سایر قسمت ها
ولایت در غدیریه امام هادی علیه السلام دکتر ابوالقاسمی

قسمت پنجم ویژه برنامه عیدالله با استاد ابوالقاسمی و اجرای آقای سید محمد صفائی


دیگر قسمت ها

 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

برنامه عیدالله 11 03 1405 (قسمت 05)

عنوان برنامه: ولایت در غدیریه امام هادی (علیه السلام)

استاد: حجت الاسلام دکتر ابوالقاسمی

مجری: سید محمد صفائی

کلیدواژه: زیارت غدیریه؛ زیارت امین الله؛ زیارت جامعه کبیره؛ معتصم؛ عمار؛ طلحه؛ زبیر؛ خوارج؛ معاویه؛ عمران بن حطان؛ ابن ملجم؛ عمر بن عبدود؛ مرحب!

مجری:

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و أحشرنا مهم و العن اعدائهم

الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة مولانا امیرالمؤمنین علی بن أبی طالب و الأئمة المعصومین (علیهم السلام)

السلام علی المهدی الذی وعد الله عزوجل به الأمم و سلام علیکم بما صبرتم فنعم عقبی الدار

بهترین سلام‌ها و درودها خدمت شما بینندگان، همراهان عزیز و ارجمند، موالیان و محبین حضرت امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (سلام الله علیه) در جای جای این کره هستی.

به مناسبت ایام دهه ولایت، ایام مبارک ماه ذی الحجه الحرام و در آستانه عید سعید غدیر خم عید الله الاکبر ما هم در خدمت شما هستیم با برنامه «عیدالله» از شهر مقدس قم و از «شبکه جهانی حضرت ولی عصر». برنامه‌ای که ان شاءالله تا شب و عید مباهله ادامه و استمرار خواهد داشت.

امشب مفتخریم از اینکه در شام ولادت امام هادی (علیه السلام) در خدمت کارشناس ارجمند جناب حجت الاسلام و المسلمین دکتر ابوالقاسمی باشیم با موضوع بررسی زیارت غدیریه امام هادی (علیه السلام). جناب استاد سلام علیکم، تبریک و تهنیت؛

دکتر ابوالقاسمی:

اللهم کن لولیک الحُجَّةِ بن الحسن، صلواتُک علیه و علی آبائهِ، فی هذه السّاعة و فی کلِّ ساعةٍ، ولیاً و حافظاً، و قائداً و ناصراً، و دلیلًا و عیناً، حتی تسکنه أرضک طوعاً، و تُمتّعَهُ فی‌ها طویلا

عرض سلام و وقت بخیر دارم خدمت شما و خدمت همه بینندگان عزیز و گرانقدر «شبکه جهانی حضرت ولی عصر» و این ایام فرخنده را به همه بزرگواران تبریک و تهنیت عرض می‌کنم. در خدمت شما هستم.

مجری:

زنده باشید، خیلی ممنون و متشکرم. دو زیارت مهم از لسان و زبان امام هادی (صلوات الله و سلام علیه) صادر شده است. یکی زیارت جامعه کبیره که همه شما با آن آشنا هستید و دیگری زیارت غدیریه که زیارت امیرالمؤمنین در روز عید سعید غدیر خم است.

ان شاءالله امشب بیشتر با این زیارت آشنا خواهیم شد از لسان و بیان جناب استاد ابوالقاسمی. بفرمایید در خدمت شما هستیم:

دکتر ابوالقاسمی:

بسم الله الرحمن الرحیم. اولاً می دانید دوتا متن بلند از امام هادی (علیه السلام) به شیعیان رسیده است که هر دو هم با سند معتبر ذکر شده‌اند. اهمیت این دو متن در تبیین جایگاه معارفی و جایگاه ائمه اطهار (علیهم السلام) بسیار بالاست.

یکی زیارت جامعه کبیره که به گفته بسیاری از بزرگواران اصح الزیارات است به طوری که امام زمان (روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء) در تشرفات متعددی تاکید بر خواندن این زیارت داشتند.

شبیه زیارت امین الله که مختصر است ولی مورد تأیید ائمه اطهار بوده است، زیارت جامعه کبیره طولانی است و مورد تأیید امام زمان (روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء) است.

این زیارت فرازهای بسیار مهمی دارد و بارها استاد قزوینی راجع به زیارت جامعه کبیره در همین شبکه صحبت فرمودند.

دومین متنی که از این امام همام به ما رسیده است زیارت غدیریه است، زیارتی که در روز عید غدیر شایسته است هر شیعه‌ای این زیارت را بخواند.

عرض شد این زیارت از این جهت اهمیت دارد که دو سند دارد و یکی از آن‌ها صحیح است. نسبت به سند اول اینطور می‌گوید:

«أَخْبَرَنِی بِهَذِهِ الزِّیارَةِ الشَّرِیفُ الْأَجَلُّ الْعَالِمُ أبی [أَبُو] جَعْفَرٍ مُحَمَّدٌ الْمَعْرُوفُ بِابْنِ الْحَمْدِ النَّحْوِی، رَفَعَ الْحَدِیثَ عَنِ الْفَقِیهِ الْعَسْکرِی صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیهِ فِی شُهُورِ سَنَةِ إِحْدَی وَ سَبْعِینَ وَ خَمْسِمِائَة»

سند دوم چنین است:

«وَ أَخْبَرَنِی الْفَقِیهُ الْأَجَلُّ أَبُو الْفَضْلِ شَاذَانُ بْنُ جَبْرَئِیلَ الْقُمِّی رَضِی اللَّهُ عَنْهُ، عَنِ الْفَقِیهِ الْعِمَادِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی الْقَاسِمِ الطَّبَرِی، عَنْ أَبِی عَلِی، عَنْ وَالِدِهِ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ النُّعْمَانِ، عَنْ أَبِی الْقَاسِمِ جَعْفَرِ بْنِ قُولَوَیهِ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یعْقُوبَ الْکلَینِی، عَنْ عَلِی بْنِ إِبْرَاهِیمَ، عَنْ أَبِیهِ، عَنْ أَبِی الْقَاسِمِ بْنِ رُوحٍ وَ عُثْمَانَ بْنِ سَعِیدٍ الْعَمْرِی، عَنْ أَبِی مُحَمَّدٍ الْحَسَنِ بْنِ عَلِی الْعَسْکرِی، عَنْ أَبِیهِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیهِمَا»

المزار الکبیر، نویسنده: ابن مشهدی، محمد بن جعفر، محقق / مصحح: قیومی اصفهانی، جواد، ص 263، باب 12- زیارة اخری لمولانا أمیر المؤمنین علی بن ابی طالب صلوات الله علیه مختصة بیوم الغدیر

نکته دوم این است که امام حسن عسکری فرمودند: این زیارت را پدرم در سفری که «معتصم» ایشان را به اجبار به پیش خودش تبعید کرده بود، خواندند.

این یک دلالت ویژه‌ای در خودش دارد. چرا؟! امام هادی (علیه السلام) دو سفر به بغداد و سامرا داشتند. سفر اول در زمان پدر بزرگوارشان بوده است که همراه پدر بزرگوارشان بود.

در اینجا نمی‌گوید که امام جواد و امام هادی با همدیگر بودند، بلکه می‌فرماید: پدرم وقتی با پدرش امام جواد رفت!

امام جواد در سال ۲۲۰ هجری به شهادت رسید در حالی که معتصم در سال ۲۲۷ هجری کشته شد. یعنی این زیارت بین سال ۲۲۰ تا ۲۲۷ هجری گفته شده است. قبل از سال ۲۲۰ که امام جواد بودند و امام هادی هم که اصلاً بعضی افراد معتقدند در آن سفر تبعیدی پدرشان ظاهراً نبودند.

لذا در این فاصله ما اگر مراجعه کنیم سن امام هادی در هنگام ایراد این خطبه کمتر از ۱۵ سال بوده و پدرشان هم به شهادت رسیدند. یعنی چه؟! فردی است که یک حاکم جائری پدرش را کشته است.

شما تصور کن یک کودک یا یک نوجوانی است که به او می گویند همان کسی که پدرت را کشته است، شما را خواسته باید بروی. آن کسانی که دارند ایشان را می‌برند مأمورین حکومتی هستند.

یعنی به دست قاتلین پدرش، به همراه قاتلین پدرش و نیروهای قاتل پدرش دارد به سفر می‌رود. در چنین جایی کاری که باید انجام بدهد ترس بسیار زیاد است و خیلی نباید جرات حرف زدن داشته باشد.

اگر آدم عادی باشد چنین وضعیتی پیش می‌آید، ولی اگر ما متن زیارت را نگاه می‌کنیم مشخص است امام هادی (علیه السلام) شروع کردند در این زیارت نامه مرحله به مرحله گره‌های ذهنی آن همراهان و نیروهای حکومتی را باز کردن به صورت بسیار بلیغ با روش‌های ویژه برای برجسته‌سازی برخی صفات.

من اول یک توضیحی بدهم. برای برخی از صفات امیر مؤمنان علی (علیه السلام) آقا امام هادی فرازهای ویژه باز کردند به طوری که ۶ خط یا ۷ خط یا ۱۰ خط راجع به یک موضوع صحبت کردند. این تاکید ویژه روی آن است.

بعضی از صفات را با ذکر آیات قرآن برجسته کردند. چون می دانید که آنها از سنت بی‌بهره بودند و تنها یک مقداری به قرآن توجه داشتند. لذا اگر جایی شما آیه‌ای می‌خواندید برای آنها خیلی مهم بود.

امام سجاد (علیه السلام) با آن پیرمرد شامی همین کار را کردند. آن پیرمرد شامی که یک مقداری قرآن خوانده بود، گفت: قرآن می‌خوانی؟! عرض کرد: بله. حضرت فرمودند: این آیه را می‌دانی برای چه کسی نازل شده است؟! این آیه را می‌دانی؟! این آیه را می‌دانی؟!

پیرمرد فهمید که مواجه شده است با یک شخص عالم به قرآن کریم. بنابراین تحت تأثیر قرار گرفت.

یکی از جنبه‌هایی که امام هادی (علیه السلام) در این زیارتنامه استفاده کردند، همین جنبه برجسته سازی صفات با استفاده مکرر از قرآن کریم است.

سوم برجسته‌سازی بخشی از خصوصیت‌ها با تکرار آنهاست. بعضی از صفات بسیار زیاد در این زیارت تکرار شده است.

