سایر قسمت ها
شهادت حضرت جعفر طيار عليه السلام و نقد تفکرات باطل سلیمانی اردستانی در مسئله قرآن بسنده بودن، خلافت و غدير دکتر ابوالقاسمی

قسمت صد و سی و هشتم برنامه راه روشن با کارشناسی دکتر ابوالقاسمی و اجرای آقای غضبانی


دیگر قسمت ها

 ِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

برنامه راه روشن 06 08 1404 (قسمت 138)

عنوان برنامه: شهادت حضرت جعفر طيار عليه السلام و نقد تفکرات باطل سلیمانی اردستانی در مسئله قرآن بسنده بودن، خلافت و غدير

کلیدواژه:

راه روشن؛ سلیمانی اردستانی؛ جناب جعفر طیار؛ جعفر بن ابیطالب؛ شبهه؛ قرآن بسنده؛ قرآنی؛ انحراف؛ وهابیت؛ غدیر؛ آیه اکمال؛ ودائع نبوت؛ خلافت؛ عصمت!

استاد: حجت الاسلام والمسلمین دکتر ابو القاسمی

مجری: آقای محمد تقی غضبانی

مجری:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ وَبِه نَسْتَعینْ، اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه‏ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم؛ با سلام و درود بر صاحب عصر حضرت حجت ابن الحسن العسکری در این ساعت برنامه راه روشن را از شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عج الله تعالی فرجه الشریف) تقدیم حضور شما می‌کنیم.

سلام، درود، ادب و احترام خدمت شما عزیزان بیننده شبکه جهانی حضرت ولی عصر خیلی خوش آمدید ان شاءالله که بتوانیم در دقایقی که در خدمت شما هستیم برنامه خوبی را تقدیم حضور شما کنیم و مورد استفاده شما عزیزان قرار بگیرد.

در برنامه راه روشن جناب اقای دکتر ابو القاسمی حضور دارند و ان شاءالله به برخی از شبهات و نکاتی که معمولا در فضای مجازی پخش می‌شود می‌پردازند و پاسخ می‌دهند.

عرض سلام خدمت جناب آقای دکتر ابولقاسمی داشته باشیم و بر می‌گردم ان شاءالله توضیحاتی را خدمت شما عرض خواهم کرد، سلام علیکم جناب اقای دکتر ابو القاسمی عزیز خیلی خوش آمدید!

استاد ابو القاسمی:

علیکم السلام علیکم ورحمة الله

أعوذ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیطَانِ الرَّجِیمِ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ اَلْحَمدُ للهِ رَبِّ العالَمین اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى ‌مُحَمَّدٍ الْمُصْطَفَى وَ عَلِيٍّ الْمُرْتَضَى وَ فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ وَ ‌الْحَسَنِ الرِّضَا وَ الْحُسَيْنِ الْمُصَفَّى، وَ جَمِيعِ الْأَوْصِيَاءِ ‌مَصَابِيحِ الدُّجَى وَصلّ عَلیٰ مَنْ بِيُمْنِهِ رُزِقَ الْوَرَي وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الْاَرْضُ وَ السَّمَاءُ مَوْلانا صَاحِبَ العَصْرِ وَالزمَان!

عرض سلام و وقت دارم خدمت شما جناب اقای غضبانی و خدمت همه بینندگان عزیز و گرانقدر شبکه جهانی حضرت ولی عصر، امیدوارم هرکجا هستند موفق و پیروز باشند خدمت تان هستیم.

مجری:

خیلی متشکرم که وقت گذاشتید، تشریف آوردید امیدوارم که بتوانیم ساعات و دقایق خوبی را فراهم کنیم و جزء صالح اعمال ما و بینندگان عزیز با عنایات امام عصر (عج الله تعالی فرجه الشریف) ثبت بشود.

شما علاوه بر این که ما را از طریق ماهواره می‌بینید سایت شبکه و اپلکیشن شبکه در اختیار شما هم زمان می‌توانید برنامه‌ها را از این طریق به صورت زنده ببینید و به آرشیو شبکه هم دسترسی داشته باشید. امیدوارم حال همه شما عزیزان بیننده خوب باشد و بتوانیم در خدمت شما باشیم و سعادت روز افزون را برای شما از خداوند متعال خواستاریم.

جناب اقای دکتر این روزها یاد روز، سالروز شهادت یکی از بزرگترین اصحاب پیامبر اکرم جناب جعفر معروف به جعفر طیار است. دوست داشتیم محبت کنید در این خصوص برای ما مقداری گفتگو و صحبت بفرمایید تا استفاده کنیم هم از این شخصیت بزرگ ذکری بشود و هم از مقامات شامخ ایشان بیشتر بدانیم.

استاد ابو القاسمی:

بسم الله الرحمن الرحیم، ما شیعیان اعتقاد داریم جناب جعفر ابن ابی طالب بعد از امیر مؤمنان دومین کسی که از مردها اقرار به نبوت نبی اکرم و مبعوث شدن حضرت به رسالت داشته است.

این خاندان همه شان موحد و بر دین حضرت ابراهیم حنیف بودند، امیر مؤمنان، جعفر ابن ابی طالب، پدرشان ابو طالب ولی پیغمبر (صلی الله علیه واله وسلم) که مأمور به دعوت مردم شد، اولین کسانی که این را پذیرفتند سه نفر بودند. امیر مؤمنان علی (علیه السلام)، در خانه پیامبر است. حضرت خدیجه (سلام الله علیها) در خانه پیامبر است و جعفر ابن ابی طالب.

اولین باری که خواستند نماز بخوانند، اقا رسول خدا جلو ایستاد، امیر مؤمنان و جعفر هم پشت سرشان ایستادند و نماز خواندند؛ یعنی از اولین کسانی است که دعوت رسول خدا (صلی الله علیه واله وسلم) بر ایشان مستقر شده و طبیعتا اقایان اگر بخواهند راجع به جناب جعفر صحبت کنند دچار مشکل می‌شوند.

وقتی راجع به حضرت علی می‌گویم اسلام آورده است می‌گوید ایشان بچه بوده اسلام آورده راجع به جناب جعفر چه می‌گویند لذا سعی می‌کنند مسئله اسلام آوردن جناب جعفر را مطرح نکنند.

اما برخی از روایاتی که در مورد این بزرگوار آمده را خدمت شما عرض می‌کنم. مرحوم قطب راوندی، در کتاب «الدعوات سلوه‌الحزین و تحفه‌العلیل» صفحه 90 از ابن عباس روایت می‌کند

«وَ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ‏ قَالَ [لِيَ‏] النَّبِيُّ (صلی الله علیه واله وسلم) [رَأَيْتُ‏] فِيمَا يَرَى النَّائِمُ عَمِّي حَمْزَةَ بْنَ عَبْدِ الْمُطَّلِبِ وَ أَخِي جَعْفَرَ بْنَ أَبِي طَالِبٍ وَ بَيْنَ أَيْدِيهِمَا طَبَقٌ مِنْ نَبِقٍ فَأَكَلَا سَاعَةً فَتَحَوَّلَ النَّبِقُ عِنَباً فَأَكَلَا سَاعَةً فَتَحَوَّلَ الْعِنَبُ لَهُمَا رُطَباً فَأَكَلَا سَاعَةً فَدَنَوْتُ مِنْهُمَا فَقُلْتُ [لَهُمَا] بِأَبِي أَنْتُمَا أَيَّ الْأَعْمَالِ وَجَدْتُمَا أَفْضَلَ قَالا فَدَيْنَاكَ بِالْآبَاءِ وَ الْأُمَّهَاتِ وَجَدْنَا أَفْضَلَ الْأَعْمَالِ الصَّلَاةَ عَلَيْكَ وَ سَقْيَ الْمَاءِ وَ حُبَّ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ (علیه السلام)‏»

الدعوات( للراوندي) / سلوة الحزين‏؛ نويسنده: قطب الدين راوندى، سعيد بن هبة الله‏ (تاريخ وفات مؤلف: 573 ق‏)، محقق / مصحح: ندارد، ناشر: انتشارات مدرسه امام مهدى( عجل الله تعالى فرجه الشريف)، قم: 1407ق، ص90

رسول خدا (صلی الله علیه واله وسلم) فرمودند در حالت خواب عمویم حمزه و برادرم جعفر ابن ابی طالب را دیدم. حضرت فقط برای دو نفر برادر گفتند یکی امیر مؤمنان و دیگری جعفر ابن ابی طالب. حضرت فرمود برادرم جعفر را در بهشت دیدم و عمویم حمزه را دیدم که جلوی روی شان یک طبقی از نبق نان خاصی از خرما گذاشته بودند مدتی از آن خوردند و این تبدیل به انگور شد داشتند از آن می‌خوردند.

جلو رفتم گفتم بابی انتما پدرم فدای شما دو تا، شما دو نفر این قدر جایگاه دارید که پدر من عبدالله با این که آن قدر والا مقام است اما فدای شما.

«أَيَّ الْأَعْمَالِ وَجَدْتُمَا أَفْضَلَ؟»، کدام یکی از اعمال را برتر یافتید، حالا که شهید شدید و در آن دنیا رفتید کدام بهتر است؟ «قَالا فَدَيْنَاكَ بِالْآبَاءِ وَ الْأُمَّهَاتِ» پدر و مادرهای ما همه شان فدای تو پیامبر «وَجَدْنَا أَفْضَلَ الْأَعْمَالِ الصَّلَاةَ عَلَيْكَ» صلوات بر شما پیغمبر (صلی الله علیه واله وسلم) «وَ سَقْيَ الْمَاءِ» آب دادن به لب تشنه‌ها «وَ حُبَّ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ (علیه السلام)‏» و محبت علی ابن ابی طالب (علیه السلام)!

این یکی از روایاتی است که در مورد جایگاه ایشان آمده است. یکی از آیات خیلی زیبا از جهت بشارت دادن ایه:

(وَهُدُوا إِلَى صِرَاطِ الْحَمِيدِ)

و به راه خداوند شايسته ستايش، راهنمايي مي‌گردند.

سوره حج (22): آیه 24

که در کتاب کافی شریف مرحوم کلینی دارد:

«عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) فِي قَوْلِهِ تَعَالَى- وَ هُدُوا إِلَى الطَّيِّبِ مِنَ الْقَوْلِ وَ هُدُوا إِلى‏ صِراطِ الْحَمِيدِ قَالَ ذَاكَ حَمْزَةُ وَ جَعْفَرٌ وَ عُبَيْدَةُ وَ سَلْمَانُ وَ أَبُو ذَرٍّ وَ الْمِقْدَادُ بْنُ الْأَسْوَدِ وَ عَمَّارٌ هُدُوا إِلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ (علیه السلام)»

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق / مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الإسلامية ج‏1، ص426

«ذَاكَ حَمْزَةُ وَ جَعْفَرٌ...» این‌ها کسانی بودند که فهمیدند باید شیعه حضرت علی باشند و شیعه حضرت علی شدند. «وَ هُدُوا إِلَى الطَّيِّبِ مِنَ الْقَوْلِ» امیر مؤمنان ولایتش طیب قول است (وَهُدُوا إِلَى صِرَاطِ الْحَمِيدِ)؛ به راه راست و به راه ستایش شده هدایت شدید.

آیه:

(مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ ينْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا)

در ميان مؤمنان مرداني هستند که بر سر عهدي که با خدا بستند صادقانه ايستاده‌اند؛ بعضي پيمان خود را به آخر بردند (و در راه او شربت شهادت نوشيدند)، و بعضي ديگر در انتظارند؛ و هرگز تغيير و تبديلي در عهد و پيمان خود ندادند.

