-
مع اِمامٍ مَنْصُورٍ _عاشورا ایران و ایرانیان 25 مرداد 1402
1:25:07 دقیقه -
مع اِمامٍ مَنْصُورٍ _ویژه برنامه ایام عزاداری حضرت سید الشهداء علیه السلام 8 مرداد 1402
56:19 دقیقه -
مع اِمامٍ مَنْصُورٍ _ویژه برنامه ایام عزاداری حضرت سید الشهداء علیه السلام 6 مرداد 1402
1:00:49 دقیقه -
مع اِمامٍ مَنْصُورٍ _ویژه برنامه ایام عزاداری حضرت سید الشهداء علیه السلام 5 مرداد 1402
57:57 دقیقه -
مع اِمامٍ مَنْصُورٍ _ویژه برنامه ایام عزاداری حضرت سید الشهداء علیه السلام 4 مرداد 1402
59:23 دقیقه -
مع اِمامٍ مَنْصُورٍ _ویژه برنامه ایام عزاداری حضرت سید الشهداء علیه السلام 3 مرداد 1402
58:15 دقیقه -
مع اِمامٍ مَنْصُورٍ _ویژه برنامه ایام عزاداری حضرت سید الشهداء علیه السلام 2 مرداد 1402
56:25 دقیقه -
مع اِمامٍ مَنْصُورٍ _ویژه برنامه ایام عزاداری حضرت سید الشهداء علیه السلام 1 مرداد 1402
57:12 دقیقه -
مع اِمامٍ مَنْصُورٍ _ویژه برنامه ایام عزاداری حضرت سید الشهداء علیه السلام 31 تیر 1402
52:04 دقیقه -
استاد عباسی
58:56 دقیقه
مع اِمامٍ مَنْصُورٍ _ویژه برنامه ایام عزاداری حضرت سید الشهداء علیه السلام 30 تیر 1402 -
مع اِمامٍ مَنْصُورٍ _ویژه برنامه ایام عزاداری حضرت سید الشهداء علیه السلام 29 تیر 1402
56:25 دقیقه -
مع اِمامٍ مَنْصُورٍ _ویژه برنامه ایام عزاداری حضرت سید الشهداء علیه السلام 28 تیر 1402
53:46 دقیقه -
مع اِمامٍ مَنْصُورٍ _ویژه برنامه ایام عزاداری حضرت سید الشهداء علیه السلام 27 تیر 1402
59:13 دقیقه
مع اِمامٍ مَنْصُورٍ _ویژه برنامه ایام عزاداری حضرت سید الشهداء علیه السلام
قسمت بیستم ویژه برنامه مع امام منصور با کارشناسی حجت الاسلام و المسلمین جوادی
دیگر قسمت ها
برنامه مع امام منصور – 15 06 1402 (قسمت 20)
عنوان برنامه: ویژه برنامه ایام عزاداری حضرت سید الشهداء علیه السلام
کلیدواژه:
اربعین؛ معرفت به امام؛ هدایت؛ حجت الهی؛ شناخت امام؛ شهادت؛ دعوت به حق؛ خیرخواهی؛ مردانگی؛ جوانمردی!
استاد: حجت الاسلام والمسلمین اقای دکتر جوادی
مجری: آقای محمد تقی غضبانی
مجری:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ، وَبِه نَسْتَعينْ صَلی الله عَلَيْكَ يَا مَوْلاي یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ الحُسَینْ، صَلی الله عَلَيْكَ يَا مَوْلاي یَا صَاحِبَ العَصْرِ وَالزّمان آجَرَکَ الله في مَصَائب جَدِّکَ الْحُسَيْن
بینندگان عزیز سلام وقت شما بخیر با برنامه «مع امام منصور» از شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عج الله تعالی فرجه الشریف)، در خدمت شما هستیم. در این برنامه در خدمت مهمان عزیز جناب آقای دکتر جوادی استاد حوزه و دانشگاه، پژوهشگر در مسائل تاریخ و عقائد خصوصاً مباحثی که به امامت مربوط می شود هستیم.
ان شاء الله بتوانیم با ایشان مباحث خوبی را در میان بگذاریم و یاد بگیریم به شما منتقل کنیم و ان شاء الله مقبول درگاه الهی و آقا امام عصر واقع بشود. خدمت حضرت استاد عرض سلام داشته باشیم و برنامه را آغاز کنیم، سلام علیکم و رحمة الله عظم الله اجورکم!
استاد جوادی:
عرض سلام و ادب محضر شما و همه بینندگان عزیز و محترم شبکه جهانی حضرت ولی عصر (ارواحنا له الفداء) ان شاء الله که این طاعات و عزاداری ها و عرض ارادت ها مقبول درگاه خداوند متعال، حضرت ولی عصر و امام حسین (سلام الله علیه) قرار گرفته باشد. ان شاء الله خداوند این اربعین را آخرین اربعین عمر ما قرار ندهد و ما را در دنیا و آخرت از اهل بیت جدا نکند.
مجری:
خوشا به حال آن هایی که در همچنین روزی توفیق زیارت داشتند در این ایام نه مخصوص این روز که ایام، ایام اربعین هست ان شاء الله مقبول درگاه الهی باشد.
جناب استاد از شما مباحث معرفتی و امامتی زیاد شنیدیم، یکی از مباحث مهم که در همین شبکه در برنامه های گذشته اساتیدی را داشتیم در این خصوص صحبت کردند. حضرتعالی هم در برنامه هایتان در خصوص معرفت امام خیلی مطالبی را فرمودید و اشاره داشتید.
از طرفی رأس و اهمیت هر کاری این است که اول امام را درست بشناسیم. در زیارت اربعین دیدیم چه جمعیتی در کربلاء حضور داشتند و زیارت کردند. روی این حساب می خواهیم ببینیم آیا واقعاً کسی که به زیارت برود معرفت امام نداشته باشد چه آثار منفی ممکن است در این بحث پیش بیاید؟
این موضوع را انتخاب کردیم که از حضرتعالی یاد بگیریم و آثار منفیش را بدانیم. در مورد زیارت اربعین صحبتی بکنید بعد ان شاء الله به این بحث برسیم.
