-
آیت الله حسینی قزوینی
01:25:29 دقیقه
درسها و آموزههایی از امامت و ولایت (3) «معیار فرقه ناجیه» 18 شهریور 1400 -
آیت الله حسینی قزوینی
01:27:19 دقیقه
حبل المتین 14 شهریور 1400 -
آیت الله حسینی قزوینی
01:25:24 دقیقه
حبل المتین 4 شهریور 1400 -
آیت الله حسینی قزوینی
01:25:31 دقیقه
حبل المتین 31 مرداد 1400 -
آیت الله حسینی قزوینی
01:28:27 دقیقه
حبل المتین 17 مرداد 1400 -
آیت الله حسینی قزوینی
01:27:52 دقیقه
حبل المتین 14 مرداد 1400 -
آیت الله حسینی قزوینی
01:26:10 دقیقه
وجه شباهت سیزدهم امتهای پیشین به امت پیامبر اکرم ص 10 مرداد 1400 -
آیت الله حسینی قزوینی
01:25:46 دقیقه
حبل المتین 31 تیر 1400 -
آیت الله حسینی قزوینی
01:24:17 دقیقه
تشبیه اهل بیت به کشتی نوح با استفاده از آیات قرآن (تشبیه دهم) 27 تیر 1400 -
آیت الله حسینی قزوینی
01:24:15 دقیقه
وجه شباهت نهم امتهای پیشین به امت پیامبر اسلام (صلی الله علیه واله وسلم) 24 تیر 1400 -
آیت الله حسینی قزوینی
01:27:15 دقیقه
شهادت امام جواد (علیه السلام) و پاسخ به شبهات مطرح شده در این موضوع! 20 تیر 1400 -
آیت الله حسینی قزوینی
01:27:26 دقیقه
وجه شباهت هشتم امتهای پیشین به امت پیامبر اسلام (صلی الله علیه واله وسلم) 17 تیر 1400 -
آیت الله حسینی قزوینی
01:27:02 دقیقه
وجه شباهت هفتم امتهای پیشین به امت پیامبر اسلام (صلی الله علیه واله وسلم) 13 تیر 1400 -
آیت الله حسینی قزوینی
01:21:37 دقیقه
وجه شباهت ششم امتهای پیشین به امت پیامبر اسلام (صلی الله علیه واله وسلم) 10 تیر 1400 -
آیت الله حسینی قزوینی
01:22:21 دقیقه
بررسی حدیث سفینة در منابع اهل سنت و شیعه 3 تیر 1400 -
آیت الله حسینی قزوینی
01:26:39 دقیقه
وحدت در میان مسلمین 27 خرداد 1400 -
آیت الله حسینی قزوینی
01:24:28 دقیقه
شخصیت والای حضرت امام صادق علیه السلام در کلام علمای اهل سنت 13 خرداد 1400 -
آیت الله حسینی قزوینی
01:25:32 دقیقه
اثبات خلافت امیرالمؤمنین در کلام رسول گرامی اسلام 9 خرداد 1400 -
آیت الله حسینی قزوینی
01:25:58 دقیقه
اثبات خلافت امیرالمؤمنین در کلام رسول گرامی اسلام 6 خرداد 1400
ویژه برنامه شهادت حضرت رقیه (سلام الله علیها) آیت الله حسینی قزوینی
قسمت نودم برنامه حبل المتین با کارشناسی آیت الله سیدمحمد حسینی قزوینی
دیگر قسمت ها
برنامه حبل المتین - 21 06 1400 (قسمت نودم)
عنوان برنامه: ویژه برنامه شهادت حضرت رقیه (سلام الله علیها)
کلیدواژه: امام حسین؛ حضرت رقیه؛ شام؛ خرابه؛ حضرت زینب؛ روضه؛ مراجع عظام!
استاد: حضرت آیت الله حسینی قزوینی
مجری: آقای سید جواد شرافت
مجری:
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ
روح بزرگش دمیده است جان در تن کوچک من * سرگرم گفت و شنود است او با منِ کوچک من
می خواستم از یتیمی از غربت خود بنالم * دیدم سر خود نهاده ست بر دامن کوچک من
از کربلاء تا مدینه یک دفتر خاطرات است * با رد پایی که مانده ست از دشمن کوچک من
دنیا چه بی اعتبار است در پیش چشمی که دیده است * دار الامان جهان را در مأمن کوچک من
آنان که بر سینه دارند داغ سفر کرده ای را * شاخ گلی می گذارند بر مدفن کوچک من!
«صلی الله علیک یا رحمة الله الواسعة و یا باب نجاة الأمة المظلوم یا ابا عبد الله»
بینندگان عزیز و ارجمند شبکه جهانی حضرت ولی عصر سلام علیکم، در ایام شهادت حضرت رقیه (سلام الله علیها) با یکی دیگر از برنامه های «حبل المتین» در خدمت شما هستیم ان شاء الله بتوانیم لحظات خودمان را منور، متبرک و مقدس کنیم به نام حضرات معصومین و خاندان اهل بیت (علیهم السلام) تسلیت عرض داغ حضرت رقیه بر دل ما خیلی سنگین است.
ان شاء الله در این محفل هم از این بانوی سه ساله با کرامت بیشتر می شنویم ان شاء الله به زودی بتوانیم زائر حضرت رقیه باشیم در خدمت استاد ارجمند دانشمند گرامی حضرت آیت الله دکتر «حسینی قزوینی» هستیم ان شاءالله از محضرشان فراوان استفاده خواهیم کرد، سلام بر شما تسلیت ایام و آرزوی قبولی طاعات و عزاداریها
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
سلام علیکم و رحمة الله و برکاته
السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ فِي أَرْضِه، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مِيثَاقَ اللَّهِ الَّذِي أَخَذَهُ وَ وَكَّدَهُ- ِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللَّهِ وَ دَلِيلَ إِرَادَتِه، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا وَعْدَ اللَّهِ الَّذِي ضَمِنَه، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا صَاحِبَ الْمَرْأَى وَ الْمَسْمَع فَمَا شَيْءٌ مِنَّا إِلَّا وَ أَنْتُمْ لَهُ السَّبَبُ وَ إِلَيْهِ السَّبِيل.
خدمت بینندگان عزیز و گرامی خالصانه ترین سلامم را تقدیم می کنم موفقیت روز افزون برای همه گرامیان از خدای منان خواهانم!
شهادت مظلومانه و غریبانه دختر سه یا چهار ساله سید الشهداء حضرت رقیه (سلام الله علیها) این باب الحوائج را تسلیت و تعزیت عرض می کنم. ما طبق برنامه همیشگی مان اول یادی از حضرت زهرا (سلام الله علیها) بکنیم بعد شهادت حضرت زهرا را با این دختر سه ساله سید الشهداء (سلام الله علیه) پیوند بدهیم!
تازیانه خصم اگر بر دخت پیغمبر نمی زد * کعب نی هرگز کسی بر زینب اطهر نمی زد
گر نمی شد حق حیدر غصب تا روز قیامت * پشت پا کس بر حقوق آل پیغمبر نمی زد
دشمن بی رحم اگر بر بیت وحی آتش نمی زد * عصر عاشورا کسی بر خیمه ها آذر نمی زد
محسن شش ماهه گر مقتول پشت در نمی شد * حرمله تیری به حلقوم علی اصغر نمی زد
فاطمه گر کشته راه امام خود نمی شد * زینب غمدیده هم بر چوب محمل سر نمی زد
دختر غمدیده ویران نشین سیلی نمی خورد * خصم اگر در کوچه سیلی بر رخ مادر نمی زد!
«صلی الله علیک یا مولاتی یا فاطمة الزهرا إشفعی لنا عند الله»
مجری:
تو هر دم گریه بر این لاله کردی * برایم ناله کردی ناله کردی
چه دیدی در نگاه این سه ساله * که یاد از یاس هجده ساله کردی
الحمد لله در ایام شهادت زهرای سه ساله حضرت سید الشهداء باز هم در محفلی دیگر با نام حضرت صدیقه طاهره جلسه ما متبرک شد. حضرت استاد عزیز! راجع به وجود حضرت رقیه (سلام الله علیها) مباحث فراوانی مطرح شد مناقشات و تردیدهای در این قصه هست در منابع معتبر شیعی راجع به وجود حضرت رقیه مطالبی وارد شده است.