حضرت می‌خواهند بفرمایند این که مسلم است. این هم در ذهن شما برود که پدر ما امیرالمؤمنین اینگونه بوده است. خب این‌ها چیست؟!

اولاً من یک نکته‌ای مطرح کنم. ابتدای زیارت با درود و ثنا بر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و دیگر پیامبران و ملائکه و صالحان آغاز می‌شود و انتها با درود و صلوات بر پیامبر گرامی اسلام و صلوات بر اهل بیت پایان می‌پذیرد.

بنابراین ابتدا بر پیامبران و ملائکه و انبیاء سلام و صلوات می‌فرستند و انتها بر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و اهل بیت عصمت و طهارت صلوات می‌فرستد. یعنی چه؟!

آن کسی که همراه حضرت است، می‌گوید که الآن امام هادی آمده کنار قبر جدش و این هم که بزرگ رافضه به حساب می‌آید. رافضه غلو می‌کنند و مشرک هستند. بگذارید ببینیم راجع به جدشان چه می گویند.

حضرت تا حمد و ثنا را شروع می‌کنند با چه شروع می‌کنند؟! با اوصاف انبیاء و مدح ملائکه و مدح اولیای الهی و صالحان. یعنی ما همه بزرگان را قبول داریم و چیزی غیر از آنها نمی‌خواهیم ارائه کنیم.

ما همان مسیری که مسیر انبیاء بوده را می‌رویم و خودمان را جدای از آن‌ها نمی‌دانیم. ما در همان مسیر دینی هستیم. لذا یک مقداری گارد آن محافظان پایین می‌آید و می گویند ببینیم چه می‌گوید. ایشان دارد مدح انبیاء و اولیاء را می‌گوید و چیز خاصی نیست. ببینیم حرف‌هایشان چیست.

حضرت از همان اول شروع نمی‌کنند جایگاه امیرالمؤمنین را فرمودن با صلوات بر پیامبر و اهل بیتش که بگویند فقط ما هستیم بلکه چیزی می گویند تا آن سرباز و افسری که همراه حضرت است مشتاق شود و ببیند حضرت چه می‌فرماید. این مرحله اول است.

در مقابل وقتی به آخر می‌رسد، حالا ما جایگاه ائمه شیعه را ثابت کردیم و مشخص شده ائمه شیعه چه جایگاه والایی دارند. دیگر در مرحله آخر می‌فرماید پیامبر و اهل بیت او.

یعنی ما اهل بیت را از بقیه انبیاء غیر از پیغمبر خاتم (صلی الله علیه و آله و سلم) مهم‌تر می‌دانیم، اما بیان صفات برجسته امیرالمؤمنین علی (علیه السلام).

عرض شد تکرار برخی از صفات دلالت بر اهمیت آن‌ها و تلاش برای تاثیرگذاری بیشتر آن صفات در مخاطب دارد.

نکته دیگر اینکه برخی از صفات را ذیل برخی صفات دیگر آوردند. بعضی از خصوصیات را ذیل برخی خصوصیات دیگر آوردند تا به صورت غیر مستقیم القاء شود و حساسیتش یک مقدار کم شود.

ما داریم عرض می‌کنیم امام هادی از روش‌هایی استفاده کردند که معارف را منتقل کنند. مثلاً در ذیل درود بر امیرالمؤمنین اینطور می‌فرمایند: (و صلوات الله علیه و رحمة الله و برکاته و سلام و تحیاته و علی الائمة من آلک الطاهرین).

چرا اینطور می‌فرمایند؟! حضرت نمی‌خواهند طرف مقابل حساس شود که شما ائمه معصوم هستید! امام هادی در یک کلمه اول حضرت علی را می‌فرماید که شما خیلی مدح داری، صلوات داری و آل پاک شما هم این چنین هستند.

امامان معصوم یک کلمه می گویند و طرف مقابل یک چیزی در ذهنش درگیر می‌شود، ولی آنجا متوجه نمی‌شود. در مرحله بعد فکر می‌کند که حضرت «آل» را هم فرمود. «آل» چه کسانی بودند؟!

اینکه اینقدر صفات خوب دارد «آل» هم هستند، یعنی مطالب را به صورتی مطرح می‌کنند که چه شود؟! نه اینکه طرف همان جا ذهنش درگیر شود، ولی بعداً ذره ذره اثر خود را می‌گذارد.

مثل یک کپسولی که ابتدا بیمار می‌خورد و در شکمش باز می‌شود و طعم تلخش را دیگر احساس نمی‌کند و اصلاً متوجه نمی‌شود این چه تاثیری رویش می‌گذارد. بسیاری از صفاتی که حضرت مطرح کردند این اینگونه بود.

مجری:

این همان کدهایی است!

دکتر ابوالقاسمی:

بله. نکته دیگر اینکه برخی صفات را برای امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) آوردند. اگر این صفات را در حالت عادی نگاه کنید شاید یک صفت عادی به نظر برسد، ولی آمدند در مقابل حضرت وضعیت دشمنان حضرت را بیان کردند.

نه فقط دشمنان بلکه وضعیت بقیه را مطرح کردند. یا امیرالمؤمنین! شما چنین بودید و بقیه چنین بودند. به عنوان نمونه من برخی از آنها را مطرح کنم.

«آمَنْتَ بِاللَّهِ»

شما ایمان آوردید. همه ایمان آوردند! خیر!!!

«آمَنْتَ بِاللَّهِ وَ هُمْ مُشْرِکون»

شما ایمان آوردید وقتی همه مشرک بودند.

«وَ صَدَّقْتَ بِالْحَقِّ وَ هُمْ مُکذِّبُون»

شما حق را تصدیق کردید در حالی که همه تکذیب می‌کردند.

همه ما تصدیق به حق می‌کنیم. خیر این چنین نیست!! این مربوط به چه زمانی بوده است؟! زمانی که همه تکذیب می‌کردند.

«وَ جَاهَدْتَ وَ هُمْ مُحْجِمُون»

وقتی که بقیه رویشان را برمی گرداندند و می‌خواستند فرار کنند و منظره‌هایی می‌دیدند که حتی جرئت نگاه هم نداشتند، شما جهاد می‌کردید. عبارت دیگر:

«وَ ذَکرْتَهُمْ فَمَا اذَّکرُوا»

شما تذکر دادید در حالی که آنها حتی حاضر به پذیرش تذکر شما نبودند.

«وَ وَعَظْتَهُمْ فَمَا اتَّعَظُوا»

شما موعظه کردید در حالی که آنها حتی حاضر به پذیرش موعظه شما نبودند.

«وَ خَوَّفْتَهُمُ اللَّهَ فَلَمْ یخَافُوا»

و آنها را از خدا ترساندید در حالی که نترسیدند.

دوباره می‌فرمایند:

«وَ أَنْتَ أَوَّلُ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ صَلَّی لَهُ وَ جَاهَدَ وَ أَبْدَی صَفْحَتَهُ فِی دَارِ الشِّرْک»

شما اولین کسی بودید که ایمان آوردید، نماز خواندند، جهاد کردید و در دار شرک شمشیر خود را بیرون کشیدید.

افراد زیادی در دار شرک شمشیر کشیدند. این چنین نیست!!

«وَ الْأَرْضُ مَشْحُونَةٌ ضَلَالَةً وَ الشَّیطَانُ یعْبَدُ جَهْرَة»

در زمانی که زمین پر از گمراهی بود و علناً شیطان را می‌پرستیدند.

این هم خیلی مهم است! شیطان پرستی در مکه رواج داشت و بت‌ها نمادی از شیاطین و اجنه بودند.

«وَ لَک الْمَوَاقِفُ الْمَشْهُودَةُ وَ الْمَقَامَاتُ الْمَشْهُورَةُ وَ الْأَیامُ الْمَذْکورَةُ یوْمُ بَدْرٍ وَ یوْمُ الْأَحْزَاب»

کارهای شما در جنگ‌ها مشهود است و ایستادگی شما مشهور است و روزهای شما در روز بدر و احزاب در قرآن یاد شده است.

(وَ إِذْ زاغَتِ الْأَبْصارُ وَ بَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَناجِرَ وَ تَظُنُّونَ بِاللَّهِ الظُّنُونَا)

و زمانی را که چشمها از شدت وحشت خیره شده بود، و جانها به لب رسیده بود، و گمانهای گوناگون بدی به خدا می‌بردید!

سوره احزاب (33): آیه 10

آن موقع که این چنین بود شما ایستادگی کردید. همچنین شما در روز احد ایستادگی کردید. مگر روز احد چه اتفاقی افتاده بود؟!

(إِذْ تُصْعِدُونَ وَ لا تَلْوُونَ عَلی أَحَدٍ وَ الرَّسُولُ یدْعُوکمْ فِی أُخْراکم)

(به خاطر بیاورید) هنگامی که از کوه بالا می‌رفتید و (جمعی در وسط بیابان پراکنده می‌شدید و) به عقب‌ماندگان نگاه نمی‌کردید، و پیامبر از پشت سر شما را صدا می‌زد.

سوره آل عمران (3): آیه 153

آن‌ها نگاه نمی‌کردند که پیغمبر اکرم دارد آنها را صدا می زند!!

«وَ أَنْتَ تَذُودُ بِهِمُ الْمُشْرِکینَ عَنِ النَّبِی»

اما شما قلدرها و نکره‌های مشرکین را از پیغمبر اکرم دور می‌کردید.

و روز حنین شما جهاد کردید. آن زمانی که؛

(ثُمَّ وَلَّیتُمْ مُدْبِرِین)

سپس پشت (به دشمن) کرده فرار نمودید.

سوره توبه (9): آیه 25

یعنی می‌آید با هم مقایسه می‌کند.

«وَ أَنْتَ حَائِزٌ دَرَجَةَ الصَّبْرِ فَائِزٌ بِعَظِیمِ الْأَجْرِ وَ یوْمُ خَیبَرَ إِذْ أَظْهَرَ اللَّهُ خَوَرَ الْمُنَافِقِینَ وَ قَطَعَ دَابِرَ الْکافِرِینَ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِ الْعالَمِینَ* وَ لَقَدْ کانُوا عاهَدُوا اللَّهَ مِنْ قَبْلُ لا یوَلُّونَ الْأَدْبارَ وَ کانَ عَهْدُ اللَّهِ مَسْؤُلا»

آن‌ها پیمان بسته بودند که نمی‌خواهیم جهاد کنیم.

(لا یوَلُّونَ الْأَدْبارَ وَ کانَ عَهْدُ اللَّهِ مَسْؤُلا)

و عهد الهی مورد سؤال قرار خواهد گرفت (و در برابر آن مسئولند).

