-
حبل المتین 18 مهر 1400
01:24:25 دقیقه -
حبل المتین 15 مهر 1400
01:24:40 دقیقه -
آیت الله حسینی قزوینی
01:23:24 دقیقه
حبل المتین 11 مهر 1400 -
آیت الله حسینی قزوینی
01:25:53 دقیقه
حبل المتین 8 مهر 1400 -
آیت الله حسینی قزوینی
01:28:17 دقیقه
حبل المتین 1 مهر 1400 -
آیت الله حسینی قزوینی
01:27:14 دقیقه
درسها و آموزههایی از امامت و ولایت (5) 28 شهریور 1400 -
آیت الله حسینی قزوینی
01:25:33 دقیقه
حبل المتین 25 شهریور 1400 -
آیت الله حسینی قزوینی
01:24:54 دقیقه
ویژه برنامه شهادت حضرت رقیه (سلام الله علیها) 21 شهریور 1400 -
آیت الله حسینی قزوینی
01:25:29 دقیقه
درسها و آموزههایی از امامت و ولایت (3) «معیار فرقه ناجیه» 18 شهریور 1400 -
آیت الله حسینی قزوینی
01:27:19 دقیقه
حبل المتین 14 شهریور 1400 -
آیت الله حسینی قزوینی
01:25:24 دقیقه
حبل المتین 4 شهریور 1400 -
آیت الله حسینی قزوینی
01:25:31 دقیقه
حبل المتین 31 مرداد 1400 -
آیت الله حسینی قزوینی
01:28:27 دقیقه
حبل المتین 17 مرداد 1400 -
آیت الله حسینی قزوینی
01:27:52 دقیقه
حبل المتین 14 مرداد 1400 -
آیت الله حسینی قزوینی
01:26:10 دقیقه
وجه شباهت سیزدهم امتهای پیشین به امت پیامبر اکرم ص 10 مرداد 1400 -
آیت الله حسینی قزوینی
01:25:46 دقیقه
حبل المتین 31 تیر 1400 -
آیت الله حسینی قزوینی
01:24:17 دقیقه
تشبیه اهل بیت به کشتی نوح با استفاده از آیات قرآن (تشبیه دهم) 27 تیر 1400 -
آیت الله حسینی قزوینی
01:24:15 دقیقه
وجه شباهت نهم امتهای پیشین به امت پیامبر اسلام (صلی الله علیه واله وسلم) 24 تیر 1400 -
آیت الله حسینی قزوینی
01:27:15 دقیقه
شهادت امام جواد (علیه السلام) و پاسخ به شبهات مطرح شده در این موضوع! 20 تیر 1400 -
آیت الله حسینی قزوینی
01:27:26 دقیقه
وجه شباهت هشتم امتهای پیشین به امت پیامبر اسلام (صلی الله علیه واله وسلم) 17 تیر 1400 -
آیت الله حسینی قزوینی
01:27:02 دقیقه
وجه شباهت هفتم امتهای پیشین به امت پیامبر اسلام (صلی الله علیه واله وسلم) 13 تیر 1400 -
آیت الله حسینی قزوینی
01:21:37 دقیقه
وجه شباهت ششم امتهای پیشین به امت پیامبر اسلام (صلی الله علیه واله وسلم) 10 تیر 1400 -
آیت الله حسینی قزوینی
01:22:21 دقیقه
بررسی حدیث سفینة در منابع اهل سنت و شیعه 3 تیر 1400 -
آیت الله حسینی قزوینی
01:26:39 دقیقه
وحدت در میان مسلمین 27 خرداد 1400 -
آیت الله حسینی قزوینی
01:24:28 دقیقه
شخصیت والای حضرت امام صادق علیه السلام در کلام علمای اهل سنت 13 خرداد 1400 -
آیت الله حسینی قزوینی
01:25:32 دقیقه
اثبات خلافت امیرالمؤمنین در کلام رسول گرامی اسلام 9 خرداد 1400 -
آیت الله حسینی قزوینی
01:25:58 دقیقه
اثبات خلافت امیرالمؤمنین در کلام رسول گرامی اسلام 6 خرداد 1400
بررسی معیار بودن «عمار» در روایت رسول اکرم (صلی الله علیه واله وسلم) آیت الله حسینی قزوینی
قسمت نود و هشتم برنامه حبل المتین با کارشناسی آیت الله سیدمحمد حسینی قزوینی
دیگر قسمت ها
برنامه حبل المتین - 25 07 1400 (قسمت نود و هشتم)
عنوان برنامه: بررسی معیار بودن «عمار» در روایت رسول اکرم (صلی الله علیه واله وسلم)
کلیدواژه: شبکه حضرت ولی عصر؛ حضرت خدیجه؛ حضرت علی؛ عمار؛ معاویه، یا صاحب الزمان؛ آیت الله بهجت!
استاد: حضرت آیت الله حسینی قزوینی
مجری: حجت الاسلام والمسلمین مرعشی
مجری:
أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ الْحَمْدلِلَّهِ رَبِّ العالَمين وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِينَ
عرض سلام، ادب و احترام دارم خدمت همه شما بینندگان عزیز و ارجمند شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)!
الحمدلله این توفیق نصیب مان شد، امشب که به نقلی شام ازدواج پر خیر و برکت حضرت ختم مرتبت حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله و سلم) و حضرت «خدیجه کبری (سلام الله علیها)» است این برنامه را تقدیم نگاه همه شما عزیزان بکنیم!
این مناسبت میمون و فرخنده را خدمت همه شما تبریک عرض میکنم، این مناسبت و ثمره این ازدواج، ثمره کل گیتی و هستی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) شد. الحمدلله در شب های که برنامه «حبل المتین» پخش میشود این افتخار را پیدا میکنیم تا به آن حضرت متوسل بشویم و حداقل در این شبها بتوانیم یادی از آن دردانه هستی بکنیم.
همانطور که مطلع هستید در محضر حضرت استاد حضرت آیت الله دکتر «حسینی قزوینی» هستیم ان شاءالله امشب هم نهایت بهره و استفاده را از محضرشان ببریم و از ایشان بخواهیم مثل همیشه در ابتدای فرمایشات شان ما را بهره مند بسازند و حسن مطلع کلام شان را زهرایی قرار بدهند. سلام عرض میکنم محضرتان در خدمتتان هستیم.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
سلام علیکم و رحمة الله و برکاته
السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ فِي أَرْضِه، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مِيثَاقَ اللَّهِ الَّذِي أَخَذَهُ وَ وَكَّدَهُ- ِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللَّهِ وَ دَلِيلَ إِرَادَتِه، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا وَعْدَ اللَّهِ الَّذِي ضَمِنَه، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا صَاحِبَ الْمَرْأَى وَ الْمَسْمَع فَمَا شَيْءٌ مِنَّا إِلَّا وَ أَنْتُمْ لَهُ السَّبَبُ وَ إِلَيْهِ السَّبِيل.
خدمت بینندگان عزیز و گرامی در هر کجای این کره خاکی که بیننده برنامه ما هستند خالصانه ترین سلامم را تقدیم می کنم، موفقیت روز افزون برای همه گرامیان از خدای منان دارم!
از آنجایی که این روزها، روزهای حزن اهل بیت است، روزها هجوم به خانه وحی و آتش زدن به درب خانه صدیقه طاهره (سلام الله علیها) و شکسته شدن پهلوی حضرت زخمی شدن سینه نازنین آن بزرگوار شهادت «محسن»، سیلی خوردن صدیقه طاهره (سلام الله علیها) که واقعا نمیدانیم این مسائل را وقتی مرور میکنیم قلب مان کباب میشود، جگرمان آتش میگیرد.
آقا ولی عصر (ارواحنا لتراب مقدم الفداء) برایش اینها حق الیقین است و همواره جلوی چشمش است آن بزرگوار چه میکشد!
از طرفی این روزها از جهات مختلف مایه سرور اهل بیت، آغاز امامت، ولایت و خلافت مولای مان (بقیه الله الاعظم ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) است. همانطوری که عزیزمان اشاره کردند روز ازدواج با برکت و پرافت افتخار حضرت «خدیجه (سلام الله علیها)» با رسول گرامی (صلی الله علیه و آله و سلم).
من فقط یک جملهای از حضرت زهرا (سلام الله علیها) عرض کنم و یک اشارهای هم به قضیه حضرت «خدیجه (سلام الله علیها)» داشته باشم و بعد بحثمان شروع کنیم.
سرفصل کتاب آفرینش زهراست
روح ادب و کمال بینش زهراست
روزی که گشایند در باغ بهشت
مسئول گزینش و پذیرش زهراست
من از همه مخصوصاً عزیزان شیعه تقاضا میکنم این نعمتی که خدای عالم به ما به نام زهرای مرضیه داده است قدر این بزرگوار را بدانیم هرچه بیشتر محبت و عشق به این نازنین را در سراسر وجودمان، در رگ، پوست، استخوان و خون مان عجین کنیم.
امام صادق فرمود مردم در دنیا قدر ما را نمیدانند در قیامت معلوم میشود قدر ما چه است! روایتی را خواندیم خلاصهاش را عرض میکنم، چون این روایت خیلی برای من لذت بخش وجالب است صدیقه طاهره وقتی میخواهد وارد بهشت بشود دم در بهشت میایستد، خطاب میآید چرا وارد بهشت نمیشوی؟
عرضه میدارد خدایا من میخواهم قدر و منزلتم در نزد تو برای خلایق از اولین تا آخرین معلوم بشود، خطاب میآید زهرا جان برگرد آن کسانی که تو را دوست دارند، در حقشان شفاعت کن، آنهایی که فرزندان شما را دوست دارند شفاعت کن، آنهایی که شیعیان تو را دوست دارند به شیعیان تان محبت کردند، به فرزندانتان محبت کردند، آب دادند، غذا دادند احترام کردند، اینها را شفاعت کن.
صدیقه طاهره انبوهی از این خلایق را شفاعت میکند اینها دم در بهشت میآيند خطاب میآید به برکت از شفاعت حضرت زهرا وارد بهشت بشوید.