با دل قرص در روضه ها وارد بشویم با دل قرص این روضه را بشنویم البته از این بانو زیاد حاجت گرفتیم در این مجالس ارتباط ما با حضرات معصومین برقرار شد. اما از لحاظ تاریخی می خواهیم از شما بشنویم.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه وَ الّلعنُ الدّائمُ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه، وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ، حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ، نِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ
در رابطه با حضرت رقیه (سلام الله علیها) از مخالفین مان گلایه نداریم آن ها اگر در این قضایا تردید نکنند باید در «ناصبی» بودن شان تردید کرد. حتی این ها نسبت به قبر مطهر حضرت امیر (سلام الله علیه) هم تردید دارند. نسبت به محل زیارت امام حسین (سلام الله علیه) تردید دارند. نسبت به امام رضا هم تردید دارند.
تنها کسی که تردید ندارند خلیفه اول و دوم است. در رابطه با خلیفه سوم شان هم تردید دارند که قبرش کجا است!
ولی گلایه مان از بعضی از دوستان خودی است بعضی از بحث های که در «حوزه» در جلسات علمی مطرح می شود یا در بعضی از سایت ها مباحث علمی این ها را به رسانه می کشانند. در رسانه هفتاد، هشتاد درصد مردم ارتباط خیلی زیاد با مباحث علمی ندارند.
امروز مواردی داشتیم تماس داشتند فلان بزرگواری که ما هم خدمت ایشان ارادت داریم مطالبی در یکی از شبکه ها گفت مقداری تردید در دل مان ایجاد شد قضیه چه است؟
اولاً کتاب های که در رابطه با حضرت رقیه (سلام الله علیه) مستقلاً نوشته شده است کتاب «عربی»، «أنا رقیة بنت الحسین» آقای «عباس صفار»، «کویت» دار الأثر 1429 چاپ کرده است. «الطلفة الشهیدة محمد نور الدین»، چاپ «بیروت» انتشارات اعلمی یکی از انتشارات خیلی معتبر «بیروت» است.
«السیدة الرقیة بنت الحسین عامر حلوّ» چاپ «اتریش» 1419؛ «قصة السیدة الرقیة» تألیف «محمد باقر ناصری»، «بیروت» دار المحجة البیضاء؛ «کرامات سید الزینب علیه السلام و یلیه کرامات السیدة الرقیة»، «علی ابراهیمی»،«بیروت» مؤسسه بلاغ؛ در کمتر از پنج دقیقه این ها را به صورت «عربی» نوشته شده بود در بیاورم.
«فارسی» احساس می کنم شاید بالای بیست و پنج، سی تا کتاب در رابطه با حضرت رقیه نوشته شده است یکی از این ها «از شام تا به شام» آقای «بهمن عبداللهی نیا» انتشارات «مفید تهران»؛ «از غریبه ها می ترسم»، «آستان قدس رضوی» چاپ سال 1380؛ «اسوه های ایثار شهیده سه ساله»، «عباس قدیانی»؛ «اسیر کوچک»، «مریم صباغ زاده ایرانی»؛ «اشکی بر سه ساله»، «محمد حائری» انتشارات عاشوراء؛
همچنین آقا زاده حضرت آیت الله العظمی آقا «شیخ جواد تبریزی» کتابی به نام «رقیه» دارد. کتاب خیلی خوبی است شاید جدیدترین و محققانه ترین کتابی است که به نظر من، نوشته شده است. ایشان از فضلاء و اساتید «حوزه» هستند روی سایت شاید بالای سیصد مقاله در رابطه با حضرت رقیه (سلام الله علیها) باشد.
با وجود این، مقداری تردید کردن یا ایجاد تردید برای عموم مردم گمان می کنم مرضی حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) نباشد. مباحث زیادی در حوزه ها داریم در مباحث علمی مطرح می کنیم بگو مگو هم داریم ولی این ها مخصوص مباحث علمی است نه در رسانه آن هم رسانه های داخلی!
ولذا نباید با مقدسات و عقائد مردم بازی کنیم.
یادم نمی رود خدا بیامرزد آیت الله «هاشمی شاهرودی» در یکی از مجلات «دفتر تبلیغات حوزه» آقای بد سلیقه ای مقاله ای نوشته بود در رابطه با این که آیا امام را امام باید غسل بدهد یا نه تردیدی ایجاد کرد چند روایت ضعیف از «نواصب» آورده بود. امام حسین در «کربلاء» بود امام زین العابدین در زندان بود چطور آمد غسل داد و نماز خواند؟
امام رضا در «مشهد» شهید شد امام جواد در «مدینه» بود. امام کاظم در «بغداد» شهید شد امام رضا در «مدینه» بود.
یادم نمی رود آیت الله «شاهرودی» با ایشان ارتباط تنگاتنگ داشتیم وقتی منزل ما می آمدند فرزند دو ساله اش را با خودش می آورد این قدر صمیمی بودیم. ایشان «سر دبیر» این مجله را خواست، بنده را هم فرمودند خدمت شان رسیدیم.
ایشان خیلی عصبانی شد گفت هیچ مشکلی در عالم اسلام نداشتیم جز این که شما بیایید این تردید را ایجاد کنید، ده روایت صحیح داریم فقهای مان مطرح کردند:
«الْإِمَامَ لَا يَغْسِلُهُ إِلَّا إِمَامٌ»
الكافي (ط - الإسلامية)، نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج1، ص384
«الإمام لا يصلّي عليه إلّا الإمام»
این همه روایات صحیح داریم بعد گفت فلانی این ها را به صورت مقاله نوشته است خدمت ایشان آمدن حضرت سجاد برای دفن حضرت سید الشهداء؛ آمدن آقا امام جواد با طی الأرض به «طوس» برای غسل، دفن و نماز بر امام رضا؛ آمدن امام رضا (سلام الله علیه) به «بغداد» تمام این ها را با روایت های صحیح داریم.
ولی آدم های بد سلیقه و بد فکری برای خالف تُعرف روایات صحیح، معتبر و مستفیض را کنار می گذارد مخصوصاً عبارتی از «کافی» انتخاب کرده بود در متن روایت هم هست که «خاقانی» از اشد «نواصب» بود مطلبی از او نقل کرده است.
بعد آن آقا (نمی خواهم نامش را ببرم) گفت مقاله ای که فلانی نوشته بده در شماره بعدی چاپ کنیم گفتم مجله شما را ارزش این که مقاله بدهم چاپ کنید نمی دانم. چرا دارید همچنین کاری می کنید؟
آقای «شاهرودی» فرمودند از شما می خواهم مقاله را بدهید چاپ کنند گفتم حضرتعالی می فرمایید چشم شماره 71 یا 72 بود در شماره 71 مقاله آن آقا بود اتفاقاً از طلبه های «مشهد» هم بود از آقایان «مشهدی»ها خیلی بعید است آن ها در ولایی بودن گوی سبقت را از دیگران برده اند. دادیم خدمت ایشان چاپ کردند هیچ پاسخی هم نسبت به مقاله ما نبود.
خدمت حضرت آیت الله العظمی «فاضل لنکرانی» رسیدیم ایشان خیلی تشکر فرمودند مقاله جامع و جالبی بود. ما کاری نکردیم روایات صحیح و فتاوای فقهاء را در 25 صفحه جمع کردیم.
بعضی ها بد سلیقه هستند یک سری مباحثی را در رسانه یا در سایت مطرح می کنند صلاح ما نیست جمله ای آقای «شاهرودی» فرمود گفت هشت سال جنگ دفاع مقدس را همین مقدسات مذهبی مردم به سرانجام رساند.
اگر امروز این را زیر سوال ببرید فردا دیگری را زیر سوال ببرید و ... اگر اتفاقی برای کشور بیافتد مقدسات مردم را که شما این طور مورد هجمه قرار دادید چه کسی می خواهد از کشور دفاع کند؟
در هر صورت...
من احساس می کنم بعضی از آقایان مقداری کم لطف و بد سلیقه هستند.
در رابطه با حضرت رقیه (سلام الله علیها) از روز عاشوراء مطالب متعددی داریم. کتابی اخیراً نوشته شد «موسوعة کلمات الإمام حسین»، «پژوهشکده سازمان تبلیغات» نوشته است اکثراً از رفقاء و دوستان ما هستند به بینندگان عزیز توصیه می کنم این کتاب را در سه جلد است تهیه کنند در این کتاب کل وقایع عاشوراء را مستند از منابع شیعه و سنی نقل کردند خیلی جالب است.
مجری:
تمام سخنان حضرت در طول مبارک شان است یا فقط مربوط به عاشوراء است
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
نه کل کلمات را آوردند در کنارش هم حالات حضرت را آوردند قبل از عاشوراء، روز عاشوراء، بعد از عاشوراء جلد سوم هم مخصوص زندگی امام سجاد (سلام الله علیه) است گروهی کار کردند کار یک نفر نیست.