سوره احزاب (33): آیه 15

اگر شما تعدادتان زیاد باشد دشمنان می‌ترسند و جلو نمی‌آیند. شما فقط سیاهی لشکر باشید. همین مقدار که از دستتان برمی آید!! شما پیمان بستید، تعهد کردید. با خدا پیمان بستید:

(لا یوَلُّونَ الْأَدْبارَ وَ کانَ عَهْدُ اللَّهِ مَسْؤُلا)

خدا از این پیمان سؤال می‌پرسد: روز خیبر چه شد؟! فرار کردند!! حضرت نمی‌فرمایند که امیرالمؤمنین و پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در مورد شما چه چیزهایی گفت. حضرت می‌فرمایند که شما ایستادی و جهاد کردی ولی آنها فرار کردند.

این مقایسه اهمیت صفاتی که در مورد امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) آمده است را مطرح می‌کند.

نکته بعدی برخی از فرازهای ویژه از زندگی امیرالمؤمنین را به صورت مفصل آورده است. تأکید ویژه بر غدیر خم دارد در چند فراز به غدیر و آیات نازل شده در غدیر اشاره کرده است.

بیان فداکاری‌ها و جهاد امیرالمؤمنین در جنگ‌ها که عرض کردیم به صورت مقایسه‌ای با فرار منافقان و سست عنصران در بدر و احد و احزاب و حنین و خیبر مطرح شده است.

همچنین از خود گذشتگی امیرالمؤمنین در لیلة المبیت شب هجرت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) از مکه به مدینه به صورت ویژه بیان شده است.

نکته بعد بیان تقابل‌ها و جنگ‌های امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) با مخالفان از غصب خلافت، غصب فدک، غصب حق ذوی القربی، جنگ با طلحه و زبیر و معاویه و خوارج.

در هر کدام از این مسائل تک تک هم ادله حقانیت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) را می‌آورد. نه اینکه بگوید شما با فلانی دعوا کردید دیگر سکوت کند که حق با کی بود. خیر! شما با معاویه جنگ داشتید، حق با شما بود. فدک را از شما گرفتند حق با شما بود. حق ذوی القربی را گرفتند حق با شما بود.

مثلاً در باب فدک می‌گوید: شما شهادت دادید و حسنین هم شهادت دادند و آیه تطهیر هم در مورد شما نازل شد، ولی حاضر به پذیرفتن نشدند.

«وَ الْأَمْرُ الْأَعْجَبُ وَ الْخَطْبُ الأفضع [الْأَفْظَعُ] بَعْدَ جَحْدِک حَقَّک غَصْبُ الصِّدِّیقَةِ الطَّاهِرَةِ الزَّهْرَاءِ سَیدَةِ النِّسَاءِ فَدَکاً»

از این سنگین‌تر بعد از اینکه حق شما را گرفتند، این بود که فدک را از حضرت فاطمه زهرا سرور زنان غصب کردند.

«وَ رَدُّ شَهَادَتِک وَ شَهَادَةِ السَّیدَینِ سُلَالَتِک وَ عِتْرَةِ أَخِیک الْمُصْطَفَی صَلَّی اللَّهُ عَلَیکمْ»

و شهادت شما و شهادت دو سید بزرگوار از سلاله شما و عترت پیامبر اکرم را نپذیرفتند.

«وَ قَدْ أَعْلَی اللَّهُ تَعَالَی عَلَی الْأُمَّةِ دَرَجَتَکمْ وَ رَفَعَ مَنْزِلَتَکمْ وَ أَبَانَ فَضْلَکمْ وَ شَرَفَکمْ عَلَی الْعَالَمِینَ فَأَذْهَبَ عَنْکمُ الرِّجْسَ وَ طَهَّرَکمْ تَطْهِیرا»

در حالی که خداوند متعال درجه شما را از امت بالا برده بود و درجه شما را بالا برده بود و شما را بر عالمیان برتری داده بود و شما را تطهیر کرده بود.

شما بستگان پاک پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) هستید، ولی حق شما را گرفتند و این عجیب‌تر از غصب خلافت بود ما قبلاً عرض کردیم در غصب خلافت ادعا کردند پیامبر اکرم حضرت علی را حذف کرده است.

حال آنکه شهادت خود حضرت فاطمه زهرا و امیرالمؤمنین و حسنین را در مورد فدک که این همه قباله هم بوده را اینها نپذیرند؟! یا در مورد قتال با ناکثین می‌فرمایند:

«قَتَلْتَ النَّاکثِینَ وَ الْقَاسِطِینَ وَ الْمَارِقِینَ وَ صَدَّقَک رَسُولُ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَعْدَهُ وَ أَوْفَیتَ بِعَهْدِهِ»

حضرت می‌فرماید که شما در جنگ با ناکثین و قاسطین و مارقین به دستور پیامبر عمل کرد. این یک بخشی از زندگانی امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) که در این زیارت به آن اشاره شد.

همچنین در ادامه به شهادت حضرت عمار در رکاب امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در جنگ با معاویه اشاره می‌شود. حضرت می‌فرماید:

«وَ عَدُوُّک عَدُوُّ اللَّهِ جَاحِدٌ لِرَسُولِ اللَّهِ یدْعُو بَاطِلًا وَ یحْکمُ جَائِرا»

دشمن شما منکر پیغمبر اکرم بودند و دعوت به باطل می‌کرد.

این اشاره به همان روایتی دارد که اهل سنت دارند که می‌گوید:

«وَیحَ عَمَّارٍ تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِیةُ»

برحذر باشید که عمار را گروه ستمکاری خواهد کشت.

«عَمَّارٌ یدْعُوهُمْ إلی اللَّهِ وَیدْعُونَهُ إلی النَّارِ»

عمار در گروهی است که آنها را به سمت خدا دعوت می‌کند و آنها عمار را دعوت به آتش می‌کنند.

الجامع الصحیح المختصر، اسم المؤلف: محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی، دار النشر: دار ابن کثیر, الیمامة - بیروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقیق: د. مصطفی دیب البغا، ج 3، ص 1035، ح 2657

سپس می‌فرماید:

«وَ یحْکمُ جَائِراً وَ یتَأَمَّرُ غَاصِباً وَ یدْعُو حِزْبَهُ إِلَی النَّارِ وَ عَمَّارٌ یجَاهِدُ»

سپس می‌نویسد:

«وَ ینَادِی بَینَ الصَّفَّینِ الرَّوَاحَ إِلَی الْجَنَّة»

و عمار بین دو لشکر ندا می‌داد: هرکسی می‌خواهد به بهشت برود بیاید.

بیایید با هم به بهشت برویم. این کاروان، کاروان بهشت است.

«وَ لَمَّا اسْتَسْقَی فَسُقِی اللَّبَنَ کبَّرَ»

و طلب یک نوشیدنی کرد و به او شیر دادند و تکبیر گفت.

«وَ قَالَ قَالَ لِی رَسُولُ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ آخِرُ شَرَابِک مِنَ الدُّنْیا ضَیاحٌ مِنْ لَبَنٍ وَ تَقْتُلُک الْفِئَةُ الْبَاغِیةُ»

سپس گفت: پیغمبر اکرم به من فرموده بود که آخرین نوشیدنی تو از دنیا یک پیمانه شیر خواهد بود و لشکر باغیه تو را خواهند کشت.

«فَاعْتَرَضَهُ أَبُو الْعَادِیةِ الْفَزَارِی فَقَتَلَهُ»

ابو العادیه فزاری مقابل ایشان آمد و عمار را به شهادت رساند.

«فَعَلَی أَبِی الْعَادِیةِ لَعْنَةُ اللَّهِ وَ لَعْنَةُ مَلَائِکتِهِ وَ رُسُلِهِ أَجْمَعِینَ»

پس لعنت خدا و ملائکه و جمیع پیامبران بر ابو العادیه باد.

اینجا ما می‌بینیم حضرت آمده دلیلی که طرف مقابل این دلیل را می‌داند آورده است. یک روایت مسلم است همه آن را شنیدند و در «بخاری» و «مسلم» و همه کتاب‌هایشان موجود است را آورده است.

«وَیحَ عَمَّارٍ تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِیةُ»

را نمی‌توانند انکار کنند. لذا در این زیارتنامه می‌بینیم امام هادی به این عبارت استناد کردند.

نکته دیگری که هست این است که می دانید امیرالمؤمنین دشمن خیلی زیاد داشتند. بنی امیه دشمنان حضرت بودند، خوارج دشمنان حضرت بودند. حضرت با فرازها و روایاتی که در کتب اهل سنت هم آمده است، حسن عاقبت امیرالمؤمنین و شهادت حضرت مطرح می‌کند.

یعنی این زیارتنامه یک درس معارفی برای کسی است که می‌خواهد از صفر با حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) آشنا شود، آن هم با دلیل نه به صورت بی دلیل.

روایتی از پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) مطرح شده است. حضرت می‌فرمایند:

«وَ لَمَّا رَأَیتَ أَنْ قَتَلْتَ النَّاکثِینَ وَ الْقَاسِطِینَ وَ الْمَارِقِینَ»

پیغمبر اکرم به شما دستور دادند با ناکثین و قاسطین و مارقین بجنگید.

«وَ صَدَّقَک رَسُولُ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَعْدَهُ وَ أَوْفَیتَ بِعَهْدِهِ»

پیامبر اکرم وعده درستی به شما داد و شما هم به آن وفا کردید.

«قُلْتَ أَ مَا آنَ أَنْ تُخْضَبَ هَذِهِ مِنْ هَذِهِ»

و فرمودید: وقت آن نرسیده که محاسنم از خون سرم خضاب شود؟!

«أَمْ مَتَی یبْعَثُ أَشْقَاهَا»

کی پلیدترین فرد امت خواهد آمد؟!

«وَاثِقاً بِأَنَّک عَلَی بَینَةٍ مِنْ رَبِّک وَ بَصِیرَةٍ مِنْ أَمْرِک»

مطمئن بودی که از خدا دلیل دارید و بر این امر بصیرت دارید.

«قَادِمٌ عَلَی اللَّهِ مُسْتَبْشِرٌ بِبَیعِک الَّذِی بَایعْتَه بِه»

می‌دانستی که دارید به سمت خدا می‌روید و به دیگران می‌گفتید به من تبریک بگویید.

«(وَ ذلِک هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیم)»

و شما به رستگاری آشکار رسیدید.

