سایر قسمت ها
اولین و ابتدایی‌ترین مرحله اخلاص در کلام اهل بیت علیهم السلام آیت الله حسینی قزوینی

قسمت صد و سی و ششم برنامه اخلاق علوی سیره مهدوی با کارشناسی آیت الله حسینی قزوینی و اجرای آقای مرعشی


دیگر قسمت ها

 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

برنامه اخلاق علوی و سیره مهدوی27 09 1404(قسمت136)

عنوان برنامه: اولین و ابتدایی‌ترین مرحله اخلاص در کلام اهل بیت علیهم السلام

کلیدواژه: اخلاق علوی سیره مهدوی؛ اخلاص؛ مرحله اول اخلاص؛ امام خمینی (ره)؛ تقوا؛ نماز؛ حضور قلب؛ آیت الله شاه آبادی؛ توحید؛ سیر و سلوک؛ اجتناب از گناه؛ مال حرام؛ اولیاء الله؛ غدیر!

استاد: حضرت آیت الله حسینی قزوینی

مجری: حجت الاسلام والمسلمین مرعشی

مجری:

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ، الْحَمْدُلِلَّه رَبّ العَالَمِینْ، وَصَلی الله عَلیٰ مُحَمّدٍ وَآلِه الطَاهِرین؛

عرض سلام، ادب و احترام دارم خدمت همه شما بینندگان عزیز و ارجمند شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عج الله تعالی فرجه الشریف)؛ الحمدلله این توفیق را داریم در شب جمعه دیگر سید اللیالی، با برنامه اخلاق علوی و سیره مهدوی مهمان شما بینندگان عزیز و ارجمند باشیم.

برنامه ای که این توفیق را داریم، در محضر استاد حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی باشیم، ان شاءالله این شب هم بتوانیم از محضرشان نهایت بهره و استفاده را ببریم.

همان‌طور که مطلع هستید در ابتدای این برنامه‌هایی که محضر استاد هستیم استفاده می‌کنیم، برنامه برنامه معرفتی است و باید دل‌ها آماده بشود، برای زنگار زدایی دل چه چیزی بهتر از ذکر نام حضرت صدیقه کبری (سلام الله علیها) آماده می‌شویم یادی از حضرت بکنیم، ان شاءالله آغازی که حضرت استاد می‌فرمایند. سلام عرض می‌کنم در خدمت تان هستیم

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته

السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ فِي أَرْضِه،‏ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مِيثَاقَ اللَّهِ الَّذِي أَخَذَهُ وَ وَكَّدَهُ- ِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللَّهِ وَ دَلِيلَ إِرَادَتِه‏، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا وَعْدَ اللَّهِ الَّذِي ضَمِنَه‏، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا صَاحِبَ الْمَرْأَى وَ الْمَسْمَع‏ فَمَا شَيْ‏ءٌ مِنَّا إِلَّا وَ أَنْتُمْ لَهُ السَّبَبُ وَ إِلَيْهِ السَّبِيل.

خدمت بینندگان عزیز و گرامی خالصانه ترین سلامم را تقدیم می کنم، موفقیت روز افزون برای همه عزیزان از خدای منان خواهانم!

همان طور که عزیزمان فرمودند طلیعه ای عرایض مان را با یادی از صدیقه طاهره (سلام الله علیها) آغاز می‌کنیم باشد که یک لحطه ای از این لحظات مرضی آن بزرگوار قرار بگیرد و گوشه ای چشمی به ما و بینندگان عزیز داشته باشد.

کتاب عشق و فداکاری است فاطمه من

ولی چه سود که شیرازه این کتاب ندارد

ز ناله کردن هر روز و گریه کردن هر شب

خبر شدم که غم و درد او حساب ندارد

اگر ز غربت من کس سؤال کرد بگویید

در این دیار سلام علی جواب ندارد

لب حسین دگر بهر خنده باز نگردد

شکفته کی شود آن گل که آفتاب ندارد

 (وَسَيعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَي مُنْقَلَبٍ ينْقَلِبُونَ)

مجری:

طیب الله انفاسکم، خیلی ممنون و متشکر، شما بینندگان عزیز و ارجمندی که همراه برنامه اخلاق علوی و سیره مهدوی بودید قطعاً مطلع هستید که برنامه چه بحثی را دارد پیگیری می‌کند، بالاخره یکی از مهمترین اهدافی که همه شیعیان دارند، همه ان افرادی که خودشان را می‌خواهند پا در رکاب حضرت آقا ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بدانند این است که بتوانند خودشان را مزین به اخلاق آن آقا و این مسیری را که می‌خواهند آغاز کنند، به غیر از با داشتن اخلاص چنین چیزی چنین بندگی فایده نخواهد داشت.

 بحث، بحث اخلاص بود اگر امکانش هست حضرت استاد یک مختصری از جلسات گذشته بفرمایید البته یک مقدار از کلام حضرت امام نسبت به بحث اخلاص ناتمام ماند اگر امکانش است خلاصه ای بفرمایید.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه ‏وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه‏ وَ الّلعنُ الدّائمُ‏ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه، وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ، حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ، نِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ

عرض شد یکی از ویژگی‌های اخلاص این است که انسان اگر به مقام مُخْلَصین رسید، با تکیه بر مراحل مُخلِصین و عمل به اخلاص به یک جایی می‌رسد که دیگر شیطان در او هیچ طمعی نمی‌تواند بکند؛ چون روح عبد قلب، عبد روح و قلب الهی می‌شود. «كنت سَمْعَهُ الذي يَسْمَعُ بِهِ» می‌شود.

«وما يَزَالُ عَبْدِي يَتَقَرَّبُ إلي بِالنَّوَافِلِ حتى أُحِبَّهُ فإذا أَحْبَبْتُهُ كنت سَمْعَهُ الذي يَسْمَعُ بِهِ وَبَصَرَهُ الذي يُبْصِرُ بِهِ وَيَدَهُ التي يَبْطِشُ بها وَرِجْلَهُ التي يَمْشِي بها وَإِنْ سَأَلَنِي لَأُعْطِيَنَّهُ وَلَئِنْ اسْتَعَاذَنِي لَأُعِيذَنَّهُ وما تَرَدَّدْتُ عن شَيْءٍ أنا فَاعِلُهُ تَرَدُّدِي عن نَفْسِ الْمُؤْمِنِ يَكْرَهُ الْمَوْتَ وأنا أَكْرَهُ مَسَاءَتَهُ»

الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج5، ص2384، 6137

به چشم خدا می‌بینند با چشم اهل بیت می‌بیند با گوش خدا می‌شنود دیگر در اونجا جایی برای شیطان نیست. عرض شد که مسئله اخلاص چه مراحلی دارد، نکاتی را عرض کردیم و به فرمایش امام راحل (رضوان الله تعالی علیه) رسیدیم که فرمودند مقصود از این اخلاص، خالص شدن هویت انسانیه به جمیع شئون غیبیه و ظاهریه است، که اخلاص عملی از ترشحات آن است!

 یعنی وقتی انسان قلبش و روحش خالص برای خدا شد و جز خدای عالم در قلب او هیچ چیزی دیده نشد برای او فکر می‌کند، برای او عمل می‌کند برای او نفس می‌کشد برای او زندگی می‌کند وقتی اخلاص به اینجا رسید که سراسر قلب او با اخلاص عجین شد عمل هم طبق این انجام می‌شود.

وقتی قلب خالص برای خدا شد کاری برای غیر خدا انجام نمی‌دهد عملی برای غیر خدا انجام نمی‌دهد، می‌گویند از کوزه همان طراود که در اوست. و لذا امام (رضوان الله تعالی علیه) نکات خیلی زیبایی را داشتند که انسان باید اول قلب خودش را خالص کند، در قلب خودش غیر خدا را جایی ندهد.

 حب مال، حب جاه، حب اولاد، حب همسر و این‌ها با حب الله منافات دارد. بله حب الله بیاید، حب اولاد در مسیر حب الله قرار می‌گیرد، این حب اولاد هم حب الله است؛ یعنی هیچ فرقی نمی‌کند، همسر را دوست دارد چون خدا گفته دوست داشته باش برای زن و بچه‌اش تلاش می‌کند چون خدا گفته اگر همه اعمال این شکلی شد دیگر جز خدا در زندگی و در قلب او چیزی مشاهده نمی‌شود.

 فلذا مهم‌ترین نکته در فرمایشات حضرت امام این هست که در قلب نگذاریم چیز دیگری بیاید.

«الْقَلْبُ حَرَمُ اللَّهِ فَلَا تُسْكِنْ حَرَمَ اللَّهِ غَيْرَ اللَّهِ.»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج67، ص25

قلب حرم خدا است، غیر خدا را در اونجا ساکن نکن!

 تعبیر مناجات شعبانیه ائمه را امام فرمودند:

«إِلَهِي هَبْ لِي كَمَالَ الِانْقِطَاعِ إِلَيْك حَتَّى تَخْرِقَ أَبْصَارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّور فَتَصِلَ إِلَى مَعْدِنِ الْعَظَمَةِ وَ تَصِيرَ أَرْوَاحُنَا مُعَلَّقَةً بِعِزِّ قُدْسِك‏»

إقبال الأعمال (ط - القديمة)؛ ابن طاووس، على بن موسى، محقق/ مصحح: ندارد ناشر: دار الكتب الإسلاميه، ج2، ص687

«هَبْ لِي كَمَالَ الِانْقِطَاعِ إِلَيْك» خدایا به من هبه کن، عنایت کن ببخش کمال انقطاع به سوی خودت را، یعنی جز تو در قلبم نباشد، جز برای تو فکر نکنم، جز برای تو عمل نکنم جز به تو اعتمادی نداشته باشم.

یک کسی که در زندگی منتظر است آخر ماه حقوق ماهیانه را بگیرد تا زندگی را بچرخاند، این در حقیقت:

(أَرَأَيتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ أَفَأَنْتَ تَكُونُ عَلَيهِ وَكِيلًا)

آيا ديدي کسي را که هواي نفسش را معبود خود برگزيده است؟! آيا تو مي‌تواني او را هدايت کني (يا به دفاع از او برخيزي)؟!

