سایر قسمت ها
مناجات‌های اهل بیت علیهم‌السلام ( شرح مناجات شعبانیه « و تصیر أرواحنا معلقة بعزّ قدسک » ) آیت الله حسینی قزوینی

قسمت صد و چهل و هفتم برنامه اخلاق علوی سیره مهدوی با کارشناسی آیت الله حسینی قزوینی و اجرای آقای مرعشی


دیگر قسمت ها

 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

برنامه اخلاق علوی و سیره مهدوی 10 02 1405 (قسمت 147)

عنوان برنامه: مناجات‌های اهل بیت علیهم‌السلام (شرح مناجات شعبانیه « و تصیر أرواحنا معلقة بعزّ قدسک»)

استاد: حضرت آیت الله حسینی قزوینی

مجری: حجت الاسلام والمسلمین مرعشی

کلیدواژها:

اخلاق علوی سیره مهدوی؛ مناجات شعبانیه؛ حجاب نورانی؛ عرفان؛ دعا؛ نماز؛ راه مستقیم؛ سلوک؛ مقامات هفت گانه؛ مقام وصل؛ عشق خدا؛ آیت الله کشمیری؛ صدقه؛ مقداد!

فهرست عناوین بحث:

  1. طلیعه برنامه عرض ارادت به خانم حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)؛

2.  شرح مناجات شعبانیه «فَتَصِلَ إِلَى مَعْدِنِ الْعَظَمَةِ وَ تَصِيرَ أَرْوَاحُنَا مُعَلَّقَةً بِعِزِّ قُدْسِك‏»

3.     از خدا حاجت‌های بزرگ متناسب با قدرت او بخواهید

4.      شرح حدیث قدسی: «مَن عَشَقَنى عَشَقتُه وَمَن عَشَقتُه قَتَلتُه...»

5.     نکات در روایت «مَن عَشَقَنى عَشَقتُه وَمَن عَشَقتُه قَتَلتُه...»

6.      بیان عارفانه و عاشقانه تعابیر «مَن عَشَقَنى عَشَقتُه وَمَن عَشَقتُه قَتَلتُه...»

7.     عبد بودن چه فضیلتی دارد؟

8.   پیام حدیث قدسی «مَنْ أحَبَّني عَرَفَني وَمَنْ عَرَفَني عَشَقَني وَمَنْ عَشَقَني فَقَتَلْتُه وَمَنْ قَتَلْتُه فَعَلَيَّ دِيَتُه وَأنَا دِيَتُه» برای عصر معصوم (علیهم السلام)

  1. تماس بینندگان برنامه

10.  توصیه‌های عمومی آقای کشمری

11.  مقایسه بین وجوب نماز و حجاب

12. توجه و احساس خوب ما به پیامبر (ص)، و نگاه خوب و متقابل پیامبر و اهل بیت (علیهم السلام) به ما

مجری:

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ، الْحَمْدُلِلَّه رَبّ العَالَمِینْ، وَصَلی الله عَلیٰ مُحَمّدٍ وَآلِه الطَاهِرین؛

عرض سلام، ادب و احترام دارم خدمت همه شما بینندگان عزیز «شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)»

الحمد لله این توفیق را داریم باز هم در سید اللیالی، شب جمعه دیگر با برنامه اخلاق علوی و سیره مهدوی محضر شما بینندگان عزیز و ارجمند برسیم، برنامه ای که این توفیق را داریم در محضر حضرت آیت الله استاد حسینی قزوینی هستیم.

ان شاء الله بتوانیم امشب هم نهایت بهره و استفاده را از محضرشان ببریم. همان طور که مطلع هستید و در ابتدای برنامه های که محضر استاد هستیم منتظریم ذکر نامی حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) را بشنویم، دل هایمان را جلا ببخشیم، روشن بکنیم و این ظلمت ها را بزداییم تا بتوانیم ان شاء‌ الله آماده تابش نور معرفت به این دل ها بشویم حضرت استاد سلام عرض می کنم در خدمت تان هستم!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته

السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ فِي أَرْضِه،‏ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مِيثَاقَ اللَّهِ الَّذِي أَخَذَهُ وَ وَكَّدَهُ- ِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللَّهِ وَ دَلِيلَ إِرَادَتِه‏، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا وَعْدَ اللَّهِ الَّذِي ضَمِنَه‏، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا صَاحِبَ الْمَرْأَى وَ الْمَسْمَع‏ فَمَا شَيْ‏ءٌ مِنَّا إِلَّا وَ أَنْتُمْ لَهُ السَّبَبُ وَ إِلَيْهِ السَّبِيل.

خدمت بینندگان عزیز و گرامی خالصانه ترین سلامم را تقدیم می کنم موفقیت همه عزیزان را از خدای منان خواهانم!

ü      طلیعه برنامه، عرض ارادت به خانم حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

همان طوری که عزیزمان هم اشاره کردند طلیعه عرائض مان را با یادی از صدیقه طاهره (سلام الله علیها) مزین می کنیم باشد که یک لحظه ای از این لحظات، یک میلیاردم ثانیه اش مرضی حضرت زهرا (سلام الله علیها) باشد و گوشه چشمی هم به ما، بینندگان عزیز ما، کشور و ملت ما داشته باشند ان شاء الله

اشک از دیده خونبار بیافتد سخت است * هر کجا بستر بیمار بیافتد سخت است

اوج این واقعه را جان علی می داند * خانم خانه که از کار بیافتد سخت است

به خدا فرق ندارد که کجا یک مادر * کوچه یا در خم بازار بیافتد سخت است

به زمین خوردن مادر به کناری اما * پیش چشم پسر انگار بیافتد سخت است

مَرد باشد و زنش پشت در خانه او * در دل آتش اغیار بیافتد سخت است

سینه اش شد سپر شیر خدا اما حیف * کار این سینه به مسمار بیافتد سخت است

و لست أدري خبر المسمار * سل صدرها خزانة الأسرار

فإن كسر الظلع ليس ينجبر * إلا بصمصام عزيز مقتدر

(وَسَيعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَي مُنْقَلَبٍ ينْقَلِبُون)

مجری:

طیب الله انفاسکم، بسیار عالی، الحمد لله توفیق، توفیق بزرگی است حداقل هفته ای یکی، دو بار اگر این برنامه را می بینید قطعاً این توفیق نصیب تان شده چون در برنامه های که در محضر حضرت استاد هستیم قطعاً از حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) می شنویم و این دل هایمان را جلا می دهد.

عزیزان بیننده برنامه اخلاق علوی و سیره مهدوی مطلع هستید، تمام عبارات اهل بیت دلنشین هستند اما آن عباراتی که وقتی می خوانیم از کلام ائمه به ما رسیده آن مناجات ها را وقتی که با خودمان مرور می کنیم احساس می کنیم یک دریا و یک اقیانوسی روبروی ما قرار گرفته که بعضی از این گوهرها و مرواریدهایش را داریم با چشم خودمان می بینیم.

یکی از آن مناجات ها، مناجات شعبانیه بود فقرات مختلف این دعا را در محضر استاد بودیم، استفاده کردیم و بهره بردیم

«إِلَهِي هَبْ لِي كَمَالَ الِانْقِطَاعِ إِلَيْكَ وَ أَنِرْ أَبْصَارَ قُلُوبِنَا بِضِيَاءِ نَظَرِهَا إِلَيْكَ حَتَّى تَخِرَقَ أَبْصَارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّور فَتَصِلَ إِلَى مَعْدِنِ الْعَظَمَةِ وَ تَصِيرَ أَرْوَاحُنَا مُعَلَّقَةً بِعِزِّ قُدْسِك‏»

إقبال الأعمال (ط - القديمة)؛ ابن طاووس، على بن موسى، محقق/ مصحح: ندارد ناشر: دار الكتب الإسلاميه، ج2، ص687

تا این جاها قسمت قسمت مفصل محضر استاد بودیم و استفاده کردیم اگر شما هم تمایل داشتید باز این امکان برای تان هست به بخش آرشیو شبکه جهانی حضرت ولی عصر در وب سایت این شبکه و برنامه های پیشین را ببینید.

 حضرت استاد به این فراز پایانی رسیدیم تمام این ها را گویا می خواهیم انجام بدهیم، از خداوند می طلبیم حجاب های نورانی را حتی کنار بزند «فَتَصِلَ إِلَى مَعْدِنِ الْعَظَمَةِ وَ تَصِيرَ أَرْوَاحُنَا مُعَلَّقَةً بِعِزِّ قُدْسِك‏» اگر امکانش هست بفرمایید.

ü   شرح مناجات شعبانیه «فَتَصِلَ إِلَى مَعْدِنِ الْعَظَمَةِ وَ تَصِيرَ أَرْوَاحُنَا مُعَلَّقَةً بِعِزِّ قُدْسِك‏»

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه ‏وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه‏ وَ الّلعنُ الدّائمُ‏ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه، وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ، حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ، نِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ

همان طوری که عزیزم اشاره داشتند یکی از اساسی ترین و مهم ترین فراز مناجات شعبانیه که همه ائمه (علیهم السلام) از حضرت امیر تا آقا ولی عصر (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) با خدای عالم راز و نیاز می کردند آن هم راز و نیاز عارفانه و عاشقانه؛ فراز «إِلَهِي هَبْ لِي كَمَالَ الِانْقِطَاعِ إِلَيْكَ» خدایا انقطاع کامل به خودت به من بده یعنی از همه چیز و از همه کس ببرم فقط امیدم به تو باشد. با تمام وجود بگویم:

«الهی قد انقطع عن الخلائق خلقه وأنت رجائي یا کریم»

تا آن جایی که «هَبْ لِي كَمَالَ الِانْقِطَاعِ إِلَيْكَ وَ أَنِرْ أَبْصَارَ قُلُوبِنَا بِضِيَاءِ نَظَرِهَا إِلَيْكَ حَتَّى تَخِرَقَ أَبْصَارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّور فَتَصِلَ إِلَى مَعْدِنِ الْعَظَمَةِ» به این جا رسیدیم خدایا کمال انقطاع به من بده پرده ها و حجاب های نورانی را هم من پاره کنم یعنی علم، مقام، کرامت، منزلت، حضور قلب همه این ها را پاره کنم جز تو کسی را نبینم.