استاد جوادی:
بحث خیلی مهم و کلیدی یعنی فوندانسیون بحث امامت، بحث معرفت امام است. امروز هم حتماً همه شیعیان و محبین زیارت اربعین ابی عبد الله (سلام الله علیه) را خواندند می توانیم بحث را به دو بخش تقسیم کنیم یک بخش معرفت امام و بخش دیگر آثار و پیامدهای منفی عدم معرفت امام یعنی امام باشد چه می شود، امام نباشد چه می شود؟
بحث کاملاً روشن و عالمانه ای است اول مقدمه کوتاهی بگویم فلسفه وجود امام، هدایت مردم است چون بناست امام، مردم را هدایت کند پس مردم باید این امام را بشناسند و امکان هدایت برقرار بشود. یعنی من اگر جایگاه شما را ندانم عالم به موقعیت ها و توانمندی هایتان نباشم هیچ اطلاعی نداشته باشم طبیعتاً هیچ بهره ای هم از شما نمی برم شما هم نمی توانی هیچ بهره ای به من برسانی.
پس برای این که بتوانم از شما بهره ببرم اول باید معرفت من نسبت به موقعیت، شأن، جایگاه و توانمندی شما ایجاد بشود. وقتی که دانستم که شما چقدر توانمند هستید و چقدر می توانید به من کمک کنید طبیعتاً من از همه توانمندی شما استفاده می کنم و شما هم می توانید دست من را بگیرید و ببرید.
معرفت امام وظیفه من است هدایت مردم وظیفه امام می شود یعنی وظیفه خدا بر عهده امام گذاشته شده است. از آدم تا خاتم و همه حجج الهی مهم ترین شأن شان، شأن هدایت است لذا در قرآن کریم خداوند بارها فرمود پیامبر (إِنَّمَا أَنْتَ مُنْذِرٌ وَلِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ)
(وَيقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْلَا أُنْزِلَ عَلَيهِ آيةٌ مِنْ رَبِّهِ إِنَّمَا أَنْتَ مُنْذِرٌ وَلِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ)
کساني که کافر شدند می گويند: «چرا آيه (و معجزه اي) از پروردگارش بر او نازل نشده؟!» تو فقط بيم دهنده اي! و براي هر گروهي هدايت کننده اي است؛ (و اين ها همه بهانه است، نه براي جستجوي حقيقت)!
سوره رعد (13): آیه 7
تو منذر هستی هر قومی یک هادی و هدایتگری دارد، هر قومی یعنی در هر زمانی، در هر عصری یک هدایتگری هست و این تا قیامت بر قرار است چون (وَلِكُلِّ قَوْمٍ) ما یک قومی هستیم نسل قبل از ما یک قومی بودند نسل بعد از ما هم یک قومی هستند تا قیام اقوام مختلف می آیند و می روند.
همه این ها هادی دارند اتفاقاً از مهم ترین آیاتی که دلالت بر وجود و حضور امام زمان (سلام الله علیه) می کند همین آیه است. (إِنَّمَا أَنْتَ مُنْذِرٌ وَلِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ)، هادِ این هادی امت الان چه کسی و کجا است که باید منصوب خداوند متعال هم باشد آیات و روایات فراوان داریم آیه را خواندم در روایت هم پیغمبر فرمود:
«إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا بَعدي»
المسترشد في إمامة عليّ بن أبي طالب عليه السلام؛ طبرى آملى كبير، محمد بن جرير بن رستم (وفات: ق 4)، محقق / مصحح: محمودى، احمد، ناشر: كوشانبور، ص 559
«اني تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ أَحَدُهُمَا أَكْبَرُ مِنَ الآخَرِ كِتَابُ اللَّهِ حَبْلٌ مَمْدُودٌ مِنَ السَّمَاءِ إلى الأَرْضِ وعترتي أَهْلُ بيتي وانهما لَنْ يَفْتَرِقَا حتى يَرِدَا عَلَىَّ الْحَوْضَ»
مسند الإمام أحمد بن حنبل؛ اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني الوفاة: 241 ، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر، ج 3، ص 14
اگر می خواهید گمراه نشوید یعنی هدایت بشوید باید به این دو تمسک کنید قرآن و عترت؛ قرآن که موجود است عترت هم باید موجود باشد والا کلام پیامبر اشتباه در می آید. این ها احادیث متفق شیعه و سنی است کسی در سند و دلالت این ها اصلاً حرف نمی زند.
پیامبر فرمودند:
«مَنْ مَاتَ وَ لَمْ يَعْرِفْ إِمَامَ زَمَانِهِ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّة»
کسی که بمیرد بیعت و معرفت امام نداشته باشد به مرگ جاهلیت و کافر مرده است!
كفاية الأثر في النصّ على الأئمة الإثني عشر؛ نویسنده: خزاز رازى، على بن محمد، محقق / مصحح: حسينى كوهكمرى، عبد اللطيف، ناشر: بيدار، ص296
«وَمَنْ مَاتَ وَلَيْسَ في عُنُقِهِ بَيْعَةٌ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً»
صحيح مسلم؛ اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري الوفاة: 261، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ج 3، ص 1478، ح1851
پس باید امام باشد من باید به امام معرفت داشته باشم امام هم باید من را هدایت کند تا هدف خلقت محقق و انجام بشود. ممکن است بگوییم یک زمانی امام نیست حجت به مشکل خورد این هم غیر ممکن است چرا؟ چون خدا در قرآن کریم فرمود یک کاری کردیم که هیچ کس هدایت نمی شود مگر این که با بینات روشن اگر هم کسی هلاک شد با وجود بینه های روشن هلاک شده است.
(لِيهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَينَةٍ وَيحْيى مَنْ حَي عَنْ بَينَةٍ)
تا آنها که هلاک (و گمراه) می شوند، از روی اتمام حجت باشد؛ و آنها که زنده می شوند (و هدايت می يابند)، از روی دليل روشن باشد!