سوره احزاب (33): آیه 23

امیر مؤمنان فرمودند این (قَضَى نَحْبَهُ) حمزه، جعفر و عبیده هستند

«أنَا واللَّه المنْتَظِر»

(وَمِنْهُمْ مَنْ ينْتَظِرُ) من آن کسی هستم که دارم انتظار می‌کشم.

«ما بَدَّلَت تبديلا»

نام كتاب: مكاتيب الأئمة عليهم السلام‏؛ نويسنده: احمدى ميانجى، على‏ (تاريخ وفات مؤلف: 1421 ق‏)، محقق / مصحح: فرجى، مجتبى‏، ناشر: دار الحديث‏، قم: 1426ق، ج2، ص250

پس: (مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيهِ)؛ حضرت جعفر (رضوان الله تعالی علیه) به رتبه صدیقین رسیده است. پیمانی با خدا بسته و به این پیمان صادقانه عمل کرده صادق الوعد بوده است.

در کتاب ارشاد مرحوم شیخ مفید می‌گوید وقتی امیر مؤمنان می‌خواست فضائل خودش را بگوید گفت:

«وَ مِنَّا جَعْفَرُ بْنُ أَبِي طَالِبٍ الْمُزَيَّنُ بِالْجَنَاحَيْنِ يَطِيرُ بِهِمَا فِي الْجَنَّةِ حَيْثُ يَشَاء»

الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد؛ نویسنده مفيد محمد بن محمد (وفات: 413)، محقق/ مصحح: مؤسسة آل البيت عليهم السلام‏، ناشر : دار المفيد للطباعة والنشر والتوزيع - بيروت – لبنان، ج1، ص37

جعفر از ما است، «الْمُزَيَّنُ بِالْجَنَاحَيْنِ» خدای متعال دو بال به او داده است «يَطِيرُ بِهِمَا فِي الْجَنَّةِ حَيْثُ يَشَاء» در بهشت هر کجا بخواهد پرواز می‌کند.

مجری:

پس جعفر طیار از این باب به او گفته می‌شود.

استاد ابو القاسمی:

بله. رجزی که امیر مؤمنان (علیه السلام) می‌خواند:

 أَنَا عَلِيٌّ فَاسْأَلُونِي تُخْبَرُوا * ثُمَّ ابْرُزُوا لِي فِي الْوَغَى وَ ابْدُرُوا

 سَيْفِي حُسَامٌ وَ سَنَانِي يَزْهَرُ * مِنَّا النَّبِيُّ الطَّاهِرُ الْمُطَهَّرُ

 وَ حَمْزَةُ الْخَيْرِ وَ مِنَّا جَعْفَرٌ * وَ فَاطِمٌ عُرْسِي وَ فِيهَا مَفْخَر

 هَذَا لِهَذَا وَ ابْنُ هِنْدٍ مَحْجَرٌ * مُذَبْذَبٌ مُطَرَّدٌ مُؤَخَّر

مناقب آل أبي طالب عليهم السلام (لابن شهرآشوب)؛ نویسنده: ابن شهر آشوب مازندرانى، محمد بن على، محقق / مصحح: ندارد ناشر: علامه، ج‏3، ص171

«وَ حَمْزَةُ الْخَيْرِ وَ مِنَّا جَعْفَرٌ»؛ حمزه و جعفر از خاندان ما هستند. «وَ فَاطِمٌ عُرْسِي وَ فِيهَا مَفْخَر» همسر من فاطمه است کمال فخر این جا است که با او ازدواج کردم.

«هَذَا لِهَذَا وَ ابْنُ هِنْدٍ مَحْجَرٌ * مُذَبْذَبٌ مُطَرَّدٌ مُؤَخَّر» این‌ها است که باید گفته بشود ابن هند، آدمی که باید با سنگ طردش کرد و با سنگ دورش کرد. اصلا نمی‌شود به خودت وصل کنی یک مانع ایجاد کنی و بگویی نیا. «مُذَبْذَبٌ مُطَرَّدٌ مُؤَخَّر»؛ این آدم را باید دور نگهش داری، آدم مذبذب است.

 نکته دیگر این که مرحوم شیخ صدوق اعلی الله مقامه الشریف، می‌گوید جعفر ابن ابی طالب آن قدر فضائل دارد که من یک کتاب برای فضائل او نوشتم. منتها ظاهرا یکی از کتاب‌های مفقوده شیخ صدوق همین کتاب است که از فضائل جعفر که در این کتاب بوده به دست ما نرسیده است.

اما یک نکته و روایت عجیبی شیخ صدوق نقل کرده است.

«إِنَّ جَعْفَرَ بْنَ أَبِي طَالِبٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ لَمَّا قَدِمَ مِنْ أَرْضِ الْحَبَشَةِ وَ كَانَ بِهَا مُهَاجِراً وَ ذَلِكَ يَوْمَ فَتْحِ خَيْبَرَ قَامَ إِلَيْهِ النَّبِيُّ (صلی الله علیه واله وسلم) فَقَبَّلَ بَيْنَ عَيْنَيْهِ ثُمَّ قَالَ مَا أَدْرِي بِأَيِّهِمَا أَنَا أَسَرُّ بِقُدُومِ جَعْفَرٍ أَوْ بِفَتْحِ خَيْبَرَ.»

الأمالي (للصدوق)؛ ابن بابويه، محمد بن على، محقق/ مصحح: ندارد. ناشر: كتابچى، ص ج1، ص77

جعفر ابن ابی طالب (رضوان الله علیهما) وقتی از حبشه هجرت کرد و دوباره به مدینه برگشت، چه روزی به پیغمبر رسید؟ «وَ ذَلِكَ يَوْمَ فَتْحِ خَيْبَرَ» روز فتح خیبر امیر مؤمنان آن کار عجیب را انجام داده خیبر را فتح کرده «قَامَ إِلَيْهِ النَّبِيُّ (صلی الله علیه واله وسلم) فَقَبَّلَ بَيْنَ عَيْنَيْهِ» حضرت پیامبر بلند شدند بین دو چشم جعفر را بوسیدند بین عینیه یعنی پیشانی، پیشانی را بوسیدند «ثُمَّ قَالَ مَا أَدْرِي بِأَيِّهِمَا أَنَا أَسَرُّ» نمی‌دانم کدامش من را بیشتر خوشحال می‌کند «بِقُدُومِ جَعْفَرٍ أَوْ بِفَتْحِ خَيْبَرَ.» به خاطر آمدن جعفر من این قدر شاد باشم و یا به خاطر این که خیبر فتح شده است!

خیبری که آخرین قلعه اساسی یهود در جزیرة العرب بود و نابودی او شکست یهود در جزیرة العرب به حساب می‌آمد دیگر پرونده شان در آن‌جا (حجاز) تمام و بسته شد. حضرت می‌فرماید این قدر شاهکار کردیم و این قدر کار مهم بوده است اما از این طرف آمدن جعفر برای من این قدر خوشحال کننده است. حضرت این طوری به جناب جعفر علاقه مند بودند.

لذا وقتی که حضرت جعفر در جنگ موته به شهادت رسید، فرمودند:

«عَلَى مِثْلِ جَعْفَرٍ فَلْتَبْكِ الْبَوَاكِي»

برای مثل جناب جعفر باید عزاداری کرد!

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج22، ص276

این را هم شیعه نقل کرده و هم اهل سنت نقل کرده اند در کتاب‌های مختلفی این روایت را آورده اند از جمله در کتاب مصنف عبدالرزاق وقتی حضرت زهرا (سلام الله علیها) با خبر شدند.

«يا بن عماه فقال النبي صلى الله عليه وسلم على مثل جعفر فلتبك الباكية»

المصنف؛ اسم المؤلف: أبو بكر عبد الرزاق بن همام الصنعاني الوفاة: 211، دار النشر: المكتب الإسلامي - بيروت - 1403، الطبعة: الثانية، تحقيق: حبيب الرحمن الأعظمي، ج3، ص550

شایسته است برای مثل جعفر الباکیه، نه البواکی، این باکیه حضرت زهرا است من خودم این را ندیده بودم بواکی فکر می‌کردم الان دیدم الباکیه است یعنی شایسته است که مثل حضرت زهرایی برای مثل جعفر گریه کند خیلی عجیب‌تر شد. یعنی ما شیعه‌ها که هیچ اصلا در آن حدها نیستیم که بخواهیم برای امثال جعفر عزاداری کنیم اما برای سید الشهداء خدا تفضل کرده و اجازه داده است و اگر ما گریه‌هایمان در این حد نیست وقتی حضرت زهرا (سلام الله علیها) عزادار سید الشهداء است.

این‌جا هم همین طور است «على مثل جعفر فلتبك الباكية»؛ فاطمه جان شایسته است مثل شمایی برای جناب جعفر عزاداری کند. این بخشی از روایت‌های است که در مورد جناب جعفر در کتب شیعه و اهل سنت آمده است.

مجری:

واقعا هم باید اهل سنت عزیز و برادر ما که مثل برادر با آن‌ها رفتار می‌کنیم باید فکر کنند همین روایتی که شما خواندید نیاز به تفکر دارد عده ای وهابی خودشان را به اهل سنت نسبت می‌دهند و می‌آیند منکر گریه و عزداری می‌شوند در این جا این روایت خودش پاسخ به این گونه ادعاها می‌دهد.

خیلی متشکرم استفاده کردیم. البته این صحبتی که شما فرمودید بی ربط به بعضی از صحبت‌های اقای سلیمانی اردستانی نیست ایشان یک سری مباحثی را مطرح کرده، بیاید این‌ها را ببیند بلکه از این خواب غفلتش بیدار بشود.

استاد بیرویم به موضوع خودمان بپردازیم مباحثی که اقای سلیمانی اردستانی به آن پرداخته اند، همین‌طور چشم بسته می‌گوید و نمی‌داند به کجا می‌رسد.

استاد ابو القاسمی:

راجع به ایشان عقیده الان اش معلوم است هیچ اعتقادی به ائمه هدا ندارد، راجع به امیر مؤمنان می‌گوید با دلیل تراکمی و با دلیل انباشتی روی هم جمع کردم یک اعتقادکی به حضرت علی پیدا کردم اما بقیه اصلا برایم ثابت نشده امام زمان که ثابت نشده است. این‌ها را ما قبلا دیدیم.

در این هفته اخیر یک جمله خیلی مهم گفته است از ایشان پرسیده اند شما از کی تغیر رأی دادی و عقیده شیعه ات را عوض کردی؟ می‌گوید من از اول همین طوری بودم حتی وقتی وارد حوزه شدم؛ یعنی اعتقادش فرق نکرده است. اطاق فرمان کلیپ را آماده کنند این خیلی مهم است خداوند رحمت کند مرحوم آیت الله العظمی فاضل (رضوان الله علیه) را فرموده بودند و افراد دیگر هم فرموده بودند حتی از زمان شاه این معروف است.

یک طور دیگر بگویم این قضیه معروف است نقل است منبری معروف مرحوم آقای کافی آخرین سال‌های حیات مبارک‌شان وقتی به حج رفت، در حج یک خاطره ای تعریف کرده وقتی برگشت این خاطره را به دوستانش گفته بوده است. در آن‌جا یک شخصی ایشان را می‌بیند و خودش را به ایشان می‌رساند می‌گوید اقای کافی من چون شما را می‌شناسم، فایل‌های صوتی شما، نوارهای شما این‌جا می‌آید، عکس شما را دیده بودم من شما را دیدم شناختم.

