سایر قسمت ها
ریزش‌ها و رویش‌ها در ماجرای کربلا آیت الله حسینی قزوینی

قسمت دویست و هشتاد و پنجم برنامه حبل المتین با کارشناسی آیت الله حسینی قزوینی و اجرای آقای اسماعیلی


دیگر قسمت ها

 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

برنامه حبل المتین 04 05 1405 (قسمت 285)

عنوان: ریزش‌ها و رویش‌ها در کربلا

استاد: حضرت آیت الله حسینی قزوینی

مجری: آقای علی اسماعیلی

کلیدواژها:

حبل المتین؛ امام حسین(سلام الله علیه)؛ کربلا؛ ریزش‌ها؛ رویش‌ها؛ حضرت سجاد(سلام الله علیه)؛ حضرت زینب(سلام الله علیها)؛ جهاد تبیین؛ کوفه؛ شام؛ مجلس یزید!

فهرست عناوین بحث:

1-     طلیعه برنامه عرض ارادت به خانم حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)؛

2-     ریزش‌ها و رویش‌ها در کربلا؛

3-     الف) ریزش‌ها در کربلا؛

4-     ب) رویش‌ها در کربلا؛

5-     گزارش از غسل دادن پیکر مطهر رهبر شهید و جراحات وارده بر بدن او؛

6-     عاشورا پایان داستان نبود، بلکه آغاز یک رسالت عظیم‌تر بود؛

7-     جهاد تبیین امام سجاد(سلام الله علیه) و زینب کبری(سلام الله علیها)!

مجری:

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

 به نام خداوندی که جهان می‌دهد * زبان را به گفتن توان می‌دهد

الهی (إِياكَ نَعْبُدُ وَإِياكَ نَسْتَعِينُ)؛ عرض سلام و ارادت، خدمت یکایک شما دوستان عزیز بیننده همراهان گرانقدر شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عج الله تعالی فرجه الشریف)، به برنامه «حبل المتین» خیلی خوش امدید.

در ایامی که کاروان اهل بیت راهی کربلا هستند و در مسیر کربلا و خیلی مشتاقان و شیفتگان و ارادتمندان به حضرت ارباب مان سید الشهداء(سلام الله علیه) هم در طریق الحسین در مشایه هستند ان شاء الله قبول باشد، هرکسی که در این راه است عزیزان عزاداری‌های شما در ماه صفر قبول باشد.

ان شاء الله ما هم پس فردا عازم کربلا و دعاگوی تک تک شما مخاطبین عزیز و درجه یک شبکه حضرت ولی عصر (عج الله تعالی فرجه الشریف) هستیم. با افتخار امشب هم با شما و در کنار هستیم البته این را هم بگوییم که در کنار حضور همایش میلیونی اربعین همایش و میدان و خیابان را هم نباید ترک کنیم.

قاعدتا عزیزان باید برنامه ریزی کنند، سفرهایشان را کوتاه کنند، خیابان هم رسالت ما است، حضور در میدان و خیابان و البته حضور در شکوه و عظمت پیاده روی اربعین آن هم وظیفه و تکلیف ما است می‌شود تقسیم کرد بخشی از آن و بخشی از این سفرهای کربلای مان را کوتاه کنیم که خیابان هم خلوت نشود.

امشب هم با افتخار با برنامه «حبل المتین» در خدمت شما و در محضر سرور عزیز، بزرگوار و گرانقدرمان حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی هستیم حضرت استاد سلام علیکم ورحمة الله عزاداری‌هایتان قبول باشد.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته

السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ فِي أَرْضِه،‏ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مِيثَاقَ اللَّهِ الَّذِي أَخَذَهُ وَ وَكَّدَهُ- ِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللَّهِ وَ دَلِيلَ إِرَادَتِه‏، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا وَعْدَ اللَّهِ الَّذِي ضَمِنَه‏، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا صَاحِبَ الْمَرْأَى وَ الْمَسْمَع‏ فَمَا شَيْ‏ءٌ مِنَّا إِلَّا وَ أَنْتُمْ لَهُ السَّبَبُ وَ إِلَيْهِ السَّبِيل.

خدمت بینندگان عزیز و گرامی خالصانه ترین سلامم را تقدیم می کنم موفقیت روز افزون برای همه گرامیان از خدای منان خواهانم.

ایام اربعین حسینی را خدمت مولا و سرورمان بقیة الله الاعظم (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) و همه علاقمندان به اهل بیت عصمت و طهارت بویژه شما بینندگان عزیز تسلیت و تعزیت عرض می‌کنم.

خدا را به حق اهل بیت دل شکسته و خسته سید الشهداء(سلام الله علیه) قسم می‌دهیم فرج مولای ما حجة ابن الحسن نزدیک کند و ما را از یاران خاص، سربازان فداکار و شهدای رکابش قرار بدهد ان شاء الله.

ü       طلیعه برنامه عرض ارادت به خانم حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

ما طبق برنامه همیشگی مان طلیعه عرایض مان را با یادی از صدیقه طاهره(سلام الله علیها) آغاز می‌کنیم باشد که یک لحظه ای از این لحظات مقبول درگاه مقدس حضرت زهرا(سلام الله علیها) قرار بگیرد دنیا و آخرت ما قطعا آباد است.

در گلشن رسالت آتش زبانه می زد* گل گشته بود خاموش بلبل زبانه می زد

صدا و ناله زهرا(سلام الله علیها) به عرش می‌رسید یا ابتا یا رسول الله بعد از تو امتت با من چه کردند!

 وقتی که باغ می سوخت صیّاد بی مروّت * مرغ شکسته پر را در آشیانه می زد

من ایستاده بودم دیدم که مادرم را *دشمن گهی به کوچه گاهی به خانه می زد

 با چشم خویش دیدم مظلومی پدر را* از ناله ای که مادر در آستانه می زد

یابن الحسن! به مادرت زهرا از خدا بخواه فرجت را نزدیک کند. ملت به پا خواسته و افتخار جهان و افتخار کشور به پا خواسته اند، چهار ماه و خرده ای است دارند در خیابان‌ها صدای یا حیدر، یا حسین، یا زهرا سر می‌دهند.

رزمندگان ما عملیات را یا به نام نامی خودت یا ابا صالح المهدی، یا زینب کبری، یا زهرای اطهر، یا حیدر و یا امیر المؤمنین، یابن الحسن از خدا بخواه که به رزمندگان ما در تمام جبهه‌ها نصرت نهایی عنایت کند.

دشمنان ما که دشمنان تو و دشمنان دین تو هستند، هرچه سریع‌تر محو، نابود و سرنگون کند.

مجری:

خیلی ممنون و متشکرم، الحمدلله رب العالمین نیروهای مسلح‌ما اعم از سپاه و ارتش تقریبا در دو هفته ای اخیر ضربات مهلک و کوبنده ای را به ارتش تروریستی آمریکا زدند که اخیرا سنخنگوی سپاه هم در مورد این موضوع صحبت کردند. این ضربه در همه عرصه ها بود هم نیروهای نظامی‌شان، سربازان ارتش تروریستی آمریکا و همچنین ادواتی که از هواپیما، هیلکوپتر، مراکز نظامی و پهپاد و همه این‌ها یک ضربه ای به آن‌ها وارد شده است که دیگر حسابی کم آوردند.

امروز هم یک جمله ای معروفی را حضرت آیت الله العظمی «جوادی آملی (حفظه الله)» بیان فرمودند. ایشان گفتند مگر معجزه چه است؟ مگر معجزه این است که حتما یک سنگی به حرف و سخن در بیاید تا بگوییم این معجزه است. دو ابر قدرت به ما حمله کردند و ماندند و ما ان‌ها را در هم کوبیدیم. مگر معجزه از این بالاتر می‌شود و ما همچنان با قوت و قدرت هستیم و ایستادیم اگر قدری تأمل کنیم واقعا این‌ها معجزه است.

ما در این برنامه در خدمت حضرت استاد می‌خواهیم در مورد یکی از مباحث مهم با توجه به این که در آستانه اربعین حسینی هستیم، ماه محرم را پشت سر گذاشتیم و ماه صفر هم ماه عزای امام حسین(سلام الله علیه) است بحث ریزش‌ها و رویش‌ها را مطرح کنیم. ریزش‌ها و رویش‌ها در هر عصری بوده است در دروان نبی مکرم و معظم، امیر المؤمنین و تا به کربلای معلی رسیدیم.

کربلا و عاشورا هم ریزش‌ها و رویش‌های داشته است عده ای رفتند ریزش کردند و عده ای آمدند و در محضر سید الشهداء کربلایی شدند قدری ان شاء الله استاد در این زمینه صحبت بفرمایید تا سوالات بعدی را عرض کنم.

ü       ریزش‌ها و رویش‌ها در کربلا

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

أَعُوذُ بِاللَّهِ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه ‏وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه‏ وَ الّلعنُ الدّائمُ‏ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه، وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ، حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ، نِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ

بحث ریزش‌ها و رویش‌ها در هر عصری از زمان حضرت آدم، حضرت ابراهیم، حضرت موسی و حضرت عسی و خود نبی مکرم در عصر امیر المؤمنین(سلام الله علیه) همه بوده است و این‌ها درس عبرتی برای ما است.

در انقلاب پرشکوه اسلامی هم رویش‌ها و ریزش‌های زیادی داشتیم اگر فرصت بشود به بعضی از این‌ها اشاره بشود. به تعبیر یکی از اعاظم انقلابی بودن مهم نیست انقلابی ماندن مهم است. کسانی که در ابتدای انقلاب بودند مثل منافقین، فدائیان و دیگران چه شدند آخر همان‌ها اسلحه به دست گرفتند و به جان مردم افتادند.

شاید در اوایل انقلاب بعضی از اقایان یادشان بیاید منافقین خلق تحت عنوان مجاهدین خلق خودشان را از خیلی‌ها حتی از امام هم انقلابی‌تر می‌دانستند. و خودشان را از امام هم عارف‌تر می‌دانستند؛ من یادم است حدود یک سال قبل از پیروزی انقلاب این‌ها در نجف خدمت امام رسیدند.