سوره فرقان (25): آیه 43

این با اخلاص منافات دارد، غذا می‌خورد تصور می‌کند غذا است که او را سیر کرده، این اخلاص منافات دارد، آب می‌خورد تصور می‌کند آب است که او را سیراب کرده، این‌ها با اخلاص بلکه با توحید منافات دارد، در آخر سوره یوسف می‌خوانیم، یعنی وحشتناک‌ترین آیه در قرآن است:

(وَمَا يؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَهُمْ مُشْرِكُونَ)

و بيشتر آنها که مدعي ايمان به خدا هستند، مشرکند!

سوره یوسف (12): آیه 106

اکثریت آنهایی که دم از ایمان می‌زنند، این‌ها در زیر سایه شرک دارند زندگی می‌کنند. بله من آب می‌خورم سیراب هم می‌شوم ولی اونی که در این آب قدرت سیراب قرار داده خدا است. غذا می‌خورم سیر می‌شوم، غذا من را سیر نمی‌کند، خدای عالم در غذا خاصیت سیر شدن قرار داده است.

 خیلی ظریف است، بحث توحید به تعبیر مرحوم «قاضی (رضوان الله تعالی علیه)» مثل کندن کوه با مژه چشم است. همین دو، سه تا مثالی که بنده زدم، غذا می‌خورم تصور می‌کنم این غذا من را سیر کرده است این شرک است، یعنی در دنیا یک موثری غیر از خدا قائل شدم!

 یک دفعه غذا می‌خورم می‌گویم خدایا تو را شاکر هستم که در این غذا قدرت سیر شدن قرار داده بودی، من سیر شدم؛ یعنی همه چه توحید می‌شود، همه چه خدا بشود. همان تعبیر حضرت امیر (سلام الله علیه)

«ما رَأَيْتُ شَيْئاً اِلاّ وَ رَأَيْتُ اللهَ قَبْلَهُ وَ بَعْدَهُ وَ مَعَهُ»

هرچه در عالم هستی می‌بینم قبل از او خدا را می‌بینم؛ چون همه حادث‌ هستند، به امر الهی این‌ها بوجود آمده‌اند، قبل از او خدا و با او خدا را ببینم، چون قوام عالم به الله است، جز الله در این جهان مؤثری نیست و بعد از او هم خدا را می‌بینم.

(كُلُّ مَنْ عَلَيهَا فَانٍ، وَيبْقَى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلَالِ وَالْإِكْرَامِ)

همه کساني که روي آن [= زمين‌] هستند فاني مي‌شوند، و تنها ذات ذوالجلال و گرامي پروردگارت باقي مي‌ماند!

سوره الرحمن (55): آیات 26 و 27

همه فانی می‌شود آنچه که باقی می‌ماند وجه الله است، اگر به این مرحله ما رسیدیم، قطعاً به یک جایی رسیدیم که:

(مَا جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَينِ فِي جَوْفِهِ)

خداوند براي هيچ کس دو دل در درونش نيافريده!

سوره احزاب (33): آیه 4

 در قلب مؤمن دوتا محبت نمی‌شود، در سینه مرد دو تا قلب نمی‌شود، یک قلب برای خدا، یک قلب برای زن و بچه، یک قلب برای دنیا یک قلب برای ریاست، یک قلب هم برای چنین و چنان، همه یک قلب است و آن هم خالص برای خدای عالم است.

 بعد بحثی را شروع کردیم بر اینکه امیرالمؤمنین فرمود:

«تَصْفِيَةُ الْعَمَلِ أَشَدُّ مِنَ الْعَمَل‏»

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج8، ص24

خالص کردن عمل، از خود عمل خیلی سخت‌تر است. یک کسی نماز می‌خواند زحمت می‌کشد، نماز خواندن که قطعاً زحمت دارد، اول اذان صبح بخواهد، خواب شیرین را کنار بگذارد، بلند شود وضو بگیرد نماز بخواند، خیلی سخت است. ان شاءالله ماه رمضان دارد می‌آید، سی روز دارد روزه می‌گیرد گرسنگی و این‌ها همه سخت است؛ ولی امیرالمؤمنین می‌فرماید آن‌ که سخت‌تر از عمل است خالص کردن عمل برای خدا است.

 هرچه روزه گرفتن سخت باشد، اخلاص در روزه از خود روزه سخت‌تر است، شاید یک نفری در ماه رمضان روزه بگیرد، سختی هم بکشد، گرسنگی و تشنگی هم بکشد؛ ولی کارش برای خدا نیست عادت کرده، خیلی از ما‌ها اینطوری هستیم، چون از اول زندگی و کودکی عادت کردیم، با آن‌های که روزه خواری می‌کنند کار نداریم آن‌ها کارشان با کرام الکاتبین است.

 ما کارمان با کسانی است که اهل روزه داری هستند، آیا من فردا می‌خواهم روزه بگیرم از اول اذان صبح تا اذان مغرب از مبطلات روزه امساک کنم، این برای چه است؟ برای این‌که زن و بچه فامیل برادر و غیره همه روزه هستند من هم دارم روزه می‌گیرم هیچ ارزشی ندارد.

 یا می‌گویم خدایا چون تو گفتی روزه بگیر، خالص برای تو روزه می گیرم؛ یعنی همانطوری که نماز می‌خوانیم می‌گوییم خدایا برای تو دو رکعت نماز صبح قربة الی الله می‌خوانم، در روزه گرفتن هم می‌گویم خدایا امروز قربة الی الله روزه می‌گیرم، حداقلش این است، افطار می‌کنم قربة الی الله، سحری می‌خورم قربة الی الله، از مبطلات روزه قربة الی الله امساک می‌کنم. این‌ها همه اخلاص برای خدا می‌شود.

 و لذا حضرت امیر می‌فرماید: «تَصْفِيَةُ الْعَمَلِ أَشَدُّ مِنَ الْعَمَل‏»؛ خالص کردن عمل از خود عمل به مراتب خیلی سخت تر است. در خیلی از جاها شیطان ما را تحریک به عمل می‌کند؛ چون اگر عمل نکنیم برای ما پشیمانی می‌آید، کسی که نماز شب نمی‌خواند کاری ندارد ولی یک کسی که مشغول نماز شب بوده شیطان می‌آید به خواب می‌اندازد، صبح پا می‌شود، شیطان می‌بیند که این طرف خیلی ناراحت و پشیمان در روایت هم داریم اگر بنده خواب بماند (قریب به این مضمون) صبح بیدار می‌شود می‌گوید توفیق به نماز شب پیدا نکردم، یا نماز صبحش قضا شده، در قلبش ناراحت است و تأسف می‌خورد خدای عالم به خاطر این تأسف به او پاداش می‌دهد.

 بعضی وقت است شیطان می‌آید ما را بیدار می‌کند نماز بخوانیم تا فردا تأسف نخوریم که به خاطر تأسف پاداش ببریم در قضیه اگر اشتباه نکنم معاویه است یا یزیده ظاهراً معاویه هست شیطان می‌آمد هر شب برای نماز شب بیدارش می‌کرد، یک شب در خواب شیطان را دید گفت آقا تو که آدمی نیستی که برای نماز شب کسی را بیدار کنی چرا من را برای نماز شب بیدار می‌کنی؟

 گفت برای اینکه اگر نماز شب نخوانی صبح یک تأسف می‌خوری می‌گویی ای کاش نماز شب می‌خواندم، آن خیلی پا و کمر من را می‌شکند و لذا موفقت به نماز می‌دارم نمازت هیچ ارزش و هیچ فایده‌ای ندارد، تا صبح پا شدی تأسف نخوری به خاطر تاسفت پاداش ببری این را می‌خواهم از دستت بگیرم!

دوستان عزیز بعضی وقت‌ها چیزهایی که ما می‌بینیم به ظاهر موفق می‌شویم عمل می‌کنیم، به خدای عالم پناه ببریم که حال‌مان اینطوری نباشد، عمل خالص برای آن نباشد شیطان هم همین را می‌خواهد از آن طرف اگر ترکی کردیم تأسف نخوریم پاداش ببریم.

مجری:

 خیلی عالی از محضرتان استفاده کردیم نکته‌ای که اینجا خیلی بینندگان هم اتفاقاً جلسه پیش هم باز این سؤال را مطرح کردند جلسه قبلی که با برنامه اخلاق علوی در خدمت تان بودیم و بالاخره بعد از این همه ایجاد شوق‌ها و ترغیب‌ها و اینکه سختی هایش را انسان هر طوری است قرار است تحمل بکند تا بخواهد به آن درجات برسد و تمام اینها را فهمیدیم اما به زبان ساده حالا چه کار کنیم، اولین مرحله‌ای که انسان باید شروع بکند ابتدایی‌ترین کاری که باید انجام بدهد باید قدم مسیر اخلاص و بندگی را آغاز بکند از کجا می‌شود شروع کرد؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

در رابطه با آغاز اخلاص در قرآن دو تا آیه در رابطه با تقوا هست این را بارها گفتیم:

(فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ وَاسْمَعُوا وَأَطِيعُوا وَأَنْفِقُوا خَيرًا لِأَنْفُسِكُمْ وَمَنْ يوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ)

پس تا مي‌توانيد تقواي الهي پيشه کنيد و گوش دهيد و اطاعت نماييد و انفاق کنيد که براي شما بهتر است؛ و کساني که از بخل و حرص خويشتن مصون بمانند رستگارانند!

سوره تغابن (64): آیه 16

تقوا پیشه کنید انقدری که از دست تان می‌آید یک جا هم هست: (اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ)

(يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ)

اي کساني که ايمان آورده‌ايد! آن گونه که حق تقوا و پرهيزکاري است، از خدا بپرهيزيد! و از دنيا نرويد، مگر اينکه مسلمان باشيد! (بايد گوهر ايمان را تا پايان عمر، حفظ کنيد!)

سوره آل عمران (3): آیه 102

تقوا داشته باشید آن طور که شایسته خداست. (اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ) کار ماها نیست مال اولیاء الله نماز بخوانیم آنگونه‌ای که شایسته خدا است بگوییم خدایا از دست ما ساخته نیست؛ ولی نماز بخوانید آنچه که از دست تان می‌آید، از اول نماز تمام تلاش مان را می‌کنیم ذهن مان جای دیگر نرود حضور قلب داشته باشیم توجه به عبارت‌ها داشته باشیم.