ما یک تعداد فارس زبان این‌جا هستیم صحبت‌های شما را هم می‌شنویم و با ایران ارتباط هم داریم با خبر شدیم که تعدادی از وهابی‌های ایران که با این‌جا هم ارتباط دارند این‌ها می‌خواهند بیایند در حوزه‌های علمیه و به اسم شیعه، چند سالی بمانند بعد خرابکاری شان را انجام بدهند.

آن‌جا اسم بعض افراد را برده بوده است که آن افراد کسانی بودند که معروف به گرایش قرآن بسندگی هستند. آخرین هفته ای که مرحوم اقای کافی منبر می‌روند دقیقا می‌گویند من ان شاءالله بر گردم این‌ها را با اسم رسوا خواهم کرد. که دیگر ایشان آخرین سفرش شد و به شهادت رسید. می‌گویند ساواک ایشان را شهید کرده، اقای کافی می‌خواسته این اسم‌ها را لو بدهد.

اما آن افراد به قرانیون بسندگی معروف بودند. حالا یک نفر خودش می‌گوید من با اعتقاد به قرآن بسندگی از اول همین فکر را داشتم و وارد حوزه هم شدم کلیپ را باهم ببینیم این‌ها کنار هم گذاشته بشود خیلی حرف پیدا می‌شود.

کلیپ شماره یک اقای سلیمانی اردستانی:

البته من شیعه قرآنی هستم، و ممکن است خیلی از باورهایم با شیعه رایج فرق کند.

* من می‌خواستم بدانم این تحول از کیْ در شما شما رخ داده، شما از ابتدای این طوری بودید یا بعدا متحول شدید؟

سلیمانی اردستانی:

نه، تحولی در اندیشه ام به وجود نیامده، مثلا از همان جوانی و از همان زمانی که وارد حوزه علمیه شدم این طوری بودم و به تدریج اندیشه‌هایم پخته‌تر شد.

مجری شبکه ولی عصر:

خودش اعتراف کرد که از اول همین طوری بودم این همه درس حوزه خوانده تغییری در ایشان صورت نگرفته است، خودش هم گفت قصد من این بود که این را به یک جایی برسانم و الان پخته‌تر شده ام!

استاد ابو القاسمی:

قبلا هم گفته، گفته من این لباس را به اغراضی پوشیدم، یک آدم قرآن بسنده از اول با همان اعتقاد در حوزه آمده، هنوز هم ادامه می‌دهد لباس روحانیت هم تنش کرده است. دیگر این خیلی واضح نشان می‌دهد که این آدم چه کاره است و برای چه آمده و هدفش چه بوده است. حالا این آدم بیاید این حرف‌ها را هم بزند مشکلی ندارد.

مجری:

ما که از اول گفتیم این اقا چه کاره است!

استاد ابو القاسمی:

از اول گفتیم به هیچ وجه اعتقادات او اعتقادات درست نیست، از اول هم نبوده الحمدلله که خودش اعتراف کرد گفت من شیعه قرآنی هستم. آقا قرآن بسنده که شیعه نمی‌شود. «کتاب الله و عترتی» اگر کتاب الله خالی بگویی اصلا شیعه نیست، شیعه مسلم است «کتاب الله و عترتی» را قبول دارد. قرآن خالی شبیه خوارج می‌شوی و شبیه قرآن بسنده‌ها که می‌گفتند «حسبنا کتاب الله»!

مجری:

این راجع به عقیده اش که از اول چه بوده و چه است.

استاد ابو القاسمی:

اما سراغ کلیپ بعدی بیرویم ایشان حدیث «انا مدینه العلم و علی بابها» را هم زیر سوال می‌برد.

کلیپ شماره دو سلیمانی اردستانی:

حالا یک چیز دیگر، همین‌جا این را هم نقل کنم، او حدیثی هم که می‌فرماید «انا مدینة العلم وعلی بابها»؛ من شهر علم هستم و علی دَرْ است؛ یعنی تنها راه ورود به شهر علم علی است. علی حجیتش آن وقت چطور ثابت می‌شود؟ اگر تنها راه شناخت علم پیامبر علی است آن وقت خود علی حجیتش چطور ثابت می‌شود؟ باید از یک راه دیگر ثابت بشود.

نمی‌خواهم زیاد روی این وقت بگذارم روایاتی هم در اهل سنت داریم که می‌گوید علی باب است، ابوبکر اساس است، عمر حیاط است و عثمان هم یک چیز دیگر است. حالا جالب است دو تا روایت دیگر هم داریم که می‌گوید «انا مدینه العلم و علی بابها و معاویة حلقتها»؛ حلقه این دَرْ معاویه است! این روایت را هم داریم، این‌ها را می‌گویم بالاخره یک جورهای اگر خواستی شک کنی این طور روایات هم داریم!

استاد ابو القاسمی:

اگر من به شما بگویم، اقای زید وکیل من است، فقط و فقط هرچه از من خواستی اجازه بگیری از طریق اقای زید می گیری، همین حرف تو را که از زید نگرفتم. از اول باید پیش زید بیروم که زید بگوید. عقلا وقتی صحبت می‌کنند عاقلانه صحبت می‌کنند دیوانه وار صحبت نمی‌کنند، دیوانه از این حرف این را می‌فهمد که من می‌گویم هرکاری به من داشتی نزد وکیلم می‌روی.

من الان می‌خواهم حرف تو را قبول کنم باید بیروم همین حرف را از وکیلت قبول کنم، بیروم پیش او برای چه نزد او بیروم؟ این طوری که نمی‌شود حرف زد دیگر هیچ کس، کسی را وکیل نمی‌کند و هیچ کس را نماینده کند. عقلا می‌گویند وقتی یک کسی این طوری حرف می‌زند حرف خودم که الان برای تو حجت است اگر من را قبول داری حرف من برای تو حجت است. چیزهای که مستقیم از من نمی‌گیری از او باید بگیری، این یعنی مدینه علم من هستم، یک سری دانش‌های ویژه ای من دارم اون دانش‌های ویژه را باید از علی ابن ابی طالب بگیری. از غیر علی ابن ابی طالب آن دانش‌های ویژه را به شما نمی‌دهند. این خیلی روشن است این چه مشکلی دارد؟ حضرت می‌فرمایند من الان دارم با شما صحبت می‌کنم می‌دانی من یک قدرت‌های ویژه ای دارم اگر می‌خواهی این قدرت‌های ویژه را داشته باشی از طریق حضرت علی باید بیایی. این چه مشکی دارد؟

واقعا بعضی وقت‌ها من به سلامت ذهنی و فکری این اقا در استدلال‌های که می‌کند شک می‌کنم.

مجری:

یک بحثی در بلاغت داشتیم می‌گفت شنونده باید عاقل باشد.

استاد ابو القاسمی:

واقعا شنونده باید عاقل باشد. بعد جالب است می‌گوید نگاه کنید برای این که شما یک مقدار بفهمید قضیه چه است، ما روایت جعلی هم داریم که ابوبکر دیوارش است، عمر پنجره اش است، عثمان هم یک چیز دیگرش است یک چیزهای این چنینی می‌گوید. پس چون این جعلی است آن هم جعلی است!

آقای سلیمانی اردستانی! شما تا حالا شناسنامه جعلی دیدی؟ بله است. پس چون شناسنامه جعلی هست شناسنامه اقای سلیمانی اردستانی هم جعلی است. اقا ایشان یک آدم بی شناسنامه است. می‌شود همچنین حرفی زد؟ چون یک شناسنامه ای جعلی وجود دارد شما بی شناسنامه هستی!

مجری:

طبق استدلال خودش

استاد ابو القاسمی:

این استدلال‌ها را نمی‌دانم ایشان از کجا می‌آورد؟ خیلی برای من عجیب است که این طور استدلال می‌کند. دیگر آدم با این وضعیتی که ایشان دارد چه بگوید. می‌گوید بله هیچ کس تا حالا به علم من نرسیده است، من یک مطالبی کشف می‌کنم که در این هزار و چهار صد سال هیچ کسی از آیات و روایات این‌ها را برداشت نکرده است!

بعد خودش می‌گوید آقا پیغمبر نباید تفسیر قرآن کند، چون اگر تفسیر کند یعنی قرآن برای دیگران قابل فهم نیست، روایات قابل فهم نیست. خودت که داری قرآن و روایات تفسیر می‌کنی، خودش را از پیغمبر (صلی الله علیه واله وسلم) بالاتر می‌داند! وقتی می‌گوییم بیا جایگاه برای مناظره آماده است می‌گوید نه اگر شما مرد هستید مناظره بیایید!

این هم راجع به این کلیپ ایشان که به نظرم استدلال خیلی قوی مطرح کرد که کمر همه ما را از خنده رگ به رگ کرد. کلیپ بعدی را ببینیم این کلیپ شاید نیاز به بحث طولانی داشته باشد ولی از شبهاتی است که زیاد مطرح می‌کنند باهم کلیپ را ببینیم.

مجری:

در این کلیپ شبهه ای مطرح شده است با دقت گوش کنید شبهه چه است و تا خوب بررسی کنیم.

کلیپ شماره سه اقای سلیمانی اردستانی

گفت روز غدیر یک چیز مهمی رخ داده است، اما شمایی مطهری که گفتی، سال سوم بعثت یوم الانزار (وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ)؛

(وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ)

و خويشاوندان نزديکت را انذار کن!

سوره شعراء (26): آیه 214

پیامبر فامیل‌ها را جمع کرد، و گفت چه کسی اول به من ایمان می‌آورد تا وصی و جانشین من بشود؟ سه بار علی (علیه السلام) که ده ساله بود بلند شد، پیامبر به ایشان فرمود بنشین، دفعه سوم گفت این علی جانشین و وصی من است. پس این مسئله را که روز اول گفته بود.

آن جا هم که می‌گویید متواتر است بعد هم می‌گویید باز حدیث متواتر دیگری حدیث منزلت داریم پیامبر بارها فرمود منزلت تو به من مثل منزلت هارون نسبت به موسی است. «أنت مني بمنزلة هارون من موسى الا انه لا نبي بعدي» این هم یکی. و آن جا هم که آیه: (إِنَّمَا وَلِيكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ) را دارید و و و و شما که می‌گویید هر روز پیامبر می‌گفته است، شما این را می‌گویید.

یک آیه دیگر است که یک وقت آن را هم می‌خواهم بحث کنم آیه تطهیر (اِنَّمَا يرِيدُ اللَّهُ لِيذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيتِ وَيطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا)؛ شما که می‌گویید هر روز پیامبر به در خانه حضرت زهرا می‌رفت و این آیه را می‌خواند. یعنی پیامبر هر روز و به مناسبت‌های مختلف به هر بهانه ای امامت امام علی را می‌گفته است. هر روز می‌گفته است.

چیزی که هر روز می‌گفته این آیه سوره مائده که می‌گوید از مردم نترس از من بترس، پیامبر که هر روز می‌گفته است از اول تا اخر هم گفته است شما این را می‌گویید. (...الْيوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا)؛ روز اول گفت. (يا أَيهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لَا يهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ)؛ روز اول در روز یوم الانزار ابلاغ کرد. (أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ) روز اول کامل کرد، قبل از این که چیزهای دیگر را بگوید کامل کرده بود. قبل از این که چیزهای دیگر بگوید اولین چیزی که روز انزار بیان کرد این مسئله بود که بیان کرد.