امام از حرف‌های این‌ها تعجب کرده بود و گفته بود این قدری که این‌ها دارند از نهج البلاغه حرف می‌زنند من با این عمرم همچنین اطلاعاتی نسبت به نهج البلاغه ندارم و این خودش جای سوال بود.

ابتدای انقلاب هم کسانی بودند که دم از انقلابی بودن زدند ولی در گذر زمان از کشتی انقلاب پیاده شدند. بویژه در فتنه‌های 1377، 1388 و در فتنه‌های 1396، 1401 و 1404 این‌ها از انقلابی بودن به ضد انقلابی بودن تغیر کردند و این‌ها به جای شعار مبارزه با دشمن که امروز مصداق اتم آن آمریکا و صهیونیزم است که این‌ها مصداق یزید ابن معاویه، شمر و عمر سعد و دیگران است.

امروز در بیانیه‌هایشان حرف‌های می‌زنند که واقعا آدم احساس می‌کند این‌ها:

(ثُمَّ كَانَ عَاقِبَةَ الَّذِينَ أَسَاءُوا السُّوأَى أَنْ كَذَّبُوا بِآياتِ اللَّهِ وَكَانُوا بِهَا يسْتَهْزِئُونَ)

سپس سرانجام کساني که اعمال بد مرتکب شدند به جايي رسيد که آيات خدا را تکذيب کردند و آن را به مسخره گرفتند!

سوره روم (30): آیه 10

ü       1. ریزش‌ها در کربلا

در قضیه کربلای امام حسین(سلام الله علیه) هم ریزش‌ها و رویش‌های عجیبی بوده است که شاید در هیچ عصری این چنین ریزش و مخصوصا رویش را در تاریخ من ندیدم.

1.     عبدالله ابن عمر

 ابتدا شما ملاحظه بفرمایید سید الشهداء(سلام الله علیه) که می‌خواهد حرکت کند عبدالله عمر فرزند خلیفه و صحابه پیامبر است خودش را دوستدار اهل بیت معرفی می‌کند.

ایشان به حضرت سید الشهداء(سلام الله علیه) یک مطالبی را می‌گوید که واقعا نمی دانیم این مطالب چه است. این مطلب در کتاب «فتوح ابن اعثم کوفی متوفای 314» در جلد پنجم مطلبی در این موضوع دارد. دوستان دقت کنند ایشان خدمت امام حسین(سلام الله علیه) می‌آید همین حرفی که امروز بعضی از اصلاح طلب‌ها می‌زنند.

ابن عمر به امام حسین گفت:

«وادخل في صلح القوم»

یا حسین در صلحی که مردم با حکومت یزید دارند تو هم در این صلح وارد شد.

«ولا تغب عن وطنك وحرم جدك رسول الله صلّى الله عليه وسلّم»

از وطن و حرم جدت خودت را دور نکن. این «وادخل في صلح القوم» خیلی عجیب است سید الشهداء فرمود:

«هيهات يا ابن عمر! إن القوم لا يتركوني وإن أصابوني وإن لم يصيبوني فلا يزالون حتى أبايع وأنا كاره أو يقتلوني»

این‌ها به هیچ وجه در هر شرایطی جز به قتل من راضی نیستیند!

 الان شرایط آمریکا با ما همین است با هیچ شرایطی کنار نمی‌آید. ما بیاییم اصلا هسته ای مان را کاملا نابود کنیم، موشک‌هایمان را هم نابود کنیم، آیا او از ما دست بر می‌دارد؟ هرگز! او جز نابودی ما برای هیچ چیز دیگر فکر نمی‌کند.

در «لیبی» آمدند سرشان شیره مالیدند، شما اگر موشک‌های تان را کنار بگذارید و خلع سلاح بشوید کمک تان می‌کنیم. از این طرف که این‌ها موشک‌هایشان را نابود کردند فردایش آمدند «لیبی» را تصرف کردند. در «ویتنام» نوزده سال جنگیدند دنبال چه بودند؟

در «عراق» دنبال مواد شیمایی بودند مگر توانستند پیدا کنند؟ در «افغانستان» این‌ها دنبال «طالبان» بودند آیا در طول این بیست سالی که در «افغانستان» بودند کاری علیه «طالبان» انجام دادند یا نه «طالبان» را بر «افغانستان» مسلط کردند؟

بعد حضرت سید الشهداء(سلام الله علیه) یک تعبیر قشنگی دارد حضرت به عبدالله ابن عمر می‌گوید:

«اتق الله أبا عبد الرحمن»

یا ابا عبدالرحمن از حرف‌های که می‌زنی از خدا بترس که من بیایم با یزید صلح کنم! معنا ندارد.

من کار ندارم با توجه به آن بیانیه رهبر معظم انقلاب، نمی‌دانم آقایان چطور دل شان آمد رفتند با قاتل رهبر کشور کنار یک میز نشستند! این هنوز برای من حل نیست. من هر کاری می‌کنم این را توجیه کنم می‌بینم نمی شود و فکرم به بن بست می‌رسد!

مجری:

مطالبه و حرف مردم هم همین است.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله. آیا اگر پدر شما را کشته بودند حاضر بودید با قاتل پدرتان در کنار یک میز بنشینید و دم از صلح بزنید؟ یعنی کسی که بالاترین جنایت را در کشور انجام داده است اگر این‌ها می‌آمدند پاپ را می‌کشتند تمام کشورهای مسیحی نشین و مسیحی‌ها در سراسر جهان قیام می‌کردند و تا انتقام او را نمی‌گرفتند از پای نمی‌نشستند.

عرض کردم در این قضایا بنا ندارم دخالت کنم ولی این که این‌ها چندین بار وسط صلح به کشور حمله کردند چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی؟

«الْمُؤْمِنُ لَا يُلْسَعُ مِنْ جُحْرٍ مَرَّتَيْنِ»

مؤمن از یک سوراخ دو مرتبه گزیده نمی‌شود!

الخرائج و الجرائح‏؛ نويسنده: قطب الدين راوندى، سعيد بن هبة الله‏ (تاريخ وفات مؤلف: 573 ق‏)، محقق / مصحح: مؤسسة الإمام المهدى عليه السلام‏، ناشر: مؤسسه امام مهدى عجل الله تعالى فرجه الشريف‏، قم: 1409ق، ج1، ص149

شما سه، چهار بار گزیده شدید.

در هر صورت...

امام حسین(سلام الله علیه) وقتی عبدالله ابن عمر دم از صلح می‌زند به ایشان می‌گوید شما بیا با یزید صلح کن، با او بیعت کن، در خانه ات بمان. امام حسین(سلام الله علیه) می‌گوید اگر من صلح کنم و در خانه ام بمانم این‌ها از قتل من دست بر می‌دارند؟

اگر بالای کوه بروم و زیر سنگ هم بروم این‌ها جز به قتل من راضی نیستند. بعد حضرت می‌فرماید:

«لو أن أباك عمر بن الخطاب أدرك زماني لنصرني»

الفتوح؛ نويسنده: أحمد بن أعثم الكوفي (وفات: 314)، تحقيق: علي شيري ( ماجستر في التاريخ الإسلامي)، ناشر: دار الأضواء للطباعة والنشر والتوزيع، 1411ق، ج5، ص25 و 26

عبدالله اگر پدرت زنده بود و موقعیت من را می‌دید قطعا به کمک من می‌آمد، ولی تو به کمک من نمی‌آیی. این‌ فرمایش امام نشان می‌دهد بر این که اقایان نه تنها نیامدند با امام حسین همراه و همگام نشدند، امام حسین از این‌ها طلب نصرت کرد جواب ندادند بلکه به عکس امام حسین را هم دعوت به صلح می‌کردند.

2. هرثمة ابن ابی مسلم

یکی از کسانی از کاروان کربلا عقب ماند و نتوانست به میدان بیاید «هرثمة ابن ابی مسلم» است ایشان با سوابقی که داشت خودش می‌گوید: «غَزَوْنَا مَعَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ(سلام الله علیه) صِفِّينَ»

«حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ الْحَسَنِ الْقَطَّانُ قَالَ حَدَّثَنَا الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ السُّكَّرِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ زَكَرِيَّا قَالَ حَدَّثَنَا قَيْسُ بْنُ حَفْصٍ الدَّارِمِيُّ قَالَ حَدَّثَنِي حُسَيْنٌ الْأَشْقَرُ قَالَ حَدَّثَنَا مَنْصُورُ بْنُ الْأَسْوَدِ عَنْ أَبِي حَسَّانَ التَّيْمِيِّ عَنْ نَشِيطِ بْنِ عُبَيْدٍ عَنْ رَجُلٍ مِنْهُمْ عَنْ جَرْدَاءَ بِنْتِ سَمِينٍ عَنْ زَوْجِهَا هَرْثَمَةَ بْنِ أَبِي مُسْلِمٍ قَالَ: غَزَوْنَا مَعَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ(سلام الله علیه) صِفِّينَ فَلَمَّا انْصَرَفْنَا نَزَلَ كَرْبَلَاءَ فَصَلَّى بِهَا الْغَدَاةَ ثُمَّ رَفَعَ إِلَيْهِ مِنْ تُرْبَتِهَا فَشَمَّهَا ثُمَّ قَالَ وَاهاً لَكِ أَيَّتُهَا التُّرْبَةُ لَيُحْشَرَنَّ مِنْكِ قَوْمٌ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ ... بِغَيْرِ حِسابٍ فَرَجَعَ هَرْثَمَةُ إِلَى زَوْجَتِهِ وَ كَانَتْ شِيعَةً لِعَلِيٍّ ع فَقَالَ أَ لَا أُحَدِّثُكِ عَنْ وَلِيِّكِ أَبِي الْحَسَنِ نَزَلَ بِكَرْبَلَاءَ فَصَلَّى ثُمَّ رَفَعَ إِلَيْهِ مِنْ تُرْبَتِهَا فَقَالَ وَاهاً لَكِ أَيَّتُهَا التُّرْبَةُ لَيُحْشَرَنَّ مِنْكِ‏ أَقْوَامٌ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ ... بِغَيْرِ حِسابٍ قَالَتْ أَيُّهَا الرَّجُلُ فَإِنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ لَمْ يَقُلْ إِلَّا حَقّاً فَلَمَّا قَدِمَ الْحُسَيْنُ(سلام الله علیه) قَالَ هَرْثَمَةُ كُنْتُ فِي الْبَعْثِ الَّذِينَ بَعَثَهُمْ عُبَيْدُ اللَّهِ بْنُ زِيَادٍ فَلَمَّا رَأَيْتُ الْمَنْزِلَ وَ الشَّجَرَ ذَكَرْتُ الْحَدِيثَ فَجَلَسْتُ عَلَى بَعِيرِي ثُمَّ صِرْتُ إِلَى الْحُسَيْنِ(سلام الله علیه) فَسَلَّمْتُ عَلَيْهِ فَأَخْبَرْتُهُ بِمَا سَمِعْتُ مِنْ أَبِيهِ فِي ذَلِكَ الْمَنْزِلِ الَّذِي نَزَلَ بِهِ الْحُسَيْنُ(سلام الله علیه) فَقَالَ مَعَنَا أَنْتَ أَمْ عَلَيْنَا فَقُلْتُ لَا مَعَكَ وَ لَا عَلَيْكَ خَلَّفْتُ صِبْيَةً أَخَافُ عَلَيْهِمْ عُبَيْدَ اللَّهِ بْنَ زِيَادٍ قَالَ فَامْضِ حَيْثُ لَا تَرَى لَنَا مَقْتَلًا وَ لَا تَسْمَعُ لَنَا صَوْتاً فَوَ الَّذِي نَفْسُ الْحُسَيْنِ بِيَدِهِ لَا يَسْمَعُ الْيَوْمَ وَاعِيَتَنَا أَحَدٌ فَلَا يُعِينُنَا إِلَّا كَبَّهُ اللَّهُ لِوَجْهِهِ فِي جَهَنَّمَ.»