مجری:
کتابی آیت الله «نجمی (رحمة الله علیه)» داشتند «سخنان حسین ابن علی» جدیداً دارم می خوانم کار خیلی خوبی است ولی به قول خودشان از «کربلاء» تا بعد از آن قصه است یعنی مربوط به «کربلاء، مکه و مدینه» می شود ما قبل را شامل نمی شود ولی اینی که شما می گویید خیلی جامع است.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
کتاب خیلی جامعی است این کتاب سه جلدی هر جلدش 600- 700 صفحه است به زبان «عربی» است نمی دانم ترجمه شده است یا خیر؟ در نرم افزار «مکتبه اهل بیت» این کتاب هست الحق و الانصاف بنده از این کتاب خیلی استفاده کردم چون هم منابع شیعه و هم منابع اهل سنت را آوردند این خیلی خوب است.
یعنی آدم می خواهد روی یک قضیه ای کار کند می بیند شیعه و سنی در رابطه با واقعه عاشوراء، قبل از عاشوراء، بعد از عاشوراء چه گفتند این خیلی جالب است
مجری:
گویا ترجمه هم شده است به نام «فرهنگ جامع کلمات امام حسین» خیلی مشتاق هستیم تهیه کنیم و بخوانیم بهترین راه شناخت حضرت همین است که امام حسین را از خود امام حسین بشناسیم.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
بله، واقعاً امام حسین از زبان امام حسین، علی را از زبان علی، حضرت مهدی از زبان حضرت مهدی؛ به قدری توقیعات و فرمایشات داریم یکی از تصمیم های داریم ان شاء الله بتوانیم موسوعه احادیث حضرت مهدی را مثل «موسوعه امام رضا» در هشت جلد آوردیم احتمال می دهیم چهارده، پانزده جلد باشد.
اگر بشود مبوب بشود تمام بشارت های که قبل از ولادت حضرت مهدی (ارواحنا فداه) بود انبیاء گذشته و ... دادند تا به ویژگی های یاران حضرت مهدی برسیم 313 نفر خیلی دوست دارم اگر توفیقی داشته باشیم یکی، دو جلسه در مورد این که یاران حضرت چه ویژگی های دارند؟ در روایت داریم در هر روز و شب منتظر ظهور حضرت باشید.
«ما من لیلة ویوم الا انتظرو فرجه»
هیچ روز و شبی نباشد شما منتظر فرج نباشید. در روایت داریم خای عالم امر فرج را در یک شب فراهم می کند.
مجری:
و این مي طلبد که ما آن آمادگی را در خودمان ایجاد کنیم
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
بله، مخصوصاً ویژگی های که در یاران حضرت هست وقتی آدم می خواند مقداری خودش را مقایسه می کند از خودش خجالت می کشد این ها چه کسانی هستند؟ حتی تعدادشان روز ظهور حضرت با طی الأرض به خدمت حضرت می رسند بعضی با طی الهواء؛ ظاهراً از آقا امام صادق (سلام الله علیه) سوال می کنند کدام یک از این ها مقام شان بالا است؟
گفت آن های که مثل حضرت سلیمان طی الهواء داشتند تعبیر می کنند سوار ابر می شد سوار ابر شدن و رفتن برای فهم عموم است. ولی با طی الأرض دارد ولی در یک چشم به هم زدن می رود در یک چشم به هم زدن با هوا می رود. همان طور که در رابطه با حضرت سلیمان، «آصف ابن برخیا» می گوید قبل از این که چشمت را به هم بزنی تمام تاج و تخت «بلقیس» را در محضر شما می آورم.
در این موسوعه کلاً در روز عاشوراء قضایایی را نقل می کند حضرت سکینه (سلام الله علیها) به دختر سه ساله ای که داشت ظاهراً دختر سه ساله غیر از رقیه با هیچ یک از فرزندان حضرت تطبیق نمی کند. گفت خواهر بیا دامن پدر را بگیریم نگذاریم برود کشته شود آقا امام حسین با شنیدن این حرف اشک ریخت.
حضرت رقیه (سلام الله علیها) گفت بابا گریه نکن من مانعت نمی شوم حضرت او را به آغوش گرفت و لب های خشکیده اش را بوسید یک دفعه این دختر سه ساله صدا زد
«العطش العطش، فان الظما قد احرقنی»
بابا تشنگی جگرم را کباب کرده است حضرت با رقیه (سلام الله علیها) خداحافظی کرد و این جمله را گفت:
أُنادي أَلا يا زَيْنَبُ يا سَكينَةُ * أَيا وُلْدي مَنْ ذا يَكُونُ لَكُمْ بَعْدي
أَلا يا رُقَيَّةُ يا أُمَّ كُلْثُوم أَنْتُمْ * وَديعَةُ رَبّي الْيَوْمُ قَدْ قَرُبَ الْوَعْدِ
مـوسوعه کلمات الامـام الحسین؛ نويسنده: لجنة الحديث في معهد باقر العلوم (ع)، ناشر: دار المعروف للطباعة والنشر: 1416 - 1995 م، ج1، ص511
همه شما را به خدا می سپارم وقت خدا حافظی رسیده است!
دوستان می توانند «موسوعة کلمات امام حسین»، جلد 1، صفحه 511 را ملاحظه کنند.
جالب است سال 60 یا 61 در «کتابخانه مسجد فاطمیه» می رفتم کتاب «سیره معصومینِ جواد فاضل (رضوان الله تعالی علیه)» را مطالعه می کردم به قلم «جواد فاضل» خیلی علاقه دارم خیلی حماسی می نویسد.
«نهج البلاغه» را وقتی آدم می خواند با آن قلم حماسی آدم بال در می آورد. حالات آقا امام حسین را می خواندم در آن جا این را دیدم در شب عاشوراء حضرت رقیه (سلام الله علیها) مورد عنایت ویژه آقا امام حسین بود ایشان هم (الان در ذهنم نیست) از چه کسی نقل کرده بود؟ چون قضیه تقریباً نزدیک به چهل سال قبل بر می گردد.
گفت امام حسین به این بچه خیلی علاقه داشت در میان دخترانش تنها دختر شبیه به حضرت زهرا (سلام الله علیها) بود. یعنی قیافه رقیه، جلد دوم قیافه فاطمه زهرا (سلام الله علیها) بود.
ولذا این دختر هر شب به جای این که پیش مادر بخوابد در بغل آقا امام حسین می خوابید. گفت شب عاشوراء خطبه حضرت سید الشهداء، نماز، عبادت و ... دختر سه ساله هر چه منتظر شد پدر بیاید بغلش بگیرد دختر سه ساله خبر ندارد قضایا چه است؟
خیلی منتظر شد مدام بیرون خیمه می رفت و داخل می آمد می دید آقا مشغول نماز و عبادت است تا این که خواب اذیتش می کند دارد با دست های کوچکش از خاک «کربلاء» شبیه متکاء درست کرد صورتش را بر روی آن خاک گذاشت همان جا به همان شکل خوابید!
این قضایا کاملاً واضح و روشن هست حضرت رقیه (سلام الله علیها) کاملاً در «کربلاء» وجودش از خیلی از صحابه حتی برادران حضرت قمر بنی هاشم مثل «عون، جعفر» که خیلی زیاد نمود ندارد، در تاریخ در رابطه با آن ها کم داریم ولی در رابطه با حضرت رقیه به این شکل مطالب زیاد است.
آقای «ابو مخنف – متوفای 157» یعنی معاصر آقا امام صادق (سلام الله علیه) و امام باقر (سلام الله علیه) بود حضرت امام صادق متوفای 148، ایشان 157 است هم زمان امام رضا و هم زمان امام کاظم را درک کرده است.
ایشان کتابی به نام «مقتل» دارد در مقتلی که انتشارات «شریف رضی» چاپ کرد در صفحه 141 در چاپ های جدید متأسفانه هر چه گشتم پیدا نکردم در آن جا دارد که حضرت سید الشهداء روز عاشوراء در وداع آخرینش دارد که
«ثم نادی یا ام کلثوم، یا سکینه، یا رقیه، یا عاطفه یا زینب یا اهل بیتي علیکن مني سلام»
معمولاً وقتی «عَلیک» را مقدم بر سلام می کنند یعنی سلام وداع است «السلام علیک» در ورود یا موقع خداحافظی می گویند یعنی دیدارها هست ولی وقتی می گویند «علیکَ مِنْ السلام» یا «علیکُنَّ مِن السلام» یعنی این آخرین سلام است.