«تَخِرَقَ أَبْصَارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّور فَتَصِلَ إِلَى مَعْدِنِ الْعَظَمَةِ» به معدن عظمت و سرچشمه عظمت تو متصل بشوم. «وَ تَصِيرَ أَرْوَاحُنَا مُعَلَّقَةً بِعِزِّ قُدْسِك‏» روح و جان ما با مقام عزت و قدس تو آمیخته و پیوسته گردد. در این جا تحلیلی خیلی مختصر و عارفانه داشته باشم. وقتی که تمام حجاب ها حتی حجاب های نورانی هم پاره می شود قطعاً حد فاصلی میان انسان و عظمت الهی نیست.

انسان به آن جایی می رسد قطره وجود من به اقیانوس عظمت تو آمیخته شود. در این جا کلمه «مُعَلَّقَةً بِعِزِّ قُدْسِك‏» در حقیقت در اصطلاح عرفاء، مقام بقاء بالله بعد از فناء من غیر الله است. یعنی سالک وقتی در خدا فانی می شود با وجودی که به حق متصل می شود و از همه چه می بُرد.

به یک جایی متصل می شود که او «مُحیطُ عَلی کُلِ شیئ» به جایی متصل می شود که «خالقُ کُل شیئ» به جایی متصل می شود «لا حول ولا قوة الله بالله العلی العظیم» دیگر حول و قوه ای از خودش نمی بیند. هر چه می بینند جلوه حق می بیند.

 همان طوری که در نماز می گوییم «بِحَوْلِ اللَّهِ وَ قُوَّتِهِ أَقُومُ وَ أَقْعُد» یا

«اللَّهُمَّ بِحَوْلِكَ وَ قُوَّتِكَ أَقُومُ وَ أَقْعُدُ وَ أَرْكَعُ وَ أَسْجُد»

تفصيل وسائل الشيعة إلى تحصيل مسائل الشريعة؛ شيخ حر عاملى، محمد بن حسن، ناشر: مؤسسة آل البيت عليهم السلام، محقق/ مصحح: مؤسسة آل البيت عليهم السلام، ج6، ص362

به حول تو نه به حول خودم؛ به حول تو می ایستم، به حول و قوه تو می نشینم، به حول و قوه تو رکوع می کنم، به حول و قوه تو سجده می روم. اگر انسان به این جا رسید یعنی إنیّت و انانیت را از بین برده است. مادامی که به این جا نرسیدیم آیه شریفه آخر سوره یوسف آیه خیلی عجیبی است، به نظر حقیر خطرناک ترین آیه در قرآن هست بدن آدم را می لرزاند.

(وَمَا يؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَهُمْ مُشْرِكُونَ)

و بيشتر آنها که مدعي ايمان به خدا هستند، مشرکند!

سوره یوسف (12): آیه 106

اکثر آن های که دم از ایمان می زنند در گردآب شرک گرفتار هستند. وقتی دارم حرف می زنم احساس می کنم من هستم دارم حرف می زنم و حال آن که همه چه دست اوست. دارم می بینیم تصور می کنم که من هستم دارم می بینم. من هستم دارم حرف می زنم. من هستم راه می روم و حال آن که همه چه به حول و قوه او هست.

تا به این جا نرسیدیم گرفتار منیّت و إنیَّت و انانیّت هستیم. اگر از این جا رهیدیم این هم دست خودمان نیست با علم، نماز خواندن و امثال این ها نیست

تا یار که را خواهد و میلش به که باشد!

ولذا ائمه (علیهم السلام) از خدا می خواهند «إِلَهِي أَنِرْ أَبْصَارَ قُلُوبِنَا بِضِيَاءِ نَظَرِهَا إِلَيْكَ» چشمِ قلب من را باز کن به تو نگاه کنم. آن چنانم کن که به معدن عظمت تو متصل بشوم روح من به عزت قدس تو آویزان بشود.

 تعبیر زیبایی می شود «مُعَلَّقَةً بِعِزِّ قُدْسِك‏» یا آویزان شدن و گره خوردن به عزت حق مثل بچه ای که خودش را به دامن مادر می اندازد هر کاری می کنند دست از دامن مادر بر نمی دارد. مادر می خواهد بلند شود، راه برود، کار کند بچه مانع است بچه به دامن مادر چسبیده مادر هر کاری می کند از دامن مادر جدا نمی شود. انسان باید این چنین باشد.

 یا نه تعبیر دیگری نور خورشید آویزان به خورشید است آن چنان آویزان هست و به خورشید گره خورده است تصور نور خورشید بدون خورشید امکان پذیر نیست.

مثال سوم تصورات ذهنیه دارید الان در ذهن تان صورت پدر، مادر، برادر، خواهر، حرم امام رضا (سلام الله علیه) را تصور می کنید از ذهن تان حرم امام حسین را می گذرانید. این تصورات ذهنی شما آویزان به تمام معنای به شما هست یعنی در حقیقت «مُعَلَّقَةً بِعِزِّ قُدْسِك‏» در این جا خیلی واضح و روشن می شود.

تصورات ذهنی شما مادامی که به این تصورات ذهنی توجه دارید این تصورات ذهنی وجود دارد. اگر یک لحظه نظرت از این تصورات ذهنی بر گردد دیگر تصور ذهنی وجود ندارد. باید نسبت به ذات اقدس ربوبی این چنین باشیم.

اگر آنی کند نازی فرو ریزند قالب ها

یک لحظه اگر نظر عنایت حق از ما بر گردد نه مایی، نه وجودی و نه چیزی هستیم از عالم هستی یک لحظه اگر نظر حق بر گردد دیگر عالمی وجود ندارد. بخواهیم در رابطه با عالم صحبت کنیم که بعد از برگشت نظر خدا چه حالی پیدا می کنیم.

ولذا واژه ای که در این فراز مناجات شعبانیه می خوانیم در حقیقت همانی است که هر روز در نمازمان با یک تعابیر دیگر هم تکرار می کنیم. در این جا ائمه می فرمایند «وَ تَصِيرَ أَرْوَاحُنَا مُعَلَّقَةً بِعِزِّ قُدْسِك‏» در حقیقت همان

(صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيهِمْ غَيرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيهِمْ وَلَا الضَّالِّينَ)

راه کساني که آنان را مشمول نعمت خود ساختي؛ نه کساني که بر آنان غضب کرده‌ اي؛ و نه گمراهان.

سوره الفاتحه (1): آیه 7

هست خدایا مرا به آن صراطی که بر آن ها نعمت دادی

(وَمَنْ يطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولَئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيهِمْ مِنَ النَّبِيينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِينَ وَحَسُنَ أُولَئِكَ رَفِيقًا)

و کسي که خدا و پيامبر را اطاعت کند، (در روز رستاخيز،) همنشين کساني خواهد بود که خدا، نعمت خود را بر آنان تمام کرده؛ از پيامبران و صديقان و شهدا و صالحان؛ و آنها رفيق هاي خوبي هستند!

سوره نساء (4): آیه 69

«امام راحل (رضوان الله تعالی علیه)» در «سِرّ الصلاة» تعبیری دارد:

«إذا قلت: (إهدنا الصراط المستقيم)، فاعلم أنه طلب لأهم حاجاتك، وهي الهداية إلى النهج الحق الذي يسوقك إلى جوار الله، ويفضي بك إلى مرضاته ويوصلك إلى مجاورة من أنعم الله عليهم نعمة الهداية من الأنبياء والصديقين والشهداء والصالحين، دون الذين غضب الله عليهم من الكفار والزائفين من اليهود والنصارى والصابئين»

«اذا قلت إهدنا الصراط المستقیم» وقتی که (اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ) می گویید

«فاعلم أنه طلب لأهم حاجاتک»، در حقیقت مهم ترین حاجتت را از خدا طلب می کنی. مهم ترین حاجت چه است؟ «وهی الهدایة الی النهج الحق الذي یسوقک الی جوارالله» آن راه حقی که تو را به جوار خدا می رساند.

«ويفضي بك إلى مرضاته»، تو را به یک جایی می رساند که «مَرضات» و رضایت حق برای تو حاصل بشود. «ويوصلك إلى مجاورة من أنعم الله عليهم نعمة الهداية» (صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيهِمْ) یعنی خدایا مرا متصل کن به مجاورت کسانی که بر آن ها نعمت هدایت دادی چه کسانی هستند؟ (مِنَ النَّبِيينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِينَ) همان آیه ای که عرض کردم!(فَأُولَئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيهِمْ مِنَ النَّبِيينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِينَ وَحَسُنَ أُولَئِكَ رَفِيقًا)

بعد می گوییم (غَيرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيهِمْ وَلَا الضَّالِّينَ) ولی خدایا مرا به آن راهی که بر آن ها غضب کردی «دون الذين غضب الله عليهم من الكفار والزائفين من اليهود والنصارى والصابئين» از کفار، منحرفین، یهود، نصارا، صابعین، مشرکین و منافقین نگذار کشیده بشوم.

ولذا در حقیقت هر روز در نمازمان «فَتَصِلَ إِلَى مَعْدِنِ الْعَظَمَةِ وَ تَصِيرَ أَرْوَاحُنَا مُعَلَّقَةً بِعِزِّ قُدْسِك‏» را از خدای عالم با یک عبارت دیگر طلب می کنیم.

لذا آقایان فقهاء همه بالاجماع فتوا داده اند:

«یجوز الدعا فی أیِّ مرحلة من الصلاة»

 یا:

 «في جمیع حالات الصلاة»

می توانید در هر کجای نماز، هر دعایی خواستید بکنی وقتی (اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ * صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيهِمْ) می گویید خدا را همان جا قسم بده. همه آقایان غیر از حاج آقای «مکارم» دعای به غیر عربی را جایز می دانند فقط ایشان از آن چه که ذهنم هست می فرمایند دعا به غیر زبان عربی در نماز جایز نیست.

در آن جا می توانید به هر زبانی (صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيهِمْ) همان جا بگویید: «إِلَهِي الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيهِمْ مِنَ النَّبِيينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِينَ» خدایا «صِرَاطَ الَّذِينَ إرادَتُکَ تَهْبِطُ إِلَيْهِم وَ تَصْدُرُ مِنْ بُيُوتِهِم‏» «إِلَهِي صِرَاطَ محمدٍ و أهل بیته، صِرَاط عَلیٍ و أهلی بیته»

می توانید نمازت را با دعا عجین کنید عرض کردم «يَجُوزُ الدُّعَاءُ فِي‏ جَمِیعِ حالاتُ الصلاة» ماها فقط در سجده آخر نماز دعا می کنیم و حال آن که آقایان مراجع می فرمایند در همه حالا صلات دعا کنید جایز است هیچ اشکال ندارد.