این روایت را با تمام وجودمان عقیده داریم، اینها وارد بهشت نمیشوند، خطاب میّشود چرا وارد بهشت نمیشوید؟ اینها عرضه میدارند خدایا ما که مشمول شفاعت حضرت زهرا شدیم و به این مقام و به این شرافت رسیدیم میخواهیم قدر ما هم برای مردم روشن بشود!
میگوید شما هم برگردید هر کس به شما محبت کرده، به دوستان شما محبت کرده طعام، آب و غذا و میوهای داده، خلاصه هر کس در حق شما و فرزندان شما و دوستان شما محبت کردند شفاعت کنید. اینها برمیگردند، خلاصه هر کس را که چشمشان میافتد، در دنیا محبتی از آنها دیدند شفاعت میکنند.
امام میفرماید جز نواصب و کفار کسی در عرصات نمیماند بقیه همه به برکت شفاعت حضرت زهرا (سلام الله علیها) و شفاعت شفاعت شدههای حضرت زهرا (سلام الله علیها) وارد بهشت میشوند.
ما دلمان به این خوش است و یقین هم داریم این روز را ان شاءالله خواهیم دید و شبههای هم نداریم. وقتی مودت زهرا اجر رسالت میشود اینها چیز مهمی نیست.
اما در رابطه با حضرت «خدیجه (سلام الله علیها)» مرحوم «ابوالقاسم کوفی» کتابی به نام «الاستغاثه» دارد کتاب خیلی خوبی است، ایشان متوفای ۳۵۲ است؛ یعنی در حقیقت معاصر «شیخ صدوق» است کمی از «کلینی» عقبتر است شاید عصر «کلینی» را درک کرده؛ ولی قبل از «شیخ مفید» قبل از «سید مرتضی» و قبل از «شیخ طوسی» است.
در کتاب «الاستغاثه» جلد اول صفحه ۷۰ تعبیر خیلی تعبیر قشنگی است میگوید:
«لم یبق من اشراف قریش ومن ساداتهم وذوی النجدة منهم الا من خطب خدیجة ورام تزویجها»
کتاب الاستغاثة؛ نويسنده: أبو القاسم الكوفي، (وفات: 352)، ج۱، ص۷
هیچ کدام از شخصیتهای قریش نبود، بزرگان و سران «مکه» نبودند همه به خواستگاری حضرت «خدیجه» رفتند؛ ولی «خدیجه (سلام الله علیها)» دست رد به سینه همه زد.
خدای عالم چه عنایتی به او کرده بود وقتی جبرئیل میآید خدمت رسول اکرم میگوید یا رسول الله خدا امر کرده که سلام مرا به «خدیجه» برسانید میگوید «خدیجه (سلام الله علیها)» شب روزش با عشق رسول اکرم سپری میشد، هر روز منتظر یک خبر و یک اتفاق بود.
تا از طرف آقا ابوطالب (سلام الله علیه و لعنة الله علی مخالفیه) چند نفر خانه حضرت «خدیجه» رفتند، گفتند ما میخواهیم از شما اجازه بگیریم برای خواستگاری شما بیاییم. میگفت «خدیجه» خیلی خوشحال شد گفت من مدتها است در انتظار همچنین ساعتی بودم، در انتظار همچنین روزی بودم اجازه یعنی چه؟ «خدیجه» خودش و هر آنچه که دارد فدای خاک زیر پای محمد است.
وقتی برای خواستگاری میآیند نمیدانند این دوتا عاشق معشوق، شاید کلمه عشق خیلی واژه درستی نباشد، حبیب و حبیبه بگوییم، شاید باز حق مطلب ادا نشود، مگر اینکه یک جملهای بگویم حبیب الله با حبیبة الله، حبیب خدا با حبیبه خدا با هم عقد پیوند زدند.
واین عقد، عقد مبارکی بود که اسلام موفقیتش مرهون شمشیر امیرالمومنین (سلام الله علیه) و اموال «خدیجه» بود، اگر اموال «خدیجه» نبود معلوم نبود اسلام سرنوشتش چه میشد. در آن سه سال «شعب ابی طالب» به قول یکی از علمای اهل سنت آقایان خلفا ابوبکر و عمر هنوز مسلمان نشده بودند، عثمان کنار زن و بچهشان بود.
حتی در تاریخ نداریم در این سه سال یک دانه گندم برای رسول اکرم و بنی هاشم که در «شعب ابی طالب» در محاصره اقتصادی بودند رسانده باشند. ما ندیدیم اگر دوستان دیدند به ما اعلام کنند تا برای مردم اعلام کنیم، اگر یک لقمه غذا برایشان فرستادند بفرمایند؛ یعنی سختترین دوران رسول اکرم و پر گرفتارترین دوران رسول اکرم حتی از «جنگ بدر و احد» هم به نظر من سختتر قضیه «شعب ابی طالب» بود.
اینها میخواستند بنی هاشم از شدت گرسنگی در انجا همه جان بسپارند و از بین بروند و بحث نبوت و رسالت و اسلام همه تمام بشود؛ ولی اموال حضرت «خدیجه» در این سه سال تنها ممر تأمین غذا وآذوقه رسول گرامی و مسلمانها بود.
صفایی که حضرت «خدیجه» داشت حالا گرچه شب ازدواج حضرت «خدیجه» است ولی من این جمله را هم بگویم در بعضی از روایات دارد رسول اکرم ۲۵ سال با حضرت «خدیجه» زندگی کرد، زندگی نه، قبلا عرض کردم کلمه عشق را هم خجالت میکشم بگویم عشق؛ یعنی رابطه حبیب الله با حبیبة الله یعنی یک رابطه کاملاً الهی و خدایی و رنگ خدایی!
وقتی «خدیجه» از دنیا رفت رسول اکرم یک سال تمام در فراق حضرت «خدیجه» گریه کرد، یک سال عزای عمومی اعلام کرد، ولی تمام مسلمانها و بنی هاشم یک سال بعد از رحلت جانسوز «خدیجه» عزادار بودند، «خدیجه» این بود.
امیدواریم ان شاءالله خدای عالم به حق حضرت «خدیجه» ما را فردای قیامت از شفاعت حضرت «خدیجه» محروم نکند و حضرت «خدیجه» را قسم میدهیم به رسول الله که عزیزترین فرد بعد از الله تبارک و تعالی در نزد «خدیجه» است در نزد رسول اکرم شفاعت کند و از حضرت بخواهد که از خدای عالم فرج مولایمان (بقیة الله الاعظم) را طلب کند و ما را از یاران خاص آن بزرگوار قرار بدهد.
مجری:
ان شاءالله، خیلی استفاده کردیم، الحمدلله هم کام مان با نام حضرت زهرا، و هم با یاد و نام پدر بزرگوار و مادر بزرگوار ایشان شیرین شد، الحمدلله این توفیق را داشتیم امشب از زبان حضرتعالی شنیدیم و بسیار بهره مند شدیم!
عزیزان بیننده کسانی که برنامه «حبل المتین» را پیگیری میکنند مطلع هستند، نُه جلسهای است که حضرت استاد بحثی را در باب آموزههای ولایت و امامت آغاز کردند، درسهایی که ما باید از امامت و ولایت در ذهنمان داشته باشیم و اینها را باید به عنوان درس های قرار بدهیم که در زندگی خودمان هر وقت که اگر خدای نکرده ممکن بود شبههای وارد بشود استوار بر اینها مسلط باشیم که خدای نکرده ذهنمان یکبار دچار جولانهای انحرافی نشود.
از جانب دیگر هم اگر جایی فرصتش مهیا بود بشتابیم و این مکتب را به آن افرادی که دنبال راه حقیقی و صراط مستقیم هستند بتوانیم معرفی کنیم.
در نه جلسه گذشته مطالب مفصلی مطرح شد؛ اما از آنجایی که ما هنر حضرت استاد را میدانیم و بر این امر واقف هستیم از ایشان طلب بکنیم اگر امکانش است یک مختصری از مباحث گذاشته طوری که عزیزانی که ممکن است وارد در بحث نبودند الان برنامه را مشاهده کردند بدانند فضای بحث چه است از محضرتان استفاده میکنیم.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه وَ الّلعنُ الدّائمُ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه، وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ، حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ، نِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ
بحثی را تحت عنوان «درسهایی از ولایت و امامت» شروع کردیم تا به حال نه جلسه رفتیم، ان شاءالله به حول قوه الهی ۱۰۱ جلسه دیگر طلب بینندگان باشد که ان شاء الله «درسهای ولایت و امامت» را به ۱۱۰ جلسه به حول و قوه الهی برسانیم، هر آنچه که گفتنی و شنیدنی در رابطه با اهل بیت است و همچنین شبهاتی که مخالفین معاندین کردهاند جواب داده بشود.
ان شاءالله این ذخیره باشد برای روزی که:
(يوْمَ لَا ينْفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ)
در آن روز که مال و فرزندان سودي نميبخشد!
سوره شعراء (26): آیه 88
یک دقیقه و یک ثانیه این بحثها اگر مورد رضایت حضرت زهرا (سلام الله علیها) قرار بگیرد برایمان کافی است.
من بارها گفتم ما عمده عمرمان را گذاشتیم روی بحث دفاع از حریم ولایت و یک گمشده داریم، آن هم این است که در این بحثها، مناظرات، گفتگوها و تحقیقات یک لحظه لبخند در سیمای نورانی حضرت صدیقه طاهره ایجاد کند، همین یک لحظه برای ما کافی است بیش از این نمیخواهیم، ولو یک لحظه یک هزارم ثانیه در سیمای صدیقه طاهره از این بحثهای ما تبسم و خوشحالی ظاهر شود راضی هستیم.
مجری:
خیلی همین یک لحظه مهم است میگوید:
هر که با زهرا است احساس سخاوت میکند * مور این وادی سلیمان را ضیافت میکند!
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
من از باب: (وَأَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ) عرض میکنم
(وَأَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ)
و نعمتهاي پروردگارت را بازگو کن!