از «سیف ابن عَمیره»، «عُمیره» نیست از اصحاب امام صادق (سلام الله علیه) و مورد وثوق تمام رجال شناسان هست. ایشان بنا به نقل «مقتل الرقیة» از کتاب «منتخب التواریخ» مرحوم «میرزا هاشمی خراسانی»، صفحه 388 اشعاری نقل می کند از اصحاب امام صادق (سلام الله علیه) است.
«و سکینه عنها السکینه فارقت ** لما ابتدیت بفرقه و تغیر»
از حضرت سکینه وقار و آرامش جدا شد وقتی که احساس جدایی کرد
«و رقیه رق الحسود لضعفها»
و حضرت رقیه به قدری ضعیف و لاغر بود که همه به حالش گریه می کردند
«و غدا ليعذرها الذي لم يعذر»
تا آن جای که می گوید:
لم انسها و سکینه و رقیه** یبکینه بتحسر و تزفر
هرگز فراموش نمی کنم ناله های جانسوز سکینه و رقیه را
«و عبیدکم سیف فتی ابن عمیره»
عبد و نوکر شما هست «سیف ابن عمیره» بلکه نه:
«عبد لعبد عبید حیدر قنبر»
این که می گویم عبد شما هستم شاید اضافه باشد من عبد غلام حیدر حضرت «قنبر» هستم! این کاملاً واضح و روشن هست که آقایان آوردند.
«سید ابن طاوس» از کسانی که واقعاً مقامات بالا را طی کرد و کمالات زیادی را پیمود به قدری خدمت حضرت ولی عصر رسیده بود می گفت من با تُن صدای حضرت آشنا هستم. در میان بزرگان مان «مقدس اردبیلی (رضوان الله تعالی علیه)»، «سید ابن طاوس» خدمت حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) کثیر التشریف بودند.
«سید ابن طاوس – متوفای 664» ایشان هم کتابی دارد به نام «لهوف» بعضی وقت شاهد بودم «مقام معظم رهبری» در نماز جمعه کتاب را می آوردند و مقتل خوانی از روی کتاب «اللهوف على قتلى الطفوف» در انتشارات «اسوه» مال «سازمان اوقاف»، صفحه 141 با ترجمه جناب آقای «بخشایشی (رضوان الله تعالی علیه)»، صفحه 104؛ «اعلام الوریٰ»، صفحه 236 ایشان هم نقل می کند.
مرحوم «سید ابن طاوس» نقل می کند حضرت سید الشهداء در کنار خیام آمد گفت
«يا اختاه يا امّ كلثوم! و انت يا زينب و انت يا رقية و أنت يا فاطمه و أنت يا رباب! انظرن اذا أنا قتلت فلا تشققن علىّ جيبا و لا تخمشن عليّ وجها و لا تقلن علىّ هجرا»
صدا زد حضرت زینب، حضرت رقیه، حضرت رباب و دیگران را که بعد از من خیلی بی تابی نکنید چنگ به صورت نزنید حرف های که در زمان جاهلیت گفته می شد مطرح نکنید.
در کتاب «کامل بهائی» بعضی ها تصور می کنند «کامل بهائی» مال «شیخ بهائی» است کاملاً اشتباه است «شیخ بهائی» قرن نُهم و دهم بوده است. این کتاب مال جناب «حسن ابن علی ابن محمد طبری امامی» مشهور به «طبری امامی» از علمای قرن هفتم است.
خودمان هم نتوانستیم سال وفاتش را پیدا کنیم ولی ایشان کتابی نوشت تحت عنوان «بهاء الدین محمد جوینی» به «والی اصفهان» هدیه کرد در زمان «هلاکو خان»، «هلاکو – متوفای 663»، «بهاء الدین محمد جوینی – متوفای 675» است.
در این جا مفصل در رابطه با قضیه «سقیفه»، مطاعن دشمنان اهل بیت، مدخل سید الشهداء مفصل پرداخته است. ایشان مفصل قضایای حضرت رقیه را آورده است مرحوم «محدث قمی» هم در کتاب «نفس المهموم» که از معتبرترین کتاب های مقتل هست در آن جا مفصل آورده است. همچنین در کتاب «فوائد الرضویة» مال صاحب «مفاتیح الجنان، محدث قمی» هست در آن جا آورده است.
مرحوم آیت الله «صفائی خوانساری» مفصل قضیه شهادت حضرت رقیه را مطرح کردند (اشاره می کنم) این ها در حقیقت یک بخشی از وجود واقعی حضرت رقیه در «کربلاء» و در مسیر بود که بزرگان ما از زمان عصر امام صادق، «سیف ابن عَمیره» این مباحث را مطرح کرد. «سید ابن طاوس (رضوان الله تعالی علیه)» آورده «ابو مخنف» هم آورده است.
نمی شود به سادگی از کنارش رد شد بیاییم مطالبی را مطرح کنیم خدای نا کرده فردای قیامت چه بسا یک کلمه ای از زبان انسان بیرون بیاید که نتواند پاسخگوی آن باشد. بعضی ها به شوخی کلمه ای کفر آمیز گفتند خدای عالم می گوید: (كَفَرُوا بَعْدَ إِيمَانِهِمْ)
(كَيفَ يهْدِي اللَّهُ قَوْمًا كَفَرُوا بَعْدَ إِيمَانِهِمْ وَشَهِدُوا أَنَّ الرَّسُولَ حَقٌّ وَجَاءَهُمُ الْبَينَاتُ وَاللَّهُ لَا يهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ)
چگونه خداوند جمعيتي را هدايت ميکند که بعد از ايمان و گواهي به حقانيت رسول و آمدن نشانههاي روشن براي آنها، کافر شدند؟! و خدا، جمعيت ستمکاران را هدايت نخواهد کرد!
سوره آل عمران (3): آیه 86
با این یک کلمه از ایمان بیرون رفتند و کافر شدند.
«محمد ابن الوهاب» می گوید وقتی صحابه با یک کلمه کافر شدند چرا شیعه کافر نباشد؟ می خواهد شیعه را تکفیر کند خبیث به این آیه استدلال می کند. چه بسا کلمه ای از زبان مان بیرون بیاید خدای نا کرده سال ها زحمات و تلاش هایمان را حبط کند از این به خدای عالم پناه می بریم.
مجری:
تعبیر محققانه بودن اثر را بیان کردید و اهل تحقیق بودن خیلی خوب است با دقت مسائل را بررسی کنیم خیلی مهم است. این که (هر سخن جایی و هر نکته مقامی دارد) دارد مد نظر داشته باشیم به قول شما بعضی مباحث، جای شان در مناظرات علمی است این که به رسانه کشیده بشود شبهه ای در ذهن دیگران ایجاد کند به ثواب نزدیک نیست.
ان شاء الله که بدانیم و بتوانیم در خدمت معارف اهل بیت از همه ظرفیت ها و ظرافت ها استفاده کنیم.
(میان برنامه)
مجری:
می گفت روز عاشوراء هر شهیدی که به خاک می افتاد قبل از شهادت، سرش را بر دامن سید الشهداء می دید اما بمیرم برای سید الشهداء وقت شهادت کسی سرش را به دامن نگرفت!
بیست و چند روز گذشته حضرت رقیه جبران کرد در خرابه «شام» سر پدر را به دامن گرفت و ادامه ماجرا... در ایام شهادت حضرت رقیه (سلام الله علیها) یاد کنیم از همه شهدای مدافع حرم که نگذاشتند پای حرامی به آن حرم ها باز بشود یاد کنیم و ان شاء الله شهدای عزیز مدافع حرم دعا گوی ما باشند.
استاد عزیز! در منابع اهل شیعه هم از متأخرین، معاصرین و هم از متقدمین راجع به حضرت رقیه شنیدیم و اسم و رسم ایشان آمده است سن و سال شان در خیلی از مطالب بیان شده بود. اما اهل تسنن آیا راجع به ایشان مطالبی دارند؟
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
نکته خوبی است بررسی های که داشتم چند موردی دیدم به دو مورد اشاره می کنم یکی جناب آٔقای «شعرانی» است «عبد الوهاب ابن احمد شعرانی» شافعی مذهب است مطالب زیادی هم نسبت به ولی حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) دارد کسانی که حضرت ولی عصر را دیدند یکی از علمای اهل سنت نقل می کند یک هفته حضرت ولی عصر مهمان ما بود.