در قنوت، در وسط حمد، وسط قل هو الله دعا کن از خدا بخواه بر این که خدای عالم تو را به آخرین مرحله ای که انبیاء و اولیاء را رسانده است برساند. در حقیقت آیه شریفه سوره قمر: (فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ)

 (فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ)

در جايگاه صدق نزد خداوند مالک مقتدر!

سوره قمر (54): آیه 55

(صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيهِمْ، (فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ)

در جایگاه صداقت و حق نزد فرمانروای توانمند «وَ تَصِيرَ أَرْوَاحُنَا مُعَلَّقَةً بِعِزِّ قُدْسِك‏»‏، امیدواریم که ان شاء الله خدای عالم به ما توفیق بدهد بتوانیم از خدا بخواهیم که ما را به مرحله ای برساند که «وَ تَصِيرَ أَرْوَاحُنَا مُعَلَّقَةً بِعِزِّ قُدْسِك‏»

به دریا بنگرم دریا تو بینم * به صحرا بنگرم صحرا تو بینم

به هر جا بنگرم کوه و در و دشت * نشان از صنع زیبای تو بینم

دستم را نگاه می کنم نمی گویم دست من؛ می گویم صنع او هست. چشم، گوش، زبان و تمام اعضای بدنم، تمام آن چه که در اطرافم هست تمام آن چه که در عالم می بینم همه مظهر تجلی ذات اقدس ربوبی است. وجود مقدس حضرت ولی عصر اتم مظهر صفات کمال و جمال حق است

ü      از خدا حاجت‌های بزرگ متناسب با قدرت او بخواهید

 ولذا تلاش کنیم از خدا حاجت می خواهیم حاجت های بلند بخواهیم. در روایت دارد بر این که همیشه از خدای عالم چیزهایی که بزرگ و متناسب با قدرت اوست از خدا بخواهید مال و ثروت دنیا همه از بین می رود حتی بهشت و جهنم را هم به خدای عالم واگذار کنیم. خدایا هر چه تو صلاح می دانی ما از تو، خودت را می خواهیم. از تو رسیدن به جوار تو را می خواهیم. از تو رسیدن به جوار انبیاء، اولیاء، شهداء و صالحین را می خواهیم.

خدایا از تو رسیدن به مقام محمد و آل محمد را می خواهیم که آرزوی تمام انبیاء بود در زیارت عاشوراء این را بارها عرض کردم:

«وَ أَسْأَلُهُ أَنْ يُبَلِّغَنِي الْمَقَامَ الْمَحْمُودَ لَكُمْ عِنْدَ اللَّه‏»

«وَ أَسْأَلُهُ أَنْ يُبَلِّغَنِي الْمَقَامَ الْمَحْمُودَ لَكُمْ عِنْدَ اللَّه‏»

كامل الزيارات؛ نویسنده: ابن قولويه، جعفر بن محمد، ناشر: دار المرتضوية، محقق/ مصحح: امینی، عبدالحسین، ص177

حسین جان از خدای عالم می خواهم من را به آن مقام محمود برساند بالاترین مقام محمد و آل محمد است.

قرآن به صراحت می فرماید:

(وَمِنَ اللَّيلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَكَ عَسَى أَنْ يبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقَامًا مَحْمُودًا)

و پاسي از شب را (از خواب برخيز، و) قرآن (و نماز) بخوان! اين يک وظيفه اضافي براي توست؛ اميد است پروردگارت تو را به مقامي در خور ستايش بر انگيزد!

سوره اسراء (17): آیه 79

پیغمبر، نماز شب بخوان، تهجد شبانه داشته باش تا خدا تو را به مقام محمود برساند. در زیارت عاشوراء می گوییم «وَ أَسْأَلُهُ أَنْ يُبَلِّغَنِي الْمَقَامَ الْمَحْمُودَ لَكُمْ عِنْدَ اللَّه‏»

مجری:

بسیار زیبا تعابیر، تعابیر خیلی عاشقانه هست. کسی که خودش را به این مقام رساند قطعاً می توانیم بگوییم دارد آن حالا عرفانی و عاشقانه را با خداوند خودش توانست به دست بیاورد. ان شاء الله این وعده را به بینندگان عزیز و ارجمند بدهیم ببینیم کسی که عاشق خداوند می شود خداوند با او چه می کند؟ طبیعتاً بعد از این که، این مراحل را طی کرد صرف مناجات شعبانیه یک مناجات از ائمه را در این جلسه مقداری مرور کردیم این حالات به او دست بدهد به کجا می رسد؟

(میان برنامه)

مجری:

عرض سلام مجدد خدمت همه شما بینندگان عزیز «شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)» الحمدلله همچنان این توفیق را داریم با برنامه اخلاق علوی و سیره مهدوی در خدمت تان هستیم.

 عزیزانی که در قسمت ابتدایی برنامه همراه ما بودند مشاهده کردند آن افرادی که می خواهند مناجات حقیقی بخوانند می خواهند با خداوند راز و نیاز بکنند به چه مراتب و درجاتی می توانند برسند؟ عاشقانه با خداوند خودشان خلوت می کنند. حضرت استاد این نکته را وقتی می گوییم این نگاه، نگاه عاشقانه و عارفانه هست یاد این روایت می افتم ظاهراً حدیث قدسی هست حضرتعالی بیشتر توضیح بفرمایید نسبت به این که:

«فى القدسى: مَن عَشَقَنى عَشَقتُه وَمَن عَشَقتُه قَتَلتُه وَمَن قَتَلتُه فَعَلَىَّ دِيَتُه وَمَن عَلَىَّ دِيَتُه فَأنَا دِيَتُه»

شرح مثنوى؛ نويسنده: حاج ملا هادي السبزواري (وفات : 1289)، تحقيق: به كوشش: دكتر مصطفى بروجردى، ناشر: سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى 1374ش، ج1، ص43

از آن تعبیرهایی است که آدم احساس می کند دوست دارد راجع به آن بشنود اول اگر امکانش هست یک ترجمه ای و بعد از آن یک دسته بندی بفرمایید.

ü      شرح حدیث قدسی: «مَن عَشَقَنى عَشَقتُه وَمَن عَشَقتُه قَتَلتُه...»

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

این روایت، روایت خیلی عجیبی است بزرگان دیگری مثل مرحوم «ملا محسن فیض کاشانی» در کتاب «الحقایق فی محاسن الأخلاق»، صفحه 166 آورده خدای عالم می فرماید:

«من طلبني وجدني، ومن وجدني عرفني، ومن عرفني أحبّني، ومن أحبّني عشقني، ومن عشقني عشقته، ومن عشقته قتلته، ومن قتلته فعليّ ديته، ومن عليّ ديته فأنا ديته»

«من طلبني وجدني»، هر کس به دنبال من باشد قطعاً مرا پیدا می کند جوینده یابنده هست. «ومن وجدني عرفني»، هر کس من را پیدا کند قطعاً به فکر شناختن من هم هست. «وَ مَنْ عَرَفَنی» هر کس من را شناخت «أحَبّنی» محبوب است من را دوست دارد.

«ومن أحبّني عشقني»، هر کس من را دوست داشته باشد عاشق من می شود. فرض کنید پسر یا دختری نامزدی دارد که عاشق او هست احساس می کند یک زیبایی هایی دارد یک کمالاتی در این دختر خانم هست که می تواند شریک زندگی او باشد در کنار او زندگی تشکیل بدهد. مشکلات زندگی را یکی پس از دیگری بر طرف کند.

هر چه در معشوق های مجازی ببینید همه زیبایی ها مال اوست. در روایت دارد رسول اکرم وقتی به یک فرد یا خانم زیبا صورت چشمش می افتد می فرمود:

(فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ)

پس بزرگ است خدايي که بهترين آفرينندگان است!

سوره مؤمنون (23): آیه 14

«وَ مَنْ أحَبَنی عَشِقَنی» هر کس من را دوست داشته باشد عاشق من می شود «وَ مَنْ عَشِقَنی عَشِقْتُ» هر کس عاشق من بشود خدا می فرماید من هم عاشق او می شوم.

بعد مهم و مشکل اینجاست: «وَمَن عَشَقتُه قَتَلتُه»، هر کس من عاشقش بشوم او را می کشم! می کشم نه این که سرش را می برم یعنی هر چه غیر خودم در وجود او هست همه را قتل عام می کنم، غیر از وجود من در وجود او چیز دیگری نیست. اگر کسی را عاشق شدم می کشم

«وَمَن قَتَلتُه فَعَلَىَّ دِيَتُه وَمَن عَلَىَّ دِيَتُه فَأنَا دِيَتُه»؛ هر کسی را که من بکشم دیه اش به عهده من است «وَ أنَا دِیَتُه» هر که را عاشق شدم و کشتم دیه اش را باید بدهم. دیه اش چه است؟ خود من هستم این بالاترین آرزویی است که «وَ جَعَلَنِی مُعَلَّقَةً بِعِزِّ قُدْسِك‏» یعنی غیر از او چیز دیگر نبیند.

«ما رَأَيْتُ شَيْئاً اِلاّ وَ رَأَيْتُ اللهَ قَبْلَهُ وَ بَعْدَهُ وَ مَعَهُ»

هر کجا بنگرد فقط اوست در وجود او غیر از خدا چیز دیگری نیست. ولذا خدا می فرماید هر کس را که من بکشم دیه اش به عهده من است و دیه اش هم خودم هستم. در حقیقت خون بهای او، خودم هستم. خودم را به او می بخشم یعنی هر کس منیّت و خودش را به دست من فانی کند خون بهای او می شوم.

ü      نکات در روایت «مَن عَشَقَنى عَشَقتُه وَمَن عَشَقتُه قَتَلتُه...»

در این روایت هفت نکته به ذهنم می رسد:

یک: مقام طلب، خواستن و بیداری اولیه است «طَلَبَنی» اولین منزل از منازل سیر و سلوک که «خواجه عبد الله انصاری» هزار منزل در کتاب «سیر سلوک»ش آورده اولین آن «یقضة» بیدار شدن هست. در این جا هم «طَلَبنی» یعنی کسی که از خواب بیدار بشود و بداند فقط این جا برای خوردن، خوابیدن و ثروت اندوختن نیامده است.