سوره ضحی (93): آیه 11
بنده حضرت امیر را یکی دوبار در خواب دیدم؛ ولی اصلاً قیافه آن بزرگوار یادم نیست، اما حضرت صدیقه طاهره را به قدری در خواب دیدم که قیافه حضرت الان که دارم صحبت میکنم کاملاً جلوی چشمم است، اگر هزار تا خانم اینجا باشند، حضرت زهرا در میان اینها باشد والله العلی الاعلی با آنچه که شناخت دارم سریع تشخیص میدهم ایشان حضرت صدیقه طاهره است. من گمان میکنم این بالاترین منتی است از باب: «يَا مُبْتَدِئَ كُلِّ نِعْمَةٍ قَبْلَ اسْتِحْقَاقِهَا»
«يَا مُبْتَدِئَ كُلِّ نِعْمَةٍ قَبْلَ اسْتِحْقَاقِهَا»
الكافي (ط - الإسلامية)، نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج2، ص578، بَابُ دَعَوَاتٍ مُوجَزَاتٍ لِجَمِيعِ الْحَوَائِجِ لِلدُّنْيَا وَ الْآخِرَة، ح4
خدای عالم به این حقیر ناچیز سراپا تقصیر کرم و عنایت کرده، امیدواریم که ان شاءالله اینها مقدمه باشد فردا وقتی دیدیم در عرصات محضر بتوانیم بشناسیم انجا هم دست به دامن حضرت زهرا بزنیم.
در این بحثها گفتیم یک مقدمات ضروری است که مقدمات ضروری باید مطرح بشود یکی از این مقدمات این است که اعتقادات مان باید استدلالی باشد طبق آیه ۱۷ و ۱۸ سوره اسرا مفصل صحبت کردیم. عقاید اهل سنت را مانند «فخر رازی» و «راغب اصفهانی» و... گفتیم.
مسئله دوم رسول اکرم فرمود امت من به ۷۳ فرقه تقسیم میشوند، یک فرقه اهل نجات هستند و ۷۲ فرقه وارد آتش جهنم میشوند، این بحث را تقریبا در هشت جلسه بحث کردیم روایت را شیعه و سنی آوردهاند و حتی بعضی ادعای تواتر کردهاند که حدیث متواتر به منزله آیه قرآن است نمیشود منکر آن شد.
در اینجا آقایان اهل سنت اینکه این روایت را نقل کردند در کنارش معیاری هم آوردند که پیغمبر فرمود ان که اهل نجات است من هستم ان که بر روش من و اصحاب من است یا روش و اصحاب من در زمان من است.
اینها را نقد کردیم این اختلافات درگیریها که بین صحابه بوده کشت و کشتاری که بین صحابه بوده و قضیه حدیث حوض و دیگر مطالب تمام اینها را باطل میکند یعنی نمیشود به این عبارت تمسک کرد. ظاهرا این از اضافاتی است که در دوران «بنی امیه و بن العباس» تاسیس شده است.
در بعضی از جاها دارد که آن که سواد اعظم است گروه بیشتر و اکثریت است گفتیم قرآن چندین آیه دارد که اکثریت را میکوبد و اقلیت را تایید میکند.
(وَقَلِيلٌ مِنْ عِبَادِي الشَّكُورُ)
عده کمي از بندگان من شکرگزارند!
سوره سبأ (34): آیه 13
(مَا فَعَلُوهُ إِلَّا قَلِيلٌ)
تنها عده کمي از آنها عمل ميکردند!
سوره نساء (4): آیه 66
تمام اینها این مسائل را باطل میکند.
بعضیها هم گفتن ما اصلاً نمیتوانیم تشخیص بدهیم؛ چون هر فرقهای میگوید ما تابع پیغمبر و اصحاب پیغمبر هستیم و فرقه طرف مقابل را هم تکفیر و تفسیق میکند. عرض کردیم اشاعره میگویند ما حق هستیم، معتزله باطل و اهل جهنم است. به عکس معتزله عشائره را اهل جهنم میدانند.
حنبلیها میگویند هرکس حنبلی نباشد:
«من لم يكن حنبليا فليس بمسلم»
سير أعلام النبلاء؛ اسم المؤلف: محمد بن أحمد بن عثمان بن قايماز الذهبي أبو عبد الله الوفاة: 748، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بيروت - 1413، الطبعة: التاسعة، تحقيق: شعيب الأرناؤوط , محمد نعيم العرقسوسي، ج17، ص625
وهابیها میگویند «من لم یکن وهابیا فهو کافر» اینها از اختلاف عمیق بین آقایان حکایت دارد. کشت و کشتاری که بین صحابه انجام شد را کار نداریم. اختلافات و نزاعهای که بین حنفیها، شافعیها، مالکیها و حنبلیها در طول تاریخ در «نیشابور» در «اصفهان» و در «بغداد» بوده خانههای همدیگر را ویران کردند، بازارها را آتش زدند اینها نشان میدهد که اینها ملاک نمیتواند باشد ملاک چیز دیگر است.
همچنین در دو جلسه قبلی روایاتی را برای عزیزان آوردیم که هم در کتب شیعه هم در کتب اهل سنت است فرقه ناجیه جز فرقه معتقد به امامت امیرالمومنین و یازده فرزندش نیست. «حدیث سفینه» همین را دارد و اینکه یا علی فرقه ناجیه کسانی هستند که معتقد به ولایت تو و ائمه هستند.
همچنین در جلسه گذشته روایتی را مطرح کردیم، روی این خیلی هم مانور دادیم که پیغمبر اکرم فرمودند بعد از من فتنهای ایجاد خواهد شد کتاب «الاصابة فی تمییز الصحابه»، مال «ابن حجر عسقلانی متوفی ۸۵۲» است در جلد چهارم حضرت فرمود بعد از من فتنهای ایجاد خواهد شد اگر همچنین فتنهای شد ملازم علی بن ابی طالب باشید از علی جدا نشوید، اگر از علی جدا شدید دچار فتنه ای خواهید شد که راه گریزی از آن ندارید.
این خلاصه بحث در جلسه گذشته بود.
مجری:
احستم، خیلی لطف فرمودید. الحمدلله عزیزان هم وارد جریان بحث شدند با این ظرافتی که حضرت استاد فرمودند تمامی آن مطالبی که نقاط عطف جلسات گذشته بود و به آن نیاز داشتیم تا الان بتوانیم این جلسه را به طور تفصیل آغاز کنیم، اینها را حضرت استاد بیان کردند، الان آماده هستیم تا از حضرت استاد مطالب این جلسه را بشنویم.
حالا از حضرت استاد میخواهیم سوال بپرسیم این را شما مد نظر قرار داشته باشید و در نظر بگیرید یک فاصلهای میگیریم و ان شاءالله برمیگردیم. سوال ما حضرت استاد این خواهد بود که در جلسه قبل به وجود نازنین حضرت آقا امیرالمومنین اشاره کردند که بنا شد بعد از فتنهها معیار و ملاک قرار بگیرند، اما در روایات اشخاص دیگری را هم میبینیم که کان به این ملاک و معیار رسیدهاند و قرار شده اگر در گروهی باشند، آن فرقه، فرقه ناجیه بشود.
(میان برنامه)
مجری:
عرض سلام مجدد خدمت همه شما بینندگان عزیز و ارجمند شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) الحمدلله تا اینجای برنامه از محضر حضرت استاد استفاده کردیم و شنیدیم هم نسبت به حضرت زهرا (سلام الله علیها) هم راجع به حضرت «خدیجه کبری (سلام الله علیها)» و این ازدواج که امروز سالگردش بود و الحمدلله امشب هم این توفیق را پیدا کردیم تا برنامه «حبل المتین» را تقدیم شما بکنیم.
اما مختصری هم از جلسات گذشته فرمودند قبل از اینکه سوالمان را بخوایم بپرسیم یک یادآوری بکنیم و تذکری بدهم خدمت همه شما عزیزان این شمارههایی را که ملاحظه میفرمایید که عزیزان اتاق فرمان برای شما زیرنویس کردن اینها راههای ارتباطی شما با شبکه است ان شاءالله تماس بگیرید از ابتدای شروع برنامه شما این امکان را دارید تا تماس بگیرید ان شاءالله عزیزان اتاق فرمان شماره تان را یادداشت میکنند در فرصت مقتضی تماس خواهند گرفت و ان شاءالله صدای شما را در تایم انتهایی برنامه خواهیم شنید.
اگر هم نخواستید مستقیماً به صورت صوتی در ارتباط باشید باز هم چنین امکانی است تا از طریق همین پیام رسانهایی که زیرنویس شده پیام خودتان را به صورت متنی بفرستید ان شاءالله در خدمتتان خواهیم بود.
سوال مان این بود حضرت استاد فرمودند که در جلسه گذشته این روایت را نقل کردیم که آقا رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند در فتنه ای که بعد از من به وجود میآید نگاهتان به نگاه امیرالمومنین باشد و امیرالمومنین قرار است شما را از آن فتنه رهایی ببخشد.
حالاسوال مان این است ظاهرا یک روایتی از آقا رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) بوده که اشاره فرمودند به اینکه ببینیم «عمار» کجا میرود و آن فرد را ملاک قرار دادند آیا چنین روایتی وجود دارد و چه نتیجهای میتوانیم از این روایت بگیریم؟
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
بسم الله الرحمن الرحیم، به نکته قشنگی اشاره کردید ما اگر واقعاً روایاتی که در کتب اهل سنت با سند صحیح نقل شده اینها را ملاحظه کنیم خیلی قضیه واضح و روشن است که حق چیست و حق چه کسی است، باطل چیست و باطل چه کسی است!
همین امشب بود داشتم کتاب «الفصل ابن حزم» را در رابطه با قضیه صحابه و امیرالمومنین و «عمار» مطالعه میکردم یعنی واقعاً نمیدانستم به عقل این شخص بخندم یا به بدبختی و بیچارگی این شخص گریه کنم! یعنی در عناد، نصب و عداوت من گمان میکنم گوی سبقت را از «ابن تیمیه» هم «ابن حزم» گرفته باشد.
ان شاءالله در طول بحثهایمان بعضی از حرفهای بیاساس و باطلی که نسبت به شیعه و حضرت امیر دارد برای بینندگان عرض میکنیم.
آقای «حاکم نیشابوری» در کتاب «مستدرک» جلد دوم با پاورقیهای آقای «ذهبی» روایتی را از «ابوسعید خدری» نقل میکند.