سوره انفال (8): آیه 42
یعنی حجت تمام است در آیه ای دیگر خداوند فرمود:
(رُسُلًا مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ لِئَلَّا يكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا)
پيامبرانی که بشارت دهنده و بيم دهنده بودند، تا بعد از اين پيامبران، حجتی برای مردم بر خدا باقی نماند، (و بر همه اتمام حجت شود؛) و خداوند، توانا و حکيم است.
سوره نساء (4): آیه 165
هیچ انسانی فردای قیامت نمی تواند علیه خدا، حجت اقامه کند چرا؟ چون فرمود (بَعْدَ الرُّسُلِ) ما رسُل فرستادیم همه آمدند پس همه زمان ها رُسل فرستاده است (لِيهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَينَةٍ) هر که با وجود همه دلائل، ادله و بینه ها به هلاکت رسید (وَيحْيى مَنْ حَي عَنْ بَينَةٍ) هر که هم احیاء شد و حیات طیبه پیدا کرد و عاقبت بخیر شد با وجود بینه.
پس بینه هست امام همیشه هست حجت خدا همیشه هست حجت نمی شود نباشد والا اگر یک زمانی آنی از آناتِ عمر بشر باشد که حجت خدا نباشد در آن بندگان خدا فردای می توانند قیامت علیه خدا حجت اقامه کنند که خدایا در آن زمانی که من بودم حجت نبود تو حق این که من را مؤاخذه کنی نداری. پس چون این ها بسته و تمام شده هست امام، حجت، ارسال رسل، انزال کتب همه تمام است خدا کار را بست تمام؛ می ماند این که من، آن حجت و امام را بشناسم و از او هدایت را بپذیرم!
مجری:
این قضیه خیلی مهم است شما گفتید اگر یک زمانی نباشد در هر کدام از این ها نقص ایجاد می شود. عصمت پیامبر را قبول داشته باشد. درستی قرآن و غیر از این بحث:
(يوْمَ نَدْعُو كُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ)
(به ياد آوريد) روزی را که هر گروهی را با پيشوايشان می خوانيم!
سوره اسراء (17): آیه 71
وقتی در آن روز دعوت می شود
استاد جوادی:
(يوْمَ نَدْعُو كُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ) حتی می تواند امام ظلم و جور، امام جنة و امام جهنم باشد ولی امامی که ما را هدایت می کند و اهداف خداوند متعال همیشه هست. پس امام را باید بشناسیم و به سمت هدایتگری های امام برویم.
یک بخشی پیرامون پیامدهای منفی عدمش به نقطه امام را می گویم اگر فرصت بود پیرامون خود امام می گویم.
عبارت های از زیارت اربعین انتخاب کردم که نشان از هدایتگری امام است. امام حسین (سلام الله علیه) گرچه در روز عاشوراء قرار گرفت گرچه صحنه، صحنه جنگ است سی هزار لشکر جمع شدند حدود صد انسان واقعاً بی نظیر را بکشند. صحنه، صحنه جنگ است ولی برای ابی عبد الله صحنه، صحنه هدایت است.
آن لشکر جاهل و نادانِ مقابل امام حسین که برای جنگ و کشتار آمده است نه امام حسین، نه پدرش امیر المؤمنین نه برادرش اصلاً انبیاء برای کشتن مردم نیامدند. انبیاء برای هدایت آمدند.
یک وقتی در دوران خلافت امیر المؤمنین (سلام الله علیه)، معاویه یک جنگ ترکیبی علیه خلافت امیر المؤمنین راه انداخت. چه کار کرد؟ گزارش کامل و خوبیش را تاریخ یعقوبی، جلد 2 در دوران خلافت امیر المؤمنین آورده است. معاویه فردی به نام بُسر ابن ابی ارتاط را به همراه سه، چهار هزار لشکر فرمانده جنگ کرد و به او دستور داد به مدینه حمله می کنی غارت می کنی، رعب و وحشت ایجاد می کنی، آن چنان رعب و وحشتی برای مردم مدینه ایجاد کن که هر فردی از اهالی مدینه این طور تصور کند که تو الان سمتش می روی و مقصودش او است. تا می توانی اموال غارت کن، بکش هر کار بلد هستی بکن بُسر ابی ارطات طبق دستور معاویه به مدینه رفت و این کار را انجام داد.
معاویه فردی به نام ضحاک ابن قیس، ضحاک ابن قیس از کسانی است که در روایت داریم امیر المؤمنین (سلام الله علیه) در قنوت نمازش چند نفر را لعن می کرد یکیش ضحاک است. معاویه به ضحاک همین دستور را داد گفت به همراه لشکر می روی حوالی و نواحی کوفه را می زنی، غارت می کنی، می کشی، رعب و وحشت ایجاد می کنی، هر کار توانستی می کنی می آیی یعنی «رُفِعَ القَلَم» ضحاک ابن قیس هم این کار را انجام داد.
دوباره معاویه فردی دیگری به سفیان ابن عوف غامدی را دعوت کرد فرمانده لشکرش کرد سه، چهار هزار نیرو به او داد. گفت سمت شهر الأنبار و مدائن می روی آن جا «أغِر» غارت کن این ها را الغارات آورده است. می روی غارت می کنی، می زنی، می کشی، رعب و وحشت ایجاد می کنی چرا مدینه، چرا حوالی کوفه، چرا الأنبار، چرا مدائن؟ چون این ها به علی ابن ابی طالب رأی دادند و از حکومت امیر المؤمنین دفاع کردند.
گفت می روی کاری می کنی که این ها پشیمان بشوند بگویند عجب غلطی کردیم به علی ابن ابی طالب رأی دادیم چرا؟ قصدشان حکومت ارعاب، وحشت ایجاد کردن، توحش و وحشی گری بود. این سه نفر در وحشی گری سنگ تمام گذاشتند.