الأمالي (للصدوق)؛ ابن بابويه، محمد بن على، محقق/ مصحح: ندارد. ناشر: كتابچى، ص 136

با امیر المؤمنین(سلام الله علیه) در صفین شرکت کرد، موقع برگشتن از صفین به کربلا رسیدند در آن‌جا امیر المؤمنین(سلام الله علیه) خاک کربلا را بوئید فرمود: «وَاهاً لَكِ أَيَّتُهَا التُّرْبَةُ لَيُحْشَرَنَّ مِنْكِ‏ أَقْوَامٌ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ ... بِغَيْرِ حِسابٍ»

بعد می‌گوید «هرثمه» نزد همسرش رفت اون هم از شیعیان علی بود گفت می‌خواهی در مورد ابالحسن چیزی بگویم؟ این که امیر المؤمنین(سلام الله علیه) خاک کربلا را بویده و بوسیده بود به همسرش گفت تا این که دارد: «فَلَمَّا قَدِمَ الْحُسَيْنُ(سلام الله علیه)» امام حسین به طرف کربلا حرکت کرد. می‌گوید «کُنْتُ فِي الْبَعْثِ الَّذِينَ بَعَثَهُمْ عُبَيْدُ اللَّهِ بْنُ زِيَادٍ» من در سپاه عبید الله ابن زیاد بودم.

وقتی آن درخت و آن خاک و این‌ها را دیدم به یاد امیر المؤمنین(سلام الله علیه) افتادم که این خاک را بوئید و فرمود: «وَاهاً لَكِ أَيَّتُهَا التُّرْبَةُ لَيُحْشَرَنَّ مِنْكِ‏ أَقْوَامٌ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ ... بِغَيْرِ حِسابٍ» عده ای از شما بر می‌خیزند که فردا بدون حساب وارد بهشت می‌شوند.

می‌گوید سوار شترم شدم و به طرف امام حسین(سلام الله علیه) رفتم و آن چه که از پدرش در رابطه با خاک کربلا شنیده بودم به ایشان گفتم. «فَقَالَ مَعَنَا أَنْتَ أَمْ عَلَيْنَا» (دقت کنید) خیلی عجیب است. امام حسین(سلام الله علیه) فرمود هرثمه با ما هستی و یا ضد ما هستی! غیر از این راه دیگر نیست یا با حسین و یا ضد حسین وسط و بی تفاوت نداریم.

«فَقُلْتُ لَا مَعَكَ وَ لَا عَلَيْكَ» نه با شما هستم و نه با دشمنان شما، «خَلَّفْتُ صِبْيَةً أَخَافُ عَلَيْهِمْ عُبَيْدَ اللَّهِ بْنَ زِيَادٍ» من یک دختری در کوفه دارم می‌ترسم که عبید الله ابن زیاد متعرض او بشود.

حضرت سید الشهداء(سلام الله علیه) فرمود: «فَامْضِ حَيْثُ لَا تَرَى لَنَا مَقْتَلًا» برو محل شهادت ما را نبین، مقتل ما را نبین «وَ لَا تَسْمَعُ لَنَا صَوْتاً» صدای ما را نشنو «فَوَ الَّذِي نَفْسُ الْحُسَيْنِ بِيَدِهِ لَا يَسْمَعُ الْيَوْمَ وَاعِيَتَنَا أَحَدٌ فَلَا يُعِينُنَا» قسم به خدای که جان من در دست او است امروز هرکس صدای ناله ما را بشنود صدای هل من ناصر ما را بشنود کمک نکند «إِلَّا كَبَّهُ اللَّهُ لِوَجْهِهِ فِي جَهَنَّمَ» خدای عالم با کله او را به جهنم می‌فرستد.

این شخص با این که از امیر المؤمنین شنیده بود و برای امام حسین(سلام الله علیه) هم نقل می‌کند بعد که امام حسین(سلام الله علیه) می‌پرسد با ما هستی و یا علیه ما؟ می‌گوید نه با شما و نه بر ضد شما هستم. و این شخص شترش را از کربلا به طرف کوفه بر می‌گرداند این‌ها خیلی درد است.

3. مالک ابن نضر ارحبی

شخص دیگر «مالک ابن نضر ارحبی» است داستان ایشان هم خیلی عجیب است «تاریخ طبری» جلد 3 صفحه 315

«قال أبو مخنف حدثنا عبدالله بن عاصم الفائشي بطن من همدان عن الضحاك بن عبدالله المشرقي قال قدمت ومالك بن النضر الأرحبي على الحسين فسلمنا عليه ثم جلسنا إليه فرد علينا ورحب بنا وسألنا عما جئنا له فقلنا جئنا لنسلم عليك وندعو الله لك بالعافية ونحدث بك عهدا ونخبرك خبر الناس وإنا نحدثك أنهم قد جمعوا على حربك فر رأيك فقال الحسين عليه السلام حسبي الله ونعم الوكيل قال فتذممنا وسلمنا عليه ودعونا الله له قال فما يمنعكما من نصرتي فقال مالك بن النضر علي دين ولي عيال فقلت له إن علي دينا وإن لي لعيالا ولكنك إن جعلتني في حل من الانصراف إذا لم أجد مقاتلا قاتلت عنك ما كان لك نافعا وعنك دافعا قال قال فأنت في حل فأقمت معه فلما كان الليل قال هذا الليل قد غشيكم فاتخذوه جملا ثم ليأخذ كل رجل منكم بيد رجل من أهل بيتي تفرقوا في سوادكم ومدائنكم حتى يفرج الله فإن القوم إنما يطلبوني ولو قد أصابوني لهوا عن طلب غيري فقال له إخوته وأبناؤه وبنو أخيه وابنا عبدالله بن جعفر لم نفعل لنبقى بعدك لا أرانا الله ذلك أبدا بدأهم بهذا القول العباس بن علي ثم إنهم تكلموا بهذا ونحوه فقال الحسين عليه السلام يا بني عقيل حسبكم من القتل بمسلم اذهبوا قد أذنت لكم قالوا فما يقول الناس يقولون إنا تركنا شيخنا وسيدنا وبني عمومتنا خير الأعمام ولم نرم معهم بسهم ولم نطعن معهم برمح ولم نضرب معهم بسيف ولا ندري ما صنعوا لا والله لا نفعل ولكن تفديك أنفسنا وأموالنا وأهلونا ونقاتل معك حتى نرد موردك فقبح الله العيش بعدك»

تاريخ الطبري؛ اسم المؤلف: لأبي جعفر محمد بن جرير الطبري الوفاة: 310، دار النشر: دار الكتب العلمية – بيروت، ج3، ص315 و 316

از «ابو مخنف» نقل می‌کند می‌گوید «ضحاک ابن عبدالله مشرقی» می‌گوید من با «مالک ابن نضر» وارد بر امام حسین شدیم سلام گفتیم، نشستیم امام حسین جواب سلام ما را داد صبحکم الله گفت «وسألنا عما جئنا له» حضرت فرمود برای چه آمدید؟ «فقلنا جئنا لنسلم عليك» آمدیم سلام بدهیم «وندعو الله لك بالعافية» و از خدا برای شما سلامتی بخواهیم «ونحدث بك عهدا ونخبرك خبر الناس وإنا نحدثك» بگوییم مردم برای کشتن شما آماده هستند. «أنهم قد جمعوا على حربك فر رأيك» امام حسین فرمود «حسبي الله ونعم الوكيل» ما هم دعا کردیم.

حضرت فرمود «فما يمنعكما من نصرتي» در کربلا رفته با امام حسین حرف می‌زند می‌گوید چرا به یاری من نمی‌خواهید بیایید؟ ملاحظه کنید شیطان چه کار می‌کند. «فقال مالك بن النضر علي دين ولي عيال» مالک ابن نضر گفت بدهکارم، زن و بچه دارم حضرت فرمود «إن علي دينا وإن لي لعيالا» من هم بدهی دارم و من هم زن و بچه دارم.

مالک ابن نضر گفت اگر اجازه بدهید ما از این جا برویم «إذا لم أجد مقاتلا قاتلت عنك» اگر چنانچه امکان باشد من بجنگم و اگر نشد اجازه بدهید من فرار کنم. «فلما كان الليل قال هذا الليل قد غشيكم فاتخذوه جملا» حالا که تاریکی شب است بلند شوید بروید این قوم فقط با من کار دارند با غیر من کار ندارند.