«أخبرنا إسحاق بن محمد بن خالد الهاشمي بالكوفة حدثنا محمد بن علي بن عفان العامري حدثنا مالك بن إسماعيل النهدي أنبأ إسرائيل بن يونس عن مسلم الأعور عن خالد العرني قال دخلت أنا وأبو سعيد الخدري على حذيفة فقلنا يا أبا عبد الله»
راوی «خالد عرنی» است میگوید من همراه با «ابوسعید خدری» بر «حذیفه» وارد شدیم و گفتیم آقای «حذیفه»:
«حدثنا ما سمعت من رسول الله صلى الله عليه وسلم في الفتنة»
بعد از پیغمبر فتنهها آغاز شد، یک دسته سراغ خلیفه اول، یک دسته سراغ امیرالمومنین، یک دسته به قول آقایان مرتد شدند، با خلیفه اعلان جنگ کردند و کشت و کشتاری انجام شد اینها کاملا مشخص بود در زمان خلیفه دوم به همین شکل، خلیفه سوم را چه کسانی کشتند! خلاصه فتنهها شروع شد، دو دستگی بلکه چند دستگیها شروع شد.
میگوید گفتیم آقای «حذیفه» ایشان از اصحاب سر رسول الله است اسامی منافقین را تنها کسی که میدانست دیگران نمیدانستند «حذیفه» بود. خلیفه دوم هر وقت یکی از صحابه از دنیا میرفت نگاه میکرد ببیند «حذیفه» برای نمازش میآید یا نمیآید. اگر نمیآمد میدانست که این شخص جزء منافقین است.
در مورد منافقین در سوره توبه دارد:
(وَمِمَّنْ حَوْلَكُمْ مِنَ الْأَعْرَابِ مُنَافِقُونَ وَمِنْ أَهْلِ الْمَدِينَةِ مَرَدُوا عَلَى النِّفَاقِ لَا تَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ سَنُعَذِّبُهُمْ مَرَّتَينِ ثُمَّ يرَدُّونَ إِلَى عَذَابٍ عَظِيمٍ)
و از (ميان) اعراب باديهنشين که اطراف شما هستند، جمعي منافقند؛ و از اهل مدينه (نيز)، گروهي سخت به نفاق پاي بندند. تو آنها را نميشناسي، ولي ما آنها را مي شناسيم. بزودي آنها را دو بار مجازات ميکنيم (:مجازاتي با رسوايي در دنيا، و مجازاتي به هنگام مرگ)؛ سپس بسوي مجازات بزرگي (در قيامت)فرستاده ميشوند.
سوره توبه (9):آیه 101
منافقون و کسانی که تو از اینها را نمیشناسی و اسامی را آقای «حذیفه» میدانست و حتی در بعضی از روایتها است خلیفه دوم میآید میگوید یا «حذیفه» من هم جزء منافقین هستم یا نه؟ بعضی از صحابه در خودشان شک داشتند پیش «حذیفه» میآمدند و سوال میکردند.
میگوید گفتم آقای «حذیفه» اگر روایتی از پیغمبر شنیدی که در فتنه تکلیف چه است برای ما بگو:
«قال حذيفة قال رسول الله صلى الله عليه وسلم دوروا مع كتاب الله حيث ما دار»
در فتنهها اطراف کتاب خدا باشید، ببینید کتاب خدا با چه کسانی است با آنها باشید.
«فقلنا فإذا اختلف الناس فمع من نكون»
اگر مردم در کتاب خدا هم اختلاف کردند، چون هر کسی میگوید من تابع قرآن هستم خود «معاویه» هم قرآن را بالای نیزه زد و خوارج پیدا شدند. میگوید اگر در قرآن هم اختلاف کردند با چه کسی باشیم؟ گفت:
«انظروا الفئة التي فيها بن سمية»
ببینید آن دستهای که فرزند سمیه انجا است
«فالزموها»
ملازم او باشید.
«فإنه يدور مع كتاب الله»
«ابن سمیه» همواره در گرداگرد قرآن میچرخد!
«قال قلت ومن بن سمية»
پسر «سمیه» چه کسی است؟
«قال أو ما تعرفه»
نمیشناسید!
«قلت بينه لي»
گفتم نه!
«قال «عمار» بن ياسر سمعت رسول الله صلى الله عليه وسلم يقول لعمار يا أبا اليقظان»
«ابن سمیه «عمار» ابن یاسر» است که من از رسول اکرم شنیدم فرمود «يا أبا اليقظان»، یقظان لقب و کنیه «عمار» است.
«لن تموت حتى تقتلك الفئة الباغية»
تو از دنیا نمی روی مگر اینکه گروه ستمگر، تو را به شهادت میرساند.
«عن الطريق هذا حديث له طرق بأسانيد صحيحة أخرجا بعضها ولم يخرجاه بهذا اللفظ»
المستدرك على الصحيحين؛ اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري الوفاة: 405 هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1411هـ - 1990م، الطبعة: الأولى، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، ج2، ص162، ح2652
بعد آقای ذهبی میگوید این روایت سندهای متعدد دارد، سندهای صحیح متعدد دارد! این یک روایت.
همچنین روایت دیگر در جلد سوم است:
«حدثنا أبو العباس محمد بن يعقوب ثنا أبو البختري عبيد الله بن محمد بن شاكر ثنا أبو أسامة ثنا مسلم بن عبد الله الأعور عن حبة العرني قال دخلنا مع أبي مسعود الأنصاري على حذيفة بن اليمان أسأله عن الفتن فقال دوروا مع كتاب الله حيث ما دار وانظروا الفئة التي فيها بن سمية فاتبعوها فإنه يدور مع كتاب الله حيث ما دار قال فقلنا له ومن بن سمية قال عمار سمعت رسول الله صلى الله عليه وسلم يقول له لن تموت حتى تقتلك الفئة الباغية تشرب شربة ضياح تكن آخر رزقك من الدنيا هذا حديث صحيح عال ولم يخرجاه»
المستدرك على الصحيحين؛ اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري الوفاة: 405 هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1411هـ - 1990م، الطبعة: الأولى، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، ج3، ص442، ح5676
«دخلنا مع أبي مسعود الأنصاري على حذيفة بن اليمان أسأله عن الفتن» بر «حذیفه» وارد شدیم و از فتنهها سوال کردیم همین تعبیر است. بعد میگوید ابن اگر فتنهای شد ببینید «ابن سمیه» با کدام دسته است کنار آن باشید چون «ابن سمیه» از کتاب خدا جدا نمیشود گفتیم چه کسی است؟ گفت «عمار»، پیغمبر فرمود: «تقتلك الفئة الباغية»
بعد دارد «هذا حدیث صحیح عال» صحیح عالی است. یا به تعبیر رجالین صحیح اعلایی است، یعنی هم صحیح است و هم یک سر گردن از دیگر صحیحها بالاتر است؛ یعنی تمام رواتش جزء موثقین طراز اولند و کسی درباره آنها هیچ حرفی نزده است.
آقای «ابن عبدالبر» در کتاب «الاستیعاب»، جلد سوم دارد:
«وقال أبو مسعود وطائفة لحذيفة حين احتضر وأعيد ذكر الفتنة إذا اختلف الناس بمن تأمرنا قال عليكم بابن سمية فإنه لن يفارق الحق حتى يموت أو قال فإنه يدور مع الحق حيث دار وبعضهم يرفع هذا الحديث عن حذيفة»
الاستيعاب في معرفة الأصحاب؛ اسم المؤلف: يوسف بن عبد الله بن محمد بن عبد البر الوفاة: 463، دار النشر: دار الجيل - بيروت - 1412، الطبعة: الأولى، تحقيق: علي محمد البجاوي، ج3، ص1139
«ابو مسعود» میگوید و طایفه پیش «حذیفه» رفتند «حین احتضر» وقتی که داشت «حذیفه» از دنیا میرفت ظاهر قضیه این است که «حذیفه» یک سال یا دو سال قبل از فوت خلیفه دوم از دنیا رفت.
خیلی عجیب هم است حالا ان شاءالله روایتش را میخوانیم «حذیفه» یک روزی عصبانی شد و گفت من جمعه در مسجد اسامی منافقین را روشن خواهم کرد جمعه نرسیده روز چهارشنبه مسمومش کردند از دنیا رفت. ان شاءالله روایاتش را میخوانیم الان در ذهنم آمد خواستم دوستان داشته باشند که اینها خیلی رمز و رموز زیادی دارد.
متاسفانه ما حقایق تاریخ را برای مردم خوب بیان نکردیم یک مقدار کوتاهی مال ما است؛ یعنی مال علمای شیعه است دقت نمیکنیم فقط منحصراً میرویم چهار تا کتاب شیعه را مطالعه میکنیم، خیلی از مطالب در کتب اهل سنت است که از انها بیخبر هستیم سنیها که اصلاً کتابهای شیعه را نمیخوانند از کتاب های خودشان هم غالباً بیخبر هستند.
یک زمان بعضی از آقایان علمای اهل سنت که با ما مرتبط بودند روزهای پنجشنبه زنگ میزدند آقا فردا میخواهیم در نماز در مورد فلان موضوع صحبت کنیم میپرسیدند این موضوع در کجای کتابهای ما است چون تسلط شما از ما به کتابهایمان بیشتر است! «هذا من فضل ربی»
«ابن مسعود» میگوید نزد «حذیفه» رفته بودیم «وأعيد ذكر الفتنة» معلوم میشود که این قضیه فتنه همیشه مطرح بود که در فتنه چه کار کنیم کدام طرف بیرویم؟ این طرف بیرویم یا آن طرف بیرویم؟ گفت: «إذا اختلف الناس بمن تأمرنا» اگر مردم با هم اختلاف کردند یک عده گفتند ما حق هستیم، تعداد دیگر هم گفتند ما حق هستیم چه کار کنیم؟
«قال عليكم بابن سمية» گفت سراغ « عمار- ابن سمیه» بیروید «فإنه لن يفارق الحق حتى يموت»؛ «عمار» هرگز با لن نفی ابد آمده است هرگز از حق جدا نمیشود تا از دنیا برود!