شما از یک طرف می‌گویید پیامبر هر روز این مسئله را بیان می‌کرد، از طرف دیگر می‌آیید این آیات سوره مائده بر آن ماجرا دلالت دارد. من نمی‌توانم جفت و جورش کنم، چیزی که هر روز پیامبر می‌گفته یعنی چه که خداوند به او بگوید از مردم نترس بگو اگر نگویی رسالتت را انجام ندادی. و امروز دین را کامل کرد، این که قبلا رخداده بوده است این طور که شما می‌گویید.

آخر چه کسانی امامت را شما می‌گویید جا به جا کردند؟

* همان‌های که هر روز می‌شیندند.

سلیمانی اردستانی:

همان‌های که هر روز می‌شنیدند و همان‌های که دور و بر پیامبر بودند. کسی دیگر که این کار را نکرد، یار غار پیامبر هر روز بود، هر روز شنیده بود، پیامبر از چه کسی می‌ترسید؟ شما که می‌گویید این‌ها منافق بودند، پیامبر که هر روز برای این‌ها گفته بود و هر روز هم شنیده بودند.

استاد ابو القاسمی:

روایاتی که در باب استخلاف امیر مؤمنان علی (علیه السلام) است بر چند دسته است. اهداف دشمنان حضرت هم چند گونه بود که ما راجع به آن صحبت می‌کنیم.

مجری:

شرایطش هم فرق دارد.

استاد ابو القاسمی:

عرض می‌کنم، نکته اول این که برخی فضائل حضرت دال بر عصمت است. دال بر عصمت است یعنی چه؟ یعنی باید از او تبعیت بکنی او اولای به خلافت است و باید برای تعیین خلیفه به او مراجعه کنی اگر او گفت خود من، خود او خلیفه می‌شود، اگر دیگری گفت، دیگری را باید سر کار بگذارند ولی طبیعتا و معمول و معقول این است وقتی خودش است، خودش باشد.

وضعیت خلافت الان جامعه آرام شده همه چیز مرتب است قوانین است فقط جاده سازی و پل سازی مانده این ها را هم من رهبر برایتان تعیین می‌کنم او انجام بدهد، دیگر نیاز نیست من بیایم این کارها را انجام بدهم من که امام عالم هستم، عالم را کنترل می‌کنم.

پس برخی از ادله، ادله دال بر عصمت است مثل چه؟ مثل آیه تطهیر، این‌ها اولویت قطعیه را ثابت می‌کند و وظیفه شرعی مردم را. اما خدا به مردم می‌گوید مردم نماز بخوانید، همه نماز می‌خوانند؟ نه، این یک سری روایات است.

حدیث منزلت:

«أنت مني بمنزلة هارون من موسى الا انه لا نبي بعدي»

فضائل الصحابة؛ اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبد الله الشيباني الوفاة: 241، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بيروت - 1403 - 1983، الطبعة: الأولى، تحقيق: د. وصي الله محمد عباس، ج2، ص566، ح954

اولویت قطعی امیر مؤمنان، به پیغمبر (صلی الله علیه واله وسلم) را ثابت می‌کند؛ یعنی اگر بنا باشد مردم کسی را انتخاب کنند چه کسی را باید انتخاب کنند؟ حضرت علی را و غیر او کسی نیست، مردم وظیفه دارند سراغ او بروند. مثل این که اگر مردم بخواهند انتخاب کنند نماز را انتخاب کنند، نه، مردم واجب است سراغ حضرت علی (علیه السلام) بیروند و تسلیم ولایت حضرت بشوند.

اما مردم نماز نخواندند، این جا هم سراغ ولایت نرفتند، می‌شود با این دستور در عالم تکوین مخالفت کرد یانه؟ بله. خدا یک همچنین دستوری داده، شرعی قرار داده اما مردم می‌گویند ما نمی‌خواهیم انجام بدهیم، می‌شود. پس آن زمانی که حدیث منزلت آمد حضرت دارد دستورش را می‌دهد؛ اما اگر یک وقتی شما را بلند کرد نماز بخوانید، مثال می‌زنم اگر من بیایم بگویم حجاب واجب است، باشد حجاب واجب است، چه زمانی با من برخورد می‌کنند؟ زمانی که من بگویم چرا حجاب سرت نکردی؟ به سمت اجرای کردن بیروم.

وقتی به سمت اجرایی کردن دستور بیروی آن کسی که نمی‌خواهد دستور را انجام بدهد نگران می‌شود. پیغمبر (صلی الله علیه واله وسلم) از روز اول دستور می‌دهد، باید علی را اولی قرار بدهید، باید باید باید... یا اخبار دارد می‌کند.

مجری:

او مرجع شما است به او رجوع کنید.

استاد ابو القاسمی:

اخبار می‌کند که من یک روز غدیری می‌آید در آن‌جا علی را نصب خواهم کرد، اما روزی که این دستور اجرایی می‌خواهد بشود یک عده صدایشان در می‌آید، غدیر زمانی اجرایی شدن دستور است لذا یک عده اعتراض می‌کنند. آن موقع است که اعتراض‌ها بالا گرفت خیلی عادی است و در عرف جامعه هم ما می‌بینیم نمی‌دانم چرا این مسائل که خیلی ساده می‌شود تنظیرهایش را در جامعه ببینیم ایشان نمی‌خواهد قبول کند.

بعضی از آیات و روایات به صراحت می‌گوید علی ابن ابی طالب از همه اولی است. این یک. برخی می‌گوید من در آینده او را نصب خواهم کرد، دستور را اجرایی خواهم کرد زمان اجرای شدن دستور که رسید یک عده اعتراض کردند پیغمبر از اجرای کردن دستور نترس، اگر ائمه ما (رضوان الله علیهم) فقط می‌آمدند می‌گفتند خوب است که حکومت در اختیار آدم عاقل باشد، خوب است، خوب است ... آیا یزید امام حسین را می‌کشت؟ مگر قبلش نمی‌گفتند خوب است حکومت دست ما باشد؛ پس چرا آن‌جا برای کشتن سید الشهداء اقدام کرد؟ چون سید الشهداء می‌خواست آن حکم الهی را اجرایی کند، زمان اجرایی کردن اون حکم رسیده بود.

حالا در غدیر هم همین است، زمان اجرایی کردن دستوری که بارها و قبلا گفته رسیده است این‌جا اعتراض‌ها شروع می‌شود، برخوردها شروع می‌شود، نقشه ریختن‌ها شروع می‌شود لذا می‌فرماید: (وَاللَّهُ يعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ)

(يا أَيهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لَا يهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ)

اي پيامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، کاملا (به مردم) برسان! و اگر نکني، رسالت او را انجام نداده‌اي! خداوند تو را از (خطرات احتمالي) مردم، نگاه مي‌دارد؛ و خداوند، جمعيت کافران (لجوج) را هدايت نمي‌کند.

سوره مائده (5): آیه 67

خدا تو را حفظ می‌کند، اگر بنا بود یک حرف عادی پیغمبر (صلی الله علیه واله وسلم) همیشه زده باشد دیگر (وَاللَّهُ يعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ) معنی نداشت. پیغمبر همه چیزهای دیگر را گفتی از چه می‌خواهی بترسی، همه را گفته است از گفتن نماز ترسیده، از گفتن روزه و... از کدام یکی از این‌ها؟ مثلا من به مردم بگویم نماز بخوانید، تازه آن‌های که بت بوده بت را شکسته است این قدر دغدغه نداشته است. چون با یک دشمنی مواجه شده که آن دشمن یهود است!

خب پس ما گفتیم روز غدیر روز اجرایی شدن است، دستوری که قبلا داده می‌خواهد اجرایی بشود چه می‌خواهد اجرایی بشود و دشمنان دنبال چه بودند؟ دشمنان امیر مؤمنان (علیه السلام) دشمنان خلیفة الله هستند ما قبلا هم گفتیم افرادی بودند از خود آیه اکمال به دست می‌آید مفصل در شبکه چند بار توضیح دادم با لباس احرام اما یهودی دور و بر پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم) در حجة الوداع، یعنی یهودی است در حجة الوداع با لباس احرام آمد، همان آیه اکمال رسوایش کرده است، آن کسانی که درواقع گفته بودند (يسْأَلُونَكَ مَاذَا أُحِلَّ لَهُمْ...)

(يسْأَلُونَكَ مَاذَا أُحِلَّ لَهُمْ قُلْ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيبَاتُ وَمَا عَلَّمْتُمْ مِنَ الْجَوَارِحِ مُكَلِّبِينَ تُعَلِّمُونَهُنَّ مِمَّا عَلَّمَكُمُ اللَّهُ فَكُلُوا مِمَّا أَمْسَكْنَ عَلَيكُمْ وَاذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَيهِ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ)

از تو سؤال مي‌کنند چه چيزهايي براي آنها حلال شده است؟ بگو: «آنچه پاکيزه است، براي شما حلال گرديده؛ (و نيز صيد) حيوانات شکاري و سگهاي آموخته (و تربيت يافته) که از آنچه خداوند به شما تعليم داده به آنها ياد داده‌ايد، (بر شما حلال است؛) پس، از آنچه اين حيوانات براي شما (صيد مي‌کنند و) نگاه مي‌دارند، بخوريد؛ و نام خدا را (به هنگام فرستادن حيوان براي شکار،) بر آن ببريد؛ و از (معصيت) خدا بپرهيزيد که خداوند سريع الحساب است!»

سوره مائده (5): آیه 4

آن‌ها ... به روایت اهل سنت هم مراجعه کنید خودشان گفتند این کسانی را که به عنوان مصداق گفتند با این آیه جور در نمی‌آید. یک اسم‌های را نام بردند اما اسم‌ها مربوط به متن آیه نمی‌تواند باشد. آیه به این مهمی را لا پوشانی کردید چرا نگفتید این حرف‌ها را زده است یک اسم‌های را برده اند قطعا آن اسم‌ها نیستند، یقینا به آن کسانی که اسم شان برده به این آیه مربوط نیست شأن نزول جعلی درست کردند. سوال چرا شأن نزول جعلی درست کردند؟ به یک آدم بی ربط. مشخص است می‌خواهند یک چیزی را مخفی کنند حالا این که چه کسی بوده ما نمی‌دانیم و شاید هم بدانیم.

 اما به هر صورت این کسانی که با لباس احرام دور و بر نبی مکرم (صلی الله علیه وال وسلم) بودند و در باطن یهودی بودند دنبال این بودند که آن منصب خلافة الله یا منصب کهانتی که در ذریه ای هارون نبی در نزد یهود بود این‌ها بتوانند هم خودشان آن‌ها را به دست بیاورند و هم خلافت ظاهری را بگیرند. آن مقام کهانت یک ابزارهای داشت کاهن مثلا فرض کنید یک چیزهای خاصی برای تبرک کردن داشته است یک شمع‌های خاصی داشته است یک آب خاصی داشته است. این ابزارهای ویژه است مثلا نبی مکرم و ائمه (علیهم السلام) روایت در بصائر الدرجات است می‌فرمودند:

 «عِنْدَنَا زَغَبِ الْمَلَائِكَة»

ما از پر بال ملائکه داریم و با این بچه‌هایمان را مبارک می‌کنیم و برای شان حرز می‌گذاریم، این حرز بچه‌های ما است، شیاطین را دور می‌کند در عالم معنا کسانی که متخصص هستند می‌دانند چه است ما که تخصص این‌ها را نداریم. یک چیزهای در اختیار نبی مکرم (صلی الله علیه واله وسلم) بود ودایع نبوت به آن گفته می‌شد این‌ها دنبال این بودند که این ودایع را از پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم) بگیرند و نگهدارند به خلیفة الله بعدی یعنی امیر مؤمنان برسد در همان ایام غدیر طبق روایات ما این ودایع منتقل شد و آیه نازل شد (الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتي‏ وَ رَضيتُ لَكُمُ الْإِسْلام‏) بعد می‌گوید: (الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذينَ كَفَرُوا مِنْ دينِكُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْن‏) آن‌ها از دین شما نا امید شدند، چرا؟ چون این ابزارهای خلافة الله ودایع نبوت ابزارها و مکمل‌های برای حفظ دین بود.