جالبش این جا است ببینید بدبختی تا کجا است. بعضی وقت می‌آید تا لب لب بهشت می‌آید در بهشت را هم برایش باز می‌کنند یک قدم بیرون بهشت و یک قدم دم درْ در آستانه بهشت چه اتفاقی می‌افتد؟ می‌گوید من با این‌ها جنگیدم و جالب است می‌گوید چند نفر را کشتم امام حسین هم داشت نگاه می‌کرد. دست یک نفر را هم قطع کردم امام حسین همچنان داشت تماشا می‌کرد.

«وقال لي الحسين يومئذ مرارا لا تشلل لا يقطع الله يدك جزاك الله خيرا عن أهل بيت نبيك فلما أذن لي استخرجت الفرس من الفسطاط ثم استويت على متنها ثم ضربتها حتى إذا قامت على السنابك رميت بها عرض القوم فأفرجوا لي واتبعني منهم خمسة عشر رجلا حتى انتهيت إلى شفية قرية قريبة من شاطئ الفرات فلما لحقوني عطفت عليهم فعرفني كثير بن عبدالله الشعبي وأيوب بن مشرح الخيواني وقيس بن عبدالله الصائدي فقالوا هذا الضحاك بن عبدالله المشرقي هذا ابن عمنا ننشدكم الله لما كففتم عنه فقال ثلاثة نفر من بني تميم كانوا معهم بلى والله لنجيبن إخواننا وأهل دعوتنا إلى ما أحبوا من الكف عن صاحبهم قال فلما تابع التميميون أصحابي كف الآخرون قال فنجاني الله»

تاريخ الطبري؛ اسم المؤلف: لأبي جعفر محمد بن جرير الطبري الوفاة: 310، دار النشر: دار الكتب العلمية – بيروت، ج3، ص330

امام حسین بارها گفت «لا تشلل» دستت درد نکند «لا يقطع الله يدك» دستت بریده مباد. «جزاك الله خيرا عن أهل بيت نبيك» ببینید تا کجا آمده است! ببینید ریزش چه است؟ امام حسین فرمود «جزاک الله خیرا عن أهل بيت نبيك» خدا به شما جزای خیر بدهد از این دفاعی که از اهل بیت پیامبر کردی بعد دارد از حضرت اذن خواستم و اسبم را از خیمه بیرون در آوردم کربلا را ترک کردم.

ملاحظه کنید چند نفر را کشته و دست یک نفر را قطع کرده، امام حسین هم همچنین دعای در حقش کرده از فرصت استفاده کرده سوار اسب شده کربلا را ترک کرده است.

من گمان در دنیا بدبخت‌تر از ایشان نیست، حالا یک نفر از اول راه شقاوت را می‌گیرد تمام شد رفت. از اول:

(وَمَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكًا وَنَحْشُرُهُ يوْمَ الْقِيامَةِ أَعْمَى)

و هر کس از ياد من روي گردان شود، زندگي (سخت و) تنگي خواهد داشت؛ و روز قيامت، او را نابينا محشور مي‌کنيم!»

سوره طه (20): آیه 124

ولی یک کسی می‌آید در برابر سید الشهداء این چنین فداکاری می‌کند سید الشهداء هم برای او دعا می‌کند ولی از فرصت استفاده می‌کند سوار اسب می‌شود و کربلا را ترک می‌کند. بعد می‌گوید سپاهیان عمر سعد چون چند نفر را کشته بودم دنبالم آمدند در یک منزلی رسیدیم و یکی از آن‌ها من را شناخت واسطه شد من از دست آن‌ها نجات پیدا کردم.

دوستان ایشان هم در قیامت می‌آید، در دنیا که نماند فوقش ده سال، یا پانزده سال یا بیست سال دیگر عمر کرده بیش از این که نیست عاقبت چه شد؟ و الان بعد از هزار و چهار صد سال شرح حال او را می‌شنوید بر صورت همچنین آدمی اف و تُف می‌کنید که در کربلا بیاید دم دَرْ بهشت اصلا وسط دَرْ بهشت آمده فقط منتظر است یک شمشیر و یا تیر و نیزه ای به او بخورد کشته بشود و وارد بهشت بشود و جزء اصحاب یاران امام حسین بشود.

اصحاب امام حسینی که شما هر روز زیارت عاشورا می‌خوانید سلام بر اصحاب در ردیف سلام بر امام حسین است. «السَّلَامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلَى عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ عَلَى أَوْلَادِ الْحُسَيْن‏ وَ عَلَى أَصْحَابِ الْحُسَيْنِ‏» چه مقامی بالاتر از این! و همچنین در سجده آخر زیارت عاشورا می‌خوانیم:

«اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي شَفَاعَةَ الْحُسَيْنِ يَوْمَ الْوُرُودِ وَ ثَبِّتْ لِي قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَكَ مَعَ الْحُسَيْنِ وَ أَصْحَابِ الْحُسَيْنِ الَّذِينَ بَذَلُوا مُهَجَهُمْ- دُونَ الْحُسَيْنِ(سلام الله علیه) صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِمْ أَجْمَعِين‏»

كامل الزيارات؛ نویسنده: ابن قولويه، جعفر بن محمد، ناشر: دار المرتضوية، محقق/ مصحح: امینی، عبدالحسین، ص179

هم در سجده اسم اصحاب آمده و هم در سلام عاشورا اسم اصحاب آمده است. این طور سلام دادن را در مورد اصحاب پیامبر نداریم در مورد اصحاب امیر المؤمنین نداریم و در مورد اصحاب امام حسن نداریم در مورد اصحاب هیچ کدام از ائمه نداریم.

 ولی اصحاب امام حسین(سلام الله علیه) می‌بینیم در یک زیارتنامه ای که آقا امام صادق(سلام الله علیه) می‌گوید من ضمانت می‌کنم از پدرم که ضمانت می‌کند او از پدرش و از پدرش از رسول الله از جبرئیل از میکائیل از اسرافیل و از خدای عالم که می‌گوید هرکس زیارت عاشورا بخواند دو رکعت نماز و بعد دعای علقمه را بخواند خدا می‌گوید من ضامن هستم هر حاجتی بخواهد به او می‌دهم! حالا این حاجت را یا در دنیا می‌دهد و یا در آخرت.

این‌ها یک تکه‌های بود که مربوط به ریزش‌ها بود. البته ریزش خیلی زیاد داریم ولی گفتن این‌ها اعصاب آدم را خرد می‌کند. بنده وقتی این‌ها را مطالعه می‌کنم اعصابم داغون می‌شود.

مجری:

درد است واقعا درد از این بالاتر داریم!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بالاتر از این نمی‌دانم چه بگویم، حماقت بگوییم، شقاوت بگوییم بدبختی بگوییم!

ü       2. رویش‌ها در کربلا

1. زهیر ابن قین

از آن طرف فرد مثل «زهیر ابن قین» است بعضی‌ها دارند که ایشان جزء خوارج و یا عثمانی بوده است. با امیر المؤمنین(سلام الله علیه) هم میانه خوبی نداشته است. وقتی امام حسین(سلام الله علیه) به طرف کوفه حرکت کرد ایشان هم حرکت کرد، ولی تلاش می‌کرد طوری حرکت کند آن‌جای که امام حسین رحل اقامت می‌کند ایشان دو سه کیلومتر جلوتر و یا عقب‌تر اقامت کند تا با امام حسین برخورد نکند.

تا در یکی از منازل باهم در یک جا بودند امام حسین کسی را نزد «زهیر ابن قین» فرستاد گفت نزد من بیا، می‌گوید ما مشغول غذا خوردن بودیم دست مان در هوا و غذا در دهن مان گیر کرد یعنی این قدر شوکه شدیم که امام حسین پیغام فرستاده است.

می‌گوید من تصمیم داشتم نروم اما همسرم گفت برو پسر پیامبر تو را دعوت کرده است. بعضی همسرها واقعا خیلی با ارزش هستند کسانی را که خداوند همسر خوب داده قدرش را بداند.

در روایت دارد نعم العون علی الطاعه؛ بهترین کمک برای اطاعت همسران صالح هستند. همسرش گفت «زهیر» فرزند پیغمبر پیام فرستاده نزدش نمی‌خواهی بروی! حرف همسرش ایشان را منقلب کرد.

بلند شد رفت وقتی برگشت «زهیر» 180 درجه عوض شده بود. گفت خیمه‌ها را جمع کنید و از دوستانش هم خدا حافظی کرد به خانمش گفت تو را طلاق می‌دهم نزد خانواده ات برو. این زن فهمیده گفت «زهیر» کجا می خواهی بروی؟ گفت می‌خواهم بروم در رکاب امام حسین بجنگم.

گفت عجب تو دوست داری در رکاب امام حسین شهید بشوی ولی من دوست ندارم در کنار زینب و اهل بیت امام حسین به اسارت بروم! کسی که یک عمری آن طرفی بوده است با یک فرستاده امام حسین و با یک ملاقات با امام حسین این طور متحول شده است اسمش جزء کسانی است که ظاهرا در زیارت حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) آمده است.

2. مسعود ابن حجاج تیمی

شخص دیگر «مسعود ابن حجاج تیمی» است عزیزان دقت کنند وقتی در مورد این‌ها آدم مطالعه می‌کند لذت می‌برد. می‌گوید «عبدالله ابن مسعود حجاج» از شیعیان معروف بودند و از شجاعان مشهور هم بودند. این‌ها با «عمر سعد» کربلا آمدند.

«حتی اذا کانت لهما فرصة ایام المهادنة»

 ایام مهادنه، یعنی ایام آتش بست. روز نهم عاشورا آن چه ذهنم است تعبیر به آتش بست می‌کنند. بنا شد عمر سعد و امام حسین مذاکراتی داشته باشند و بنا شد امام حسین بیعت نکند و مسیرش را عوض کند به طرف کوفه هم نرود و به طرف دیگر برود.

عمر سعد به عبید الله ابن زیاد نامه نوشت گفت با امام حسین این طوری به نتیجه رسدیم دست به شهادت ایشان نزنیم ایشان به کوفه نمی خواهد بیاید و در یک مسیر دیگر می‌رود. عبید الله ابن زیاد یک نامه تند و چهار تا فحش خبیثانه هم داد و گفت تو نرفته بودی با امام حسین صلح کنی، رفته بودی امام حسین را بکشی.

در این فرصت آتش بست و این که بنا است صلحی صورت بگیرد جنگی در کربلا صورت نگیرد به این ایام تعبیر مهادنه می‌کنند که به معنی آتش بست است.