«أو قال فإنه يدور مع الحق حيث دار» یا گفت آقای «عمار» همواره گرداگرد حق میچرخد حق هر کجا برود «عمار» هم همانجا میرود. این عبارت آقای «ابن عبد البر» بود.
«معجم کبیر طبرانی» هم این روایت را در جلد دهم صفحه ۱۱۷ مطرح میکند. آقای «ابن کثیر دمشقی» حرف قشنگی دارد به قول معروف از یک حرف از مادر عروس هم بشنویم کسی که شاگرد «ابن تیمیه» است. ایشان در کتاب «البدایه والنهایه - ابن کثیر دمشقی» سلفی با تحقیق دکتر ترکی از «عربستان سعودی» جلد نهم دارد.
«عن ابن مسعود سمعت رسول الله يقول إذا اختلف الناس كان ابن سمية مع الحق ومعلوم أن عمارا كان في جيش علي يوم صفين وقتله أصحاب معاوية من أهل الشام وكان الذي تولى قتله رجل يقال له أبو الفادية رجل من أفناد الناس وقيل إنه صحابي وقد ذكر أبو عمر بن عبد البر وغيره في اسماء الصحابة وهو أبو الفادية مسلم...»
البداية والنهاية؛ اسم المؤلف: إسماعيل بن عمر بن كثير القرشي أبو الفداء الوفاة: 774، دار النشر: مكتبة المعارف – بيروت، ج6، ص14
«ابن مسعود» این روایت از «حذیفه» نیست از «عبدالله ابن مسعود» است ایشان میگوید از پیغمبر شنیدم فرمود اگر مردم با هم اختلاف داشتند بیروید همراه «ابن سمیه» باشید او همواره با حق است. بعد «ابن کثیر دمشقی» نتوانسته خودش را کنترل کند عنان قلم از دستش رفته است.
میگوید: «ومعلوم أن عمارا كان في جيش علي يوم صفين»، «عمار» در «صفین» در سپاه علی بود. «وقتله أصحاب معاوية من أهل الشام»؛ اصحاب معاویه او را به شهادت رساندند. «وكان الذي تولى قتله رجل يقال له أبو الغادية رجل من أفناد الناس وقيل إنه صحابي وقد ذكر أبو عمر بن عبد البر وغيره في اسماء الصحابة وهو أبو الفادية مسلم...»
کسی هم که «عمار» را کشت اسمش ابوالغادیه بود و ایشان از شخصیتهای برجسته مردم بود و گفتند صحابی هم بوده است آقای «ابو عمر ابن عبدالبر» و دیگران او را از صحابه آوردند؛ یعنی قاتل «عمار» صحابی پیغمبر است!
مجری:
تکملهی زیبایی نسبت به تکتک آن سوالاتی که ممکن بود پیش بیاید. در اسناد قبلی دیدیم که گفته شد: «بله، ببینید عمار کجاست؟ عمار دور حق میگردد.» حالا اینجا مشخص کرد مصداق حق چیست. از آنطرف هم مصداق باطل را مشخص کرد که چیست.
حضرت آيت الله حسینی قزوینی:
ولی من خیلی دوست داشتم اگر از علمای بزرگوار اهل سنت که سنگ معاویه را به سینه میزنند و از معاویه دفاع میکنند، یک بحث علمی دوستانه داشته باشیم. ببینیم واقعاً اینچنین است یا نه. حقایق هم روشن است، اینها برای مردم نمیگویند.
دیروز یک مهمانی از استان «خراسان رضوی» داشتیم، میگفت در یکی از شهرستانها در مسجد، دوستان توجه نداشتند میکروفون بلندگو روشن است نسبت به معاویه عبارتهایی گفته بودند. میگفت منطقه هم تلفیقی است دیدیم امام جمعه آن منطقه با پنجاه – شصت نفر طرف مسجد آمدند آقا چه خبره؟ چرا دارید به اصحاب پیغمبر توهین میکنید؟ و معاویه (رضیاللهعنه» چنین و چنان است!
گفت من دیدم، دارد فتنهای درست میشود جلو رفتم به مولوی شان سلام گفتم، گفتم جناب مولوی، حالا من کاری ندارم کار اینها درسته یا درست نیست، ولی در کتابهای خود شما در رابطه با معاویه یک مطالبی هست. اگر شما محبت کنید، آقایی کنید، یه گوشهای با هم بنشینیم، این مطالبی که در کتابهای خود شما در رابطه با معاویه هست، با هم یک صحبت کنیم ببینیم قضیه چه است.
میگفت وقتی این را گفتم، این بنده خدا سرش را پایین انداخت به دوستانش گفت بیرویم؛ یعنی تمام آن پنجاه - شصت نفری که آورده بودند و نزدیک بود فتنهای درست بشود، همه سرشان را پایین انداختند و برگشتند. این قضیه برای دو ماه قبل است، برای پنجاه - شصت سال قبل هم نیست!
چرا اینها را برای مردم نمیگویید؟ چرا توضیح نمیدهید که رسول اکرم چه خون دلی از معاویه و ابوسفیان متحمل شد؟
روایتهای صحیح در رابطه با مذمت، کفر و... معاویه در کتابهای شما است ما که چیزی نمیخواهیم بگوییم، اینها را چرا برای مردم نمیگویید، برای توضیح نمیدهید؟ برای مردم که اگر یکدفعه یک شیعه یک جملهای نسبت به معاویه بگوید، بلافاصله تکفیرش کنند و واجب القتلش کنند و اهانتش کنند!
ما هم برای صحابه احترام قائل هستیم. به قول مرحوم «شیخ طوسی»، دوازده هزار صحابهای که انحراف نداشتند، از اینها انتظار شفاعت داریم. اینطوری نیست که بگویید شیعه برای صحابه احترام قائل نیست، صحابه را کافر میداند، از حرفهای مزخرفی که «ابن تیمیه و ابن حزم» و امثال اینها زدهاند، اینها را کنار بگذارید.
امروز عصر ارتباطات و عصر رسانه است. اگر دیروز این مطالب را میتوانستید از مردم مخفی کنید، الان توسط رسانهها، فضای مجازی به گوش جوانهای شما میرسد اینها را باید توضیح بدید.
مجری:
حاج آقا، خیلی دقیق فرمودید اما این بهانه جوها هم وجود دارند، حضرتعالی هم از «ابن کثیر» گفتید و هم از «ابن عبدالبر و ذهبی» این اسانید را آوردید، بعضیها میگویند ما تا خود صحاح را نبینیم قانع نمیشویم ایا این مطلب که «عمار» را فئه باغیه میکشند در آن کتابها در صحاح هم آمده است که ما این فیلتر را بگذاریم و بگوییم حتما باید در صحاح باشد؟
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
نکته قشنگی است که آیا حضرت «عمار» توسط گروه ستمگر کشته میشود در کتابهای صحاحشان آمده یا خیر؟ کتاب «صحیح بخاری» چاپ «عربستان سعودی – ریاض» در حدیث ۴۴۷ داستانش مفصل است پیغمبر فرمود:
«وَيْحَ عَمَّارٍ تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ يَدْعُوهُمْ إلى الْجَنَّةِ وَيَدْعُونَهُ إلى النَّارِ»
الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج1، ص172، ح436
«عمار» را گروه ستمگر میکشد، اینکه گروه ستمگر چه کسانی هستند، فعلا کاری با او نداریم؛ ولی ذیل روایت دارد «یدعوهم الی الجنة»، «عمار» آن فئه باغیه را به طرف بهشت دعوت میکند، همانطوری که پیامبران کفار مشرکین را به طرف بهشت دعوت میکردند.
«ویدعونه الی النار»، و این گروه ستمگر «عمار» را به طرف آتش دعوت میکند. اگر نباشد جز همین یک روایت، کافی است. «عمار» آنها را به بهشت دعوت میکند، ولی آنها «عمار» را به آتش. یعنی اینها اهل النار هستند و «عمار» اهل جنة است. این مطلب در صحیح بخاری است.
آنچه در ذهنم است «صحیح بخاری» این مطلب را در چهار – پنج جا آورده است. «صحیح بخاری - بیت الافکار الدولیه» در حدیث 2812، آن روایت حدیث شماره ۴۴۷ بود، این روایت 2812 است:
«وَيْحَ عَمَّارٍ تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ عَمَّارٌ يَدْعُوهُمْ إلى اللَّهِ وَيَدْعُونَهُ إلى النَّارِ»
الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج3، ص116، ح2657
«عَمَّارٍ تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ عَمَّارٌ يَدْعُوهُمْ إلى اللَّهِ وَيَدْعُونَهُ إلى النَّارِ» «عمار» این فئة باغیه را به طرف خدا دعوت میکند! خیلی جالب است، من نمیدانم از این واضحتر و روشنتر میخواهد باشد؟
عزیزان! این پرده تعصب را از ذهنمان کنار بزنیم، اگر کنار نمیزنیم یک سوزنی برداریم، چند جا را سوراخ کنیم این پرده، یک ذره سوراخ بشود!
«عَمَّارٍ تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ عَمَّارٌ يَدْعُوهُمْ إلى اللَّهِ وَيَدْعُونَهُ إلى النَّارِ»؛ «عمار» فئه باغیه؛ یعنی سپاه معاویه را به طرف الله دعوت میکند، آنها «عمار» را به طرف آتش جهنم دعوت میکنند!
همچنین این مطلب در «صحیح بخاری - چاپ بیروت» حدیث 2812 و ۴۴۷ آمده است. و در دو سه جای دیگر «صحیح بخاری» هم است که من تصویر نگرفته ام این دو مورد را من خودم تصویر گرفته ام.
شما قرآن را ملاک قرار بدهید «یدعون الی النار» در قرآن چه کسانی هستند؟ اصلا هیچ کاری با شیعه نداریم، الان من «یدعون الی النار» را سرچ میزنم ببینیم کجا دارد میآید خدای عالم در قرآن میگوید چه کسانی «یدعون الی النار» هستند.