همان تاریخ یعقوبی،جلد 2، صفحه 142 گزارشی دیگر نقل می کند که علی ابن ابی طالب (سلام الله علیه)، جاریة ابن قدامة تجهیز کرد به مبارزه بسر ابن ابی ارطات برود که مدینه را این طوری شخم زد و غارت کرد.
امیر المؤمنین نامه ای برای جاریه ابن قدامه داد جاریه به جنگ با یک مشت غارتگر می روی یک مشت کسانی که آمدند هر کاری از بی ناموسی، غارت، وحشی گری توان شان بود و به عقل شان می رسید انجام دادند و رفتند. آقا می خواهد به جنگ این ها بفرستد دارد به جاریه توصیه می کند به جنگ این ها که می روی این طور که من می گویم رفتار کن.
«قال قرأت عهد علي لجارية بن قدامة أوصيك يا جارية بتقوى الله فإنها جموع الخير وسر على عون الله فالق عدوك الذي وجهتك له ولا تقاتل إلا من قاتلك ولا تجهز على جريح ولا تسخرن دابة وإن مشيت ومشى أصحابك ولا تستأثر على أهل المياه بمياههم ولا تشربن إلا فضلهم عن طيب نفوسهم ولا تشتمن مسلما ولا مسلمة فتوجب على نفسك ما لعلك تؤدب غيرك عليه ولا تظلمن معاهدا ولا معاهدة واذكر الله ولا تفتر ليلا ولا نهارا واحملوا رجالتكم وتواسوا في ذات أيديكم وأجدد السير وأجل العدو من حيث كان واقتله مقبلا واردده بغيظه صاغرا واسفك الدم في الحق واحقنه في الحق ومن تاب فاقبل توبته واخبارك في كل حين بكل حال والصدق الصدق فلا رأي لكذوب»
تاريخ اليعقوبي؛ اسم المؤلف: أحمد بن أبي يعقوب بن جعفر بن وهب بن واضح اليعقوبي الوفاة: 292، دار النشر: دار صادر – بيروت، ج2، ص200
«يَا جَارِيَة أُوصِيكَ بِتَقْوَى اللَّه»، جاریه حتماً تقوای خدا را رعایت کن بدان داری چه کار می کنی؟ همه نامه را نمی خوانم بعضی از فرازهایش را می خوانم «يَا جَارِيَة لَا تُقَاتِلْ إِلَّا مَنْ قَاتَلَك»، فقط با کسی که با تو می جنگد بجنگ اگر کسی کنار کشید رهایش کن، نروی اذیت کنی، نروی مردم را بترسانی جاریه اگر دیدی کسی مجروح شد رهایش کن تیر خلاص نزن، جاریه ما برای کشتن مردم نیامدیم آمدیم این ها را هدایت کنیم.
حضرت فرمود جاریه: «ولا تسخرن دابة وإن مشيت ومشى أصحابك»، نکند بروی «دابة» چهار پایی را تسخیر کنی به زور بگیری بگویی ما لشکر اسلام هستیم آمدیم باید بزنیم حق نداری یک مَرکب به زور بگیری ولو این که تو و همه لشکرت پیاده نظام باشید «وإن مشيت ومشى أصحابك» حق نداری یک چهار پا و مَرکب به زور بگیری.
بعد حضرت فرمود (عین نامه است مراجعه کنید) جاریه نروی به چاه های آب آن ها مسلط بشوی حق نداری آب آن ها را به زور ببری. اگر تو و لشکریانت نیاز به آب داشتید باید صبر کنید مردم آن جا آب چاه بکشند اگر آب چاه تمام شد دوباره چاه، آب بگیرد زیادی آب چاه را هم «عن طيب نفوسهم» اگر اجازه و رضایت دادند از چاه شان آب بگیرید.
آقا نمی تواند این ها را تحمل کند چقدر آقا است چقدر بزرگواری در این نام است. حضرت فرمود «ولا تشتمن مسلما ولا مسلمة» مواظب باش توهین نکنی، فحش ندهی، مردم را بی حیثیت نکنی جاریه به تو توصیه می کنم اگر کسی گفت توبه کردم توبه اش را بپذیر اگر گفت اشتباه کردم عذرخواهی می کنم نگو بیخود کردی، مردم را زدی، وحشت ایجاد کردی، کشتی اگر کسی گفت توبه کردم بپذیر چون می خواهد بر گردد و آدم بشود.
این نامه خیلی زیباست در آخر به جاریه می گوید جاریه مرتب به من گزارش بده ببینم چه کار می کنی، درست گزارش بده نکند پایت را خطا بگذاری.
امام یعنی این امام نیامد حتی یک لشکری که رفتند غارت و جنایت جنگی کردند رفتند جنگ ترکیبی علیه حکومت امیر المؤمنین راه انداختند حالا می خواهد برای جنگ بفرستد امام همچنین چیزهایی می گوید. در ادامه حضرت فرمود جاریه اگر می کشی بر مدار حق بکش اگر نمی کشی بر مدار حق نکش!
مجری:
چه کشتن، چه نکشتن باید بر مدار حق باشد.
استاد جوادی:
همه چیز باید بر مدار حق باشد وقتی شأن امام هدایت مردم است نه کشتن مردم، امامی که دلش می سوزد جان می دهد که یک نفر را از منجلاب، ضلالت، گمراهی و جهنم نجات بدهد این امام در این موقعیت برایش خیلی سخت است دست به شمشیر بردن و کشتن چون امام تمام آرزویش این است که این را نجات بدهد؛ چون کسی به شمشیر امام کشته بشود حتماً جهنمی است.
نتیجه بگیرم وقتی امام در این موقعیت قرار می گیرد آن یکی می گوید بزن، بکش، غارت کن، هر کار می توانی بکن آن یکی می گوید نکش، قبول کن، توبه کرد بگو چشم، مجروح شد رهایش کن، آب شان را نبر، چهار پای شان تسخیر نکن و ... امام یعنی کسی که دلش برای کل جمعیت کره زمین دلش می سوزد آن وقت پسر آن معاویه در کربلاء و پسر آن علی در کربلاء چه کار کردند؟ پسر معاویه کاری کرد که پدرش یادش داده بود پسر علی هم کاری کرد که پدرش یادش داده بود. در کربلاء حسین ابن علی جان می دهد که شمر وحشی را از جهنم نجات بدهد.