از مرحوم «شعرانی – متوفای 973» ایشان مشهور هستند کتابی دارد به نام «المنن» در باب دهم قضایایی را نقل می کند می گوید نزدیک «مسجد جامع دمشق» بقعه و مرقدی است به حضرت رقیه دختر امام حسین تعلق دارد. روی سنگ قبر او این عبارت نوشته شده است
«هذا البیت بقعة شرفت بآل النبی و بنت الحسین الشهید رقیة علیه السلام»
این خانه بقعهای است که شرافتش به آل پیغمبر و دختر سیدالشهدا حضرت رقیه سلام الله علیها است.
لطائف المنن و الاخلاق فی بیان وجوب التحدث بنعمه الله علی الالاق؛ شعرانی، عبدالوهاب بن احمد؛ ناشر: مطبعة المیمنیه، مصر؛ باب دهم، ص 477
وقتی یک سنی دارد این طور نقل می کند آن وقت این طور صحبت کنیم. کتابی جدیداً چاپ شده است «سرگذشت جانسوز حضرت رقیه»، صفحه 53 به نقل از کتاب «معالی السمطین» مرحوم «حائری».
آقای «قندوزی حنفی- متوفای 1294» هجری قمری است در کتاب «ینابیع المودة» مفصل در صفحه 416 مطالبی را در رابطه با فضائل اهل بیت آورده است «وهابی»ها خیلی زیاد با او رابطه ندارند. بعضاً جسارت هم به او می کنند.
مجری:
خوشا به سعادتش که «وهابی»ها به او حسادت می کنند.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
بله، مرحوم «شوشتری» در «احقاق الحق»، جلد 11، صفحه 633 دارد. «مناقب ابن شهر آشوب (رضوان الله تعالی علیه)»، جلد 4، صفحه 109 این را آورده است. ولی از ایشان داریم نقل می کنیم که حضرت سید الشهداء (سلام الله علیه) در روز عاشوراء عرضه داشت.
با این حال ما این مطلب را ایشان «قندوزی حنفی» نقل میکنیم حضرت سیدالشهدا در روز عاشورا عرضه داشت:
«اللهم إنک شاهد علی هؤلاء القوم الملاعین، إنهم قد عمدوا أن لا یبقوا من ذریة رسولک (ص)»
خدایا شاهد هستی که این قوم میخواهند از ذریه پیغمبر اکرم کسی در روی زمین باقی نماند.
«وهو یبکی بکاء شدیداً وینشد ویقول:»
حضرت سپس به شدت گریه کردند، مخالفین را نفرین کردند و فرمودند:
«یا رب لا تترکنی وحیدا * قد أظهروا الفسوق والجحودا»
سپس فرمودند:
«وصیرونا بینهم عبیدا یرضون فی فعالهم یزیدا»
آنها به خاطر رضایت یزید این همه جنایت کردند و عزیزان مرا کشتند.
«وأنت بالمرصاد»
خدایا تو در کمین گاه نشستهای.
«ثم نادی: یا أم کلثوم، ویا سکینة، ویا رقیة، ویا عاتکة، ویا زینب، یا أهل بیتی علیکن منی السلام»
حضرت تک تک اهلبیتش را صدا زدند و از آنها خداحافظی کردند.
«فلما سمعن رفعن أصواتهن بالبکاء»
وقتی اهلبیت وداع حضرت را شنیدند، صدای ضجه و گریهشان بلند شد.
«فضم بنته سکینة الی صدره، وقبل ما بین عینیها، ومسح دموعها»
حضرت سکینه بسیار بی تابی میکرد. حضرت ایشان را به آغوش گرفت و صورتشان را بوسید و با دامنشان اشک چشمان حضرت سکینه را پاک کرد.
«سیطول بعدی یا سکینة فاعلمی»
دخترم سکینه بدان که تو زنده میمانی.
«منک البکاء إذ الحمام دهانی»
بعد از آنکه مرگ مرا به خون بدنم آغشته کرد.
بنده در بسیاری از منابع مشاهده کردم که وقتی این شعر را آوردهاند، «إذ الحمام دهانی» را رها کردند و ترجمه نکردند. «حمام» به معنای رنگ است و «دهانی» به معنای رنگ آمیز شدن است.
«لا تحرقی قلبی بدمعک حسرة»
سکینه با اشکهایت قلب پدر را آتش نزن.
«مادام منی الروح فی جثمانی»
تا من زنده هستم این چنین قطرات اشکت را به رخسارت جاری نکن.
«فإذا قتلت فأنت أولی بالذی»
گریههایت را نگهدار و وقتی به شهادت رسیدم.
«تأتینه یا خیرة النسوان»
گریههای جانسوزت را جاری کن.
ینابیع المودة لذوی القربی للشیخ سلیمان بن ابراهیم القندوزی الحنفی (1220 - 1294 ه)؛ تحقیق سید علی جمال اشرف الحسینی، ج 3، ص 71، باب 79
این شعر مشهور است و «علامه مجلسی» و دیگران هم آن را نقل کردهاند. این شعر را یک عالم سنی حنفی مذهب در کتاب «ینابیع المودة» نقل میکند.
از میان علمای شیعه قرن ششم و هفتم هم آقای «ابن شهرآشوب مازندرانی» در کتاب «مناقب» جلد چهارم صفحه 109 آن را نقل کرده است. بنده به همین دو مورد اکتفا میکنم.
«مرحوم شوشتری» در کتاب «احقاق الحق» با تحقیق آیت الله العظمی مرعشی موارد متعددی را نقل کرده است. دوستان میتوانند به این کتاب جلد یازدهم صفحه 633 به بعد مراجعه کنند. این قضایا از منابع اهل سنت در این کتاب نقل شده است.
مجری:
بسیار خوب، خیلی ممنونم. ان شاءالله که بتوانیم مطالعه کنیم و بخوانیم و معرفت خودمان را نسبت به وجود مقدس خاندان حضرات معصومین بیشتر کنیم.
حاج آقا قزوینی بنده به عنوان یکی از عوام جامعه یا طلبهای که چند سال درس خواندم، ممکن است نسبت به بعضی از روضهها و مطالب تاریخی حساس باشم و سند و دلیل بخواهم و سعی داشته باشم از گزافات و اضافاتی که بوده است پرهیز کنم.
حال قطعاً حساسیت مراجع عظام تقلید و علمای برجسته نسبت به ما صد چندان است و همانطور که فعلشان بر ما حجت است، گاهی اوقات قول و عملشان بر ما حجت است. نظر مراجع عظام تقلید و علمای معاصر راجع به وجود حضرت رقیه چگونه هست؟!
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
سؤال زیبایی است. ما در سایت «مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر» مطالب زیادی از بزرگان نظیر «شهید مطهری، آیت الله العظمی میرزا جواد تبریزی» و دیگران آوردیم. همچنین سایتهای دیگر هم مطالبی در این زمینه آوردهاند.
مرحوم آیت الله العظمی شیخ جواد تبریزی یکی از مراجع بزرگ معاصر بوده است، به طوری که در درس خارج فقه ایشان حداقل پانصد مجتهد حضور داشتند. ما هم افتخار داشتیم مدتی در محضرشان بودیم. ایشان مینویسد:
"مزار کنونی حضرت رقیه بنت الحسین (علیه السلام) در شام از اول مشهور بود، گویا امام حسین (علیه السلام) نشانی را از خود در شام به یادگاری سپرده است تا فردا کسانی پیدا نشوند که به انکار اسارت خاندان طهارت و حوادث آن بپردازند. این دختر خردسال گواه بزرگی است بر اینکه در ضمن اسیران حتی دختران خردسال نیز بودهاند."
البته «ابن تیمیه» ادعا میکند که خاندان رسول الله به اسارت نرفته بودند، بلکه یزید خواست آنها برای هواخوری به آنجا بروند تا یزید از آنها دلجویی کند و هدایایی به آنها بدهد!!
وقتی انسان بی عقلی همانند «ابن تیمیه» هست، واقعاً آیت الله العظمی شیخ جواد تبریزی حق دارند چنین حرفی بزنند.
"ما ملتزم به این هستیم که بر دفن حضرت رقیه (علیها السلام) در این مکان شهرت قائم است، حضرت در این مکان جان سپرده و دفن شده است. ما به زیارتش شتافتیم و باید احترام او را پاس داشت. دفن این طفل خردسال در شام گواه بزرگ و نشان قوی از اسارات خاندان طهارت و ستم روا داشته بر ایشان دارد."
ایشان در آخر فتوا میدهند و مینویسند:"بنابراین بر همه واجب است احترام این مکان (محل دفن حضرت رقیه) را داشته باشند و به سخنان فاسد و بیهودهای که از گمراهی شیاطین است گوش فرا ندهند و اعتنایی نکنند. ما با زیارت دختر امام حسین حضرت رقیه (علیها السلام) به خداوند متعال تقرب میجوییم، آن دختری که خود مظلوم بود و خاندان وی همه مظلوم بودند."