یعنی هرچه دشمنان در مقابل امیرالمؤمنین رشته کرده بودند و بر ضد امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) دروغ گفته بودند، امام هادی (علیه السلام) دارد با روایاتی که خود اهل سنت قبول دارند همه رشته‌ها را پنبه می‌کنند.

پس چنین نیست که فقط یک زیارتنامه خوانده باشند و تمام!! این زیارتنامه یک استدلال قوی علمی است.

کار دیگری که حضرت انجام دادند، بخشی از مطاعن مخالفان امیرالمؤمنین را آوردند. حضرت راجع به «طلحه»، «زبیر»، معاویه و خوارج مطاعنی آوردند که بخش‌های گسترده آن راجع به خوارج است.

یک بخشش راجع به «طلحه» و «زبیر» است که من بخشی از آن را مطرح می‌کنم. عرض شد که راجع به غصب فدک صحبت کردند، بعد می‌فرمایند:

«وَ لَقَدْ أَوْضَحْتَ مَا أَشْکلَ مِنْ ذَلِک لِمَنْ تَوَهَّمَ وَ امْتَرَی»

و تو واضح کردی شبهاتی را که پیش آمده بود برای کسانی که توهم زده بودند و دچار شک شده بودند.

«بِقَوْلِک صَلَّی اللَّهُ عَلَیک قَدْ یرَی الْحُوَّلُ الْقُلَّبُ وَجْهَ الْحِیلَةِ وَ دُونَهَا حَاجِزٌ مِنْ تَقْوَی اللَّهِ فَیدَعُهَا رَأْی الْعَینِ وَ ینْتَهِزُ فرصت‌ها مَنْ لَا حَرِیجَةَ لَهُ فِی الدِّینِ»

گاهی اوقات فردی که قدرت دارد و قلب قوی هم دارد متوجه حیله می‌شود و می‌فهمد چکار می‌خواهند انجام دهند، ولی یک مانعی دارد و آن مانع تقوا است.

اگر تقوا نبود منِ علی (علیه السلام) خیلی کارها می‌توانستم کنم، اما رهاش می‌کنم. با اینکه با چشم دارد می‌بیند چه اتفاقی دارد می افتد، ولی رهایش می‌کند.

«وَ ینْتَهِزُ فرصت‌ها مَنْ لَا حَرِیجَةَ لَهُ فِی الدِّینِ»

اما کسی که دین ندارد اینجا از فرصت سوءاستفاده می‌کند.

«صَدَقْتَ وَ خَسِرَ الْمُبْطِلُونَ»

راست گفتی و اهل باطل زیانکار شدند.

«وَ إِذْ مَاکرَک النَّاکثَانِ»

آن زمان که آن دو نفر که پیمان شکن بودند خواستند با شما نقشه بریزند.

«فَقَالا نُرِیدُ الْعُمْرَةَ»

گفتند: می‌خواهیم به عمره برویم.

«فَقُلْتَ لَهُمَا لَعَمْرُکمَا مَا تُرِیدَانِ الْعُمْرَةَ لَکنْ تُرِیدَانِ الْغَدْرَة»

حضرت فرمود: شما به دنبال عمره نیستید، بلکه به دنبال خیانت کردن هستید.

چنین نیست که حضرت علی نفهمیده باشد این‌ها می‌خواهند خیانت کنند، بلکه از همان اول فهمیده است. منِ علی فهمیدم و می‌توانستم آنها را زندانی کنم. بگذار آنها بروند! این امتحان‌ها باید رخ بدهد.

«فَأَخَذْتَ الْبَیعَةَ عَلَیهِمَا وَ جَدَّدْتَ الْمِیثَاقَ فَجَدَّا فِی النِّفَاقِ»

مجدد بیعت گرفتید، مجدد پیمان گرفتید، اما آنها در نفاق کوشیدند.

«فَلَمَّا نَبَّهْتَهُمَا عَلَی فِعْلِهِمَا أَغْفَلَا وَ عَادَا وَ مَا انْتَفَعَا»

وقتی گفتید یادتان هست چه اتفاقاتی از زمان پیامبر رخ داد، گفتند فراموش کردیم. برگشتند، اما برای توبه نبود.

آقای فلانی! به یاد داری که پیغمبر اکرم فرمود: روزی در مقابل علی بن أبی طالب می‌ایستی و تو آن روز ظالم هستی.

«وَ کانَ عَاقِبَةُ أَمْرِهِمَا خُسْراً»

و عاقبت امرشان زیان و خسران است.

این در مورد آن دو نفری که ناکث به حساب می‌آیند و پیمان شکنی کردند در زمان خلافت ظاهری امیرالمؤمنین (سلام الله علیه).

پس ما می‌بینیم در این زیارتنامه حضرت به صراحت نسبت به دشمنان می گویند چکار کردند. همچنین راجع به معاویه عرض کردیم فرمایش حضرت را در مورد «عمار» که می‌فرمایند:

«وَیحَ عَمَّارٍ تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِیةُ»

دریغ بر عمار که او را گروه ستمکار می کشند

 بعد از اینکه ثابت کردند حضرت علی بر حق هستند و دشمنان بر باطل هستند، شروع می‌کنند به لعن دشمنان امیرالمؤمنین (سلام الله علیه). برخی دشمنان را به اسم لعنت کردند که اسمش را بردیم: «ابو الغادیه» یا «ابو العادیه».

حالا در این متن زیارت «ابو العادیه» است که احتمالاً نقطه‌اش افتاده باشد. این شخص به اسم لعنت قرار گرفته است، اما افراد دیگری متعدد با اوصاف مورد لعن قرار گرفتند.

کسانی که با ولایت حضرت معارضه کردند، استکبار ورزیدند و ولایت حضرت را تکذیب کردند و کافر شدند.

هر کس با حضرت علی دشمنی کند، هر کس بر حضرت علی شمشیر کشید یا حضرت علی بر او شمشیر کشیده است.

کسانی که نسبت به ظلم به حضرت علی چشم پوشی کردند و برای برطرف کردن ظلم حضرت تلاش نکردند و در دفاع از حضرت کوتاهی کردند.

قاتلان انبیاء و اوصیای انبیاء مورد لعنت قرار گرفتند. قاتلان امیرالمؤمنین و ظالمان به حضرت مورد لعنت قرار گرفتند. ظالمان و قاتلان سیدالشهدا (علیه السلام) و کسانی که از دشمن سیدالشهدا تبعیت کردند مورد لعنت قرار گرفتند و مطلق ظالمان.

این می‌خواهد بگوید که آقا مسئله تبری را نباید شما رها کنید. تبری یکی از اساسی‌ترین معارف دین است که مصداق اصلی آن هم با لعن است، اما هر دورانی ممکن است نسبت به یک سری افراد حساسیت‌هایی باشد. اگر کسی به اهل بیت ظلم کرده است، لعنت خدا بر او باد.

امام هادی را قاتلان پدرش دارند می‌برند. شما وضعیت خطرناک‌تر از این می‌خواهید؟! آنجا حضرت با وصف لعنت کردند و کسانی هم که رویشان حساسیت نبود را با اسم لعنت کردند. حالا درست است که ما بگوییم اینها نباید باشد؟! این‌ها جزو مسلمات است، حال عده‌ای نمی‌خواهند قبول کنند!!

کار دیگری که امام هادی (علیه السلام) انجام دادند پاسخ به شبهات است. خود تبیین حضرت و خود بیان حضرت بیانی است که رافع شبه است و طوری مطالب را مطرح کردند که خیلی از جاها خود به خود شبهه از بین می‌رود.

در مقابل بعضی از جاها نسبت به شبهه اشاره کردند و شبهه را هم جواب دادند. یک شبهات مربوط به غدیر خم است که حضرت آمدند با بیان آیات نازل شده در غدیر، ترسیم بخشی از اتفاقات قبل از غدیر، بعضی از اتفاقات بعد از غدیر ثابت کردند که غدیر برای امامت الهی و خلافت امیرالمؤمنین است.

دوم یک شبهه‌ای آن زمان خیلی رایج شده بود که متاسفانه «بخاری» هم به همین شبهه روایت اشاره کرده است. نقل شده است که امیرالمؤمنین یک فرد خونریز و دنیا طلب بود و حاضر بود همه را بکشد و به خلافت برسد.

امام هادی (علیه السلام) جواب می‌دهند که دشمنان حضرت باغی بودند، حضرت بر حق بود و این جنگ‌هایی که انجام داد به دستور پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) بود.

سوم اینکه خوارج که همان دوران هم بیا و برو زیاد داشتند ادعا می‌کردند که قاتل حضرت علی یک فرد مؤمن بوده است. آقای «بخاری» در کتاب «صحیح» خود از «عمران بن حطان» روایت نقل کرده است و «عمران بن حطان» جزء رؤسای خوارج بود و در مدح «ابن ملجم» شعر گفته است.

«بل ضربة من شقی ما أراد بها * إلا لیبلغ من ذی العرش خسرانا

إنی لأذکره یوما فأحسبه * أشقی البریة عند الله میزانا»

این شعر را در مدح «ابن ملجم» گفته است. همان دوران‌هاست که ادعا می‌کنند «ابن ملجم» آدم خیلی مؤمنی بوده است. امام هادی با دلیل ثابت می‌کنند او جزو خوارج بود و اشقی الناس و پلیدترین مردم بود.

نکته چهارم این است که شبهه می‌کنند چرا حضرت علی با خلفا نجنگید؟! به چه دلیل حضرت علی با خلفا نجنگید؟! این نجنگیدن چند تا حالت می‌توانست داشته باشد.

دلیل اول اینکه حضرت علی آدم ضعیفی باشد. دلیل دوم اینکه حضرت علی ضعیف نبود، اما کوتاه آمد و حاضر شد مداهنه کند.

دلیل سوم اینکه حضرت علی قبلاً یک اجتهادی داشت و فکر می‌کرد کاری باید انجام بدهد. یک زمانی در زمان خلفا اجتهادش این بود که نجنگد، بعد اجتهادش این شد که باید بجنگد. تبدل اجتهاد یا نقصان علم تغییر وضعیت.

دلیل چهارم پافشاری بر موضع همراه با تقیه، چون یاور نداشت در زمان خلفا. امیرالمؤمنین ضعف شخصی نداشت و شخصیت حضرت ضعف نداشت. علم حضرت ضعف نداشت. حضرت مداهنه گر نبود، یاور نداشت.

چند تا حالت می‌توانست داشته باشد. امام هادی همه را یک به یک جواب دادند و فرمودند: نخیر اینگونه نبود، اینگونه نبود، اینگونه نبود.