مثلا جفر جامعه بود آن کتابی بود که خود اهل سنت دارند و آقای البانی می‌گوید روایتش معتبر است دو تا کتاب بود در آن اسم مؤمنین اصلی تا قیامت و اسم منافقین اصلی تا قیامت در این کتاب بود. من متن روایت را بیاورم خیلی مهم است.

مجری:

از این جهت هم اهمیت دارد که آقایان می‌گویند پیامبر این‌ها را نمی‌شناخت، این نمونه‌ها را اگر ببینیم خیلی خوب است.

استاد ابو القاسمی:

بله، در کتاب السلسلة الصحیحه می‌گوید سند روایت معتبر است. متن روایت:

«وَعَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَمْر قَالَ: خَرَجَ عَلَيْنَا رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَفِي يَده كِتَابَانِ»

نبی مکرم نزد ما امد در دستش دو تا کتاب دو تا نوشته بود،

«فَقَالَ فَذَکره»

این روایت را ذکر کرد.

«أَتَدْرُونَ مَا هَذَانِ الكتابان فَقُلْنَا لَا يَا رَسُولَ اللَّهِ إِلَّا أَنْ تُخْبِرَنَا»

مردم می‌دانید این دو تا کتاب چه است؟ گفتیم نه یا رسول الله خود تان بفرمایید

«فَقَالَ لِلَّذِي فِي يَدِهِ الْيُمْنَى هَذَا كِتَابٌ مِنْ رَبِّ الْعَالَمِينَ فِيهِ أَسْمَاءُ أَهْلِ الْجَنَّةِ وَأَسْمَاء آبَائِهِم وقبائلهم ثمَّ أجمل على آخِرهم فَلَا يُزَادُ فِيهِمْ وَلَا يُنْقَصُ مِنْهُمْ أَبَدًا»

آن که در دست راست بود فرمودند کتابی از جانب خدای متعال است در آن اسماء اهل بهشت است، اسم پدران شان، اسم قبائل‌شان و پرونده اش بسته شده است نه زیاد می‌شوند نه کم!

«ثُمَّ قَالَ لِلَّذِي فِي شِمَالِهِ هَذَا كِتَابٌ مِنْ رَبِّ الْعَالَمِينَ فِيهِ أَسْمَاءُ أَهْلِ النَّارِ وَأَسْمَاء آبَائِهِم وقبائلهم ثمَّ أجمل على آخِرهم فَلَا يُزَادُ فِيهِمْ وَلَا يُنْقَصُ مِنْهُمْ أَبَدًا»

آن که در دست چپش بود این همه نامه ای از طرف خدای متعال است در آن اسماء اهل دوزخ است اسم پدران‌شان، و قبائل شان. این یعنی بهشتی شده‌ها آن‌های که قطعی در عالم قبر بهشتی شدند و آن‌های که در عالم قبر جهنمی شدند مگر می‌شود همه شان این جا بیاید بعد امتحان تمام می‌شود؟

«فَقَالَ أَصْحَابُهُ فَفِيمَ الْعَمَلُ يَا رَسُولَ اللَّهِ إِنْ كَانَ أَمْرٌ قَدْ فُرِغَ مِنْهُ»

اگر پرونده شان بسته و تمام شده ما برای چه عمل کنیم؟

«فَقَالَ سَدِّدُوا وَقَارِبُوا»

فرمودند شما خودتان را نزدیک کنید این یعنی این که شما هم می‌توانید وارد بشوید پس تمام نشده است. اقای البانی می‌گوید روایت معتبر است اقا آن دو کتابی که پیامبر از خدای متعال گرفته آورده کجا است؟ دست آقای ابوبکر بوده، دست اقای عمر بوده، دست آقای عثمان بوده دست معاویه بوده، این کتاب‌ها دست چه کسی بوده است؟ چرا در رویات شما اسمی از آن نیست. اما در دست ائمه ما بوده کسی اگر می‌آمد شخصیت مهمی بود بهشتی و یا جنهمی بودنش معلوم بود، تشخیص می‌دادند روش‌های دیگری هم است این‌‌ها در اختیار ائمه ما قرار گرفتند، در اختیار امیر مؤمنان علی (علیه السلام)، چه زمانی؟ (الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتي‏ وَ رَضيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دينا)؛ پس اجرایی شدن این جنبه که انتقال ودایع به امیر مؤمنان علی (علیه السلام) در غدیر خم باشد.

دوم مردم دیگر باید بیایند بیعت کنند، بیعت یعنی خلافت جدی شده است دیگر باید بیایی علی را به خلافت بپذیری، تا حالا می‌گفتیم این خوب است، این خوب است باید باشد، حواس تان را جمع کنید این کار را باید انجام بدهید؛ اما دست مردم را نگرفتم بیا این کار را انجام بده، در غدیر دست مردم را گرفت گفت بیایید با علی بیعت کنید.

بعد هم این جملات را بگویید، این گونه انجام بدهید. پس دیگر از آن توصیه‌های که توصیه وجوبی هم است گذشته است.

یکبار یک مریضی است به این مریض می‌گویی من می‌گویم باید این دارو را بخوری، دوباره می‌گویم این دارو را باید بخوری، باید بخوری؛ اما هنوز قاشق را نگرفتم بیایم به حلقش بریزم. این باید بخوری یعنی با من دعوا نمی‌کند همه تجربه شان را دارند که با بچه‌ها سر و کله زیاد می‌زنند. بچه مریض است به ایشان می‌گویی دارویت را باید بخوری، دارویت را سر وقت بخور نخورد، قاشق را می‌گیری می‌خواهی توی حلقش بریزی این‌جا بچه دست و پا می‌زند، این جا بچه دعوا می‌کند، این جا آن مریض جلوگیری می‌کند چون احساس می‌کند دوا تلخ است. آن دعوا کردن و دست و پا زدن مال اجرایی شدن دستور است نه وقتی که می‌گویند باید این کار بشود، باید این کار بشود.

پس آقای سلیمانی اردستانی مسئله خیلی روشن است. اولا بعضی از آیاتی که آوردی اصلا ربطی به بحث نداشت، چون فقط ابراز اولویت بود، بعضی از آن‌ها اخبار از آینده است نه این که الان است، آن که نگران کننده برای منافقین بود، اجرایی شدن دستور خلافت امیر مؤمنان و دوم انتقال ودایع به امیر مؤمنان علی (علیه السلام) بود که نگرانی منافقین و کفار را ایجاد کرد!

 مجری:

خیلی متشکرم جناب اقای دکتر ابو القاسمی از نکاتی که فرمودید خیلی اسفتاده کردیم. این نکته را قبلا هم گفتیم این جا باز یاد آوری کنم کسانی که طرفدار ایشان هستند خودش که نیامد با اساتید ما گفتگو و مناظره کند با توجه به این که همه امکانات هم فراهم است.

اما کسانی که موافق و مدافع ایشان هستند و می‌توانند از حرف‌های ایشان دفاع کنند در مقابل صحبت‌های درست و عاقلانه ای که در این جا مطرح می‌شود تلفن ارتباطی شبکه در اختیار آن‌ها است می‌توانند بیایند نظرشان را مطرح کنند. یک فاصله ای بگیریم بر می‌گردیم و بعد در خدمت تان هستیم.

 (میان برنامه)

مجری:

السلام علیک یا مولای یا صاحب العصر والزمان، بینندگان عزیز با برنامه راه روشن همچنان در خدمت شما هستیم و در محضر جناب اقای دکتر ابو القاسمی ان شاء الله که بتوانیم در خدمت شما و ایشان برنامه خوبی را تقدیم حضور شما بکنیم و دقایقی که در پیش رو داریم ان شاءالله مباحث تکمیلی را ارائه کنیم.

جناب اقای دکتر ابتدا یک تماسی را بگیریم با جناب اقای احمدی از یاسوج صحبت کنیم آقای احمدی سلام وقت شما بخیر بفرمایید

بیننده: (آقای احمدی از یاسوج – شیعه)

عرض سلام، درود و احترام ادب دارم خدمت جناب اقای دکتر ابو القاسمی و حضرتعالی و همه دست اندرکاران شبکه حضرت ولی عصر. اول یک جمله طبق برداشت خودم خدمت تان عرض کنم اگر جناب حضرت حمزه سید الشهداء و جناب جعفر طیار (علیهما السلام) بعد از شهادت اقا رسول الله زنده می‌بودند هرگز واقعه شوم مثل سقیفه بنی ساعده اتفاق نمی‌افتاد.

بعد هم من مناظره اقای اردستانی با اون بی عقل ناصبی خبیث را گوش دادم و یک شنبه شب‌ها از آن شبکه شیطانی پخش می‌شود. نود و پنج درصد افکار و افعال این اقای اردستانی کاملا با وهابیت همسو و هم رأی هستند. دو چیز دین، دنیا و آخرت انسان را واژگون و سیاه خواهد کرد یکی تعصب جاهلی و دیگری هم پیروی کور کورانه که این دو در اعماق روح و جان وهابیت نهفته است.

من روایتی را که اقای اردستانی بیان کرد بیست سال قبل خوانده ام مخالفان شیعه در رابطه با این حدیث آقا رسول الله که فرمودند «انا مدینة العلم و علی بابها» دیدم که این حدیث یک حدیث معروف و مشهور است نتوانستند که تغییری در آن به وجود بیاورند دستگاه شجره ملعونه یک حدیث و روایت جعلی درست کردند و گفتند:

«أنا مدینة العلم وأبو بکر أساسها وعمر حیطانها وعثمان سقف‌ها وعلی بابها»

این یکی از دهها هزار روایت جعلی و دروغ است که برای پشوایان ضلالت درست کرده اند و به این هم دل خوش کرده اند در حالی که فضائل امیر المؤمنین علی هم در قرآن و هم در لسان رسول خدا بیان شده و هیچ انسان مؤمنی نمی‌تواند آن‌ها را انکار کند به جز منافق، اللهم عجل لولیک الفرج خداوند یار و نگهدار شما باشد.

مجری:

خیلی ممنونم جناب اقای احمدی مطالبی که در این برنامه و برنامه قبل ارائه شد نشان می‌دهد ایشان نه تنها نود پنج درصد که گفتید با هاشمی هم عقیده است بلکه کاملا حرف‌هایشان مطابق عقائد هاشمی است و در جاهایی حتی پا را فراتر گذاشته و مباحثی که ابن تیمیه هم قبول دارد ایشان رد می‌کند.

جناب اقای دکتر در خدمت شما باشیم و نکاتی که اقای احمدی گفتند و بعد یک چند تا پیام هم است.

استاد ابو القاسمی:

می‌خواهید پیام‌ها را بخوانید، اقای احمدی گفت اقای سلیمانی اردستانی با هاشمی از نظر فکری خیلی نزدیک است. قرآن بسنده‌ها اگر چه وهابیت این‌ها را تکفیر می‌کنند از وهابیت من کلیپ های متعدد دارم از افراد مختلف در عربستان یا جاهای مختلف و یا همین شبکه های وهابی که قرآن بسنده ها را کافر می‌دانند اما همین اقایان وهابی به قران بسنده ها در افریقا برای آموزش نحوه مقابله با شیعه در آن منطقه پول می‌ دادند. قرآن بسنده ها را از ایران به آن جا می‌ بردند که آموزش بدهید چگونه با شیعه‌ها برخورد کنید.