در این ایام آتش بست خیلی‌ها استفاده کردند تعداد زیادی از شیعیان را داریم که اجبارا و یا تمایلا با سپاه عمر سعد بودند از این فرصت استفاده کردند به سپاه امام حسین(سلام الله علیه) ملحق شدند.

اقای «مسعود ابن حجاج تیمی» با پسرش خدمت امام حسین(سلام الله علیه) آمدند و به حضرت سلام دادند در حمله اولی که سپاه عمر سعد به طرف امام حسین داشت جزء شهدای السابقون السابقون شد.

3. عبدالله ابن بشیر خثعمی

شخص بعدی «عبدالله ابن بشیر خثعمی» است در مورد ایشان صاحب حدائق و دیگران مفصل صحبت کرده اند. ایشان هم در سپاه عمر سعد بود از فرصت به قول نه جنگ و نه صلح شبیه آتش بست استفاده کرد و به سپاه امام حسین(سلام الله علیه) پیوست.

4. قاسم ابن حبیب

«قاسم ابن حبیب» ایشان هم از ایام مهادنه استفاده کرد خدمت امام حسین(سلام الله علیه) آمد

 «قتل بین یدي في حملة الاولی»

5. عمار ابن ابی سلامة همدانی

«عمار ابن ابی سلامة همدانی» ایشان در «صفین و نهروان» با امیر المؤمنین بود رفت سر عبیدالله کلاه گذاشت به بهانه ای از کوفه خارج شد پانصد نفر بالای پل با ایشان درگیر شدند و ایشان با این پانصد نفر جنگید و شکست شان داد و خودش را به امام حسین رساند.

ملاحظه کنید یکی در داخل سپاه امام حسین(سلام الله علیه) می‌آید جنگ هم می‌کند و اخرش فرار می‌کند. یکی هم می‌آید با پانصد نفر از سپاه عبیداالله زیاد می‌جنگد و آ‌ن‌ها را شکست می‌دهد و خودش را به امام حسین می‌رساند.

6. زهیر ابن سلیم

«زهیر ابن سلیم» ایشان به همین شکل در شب عاشورا وقتی احساس می‌کند سپاه عمر سعد بعد از نامه عبیدالله زیاد تصمیم به شهادت امام حسین(سلام الله علیه) دارند

«فانظم الی اصحابه وقتل في حملة الاولی»

7. نعمان ابن عمرو ازدی راسبی

شخص دیگر «نعمان بن عمرو ازدى راسبى» است. «سید ابن طاووس» در کتاب «مقتل الحسین – لهوف» حرف قشنگی زده است می گوید امام حسین(سلام الله علیه) در شب عاشورا با اصحابش مشغول ناله، گریه و راز و نیاز با خدا بودند.

«فَعَبَرَ عَلَيْهِمْ فِي تِلْكَ اللَّيْلَةِ مِنْ عَسْكَرِ عُمَرَ بْنِ سَعْدٍ اثْنَانِ وَ ثَلَاثُونَ رَجُلا»

اللهوف على قتلى الطفوف / ترجمه فهرى‏؛ نويسنده: ابن طاووس، على بن موسى- فهرى زنجانى، احمد (تاريخ وفات مؤلف: 664 ق‏)، محقق / مصحح: ندارد، ناشر: جهان‏، تهران: 1348 ش، ص94

در همان شب سی و دو نفر از سپاه عمر سعد از تاریکی استفاده کردند و به سپاه امام حسین(سلام الله علیه) پیوستند. البته اقای «کورت فریشلر – المانی» که یک محقق بزرگی است ایشان از «قاضی نعمان» نقل می‌کند می‌گوید شب دهم بیست و پنج نفر از ایرانی‌ها که در آن اطراف بودند خودشان را به امام حسین رساندند و در رکاب امام حسین شهید شدند.

البته ایشان از بعضی از منابع شیعه مثل «قاضی نعمان» و دیگران می‌گوید یاران امام حسین فقط هفتاد نفر نبودند بلکه مشهورشان هفتاد نفر بودند مجموع کسانی که در کربلا شهید شدند دویست نفر بودند. که پنجاه نفر این‌ها برای ایران بوده است.

در هر صورت...

این‌ها کاملا مشخص است.

8. حر ابن یزید ریاحی

یکی از بزرگترین قهرمانانی که در روز عاشورا منقلب شد و از رویش های بزرگ روز عاشورا بود «حر ابن یزید ریاحی» است. از یکی از منابع اهل سنت می‌خوانم خیلی درد آور است. ینابیع المودة جلد 3 صفحه 67 و 68 دارد:

«فجعل الحسين (ض) ينظر يمينا وشمالا فلم ير أحدا يبارز أعداءه، فبكى بكاء شديدا وهو ينادي: " وامحمداه واعلياه واحمزتاه واجعفراه واعباساه، يا قوم أما من معين يعيننا، أما من خائف من عذاب الله فيذب عنا " ثم جعل يقول: أنا ابن علي الطهر من آل هاشم * كفاني بهذا مفخر حين أفخر وفاطم أمي ثم جدي محمد * وعمي هو الطيار في الخلد جعفر بنا بين الله الهدى عن ضلاله * وفينا الولاء للعوالم مفخر وشيعتنا في الناس أكرم شيعة * وباغضنا يوم القيامة يخسر فطوبى لعبد زارنا بعد موتنا * بجنة عدن صفوها لا يكدر إذا ما أتى يوم القيامة ظاميا * الى الحوض يسقيه بكفيه حيدر فسمعه الحر بن يزيد الرياحي فقال لولده: " إن الحسين يستغيث فلا يغيثه أحد، فهل لك نقاتل بين يديه ونفديه بأرواحنا، ولا صبر لنا على النار ولا على غضب الجبار، ولا يكون خصمنا محمد الختار ؟ " قال ولده: " والله أنا مطيعك ". ثم حملا كأنهما يقاتلان حتى جاءا بين يدي الامام، وقبلا الارض، وقال الحر: " يا مولاي أنا الذي منعتك من الرجوع، والله ما علمت أن القوم الملاعين يفعلون بك. ما فعلوا، وقد جئناك تائبان " فحمل ولده على القوم، ولم يزل يقاتل حتى قتل منهم أربعة وعشرين رجلا، ثم قتل (ض)، فاستبشر أبوه فرحا وقال: " الحمد لله الذي استشهد ولدي بين يدي ابن رسول الله (ص) ثم برز الحر وهو يقول: أكون أميرا غادرا وابن غادر * إذا أنا قاتلت الحسين ابن فاطمه أسفي على خذلانه وانفراده * ببيعة هذا ناكث العهد لازمه فيا ندمي أن لا أكون نصيره * ويا حسرتي إن لم أفارق ظالمه سقى الله أرواح الذين تبادروا * إلى النصر بالهيجاء ليوثا ضراغمه فمالوا الى نصر ابن بنت نبيهم * بأسيافهم آساد غيل مصادمه ولم يزل يقاتل حتى قتل رجالا، فرجع إلى الحسين (ض) وهو يقول: لقد خاب قوم خالفوا أمر ربهم * يريدون هدم الدين والدين شارع يريدون عمدا قتل آل محمد * وجدهم لاعدائهم ليس شافع ثم حمل عليهم وقال: " يا أهل الكوفة، هذا الحسين، لقد دعوتموه وزعمتم أنكم تنصرونه وتقتلون أنفسكم عنده، فوثبتم عليه وأحطتم به من كل جانب، ومنعم أهله من شرب الماء الذي تشربه الكلاب والخنازير، بئس ما صنعتم لا سقاكم الله يوم العطش الاكبر، إن لا ترجعون عما أنتم عليه ". ثم حمل عليهم فقتل منهم خمسين رجلا ثم قتل (ض)، واجتزوا رأسه ورموه نحو الامام، فوضعه في حجره وهو يبكي ويمسح الدم عن وجهه ويقول: " والله ما أخطأت أمك إذ سمتك حرا، فأنت والله حر في الدنيا وسعيد في الآخرة»

ينابيع المودة لذوي القربى؛ الشيخ سليمان بن إبراهيم القندوزي الحنفي (متوفاى1294هـ)، تحقيق سيد علي جمال أشرف الحسيني، ناشر : دار الأسوة للطباعة والنشر ـ قم: 1416هـ، ج 3، ص 67 و 68

روز عاشورا بعد از شهادت یاران و اصحاب وقتی امام حسین(سلام الله علیه) به راست و شمالش نگاه کرد دید کسی نیست او را یاری کند. «فبكى بكاء شديدا» خیلی گریه شدید کرد و فرمود «وامحمداه واعلياه واحمزتاه واجعفراه واعباساه، يا قوم أما من معين يعيننا» ای سپاه عمر سعد یک نفر از شما نیست ما را یاری کند. «أما من خائف من عذاب الله فيذب عنا» آیا کسی از خدا از آتش جهنم نمی‌ترسد؟

می‌گوید وقتی «حر» این را شنید به پسرش گفت امام حسین دارد تقاضای کمک می‌کند و هیچ کس او را کمک نمی کند پسرم حاضری باهم برویم به سپاه امام حسین(سلام الله علیه) بپیوندیم. پسرش گفت «والله أنا مطيعك» قسم به خدا من مطیع تو هستم!

در این‌جا بعضی‌ها دارند به بهانه این‌که می‌خواهند به اسب‌هایشان آب بدهند طرف شریعه آمدند. ایشان می‌گوید «ثم حملا كأنهما يقاتلان» این‌ها به طرف سپاه امام حسین صوری حمله کردند مردم تصور کردند که می‌خواهند با امام حسین بجنگند. «حتى جاءا بين يدي الامام، وقبلا الارض» نزدیک امام حسین رسیدند خاک را بوسیدند.

«وقال الحر: " يا مولاي أنا الذي منعتك من الرجوع» و حر گفت من همانی هستم که تو را نگذاشتم حرکت کنی و مانع حرکتت شدم گمان نمی کردم این‌ها تصمیم بر قتل تو داشته باشند من با پسرم آمدم توبه کردم حضرت توبه او را پذیرفت و پسرش حمله کرد بیست و چهار نفر را به درک واصل کرد.