این نرم افزار «مکتبه اهل بیت» است، جلوی مردم «یدعون الی النار» را سرچ میزنم ببینیم آیه قرآن چه توضیح میدهد. من دارم جلوی بینندگان جستجو میزنم دو جا «یدعون الی النار» آمده است.
1. (أُولَئِكَ يدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَاللَّهُ يدْعُو إِلَى الْجَنَّةِ)
(وَلَا تَنْكِحُوا الْمُشْرِكَاتِ حَتَّى يؤْمِنَّ وَلَأَمَةٌ مُؤْمِنَةٌ خَيرٌ مِنْ مُشْرِكَةٍ وَلَوْ أَعْجَبَتْكُمْ وَلَا تُنْكِحُوا الْمُشْرِكِينَ حَتَّى يؤْمِنُوا وَلَعَبْدٌ مُؤْمِنٌ خَيرٌ مِنْ مُشْرِكٍ وَلَوْ أَعْجَبَكُمْ أُولَئِكَ يدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَاللَّهُ يدْعُو إِلَى الْجَنَّةِ وَالْمَغْفِرَةِ بِإِذْنِهِ وَيبَينُ آياتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يتَذَكَّرُونَ)
و با زنان مشرک و بتپرست، تا ايمان نياوردهاند، ازدواج نکنيد! (اگر چه جز به ازدواج با کنيزان، دسترسي نداشته باشيد؛ زيرا) کنيز باايمان، از زن آزاد بتپرست، بهتر است؛ هر چند (زيبايي، يا ثروت، يا موقعيت او) شما را به شگفتي آورد. و زنان خود را به ازدواج مردان بتپرست، تا ايمان نياوردهاند، در نياوريد! (اگر چه ناچار شويد آنها را به همسري غلامان باايمان درآوريد؛ زيرا) يک غلام باايمان، از يک مرد آزاد بتپرست، بهتر است؛ هر چند (مال و موقعيت و زيبايي او،) شما را به شگفتي آورد. آنها دعوت به سوي آتش ميکنند؛ و خدا دعوت به بهشت و آمرزش به فرمان خود مينمايد، و آيات خويش را براي مردم روشن ميسازد؛ شايد متذکر شوند!
سوره بقره (2): آیه 221
2. (وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَيوْمَ الْقِيامَةِ لَا ينْصَرُونَ)
(وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَيوْمَ الْقِيامَةِ لَا ينْصَرُونَ)
و آنان [= فرعونيان] را پيشواياني قرار داديم که به آتش (دوزخ) دعوت ميکنند؛ و روز رستاخيز ياري نخواهند شد!
سوره قصص (28): آیه 41
یک جا در رابطه با مشرکین آمده است (وَلَوْ أَعْجَبَكُمْ) یا رسول الله اگر مشرکین برای شما جای تعجب است (أُولَئِكَ يدْعُونَ إِلَى النَّارِ) این مشرکین مردم را به طرف آتش دعوت میکنند، (وَاللَّهُ يدْعُو إِلَى الْجَنَّةِ) خدا اینها را به طرف بهشت دعوت میکند؛ پس مشخص شد کسانی که دعوتگر به طرف آتش جهنم هستند قرآن میگوید مشرکین هستند!
من امشب نمیرسم ولی بعضی از شارحین «صحیح بخاری» مثل «ابن بطال» و غیره (البته باید این آقای سجودی بیاید تشخیص بدهد که ایشان یک زمانی میگفت من میدانم وقتی بعضی از علما وقت مواد مخدرشان میگذرد هذیان میگویند)
ایشان (ابن بطال) میآید میگوید آقا مراد از «فئه باغیه» خوارج نهروان هستند. آخر تمام دنیا شیعه، سنی، مسحیی، یهودی، آتئیستها همه میدانند «عمار» در صفین شهید شده جنگ نهروان بعد از صفین است. میگوید مراد از «یقتل الفئة الباغیه» خوارج نهروان هستند!
این خیلی جالب بود وقتی من خواندم حدود چند دقیقه خنده ام گرفت، تنها در اتاق بودم جلوی خندهام را نتوانستم بگیرم گفت «تقتل الفئة الباغیة» یعنی مشرکین قریش او را کشتند. مراد از فئه باغیه مشرکین قریش هستند، اینها یک حرفهای میزنند که همه خنده اش میگیرد.
مجری:
این حرفهای خنده دار آن زمان هم وجود داشته است، یعنی خود «معاویه» و اینها هم بالاخره میخواستند کارشان را توجیه کنند، یک حرفهای خندهدار هم میزدند.
حضرت آیت الله حسنی قزوینی:
به آن هم میرسیم، من بعداً متوجه شدم ایشان خلاصه یک چیزی برایش روشن شده است. من الان نمیخواهم بیاورم ان شاءالله جلسه بعد عرض خواهم کرد این که میگوید «عمار» را مشرکین قریش میکشند، بعضی آمدند حمله کردند گفتند این چه حرفی است دارید میزنید مشرکین قریش زمان پیغمبر بود، بعد از پیغمبر ابوبکر، عمر و عثمان و علی ابن ابی طالب آمده اند.
اما «عمار» در جنگ صفین سال ۳۷ یا ۳۸ کشته شده است، این چه ربطی به مشرکین قریش دارد؟
ولی من احساس میکنم خوب تو خال زده که خیلیها نفهمیدند! میگوید مشرکین قریش کشتند خود حضرت امیر در خطبه شانزده نهج البلاغه میفرماید:
«فَوَ الَّذِي فَلَقَ الْحَبَّةَ وَ بَرَأَ النَّسَمَةَ مَا أَسْلَمُوا وَ لَكِنِ اسْتَسْلَمُوا وَ أَسَرُّوا الْكُفْرَ فَلَمَّا وَجَدُوا أَعْوَاناً عَلَيْهِ أَظْهَرُوه»
نهج البلاغة (للصبحي صالح)؛ نویسنده: شريف الرضى، محمد بن حسين، ناشر: هجرت، محقق/ مصحح: فیض الاسلام، ص374، خطبه 16
معاویه و یارانش در جنگ برای شما فتح مکه مسلمان نشدند؛ بلکه اینها تظاهر به اسلام کردن همان مشرکین مکه هستند، همان مشرکین قریش هستند که رنگ عوض کردهاند!
«عمار» هم در کتاب «مجمع الزوائد هیثمی» جلد اول، صفحه ۱۱۳ همین تعبیر را دارد:
«والله ما أسلموا ولكن استسلموا وأسروا الكفر فلما رأو عليه أعوانا أظهروه»
مجمع الزوائد ومنبع الفوائد؛ اسم المؤلف: علي بن أبي بكر الهيثمي الوفاة: 807، دار النشر: دار الريان للتراث/دار الكتاب العربي - القاهرة , بيروت – 1407، ج1، ص113، ح439
اینها همان مشرکین و کفار قریش هستند آمدند لباس اسلام به تن کردهاند، این آقایی که میگوید «عمار» را مشرکین قریش کشتند، احساس میکنم یک چیزهایی برایش روشن شده و یک چیزی هم گذاشته و کمان را انداخته است ولی خیلیها متوجه نشدند.
در آیه ۲۲۱ سوره بقره قرآن میفرماید: (أُولَئِكَ يدْعُونَ إِلَى النَّارِ) مشرکین هستند.
جای دوم را عزیزان دقت کنند در رابطه با فرعون سوره قصص آیه ۴۱: (وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يدْعُونَ إِلَى النَّارِ)؛ این فرعون و فرعونیان پیشوایانی هستند که دعوت به آتش جهنم میکنند (وَيوْمَ الْقِيامَةِ لَا ينْصَرُونَ)
حالا دو باره عبارت کتاب «صحیح بخاری» چاپ «عربستان سعودی» را مرور کنیم «عَمَّارٍ تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ يَدْعُوهُمْ إلى الْجَنَّةِ وَيَدْعُونَهُ إلى النَّارِ»؛ «عمار» آنها را به بهشت دعوت میکند اینها «عمار» را به آتش جهنم!
مجری:
آیه بعدی را هم ببینیم که ما تکلیف مان نسبت به این گروهی که هستند چه است؟
حضرت آیت الله حسنی قزوینی:
بله.
(وَأَتْبَعْنَاهُمْ فِي هَذِهِ الدُّنْيا لَعْنَةً وَيوْمَ الْقِيامَةِ هُمْ مِنَ الْمَقْبُوحِينَ)
و در اين دنيا نيز لعنتي بدنبال آنان قرار داديم؛ و روز قيامت از زشترويانند!
سوره قصص (28): آیه 42
در دنیا دعوتگران به آتش جهنم را گرفتار لعنت میکنیم و در قیامت هم اینها با قبیحترین و زشتترین قیافه محشور خواهند شد، از این بهتر از این واضحتر!
مجری:
آن وقت به این گروه گیر دادند با اینکه اشتباهاً میکروفون روشن بوده اینجا خداوند لعن کرده است.
حضرت آیت الله حسنی قزوینی:
البته ما عقیده اهل سنت را در دو جا صد در صد باطل میدانیم، یکی در رابطه با کفر ابوطالب است که عقیده اهل سنت را صد در صد باطل میدانیم، ابوطالب مومن آل ابی طالب است و خدماتی که حضرت ابوطالب به اسلام کرده غیر از فرزند بزرگوارش امیرالمومنین احدی نکرده است و جزء مؤمنین اولیه بود.
دوم هم در قضیه معاویه عقیده اینها را صد در صد اشتباه و باطل میدانیم؛ ولی به خاطر این قضیه به اینها توهین نمیکنیم، ناسزا نمیگوییم و سب، لعن و شتم نمیکنیم؛ چون سب و شتم کار اراذل و اوباش است، وقتی منطق داریم از قرآن و «صحیح بخاری» مطرح میکنیم دیگر نیاز نیست فحش و ناسزا بدهیم! اگر سوالی حضرتعالی دارید مطرح کنید.
مجری:
تشکر، بله سوالات است؛ اما عزیزان هم پشت خط هستند اگر صلاح میدانید تماسهای بینندگان را داشته باشیم، ان شاءالله مابقی بحث همانطور که عزیزان تا اینجای بحث همراه بودند ان شاءالله همچنان همراه باشند، در جلسات آینده این بحث را ادامه خواهیم داد.