ببینید این تعبیر چقدر تعبیر زیبایی است! این تعبیر فلان منبری، فلان مداح یا فلان طلبه مبتدی نیست بلکه فقیهی است که بیش از پانصد مجتهد پای درس ایشان بودند.
مجری:
ایشان به دو شبهه پاسخ دادند؛ هم راجع به وجود حضرت رقیه گفتند و هم راجع به مرقد حضرت رقیه گفتند.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
بله. آیت الله العظمی مکارم شیرازی مینویسند: "شکی نیست که دختر کوچکی از امام حسین (علیه السلام) در شام از دنیا رفت و در آنجا دفن شد و حرم فعلی منسوب به همان دختر است، اما این که نام آن دختر «رقیه» بوده یا نام دیگری داشته است در بین دانشمندان اسلامی اختلاف نظر وجود دارد. هرچند معروف این است که نامش «رقیه» است."
آیت الله العظمی نوری همدانی مینویسند: "در کتابهایی چون «کامل بهائی»، «نفس المهموم» و کتابهای معتبر دیگر دختر خردسالی که برخی نام او را «رقیه» نامیدهاند و در شام به شهادت میرسد، برای امام حسین (علیه السلام) ذکر کردهاند. اگر کسی برای آن حضرت نذر کند باید آن را ادا نماید و مضجع موجود در دمشق متعلق به آن حضرت است."
آیت الله العظمی مظاهری (حفظه الله) مینویسد: "همین جا که به عنوان مرقد حضرت رقیه (علیها السلام) مشهور است، مرقد اوست و تشکیک کردن یک ظلم است آن هم ظلم به بچه مظلوم امام حسین (علیه السلام).
همین شهرت راجع به مرقد مطهر حضرت زینب (سلام الله علیها) نیز هست و تشکیک در آن ظلم به حضرت زینب (سلام الله علیها) است و ظلم به حضرت زینب گناهش خیلی بزرگ است. ما در اینگونه موارد نظیر سیادت اشخاص و قبور بزرگان چیزی جز شهرت نداریم و این شهرت در نظر همه فقها حجت بوده و هست."
حضرت آیت الله العظمی علوی گرگانی مینویسند:"وجود حضرت رقیه (سلام الله علیها) از مسلمات تاریخی است و اگر شبههای هم هست در اصل وجود ایشان نیست و بعضی از شبهات در نام مبارک او وجود دارد، ولی این مسئله که دختری از امام حسین (علیه السلام) در شام مدفون است هیچ گونه شک و شبههای در آن وجود ندارد."
حضرت آیت الله العظمی روحانی هم در این زمینه میفرمایند:"حضرت رقیه سه ساله در خرابه شام از دنیا رفته و قبرش هم در آنجاست و معجزات زیادی هم نقل شده است."
حضرت آیت الله مبشر کاشانی هم مطالبی در این زمینه دارند. حجت الاسلام و المسلمین جاودان که خود استوانهای عرفانی و علمی است، مطالبی نسبت به حضرت رقیه بیان کردهاند.
اینها نظرات تعدادی از مراجع و بزرگان ما در رابطه با اصل دختری به نام حضرت رقیه از امام حسین (علیه السلام) است.
مراجع عظام تقلید بر این عقیده هستند که حضرت رقیه در اینجا دفن است و این مرقد متعلق به این بزرگوار است. هرگونه تشکیک ظلم به حضرت رقیه است و این مرقد دارای معجزات است.
به تعبیر مرحوم آیت الله العظمی شیخ جواد تبریزی ما نباید به تشکیک بعضی از افراد فاسد گوش فرا دهیم.
ما بارها دیدیم که بعضی از مراجع عظام تقلید در کنار مرقد مطهر حضرت رقیه تعظیم میکنند، نماز و زیارتنامه میخوانند.
بنده گمان نمیکنم کسی در طول پانصد سال اخیر سراغ داشته باشد که یکی از مراجع بزرگوار در رابطه با مرقد مطهر یا زیارت یا معجزات و کرامات حضرت رقیه کوچکترین شبهه و تردیدی کرده باشد.
دلیل اینکه نام حضرت رقیه در بعضی از کتابهای زمان گذشته نیست، بنده بارها عرض کردم که دشمنان شیعه تمام تلاش خود را به کار بردند تا آثار شیعه را نابود کنند.
«شیخ مفید» متوفای 413 هجری است. مخالفین کتابخانه ایشان را که مملو از کتب شیعه بود آتش زدند و به خاکستر مبدل کردند.
در زمان ایشان تمامی کتابها خطی بود و زمانی که انسان میخواست یک کتاب را تهیه کند یا مبلغ گزافی پرداخت میکردند یا هزینه سنگینی برای استنساخ آن خرج میکردند.
بعد از «شیخ مفید» شاگرد ایشان «سید مرتضی» متوفای 436 هجری هزاران کتاب جمع کرد. بازهم یک دسته از سنیهای متعصب کتابخانه ایشان را آتش زدند.
«شیخ طوسی» متوفای 460 هجری شاگرد «سید مرتضی» کتابخانهای داشت که در آن بنا به نقلی یازده هزار جلد کتاب و بنا به نقلی هفده هزار جلد کتاب وجود داشت.
تقریبیترین روحانی شیعه در تاریخ، «شیخ طوسی» بود، به طوری که پنج درس خارج فقه داشت. یک درس برای علمای شیعه، یک درس برای علمای شافعی، یک درس برای علمای حنفی، یک درس برای علمای مالکی و یک درس برای علمای حنبلی.
کتاب «خلاف» اثر «شیخ طوسی» محصول درس خارج ایشان برای فقهای اهل سنت است. ایشان می گوید: ما در میان صحابه دوازده هزار صحابی میشناسیم که هیچگونه انحرافی از آنها ثابت نیست و ما امید شفاعت از این دوازده هزار صحابی داریم.
ایشان چنین شخصیت تقریبی داشتند، اما بازهم مخالفین کتابخانه ایشان را آتش زدند و به خاکستر مبدل کردند. حال ما انتظار داریم که این بزرگواران همه مطالب را بنویسند یا بعد از آنها مطالب را بنویسند!!
ما در تاریخ کتاب شناسی، همانند «آقا عزیز طباطبایی» (رضوان الله تعالی علیه) نداشتیم. خداوند روحشان را شاد کند.
ایشان به ما محبت فوق العاده ای داشتند، به طوری که اگر ما یک هفته خدمتشان نمیرفتیم به ما زنگ میزدند و میگفتند چه ترک اولایی از ما سر زده است که این هفته به دیدار ما نیامدید و هرگاه میرفتیم از محضرشان استفاده میکردیم.
ایشان برای ما نقل کرد که من برای مداوا به لندن رفته بودم. بنده در آنجا از کتابخانه بزرگ لندن که چند میلیون کتاب خطی در آنجاست دیدن کردم. من در این کتابخانه مشغول مطالعه بودم که به یک نسخه از کتاب «رجال» اثر «شیخ طوسی» برخورد کردم.
اولین کتاب «شیخ طوسی» که چاپ شد، در مطبعه آداب نجف بود که چاپ شد و بعد از آن هم همین کتاب در طول این دویست سال دست علما و فقهای ما بود.
ایشان نسخهای خطی از کتاب «رجال» اثر «شیخ طوسی» دیدند. تقریباً در ذهن دارم این کتاب نزدیک به صد سال بعد از «شیخ طوسی» استنساخ شده بود.
زمانی که صلیبیها به کشورهای اسلامی حمله کردند که سیصد سال طول کشید، بسیاری از کتابهای شیعه را غارت کردند و بردند.
یکی از کتابهایی که در زمان حمله صلیبیها از کشورهای اسلامی به ویژه عراق غارت کردند و بردند، همین کتاب «رجال» اثر «شیخ طوسی» است.
ایشان نقل میکردند که من مقایسه کردم و دیدم در هر صفحه سه یا چهار اسم راوی در این نسخه خطی هست، اما در نسخه چاپی نیست.
ایشان از طریق میکروفیلم نسخهای از این کتاب گرفته بودند و با خود آوردند که آن را به ما دادند. ما در کتابخانه «مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر» یک نسخه از آن کتاب داریم.
جامعه مدرسین حوزه علمیه هم تلاش جانانهای کردند و کتاب «رجال» اثر «شیخ طوسی» را بر مبنای این نسخه خطی نوشتند. این کتاب حدود سی درصد اضافه دارد، به این معنا که در استنساخ ها همه افتاده بوده است.