«فاستبشر أبوه فرحا» پدر از شجاعت پسرش که بیست و چهار نفر را کشت خوشحال شد «وقال: " الحمد لله الذي استشهد ولدي بين يدي ابن رسول الله (ص)» خدا را شاکرم که پسرم در رکاب حسین شهید شد.

بعد ایشان ادامه می‌دهد خود «حر» حمله کرد از لشکریان عمر سعد را بی حساب کشت. «ثم قتل» سپس به شهادت رسید این‌جایش جالب است «واجتزوا رأسه ورموه نحو الامام» سر «حر ابن یزید» را بریدند و به طرف امام پرت کردند. حضرت «فوضعه في حجره» سر بریده حر را در دامنش گرفت.

خدایا می‌شود یک روزی سر بریده ما در دامن حجت ابن الحسن باشد یا الله خدایا از کرم تو هیچ بعید نیست. چه سعادتی، گمانم بالاتر از این سعادتی نباشد!

«فوضعه في حجره وهو يبكي» امام حسین(سلام الله علیه) سر حُر را به دامن گرفت و گریه می‌کرد «ويمسح الدم عن وجهه» امام حسین(سلام الله علیه) خون حُرْ را با دست مبارکش پاک می‌کرد «ويقول والله ما أخطأت أمك إذ سمتك حرا» حضرت فرمود قسم به خدا مادرت اشتباه نکرد تو را حر نامید.

 «فأنت والله حر في الدنيا وسعيد في الآخرة» در دنیا حُرْ و آزاده بودی و در آخرت هم جزء سعادتمندان هستی!

ببینید این چه رویشی است که طرف روز تاسوعا و شب عاشورا در سپاه عمر سعد است و در روز عاشورا آن هم بعد از شهادت تمام یاران امام حسین(سلام الله علیه) همراه با پسرش بیاید که البته دو تا غلامش هم همراهش بوده است این چهار نفر می‌آیند به امام حسین می‌پیوندند، امام حسین(سلام الله علیه) هم از این‌ها چه پذیرایی می‌کند!

امام حسین(سلام الله علیه) سر حُرْ را به دامنش می‌گیرد خون صورتش را پاک می‌کند و آن طور در باره اش دعا می‌کند.

 خدایا تو را به آبروی امام حسین و اصحابش و اهل بیت خسته اش قسم می‌هم توفیق بده ما هم در رکاب مولایمان حجت ابن الحسن به شهادت برسیم.

آقا جان نمی گوییم خون از صورت ما پاک کنی، یک نگاه محبت آمیزی به ما بکنی و یک دعایی در حق مان بکنی که از این دنیا چشم ببندیم کافی است. خدایا بالاتر از این سعادت من در دنیا سراغ ندارم من همیشه از خدا می‌خواهم خدایا به ما توفیق بده هزاران بار، نه یکبار در رکاب حجت ابن الحسن شهید بشویم.

خدایا دوباره ما را زنده کن، دوباره شهید بشویم و بعد از هزاران بار ما از حضرتش خدا حافظی کنیم و برویم و این شهادت ما هم باعث خوشحالی قلب اقا ولی عصر بشود و کوچک ترین به اندازه سر سوزن از ناراحتی حضرت ولی عصر ما بتوانیم ان شاء الله بر طرف کنیم.

ü      گزارش از غسل دادن پیکر مطهر رهبر شهید و جراحات وارده بر بدن او

مجری:

خیلی ممنونم بله این بهترین دعایی است که می‌توانیم در این روزها و شب‌ها داشته باشیم. امام و رهبر شهید بزرگوار ما به حاجتش رسید من دیروز با عزیزی دیدار داشتم که پیکر اقای شهید را غسل داده ایشان چون راضی نستند اسمش را بگویم و به من اجازه ندادند که نام شان را ببرم اما صحنه‌های از پیکر اقا را برای من ترسیم کرد اتفاقا جایی که داشت این مطالب را بیان می‌کرد ما در سایه ایستاده بودیم و صحبت می‌کردیم یک ضبط برنامه داشتیم این نکات را خارج از ضبط گفتند.

من به ایشان گفتم حاج آقا اگر می‌شود برویم در آفتاب بی ایستیم بگذاریم آفتاب بر سر و صورت ما بتابد و شما این روضه مجسم شهادت آقای ما را بفرمایید.

ایشان چند تا نگفته گفتند اولا نشانه‌های که پیامی که رهبر معظم انقلاب بیان فرمودند که از مادرشان و از جدشان حسین و از آقا ابا الفضل العباس نشانی داشتند. ایشان گفتند پهلوی چپ آقا آسیب دیده بود، هر دو دست مطهر اقای شهید مان آسیب دیده بود، چشم آقا آسیب دیده بود و زخم‌های بسیار زیادی بر تن رهبر شهیدمان بود.

اما نکته ای که گفتند این بود که هیچ قطعه ای از بدن اقا جدا نشده بود مجموع پیکر مطهر ایشان بود و گفتند محاسن اقا پر از خاک و شن بود قبل از این که غسل دادن را آغاز کنیم ابتدا محاسن اقا را شستیم و آماده برای غسل کردیم. حاج آقا من داشتم آن لحظه با خودم مرور می‌کردم انگار همه این روضه‌های که یک عمر شنیده بودیم از مادرشان حضرت زهرا (سلام الله علیها)، امام حسین(سلام الله علیه) و حضرت ابا الفضل(سلام الله علیه) همه یک جا در پیکر امام شهید ما جمع شده بود.

ایشان عمری آرزو داشتند و به آرزوی شان رسیدند همان طور که حضرت استاد هم اشاره فرمودند ما هم از خدا بخواهیم که ان شاء الله خدا قسمت و روزی همه ما بکند و در این مسیر ما هم ثابت قدم باشیم. ما جزء اعوان و انصار و یاران مستشهدین بین یدی امام زمان(سلام الله علیه) باشیم و ان شاء الله قسمت و روزی همه مان کربلا بشود.

(میان برنامه)

مجری:

...اقا بطلب چقدر ما آروزی زیارت حرم نورانی و ملکوتی مولا و ارباب مان حضرت سید الشهداء داریم. می‌دانم خیلی از بینندگان عزیز و هموطنان بزرگوارمان در گوشه و کنار این عالم هستند هنوز به کربلا مشرف نشدند، هنوز این بهشت روی زمین را زیارت نکردند آرزو بر دل‌شان است.

خدا را به مقام سید الشهداء(سلام الله علیه) قسم می‌دهیم، به حق ارباب مان حسین ان شاء الله به زودی زود حسینی و کربلایی بشوند، قسمت و روزی شان بشود و بعضی‌ها هم که رفتند تازه شیدایی و عاشق و دیوانه راه حسین و زیارت حضرت ابا عبدالله الحسین شده اند ان شاء الله قسمت و روزی همه شما عزیزان بشود.

با افتخار در خدمت شما و در محضر استاد حسینی قزوینی با برنامه «حبل المتین» هستیم. به بخشی از ریزش‌ها و رویش‌های کربلا و عاشورا حضرت استاد اشاره کردند. مردم عزیز از خدا بخواهیم این دعای کمی نیست، از خدا بخواهیم عاقبت بخیر بشویم به قول استاد فرمودند انقلابی بودن مهم نیست انقلابی ماندن مهم است.

خیلی‌ها در دوران قبل از انقلاب شکنجه هم دیدند، زندان هم رفتند اما عاقبت شان چه شد؟ مهم این است که در این مسیر تا لحظه آخر بمانیم و عاقبت بخیر بشویم این دعای بسیار جامع و کاملی است که ان شاء نصیب ما بشود.

حضرت استاد! آیا عاشورا با شهادت امام حسین(سلام الله علیه) پایان یافت من دوست دارم قدری هم در مورد این موضوع صحبت کنیم. بعضی‌ها ممکن است تصورشان این باشد که تمام شد، امام حسین(سلام الله علیه) شهید شد و قضیه تمام شد اما می‌خواهم بدانم ایا مرحله ای جدیدی اتفاق افتاد، راه جدیدی پیدا شد؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

در رابطه با این قضیه تعدادی از مورخین سطحی نگر هدف و نظرشان این است که روز دهم سال 61 هجری نقطه پایان حرکت امام حسین(سلام الله علیه) بود. در نگاه آن‌ها وقتی سرها به نیزه رفتند و خیمه‌ها به آتش کشیده شدند، پیکرهای مطهر به خاک افتادند پرونده این قیام بسته شد.

ü      عاشورا پایان داستان نبود، بلکه آغاز یک رسالت عظیم‌تر بود

ولی باید دید آیا واقعا عاشورا با شهادت امام حسین(سلام الله علیه) پایان یافت یا نه با شهادت امام حسین فصل جدیدی آغاز شد؟ مشخص است اگر ما واقع نگر باشیم می‌بینیم عاشورا پایان داستان نبود، بلکه عاشورا بسم الله یک رسالت عظیم‌تر بود، شهادت امام نه نقطه ختام بلکه نقطه آغاز تاریخ بشریت بود.

قرآن هم می‌فرماید:

(وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ)

(اي پيامبر!) هرگز گمان مبر کساني که در راه خدا کشته شدند، مردگانند! بلکه آنان زنده‌اند، و نزد پروردگارشان روزي داده مي‌شوند.

سوره آل‌عمران (3): آیه 169

تصور نکنید آن‌های که در راه خدا کشته شدند، کشته شدن آن‌ها پایان زندگی باشد، نه (بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ)، این‌ها زنده‌های هستند که پیش خدای عالم روزی می‌خورند. کلمه احیاء در این جا یعنی زنده بودن شهدا است، نه این که پایان عمر آن‌ها باشد.

امام حسین(سلام الله علیه) پس از عصر عاشورا در حقیقت باید گفت از محدودیت زمان و مکان فیزیکی خارج شد و به یک حقیقت جاری و زنده عالم تبدیل شد. دستگاه اموی گمان می‌کردند با بریدن سر اقا امام حسین(سلام الله علیه) صدای حق خاموش شد غافل از این که همین سر بریده وقتی بالای نی رفت قرآن خواندن در منازل در کوفه و جاهای دیگر در حقیقت یک انقلاب جدید و یک ویرایش جدید از این نهضت در جامعه ایجاد کرد.