آنچه بود این بود که شما به خاطر تقیه و نداشتن یاور مجبور شدید یک دوره‌ای نسبت به برخی تقیه انجام بدهید.

پاسخ به شبهه‌ای که چرا فدک را برنگرداندند، چرا حقوق اهل بیت (علیهم السلام) را بعد از رسیدن به خلافت برنگرداندند. حضرت جواب دادند و فرمودند: شما یاوری نداشتی که آن زمان کمکت کند تا بتوانید حقوق را برگردانی.

کسانی که بودند برای خود خلافت به زور کمک می‌کردند، چه رسد به اینکه برای این جزئیات.

پاسخ به شبهه چرایی قبول حکمیت در صفین مطرح می‌شود و حضرت اینجا هم به نبودن یار اشاره می‌کند.

بنابراین ببینید شبهات متعددی بیان شده است و به تک تک آنها جواب داده شده است. من بعضی از آنها را بیاورم.

«فَلَمَّا آلَ الْأَمْرُ إِلَیک أَجْرَیتَهُمْ عَلَی مَا أَجْرَیا عَلَیهِ رَغْبَةً عَنْهُمَا بِمَا عِنْدَ اللَّهِ لَک فَأَشْبَهَتْ مِحْنَتُک بِهِمَا مِحَنَ الْأَنْبِیاءِ عَلَیهِمُ السَّلَامُ عِنْدَ الْوَحْدَةِ وَ عَدَمِ الْأَنْصَارِ»

وقتی شما خلیفه شدید از فدک و حقوقی که از شما سلب شد رویگردان شدید، شبیه انبیائی که تنها بودند و یاور نداشتند.

«وَ کذَلِک أَنْتَ لَمَّا رُفِعَتِ الْمَصَاحِفُ قُلْتَ یا قَوْمِ إِنَّمَا فُتِنْتُمْ بِهَا فَخُدِعْتُمْ فَعَصَوْک وَ خَالَفُوا عَلَیک»

وقتی قرآن‌ها را سر نیزه کردند، به قوم فرمودید که دارند شما را گول می‌زنند، اما با شما مخالفت کردند.

چنین نبود شما خودت طرفدار حکمیت باشی.

«وَ اسْتَدْعَوْا نَصْبَ الْحَکمَینِ»

و گفتند که حتماً باید حکمیت برپا باشد.

«فَأَبَیتَ عَلَیهِمْ»

شما نپذیرفتید.

«وَ تَبَرَّأْتَ إِلَی اللَّهِ مِنْ فِعْلِهِمْ وَ فَوَّضْتَهُ إِلَیهِمْ»

از کار آنها تبری جستید و فرمودید که من این کار را به شما واگذار کردم.

من خودم مسئولیت به عهده نمی‌گیرم.

«فَلَمَّا أَسْفَرَ الْحَقُّ وَ سَفِهَ الْمُنْکرُ»

در ادامه وقتی حق روشن شد و منکر پایین قرار گرفت بازهم مخالفت کردند.

آن‌ها سپس ادعا کردند و گفتند: یا علی! چرا اجازه دادید ما به سمت حکمیت برویم؟!! ما اینها را هم عرض کردیم. بنابراین امام هادی (علیه السلام) یکی از کارهای بسیار مهمشان در این زیارتنامه پاسخ به شبهات ذهنی رایج بین مخالفین است.

ما شبهات را در چهار مورد مطرح کردیم و تا اینجا بخشی از کارهایی که حضرت در زیارت غدیریه انجام دادند را خدمتتان عرض کردیم.

مجری:

خیلی ممنون و متشکرم. ان شاءالله بخش بعدی بماند پس از دیدن این میان برنامه که با حال و هوای این ایام و این اعیاد هست. می‌بینیم و برمی‌گردیم، با ما همراه باشید.

ها علی بشر کیف بشر

ربه فیه تجلا و ظهر

عرض تبریک و شادباش مجدد دارم خدمت شما بینندگان و عزیزان به مناسبت این اعیاد. در خدمت شما هستیم همچنان با ویژه برنامه «عیدالله» از «شبکه جهانی حضرت ولی عصر».

تماس‌های بینندگان برنامه:

اجازه بدهید قبل از اینکه برنامه را با جناب استاد ابوالقاسمی ادامه بدهیم، تماسی از شما دوستان و یکی از بینندگان دریافت کنیم و بشنویم صدای آقای محمدی از اصفهان را. سلام، شبتون بخیر، بفرمایید:

بیننده (آقای محمدی از اصفهان – شیعه):

سلام علیکم مجری محترم و همچنین استاد ارجمند. شب شما بخیر و خدا قوت. اعیاد عزیز و گرامی را تبریک عرض می‌کنم.

مجری:

متشکریم، بفرمایید آقای محمدی.

بیننده:

ببخشید یکی از سؤال کنندگان برنامه گاهی گله داشت از اینکه فضایل مولا امیرالمؤمنین زیاد گفته می‌شود و مثلاً این کفریات می‌شود و از این صحبت‌ها. من راستش کلیپی از استاد انصاریان دیدم که سندش را ارجاع دادم به «لطائف العرفان» از «حاج آقا محمد علی حکیم» که خواندن آن دو دقیقه طول می‌کشد. اجازه می‌فرمایید؟!

مجری:

بفرمایید در خدمت شما هستیم.

بیننده:

سپاسگزارم. اسمش هست «محموله کاروان».

بسم الله الرحمن الرحیم

در شب معراج ختم انبیاء

بود جبرئیلش دلیل و رهنما

ناگهان دیدند خیل اشتران

چون قطار صبح مشهد - اصفهان

گفت پیغمبر به آن دُرّ ثمین

کیست کالای ستوران ای امین

پاسخش آمد به ابیات جلی

فضل و ارزشهای مولایم علی

محتوای آن کتب گنجینه‌هاست

وصف آقا جان علی مرتضی است

پس نبی گفتا از اینجا نگذریم

بلکه طول کاروان را بنگریم

پیک حق گفت ای رسول مؤتمن

نیست ممکن تا از آن آگه شدن

از زمانی که خدایم آفرید

چشم‌هایم آن صف اشتر بدید

تا بدین ساعت ز معراج شما

آن شترها در گذر از پیش ما

هرگز آغازش ندیدم آشکار

آخر آن هم برون است از شمار

چون نیارستم ادامه تا کی است

ماندن اینجا کی امیدش در پی است

نیست کافی آب‌های بحرها

بهر تر کردن سر انگشت را

تا کتاب فضل مولای کبار

صفحه‌هایش را بیارم در شمار

حال باید گفت این مدح شگرف

محض آن کبکان سر در زیر برف

معرفت بودت گر از آقای ما

کی شدی بر سامری‌ها جان فدا

می‌پرستی گاو را چون هندیان

غافل از نیک و بد آثار آن

برنتابیدی کرامات علی

چون حسد ورزی بر آن نفس نبی

تا به تاریکی علی را دیده‌ای

وین سبب غیری بر او بگزیره‌ای

و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین

عذرخواهی می‌کنم، سپاس از برنامه عالی شما، خدا حافظتان.

مجری:

خیلی ممنون و متشکرم آقای محمدی، برنامه را مزین فرمودید با اشعاری با مدح حضرت امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (صلوات الله و سلامه علیه) که پایان ناپذیر است.

خوب برنامه را ادامه بدهیم با حضور جناب استاد ابوالقاسمی. فرازهای دیگری از زیارت غدیریه را بفرمایید.

دکتر ابوالقاسمی:

عرض شد که در این زیارت کریمه آیات فراوانی مورد استناد قرار گرفته است. آیاتی که در این زیارت نامه هست، ۲۳ جا بر امیرالمؤمنین علی (سلام الله علیه) تطبیق شده است و فضائل حضرت را بیان کرده است.

پنج جا در مورد دشمنان حضرت است و پنج اتفاق مهم را هم بیان کرده است. بعضی جاها می‌گوید یک آیه‌ای هست، اما صراحتاً به آیه اشاره نمی‌کند که این آیه در مورد شما نازل شده و چه بوده است.

«وَ أَشْهَدُ أَنَّهُ قَدْ بَلَّغَ عَنِ اللَّهِ مَا أَنْزَلَهُ فِیک»

سپس می‌فرمایند:

«الَّذِی نَطَقَ بِوَلَایتِک التَّنْزِیل»

صفاتی که قرآن کریم فرموده است.

آن صفات کجاست؟! نمی‌گوید چیست تنها فی الجمله می‌گوید ما قبلاً یا بعداً اشاره می‌کنیم.

«فَمَا آمَنَ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فِیک عَلَی نَبِیهِ إِلَّا قَلِیل»

آنچه خدا بر پیامبر از فضائل شما نازل کرد را تنها عده اندکی پذیرفتند.

«وَ لَا زَادَ أَکثَرُهُمْ غَیرَ تَخْسِیر»

پس یک سری جاها اجمالاً می‌گوید که آیه‌ای هست، اما آیاتی که استفاده شده در مورد امیرالمؤمنین چنین است:

(وَ مَنْ أَوْفی بِما عاهَدَ عَلَیهُ اللَّهَ فَسَیؤْتِیهِ أَجْراً عَظِیما)

و آن کس که نسبت به عهدی که با خدا بسته وفا کند به زودی پاداش عظیمی به او خواهد داد.

سوره فتح (48): آیه 10

در مورد امیرالمؤمنین، جعفر بن ابی طالب و حمزة بن عبدالمطلب آمده است:

(إِنَّ اللَّهَ اشْتَری مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ یقاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَیقْتُلُونَ وَ یقْتَلُونَ وَعْداً عَلَیهِ حَقًّا فِی التَّوْراةِ وَ الْإِنْجِیلِ وَ الْقُرْآنِ وَ مَنْ أَوْفی بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَیعِکمُ الَّذِی بایعْتُمْ بِهِ وَ ذلِک هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیم)

خداوند از مومنان جان‌ها و اموالشان را خریداری می‌کند که (در برابرش) بهشت برای آنان باشد (به این گونه که) در راه خدا پیکار می‌کنند، می‌کشند و کشته می‌شوند، این وعده حقی است بر او که در تورات و انجیل و قرآن ذکر فرموده، و چه کسی از خدا به عهدش وفادارتر است، اکنون بشارت باد بر شما به داد و ستدی که با خدا کرده‌اید و این پیروزی بزرگی (برای شما) است.