دوم: مقام وجدان است «وَجَدَنی» یافتن، درک حضور پروردگار یعنی احساس کند در محضر او هست او گذشته، فعل و عاقبتش را می داند همه چه دست اوست.

«وَ بِيَدِكَ لا بِيَدِ غَيْرِكَ زِيادَتِي وَ نَقْصِي، وَ نَفْعِي وَ ضَرِّي.»

الإقبال بالأعمال الحسنة( ط- الحديثة)؛ نويسنده: ابن طاووس، على بن موسى‏ (تاريخ وفات مؤلف: 664 ق‏)، محقق / مصحح: قيومى اصفهانى، جواد، ناشر: دفتر تبليغات اسلامى‏، قم: 1376ش، ج3، ص296

خدایی که دنیا و آخرتم دست توست، خیر و ضررم دست توست، هست و نیستم دست توست.

سوم: مقام معرفت است شناخت صفات و تجلیات الهی «مَنْ وَجَدَنی عَرَفَنی» هر کس درک حضور من را یافت قطعاً به شناخت صفات حق، اسماء حق، افعال حق هم پی خواهد برد.

چهارم: مقام محبت، شکل گیری دوستی بر اساس شناخت است. شناخت ما هر چه عمیق تر باشد محبت ما هم قوی تر خواهد بود. شناخت ما هر چه ضعیف تر باشد محبت ما هم کمتر است لذا «مَنْ عَرَفَنی أحَبَنی»

پنجم: مقام عشق متقابل است در حقیقت اوج محبت و یکی شدن اراده ها، یکی شدن اراده عبد در رب، بنده و خدا «وَ مَنْ عَشِقَنی عَشِقتُ» هر کس عاشق من بشود من هم عاشقش می شوم. اگر دل به من دادی من هم دل به تو می دهم اگر در دنیا غیر از من چیز دیگری نخواستی من هم وجودم را می دهم.

مقام فنا، مرگ ارادی و از بین رفتن نفسانیت «قَتَلتُهُ» یعنی هر چه مربوط به نفس است حتی خواستن بهشت، حتی نجات از جهنم از نفسیات است نماز می خوانم به بهشت ببری، نماز می خوانم به جهنم نبری در حقیقت این عبادت تجار به تعبیر حضرت امیر (سلام الله علیه) است.

ششم: مقام بقاء بالله یا رسیدن به لقاء الله است رسیدن به ذات الهی به عنوان پاداش «وَمَن قَتَلتُه فَعَلَىَّ دِيَتُه وَمَن عَلَىَّ دِيَتُه فَأنَا دِيَتُه»؛ هر کس را که من کشتم دیه و خون بهای او به عهده من هست خون بهای او خودم هستم.

 یک مثال ناقص بزنم شخصی، فرزند کسی را در تصادف و ... می کشد هیچ چیز برای خون بها ندارد بدهد به خانه پدر مقتول می رود می گوید پسرت را کشتم از این تاریخ پسرت هستم تو را به پدری قبول کردم تو هم مرا به پسری بپذیر اگر این پدر مهربان باشد می گوید این جوان آمد چیزی برای دیه دادن ندارد اتفاقی هست که افتاد تعمدی نداشت. می‌گوید آمدم غلام حلقه به گوش تو باشم اگر یک انسانی از خانه تو کم شد می خواهم با آمدنم جای او را پر کنم.

ولذا خدای عالم می فرماید «وَمَن قَتَلتُه فَعَلَىَّ دِيَتُه وَمَن عَلَىَّ دِيَتُه فَأنَا دِيَتُه»؛ هر کس را من کشتم خون بها و دیه اش به عهده من است خودم را به او می دهم. خوشا به حال آن عزیزانی که به این جا می رسند که زندگی شان غیر از خدا چیز دیگری نیست فقط با او انس دارند با غیر او انس ندارند.

مرحوم «میرزا جواد آقای همدانی (رضوان الله تعالی علیه)» قبرشان در روبروی ضریح مطهر امام زاده جعفر هست پسرش نقل می کند. می گوید یک شب پدرم را در خواب دیدم، دیدم در یک باغ وسیع همراه با خدمه، حوری و ... هست.

 یکی از آقایانی که آن جا بود گفتم این باغ مال چه کسی است؟ گفت مال پدرت است گفت پدرم کجاست؟ گفت آن جا مشغول نماز و عبادت است گفت از آن روزی که پدرت وارد این باغ بهشتی شده نه به حوری، نه به طیور نگاه کرد نه به غذاهای رنگارنگی که این جا خدا در اختیارش قرار داده نگاه کرد فقط مشغول عبادت است. خوشا به حال این ها در بهشت هم می روند جز وصال و لقای حق چیز دیگری ‌آرزو ندارند.

مجری:

بسیار عالی و زیبا، همین که آدم ترجمه این عبارات را می خواند قطعاً یک مقداری می تواند انس بگیرد اما اگر بیشتر بخواهیم در این اقیانوس عمیق فرو برویم با آن نگاه عارفانه و عاشقانه ای که تا این جا پیش آمدیم همین عبارات را داشتیم گزینش می کردیم و از محضرتان استفاده می کردیم بیان عارفانه و عاشقانه این تعابیر چگونه خواهد بود؟

ü      بیان عارفانه و عاشقانه تعابیر «مَن عَشَقَنى عَشَقتُه وَمَن عَشَقتُه قَتَلتُه...»

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

این جمله معتقدم باید کسی شرح عارفانه عاشقانه کند که خودش به آن جا رسیده باشد «مَن عَشَقَنى عَشَقتُه وَمَن عَشَقتُه قَتَلتُه وَمَن قَتَلتُه فَعَلَىَّ دِيَتُه وَمَن عَلَىَّ دِيَتُه فَأنَا دِيَتُه»، یعنی کسی باید این ها را شرح بدهد خودش متصل به منبع وحی است و به لقاء حق رسید او می داند چه است؟ ما از باب این که آب دریا از باب این که:

آب دریا را اگر نتوان چشید * هم به قدر تشنگی باید چشید

به اندازه فهم خودمان در حقیقت این حدیث داستان سفر روح انسان به سوی مبدأ خویش است (إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيهِ رَاجِعُونَ) همه از او هستیم و به سوی او هم باز می گردیم.

 در حقیقت وقتی با تمام وجود کسی خدا را جستجو کرد نشانه های او را در عالم قطعاً می یابد «مَنْ طَلَبَنی وَجَدَنی» انسان در را می کوبد عاقبت کسی می آید این در را باز می کند.

ضرب المثل عاقبت جوینده یابنده بود در حقیقت وقتی خدا را یافت حالت کوری و نابینایی که داشت حقایق را نمی دید چشم بصیرت انسان باز می شود وقتی انسان کمال مطلق بلکه کمال فوق اطلاق رسید در نماز می خوانیم «سبحان الله» ای خدایی که منزه از هرگونه تسبیح هستی

«أنْتَ كَمَا يَلِيقُ بِجَلَالِك‏»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج91، ص148 و 150

خدایا آن گونه ای که خودت شایسته تسبیح هستی تسبیح می گوییم. کسی را توانایی تسبیح تو ندارد مگر این که برسد به جایی که فانی در خدا بشود؛ بشود «كُنْتُ سَمْعَهُ الَّذِي يَسْمَعُ بِهِ وَ بَصَرَهُ الَّذِي يُبْصِرُ بِهِ وَ لِسَانَهُ الَّذِي يَنْطِقُ بِه‏»

«مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى وَ أَبُو عَلِيٍّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ بَشِيرٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) يَقُولُ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم) قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مَنْ أَهَانَ لِي وَلِيّاً فَقَدْ أَرْصَدَ لِمُحَارَبَتِي وَ مَا تَقَرَّبَ إِلَيَّ عَبْدٌ بِشَيْ‏ءٍ أَحَبَّ إِلَيَّ مِمَّا افْتَرَضْتُ عَلَيْهِ وَ إِنَّهُ لَيَتَقَرَّبُ إِلَيَّ بِالنَّافِلَةِ حَتَّى أُحِبَّهُ فَإِذَا أَحْبَبْتُهُ كُنْتُ سَمْعَهُ الَّذِي يَسْمَعُ بِهِ وَ بَصَرَهُ الَّذِي يُبْصِرُ بِهِ وَ لِسَانَهُ الَّذِي يَنْطِقُ بِهِ وَ يَدَهُ الَّتِي يَبْطِشُ بِهَا إِنْ دَعَانِي أَجَبْتُهُ وَ إِنْ سَأَلَنِي أَعْطَيْتُهُ وَ مَا تَرَدَّدْتُ عَنْ شَيْ‏ءٍ أَنَا فَاعِلُهُ كَتَرَدُّدِي عَنْ مَوْتِ الْمُؤْمِنِ يَكْرَهُ الْمَوْتَ وَ أَكْرَهُ مَسَاءَتَه‏»

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج2، ص352، بَابُ مَنْ آذَى الْمُسْلِمِينَ وَ احْتَقَرَهُم‏، ح7

«عن أبي هُرَيْرَةَ قال قال رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم إِنَّ اللَّهَ قال من عَادَى لي وَلِيًّا فَقَدْ آذَنْتُهُ بِالْحَرْبِ وما تَقَرَّبَ إلي عَبْدِي بِشَيْءٍ أَحَبَّ إلي مِمَّا افْتَرَضْتُ عليه وما يَزَالُ عَبْدِي يَتَقَرَّبُ إلي بِالنَّوَافِلِ حتى أُحِبَّهُ فإذا أَحْبَبْتُهُ كنت سَمْعَهُ الذي يَسْمَعُ بِهِ وَبَصَرَهُ الذي يُبْصِرُ بِهِ وَيَدَهُ التي يَبْطِشُ بها وَرِجْلَهُ التي يَمْشِي بها وَإِنْ سَأَلَنِي لَأُعْطِيَنَّهُ وَلَئِنْ اسْتَعَاذَنِي لَأُعِيذَنَّهُ وما تَرَدَّدْتُ عن شَيْءٍ أنا فَاعِلُهُ تَرَدُّدِي عن نَفْسِ الْمُؤْمِنِ يَكْرَهُ الْمَوْتَ وأنا أَكْرَهُ مَسَاءَتَهُ»

الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج 5، ص 2384، ح 6137

وقتی انسان تمام مطلق را شناخت و زبانش، زبان الهی شد. چشمش، چشم الهی شد در آن جا محبت می آید. محبت که شدت می گیرد تبدیل به عشق می شود.