این که الان اقای عقیل به قول اقای ملازاده بی عقل این فرد را در شبکه اش می‌برد نه این که مثلا خیلی او را دوست داشته باشد یا از نظراتش خوشش بیاید اتفاقا چند جایی هم بحث شان شد و جالب است در این دعواها یک بزن بزن های مثلا علمی هم صورت گرفته است ولی وقتی صحبت می‌کند الان رسما اقای سلیمانی اردستانی به عقیل می‌گوید تو خرافه پرست هستی، رسما به عقل گفته حالا سعی کرده یک مقدار محترمانه اش بکند.

این ها با وجود که این اختلافات را دارند در شبکه شان می شینند باهم صحبت می‌کنند ظاهر گل و بلبل هم می گیرند اما همان اقای سلیمانی اردستانی حاضر نمی‌شود با ما بشیند صحبت کند. سوال ما این است اقا مگر تو نمی گویی که او این قدر از عقل دور است که می گوید خدا دست و پا دارد ان شاء الله کلیپش را نشان خواهیم داد. می گوید این که خدا دست و پا دارد اصلا با عقل سازگاری ندارد این را خرافه می دانم نمی گوید شرک است در حالی که کفر و شرک و هر جفتش است.

مجری:

خودش این عقیده را دارد.

استاد ابو القاسمی:

عقیل این عقیده را دارد. آقای سلیمانی می گوید این خرافه است باید بگوید شرک است می‌گوید نه این جا باید مراعات کنم. اما در مورد شیعه نه مراعات نمی کنم راحت یک طوری صحبت می کنم که دل شیعه را بلرزانم و اعصاب شان بهم بریزانم. یعنی رسما گفت شیعیان شرک دارند و شرک اکبر هم دارند. این را هفته قبل پخش کردیم. اما وقتی بغل دست او می شیند نه، این ذات قران بسندگی است که حاضر است با یک آدمی که نه عقل را قبول دارد و حجت می داند و نه احترام به اهل بیت می گذارد و نه اخلاق درست دارد با او بشیند حتی بعضی وقت ها همدیگر را تمسخر هم بکنند اما همدیگر را تحمل کنند اما با شیعه یک جا نشیند این ته مسئله اقایان قران بسنده است.

الحمدلله دارد یواش یواش خودش را لو می دهد این را پخش کردیم که می گوید من قران بسنده هستم و از اول هم بودم اما اسمم را شیعه می گذارم لباس روحانیت هم تنم است غرض ها و هدف های دارم.

مجری:

مبحثی هم که در ابتدای برناه از مرحوم کافی فرمودید تطبیق کنیم آن وقت مشخص می شود.

استاد ابو القاسمی:

بله. سراغ کلیپ بعدی بیرویم این کلیپ هم به غدیر مربوط می شود می گوید من اعتقاد ندارم پیامبر حضرت علی را در غدیر به خلافت نصب کرده باشد باهم کلیپ را ببینیم.

کلیپ شماره چهار اقای سلیمانی اردستانی:

این‌جا دیدگاه خاصی دارم، خود پیامبر را، خداوند به پیامبری مبعوثش کرده بود، حکومت را مردم به او دادند، و پیامبر امام علی را که من معتقدم نصبش کرده ولی نه به عنوان حاکم، حکومت مال مردم است به هرکس بخواهند می‌دهند. خود امام علی هم این را گفته است. ولی معتقدم امامت غیر از حکومت است که امام علی نصب شده، امام علی نصب شده ولی قضیه جانشین نداریم، جانشین پیامبر بی معنا است. نه جانشین در حکومت کسی را نصب کرده یعنی هیچ کس نصب نشده، نه جانشین در نبوت؛ ولی این که سخن امام علی حجت باشد این را به اندازه کافی دلیل برایش دارم، برای خودم قانع کننده است.

استاد ابو القاسمی:

چند تا مطلب خود پیامبر هم حکومت نداشت، مردم به او دادند، ما قبلا راجع به این مفصل صحبت کردیم، آقا مردم کجا دادند؟ مگر مسیحی‌های طائف می‌خواستند، آن‌ها آمدند مباهله کردند، آن‌ها حکومت دادند؟ مگر مردم مکه می خواستند؟ با حکومت پیامبر تازه مکه فتح شد.

مجری:

این همه جنگ با پیامبر برای چه بود؟

استاد ابو القاسمی:

یک چیزی بگو قافیه اش بگنجد، این چه حرف‌هایی است که می‌زنی، دیگر ابتدائیات تاریخ اسلام، قرآن و روایات است پیغمبر (صلی الله علیه واله وسلم) مکه را فتح کرد. نه آقایان اهل مکه ما مکه را فتح می‌کنیم اما من دوباره تخلیه اش می‌کنم، فتح می‌کنیم دوباره بیرون می‌رویم چون شما من را نمی‌خواهید! آیا این بوده است؟ نه.

آن موقع که فتح کرد ناراضی بودند، اما بعد راضی شدند! اصلا چرا فتح کرد؟ من بلادم را به جای گسترش بدهم که من را نمی‌خواهند. این زورگویی می‌شود. یا باید بگویی اساسا حکومت حق مردم نیست مگر در زمان اضطرار راهی نداشته باشند و مجبور بشوند یک نفر را به خاطر این که راه دیگری ندارند به آن منصب نصب کنند. اما اساسا ما اعتقاد داریم هیچی در عالم برای غیر خدا نیست، همه چیز برای خدا است.

مالک الملک: (تُؤْتِي الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشَاءُ وَتَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشَاءُ)

(قُلِ اللَّهُمَّ مَالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشَاءُ وَتَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشَاءُ وَتُعِزُّ مَنْ تَشَاءُ وَتُذِلُّ مَنْ تَشَاءُ بِيدِكَ الْخَيرُ إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيءٍ قَدِيرٌ)

بگو: «بارالها! مالک حکومتها تويي؛ به هر کس بخواهي، حکومت مي‌بخشي؛ و از هر کس بخواهي، حکومت را مي‌گيري؛ هر کس را بخواهي، عزت مي‌دهي؛ و هر که را بخواهي خوار مي‌کني. تمام خوبيها به دست توست؛ تو بر هر چيزي قادري.

سوره آل عمران (3): آیه 26

او برای خدای متعال است اساسا خود قرآن می‌گوید ملک برای خدا است. البته این را بعضی‌ها تکوینی گرفتند ما تشریعش هم می‌دانیم، وقتی برای خدا است تشریعا هم می‌گوید فلانی حق دارد و فلانی حق ندارد. ممکن است یا ممکن نیست؟ وقتی تکوینش ممکن است چرا تشریعش ممکن نباشد؟ مگر ما از یهودی‌ها چه مان کمتر است آن‌ها پیش پیامبرشان رفتند و گفتند:

(أَلَمْ تَرَ إِلَى الْمَلَإِ مِنْ بَنِي إِسْرَائِيلَ مِنْ بَعْدِ مُوسَى إِذْ قَالُوا لِنَبِي لَهُمُ ابْعَثْ لَنَا مَلِكًا نُقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ)

آيا مشاهده نکردي جمعي از بني اسرائيل را بعد از موسي، که به پيامبر خود گفتند: «زمامدار (و فرماندهي) براي ما انتخاب کن! تا (زير فرمان او) در راه خدا پيکار کنيم.

سوره بقره (2):‌ آیه 246

پیغمبر برای ما حاکم تعیین کن، پیغمبرشان باید حاکم تعیین کند. بعد دارد: (إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طَالُوتَ مَلِكًا)

(وَقَالَ لَهُمْ نَبِيهُمْ إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طَالُوتَ مَلِكًا قَالُوا أَنَّى يكُونُ لَهُ الْمُلْكُ عَلَينَا وَنَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْكِ مِنْهُ وَلَمْ يؤْتَ سَعَةً مِنَ الْمَالِ قَالَ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاهُ عَلَيكُمْ وَزَادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ وَاللَّهُ يؤْتِي مُلْكَهُ مَنْ يشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ)

و پيامبرشان به آنها گفت: «خداوند (*طالوت*) را براي زمامداري شما مبعوث (و انتخاب) کرده است.» گفتند: «چگونه او بر ما حکومت کند، با اينکه ما از او شايسته‌تريم، و او ثروت زيادي ندارد؟!» گفت: «خدا او را بر شما برگزيده، و او را در علم و (قدرت) جسم، وسعت بخشيده است. خداوند، ملکش را به هر کس بخواهد، مي‌بخشد؛ و احسان خداوند، وسيع است؛ و (از لياقت افراد براي منصب‌ها) آگاه است.»

سوره بقره (2):‌ آیه 247

نگفتند پیامبر ما راضی شدیم این بار تو این کار را بکن، عقل شان این قدر می‌رسید اما آقای سلیمانی اردستانی این‌قدر هم عقلش نمی‌رسد. قرآن است یهودی‌ها فهمیدند باید برای تعیین خلیفه نزد پیامبرشان بیرود شما می‌گویی نه، خود پیامبر حکومت نداشت مردم به او دادند. قرآن می‌گوید (إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طَالُوتَ مَلِكًا)؛ ایشان می‌گوید مردم به ایشان دادند خدا نفهمیده، خدا هم اشتباه کرده است. حکومت مال مردم است پس این‌ها در قرآن چه است؟

می‌گوید جانشین هم بی معنا است؛ پس خلیفتی چه است؟

«وأنت خليفتي ... أنت ولي كل مؤمن بعدي ومؤمنة»

فضائل الصحابة؛ اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبد الله الشيباني الوفاة: 241، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بيروت - 1403 - 1983، الطبعة: الأولى، تحقيق: د. وصي الله محمد عباس، ج2، ص684

المستدرك على الصحيحين؛ اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري الوفاة: 405 هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1411هـ - 1990م، الطبعة: الأولى، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، ج3، ص143، ح4652

کلمه خلیفه پس چه است؟ اتفاقا بر عکس است یعنی شما شیپور را از سوراخ کجایش داری می‌نوازی؟ حضرت کلمه خلیفه را به کار برده است وقتی به کار برده باید بگویی منصبی باشد که آن منصب از پیغمبر (صلی الله علیه واله وسلم) به امیر مؤمنان منتقل بشود.

می‌گوید نه چون منصبی نداشته پس خلیفتی هم دروغ است. دقیقا دارد بر عکس می‌گوید خلیفتی را هم شیعه و هم سنی نقل کرده‌اند. شما اگر نمی‌خواهی این‌ها را قبول کنی بگو نمی‌خواهم قبول کنم الکی نیا بحث بکن، خلیفتی پس تکلیفش چه می‌شود؟ پس این هم شبهه بعدی که ما جوابش را مطرح کردیم.

اما نکته دیگر کلیپ بعدی است که می گوید به نظر من حضرت علی معصوم نیست فقط در اجتهاداتش درست می رود. این قدر این حرفش خنده دار است عقیل می گوید نمی شود اگر واقعا در اجتهاداتش اشتباه نمی کند پس معصوم است سر خودت را کلاه نگذار یا بگو معصوم است و یا بگو معصوم نیست در اجتهاداتش هم اشتباه می کند یعنی آن عقیل بی عقل به قول اقای ملازاده فهمید سلیمانی اردستانی نفهمید!

مجری:

همین نکته را اقای احمدی می گفت، این جا همان جا است که این حتی پایش را فراتر از عقیل گذاشته است. کلیپ را باهم ببینیم.

