و همچنین از شما عزیزان بیننده که با ما همراه بودید تا دیدار دیگر از همه شما التماس دعا داریم و شما را به خدای منان می سپاریم اللهم عجل لولیک الفرج!


از تحریف تا حقیقت: واکاوی تفکرات باطل سلیمانی اردستانی دربارۀ فتح ایران و لعن در قرآن و سنت>

راه روشن سلیمانی اردستانی عقیل هاشمی شبکه کلمه شیعه لباس روحانیت فتح ایران حدیث ثقلین ظلم خلفاء لعن در قرآن لعن در سنت نهج البلاغه صحیفه سجادیه اعراف