در حقیقت این که دودمان اموی شهادت امام حسین و اسارت اهل بیت را انجام دادند خود را برنده مطلق میدان می‌دانستند بطوری که مثلا تصور می‌کردند در حقیقت سرکوبی یک خروج و شورشی بوده است گفتند ما شورش را خواباندیم و مسئله تمام شده است.

مجری:

بله نگاه شان این بود.

ü      جهاد تبیین امام سجاد(سلام الله علیه) و زینب کبری(سلام الله علیها)

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

ولی حق مطلب این است که عصر عاشورا فرمول معادلات به نظرم در سه مرحله تغییر کرد مسئله تغییر سنگر مبارزه، میدان نبرد از نظامی و شمشیر به نبرد رسانه ای و افکار عمومی مبدل شد؛ یعنی قضایای مانند شهادت و شمشیر کشیدن و امثال این روی رسانه‌ها و مسائل فرهنگی رفت.

نکته دیگر تغیر پرچمدار است در عاشورا قطعا پرچم دست امام حسین(سلام الله علیه) است ولی بعد از عاشورا می‌بینیم پرچم دست حضرت سجاد(سلام الله علیه) و حضرت زینب (سلام الله علیها) به عنوان پیام رسان عاشورا و مدیر کاروان قرار می گیرد.

نکته سوم آغاز مهاجرت پیام است کربلا در حقیقت نقطه نقل جغرافیای قضیه بود بعد از عاشورا این قضیه مهاجرت و پیام در حقیقت بر بالای شترها توسط اسرا و اهل بیت امام حسین(سلام الله علیه) بود و دیگر قلمرو مبارزه زمین کربلا نبود قلمرو مبارزه کل کشورهای اسلامی و جامعه اسلامی بود.

در حقیقت از غروب عاشورا فاز دوم نهضت امام حسین(سلام الله علیه) آغاز می‌شود که در فاز اول ایثار خون است و در فاز دوم تبیین و افشاگری است که حضرت امام سجاد(سلام الله علیه) و حضرت زینب (سلام الله علیها) با افشاگری که نسبت به دودمان بنی امیه کردند با تبیین حقایقی که کردند هم حقانیت اهل بیت و هم فساد دودمان بنی امیه این باعث شد که در جامعه یک بیداری عجیبی ایجاد شد و یک تنفر شدیدی نسبت به دودمان بنی امیه در اذهان جامعه اسلامی حکمفرما شد.

به طوری که حتی خیلی از بزرگان دارند اگر اشتباه نکنم از ائمه(سلام الله علیهم) هم است قضیه قیام بعد از عاشورا، تبیین بعد از عاشورا، حماسه سازی این دو بزرگوار و دیگر اهل بیت مثل حضرت ام کلثوم و... این‌ها در حقیقت باعث شد دیگر خلفای بعدی جرأت شهید کردن ائمه مثل قضیه کربلا را نداشته باشند.

یعنی حادثه کربلا با تبیین اسرا و اهل بیت باعث شد دیگر این پرونده برای همیشه بسته شد و لذا می‌بینیم در قضایای بعدی هیچ کدام از خلفا جرأت نمی‌کنند با ائمه(سلام الله علیهم) کاری کنند که یزید در کربلا کرد. این‌ها همه مرهون استراتژی است که حضرت زینب و حضرت امام سجاد (سلام الله علیهما) داشتند.

این برای ما هم یک پیام بزرگی است قضیه شهدا و فرماندهان بزرگ مثل «حاجی زاده، سلامی و...» غم و درد بزرگی برای ما بود و واقعا تحملش هم سخت است ولی با شهادت رهبر بزرگوار این دردها چند برابر شد نه دو چندان بلکه چندین برابر بزرگ شد.

همان کاری که در کربلا امام حسین(سلام الله علیه) کرد این‌ها با خون شان همان کار را کردند اگر ما بخواهیم بعد از قضیه شهادت فرماندهان بزرگوار و بعد از شهادت رهبر عظیم الشأن ساکت باشیم یا بیاییم همان پیشنهادی که عبدالله ابن عمر به امام حسین(سلام الله علیه) داد و از دَرْ صلح بخواهیم وارد بشویم قرآن به صراحت می‌گوید این‌ها (لَا أَيمَانَ لَهُمْ)

(وَإِنْ نَكَثُوا أَيمَانَهُمْ مِنْ بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَطَعَنُوا فِي دِينِكُمْ فَقَاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لَا أَيمَانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ ينْتَهُونَ)

و اگر پيمانهاي خود را پس از عهد خويش بشکنند، و آيين شما را مورد طعن قرار دهند، با پيشوايان کفر پيکار کنيد؛ چرا که آنها پيماني ندارند؛ شايد (با شدت عمل) دست بردارند!

سوره توبه (9): آیه 12

کفار هرگز پایبند به حرف‌های خودشان نیستند. ما این را چند مرتبه تجربه داشتیم وسط مذاکرات این‌ها حمله کردند. این مرتبه هم حتی مُرَکبْ عهد نامه ای که نوشتند خشک نشد این‌ها شروع به حمله کردند. این‌ها بیست و چهار ساعت تحمل نکردند.

اگر ما همان کاری را که زینب کبری(سلام الله علیه) و حضرت سید الساجدین(سلام الله علیه) و دیگر اسرا کردند اگر آن کار را انجام بدهیم و الحمدلله رب العالمین مردم در خیابان مسئولیت زینبی و سجادی را دارند انجام می‌دهند.

من وقتی در کنار خیابان‌ها می‌روم و مردم را می‌بینم کوچک بزرگ و حتی بچه‌های سه ساله و چهار ساله پرچم دست شان است دو سه ساعت پرچم می‌چرخانند احساس خستگی هم نمی‌کنند.

در حالت عادی باشد مادرش بگوید بچه با این باد بزن را پنج دقیقه باد بزن بعد از پنج دقیقه می‌گوید مادر دستم خسته شد ولی پرچمی که دستش است با این که سنگین هم است احساس خستگی نمی کند این در حقیقت همان کار زینبی است که ما داریم بعد از شهادت عزیزان مان انجام می‌دهیم.

اگر چنانچه ما مرحله دوم عاشورایی انجام ندهیم قطعا خون مظلومان ما هدر خواهد رفت. قرآن در سوره احزاب آیه 39 می‌گوید:

(الَّذِينَ يبَلِّغُونَ رِسَالَاتِ اللَّهِ وَيخْشَوْنَهُ وَلَا يخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّهَ وَكَفَى بِاللَّهِ حَسِيبًا)

(پيامبران) پيشين کساني بودند که تبليغ رسالتهاي الهي مي‌کردند و (تنها) از او مي ترسيدند، و از هيچ کس جز خدا بيم نداشتند؛ و همين بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!

سوره احزاب (33): آیه 39

(الَّذِينَ يبَلِّغُونَ رِسَالَاتِ اللَّهِ) آن کسانی که رسالات خدا را تبلیغ می‌کنند (وَيخْشَوْنَهُ وَلَا يخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّهَ) از خدا می‌ترسند و غیر از خدا از هیچ کسی نمی ترسند. نه از آمریکا و نه از صهیونیست و نه دیگران (وَكَفَى بِاللَّهِ حَسِيبًا) خدای عالم به این‌ها کمک خواهد کرد، خدا یار این‌ها است.

لذا اگر ما دقت کنیم می‌بینیم قضیه عاشورا که تصور می‌کردند پایان قضیه است بلکه عصر عاشورا یک قیام جدیدی آغاز شد که اگر این قیام جدید نبود معلوم نبود دشمن دنبال چه است.

وقتی زینب کبری در برابر عبید الله زیاد مست در قدرت و مست از پیروزی خیالی خود بود می‌گوید: «كَيْفَ رَأَيْتِ صُنْعَ اللَّهِ بِأَخِيكِ وَ أَهْلِ بَيْتِكِ»

«كَيْفَ رَأَيْتِ صُنْعَ اللَّهِ بِأَخِيكِ وَ أَهْلِ بَيْتِكِ فَقَالَتْ مَا رَأَيْتُ إِلَّا جَمِيلا هَؤُلَاءِ قَوْمٌ كَتَبَ اللَّهُ عَلَيْهِمُ الْقَتْلَ فَبَرَزُوا إِلى‏ مَضاجِعِهِمْ وَ سَيَجْمَعُ اللَّهُ بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُمْ فَتُحَاجُّ وَ تُخَاصَمُ فَانْظُرْ لِمَنْ يَكُونُ الْفَلْجُ يَوْمَئِذٍ هَبَلَتْكَ أُمُّكَ يَا ابْنَ مَرْجَانَةَ»

نام كتاب: اللهوف على قتلى الطفوف / ترجمه فهرى‏؛ نويسنده: ابن طاووس، على بن موسى- فهرى زنجانى، احمد (تاريخ وفات مؤلف: 664 ق‏)، محقق / مصحح: ندارد، ناشر: جهان‏، تهران: 1348 ش، ص160

زینب! چطور دیدی خدای عالم برادرت را رسوا کرد، دم از حق می‌زد، دم از خلافت می‌زد ولی خدا او را رسوا کرد. زینب کبری(سلام الله علیها) با این که دست به زنجیر اسارت است فرمود «مَا رَأَيْتُ إِلَّا جَمِيلا»

یا در تعبیری می‌فرماید:

«ثَكِلَتْكَ أُمُّك‏ یَابْنَ مَرْجَانة»

عبید الله ابن زیاد نمی‌گوید، یابن مرجانه می‌گوید که مادرش زن زنا کار و بدنام و فاسد بوده است. فرمود «مَا رَأَيْتُ إِلَّا جَمِيلا» ما جز زیبایی چیزی ندیدیم! «هَؤُلَاءِ قَوْمٌ كَتَبَ اللَّهُ عَلَيْهِمُ الْقَتْلَ» این‌ها یک قومی بودند که خدای عالم از روز ازل شهادت را برای این‌ها مقرر کرده بود «فَبَرَزُوا إِلى‏ مَضاجِعِهِمْ» این‌ها رفتند به آن جایگاهی که خدا برای شان معین کرده است.