لذا لحظه آخر روی سینه ابا عبد الله نشست، خنجرش را برهنه کرد آن جا هم حسین ابن علی دارد بال بال می زند شمر کاری بکن بتوانم نجاتت بدهم، یک جاری بکن پیش جدم شفاعتت بکننم شمر نمی خواهم جهنمی بشوی، دوست ندارم عاقبتت بد بشود. حضرت چقدر با عمر سعد صحبت کرد منتها دنبال بهانه می گشت علی اصغر (سلام الله علیه) را چرا گفت آبش بدهید؟
به خاطر این که اگر اقدامی کردند آب به این بچه می دادند ابی عبد الله همین را بهانه می کرد کل آن جمعیت را نجات می داد. یک جایی باید قلاب ابی عبد الله قلابش گیر کند حتی می گوید کاری بکن بشود این قلاب را بندازی بالا بکشی لااقل طرف باید یک حرکت بزند. تا بشود به این قلاب گیر کند. این ها را گفتم عبارت زیارت اربعین را ببینید خیلی زیباست
مجری:
در آن شرایط واقعاً سخت است یک شخصی در آن فضا و در آن جو باز آن جنبه هدایت خودش را حفظ کند برای یک انسان عادی نیست امام است انسان خودش را جای او در آن لحظه بگذارد هیچ قبول نمی کند همچنین کاری بکند.
استاد جوادی:
کاری می کند مردم از جهنم نجات پیدا کنند از منجلاب نجات پیدا کنند هدایت و عاقبت بخیر بشوند هیچ وقت امام خودش را مقابل حتی آدم های وحشی مثل شمر نمی داند. خودش را در زمین او می بیند و تلاش می کند یک طوری دستش را بگیرد. حر می توانست چون در موضع قدرت بود. می توانست بر گردد و حرف بی ادبانه ای به حضرت زهرا (سلام الله علیها) بزند ولی این کار را نکرد ابی عبد الله همین را گرفت.
امام حسین (سلام الله علیه) روز تاسوعا به حضرت قمر بنی هاشم (سلام الله علیه) فرمود «عباس بِنَفسي أنت» دورت بگردم برو از این ها یک روز مهلت بگیر ابی عبد الله گفت دوست دارم نماز و قرآن بخوانم.
شهادت ابی عبد الله لقاء به صاحب نماز است چرا ابی عبد الله یک شب وقت گرفت؟ چون هنوز حر نیامده بود، یعنی ابی عبد الله به دشمن رو زد که یک شب وقت بگیرد تا یک نفر بر گردد امام این طوری است. آدم وقتی در کُنه این حرف ها می رود آدم مات و مبهوت بزرگواری امام می ماند. آدم مبهوت کرامت امام می ماند.
کرامت، بزرگی و آقایی سرا پای وجود این خانواده است ابی عبد الله می رود به دشمن رو می زند یک شب بیشتر وقت بگیرد یک نفر کمتر به جهنم برود که حر بر گردد شاید بعضی دیگر هم بر گشتند امام این است.
عبارت را ملاحظه بفرمایید امام صادق (سلام الله علیه) در زیارت اربعین فرمودند چون زیارت را ایشان فرمودند
«فَأَعْذَرَ فِي الدُّعَاءِ وَ مَنَحَ النُّصْحَ وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِيكَ لِيَسْتَنْقِذَ عِبَادَكَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَيْرَةِ الضَّلَالَة وَ قَدْ تَوَازَرَ عَلَيْهِ مَنْ غَرَّتْهُ الدُّنْيَا وَ بَاعَ حَظَّهُ بِالْأَرْذَلِ الْأَدْنَى وَ شَرَى آخِرَتَهُ بِالثَّمَنِ الْأَوْكَسِ وَ تَغَطْرَسَ وَ تَرَدَّى فِي هَوَاهُ وَ أَسْخَطَ نَبِيَّكَ وَ أَطَاعَ مِنْ عِبَادِكَ أَهْلَ الشِّقَاقِ وَ النِّفَاقِ وَ حَمَلَةَ الْأَوْزَارِ الْمُسْتَوْجِبِينَ النَّارَ فَجَاهَدَهُمْ فِيكَ صَابِراً مُحْتَسِباً حَتَّى سُفِكَ فِي طَاعَتِكَ دَمُهُ وَ اسْتُبِيحَ حَرِيمُه»
تهذيب الأحكام (تحقيق خرسان)؛ نویسنده: طوسى، محمد بن الحسن، ناشر: دار الكتب الإسلاميه، محقق/ مصحح: خرسان، حسن الموسوى، ج6، ص113
خطاب به جدش ابی عبد الله (سلام الله علیه) در دعوت به حق جد من راه هر عذری را بست «فَأَعْذَرَ فِي الدُّعَاءِ» در دعوتش راه هر عذر و بهانه ای را بست. ابی عبد الله روز عاشوراء عذر همه را تمام کرد کاری کرد که از این به بعد هر که به جهنم می رود بفهمد دارد چه کار می کند؟ کسی از سر جهل، نادانی، غفلت و فریب خوردن اگر آمد باید آگاه بشود.
ابی عبد الله این کار را انجام داد چرا؟ چون فلسفه وجود امام هدایت است نه کشتن «فَأَعْذَرَ فِي الدُّعَاءِ وَ مَنَحَ النُّصْحَ»، خیر خواهی را به نهایت رساند دیگر بیشتر از این برای این جماعت کاری نمی شد بکنی که این ها را از منجلاب ضلالت نجات بدهی «وَ مَنَحَ النُّصْحَ» عذر را تمام کرد هیچ راه عذری باقی نگذاشت نصیحت را به نهایت رساند هر کاری باید می کرد، کرد.