نسبت به این روایت توجیهاتی که بالاخره اینها اصحاب پیامبر بودند، افرادی بودند که خودشان با گوش خودشان از زبان حضرت آقا رسول الله شنیدند که این جمله را فرمودند. اینکه چه توجیه و چه صحبتهایی شد حتماً همراه ما باشید در جلسات آینده ان شاءالله این را از حضرت استاد خواهیم پرسید و پاسخ را خواهیم گرفت.
اولین تماس جناب آقای «بهادری از کرج» پشت خط ارتباطی هستن سلام علیکم بفرمایید.
تماس بینندگان برنامه
بیننده: (آقای بهادری از کرج – شیعه)
بسم الله الرحمن الرحیم عرض سلام دارم خدمت حضرت آیت الله دکتر «حسینی قزوینی» و جناب آقای «مرعشی» دو سید بزرگوار! سالگشت ازدواج حضرت «خدیجه» و حضرت رسول مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) را خدمت همه شما عزیزان عرض تبریک و تهنیت دارم!
«ابن ابی الحدید» در «شرح نهج البلاغه» جلد ۸ صفحه ۱۸ میفرماید زمانه برای مرجعیت چگونه گذشت چه اتفاقی افتاد، کار به جایی رسید که علی ابن ابیطالب خانه نشین شد گفتند چون «عمار» در لشکر امام علی است پس علی حق بوده نه معاویه!!
حضرت آقا خدا وکیلی این فاجعه نیست، حقانیت امام علی را با حضور «عمار» در لشکر امام معرفی کردند چون «عمار» در کنار توست ای علی پس تو حقی، در حالی که حقانیت «عمار» را در لشکر امام علی میتوان شناخت.
«ابن ابی الحدید» میگوید واعجبا! مسلمین چه کسی را مرجع قرار دادند چه کسی را قیاس قرار دادند علی بن ابی طالب که دست پرورده رسول خدا و جانشین رسول خداست حضور «عمار» در لشکر علی را چون دیدند میگویند علی حق است. «ابن ابی الحدید» باز میفرماید علمای اهل سنت متعجب هستیم زمانه چگونه گذشت علی نشست و خانه نشین شد گفتن حق با علی چون «عمار» در لشکر امام بوده، با اینکه نور هدایت را «عمار» از امام علی گرفته بود. برای اینکه مردم بگویند معاویه حق نیست امام علی حق است.
«شرح ابن ابی الحدید» در جلد یک صفحه ۷ بعد میگوید تعدادی از علمای بزرگ شیوخ متجدده به این وادی رفتند که بگویند ابوبکر فضیلتی نسبت به امام علی ندارد، زیرا علی افضل بوده هم خلافتش هم مرجعیت ایشان.
حضرت آقا، سوال حالا فرض کنیم «عمار» در لشکر امام نبود معلوم نبود حق با چه کسی بوده احتمالاً به قول آقایون وهابی معاویه نسبت به امیرالمؤمنین حق بوده است. آقایان مرجعیت غیر اهل بیت میگویند معاویه زندیق بوده اگر «عمار» در لشکر علی نبود معاویه از ابوبکر شما جلو میافتاد این چه عقیده است که اینها دارند؟
«ابن ابی الحدید» این حقیقت را آورده که علی از طرف رسول خدا مامور بوده با سه طایفه در دوره خلافتش زمانی که به قدرت رسید جنگ کند «قاسطین - طلحه، زبیر و خانم عایشه» «ناکثین – معاویه» و «مارقین – خوارج» همه اینها را بکشد این جزء مسلمات تاریخی و عقیدتی ما شیعیان و اهل سنت و وهابیون هم است که این جنگهای امام علی ماموریتش از طرف رسول خدا بوده است.
سوال من این است اگر رسول بگوید آقای زید آقای بکر بر ضد اسلام قیام کرده او را بکش این آقای بکر حکمش چیست؟ اگر این سه طایفه با شمشیر علی کشته بشوند به کجا میروند؟ به جهنم میروند. شما روی چه معیاری به آنها (رضی الله عنه) میگویید تفسیر شما در این زمینه چیست؟
در قرآن سوره جن آیه است:
(وَأَنَّا مِنَّا الْمُسْلِمُونَ وَمِنَّا الْقَاسِطُونَ فَمَنْ أَسْلَمَ فَأُولَئِكَ تَحَرَّوْا رَشَدًا؛ وَأَمَّا الْقَاسِطُونَ فَكَانُوا لِجَهَنَّمَ حَطَبًا)
و اينکه گروهي از ما مسلمان و گروهي ظالمند؛ هر کس اسلام را اختيار کند راه راست را برگزيده است، و اما ظالمان آتشگيره و هيزم دوزخند!
سوره جن (72): آیه 14 و 15
قاسطون اهل نار هستند شما آقایون وهابی مرجعیت شیعه را اینطور بشناس، اگر مرجعیت شیعه فتوا بدهد چه معصوم است مثل امام و کسانی که در خط امام هستند مثل «ابوذر، سلمان، مقداد، عمار و...» اگر با کسی درگیر شدند طبق فتوای پیامبر درگیر شدند اگر کسی را بکشند طبق فتوای پیامبر کشتند و آن کشتار به نص صریح قرآن است
(وَإِنْ نَكَثُوا أَيمَانَهُمْ مِنْ بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَطَعَنُوا فِي دِينِكُمْ فَقَاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لَا أَيمَانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ ينْتَهُونَ)
و اگر پيمانهاي خود را پس از عهد خويش بشکنند، و آيين شما را مورد طعن قرار دهند، با پيشوايان کفر پيکار کنيد؛ چرا که آنها پيماني ندارند؛ شايد (با شدت عمل) دست بردارند!
سوره توبه (9): آیه 12
شما طبق چه معیاری به اینها (رضی الله عنه) میگویید، از چه کسی تقلید میکنید و مقلد چه کسی هستید تا روز قیامت معلوم شود حجت شما، برای ارسال رضوان به دشمنان مرجع جهان اسلام آقا امیرالمومنین (علیه السلام) چیست؟ اینها قتل عام خاندان پیغمبر را انجام دادند؛ ولی شما اینها را (رضی الله عنه) میگویید.
رسول خدا فرمود یا علی هر کسی را بکشی من او را کشتم، هر کسی را که من بکشم در جهنم است، شما به کشتههای که امام علی کشته است (رضی الله عنه) میگویید؛ پس مرجعیت غیر شیعه مرجعیت نیست که از پیامبر اخذ کرده باشد، بارها در کتاب های شما خواندیم که خلافت سه خلیفه ربطی به پیغمبر اسلام ندارد خودتان نوشید این را به ما جواب بدهید، والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته!
مجری:
احسنتم، ماشاء الله خیلی تشکر میکنیم آقای «بهادری» عزیز مثل همیشه کاملا مرتبط با موضوع برنامه و سوالات اساسی که پاسخگوی آنها باید جریانی باشد که خودش را منتسب به افرادی همچون معاویه میداند و باید بالاخره بیاید برنامه هایی که پیش امده و روایاتی که هست که نمونه ای از آنها را با صلابت جناب آقای «بهادری» بیان کرد اینها را باید پاسخ بدهند.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
واقعا حرفشان حرف صحیح است، این اوج مظلومیت امیرالمومنین است، هزاران روایتی که به تعبیر «علامه حلی» در کتاب «الفین» هزار دلیل بر حقانیت علی و هزار دلیل بر بطلان دیگران آورده که «حذیفه» بیاید بگوید میخواهید حق را بشناسید ببینید «عمار» کجا است؟ این واقعاً اوج مظلومیت امیرالمومنین است.
مجری:
اصلاً این شایستگی را «عمار» از دور علی چرخیدن به دست آورده است. واقعا انسان تاسف میخورد. تماس بعدی جناب آقای «نیکوفر از شیراز» هستن در خدمتتان هستیم بفرمایید
بیننده:(آقای نیکوفر از شیراز – شیعه)
سلام علیکم، خسته نباشید خدمت آقای «مرعشی» و آقای «قزوینی» عزیز دو سید بزرگوار سلام عرض میکنم، ان شاءالله که همیشه موفق باشید. اول اینکه ازدواج ام المؤمنین حضرت «خدیجه» کبری و پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) را به تمام مسلمانان جهان تبریک عرض میکنم.
بعد میخواستم یک خورده ذکر امام علی را بگویم شاید به دل یکی از مردمان جهان نشست و خودمان هم کیف کنیم.
مجری:
فقط مختصراً بفرمایید که ان شاءالله به ادامه برنامه برسیم!
آقای نیکوفر:
خدمتتان عرض کنم به خدا قسم آقای «قزوینی» میگوید:
اگر در خانه کس است یک حرف بس است، امام علی زاده کعبه است و بس!
پیامبر اکرم به «عمار» فرمودند یا «عمار» اگر علی به یک راه رفت و همه جهانیان به راه دیگر رفتند، یا «عمار» به راه علی برو؛ چون امام علی راه مستقیم است و بقیه جهانیان به راه گمراه رفتهاند.
ای مردم! امام علی، امین خدا در روی زمین است، ای مردم امام علی سفیر خداوند است، ای مردم امام علی حجت خداوند است، ای مردم امام علی دین خداوند است، ای مردم امام علی صراط مستقیم است، ای مردم امام علی خبر بزرگی است که مردم در آن اختلاف کردند، ای مردم امام علی به خدا تنها کسی بود که به خدا ایمان آورد، در حالی که همه مشرک بودند.
ای مردم به خدا قسم امام علی هرگز از جنگ فرار نمیکرد و برای خدا صبر مینمود، ای مردم امام علی وارث تمام انبیاست، ای مردم امام علی سید تمام اوصیا است، ای مردم امیرالمومنین فقط علی مرتضی است، ای مردم علی امیرالمومنین اول و آخر است، ای مردم امام علی مولای تمام مؤمنین است، ای مردم امام علی همسر فاطمه زهرا سیده نساء العالمین است.
ای مردم پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود به خدا قسم که علی خود بهشت است!