اما اینکه ما بیاییم این نمازمون به تعبیر امام (رضوان الله تعالی علیه) می‌گوید در نیت نماز ببینید من تناجی، کیف تناجی بماذا تناجی ببین من تناجی، نماز می‌خوانی با چه کسی حرف می‌زنی؟ کیف تناجی، چگونه با او حرف می‌زنی؟ در برابر آن خدایی که مالک الملوک است، تمام آسمان و زمین دست اوست ناسیه و تمام هستی تو دست اوست.

 (اگر آنی کند نازی فرو ریزند قالب‌ها) یک لحظه نظرش از ما برداشته بشود ما محو و نیستیم من تناجی، کیف تناجی، بماذا تناجی؟ این الفاظی که داری می‌گوی، این الفاظ یک معانی ظاهریه دارد و یک معانی باطنیه دارد هم معانی ظاهریه را باید رعایت کنید هم معانی باطنیه اش را، خیلی رک می‌گویم خدایا این سخت است.

(اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ)، کار ما نیست مگر اینکه تو از دست مان بگیری یک عنایتی داشته باشی، یک کرم و یک نوری بر ما از عالم غیبت بتابانی، ما نمازمان شایسته تو باشد. امام سجاد (سلام الله علیه) یک تعبیر خیلی قشنگی دارد می‌گوید خدایا:

«إِلَهِي لَوْ لَا الْوَاجِبُ مِنْ قَبُولِ أَمْرِكَ لَنَزَّهْتُكَ مِنْ ذِكْرِي إِيَّاكَ عَلَى أَنَّ ذِكْرِي لَكَ بِقَدْرِي لَا بِقَدْرِك‏»

خداوندا! اگر امر واجب القبول تو نبود، من تو را منزه‌تر و پاکتر از آن می‌دانستم که ذکر تو را بگویم و با این که ذکر من از تو به قدر فهم و درک من است نه به قدر شایستگی مقام تو و ارزش من!

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج91، ص151

یکی از عبارت‌هایی که مال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) یا از یکی دیگر ائمه (سلام الله علیهم) است می‌گوید بعد از نماز سرتان را در سجده به مهر بگذارید شکر که می‌خواهید بگویید این را بگویید:

«اللَّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ كَمَا حَمِدَكَ بِهِ جَمِيعُ أَنْبِيَائِكَ وَ رُسُلِكَ وَ مَلَائِكَتِك‏ وَ كَمَا يَنْبَغِي لِعِزِّكَ وَ كِبْرِيَائِكَ وَ عَظَمَتِك‏»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج1، ص343

خدایا تو را حمد می‌کنم همان گونه‌ای که ملائکه، پیامبران و رسل تو را حمد می‌کنند «وَ كَمَا يَنْبَغِي لِعِزِّكَ وَ كِبْرِيَائِكَ وَ عَظَمَتِك‏» تو را آنچنان حمد می‌کنم که شایسته جلال تو است. کسانی که ائمه (علیهم السلام) را ندارند چه کار می‌کنند، فردای قیامت چه کار می‌خواهند بکنند. با خدا می‌خواهند حرف بزنند چه، چه حرف می‌زنند.

 از ابوهریره چیزی دارند، از ابوسعید خدری چیزی دارند، یا از آن یکی‌ها چیزی دارند؟ راه حرف زدن با خدا را باید از ائمه یاد بگیریم «اللَّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ كَمَا حَمِدَكَ بِهِ جَمِيعُ أَنْبِيَائِكَ وَ رُسُلِكَ وَ مَلَائِكَتِك‏ وَ كَمَا يَنْبَغِي لِعِزِّكَ وَ كِبْرِيَائِكَ وَ عَظَمَتِك‏»، این کاملاً واضح و روشن است.

 در مناجات عارفین داریم:

«إِلَهِي قَصُرَتِ الْأَلْسُنُ عَنْ بُلُوغِ ثَنَائِكَ كَمَا يَلِيقُ بِجَلَالِكَ وَ عَجَزَتِ الْعُقُولُ عَنْ إِدْرَاكِ كُنْهِ جَمَالِكَ وَ انْحَسَرَتِ الْأَبْصَارُ دُونَ النَّظَرِ إِلَى سُبُحَاتِ وَجْهِكَ وَ لَمْ تَجْعَلْ لِلْخَلْقِ طَرِيقاً إِلَى مَعْرِفَتِكَ إِلَّا بِالْعَجْزِ عَنْ مَعْرِفَتِك‏»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج91، ص150

خدایا عقل‌ها از درک کمال تو ناقص هستند، زبان از بیان تسبیح تو، ناقص هستند، چشم‌ها از دیدن جمال تو عاجز هستند «وَ لَمْ تَجْعَلْ لِلْخَلْقِ طَرِيقاً إِلَى مَعْرِفَتِكَ إِلَّا بِالْعَجْزِ عَنْ مَعْرِفَتِك‏» بالاترین درجه معرفت اظهار عجز از معرفت است. حالا اینجا حرف‌های زیادی هست که من نمی‌خواهم خیلی وارد بشوم.

مجری:

باز یک نکته ای در فرمایشات حضرتعالی سؤال پیش می‌آید یک وقتی ممکن است به تعبیری که فرمودید ممکن است شیطان انسان را برای نماز صبح بیدار کند، یک وقتی ممکن است خود انسان بیدار بشود، آیا چیزی است انسان بتواند بفهمد الان این کاری که انجام شده ثمره اخلاصش بوده یک چیزی که بداند الان من اخلاص داشتم یک نمودی یک چیزی که نشان بدهد نتیجه اخلاص من چطور بوده است.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

مرحوم شهید ثانی جمله قشنگی دارد (روحش شاد یک صلواتی هم برای ایشان بفرستیم، اللهم صل علی محمد و آل محمد) ایشان یک کتاب به اسم آداب الصلات دارد می‌گوید بعد از نماز شما ببین حالت با قبل از نماز فرق کرد یا نکرد، نماز خواندی (اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقيم) ‏گفتی (صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيهِمْ) خدایا مرا به قرب درگاهت راه بده همانطوری که انبیاء، اولیاء، شهدا و صدیقین را راه دادی (فَأُولَئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيهِمْ...)

(وَمَنْ يطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولَئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيهِمْ مِنَ النَّبِيينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِينَ وَحَسُنَ أُولَئِكَ رَفِيقًا)

و کسي که خدا و پيامبر را اطاعت کند، (در روز رستاخيز،) همنشين کساني خواهد بود که خدا، نعمت خود را بر آنان تمام کرده؛ از پيامبران و صديقان و شهدا و صالحان؛ و آنها رفيقهاي خوبي هستند!

سوره نساء (4): آیه 69

بعد از نماز روحیه اش فرق کرد، احساس لذت کرد معلوم می‌شود این نماز اثر داشته مال خدا است اگر دید بعد از نماز قساوت، قلبش را گرفت می‌گوید آن نمازی که در او حضور قلب نباشد بعد از نماز به جای خوشحالی سرور، قساوت قلب آدم را می‌گیرد، امتحان است ما ببینیم بعد از نمازمان با قبل از نماز روحیه ‌مان فرق می‌کند یا فرق نمی‌کند.

اگر روحیه مان فرق کرد معلوم می‌شود این عمل قبول شده خالص برای او بود و اگر نه همینطوری عجله داریم اشهد ان لا اله،... السلام علیکم و رحمة الله، سریع و عجله داریم از نماز بیرون بیاییم دنبال کار برویم و این نماز جز قساوت برای ما چیزی دیگری نداشت معلوم می‌شود این مال خدا نبوده، شیطان آمده ما را گول زده تا یک کارهای انجام بدهیم و اظهار ندامت هم نمی‌کنیم.

 از اول تا آخر نماز حضور قلب نداریم، ناراحت هم نیستیم که حضور قلب نداریم، یک دفعه کسی می‌خواهد حضور قلب داشته باشد، ولی نمی‌داند و بعد از نماز هم احساس شرمندگی می‌کند.

 امام سجاد (سلام الله علیه) می‌فرماید خدایا گرچه نتوانستم تو را به آن گونه‌ای که شایسته ای عبادت کنم ولی دوست داشتم تو را انطوری که شایسته ای عبادت کنم خیلی جالب است، می‌گوید خدایا خیلی دوست داشتم تو را آنگونه‌ که خودت گفتی شایسته هستی عبادت کنم ولی چه کار کنم نتوانستم، همین اظهار ندامت خودش خیلی کارها انجام می‌دهد و مشکل‌ها را حل می‌کند.

مرحوم آقای «بهجت (رضوان الله تعالی علیه)» یک تعبیری دارد می‌گوید تلاش کنید در نماز حضور قلب داشته باشید اگر دیدی حواست پرت شد، دوباره حضور داشته باش، باز حواست پرت شد، دوباره برگرد، شیطان تو را از راه به در می‌کند؛ ولی همین که متوجه شدی با خدا حرف می‌زنی هر کجا این حضور حاصل شد خوب است ولو در آن سه تا سلام آخر حضور قلب داشته باشید همین هم غنیمت است.

 ولی به شرط اینکه اونجایی که حضور قلب نداشتید قلباً ناراحت بشوید و احساس شرمندگی کنید. من بارها این را گفته ام و سر درس هم بارها این را گفتم، ما نماز که داریم می‌خوانیم الان من با حضرتعالی صحبت می‌کنم وقتی صحبت می‌کنم اصلاً توجه به کلمه صحبت (ص، ح، ب، ت) دارم؟ نه!

معانی صحبت را هم در نظر می‌گیرم؟ اصلاً و ابداً نه لفظی در کار است و نه معنای لفظ در کار است. لفظ و معنا آمده فانی در حضور شد است. اگر ما با خدا اینطوری حرف بزنیم با الفاظ کار نداشته باشیم، با معانی هم کار نداشته باشد لفظ معنا فانی در حضور باشد؛ یعنی آن حضور حق تعالی که علم دارد.

 ما چهار تا اسم اعظم داریم، علیم، قدیر، حی و قیوم از این هزار و یک اسم خدا این سه تا رئیس و فرمانده اسماء است حتی می‌گویند آصف ابن برخیا که در یک چشم بهم زدن تخت بلقیس را از یمن به فلسطین آورد، گفت «يَا اهيا شراهيا» به زبان عربی یا حی یا قیوم می‌شود.

 یا حی، قیوم، علیم، قدیر این چهار تا اسم اعظم خدا است و در نماز این‌ها را داشته باشیم مخصوصاً خدا آیت الله شاه آبادی را بیامرزد، (استاد ما، و استاد زاده حضرت امام) شاید این مطلب را در این هشت سال بگویم هشت هزار بار شندیم که تلاش کنید در نماز عین حضور حق و عین ربط به حق این دو تا را داشته باشید.

 بعد ایشان مثال می‌زد، مثل صور ذهنی می‌گوید الان شما اینجا نشستید، حرم امام رضا در ذهن تان می‌آید، حرم امام حسین در ذهن تان می‌آید، قیافه پدرت در ذهنت می‌آید، این عین حضور و عین ربط به شما است. این صور ذهنی عین حضور شما و عین ربط به شما است یعنی آنچنان این صور ذهنی بر شما ارتباط دارد، یک لحظه غفلت کنی این صور ذهنی رفت!

 بعد این شعر را می‌خواند:(اگر آنی کند نازی فرو ریزند قالب‌ها)

«يَا نَعِيمِي وَ جَنَّتِي يَا دُنْيَايَ وَ آخِرَتِي يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِين‏»

نام كتاب: زاد المعاد- مفتاح الجنان‏؛ نويسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏ (تاريخ وفات مؤلف: 1110 ق‏)، محقق / مصحح: اعلمى، علاءالدين‏، ناشر: موسسة الأعلمي للمطبوعات‏، بيروت‏ 1423 ق، ص412

«يَا سَيِّدِي فِيمَا يَكُونُ مِنِّي إِلَى آخِرِ عُمُرِي مِنْ سَرِيرَتِي وَ عَلَانِيَتِي وَ بِيَدِكَ لَا بِيَدِ غَيْرِكَ زِيَادَتِي وَ نَقْصِي وَ نَفْعِي وَ ضُرِّي»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج91، ص97

خدایی که دین، دنیا و آخرتم به دست توست همانطوری که از رحم مادر گرفته از روز اول، دوران شیرخوارگی بچگی، یک عمری همه تو مدبرم بودی، تو تدبیرم کردی، این‌ها را در نظر بگیریم، علم خدای عالم به گذشته، علم خدای عالم به حال، الان هم خدا تمام اسرارم را تو می‌دانی، از گناهانم خبر داری، از معاصی ام تو خبر داری، از انحرافاتم تو خبر داری، آینده ام را می‌دانی، من نمی‌دانم ۱۰ دقیقه دیگر چه اتفاقی برای من می‌افتد، ۱۰ ساعت دیگر چه اتفاقی می‌افتد، ۱۰ روز دیگر چه اتفاقی می‌افتد، ۱۰ سال دیگر چه اتفاقی افتد، کی می‌میرم، کجا می‌میرم، چطوری غسلم می‌دهند، چطوری کفنم می‌کنند، کجا دفنم می‌کنند، قبرم چه می‌شود، سئوال نکیر و منکرم چه می‌شود، برزخ و قیامتم چه می‌شود.

خدایا همه را تو میدانی، عین حضور تو است، همانطوری که صور ذهنی من، عین حضور من است تمام هستی من عین حضور حق است، یک آن و یک لحظه اگر خدای عالم از ما نظرش برگردد دیگر مایی نیستیم نه اینکه بگویم ما هستیم مردیم، نه اصلاً مایی نیستیم محو و نابود می‌شویم هیچی دیگر نیست، وجودی نیست همه زندگی ما به وجود است.

 چشم وجود دارد، دست وجود دارد، پا وجود دارد، قلب روح همه چیز وجود دارد، وجود مال خدا است (اگر آنی کند نازی فرو ریزند قالب‌ها)

 دوستان عزیز! آن کسی را که خدای عالم توفیق داد در نمازش مراقب بود

«إِنَّ أَوَّلَ مَا فَرَضَ اللَّهُ تَعَالَى الصَّلَاةُ وَ آخِرَ مَا يَبْقَى عِنْدَ الْمَوْتِ الصَّلَاةُ وَ أَوَّلَ مَا يُحَاسَبُ بِهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ الصَّلَاةُ فَمَنْ أَجَابَ فَقَدْ سَهُلَ عَلَيْهِ مَا بَعْدَهُ وَ مَنْ لَمْ يُجِبْ فَقَدِ اشْتَدَّ مَا بَعْدَه‏»

جامع الأخبار( للشعيري)؛ نويسنده: شعيري، محمد بن محمد (تاريخ وفات مؤلف: قرن 6)، محقق / مصحح: ندارد، ناشر: مطبعة حيدرية نجف، بی تا، ص73

«أَوَّلَ مَا يُحَاسَبُ بِهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ الصَّلَاةُ» اول چیزی که سئوال می‌شود نماز است.

«أَوَّلُ مَا يُحَاسَبُ الْعَبْدُ الصَّلَاةُ فَإِنْ قُبِلَتْ قُبِلَ مَا سِوَاهَا وَ إِنْ رُدَّتْ رُدَّ مَا سِوَاهَا»

نام كتاب: فلاح السائل و نجاح المسائل‏؛ نويسنده: ابن طاووس، على بن موسى‏ (تاريخ وفات مؤلف: 664 ق‏)، محقق / مصحح: ندارد، ناشر: بوستان كتاب‏، قم: 1406ق، ص127

«فَإِنْ قُبِلَتْ قُبِلَ مَا سِوَاهَا وَ إِنْ رُدَّتْ رُدَّ مَا سِوَاهَا»؛ اگر قبول شد نماز دیگر اعمال ما هم قبول است اگر قبول نشد، دیگر اعمال هم قبول نیست!

 حالا به حرف خودمان برگردیم، برای آغاز اخلاص همان تقوا است، تقوای مرحله اول (فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ)، الان من به ذهنم می‌آید مثلاً غیبت یک آقایی را بکنم می‌توانم غیبت بکنم، می‌توانم غیبت نکنم، این اختیار را خدا به من داده این در اختیار من است از این غیبت صرف نظر کنم، یا یک جمله‌ای می‌خواهم بگویم خلاف واقع و دروغ است می‌توانم بگویم می‌توانم نگویم در این دو راهی دروغ نگویم، یا به نامحرم می‌خواهم نگاه کنم، می‌توانم نگاه کنم، می‌توانم چشم پوشی کنم.

 در روایت دارد یک جوانی چشمش به نامحرم می‌افتد برای رضای خدا سرش را پایین می‌اندازد، خدای عالم به ملائکه می‌گوید ای ملائکه شاهد باشید این بنده من، چشمش به نامحرم افتاد به خاطر من سرش را پایین انداخت، امثال او در خیابان مشغول چشم چرانی هستند، شاید قریب به این مضمون، شاهد باشید همه گناهان او را بخشیدم، سعادت را برای او تضمین می‌کنم!

 در روایت دارد ترک گناه، مثلا الان یک غیبتی بذهن من می‌رسد، یا همسر من، رفیق من، دوست من می‌خواهد غیبت کند، جلوی غیبت را می‌گیرم ترک یک گناه در نزد خدای عالم از هفتاد سال یا هزار سال عبادت بالاتر است، ترک گناه این آثار را دارد. ما باید ترک گناه را ملاک قرار بدهیم!

 لذا رسول اکرم فرمود:

«تَمَامُ الْإِخْلَاصِ اجْتِنَابِ الْمَعَاصِي‏»

تمامیت اخلاص با یک جمله انجام می‌شود، از محارم اجتناب بکنید.

 امیرالمؤمنین فدایش بشوم فرمود:

«تَمَامُ الْإِخْلَاصِ تَجَنُّبُ الْمَعَاصِي‏»

كنز الفوائد؛ نویسنده: كراجكى، محمد بن على، محقق / مصحح: نعمة، عبد الله‏، ناشر: دارالذخائر، ج1، ص279

در فرمایش پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم) ِ اجْتِنَابِ الْمَعَاصِي‏ بود، در فرمایش حضرت علی (علیه السلام) «تَجَنُّبُ الْمَعَاصِي» است. آقا امام صادق (سلام الله علیه) فرمود:

«مَنْ قَالَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ مُخْلِصاً دَخَلَ الْجَنَّةَ وَ إِخْلَاصُهُ أَنْ تَحْجُزَهُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ عَمَّا حَرَّم‏»

التوحيد( للصدوق)؛ نويسنده: ابن بابويه، محمد بن على‏، (وفات مؤلف: 381 ق‏)، محقق / مصحح: حسينى، هاشم‏، ناشر: جامعه مدرسين‏، ص27

هر کس مخلصا لا اله الا الله بگوید، وارد بهشت می‌شود. همین‌طوری من لا اله الا الله می‌گویم وارد بهشت می‌شوم؟ نه، «وَ إِخْلَاصُهُ أَنْ تَحْجُزَهُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ عَمَّا حَرَّم‏» اخلاص لا اله الا الله این است که این لا اله الا الله من را از محرمات حفظ کند، از گناه حفظ کند، اگر لا اله الا الله گفتم گناه هم کردم معلوم می‌شود لا اله الا الله خالص برای خدا نبوده است.

یا در روایت دیگر است که خیلی روایت قشنگی است، ابن عباس و دیگران نقل کردند روزی رسول اکرم یک خطبه‌ای خواند فرمود:

«يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّهُ مَنْ لَقِيَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ مُخْلِصاً لَمْ يَخْلِطْ مَعَهَا غَيْرَهَا دَخَلَ الْجَنَّة»

هر کس به وحدانیت خدا شهادت بدهد، و با اخلاص لا اله الا الله بگوید چیزی مخلوطش نکند، زهر ماری قاطی ان نکند، خدا او را وارد بهشت می‌کند.

«فَقَامَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ فَقَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم) بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي وَ كَيْفَ يَقُولُهَا مُخْلِصاً لَا يَخْلِطُ مَعَهَا غَيْرَهَا فَسِّرْ لَنَا هَذَا حَتَّى نَعْرِفَهُ»

امیرالمؤمنین بلند شد گفت یا رسول الله پدر و مادرم فدایت بشود لا اله الا الله چطوری با اخلاص گفته بشود که زهرماری قاطی ان نشود، برای ما تفسیر کن تا ما بدانیم لا اله الا الله که زهر ماری قاطی آن نشود چیست؟

«فَقَالَ نَعَمْ حِرْصاً عَلَى الدُّنْيَا وَ جَمْعاً لَهَا مِنْ غَيْرِ حِلِّهَا»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج73، ص360

«لا اله الا الله» که باعث بشود ما حریص به دنیا نشویم، اموال دنیا را از غیر آنچه که خدا معین کرده به دست نیاوریم!

دوستان بعضی وقت‌ها ما توجه نداریم بعضی از آقایان هستند می‌گویند من مال حرام نمی‌خورم به مال دزدی لب نمی‌زنم، واقعاً هم اینطوری است، اگر بداند یک مال دزدی است از گرسنگی بمیره هم لب نمی‌زند، ولی کارمند اداره است قرار بود ساعت هفت و نیم بیرود ایشان ساعت هشت رفت، این نیم ساعتی که دیر رفته می‌خواهد چه کار کند؟

 سر ماه که می شود به خاطر این نیم ساعت هم حقوق می‌گیرد، یا نمی‌گیرد، آیا کار کرده حقوق می‌گیرد یا کار نکرده حقوق می گیرد، از اداره و با تلفن اداره و محل کارش چهار، پنج بار به زن و بچه‌اش یا به برادرش تلفن می‌کند، وقتی که بناست برای کار انجام بدهد این وقت را برای تلفن صرف کرد.

این آقا سر ماه به خاطر این پنج دقیقه یا ده دقیقه هم حقوق گرفته یا نگرفته است؟ بله، آیا این پول را جدا کردی یا خیر؟ مثلاً من ده میلیون تومان ماهانه می‌گیرم، این یک میلیون تومانش به خاطر دیر رفتن من، تلفن کردن من باشد و کنار بگذارم و به ان دست نزنم، یا نه قاطی است و حلال مخلوط به حرام شد.

 حلال مخلوط به حرام ما دامی که ما وجوهات شرعی آن را ندهیم تصرف باطل است، با آن پول لباس می‌خریم با آن لباس نماز می‌خوانم، امام صادق (سلام الله علیه) و حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) صراحت دارند، اگر با مال خمس نداده شما لباس بخرید نماز بخوانید نمازتان باطل است، پول آب می‌دهید با آن آب غسل می‌کنید وضو می‌گیرید همه باطل است. پول مخلوط به حرام بود، پول غصبی بود که پول آب دادی!

دوستان عزیز! خیلی ظریف است

(فَمَنْ يعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيرًا يرَهُ، وَمَنْ يعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يرَهُ)

پس هر کس هموزن ذره‌اي کار خير انجام دهد آن را مي‌بيند! و هر کس هموزن ذره‌اي کار بد کرده آن را مي‌بيند!

سوره زلزله (99):‌ آیه 7 و 8

امام فرمود اگر از مثقال ذره مثالی روشن‌تر بود خدا آن مثال را می‌زد، اگر مثقال ذره‌ای یعنی شما بیا یک چیز ریز یک اتم را تکه تکه کن، دوباره او را هم تکه تکه یک ذره‌ای که اصلاً به ذهن نمی‌آید، می‌گوید اگر آن اندازه هم شما گناه کنید نتیجه اش را می‌بینید و اگر ثواب هم کنید نتیجه اش را می‌بینید.

من این مثال را بارها عرض کردم روزی دوستان ما بود، روزی خود من بود حضرت عیسی (علی نبینا و آله وعلیه السلام) و حواریون از کنار قبرستانی می‌گذشتند، ‌گفتند یا رسول الله یا پیغمبر خدا، این قبری کهنه‌ای که اینجا هست آدم داخل قبر را زنده کن ببینیم وضع‌شان چطور است.

 زنده کرد، دید خیلی حال و احوالش خراب است، قریب به این مضمون حضرت عیسی از ایشان پرسید ای شخص تو ظالم بودی، یا پول مردم را خورده بودی که این طور گرفتاری؟ گفت نه، نه پول مردم خوردم، نه پول دزدی خوردم نه آدم کشتم، نه غیبت کردم، گفت پس چرا چنین شدی؟ گفت من حمال بودم بار می‌بردم!

 یک روزی داشتم یک بار چوب برای بنده خدایی می‌بردم، غذا خورده بودم لای دندانم غذا گیر کرده بود یک تکه ای کوچک این چوب که پشتم بود کندم دندانم را با آن خلال کردم، من از روزی که از دنیا رفتم دارم عذاب می‌کشم می‌گوید شما آن تکه ای چوبی که از آن بار کندی، دندانت را خلال کردی، چرا از صاحبش اجازه نگرفتی؟ این (فَمَنْ يعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيرًا يرَهُ، وَمَنْ يعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يرَهُ) است!

لذا باید خیلی در کارها دقت کنیم. ابو بصیر خدمت امام صادق می‌رسد، ابوبصیر از اجلای اصحاب امام باقر و امام صادق است، از خواص اصحاب است، مثل ابوبصیر کم داریم.

 ابوبصیر می‌گوید من در کوفه جلسه قرآن داشتم، خدمت امام صادق رسیدم دیدم امام صادق سر من عصبانی و غضبناک شد گفت ابو بصیر با آن شاگرد زنت چرا شوخی کردی تو همچنین حقی نداشتی با زن نامحرم شوخی کنی‌؟ ابوبصیر می‌گوید سرم را پایین انداختم از خجالت داشتم می‌مردم، یک شوخی با زن نامحرم. دوستان عزیز! همه این‌ها واضح و روشن است.

لذا رسول اکرم می‌فرماید لا اله الا الله اخلاصش این است که انسان در مسیر خدا چیزی به عملش زهر ماری قاطی نکند. بعد حضرت می‌فرماید:

«وَ أَقْوَامٌ يَقُولُونَ أَقَاوِيلَ الْأَخْيَارِ وَ يَعْمَلُونَ عَمَلَ الْجَبَابِرَةِ ِ وَ الْفُجَّارِ فَمَنْ لَقِيَ اللَّهَ وَ لَيْسَ فِيهِ شَيْ‏ءٌ مِنْ هَذِهِ الْخِصَالِ وَ هُوَ يَقُولُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ فَلَهُ الْجَنَّةُ فَإِنْ أَخَذَ الدُّنْيَا وَ تَرَكَ الْآخِرَةَ فَلَهُ النَّار»

ثواب الأعمال و عقاب الأعمال‏؛ نويسنده: ابن بابويه، محمد بن على‏ (تاريخ وفات مؤلف: 381 ق‏)، محقق / مصحح: ندارد، ناشر: دار الشريف الرضي للنشر، قم: 1406ق، ص281

عده‌ای هستند گفتارشان گفتار اخیار، گفتار اولیا الله گفتار بندگان خدا است و عمل شان عمل جباران و عمل فجار است. بله اگر چنانچه کسی اینطور آلوده به دنیا بشود «فَلَهُ النَّار» گرفتار آتش خواهد شد.

اگر نه از دنیا و متعلقات دنیا و گناهی که مربوط به دنیا هست اگر چنانچه آسوده باشد، گرفتار نشود «فَمَنْ لَقِيَ اللَّهَ وَ لَيْسَ فِيهِ شَيْ‏ءٌ مِنْ هَذِهِ الْخِصَالِ وَ هُوَ يَقُولُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ فَلَهُ الْجَنَّةُ»

 لذا عزیزان! یک مقداری دقت کنیم، در اینجا که هستیم راه جبران برای ما است، خلاف کردیم، غیبت کردیم در حقوق مان قاطی کردیم، می‌توانیم اینجا جبران کنیم؛ ولی فردای قیامت این آقای کارمندی که فرض در طول ماه ده ساعت دیر سر کار رفته پنج ساعت زود خارج شده، این حقوقی که گرفته، حقوق مال هشتاد میلیون جمعیت است فردای قیامت تمام هشتاد میلیون جمعیت سر پل صراط می‌آیند می‌گویند آقا حق ما را بده!

 حالا کسی می‌خواهد دزدی هم بکند، دزد عاقل آن است که برود از یک فرد دزدی کند نه از بیت المال که مال هشتاد میلیون جمعیت است دزدی کند این خیلی سخت است.

اگر به این شخص بگویند برو مثلاً از مغازه دزدی کن، می‌گوید من بیروم دزدی کنم (استغفرالله، استغفرالله) اصلاً به فکرم هم نمی‌اید بیروم دزدی کنم؛ ولی این کارهایی که دارید انجام می‌دهید این چه است؟

همان که خداوند در این آیه می‌فرماید:

(وَزَينَ لَهُمُ الشَّيطَانُ أَعْمَالَهُمْ فَصَدَّهُمْ عَنِ السَّبِيلِ)

و شيطان اعمالشان را در نظرشان جلوه داده، و آنها را از راه بازداشته است.

سوره نمل (27): آیه 24

شیطان برای این‌ها گناه را زینت می دهد، تصور می‌کنند کار خوبی می‌کنند، تصور می‌کنند مشکلی در حقوق‌ و اموال شان نیست، فردای قیامت زن و بچه‌ات می‌بیند با پول حرام نماز خوانده نمازشان باطل است، بچه ات نماز خوانده روزه گرفته فردای قیامت یقه ات را می‌گیرد می‌گوید پدر یا خانمت می‌گوید همسر من چرا آن پول ناپاک را خانه آوردی من خوردم، نمازم هدر رفت، روز ام هدر رفت!

اون جاست که:

(يوْمَ يفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ؛ وَأُمِّهِ وَأَبِيهِ؛ وَصَاحِبَتِهِ وَبَنِيهِ)

در آن روز که انسان از برادر خود مي‌گريزد، و از مادر و پدرش، و زن و فرزندانش!

سوره عبس (80): آیه 34، 35، و 36

شخص وقتی پدرش را می‌بیند فرار می‌کند، مادرش را می‌بیند فرار می‌کند، خواهرش را می‌بیند فرار می‌کند، برادرش را می‌بیند فرار می‌کند، همسر و فرزندانش را می‌بیند فرار می‌کند، می‌ترسد آن ها بیایند یقه اش را بگیرند و از او حق شان را مطالبه کنند. من در خدمت حضرتعالی هستم!

مجری:

 خیلی ممنون ان شاءالله در ادامه برنامه از فرمایشات گوهربار تان استفاده خواهیم کرد. اما نیم ساعت فرصت باقی مانده است، این امکان در اختیار شما بینندگان عزیز و ارجمند هست با سوالات و دغدغه‌های که دارید با برنامه ارتباط برقرار کنید، سوالت خودتان را بپرسید و در خدمت شما خواهیم بود.

 راه‌های ارتباطیتان زیرنویس شده این امکان براتان هست که تماس بگیرید، یک فاصله بگیریم میان برنامه خواهیم دید بعد از آن برمی‌گردیم و در خدمت تان خواهیم بود.

(میان برنامه)

مجری:

عرض سلام مجدد خدمت همه شما بینندگان عزیز و ارجمند شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) الحمدلله این توفیق را داریم همچنان در خدمت تان هستیم در شب جمعه‌ای که سید اللیالی هست و الحمدلله این توفیق را حتماً شما بینندگان عزیز هم به دست می‌آورید این فرازهایی که از دعای کمیل پخش می‌شود ان شاءالله کاملش را بخوانید.

 شب، شب مناجات و دعا و معرفت افزایی است که باز هم اختصاص دادید در این برنامه ما الحمدلله در خدمتتان هستیم.

 فرصت، فرصتی است که با تماس‌های شما بینندگان عزیز و ارجمند قرار است، ارتباط بگیریم آقای احمدی از یاسوج پشت خط ارتباطی هستند و بعد از آن هم در خدمت مابقی عزیزان هستیم. آقای احمدی در خدمت تان هستیم بفرمایید

(تماس بینندگان برنامه)

بیننده: (آقای احمدی از یاسوج – شیعه)

 عرض سلام، ادب و احترام دارم خدمت حضرت آیت الله حسینی استاد بزرگوار و حضرتعالی جناب آقای مرعشی و همه عزیزان شبکه حضرت ولی عصر!

 روایاتی از امام جعفر صادق (علیه السلام) هست که فرمودند هر کس عید غدیر را روز بگیرد پاداش و حسنه ۶۰ ماه روزه را دارد. یکی هم روایاتی از بزرگان نقل شده است که بعد از غدیر خم فردی به نام حارث ابن نعمان که تازه مسلمان بوده خدمت رسول خدا آمد و گفت ای پیامبر شما گفتید حج، جهاد، نماز، روزه و زکات گفتید و هر دستوری که دادید قبول کردیم، این‌ها همه کم بود، تا آنچه پسر عمویت علی را بر ما امیر کردی.

 بعد گفت این امر از طرف خداست یا امر شما است رسول خدا در حالی که از این مورد ناراحت شده بودند فرمودند امر ولایت علی (علیه السلام) امر خدا است بعد حارث ابن نعمان به خدا گفت اگر محمد راست می‌گوید که امر تو است عذابی بر من نازل کن و طبق احادیث و روایات معصوم و دیگر بزرگان در این موقع بود که آیه:

(سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ)

تقاضاکننده‌اي تقاضاي عذابي کرد که واقع شد!

سوره معارج (70): آیه 1

 نازل شد. خواستم حضرتعالی در این مورد توضیح دهید اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم خداوند نگهدارتان!

مجری:

 آقای احمدی عزیز تشکر می‌کنیم از تماس تان، بیننده بعدی آقای بهادری از کرج پشت خط ارتباطی هستند، آقای بهادری در خدمت تان هستیم بفرمایید!

بیننده: (آقای بهادری از کرج – شیعه)

 بسم الله الرحمن الرحیم عرض سلام دارم خدمت حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی و جناب آقای مرعشی دو سید بزرگوار!

حضرت آقا روایت در کتاب بحار الانوار زیاد است اگر بخواهم بخوانم جلد یک صفحه ۱۴۳ جلد ۲۷ صفحه ۴۶ جلد ۷۰ صفحه ۵۳، ۱۱۹، ۱۳۰ جلد ۷۸ صفحه ۶۰ و 306 و سایل الشیعه جلد ۱۹ و کتاب امالی شیخ طوسی صفحه ۱۲۶.

«يَا هِشَامُ إِنَّ الْعَاقِلَ لَا يَكْذِبُ وَ إِنْ كَانَ فِيهِ هَوَاهُ يَا هِشَامُ وُجِدَ فِي ذُؤَابَةِ سَيْفِ رَسُولِ اللَّهِ ص أَنَّ أَعْتَى النَّاسِ عَلَى اللَّهِ مَنْ ضَرَبَ غَيْرَ ضَارِبِهِ وَ قَتَلَ غَيْرَ قَاتِلِهِ وَ مَنْ تَوَلَّى غَيْرَ مَوَالِيهِ فَهُوَ كَافِرٌ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَى نَبِيِّهِ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه واله وسلم) وَ مَنْ أَحْدَثَ حَدَثاً أَوْ آوَى مُحْدِثاً لَمْ يَقْبَلِ اللَّهُ مِنْهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ صَرْفاً وَ لَا عَدْلًا»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج1، ص143

همچنین حدود پنجاه کتاب اهل سنت این حدیث را آورده اند مثلاً احمد در جلد 1 صفحه ۱۱۹ و ۱۲۲ جلد ۳ صفحه ۲۳۸ سنن بیهقی ابن سعد، معجم کبیر طبرانی، و کنز العمال متقی هندی خبر 1120 و 44136 رسول خدا فرمودند از قول امام کاظم دارد به هشام ابن حکم می‌گوید. می‌فرماید در جیب غلاف ذوالفقار آقا رسول الله یک صحیحه بعد از شهادت رسول خدا در آوردند که نوشته بود متجاوزترین انسان به حدود الهی

«والضارب غير ضاربه»

ضربه بزند کسی را که او را نزده

«القاتل غير قاتله»

کسی را بکشد که او قاتل نبوده است.

«ومن تولى غير مواليه»

سنن البيهقي الكبرى؛ اسم المؤلف: أحمد بن الحسين بن علي بن موسى أبو بكر البيهقي الوفاة: 458، دار النشر: مكتبة دار الباز - مكة المكرمة - 1414 - 1994، تحقيق: محمد عبد القادر عطا، ج8، ص26

کسی که مولای خودش را عوض کند.

«فعلیه لعنة الله»؛ خدا لعنت کند آن قومی یا آن ملتی که خودش را به غیر مولای خودش منتسب کند مثل «من کنت مولی فهذا علی مولی»

خدا لعنت کند کسی را که خودش را منتسب به غیر پدرش کند؛ یعنی این پدر من نیست اون یکی پدر من است. مگر آقا رسول خدا نفرمودند که «أنا وعلی ابوا هذه الامة» پدر معنوی مسلمین ما هستیم، هرکس این اعتقاد را نداشته باشد کافر بما انزل الله، اهل بیت فرمودند این کفر را به معنای نجس بودن معنی نکنید؛ یعنی نجس حساب نکنید و مهر کفرتان را مخفی کنید.

 آخرش می‌گوید «احدث حدثنا» اگر کسی در دین قانون جدیدی بسازد و بگوید این اسلام است «أَوْ آوَى مُحْدِثاً»؛ یعنی اگر کسی او را پناه بدهد توبه او را خدا قبول نمی‌کند روز قیامت.

 ده‌ها هزار کتاب در سراسر دنیا نقل کرده اند چه کسی در دین اسلام بدعت آورد؟ چه کسی گفت عقد موقت در زمان رسول خدا بود، من حرام کردم؟ چه کسی گفت نماز تراویح بدعت است ولی بدعت خوبی است؟ حکم این صحابه چه است؟

 بعد در آخر در جمع در خطبه غدریه آقا فرمودند ای بشر:

«أيها الناس انه ليس من شيء يقربكم من الجنة ويبعدكم من النار إلا قد أمرتكم به وانه ليس شيء يقربكم من النار ويبعدكم من الجنة إلا قد نهيتكم عنه وان الروح الامين نفث في روعي انه ليس من نفس تموت حتى تستوفي رزقها فاتقوا الله واجملوا في الطلب ولا يحملنكم استبطاء الرزق على ان تطلبوه بمعاصي الله فانه لا ينال ما عند الله إلا بطاعته»

الدر المنثور؛ اسم المؤلف: عبد الرحمن بن الكمال جلال الدين السيوطي الوفاة: 911، دار النشر: دار الفكر - بيروت – 1993، ج6، ص321

ای بشر هیچ چیزی در عالم نیست که موجب فاصله گرفتن شما به جهنم بشود که من نگفتم همه را گفتم؛ یعنی آدرس‌های جهنم را گفتم که به جهنم نروید و در عالم نیست چیزی که شما را به بهشت نزدیک کند که من نگفتم یعنی تمام بدی‌ها و خوبی‌ها را من پیامبر در خطبه غدیریه بیان کردم؛ یعنی هر چیزی که بوده در این ۲۳ سال من عنوان کردم «الیوم اکملت لکم دینکم» یعنی دین کامل کامل کامل شد.

 حالا حضرت آقای آیت الله قزوینی ما حق داریم از آقایون سؤال کنیم، به هر حال مناظره است قصد بی احترامی هم نداریم عزیزان اهل سنت هم ما را ببخشند داریم مناظره می‌کنیم باید جواب بدهند، جناب آقای ابوحنیفه چرا هفتاد هزار فتوا داده که پیامبر اسلام نگفته بود، ما شیعیان حق داریم یا نداریم؟

 شاید نوزده هزار آقایان فتوای اختلافی دارند، مگر رسول خدا نفرمود که من همه چه را گفتم، هر آنچه که در دین اسلام بوده شما را به بهشت نزدیک کند من همه را گفتم.

سوال مگر جناب عمر نگفت:

«إني فرضتکم الفرائض وسننتکم السنن»

 من برای شما فرایض آوردم سنت آوردم اگر رسول خدا فرموده من برای شما همه چیز را آوردم و گفتم که اگر شما معتقد هستید که سخن پیغمبر بس نیست رسول خدا چیزی را نگفته یادش رفته ببخشید (نستجیر بالله) این دیگر پیغمبر خاتم نیست این یک اشکال.

 اگر معتقد هستید که پیامبر خاتم هست و زیر بار حضرت پیامبر نمی‌روید دیگر بدتر، سوال این است این مخالفت با پیامبر اسلام هست یا نیست؟ در کتاب بحار الانوار جلد ۲ صفحه ۱۷۱ چاپ ایران در هر کتابی که خطبه غدیریه را آورده مصنف ابن ابی شیفه جلد ۱۳ صفحه ۲۲۷ شهر السنه بغوی جلد ۱۴ صفحه ۳۵۰ مشکاة المصابیح تبریزی خبر ۵۳۰۰، در المنثور سیوطی جلد 5 صفحه ۹۴ پس می‌گوید آیه شریفه (اکملت لکم دینکم) چه می‌شود؟

 بعد قرآن هم در سوره انعام می‌فرماید:

(وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ صِدْقًا وَعَدْلًا لَا مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِهِ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ)

و کلام پروردگار تو، با صدق و عدل، به حد تمام رسيد؛ هيچ کس نمي‌تواند کلمات او را دگرگون سازد؛ و او شنونده داناست.

سوره انعام (6): آیه 115

یعنی کلام خدای او از روی راستی و عدالت به حد کمال رسید هیچکس تبدیل و تغییر آن کلمات را نتوان کرد و او خدای شنوا و دانا و گفتار و کردار خلق است، این را آقایان به ما جواب بدهندع ببخشید مصدع اوقات شدم یا علی التماس دعا

مجری:

 ان شاءالله موفق باشید، تشکر از شما جناب آقای بهادری که از کرج همراه ما بودید، بیننده بعدی آقای جوان از تهران پشت خط هستند آقای جوان در خدمت تان هستیم بفرمایید

بیننده: (آقای جوان از تهران – شیعه)

سلام عرض ادب خدمت شما و آقای حسینی عزیز! خدمت آقای قزوینی عزیز ارادت دارم، ما همیشه از فایل‌هایشان استفاده می‌کنی این شبکه مبارکه و تمام کارشناسان و دست اندرکارانش زیر سایه امام عصر همیشه سلامت کامل باشند.

یک سؤال داشتم اگر امکانش است من عرض کنم، می‌خواستم بپرسم که نسبت به مضجع شریف سیدالشهدا، مثلاً در زمانی که این واقعه رخ می‌دهد می‌توانیم نسبت بدهیم و بگوییم که امامان بعدی دقیقاً مشخص می‌کردن که این مضجع شریف امام ششم یا سایرین است.

 ولی بعد از قضیه متوکل عباسی که آن قضیه شخم زدن است و آن‌جا زمین کشاورزی می‌شود این قضیه در اواخر دوره امامت امام هادی (علیه السلام) است این را چطور می‌توانیم بگوییم مثلا این مضجعی که الان است یا آن موقع بوده بعد از این واقعه قطعی باز جایش معلوم بوده با توجه به اینکه مثلاً می‌گوید شخم زدند، کشاورزی شد و اینکه در واقع اگر کسی سؤال بپرسد که آقا شما مثلاً چه دلیلی دارید که ثابت بکنید این مضجع شریف الان همان قبر شریف هست چه پاسخی داریم؟

 و اینکه الان آیا دسترسی به سرداب مطهر و قبر اصلی هست چون ظاهراً می‌گویند بالا که ضریح است به قول معروف به موازات آن است مثلاً شش، هفت متر فاصله دارد، این را می‌خواستم جواب تفضیلی اگر محبت کنند ان شاءالله بشنویم!

مجری:

 در خدمت تان هستیم خدا نگهدارتان، ان شاءالله پاسخ شما را بعدا از استاد خواهیم شنید. تماس بعد آقای رضایی از بندرعباس پشت خط ارتباطی هستن، آقای رضایی بفرمایید!

بیننده: (آقای رضایی از بندر عباس – شیعه)

 سلام علیکم شب شما بخیر، خدمت حاج آقای قزوینی سلام عرض می‌کنم و خدمت اقای مرعشی هم سلام عرض می‌کنم، سوال‌های من عرفانی هست، خواستم بپرسم یقظه در سیر و سلوک به معنای چه است؟ و چرا مراقب و ذکر لازم است برای کسی که می‌خواهد ذکر بگوید؟

سومین سؤال من این است می‌گویند مابین بنده و خدا بعضی‌ها صد حجاب گفتند و بعضی‌ها هزار حجاب گفتند، منظور از این حجاب‌ها چه است آیا ظلمانی یا نورانی است؟

 درباره احوالات آقای ملا جان زنجانی هم به زحمت بفرمایید دست شما درد نکند خدا نگهدار!

مجری:

 خدا نگهدار شما آقای رضایی از بندرعباس، عزیزان اتاق فرمان یک فرصت به ما بدهند، ما به این سؤالات پاسخ بدهیم!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

من تقریبا اکثر سوالات اقای رضایی را متوجه نشدم. یکی یقظه را فرمودند!

مجری:

یقظه، مراقبه، ذکر و همچنین گفتند حجاب‌های بین بنده و خدا وجود دارد! جناب استاد آقای احمدی از یاسوج نسبت به آیه اول سوره معارج (سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ) پرسیدند.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

ایشان دو تا مطلب را فرمودند یکی اینکه صوم ماه روز غدیر معادل دو ماه روزه گرفتن است، البته این را من خدمت ایشان و دوستان عرض کنم، در منابع اهل سنت نه شیعه «تاریخ بغداد» جلد ۹ صفحه ۲۲۲ سند هم صد در صد صحیح است. ابوهریره می‌گوید هرکس روز هجدهم ذی‌الحجه را روزه بگیرد خدای عالم ثواب دو ماه روزه گرفتن را به او می‌دهد.

 بعد قضیه غدیر خم را مطرح می‌کند و حرف خلیفه دوم که گفت:

«بخ بخ لك يا بن أبي طالب أصبحت مولاي ومولى كل مسلم فأنز الله اليوم أكملت لكم دينكم»

تاريخ بغداد؛ اسم المؤلف: أحمد بن علي أبو بكر الخطيب البغدادي الوفاة: 463، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - -، ج8، ص289

در منابع شیعه خیلی فراتر از این است بر اینکه اگر کسی این روز را روزه بگیرد، گویا تمام عمرش را روزه گرفته است، عبارت‌های مفصلی در رابطه با روزه گرفتن روز هجدهم ذی الحجه داریم.

اما در رابطه با قضیه نعمان ابن ثابت، این را عزیزان دقت کنند در منابع متعدد اهل سنت آمده است «تفسیر امام قرطبی - متوفای ۶۷۱» که مفصل‌ترین و معتبرترین تفسیر اهل سنت است ایشان در جلد ۲۱، صفحه ۲۱۹ همین تعبیری که عزیزمان مطرح کردند آورده است.

«إن السائل هنا هو الحارث بن النعمان الفهري وذلك أنه لما بلغه قول النبي صلى الله عليه وسلم في علي رضي الله عنه: (من كنت مولاه فعلي مولاه) ركب ناقته فجاء حتى أناخ راحلته بالأبطح ثم قال: يا محمد أمرتنا عن الله أن نشهد أن لا إله وأن نحج فقبلناه منك ثم لم ترض بهذا حتى فضلت بن عمك علينا أفهذا شيء منك أم من الله فقال النبي صلى الله عليه وسلم: (والله الذي لا إله إلا هو ما هو إلا من الله) فولى الحارث وهو يقول: اللهم إن كان ما يقول محمد حقا فامطر علينا حجارة من السماء أو ائتنا بعذاب أليم فوالله ما وصل إلى ناقته حتى رماه الله بحجر فوقع على دماغه فخرج من دبره فقتله فنزلت: (سأل سائل بعذاب واقع)»

الجامع لأحكام القرآن؛ اسم المؤلف: أبو عبد الله محمد بن أحمد الأنصاري القرطبي الوفاة: 671، دار النشر: دار الشعب – القاهرة، ج18، ص278 و 279

حارث ابن نعمان بعد از غدیر آمد گفت یا رسول الله گفتی نماز بخوان خواندیمع زکات بده دادیم، در ماه رمضان روزه گرفتیم، همه را قبول کردیم حالا پسر عموییت را رئیس ما قرار دادی!

 «أفهذا شيء منك أم من الله» آیا این کار را از پیش خودت کردی یا از ناحیه خدا است؟ رسول اکرم فرمود: «والله الذي لا إله إلا هو ما هو إلا من الله» قسم به خداوند لا شریک له از ناحیه خداست. حارث ابن نعمان گفت خدایا اگر آنچه که پیغمبر می‌گوید حق است از آسمان سنگی بباران من از بین ببرد.

 می‌گوید قبل از آنکه به ناقه اش برسد و سوار بشود یک سنگی از کله اش خورد و از ماتحتش بیرون آمد.

«فوقع على دماغه فخرج من دبره فقتله فنزلت: (سأل سائل بعذاب واقع)»؛ خیلی جالب است. اگر شیعه آورده می‌گفتند عبارت بی‌ادبانه است. عبارت را امام قرطبی دارد.

 «تفسیر آلوسی» هم در جلد ۲۹ صفحه ۵۵، آورده است. «تفسیر ابی السعود»، جلد ۹ صفحه ۲۹ بعضی‌ها نذر ابن حارث دارند و بعضی‌ها حارث ابن نعمان دارند با اسمش کار نداریم. این در منابع معتبر اهل سنت - تفاسیرشان آمده است.

مجری:

 تشکر، آقای بهادری از کرج نسبت به آیه اکمال صحبت‌هایی داشتند، اگر دین کامل شده پس آن کتاب‌های که دیگران نوشته اند مطالبی را گفت. اگر نکته‌ای نیست سؤال آقای جوان از تهران را مطرح کنیم ایشان مطلب شان این بود، دغدغه‌ای که نسبت به مضجع شریف حضرت آقا سیدالشهدا (سلام الله علیه) داشتند با توجه به اینکه آثار از بین رفته بود چطور بعد از آن قابل شناسایی بود و الان سرداب مطهر و قبر اصلی دقیقاً کجا می‌شود؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

برادر بزرگوارم اقای جوان! تخریب حرم سیدالشهدا (سلام الله علیه) یکبار دو بار نبود، یک مرتبه در سال 233 توسط متوکل عباسی خراب شد، روایت هم داریم وقتی شخم می‌زدند، گاوها وقتی به مضجع مطهر رسیدن ایستادند، هر کاری کردند جلو نرفت، به متوکل خبر دادند، گفت یک سنگی از زیر و یک سنگی هم از بالا بگذارید به کسی خبر ندهید، بعد قبر مطهر تعمیر شد.

 باز دوباره در سال ۲۳۶ بار دیگر خراب شد، در سال ۲۳۷ یک مرتبه، در سال ۲۴۷ یعنی چهار بار اینها برای تخریب مضجع مطهر سیدالشهدا اقدام کردند؛ ولی هیچ کاری نتوانستند بکنند. اضافه بر این جابر ابن عبدالله انصاری وقتی کربلا می‌آید، همه جا بیابان بود نه سنگ روی قبر بود، نه نشانه‌ای بود، آمد و بو کشید گفت اینجا بوی عزیزم، حبیبم امام حسین دارد می‌آید.

کسانی که اهل دل هستند کاملاً متوجه می‌شوند که اینجا قبر مطهر سیدالشهدا است یا نیست.

 برادر بزرگوارم! یک جمله‌ای به شما بگویم حتی بعضی از اولیاء الله که من می‌شناسم‌شان و بر صداقت شان عقیده دارم در مسجد النبی اونجاهایی که خون سینه حضرت زهرا زمین افتاده اونجا را هم می‌شناسند کجا است، دیگر این بهتر برایت بگویم!

حضرت زهرا (سلام الله علیها) داشت برای نجات امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) می‌رفت، خون از سینه‌اش می‌چکید جای خون‌ها کجا است، این‌ها را هم اولیاء خدا می‌دانند مضجع مطهر امام حسین (علیه السلام) که جای خود دارد.

ان شاءالله اگر فرصت بشود من در رابطه به این که در عرض یک دهه چهار بار یعنی از ساعت ۲۳۳ تا ۲۴۷ این‌ها مضجع مطهر را خراب و ویران کردند دوباره درست شد، این‌ها را ان شاءالله توضیح می‌دهم تا در سال ۱۳۴۴ یا 1343 وهابیت در دوره دوم این دودمان نحس که مسلط بر عربستان سعودی شدند، حمله کردند تمام ضریح را شکستند تمام اشیاء قیمتی را بردند به تصور اینکه دیگر آثاری از مرقد مطهر و مضجع مطهر نباشد.

چه کار کردند:

(يرِيدُونَ لِيطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ)

آنان مي‌خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش سازند؛ ولي خدا نور خود را کامل مي‌کند هر چند کافران خوش نداشته باشند!

سوره صف (61): آیه 8

 این‌ها می‌خواهند با فوت کردن نور خدا را خاموش کنند، این‌ها به خودشان زحمت می‌دهند

 ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست * عرض خود می‌بری و زحمت ما می‌داری!

این‌ها هر کاری کنند نور الهی به هیچ وجه مخفی نخواهد ماند!

مجری:

طیب الله خیلی ممنون، آقای رضایی از بندر عباس نسبت به عناوینی که بعضاً ممکن در عرفان به کار برود مثل یقظه، مراقبه ذکر در سیر و سلوک هم حجاب‌های بین بنده و خدا و بعد از آن هم احوالات ملای زنجانی را پرسیدند.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

ببینید برادر بزرگوارم آقای رضایی عزیز! در این زمینه کتاب زیاد نوشته شده مفصل‌ترین کتاب، کتاب خواجه عبدالله انصاری است ما خارج این کتاب را خدمت حضرت آیت الله شاه آبادی ۸ سال شاگردی کردیم!

 کتاب مرحوم خواجه عبدالله انصاری از یقظه شروع می‌شود و از توبه، و ذکر و تا به فنای فی الله برسد، ایشان این کتاب را صد منزل کرده هر منزل را هم ده بخش، هزار منزل کرده است

بعضی از آقایان گفتند همان صد منزل کفایت می‌کند هزار منزل نشود و کتاب صد میدان ...

مجری:

منازل السائرین را می‌فرمایید.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

منازل السارین که برای خواجه عبدالله انصاری است ما خارج این کتاب را خدمت آقای شاه ابادی خواندیم، منازل السائرین مفصل‌ترین کتاب است.

 در علمای شیعه قدیمی‌ترین کتابی که سیر و سلوک را دارد مال مرحوم «سید بحرالعلوم - متوفای 1212) است. همان کتاب سیر و سلوک با شرحی از آیت الله العظمی مرعشی نجفی (رضوان الله تعالی علیه)

 سومین کتابی که بنده سراغ دارم و با آن مأنوس هستم کتاب «لب اللباب - مال علامه طباطبایی» برای چهار - پنج نفر از شاگردان خصوصی‌اش این مطالب را مطرح کرده بعد آقای حسینی تهرانی مطالب را پاک نویس کرده و کتاب خیلی خوب و خیلی عالی است ولی یک مقداری فهمش سخت است.

 سیر و سلوک «سید بحر العلوم» یک مقدار فهمش راحت است، البته آقایان معتقد هستند آن خطوماتی که در آخر دارد به درد ماها نمی‌خورد که ما بیاییم روزی ۸ ساعت ۹ ساعت ختم بگیریم!

بعضی‌ها مثل «شمس تبریزی» و «مولانا» و... می‌گویند هفت منزل بیشتر نیست، این هفت منزل عبارتند از: منزل عالم ماده، منزل برزخ، منزل مثال، منزل عالم ملائکه، منزل جبروت، منزل لاهوت و منزل هاهوت!

هفت منزل:

 هفت شهر عشق را عطار گشت * ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم!

«امام (رضوان الله تعالی علیه)» می‌فرماید آقا جان نه هزار منزل نه صد میدان، نه هفت منزل، یک منزل بین عبد و لقاء الله بیشتر فاصله نیست و آن هم پا گذاشتن روی هوای نفس است این آیه را می‌آورد:

(وَأَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ وَنَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوَى)

و آن کس که از مقام پروردگارش ترسان باشد و نفس را از هوی باز دارد

سوره نازعات (79):‌ آیه 40

 کسی پا روی هوای نفس خودش بگذارد، تعبیر حضرت امام این است یک پا روی هوای نفس پای دیگر در کوی جانان، در لقاءالله، هر کس نفس اماره را کنترل کرد در کوی جانان است. اگر تونستیم نفس اماره را مهار کنیم و بکشیم همه چه حل است، نه احتیاج به یقظه داریم، نه احتیاج به آن منازل صد گانه، هزار گانه و صد میدان و غیره داریم!

تمام اینها همان دو تا آیه ای که بنده خواندم: (فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ)؛ تقوا پیشه کنید تقوا هم ادای واجبات، اتیان واجبات ترک محرمات است (ما استطعتم)، هر قدر توان دارید تمرین کنید.

(وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِينَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ)

و آنها که در راه ما (با خلوص نيت) جهاد کنند، قطعا به راه‌هاي خود، هدايتشان خواهيم کرد؛ و خداوند با نيکوکاران است.

سوره عنکبوت (29) آیه69

آن کسی که تو مسیر می‌افتد، می‌خواهد به خدا برسد، خدا از دستش می‌گیرد و به (اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ) می‌رساند. آن جا دیگر:

میان عاشق و معشوق رمزی است!

گر شدی عاشق دیگر عاقل نمی‌باید شدن* آب عقل و عشق از یک جو نمی‌گردد روان!

 لذا اگر ما بتوانیم در این سیر و سلوک نفس را مهار کنیم

(وَمَا أُبَرِّئُ نَفْسِي إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا مَا رَحِمَ رَبِّي إِنَّ رَبِّي غَفُورٌ رَحِيمٌ)

من هرگز خودم را تبرئه نمي‌کنم، که نفس (سرکش) بسيار به بديها امر مي‌کند؛ مگر آنچه را پروردگارم رحم کند! پروردگارم آمرزنده و مهربان است.»

سوره یوسف (12): آیه 53

نفس اماره را به نفس لوامه مبدل کنیم نفس لوامه را به نفس مطمئنه مبدل کنیم، در مرتبه چهارم انجا دیگر:

(يا أَيتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ؛ ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيةً مَرْضِيةً فَادْخُلِي فِي عِبَادِي، وَادْخُلِي جَنَّتِي)

تو اي روح آرام‌يافته! به سوي پروردگارت بازگرد در حالي که هم تو از او خشنودي و هم او از تو خشنود است، پس در سلک بندگانم درآي، و در بهشتم وارد شو!

سوره فجر (89): آیات 27 و 28

 آن جا دیگر جنت اللقاء است!

مجری:

بسیار عالی! نسبت به احوالات ملأ آقا جان زنجانی هم بفرمایید

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

در مورد آقای ملا جان زنجانی الان تنها کتابی که هست کتاب مال آقای ابطحی است در این کتاب شرح حال از مرحوم ملا آقا جان زنجانی آورده ایشان آدم خیلی بزرگواری بوده مراحلی را طی کرده است

البته مرحوم ملأ آقا جان با مرحوم قاضی این‌ها اختلافات زیادی دارند، در مورد این که آیا برای رسیدن به خدا ما می‌توانیم از طریق عادی هم برویم یا نه انجا یک سری مسائل دیگر است؟

 اصلاً ما می‌توانیم به مقام فنا فی الله برسیم، راه رسیدنش چه است یک اختلافات تقریباً نیمه عمیقی بین مرحوم ملا آقا جان زنجانی، مرحوم قاضی، ملا حسینقلی همدانی، مرحوم بهاری و مرحوم آقای بهجت (رضوان الله تعالی علیهم اجمعین) وجود دارد

یکی از دوستان کتابی در رابطه با راه رسیدن به خدا نوشته است، اسم کتاب الان یادم نیست با این که این کتاب همیشه بالا سر من است و کتاب خیلی خوبی است، یعنی واقعاً خیلی خوب است ایشان روش‌های رسیدن به خدا را بررسی کرده است هم عرفای نحله نجف را آورده، هم نحله قم را آورده بعد تفاوت عرفای نحله نجف و نحله قم را قشنگ توضیح داده است کتاب را خیلی قشنگ از آب درآورده است.

اگر آقای مرعشی هفته آینده قبل از برنامه پیامکی به من بدهدع این کتاب را این‌جا بیاورم عکس کتاب را هم به دوستان نشان بدهم کتاب واقعا خواندنی است کسانی که عشق سیر و سلوک دارند این کتاب خیلی کتاب خوبی است!

مجری:

ان شاءالله حتما از محضرتان بهره می‌بریم، تشکر می‌کنم خیلی استفاده کردیم لطف فرمودید. همچنین تشکر می‌کنم از همه شما بینندگان عزیز و ارجمند که تا انتهای برنامه امشب همراه ما بودید ان شاءالله موفق و مؤید و منصور باشید تا دیدار آینده خدانگهدار!


اولین و ابتدایی‌ترین مرحله اخلاص در کلام اهل بیت علیهم السلام>

اخلاق علوی سیره مهدوی اخلاص مرحله اول اخلاص امام خمینی ره تقوا نماز حضور قلب آیت الله شاه آبادی توحید سیر و سلوک اجتناب از گناه مال حرام اولیاء الله غدیر