عرض کردم حتی برای شمر چه کار کند؟ نصیحت و خیر خواهی را به آخر رساند «بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِيكَ لِيَسْتَنْقِذَ عِبَادَكَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَيْرَةِ الضَّلَالَة»، همه چیزش را داد مهجه خودش را داد دار و ندارش را وسط گذاشت اگر باید التماس می کرد التماس نمی گویم ولی اگر باید اصرار می کرد، کرد اگر هر کار باید می کرد که «لِيَسْتَنْقِذَ عِبَادَكَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَيْرَةِ الضَّلَالَة» بشود.
مجری:
وظیفه را تا آخر انجام داد
استاد جوادی:
امام کار را تمام کرد
مجری:
بحث خیلی مهم و شیرینی هست مقداری بیشتر در این رفتار، کردار و سیره امام بیاندیشیم و نکاتی هم که حضرت استاد جوادی اشاره فرمودند در زیارت اربعین که امروز همه مان خواندیم بیشتر به عباراتش فکر کنیم ببینیم این زیارت چه گفته است؟
(میان برنامه)
مجری:
سلام خدا بر قلب حضرت زینب کبری (سلام الله علیها) قلبی که آرامش آن فقط ابا عبد الله الحسین (علیه السلام) بود. می دانید تمام تپش این قلب به امید حضرت ابا عبد الله الحسین بود حضرت زینب در همچنینن روزی باز گشتند خودشان را در کنار قبر شریف ابا عبد الله الحسین دیدند و توانستند کمی آرامش پیدا کنند.
کارشناس برنامه جناب اقای دکتر جوادی تشریف دارند و در خصوص معرفت امام صحبت می کنیم فرازهایی که از زیارت اربعین، استاد برای مان انتخاب کردند. تا این مطلب را ببینیم که پیامدهای منفی عدم معرفت امام چیست؟
زیارت اربعین را استاد اشاره داشتند زیارتی که حضرت امام صادق (علیه السلام) یک امام معصوم به ما یاد دادند و به ما گفتند با این بحث حضرت ابا عبد الله (علیه السلام) را زیارت کنیم و از این طریق بفهمیم که به چه مباحثی بخصوص در بحث معرفت امام باید دقت کنیم.
استاد جوادی:
در بخش قبل عرض کردیم چون شأن امام (سلام الله علیه)، شأن هدایت مردم است نه کشتن مردم، بر خلاف آن چه که لشکر مقابل قصدش کشتن، رعب و وحشت است مردانگی در قاموس این ها تعریف نمی شود. کما این که در قاموس پدرش معاویه تعریف نشد اصلاً درکی از مردانگی ندارند. مردانگی، فتوت، جوانمردی را در نامه امیر المؤمنین به جاریه باید ببینیم، همین ها را جرج جرداق مسیحی دید که دادش در آمد گفت امام علی فقط مال شیعیان نیست کتاب نوشت «الامام على صوت العدالة الانسانيه»
او هم عهد نامه علی ابن ابی طالب به مالک اشتر را دید اعلامیه جهانی حقوق بشر سال 1948 میلادی که بیش از هزار دانشمند عقل هایشان را روی هم ریختند همه تجربه های کلیسا، آتش سوزی ها را جمع کردند یک چیزی ریختند به نام اعلام جهانی حقوق بشر بعد عهد نامه علی ابن ابی طالب حدود 1400 پیش به مالک اشتر را هم دید این ها را مقایسه کرد دید اصلاً قابل مقایسه نیست. این کجا و آن کجا؟ این علی کیست؟
بعد پنج جلد کتاب نوشت بند بند اعلامیه جهانی حقوق بشر را با عهد نامه حضرت با مالک اشتر را با هم مقایسه کرد گفت «الامام على صوت العدالة الانسانيه» صدای عدالت انسانی است والله، علی مال همه بشریت است. بعد هم نوشت ای کاش این دنیا تمام قدرتش را جمع می کرد این همه انسان های بی خاصیت و هرزه را دور می ریخت و با تمام قدرت یک علی دیگر به انسان های قرن حاضر نشان می داد.
ای کاش می شد ما با دو چشم مان می دیدیم وجود این انسان افسانه نبود چقدر مشتاق هستیم نویسنده این عهد نامه را ببینیم این علی کیست؟ شأن امام این است کاری می کند تمام انسان های که با فطرت سراغ امام می آیند همه شان پذیرا هستند. سلام خدا به امام رضا (سلام الله علیه) حضرت فرمود:
«النَّاسَ لَوْ عَلِمُوا مَحَاسِنَ كَلَامِنَا لَاتَّبَعُونَا»
عيون أخبار الرضا (عليه السلام)؛ نویسنده: ابن بابويه، محمد بن على، مصحح: لا جوردی، مهدی، ناشر: نشر جهان، ج1، ص307
یعنی تمام مردم دنیا، محاسن کلام ما را اگر بفهمند و بچشند خودشان تبعیت می کنند چون هر حرفی که مطابق با فطرت است همه پذیرا هستند.
چند عبارت دیگر از زیارت اربعین را بخوانم و عرضم را در این بخش جمع کنم. گفتیم امام حسین (سلام الله علیه) روز عاشوراء گرچه لشکر عمر سعد برای کشتن، غارت، وحشی گری آمده بودند و کار تازه ای هم نبود، قبلاً بسر ابن ابی ارطات، ضحاک ابن ابی قیس، سفیان ابن عوف قادمی کرده بودند، امثالش بود الان هم ادامه همان است یعنی پروتکل همان است چیزی جدیدی نیست.