مجری:
ماشاء الله خیلی زیبا، این مجموعهای را هم که جمع کرده بودید تمام اینها قطعا نشأت گرفته از روایات بود، و کاملاً بینندگان فاضلی که دارند برنامه را مشاهده میکنند بر همین مطلب هم صحه میگذارند.
تشکر میکنیم جناب آقای «نیکوفر» عزیز که از «شیراز» همراه ما بودید، ان شاءالله با همین اشعار، با همین مضامین، در روز صحرای محشر آدم یک وثیقهای داشته باشد تا انجا اذن ورود به بهشت را کسب کند.
تشکر میکنیم از شما و همه بینندگان عزیز که تماس گرفتند و بعید میدانم فرصت بشود، تا بقیه تماسها را وصل کنیم، فقط حضرت استاد پیامهای زیادی رسیده، در جلسات گذشته هم باز طلب کرده بودند که بعضی از آنها هم ماند که نسبت به آقا امام زمان شبکه به نام نامی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است و این سنت حسنهای را هم که حضرتعالی گذاشتید که حسن مطلع برنامه را با یاد حضرت زهرا آغاز میکنیم، حسن ختام برنامه را هم ان شاءالله از آقا امام زمان ولی عصر از حضرتعالی بشنویم و بهره مند بشویم.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
من این جمله را بارها گفتم شاید هر جلسه هم تکرار کنم، باز جا دارد فرمایش آیت الله العظمی «بهجت (رضوان الله تعالی علیه)» میفرمود بر اینکه به یاد حضرت باشید.
من روایتی را از کتاب «کمال الدین - شیخ صدوق» عرض کنم، بعد فرمایش آقای آیت الله العظمی «بهجت» را ببینیم که واقعاً یک روز در عمرمان عمل کردیم یا نکردیم!
روایت از آقا موسی بن جعفر (سلام الله علیه) است.
«حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ زِيَادِ بْنِ جَعْفَرٍ الْهَمَدَانِيُّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي أَحْمَدَ مُحَمَّدِ بْنِ زِيَادٍ الْأَزْدِيِّ قَالَ: سَأَلْتُ سَيِّدِي مُوسَى بْنَ جَعْفَرٍ (علیه السلام) عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلوَ أَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظاهِرَةً وَ باطِنَةً فَقَالَ (علیه السلام) النِّعْمَةُ الظَّاهِرَةُ الْإِمَامُ الظَّاهِرُ وَ الْبَاطِنَةُ الْإِمَامُ الْغَائِبُ فَقُلْتُ لَهُ وَ يَكُونُ فِي الْأَئِمَّةِ مَنْ يَغِيبُ قَالَ نَعَمْ يَغِيبُ عَنْ أَبْصَارِ النَّاسِ شَخْصُهُ وَ لَا يَغِيبُ عَنْ قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ ذِكْرُهُ وَ هُوَ الثَّانِي عَشَرَ مِنَّا يُسَهِّلُ اللَّهُ لَهُ كُلَّ عَسِيرٍ وَ يُذَلِّلُ لَهُ كُلَّ صَعْبٍ وَ يُظْهِرُ لَهُ كُنُوزَ الْأَرْضِ وَ يُقَرِّبُ لَهُ كُلَّ بَعِيدٍ وَ يُبِيرُ بِهِ كُلَّ جَبَّارٍ عَنِيدٍ وَ يُهْلِكُ عَلَى يَدِهِ كُلَّ شَيْطَانٍ مَرِيدٍ ذَلِكَ ابْنُ سَيِّدَةِ الْإِمَاءِ الَّذِي تَخْفَى عَلَى النَّاسِ وِلَادَتُهُ وَ لَا يَحِلُّ لَهُمْ تَسْمِيَتُهُ حَتَّى يُظْهِرَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فَيَمْلَأَ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا كَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً»
كمال الدين و تمام النعمة؛ ابن بابويه، محمد بن على (تاريخ وفات مؤلف: 381 ق)، محقق / مصحح: غفارى، على اكبر، ج2، ص ص368
سوال کردند که نعمت ظاهری و باطنی چیست؟ چیه حضرت فرمود نعمت ظاهری امامی است که حضور داشت و نعمت باطنی امامی است که از نظرها غائب است «وَ الْبَاطِنَةُ الْإِمَامُ الْغَائِبُ»
«فَقُلْتُ لَهُ وَ يَكُونُ فِي الْأَئِمَّةِ مَنْ يَغِيبُ»؛ آیا در میان ائمه کسی هم است که غایب باشد حضرت یک جمله قشنگی دارد من تقاضا میکنم این جمله را من دو سه مرتبه میگویم کسانی که اهل دل هستند حفظ کنند فرمود: «يَغِيبُ عَنْ أَبْصَارِ النَّاسِ شَخْصُهُ» یکی از ائمه از چشمههای مردم غایب است.
«وَ لَا يَغِيبُ عَنْ قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ ذِكْرُهُ»؛ اگر این قسمت اول را هم حفظ نکردیم قسمت دوم را حفظ کنیم، «وَ لَا يَغِيبُ عَنْ قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ ذِكْرُهُ»؛ یعنی آن امام غائب از نظرها غایب است؛ ولی از قلبهای مومنین هرگز غایب نیست، از قلبهای مومنین هرگز غایب نیست.
عرض کردم این روایت را «کمال الدین» صفحه ۳۶۹ دارد «کفایة الاثر» صفحه ۲۷۰ دارد، «بحارالانوار – مجلسی» جلد ۵۱ صفحه ۱۵۰ دارد «جامع الاحادیث - آیت الله العظمی بروجردی» جلد ۱۴، صفحه ۵۶۵ آورده است. «معجم احادیث المهدی» جلد ۵ صفحه ۳۳۷ آورده است.
از روایات عبارتهای زیادی در این زمینه است. «وَ لَا يَغِيبُ عَنْ قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ ذِكْرُهُ»؛ این روایت را که عرض کردیم حالا این فرمایش آیت الله العظمی «بهجت» را در نظر داشته باشید ایشان نسبت به حضرت ولی عصر پنج تا نکته را مطرح میکردند. به قول حاج آقای «سبحانی» سر انگشتی بحث را بگوییم.
نکته اول میگفت صبح که بلند میشوید دست به سینه خدمت حضرت ولی عصر سلام بدهید بگویید آقا جان دست من به دامن تو، خودت از لغزشها من را حفظ کن، از خدا بخواه ما را از لغزشها حفظ کند.
دوم: مینشینی بگو یا صاحب الزمان، ما در روز چند مرتبه میشینیم، چند مرتبه تا به حال یا صاحب الزمان گفتیم!
سوم: برمیخیزی بگو یا صاحب الزمان. من و شما در طول روز چند بار بلند میشویم چند بار یا صاحب الزمان گفتیم؟
چهارم: تکان میخوری بگو یا صاحب الزمان، این را میگویند: «وَ لَا يَغِيبُ عَنْ قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ ذِكْرُهُ»؛ از قلوب مومنین یاد امام زمان غایب نیست!
پس اول صبح رو به قبله دست به سینه سلام بده و از حضرت استعانت کن. دو: مینشینی بگو یا صاحب الزمان. سه: برمیخیزی بگو یا صاحب الزمان. چهار: حرکت میکنی بگو یا صاحب الزمان.
پنجم: شب که میخوای بخوابی رو به قبله سلام بده بگو یا صاحب الزمان اگر امروز از من گناه و لغزشی سر زد پیش خدای عالم واسطه شو، خدای عالم از سر تقصیرات من بگذرد. از گناهانم درگذرد!
در آخر زیارت جامعه کبیره میخوانیم:
«يَا وَلِيَّ اللَّهِ إِنَّ بَيْنِي وَ بَيْنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ ذُنُوباً لَا يَأْتِي عَلَيْهَا إِلَّا رِضَاكُم»
گناهانی بین ما و خدا هست جز با رضایت شما این گناهان بخشیده نخواهد شد!
من لا يحضره الفقيه؛ نویسنده: ابن بابويه، محمد بن على، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم مصحح: غفاری، علی اكبر، ج2، ص616
ان شاءالله امیدواریم این پنج تا جمله آیتالله العظمی «بهجت» که یک آدم ره رفته است، آقازاده ایشان میگوید آن روز آخر که حالشان خیلی خراب بود، خواستیم دکتر ببریم، گفت من رفتنی هستم دکتر نبرید. گفت ما توجه نکردیم، ایشان را سوار ماشین کردیم که بیمارستان ببریم، در تمام لحظاتش پدرم یا صاحب الزمان، یا صاحب الزمان میگفت. آخرین جملهاش با همان یا صاحب الزمان از دنیا رفت.
امیدواریم که ان شاءالله ما را صاحب الزمانی کند. باز آن روایتی امام کاظم یادمان نرود «وَ لَا يَغِيبُ عَنْ قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ ذِكْرُهُ»؛ حضرت مهدی از نظرها پنهان است ولی از قلبهای مؤمنین پنهان نیست همواره مؤمنین قلبشان هوای حضرت ولی عصر و یاد حضرت ولی عصر را دارد!
مجری:
احسنتم یا صاحب الزمان، حضرت استاد خیلی از محضرتان استفاده کردیم، و مخصوصاً با این حسن ختامی که ان شاءالله سرلوحه کارمان این نکات را قرار بدهیم، آن افرادی که واصل شدند و رسیدهاند دارند این توصیهها را به ما میکنند، بالاخره خودشان آن مسیری را که طی کردند و توانستند متصل بشوند به آن دریای بیکران معرفت، دارند به ما می گویند این راهی است که به سرمنزل مقصود خواهید رسید!
حضرت استاد تشکر میکنم از محضرتان خیلی استفاده کردیم، و تشکر هم میکنم از همه شما بینندگان عزیز و ارجمند که تا انتهای برنامه امشب هم همراه برنامه «حبل المتین» بودید، ان شاءالله سیر مباحث را در جلسات آینده پی خواهیم گرفت همراه ما باشید تا دیدار آینده خدانگهدار!
حسین حکیمی رشتخوار
30 مهر 1400 - ساعت 22:00ریسمان الهی که اینجا منظور ایمه اطهار وقران می باشد که مردم باید به آنها تمسک بجویند