سوره توبه (9): آیه 111

در مورد حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) آمده است:

(وَ أَنَّ هذا صِراطِی مُسْتَقِیماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِکمْ عَنْ سَبِیلِهِ ذلِکمْ وَصَّاکمْ بِهِ لَعَلَّکمْ تَتَّقُون)

و اینکه این راه مستقیم من است از آن پیروی کنید و از راههای مختلف (و انحرافی) پیروی نکنید که شما را از راه حق دور می‌سازد، این چیزی است که خداوند شما را به آن سفارش می‌کند تا پرهیزگار شوید.

سوره انعام (6): آیه 153

در مورد مؤمنین به ولایت حضرت آمده است:

(رَبَّنا لا تُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ إِذْ هَدَیتَنا وَ هَبْ لَنا مِنْ لَدُنْک رَحْمَةً إِنَّک أَنْتَ الْوَهَّاب)

(راسخان در علم، مى‏گويند:)" پروردگارا! دلهايمان را، بعد از آنكه ما را هدايت كردى، (از راه حق) منحرف مگردان! و از سوى خود، رحمتى بر ما ببخش، زيرا تو بخشنده‏اى!

سوره آل عمران (3): آیه 8

در مورد مؤمنین خدای متعال فرموده است:

(وَ إِنِّی لَغَفَّارٌ لِمَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً ثُمَّ اهْتَدی)

من کسانی را که توبه کنند و ایمان آورند و عمل صالح انجام دهند و سپس هدایت شوند می‌آمرزم.

سوره طه (20): آیه 82

در مورد دشمنان حضرت آمده است:

(تَلْفَحُ وُجُوهَهُمُ النَّارُ وَ هُمْ فِیها کالِحُون)

شعله‌های سوزان آتش همچون شمشیر به صورتهاشان نواخته می‌شود و در دوزخ چهره‌ای در هم کشیده دارند.

سوره مؤمنون (23): آیه 104

در مورد حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) و دشمنان حضرت آمده است:

(هَلْ یسْتَوِی الَّذِینَ یعْلَمُونَ وَ الَّذِینَ لا یعْلَمُون)

آیا کسانی که می‌دانند با کسانی که نمی‌دانند یکسانند؟

سوره زمر (39): آیه 9

در مورد حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) می‌فرماید:

(وَ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجاهِدِینَ عَلَی الْقاعِدِینَ أَجْراً عَظِیما)

و مجاهدان را بر قاعدان برتری و پاداش عظیمی بخشیده است.

(دَرَجاتٍ مِنْهُ وَ مَغْفِرَةً وَ رَحْمَةً وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِیماً)

درجات (مهمی) از ناحیه خداوند و آمرزش و رحمت (نصیب آنان می‌گردد) و (اگر لغزشهایی داشته‌اند) خداوند آمرزنده و مهربان است.

سوره نساء (4): آیات 95 و 96

در مورد حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) می‌فرماید:

(یا أَیهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیک مِنْ رَبِّک وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ)

ای پیامبر آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است کاملاً (به مردم) برسان و اگر نکنی، رسالت او را انجام نداده‌ای.

سوره مائده (5): آیه 67

در مورد حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) می‌فرماید:

(یأْتِی اللَّهُ بِقَوْمٍ یحِبُّهُمْ وَ یحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّةٍ عَلَی الْکافِرِینَ یجاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ لا یخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ ذلِک فَضْلُ اللَّهِ یؤْتِیهِ مَنْ یشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِیم)

خداوند در آینده جمعیتی را می‌آورد، که آنها را دوست دارد و آنها (نیز) او را دوست دارند، در برابر مؤمنان متواضع و در برابر کافران نیرومندند، آن‌ها در راه خدا جهاد می‌کنند و از سرزنش کنندگان هراسی ندارند. این فضل خدا است که بهر کس بخواهد (و شایسته ببیند) می‌دهد و (فضل) خدا وسیع و خداوند داناست.

تا جایی که می‌فرماید:

(إِنَّما وَلِیکمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکعُون)

سرپرست و رهبر شما تنها خدا است، و پیامبر او، و آنها که ایمان آورده‌اند و نماز را بر پا می‌دارند و در حال رکوع زکات می‌پردازند.

سوره مائده (5): آیات 54 و 55

در مورد دشمنان حضرت می‌فرماید:

(وَ سَیعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَی مُنْقَلَبٍ ینْقَلِبُون)

و بزودی آن‌ها که ستم کردند می‌دانند که بازگشت‌شان به کجاست.

سوره شعراء (26): آیه 227

در مورد حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) می‌فرماید:

(وَ یطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلی حُبِّهِ مِسْکیناً وَ یتِیماً وَ أَسِیرا)

و غذای (خود) را با اینکه به آن علاقه (و نیاز) دارند به مسکین و یتیم و اسیر می‌دهند.

(إِنَّما نُطْعِمُکمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُرِیدُ مِنْکمْ جَزاءً وَ لا شُکورا)

(و می‌گویند:) ما شما را برای خدا اطعام می‌کنیم و، هیچ پاداش و تشکری از شما نمی‌خواهیم.

سوره إنسان (76): آیات 8 و 9

در مورد حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) می‌فرماید:

(وَ یؤْثِرُونَ عَلی أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ کانَ بِهِمْ خَصاصَة)

و آنها را بر خود مقدم می‌دارند هر چند شدیداً فقیر باشند.

سوره حشر (59): آیه 9

در مورد حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) می‌فرماید:

(الَّذِینَ ینْفِقُونَ فِی السَّرَّاءِ وَ الضَّرَّاءِ وَ الْکاظِمِینَ الْغَیظَ وَ الْعافِینَ عَنِ النَّاسِ وَ اللَّهُ یحِبُّ الْمُحْسِنِین)

همان‌ها که در وسعت و پریشانی انفاق می‌کنند، و خشم خود را فرو می‌برند و از خطای مردم می‌گذرند، و خدا نیکوکاران را دوست دارد.

سوره آل عمران (3): آیه 134

در مورد حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) می‌فرماید:

(وَ الصَّابِرِینَ فِی الْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ وَ حِینَ الْبَأْس)

در برابر محرومیتها و بیماریها، و در میدان جنگ استقامت به خرج می‌دهند.

سوره بقره (2): آیه 177

بعضی جاها عرض کردیم تقابلی است. آنجا که می‌فرماید:

(أَفَمَنْ کانَ مُؤْمِناً کمَنْ کانَ فاسِقاً لا یسْتَوُون)

آیا کسی که با ایمان باشد همچون کسی است که فاسق است؟ نه، هرگز این دو برابر نیستند!.

(أَمَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ فَلَهُمْ جَنَّاتُ الْمَأْوی نُزُلاً بِما کانُوا یعْمَلُون)

اما کسانی که ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند باغهای بهشت جاویدان از آن آنها خواهد بود، این وسیله پذیرایی (خداوند) از آنهاست در مقابل اعمالی که انجام می‌دادند.

سوره سجده (32): آیات 18 و 19

آیات مربوط به جنگ احزاب که می‌فرماید: آمده بودند و همه چشم‌ها داشت از حدقه بیرون می‌زد و دل‌ها به گلوگاه رسیده بود.

نمی‌دانم تا به حال این احساس برای شما پیش آمده است یا خیر. گاهی اوقات وقتی آدم شدید می‌دود قلبش شروع می‌کند به زدن و احساس می‌کند قلبش دارد در گلویش می زند و خیلی تپش شدید و سنگینی فشار به سینه می‌آورد.

این همان حالت است که در ترس هم همین حالت ایجاد می‌شود. این افراد از ترس به این وضعیت افتاده بودند.

(وَ إِذْ زاغَتِ الْأَبْصارُ وَ بَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَناجِرَ وَ تَظُنُّونَ بِاللَّهِ الظُّنُونَا)

و زمانی را که چشمها از شدت وحشت خیره شده بود، و جانها به لب رسیده بود، و گمانهای گوناگون بدی به خدا می‌بردید!

سوره احزاب (33): آیه 10

دشمنان حضرت این اونطور بودند اما طرف مقابل مؤمنین چه می‌گفتند؟!

(هذا ما وَعَدَنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ صَدَقَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ ما زادَهُمْ إِلاَّ إِیماناً وَ تَسْلِیماً)

این همان است که خدا و رسولش به ما وعده فرموده و خدا و رسولش راست گفته‌اند، و این موضوع جز بر ایمان و تسلیم آنها چیزی نیفزود.

سوره احزاب (33): آیه 22

الان هم ما در همان جنگ‌های قبل از ظهور حضرت هستیم ان شاءالله. ان شاءالله این اوضاع به پیروزی مؤمنین و ظهور منجی بشریت منتهی شود. در مورد حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) می‌فرماید:

(وَ رَدَّ اللَّهُ الَّذِینَ کفَرُوا بِغَیظِهِمْ لَمْ ینالُوا خَیراً وَ کفَی اللَّهُ الْمُؤْمِنِینَ الْقِتالَ وَ کانَ اللَّهُ قویاً عَزِیزا)

خدا احزاب کافر را با دلی مملو از خشم باز گرداند بی آنکه نتیجه‌ای از کار خود گرفته باشند، و خداوند در این میدان مؤمنان را از جنگ بی نیاز ساخت، (و پیروزی را نصیبشان کرد) و خدا قوی و شکست ناپذیر است!

سوره أحزاب (33): آیه 25

حضرت علی به جنگ رفت و دیگر لازم نشد مؤمنین بروند. یک تنه رفت «عمرو بن عبدود» را کشت و جنگ تمام شد. «مرحب» هم همچنین! در مورد دشمنان حضرت می‌فرماید:

(إِذْ تُصْعِدُونَ وَ لا تَلْوُونَ عَلی أَحَدٍ وَ الرَّسُولُ یدْعُوکمْ فِی أُخْراکمْ فَأَثابَکمْ غَمًّا بِغَمٍّ لِکیلا تَحْزَنُوا عَلی ما فاتَکمْ وَ لا ما أَصابَکمْ وَ اللَّهُ خَبِیرٌ بِما تَعْمَلُون)

(به خاطر بیاورید) هنگامی که از کوه بالا می‌رفتید و (جمعی در وسط بیابان پراکنده می‌شدید و) به عقب‌ماندگان نگاه نمی‌کردید، و پیامبر از پشت سر شما را صدا می‌زد، سپس اندوهها یکی پس از دیگری به سوی شما روی آورد این به- خاطر آن بود که دیگر برای از دست رفتن (غنائم جنگی) غمگین نشوید و نه به خاطر مصیبتهایی که بر شما وارد می‌گردد، و خداوند از آنچه انجام می‌دهید آگاه است.