فقط اینی که سر اهل بیت پیغمبر و امام معصوم در آوردند خیلی عجیب بود. حضرت در آن روز «فَأَعْذَرَ فِي الدُّعَاءِ»، در دعوت، عذر را تمام کرد راه های عذر را بست «وَ مَنَحَ النُّصْحَ» نُصح، نصیحت و خیرخواهی را به کمال رساند. دیگر هر چه باید می گفتند، گفتند «وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِيكَ لِيَسْتَنْقِذَ عِبَادَكَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَيْرَةِ الضَّلَالَة» دار و ندار، مُهجه، خون قلب و همه چیزش را داد تا این که بندگان تو را از جهالت و ضلالت نجات بدهد حضرت کار را تمام کرد. ولی چه شد؟
«وَ قَدْ تَوَازَرَ عَلَيْهِ مَنْ غَرَّتْهُ الدُّنْيَا»، متأسفانه اهل دنیا با هم همدست شدند حضرت کار را تمام کرد نصیحت خواهی را به کمال رساند، راه های عذر را بست حالا دیگر از این به بعد هر که دارد پیش می رود عالماً عامداً دارد خودش قدم بر می دارد. نمی دانستم، حواسم نبود، نفهمیدم، برایم مبهم بود، دو دل بودم، مردد بودم آقا می فرماید تمام، «فَأَعْذَرَ فِي الدُّعَاءِ» همه عذرها بسته شد نصیحت کاملِ کامل شد. حالا قصه یک چیز دیگر است.
«وَ قَدْ تَوَازَرَ عَلَيْهِ مَنْ غَرَّتْهُ الدُّنْيَا» اهل دنیا با هم همدست شدند «وَ بَاعَ حَظَّهُ بِالْأَرْذَلِ الْأَدْنَى وَ شَرَى آخِرَتَهُ بِالثَّمَنِ الْأَوْكَسِ»، بهره خودشان را خیلی مفت و آخرت شان را خیلی ارزان دادند با این که می دانستند، فرق می کند کسی که نمی داند امکان نجاتش هست احتمال این که راه نجات پیدا کند هست ولی کسی می داند دارد چه کار می کند و دارد عالماً عامداً پیش می رود هیچ کارش نمی شود کرد.
«وَ تَغَطْرَسَ وَ تَرَدَّى فِي هَوَاهُ»، گردن کشی کردند ایستادند شاخ و شانه کشیدند. یک چیزی بگویم شاید گِره ذهنی خیلی ها باشد مگر می شود شما واقعیت را بفهمی و مخالفت کنی؟ آدم مگر مرض دارد؟ یک وقت یک چیزی را نمی دانم غلط است انجام می دهم بعد می گویم نمی دانستم. ولی وقتی می فهمم یک کاری غلط است برای چه انجام می دهم؟ می دانم آخرش بیچارگی و بدبختی است چرا انجام می دهم؟
شاهد قرآن می گویم جوابش در آیات قرآن آمده است. خداوند وقتی حضرت آدم را خلق کرد خواهش می کنم این عرض بنده را به خوبی دقت کنید گِره ذهنی سوال های خیلی جدی باز می شود. وقتی خداوند حضرت آدم را خلق کرد به همه ملائک دستور داد به آدم سجده کنند.
(وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَى وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ)
و (ياد کن) هنگامي را که به فرشتگان گفتيم: «براي آدم سجده و خضوع کنيد!» همگي سجده کردند؛ جز ابليس که سر باز زد، و تکبر ورزيد، (و به خاطر نافرماني و تکبرش) از کافران شد.
سوره بقره (2): آیه 34
ابلیس سجده نکرد خدا از ابلیس پرسید چرا سجده نکردی؟ خیلی مهم است
(قَالَ يا إِبْلِيسُ مَا مَنَعَكَ أَنْ تَسْجُدَ لِمَا خَلَقْتُ بِيدَي أَسْتَكْبَرْتَ أَمْ كُنْتَ مِنَ الْعَالِينَ * قَالَ أَنَا خَيرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِي مِنْ نَارٍ وَخَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ)
گفت: «اي ابليس! چه چيز مانع تو شد که بر مخلوقي که با قدرت خود او را آفريدم سجده کني؟! آيا تکبر کردي يا از برترين ها بودي؟! (برتر از اينکه فرمان سجود به تو داده شود!)» گفت: «من از او بهترم؛ مرا از آتش آفريده اي و او را از گل!»
سوره ص (38): آیه 75 و 76
ابلیس! چه شد که سجده نکردی به آن چه که من با قدرتم خلق کردم (قَالَ) این مهم است شیطان چه گفت؟ نگفت خدایا نفهمیدم چه گفتی؟ خدایا نفهمیدم من جزء ملائکه هستم، نیستم؟ مردد هستم، برایم ابهام داشت، یکی پایش را روی سیم گذاشت صدا قطع شد نفهمیدم، آنتن قطع شد و... چه گفتی متوجه نشدم!
اگر ابلیس به خدا می گفت متوجه نشدم به سجده می برد، ولی خدا به او گفت ابلیس چرا سجده نکردی؟ (مَا مَنَعَكَ أَنْ تَسْجُدَ لِمَا خَلَقْتُ بِيدَي * قَالَ أَنَا خَيرٌ مِنْهُ) خدایا اصلاً امرت اشتباه است من بهتر از آدم هستم این را نمی دانی؟ یعنی شروع کرد یک چیزی را به خدا بفهماند و روشن کند. خدا را به یک چیزی توجه بدهد.
(قَالَ أَنَا خَيرٌ مِنْهُ) خدایا نه این که نفهمم سجده یعنی چه؟ هم فهمیدم سجده یعنی چه؟ هم فهمیدم امرت را شنیدم و همه چیز برایم روشن است. سجده نکردم چون امر تو غلط است چون (أَنَا خَيرٌ مِنْهُ) من از او بهتر هستم این را نمی دانی؟ این قصه فرق می کند، شما رو به روی خدا بگویی همه را فهمیدم همه چیز برایم روشن است سجده نمی کنم چون تو داری اشتباه می کنی خیلی فرق دارد. یک موقع می گوید نفهمیدم، نشنیدم، شک کردم گفتی (وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ) آیا من جزء ملائکه هستم یا نیستم؟
اگر یک جور دیگر بود خدا می گفت برایت توضیح می دهم قضیه روشن بشود. ولی شیطان گفت همه چیز برایم روشن است نمی کنم چون امرت غلط است چون (أَنَا خَيرٌ مِنْهُ) من از او بهتر هستم.