 عشق ابتدا نیست عشق آن جایی است که محبت، علاقه، دوستی یواش یواش تبدیل به عشق می شود وقتی تبدیل به عشق شد عشق الهی یک طرفه نیست. عشق الهی یک طرفه نیست عشق الهی یک جاده رفت و برگشت است شما که عاشق شدی او هم عاشق می شود.

وقتی که این عشق دو طرفه شد دوئیت از بین رفت خدای عالم با شمشیر عشقش نفس اماره این عاشق را می کشد. منیّت بنده را کلاً از بین می برد و این جایی است که «فناء فی الله» برای عبد حاصل می شود؛ یعنی انسان کاملاً به یک مرحله ای می رسد که اصلاً جز خدا چیز دیگری نمی بیند

(اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ)

خداوند نور آسمانها و زمين است؛

سوره نور (24): آیه 35

نمی گوید «الله منور السماوات و الارض» وجود خودش را جلوه و سایه او می بیند.

(أَلَمْ تَرَ إِلَى رَبِّكَ كَيفَ مَدَّ الظِّلَّ وَلَوْ شَاءَ لَجَعَلَهُ سَاكِنًا ثُمَّ جَعَلْنَا الشَّمْسَ عَلَيهِ دَلِيلًا)

آيا نديدي چگونه پروردگارت سايه را گسترده ساخت؟! و اگر مي‌خواست آن را ساکن قرار مي‌داد؛ سپس خورشيد را بر وجود آن دليل قرار داديم!

سوره فرقان (25): آیه 45

اگر کسی به این جا رسید قطعاً طبق آیه شریفه 69 سوره عنکبوت

(وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِينَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ)

و آنها که در راه ما (با خلوص نيت) جهاد کنند، قطعا به راه ‌هاي خود، هدايت شان خواهيم کرد؛ و خداوند با نيکوکاران است.

سوره عنکبوت (29): آیه 69

کسی که در مسیر عشق قدم برداشت عاقبتش خدا هم عشق خودش را نصیب او می کند. در سوره مائده ‌آیه 54 (يحِبُّهُمْ وَيحِبُّونَهُ) هم این ها خدا را دوست دارند هم خدا این ها را دوست دارد.

(يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يحِبُّهُمْ وَيحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلَا يخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ ذَلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يؤْتِيهِ مَنْ يشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ)

اي کساني که ايمان آورده‌ايد! هر کس از شما، از آيين خود بازگردد، (به خدا زياني نمي‌رساند؛ خداوند جمعيتي را مي‌آورد که آنها را دوست دارد و آنان (نيز) او را دوست دارند، در برابر مؤمنان متواضع، و در برابر کافران سرسخت و نيرومندند؛ آنها در راه خدا جهاد مي‌کنند، و از سرزنش هيچ ملامتگري هراسي ندارند. اين، فضل خداست که به هر کس بخواهد (و شايسته ببيند) مي‌دهد؛ و (فضل) خدا وسيع، و خداوند داناست.

سوره مائده (5): آیه 54

یا در سوره فجر:

(يا أَيتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ * ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيةً مَرْضِيةً * فَادْخُلِي فِي عِبَادِي * وَادْخُلِي جَنَّتِي)

تو اي روح آرام ‌يافته! به سوي پروردگارت باز گرد در حالي که هم تو از او خشنودي و هم او از تو خشنود است، پس در سلک بندگانم در آي، و در بهشتم وارد شو!

سوره فجر (89): آیات 27 تا 30

نمی گوید «وادخلی جنة التی وعد المتقون» می گوید ای نفسه مطمئنه به مرحله اطمینان رسیدی، رسیدی به مرحله ای که جز خدا چیز دیگری نمی بینی وجود خودت را مظهر تجلی او می بینی، علم خودت را سایه ای از علم او می بینی.

 قدرت خودت را سایه از قدرت او می بینی و حرکت خودت را جزئی از حرکت او می بینی، «لا حول و لا قوة الا بالله» هر چه از خودت سر می زند همه این ها را جلوه او می بینی اگر به این جا رسیدی (ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيةً مَرْضِيةً) هم تو از خدا راضی هستی هم خدا از تو راضی است.

چه خوش بی مهربانی از دو سر بی * که یک سر مهربانی درد سر بی

اگر مجنون دل شوریده ای داشت * دل لیلی از او شوریده تر بی

اگر به (رَاضِیةً) رسیدی خدا هم (مَرْضِیةً) را نصیبت می کند. این جا شد می آید (فَادْخُلِي فِي عِبَادِي * وَادْخُلِي جَنَّتِي) این جا به عباد الله می رسد.

در رابطه با مقامات نبی مکرم این همه مقامات خدای عالم برای رسول اکرم قرار داد بگوییم «اشهد أنَّ محمداً عبدهُ و رسوله» عبد او هست.

ü      عبد بودن چه فضیلتی دارد؟

شاید بعضی ها می گویند عبد بودن چه فضیلتی دارد؟ تا این عبد نباشد رسالت معنا ندارد بارها این را مثال می زنم اگر اشتباه نکنم مرحوم «نراقی» در «معراج السعادة» دارد می گوید کسی بنده ای را خرید آورد این بنده خیلی مؤدب بود گفت بنده، اسمت چه است؟ گفت مولا، هر چه تو از امروز من را اسم بگذاری به همان اسم خودم را می شناسم.

گفت چه لباسی دوست داری برایم بخرم؟ گفت هر چه تو دوست داری. گفت چه نوع غذایی دوست داری؟ گفت هر چه تو بخواهی. گفت شب ها چه زمان می خوابی و چه زمان بیدار می شوی؟ گفت هر ساعتی تو بخواهی و دوست داشته باشی. هر چه گفت، گفت هر چه تو بخواهی از خودم اراده ندارم، اراده تو منتقل به من می شود انجام می دهم!

 عبد یعنی این، عبد یعنی از خودش اراده ندارد هر چه مولا اراده می کند اراده مولا، اراده او هست. ولذا اگر «اشهد انَّ محمدً عبده و رسوله» می گوییم رسول اکرمی که در برابر حق از خودش اراده ندارد هر چه هست اراده اوست.

در زیارت مطلقه امام حسین (سلام الله علیه) در «مفاتیح» هم دارد شش، هفت تا زیارت مطلقه هست اولین زیارت مطلقه اش

مرحوم «کلینی» این را در «کافی» دارد مرحوم «شیخ طوسی» در «تهذیب» دارد مرحوم «شیخ صدوق» در «من لا یحضر» دارد. «کامل الزیارات ابن قولویه» این زیارت را دارد.

 این زیارت فرازهای خیلی زیبایی دارد «فروع کافی»، جلد 4، صفحه 331 زیارتنامه هست

«جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنِّي أَحْضُرُ مَجْلِسَ هَؤُلَاء... إِنِّي كَثِيراً مَا أَذْكُرُ الْحُسَيْنَ عليه السلام... مَنْ أَرَادَ اللَّهَ بَدَأَ بِكُمْ بِكُمْ يُبَيِّنُ اللَّهُ الْكَذِبَ وَ بِكُمْ يُبَاعِدُ اللَّهُ الزَّمَانَ الْكَلِبَ وَ بِكُمْ فَتَحَ اللَّهُ وَ بِكُمْ يَخْتِمُ اللَّهُ وَ بِكُمْ يَمْحُو مَا يَشَاءُ وَ بِكُمْ يُثْبِتُ وَ بِكُمْ يَفُكُّ الذُّلَّ مِنْ رِقَابِنَا وَ بِكُمْ يُدْرِكُ اللَّهُ تِرَةَ كُلِّ مُؤْمِنٍ يُطْلَبُ بِهَا وَ بِكُمْ تُنْبِتُ الْأَرْضُ أَشْجَارَهَا وَ بِكُمْ تُخْرِجُ الْأَشْجَارُ أَثْمَارَهَا وَ بِكُمْ تُنْزِلُ السَّمَاءُ قَطْرَهَا وَ رِزْقَهَا وَ بِكُمْ يَكْشِفُ اللَّهُ الْكَرْبَ وَ بِكُمْ يُنَزِّلُ اللَّهُ الْغَيْثَ وَ بِكُمْ تَسِيخُ الْأَرْضُ الَّتِي تَحْمِلُ أَبْدَانَكُمْ وَ تَسْتَقِرُّ جِبَالُهَا عَنْ مَرَاسِيهَا إِرَادَةُ الرَّبِّ فِي مَقَادِيرِ أُمُورِهِ تَهْبِطُ إِلَيْكُمْ وَ تَصْدُرُ مِنْ بُيُوتِكُم»‏

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، ناشر: دار الكتب الإسلامية، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ج‏4، ص576

«إِنِّي كَثِيراً مَا أَذْكُرُ الْحُسَيْنَ عليه السلام‏»‌ تا به این جا می رسد: «إِرَادَةُ الرَّبِّ فِي مَقَادِيرِ أُمُورِهِ تَهْبِطُ إِلَيْكُمْ وَ تَصْدُرُ مِنْ بُيُوتِكُم‏»، اراده خدای عالم در تدبیر عالم هستی به قلب مقدس شما نازل و از قلب مقدس شما صادر می شود.

 یعنی این ها از خودشان هیچ اراده ای ندارند رسول اکرم، ائمه و امروز حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) از خودش اراده ای ندارد. ارادة الله هست که بر قلب مقدس بقیة الله الاعظم (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) وارد می شود و از آن جا صادر می شود. وقتی من و شما می گوییم:

«السلامُ عَلَیکَ يَا مَوْلَايَ يَا صَاحِبَ الزَّمَان‏»

در حقیقت حضرت ولی عصر ارادة الله به قلبش نازل می شود جواب ام را می دهد. حاجت می خواهیم از خدا بخواهیم خدا بوسیله حضرت ولی عصر حاجت ما را می دهد. از حضرت ولی عصر بخواهیم باز خدا توسط ولی عصر حاجت ما را می دهد. یعنی این‌ها در حقیقت واسطه تمام عیار فیض خدا هستند.