سوره آل عمران (3): آیه 153

که در قرآن کریم مخطاب اینجا اشاره به همین آیه دارد می‌کند. در مورد حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) و دشمنان حضرت در جنگ تبوک یا حنین می‌فرماید:

(إِذْ أَعْجَبَتْکمْ کثْرَتُکمْ فَلَمْ تُغْنِ عَنْکمْ شَیئاً وَ ضاقَتْ عَلَیکمُ الْأَرْضُ بِما رَحُبَتْ ثُمَّ وَلَّیتُمْ مُدْبِرِین)

در آن هنگام که فزونی جمعیتتان شما را به اعجاب آورده بود، ولی هیچ مشکلی را برای شما حل نکرد و زمین با همه وسعتش بر شما تنگ شد سپس پشت (به دشمن) کرده فرار نمودید.

سوره توبه (9): آیه 25

در مورد «طلحه» و «زبیر» می‌فرماید:

(وَ کانَ عاقِبَةُ أَمْرِها خُسْرا)

و عاقبت کارشان خسران بود.

سوره طلاق (65): آیه 9

در مورد حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) می‌فرماید:

(یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ کونُوا مَعَ الصَّادِقِین)

ای کسانی که ایمان آورده‌اید از (مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید و با صادقان باشید.

سوره توبه (9): آیه 119

همینطور آیات مختلف دیگری آمده است. ببینید امام هادی (علیه السلام) تنها سی و دو آیه در متن زیارتنامه یا مستقیم به حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) اشاره کردند و متن آیه را آوردند یا اشراف کردند متن آیه را در متن زیارتی که می‌خواندند.

تسلط حضرت امام هادی به آیات قرآن کریم، نزول‌ها و نحوه استناد به آیات مشخص است و خیلی مهم است.

حال برویم سراغ کلمات یا اوصافی که با تکرار عرض کردیم در این زیارتنامه به آن پرداخته شده است. من اشاره کنم کلمه امیرالمؤمنین ده بار در این زیارت‌نامه آمده است. در یک جا هم آمده است:

«أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ الْحَق»

امیرالمؤمنین واقعی.

یعنی بقیه واقعی نیستند. وصف وصایت یعنی سید الوصیین. دو جا می‌فرماید: «وصیه». همچنین می‌فرماید:

«اللَّهُمَّ الْعَنْ قَتَلَةَ أَنْبِیائِک وَ أَوْصِیاءِ أَنْبِیائِک بِجَمِیعِ لَعَنَاتِک»

عبارت «وَ سَیدَ الْوَصِیین» هم عرض کردیم دو جا یا سه جا آمده است. کلمه ولایت چند مرتبه آمده است:

«وَلِی رَبِّ الْعَالَمِینَ»

و:

«وَ مَوْلَای»

و:

«وَ مَوْلَی الْمُؤْمِنِین»

و:

«وَ أَوْجَبَ عَلَی أُمَّتِهِ فَرْضَ طَاعَتِک»

و:

«وَ جَعَلَک أَوْلی بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِم»

و:

«فَلَعَنَ اللَّهُ جَاحِدَ وَلَایتِک»

و:

«فَلَعَنَ اللَّهُ جَاحِدَ وَلَایتِک»

و:

«وَ أَکمَلَهُ بِوَلَایتِک»

و:

«مَوْلَای وَ مَوْلَی الْمُؤْمِنِین»

و:

«اهْتَدی إِلَی وَلَایتِک»

و:

«مَوْلَای»

و:

«عَدَلَ بِک مَنْ فَرَضَ اللَّهُ عَلَیهِ وَلَایتَک»

و:

«وَلِی اللَّه»

و:

«أَمَرَهُ بِإِظْهَارِ مَا أَوْلَاک لِأُمَّتِه»

تمام اینها مربوط به وصف ولایت حضرت است. سیادت حضرت، برتری حضرت؛

«وَ سَیدَ الْوَصِیین»

و:

«سَیدَ الْمُسْلِمِینَ»

و:

«وَ یعْسُوبَ الْمُؤْمِنِینَ»

و:

«وَ إِمَامَ الْمُتَّقِینَ»

و:

«وَ قَائِدَ الْغُرِّ الْمُحَجَّلِین»

پیامبر و آل او سادات خلق هستند.

«وَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیک وَ رَحْمَتُهُ وَ بَرَکاتُهُ وَ سَلَامُهُ وَ تَحِیاتُهُ وَ عَلَی الْأَئِمَّةِ مِنْ آلِک الطَّاهِرِین»

در اینجا نمی‌گوید: «و علی آلک». این بدان معناست که شما امام هستید، شما سید الاوصیاء هستید. در مورد خلافت آمده است:

«وَ خَلِیفَتُهُ فِی أُمَّتِه»

در مورد بیعت چند جا در این زیارتنامه آمده است:

«وَ عَقَدَ عَلَیهِمُ الْبَیعَةَ لَک»

و:

«وَ نَاکثَ عَهْدِک بَعْدَ الْمِیثَاق»

و:

«وَ أَخَذَ لَک الْعَهْدَ عَلَی الْأُمَّةِ بِذَلِک الرَّسُول»

و:

«وَ الْعَنْ مَنْ غَصَبَ وَلِیک حَقَّهُ وَ أَنْکرَ عَهْدَه»

این‌ها دیگر خیلی صریح است. هم امیرالمؤمنین هست، هم وصایت هست، هم ولایت هست. امیرالمؤمنین «وَ سَیدَ الْوَصِیین» و «قَائِدَ الْغُرِّ الْمُحَجَّلِین» بودنش هست، خلافتش هست، بیعت و میثاق هست. این‌ها خیلی صریح مسئله خلافت را ثابت می‌کند.

یک سری اوصافی هست بالملازمة امامت را ثابت می‌کند که حضرت آنها را هم آوردند. یک اینکه وارث تمام علوم است. اگر علمش از بقیه بیشتر است باید امام شود، باید خلیفه شود، باید حاکم شود.

«وَ وَارِثَ عِلْمِ النَّبِیین»

اینکه از طرف خدا برای مخلوقات آمده است. حضرت نمی‌فرماید شما افضل هستید، اما خداوند شما را فرستاده است.

«یا أَمِینَ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ وَ سَفِیرَهُ فِی خَلْقِهِ وَ حُجَّتَهُ الْبَالِغَةَ عَلَی عِبَادِهِ السَّلَامُ عَلَیک یا دِینَ اللَّهِ الْقَوِیمَ وَ صِرَاطَهُ الْمُسْتَقِیم»

و:

«وَ أَمِینُهُ عَلَی شَرْعه»

و:

«وَ اجْتَبَاک»

«أَمَرَهُ بِإِظْهَارِ مَا أَوْلَاک لِأُمَّتِه»

پس ولایت شما از طرف خداست. اینکه امیرالمؤمنین برادر پیامبر است را چنین می‌فرماید:

«أَخُو رَسُولِ اللَّه»

این عبارت چند جا آمده است. اینکه این منصب یک منصب الهی است و پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) ایشان را تصویب کرده است. یک بار می‌گوید: خدا دستور داده است. یک بار می‌فرماید: این منصب الهی است.

«فَصَدَعَ بِأَمْرِه»

و:

«فَرْضَ طَاعَتِک وَ وَلَایتِک»

و:

«وَ جَعَلَک أَوْلی بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِم»

و:

«نَطَقَ بِوَلَایتِک التَّنْزِیل»

و:

«وَ أَخَذَ لَک الْعَهْدَ عَلَی الْأُمَّةِ بِذَلِک الرَّسُول»

«اللَّهُمَّ سَمِعْنَا لِأَمْرِک وَ أَطَعْنَا وَ اتَّبَعْنَا صِرَاطَک الْمُسْتَقِیم»

و:

«وَ بِمَا عَهِدَ إِلَیک عَامِلًا رَاعِیاً لِمَا اسْتُحْفِظْتَ حَافِظاً مَا اسْتُودِعْتَ مُبَلِّغاً مَا حُمِّلْت»

و:

«وَ بِمَا عَهِدَ إِلَیک عَامِلًا رَاعِیاً لِمَا اسْتُحْفِظْتَ حَافِظاً مَا اسْتُودِعْتَ مُبَلِّغاً مَا حُمِّلْت»

و:

«مَا أَقْدَمْتَ وَ لَا أَحْجَمْتَ وَ لَا نَطَقْتَ وَ لَا أَمْسَکتَ إِلَّا بِأَمْرٍ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِه»

شما مستقیماً از طرف خدا به اینجا وصل شدی. حق حضرت غصب شده است. اگر حقی نیست چه چیزی غصب شده باشد؟! حتماً حقی بوده است دیگر!! خود این که می‌گوید حق غصب شده است، یعنی شما حق داشتید.

«وَ لَا أَمْسَکتَ عَنْ حَقِّک جَازِعاً»

و:

«وَ لَا اسْتَکنْتَ عَنْ طَلَبِ حَقِّک مُرَاقِبا»

و:

«إِذْ ظُلِمْتَ احْتَسَبْتَ رَبَّک»

و:

«وَ بَصَّرَک مَا عَمِی عَلَی مَنْ خَالَفَک وَ حَالَ بَینَک وَ بَینَ مَوَاهِبِ اللَّهِ لَک فَلَعَنَ اللَّهُ مُسْتَحِلِّی الْحُرْمَةِ مِنْک وَ ذَائِدِی الْحَقِّ عَنْک»

و:

«أَوْ غَمَطَ فَضْلَک وَ جَحَدَ حَقَّک»

و:

«وَ الْعَنْ مَنْ غَصَبَ وَلِیک حَقَّه»

و:

«وَ أَنْکرَ عَهْدَهُ وَ جَحَدَهُ بَعْدَ الْیقِینِ»

و:

«اللَّهُمَّ الْعَنْ أَوَّلَ ظَالِمٍ ظَلَمَ آلَ مُحَمَّدٍ وَ مَانِعِیهِمْ حُقُوقَهُم»

و:

«اللَّهُمَّ الْعَنْ أَوَّلَ ظَالِمٍ ظَلَمَ آلَ مُحَمَّدٍ وَ مَانِعِیهِمْ حُقُوقَهُم»

این‌ها در زیارت آمده است. بعدی اینکه اهل بیت از همه برترند. حضرت می‌فرماید: حجت بالغه بر همه خلق شما دارید. حضرت نمی‌فرماید: از طرف خدا، بلکه می‌فرماید که شما حجتتان از همه قوی‌تر است.