بعد هم به خدا گفت:
(قَالَ فَبِمَا أَغْوَيتَنِي لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ)
گفت: اکنون که مرا گمراه ساختي، من بر سر راه مستقيم تو، در برابر آنها کمين می کنم!
سوره اعراف (7): آیه 16
(قَالَ رَبِّ بِمَا أَغْوَيتَنِي لَأُزَينَنَّ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَلَأُغْوِينَّهُمْ أَجْمَعِينَ)
گفت: پروردگارا! چون مرا گمراه ساختی، من (نعمت های مادی را) در زمين در نظر آنها زينت می دهم، و همگی را گمراه خواهم ساخت
سوره حجر (15): آیه 39
حالا که من را فریب دادی و گولم زدی من هم ببین چه کار می کنم؟ پس قصه شیطان در مقابل خدا عالمانه، عامدانه بود. این مقدمه را داشته باشید یک حدیث عالی بخوانم سلام خدا به علی ابن موسی الرضا (سلام الله علیه) حضرت فرمود:
«مَثَلُ الْمُؤْمِنِينَ فِي قَبُولِهِمْ وَلَاءَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ فِي يَوْمِ غَدِيرِ خُمٍّ كَمَثَلِ الْمَلَائِكَةِ فِي سُجُودِهِمْ لِآدَم وَ مَثَلُ مَنْ أَبَى وَلَايَةَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ فِي يَوْمِ الْغَدِيرِ مَثَلُ إِبْلِيس»
إقبال الأعمال (ط - القديمة)؛ ابن طاووس، على بن موسى، محقق/ مصحح: ندارد ناشر: دار الكتب الإسلاميه، ج1، ص465
مَثل مؤمنینی که روز غدیر خم ولایت امیر المؤمنین را پذیرفتند مَثل آن ملائکه ای است که قبول کردند به آدم سجده کنند. «مَثَلُ الْمُؤْمِنِينَ فِي قَبُولِهِمْ وَلَاءَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ فِي يَوْمِ غَدِيرِ خُمٍّ كَمَثَلِ الْمَلَائِكَةِ فِي سُجُودِهِمْ لِآدَم» در ادامه «وَ مَثَلُ مَنْ أَبَى وَلَايَةَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ فِي يَوْمِ الْغَدِيرِ مَثَلُ إِبْلِيس» آن های که ابا کردند از این که زیر بار حکم خدا و ولایت علی بروند مَثل شان، مثل شیطان است.
یعنی چه مثل شیطان است؟ امام رضا، امام است می داند دارد چه می گوید، تو باید دقت کنی دارد کجا را می زند!
مجری:
جریان قرآن را به خوبی درک کرده باشی این جا قابل تطبیق است.
استاد جوادی:
احسنت، آن جا شیطان گفت چرا شیطان نمی کنم؟ گفت (أَنَا خَيرٌ مِنْهُ) من بهتر از آن هستم زیر بار آدم و گِل نمی روم. (خَلَقْتَنِي مِنْ نَارٍ وَخَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ) این های که در غدیر خم، پیغمبر و امیر المؤمنین را زیر پا گذاشتند نه این که ندانند حق با چه کسی است. دنیای شیعه، دنیای اهل سنت همه این های که برای تان سوال است یعنی بعد از 1400 سال با این همه مناظره، بگو بگو، ادله، مستندات یعنی هنوز حق روشن نیست؟ چرا حق روشن است از اول روشن بود اصلاً حق مبهم نبود.
جمعیت چندین هزار نفری غدیر خم یک نفرشان بلند نشد روز غدیر به پیغمبر بگوید یا رسول الله «مَنْ کُنتُ مُولاه» شما مولا بیست و هفت معنا می دهد بگو منظورت کدام یک از این ها است؟ این ها بازی است که بعدها در آوردند. جمعیت هزاران نفری غدیر یک نفر شک نکرد، ابهام نداشت مردد نبود معنای کلمه مولا چه است؟ یک نفر نپرسید چون همه چیز روشن و تمام بود چرا قبول نکردند؟ چون گفتند نعوذ بالله، نستجیر بالله پیغمبر خویش و قوم بازی در آورده است.
مجری:
همان ادعای شیطان در مقابل خداوند
استاد جوادی:
امام رضا (علیه السلام) فرمود هر چه شیطان در جواب خدا گفت این ها هم در جواب پیغمبر همان جواب را گفتند.
مجری:
وقت مان را به پایان رسید این بحث، بحث خیلی مهمی است شما یک کُدی به ما نشان دادید بحث آیاتی که در مورد شیطان و حضرت آدم هست را بخوانیم با همین نگاه شما خیلی چیزها برای مان روشن بشود و روایتی که امام رضا فرمودند.
استاد جوادی:
بله، آن وقت معلوم بشود چرا روز عاشوراء این قدر ابی عبد الله این ها را هدایت کرد این ها هم فهمیدند عذر و بحث، نصیحت را تمام کرد ولی قبول نکردند چرا؟ چون اصلاً این شأن و مقام برای پیغمبر و اهل بیت را قبول نداشتند.
مجری:
بحث خیلی زیبایی بود، من خیلی استفاده کردم، ان شاء الله مورد استفاده بینندگان عزیز هم قرار گرفته باشد. جناب آقای دکتر جوادی خیلی متشکرم از حضور شما ان شاء الله بتوانیم در برنامه های دیگر به صورت خاص و عام در مباحث متعدد از حضرتعالی استفاده ببریم.
الحمد لله خدا را شاکر هستیم برخی اساتید بزرگوار همچون آقای دکتر جوادی می آیند نکات خیلی خوبی را به ما یاد می دهند. از زحمت و تلاش همه این اساتید تشکر می کنم و از این که شما بینندگان عزیز هم برنامه خودتان را دیدید و پیگیر هستید تشکر می کنم فرصت مان تمام شد ان شاء الله در برنامههای بعد هم در خدمت شما خواهیم بود تا دیدار دیگر التماس دعا داریم و همه شما را به خدای منان می سپاریم، اللهم عجل لولیک الفرج!