این زیارت از نظر سند این قدر ارزشمند است مرحوم «شیخ صدوق» در «من لا یحضر» که یکی از کتب اربعه هست می گوید در این کتابم، این را آوردم:

«لِأَنَّهَا أَصَحُّ الزِّيَارَاتِ عِنْدِي مِنْ طَرِيقِ الرِّوَايَةِ وَ فِيهَا بَلَاغٌ وَ كِفَايَةٌ»

من لا يحضره الفقيه؛ نویسنده: ابن بابويه، محمد بن على، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم مصحح: غفاری، علی اكبر، ج2، ص598

این زیارت از نظر روایت صحیح ترین زیارت است و هر چه گفتنی بود در این جا گفته شده است. «من لا یحضر»، جلد 2، صفحه 598؛ «تهذیب»، جلد 6، صفحه 55؛ «کامل الزیارات»، صفحه 365 ولذا وقتی «أشهد أنَّ محمدً عبدهُ و رسوله» می گوییم یعنی «أشهد أنَّ محمدً ارادتُهُ ارادتُ الله و ارادت الله ارادته» معنای عبد بودن در حقیقت یعنی این!

 لذا اگر بنده به این جا رسید که قلبش مظهر ارادت الله شد این که ائمه از ما خواستند از خدا بخواهیم پس شدنی است. اگر شدنی نبود به نمی گفتند دعا کنید از خدا بخواهید یک دفعه حاجت های شخصی داریم از خدا می خواهیم یک دفعه یک چیزهایی است که در دعاها، ائمه به ما یاد دادند از خدا بخواهیم.

وقتی در زیارت عاشوراء می گوییم:

«وَ أَسْأَلُهُ أَنْ يُبَلِّغَنِي الْمَقَامَ الْمَحْمُودَ لَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ»

كامل الزيارات؛ نویسنده: ابن قولويه، جعفر بن محمد، ناشر: دار المرتضوية، محقق/ مصحح: امینی، عبدالحسین، ص177

از خدا می خواهیم به آن مقام محمود بالاترین مقامی که برای نبی مکرم و ائمه در نظر گرفته شد من را برسان می شود رسید به ما گفتند بخواهید. عرض کردم اگر نمی شد رسید ائمه به ما دستور نمی دادند.

 ولذا در آیه هم می گوید (فَادْخُلِي فِي عِبَادِي * وَادْخُلِي جَنَّتِي) این جنت، جنت لقاء است. در روایات داریم «هَلِ الدِّينُ إِلَّا الْحُب‏»

«قَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) هَلِ الدِّينُ إِلَّا الْحُبُّ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ»

الخصال؛ ابن بابويه، محمد بن على، محقق/ مصحح: غفارى، على اكبر، ناشر: جامعه مدرسين، ج1، ص21

چند شعر از بزرگان در رابطه با «مَنْ عَشِقني عَشِقت» دارم «مولانا» شعر زیبایی دارد می گوید

آزمودم مرگ من در زندگیست * چون رهم از زندگی پایندگی است

اقتلونی اقتلونی یا صغات * إنَّ فی قتلی حیاتی فی حیات

خیلی زیباست یعنی «وَ مَنْ عَشِقَنی عَشِقُتُه وَ مَنْ عَشِقتُهُ قَتَلْتُه»، «فیض کاشانی»‌ تعبیر زیبایی دارد می گوید خدا می گوید

هر چه جوید مرا بیابد او * آن که یابد شناسدم نیکو

همین حدیث است.

هر که بشناخت عاشقم گردد * من هم او را شوم چون او مرجو

هر که را عاشقم کشم او را * دیه اش بر من است من دیه او

شعر زیبایی است. «مَنْ أحَبَّني عَرَفَني وَمَنْ عَرَفَني عَشَقَني وَمَنْ عَشَقَني فَقَتَلْتُه وَمَنْ قَتَلْتُه فَعَلَيَّ دِيَتُه وَأنَا دِيَتُه»

هر که را عاشقم کشتم او را * دیه اش بر من است من دیه او

مجری:

بسیار عالی کلمات، کلمات بسیار ارزش و مقام هم مقام بالایی است این ها را قطعاً امثال بنده درک نمی کنیم. اما این که در زمان معصومین (علیهم السلام) حدیث، حدیث قدسی است یعنی معصوم (علیه السلام) باز باید برداشتی از این روایت داشته باشد اگر امکانش هست بفرمایید زمان معصوم چه برداشت می شد؟

خود معصوم نسبت به این حدیث چه پیامی از این حدیث دریافت می فرمودند؟ همچنین ما الان که هستیم چه پیامی باید دریافت بکنیم؟

ü   پیام حدیث قدسی «مَنْ أحَبَّني عَرَفَني وَمَنْ عَرَفَني عَشَقَني وَمَنْ عَشَقَني فَقَتَلْتُه وَمَنْ قَتَلْتُه فَعَلَيَّ دِيَتُه وَأنَا دِيَتُه» برای عصر معصوم (علیهم السلام)

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

پیام این حدیث برای عصر معصوم مشخص است در عصر حضور پیامبر و ائمه اطهار مصداق اتم اکملِ یافتن، شناختن، عاشق شدن همین ها بودند. ولذا می بینیم یاران رسول اکرم، یاران ائمه (علیهم السلام) دل به خدا و اهل بیت داده بودند و اهل بیت را مظهر اتم ارادت الله می دانستند. آن چنان تسلیم امر رسول اکرم و ائمه بودند از خودشان اراده ای نداشتند.

چند نمونه عرض کنم مرحوم «شیخ مفید» در «ارشاد»، جلد 1، صفحه 68؛ «علامه مجلسی»، جلد 19، صفحه 217؛ «ابن هشام – متوفای 218» از اهل سنت در «سیره نبوی»، جلد 2، صفحه 266؛ «تاریخ طبری»، جلد 2، صفحه 434 رسول اکرم در قضیه «جنگ بدر» اولین جنگ مسلمان ها با مشرکین بود.

داستان خیلی طولانی است نمی خواهم زیاد حاشیه بروم رسول اکرم قبل از حرکت به طرف «جنگ بدر» اصحابش را جمع کرد انصار در یک طرف و مهاجرین در طرف دیگر بودند فرمود: «أشیروا الینا» مردم چه کار کنیم؟ بعضی ها حرف های زدند قلب پیغمبر به نظرم به درد آمد غضب از چهر اش نمایان بود.

«...فاستشار النبي الناس وأخبرهم عن قريش فقام أبو بكر رضي الله عنه فقال فأحسن ثم قام عمر بن الخطاب فقال فأحسن ثم قام المقداد بن عمرو فقال يا رسول الله امض لما أمرك الله فنحن معك والله لا نقول كما قالت بنو إسرائيل لموسى (فاذهب أنت وربك فقاتلا إنا ها هنا قاعدون) ولكن اذهب أنت وربك فقاتلا إنا معكما مقاتلون فوالذي بعثك بالحق لو سرت بنا إلى برك الغماد يعني مدينة الحبشة لجالدنا معك من دونه حتى تبلغه فقال له رسول الله خيرا ودعا له بخير»

تاريخ الطبري؛ اسم المؤلف: لأبي جعفر محمد بن جرير الطبري الوفاة: 310، دار النشر: دار الكتب العلمية – بيروت، ج2، ص26

یک دفعه «مقداد» از جا برخواست (بنازم به این مرد) گفت: یا رسول الله امض لما أراك اللّه فنحن معك، به حرف این ها گوش نده عرض کردم مطالبی است نمی توانم مطرح کنم دوستان می توانند «تاریخ طبری» و ... را ببینند.

 توضیحاتی که جناب آقای «میلانی (حفظه الله)» در «نفحات الأظهار» دارد تمام عبارت های آن ها را آورد که قلب پیغمبر را به درد آوردند. «مقداد» بلند شد گفت یا رسول الله هر چه دوست داری دستور بده و ما مطیع تمام عیار تو هستیم.

بعد جالب این که گفت «و اللّه لا نقول لك كما قالت بنو إسرائيل لموسى» حضرت موسی وقتی از قومش خواست آماده بشوید برویم با فرعونیان بجنگیم گفتند «فَاذْهَبْ أَنْتَ وَ رَبُّكَ فَقاتِلا» یا موسی خودت با خدا، با این ها بجنگ «إِنَّا هاهُنا قاعِدُونَ» این جا نشستیم.

«مقداد» می گوید یا رسول الله ما قوم حضرت موسی نیستیم بگوییم برو تنهایی با این ها بجنگ این ها نشستیم می گوییم «و لكن اذهب أنت و ربك فقاتلا انا معكما مقاتلون» خودت و پروردگارت هر حرکتی انجام بدهی اراده ای که خدا و تو داشته باشد تابع اراده تو و خدای تو هستیم.

«فو الذي بعثك بالحق» قسم به خدایی که تو را به حق مبعوث کرده «لو سرت بنا الى برك الغماد لجالدنا معك من دونه حتّى تبلغه» یا رسول الله اگر ما را به دورترین نقطه دنیا ببری آن زمان کلمه «برکِ الغماد» شهر دور افتاده ای در «یمن» بود، ضرب المثل شده بود مثلاً به غلامش می گفت می خواهم تبعیدت کنم می گفت «برک الغماد» می برمت یا کسی به فرزندش می گفت عصبانی بشوی تو «برک الغماد» می برم.

«برک الغماد»‌ محل تبعید آن های که عصبانی می شدند بود گفت یا رسول الله اگر ما را تا «برک الغماد» دورترین نقطه هم ببری «لجالدنا معك» با تو جهاد و جنگ می کنیم «حتّى تبلغه» تا به آرزویی که در این جنگ داری برسی.

مجری:

جناب استاد، تماس هم داریم!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

اگر تماس است تماس را داشته باشیم ادامه مطلب بماند من می‌ترسم مطلب شهید بشود و کامل به آن پرداخته نشود ادامه بحث را برای جلسه بعد بگذاریم.

 عشقی که بعضی از اصحاب پیغمبر داشتند خیلی جالب است از خودشان هیچ اراده ای نداشتند می گفتند اراده ما، اراده توست، هر چه تو بخواهی آن را می خواهیم اصحاب امام حسین هم در شب عاشوراء همین را گفتند یا حسین ای کاش هزار جان داشتیم هزار تایش را تقدیم تو می کردیم در رکاب تو می جنگیدیم.

این ها از خودشان اراده ای ندارند اراده این ها، اراده امام و معصوم است. باید تلاش کنیم همچنین اراده ای نسبت به آقا ولی عصر (ارواحنا فداه) در ما باشد.