«وَ سَيَجْمَعُ اللَّهُ بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُمْ» این‌ها است که دارند انقلاب کربلا را آب یاری می‌کنند و پیام کربلا را به گوش مردم می‌رسانند مجلسی است که این همه جمعیت در آن‌جا نشسته اند و تمام هم که در کربلا بودند به عنوان فاتحین مغرور در دار العماره نشسته اند.

 زینب کبری دست در زنجیر اسارت می‌گوید «وَ سَيَجْمَعُ اللَّهُ بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُمْ فَتُحَاجُّ وَ تُخَاصَمُ» عبید الله فردای قیامت تو با شهدای کربلا در یک محکمه خواهید بود «فَانْظُرْ لِمَنْ يَكُونُ الْفَلْجُ يَوْمَئِذٍ» آن روز ببین پیروز میدان چه کسی است؟ آن روز معلوم می‌شود رستگار چه کسی است؟

یا وقتی اهل بیت(سلام الله علیهم اجمعین) وارد شام می‌شوند ابراهیم ابن طلحه به امام سجاد طعنه می‌زند می‌گوید یا ابا الحسن امروز فاتح میدان چه کسی است؟

«لَمَّا قَدِمَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ وَ قَدْ قُتِلَ الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِمْ اسْتَقْبَلَهُ إِبْرَاهِيمُ بْنُ طَلْحَةَ بْنِ عُبَيْدِ اللَّهِ وَ قَالَ يَا عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ مَنْ غَلَبَ وَ هُوَ يُغَطِّي رَأْسَهُ وَ هُوَ فِي الْمَحْمِلِ قَالَ فَقَالَ لَهُ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ إِذَا أَرَدْتَ أَنْ تَعْلَمَ مَنْ غَلَبَ وَ دَخَلَ وَقْتُ الصَّلَاةِ فَأَذِّنْ ثُمَّ أَقِمْ.»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج45، ص177

«من غلب» پیروز چه کسی است؟ امام سجاد(سلام الله علیه) سرش را از کجاوه بیرون می‌آورد می‌گوید ابراهیم «إِذَا أَرَدْتَ أَنْ تَعْلَمَ مَنْ غَلَبَ وَ دَخَلَ وَقْتُ الصَّلَاةِ فَأَذِّنْ ثُمَّ أَقِمْ.» وقت نماز، اذان و اقامه بگو بعد می‌فهمی پیروز چه کسی است!

خیلی عجیب است فردی در کجاوه اسارت است مردم دارند تماشا می‌کنند طعنه می‌زنند آتش پرت می‌کنند، سنگ می‌زنند این‌ها را به عنوان خارجی حساب می‌کنند سکوت می‌کند اما وقتی این حرف را از ابراهیم ابن طلحه می‌شنود این طور مستدل و قاطعانه پاسخ می‌گوید.

 یک داستانی است می‌گوید یکی از عرفا را وقتی به جرم شرک اعدام می‌کردند همه به این عارف سنگ می‌زدند هیچ آخ نمی‌گفت یکی از شاگردان و دوستانش یک گلی برداشت و به طرف بدنش پرت کرد گفت آخ!! گفتند این همه سنگ می‌زنند احساس درد نکردی ولی ایشان به طرف شما یک گل پرت کرد این طوری آخ گفتی!

گفت آن‌ها که می‌زنند همه دشمن هستند این از دست دوست رسید، گل دوست از سنگ دشمن درد آورتر است.

دشمن اگر می‌کشد به دوست توان گفت * با که بگویم که دوست مرا کشت!

ببینید این‌ها کسانی هستند که مدعی مسلمان بودن و ادعای اسلامی داشتند به قول خودشان برای تماشای اسرا آمده اند. حتی دارد از بالای پشت بام‌ها پاره‌های آتش به طرف اسرا پرت می‌کردند.

من جای دیدم وقتی آتش داخل کجاوه می‌افتاد حضرت زینب با دستش آتش را می‌گرفت برای این که بچه‌ها نسوزند بیرون پرت می‌کرد. خیلی سخت است لذا از امام سجاد(سلام الله علیه) سوال کردند در طول این مسیر از کربلا تا به مدینه بر گردید کجا سخت گذشت؟ حضرت سه مرتبه فرمود شام، شام، شام!

خیلی در شام به اهل بیت سخت گذشت.

مجری:

یعنی یک عمر بغض و کینه اهل بیت(سلام الله علیهم) در دل‌های این‌ها بود و داشتند جبران می‌کردند.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله، ولی شما ملاحظه بفرمایید همین سید الساجدینی که موقع ورود به شام آتش باران‌شان می‌کنند نه سنگ باران، یعنی این قدر بغض و کینه علیه این‌ها داشتند حضرت با یک سخنرانی چند دقیقه نه سخنرانی یک ساعته وقتی یزید دید مردم منقلب می‌شوند به مؤذن گفت اذان بگو، مؤذن که اذان گفت حضرت بعد از هر فراز اذان جمله ای می‌گفت.

مؤذن رسید به جمله اشهد ان محمدا رسول الله

«اخذ علی بن الحسین عمامته بیده وقال یا مؤذن اسکت بحق صاحب هذه العمامة»

بحق صاحب این عمامه یک لحظه ساکت باش

«ثم توجه الی یزید»

گفت یا یزید

«بالله علیک محمد هذا جدک ام جدي إن قلت جدک فیعلم العالمون انک کاذب و ان قلت جدي لم قتلت ابنه عطشانا»

بعد شروع کرد و گفت ای مردم این‌ها با ما چه کردند، بعد از خطبه حضرت سجاد صدای شیون کل مسجد را برداشت با خطبه حضرت سجاد همه چیز برعکس شد و مردم منقلب شدند. یزیدی که خودش را فاتح میدان می‌دانست

لَعِبَت هاشِمُ بِالمُلكِ فَلا* خَبَرٌ جاءَ ولا وَحيٌ نَزَلَ

سر می‌داد، اهل بیت را به دار العماره دعوت کرد جمله ای که نقل می‌کنند به امام سجاد گفت خداوند عبید الله ابن زیاد را لعنت کند من نگفته بودم امام حسین را بکشید اون به خواست خودش این کار را انجام داده است. پشیمان هستم یعنی یک سخنرانی امام سجاد(سلام الله علیه) و فداکاری‌های که حضرت زینب(سلام الله علیها) چه در کوفه و چه در مسیر و چه در شام داشت و سخنرانی‌های که این بزرگواران داشتند کلا ورق بر گشت.

یعنی با این روشن‌گری‌ها بنی امیه را مفتضح و رسوا کردند تمام زحماتی را که معاویة ابن ابی سفیان و پدرش ابو سفیان کشیده بودند تمام این زحمات را به هدر داد. و بنی امیه را برای همیشه رسوای عالم کرد.

یکی از شعرا، شعر قشنگی دارد:

سر نی در نینوا می‌ماند اگر زینب نبود * کربلا در کربلا می‌ماند اگر زینب نبود

چهره سرخ حقیقت بعد از آن توفان رنگ* پشت ابری از ریا می ماند اگر زینب نبود

چشمه فریادمظلومیت لب تشنگان * در کویر تفته جا می ماند اگر زینب نبود

زخمه زخمی ترین فریاد در چنگ سکوت * از طراز نغمه وا می ماند اگرزینب نبود

در طلوع داغ اصغر استخوان اشک سرخ * در گلوی چشمها می ماند اگر زینب نبود

ذوالجناح دادخواهی بی سوارو بی لگام * در بیابان ها رها می ماند اگر زینب نبود

در عبور بستر تاریخ، سیل انقلاب * پشت کوه فتنه جا می ماند اگر زینب نبود

لذا می‌بینیم قضیه کربلا یک فازی از قیام امام حسین است که به ظاهر با شهادت این‌ها به پایان می‌رسد و فاز دوم که از فاز اول اساسی‌تر و مهم‌تر است به تعبیر امروزی‌ها قیام فرهنگی و قیام تبیین اهل بیت امام حسین است که می‌آیند خون به ناحق ریخته شده در کربلا را به نتیجه می‌رسانند.

«امام (راحل رضوان الله تعالی علیه)» تعبیری داشت قریب به این مضمون همین عزاداری‌ها است که اسلام را در طول تاریخ زنده نگه داشته است.

همان کاری که امام سجاد و حضرت زینب کردند امروز ملت ما دارند انجام می‌دهند و الحمدلله تنها کشوری که در ایام محرم و صفر و در ایام فاطمیه صدای گریه و ناله از گوشه و کنار مساجد و تکایا و حسینیه‌ها و رسانه‌های ملی بلند است ایران است و بس. قطعا امام حسین(سلام الله علیه) این زحمات خالصانه مردم را بی اجر نخواهد گذاشت!

مجری:

خیلی ممنون و متشکر حضرت استاد استفاده کردیم سایه تان مستدام باشد و تشکر می‌کنم از توجه و عنایت و نگاه شما عزیزان، بله این حرارتی در قلوب مؤمنین است که هیچ وقت سرد نمی‌شود شما ملاحظه می‌کنید هر سال که عاشورا می‌آید شکوه و عظمت بیشتر می‌شود و هر سال که اربعین می‌آید حضور، شکوه و عظمت بیشتر و امسال هم مردم عزیز ان شاء الله برای زیارت سید الشهدا و طریق الحسین مشرف می‌شوند حتما باید پرچم خونخواهی به دست شان باشد.

پرچم یا لثارات الحسین و یا لثارات الخامنه ای و تمثال امام شهید را به دست شان باشد تا همه عالم بدانند این جمعیت میلیونی خونخواه خون به ناحق ریخته امام شهید هستند و ان شاء الله این پرچم تا قیام قیامت باقی می‌ماند و ان شاء الله به دست با کفایت مولا امام زمان(سلام الله علیه) برسد. ان شاء الله ما هم باشیم و ببینیم!

ممنون از توجه و نگاه تان التماس دعای خیر در پناه حضرت حق و زیر سایه اقا جانمان حضرت مرتضی علی خدا نگهدار!


ریزش‌ها و رویش‌ها در ماجرای کربلا>

حبل المتین کربلا محرم رویش ها حر بن یزید ریاحی زهیر بن قین بجلی مسعود بن حجاج عبدالله بن بشر خثعمی قاسم بن حبیب عمار بن ابی سلامه ریزش ها مالک بن نضر عبدالله بن عمر هرثمۀ بن ابی مسلم عاشورا