کلیپ شماره پنج از عقیل هاشمی و سلیمانی اردستانی

هاشمی از شبکه وهابی کلمه:

حضرتعالی، حضرت علی را صاحب ولایت تشریعی می‌دانید، که ایشان ولایت تشریعی داشتند!

سلیمانی اردستانی:

به این معنا که، من خودم این باور را دارم، تمام احکامی که لازم است، خداوند به پیامبر داده، پیامبر آورده است هیچ سخن جدیدی امام علی نمی‌گوید و نمی‌فرماید. منتها من معتقدم که امام علی اجتهاد می‌کند ولی در اجتهادش خطا نمی‌کند، صرفا همین، این حرف را اقای مرحوم مطهری هم زده است یعنی کارشناسی بی خطا انجام می‌دهد، کارشناس است ولی در کارشناسیش خطا نمی‌کند.

هاشمی:

آن وقت بحث عصمت پیش می‌آید، یعنی شما معتقد به عصمت هستید.

سلیمانی اردستانی:

به این معنا که در بیان حکم خدا خطا نمی‌کند فقط همین، نه به معنای این که در حکومتش، نه این که در نهج البلاغه آمده، خود حضرت والی نصب کرده به ابن ابی جارود می‌فرماید من پدر تو را دیدم آدم خوبی بود، گول خوردم فکر کردم تو هم آدم خوبی هستی.

یا در زندگی شخصیش نه به آن معنای که بین عالمان شیعه مسئله عصمت معروف است، نه من به آن اعتقاد ندارم، من صرفا می‌گویم حکم خدا را که بیان می‌کند خطا نمی‌کند نه در حکومتش و یا زندگی شخصیش. دیگران جور دیگر می‌گویند.

هاشمی:

با عرض پوزش! چون به زبان دیگر حکم اعتقاد به عصمت است وقتی کسی در اجتهاداتش اشتباه نکند یعنی صد در صد اجتهاداتش صحیح باشد لازمه اش درست است نام عصمت برداشته شده اما عمل، عمل عصمت است و ولایت تشریعی که ملزم الاجرا، ملزم الاطاعه به تعبیر دیگر همان حجیت پیش می‌آید. اگر اشکال نداشته باشد یک برنامه هم مختص به این موضوع باهمدیگر گفتگو داشته باشیم.

سلیمانی اردستانی:

بله.

هاشمی:

بحث حجیت فرمان حضرت علی یا این که حضرت علی در اجتهاداتش هیچ وقت اشتباه نمی‌کرد.

مجری شبکه ولایت:

این که احتیاج به مناظره ندارد، هردو تایتان یک طور فکر می‌کنید ولی این از اون بهتر درک می‌کند.

استاد ابو القاسمی:

درک کرد قشنگ متوجه شد این حرفی که تو می‌زنی همان عصمت است. حالا بگویی نه من عصمت را قبول ندارم، سوال آقا یک دستگاهی است این دستگاه، دستگاهی است که در استنتاج خطا نمی‌کند، دستگاه منطقی است، اما شما به مقدمات غلط بده، چه کار می‌کند؟

مجری:

نتیجه غلط می‌دهد!

استاد ابو القاسمی:

تا وقتی که مقدمات صد در صد درست بهش داده نشود استنتاج درست معنی ندارد. اقا شما به کامپیوتر که استنتاجش منطقی است داد‌های غلط بدهی، چه کار می‌کند؟

مجری:

نتیجه هایش هم مثل همان داده است.

استاد ابو القاسمی:

خیلی روشن است، حضرت علی اجتهاداتش درست است؛ اما همه اطلاعات پیغمبر (صلی الله علیه واله وسلم) را ندارد. چطوری می‌شود همه اطلاعات نداشته باشد یعنی یک سری اطلاعات غلط داشته باشد ولی استنتاج‌هایش درست باشد.

مجری:

این برهان خودش است.

استاد ابو القاسمی:

آقا خیلی قضایا روشن است، مسائلی به این روشنی را ایشان الکی می پیچاند، خود پیچاندن هم یک تخصصی است این قدر مطالب ساده و روشن را پیچاندن و خودش را آدم گیج بکند این دیگر نوبر است. این یک تخصص ویژه اقای سلیمانی اردستانی است!

مجری:

همین مدینه العلم را که استدلالش کرد عین همان خودش وسطش افتاد!

استاد ابو القاسمی:

حدیث ثقلین را هم همین طور استدلال کرد، یعنی استدلال او در مورد حدیث ثقلین شبیه همین بود. این‌جا هم همین طور. بعد می‌گوید شهید مطهری هم همین را گفته است. آخر شهید مطهری هیچ وقت همچنین حرف بی عقلی نمی‌زند که یک فردی دستگاه استدلالش درست است اما مقدماتش غلط است لذا نتیجه درست می‌گیرد. همچنین چیزی نمی‌شود ممکن باشد.

اگر بگوییم اطلاعات امیر مؤمنان علی (علیه السلام) همان اطلاعات پیغمبر (صلی الله علیه واله وسلم) است می‌شود همان «انا مدینه العلم» که شما منکرش شدی و قبول نکردی. آقا اطلاعاتی که خدای متعال به پیغمبر (صلی الله علیه واله وسلم) داده دست چه کسی است؟

مجری:

دست امیر المؤمنین است.

استاد ابو القاسمی:

و دستگاه استنتاجی امیر مؤمنان هم یک دستگاه سالمی است، باشد بر اساس همان‌ها استنتاج صد در صد درست و نتیجه گیری درست می‌کند. اما قبول کن تمام علوم پیغمبر (صلی الله علیه واله وسلم) به امیر مؤمنان رسیده است دین کامل به او رسیده اگر این‌ها را قبول کنی که تمام شده است. پس شما به هیچ وجه نمی‌توانی حضرت علی را انسان عادی بدانی، چون علوم پیغمبر (صلی الله علیه واله وسلم)، علوم عادی نبود.

آیا پیغمبر (صلی الله علیه واله وسلم) به اندازه آصف ابن برخیا، که به یک چشم بهم زدن

(قَالَ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتَابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يرْتَدَّ إِلَيكَ طَرْفُكَ فَلَمَّا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِنْدَهُ قَالَ هَذَا مِنْ فَضْلِ رَبِّي لِيبْلُوَنِي أَأَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ وَمَنْ شَكَرَ فَإِنَّمَا يشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَمَنْ كَفَرَ فَإِنَّ رَبِّي غَنِي كَرِيمٌ)

(اما) کسي که دانشي از کتاب (آسماني) داشت گفت: «پيش از آنکه چشم بر هم زني، آن را نزد تو خواهم آورد!» و هنگامي که (سليمان) آن (تخت) را نزد خود ثابت و پابرجا ديد گفت: «اين از فضل پروردگار من است، تا مرا آزمايش کند که آيا شکر او را بجا مي‌آورم يا کفران مي‌کنم؟! و هر کس شکر کند، به نفع خود شکر مي‌کند؛ و هر کس کفران نمايد (بزيان خويش نموده است، که) پروردگار من، غني و کريم است!»

سوره نمل (27): آیه 40

این قال ظاهرا نگفته دارد زبان مقول قولش را می‌گیرد، می‌گوید تا سلیمان چشم به هم زد، آمد (أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يرْتَدَّ إِلَيكَ طَرْفُكَ)؛ این قال را عملا ثابت کرد. یک نفری گفت من این را چشم بهم بزنی آوردم، دید که اصلا آمد؛ یعنی (قَالَ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتَابِ) این. (عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتَابِ)؛ اما الذی عنده علم الکتاب چه کسی است؟ آقای سلیمانی اردستانی گفتی قرآنی هستی، درست است؟ این‌ها را که من برایت از قرآن خواندم!

یک کسی عنده علم من الکتاب، یک کسی عنده علم الکتاب؛ او چه کسی است؟ حداقل پیغمبر (صلی الله علیه واله وسلم) که هست. شما هم که می‌گویی امیر مؤمنان علم را دارد مجبوری قبول کنی، اگر دارد پس حضرت علی هم همین خصوصیات را داشته است. پس چرا می‌گویی در مورد حضرت علی غلو نکنید؟ چرا می‌گویی در مورد پیغمبر (صلی الله علیه واله وسلم) غلو نکنید؟ اصلا این‌ها غلو نیست. اصلا نمی‌شود این‌ها غلو باشد، ما تازه داریم کف چیزی که از آن وجود‌های نازنین به ما رسیده است را بیان می‌کنیم.

لذا خود نبی مکرم (صلی الله علیه واله وسلم) فرمودند:

«وَ لَوْ لَا أَنْ تَقُولَ فِيكَ طَوَائِفُ مِنْ أُمَّتِي مَا قَالَتِ النَّصَارَى فِي عِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ لَقُلْتُ فِيكَ قَوْلًا لَا تَمُرُّ بِمَلَإٍ مِنَ النَّاسِ إِلَّا أَخَذُوا التُّرَابَ مِنْ تَحْتِ قَدَمَيْكَ يَلْتَمِسُونَ بِذَلِكَ الْبَرَكَة»

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج8، ص57

اگر نبود آن کاری که مسیحی‌ها با عیسی ابن مریم کردند، که فکر کردند یک خدای مستقل از خدا است. اگر نبود یک چیزی در مورد تو می گفتم که از هرجا رد می‌شوی از زیر خاک پایت بردارند خودت شفا نمی دهی خاک زیر پای تو علی جان مؤثر است. نه این که خود شما مؤثر باشی خود شما که هیچی خیلی بالا هستی بلکه خاک زیر پای تو مؤثر است.

ما قدم امیر مؤمنان را از قدم ملک کمتر نمی‌دانیم که سامری گفت:

(قَالَ بَصُرْتُ بِمَا لَمْ يبْصُرُوا بِهِ فَقَبَضْتُ قَبْضَةً مِنْ أَثَرِ الرَّسُولِ فَنَبَذْتُهَا وَكَذَلِكَ سَوَّلَتْ لِي نَفْسِي)

گفت: «من چيزي ديدم که آنها نديدند؛ من قسمتي از آثار رسول (و فرستاده خدا) را گرفتم، سپس آن را افکندم، و اينچنين (هواي) نفس من اين کار را در نظرم جلوه داد!»

سوره طه (20): آیه 96

من می دانستم این ملک است یک مشت خاک از زیر پایش برداشتم، همان چیزی که عرض کردیم زغب به ملائکه و تبرک به ملائکه چون سامری می دید (بَصُرْتُ بِمَا لَمْ يبْصُرُوا) چشمش باز شده بود ما چشم مان بسته است سامری چشمش باز بود و دید لذا یک مشت خاک برداشت اقا رسول خدا فرمود علی جان فرشته را نمی شود دید اما تو را که می شود دید. اگر من به مردم بگویم همان اثری که رسول داشت آن فرستاده خدا داشت که یک مشت خاک برداشت گوساله زنده شد اگر می توانستم می گفتم مردم خاک زیر پای تو را هم بر می داشتند روی مرده ها می پاشیدند و زنده می شدند.

یعنی هر چیزی را می خواستند احیا کنند خاک زیر پای تو را رویش می پاشیدند. ان شاء الله که خاک پای قلب امیر المؤمنین روی قلب ما ریخته بشود و قلب ما هم احیا بشود. آن موقع مردم نمی فهمیدند تو را با خدا یکی می گرفتند می گفتند نگاه کنید علی چه موجودی است که خاک زیر پایش مرده را زنده می کند. عیسی دیگر کی است؟ مردم تو را با عیسی اشتباه می گرفتند فکر می کردند تو خدا هستی همان توهمی که آن‌ها برای عیسی داشتند این ها برای تو هم پیدا می کردند.

مجری:

کرامت‌ها و معجزاتی که حضرت عیسی داشت متوهم شدند و در مورد تو هم می گفتند حضرت علی خود خدا است.

استاد خیلی پیامک تشکر آمده است یکی از دوستان محمد حسین از مشهد فرستاده خیلی از برنامه خوب تان استفاده می کنیم. علی اقا از اراک یک سوال پرسیده و گفته این شخص کجاست؟

استاد ابو القاسمی:

در تهران است.

مجری:

نوشته چرا هیچ کس پیگیری نمی کند؟

استاد ابو القاسمی:

شما بیروید از دادسرای ویژه روحانیت تهران پیگیری کنید و شکایت کنید قضیه خیلی ساده است.

مجری:

استاد یک سوال آمده شاید به موضوع خیلی مربوط نباشد می گوید در زمان حضرت موسی هارون جانشین حضرت موسی بود در آن چند روزی که نبود فردی مثل همین سامری آمده مردم را گمراه کرده است آن جا مردم عقل شان کجا بوده است نفهمیدند این که خلیفه در جای حضرت موسی قرار گرفته چگونه سامری با وجود این که خلیفه حضرت موسی قرار دارد آن ها را گمراه می کند و شما می گویید با معرفی حضرت علی (علیه السلام) به عنوان جانشین پیامبر دین کامل شده است، آن جا کامل نشده بود که مردم منحرف شدند؟

استاد ابو القاسمی:

شما ملاحظه کنید بعضی ها: (وَأُشْرِبُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْعِجْلَ) هستند.

(وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَكُمْ وَرَفَعْنَا فَوْقَكُمُ الطُّورَ خُذُوا مَا آتَينَاكُمْ بِقُوَّةٍ وَاسْمَعُوا قَالُوا سَمِعْنَا وَعَصَينَا وَأُشْرِبُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْعِجْلَ بِكُفْرِهِمْ قُلْ بِئْسَمَا يأْمُرُكُمْ بِهِ إِيمَانُكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ)

و (به ياد آوريد) زماني را که از شما پيمان گرفتيم؛ و کوه طور را بالاي سر شما برافراشتيم؛ (و گفتيم:) «اين دستوراتي را که به شما داده‌ايم محکم بگيريد، و درست بشنويد!» آنها گفتند: «شنيديم؛ ولي مخالفت کرديم.» و دلهاي آنها، بر اثر کفرشان، با محبت گوساله آميخته شد. بگو: «ايمان شما، چه فرمان بدي به شما مي‌دهد، اگر ايمان داريد!»

سوره بقره (2): آیه 93

 یعنی دشمن همیشه از آن چیزی که در دل انسان به عنوان محبوب‌ترین چیز جای گرفته سوء استفاده می‌کند. یعنی وقتی به یک چیزی علاقه داری جلوی چشمت بیاید دیگر متوجه هیچ چیز دیگر نمی شوی. خدا نیاورد شیطان هم موقع مرگ از همین حربه استفاده می‌کند. خدا عاقبت مان را ختم به خیر کند و لحظه مرگ ان شاءالله امیر مؤمنان دست مان را بگیرد شیطان می آید به چیزی که خیلی علاقه داریم آن را نشان می دهد.

این‌ها از همه چیز به گوساله علاقه داشتند چون فرعونی ها گوساله را نماد برکت و این ها می دانستند اصل نمادهای آن بالاترینش گوساله بود. این مردم در زمان حضرت موسی با آن علاقه ای که به گوساله داشتند حضرت موسی به این ها گفت گوساله را بکشید. گوساله را کشتند و دم گوساله ای که طلایی رنگ هم بود به یک مرده ای زد، مرده زنده شد.

سامری آمد گفت مردم من برای شما از طلا گوساله زنده می کنم یعنی آن کاری که از موسی می‌خواستند و موسی (علیه السلام) بر عکسش را انجام داد این گفت من خودش را انجام می دهم این چیزی که آرزو و امنیه آن‌ها بود آن را برای شان محقق کرد.

حضرت هارون جانشین حضرت موسایی است که گوساله را کشته سامری کسی است که گوساله را درست کرده است طبیعی است که سمت سامری بیروند. خیلی روشن است. اما سامری (بعضی چیزها را بگوییم خیلی مناسب نیست) اما ما تشبیه به سامری می کنیم سامری از بعضی جهات شاید مقرب و شاید هم مبعد باشد.

در یک دوره ای از انتخابات کسانی با شعار آزادی آمدند مردم اصلا نگاه نکردند چه کسی دارد می آید و چطوری دارد می آید و چه اتفاقاتی می افتد! وقتی یک چیزی که مردم به ان علاقه دارند به مردم نشان بدهی دیگر از ذهن ها می رود نمی فهمند چه کار می کنند. این هم همان بلایی بود که سامری بر سر قوم حضرت موسی (علی نبینا و اله و علیه السلام) آورد.

یک نکته ای در کلیپ اقای سلیمانی اردستانی گفت و رد شد ولی من یک مقدار اشاره کنم.

«فَإِنَّ صَلَاحَ أَبِيكَ غَرَّنِي مِنْكَ وَ ظَنَنْتُ أَنَّكَ تَتَّبِعُ‏ هَدْيَهُ وَ تَسْلُكُ سَبِيلَه‏»

نهج البلاغة (للصبحي صالح)؛ نویسنده: شريف الرضى، محمد بن حسين، ناشر: هجرت، محقق/ مصحح: فیض الاسلام، ص462

«صَلَاحَ أَبِيكَ غَرَّنِي»؛ امیر مؤمنان به یک شخصی گفتند این که پدرت آدم صالحی بود من را فریب داد، نه پدرت صالح است، غرنی یعنی شجعنی، همیشه غر به معنای بد در عربی به کار نمی‌رود، چرا بد ترجمه می‌کنی؟

حتی در بعضی آیات قرآن آمدند گفتند بعض از کلمات به خدا نسبت داده شده در آن‌جا می‌گوید نه غَرّ‌ها معنایش بد نیست. غَرّ به معنای تشجیع در خیلی از جاها در زبان عربی است. لذا دارد «فَإِنَّ صَلَاحَ أَبِيكَ غَرَّنِي»؛ من هیچ مشوقی برای این کار که تو را بگذارم نداشتم، اما تنها مشوقی که بود من گشتم ده نفر هستید همه صفر است تو یک نفر پدرت خوب بود، گفتم تنها مُرجِّحْ در این یک نفر است. «فَإِنَّ صَلَاحَ أَبِيكَ غَرَّنِي»؛ نه این که من را گول زد، چرا بد ترجمه می‌کنی؟! پس آن‌ روایتی هم که مطرح کرد جوابش این است.

مجری:

نکته اخری که اقای علی اقا داشت این بود که می گفت آن جا هم جانشین معرفی کرد ولی بازهم به انحراف کشیده شد و دین کامل نشده است چطوری است؟

استاد ابو القاسمی:

در زمان حضرت موسی؟

مجری:

بله

استاد ابو القاسمی:

آن جا که اصلا کامل نتوانست بشود؛ چون جلویش را گرفتند. اما در زمان پیغمبر (صلی الله علیه واله وسلم) بیعت را گرفت و ودایع منتقل شد، البته یک عده ای مخالفت کردند اما این که دوباره خلافت ظاهریه هم به اهل بیت (علیهم السلام) بر گردد ان شاءالله در زمان امام زمان (روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء) رخ خواهد داد.

مجری:

نکته این است بالاخره اختیار که از مردم سلب نمی شود باید عقل شان کامل بشود و زمینه ظهور حضرت حجت ان شاء الله فراهم شود و ان شاء الله که هرچه سریع‌تر فراهم بیاید و این دورانی که پیش رو است خداوند ما را ببخشد و این محبت و عنایت مشمول ما بشود که بتوانیم هرچه سریع‌تر آقا را ببینیم و آن عدل و دادی که برپا می شود را لمس کنیم و در آن دوران زندگی کنیم.

جناب اقای دکتر خیلی از شما متشکریم به خاطر مباحثی که ارائه فرمودید. برخی از بینندگان هم پیامک دادند و گفتند مباحث اقای سلیمانی اردستانی ارزش این را ندارد که این قدر برای این شخص وقت بگذارید این هم نظر برخی از بینندگان بود که عرض کردیم.

استاد ابو القاسمی:

ما کار نقد را که انجام دادیم، ایشان خیلی از این قضیه ظاهرا ناراحت است، از همان زمان آغاز صحبت‌هایش ما احساس کردیم این آدم آمادگی و قابلیت این را دارد که دشمنان صحبت های ایشان را در اکسپلرور انستاگرام و در یوتویوب و... ببرند و منتشرش کنند و بازدید عمومی داشته باشد لذا ما شروع کردیم رویش کار کردیم. کلیپ را شما ببینید سلمیانی اردستانی، آدم که با یک کلیپ که جذب طرف نمی شود با یک کلیپ استارت را می زند تا بعد کلیپ های بعدی را منتشر کند و کسانی مرید او بشوند.

شما اگر بخواهید این کار را بکنید چه کار باید کنید؟ آقای سلیمانی اردستانی را تا در گوگل سرچ می زنی نقدهای ما ضد او می آید طرف باز می کند نگاه می کند متوجه می شود این که ایشان این چرندیات را گفته لذا خیلی ایشان از دست ما عصبانی و ناراحت است.

 الحمدلله نقدهای خوبی انجام شده بعید می دانم ما بیشتر از این به این بحث ها بپردازیم آن مقداری که در فضای مجازی رسالت و وظیفه ما بود همین که در فضای مجازی سلیمانی اردستانی سرچ می زنی کلیپ‌های که ما او را نقد کردیم می آید از این جهت الحمدلله به وظیفه مان عمل کردیم بیش از این هم نمی خواهیم خیلی محل بدهیم مطلب برای گفتن زیاد دارد ولی به اندازه ای که راه برای پیدا کردن حق از باطل برای مردم روشن شده باشد الحمدلله انجام شده است.

مجری:

خیلی متشکرم، ان شاءالله که بتوانیم در جلسات آتی هم در خدمت شما باشیم و مباحث دیگری را که شما برای ما و بینندگان عزیز روشن می فرمایید استفاده کنیم. بینندگان عزیز از شما هم تشکر می کنم امیدوارم که برنامه برای شما مورد استفاده قرار گرفته باشد.

 کانال ایتای شبکه حضرت ولی عصر را هم دنبال کنید کلیپ‌هایی را همکاران ما در آن جا قرار می دهند می توانید از طریق نشر آن کلیپ‌ها و مباحثی که در آن جا مطرح است شما هم در ثواب و نشر حقایق دین ناب محمدی (صلی الله علیه واله وسلم) سهیم و شریک بشوید.

امیدوارم که ما را از دعای خیرتان فراموش نکنید و تا دیدار دیگر همه شما را به خدای منان می سپارم و سعادت روز افزون را برای شما خواستاریم اللهم عجل لولیک الفرج خدا حافظ!


شهادت حضرت جعفر طيار عليه السلام و نقد تفکرات باطل سلیمانی اردستانی در مسئله قرآن بسنده بودن، خلافت و غدير>

راه روشن سلیمانی اردستانی جناب جعفر طیار جعفر بن ابیطالب شبهه قرآن بسنده قرآنی انحراف وهابیت غدیر آیه اکمال ودائع نبوت خلافت عصمت