مجری:

پس ادامه مطلب، طلب ما در جلسه آینده باشد. شما بینندگان عزیز حتماً همراه ما باشید تعابیر، تعابیر عجیب و تازه ای است بدانیم آن زمان چه برداشتی می کردند و چه کار باید می کردند و پیام چه بود؟ الان ما باید چه کار کنیم؟ الان که بین ما معصوم حاضر نیست نمی توانیم ببینیم الان باید چه حرکتی برای این نگاه عاشقانه ای که این جلسه پیگیر آن بودیم انجام بدهیم؟

اولین تماس جناب آقای «رضایی» از «کرمانشاه» پشت خط ارتباطی هستن سلام علیکم بفرمایید.

ü      تماس بینندگان برنامه

بیننده: (آقای رضایی از کرمانشاه – شیعه)

سلام و عرض ادب خدمت حضرت آیت الله قزوینی و مجری محترم. یک سوال از محضر استاد داشتم در مورد سیره یا اعمال حضرت آیت الله «کشمیری (رحمة الله علیه)» توصیه هایی که ایشان به عموم داشتند استاد توضیحی بفرمایند.

مجری:

تشکر از این که با برنامه خودتان تماس گرفتید، تماس بعدی آقای «احمدی» از «یاسوج» قطع شد. تماس بعدی آقای «محمدی» از «اصفهان» سلام علیکم بفرمایید

بیننده: (آقای محمدی از یاسوج – شیعه)

سلام خدمت جناب اقای مرعشی و همچنین سلام خدمت استاد معظم حاج آقا قزوینی. سوال بنده این است موقع بحث حجاب و نماز مقایسه شد که وجوب نماز و حجاب با هم متفاوت هست هرچند نماز ستون دین است اما به خاطر آثار اجتماعی مترتب بر کشف حجاب و این چیزها باعث شد که ما یاد بگیریم باید به آن اهمیت بیشتری بدهیم. اما یک نفری از مخالفین گفت فرقی نمی کند وجوب نماز با وجوب حجاب یکی است.

می خواهم ببینم آیا دشمنی این شخص با نظام اسلامی باعث شد این نظر را بدهد یا همه آیات عظام نظرشان این هست که وجوب این ها با هم متفاوت هست؟ با سپاس از برنامه عالی شما.

مجری:

سلامت و موفق باشید خدا نگهدار، آقای محمدی عزیز! تماس بعدی آقای «احمدی» از «یاسوج» سلام علیکم بفرمایید.

بیننده: (آقای احمدی از یاسوج – شیعه)

خدمت هردو سید بزرگوار عرض سلام دارم و خدمت همه کارکنان شبکه حضرت ولی عصر (سلام الله علیه) هم عرض سلام دارم. خداوند تبارک و تعالی در قرآن می فرماید انس و جن را خلق نکردم مگر این که اطاعت و بندگی خداوند را به جای بیاورند اما در ظاهر می بینیم که لشکریان و اطاعت کنندگان از شیطان بیشتر هست. ولی در جایی دیگر مولا امام علی (علیه السلام) می فرماید اکثریت کسانی هستند که حق با آن هاست یا پیرو حق هستند ولو این که از لحاظ تعداد کم باشند. اگر در این باب توضیح دهید ممنونم «اللهم عجل لولیک الفرج» خداوند نگهدارتان!

مجری:

موفق باشید خدا نگهدار شما، حضرت استاد توصیه های حضرت آیت الله «کشمیری» یکی از سوال‌ها بود بفرمایید.

ü      توصیه‌های عمومی آقای کشمری

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

خدا روح آقای «کشمری» را شاد کند، چند سالی خدمت شان بودیم یک سری توصیه‌های خصوصی داشتند که آن‌ها گفتنی نیست.

هرکه را اسرار حق آموختند * قفل کردند و دهانش دوختند

بعضی از توصیه‌های ایشان تقریبا قابل گفتن است ایشان گفت هر وقت در راه خدا صدقه می‌دهید، صدقه را سه قسمت کنید یک قسمتش برای سلامتی آقا ولی عصر (ارواحنا فداه) باشد.

یک سومش هدیه به جمیع شهدا از حضرت هابیل گرفته تا شهدای قیامت بدهید. و یک سومش را هم برای سلامتی خودتان و حاجت خودتان بدهید. این از توصیه‌های همیشگی ایشان بود که صدقه را سه قسمت کنید.

یک قسمتش برای سلامتی و تعجیل در ظهور حضرت ولی عصر، اخیرا هم حضرت فرموده صدقه می‌دهید برای تعجیل فرج من صدقه بدهید. یک قسمت و یک سومش هدیه به جمیع شهدا، و یک قسمتش هم برای سلامتی خودتان.

نکته دیگر این که ایشان با ختم‌ قرآن‌های که ما می‌خوانیم مخصوصا ماه رمضان کاملا مخالف بود. افراد تلاش می‌کنند یک روز حتما یک جزء قرآن را تمام کنند یا فرض بفرمایید روز دو، سه جزء قران بخوانند و چیزی هم از قرآن عائد شان نمی‌شود.

ایشان می‌گفت ماه رمضان و یا هر وقت دیگر یک آیه قرآن را بخوانید این آیه را تا آخرین لحظه بیداری ات همه اش تکرار کن. راه می‌روی تکرار کن، می‌خواهی بخوابی تکرار کن هر لحظه که بیکار شدی و کار نداری یا اگر داری رانندگی می‌کنی و پشت فرمان هستی این آیه را تکرار کن بگذار این آیه در خون، رگ و پوستت عجین بشود.

ایشان در این زمینه یک همچنین توصیه ای داشتند.

توصیه ای سومی که من می‌توانم بگویم ایشان بعد از نماز سرشان را روی مهر می‌گذاشتند می‌گفتند الحمدلله، الحمدلله، الحمدلله. صورت سمت راست شان را روی مهر می‌گذاشتند می‌گفتند شکرا لله، شکرا لله و شکرا لله.

صورت چپ شان را روی مهر می‌گذاشتند و می‌گفتند استغفر الله، استغفر الله، استغفر الله. یکی از دوستان سوال کرد این چه ذکری است؟ گفت این ذکر حضرت خلیل الرحمن است.

خدای عالم به برکت این چنین سجده عبارت از بنده است او را به مقام خلیلیت رساند. پیشانی به مهر الحمدلله، الحمدلله، الحمدلله، صورت راست به مهر شکرا لله، شکرا لله، شکرا لله و صورت چپ به مهر استغفر الله، استغفر الله، استغفر الله. یعنی از این نمازی که خواندم خدایا استغفار می‌کنم این نماز شایسته ای تو نبود.

الان این سه تا نکته در ذهنم آمد که عرض کردم.

مجری:

خیلی ممنون و متشکر. جناب اقای محمدی نسبت به مقایسه وجوب بین حجاب و نماز سوال داشت.

ü      مقایسه بین وجوب نماز و حجاب

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

وقتی که از طرف خدا امری صادر می‌شود اوامر الهی هیچ تفاوتی باهم ندارد. به قول امر از ذات اقدس ربوبی صادر شده است، همان خدایی که گفت: «وَأَقِمِ الصَّلَاةَ، وَآتُوا الزَّكَاةَ، وَأَتِمُّوا الْحَجَّ » همان خدا هم می‌فرماید:

(وَأَقِمِ الصَّلَاةَ طَرَفَي النَّهَارِ وَزُلَفًا مِنَ اللَّيلِ إِنَّ الْحَسَنَاتِ يذْهِبْنَ السَّيئَاتِ ذَلِكَ ذِكْرَى لِلذَّاكِرِينَ)

در دو طرف روز، و اوايل شب، نماز را برپا دار؛ چرا که حسنات، سيئات (و آثار آنها را) از بين مي‌برند؛ اين تذکري است براي کساني که اهل تذکرند!

سوره هود (11): آیه 114

(وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَارْكَعُوا مَعَ الرَّاكِعِينَ)

و نماز را بپا داريد، و زکات را بپردازيد، و همراه رکوع کنندگان رکوع کنيد (و نماز را با جماعت بگزاريد)!

سوره بقره (2): آیه 43

(وَأَتِمُّوا الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لِلَّهِ فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَيسَرَ مِنَ الْهَدْي وَلَا تَحْلِقُوا رُءُوسَكُمْ حَتَّى يبْلُغَ الْهَدْي مَحِلَّهُ فَمَنْ كَانَ مِنْكُمْ مَرِيضًا أَوْ بِهِ أَذًى مِنْ رَأْسِهِ فَفِدْيةٌ مِنْ صِيامٍ أَوْ صَدَقَةٍ أَوْ نُسُكٍ فَإِذَا أَمِنْتُمْ فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ فَمَا اسْتَيسَرَ مِنَ الْهَدْي فَمَنْ لَمْ يجِدْ فَصِيامُ ثَلَاثَةِ أَيامٍ فِي الْحَجِّ وَسَبْعَةٍ إِذَا رَجَعْتُمْ تِلْكَ عَشَرَةٌ كَامِلَةٌ ذَلِكَ لِمَنْ لَمْ يكُنْ أَهْلُهُ حَاضِرِي الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ)

و حج و عمره را براي خدا به اتمام برسانيد! و اگر محصور شديد، (و مانعي مانند ترس از دشمن يا بيماري، اجازه نداد که پس از احرام‌بستن، وارد مکه شويد،) آنچه از قرباني فراهم شود (ذبح کنيد، و از احرام خارج شويد)! و سرهاي خود را نتراشيد، تا قرباني به محلش برسد (و در قربانگاه ذبح شود)! و اگر کسي از شما بيمار بود، و يا ناراحتي در سر داشت، (و ناچار بود سر خود را بتراشد،) بايد فديه و کفاره‌اي از قبيل روزه يا صدقه يا گوسفندي بدهد! و هنگامي که (از بيماري و دشمن) در امان بوديد، هر کس با ختم عمره، حج را آغاز کند، آنچه از قرباني براي او ميسر است (ذبح کند)! و هر که نيافت، سه روز در ايام حج، و هفت روز هنگامي که باز مي‌گرديد، روزه بدارد! اين، ده روز کامل است. (البته) اين براي کسي است که خانواده او، نزد مسجد الحرام نباشد [= اهل مکه و اطراف آن نباشد]. و از خدا بپرهيزيد! و بدانيد که او، سخت‌کيفر است!