به عنوان مثال اصحاب امام صادق در نسخه قبل دو هزار و پانصد نفر بودند، اما در این نسخه سه هزار و چهارصد نفر هستند. این نسخه اینقدر اثر دارد.
وقتی ما میبینیم بعضی مطالب در بعضی از کتابها نیست عوامل متعددی دارد و یک عامل و دو عامل نیست.
بنده دست همه عزیزان منبری و مداحان بزرگوار و فضلا و طلبهها را میبوسم و تقاضا میکنم قدری بیشتر دقت و مطالعه کنند.
هر مطلبی که ان قلت و قلت هست را در منبر یا جلسات عمومی مطرح نکنند، بلکه مطالبی که منقح است و بزرگان و مراجع ما بر او عنایت دارند و جزو مشهورات است را بیان کنند. امام باقر (سلام الله علیه) به «زراره» فرمودند:
«يَا زُرَارَةُ خُذْ بِمَا اشْتَهَرَ بَيْنَ أَصْحَابِكَ»
ای زراره آنچه در میان علمای شیعه شهرت دارد مقبول ائمه اطهار است.
عوالي اللئالي العزيزية في الأحاديث الدينية؛ نويسنده: ابن أبي جمهور، محمد بن زين الدين، محقق / مصحح: عراقى، مجتبى، ناشر: دار سيد الشهداء للنشر، مكان چاپ: قم، سال چاپ: 1405 ق، نوبت چاپ: اول، ج4، 133
پرداختن به مشهورات در حقیقت امروز جزو قطعیات ما هست. بنابراین علمای اهل سنت هم فتوا دادند که در غیر از احکام و واجبات به روایات ضعیف هم میتوان عمل کرد.
ملاحظه کنید در کتاب «تاریخ ابن اثیر» و «تاریخ طبری» چند روایت صحیح وجود دارد. ملاحظه کنید «تاریخ ابن خلدون» چقدر روایات صحیح دارد. کتاب «البدایة و النهایة» اثر «ابن کثیر» چند روایت صحیح دارد.
کتاب «ارشاد» اثر «شیخ مفید» یا کتاب «مناقب» اثر «ابن شهرآشوب» هم از این دست هستند. اگر ما بخواهیم در مباحث تاریخی مته به خشخاش بگذاریم، بسیاری از مسائل به هم میریزد.
این توصیه ما به همه عزیزان و بزرگواران هست، مخصوصاً با شنیدن این فرمایشات مراجع و بزرگان. اگر ما مطالب علمی مطرح میکنیم هم پایان بخش آن نظرات مراجع بزرگوار معاصر را نقل کنیم و بگوییم که بزرگان ما چنین نظری دارند.
اگر هم از گفتار ما در ذهن افراد شبههای پیش میآید، این شبهات با فرمایشات مراجع برداشته شود.
مجری:
همانطور که بی دلیل مطلب اضافه کردن مضموم هست و جای ایراد دارد، بی دلیل حذف کردن هم ایراد دارد. همانطور که حضرتعالی فرمودید باید بتوانیم مطالب را محققانه و با پژوهش نقل کنیم و بی دلیل حذف نکنیم.
در کتاب «منتخب التواریخ» گویا مطلبی راجع به نبش قبر حضرت رقیه نقل شده است. این قضیه را هم بیان کنید تا کم کم وارد بحث روضه حضرت رقیه هم بشویم و بهره بیشتری ببریم.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
«مرحوم میرزا هاشم خراسانی» متوفای 1352 هجری هستند و کتاب «منتخب التواریخ» ایشان کتاب بسیار خوبی است و واقعاً «منتخب التواریخ» است.
ایشان از قول یکی از علمای بزرگوار به نام «شیخ محمد علی شامی» که یکی از علمای نجف بوده است مطلبی نقل میکند. ایشان هم از «سید ابراهیم دمشقی» که نسبش به «سید مرتضی علم الهدی» منتهی میشود این مطلب را نقل میکند.
ایشان نقل میکند یک شب دختر بزرگ من خواب دیده بود که شخصی در خواب به او گفت: به پدرت بگو به والی شهر بگوید قبر مرا آب گرفته و در ناراحتی هستم. بیایید قبر مرا اصلاح کنید.
دختر به پدرش گفت و پدرش اهمیت نداد، زیرا حاکم غیر شیعه بود و ایشان ترسید مسئلهای پیش بیاید. فرداشب دختر کوچکتر این مرد بازهم همین خواب را میبیند، اما ایشان بازهم از ترس والی شهر جرئت گفتن پیدا نمیکند و میگوید که خواب است.
شب سوم کوچکترین دختر هم همین خواب را میبیند. «سید ابراهیم دمشقی» که یکی از نوادههای «سید مرتضی علم الهدی» هست، قضیه را با حاکم و والی شام مطرح میکند.
آنها چند تن از علمای بزرگ شیعه و سنی را جمع میکنند. علما که نسبت به فرزند امام حسین عنایتی داشتند، لباس خوب میپوشند و غسل میکنند و به طرف مرقد مطهر حضرت رقیه حرکت میکنند.
والی شهر میگوید: این در قفل است. هرکدام از شما دست زدید و این در به خودی خود باز شد، او شایستگی این را دارد که وارد مرقد مطهر شود.
هرکدام از علما قفل را میگیرند، قفل باز نمیشود. در نهایت «سید ابراهیم دمشقی» به قفل دست میزند و قفل باز میشود. در زمان سابق قفلها طوری بود که باز کردن آن ساده نبود و تنها با پیچ باز میشد.
ایشان قفل را باز میکند و وارد مرقد مطهر میشوند. هرکسی با کلنگ می زند قبر کنده نمیشود، اما زمانی که «سید ابراهیم» شروع به کندن میکند میبیند که مرقد مطهر مملو از آب شده است.
جنازه مطهر دختر سه ساله حضرت سیدالشهدا را از قبر بیرون آوردند، به طوری که حتی کفن هم نپوسیده بود گویا نیم ساعت قبل دفن شده است.
بدن مطهر حضرت رقیه را بیرون میآورند، آب را خالی میکنند، مسیر آب را تغییر میدهند و بعد از خشک کردن قبر دوباره بدن مطهر حضرت رقیه را در لحد قرار میدهند.
والی شهر تفصل ماجرا را به «سلطان عبدالحمید» که یکی از حاکمان عثمانی بود نوشت. او هم تولیت مرقد حضرت زینب و حضرت رقیه را به «سید عباس» پسر «مرحوم سید ابراهیم» داد. فرزندان ایشان نسل اندر نسل تولیت این دو مرقد را داشتند.
دوستان میتوانند کتاب «منتخب التواریخ» صفحه 388 را مطالعه کنند. در رابطه با شهادت حضرت رقیه (سلام الله علیها) حرف بسیار زیاد است و مبنای ما هم بر این است که مستند حرف بزنیم.
«مرحوم محدث قمی (رضوان الله تعالی علیه)» در کتاب «نفس المهموم» صفحه 416 دو قضیه را نقل کرده است. اولین قضیه به نقل از کتاب «کامل بهائی» است که عرض کردیم اثر «طبری شیعی» یکی از اعیان قرن هفتم است.
ایشان نقل میکند که حضرت زینب (سلام الله علیها) و أم کلثوم و رباب و دیگران شهادت امام حسین را از بچهها مخفی میکردند. نقل شده است حضرت دختر کوچکی به نام رقیه داشتند که سه یا چهار سال داشت.
حضرت رقیه میفرمود: پدر من کجاست؟! اطرافیان میفرمودند: پدرت به مسافرت رفته است.
حضرت رقیه یک شب پدر را در خواب میبیند، از خواب بیدار میشود و شروع به گریه کردن میکند. حضرت میفرماید: من پدرم را در خواب دیدم در حالی که بسیار مضطرب بود.
من از دامن پدر گرفتم و گفتم: بابا خیلی وقت است که تو را ندیدم. تو که مرا دوست داشتی، چرا فراموشم کردی؟!
نیمه شب اهلبیت با گریه این کودک به گریه افتادند. یزید ملعون از خواب بیدار شد و گفت: چه خبر است؟! سربازان جستجو کردند و گفتند: یکی از دختران امام حسین در عالم خواب پدرش را دیده است و گریه میکند.
یزید دستور داد که سر مطهر حضرت سیدالشهدا را برای دختر ببرند. این هم از خباثت این لعین بود که به جای دلداری و آرامش دادن میخواست غصه و درد قلب خاندان اهلبیت را بیشتر کند.