«أَنْتَ الْحُجَّةُ عَلَی الْعِبَادِ وَ الْهَادِی إِلَی الرَّشَادِ وَ الْعُدَّةُ لِلْمَعَاد»

و:

«وَ الْعَالِمُ بِحُدُودِ اللَّهِ مِنْ جَمِیعِ الْبَرِیة»

تمام حدود الهی را در مردم تنها شما می دانید.

و:

«أَعْلَی اللَّهُ تَعَالَی عَلَی الْأُمَّةِ دَرَجَتَکمْ وَ رَفَعَ مَنْزِلَتَکمْ وَ أَبَانَ فَضْلَکمْ وَ شَرَفَکمْ عَلَی الْعَالَمِین»

و:

«فَمَا یحِیطُ الْمَادِحُ وَصْفَک وَ لَا یحْبِطُ (وَ لَا یحِیطُ) الطَّاعِنُ فَضْلَک»

خدایا ما در قیامت با ولایت آنها از فائزین و آمنین شویم.

پس مشخص است که همه مردم نیازمند ولایت او هستند.

«فَمَا یحِیطُ الْمَادِحُ وَصْفَک وَ لَا یحْبِطُ (وَ لَا یحِیطُ) الطَّاعِنُ فَضْلَک»

پیغمبر اکرم فرمود: نه می‌تواند به سمت خداوند برود و نه به سمت من راه پیدا می‌کند، کسی که به سمت تو راه پیدا نکند.

«وَ لَا ضَلَلْتُ وَ لَا ضُلَّ بِی»

شما فرمودید: نه من گمراه شدم و نه کسی به واسطه من گمراه شد.

یعنی تمام کارهای من هدایت است.

«وَ أَنْتَ الْمَخْصُوصُ بِعِلْمِ التَّنْزِیلِ وَ حُکمِ التَّأْوِیل»

و:

«أَنْتَ الْحُجَّةُ الْبَالِغَةُ وَ الْمَحَجَّةُ الْوَاضِحَة»

و:

«وَ الْبُرْهَانُ الْمُنِیر»

و:

«وَ أَوْضَحْتَ السُّنَنَ بَعْدَ الدُّرُوسِ وَ الطَّمْس»

و:

«وَ أَحْیا بِحُجَّتِک مَنْ سَعِدَ فَهُدِی»

و:

«وَ تَهْتِک سُتُورَ الشُّبَهِ بِبَیانِک وَ تَکشِفُ لُبْسَ الْبَاطِلِ عَنْ صَرِیحِ الْحَق»

نکته بعدی شباهت به انبیاء در مقامات و ابتلائات. یکی منزلت هارون از موسی است. دوم:

«وَ أَشْبَهْتَ فِی الْبَیاتِ عَلَی الْفِرَاشِ الذَّبِیح»

چطور حضرت اسماعیل ذبیح الله در آن بستر خوابید که پدرش قربانی‌اش کند. در آنجا خاک بود که شما شبیه او آماده ذبح شدید.

«أَشْبَهَتْ مِحْنَةَ هَارُونَ إِذْ أَمَّرَهُ مُوسَی عَلَی قَوْمِه»

دقیقاً شبیه همان محنت حضرت موسی را شما داشتید.

«آلِک الطَّاهِرِین»

و:

«وَ طَهَّرَکمْ تَطْهِیراً»

ببینید امام هادی (علیه السلام) چطور دارد یک یک این مقامات را مطرح می‌کند که همه اینها ثابت کننده لزوم اتباع و تبعیت از اهل بیت است.

این‌ها تازه غیر از صفات مدحیض و فضلیست که اولین مؤمن است، اولین مصدق است، اولین نمازگزار است، اولین مجاهد است، اولین کسی است که شمشیر کشید، اولین عابدین است.

«وَ أَوَّلَ الْعَابِدِینَ وَ أَزْهَدَ الزَّاهِدِین»

و:

«أَنْتَ أَحْسَنُ الْخَلْقِ عِبَادَةً وَ أَخْلَصُهُمْ زَهَادَةً وَ أَذَبُّهُمْ عَنِ الدِّین»

این‌ها را با صفات افضل مطرح کرده است. مدح با المقارنه را که مفصل گفتیم خیلی جاها آمده که شما این فرض را داشتید و طرف مقابلت اصلاً هیچ و صفر بود. سایر صفات حمیده‌ای که هست:

«وَ عَبَدْتَ اللَّهَ مُخْلِصاً لَهُ الدِّین»

و:

«وَ إِمَامَ الْمُتَّقِین»

و:

«وَ لِلتُّقَی مُحَالِفاً»

و:

«عَبَدْتَ اللَّهَ مُخْلِصا»

و:

«مُحْتَسِبا»

و:

«مُبْتَغِیاً مَا عِنْدَ اللَّهِ رَاغِباً فِیمَا وَعَدَ اللَّه»

و:

«اعْتَصَمْتَ بِاللَّهِ فَعَزَزْت»

ببینید تمام اینها در سی و سه فقره آمده راجع به چه صحبت کرده است؟! اینکه حضرت مستمراً در مسیر حق و راه درست بود. این همه فرازهایش است.

در ۳۳ فراز می‌گوید شما جهاد و امر به معروف داشتید. تمام این فرازها مربوط به جهاد و امر به معروف است. به شکل بسیار زیادی هم این‌ها در زیارت‌نامه آمده است.

بعد از این دو تا مسئله یک بحث مستمر در هدایت است و روش درست است، دوم جهاد و امر به معروف است و سه صبر در مصیبت است. این هم بسیار زیاد در مورد امیرالمؤمنین مطرح شده است.

«صَابِراً مُحْتَسِباً حَتَّی أَتَاک الْیقِین»

و:

«وَ لَا وَهَنْتَ لِمَا أَصَابَک فِی سَبِیلِ اللَّه»

و:

«وَ لَا ضَعُفْت»

و:

«إِذْ ظُلِمْتَ احْتَسَبْتَ رَبَّک وَ فَوَّضْتَ إِلَیهِ أَمْرَک»

و:

«صَابِرا»

و:

«لَا تَحْفِلُ بِالنَّوَائِبِ وَ لَا تَهِنُ عِنْدَ الشَّدَائِد»

و:

«وَ صَبَرْتَ عَلَی الْأَذَی صَبْرَ احْتِسَاب»

و:

«وَ أَنْتَ الصَّابِرُ فِی الْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ وَ حِینَ الْبَأْس»

المزار، نویسنده: شهید اول، محمد بن مکی، محقق / مصحح: مدرسه امام مهدی علیه السلام / موحد ابطحی اصفهانی، محمد باقر، ص 67 - 88، باب زیارة یوم الغدیر

این سه جنبه را هم حضرت با تکرار عبارات مختلف دارند ثابت می‌کنند تا مردم بدانند که امیرالمؤمنین چقدر سختی داشتند و حیاتش از اول تا آخر همراه با صبر بوده است. این‌ها صفات خود حضرت است.

در ادامه عده، نفاق داشتن یک عده، خیانت داشتن، نقض عهد، گمراهی و سرکشی، دوری از قرآن، دشمنی با خدا و رسول، غفلت، اهل خسران و زیان بودن. غاصب بودن، ظالم بودن، اهل جور بودن، اهل آتش بودن، دعوت کردن به سمت آتش، عناد و سرکشی، دروغ و تکذیب، بی‌دین بودن.

این‌ها بخشی از اوصاف دشمنان حضرت در زیارت غدیریه امام هادی (علیه السلام) است. حالا ما با این دید باید برویم این زیارت نامه را بخوانیم و ببینیم حضرت امام هادی (علیه السلام) در آن وضعیت چه فرمایشاتی داشتند.

مجدداً عرض می‌کنم حضرت امام هادی یک جوانیست با کمتر از ۱۵ سال سن که قاتلان پدرش دارند او را به سفری می‌برند که ظاهرش ممکن است موجب شهادت او هم شود.

امام هادی (علیه السلام) در آنجا شروع می‌کند انقدر محکم فضائل امیر مؤمنان را با استدلال و مطاعن دشمنان را با استدلال و حقانیت را با استدلال و شبهات اصلی را یکی یکی جواب می‌دهد.

ما باید یاد بگیریم و زیارت‌هایمان صرفاً یک زیارت نباید باشد. ما نباید از زیارت به تک بعدی بودنش بسنده کنیم که آن هم خیلی خوب است.

ارتباط قلبی با امام ایجاد کردن خیلی خوب است، اما امام هادی نسبت به دشمن‌ترین دشمنانشان هم اینطور هدایتگری دارد. به همین خاطر به آن حضرت می گویند امام هادی یعنی امام هدایتگر.

ما باید یاد بگیریم. ما نباید در مورد ولایت امیرالمؤمنین علی (سلام الله علیه) کوتاهی داشته باشیم. پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در غدیر خم یکی از کارهایی کردند این بود که بیعت گرفتند از مردم برای تبلیغ ولایت حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه).

دلیل این کار رسول اکرم این بود که آی مردم شما باید ولایت حضرت علی را تبلیغ کنید. بیعت برای این بود، فقط این نبود که خلافت حضرت را بپذیرند.

اینکه حاضرین به غائبین برساند تنها یک بخشی از آن بیعتی بود که مردم انجام دادند و برای همه ما هم این قضیه واجب است. پدرها به فرزندانشان باید یاد بدهند، رفیق به رفیقش باید یاد بدهد، برادر به برادرش باید یاد بدهد.

ولایت حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) باید جهانی شود که الحمدالله الان هم جهانی شده است، اما باید عالم‌گیر شود.

مجری:

کتاب فضل تو را آب بحر کافی نیست

که‌تر کنم سر انگشت و صفحه بشمارم

أحسنتم، طیب الله أنفاسکم. خیلی ممنون و متشکرم جناب استاد ابوالقاسمی. ممنونم از شما بینندگان عزیز و ارجمند. با ما همراه باشید تا شب‌های پیش رو همین حول و حوش ساعت ۲۳ به وقت ایران اسلامی. یا علی مدد، خدانگهدار.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

 


ولایت در غدیریه امام هادی علیه السلام>

پیامبر ص امام جواد ع امام هادی ع زیارت غدیریه صفات امیرالمومنین ع قرآن اهل بیت ع غدیر دشمنان امیرالمؤمنین ع شیطان‌پرستی جنگ حنین معاویه لعن دشمنان اهل بیت ع