سوره بقره (2): آیه 196

همان خدا هم در مورد حجاب می‌فرماید:

(قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَيحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِكَ أَزْكَى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا يصْنَعُونَ)

به مؤمنان بگو چشمهاي خود را (از نگاه به نامحرمان) فروگيرند، و عفاف خود را حفظ کنند؛ اين براي آنان پاکيزه‌تر است؛ خداوند از آنچه انجام مي‌دهيد آگاه است!

سوره نور (24): آیه 30

(وَقُلْ لِلْمُؤْمِنَاتِ يغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا يبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيوبِهِنَّ وَلَا يبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِينَ غَيرِ أُولِي الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يظْهَرُوا عَلَى عَوْرَاتِ النِّسَاءِ وَلَا يضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيعْلَمَ مَا يخْفِينَ مِنْ زِينَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعًا أَيهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ)

و به زنان با ايمان بگو چشمهاي خود را (از نگاه هوس‌آلود) فروگيرند، و دامان خويش را حفظ کنند و زينت خود را -جز آن مقدار که نمايان است- آشکار ننمايند و (اطراف) روسري‌هاي خود را بر سينه خود افکنند (تا گردن و سينه با آن پوشانده شود)، و زينت خود را آشکار نسازند مگر براي شوهرانشان، يا پدرانشان، يا پدر شوهرانشان، يا پسرانشان، يا پسران همسرانشان، يا برادرانشان، يا پسران برادرانشان، يا پسران خواهرانشان، يا زنان هم‌کيششان، يا بردگانشان [=کنيزانشان‌]، يا افراد سفيه که تمايلي به زن ندارند، يا کودکاني که از امور جنسي مربوط به زنان آگاه نيستند؛ و هنگام راه رفتن پاهاي خود را به زمين نزنند تا زينت پنهانيشان دانسته شود (و صداي خلخال که برپا دارند به گوش رسد). و همگي بسوي خدا بازگرديد اي مؤمنان، تا رستگار شويد!

سوره نور (24): آیه 31

هیچ تفاوتی ندارد الا این که ما یک دفعه می‌گوییم این اوامر وجوب است و این اوامر دال بر استحباب است و این اوامر ترخیص است و آن بحث جدایی است. ولی آن جایی که وجوب است مخالفت با امر الهی هیچ تفاوتی ندارد. (وَمَنْ يتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ)

(يا أَيهَا النَّبِي إِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَأَحْصُوا الْعِدَّةَ وَاتَّقُوا اللَّهَ رَبَّكُمْ لَا تُخْرِجُوهُنَّ مِنْ بُيوتِهِنَّ وَلَا يخْرُجْنَ إِلَّا أَنْ يأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ مُبَينَةٍ وَتِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ وَمَنْ يتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ لَا تَدْرِي لَعَلَّ اللَّهَ يحْدِثُ بَعْدَ ذَلِكَ أَمْرًا)

اي پيامبر! هر زمان خواستيد زنان را طلاق دهيد، در زمان عده، آنها را طلاق گوييد [= زماني که از عادت ماهانه پاک شده و با همسرشان نزديکي نکرده باشند ]، و حساب عده را نگه داريد؛ و از خدايي که پروردگار شماست بپرهيزيد؛ نه شما آنها را از خانه‌هايشان بيرون کنيد و نه آنها (در دوران عده) بيرون روند، مگر آنکه کار زشت آشکاري انجام دهند؛ اين حدود خداست، و هر کس از حدود الهي تجاوز کند به خويشتن ستم کرده؛ تو نمي‌داني شايد خداوند بعد از اين، وضع تازه (و وسيله اصلاحي) فراهم کند!

سوره طلاق (65): آیه 1

فرق ندارد مخالفت با نماز باشد یا مخالفت با حجاب باشد. یا مخالفت با نگاه به نامحرم باشد و مخالفت با گوش کردن ترانه باشد.

در روایتی رسول اکرم فرمود:

«لا تنظروا الی صغر ذنوبکم»

به گناهان کوچک نگاه نکنید

«انظروا الی عظمة من تذنبونه»

ببینید عظمت آن خدایی که معصیت می‌کنید چه است؟

«لَا تَنْظُرُوا إِلَى صِغَرِ الذَّنْبِ وَ لَكِنِ انْظُرُوا إِلَى مَنِ اجْتَرَأْتُم‏»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج 74، ص168

لذا من ندیدم هیچ مرجعی بیاید بین وجوب نماز و وجوب حج و وجوب حجاب تفاوت قائل بشود هیچ فرق ندارد. با این که نماز ستون دین است:

«إِنَّ أَوَّلَ مَا يُحَاسَبُ بِهِ الْعَبْدُ الصَّلَاةُ فَإِنْ قُبِلَتْ قُبِلَ مَا سِوَاهَا»

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج3، ص 268

«أَوَّلُ مَا يُحَاسَبُ الْعَبْدُ عَلَيْهِ الصَّلَاةُ فَإِنْ صَحَّتْ لَهُ الصَّلَاةُ صَحَّ لَهُ مَا سِوَاهَا وَ إِنْ رُدَّتْ رُدَّ مَا سِوَاهَا وَ إِيَّاكَ أَنْ تَكْسَلَ عَنْهَا»

نام كتاب: الفقه المنسوب إلى الإمام الرضا عليه السلام‏؛ نويسنده: منسوب به على بن موسى، امام هشتم عليه السلام‏ (تاريخ وفات مؤلف: 203 ق‏)، محقق / مصحح: مؤسسة آل البيت عليهم السلام‏، ناشر: مؤسسة آل البيت عليهم السلام‏، مشهد 1406 ق‏، ص100

در رابطه با حج اگر کسی مستطیع بشود و نرود موقع جان دادن می‌گوید: «مت یهودیا او نصرانیا»؛ به دین یهود و یا نصرانی بمیر و مسلمان نمی‌توانی بمیری.

در حجاب هم همین است شما ملاحظه بفرمایید که چقدر برای نگاه به نامحرم و خود را در معرض نگاه به نامحرم قرار دادن روایت داریم. ان شاءالله اگر فرصت بشود بعدا به آن بپردازیم.

 یکی از چیزهای که اقای مرعشی یاداشت کنند در ضمن چیزهای که پیامک داده بودند همین موضوع است ما احادیث حجاب را کلا بررسی کنیم و ایات حجاب خوب بررسی بشود الان یک سری شیاطین در جامعه ما هستند این‌ها دارند طوری القا می‌کنند که مثلا حجاب چنین و چنان است.

مجری:

بسیار عالی استفاده کردیم. ان شاء الله انجام خواهد شد. یک تماس خارج از کشور داریم اقای «محمد عرفان از کابل» ضمن این که پاسخ سوال اقای «احمدی» هم مانده است. چون از خارج کشور است تا قطع نشده صدای شان را بشنویم. آقای محمد عرفان بفرمایید.

بیننده: (آقای محمد عرفان از کابل افغانستان)

سلام علیکم ورحمة الله و برکاته خدمت شما و حاج آقای محترم. ما برنامه شما را همیشه نگاه و دنبال می‌کنیم برنامه بسیار خوب و پر مفهوم است از این برنامه معرفت ما به خدا و دین خدا بیشتر می‌شود.

سوال من این است زمانی که ما اسم حضرت ختمی مرتبت حضرت محمد نوشته می‌کنیم یک احساس بسیار خوش به ما دست می‌دهد، آیا احساس متقابل هم است و این نشان می‌دهد که به همین اندازه حضرت محمد ما را دوست دارد یانه؟

ü      توجه و احساس خوب ما به اهل بیت، و نگاه خوب و متقابل اهل بیت به ما

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

سوال خیلی قشنگی است. هیچ شک و شبهه ای نیست که خدای عالم یتوب الله علیکم و تتبون؛ خدا اول به ما نگاه می‌کند و بعد از نگاه خدا ما به طرف خدا نگاه می‌کنیم، خدا به ما توجه می‌کند توجه ما نتیجه توجه خدا به ما است.

اگر ما به طرف رسول اکرم توجه پیدا می‌کنیم و درود می‌فرستیم قطعا و یقینا توجه او به ما است.

تا که از جانب معشوق نباشد کشیشی * کوشش عاشق بیچاره به جایی نرسد!

تا آن‌ها به ما نظر نکنند قلب ما دست اهل بیت (سلام الله علیهم) است قلب ما دست آن‌ها است. آن‌ها هرچه به قلب ما بریزند این که از زبان ما بیرون در می‌آید، به قلب ما خطور می‌کند نتیجه ای نگاه آن‌ها است.

امیدوارم که ان شاء الله موفق باشید سلام ما را هم به همه عزیزان افغانستانی و بویژه کابل ابلاغ بفرمایید.

اقای محمد عرفان:

دست شما درد نکند حاج آقا یک جهان ممنون به امید پیرزوی اسلام و نابودی جنایتکارانی چون اسرائیل و آمریکا، ملت افغانستان همیشه با ملت ایران همدل است و همیشه دعا می‌کنیم جمهوری اسلامی پیروز و ملت اسلام سر فراز باشد.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

دست شما درد نکند ممنون و متشکر از شما.

مجری:

بسیار عالی، آقای محمد عرفان عزیز بواسطه پیامرسان واتساب با ما در ارتباط بودند، عزیزانی که خارج از کشور هستند باز به همین طریق و با راههایی ارتباطی که مشخص شده می‌توانند با ما در ارتباط باشند.

عزیزان داخل کشور هم زمانی که متصل بشود چنین امکانی برای شان خواهد بود. اما نقدا عزیزانی که خارج از کشور برنامه را مشاهده می‌کنند از این فرصت می‌توانند استفاده کنند.

به انتهای برنامه امشب رسیدیم تشکر از همه عزیزانی که تا انتهای برنامه همراه ما بودند ان شاء الله موفق و مؤید و منصور باشید تا دیدار آینده خدا نگهدار!


مناجات‌های اهل بیت علیهم‌السلام ( شرح مناجات شعبانیه « و تصیر أرواحنا معلقة بعزّ قدسک » )>

اخلاق علوی مناجات شعبانیه حجاب نورانی عرفان دعا نماز راه مستقیم سلوک مقامات هفت گانه مقام وصل عشق خدا آیت الله کشمیری صدقه مقداد