«مرحوم محدث قمی» بعد از نقل این قضیه میگوید: در بعضی از تألیفات بزرگان دیدم که سر مطهر امام حسین را در داخل تشتی گذاشتند و روی آن سرپوشی گذاشتند و در مقابل این دختر سه ساله قرار دادند.
حضرت رقیه (سلام الله علیها) فرمود: این چیست که برای من آوردید؟! سربازان گفتند: این سر پدر توست.
«فرفعته من الطّست حاضنة له»
وقتی حضرت رقیه پوشش را کنار زد، دید سر مطهر امام حسین آغشته به خون هست.
« وهي تقول: يا أباه ! مَن ذا الذي خضّبك بدمائك؟»
حضرت رقیه صدا زد: بابا چه کسی محاسن و صورت تو را با خون آغشته کرده است؟!
«يا أبتاه! مَن ذا الذي قطع وريدك؟»
بابا چه کسی رگهای گردن تو را قطع کرده است؟!
«یا أبتاه ! مَن ذا الذي أيتمني على صغر سنّي ؟»
بابا چه کسی مرا در این سن کوچکم بی پدر کرده است؟!
«يا أبتاه ! مَن بقي بعدك نرجوه ؟»
بابا بعد از تو به چه کسی امیدوار شوم؟!
«یا أبتاه ! مَن لليتيمة حتّى تكبر؟»
بابا دختر سه سالهات را چه کسی پرستاری میکند تا بزرگ شود؟!
حضرت رقیه مشغول گفتن این کلمات بود تا لبهای کوچکش را بر لبهای خشکیده بابا گذاشت و شروع به بوسیدن کرد.
«و بكت بُكاءاً شديداً حتّى غشي عليها»
حضرت رقیه گریه شدیدی کرد تا جایی که غش کرد و گریه حضرت رقیه قطع شد.
«فلمّا حرّكوها فإذا بها قد فارقت روحها الدُنيا»
وقتی حضرت را تکان دادند دیدند روح حضرت رقیه از دنیا مفارقت کرده است.
نفس المهموم فی مصیبة سیدنا الحسین المظلوم؛ المحدث الجلیل الحاج الشیخ عباس القمی، دار المحجة البیضاء، للطباعة و النشر، بیروت – لبنان؛ ص 416، باب وقائع الشام
یکی از بزرگان نقل میکند که حضرت سید الساجدین بسیار بی تابی و گریه میکردند. اطرافیان به حضرت عرضه داشتند: آقاجان! چرا این همه بی تابی میکنید؟!
وقتی عزیزی از دنیا میرود و بعضی از حالات و منظرهها و خاطرههای آن عزیز به ذهن انسان میرسد جگر انسان کباب میشود.
امام سجاد فرمودند روزی این دختر سه ساله دست مرا گرفت و روی سینه و شکمش قرار داد و گفت: برادر! آیا در منطقه شام از من گرسنهتر هم کسی هست؟!
ألا لعنة الله علی القوم الظالمین و سیعلم الذین ظلموا أی منقلب ینقلبون
مجری:
قبول باشد، طیب الله أنفاسکم، خیلی ممنون.
با اینکه غمی بزرگ بر دوش من است
او نیست ولی صداش در گوش من است
ای هق هق بی امان کمی بند بیا
حالا که سر پدر در آغوش من است
الحمدلله از نعمت اشک در این جلسه هم برخوردار شدیم. الحمدلله برای ما که از نعمت داشتن دختر برخوردار هستیم، شنیدن روضه حضرت رقیه ویژگیهای خاصی دارد. ان شاءالله خدا همه خانوادههای شیعه را از داشتن نعمت دختر بهره مند کند.
دقایق پایانی برنامه است و تماس تلفنی داریم. آقای نیک روان عزیز از تالش مهمان تلفنی ما هستند. سلام علیکم، شب شما بخیر، بفرمایید:
بیننده (آقای نیک روان از تالش – شیعه):
سلام علیکم، شب شما بخیر.
مجری:
علیکم السلام، بفرمایید.
آقای نیک روان:
سؤالی از حاج آقا داشتم. ما به کربلا رفتیم و آرزومندیم خداوند تمام کسانی که کربلایی هستند سعادت نصیب کند تا به کربلا بروند.
وقتی امام حسین و حضرت ابوالفضل و بزرگان دیگر را زیارت کردیم، در گوشهای زمینی به نام هفتاد و دو تن بود. با توجه به علم امروزی هفتاد و دو تن در این تکه زمین جای نمیگیرد.
آیا این قسمت از زمین به یاد شهدای هفتاد و دو تن است؟! اگر این قسمت را زیارت نکنیم و سایر زیارتگاهها را زیارت کنیم، زیارت ما قبول میشود یا خیر؟!
دوما اینکه میخواستم ببینم بزرگانی که همراه امام حسین آمدند و در کربلا شهید شدند فرزندان چه کسانی هستند؟! خیلی ممنونم، خدانگهدار!
مجری:
ایشان دو سؤال داشتند. سؤال اول راجع به مزار شهدا که در کنار سیدالشهدا و در آن فضا هستند یا خیر. سؤال دوم ایشان بسیار مفصل بود و همین یک سؤال چند برنامه میطلبد که ببینیم شهدا فرزندان چه کسانی بودند.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
آقای نیک روان! بعد از شهادت امام حسین، امام سجاد (علیه السلام) با طی الأرض از زندان کوفه به کربلا آمدند.
ما این مطالب را با سند صحیح در منابع شیعه داریم. «مرحوم شیخ مفید» و «علامه مجلسی» و دیگران همگی این قضیه را نقل کردهاند.
بنده هم در مقالهای که در مجله حوزه به چاپ رساندم، در شماره 72 یا 73 تمام مدارک آن را با سندهای صحیح و بررسی سندی آوردم.
وقتی امام سجاد حضرت سیدالشهدا را دفن کردند، حضرت علی اکبر را پایین پای حضرت دفن کردند. حضرت ابوالفضل هم کنار علقمه به خاک سپرده شدند. امام سجاد هفتاد شهید دیگر را به تدریج پایین پای حضرت علی اکبر دفن کردند.
حال معلوم نیست حضرت سید الساجدین شهدا را در یک قبر دسته جمعی دفن کردند یا قبرهای متعدد بود که قبیله بنی اسد کندند معلوم نیست.
حساب کنید هفتاد قبر در سه ردیف بیست تایی یا چند ردیف پانزده تایی است. چنین نیست که تنها این منطقه چند متری پایین پا مرقد مطهر این هفتاد تن باشد. چه بسا بسیاری از قبرها زیر دیوارهایی است که بنا کردند.
آنچه برای ما قطعی و مسلم است، این است که قبر این هفتاد نفر پایین پای حضرت علی اکبر (علیه السلام) و در این محوطه است. حال اینکه محوطه چقدر جا گرفته است، قبرها چطور بوده و شهدا به چه نحو دفن شدند بحث دیگری است.
سؤال دوم ایشان بسیار مفصل است. فرزندان حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در کربلا بودند، فرزندان «عبدالله بن جعفر» و دیگر بنی هاشم در کربلا حضور داشتند.
تعدادی از صحابه نظیر «حبیب بن مظاهر»، «مسلم بن عوسجه»، «وهب» و دیگران حضور داشتند و افرادی هم نظیر «زهیر» در مسیر به حضرت پیوسته بودند.
کتاب «موسوعة الکلمات الإمام حسین» اسامی تمامی شهدا را با نسبشان مفصل ذکر کردهاند.
مجری:
ان شاءالله به این کتاب رجوع میکنند، میبینند و ان شاءالله بیشتر خواهند آموخت.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
اگر ایشان به قم مشرف شدند، وقتی از طرف خیابان ساحلی به مسجد اعظم میآیید روبرویتان آیت الله العظمی بروجردی اسامی هفتاد و دو تن شهدای کربلا را کاملاً با کاشی نوشتهاند.
مجری:
خیلی خوب، بسیار ممنونم. حاج آقای قزوینی استفاده کردیم همانند همه برنامههایی که خدمت شما بودیم. ان شاءالله خداوند به زمان و توان و مال و زندگی شما برکت بدهد.
چقدر خوشحالم در برنامهای که به نام حضرت رقیه بود، ذکر خیر حضرت سکینه (سلام الله علیها) هم شد. ان شاءالله بیشتر راجع به این ذوات مقدسه بخوانیم و بدانیم و در مسیرشان حرکت کنیم.
تشکر از حاج آقا قزوینی، تشکر از دوستانمان در مجموعه «شبکه جهانی حضرت ولی عصر» و تشکر از شما که با این برنامه همراهی کردید. در پناه حضرت صاحب الزمان باشید، یا علی، التماس دعا!
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته